رفتن به مطلب

sajjad

مدیر کل
  • تعداد ارسال ها

    3,914
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    83

تمامی ارسال های sajjad

  1. sajjad

    نه من این ده تا نامه رو از اینترنت پیدا کردم فکر کنم تعداد بیشتری باشه. آره قدمیه و پیداکردن کتاب خوب کلا سخت شده با این وضعیت دلار هم که ...
  2. sajjad

    مقدمه به نام سر فصل همه ی نامه ها چه انهایی که نوشته شدند و چه انهایی که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند یک سلام پررنگ و چند نقطه چین..به علامت جوابهایی که هرگز ندادی و یک دقیقه سکوت!به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار پاسخ تو مردند فرض که دلت نخواست به فرض که حوصله ات نیامد!به فرض که لایقش نبودم!فرض که دوستم نداری! نه خودم را نه نامه هایم را!!!این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست بی دلیل هم خودش کلی دلیل است لااقل میگفتی:((اینهم که جوابی ننویسد جوابی است))دریغ از همین حرف چه می شود کرد تویی و عزیز کرده ی این دل رسوای سر گردان خودم چه کارش کنم جواب هم ندهی بهانه ات را میگیرد بگذریم... حوالی همین روزهای پژمرده نیامدنت انگار کسی از اسمان به من گفت شاید این عزیز کرده دلت شعر به دل مخملیش نمیشیند!حق بعد از او با توست این بار دیگر شعر نمی نویسم نامه هایی را برایت مینویسم که در تنهایی پاییزی ام برای خودم نوشتم و برای تو پاره کردم حقیقتش فکر میکردم اگر میخواست از این زبان خوشت بیاید حرفهای عادی خودم را بیشتر دوست داشتی که نداری حالا چاره ای نیست این را هم امتحانش میکنم راستی به دل نگیر بین نامه هایی که پاره کردم اسم تو با چند کلام قبل و بعدش سالم و دست نخورده مانده و حالا هم از روی همان اسم خودت نامه های تکه تکه شده راکنار هم چیدم و برایت نوشتم این بار هم اگر به دلت ننشست فکر دیگری میکنم شاید هم دفعه بعد به سبک ادم های ان طرف تاریخ برایت نقاشی کردم خدا رو چه دیدی شاید پسندیدی خوب دیگر وقت چشم های روشن نازت را زیاد گرفتم بگو به روشنی خودشان کدری این لهجه این مجنون اواره را ببخشند ممنون که همیشه ناخواسته کمکم میکنی چه خودت چه اسم قشنگت چه سفرت چه نیامدنت و این بار هم بی جوابیت که کانون از هم پاشیده ی نامه های پاره پاره ام را به هم پیوند زد تاریخ نمیزنم هر وقت که تو ممکن است حوصله مهربانیت بیشتر باشد حرف اخر اینکه زیبا مثل هیچکس قرص کامل ماه بی تقصیر پروانه ات میمانم و برای تو مینویسم تو عزیزی چه بهاری باشی چه تابستانی چه پاییزی دلت نسوزد نگو چه لحن غم انگیزی راست می گویم که عزیزی حتی اگر این ها را هم مثل بقیه فراموش کنی و دور بریزی کسی که هم بی تو می میرد و هم برای تو ...
  3. sajjad

    موارد زیر از امتیازات و صفات شایسته یك نوشته خوب است: الف. سادگی و كوتاهی جملات: جملات باید كوتاه و زنده باشند. جملات طولانی و خسته‌كننده حتی پیام‌رسانی را نارسا و نامفهوم می‌سازد. به كارگیری واژگان مبهم، پیچیده و سنگین و اصطلاحات نامأنوس، ملال‌آور و خسته‌كننده است. برعكس، جملات كوتاه و ساده بر غنا و جاذبه اثر می‌افزاید و خیلی سریع، مفاهیم را به خواننده منتقل می‌كند. فاصله بسیار بین فاعل و فعل و نهاد و گزاره و پر كردن سطور از جملات و مطالب پراكنده و جملات معترضه، خواننده را حیران و سردرگم می‌كند و وقتی به انتهای جمله می‌رسد، مفاهیم اولیه را از یاد می‌برد. ب. درست‌نویسی: شناخت قواعد جمله‌سازی و تركیب كلمات باعث قوام‌بخشی و ارزشمندی نوشته است. نویسنده باید مواردی چون نهاد و گزاره، حرف ربط، تناسب فعل و فاعل، ضمیر، اشارات، جملات شرطی و استفهامی و خبری، تركیب‌ها و اضافات و زمان و دیگر موارد را بشناسد؛ چون نبود هر یك از آنها یا استفاده نابجای از آنها، به همان اندازه جمله را مشوش و نارسا می‌سازد. ج. برخورداری از پیام و هدف روش: هدف و مقصود نویسنده باید واضح باشد. سردرگمی و پیچیدگی مفاهیم باعث بر هم خوردن ارتباط بین نویسنده و خواننده می‌گردد. هدف كلی و هدف از نوشتن هر پاراگراف باید مشخص باشد تا نویسنده در مسیر دست‌یابی به هدف چه در یك پاراگراف و چه در مجموع مطالب حركت كند. با هدف‌گزینی است كه تك‌تك جملات در خدمت نگارش آن نوشته قرار می‌گیرند. د. پرمحتوایی و كم‌حجمی: پرهیز از پرگویی و اضافه‌گویی امری بایسته و شایسته است. باید با پرهیز از عبارت‌پردازی به سوی غنابخشی محتوا گام برداشت. البته رمزنویسی، مغلق‌نویسی و خلاصه‌نویسی هم نادرست است و به اصطلاح، باید از «اطناب مملّ» و «ایجاز مخل» پرهیز كرد. باید مطلب را طوری نوشت كه مخاطب احساس ملال و خستگی نكند و در عین حال منظور نویسنده را با حداقل كلمات و جملات دریابد. ﻫ. فصاحت و بلاغت:درستی كلمه و كلام و تركیب الفاظ و سهولت و رعایت قواعد، فصاحت است. شناخت مقتضای حال و تناسب زمانی و مكانی و شرایط جامعه و روحیات خواننده و هم‌سویی با نیازها به بلاغت مربوط می‌شود. هر نوشته‌ای باید هم فصیح باشد و هم بلیغ و از قواعد و ضوابط فصاحت و بلاغت به خوبی پیروی كند. و. خلاقیت و نوآوری: نوشته‌های نوآورانه ارزشمند و قابل احترامند. ابداع می‌تواند هم در مضمون و دیدگاه پیام باشد و هم در شكل جملات و قالب‌های جدید در سبك نویسندگی. تكرار مكررات و بی‌محتوایی، نوشته را مطرود و ملال‌آور می‌سازد و با خواندن چند صفحه یا نگاه به فهرست مطالب بلافاصله خواننده خود را از آن بی‌نیاز خواهد یافت. علایم نگارشی مانند تابلوهای راهنمایی و رانندگی یا حركات چهره یك سخنران است كه نبود هر یك از آنها یا نصب و استفاده غلط از آنها حادثه‌ساز است. در مقابل، استفاده درست از آنها به آدمی در پیمودن درست مسیر راه، ارائه مطالب یا خلق یك اثر خوب كمك می‌كند. كاربرد علایمی مانند نقطه، ویرگول، علامت سؤال، نقل قول، دونقطه، گیومه، پرانتز و مانند آن، نوشته‌ها را زیبا و رسا می‌سازد. (محدثی، 1373، ص93 ـ 92 با تصرف) منبع: whc
  4. 1- پشه‌ی تسه تسه (Tse-tse flies) این پشه‌ها بزرگ بوده و در آفریقا یافت می‌شوند. این حشرات عمدتا از خون مهره داران تغذیه می‌کنند و دلیل به شدت خطرناک بودن‌شان هم همین است. آن‌ها بیماری تریپانوزوما را از طریق نیش‌شان، انسان به انسان منتقل می‌کنند. در مراحل اولیه این بیماری به شکل بیماری خواب است و اگر درمان نشود می‌تواند کشنده باشد. تخمین زده می‌شود که حدود نیم میلیون نفر سالانه جان‌شان را بر اثر نیش این حشرات در آفریقا از دست می‌دهند. 2- زنبور‌های کشنده (Killer Bees) این حشرات یکی از پرخاشگر‌ترین و غالب‌ترین حشرات در دنیا هستند. گروه زنبور‌های کشنده قربانی را بیش از 1 مایل دنبال می‌کنند و اکثرا صورت و چشم‌های انسان را هدف قرار می‌دهند. در اصل سم آن‌ها آنقدر‌ها خطرناک نیست، بلکه حمله‌ی گروهی آن‎‌هاست که منجر به مرگ می‌شود. جالب است بدانید که آن‌ها از طریق جفت گیری زنبور عسل آفریقایی و انواع مختلفی از زنبور‌عسل‌های اروپایی به طور مصنوعی ایجاد شده و در دهه‌‌ی 1950 به منظور افزایش تولید عسل به برزیل معرفی شدند. اما در سال 1957، 26 گروه از زنبوران به طور تصادفی از قرنطینه فرار کردند و از آن زمان در بخش‌هایی از آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی پراکنده شده‌اند. 3- زنبور غول پیکر ژاپنی (Giant Japanese Hornet) این زنبور‌ها با ایجاد لانه در درخت‌ها و درختچه‌ها زندگی می‌کنند. طول این زنبور‌ها می‌تواند به 2 اینچ نیز برسد. طبیعیت زنبور‌های ژاپنی خشن و نترس است. سم آن‌ها موجب واکنش حساسیتی شده و بافت‌های بدن را در بازه‌ی زمانی کوتاه منحل می‌کند. نیش مکرر گروهی از این زنبور‌ها می‌تواند منجر به مرگ شود. 4- عنکبوت بیوه‌ی سیاه (Black widow Spider) این عنکبوت‌ها حشرات بسیار سمی‌ای هستند که در آمریکای شمالی و بخش‌هایی از آمریکای جنوبی یافت می‌شوند. نام بیوه از آن جهت برای این حشرات انتخاب شده که عنکبوت ماده، عنکبوت نر را پس از جفت گیری می‌خورد. سم این حشرات موجب درد شدید و در صورت عدم درمان موجب مرگ می‌شود. 5- هیومن باتفلای (Human botflies) این حشرات اغلب در آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی یافت شده و لارو‌هایی دارند که می‌توانند انگل‌هایی کشنده را به انسان‌ها منتقل کنند. این حشرات عموما توسط پشه‌ها و کنه‌ها منتقل می‌شوند. وقتی حشره‌ای لارو هیومن باتفلای را روی پوست انسان می‌اندازد، لارو همانجا مانده و پس از چند روز زیر پوست رشد می‌کند و ممکن است اگر سریعا درمان نشود موجب عفونتی جدی شود. 6- عنکبوت سرگردان برزیلی (Brazilian Wandering Spider) عنکبوت سرگردان برزیلی، عنکبوتی سمی و تدافعی است که در آمریکای جنوبی و مرکزی زندگی می‌کند و به این دلیل سرگردان نامیده می‌شوند چرا که شب‌ها به جای تنیدن تار در زمین جنگل چرخ می‌زنند. در سال 2010، این عنکبوت در کتاب گینس به عنوان سمی‌ترین عنکبوت ثبت شد. سم این عنکبوت باعث از دست دادن کنترل عضلات و مشکل تنفسی شده و دست آخر باعث فلج شدن و خفگی می‌شود. 7- ساس‌های بوسه زن (Kissing Bug) این ساس‌ها انگل‌هایی بد نام هستند که به طور عمده در آمریکا، آسیا، آفریقا و استرالیا هستند. به این دلیل بوسه زن نامیده شده‌اند که هنگام خواب لب‌های انسان را نیش می‌زنند. این حشرات سالانه منجر به مرگ 12000 نفر می‌شوند. سم این ساس‌ها سریعا اثر گذاشته و موجب بثورات پوستی و تورم می‌شود. 8- ژاکت زرد (Yellow Jackets) این زنبور‌ها بسیار خشن بوده و در آمریکای شمالی یافت می‌شوند. نیش این حشرات به خودی خود کشنده نیست اما منجر به واکنش حساسیتی شده که همین هم موجب مرگ می‌شود. آن‌ها طعمه را هدف گذاری کرده و تا نیش‌ش نزنند رهایش نمی‌کنند. 9- کنه پا سیاه (Deer Tick) کنه‌ها، انگل‌هایی خارجی هستند که از خون پستانداران، پرندگان و خزندگان تغذیه می‌کنند. این حشرات بیماری‌های متعددی را در انسان ایجاد می‌کنند. رایج‌ترین بیماری، بیماری لایم است که این کنه سالانه هزاران نفر را به آن مبتلا می‌کند. در ابتدا این بیماری با ثبورات پوستی اطراف ناحیه‌ی گزیدگی آغاز شده و بعد بر روی مفاصل و سیستم قلبی اثر می‌گذارد و هر چند به ندرت اما می‌تواند کشنده باشد. 10- سن ضارب (Assassin Bug) این شکارچیان عمدتا در آمریکای شمالی یافت می‌شوند. نیش این حشرات در انسان‌ها موجب آسیب به قلب و حمله به سیستم عصبی مرکزی می‌شود. منبع: دیجی رو
  5. این نکات که براساس مطالعات و تحقیقات متعدد ارائه شده‌اند کمک می‌کنند بحث‌ها و گفتگوهای سازنده‌تری داشته باشید. هر فردی که روابط عاشقانه را تجربه کرده باشد می‌داند که اختلاف‌نظر و دعوا غیرقابل‌اجتناب است. وقتی دو نفر مدت‌زمان زیادی را کنار هم سپری می‌کنند و زندگی‌هایشان در هم گره می‌خورد، ممکن است هرازگاهی به اختلاف بخورند. این اختلاف‌نظرها ممکن است بزرگ یا پیش‌پاافتاده باشد، از شام چی بخوریم گرفته تا اینکه آیا تربیت فرزندان براساس آموزه‌های دینی باشد یا نه. این حقیقت که در رابطه‌تان اختلاف‌نظر وجود دارد نشانه‌ی این نیست که مشکل جدی‌ای رابطه‌تان را تهدید می‌کند. درواقع، این اختلاف‌نظرها اگر به‌درستی مدیریت شوند می‌توانند حتی باعث رشد رابطه‌تان شوند. اگر هیچوقت با هم دعوا نکنید یا درمورد مشکلی با هم حرف نزنید، هیچوقت موفق به حل مشکلاتتان نخواهید شد. اگر به‌طور سازنده‌ای با مشکلاتتان برخورد کنید، درک بهتری درمورد همسرتان پیدا می‌کنید و به راه‌حلی دست پیدا خواهید کرد که به نفع هر دوی شما باشد. از طرف دیگر، این احتمال وجود دارد که مشکلی تشدید شده و موجب بروز خصومت شود. در زیر به ۱۰ نکته‌ای اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند راه‌حل‌های سازنده برای مشکلاتتان پیدا کنید. ۱. رُک باشید. بعضی وقت‌ها آدم‌ها نمی‌تواند صاف و پوست‌کنده بگویند که چه‌چیزی اذیتشان می‌کند و درعوض از روش‌های غیرمستقیم برای بیان ناراحتی‌شان استفاده می‌کنند. یک طرف ممکن است طوری با دیگری صحبت کند که یک دشمنی زیر‌پوستی از آن احساس شود. یا اینکه با تند و تند عوض کردن موضوعات مختلف نخواهید درمورد مشکل اصلی درست حرف بزنید. این روش‌های غیرمستقیم برای ابراز عصبانیت به‌هیچ‌عنوان سازنده نیستند چون طرف‌مقابل به درستی نمی‌فهمد که مشکل اصلی کجاست و چطور باید واکنش دهد.البته متوجه می‌شود که همسرش ناراحت است ولی این فقدان صراحت باعث می‌شود مشکل بدون راه‌حل بماند. ۲. بدون سرزنش کردن همسرتان، درمورد احساستان حرف بزنید. جملاتی که به صورت مستقیم شخصیت طرفتان را زیر‌سوال می‌برد برای رابطه بسیار مضر است. اگر مردی که از حسادت همسرش کلافه شده است بگوید «واقعاً آدم غیرمنطقی‌ای هستی» باعث می‌شود که همسرش وارد حالت دفاعی شود و بحث را به بیراهه بکشد. یک استراتژی بسیار سازنده استفاده از جملاتی است که با «من» شروع می‌شود و ترکیب کردن آنها با «توصیف رفتار». این جملات روی احساس شما تمرکز دارد، بدون اینکه همسرتان را در جایگاه متهم بنشاند و توصیف رفتار هم روی رفتار خاصی که از همسرتان سر زده است تمرکز دارد نه یک نقص شخصیتی. به‌عنوان مثال، این مرد در چنین شرایطی می‌تواند بگوید، «من از اینکه مدام طی مکالمه‌های خیلی عادیم با زن‌های دیگه بهم میگی دارم باهاشون لاس می‌زنم ناراحت میشم.» این تاکتیک‌ها بسیار صریح و مستقیم هستند ولی شخصیت طرف‌مقابلتان را زیر سوال نمی‌برند. ۳. هیچوقت نگویید «هیچوقت» (یا »همیشه»). وقتی درمورد یک مشکل صحبت می‌کنید باید سعی کنید از کل‌گویی درمورد همسرتان اجتناب کنید. جملاتی مثل، «تو هیچوقت تو کارهای خونه به من کمک نمی‌کنی» یا «تو همیشه فقط مشغول گوشیت هستی» باعث خواهد شد که همسرتان حالت دفاعی پیدا کند. این استراتژی باعث می‌شود همسرتان هم سعی کند شکایت‌های مشابه از شما بکند و بحثتان را به هیچ‌جا نخواهند رساند. تاکید می‌کنیم به هیچ‌عنوان نباید کاری کنید که همسرتان وارد حالت دفاعی شود. ۴. موضوع بحث را انتخاب کنید. اگر می‌خواهید بحثی سازنده داشته باشید، باید هر بار روی یک موضوع مشخص بحث کنید. زوج‌های ناراضی معمولاً در طول بحث‌ها موضوعات مختلفی را وسط می‌کشند. وقتی می‌خواهید مشکلات شخصی‌تان را حل کنید، هیچوقت از این استراتژی استفاده نمی‌کنید. تصور کنید می‌خواستید درمورد اینکه باید فعالیت ورزشی بیشتری وارد برنامه‌ی روزانه‌تان کنید فکر کنید. مطمئناً تصمیم نمی‌گیرید که در چنین زمانی به اینکه چطور می‌توانید پول بیشتری برای زمان بازنشستگی پس‌انداز کنید، کمدتان را چطور مرتب کنید، یا اینکه با یک موقعیت بد در محل‌کار چطور برخورد کنید هم فکر کنید. مطمئناً تصمیمتان این خواهد بود که به هر کدام از این مشکلات یکی‌یکی فکر کنید. این کملاً واضح است ولی دعوای بین‌تان داغ می‌شود به‌راحتی ممکن است دو طرف از یک موضوع به موضوع دیگر بپرند و شکایت‌های مختلف را وسط بکشند. باید بدانید که هر چه شکایت‌های بیشتری را وسط بکشید، احتمال اینکه بتوانید به راهکاری برای این مشکلات برسید، کمتر می‌شود. ۵. واقعاً به حرف‌های همسرتان گوش دهید. خیلی ناراحت‌کننده است که احساس کنید همسرتان به حرف‌های شما توجهی ندارد. وقتی وسط حرف همسرتان می‌پرید یا تصور می‌کنید که می‌دانید به چه فکر می‌کند، شانس این را که بتواند حرف‌های دلش را به زبان بیاورد از او می‌گیرید. حتی اگر مطمئن باشید که می‌دانید همسرتان چه می‌خواهد بگوید، باز هم ممکن است اشتباه کرده باشید. می‌توانید با استفاده از تکنیک‌های گوش دادن فعال به همسرتان نشان دهید که به حرف‌هایش توجه دارید. وقتی همسرتان مشغول حرف زدن است، حرف‌هایش را با استفاده از کلماتی دیگر تکرار کنید. این کار جلوی بروز سوء‌تفاهم را هم می‌گیرد. یا سوال بپرسید. مثلاً بگویید، «تو از اینکه من اون حرف رو زدم ناراحتی، آره؟» این استراتژی‌ها هم از بروز سوءتفاهم‌ها جلوگیری می‌کند و هم به همسرتان نشان می‌دهد به او توجه دارید و برای حرف‌هایش ارزش قائل هستید. ۶. اتوماتیک‌وار به شکایت‌های همسرتان اعتراض نکنید. وقتی از شما انتقاد می‌کنند خیلی سخت است که حالت دفاعی به خودتان نگیرید. ولی این رویکرد دردی را دوا نمی‌کند. زوجی را تصور کنید که به‌خاطر اینکه زن می‌خواهد مرد بیشتر در کارهای خانه کمکش کند دارند با هم دعوا می‌کنند. وقتی زن از مرد می‌خواهد که بعد از خوردن صبحانه، میز را مرتب کند، مرد پاسخ می‌دهد، «آره می‌دونم خیلی خوبه این کار را بکنم ولی من صبح‌ها وقت برای اینکار ندارم!» وقتی زن از او می‌خواهد آخرهفته کمی برای کمک کردن به او وقت کنار بگذارد، مرد می‌گوید، «آره خیلی خوبه اگه برسم ولی ما معمولاً آخرهفته‌ها برنامه داریم و منم کلی کار دارم که انجام بدم، نمیشه.» این رفتار نشان می‌دهد که نظرات زن برای مرد اهمیتی ندارد. یک رفتار مخرب دیگر شکایت متقابل است که وقتی طرفتان شکایتی از شما می‌کند شما با یک شکایت جواب او را بدهید. مثلاً وقتی زن می‌گوید «به اندازه‌ی کافی تو کارهای خونه کمکم نمی‌کنی» مرد جواب دهد، «تو خیلی وسواسی‌ای». خیلی مهم است که درست به حرف‌ طرفتان گوش دهید و واقعاً آن را مدنظر قرار دهید. ۷. رویکردتان را تغییر دهید. علاوه بر گوش دادن به حرف‌های همسرتان، باید دیدگاه او را مدنظر قرار دهید و سعی کنید بفهمید این دیدگاه از کجا ناشی می‌شود. آنهایی که می‌توانند از دیدگاه طرفشان به مسئله نگاه کنند معمولاً کمتر طی مشاجرات عصبانی می‌شوند. تحقیق دیگری نشان داده است که داشتن یک رویکرد واقع‌گرایانه و بی‌طرف هم می‌تواند مفید باشد. در یک تحقیق محققان از زوج‌های مختلف خواستند که به یکی از دعواهایشان از دید یک سوم‌شخصِ بی‌طرف نگاه کنند که می‌خواهد به راه‌حلی مفید برای هر دوی آنها برسد و آن را توصیف کنند. زوج‌هایی که سه مرتبه در سال در این امتحان نوشتاری بیست دقیقه‌ای شرکت می‌کردند، در طول سال رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود داشتند. ۸. همسرتان را تحقیر نکنید. ازمیان تمام حرف‌های منفی‌ای که می‌توانید در یک دعوا به زبان آورید، بدترین آن حرف‌های تحقیرآمیز است. گاتمن دریافته است که تحقیر کردن اولین نشانه‌ی طلاق است. حرف‌های اهانت‌آمیز و تحقیرکننده حرف‌هایی هستند که همسرتان را کوچک می‌کنند. طعنه زدن و برچسب زدن هم جزو آن محسوب می‌شود. همچنین شامل رفتارهای غیرکلامی مثل پوزخند زدن هم می‌شود.چنین رفتارهایی به‌شدت غیرمحترمانه است و به طرفتان نشان می‌دهد که از او متنفرید. تصور کنید که یکی از طرفین می‌گوید «کاش منو بیشتر بیرون می‌بردی» و طرف‌مقابل جواب می‌دهد «آره راست میگی حتماً باید بریم پولمون رو برای یه تکه غذا تو رستوران بریزیم دور تا معلوم بشه که بیرون می‌ریم» یا مثلاً وقتی یک‌طرف از خستگی روزش می‌گوید طرف مقابل جواب دهد، «آررره درک می‌کنم از صبح پا رو پا انداختن و زیر باد کولر تلفن حرف زدن خیلی خسته‌کننده‌س. من از صبح دارم جون می‌کنم و تو فقط رو کاناپه افتادی و عین بچه‌های پونزده ساله زُل زدی تو گوشیت.» چنین حرف‌های تحقیرآمیزی فضایی برای شروع یک بحث واقعی ایجاد نمی‌کند و مثل این می‌ماند که بخواهید عصبانیتتان را سر طرفتان خالی کنید، به جای اینکه سعی کنید مشکل را حل کنید. ۹. خودتان را با منفی‌گرایی پُر نکنید. سخت است که رفتار بد همسرتان را با رفتار بد پاسخ ندهید. ولی این کار فقط مشکلتان را حادتر می‌کند. گاتمن می‌گوید وقتی زوج‌ها درگیر اثرگذاری منفی متقابل می‌شوند، همدیگر را بیشتر و بیشتر اذیت می‌کنند و اختلاف همینطور ادامه پیدا می‌کند و منفی‌گرایی در هر دو نفر تشدید می‌شود. ولی از کجا باید بدانید که چقدر منفی‌گرایی خطرناک است؟ گاتمن عدد جادویی نسبت ۵ تا ۱ را پیدا کرده است: احتمال طلاق و جدایی زوج‌هایی که نسبت پنج رفتار مثبت (مثلاً تلاش برای داشتن حس شوخ‌طبعی، صمیمیت، همکاری) به‌ازای هر یک رفتار منفی را داشته‌اند، بسیار کمتر بوده است. ۱۰. بدانید کِی وقت توقف است. اگر می‌بینید دچار منفی‌گرایی شده‌اید و نه شما و نه همسرتان هیچکدام از نکات بالا را در بحث کردن رعایت نمی‌کنید، در بحث و دعوایتان وقفه بیندازید. حتی یک وقفه‌ی کوتاه که طی آن بتوانید چند نفس عمیق بکشید می‌تواند برای آرام کردنتان کافی باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که هم انتخاب رویکرد و هم کنترل عصبانیت در مدیریت اختلافات موثر است. به زبان آوردن شکایت‌ها و مشکلات می‌تواند برای رابطه‌تان سازنده باشد ولی اختلافات باید با مهارت مدیریت شوند زیرا درغیراینصورت همه چیز بین‌تان بدتر خواهد شد. منبع: مردمان منبع مقاله : psychologytoday.com مترجم : زینب آرمند
  6. 1- Panagram جمله‌ای است که حاوی تمام حروف زبان باشد. مثلا: The quick brown fox jumps over the lazy dog 2- کوتاه‌ترین و قدیمی‌ترین کلمه در زبان انگلیسی، کلمه‌ی I می‌باشد. 3- انگلیسی سومین زبان دنیاست که بیشتر از بقیه صحبت می‌شود. چینی و اسپانیایی در رتبه‌های اول و دوم قرار دارند. 4- اگر تمام اعداد را پشت سر هم بنویسید ( مثلا: one, two,… )، تا به کلمه‌ی billion نرسیده‌اید از حرف b استفاده نخواهید کرد. 5- طولانی‌ترین کلمه در زبان انگلیسی 45 حرف داشته و نام علمی نوعی بیماری مرتبط با ریه است. 6- اکثر بزرگسالان انگلیسی زبان، بین 20 هزار تا 35 هزار کلمه بلد هستند. 7- کلمات طول عمری حدود 6 هزار تا 20 هزار سال دارند. کلماتی که بیشتر استفاده شوند ماندگاری طولانی‌تری دارند. 8- کسانی که داستان‌های تخیلی می‌خوانند اغلب دایره‌ی واژگان وسیع‌تری از کسانی که داستان‌های تخیلی نمی‌خوانند دارند. 9- تعداد کسانی که در دنیا انگلیسی یاد گرفته‌اند از کسانی که زبان مادری‌شان انگلیسی است بیشتر می‌باشد. 10- شکسپیر در طی زندگی‌اش 1700 کلمه به زبان انگلیسی اضافه کرد. 11- هر 98 دقیقه یک کلمه‌ی جدید ابداع می‌شود که این یعنی روزی 14.7کلمه. 12- از هر 7 نفر، 1 نفر می‌تواند به زبان انگلیسی صحبت کند. 13- تنها کلمه‌ای که حروف x, y, z در آن به ترتیب آمده کلمه‌ی Hydroxyzine است که نوعی دارو برای جلوگیری از عطسه و اضطراب است. 14- انگلیسی رایج‌ترین زبانی است که در علم استفاده می‌شود. 15- انگلیسی زبان رسمی ایالات متحده نیست! 16- پیچیده‌ترین کلمه در زبان انگلیسی کلمه‌ی set است که بیش از 420 معنا دارد. 17- تنها 5 کلمه در زبان انگلیسی وجود دارد که تمام حروف صدا دار در آن‌ها استفاده شده است. 18- طولانی‌ترین و رایج‌ترین کلمه که تمام حروف آن به ترتیب حروف الفبا هستند کلمه‌ی almost می‌باشد. 19- بیشترین کلمات انگلیسی با حروف s آغاز می‌شوند. 20- کلمه‌ی synonym از معدود کلماتی است که خودش هیچ سینونیم یا مترادفی ندارد. 21- کلمه‌ی good با 380 مترادف، بیشترین تعداد مترادف را به خودش اختصاص داده. 22- طولانی‌ترین کلمه که هیچ حرف صدا داری در آن استفاده نشده کلمه‌ی rhythms است. 23- انگلیسی زبان‌های چین بیشتر از آمریکاست. 24- مخالف کلمه‌ی sparkle کلمه‌ی darkle می‌باشد. 25 – کلمه‌ی whatever به عنوان آزار دهنده‌ترین کلمه‌ی زبان انگلیسی شناخته شده. 26- طولانی‌ترین کلمه‌ای که تنها با استفاده از 4 حرف می‌توانید بسازید کلمه‌ی senseless است. 27- رایج‌ترین اسمی که در زبان انگلیسی استفاده می‌شود کلمه‌ی time است. منبع: دیجی رو
  7. sajjad

    چاله بی نگهبان خواب دیدم قیامت شده است. هر قومی را داخل چاله‌ای عظیم انداخته و بر سر هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‌ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رسانیدم و پرسیدم: "عبید، این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده، نگهبان نگمارده‌اند؟!" گفت: "می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله" خواستم بپرسم: "اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند..." نپرسیده گفت: "گر کسی از ما فیلش یاد هندوستان کند، خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به ته چاله باز گردانیم" رساله‌ی دلگشا عبید زاکانی
  8. sajjad

    نام : خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی تولد: قرن هشتم هجری توابع قزوین اثار: رسالهٔ اخلاق الاشراف، ریش نامه، صد پند، ترجیع بند، تضمینات و قطعات، رباعیات، رسالهٔ دلگشا، تعریفات ملا دو پیاز، منظومه موش و گربه، منظومه سنگتراش، رسالهٔ تعریفات ملا دو پیازه.
  9. sajjad

    از دكتر ﻣﺼﺪﻕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﻓﺮﻕ ﺑﻴﻦ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ فاسد ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ یک ﻣﺪﯾﺮ فاسد ﻏﺮﺑﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺍﺳﺖ! ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭتان ﭼﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻰ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻴﺞ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻰ ،ﻭﻟﻰ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻞ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻜﻨﻰ ﻭ ﻛﺎﺷﻰ ﻭ ﺳﺮﺍﻣﯿﮏ ﻫﺎﻯ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻭﺭ ﺁﻧﺮﺍ بشکنی ﻭ ﺳﻴﻤﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺁﻧﺮﺍ ﻫﻢ ﺧﺮﺩ ﻛﻨﻰ و بوى گندى راتحمل کنی، ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻰ ﺁﻧﺮﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ.!
  10. sajjad

    یک کشیش، خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی‌ خانمان با لباس‌های ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا می رود... خودش ماجرا را این طور تعریف می کند: نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کلیسا رفتم، به خیلی ها سلام کردم اما فقط ۳ نفر از این همه جمعیت جواب سلام من را دادند... به خیلی ها گفتم، گرسنه هستم اما هیچ کس حاضر نشد یک دلار به من کمک کند... سپس وقتی رفتم در ردیف جلو بنشینم، انتظامات کلیسا از من خواست که از آن جا بلند شوم و به عقب برگردم... به هر حال وقتی شبان کلیسا اسم کشیش جدید را اعلام می کند، تمام کلیسا شروع به کف زدن می کنند و این مرد ژولیده از جای خود بلند می شود و با همین قیافه به جلوی کلیسا دعوت می شود... مردم با دیدن او سرهایشان را از خجالت خم می کنند، عده ای هم گریه می کنند و این مرد سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل آغاز می کند: گرسنه بودم، غذا دادید... تشنه بودم، آب دادید... مریض بودم به عیادتم آمدید... خیلی ها به کلیسا می روند، اما شاگرد و پیرو راستین عیسی مسیح نیستند... خدا به دنبال جمعیت نیست، خدا به دنبال دستیست که کمک می کند، قلبی که محبت می کند، چشمی که برای دیگران نگران است و پایی که برای ناتوانان برداشته می شود.
  11. sajjad

    چارلی چاپلین : من هر قدر با کار طنز، کوشش کردم تا مردم " بفهمند" اما آنها فقط " خندیدند " ! امام سجاد (ع) : پدرم با برترین مردان زمان خویش در خون غلطید تا مردم " بفهمند" اما آنان فقط" گریه کردن
  12. sajjad

    ۱- ترک سیگار: سیگار می‌تواند از طریق روش‌های بسیار برای سلامتی شما مضر باشد و یکی از اثرات مهمی که این ماده دارد بر روی چشم انسان است. افزایش سطح مواد سرطان‌زا در بدن افراد سیگاری منجر به شکست سلول‌های بیشتری گشته و رادیکال‌های آزاد را در بدن افزایش می‌دهد و باعث ایجاد سلول‌های سرطانی می‌گردد. علاوه بر این ،مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که سیگار کشیدن با شیوع بالاتری از دژنراسیون ماکولا و یووئیت مرتبط است. ۲- سطح تماس خود را تغییر دهید: اگر عینکی هستید و یا از لنز استفاده می‌کنید ، مطمئن شوید که آنها را به صورت تمیز نگهداری می‌کنید. به طور منظم ، محلول لنز خود را تغییر دهید ، شیشه‌های عینک و قاب عینک خود را باید تمیز کنید.این‌ها مکان‌هایی هستند که برای رشد باکتری و سایر مواد خارجی بسیار مناسب و ایده‌ال‌اند. زمانی که می خواهید لنزها را به چشم بگذارید حتما دست خود را بشویید. ۳- بیشتر ورزش کنید: اگرچه ارتباط مستقیمی بین این دو مورد وجود ندارد اما مطالعات نشان می‌دهد که ورزش منطم و روزانه می‌تواند از گسترش دژنراسیون ماکولا جلوگیری کند. تجدید انرژی و افزایش متابولیسم در بدن می‌تواند به گردش خون در بدن کمک کند و هورمون‌های مفیدی نیز در بدن ترشح گردد. این موارد در چشم نیز تاثیر گذار خواهد بود. ۴- پرتقال بخورید: پرتقال و آب آن به عنوان منبعی عالی از ویتامین C است. اگرچه شما می‌توانید این ویتامین را از منابع دیگری نیز دریافت کنید اما پرتقال ممکن است راحت‌ترین منبع باشد. این میوه‌ می‌تواند سیستم ایمنی بدن را تقویت کند و اسید اسکوربیک موجود در آن به عنوان یک آنتی اکسیدان عمل کرده و بینایی انسان را از موارد مختلف همچون دژنراسیون ماکولا محافظت می‌نماید. ۵- مرتب به چشم پزشک مراجعه کنید: بهترین راه از اطمینان سلامت چشم ، مراجعه‌ی مرتب به چشم پزشک است. در این صورت می‌توانید از سلامت چشمان خود مطمئن شوید. روش‌ها و درمان‌های بسیاری برای بهبود سلامت چشم وجود دارد اما اینکار باید از طریق یک متخصص انجام گیرد. ۶- صدف: بیشتر افراد فکر می‌کنند که صدف به عنوان افزایش دهنده‌ی غرایز جنسی مورد استفاده قرار می‌گیرد. صدف سرشار از روی است که می تواند برای افزایش دید مفید باشد. این ماده‌ی معدنی همچنین می‌تواند از رشد آب مروارید در چشم جلوگیری کند و یا روند رشد آن را آهسته‌تر نماید. گوشت قرمز ، بوقلمون و شیر منابع دیگری هستند که این ماده‌ی معدنی را دارند اما صدف بسیار غنی است. ۷- زیاد از کامپیوتر استفاده نکنید: در دنیای مدرن امروزی ، ما زمان بسیار زیادی را پای کامپیوتر و لپ تاپ می گذارنیم. شما باید در مورد چشمان خود نیز مراقب و هوشیار باشید. صرف زمان زیاد در پشت کامپیوتر و یا دستگاه‌هایی همچون تبلت و گوشی‌های هوشمند، می‌تواند به چشم آسیب برساند. زل زدن زیاد به صفحه نمایش ، باعث می‌شود شما کمتر پلک بزنید. پلک زدن برای چشم بسیار مهم است زیرا باعث مرطوب شدن سطح چشم شده و آن را از مواد بیرونی محافظت می‌کند. ۸- کلم پیچ بخورید: سبزیجاتی که دارای برگ‌های سبز هستند، روشی عالی برای مراقبت از سلامت چشم به شمار می‌روند. کلم پیچ، غنی از لوتئین و زیگزانتین است. این دو ماده آنتی اکسیدانی قوی بوده و می‌تواند از بروز دژنراسیون ماکولای وابسته به سن جلوگیری کند و روند رشد آب مروارید را آهسته تر کند. ۹- هویج: یکی از مواد مغذی که می‌تواند برای سلامت چشم مفید باشد ، هویج است. این گیاه سرشار از بتا کاروتن است. اگر این سبزی خوشمزه و ترد را به رژیم غذایی خود اضافه کنید ، سطح آنتی اکسیدان را در بدن خود افزایش داده‌اید. آنتی اکسیدان موجود در هویج ، ترکیبی قدرتمند است که می‌تواند رادیکال‌های آازاد موجود در بدن را خنثی کند و از بروز بیماری‌های چشمی جلوگیری نماید. ۱۰- از محلول آب نمک استفاده کنید: یکی از واکنش‌های طبیعی ما به هنگام ورود یک ماده‌ی خارجی به چشم این است که چشم خود را با دست می‌مالیم تا اشک از چشم خارج شود و با خود ماده‌ی خارجی را به بیرون هدایت نماید. متاسفانه اینکار می‌تواند باعث ایجاد آسیب به قرنیه شده و اختلال در بینایی را موجب گردد. بهترین روش در اینگونه مواقع استفاده از قطره محلول آب نمک است. این یک راه موثرتر و کمتر تهاجمی برای درمان یک مشکل با چشم است. ۱۱- ماهی را از رژیم غذایی خود حذف نکنید: این یک تصور غلط است که تمامی اسید‌های چرب برای بدن مضراند ، در حقیقت برخی از اسیدهای چرب به عنوان کلسترول خوب در نظر گرفته می‌شوند و می‌توانند برای عملکرد بدن مفید باشند. زمانی که صحبت از چشم به میان می‌آید، اسیدهای چرب عملکرد شبکیه را بهبود بخشیده و می‌تواند از خشک شدن چشم جلوگیری کند. ماهی‌های روغنی مانند سالمون و یا تن ماهی سرشار از اسیدهای چرب مفید است. همچنین شما می‌توانید از مکمل‌های حاوی روغن ماهی نیز استفاده کنید. ۱۲- در معرض اشعه‌ی ماوراء بنفش قرار نگیرید: وجود اشعه‌ی ماورا بنفش می‌تواند به چشم آسیب وارد کند. با پوشیدن عینک‌هایی که دارای محافظت از تابش ماورا بنفش هستند می‌توانید تا حدودی از مضرات آن جلوگیری کنید. ۱۳- آجیل‌ها: ویتامین E یک سلاح بسیار مهم برای مبارزه با دژنراسیون ماکولا و سایر بیماری‌های چشمی است. بنابراین اضافه کردن غذاهایی که دارای این ویتامین هستند ، می‌تواند به چشم شما کمک کند. آجیل‌ها و دانه‌های گیاهی منبعی عالی برای ویتامین E است. کره بادام زمینی ، جوانه گندم و فندق بهترین انتخاب خواهد بود. ۱۴- تخم مرغ: بتا کاروتن ماده‌ای است که برای سلامتی چشم بسیار مفید است. اما موارد دیگری نیز وجود دارد که برای سلامتی چشم بسیار مفید خواهد بود. لوتئین و زآگزانتین که در تخم مرغ یافت می‌شود ، نقشی مهم در سلامت چشم بازی می‌کنند و چشم را در برابر دژنراسیون ماکولا و توسعه آب مروارید محافظت می‌نمایند. ۱۵- به هنگام مسافرت هوشیار باشید: هرگونه تغییر در محیط عمومی می‌تواند به سلامت شما آسیب بزند.به هنگام مسافرت ، آب و هوای مختلف ، مواد آلرژی زا ، سطح تابش خورشید ، فعالیت‌های مختلف می‌تواند به چشم آسیب برساند. همیشه مطمئن شوید که از چشم خود در برابر تغییرات محیطی محافظت می‌کنید. مواردی همچون عینک آفتابی ، قطره‌ی چشم و غیره را به همراه داشته باشید. منبع: مجله سلامت
  13. شاید شما هم از جمله افرادی باشید که قرمز شدن ناگهانی چشم هایتان را تجربه کرده باشید و دلیل آن را ندانید؛ کارشناسان معتقدند که قرمز شدن چشم اغلب نشانه مشکلات دیگری همچون خشکی چشم ها، کم خوابی و زیاده روی در چکاندن قطره های مخصوص چشم است. به گزارش ایرنا کارشناسان می گویند که قرمز شدن چشم ها گاهی اوقات به دلیل بیماری های چشمی و گاهی به دلیل تغییرات شرایط آب و هوا بروز می کند؛ همچنین خشکی، عفونت، آلرژی و سایر علل هم می توانند دلیل قرمزی چشم باشند که هر یک راه های درمان خاص خود را دارند. + خشکی چشم ها خشکی چشم همراه با سوزش و التهاب است که در نتیجه التهاب سبب قرمز شدن چشم می شود. دکتر اندرو هولزمن چشم پزشک در مریلند گفت: خشکی چشم در بزرگسالان بالای ۵۰ سال شایع است اما این غارضه اغلب در افراد جوانتر هم به این دلیل اینکه زمان زیادی به صفحه نمایش رایانه خیره می شوند، دیده می شود. به واقع، پلک زدن در افراد هنگام نگاه کردن به صفحه نمایش، کاهش می یابد و همین امر باعث خشکی چشم می شود. احساس سوزش، گزیدگی و وجود شن در داخل چشم از دیگر علائم خشکی چشم است. -راه درمان راهکار رفع خشکی چشم در استفاده از اشک های مصنوعی است که چشم را مرطوب نگه می دارد و باعث کاهش التهاب و برطرف شدن قرمزی چشم می شود. دکتر هولزمن می گوید برای جلوگیری از برگشت این علائم سعی کنید هنگام کار با رایانه بیشتر پلک بزنید. همچنین می توان با پیروی از قانون ۲۰-۲۰-۲۰ به تنظیم مجدد پلک زدن خود کمک کنید و پیامدهای خشکی چشم ناشی از خیره شدن به صفحه مانیتور رایانه را کاهش دهید؛ به این صورت که پس از هر ۲۰ دقیقه نگاه به صفحه نمایش، روی شیئی در فاصله ۲۰ فوتی (۶ متری) خود به مدت ۲۰ ثانیه تمرکز کنید. اگر با این راهکارها مشکل برطرف نشد، احتمالا خشکی چشم مزمن است و باید به پزشک مراجعه کرد. +آلرژی های فصلی آلرژی هایی همچون حساسیت به گرده های گیاهان و علف می تواند باعث تورم و التهاب در چشم شود که در نتیجه قرمزی چشم را درپی دارد. یکی از پیامدهای آلرژی ها، خارش چشم ها است که در صورت مالش چشم ها التهاب و قرمزی چشم تشدید می شود. -راه درمان برای رفع این مشکل چندین بار در روز به مدت ۱۵ دقیقه روی چشم از کمپرس سرد استفاده کنید و علاوه بر آن، برای یافتن بهترین روش کنترل آلرژی، بهتر است با پزشک مشورت کنید. معمولا آنتی هیستامین ها داروی تجویزی پزشکان در این موارد است که واکنش بدن به آلرژی ها را کاهش می دهد و باعث بهبود التهاب می شود. +مصرف داروهای خاص آنتی هیستامین ها و برخی از دیگر داروها می توانند به طور بالقوه موجب خشکی چشم و قرمز شدن آن شوند. قرص های خواب آور، داروهای ضد اضطراب و حتی داروهای مسکن مانند ایبوپروفن از جمله داروهایی هستند که می توانند باعث خشکی و قرمزی چشم شوند. به گفته کارشناسان، این داروها جریان خون به بافت را در داخل و اطراف چشم کاهش می دهند و از این طریق باعث خشکی و قرمزی چشم می شوند. -راه درمان در این مورد نیز اشک مصنوعی یک راهکار موثر است، اما پیش از استفاده باید با پزشک مشورت کرد. +بیخوابی یا کمبود خواب اگر تا دیروقت بیدار بمانید یا خواب کافی نداشته باشید، هنگام صبح چشم هایتان کمی خون گرفته به نظر خواهد رسید. به واقع، چشمان برای بازسازی لایه های اشک نیاز دارند که برای مدت زمان طولانی بسته باشند. از علائم کم خوابی دو بینی است؛ به گفته کارشناسان، عضلات چشم ها در طول شب به تقویت نیاز دارد. در صورتی که استراحت کافی نکنید شرایط سختی را برای تمرکز روی اشیاء دور و یا نزدیک خواهید داشت. -راه درمان علاوه بر خواب کافی، اشک مصنوعی می تواند برای مرطوب نگه داشتن لایه های اشکی خشک شده کمک کند. -سیگار کشیدن سیگار کشیدن سبب منقبض شدن رگ های خونی چشم و در نتیجه، خشکی سطح آن می شود. هنگامی که بدن خشکی و کمبود جریان خون را حس می کند، برای جبران این تغییرات سعی می کند رگ های خون را منبسط کند و در نتیجه قرمزی چشم بیشتر می شود. خشکی چشم از عوارض کوتاه مدت سیگار کشیدن است اما در طولانی مدت منقبض شدن رگ های خونی در اثر سیگار کشیدن یا قرار گرفتن در معرض دود دست دوم می تواند باعث افزایش خطر تخریب ماکولا و آب مروارید شود و در نتیجه به از دست دادن بینایی منجر می شود. -راه درمان اگر سیگاری هستید برای ترک سیگار اقدام کنید و اگر سیگاری نیستید و دچار قرمزی چشم شده اید، سعی کنید در معرض هوای تازه قرار گیرید. +علائم چشم صورتی (Pink eye) شدید چشم صورتی یا ورم ملتحمه عفونت ویروسی یا باکتریایی است که می تواند به یک یا هر دو چشم آسیب بزند. این بیماری بسیار مسری است بنابراین به راحتی و تنها با مالیدن چشم ها این ویروس به چشم دیگر منتقل می شود. این عفونت موجب التهاب در داخل چشم و اطراف آن و قرمز شدن و تورم چشم می شود. از علائم دیگر می توان به خارش یا سوزش، چشم های اشک آلود، تخلیه مخاط مانند و حساسیت به نور اشاره کرد. -راه درمان به چشم پزشک مراجعه کنید که چشم ها را برای تعیین نوع ویروس یا باکتری دخیل در ابتلا به چشم صورتی (Pink eye) بررسی کند. در صورتی که عارضه ویروسی است، بهبود آن با نسخه پزشک دو یا سه هفته زمان می برد و اگر از نوع باکتری باشد، با قطره های تجویزی پزشک درمدت چند روز بهبودی حاصل می شود. +شنا کردن نمک آب دریا خشک کننده است و چشم را قرمز می کند. استخرها نیز حاوی مواد شیمیایی سوزش آوری مانند کلر هستند که می توانند باعث از بین رفتن باکتری های خوب چشم شوند و علائمی مانند سوزش و قرمزی در چشم ایجاد کنند. -راه درمان با محلول سالین یا اشک مصنوعی چشم ها را شستشو دهید تا آلودگی را پاک کند و باعث کاهش قرمزی چشم شود. عینک زدن هنگام شنا نیز از چشم در برابر نمک و مواد شیمیایی محافظت می کند. +پاره شدن یک رگ خونی چشم اگر به هر دلیل به چشم ها فشار وارد شود، ممکن است پاره شدن رگ های خونی چشم اتفاق بیافتد که بر اثر آن لکه خون در زیر چشم نقش می بندد؛ این لکه می تواند قرمز روشن باشد یا سراسر سفیدی چشم به رنگ خون باشد. از علائم پارگی رگ خونی این است که چشم از جریان خون زیاد کمی احساس سنگینی می کند. - راه درمان تنها راه کاهش و رفع این نوع قرمزی، مرور زمان است. منبع: ایرنا
  14. sajjad

    روزي يکي از همسايه‌ها خواست خر ملانصرالدين را امانت بگيرد. به همين خاطر به در خانه ملا رفت. ملانصرالدين گفت: "خيلي معذرت مي‌خواهم خر ما در خانه نيست". از بخت بد همان موقع خر بنا کرد به عرعر کردن. همسايه گفت: "شما که فرموديد خرتان خانه نيست؛ اما صداي عرعرش دارد گوش فلک را کر مي‌کند." ملا عصباني شد و گفت: "عجب آدم کج خيال و ديرباوري هستي. حرف من ريش سفيد را قبول نداري ولي عرعر خر را قبول داري."
  15. sajjad

    میگویند ماهاتما گاندی بزی داشت که سمبل عدم وابستگی بود. از مویش لباس تهیه میکرد و شیر و فراورده های شیری بز قوت روزانه اش بود. زمانی قرار شد که گاندی به برای مذاکراتی به بریتانیای کبیر سفر کند ولی حاضر نبود بدون بزش سوار هواپیما شود. اما در قوانین انگلیس چنین اجازه ای داده نشده بود. این موضوع مشکلی برای مذاکرات میان هند و انگلستان شده بود. به ناچار قانونی از تصویب پارلمان انگلستان گذشت که در آن بیان شد: ورود حیوانات به پارلمان انگلیس ممنوع است بجز بز گاندی... منبع نامعتبر
  16. sajjad

    داشتم داستان "کُنتس الیزابت باتوری" را میخواندم ، ملکه ای بی رحم و خونخوار ، که وقتی متوجه شد خونِ دخترانِ جوان ، حالش را بهتر می کند ، شروع کرد به کشتن دوشیزگانِ معصوم و بی گناه ... از خونشان می نوشید و در خون گرمشان خودش را می شست ... و هر روز جوان تر می شد ! صدها نفر قربانی می شدند تا حالِ کنتسِ خون آشام ، خوب باشد ... جالب تر این که اطرافیانش هم ، در این فاجعه ی کثیف و وحشیانه ، همدستانش بودند ... قصه ی تلخی بود ولی من تعجب نمی کردم ، انگار برایم حکایتِ غریبی نبود ! داشتم فکر می کردم هنوز هم هستند ضحاکانی که بویی از انسانیت و وجدان نبرده اند ، ظالمانی که خونِ انسان هایِ مظلوم را توی شیشه می ریزند ، می نوشند و حالشان بهتر می شود ، کنتس هایِ دیوانه وخونخواری که نفوذ دارند و محکوم کردنشان ، کار ساده ای نیست !!! نه صدها نفر ، نه هزاران نفر ، که میلیون ها نفر را قربانیِ تفریحات و روزمرگی هایشان می کنند ... کنتس هایِ خودخواه و سنگدل ، در حالِ تکثیرند ، و این داستانِ تلخ و زجرآور ، همچنان ادامه دارد ...
  17. sajjad

    روزی حضرت سلیمان مورچه‌‌ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می‌‌شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می‌‌خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی‌‌‌توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی‌‌ام را می‌‌کنم!! حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می‌‌گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می‌‌آورد... تمام سعیمان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی است ...
  18. sajjad

    انسان‌ها عاشق شمردن مشکلاتشان هستند امـــا لذت‌هایشان را نمی‌شمارند اگر آنها را هم می‌شمردند می‌فهمیدند که به اندازه کافی از زندگی لذت برده‌اند ...! فئودور داستایوفسکی
  19. sajjad

    نام: فیودور میخاییلووییچ داستایفسکی تولد: ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ (مسکو) وفات: ۹ فوریه ۱۸۸۱ میلادی (۵۹ سال) زمینه کاری: رمان نویس، نویسنده یداستان کوتاه و مقاله‌نویس همسر(ها): ماریا دیمیتریفنا ایسایوا (تا زمان مرگ ماریا) آنا گریگوریفنا اسنیتکینا (تا زمان مرگ داستایوسکی) زندگی: فیودور میخاییلوویچ فرزند دوم خانواده داستایوسکی در ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. در ده‌سالگی والدینش مزرعه‌ای کوچک در حومه شهر تولا در نزدیکی مسکو خریدند که از آن به بعد تابستان‌ها را در این مکان می‌گذراندند. در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسهٔ شبانه‌روزی منتقل شدند و سه سال آنجا ماندند. در پانزده‌سالگی مادرش از دنیا رفت. در همان سال امتحانات ورودی دانشکدهٔ مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویهٔ ۱۸۳۸ وارد دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ خبر فوت پدرش به او رسید. آثار: مردم فقیر برادران کارامازوف جنایت و مکافات ابله قمارباز جن زدگان(تسخیر شدگان) خطابه ی پوشکین خاطرات خانه مردگان شبهای سپید دفتر یادداشت روزانه ی یک نویسنده همیشه شوهر یادداشت های زیر زمینی
  20. sajjad

    شاگردان نزدحکیم رفتند و پرسیدند که زیبایی انسان درچیست؟ حکیم دو کاسه کنار شاگردان گذاشت وگفت: به این دو کاسه نگاه کنید اولی ازطلا درست شده ودرونش زهراست ودومی کاسه ای گلیست ودرونش آب گوارا، شما کدام رامیخورید؟ شاگردان جواب دادند: کاسه گلی را. حکیم گفت: آدمی هم همچون این کاسه است. آنچه که آدمی رازیبامیکند درونش واخلاقش است. باید سیرتمان رازیباکنیم نه صورتمان را تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
  21. sajjad

    منبع: زندگی آنلاین
  22. sajjad

    منبع: زندگی آنلاین
  23. همیشه/ هرگز من بسیار متعجب می‌شوم هنگام صحبت ناگهان همسرم به من می‌گویید: «تو هرگز به من گوش نمی‌دهی.» آیا احساس می‌کنید با شنیدن این حرف همسرتان بیشتر به شما توجه می‌کند؟ اما شاید شما بگویید: «تو به‌اندازه کافی و با دقت به من گوش نمی‌دهی.» شاید این جمله شما درست به نظر برسد و نشان می‌دهد که شما تمایل به تغییر وضعیت کنونی دارید. در استفاده از کلمات نظیر «هرگز» و «همیشه» دقت کنید. اگر کسی به شما بگوید «تو همیشه دیر می‌رسی» چه احساسی پیدا می‌کنید. استفاده از این کلمات به‌نوعی ناعادلانه است و حالات تدافعی در فرد ایجاد می‌شود. وقتی فردی در حالت دفاعی می‌رود نباید از او انتظار همدلی و همکاری داشت. به چه چیزی فکر می‌کنی؟ شما با پرسیدن این سؤال قصد دارید از نیت همسرتان آگاه شوید و بدانید در پشت اعمال و رفتارش چه چیزی نهفته است؛ اما با پرسیدن این سؤال شما نمی‌توانید از قصد و نیت همسرتان آگاه شوید و مطمئناً بارها و بارها این راه را امتحان کرده و متوجه شده‌اید که به نتیجه‌ای نمی‌رسید. چگونه به‌وسیله جملاتی که بار سرزنشی به همراه خود دارند انتظار دارید؟ این جملات در زندگی شما تغییری را به وجود نمی‌آوردند. من این کار را انجام می‌دهم حتی اگر تو… هر رابطه زناشویی مانند خیابانی دوطرفه است. واژه‌های نظیر «اعتماد متقابل» و «درک متقابل» می‌تواند به این معنا باشد که من برای توکاری را انجام می‌دهم و از شما نیز انتظار دارم در مقابلم این کار را انجام بدهید. با این‌حال روابط ناسالمی وجود دارند که در مقابل خواسته‌ها و تمایلات طرف مقابل حالتی بی‌تفاوت دارند. این درحالی‌که توجه به خواسته همسرتان در روابط زناشویی می‌تواند به‌راحتی انجام شود این‌گونه که در انجام امور مختلف به‌جای تأکید بر «من» از «من و تو» استفاده کنید و به نظرات همسرتان احترام بگذارید. پاسخ کوتاه دادن در هنگام صحبت کردن با همسرتان لطفاً از کلمات نظیر اوهوم و … استفاده نکنید. شاید احساس کنید پاسخ‌های تک سیلابی کوتاه هستند و بسیار خوب اما به یاد داشته باشید که این‌گونه همسرتان هم مدام از این کلمات استفاده می‌کند و این‌گونه ارتباطات کلماتی بین شما دو نفر کمتر و کمتر خواهد شد. برای نشان دادن علاقه به همسرتان از تلویزیون فاصله گرفته و سعی کنید با هم صحبت کنید و ارتباطتان را حفظ کنید. سکوت، جهل و سخنان کوتاه نشانه این است شما به اینجا تعلق ندارید و در کنار همسرتان فقط حضور فیزیکی دارید. با انجام این کارها شما صدمات عمیقی به رابطه و همسرتان می‌زنید. برای بهبودی رابطه‌تان به روی رابطه و خانواده‌تان تمرکز کرده و وقت‌تان را با آن‌ها صرف کنید. «به زن و یا شوهرتان این حرف‌ها را نزنید.» البته بدون در نظر گرفتن جنسیت، برای هر شخصی جملاتی وجود دارد که علاقه‌ای به شنیدن آن‌ها ندارد. حال امکان دارد آن فرد زن، مرد و یا یک کودک باشد. سلامت نیوز: دکتر پروانه صفایی مقدم
  24. گر مجبور به انتخاب بین مرگ و زندگی چند نفر شوید؛ چه می‌کنید؟ آیا حاضر به کشتن افرادی برای نجات زندگی دیگر انسان‌ها هستید؟ در این مطلب با یکی از چالش برانگیز ترین آزمایش‌های روانشناسی تاریخ آشنا شوید! تصور کنید در کنار ریل یک قطار ایستاده اید. در کمی دورتر پنج کارگر را مشاهده می‌کنید که در حال کار روی ریل قطار هستند و نمی‌توانند صدای آمدن قطار را بشنوند و حتی اگر قادر به تشخیص آمدن قطار شوند؛ نمی‌توانند در زمان مناسب از جلوی آن کنار روند. شما نیز قادر به هشدار دادن به آن‌ها نیستید. از آن جا که این فاجعه باعث مرگ آن پنج نفر می‌شود، شما اقدام به راهی برای نجاتشان می‌کنید و یک اهرم متصل به ریل، توجهتان را جلب می‌کند. اگر این اهرم را بکشید، مسیر حرکت قطار به ریل دوم تغییر می‌کند و شما از برخورد قطار به پنج کارگر جلوگیری خواهید کرد. اما در پایین ریل دوم، یک کارگر تنها ایستاده است که نمی‌داند همکاران خود در چه حالی هستند. بنابراین، آیا شما اهرم را می‌کشید تا جان یک نفر گرفته شود اما پنج نفر نجات پیدا کنند؟ این مسئله که به عنوان تنگنا یا دوراهی تراموای برقی شناخته می‌شود، برای اولین بار توسط فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ مطرح و توسط جدیت جاروس تامسون در سال ۱۹۸۵ باز طراحی شد. این مسئله به ما اجازه می‌دهد تا به نتایج عمل خود فکر کنیم و در نظر بگیریم که آیا ارزش اخلاقی آن تنها با نتیجه آن تعیین می شود یا خیر. دو راهی تراموای برقی می‌تواند وسیله‌ای بسیار انعطاف پذیر برای کاوش شهود اخلاقی ما و دیگر سناریو‌ها مانند جنگ، شکنجه، سقط جنین و کشتن از سر ترحم باشد. حال این مسئله را به شکل دیگری در نظر بگیرید؛ نصور کنید که روی یک پل عابر پیاده بالای تراموا ایستاده‌اید. شما می‌توانید پنج کارگر را در فاصله‌ای دورتر روی ریل ببینید، اما هیچ اهرمی برای تغییر مسیر تراموا وجود ندارد. با این حال، مرد بزرگی در کنار شما روی پل ایستاده است و شما مطمئن هسنید که با انداختن او روی ریل قادر به متوقف ساختن تراموا هستید. بنابراین، شما این مرد چاق را روی ریل تراموا برای نجات آن پنج نفر هل خواهید داد؟ نتیجه این دو سناریو یکسان است: یک نفر می‌میرد، پنج نفر دیگر زندگی خواهند گرد. نکته جالب اینجاست که اکثر مردم در سناریو اول ترجیح می‌دهند اهرم را کشیده تا پنج نفر را نجات دهند؛ اما در سناریو دوم افراد کمی هل دادن مرد چاق را تایید می‌کنند. برخی از فیلسوف‌ها و دیگران راهی بسیار ترسناک را معرفی می‌کنند. آن‌ها حتی به اهرم دست نمی‌زنند. این مسئله را به شکل دیگری نیز می‌توان بیان کرد: تصور کنید که یک دکتر هستید و پنج بیمار دارید که برای ادامه زندگی نیاز به پیوند اعضا دارند. دو نفر از آن‌ها نیاز به یک ریه، دو نفر دیگر نیاز به یک کلیه و پنجمین نفر نیاز به قلب دارد. از طرفی دیگر شما یک بیمار دارید که دارد دوره نقاهت خود را پشت سر می‌گذارد و یک پایش شکیته است اما دیگر اعضای بدن او به خوبی کار می‌کنند. شما حاضر هستید که این بیمار را بکشید تا اعضای بدن او را بین آن پنج نفر تقسیم کنید و باعث نجات آن‌ها شوید؟ این مسئله‌هم مانند سناریو اول می‌باشد؛ اما اکثر مردم کشتن بیمار سالم را رد می‌کنند. اگر‌در همه‌ی حالات فوق نتیجه یکسان است؛ چرا اکثر مردم تنها می‌خواهند اهرم را بکشند، اما مرد چاق را از روی پل هل ندهند یا بیمار سالم را نکشند؟ آیا به این معنی است که مسائل اخلاقی همیشه قابل اعتماد و منطقی نیست؟ ما تصمیماتی را با آن که می‌دانیم تبعاتی منفی دارد را اجرا می‌کنیم و تنها با تغییر صورت مسئله و همان نتایج از اجرای آن خودداری می‌کنیم. شاید عوامل دیگری در تصمیم گیری ما نقش داشته باشد. در سناریو اول، کشیدن اهرم که باعث کشته شدن یک نفر و نجات پنج نفر می‌شود به صورت مستقیم اعمال نمی‌شود. اما در سناریو دوم شما با هل دادن مرد چاق به صورت مستقیم مرتکب قتل عمدی می‌شوید و به معنای واقعی فعل کشتن را انجام می‌دهید. قانون اصل دو نتیجه (double effect) بیان می‌کند اگر یک کار منفی برای دستیابی به کاری مثبت به صورت غیر مستقیم (در اینجا کشیدن اهرم) انجام شود قابل انجام است اما اگر به صورت مستقیم انجام شود (ما ند هل دادن مرد چاق) جایز نیست. با این حال اکثر فیلسوف‌ها این قانون را نمی‌پذیرند و آن‌ را توجیه مناسبی برای مسئله تراموا‌ی برقی به شمار نمی‌آورند. اگر این موضوع را در نظر بگیریم که همه حقوقی برابر دارند پس شاید بتوان گفت کشتن یک نفر به قصد نجات پنج نفر می‌تواند منطقی به نظر برسد. اما آیا میزان ارزش یک فرد به میزان حقوق اوست؟ اگر شما با چنین مسئله‌ای مواجه می‌شدید چه می‌کردید؟ منبع: xti
  25. sajjad

    Firework Do you ever feel like a plastic bag تا حالا احساس کردی که مثل یه کیسه پلاستیکی… Drifting through the wind با جریان باد حرکت میکنی {کنترل زندگیت دست خودت نیست} Wanting to start again و بخوای که از نو شروع کنی Do you ever feel so paper thin تا حالا حس یه برگه نازک کاغذ رو داشتی؟ Like a house of cards مثل خونه ای ساخته شده از ورق های بازی One blow from caving in که با یک وزش باد فرو میریزه Do you ever feel already buried deep تا حالا این حس رو داشتی انگار که دفن شدی Six feet under screams 2متر زیر زمینی و فریاد میزنی But no one seems to hear a thing اما کسی صدات رو نمیشنوه Do you know that there's still a chance for you میدونستی که هنوز هم یه فرصت برات وجود داره 'Cause there's a spark in you چون درون تو روزنه ای از روشنایی هست You just gotta ignite the light فقط باید نور درونت رو مشتعل کنی And let it shine و بذاری بدرخشه Just own the night شب رو مال خودت کن {تو تاریکی بدرخش} Like the fourth of July مثل شب چارشنبه سوری 'Cause baby you're a firework چونکه تو مثل یک آتیش بازی هستی Come on show 'em what your worth بیا و به همه نشون بده چقدر ارزش داری Make 'em go "oh, oh, oh!" کاری کن همه از تعجب بگن: "اوه… اوه…" As you shoot across the sky-y-y درحالی که تو به سمت آسمونا پرتاب میشی. Baby you're a firework تو مثل یک آتیش بازی هستی Come on let your colors burst بیا و بذار رنگهات {تو آسمون} بدرخشن Make 'em go "oh, oh, oh!" کاری کن همه از تعجب بگن: "اوه… اوه…" You're gonna leave 'em in aw, aw, aw تو باعث میشی همشون متعجب بشن You don't have to feel like a waste of space تو نباید پوچی و تباهی بکنی You're original, cannot be replaced تو اورجینالی {مشابهت وجود ندار}، قابل جایگزینی نیستی If you only knew what the future holds کاش فقط میدونستی آینده برات چی داره… After a hurricane comes a rainbow بعد طوفان، رنگین کمون میاد Maybe a reason why all the doors are closed شاید دلیل اینکه همه درها بسته ان… So you could open one that leads you to the perfect road …اینه که تو بتونی دری رو باز کنی که تورو به بهترین جاده هدایت میکنه Like a lightning bolt, your heart will glow مثل یک توپ نورانی، قلبت میتابه And when it's time, you'll know و اون موقع ست که میفهمی… You just gotta ignite the light فقط باید نور درونت رو مشتعل کنی And let it shine و بذاری بدرخشه Just own the night شب رو مال خودت کن {تو تاریکی بدرخش} Like the fourth of July مثل شب چارشنبه سوری 'Cause baby you're a firework چونکه تو مثل یک آتیش بازی هستی Come on show 'em what your worth بیا و به همه نشون بده چقدر ارزش داری Make 'em go "oh, oh, oh!" کاری کن همه از تعجب بگن: "اوه… اوه…" As you shoot across the sky-y-y درحالی که تو به سمت آسمونا پرتاب میشی. Baby you're a firework تو مثل یک آتیش بازی هستی Come on let your colors burst بیا و بذار رنگهات {تو آسمون} بدرخشن Make 'em go "oh, oh, oh!" کاری کن همه از تعجب بگن: "اوه… اوه…" You're gonna leave 'em in aw, aw, aw تو باعث میشی همشون متعجب بشن Boom, boom, boom Even brighter than the moon, moon, moon حتی نورانی تر از ماه And it's always been inside of you you you و این نور همیشه دورن تو بوده And now it's time to let it through و الان وقتشه که بذاری نمایان بشه قشنگی آهنگ: 89% Download file
×