رفتن به مطلب

helena

کاربر جدید
  • تعداد ارسال ها

    29
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

0 متوسط

درباره helena

  • تاریخ تولد 29 آبان 1379

آخرین بازدید کنندگان نمایه

137 بازدید کننده نمایه
  1. helena

    تو بهترین خواسته ی دلمی

  2. helena

    438815947_99484.jpg

  3. helena

    435509778_263586.jpg

  4. helena

    431823948_178840.jpg

  5. helena

    430504053_52454.jpg

  6. helena

    428927922_32358.jpg

  7. helena

    429708026_248292.jpg

  8. helena

    سلام ... :) به نظرم باید تعداد تالار های انجمن بیشتر بشه ! تقسیمات رو ریز تر کرد ! :) مثلا بشه عمومی ( که توش تقسیمات ریز تری انجام بشه !مثلا بشه تفریحی سرگرمی و اشعار و معرفی اعضا و عمومی ) ، موسیقی هم زیر مجموعه داشته باشه ! ، قسمت طرفدارن ( بخش هاشم بشه فیلم و انیمه و بازیگران و ... ) ، عکس ، عاشقانه :) البته اینا فقط ی پیشنهاد بود :) 😃
  9. helena

    عنوان شعر:از دوست داشتن امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد در زمستان دشت کاغذها پنجه هایم جرقه می کارد شعر دیوانه ی تب آلودم شرمگین از شیار خواهشها پیکرش را دو باره می سوزد عطش جاودان آتش ها آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست از سیاهی چرا هراسیدن شب پر از قطره های الماس است آنچه از شب به جای می ماند عطر سکر آور گل یاس است آه بگذار گم شوم در تو کس نیابد دگر نشانه ی من روح سوزان و آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه من آه بگذار زین دریچه باز خفته بر بال گرم رویاها همره روزها سفر گیرم بگریزم ز مرز دنیاها دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم .. تو .. پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو .. بار دیگر تو آنچه در من نهفته دریایی ست کی توان نهفتنم باشد با تو زین سهمگین توفان کاش یارای گفتنم باشد بس که لبریزم از تو می خواهم بروم در میان صحراها سر بسایم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها بس که لبریزم از تو می خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای تو سر نهم آرام به سبک سایه به تو آویزم آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
  10. helena

    عنوان شعر :آیینه شکسته دیروز بیاد تو و آن عشق دل انگیز بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم در آینه بر صورت خود خیره شدم باز بند از سر گیسویم آهسته گشودم عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم چشمانم را نازکنان سرمه کشاندم افشان کردم زلفم را بر سر شانه در کنج لبم خالی آهسته نشاندم گفتم بخود آنگاه صد افسوس که او نیست تا مات شود زینهمه افسونگری و ناز چون پیرهن سبز ببیند بتن من با خنده بگوید که چه زیبا شده‌ای باز او نیست که در مردمک چشم سیاهم تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند این گیسوی افشان بچه کار آیدم امشب کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند او نیست که بوید چو در آغوش من افتد دیوانه صفت عطر دلاویز تنم را ای آینه مردم من از این حسرت و افسوس او نیست که بر سینه فشارد بدنم را من خیره به آئینه و او گوش بمن داشت گفتم که چسان حل کنی این مشکل ما را بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش ای زن، چه بگویم، که شکستی دل ما را
  11. helena

    عنوان شعر : رمیده نمى دانم چه مى خواهم خدایا به دنبال چه مى گردم شب و روز چه مى جوید نگاه خسته من چرا افسرده است این قلب پرسوز ز جمع آشنایان مى گریزم به کنجى مى خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تیرگى ها به بیمار دل خود مى دهم گوش گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند ولى در باطن از فرط حقارت بدامانم دو صد پیرایه بستند ازاین مردم که تا شعرم شنیدند برویم چون گلى خوشبو شکفتند ولى آن دم که در خلوت نشستند مرا دیوانه اى بدنام گفتند دل من اى دل دیوانه ى من که مى سوزى از این بیگانگى ها مکن دیگر ز دست غیر فریاد خدا را بس کن این دیوانگى ها
  12. helena

    تو این تاپیک اشعار فروغ فرخزاد رو قرار میدیم... فقط : رنگ ، فونت ، وسط چین باشن لطفا :)
  13. helena

  14. helena

×
×
  • جدید...