رفتن به مطلب

پرچمداران

  1. sajjad

    sajjad

    مدیر کل


    • امتیاز

      59

    • تعداد ارسال ها

      4,542


  2. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    • امتیاز

      31

    • تعداد ارسال ها

      57


  3. فرحناز هرندی/صبور

    • امتیاز

      18

    • تعداد ارسال ها

      26


  4. Bittelo

    Bittelo

    کاربر جدید


    • امتیاز

      12

    • تعداد ارسال ها

      6



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان سه شنبه, 4 اردیبهشت 1397 در همه بخش ها

  1. 3 امتیاز
    نام رمان : منم ملی نام نویسنده: @Bittelo ژانر:طنز، عاشقانه خلاصه: منم ملی، ملی دلقک، ملی بی کار، ملی بدبخت، ملی شهرم، ملی محله ، ملی کوچه و بازار، ملی خانواده م. دختر احمد پدری بی خیال . نوه غلامرضا ؛ پدر بزرگ بی خیال ترم ، نبیره مراد خان بی خیال ترین جدم. خانواده ام به شادی و هیاهو خانه را بدرود گفتند و وارد عمارت عمه ام شدند . نگذاشتم رنج و آزاری از جانب آن مار دو سر به خانواده ام وارد آید. من برای صلح کوشیدم ؛ مجالسات عمه ام را برانداختم. بدبختی خانواده ام را پایان بخشیدم اجبار کردم آن ها را نیازارد . ارواح شوهر عمه هایم ز این کار خشنود شدند.برای من نزد ایزد دعا کردند و شفاعتم را خواستار شدند. روز گار داشت روی خوشش را به ما نشان می داد ؛ همگی ز خوشحالی می رقصیدیم و شادی می کردیم .وسایلی را که عمه ام ویران کرده بود از نو خریدیم . تمام سی دی ها و نوار کاست هایی را که گم گشته بودند را برگرداندم و تمام سیخ ها و دمپایی های عمه ام را ویران کردیم. خانواده را به آسایش فرا خواندم و خانواده ای محکم را بنا کردیم ولی بعد از اینها خودم بودم و خودم تازه بدبختی هایم داشت شروع می شد
  2. 3 امتیاز
    مقدمه: ملیحه بدان و آگاه باش که تا کس اسرار و عجایب زندگی اش را بر تو آشکار نکرد به وی نیم نگاهی هم نیاندازی...عزیزم بدان که راز رستگاری غلبه بر نفس و هوای فرد است ... اگر تو توانستی کسی را که دوست داری و عاشقش می باشی را فراموش کنی ؛ به جایگاه والایی دست پبدا خواهی کرد ... هیچ وقت نگذار کسانی که دوستشان داری مانع پیشرفت تو شوند... وگرنه آن ها و حماقت هایت تو را همانند شن های روان می بلعند در زندگانی نباید به کسی شدید دل ببندی چون هیچ فرد و هیچ شی ماندگار نیست...
  3. 2 امتیاز
    تله پاتی پدیده‌ای روانی است که در آن بین ذهن‌ها ارتباط برقرار می‌شود. چنین ارتباط روانی تلپاتیکی شامل افکار، ایده‌ها، احساسات، حس ها و حتی تصاویر ذهنی می‌شوند. در جوامع قبیله‌ای مانند Aborigines استرالیا، تله پاتی به عنوان استعدادی انسانی پذیرفته شده در حالی که در جوامع پیشرفته باور مردم بر این است که تله پاتی توانایی خاصی است که مختص اصل تصوف و افرادی است که قدرت‌های ذهنی دارند. با این که از لحاظ علمی ثابت نشده، اما تله پاتی به طرز رو به رو رشدی در پژوهش‌های روان شناسانه مورد مطالعه قرار می‌گیرد. از تله پاتی همچنین به عنوان خواندن ذهن هم یاد می‌شود. تاریخچه تله پاتی Telepathy از عبارت یونانی، tele به معنای دور یا با فاصله و path به معنای وقوع یا احساس گرفته شده است؛ پس تله پاتی در واقع یعنی دریافت احساسات از فاصله. این عبارت در سال 1882 توسط محقق و روانشناس فرانسوی به نام Fredric W.H. Myers بنیانگذار انجمن تحقیقات و روانشناسی (SPR) استفاده شد. او براین باور بود که عبارت تله پاتی بهتر از اسامی‌ای که قبلا استفاده می شدند این پدیده را توصیف می‌کرد. به تفسیر، تله پاتی برقراری ارتباط بین 2 ذهن، که با فاصله از هم جدا شده‌اند بدون استفاده از حواس 5 گانه است. گه گاهی همه ی ما تله پاتی را تجربه کرده‌ایم. شاید داشتید به یک نفر که ماه ها از او بی خبر بوده‌اید فکر می‌کردید که ناگهان آن شخص، به شما تلفن می‌کند. یا وقتی 2 نفر با هم هستند، ممکن است یک چیز را در یک لحظه با هم بگویند. این ها ارتباطات ذهن خود بخودی هستند و چنین مثال هایی معمولا بین افرادی که بهم نزدیک هستند اتفاق می‌افتد. علاقه‌ی تحقیقاتی به تله پاتی از هیپنوتیزم یا خواب مغناطیسی آغاز می‌شود. افرادی که هیپنوتیزم انجام می‌دادند متوجه شدند که این پدیده‌ای شایع میان افراد هیپنوتیزم شده است و درواقع آنها ذهن هیپنوتیزم کننده را می‌خوانند و دستورالعمل هایی که او به زبان نیاورده بود را انجام می‌دادند. خیلی زود دیگر روانشناسان و روان پزشکان همچنین پدیده‌ای را میان بیماران‌شان مشاهده کردند. زیگموند فروید آنقدر این پدیده را دیده بود که برایش عادی شده بود و پسرش به آن اشاره کرده بود. لذا از آن به عنوان یک استعداد پسرفت کننده اولیه که در دوره تکامل کم شده است یاد می کند که همچنان می تواند تحت شرایطی خاص خودش را نشان دهد. روان پزشکی به نام Carl G.jung فکر می کرد که این مسئله مهم تر از این هاست و آنرا به عنوان تابعی از همگام سازی در نظر گرفته بود. روان شناس و فیلسوفی به نام William James هم آنقدر به موضوع تله پاتی اشتیاق داشت که دانشمندان بیشتری را تشویق به کاوش در این زمینه کرد. پس از اینکه انجمن تحقیقات و ورانشناسی آمریکایی (ASPR) در سال 1885 و پس از SPR در سال 1884 افتتاح شد، تله پاتی اولین پدیده‌ی روانی بود که به لحاظ علمی مورد مطالعه قرار گرفت. اولین آزمایش ساده بود. یک فرستنده در یک اتاق سعی می کرد که یک عدد 2 رقمی، یک طعم یا یک تصویر بصری را به یک گیرنده در اتاقی دیگر انتقال دهد. روان شناس فرانسوی به نام Charles Richet احتمال ریاضیاتی را برای آزمایشات در نظر گرفت و همچنین کشف کرد که تله پاتی سوای از هیپنوتیزم اتفاق می‌افتد. علاقه به تله پاتی پس از جنگ جهانی اول افزایش یافت چرا که کسانی که عزیزی را در جنگ از دست داده بودند به معنویت روی آوردند و سعی کردند با عزیزشان ارتباط برقرار کنند. پس از آن هم آزمایشات عظیمی در زمینه تله پاتی در آمریکا و انگلستان انجام شد. یافته های تجربی اکثرا تله پاتی در مواردی که یک خویشاوند یا یک دوست آسیب دیده یا کشته شده است به طور خود خودی اتفاق می‌افتد. آن فرد از خطری که شخص را تهدید می‌کند از راه دور آگاه است. چنین اطلاعاتی به شیوه های مختلفی مثل قطعات فکری به ذهن طرف می رسند؛ مثل اینکه یک چیزی درست در نمی آید، در رویاها، در توهمات، تصاویر ذهنی، صداهایی که می‌شنود، یا کلماتی که به ذهنش می‌رسند. اغلب چنین اطلاعاتی باعث می‌شوند فرد دریافت کننده کاری که می خواهد انجام دهد را تغییر دهد؛ مثلا برنامه سفرش یا زمان بندی روزانه اش را عوض کند یا به فردی که دلواپسش هست زنگ بزند. برخی حوادث هم حاوی تله پاتی آشکارا میان انسان ها و حیوانات هستند. به نظر می‌رسد که تله پاتی با وضعیت عاطفی افراد در ارتباط است. این هم برای فرستنده و هم برای گیرنده صدق می کند. زنان عموما دریافت کنندگان هستند – طبق مطالعات موردی و یک دلیل احتمالی می‌تواند این باشد که زنان بیشتر با احساسات‌شان ارتباط برقرار می‌کنند و بیشتر به درک شهودی خود تکیه می‌کنند تا مردان. تله پاتی را می‌توان در حالت رویا دیدن، تحریک و القا کرد. و به نظر می‌رسد که به یک سری فاکتور بیولوژیکی مرتبط است. یک سری داروها بر تله پاتی اثر معکوس دارند، حال آنکه کافئین بر روی آن تأثیر مثبت دارد. یک آزمایش تله پاتیک که در طی مأموریت آپولو 14 در سال 1971 انجام شد هم تأیید کرد که فاصله مانع محسوب نمی‌شود. این آزمایش نه توسط ناسا تأیید شد و نه تا مأموریت کامل شد، اعلام شد. فضانوردی به نام Edgar O.Mitchell این آزمایش را با 4 گیرنده روی زمین انجام داد، یعنی 150 هزار مایل فاصله. میشل روی توالی های 25 عدد تصادفی تمرکز کرد. او 200 توالی یا دنباله را کامل کرد. حدس زدن 40 مورد میانگین مورد انتظار آزمایش بود اما 2 نفر از دریافت کنندگان 51 مورد را صحیح گفتند و این خیلی از انتظارات میشل آن طرف تر بود اما خب خیلی هم چشمگیر نبود! تئوری ها درباره تله پاتی اگرچه درطی قرون تئوری‌های مختلفی برای توضیخ تله پاتی بیان شده اما هیچ کدام قطعیت و جامعیت مناسب را ندارند و تله پاتی هم همانند دیگرپدیده های روحی فراتر از زمان و مکان است. فیلسوف یونان باستان از تئوری های موج و سلولی برای توضیح آن استفاده می‌کند. در قرن 19 یک شیمیدان و فیزیکدان به نام William Crookes بر این باور بود که تله پاتی بر پایه امواج مغزی شبه رادیویی است. بعدتر در قرن 20 دانشمند شوروی به نام L.L.Vasilies نظریه ی الکترومغناطیس را عنوان کرد. روان شناس آمریکایی به نام Lawrence Leshan اظهار کرد که هر فرد واقعیت شخصیتی خودش را دارد و اصل تصوف و ذهن کارها از بقیه متفاوت‌اند که همین هم به آنها اجازه ی دسترسی به اطلاعاتی را می‌دهد که در اختیار دیگران نیست. در جمع بندی، تله پاتی هم مانند دیگر شکل های پدیده های روانی پیچیده بوده و تست کردن آن به روش سیستماتیک دشوار است. به اندازه ی کافی شواهد منطقی وجود دارند که بتوان وجود این پدیده را اثبات کرد، اما اندازه گیری آن با مشکل مواجه است. این پدیده به طور خیلی نزدیک پیوسته به حالات عاطفی هر دو فرد فرستنده و گیرنده مرتبط است به همین دلیل تکرار نتایج تجربی دراین زمینه کار دشواری است. عوامل نگرشی هم بر این پدیده اثرگذارند و بالاترین حد امید محققان این است که در آزمایشات شرکت کنندگانی حمایت گر و پذیرنده داشته باشند تا بتوانند نتایج مشابهی را در آزمایشات بگیرند. تکنیک ها و نحوه ی انجام تله پاتی 1- فرستنده و گیرنده ما به 2 نفر احتیاج خواهیم داشت. یک نفر فرستنده خواهد بود که سعی می‌کند افکار را انتقال دهد و دیگری گیرنده خواهد بود که سعی می‌کند افکار فرستاده شده را دریافت کند. قبل از آزمایش باید تعیین شود که چه کسی کدام نقش را برعهده دارد وگرنه ممکن است دست آخر هردو یا گیرنده شوند یا فرستنده. در این مقاله فرض می کنیم که شما فرستنده هستید. 2- اعتقاد اول از همه، بسیار مهم است که هم فرستنده و هم گیرنده هر دو باور داشته باشند که تله پاتی ممکن است. حتی اگر 100 درصد هم باور ندارند اما باید ذهنی باز داشته باشند. در حقیقت بهترین حالت این است که نه تنها شرکت کنندگان باور داشته باشند، بلکه عمیقا تمایل داشته باشند که همچین چیزی اتفاق بیفتد. اگر شک داشته یا ذهن بسته داشته باشید، احتمالا نتایج خوبی عایدتان نخواهد شد. 3- آرامش فیزیکی تله پاتی زمانی بسیار مؤثر است که هم گیرنده و هم فرستنده از لحاظ فیزیکی ریلکس باشند. درسلامتی بودن هم باعث می شود که بهتر بتوانید تمرکز کنید. سعی کنید وقتی حالتان خوب نیست این تمرین را انجام ندهید. با هر متدی که دوست دارید خودتان را ریلکس کنید. می توانید چند نفس عمیق هم بکشید. 4- آرامش روانی ذهن‌تان را از افکار ناخواسته پاک کنید. ذهن‌تان را آرام کنید. بگذارید افکار بیایند و بروند اما به آنها وصل نشوید. روی هدف تان تمرکز کنید. از آنجایی که شما فرستنده هستید، تمرکزتان باید روی فرستادن افکار باشد و گیرنده هم باید روی دریافت تمرکز کند. حواستان باشد که هردو چیزی برای حواس پرتی اطرافتان نباشد. یک محیط آرام و راحت حداکثر نتایج را برایتان به ارمغان خواهد آورد. 5- تجسم قبل از شروع انتقال، مهم است که مراحل قبلی به خوبی دنبال شده باشند. آنها اساس موفقیت شما خواهند بود. با چشمانی بسته تصویری واضح از دریافت کننده را تصور کنید. تصور کنید که او قدری آن طرف تر از شماست. او را رنگی و درست تصور کنید. احساس کنید که او واقعا آنجاست. اگر بخواهید می توانید به عکس رنگی‌ای از او قبل از انجام آزمایش هم نگاه کنید. این به شما کمک می کند که به درستی او را تجسم کنید. حال تصور کنید که لوله ای نقره‌ای ذهن شما را به ذهن او متصل می کند. این لوله کانالی خواهد بود که ذهن‌تان از طریقش با ذهن او ارتباط برقرار می کند. تجسم کنید که لوله پر از انرژی است. باور داشته باشید که لوله خیلی مؤثر است و کار را به خوبی انجام می دهد. لطفا توجه داشته باشید که تجسم لوله یک قانون حتمی نیست؛ فقط یک کمک خیلی مؤثر است که به شما کمک می کند تمرکز کرده و یک جهت تعریف شده به افکارتان بدهید. به جای لوله می توانید تصور کنید که پشت تلفن با دوست تان حرف می زنید. 6- انتقال حال تصور کنید که افکارتان از طریق لوله انتقال پیدا می‌کنند، ازذهن شما به ذهن او. اگر می‌خواهید یک تصویر ذهنی از سیب را انتقال دهید یک سیب قرمز و خوش رنگ و آبدار را تصور کنید که در طی لوله سفر می‌کند. تا جایی که می شود تصویر را زنده تصور کنید. با احساسات تان سیب را شارژ کنید. باور داشته باشید که تله پاتی واقعی است. تمایل داشته باشید که افکارتان به دوست‌تان برسد. احساسی که در حین موفقیت خواهید داشت را تصور کنید. این خیلی حیاتی است. احساسات بسیار قدرتمند بوده و نتایج عالی بدست می دهند. اغلب آزمایش های تله پاتی شکست می خورند چرا که شارژ احساسی نشده‌اند. حواستان باشد خودتان را تحت فشار قرار ندهید. آرام و ریلکس باشید. 7-چه زمانی توقف کنید وقتی افکارتان را می‌فرستید لحظه‌ای پیش خواهد آمد که عمیقا حس کنید که آن فکر انتقال یافته است. این یک احساس غیر قابل شک است که نمی‌توان تلقین کرد. هر وقت چنین حسی گرفتید کارتان تمام شده. این ممکن است از چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد. اگر بعد از 15 دقیقه همچین حسی پیدانکردید می توانید آزمایش را رها کرده و مجددا دوباره امتحان کنید. بیش از آن ادامه ندهید چرا که ذهن‌تان خسته خواهد شد. 8- گیرنده در طی آزمایش گیرنده باید ذهنش را خالی نگه دارد و سعی کند افکاری را که شما به سویش می فرستید دریافت کند. او نباید خیلی به خودش فشار بیاورد. اینکه خودش را خیلی مجور کند تا انچه شما فکر می کنید را دریابد تلاش های شما را از بین خواهد برد. وقتی ارام و ریلکس باشد ذهنش بهتر دریافت می کند. او چیزهای مختلفی را در ذهنش دریافت خواهد کرد و باید قلم و کاغذی برای نوشتن هر چیزی که به ذهنش می رسد داشته باشد. او احتمالا حس می کند که چیزها را از خودش در میاورد اما اشکالی ندارد. شیوه تله پاتی همین گونه است. 9- نتایج را مقایسه کنید وقتی که آزمایشات را انجام می‌دهید نتایج را مقایسه کنید. تمام چیزهایی که گیرنده دریافت کرده چک کنید. آیا شامل فکری که شما انتقال می‌دادید هم می‌شود؟ هر چه بیشتر تمرین کنید نتایج هم دقیق تر می‌شوند. 10- آزمایش را تکرار کنید باید آزمایش را تکرار کنید، یا بلافاصله یا بعدا. اگر به کمی موفقیت رسیده باشید اعتمادبنفس‌تان بالا رفته و احتمالا می‌خواهید که بلافاصله آزمایش را تکرار کنید، اما اگر موفقیتی حاصل نشده بود دلسرد نشده و بعداً امتحان کنید. باید به طور منظم تمرین کنید چرا که تداوم شما را به موفقیت رسانده و بهتر می کند. شما هم چنین باید گیرنده و فرستنده بودن بین خودتان را جابه جا کنید. این به شما می گوید که در کدام نقش بهتر هستید؛ فرستنده یا گیرنده. نکات کلی کوتاه باشد. آزمایشات را کوتاه نگه دارید. 15 دقیقه باید کافی باشد. این کار از خستگی جلوگیری می کند. وقتی خیلی پر انرژی هستید قدرت تله پاتی شما در بیشترین حالت است. صبور باشید یکی از بهترین فاکتورها در این قضیه صبر است. اگر آن ابتدا خیلی موفق نبودید ناامید نشوید. هر آزمایش ذهنی‌ای از جمله تله پاتی قبل از نتیجه گرفتن به کمی تمرین احتیاج دارد. وقتی چند روز امتحان کردید شاهد موفقیت خود خواهید بود. از شک وتردید ها آگاه باشید هدف شک وتردید ها در زندگی یک چیز است؛ منحرف کردن افرادی که باور دارند از مسیر اصلی. از افرادی که درونتان شک وتردید ایجاد می کنند دور باشید چرا که روحیه‌تان را تضعیف می کنند. نتایج به شما اثبات می‌کنند که تله پاتی جواب می‌دهد. این افراد به شما کمک نخواهند کرد. به اشتراک گذاشتن نتایج‌تان با آنها فقط نا امیدتان کرده و مانع دستاوردتان می‌شود. سعی کنید نتایچ تان را تنها باکسانی که مثل خودتان فکر می‌کنند، مثبت و انگیزه دهنده هستند به اشتراک بگذارید. سخن پایانی کاوش توانایی تله پاتیک یک تجربه جالب است و با اینکه سرگرم‌کننده و هیجان انگیز است اما توسعه یک پایه قوی به زمان و صبر احتیاج دارد. هرگز در ابتدا انتظار موفقیت بیش از حد نداشته باشید. اماخبرخوب این است که تله پاتی را می توان به آسانی یاد گرفت و استفاده کرد. با تمرین منظم شما به متخصص تله پاتی تبدیل خواهد شد! وهمیشه در فرستادن و دریافت پیام ها با وضوح ودقت فوق العاده صحیح، و موفق عمل خواهید نمود. منبع: دیجی رو
  4. 2 امتیاز
    برگ خُشکی ولگردم در پنجه ی نسیمی سرد نسیم سردی که از سمت خانه ی زنی هرزه می آید زن هرزه ای که هرشب تن برهنه اش را به دستان فقر می فروشد و بازی کهنه ی زندگی را با مرگ غمناک خویش ، به پایان می سپارد
  5. 2 امتیاز
    محمد ابوریحان بیرونی دانشمند قرن پنجم قمری کاری کرد کارستان که نظر غربی ها را به مطالعه تمدن اسلامی وا داشت چه در توجه به جغرافیا و کشف رمز و راز های سرزمین های این کره خاکی و چه در نجوم و توجه به اسمان بالای سرمان
  6. 1 امتیاز
    احساس استرس گاهی اوقات می‌تواند بسیار شدید و حتی فلج‌کننده باشد و همیشه نمی‌توان به‌راحتی با آن کنار آمد و شاید بهتر باشد به کمک یکی از این سایت‌ها استرستان را رها کنید. هر چند اگر فکر می‌کنید مشکلتان خیلی جدی است شاید بهتر باشد که به یک متخصص مراجعه کنید اما بد نیست که نگاهی هم به سایت‌های معرفی شده در این لیست بیندازید. تمام این سایت‌ها رایگان هستند و ابزار مختلفی را برای آرام کردن ذهنتان و برداشتن قدم‌های بعدی به شما معرفی کرده و در اختیارتان می‌گذارند. اما بیشتر برای کسانی که به زبان انگلیسی آشنایی نسبی دارند، کاربرد دارد. در ادامه با دیجی‌رو همراه باشید. 1_ Exhaler نفس کشیدن یکی از چیزهایی است که خیلی به آن فکر نمی‌کنید اما این فعالیت 5 دقیقه‌ای توجه به تنفس می‌تواند خلق‌وخوی شما را عوض کند و برنامه‌ی Exhhaler چیزی است که قرار است در این راه به شما کمک کند. یک دایره‌ی بزرگ بر روی نمایشگرتان به شما می‌گوید که چقدر دم انجام دهید و چقدر بازدم و با این کار از شدت تنفستان می‌کاهد. شاید احمقانه به نظر برسد اما یادآوری بصری دقیقاً چیزی است که شما برای فکر نکردن به چیزهای دیگر لازم دارید. این وب‌سایت تنظیمات مختلفی برای تنفس، بسته به اینکه چقدر می‌خواهید دم و بازدمتان را نگه‌دارید هم دارد. ورود به سایت 2_ 247 Buddy دوستان خوب به شما اجازه می‌دهند که از زمین و زمان صحبت کنید اما خب در این هنگام ناشناس نیستید و در شبکه‌های اجتماعی هم خیلی نمی‌شود به‌صورت ناشناس با کسی دوست شد و درد و دل کرد. 247 Buddy به شما مکانی امن می‌دهد که به‌صورت ناشناس با غریبه‌های دیگر صحبت کنید. این یک سایت بدون نیاز به ثبت‌نام با یک هدف مشخص است: بدون قضاوت شدن چت کنید. شما می‌توانید کسی باشید که به دیگران گوش می‌دهد و یا کسی باشید که صحبت می‌کنید، این به خودتان بستگی دارد. اما ایده‌ی این وب‌سایت این است که مکانی فراهم آورد تا افراد بدون قضاوت شدن به‌راحتی بتوانند حرفشان را بزنند. این وب‌سایت هیچ‌کدام از چت‌ها و اطلاعاتی که می‌دهید را سیو نمی‌کند. وقتی که یک نشست را ببندید همه چیز از بین می‌رود؛ و درواقع این وب‌سایت شعارش این است که اینجا جایی است که شما را با نژاد، جنسیت یا گرایش جنسی‌تان قضاوت نمی‌کنند و بیشتر تلاش می‌کنند که شما را درک کنند. البته این سایت از زبان فارسی پشتیبانی نمی کند و تنها به انگلیسی قابل استفاده است. ورود به سایت 3_ Relax online stress analyst وقتی پریشان هستید آخرین کاری که می‌خواهید انجام دهید این است که تصمیم بگیرید و به همین دلیل است که این وب‌سایت نقطه‌ی خوبی برای شروع است. این وب‌سایت درواقع راهنمایی است که شما را قدم‌به‌قدم در مسیر رهایی از استرس همراهی می‌کند. این فقط یک متن است که با یک انتخاب در پایان هر قدم همراه است. به‌عنوان مثال شما باید انتخاب کنید که چه چیزی استرس ایجاد می‌کند، مثل یک شرایط بد، یک شکست یا یک تحقیر شدن. بر اساس هر انتخاب، این برنامه مشاوره‌های متفاوتی را به شما ارائه می‌دهد. کمی وقت بگذارید آن را امتحان کنید و خواهید دید که آرام‌تر و ریلکس‌تر از آن بیرون خواهید آمد. ورود به سایت 4_ The Quiet Place Project وقتی در سرتان پر از همهمه است، بد نیست سری به این وب‌سایت بزنید. این وبسایت جایی پر از برنامه‌هایی برای رهایی از استرس است که همه برای به آرامش رساندن شما طراحی‌شده‌اند. ورود به سایت 5_ Gozen این فقط بزرگ‌سالان نیستند که خیلی استرسی می‌شوند. کودکان هم دغدغه‌های استرس‌زای خودشان را دارند و Gozen راهی برای کمک به آن‌هاست. این برنامه طریقه‌ی آزادسازی استرس را برای کودکان بسیار قابل فهم کرده است. یک سری از 5 فیلم متحرک به کودکان یاد می‌دهد که احساس نگرانی و استرس داشتن اصلاً اشکالی ندارد و سپس به روشی سالم به آن‌ها کمک می‌کند که با این احساسات کنار بیایند، نه اینکه آن‌ها را سرکوب کرده یا به‌صورت خشم بیرون بریزند. این وب‌سایت فقط نیاز به ثبت‌نام با ایمیل دارد و کاملاً رایگان است. ورود به سایت منبع: دیجی رو
  7. 1 امتیاز
    پالت نقاشی اگر مهمترین و اصلی ترین ابزار یک نقاش نباشد، دستکم نخستین چیزی است که به چشم می آید. البته پالت نقاشی نه فقط به معنای تخته ای که رنگ روی آن قرار داده می شود، بلکه به معنای طیف رنگ های مورد استفاده توسط نقاشان هم هست. مثلا پالت گرم، اشاره به طیف رنگ های زرد و نارنجی و قرمز دارد. یک پالت نقاشی خوب باید مقاوم، نفوذناپذیر و دارای اندازه ای مناسب باشد. امروزه به جز پالت های پلاستیکی و چوبی، نوع کاغذی (یکبار مصرف) آن هم میان هنرمندان رایج شده است. استفاده از پالت های کاغذی نقاش را بی نیاز از شستن پالت می کند... این موارد خلاصه ای بسیار کوتاه بود از مطلب "همه آنچه که باید درباره پالت نقاشی بدانید" که لینک منبع کامل آن در انتهای نوشته برای مطالعه هنردوستان به اشتراک گذاشته می شود. در مطلب مورد اشاره، به جز آشنایی با انواع پالت های نقاشی، توضیحاتی درباره نحوه تمیز کردن و همچنین چیدمان رنگ ها بر روی آن نیز به طور کامل بیان می شود. منبع: پالت نقاشی
  8. 1 امتیاز
    تو باران بودی و من رود ِ بی آب جدایم کردی تو ، از بستر خواب نجاتم دادی از سلول زندان رهایم کردی در دامان سیلاب ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  9. 1 امتیاز
    تا حالا نیمه های شب کوه نوردی کردی؟؟؟ من بار ها انجامش دادم وَ یک بار وقتی به اواسط قله رسیده بودم جمع کوچکی از آقاها و خانومای جوونی رو دیدم که کنار آتیش داشتن نوشیدنی می خوردن ساز می زدن می خوندن وَ خیلی زیبا می رقصیدن با دیدن شادی و نشاط اونا از صعود منصرف شدم به جمعشون پیوستم و بهترین شب زندگمو رقم زدم اون شب به معنای واقعی کلمه خوشبختی رو احساس کردم گاهی به جای فکر کردن به پایان به خوشی هایی توجه کن که خدا سر راهت قرار میده. همیشه شاد باشید ابوالقاسم کریمی
  10. 1 امتیاز
    به زیر تیغ غم ، عریان صبریم سوار اسب بی افسار قبریم اگرچه میوه ی ممنوعه خوردیم اسیر اختیار دیو جبریم
  11. 1 امتیاز
    در حالت کلی روسیه آب و هوایی قاره ای دارد از سواحل نیمه گرمسیری دریای سیاه تا مناطق شرقی دورافتاده چون جنوب سیبری . تابستان هایی گرم که امکان شنا در فضای باز در رودخانه ها ، دریاچه ها و پیاده روی را فراهم می کند و زمستان هایی سرد با برف بسیار که به بهشتی برای تفریحات زمستان چون اسکی بدل می شود . در این کشور کوه های جنوبی از ورود توده های هوای گرم از اقیانوس هند جلوگیری می کنند در حالی که دشت های غرب و شمال راه را برای نفوذ تاثیرات قطب شمال و آتلانتیک باز می کنند . آب و هوای کشور روسیه در فصول مختلف تغییر قابل توجهی دارد به طوری که در تابستان ها دما به بالای 30 درجه سانتیگراد و در زمستان ها به ده ها درجه زیر صفر نزول می کند . در این سرزمین بخش های شمالی سردتر از دیگر بخش ها است و هر چه در روسیه به سمت جنوب حرکت شود از سردی هوا کاسته شده و آب و هوای گرم تر خودنمایی می کند . بهترین دما در کشور روسیه متعلق به سواحل دریای بالتیک است که این امر گردشگران زیادی را به این منطقه می کشاند . همچنین شهر سوچی با آب و هوای نیمه گرمسیری خود با عنوان بهشت ساحلی و پایتخت تابستانی روسیه شناخته می شود . اگر برای سفر به روسیه به دنبال بهترین زمان هستید باید بدانید که اغلب گردشگران در ماه های ژوئن ، جولای و آگوست که گرم ترین ماه های سال به شمار می آیند به این کشور سفر می کنند . کسانی که سرمای هوا برایشان اهمیت ندارد و گردش در برف را دوست دارند می توانند از زمستان های روسیه نیز لذت ببرند . منبع : لذت سفر
  12. 1 امتیاز
    ببین عزیزم نه جمعه است نه باران میبارد نه آسمان ابری ست نه هوا خیلی دلبری می کند نه هیچ چیز دیگر شلوغ ترین ساعتِ روز است و مردم....! مردم را بیخیال همچنان در پی لقمه ای نان و بوقلمون به روز مرگی گرفتارند! البته که من هم دچارِ روزمرگی ام جانم. کمی فرق دارد اما... بگویم برایت؟! نگو نمیخندی که میخندی... من در شلوغ ترین ساعتِ روز به راننده تاکسی گفتم دربست منزلِ امنِ آغوش یار...! از شال فروش درخواستِ قرمز شالی مملو از عطر شیرین گیسویت را داشتم! کتاب های شعر آن مردِ عینکی و کراواتی که گوشه ی پیاده رو بساط کرده بود را به تمسخر گرفتم که کجایِ کاری!؟ من چشمانی میشناسم که شاعر تربیت میکنند! برای کیوسکِ مطبوعاتی صدایم را بالا بردم که از کیهان تا همشهری همه را توقیف کنند وقتی از تو برایم خبری ندارند همان بهتر که فعالیتشان متوقف شود! در سینما قصدِ اکرانِ نگاهت را داشتم و به کافه، قهوه ای هم رنگِ گیسویت را سفارش دادم. لحظه ای دلم خواست سر به رویِ شانه ات خستگی دَر کُنَم.... دلم خواست و فکرم رفت و از این احوال خمار شدم و تِلو خوردم که جملگی کُنجِ پارک، ساقی را نشانم دادند... هوا را از دماغ بیرون پرت کردم که "هه" این ساقی و بند و بساط اش به درد خودتان میخورد ساقیِ من با بوسه ای درمان میکند حالِ دلم را...! در نهایت روانه ی تیمارستان شدم و آنجا فهمیدند عاقل ترین دیوانه ی شهرم و رهایم کردند. خلاصه که... . نه جمعه است نه باران میبارد نه آسمان ابری ست نه هوا خیلی دلبری می کند نه هیچ چیزِ دیگر شلوغ ترین ساعت روز است و من منِ حال خراب دلم تو را میخواهد... ساقیِ من ، با بوسه ای درمان میکنی حالِ دلم را...؟ علی سلطانی
  13. 1 امتیاز
    نمی شود تمام عمر هرشب از درون خودت برای فردا معجزه در بیآوری... آدم است تنهایی خسته می شود، کم می آورد باید مثل قدیم ها گاهی یک نفر برای این چراغ نفتی، نفت بیآورد. سارافراهانی
  14. 1 امتیاز
    من که ندیده ام زنی عاشق شود و جز دوست داشتن چیز دیگری را به زبان بیاورد قولتان میدهم! که هیچ چیز غیر دوستت دارم نمی شنوید از او... وقتی میگوید چقد خوب موهایت حالت گرفته اند امروز! یا چقد این لباس به رنگ و رویت امده است! یا مثلا چقد بهت گفته ام که صبحانه نخورده از خانه بیرون نیا که نهارت را یخ زده نخور که شامت را از ساندویچی های بد مزه فلان جا نخر! وقتی میگوید وقتی مریض شدی هیچکس نیست کنارت من چه گورم را بکنم...! یا مثلا امروز خسته ای بیا بنشین کمی کتاب بخوانم برایت کیک زعفرانی پخته ام برایت بیا با کمی چایی بنوش! یا وقتی که میگوید دیگر نمیخواهم ببینمت حتی!خسته ام کرده ای...طاقت بودنت را ندارم...! یا وقتی میگوید چقد از تو دلخورم...چقدر میخواهم نباشی چقدر حس میکنم دیگر دوستت ندارم حتی! باور کنید این ها همه در زبان زن ها دوستت دارم معنا میشود زن ها بلد میخواهند مترجم میخواهند باید عاشق باشی تا بفهمی شان باید گوش هایت عاشق باشد باید ببلعد کلماتش را در ذهن برگردان کند به زبان عاشقی و از چشم هایت عشق بزند بیرون زن ها کارشان دوست داشتن است نترسید بلدشان شوید بعد میبینید هیچ چیز غیر دوست داشتن از گلوگاه حنجره شان خارج نمیشود. احمد حلت
  15. 1 امتیاز
    خدارا چه دیدی! شاید هم یک روز ادبیات جهان بمن مدیون شد! چراکه این روند همیشگی و کسالت بار مردهای همیشه عاشق را شکستم! مردهای عاشق کوه شکن که همیشه اسیر خال هندو بودند و تاب گیسو... شاعرهای همیشه مرد.معشوق های همیشه زن! خب،کمی خسته کننده است که مردم همیشه لیلی بخوانند و شیرین... و از آن چین پیراهن و عشوه ها و غمزه ها قصیده و غزل بشنوند.... مرد من! اینجا،زنی است که در آستانه ی ۲۰ سالگی،میتواند چه مثنوی ها بسراید در وصف آن لبخند کج مردانه ات.... و هزار هزار بیت بر تن کاغذ بنشاند برای عسلی چشم هایت و بازوانت که تمام جهان میانشان خلاصه شده... خدارا چه دیدی.شاید هم یک روز،ادبیات جهان به من و دلبری های مردانه ی تو مدیون شد! سحرناز
  16. 1 امتیاز
    زندگینامه ارسطو ارسطو یکی از بزرگترین متفکران جهان است. در سراسر تاریخ فلسفه، گذشته از افلاطون و کانت، شاید هیچ کس ژرفا و پهنای اندیشه او را نداشته باشد، از بیست و چهار قرن تاکنون تاثیر او در فیلسوفان و دانشمندان گیتی بیرون از حد و حساب و بسا بیمانند بوده است. دانشمندان ایرانی حتی پیش از اسلام و قبل از رواج زبان عربی از او متاثر بوده‌اند استاد ذبيح الله صفا می‌نویسد: "در پاره‌ای از کتاب پهلوی اصطلاحات فراوان علمی موجود است و این اصطلاحات که غالبا قابل تطبیق بر اصطلاحات فلسفی یونانی خاصه حکمت ارسطوست، می‌رساند که تنها به وسیله عیسویان ایرانی، علم یونانی پذیرفته و به زبان سریانی ادا نشده است بلکه زرتشتیان نیز به این کار مبادرت کرده و زبان پهلوی را معادل آوردن بسیاری کلمات در برابر اصطلاحات فلسفی یونانی ثروتمند ساخته بودند...یکی از مشاهیر عیسویان [در عهد ساسانی] پولس ایرانی (paulus persa) رئیس حوزه ایرانی نصیبین است که کتابی مشتمل بر بحث درباره منطق ارسطو به سریانی برای خسرو انوشيروان نوشـــت و در آن نسـبت به اثبات وجود واجــب و توحید و سایر نظر‌های فلاسفه، برتری روش حکما بر اهل ادیان اشاره کرد ....معلمین کلیساهای نسطوری در ایران .... چون به آثار ارسطو توجه داشتند در کلیساهای خود در ایران .... با قوت بسیار به تحقیق در روش این استاد یا شراح اسکندرانی او توجه کردند... مجاهداتی که پیش از خسرو انوشيروان (531 ـ 579م ) شده بود در برابر توجه او به علوم فاقد اهمیت است. این پادشاه که هم فرمانروایی مدبّر و هم سرداری شجاع بود به حکمیت نیز علاقه داشت و از فلسفه افلاطون و ارسطو آگاه بود و ترجمه پهلوی این دو استاد را می‌خواند. ارسطو در 384 ق.م در شهر یونانی زبان استاگیرا ((stagira واقع در شبه جزیره خالکیدیکس (Chalcidice) چشم به جهان گشود. پدرش نیکو ماخوس (Nicomachus) پزشک بود و عضو صنف آسکله‌پیادای ( asclepiadae ) و طبیب در بار آمونتاس دوم (پادشاه مقدونیه Amyntas). ممکن است ارسطو از کودکی، و در نتیجه شغل پدر، به زیست شناسی دلبسته شده باشد، اما هیچ دلیلی در دست نیست که ار آن هنگام آغاز به تحقیق کرده باشد. پزشکان صنف اسکله‌پیاد فرزندان خویش کالبد شکافی یاد می‌دادند؛ اما ارسطو هنوز بسیار کوچک بود که پدرو مادرش هر دو در گذشتند و بنابراین، بعید است که او از این آموزش بهره‌مند شده باشد. ارسطو در هفده سالگی به آتن رفت و وارد آکادمیاي افلاطون (plato) شد و تا هنگام مرگ وی در 348 ق.م همچنان شاگرد و همکار او بود و آنجا ماند. اهمیت تاثیر فلسفی افلاطون در همه آثار ارسطو هویداست. حتی وقتی که او از استاد انتقاد می‌کند یعنی بیشتر اوقات به شهادت نوشته‌های موجود ـ به نبوغ افلاطون احترام عمیق می‌گذارد. پس از مرگ افلاطون‌، ارسطو از آتن رفت. ممکن است بستگيهايش با دربار مقدونيه سبب رویگردانی مردم از او شده باشد. شاید هم نسبت به انتخاب اسپئوسیپوس (Speusippus) به جانشینی افلاطون نظر خوش نداشته، زیرا با رگه‌ای از آرای مکتب افلاطونی که در آثار اسپئوسیپوس پرورش داده می‌شده موافق نبوده است. به هر تقدیر، ارسطو به دهرت هرمیاس (hermias)، که از همشاگردیهای گذشته‌اش در آکادمیا و در آن زمان جبار آلوس در تروآد (Troad) بود به آن سان رفت. سه سال آنجا عضو محفل کوچکی از متفکران بود و باپوتیاس (Pythias)، دختری که هرمیاس او را به فرزندی پذیرفته بود، ازدواج کرد. در ایام اقامت در آسوس و سپس در میتوانه (Mitylene) در جزیره لیسبوس (lesbos) ، دست به پژوهشهای در زیست شناسی زد که بعدها شالوده نوشته‌هایی علمی‌اش شد. در 349 ق.م ارسطو به دعوت فیلیپ مقدونی (Philip of Macedon پادشاه مقدونیه) به پلا(pella ) پایتخت آن سرزمین رفت و مربی فرزند او، اسکندر کبیر (Alexander the great ) شد که پسری سیزده ساله بود. پس از پایان دوره تربیت اسکندر، ارسطو به استاگیرا بازگشت و چند سال آنجا بود و سپس باز به آتن رفت و به تعلیم فلسفه پرداخت. ارسطو در آتن از بیگانگان مقیم بود، بنابراین، نمی توانست مالک ملکی در آن شهر باشد. پس بیرون شهر چند ساختمان اجاره کرد و در اینجا که لوکیون (lykeion) نام گرفت. مدرسه‌ای از خود بنیان نهاد. (متصل به ساختمان اصلی ایوانی ستون‌دار "پری پاتوس Peripatos" بود و همین سبب شد که بعدها پیروان ارسطو را "پری پاتیک" بنامند). او بعضی سخنرانیها برای عامه می‌کرد، اما بشتر اوقاتش به نوشتن یا به درس گفتن برای گروهی کوچکتر از شاگردان جدی می‌گذشت. اغلب آثار موجود او متن درسهایی است که به این گروه داده شده و به نگارش در آمده است. در این گروه چند متفکر نیز مانند تئوفراستوس (Theophrastus) و ائودموس (eudemus) عضویت داشتند که بعدها خود از دانشمندان معتبر شدند. پوتیاس، همسرارسطو هنوز دیری از این دوره زندگی نگذشته فوت کرد، و او بقیه عمر را با زنی برده به نام هرپولیس (herpyllis) به سربرد و از او پسری موسوم به نام نیکو ماخوس پیدا کرد که کتاب اخلاق نيكوماخوس را به اسم وی کرده است. ارسطو در وصیّت نامه خویش از هرپولیس به علت وفاداری و مهربانی‌اش به نیکی یاد می‌کند، هرچند تا پیش از مرگ خودش او را قانوناً از بند بردگی آزاد نکرد. بر خلاف افلاطون و بسیاریی از افراد تحصیل کرده یونانی در آن روزگار، به نظر می‌رسد که ارسطو منحصرا به جنس مخالف گرایش داشته است. چنین می‌نماید که بر زنان آنچنان احترامی نمي‌گذاشته و حتی توجه دقیقی نمی‌کرده است. وقتی که در 323 ق.م مرد و احساسات ضد مقدونی در آتن دوباره سر برداشت، ارسطو ناگزیر از ترک آن شهر شد. واضح است که معتقد بوده که جانش در خطر است، زیرا با اشاره به اعدام سقراط (Socrates) می‌گوید اجازه نمی‌دهد آتنیان "دوباره نسبت به فلسفه مرتکب گناه شوند". پس به خالکیس (chalcis) موطن خویشاوندان مادری‌اش، رفت و سال بعد به علت بیماری در‌گذشت. دانته هنگام وصف دکارت نخستین دوزخ درباره ارسطو چنین می‌گوید: دیــــدم آن پیــــر و استــــاد همه او چو چوپان و دیگران چو رمه همه ارباب فضل و دانش و هـوش حلقه طاعتش نهاده به گوش بــر فلاطــون و پیـــر او سقــــراط پیشتر از همه به قرب بساط از این بیانات مقدار احترامی را که در ارسطو طی هزار سال از آن بر خوردار بوده است می‌توان حدس زد. دوران اقتدار ارسطو هنگامی به پایان رسید که اسباب و آلات نو پیدا شد و مشاهدات روز افزون گردید و تجربیات از روی تانی و دقت علم را از نو نبا نهاد و " آلکم " و "راموس" و " راجر " و فرانسیس بیکن با اسلحه مقاومت‌ناپذیری مسلح شدند. تاکنون هیچ مغزی نتوانسته است تسلط خود را بر فکر بشر این اندازه ادامه می‌دهد. به گرداگرد خود چون نیک می‌دید بلا انگشتری و او نگین بود سال شمار زندگی ارسطو: سال ( ق م )" قبل از میلاد مسیح " 384 تولد ارسطو در استاگیرا 367 ارسطو به آتن مهاجرت می‌کند و به آکادمی افلاطون می‌پیوندد 356 تولد اسکندر کبیر 347 مرگ افلاطون. ارسطو آتن را ترک می‌گوید و عازم دربار هرمیاس در آثار نئوس می‌شود و در آسوس اقامت می‌گزیند 345 ارسطو به موتی‌لنه در جزیره لسبوس می‌رود ( و پس از چندی به استاگیرا باز می‌گردد) 343 فیلیپ مقدونی ارسطو را به می‌یزا دعوت می‌کند و به ترتیب اسکندر می‌گمارد. 341 مرگ هر میساس . 336 فیلیپ کشته می شود و اسکندر تاجگذاری می‌کند . 335 ارسطو به آتن باز می‌گردد و در لوکیون آغاز به تدریس می‌کند. 323 مرگ اسکندر 322 ارسطو از آتن به خالکیس می‌رود و در آنجا می‌میرد. منبع : بیتوته
  17. 1 امتیاز
    اولین صندلی داغو اجرا میکنیم با مدیر وبسایت @sajjad مدیر جون امیدوارم زیاد نسوزی شروع کنید دوستان
  18. 1 امتیاز
    سلام تو این تاپیک میتونین حرف دلتونو به معشوقتون بگین این حرف میتونه ابراز احساسات باشه یا عذرخواهی یا هرچیز دیگه فقط چند تا قانون داره : ۱- بیشتر از یک یا دو جمله نباشه ۲- اگر معشوقتون تو این سایت هست میتونین نام کاربریشو هم بنویسید (ننوشتین هم اشکالی نداره ، خودش متوجه میشه بالاخره دیگه ... ) ۲-بحث کردن ممنوع! ۳-توهین یا بی ادبی ممنوع پ.ن : این تاپیک رو برای این ایجاد کردیم که دیگه هیچ احساسی بخاطر نگفتن و خجالت و غرور و ... از بین نره دنیاتون قشنگ
  19. 1 امتیاز
    این دلبر اگر رام نشد، دلبر دیگر دلدار دگر، یار دگر، همسر دیگر هر گاه خر من ز برایم لگد انداخت بفروختم آن را و خریدم خر دیگر هر جا که به یک جو نرود آب زن و شوی گو این زن دیگر کند آن شوهر دیگر گفتم به رئیس الوزرا: مملکت ما هر دم شده بازیچه ی بازیگر دیگر گفتا که از این کشور اگر نیست دلت شاد رو کن به دیار دیگر و کشور دیگر چون ساقی بدمست تو ، ساغر شکن افتد رو ساقی دیگر طلب و ساغر دیگر ابوالقاسم حالت
  20. 1 امتیاز
    می ترسم کسی نه خودت را، که دوست داشتنت را از من بگیرد !
  21. 1 امتیاز
    وقتی دلت گرفته باشه، تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند باز هم دل تو بارانیست خیس تر از دریا خراب تر از امواج...
  22. 1 امتیاز
    روز‌هایی‌ هم هست که چشم می‌‌دوزی به چشمِ زندگی‌ ! و با همه ی حرمتش تحقیرش می‌‌ کنی‌ از آن روز‌هایی‌ که مجهول بودن هر چیزی...هر چیزی...حتی خودت....غنیمتی است... از آن روز‌هایی‌ که دلت می‌خواهد قید دنیا را با تک تک آدم‌هایش بزنی قید سایه‌ای را بزنی‌ که چنان یک نواخت در تو تکرار می‌‌شود... از آن روز‌هایی‌ که بی‌ هیچ آشفتگی‌، کفش‌هایت را پا میکنی‌، سر را در یقه‌ ی بارانی ات فرو میبری ، دست میدهی‌، به دست جیبهای همیشه رفیقت ، بی‌ خیال شمارش معکوسِ لحظه‌هایت می‌‌شوی، بی‌ خیال چشم‌های روز و شب نشناسی ، که حتی در خیال و رویا هم دوره ات می‌‌کنند. پر از تمّنایِ یک آرزو، پر از تمّنای یک روزِ خوب ، دوست داری گوشهایت پر شوند از یک صدای آشنا...! صدای کسی‌ که بی‌ دریغ دوستت داشت ، کسی‌ که بی‌ دریغ دوستش داشتی...
  23. 1 امتیاز
    همین چند روز پیش فکر می کردم می توانم عاشق کسی شبیه تو شوم، از همین چند روز پیش هیچ کس شبیه تو نیست !
  24. 1 امتیاز
    تمامِ اتفاقاتِ روى كره ى زمين، دليل ميخواهد جانم... از صبح كه چشمانت را باز ميكنى تا شب كه روى هم ميگذاريِشان بايد دليل داشته باشى... باور كن بايد يك نفر باشد، كه زندگى ات را به جريان بياندازد... يك نفر كه حدفاصلِ مبدا و مقصدهايت ، دلَش برايت هزار راه برود! آنها كه يار ندارند زندگى نميكنند، روزمرگى ميكنند! علي قاضي نظام
  25. 1 امتیاز
    شنبه 30 مرداد 95 - 13:39 ماجراهای احساسی خطرناک تر از جنگ هستند...! در نبرد آدم یک بار بیش تر کشته نمی شود ولى در عشق چندین بار...! اریک امانویل اشمیت
×