رفتن به مطلب

پرچمداران

  1. sajjad

    sajjad

    مدیر کل


    • امتیاز

      12

    • تعداد ارسال ها

      4,184


  2. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    • امتیاز

      10

    • تعداد ارسال ها

      41


  3. فرحناز هرندی/صبور

    • امتیاز

      6

    • تعداد ارسال ها

      15


  4. painting

    painting

    کاربر جدید


    • امتیاز

      3

    • تعداد ارسال ها

      4



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان جمعه, 25 آبان 1397 در پست ها

  1. 2 امتیاز
    تله پاتی پدیده‌ای روانی است که در آن بین ذهن‌ها ارتباط برقرار می‌شود. چنین ارتباط روانی تلپاتیکی شامل افکار، ایده‌ها، احساسات، حس ها و حتی تصاویر ذهنی می‌شوند. در جوامع قبیله‌ای مانند Aborigines استرالیا، تله پاتی به عنوان استعدادی انسانی پذیرفته شده در حالی که در جوامع پیشرفته باور مردم بر این است که تله پاتی توانایی خاصی است که مختص اصل تصوف و افرادی است که قدرت‌های ذهنی دارند. با این که از لحاظ علمی ثابت نشده، اما تله پاتی به طرز رو به رو رشدی در پژوهش‌های روان شناسانه مورد مطالعه قرار می‌گیرد. از تله پاتی همچنین به عنوان خواندن ذهن هم یاد می‌شود. تاریخچه تله پاتی Telepathy از عبارت یونانی، tele به معنای دور یا با فاصله و path به معنای وقوع یا احساس گرفته شده است؛ پس تله پاتی در واقع یعنی دریافت احساسات از فاصله. این عبارت در سال 1882 توسط محقق و روانشناس فرانسوی به نام Fredric W.H. Myers بنیانگذار انجمن تحقیقات و روانشناسی (SPR) استفاده شد. او براین باور بود که عبارت تله پاتی بهتر از اسامی‌ای که قبلا استفاده می شدند این پدیده را توصیف می‌کرد. به تفسیر، تله پاتی برقراری ارتباط بین 2 ذهن، که با فاصله از هم جدا شده‌اند بدون استفاده از حواس 5 گانه است. گه گاهی همه ی ما تله پاتی را تجربه کرده‌ایم. شاید داشتید به یک نفر که ماه ها از او بی خبر بوده‌اید فکر می‌کردید که ناگهان آن شخص، به شما تلفن می‌کند. یا وقتی 2 نفر با هم هستند، ممکن است یک چیز را در یک لحظه با هم بگویند. این ها ارتباطات ذهن خود بخودی هستند و چنین مثال هایی معمولا بین افرادی که بهم نزدیک هستند اتفاق می‌افتد. علاقه‌ی تحقیقاتی به تله پاتی از هیپنوتیزم یا خواب مغناطیسی آغاز می‌شود. افرادی که هیپنوتیزم انجام می‌دادند متوجه شدند که این پدیده‌ای شایع میان افراد هیپنوتیزم شده است و درواقع آنها ذهن هیپنوتیزم کننده را می‌خوانند و دستورالعمل هایی که او به زبان نیاورده بود را انجام می‌دادند. خیلی زود دیگر روانشناسان و روان پزشکان همچنین پدیده‌ای را میان بیماران‌شان مشاهده کردند. زیگموند فروید آنقدر این پدیده را دیده بود که برایش عادی شده بود و پسرش به آن اشاره کرده بود. لذا از آن به عنوان یک استعداد پسرفت کننده اولیه که در دوره تکامل کم شده است یاد می کند که همچنان می تواند تحت شرایطی خاص خودش را نشان دهد. روان پزشکی به نام Carl G.jung فکر می کرد که این مسئله مهم تر از این هاست و آنرا به عنوان تابعی از همگام سازی در نظر گرفته بود. روان شناس و فیلسوفی به نام William James هم آنقدر به موضوع تله پاتی اشتیاق داشت که دانشمندان بیشتری را تشویق به کاوش در این زمینه کرد. پس از اینکه انجمن تحقیقات و ورانشناسی آمریکایی (ASPR) در سال 1885 و پس از SPR در سال 1884 افتتاح شد، تله پاتی اولین پدیده‌ی روانی بود که به لحاظ علمی مورد مطالعه قرار گرفت. اولین آزمایش ساده بود. یک فرستنده در یک اتاق سعی می کرد که یک عدد 2 رقمی، یک طعم یا یک تصویر بصری را به یک گیرنده در اتاقی دیگر انتقال دهد. روان شناس فرانسوی به نام Charles Richet احتمال ریاضیاتی را برای آزمایشات در نظر گرفت و همچنین کشف کرد که تله پاتی سوای از هیپنوتیزم اتفاق می‌افتد. علاقه به تله پاتی پس از جنگ جهانی اول افزایش یافت چرا که کسانی که عزیزی را در جنگ از دست داده بودند به معنویت روی آوردند و سعی کردند با عزیزشان ارتباط برقرار کنند. پس از آن هم آزمایشات عظیمی در زمینه تله پاتی در آمریکا و انگلستان انجام شد. یافته های تجربی اکثرا تله پاتی در مواردی که یک خویشاوند یا یک دوست آسیب دیده یا کشته شده است به طور خود خودی اتفاق می‌افتد. آن فرد از خطری که شخص را تهدید می‌کند از راه دور آگاه است. چنین اطلاعاتی به شیوه های مختلفی مثل قطعات فکری به ذهن طرف می رسند؛ مثل اینکه یک چیزی درست در نمی آید، در رویاها، در توهمات، تصاویر ذهنی، صداهایی که می‌شنود، یا کلماتی که به ذهنش می‌رسند. اغلب چنین اطلاعاتی باعث می‌شوند فرد دریافت کننده کاری که می خواهد انجام دهد را تغییر دهد؛ مثلا برنامه سفرش یا زمان بندی روزانه اش را عوض کند یا به فردی که دلواپسش هست زنگ بزند. برخی حوادث هم حاوی تله پاتی آشکارا میان انسان ها و حیوانات هستند. به نظر می‌رسد که تله پاتی با وضعیت عاطفی افراد در ارتباط است. این هم برای فرستنده و هم برای گیرنده صدق می کند. زنان عموما دریافت کنندگان هستند – طبق مطالعات موردی و یک دلیل احتمالی می‌تواند این باشد که زنان بیشتر با احساسات‌شان ارتباط برقرار می‌کنند و بیشتر به درک شهودی خود تکیه می‌کنند تا مردان. تله پاتی را می‌توان در حالت رویا دیدن، تحریک و القا کرد. و به نظر می‌رسد که به یک سری فاکتور بیولوژیکی مرتبط است. یک سری داروها بر تله پاتی اثر معکوس دارند، حال آنکه کافئین بر روی آن تأثیر مثبت دارد. یک آزمایش تله پاتیک که در طی مأموریت آپولو 14 در سال 1971 انجام شد هم تأیید کرد که فاصله مانع محسوب نمی‌شود. این آزمایش نه توسط ناسا تأیید شد و نه تا مأموریت کامل شد، اعلام شد. فضانوردی به نام Edgar O.Mitchell این آزمایش را با 4 گیرنده روی زمین انجام داد، یعنی 150 هزار مایل فاصله. میشل روی توالی های 25 عدد تصادفی تمرکز کرد. او 200 توالی یا دنباله را کامل کرد. حدس زدن 40 مورد میانگین مورد انتظار آزمایش بود اما 2 نفر از دریافت کنندگان 51 مورد را صحیح گفتند و این خیلی از انتظارات میشل آن طرف تر بود اما خب خیلی هم چشمگیر نبود! تئوری ها درباره تله پاتی اگرچه درطی قرون تئوری‌های مختلفی برای توضیخ تله پاتی بیان شده اما هیچ کدام قطعیت و جامعیت مناسب را ندارند و تله پاتی هم همانند دیگرپدیده های روحی فراتر از زمان و مکان است. فیلسوف یونان باستان از تئوری های موج و سلولی برای توضیح آن استفاده می‌کند. در قرن 19 یک شیمیدان و فیزیکدان به نام William Crookes بر این باور بود که تله پاتی بر پایه امواج مغزی شبه رادیویی است. بعدتر در قرن 20 دانشمند شوروی به نام L.L.Vasilies نظریه ی الکترومغناطیس را عنوان کرد. روان شناس آمریکایی به نام Lawrence Leshan اظهار کرد که هر فرد واقعیت شخصیتی خودش را دارد و اصل تصوف و ذهن کارها از بقیه متفاوت‌اند که همین هم به آنها اجازه ی دسترسی به اطلاعاتی را می‌دهد که در اختیار دیگران نیست. در جمع بندی، تله پاتی هم مانند دیگر شکل های پدیده های روانی پیچیده بوده و تست کردن آن به روش سیستماتیک دشوار است. به اندازه ی کافی شواهد منطقی وجود دارند که بتوان وجود این پدیده را اثبات کرد، اما اندازه گیری آن با مشکل مواجه است. این پدیده به طور خیلی نزدیک پیوسته به حالات عاطفی هر دو فرد فرستنده و گیرنده مرتبط است به همین دلیل تکرار نتایج تجربی دراین زمینه کار دشواری است. عوامل نگرشی هم بر این پدیده اثرگذارند و بالاترین حد امید محققان این است که در آزمایشات شرکت کنندگانی حمایت گر و پذیرنده داشته باشند تا بتوانند نتایج مشابهی را در آزمایشات بگیرند. تکنیک ها و نحوه ی انجام تله پاتی 1- فرستنده و گیرنده ما به 2 نفر احتیاج خواهیم داشت. یک نفر فرستنده خواهد بود که سعی می‌کند افکار را انتقال دهد و دیگری گیرنده خواهد بود که سعی می‌کند افکار فرستاده شده را دریافت کند. قبل از آزمایش باید تعیین شود که چه کسی کدام نقش را برعهده دارد وگرنه ممکن است دست آخر هردو یا گیرنده شوند یا فرستنده. در این مقاله فرض می کنیم که شما فرستنده هستید. 2- اعتقاد اول از همه، بسیار مهم است که هم فرستنده و هم گیرنده هر دو باور داشته باشند که تله پاتی ممکن است. حتی اگر 100 درصد هم باور ندارند اما باید ذهنی باز داشته باشند. در حقیقت بهترین حالت این است که نه تنها شرکت کنندگان باور داشته باشند، بلکه عمیقا تمایل داشته باشند که همچین چیزی اتفاق بیفتد. اگر شک داشته یا ذهن بسته داشته باشید، احتمالا نتایج خوبی عایدتان نخواهد شد. 3- آرامش فیزیکی تله پاتی زمانی بسیار مؤثر است که هم گیرنده و هم فرستنده از لحاظ فیزیکی ریلکس باشند. درسلامتی بودن هم باعث می شود که بهتر بتوانید تمرکز کنید. سعی کنید وقتی حالتان خوب نیست این تمرین را انجام ندهید. با هر متدی که دوست دارید خودتان را ریلکس کنید. می توانید چند نفس عمیق هم بکشید. 4- آرامش روانی ذهن‌تان را از افکار ناخواسته پاک کنید. ذهن‌تان را آرام کنید. بگذارید افکار بیایند و بروند اما به آنها وصل نشوید. روی هدف تان تمرکز کنید. از آنجایی که شما فرستنده هستید، تمرکزتان باید روی فرستادن افکار باشد و گیرنده هم باید روی دریافت تمرکز کند. حواستان باشد که هردو چیزی برای حواس پرتی اطرافتان نباشد. یک محیط آرام و راحت حداکثر نتایج را برایتان به ارمغان خواهد آورد. 5- تجسم قبل از شروع انتقال، مهم است که مراحل قبلی به خوبی دنبال شده باشند. آنها اساس موفقیت شما خواهند بود. با چشمانی بسته تصویری واضح از دریافت کننده را تصور کنید. تصور کنید که او قدری آن طرف تر از شماست. او را رنگی و درست تصور کنید. احساس کنید که او واقعا آنجاست. اگر بخواهید می توانید به عکس رنگی‌ای از او قبل از انجام آزمایش هم نگاه کنید. این به شما کمک می کند که به درستی او را تجسم کنید. حال تصور کنید که لوله ای نقره‌ای ذهن شما را به ذهن او متصل می کند. این لوله کانالی خواهد بود که ذهن‌تان از طریقش با ذهن او ارتباط برقرار می کند. تجسم کنید که لوله پر از انرژی است. باور داشته باشید که لوله خیلی مؤثر است و کار را به خوبی انجام می دهد. لطفا توجه داشته باشید که تجسم لوله یک قانون حتمی نیست؛ فقط یک کمک خیلی مؤثر است که به شما کمک می کند تمرکز کرده و یک جهت تعریف شده به افکارتان بدهید. به جای لوله می توانید تصور کنید که پشت تلفن با دوست تان حرف می زنید. 6- انتقال حال تصور کنید که افکارتان از طریق لوله انتقال پیدا می‌کنند، ازذهن شما به ذهن او. اگر می‌خواهید یک تصویر ذهنی از سیب را انتقال دهید یک سیب قرمز و خوش رنگ و آبدار را تصور کنید که در طی لوله سفر می‌کند. تا جایی که می شود تصویر را زنده تصور کنید. با احساسات تان سیب را شارژ کنید. باور داشته باشید که تله پاتی واقعی است. تمایل داشته باشید که افکارتان به دوست‌تان برسد. احساسی که در حین موفقیت خواهید داشت را تصور کنید. این خیلی حیاتی است. احساسات بسیار قدرتمند بوده و نتایج عالی بدست می دهند. اغلب آزمایش های تله پاتی شکست می خورند چرا که شارژ احساسی نشده‌اند. حواستان باشد خودتان را تحت فشار قرار ندهید. آرام و ریلکس باشید. 7-چه زمانی توقف کنید وقتی افکارتان را می‌فرستید لحظه‌ای پیش خواهد آمد که عمیقا حس کنید که آن فکر انتقال یافته است. این یک احساس غیر قابل شک است که نمی‌توان تلقین کرد. هر وقت چنین حسی گرفتید کارتان تمام شده. این ممکن است از چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد. اگر بعد از 15 دقیقه همچین حسی پیدانکردید می توانید آزمایش را رها کرده و مجددا دوباره امتحان کنید. بیش از آن ادامه ندهید چرا که ذهن‌تان خسته خواهد شد. 8- گیرنده در طی آزمایش گیرنده باید ذهنش را خالی نگه دارد و سعی کند افکاری را که شما به سویش می فرستید دریافت کند. او نباید خیلی به خودش فشار بیاورد. اینکه خودش را خیلی مجور کند تا انچه شما فکر می کنید را دریابد تلاش های شما را از بین خواهد برد. وقتی ارام و ریلکس باشد ذهنش بهتر دریافت می کند. او چیزهای مختلفی را در ذهنش دریافت خواهد کرد و باید قلم و کاغذی برای نوشتن هر چیزی که به ذهنش می رسد داشته باشد. او احتمالا حس می کند که چیزها را از خودش در میاورد اما اشکالی ندارد. شیوه تله پاتی همین گونه است. 9- نتایج را مقایسه کنید وقتی که آزمایشات را انجام می‌دهید نتایج را مقایسه کنید. تمام چیزهایی که گیرنده دریافت کرده چک کنید. آیا شامل فکری که شما انتقال می‌دادید هم می‌شود؟ هر چه بیشتر تمرین کنید نتایج هم دقیق تر می‌شوند. 10- آزمایش را تکرار کنید باید آزمایش را تکرار کنید، یا بلافاصله یا بعدا. اگر به کمی موفقیت رسیده باشید اعتمادبنفس‌تان بالا رفته و احتمالا می‌خواهید که بلافاصله آزمایش را تکرار کنید، اما اگر موفقیتی حاصل نشده بود دلسرد نشده و بعداً امتحان کنید. باید به طور منظم تمرین کنید چرا که تداوم شما را به موفقیت رسانده و بهتر می کند. شما هم چنین باید گیرنده و فرستنده بودن بین خودتان را جابه جا کنید. این به شما می گوید که در کدام نقش بهتر هستید؛ فرستنده یا گیرنده. نکات کلی کوتاه باشد. آزمایشات را کوتاه نگه دارید. 15 دقیقه باید کافی باشد. این کار از خستگی جلوگیری می کند. وقتی خیلی پر انرژی هستید قدرت تله پاتی شما در بیشترین حالت است. صبور باشید یکی از بهترین فاکتورها در این قضیه صبر است. اگر آن ابتدا خیلی موفق نبودید ناامید نشوید. هر آزمایش ذهنی‌ای از جمله تله پاتی قبل از نتیجه گرفتن به کمی تمرین احتیاج دارد. وقتی چند روز امتحان کردید شاهد موفقیت خود خواهید بود. از شک وتردید ها آگاه باشید هدف شک وتردید ها در زندگی یک چیز است؛ منحرف کردن افرادی که باور دارند از مسیر اصلی. از افرادی که درونتان شک وتردید ایجاد می کنند دور باشید چرا که روحیه‌تان را تضعیف می کنند. نتایج به شما اثبات می‌کنند که تله پاتی جواب می‌دهد. این افراد به شما کمک نخواهند کرد. به اشتراک گذاشتن نتایج‌تان با آنها فقط نا امیدتان کرده و مانع دستاوردتان می‌شود. سعی کنید نتایچ تان را تنها باکسانی که مثل خودتان فکر می‌کنند، مثبت و انگیزه دهنده هستند به اشتراک بگذارید. سخن پایانی کاوش توانایی تله پاتیک یک تجربه جالب است و با اینکه سرگرم‌کننده و هیجان انگیز است اما توسعه یک پایه قوی به زمان و صبر احتیاج دارد. هرگز در ابتدا انتظار موفقیت بیش از حد نداشته باشید. اماخبرخوب این است که تله پاتی را می توان به آسانی یاد گرفت و استفاده کرد. با تمرین منظم شما به متخصص تله پاتی تبدیل خواهد شد! وهمیشه در فرستادن و دریافت پیام ها با وضوح ودقت فوق العاده صحیح، و موفق عمل خواهید نمود. منبع: دیجی رو
  2. 1 امتیاز
    احساس استرس گاهی اوقات می‌تواند بسیار شدید و حتی فلج‌کننده باشد و همیشه نمی‌توان به‌راحتی با آن کنار آمد و شاید بهتر باشد به کمک یکی از این سایت‌ها استرستان را رها کنید. هر چند اگر فکر می‌کنید مشکلتان خیلی جدی است شاید بهتر باشد که به یک متخصص مراجعه کنید اما بد نیست که نگاهی هم به سایت‌های معرفی شده در این لیست بیندازید. تمام این سایت‌ها رایگان هستند و ابزار مختلفی را برای آرام کردن ذهنتان و برداشتن قدم‌های بعدی به شما معرفی کرده و در اختیارتان می‌گذارند. اما بیشتر برای کسانی که به زبان انگلیسی آشنایی نسبی دارند، کاربرد دارد. در ادامه با دیجی‌رو همراه باشید. 1_ Exhaler نفس کشیدن یکی از چیزهایی است که خیلی به آن فکر نمی‌کنید اما این فعالیت 5 دقیقه‌ای توجه به تنفس می‌تواند خلق‌وخوی شما را عوض کند و برنامه‌ی Exhhaler چیزی است که قرار است در این راه به شما کمک کند. یک دایره‌ی بزرگ بر روی نمایشگرتان به شما می‌گوید که چقدر دم انجام دهید و چقدر بازدم و با این کار از شدت تنفستان می‌کاهد. شاید احمقانه به نظر برسد اما یادآوری بصری دقیقاً چیزی است که شما برای فکر نکردن به چیزهای دیگر لازم دارید. این وب‌سایت تنظیمات مختلفی برای تنفس، بسته به اینکه چقدر می‌خواهید دم و بازدمتان را نگه‌دارید هم دارد. ورود به سایت 2_ 247 Buddy دوستان خوب به شما اجازه می‌دهند که از زمین و زمان صحبت کنید اما خب در این هنگام ناشناس نیستید و در شبکه‌های اجتماعی هم خیلی نمی‌شود به‌صورت ناشناس با کسی دوست شد و درد و دل کرد. 247 Buddy به شما مکانی امن می‌دهد که به‌صورت ناشناس با غریبه‌های دیگر صحبت کنید. این یک سایت بدون نیاز به ثبت‌نام با یک هدف مشخص است: بدون قضاوت شدن چت کنید. شما می‌توانید کسی باشید که به دیگران گوش می‌دهد و یا کسی باشید که صحبت می‌کنید، این به خودتان بستگی دارد. اما ایده‌ی این وب‌سایت این است که مکانی فراهم آورد تا افراد بدون قضاوت شدن به‌راحتی بتوانند حرفشان را بزنند. این وب‌سایت هیچ‌کدام از چت‌ها و اطلاعاتی که می‌دهید را سیو نمی‌کند. وقتی که یک نشست را ببندید همه چیز از بین می‌رود؛ و درواقع این وب‌سایت شعارش این است که اینجا جایی است که شما را با نژاد، جنسیت یا گرایش جنسی‌تان قضاوت نمی‌کنند و بیشتر تلاش می‌کنند که شما را درک کنند. البته این سایت از زبان فارسی پشتیبانی نمی کند و تنها به انگلیسی قابل استفاده است. ورود به سایت 3_ Relax online stress analyst وقتی پریشان هستید آخرین کاری که می‌خواهید انجام دهید این است که تصمیم بگیرید و به همین دلیل است که این وب‌سایت نقطه‌ی خوبی برای شروع است. این وب‌سایت درواقع راهنمایی است که شما را قدم‌به‌قدم در مسیر رهایی از استرس همراهی می‌کند. این فقط یک متن است که با یک انتخاب در پایان هر قدم همراه است. به‌عنوان مثال شما باید انتخاب کنید که چه چیزی استرس ایجاد می‌کند، مثل یک شرایط بد، یک شکست یا یک تحقیر شدن. بر اساس هر انتخاب، این برنامه مشاوره‌های متفاوتی را به شما ارائه می‌دهد. کمی وقت بگذارید آن را امتحان کنید و خواهید دید که آرام‌تر و ریلکس‌تر از آن بیرون خواهید آمد. ورود به سایت 4_ The Quiet Place Project وقتی در سرتان پر از همهمه است، بد نیست سری به این وب‌سایت بزنید. این وبسایت جایی پر از برنامه‌هایی برای رهایی از استرس است که همه برای به آرامش رساندن شما طراحی‌شده‌اند. ورود به سایت 5_ Gozen این فقط بزرگ‌سالان نیستند که خیلی استرسی می‌شوند. کودکان هم دغدغه‌های استرس‌زای خودشان را دارند و Gozen راهی برای کمک به آن‌هاست. این برنامه طریقه‌ی آزادسازی استرس را برای کودکان بسیار قابل فهم کرده است. یک سری از 5 فیلم متحرک به کودکان یاد می‌دهد که احساس نگرانی و استرس داشتن اصلاً اشکالی ندارد و سپس به روشی سالم به آن‌ها کمک می‌کند که با این احساسات کنار بیایند، نه اینکه آن‌ها را سرکوب کرده یا به‌صورت خشم بیرون بریزند. این وب‌سایت فقط نیاز به ثبت‌نام با ایمیل دارد و کاملاً رایگان است. ورود به سایت منبع: دیجی رو
  3. 1 امتیاز
    مهم نیست چند بهار را در آغوشت خوابیده باشم حضرت پاییز! پا به ماهم؛ آبستن یلدا صدا بزن قابله ی ماه را از سینه های انارم شعر می چکد. فرحناز هرندی نازی صالحی/صبور
  4. 1 امتیاز
    به نام حضرت دوست . . قجر بانو؟! كمي قهوه كمي دمنوش از لب هاي شيرينت كمي آرامش از دريـاي چشمـانت كمي آشوب دمي عشوه بگيرم جان... ميان تخت سيمينت بيا آرااام در آغوشم كه من بي تو... جهاني خفته ، خاموشم. بخوان شعري نوازش كن تن سردم بكش دستي به احساسم ...گل ياسم. عمارت ها به پا كردم پري پيكر ولي لطف و صفاي ديگري دارد... حرم از مرمر سينه و قصري جنس اشك ... بر ساحل ديده بسازم كاخ رويايم ... دگرگونه گره از زلف خود وا كن بياويزم ز گيسويت به چاه و چاله ي گونه. قجر بانو؟! گل نارم؟! خمورم من!! شراب كهنه مي خواهم انـارِ گــونه مي خواهم در اين بزم همايون از اين خم خانه ي خون شرابي هفت ساله ، از اين منظومه مي خواهم. قجر بانو! برقص حالا بچرخ مستانه ي زيبا نمك ريز دختر خلخال برپا بكن شوري در اين ويرانه برپا حرامم باد سلطاني گدايي مي كنم بوسه ميان هرم اين لب هاي قيطاني بچرخان آن تن نازِ فريبا را بلرزان پايه هاي اين سراي بي سر و پا را خرابم كن بغل وا كن بميرم در ميان اين پريشاني و ويراني قجر بانو خرابم كن... فرحناز هرندی (نازی صالحی(صبور))
  5. 1 امتیاز
    .الف:لیست بلند مهم ترین دریاچه ها و تالاب های نابود شده و یا در حال نابودی ایران: . . 1_ارومیه 2_کافتر 3_بختگان 4_هامون 5_مهارلو 6_طشک 7_پریشان 8_تالاب انزلی 9_جازموریان 10_گاو خونی 11_چغاخور 12_هورالعظیم 13_دریاچه نمک قم 14_دریاچه ارژن نکته ها: *** بیش از 70 درصد از منافع آبی زیر زمینی ایران از سال 1359 تا به امروز مصرف شده است ***ایران با کاهش چشم گیر حجم بارندگی سالانه دست و پنجه نرم میکند *** تمامی رود های دائمی ایران با کاهش محسوس حجم آبی مواجه هستند و بسیاری از رودهای فصلی خشک شده اند . . ب:خطرات ادامه ی بحران آب در کشور ایران چیست؟ . . .1_تضعیف حکومت مرکزی و احتمال جنگ داخلی بر سر حفظ منافع آبی باقی مانده 2_قحطی گسترده 3_خشکسالی شدید 4_از میان رفتن پوشش گیاهی 5_ وقوع آتش سوزی های گسترده در جنگل و از میان رفتن جنگل ها ی ایران 6_فرسایش خاک و کویری شدن ایران 7_از میان رفتن کشاورزی 8_تبدیل شدن ایران به وارد کننده ی آب 9_انقراض حیات وحش در ایران 10_مهاجرت های گسترده از ایران به سایر کشور ها 11_وقوع زلزله های شدید تر 12_مواجهه شدن با پدیدی فروچاله در تمام استان های کشور(نه فقط همدان) . . ج_پیشنهادات من برای از میان رفتن و یا حداقل کم شدن خطرات بحران آب در ایران . . 1_هر چه سریع تر برای شیرین کردن آب دریا اقدام شود تا در سالهای آتی مجبور نباشیم از سفره های آب زیر زمینی و ذخایر آبی سد ها استفاده کنیم 2_بعد از شیرین کردن آب دریا و انتقال آن به مناطق مختلف کشور،تمام چاههای مجوز دار یا بدون مجوز که از سفره های آب زیر زمینی استفاده میکنند و همچنین تمامی سدهای موجود در کشور در یک زمان بندی مناسب و برنامه ریزی شده از میان بروند 3_چاههای عمیق در مناطق بارانی برای هدایت باران به سفرهای آب زیر زمینی حفر شود 4_آب شیرین برای همیشه جیره بندی شود 5_مردم تشویق شوند ، از حمام عمومی استفاده کنند 6_برای اسراف کنندگان آب شیرین،جریمه های سنگین و حتی زندان تعیین گردد 7_از مدرسه و از همان دوران ابتدایی فرهنگ مصرف درست آب ، آموزش داده شود 8_کشاورزی با روش سنتی به طور کامل از میان برود 10_کاشت و برداشت محصولات کشاورزی که به حجم بالای آب نیاز دارند، برای همیشه در تمام استان های کشور ممنوع شود . . پیشنهادات شما چیست؟؟؟ . . تکثیر ، استفاده و کپی بدون ذکر منبع بلامانع است ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  6. 1 امتیاز
    من و دیوار،چقدرشکل همیم ترکی خورده دل خسته ی ما هر که از راه رسید خسته و خاکی راهی دور بود تکیه بر ما زد و رفت. خسته ایم از گذر رهگذران ساخته از آه دل و جنس گِلیم هر کسی نقشه ای از درد کشید بر تن خسته ی ما جای دستان پر از گرمی عشق، هوسی سرد کشید بر تن ما من و دیوار چقدر شکل همیم. فرحناز هرندی/صبور
  7. 1 امتیاز
    پس از اعلام بررسی‌های مجامع علمی مختلف درباره خطر انقراض مردان به دلیل تضعیف کروموزم مردانه Y و ایجاد شایعه‌های غیر علمی در دنیا، مرکز معتبر و علمی بررسی ژنوم آمریکا تایید کرد که اگر برای مسئله ضعیف شدن این کروموزم چاره‌ای اندیشه نشود، مردان تا پنج هزار نسل دیگر منقرض خواهند شد. ((((سوال)))) 1_کیفیت زندگی زنان در آن دوران چگونه خواهد بود؟ 2_آیا نبود مرد به حیات بشری لطمه خواهد زد؟ 3_آیا صلح واقعی سرانجام در جهان مستقر خواهد شد؟ 4_آیا بشر برای ادامه ی نسل خود به هم جنسگرایی روی خواهد آورد؟ 5_آیا رازی در این رفتار طبیعت نهفته است؟ 6_آیا با این وجود میتوان هنوز ادعا کرد ، زنان در برابر مردان از نظر جسمی ضعیف هستند؟ 7_اگر (تو) تنها مرد دنیا باشی،چگونه زندگی خواهی کرد؟ 8_چرا باید مردان منقرض شوند؟ 9_واکنش زنان و مردان در برابر آگاهی از این مسئله که روزی مردان منقرض می شوند،چگونه خواهد بود؟ 10_تا به امروز وجود مرد برای زمین مفید بوده است یا مضر؟
  8. 1 امتیاز
    گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ بخش پنجم/ابوالقاسم کریمی . گرد آوری اشعار . .نکته های مهم. 1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. 2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. 3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش پنجم................................................................................................................................................ 1 جمیله ای است عروس جهان ولی هُش دار که این مخدره در عقد کس نمی آید 2 مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید 3 سر خدا که عارف سالک به کس نگفت در حیرتم که باده فروش از کجا شنید 4 پند حکیم محض صواب است و عین خیر فرخنده آن کسی که به صمع رضا شنید حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس در بند آن مباش که نشنید یا شنید 5 میان عاشق و معشوق فرق بسیار است چو یار ناز نماید،شما نیاز کنید 6 هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق بر آن نمرده به فتوای من نماز کنید 7 ز آنجا که پرده پوشی عفو کریم توست بر قلب ما ببخش که نقدی است کم عیار 8 سعی نابرده در این راه به جایی نرسی مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر 9 می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور 10 پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز 11 میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز 12 بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس 13 فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس 14 دل ربایی همه آن نیست که عاشق بکشد خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش 15 دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات مکن به فسق مُباهات و زهد هم مفروش 16 لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته ی سر بسته چه دانی خموش 17 بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش 18 خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد بگذر ز عهد سسست و سخن های سخت خویش 19 جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق 20 هر چند غرق بحر گناهم ز شش جهت تا آشنای عشق شدم اهل رحمتم 21 فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم 22 من مَلَک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم 23 من از بازوی خود دارم بسی شکر که زور مردم آزاری ندارم 24 پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت من چرا مُلک جهان را به جُوی نفروشم 25 از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم 26 ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم 27 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه ی کس , سیه و دلق خود ارزق نکنیم 28 عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مُطلق نکنیم 29 آسمان کشتی ارباب هنر می شکند تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم 30 گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم 31 سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم که من نسیم حیات از پیاله می جویم . . گردآوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) . . .جمعه 25 آبان 1397
  9. 1 امتیاز
    دل را رها کن در هوای من در امتداد فصل تنهایی در امتداد بغض دلگیرم در زیر باران های رویایی قدری بمان ای مهربان من من بی تو یک احساس خاموشم من بی تو بغضی سرد اشکم را هر شب درون خانه می پوشم بعد از تو چشمانم نخوابیدند در اضطراب درد و بیماری جا مانده تصویر تو در رویا لعنت به این ساعات بیداری پلکم پرید و اتفاق افتاد هی با توام ای مرد تهرانی رفتی و بعد از تو رها ماندم در لحظه های تلخ و طولانی ای مرده شور هر چه آرایه با رفتنت حس مرا بردی شعرم کفن پوشیده بعد از تو تابوت شعرم را کجا بردی بعد از تو قهرم با شرابِ شعر لب با سکوت و سایه همسایه لطفا برای زاده های ذهن پیدا کنید عاشق ترین دایه فرحناز هرندی(صبور)
  10. 1 امتیاز
    دلداده ی شاهی شده ام صورت او ماه او یوسف نازی ست که افتاده در این چاه ای کاش که از ره نرسد قافله ای تا.. او را ببرد، حسرت او می کُشدم، آااه فرحناز هرندی (نازی صالحی/صبور)❣️
  11. 1 امتیاز
    گیاهی کوچکم بر بستر سنگ نگین سبز ِ روی ِ تاج ِ خوشرنگ شبی گفتم به انسانی ریاکار مَزن بوسه به تیغ ِ تیز ِ نیرنگ ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  12. 1 امتیاز
    زمستان آمد و دیوار بارید تبر بر شهر ما ، غم بار بارید درون کوچه ی بن بست تاریخ سیاست رد شد و تکرار بارید ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  13. 1 امتیاز
    از خدا پرسیدم: چرا وقتی شادم، همه بامن میخندند! ولی وقتی ناراحتم کسی با من نمیگرید؟ جواب داد: شادیها را برای جمع کردن دوست آفریده ام ولی غم را برای انتخاب بهترین دوست...!!!‎
  14. 1 امتیاز
    نکته های مهم 1- در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم 2- سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. 3- ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. .................................................................................................................................... 1 در طریقت رنجش خاطر نباشد مِی بیار هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت 2 از پای فتادیم چو آمد غم ِ هجران در درد بمُردیم چو از دست دوا رفت 3 دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت 4 از سخن چینان ملالت ها پدید آمد ولی گر میان هم نشینان ناسزایی رفت رفت 5 مستم کن آنچنان که ندانم ز بی خودی در عرصه ی خیال ، که آمد کدام رفت 6 زین قصه هفت گنبد ِ افلاک پر صداست کوته نظر بین که سخن مختصر گرفت 7 می خور که هر که آخرِ کار جهان بدید از غم ، سَبک برآمد و رَطل گران گرفت 8 شنیده ام سخن خوش که پیر کنعان گفت فراق یار نه آن میکند که بِتوان گفت 9 حدیث هوُل قیامت که گفت واعظ شهر کنایتی است که از روزگار هجران گفت 10 غم کهن به می سالخورده دفع کنید که تخم خوش دلی این است ، پیر دهقان گفت 11 گره به باد مزن گرچه بر مراد رَوَد که این سخن به مَثَل باد با سلیمان گفت 12 امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شَوَم خاک چه سود اشک ندامت 13 حاشا که من از جَور و جفای تو بنالم بیداد لطیفان همه ، لطف است و کرامت 14 ای غایب از نظر که شدی هم نشین دل می گویمت دعا و ثنا می فرستمت 15 بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یارب مباد کس را مخدومِ بی عنایت 16 در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت 17 از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت 18 دی پیر میِ فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد گفتم به باد می دهَدَم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هرچه بادا باد سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد 19 ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ از این فسانه هزاران هزار دارد یاد 20 قَدَح به شرط ادب گیر زآن که ترکیبش ز کاسه ی سرِ جمشید و بهمن است و قباد 21 گرچه یاران فارغ اند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد 22 پیر ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد 23 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده ی گزند مباد سلامت آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد 24 دیر است که دلدار سلامی نفرستاد ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد 25 خوش عروسی است جهان از ره صورت لیکن هر که پیوست بدو عمرِ خودش کاوین داد 26 درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی بر کن ، که رنج بی شمار آرد 27 نه هر درخت تحمل کند جفای خزان غلام همت سروم که این قدم دارد 28 چو عاشق می شدم، گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد 29 چو بر روی زمین باش توانایی غنیمت دان که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد 30 دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد 31 سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری که حق صحبتِ مهر و وفا نگه دارد .................................................................................................................................... گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) پنجشنبه 19 مهر 1397
  15. 1 امتیاز
    خسرو پرویز فرمان داد که مهریه هیچ وصلت و ازدواجی بیش از نوزده دینار و نیم نباشد! چون از سبب این حکم سوال نمودند جواب داد: اگر میان زن و شوهر مهر و محبت و موافقت "تفاهم" آشکار باشد، هیچکس ایشان را از یکدیگر جدا نتواند کرد و آنان هیچ چیز از یکدیگر دریغ ندارند. پس در زیادی مهریه نفعی نباشد و طرفین را از تلخی ضرر مهریه‌ی زیاد، آسیبی نرسد. و ضرر مهریه زیاد آن است که اگر تفاهم و علاقه و اتفاق و اتحاد بین طرفین وقوع نیابد چون مهریه بسیار باشد شوهر از ترس طلب زر، زن را طلاق نتواند داد و این سبب خشم و غضب مرد میشود و پیوسته میان آنان خصومت و نزاع و جنگ باشد و هر دو در محنت و رنج و عذاب اوقات گذرانند و فرزندانی که از ایشان متولد میشوند خوب تربیت نشده و برای وطن مفید واقع نگردند. اما چون مهریه اندک باشد، درصورت ناسازگاری، جدایی آسان شود و هر یک از زن و شوهر از جنگ و عربده نجات یابند و جهت خویش جفتی مناسب پیدا میکنند و زندگی را به هدر نخواهند داد. منبع: تاریخ حبیب السیر، جلد سوم، ص 167، غیاث الدین خواندمیر
  16. 1 امتیاز
    برگ خُشکی ولگردم در پنجه ی نسیمی سرد نسیم سردی که از سمت خانه ی زنی هرزه می آید زن هرزه ای که هرشب تن برهنه اش را به دستان فقر می فروشد و بازی کهنه ی زندگی را با مرگ غمناک خویش ، به پایان می سپارد
  17. 1 امتیاز
    محمد ابوریحان بیرونی دانشمند قرن پنجم قمری کاری کرد کارستان که نظر غربی ها را به مطالعه تمدن اسلامی وا داشت چه در توجه به جغرافیا و کشف رمز و راز های سرزمین های این کره خاکی و چه در نجوم و توجه به اسمان بالای سرمان
  18. 1 امتیاز
    ببین عزیزم نه جمعه است نه باران میبارد نه آسمان ابری ست نه هوا خیلی دلبری می کند نه هیچ چیز دیگر شلوغ ترین ساعتِ روز است و مردم....! مردم را بیخیال همچنان در پی لقمه ای نان و بوقلمون به روز مرگی گرفتارند! البته که من هم دچارِ روزمرگی ام جانم. کمی فرق دارد اما... بگویم برایت؟! نگو نمیخندی که میخندی... من در شلوغ ترین ساعتِ روز به راننده تاکسی گفتم دربست منزلِ امنِ آغوش یار...! از شال فروش درخواستِ قرمز شالی مملو از عطر شیرین گیسویت را داشتم! کتاب های شعر آن مردِ عینکی و کراواتی که گوشه ی پیاده رو بساط کرده بود را به تمسخر گرفتم که کجایِ کاری!؟ من چشمانی میشناسم که شاعر تربیت میکنند! برای کیوسکِ مطبوعاتی صدایم را بالا بردم که از کیهان تا همشهری همه را توقیف کنند وقتی از تو برایم خبری ندارند همان بهتر که فعالیتشان متوقف شود! در سینما قصدِ اکرانِ نگاهت را داشتم و به کافه، قهوه ای هم رنگِ گیسویت را سفارش دادم. لحظه ای دلم خواست سر به رویِ شانه ات خستگی دَر کُنَم.... دلم خواست و فکرم رفت و از این احوال خمار شدم و تِلو خوردم که جملگی کُنجِ پارک، ساقی را نشانم دادند... هوا را از دماغ بیرون پرت کردم که "هه" این ساقی و بند و بساط اش به درد خودتان میخورد ساقیِ من با بوسه ای درمان میکند حالِ دلم را...! در نهایت روانه ی تیمارستان شدم و آنجا فهمیدند عاقل ترین دیوانه ی شهرم و رهایم کردند. خلاصه که... . نه جمعه است نه باران میبارد نه آسمان ابری ست نه هوا خیلی دلبری می کند نه هیچ چیزِ دیگر شلوغ ترین ساعت روز است و من منِ حال خراب دلم تو را میخواهد... ساقیِ من ، با بوسه ای درمان میکنی حالِ دلم را...؟ علی سلطانی
  19. 1 امتیاز
    شب بخیر نمیگویی و مانند بیماری که انتظارِ مرفین را میکشد...! کلافه ام خوابم نمیبَرَد! علی سلطانی
  20. 1 امتیاز
    مدتی ست دستُ و پا چُلُفتی شده ام حواسم پرت است با خودکارِ بدون جوهر شعر مینویسم و در قفسه کتاب هایم یک جفت کبوتر آب و واژه میخورند همین دیروز باران که می بارید با کفش های لنگه به لنگه در خیابان پرواز میکردم و جای کرایه به راننده تاکسی آدرس محله ای در اردیبهشت را دادم خلاصه مدتی ست هر کاری میکنم میگویند: عاشقی؟ علی سلطانی
  21. 1 امتیاز
    فرقی نمیکند کنار دریا باشی وسط مهمانی کنج اتاق یا هر جای دیگر، روزهای تعطیل بوی تنهایی در سر آدم میپیچد. باید یک نفر باشد بدون غرور دوستت بدارد آنقدر صمیمی که اگر در مدت یک ساعت برای بیستمین بار میخواستی حالش را بپرسی دل دل نکنی فکر نکنی با خودت نگویی که نکند کلافه اش کنم ترس از چشم افتادن را نداشته باشی! یک نفر که حال تو را بلد باشد. یک نفر که بدون توضیح بفهمد این همه بیقراری دست خودت نیست! یک نفر که غرور خاموش تو را عشق معنا کند نه چیز دیگری... یک نفر که حضورش برای روزهای تعطیل الزامی ست! علی سلطانی
  22. 1 امتیاز
    از جشن چهارشنبه سوری فقط همین نصیبم شده است که زل بزنم به آسمان و خدا خدا کنم بالن آرزوهایت روی بام خانه ی ما فرود بیاید! علی سلطانی
  23. 1 امتیاز
    بدون شب بخیر گفتن ات هم میتوانم بخوابم عزیزم! اما فرقِ زیادی ست بین کسی که... چشمانش را میبندد و خوابش میبرد با کسی که چشمانش را میبندد و تقلا میکند تا خوابش ببرد... علی سلطانی
  24. 1 امتیاز
    زندگینامه ارسطو ارسطو یکی از بزرگترین متفکران جهان است. در سراسر تاریخ فلسفه، گذشته از افلاطون و کانت، شاید هیچ کس ژرفا و پهنای اندیشه او را نداشته باشد، از بیست و چهار قرن تاکنون تاثیر او در فیلسوفان و دانشمندان گیتی بیرون از حد و حساب و بسا بیمانند بوده است. دانشمندان ایرانی حتی پیش از اسلام و قبل از رواج زبان عربی از او متاثر بوده‌اند استاد ذبيح الله صفا می‌نویسد: "در پاره‌ای از کتاب پهلوی اصطلاحات فراوان علمی موجود است و این اصطلاحات که غالبا قابل تطبیق بر اصطلاحات فلسفی یونانی خاصه حکمت ارسطوست، می‌رساند که تنها به وسیله عیسویان ایرانی، علم یونانی پذیرفته و به زبان سریانی ادا نشده است بلکه زرتشتیان نیز به این کار مبادرت کرده و زبان پهلوی را معادل آوردن بسیاری کلمات در برابر اصطلاحات فلسفی یونانی ثروتمند ساخته بودند...یکی از مشاهیر عیسویان [در عهد ساسانی] پولس ایرانی (paulus persa) رئیس حوزه ایرانی نصیبین است که کتابی مشتمل بر بحث درباره منطق ارسطو به سریانی برای خسرو انوشيروان نوشـــت و در آن نسـبت به اثبات وجود واجــب و توحید و سایر نظر‌های فلاسفه، برتری روش حکما بر اهل ادیان اشاره کرد ....معلمین کلیساهای نسطوری در ایران .... چون به آثار ارسطو توجه داشتند در کلیساهای خود در ایران .... با قوت بسیار به تحقیق در روش این استاد یا شراح اسکندرانی او توجه کردند... مجاهداتی که پیش از خسرو انوشيروان (531 ـ 579م ) شده بود در برابر توجه او به علوم فاقد اهمیت است. این پادشاه که هم فرمانروایی مدبّر و هم سرداری شجاع بود به حکمیت نیز علاقه داشت و از فلسفه افلاطون و ارسطو آگاه بود و ترجمه پهلوی این دو استاد را می‌خواند. ارسطو در 384 ق.م در شهر یونانی زبان استاگیرا ((stagira واقع در شبه جزیره خالکیدیکس (Chalcidice) چشم به جهان گشود. پدرش نیکو ماخوس (Nicomachus) پزشک بود و عضو صنف آسکله‌پیادای ( asclepiadae ) و طبیب در بار آمونتاس دوم (پادشاه مقدونیه Amyntas). ممکن است ارسطو از کودکی، و در نتیجه شغل پدر، به زیست شناسی دلبسته شده باشد، اما هیچ دلیلی در دست نیست که ار آن هنگام آغاز به تحقیق کرده باشد. پزشکان صنف اسکله‌پیاد فرزندان خویش کالبد شکافی یاد می‌دادند؛ اما ارسطو هنوز بسیار کوچک بود که پدرو مادرش هر دو در گذشتند و بنابراین، بعید است که او از این آموزش بهره‌مند شده باشد. ارسطو در هفده سالگی به آتن رفت و وارد آکادمیاي افلاطون (plato) شد و تا هنگام مرگ وی در 348 ق.م همچنان شاگرد و همکار او بود و آنجا ماند. اهمیت تاثیر فلسفی افلاطون در همه آثار ارسطو هویداست. حتی وقتی که او از استاد انتقاد می‌کند یعنی بیشتر اوقات به شهادت نوشته‌های موجود ـ به نبوغ افلاطون احترام عمیق می‌گذارد. پس از مرگ افلاطون‌، ارسطو از آتن رفت. ممکن است بستگيهايش با دربار مقدونيه سبب رویگردانی مردم از او شده باشد. شاید هم نسبت به انتخاب اسپئوسیپوس (Speusippus) به جانشینی افلاطون نظر خوش نداشته، زیرا با رگه‌ای از آرای مکتب افلاطونی که در آثار اسپئوسیپوس پرورش داده می‌شده موافق نبوده است. به هر تقدیر، ارسطو به دهرت هرمیاس (hermias)، که از همشاگردیهای گذشته‌اش در آکادمیا و در آن زمان جبار آلوس در تروآد (Troad) بود به آن سان رفت. سه سال آنجا عضو محفل کوچکی از متفکران بود و باپوتیاس (Pythias)، دختری که هرمیاس او را به فرزندی پذیرفته بود، ازدواج کرد. در ایام اقامت در آسوس و سپس در میتوانه (Mitylene) در جزیره لیسبوس (lesbos) ، دست به پژوهشهای در زیست شناسی زد که بعدها شالوده نوشته‌هایی علمی‌اش شد. در 349 ق.م ارسطو به دعوت فیلیپ مقدونی (Philip of Macedon پادشاه مقدونیه) به پلا(pella ) پایتخت آن سرزمین رفت و مربی فرزند او، اسکندر کبیر (Alexander the great ) شد که پسری سیزده ساله بود. پس از پایان دوره تربیت اسکندر، ارسطو به استاگیرا بازگشت و چند سال آنجا بود و سپس باز به آتن رفت و به تعلیم فلسفه پرداخت. ارسطو در آتن از بیگانگان مقیم بود، بنابراین، نمی توانست مالک ملکی در آن شهر باشد. پس بیرون شهر چند ساختمان اجاره کرد و در اینجا که لوکیون (lykeion) نام گرفت. مدرسه‌ای از خود بنیان نهاد. (متصل به ساختمان اصلی ایوانی ستون‌دار "پری پاتوس Peripatos" بود و همین سبب شد که بعدها پیروان ارسطو را "پری پاتیک" بنامند). او بعضی سخنرانیها برای عامه می‌کرد، اما بشتر اوقاتش به نوشتن یا به درس گفتن برای گروهی کوچکتر از شاگردان جدی می‌گذشت. اغلب آثار موجود او متن درسهایی است که به این گروه داده شده و به نگارش در آمده است. در این گروه چند متفکر نیز مانند تئوفراستوس (Theophrastus) و ائودموس (eudemus) عضویت داشتند که بعدها خود از دانشمندان معتبر شدند. پوتیاس، همسرارسطو هنوز دیری از این دوره زندگی نگذشته فوت کرد، و او بقیه عمر را با زنی برده به نام هرپولیس (herpyllis) به سربرد و از او پسری موسوم به نام نیکو ماخوس پیدا کرد که کتاب اخلاق نيكوماخوس را به اسم وی کرده است. ارسطو در وصیّت نامه خویش از هرپولیس به علت وفاداری و مهربانی‌اش به نیکی یاد می‌کند، هرچند تا پیش از مرگ خودش او را قانوناً از بند بردگی آزاد نکرد. بر خلاف افلاطون و بسیاریی از افراد تحصیل کرده یونانی در آن روزگار، به نظر می‌رسد که ارسطو منحصرا به جنس مخالف گرایش داشته است. چنین می‌نماید که بر زنان آنچنان احترامی نمي‌گذاشته و حتی توجه دقیقی نمی‌کرده است. وقتی که در 323 ق.م مرد و احساسات ضد مقدونی در آتن دوباره سر برداشت، ارسطو ناگزیر از ترک آن شهر شد. واضح است که معتقد بوده که جانش در خطر است، زیرا با اشاره به اعدام سقراط (Socrates) می‌گوید اجازه نمی‌دهد آتنیان "دوباره نسبت به فلسفه مرتکب گناه شوند". پس به خالکیس (chalcis) موطن خویشاوندان مادری‌اش، رفت و سال بعد به علت بیماری در‌گذشت. دانته هنگام وصف دکارت نخستین دوزخ درباره ارسطو چنین می‌گوید: دیــــدم آن پیــــر و استــــاد همه او چو چوپان و دیگران چو رمه همه ارباب فضل و دانش و هـوش حلقه طاعتش نهاده به گوش بــر فلاطــون و پیـــر او سقــــراط پیشتر از همه به قرب بساط از این بیانات مقدار احترامی را که در ارسطو طی هزار سال از آن بر خوردار بوده است می‌توان حدس زد. دوران اقتدار ارسطو هنگامی به پایان رسید که اسباب و آلات نو پیدا شد و مشاهدات روز افزون گردید و تجربیات از روی تانی و دقت علم را از نو نبا نهاد و " آلکم " و "راموس" و " راجر " و فرانسیس بیکن با اسلحه مقاومت‌ناپذیری مسلح شدند. تاکنون هیچ مغزی نتوانسته است تسلط خود را بر فکر بشر این اندازه ادامه می‌دهد. به گرداگرد خود چون نیک می‌دید بلا انگشتری و او نگین بود سال شمار زندگی ارسطو: سال ( ق م )" قبل از میلاد مسیح " 384 تولد ارسطو در استاگیرا 367 ارسطو به آتن مهاجرت می‌کند و به آکادمی افلاطون می‌پیوندد 356 تولد اسکندر کبیر 347 مرگ افلاطون. ارسطو آتن را ترک می‌گوید و عازم دربار هرمیاس در آثار نئوس می‌شود و در آسوس اقامت می‌گزیند 345 ارسطو به موتی‌لنه در جزیره لسبوس می‌رود ( و پس از چندی به استاگیرا باز می‌گردد) 343 فیلیپ مقدونی ارسطو را به می‌یزا دعوت می‌کند و به ترتیب اسکندر می‌گمارد. 341 مرگ هر میساس . 336 فیلیپ کشته می شود و اسکندر تاجگذاری می‌کند . 335 ارسطو به آتن باز می‌گردد و در لوکیون آغاز به تدریس می‌کند. 323 مرگ اسکندر 322 ارسطو از آتن به خالکیس می‌رود و در آنجا می‌میرد. منبع : بیتوته
  25. 1 امتیاز
    ميگذارمَت روى چشمانم و اين شهر را با تو قدم ميزنم مجبورشان ميكنم تا براىِ دوست داشتنمان اسپند دود كنند! كور شود چشمِ حسودان... لال شود زبانِ بدخواهان... علي قاضي نظام
×