رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'شعر'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • انگلیسی
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

49 نتیجه پیدا شد

  1. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    اگه دشمن به دستانش تفنگه دل دریایی ما مرد جنگه قسم بر قامت سرو شکسته در و دیوار زندان هم قشنگه ابوالقاسم کریمی
  2. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    نکته های مهم: در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. ابیات که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. ابیات ناب/حافظ/بخش اول ‍۱- حدیث از مطرب و می گو و راز دهر، کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را ۲- به خُلق و لطف توان کرد صید اهل نظر به بند و دام نگیرند مرغ دانا را ۳- آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمان مدارا ۴- در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی ، تغییر کن قضا را ۵- یار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد توفان را ۶- برو از خانه ی گردون به دَر و نان مَطلب کآن سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را ۷- حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را ۸- هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما ۹- عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده باز گردد یا برآید چیست فرمان شما ۱۰- نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت ۱۱- حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست ۱۲- باده نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد بهتر از زهد فروشی که در او روی ریاست ۱۳- ما نه یاران ریاییم و حریفان نفاق آن که او عالم سِر است بدین حال گواست فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم وآنچه گویند روا نیست نگوییم رواست ۱۴- چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم باده از خون رَزان است نه از خون شماست ۱۵- چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه ای جان من، خطا اینجاست ۱۶- من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست ۱۷- کمر کوه کم است از کمر مور اینجا نا امید از در رحمت مشو ای باده پرست ۱۸- مقام عیش میسر نمیشود بی رنج بلی به حکم بلا بسته اند عهد اَلست ۱۹- به هست و نیست مَرنجان ضمیر و خوش می باش که نیستی است سرانجام هر کمال که هست ۲۰- آنچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم اگر از خَمر بهشت است وگر باده ی مست ۲۱- بکن معامله وین دل شکسته بخر که با شکستگی ارزد به صد هزار درست ۲۲- بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود زین سیل دمادم که در این منزل خواب است ۲۳- سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم دست از سر آبی که جهان جمله سراب است ۲۴- حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست احرام طَوف ِ کعبه ی دل بی وضو ببست ۲۵- مرا به بندِ تو دوران چرخ راضی کرد ولی چه سود؟؟ که سر رشته در رضای تو بست ۲۶- ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است ۲۷- بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است بیار باده که بنیاد عمر بر باد است ۲۸- غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است ۲۹- مجو درستی عهد از جهان سست نهاد که این عجوزه عروس هزار داماد است ۳۰- نشان عهد و و وفا نیست در تبسم گل بنال بلبل بی دل که جای فریاد است گرد آوری و تایپ: ابوالقاسم کریمی (فرزندزمین)
  3. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    شعر تیشه ی شب خزان بر دفتر شعرم خزیده لب خندان من را غم خریده صدای ضربه های تیشه ی شب به باغ سبز ایمانم رسیده ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  4. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گلی که ریشه های تشنه دارد به روح سبز خود ایمان ندارد دعا کن مادرم بعد از نمازت به شهر ما کمی باران ببارد ابوالقاسم کریمی
  5. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    زمین در کاسه ای از خون گرفتار بشر در پنجه ی بی رحم اجبار ورق های کتاب سرخ تاریخ نگین خوش تراش دست ِ تکرار ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  6. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرگ های آدم نما رها شدم تو جنگلی که اسم اون زمینه هر جا نگا میکنم گرگی توی کمینه نبض زمین تو دست گرگای آدم نماس بغضی که تو گلومه نفرت من از اونهاس گرگای آدم نما خدای جنگ و خونن خدان ، ولی اسیر وسوسه و جنونن سلولای مغز ما تیر تفگ اونهاس زیر پوتین اونها جون ِ من و تو و ماس روح کتاب تاریخ راه غم و جنونه که مثل قلب سنگی دساش به رنگ خونه راهی برای نجات از این جهنم میخوام فقط یه دوست همدم فقط یه آدم میخوام شماهایی که دارین ترانمو میخونین برین دوبار کتاب « ریشه ها»رو بخونین وقتی شب ابری رو من و تو میپرستیم مثل خاریم که توی چشم بهار نشستیم ابوالقاسم کریمی (فرزندزمین)
  7. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    من یه درخت تنهام تو قلب یه بیابون دل من از دیوای آدم نما شده خون مردن و زنده موندن فرقی واسم نداره هر روز رو دوش خستم بارون غم می باره ماهی شب تو رود اشک چشمام می خنده تنهایی فریادمو توی گلوم می بنده دیواری تا آسمون بین من و بهاره نسیم خشک صحرا غم به دلم می کاره حرفی دیگه ندارم چیزی برام نمونده شوری اشک چشمام ریشه ها مو سوزنده ابوالقاسم کریمی
  8. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    برگ خُشکی ولگردم در پنجه ی نسیمی سرد نسیم سردی که از سمت خانه ی زنی هرزه می آید زن هرزه ای که هرشب تن برهنه اش را به دستان فقر می فروشد و بازی کهنه ی زندگی را با مرگ غمناک خویش ، به پایان می سپارد
  9. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    سرود موج دریای عذابیم دهان ِ زخمی از نیش سرابیم هوا سرد است ما در پنجه ی شب کنار گرگ غم عریان ِ خوابیم
  10. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گذشته حال و فردا را به هم ریخت زمین را یک زن زیبا به هم ریخت سکوت کوچه های عاشقی را لب جادویی حوا به هم ریخت
  11. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    به زیر تیغ غم ، عریان صبریم سوار اسب بی افسار قبریم اگرچه میوه ی ممنوعه خوردیم اسیر اختیار دیو جبریم
  12. sajjad

    نام: فاضل نظری تولد: ۱۳۵۸/۰۶/۱۰ (خمین) پیشه: شاعر، مدیر، استاد دانشگاه ، غزل آثار: گریه‌های امپراتور (چاپ ۵۰)، ۱۳۸۲، سورهٔ مهر اقلیت (چاپ ۴۰)، ۱۳۸۵، سورهٔ مهر آن‌ها (چاپ ۴۰)، ۱۳۸۸، سورهٔ مهر گزیدهٔ شعر (چاپ ۱۴)، ۱۳۹۰، انتشارات مروارید ضد (چاپ ۳۰)، ۱۳۹۲، سورهٔ مهر کتاب (چاپ۲۴)، ۱۳۹۵، سورهٔ مهر زندگی: فاضل نظری در سال ۱۳۵۸ در شهرستان خمین واقع در جنوب استان مرکزی متولد شد. تحصیلات اولیهٔ خود را در شهرهای خمین و خوانسار گذرانده‌است. او در سال ۱۳۷۶ برای ادامه تحصیل در رشته‌های معارف اسلامی و مدیریت در دانشگاه امام صادق(ع) به تهران آمد و تحصیلات خود را در مقطع دکترای رشتهمدیریت تولید و عملیات در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد. او در سال ۸۴۴ و به مدت یک سال به عنوان معلم ادبیات در مقطع دبیرستان تدریس نمود. دبیری سه دوره جشنواره بین‌المللی فیلم صد، دبیری علمی جشنواره بین‌المللی شعر فجر و عضویت در شورای علمی گروه ادبیات انقلاب اسلامیفرهنگستان زبان و ادب فارسی بعضی از عناوین ادبی و هنری و علمی اوست. تا کنون از این شاعر، پنج مجموعه شعر گریه‌های امپراتور، اقلیت، آن‌ها، ضد و «کتاب» توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. سه مجموعهٔ اول از مجموعه‌های شعری او توسط انتشارات سوره مهر در یک بسته‌بندی مجزا تحت عنوان سه‌گانهٔ شعریِ فاضل نظری ارائه شده‌است؛ و هر پنج مجموعه در قالب «پنج دفتر» عرضه شده است. فاضل نظری علاوه بر سابقهٔ ۱۰ سال ریاست حوزه هنری استان تهران، رئیس مرکز موسیقی حوزهٔ هنری، عضو شورای عالی شعر سازمان صدا و سیما نیز بوده و از سال ۱۳۸۳۳ در دانشگاه‌های تهران نیز تدریس می‌کند. از کتاب او به‌عنوان برگزیدهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۷ تقدیر شد. همچنین از او به‌عنوان شاعر جریان‌ساز در دههٔ ۱۳۸۰ و همچنین پرمخاطب‌ترین شاعر به انتخاب مردم در سال ۱۳۹۱ تجلیل به عمل آمده‌است. از دیگر افتخارات او انتخاب وی به‌عنوان یکی از پنج چهرهٔ شاخص هنر سال ۱۳۹۳ در ایران است که در روز هنر انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۹۴ اعلام و از او تقدیر شد. گزیدهٔ برخی آثار او در کشورهای فارسی‌زبان منتشر شده‌است. همچنین گزیدهٔ اشعار وی در سال ۱۳۹۲ در دو قطعِ رقعی و جیبی به‌همراه مقدمه‌ای دربارهٔغزل به قلم او در انتشارات مروارید منتشر شده‌است که تا کنون بیش از ۱۰۰ نوبت تجدید چاپ شده‌است. آخرین اثر او با نام «کتاب» با هجده هزار نسخه فروش در ده روز عنوان پرفروش‌ترین کتاب نمایشگاه در سال ۱۳۹۵ را از آن خود ساخت. او از تیرماه ۱۳۹۴۴ در حوزهٔ هنری عهده‌دار معاونت هنری است.
  13. sajjad

    نام : فریدون مشیری تولد: ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ در تهران وفات: ۳ آبان ۱۳۷۹ (۷۴ سال) قطعه هنرندان بعشت زهرا پیشه : شاعر، روزنامه‌نگار آثار: ۱۳۳۴ تشنه طوفان، ۱۳۳۵ گناه دریا، ۱۳۳۷ نایافته، ۱۳۴۰ ابر، ۱۳۴۵ ابر و کوچه، ۱۳۴۷ بهار را باور کن، ۱۳۴۷ پرواز با خورشید، ۱۳۵۶ از خاموشی، ۱۳۴۹ برگزیده شعرها، ۱۳۶۴ گزینه اشعار، ۱۳۶۵ مروارید مهر، ۱۳۶۷ آه باران، ۱۳۶۹ سه دفتر، ۱۳۷۱ از دیار آشتی، ۱۳۷۲ با پنج سخن‌سرا، ۱۳۷۴ لحظه‌ها و احساس، ۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگین، ۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورایی، ۱۳۸۴ نوایی هماهنگ باران، ۱۳۸۴ از دریچه ماه
  14. sajjad

    نام: فروغ فرخزاد تولد: ۸ دی ۱۳۱۳ (تهران) وفات: ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ علت مرگ: سانحهٔ رانندگی در جاده پیشه: شاعر و کارگردان همسر(ها): پرویز شاپور (طلاق گرفت) شریک(های) زندگی: ابراهیم گلستان بنیان گذارشعر نو زندگی: فروغ در ظهر ۸ دی‌ماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد. پوران فرخ‌زاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پیش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقیق خواست تا این اشتباه را تصحیح کنند. فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌تبار و محمد فرخ‌زاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخ‌زاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخ‌زاد را نام برد. فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب چهارپاره کار خود را آغاز کرد. ویکی پدیا
  15. sajjad

    نام : امیرهوشنگ ابتهاج زادروز: ۶ اسفند ۱۳۰۶ (۸۹ سال) - گیلان، رشت لقب: سایه پیشه: شاعر آثار: نخستین نغمه‌ها، سیاه‌مشق ۱ و ۲ و ۳، شبگیر، چند برگ از یلدا، تا صبح شب یلدا، یادگار خون سرو
  16. sajjad

    نام: قیصر امین‌پور تاریخ تولد: ۲۳ آوریل ۱۹۵۹، گتوند تاریخ مرگ: ۳۰ اکتبر ۲۰۰۷، تهران پیشه : نویسنده و شاعر آثار: طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)، منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)، مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)، بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰) مجموعه شعر آینه‌های ناگهان (۱۳۷۲)، به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵). گزینه اشعار (۱۳۷۸، مروارید) مجموعه شعر گل‌ها همه آفتابگردان‌اند (۱۳۸۰، مروارید)، دستور زبان عشق (۱۳۸۶، مروارید). سنت و نوآوری در شعر معاصر
  17. sajjad

    نام: سهراب سپهری تولد: ۱۵ مهر ۱۳۰۷ وفات: ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ (۵۱ سال) پیشه: شاعر، نقاش همسر: مجرد علت مرگ: *** خون آثار: مرگ رنگ (۱۳۳۰) - زندگی خواب‌ها (۱۳۳۲) - آوار آفتاب (۱۳۴۰) - شرق اندوه (۱۳۴۰) - صدای پای آب (۱۳۴۴) - مسافر (۱۳۴۵) - حجم سبز (۱۳۴۶)، ما هیچ، ما نگاه - اطاق آبی (۱۳۶۹) زندگی نامه: وی در ابتدا به سبک نیمایی شعر می‌سرود ولی بعدها رویه خودش را باز شناخت. در این شیوه جدید سهراب سپهری بر دیدگاه انسان مدارانه و آموخته‌هایی که از فلسفه ذن فرا گرفته بود به شیوه جدیدی دست یافت که «حجم سبز» شیوه تکامل یافته سبکش محسوب می‌شود. وی عادت داشت که دور از جامعه آثار هنری اش را خلق کند و برای رسیدن به تنهایی‌هایش «قریه چنار» و کویرهای کاشان را انتخاب کرده بود. شعر وی صمیمی، سرشار از تصویرهای بکر و تازه‌است که همراه با زبانی نرم، لطیف، پاکیزه و منسجم تصویر سازی می‌کند. از معروفترین شعرهای وی می‌توان به: نشانی، صدای پای آب و مسافر اشاره کرد که شعر صدای پای آب یکی از بلندترین شعرهای نو زبان فارسی است. کریم امامی که از دوستان نزدیک وی بوده در زمان حیاتش برخی از شعرهای سهراب را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است. در سال ۱۳۷۵، ترجمه انگلیسی دو مجموعه صدای پای آب و حجم سبز با ترجمه اسماعیل سلامی و عباس زاهدی توسط انتشارات زبانکده منتشر شد. بعدها نیز مترجمان دیگری شعرهای وی را به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه کردند. در سال ۱۳۷۱ شعرهای منتخبی از دو کتاب حجم سبز و شرق اندوه با نام «ما هیچ، ما نگاه» توسط «کلارا خانیس» به زبان اسپانیایی ترجمه شد. در سال ۱۳۷۵ منتخبی از اشعار سهراب سپهری توسط هنرمند ایرانی جاوید مقدس صدقیانی به زبان ترکی استانبولی ترجمه و از سوی انتشارات YKY در کشور ترکیه منتشر شد.
  18. zahra

    داد مجنون بهر ليلي يك ايميل گفت ای از هجر تو اشكم چو سيل ای به قربان قد و بالای تو من فدای قامت رعنای تو ناز كم كن ای نگار ناز دار قهر با من نيست انصاف ای نگار خواسته ای ميرزا قلمدونت شوم واله و شيدا و حيرونت شوم گفته ای نامه ز ايميل بهتر است دستخط يار ديدن خوشتر است ليك دور نامه لیلی جان گذشت دوره ی ايميل يا ايكارد گشت نامه جانم مال عهد بوق بود راز دار عاشق و معشوق بود ناخن تو چون كه گشته مانيكور خط چشمت چشم ها را كرده كور نامه بهر تست ديگر املی ای نگار دلربای سوگلی گشته چت ديگر به جايش جانشين دوره ی ايميل گشت ای نازنين فيبر نوری گشته ديگر اين زمان جانشين كفتر نامه رسان بهر تو ايميل خيلي بهتر است لايق عاشق كشان دلبر است اسب همت را تو اينك هی بكن بهر مجنون يك ايميل ریپلی بكن جوف آن بفرست اتچ های قشنگ فايل های جور واجور و رنگ وارنگ عشق من آنلاين تست ای مهربان صبح و ظهر و عصر و شب در هر زمان آف مسيجت می فرستم دمبدم تا كه مهر افزون کنی و ناز كم اين ايميل را کپی پيست در هارد كن از برای عاشقان فوروارد كن با خيال راحت ای يار ملوس چون كه دارد اين ايميل آنتی ويروس
  19. sajjad

    نام: مریم حیدرزاده تولد: ۲۹ آبان ۱۳۵۶ (۳۹ سال) پیشه: شاعر، ترانه‌سرا، نویسنده،نقاش زندگی : حیدرزاده که بینایی خود را بر اثر چند عمل جراحی در کودکی از دست داد، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاوره‌ای و با به‌کارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت. بسیاری از خوانندگان داخل کشور و همچنین خوانندگان فارسی زبان در بیرون از ایران از ترانه‌های او در آهنگ‌هایشان استفاده‌کرده‌اند. مریم حیدرزاده دانش‌آموخته حقوق قضایی از دانشگاه تهران است. پدر او بازنشسته ارتش و مادر او هم کارمند بود ولی به خاطر نگهداری از وی مدت هاست که فعالیت بیرون از منزل ندارد. مریم حیدرزاده ساکن سعادت‌آباد تهران است.
  20. sajjad

    نام: باباطاهر عریان زادروز: ۳۲۶ هجری خورشیدی (لرستان یا همدان) درگذشت: ۴۱۱ هجری خورشیدی پیشه: شاعر آثار: برخی معتقدند ترانه‌ها یا دو بیتی‌های باباطاهر در بحر هزج مسدس محذوف سروده شده‌است. اکثر منابع قدیمی اشعار او را لری نامیده اند. البته اطلاق عنوان فهلویات بر این نوع دو بیتی‌ها احتمالاً نشان می‌دهد که آنها در زبان پهلوی و مربوط به گویش ایران میانه آن باشد. با این حال روبن آبراهامیان خاورشناس ارمنستانی به این نتیجه رسید که گویش بکار رفته در دوبیتی‌های باباطاهر گرایش نزدیکی با گویش مورد استفاده توسط یهودیان معاصر همدان دارد. دو قطعه و چند غزل و مجموعه کلمات قصار به زبان عربی از آثار دیگر اوست. کتاب سرانجام شامل دو بخش عقاید عرفاً و صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی است. زندگی نامه: از خاندان، تحصیلات و زندگی باباطاهر اطلاعات صحیحی در دسترس نیست اما بنا به نوشته راوندی درراحةالصدور، باباطاهر در سال ۴۴۷ هجری با طغرل سلجوقی دیدار کرده و مورد احترام وی نیز قرار گرفته است. در یکی از دوبیتی‌های مشهورش سال تولدش را به حروف ابجد گنجانیده که پس از محاسبه توسط میرزا مهدی خان کوکب به سال ۳۲۶ هجری رسیده‌است. اما رشید یاسمی با استناد به همان دو بیتی و اشاره به اهمیت عدد ۱۰۰۰ نزد اغلب ملل برآن رفته است که مقصود باباطاهر از واژه الف سال ۱۰۰۰م بوده و در نتیجه مقارن سالهای ۳۹۰ و ۳۹۱ (برابر با ۱۰۰۰ میلادی) زاده شده است. او پس از ۸۵ سال زندگی، در همدان وفات یافته است.
  21. sajjad

    نام: علیــرضــا آذر تاریخ تولد: 13 آبان 1358 جنسیت: مرد - متاهل محل سکونت: ایران - تهران سطح تحصیلات: کارشناسی ارشد درباره من: چیزی در باره ام یافت نمیشود .. تمام فایل ها بسته شدند . کلاسور ها زیر بغل شدند .. دل تنگی از نامم آویزان است .. و انسان تنها موجودی نیست که با مرگش مرا میازارد .. من شاعرم با شاعران بازی نباید کرد .. میپذیرم تولدم باشد گوشه نکبت ندامتگاه ، میپذیرم بیفتم از دستی ؛ وسط دستهای آبان ماه داشتم یاد میگرفتم به همین سبب سر به همه میزدم و میزنم خیلی هامطلبی به نام زندگی نامه داشتند که بیشتر بیلبورد تبلیغاتی بودند آنقدر که هوس میکردم دوستان را جینی خریداری کرده و در گوشه ای آرام مصرف کنم !! اما بگذریم .. علیرضا آذر تمام داشته من است .. آنقدر درس خوانده ام که شعر ها را بفهمم و گلیم روز مره گی را از آب که نه از لجن بیرون بکشم .. شعر ؟؟ آری میگویم و میخوانم از یک دهه گذشته است .. تهران مجبورم کرد زندگی کنم اواخر دهه پنجاه بود آن روز ها همه کلاه میگذاشتند این شد که کلاه گشاد زندگی سرم رفت و کلا سرم رفت!! .. حاشا که دمی بی عشق!! در ادبیات کار نکرده آنقدر دارم که کار های کرده ام را مجال نوشتن نیست ... اما در اتوبان ماشین رو ی اهل اتصال !!! سگ دو زیاد زده ام .. و هنوز خانه اولم ..استیدم را نام نمیبرم که نامم مایه ء ننگشان نشود .. یکی دوبار منزوی را دیده ام و دیگران یکی دو بار مرا !! دکتر مرا ببخش فرض کنید دکترم مهندس مرا ببخش فرض کنید مهندسم فرض کنید تخلیه ءچاه خانه هایتان به عهده من است .. چیزی عوض نمیشود .. شعر مشت محکمی دارد... که فکم هنوز ملتهب است .. و در نهایت این خانه سیاه مانده مادر ، مادر همه جای خانه خالی است ، آفت زده روزگارمان را ، مادر سر سفره خشکسالی است "علیرضا آذر" مشخصات تماس انیستاگرام: https://www.instagram.com/alireza_aazar/ ایمیل: aazar.blog@gmail.com وبسایت رسمی : http://alireza-aazar.blogfa.com
  22. sajjad

    قالب: مثنوی شاعر: نظامی گنجوی تاریخ نشر: سده 7 (قمری) توضیح: خسرو و شیرین عنوان اثری منظوم و عاشقانه از شاعر ایرانی، نظامی گنجوی است که همچنین منظومهٔ لیلی و مجنون را هم سروده است. این منظومه، داستان عشق خسرو پرویز آخرین پادشاه بزرگ شاهنشاهی ساسانی و شاهزاده ارمنی، شیرین، که بعدها ملکهٔ ارمنستان می‌شود را روایت می‌کند. این داستان را به غیر از نظامی، فردوسی در شاهنامه و شاعران دیگر هم آورده‌اند و نسخه‌های مختلفی از آن با عنوان‌های «شیرین و فرهاد» هم موجود است. منبع: گنجور
  23. sajjad

    قالب: مثنوی شاعر: نظامی گنجوی تاریخ نشر: سده ۶ (قمری) توضیح: لیلی و مجنون نام مجموعه شعری از نظامی گنجوی شاعر پرآوازه ایرانی است. این مجموعه سومین مثنوی از مجموعه مثنوی‌هایی است که به خمسه نظامی معروفند. بیشتر محققان اعتقاد دارند که بن‌مایه‌های پراکنده این داستان برگرفته از اشعار و افسانه‌های فولکلور در زبان عربی است که نظامی ایرانی‌سازی کرده است. کراچکوفسکی برای شخصیت مجنون، هویت واقعی قائل است و او را یکی از اهالی عربستان در اواخر سده اول هجری می‌داند؛ ولی طه حسین تردید جدی به واقعی بودن شخصیت مجنون وارد می‌کند. یان ریپکا افسانه لیلی و مجنون را به تمدن بابل باستان منسوب می‌داند. اگرچه نام لیلی و مجنون پیش از نظامی گنجوی نیز در اشعار و ادبیات فارسی به چشم می‌خورد، ولی نظامی برای نخستین بار، آن را به شکل منظومه‌ای واحد به زبان فارسی در ۴۷۰۰ بیت به درخواست پادشاه شروان به نظم کشید. نظامی خود از بابت این سفارش ناراضی و بی‌میل بوده‌است و کار را در چهار ماه به پایان برده‌است. وزن این مثنوی جدید بوده و پس از نظامی شعرای زیادی در این وزن داستان‌های عاشقانه سروده‌اند. همچنین ده‌ها شاعر در ایران، هند و ترکستان منظومه‌هایی را به استقبال از لیلی و مجنون نظیره پردازی کرده و شعرای دیگری نیز به داستان نظامی شاخ و برگ بیشتری افزوده و یا آن را تغییر داده‌اند. منظومه لیلی و مجنون در مقایسه با منظومه خسرو و شیرین از همین شاعر، به درک تفاوت‌های فرهنگی اعراب و ایرانیان کمک می‌کند. شخصیت‌های داستان در روایت نظامی قراردادی بوده و تحول زیادی از حوادث داستان نمی‌پذیرند. منظومه لیلی و مجنون به زبان‌های مهم غربی ترجمه و منتشر شده‌است. منبع: گنجور
  24. sajjad

    مقدمه : منظور از قالب یک شعر، شکل آرایش مصرع ها و نظام قافیه آرایی آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعریف می گنجد و نه در قالب، ولی شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هایی رسیده اند و شکلهایی خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند. به این ترتیب در طول تاریخ، چند قالب پدید آمده و ؛ شاعران کهن ما کمتر از محدوده این قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخیر، یک تحوّل جهش وار داشته ایم که اصول حاکم بر قالبهای شعر را تا حدّ زیادی دستخوش تغییر کرده است. قالب شعر به شکل شعر گفته می‌شود که بر دو نوع است: 1- شکل ظاهری و شکل درونی (یا شکل ذهنی). 2-شکل ظاهری که شامل وزن یا بی‌وزنی، تساوی مصرع‌ها و یا کوتاهی و بلندی آنها، قافیه‌ها : در صورتی که قافیه‌ای وجود داشته باشد و صداها و حرکات ظاهری کلمه می‌شود. قالب در شعر کلاسیک فارسی، شکل ظاهری است که قافیه به شعر می‌بخشد. طول هر مصرع، چیدمان هجاهای هر مصرع، تعداد ابیات، آرایش مصرع‌ها، قافیه آرایی آنها و حتی عاطفه انتقالی شاعر به خواننده دیگر عوامل تعیین کننده قالب ظاهری شعرند. بیت : کمترین مقدار شعر یک بیت است. مصراع: هر بیت شامل دو قسمت است هریک از این بخش ها یک مصراع نام دارد کمترین مقدار سخن موزون یک مصراع است. وزن شعر: آهنگ خاصی که در تمام مصراعهای یک شعر یکسان است همان وزن شعر نامیده می شود. ردیف : کلمات هم معنی و مستقلی که در پایان مصراعها عیناً تکرار می شود ردیف نام دارد. شعری که ردیف دارد (مردّف) خوانده می شود. قافیه : کلمات هم آهنگ و هم وزن مصراعهای شعر را قافیه گویند.ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود نکته: قافیه اجباری و ردیف اختیاری است ،ردیف همواره تابع قافیه است و بعد از آن می آید. مصرّع : بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد مصرّع نام دارد. قالب : شکلی که قافیه به شعر می بخشد قالب نام دارد . ( شعر سنتی قالب های متفاوتی دارد و شعر نیمایی (نو) قالب مشخصی ندارد. قالب های شعری سنتی: الف) مثنوی : شعري است بر يك وزن با بيت هاي مصرع ، كه هر بيت قافيه اي جداگانه دارد . و چون هر بيت داراي دو قافيه است آن را مثنوي ( مزدوج يا دوتايي) ناميده اند . شعری که در آن هر بیت قافیه هایی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد مثنوی ،یا دوگانی نام دارد. مثنوی به سبب امکان نوکردن قافیه در هر بیت برای سرودن منظومه های بلند مناسب تراست. مثنوی از قدیمترین قالبهای شعر فارسی و مخصوص زبان فارسیی است و در همه ادوار از آن استفاده می شده است . موضوع مثنوی : حماسی و تاریخی : شاهنامه فردوسی،اسکندر نامه نظامی اخلاقی و تعلیمی: بوستان سعدی عاشقانه و بزمی: خسرو شیرین نظامی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی عارفانه : مثنوی معنوی مولانا ، منطق الطیر ، عطار نیشابوری شکل گرافیکی قالب مثنوی: -----------------* ------------------* -----------------+ -------------------+ -----------------# ------------------- # -----------------& ------------------- & سرودن مثنوی از قرن سوم و چهارم هجری آغاز شده است که از بهترین مثنوی ها می توان به شاهنامه فردوسی، حدیقه سنایی، خمسه نظامی و مثنوی مولوی اشاره کرد. مشخصات مثنوي : 1- تعداد ابيات مثنوي حداقل دو بيت است و حداكثر براي آن وجود ندارد . 2- مثنوي مناسب ترين قالب براي بيـان داستان ها و مطالب طولاني از جمله تواريخ و قصص است . 3- موضوع و درون مايه مثنوي حماسي ، تاريخي ، اخلاقي ، تعليمي ، عاشقانه ، بزمي و عارفانه است . مشهورترين مثنوي سرايان عبارتنداز : فردوسي ، نظامي ، اسدي توسي ، مولوي ، عطّار ، سعدي ، سنايي ، جامي ، پروين اعتصامي و شهريار . حکایت (بوستان سعدی )یکی گربه در خانه زال بود که برگشته ایام و بد حال بودروان شد به مهمان سرای امیر غلامان سلطان زدند شر به تیر چکان خونش از استخوان می دوید همی گفت و از هول جان می دویداگر جستم از دست این تیر زن من و موش و ویرانه پیر زن ب) غزل : "غزل" در لغت به معنی "حدیث عاشقی" است. در قرن ششم که قصیده در حال زوال بود "غزل" پا گرفت و در قرن هفتم رسما قصیده را عقب راند و به اوج رسید. در قصیده موضوع اصلی آن است که در آخر شعر "مدح" کسی گفته شود و در واقع منظور اصلی "ممدوح" است اما در غزل "معشوق" مهم است و در آخر شعر شاعر اسم خود را می آورد و با معشوق سخن می گوید و راز و نیاز می کند. این "معشوق" گاهی زمینی است اما پست و بازاری نیست و گاهی آسمانی است و عرفانی. ابیات غزل بین 5 تا 100 ییت دارد و دو مصراع اولین بیت و مصراع دوم بقیه ابیات هم قافیه اند. شعري است بر يك وزن ويك قافيه به طوري كه مصراع اول بيت نخست ، با همه ي مصراع هاي دوم ابيات ديگر هم قافيه باشد . نکته : نحوه ي تكرار قافيه در غزل همانند قصيده است . موضوع غزل : درون مایه غزل عاشقانه، عارفانه یا آمیزه های از این دو است و یا مضمونی اجتماعی دارد. (بیان عواطف و احساسات وصف طبیعت یا گفت و گو از ایام جوانی) پیدایش غزل : غزل در قرن 66 هجری قمری رواج یافت بدین گونه که تغزل قصاید به صورت قالبی مستقل درآمد و غزل نام گرفت. محتوای غزل در آغاز عاشقانه بود سپس عارفانه (قرن 7 و 88) و بدنبال آن در دوره مشروطیت جنبه اجتماعی به خود گرفت . غزل در روزگار ما نیز همواره از قالبهای درجه اول و محبوب شعر فارسی بوده است. تخلّص شاعری : شاعر در پایان غزل نام خود یا تخلص شاعری خویش را می آورد. غزل سرایان بزرگ شعر فارسی: شهریار- هراتی . رهی معیری . صائب تبریزی . حافظ . سعدی . مولوی . سنایی غزنوی شکل قالب غزل : -------------------* -------------------* ------------------- -------------------* ------------------- -------------------*مشخصات غزل : 1- تعداد ابيات غزل حداقل پنج بيت و حداكثر دوازده بيت است . ( گاهي غزل ها بيش از پانزده بيت هم يافت مي شود . ) 2- درون مايه و محتواي غزل بيان عواطف و احساسات ، عشق و عرفان و گاهي هم مضمون اجتماعي مي باشد .3- بيت اوّل غزل را مطلع بيت آخر آن را مقطع گويند . ( كه هر كدام اگر به خوبي مطرح شوند حسن مطلع و حسن مقطع نام مي گيرند . )4- در غزل تنوع مطالب ممكن است . ( يعني موضوع هر بيت مي تواند با ابيات ديگر فرق داشته باشد.)5- غزل از قرن ششم به وجود آمده است . ( در واقع همان تغزل قصيده است ) از آغاز پيدايش ، عاشقانه و با ظهور سنايي عارفانه مي شود . ) 6- با ظهور انقلاب مشروطه ، غزل مضمون اجتماعي نيز به خود مي گيرد . نكته : غزل عاشقانه را سعدي و غزل عارفانه را مولوي به اوج خود رساندند. حافظ كه سر آمد غزل سرايان شعر فارسي است ، شيوه ي عاشقانه – عارفانه را به كمال رساند . مشهورترين غزل سرايان عبارتنداز : حافظ ، سعدي ، مولوي ، صائب تبريزي ، عراقي ، فرخي يزدي ، رهي معيري ، شهريار و ... فرق غزل و قصيده : 1- از نظر تعداد ابيات 2- درون مايه و محتواي 3- وحدت موضوع نكته : اگر شاعر بيت نخست مطلع غزل و قصيده خود را زيبا و دلپسند بياورد ، از آن به حسن مطلع تعبيـر مي شود به طوري كه شنونـده براي شنيدن باقي سخـن تشـويق گردد . نكته : اگر شاعر بيت آخر شعرش را ( معمولاً قصيده يا غزل ) به نحوي شيوا و دلنشين بياورد كه به عنوان حسن ختام در روح شنونده و خواننده اثر نيك و خوش باقي بگذارد ، از آن به حسن مقطع تعبير مي شود . نمونه ای از غزل حافظ: ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کردکز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیستشمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی ای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیملطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمدشادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی ج) قصیده : شعری است که مصراع اول و مصراعهای زوج آن با هم هم قافیه است و تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است (تا هفتاد و هشتاد بیت) موضوع قصیده: غالباً ستایش ، نکوهش وصف طبیعت با مسائل اخلاقی است. هر قصیده چهار بخش دارد: الف) تغزل : مقدمه قصیده است بامضامینی چون عشق ، یاد جوانی و وصف طبیعت ب) تخلص: رابطه میان مقدمه باتنه اصلی قصیده است. ج) تنه اصلی: مقصود اصلی شاعر با محتوایی چون مدح ،رثا، پند و اندرز، عرفان ، حکمت و... د) شریطه: دعای جاودانگی ممدوح در پایان قصیده است. مطلع: بیت اول قصیده را گویند. مقطع: بیت آخر قصیده را گویند. به گفته ای قصیده مهمترین قالب شعری است چون میزان قوت و توانمندی شاعر را در شاعری می سنجد. قصیده سرایان بزرگ شعر فارسی: رودکی ، فرخی سیستانی ، منوچهری،ناصر خسرو،مسعود سعد سلمان،انوری ،خاقانی قاآنی، ملک الشّعرای بهار، دکتر مهدی حمیدی ، امیری فیروزکوهی، و مهرداد اوستا شکل گرافیکی قالب قصیده همانند غزل است . نمونه ای از قصیده قصیده "بهاریه" فرخی شامل صد و بیست و پنج بیت و در مدح سلطان محمود غزنوی است که برای نمونه ابیاتی از آن نقل می شود: بهار تازه دمید، ای به روی رشک بهار بیا و روز مرا خوش کن و نبید بیار همی به روی تو ماند بهار دیبا رویهمی سلامت روی تو و بقای بهار رخ تو باغ من است و تو باغبان منی مده به هیچکس از باغ من، گلی، ز نهار! به روز معرکه، بسیار دیده پشت ملوک به وقت حمله، فراوان دریده صف سوارهمیشه عادت او بر کشیدن اسلام همیشه همت او نیست کردن کفارعطای تو به همه جایگه رسید و، رسدبلند همت تو بر سپهر دایره وارکجا تواند گفتن کس آنچه تو کردی کجا رسد بر کردارهای تو گفتار؟تو آن شهی که ترا هر کجا شوی، شب و روزهمی رود ظفر و فتح، بر یمین و یسار خدایگان جهان باش، وز جهان برخور به کام زی و جهان را به کام خویش گذار نکته: طول قصیده از 15 بیت تا 60 بیت می تواند باشد. د) دوبيتي قالب شعری است که از دو بیت با قافیه هایی در مصراعهای اول ،دوم و چهارم درست شده است. وزن دوبیتی: وزن دوبیتی معمولاً مفاعیلن ،مفاعیلن، مفاعیل است و با رباعی فرق دارد. روش تشخیص رباعی از دو بیتی : 1- وزن 2- موضوع نکته: دوبیتی را در فارسی ((ترانه)) هم می گویند. موضوع دوبیتی : موضوع دوبیتی عارفانه و عاشقانه است.نکته: دوبیتی را بهترین قالب شعری در نزد روستاییان خوش ذوق و خوش لهجه است.معروفترین شاعران دوبیتی گو: بابا طاهر عریان و فایز دشتستانیشکل گرافیکی قالب دوبیتی : دو بيت هم وزن است كه از نظر شكل قافيه همانند رباعي است . شکل دوبيتي :..................* ......................* .................. ....................* نمونه: ز دست دیده و دل هر دو فریاد هر آنچه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد رباعی : "رباعی" از کلمه ی "رباع" به معنی "چهارتایی" گرفته شده است. "رباعی" شعری است چهار مصراعی که بر وزن "لاحول و لاقوة الابالله" سروده می شود. سه مصراع اول رباعی تقریباً مقدمه ای برای منظور شاعر هستند و حرف اصلی در مصراع چهارم گفته می شود. قالبی ویژه­ ی شعرهای ایرانی است که چهار مصراع دارد و معمولا مصراع سوم آن قافیه ندارد. محتوای رباعی­ها بیشتر عارفانه، عاشقانه یا فلسفی است. خیام بزرگ­ترین رباعی سرای جهان است. شکل رباعی:------------× ------------× ------------ ------------× نمونه هایی از رباعی : هر سبزه که بر کنار جویی رسته است گویی زلب فرشته خویی رسته است پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است (خیام) و ) ترجیع بند : غزل­ هایی است هم وزن با قافیه ­های متفاوت که بیت یکسان مُصرَّعی آن­ها را به هم می­پیوندند. به هر غزل یک «خانه» یا «رشته» و به بیت تکراری میان آن­ها «ترجیع» یا «برگردان» می­گویند.قالب ترجیع بند ویژه­ی شعر فارسی است. درون مایه ­های ترجیع بند عشق، مدح و عرفان است. شکل ترجیع بند:------------× ------------× ------------ ------------× ------------ ------------× ------------# ------------#------------+ ------------+ ------------ ------------+ ------------ ------------+ ------------#------------# نمونه ای از ترجیع بند از دیوان سعدی : دردا که به لب رسید جانم آوخ که ز دست شد عنانم کس دید چو من ضعیف هرگز کز هستی خویش در گمانم پروانه ام اوفتان و خیزان یکبار بسوز و وارهانم گر لطف کنی به جای اینم ورجور کنی سرای آنم بنشینم و صبر پیش گیرم دنباله کار خویش گیرم زان رفتن و آمدن چگویم می آیی و می روم من از هوش یاران به نصیحتم چه گویند بنشین و صبور باش و مخروش ای خام، من این چنین در آتش عیبم مکن ار برآورم جوش تا جهد بود به جان بکوشم و آنگه به ضرورت از بن گوش بنشینم و صبر پیش گیرم دنباله ی کار خویش گیرم ای بر تو قبای حسن چالاک صد پیرهن از جدائیت چاک پیشت به تواضع است گویی افتادن آفتاب بر خاک ما خاک شویم و هم نگردد خاک درت از جبین ما پاک مهر از تو توان برید هیهات کس بر تو توان گزید حاشاک بنشینم و صبر پیش گیرم دنباله ی کار خویش گیرم ک ) مستزاد : شعری است که به آخر هر مصراع آن واژه یا واژه­ هایی افزوده شود. افزوده­ های معنی مصراع پیشین و یا پسین خود را کامل می­ کنند. هرکه گدای در مُشکوی توست پادشاست شه که به همسایگی کوی توست چون گداست هـ) قطعه : شعری است حداقل دو بیت که معمولا مصراع­های زوج آن هم قافیه است. محتوای قطعه بیشتر اخلاقی، اجتماعی، آموزشی و تعلیمی، مدح و هجو است. شکل قطعه :------------ ------------×------------ ------------× ------------ ------------× ------------ ------------×"قطعه" شعری است که معمولاً مصراع های اولین بیت آن هم قافیه نیستند ولی مصراع دوم تمام ادبیات آن هم قافیه اند. طول قطعه دو بیت یا بیشتر است.قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامه نگاری بکار می برند. قدیمی ترین قطعه ها مربوط به ابن یمین است و از بین شاعران معاصر پروین اعتصامی نیز بیشتر اشعارش را در قالب قطعه سروده است. پروین اعتصامی مناظره های زیادی در قالب قطعه دارد از قبیل مناظره نخ و سوزن، سیر و پیاز و ...... نکته: علت اسم گذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعه ای از یک قصیده است. شکل تصویری قطعه به شکل زیر است: نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی بررست و بردمید بر او بر، به روز بیست پرسیدازچنار که توچند روزه ای؟ گفتا چنار سال مرا بیشتر ز سی است خندید پس بدو که من از تو به بیست روز برتر شدم بگوی که این کاهلیت چیست؟ او را چنارگفت که امروز ای کدو باتو مراهنوز نه هنگام داوری است فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست!!! (انوری) ی) مُسَمَّط : شعری است که از رشته ­های گوناگون پدید می­آید. قافیه­ ی رشته­ ها متفاوت است و در هر رشته همه­ ی مصراع­ ها به جز مصراع آخر هم قافیه­اند. به هر بخش رشته می­گویند و به مصراع آخر هر رشته، بند گویند. در ضمن تمام بندها با هم هم قافیه می­باشند. شکل مسمط :------------+ ------------+------------+ ------------+ رشته------------+ ------------# بند ------------× ------------× ------------× ------------× رشته ------------× ------------# بند منبع: میگنا
×