رفتن به مطلب

ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

کاربر جدید
  • تعداد ارسال ها

    36
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

آخرین بار برد ابوالقاسم کریمی فرزندزمین در 14 مهر

ابوالقاسم کریمی فرزندزمین یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

19 خوب

درباره ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

  • تاریخ تولد 9 آذر 1378

اطلاعت شخصی

  • آدرس سایت
    http://farzandezamiin.blogfa.com
  • تلگرام
    farzandzamin
  • اینستاگرام
    abolghasem_karimi
  • محل زنگی
    تهران

آخرین بازدید کنندگان نمایه

158 بازدید کننده نمایه
  1. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ بخش پنجم/ابوالقاسم کریمی . گرد آوری اشعار . .نکته های مهم. 1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. 2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. 3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش پنجم................................................................................................................................................ 1 جمیله ای است عروس جهان ولی هُش دار که این مخدره در عقد کس نمی آید 2 مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید 3 سر خدا که عارف سالک به کس نگفت در حیرتم که باده فروش از کجا شنید 4 پند حکیم محض صواب است و عین خیر فرخنده آن کسی که به صمع رضا شنید حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس در بند آن مباش که نشنید یا شنید 5 میان عاشق و معشوق فرق بسیار است چو یار ناز نماید،شما نیاز کنید 6 هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق بر آن نمرده به فتوای من نماز کنید 7 ز آنجا که پرده پوشی عفو کریم توست بر قلب ما ببخش که نقدی است کم عیار 8 سعی نابرده در این راه به جایی نرسی مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر 9 می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور 10 پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز 11 میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز 12 بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس 13 فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس 14 دل ربایی همه آن نیست که عاشق بکشد خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش 15 دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات مکن به فسق مُباهات و زهد هم مفروش 16 لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته ی سر بسته چه دانی خموش 17 بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش 18 خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد بگذر ز عهد سسست و سخن های سخت خویش 19 جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق 20 هر چند غرق بحر گناهم ز شش جهت تا آشنای عشق شدم اهل رحمتم 21 فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم 22 من مَلَک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم 23 من از بازوی خود دارم بسی شکر که زور مردم آزاری ندارم 24 پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت من چرا مُلک جهان را به جُوی نفروشم 25 از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم 26 ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم 27 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه ی کس , سیه و دلق خود ارزق نکنیم 28 عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مُطلق نکنیم 29 آسمان کشتی ارباب هنر می شکند تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم 30 گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم 31 سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم که من نسیم حیات از پیاله می جویم . . گردآوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) . . .جمعه 25 آبان 1397
  2. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    پس از اعلام بررسی‌های مجامع علمی مختلف درباره خطر انقراض مردان به دلیل تضعیف کروموزم مردانه Y و ایجاد شایعه‌های غیر علمی در دنیا، مرکز معتبر و علمی بررسی ژنوم آمریکا تایید کرد که اگر برای مسئله ضعیف شدن این کروموزم چاره‌ای اندیشه نشود، مردان تا پنج هزار نسل دیگر منقرض خواهند شد. ((((سوال)))) 1_کیفیت زندگی زنان در آن دوران چگونه خواهد بود؟ 2_آیا نبود مرد به حیات بشری لطمه خواهد زد؟ 3_آیا صلح واقعی سرانجام در جهان مستقر خواهد شد؟ 4_آیا بشر برای ادامه ی نسل خود به هم جنسگرایی روی خواهد آورد؟ 5_آیا رازی در این رفتار طبیعت نهفته است؟ 6_آیا با این وجود میتوان هنوز ادعا کرد ، زنان در برابر مردان از نظر جسمی ضعیف هستند؟ 7_اگر (تو) تنها مرد دنیا باشی،چگونه زندگی خواهی کرد؟ 8_چرا باید مردان منقرض شوند؟ 9_واکنش زنان و مردان در برابر آگاهی از این مسئله که روزی مردان منقرض می شوند،چگونه خواهد بود؟ 10_تا به امروز وجود مرد برای زمین مفید بوده است یا مضر؟
  3. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گیاهی کوچکم بر بستر سنگ نگین سبز ِ روی ِ تاج ِ خوشرنگ شبی گفتم به انسانی ریاکار مَزن بوسه به تیغ ِ تیز ِ نیرنگ ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  4. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گیاهی کوچکم بر بستر سنگ نگین سبزی روی تاج ِ خوشرنگ شبی گفتم به انسانی ریاکار مَکن تکیه به پشت گاو نیرنگ
  5. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    خزان با باور گل آشنا نیست «غم من قابل فهم شما نیست» در این کینه سرای دشمن آباد جدا از حال مَردم جز خدا نیست ------------------------------------------ ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  6. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرد آوری حدیث/موضوعی/بخش دوم:حکومت .............................. بخش دوم:حکومت --- امام على عليه السلام : بى رغبتى به حكومت ستمگر ، به اندازه رغبت به حكومت دادگر است --- امام على عليه السلام : شش چيز است كه خردهاى مردان با آنها آزموده مى شود: همنشينى، داد و ستد، حكومت كردن، بركنارى [از حكومت و قدرت] ، توانگرى و درويشى --- امام على عليه السلام : عدالت پيشه كن تا [همچنان ]حكومت كنى --- امام على عليه السلام : هر گاه سلطان (حكومت) تغيير كند ، زمانه (جامعه) نيز ديگرگون شود --- امام على عليه السلام : هرگاه به حكومت رسيدى، نرمش و مدارا را پيشه كن --- امام على عليه السلام : آن گاه كه قدرت دارى ، در گذر ، و آن گاه كه دورِ حكومت توست ، نيكى كن ، تا سَرورى برايت به كمال رسد --- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همان گونه كه هستيد ، بر شما سرپرستى (حكومت) مى شود --- امام على عليه السلام : اگر حكومت ، با پايه هاى عدالت بنا شود و با خِرَد پشتيبانى گردد ، خداوند ، دوستدارانش را پيروز و دشمنانش را خوار سازد --- امام على عليه السلام ـ از حكمت هاى منسوب به ايشان ـ : هنگامى كه حكومت گروهى به سر آيد ، آرايشان سست شود --- امام على عليه السلام : استدلال شود بر پشت كردن حكومت ها به چهار چيز : ضايع كردن اصول [ و مبانى ] ، چنگ زدن به فروع ، به كار گماردن فرومايگان ، و كنار گذاردن نخبگان --- امام على عليه السلام : هر كه در حكومت خود تكبّر پيشه كند، ذلّتش به هنگام بر كنارى بسيار باشد --- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دشمن ترينِ خلق در نزد خداوند عز و جل ، عالِمى است كه به ديدار كارگزاران [ـِ حكومت ستمكار ]مى رود --- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس حكومتِ بر مردمى به وى سپرده شود و او با آنان ناراستى كند، چنين كسى در آتش است --- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عالمان اُمناى پيامبرانند، تا زمانى كه با سلطان (حكومت) معاشرت نكنند و دنيايى نشوند --- گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  7. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    زمستان شد ، خدا تنها شد و رفت حیا مُرد و وفا رویا شد و رفت به زیر تیغ ِ خون آلود ِ چنگیز هنر سهم کبوتر ها شد و رفت ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  8. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    زمستان آمد و دیوار بارید تبر بر شهر ما ، غم بار بارید درون کوچه ی بن بست تاریخ سیاست رد شد و تکرار بارید ..................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  9. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرد آوری حدیث/موضوعی/بخش اول:انسان .............................. بخش اول:انسان --- گاه انسانِ رها و بى قيد، محفوظ ماند و انسان مراقب (در دام حادثه) سقوط کند --- امام زين العابدين عليه السلام : انسان بزرگوار به بخشش خود مى بالد، و انسان پست به دارايى خويش مى نازد --- امام على عليه السلام : انسان با گفتارش اندازه گيرى مى شود و با كردارش ارزش يابى --- امام على عليه السلام : براى آگاهى انسان همين بس كه زمان خود را بشناسد --- امام على عليه السلام : انسان خودرأى به خطا و غلط درمى‏افتد --- امام على عليه السلام : نادانى در انسان ، از خوره(جذام) براى بدن ، زيانبارتر است --- امام على عليه السلام : بزرگ ترين نادانى ، نادانى انسان به حال خويش است --- امام على عليه السلام : انسان هاى شرور ، جز همگون هاى خود را دوست ندارند --- امام على عليه السلام : چه زيبنده است كه انسان ، آنچه را شايسته نيست ، نخواهد --- امام على عليه السلام : انسان زيرك، از هر چيزى پندى مى آموزد --- امام على عليه السلام : انسان به تنگ آمده را وفادارى نيست --- امام على عليه السلام : خرد، دوست صميمى انسان است --- امام على عليه السلام : پيروزى انسان بزرگوار ، نجات بخش است و پيروزى انسان فرومايه ، نابود كننده --- امام على عليه السلام : فرومايگى آن است كه مال بر انسان ها ترجيح داده شود --- امام على عليه السلام : ارزش هر انسان ، به چيزى است كه مى داند --- گرد آوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) جمعه 20 مهر 1397
  10. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ بخش سوم/ابوالقاسم کریمی . گرد آوری اشعار . .نکته های مهم. 1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. 2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. 3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش سوم ................................................................................................................................................ 1 در طریقت رنجش خاطر نباشد مِی بیار هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت 2 از پای فتادیم چو آمد غم ِ هجران در درد بمُردیم چو از دست دوا رفت 3 دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت 4 از سخن چینان ملالت ها پدید آمد ولی گر میان هم نشینان ناسزایی رفت رفت 5 مستم کن آنچنان که ندانم ز بی خودی در عرصه ی خیال ، که آمد کدام رفت 6 زین قصه هفت گنبد ِ افلاک پر صداست کوته نظر بین که سخن مختصر گرفت 7 می خور که هر که آخرِ کار جهان بدید از غم ، سَبک برآمد و رَطل گران گرفت 8 شنیده ام سخن خوش که پیر کنعان گفت فراق یار نه آن میکند که بِتوان گفت 9 حدیث هوُل قیامت که گفت واعظ شهر کنایتی است که از روزگار هجران گفت 10 غم کهن به می سالخورده دفع کنید که تخم خوش دلی این است ، پیر دهقان گفت 11 گره به باد مزن گرچه بر مراد رَوَد که این سخن به مَثَل باد با سلیمان گفت 12 امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شَوَم خاک چه سود اشک ندامت 13 حاشا که من از جَور و جفای تو بنالم بیداد لطیفان همه ، لطف است و کرامت 14 ای غایب از نظر که شدی هم نشین دل می گویمت دعا و ثنا می فرستمت 15 بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یارب مباد کس را مخدومِ بی عنایت 16 در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت 17 از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت 18 دی پیر میِ فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد گفتم به باد می دهَدَم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هرچه بادا باد سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد 19 ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ از این فسانه هزاران هزار دارد یاد 20 قَدَح به شرط ادب گیر زآن که ترکیبش ز کاسه ی سرِ جمشید و بهمن است و قباد 21 گرچه یاران فارغ اند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد 22 پیر ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد 23 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده ی گزند مباد سلامت آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد 24 دیر است که دلدار سلامی نفرستاد ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد 25 خوش عروسی است جهان از ره صورت لیکن هر که پیوست بدو عمرِ خودش کاوین داد 26 درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی بر کن ، که رنج بی شمار آرد 27 نه هر درخت تحمل کند جفای خزان غلام همت سروم که این قدم دارد 28 چو عاشق می شدم، گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد 29 چو بر روی زمین باش توانایی غنیمت دان که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد 30 دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد 31 سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری که حق صحبتِ مهر و وفا نگه دارد . گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) پنجشنبه 19 مهر 1397
  11. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    از زمانی که یک مغازه اجاره کردم و رفت و آمدم به بانک بیشتر شده ، یکی از اساسی ترین سوالات ذهنم اینکه چرا کارمندان بانک بین مشتری هاشون فرق میزارن و بین پولدار و کم پول تفکیک قائل میشن، توی بانک ها کسی که پولدار باشه بدون گرفتن نوبب در اندک زمانی کارش راه می افته کسی که پولدار باشه نه تنها کارمندان بلکه رئیس بانک براش احترام قائله کسی که پولدار باشه راحت تر وام بهش میدن و حتی تا جایی پیش میره که ضامن ازش نمیخوان وقتی پولدار باشی احترام و ارزش داری و به زبان دیگر چون تو پولدار هستی احترام و ارزش داری..... .................................. همین امروز وقتی یکی از بازاریان معروف شهر وارد بانک شد حتی یک ثانیه وقت برای نوبت گرفتن نگذاشت اما هیچکس بهش اعتراض نکرد این آدم مثل آب خوردن کارش راه افتاد و خیلی خوشحال بانک رو ترک کرد . در دنیای ما، اگر ثابت کنی پولدار هستی میتونی به راحتی حقوق دیگران رو پایمال کنی ، به زبان دیگر اگر میخواهی حقوق دیگران رو پایمال کنی باید ثابت کنی پولدار هستی ..................................... وقتی 12 سالم بود فلیمی دیدم که موضوعش شروع برده داری در آمریکا بود ، اروپاییان با بد ترین و وحشیانه ترین نوع رفتار ، مردم آفریقا را سوار بر کشتی های بزرگ و کوچک میکردند و آنها را برای بردگی به آمریکا میبردند.هر کس در کشتی مریض میشد او را زنده زنده به دریا می انداختند، و با اینکه بسیاری از ملوانان کشتی سیاه بودند هیچ شورشی بر علیه سفید ها اتفاق نمی افتاد و از همه بدتر این بود که ملوانان سیاه رفتار غیر انسانی تری نسبت به ملوانان سفید با همنوعان خود داشتند.....مدت ها ، پیش خودم میگفتم اینا همش الکی هست مگه میشه آدما تا این حد احمق باشن که تن به این حقارت ها بدن اما بعدا زمانی که بزرگتر شدم فهمیدم انسان های ضعیف در اصل چوب همین حماقت ها شونو دارن میخوردن. . . اتحاد و همبستگی ، همراه با آشتی ملی رمز دست یابی به اعتدال و عدالت اجتماعی است که متاسفانه ما هنوز از آن بی بهره ایم. . . ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  12. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرفتار ِ شب ِ پایان عشقم هوا سرد است و من عریان عشقم هوا سرد است و من در مسلخ غم کنار جوی خون ، گریان عشقم ......................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  13. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    مکان:پارک لاله تهران زمان:ساعت 17 تاریخ:جمعه 9 شهریور 1397 .............................. در یکی از برنامه های غذا رسانی که در پارک لاله برگزار کرده بودیم در هنگام غذا دادن به گربه ها، شهروند مُسنی آمد پیش من و با لحنی ناراحت ، بی مقدمه گفت: «چن مدت پیش یه گروه شش هف نفره آمده بود اینجا برای همین کاری که شما دارین انجام میدین اما موقه ای که گربه ها جمع شده بودن و داشتن غذا میخوردن سه چارتاشونو گرفتن و انداختن تو یه قفس ، وقتی ازشون پرسیدم چرا دارین این کار رو میکنین گفتن ما حامی حیوانات هستیم و این گربه ها رو داریم برای درمان میبریم» در ادامه این آقا گفت:رفتارشون با گربه ها به حامی حیوانات نمیخورد، من آدمای زیادی رو دیدم که میان اینجا و غذا رسانی میکنن .............................. این شهروند بعد از اینکه من قول پیگیری این موضوع را دادم و شماره همراه مرا گرفت خداحافظی کرد و رفت..... .............................. بعد از یک هفته پیگیری بلاخره متوجه شدم گروهی که خود را حامی حیوانات و فعال محیط زیست معرفی کرده اند مدت هاست در ظهر وسط هفته در پارک ها برنامه ی به ظاهر غذا رسانی به حیوانات برگزار میکنند اما بعد از به دام انداختن و بردن گربه های بیچاره آنها را میکشند و گوشتشان را به رستوران های خارج از شهر میفروشند. لطفا مراقب باشید ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  14. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    تو باران بودی و من رود ِ بی آب جدایم کردی تو ، از بستر خواب نجاتم دادی از سلول زندان رهایم کردی در دامان سیلاب ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  15. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرد آوری اشعار: نکته های مهم 1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. 2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. 3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش دوم ................................................................................................................................................ 1 ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم با پادشه بگو که روزی مقدر است 2 یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که میشنوم نامکرر است 3 حافظا ترک جهان گفتن طریق خوش دلی ست تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است 4 فقیه مُدرس دی مست بود و فتوا داد که می حرام ولی به ز مال اوقاف است 5 در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه ی غزل است 6 نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی عمل است 7 به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است 8 ورای طلاعت دیوانگان ز ما مطلب که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست 9 چگونه شاد شود اندرون غمگینم به اختیار؟؟؟ که از اختیار بیرون است 10 اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست 11 زلف او دام است و خالش دانه ی آن دام و من بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست 12 پیوند عمر بسته به مویی ست هشدار غمخوار خویش باش غم روزگار چیست 13 سهو و خطای بنده چو گیرند اعتبار معنای عفو و رحمت آموزگار چیست 14 قلندران حقیقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست 15 در صومعه ی زاهد و در خلوت صوفی جز گوشه ی ابروی تو محراب دعا نیست 16 در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست 17 چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش؟؟ زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست 18 این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست 19 بر درِ میخانه رفتن کار یک رنگان بُود خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست 20 بنده ی پیر خراباتم که لطفش دایم است ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست 21 هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بُود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست 22 فرصت شمر طریقه ی رندی که این طریق چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست 23 دولت آن است که بی خون ِ دل آید به کنار ورنه با سعی و عمل باغِ جنان این همه نیست 24 پنج روزی که در این مرحله مهلت داری خوش بیاسای زمانی، که زمان این همه نیست 25 بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست 26 مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست 27 به می عمارت دل کن که این جهان خراب بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت 28 عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت 29 من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت 30 نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل توپس پرده چه دانی که چه خوب است وچه زشت گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) سه شنبه 10 مهر 1397
×