رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • انگلیسی
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

144 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    دست تو دست

  2. sajjad

    عشق

  3. سری سوم در اینجا دلنوشته های عاشقانه ای که در اینترنت موجوداند را قرار میدهیم. این اشخاص در انجمن وجود ندارند. برای ارسال دلنوشته های خود به این قسمت مراجعه فرمایید. این سری از دلنوشته ها تماما از کانال تلگرامی عین شین قاف گرفته شده است. (اجازه از کانال گرفته شده) نکته: در صورت تکرار و محتوا نامناسب آنرا گزارش کنید. کانال تلگرام عین شین قاف
  4. sajjad

    قيس با ظاهري آشفته و پريشان ، در كوچه و بازار ، اشك ريزان در وصف زيبايي هاي ليلي شعر مي خواند ؛ آن چنان كه كاملا به نام مجنون معروف مي شود و قصه اش بر سر زبان ها مي افتد . تنها دل خوشي او اين است كه شب ها پنهاني به محل زندگي ليلي برود و بوسه اي بر در ديوار آن جا بزند و برگردد . پدر و خويشاوندان مجنون هرچه نصيحتش مي كنند كه از اين رسوايي دست بردارد ؛ فايده اي نمي بخشد . بالاخره پدر قيس تصميم مي گيرد به خواستگاري ليلي برود . در قبيله ي ليلي پدر و اقوام او ، بزرگان بني عامر را با احترام مي پذيرند اما وقتي سخن از خواستگاري ليلي براي قيس مي شود ؛ پدر ليلي مي گويد : « وصلت ديوانه اي با خاندان ما پذيرفته نيست ؛ چون حيثيت و آبروي ما را در ميان قبائل عرب بر باد مي دهد و تا قيس اصلاح نشود و راه و رسم عاقلان را در پيش نگيرد او را به دامادي نمي پذيرم .» پدر و خويشان مجنون نااميد برمي گردند و او را پند مي دهند كه از عشق اين دختر صرف نظر كن زيرا كه دختران زيباروي بسياري در قبيله ي بني عامر يا قبائل ديگر هستندكه حاضرند همسري تو را بپذيرند . اما مجنون آشفته تر از پيش سر به بيابان مي گذارد و با جانوران و درندگان همدم مي شود . پدر مجنون به توصيه ي مردم پسرش را براي زيارت به كعبه مي برد و از او مي خواهد كه دعا كند تا خدا او را از اين عشق شوم رهايي دهد و شفا بخشد . اما مجنون حلقه ي خانه ي خدا را در دست مي گيرد و از پروردگار مي خواهد كه لحظه به لحظه ، عشق ليلي را در دل او بيفزايد تا حدي كه حتي اگر او زنده نباشد عشقش باقي بماند و آن قدر براي ليلي دعا مي كند ؛ كه پدرش درمي يابد اين درد درمان پذير نيست و مأيوس برمي گردد . در اين ميان مردي از قبيله ي بني اسد به نام « ابن سلام » دلباخته ي ليلي مي شود و خويشانش را با هداياي بسيار به خواستگاري او مي فرستد . پدر ليلي نمي پذيرد و از او مي خواهد تا كمي صبر كند تا جواب قطعي را به او بدهد روزي يكي از دلاوران عرب به نام نوفل در بيابان مجنون را غزل خوانان و اشك ريزان مي بيند . از حال او مي پرسد . وقتي ماجراي او و عشقش به ليلي را مي شنود به حالش رحمت مي آورد ؛ از او دلجويي مي كند و قول مي دهد او را به وصال ليلي برساند . پس با عده*اي از دلاوران و جنگ جويانش به قبيله ي ليلي مي رود و از آنان مي خواهد ليلي را به عقد مجنون درآورند . اما آنان نمي پذيرند و آماده*ي نبرد مي شوند . نوفل جنگ و كشته شدن بي گناهان را صلاح نمي بيند و از درگيري منصرف ميگردد . مجنون دل شكسته دوباره رهسپار كوه و بيابان مي شود . از سوي ديگر ابن سلام (خواستگار ليلي) آن قدر اصرار مي كند و هديه مي فرستد تا ناچار پدر ليلي به ازدواج او رضايت مي دهد . پس از جشن عروسي وقتي ابن سلام عروس را به خانه مي برد ، هنگامي كه مي خواهد به او نزديك شود ؛ ليلي سيلي محكمي مي زند وبه خداوند قسم مي خورد كه : « اگر مرا هم بكشي نمي*تواني به وصال من برسي .» ؛ شوهرش هم به اجبار از اين كار چشم مي پوشد و تنها به ديدار و سلامي از او راضي مي شود . در همين ايام مرد شترسواري مجنون را در زير درختي مشغول ياد و نام ليلي مي بيند ؛ فرياد برمي آورد كه : « اي بي خبر! چرا بيهوده خود را عذاب مي دهي ؛ آن كه تو را اين چنين از عشقش بي تاب كرده است ؛ اكنون در آغوش شوهرش به بوس و كنار مشغول و از ياد تو غافل است . اين بي قراري را رها كن كه زنان شايسته ي عهد و پيمان نيستند» . مجنون چون اين سخن گزاف را مي شنود ؛ فريادي جگرسوز برمي آورد و بي هوش به خاك مي غلطد . مرد پشيمان مي شود ؛ از شتر پياده مي گردد و از مجنون دل جويي مي كند كه: « من سخن به درستي نگفتم ، ليلي اگر چه بر خلاف ميلش شوهر كرده است ؛ اما به عهد و پيمان پايبند است و جز نام تو را بر زبان نمي آورد .» ولي مجنون دل خسته و نالان به راه مي افتد و در خيال و ذهن خود با ليلي گفتگو مي كند و لب به شكايت مي گشايد كه : « كجا رفت آن با هم نشستن ها و عهد بستن در عشق ؛ كجا رفت آن ادعاي دوستي و تا پاي جان به ياد هم بودن ؛ تو نخست با پذيرفتن عشقم سربلندم كردي ولي اكنون با اين پيمان شكني خوارم نمودي ؛ اما چه*كنم كه خوبرويي و اين بي وفائيت را هم تحمل مي كنم .» پدر مجنون باز به ديدار فرزندش مي ود و او را پند مي دهد اما سودي ندارد و مدتي بعد با غصه و درد مي ميرد . اما مجنون پس از شبي سوگواري بر مزار پدر ، به صحرا بازمي گردد و با جانوران همنشين مي شود . روزي سواري نامه اي از ليلي براي مجنون مي*آورد كه در آن از وفاداريش به او خبر مي دهد . اين نامه مرهمي بر دل مجروح اوست و مجنون با نامه اي لبريز از عشق به آن پاسخ مي دهد . چندي بعد مادر مجنون نيز در مي گذرد و غم مجنون را صد چندان مي كند . روزي ليلي دور از چشم شوهرش ، توسط پيرمردي براي مجنون پيغام مي فرستد كه مشتاق است او را در نخلستاني ببيند . در هنگام ملاقات ، ليلي براي حفظ حرمت آبروي خود ، از 10 گام فاصله ، به مجنون نزديك تر نمي شود و به پيرمرد مي گويد : « از مجنون بخواه آن غزل هايي را كه در وصف عشق من مي خواند و ورد زبان مردمان است ؛ چند بيتي برايم بخواند » . مجنون كه مدهوش شده است پس از هشياري ، چند بيتي در وصف عشق خود و دلربائي ليلي مي خواند و آرزو مي كند شبي مهتابي در كنار هم باشند و راز دل بگويند . سپس مجنون دوباره به دشت و صحرا ، و ليلي به خيمه گاه خود بازمي گردد . ليلي در خانه ي شوهر از هيبت همسر و شرم خويشان ، جرأت گريستن و ناله كردن از فراق يار را ندارد پس در تنهايي اشك مي ريزد و در مقابل ديگران لبخند مي زند . تا اين كه ابن سلام (شوهر ليلي) بيمار مي شود و پس از مدتي از دنيا مي رود . ليلي مرگ همسر را بهانه مي كند ؛ بغض هاي گره خورده در گلو را مي شكند و به ياد دوست گريه آغاز مي كند . به رسم عرب ، زنان شوهر مرده ، بايست تا مدتي تنها باشند و براي همسرشان عزاداري كنند ، بنابراين ليلي پس از مدت ها فرصت مي يابد در تنهائي خود چند بيتي بخواند و از عشق مجنون گريه سردهد . با رسيدن فصل پائيز ، گلستان وجود ليلي نيز رنگ خزان به خود مي گيرد . بيماري ، پيكرش را در هم مي شكند و به بستر مرگ مي افتد . ليلي به مادرش وصيت مي كند : «پس از مرگ مرا چون عروس آراسته كن و مانند شهيدان با كفن خونين به خاك بسپار ( با توجه به اين حديث: «هر كه عاشق شود و پاكدامني ورزد چون بميرد شهيد است») و آن هنگام كه عاشق آواره*ي من بر مزارم آمد ، بگو ليلي با عشق تو از دنيا رفت و امروز هم كه چهره در نقاب خاك كشيده ؛ آرزو مند توست» . پس از مرگ ليلي ، مادرش با ناله و شيون بسيار ، او را چون عروسي مي آرايد و به خاكش مي سپارد . چون خبر درگذشت ليلي به مجنون بيچاره مي رسد ؛ اشك ريزان و سوگوار بر سر آرامگاه ليلي مي آيد ؛ مزار او را در آغوش مي گيرد و چنان نعره مي زند و مي گريد كه هر شنونده ي متأثر مي شود . سپس ليلي را خطاب قرار مي دهد كه : «اي زيباروي من ! در تاريكي خاك چگونه روزگار مي گذراني . حيف از آن همه زيبايي و مهرباني كه در خاك پنهان شد و اگر رفته اي اندوه تو در دل من جاودانه است . » آن گاه برمي خيزد و سر به صحرا مي گذارد ؛ و همه جا را از مرثيه هايي که در سوگ ليلي مي خواند ؛ پر ناله مي كند . اما تاب نمي اورد و همراه جانوران و درندگاني كه با او انس گرفته اند برسر مزار ليلي باز مي*گردد . مانند ماري كه بر گنج حلقه زده ؛ آرامگاه يار را در بر مي*گيرد و از خدا مي خواهد كه از اين رنج رهايي يابد و در كنار يار آرام گيرد . پس نام معشوق را بر زبان مي آورد و جان به جان آفرين تسليم مي كند . تا يك سال پس از مرگ مجنون ، جانوراني كه با او مأنوس بوده اند ؛ پيرامون مزار ليلي و پيكر مجنون را ، رها نمي كنند ؛ به حدي كه مردم گمان مي كنند مجنون هنوز زنده است و از ترس حيوانات و درندگان كسي شهامت نزديك شدن به آن جا را پيدا نمي كند . پس از آن كه بالاخره جانوران پراكنده مي شوند ، مردمان مي بينند در اثر مرور زمان ، از پيكر مجنون جز استخواني نمانده است كه همچنان مزار ليلي را در آغوش دارد . آنان آرامگاه ليلي را مي گشايند و استخوان هاي مجنون را در كنار معشوقش به خاك مي سپارند ( نظامي چون خودش نيز ، همسرش را در جواني از دست داده است ؛ ماجراي مرگ ليلي و سوگواري مجنون را بسيار جانسوز بيان مي*كند ). منبع: سرنا
  5. sajjad

    نام: خط به خط تا تو نویسنده: نرگس نجمی تعداد صفحات: 357 ژانر: معمایی، عاشقانه خلاصه رمان: آرام بود مثل نسیم، طوفان که شد آرامش تمام خانواده اش به یغما رفت‌. او ماند و دو مرد که نمی دانست کدامشان قاتل نفسهای برادر و آسایش خانواده اش است. مردی که عاشقش بود به جرم قتل برادرش در زندان افتاد و مردی که به او اعتماد داشت، شد مشکوک ترین مظنون. وکیل یکی شد و شکاک به دیگری، ولی سرنوشت همراهش رفت تا خط به خط آنها را بخواند. مقدمه : مرداب با تو بودن مرا به زمهریر دستان کریه سرنوشت سپرد و من دریافتم، پیش از اینکه خواندن یاد بگیرم، نباید دل به چشمهایم ببندم. و حال اینجا ایستاده ام، در بلندای عشق و می خوانم قلبم را، خط به خط تا تو. نسخه PDF به صورت کامل | ۱.۹ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۱۵۷ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۷۱۱ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۷۵۰ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  6. sajjad

    نام: در انتظار آرامش نویسنده: mohaddese989 تعداد صفحات: 178 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: برهم خوردن نامزدی دو عاشق؛ یکی تن به ازدواجی می دهد ناخواسته... دیگری تن می دهد به کینه ؛ هر دو دستاویز می سازند تا درکار کسی که باعث این هجران است نفوذ کنند و حق خود را بگیرند. چه کسی باعث این جدایی ست ؟ آیا واقعا عشقی وجود دارد ؟ چه کسی برنده این بازی عشق و دروغ است را باید خواند. مقدمه: وقتی کسی را داری،نداشتنش سخت هضم می شود درست است رفتی و به پشت سر نگاه نینداختی،درست است رفتی و سوزاندی قلب منی را که بی تو هیچ بود... اما می آیم به سویت... من هنوز هم در انتظارم جانم در انتظار طلوع دوباره ام در انتظار کسی که زندگی ام شد در انتظار یک تو در انتظار آرامش نسخه PDF به صورت کامل | ۱ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۷۵ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۱۹ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۶۴۴ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  7. sajjad

    نام : فریدون مشیری تولد: ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ در تهران وفات: ۳ آبان ۱۳۷۹ (۷۴ سال) قطعه هنرندان بعشت زهرا پیشه : شاعر، روزنامه‌نگار آثار: ۱۳۳۴ تشنه طوفان، ۱۳۳۵ گناه دریا، ۱۳۳۷ نایافته، ۱۳۴۰ ابر، ۱۳۴۵ ابر و کوچه، ۱۳۴۷ بهار را باور کن، ۱۳۴۷ پرواز با خورشید، ۱۳۵۶ از خاموشی، ۱۳۴۹ برگزیده شعرها، ۱۳۶۴ گزینه اشعار، ۱۳۶۵ مروارید مهر، ۱۳۶۷ آه باران، ۱۳۶۹ سه دفتر، ۱۳۷۱ از دیار آشتی، ۱۳۷۲ با پنج سخن‌سرا، ۱۳۷۴ لحظه‌ها و احساس، ۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگین، ۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورایی، ۱۳۸۴ نوایی هماهنگ باران، ۱۳۸۴ از دریچه ماه
  8. sajjad

    نام: گل شیفته نویسنده: سحربانو69 تعداد صفحات: 700 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: همش از یه رقابت کاری شروع شد بین دو مرد که باعث شد دودش بره تو چشمِ یه دختر..یه دختر تنها و بی پناه که نتیجش شد بی کسی و تنهایی.. نتیجه اش شد هفت سال دوری.. نسخه PDF به صورت کامل | ۴.۲ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۳۴۳ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۹۰۲ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۱ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  9. sajjad

    نام: مروارید های احساس نویسنده: سید آوید محتشم تعداد صفحات: 454 ژانر: عاشقانه خلاصه رمان: تو اوج درموندگی و بدبختی ، وقتی امیدی برای رسیدن به مطلوب نیست ، یه عاجزانه صدا زدن معبود تبدیل میشه به گره گشا و خدا یه ناجی برات میفرسته ، کسی که در قبال کمکهاش هیچ انتظاری ازت نداره فقط میخواد دست از تعارف کردن برداری…. کسی که تبدیل میشه به تکیه گاه ، محرم اسرار ، دوست ، یار و در نهایت عشق! عشقی که با یه حضور ناخونده ، تو فصل بلوغ می مونه… نسخه PDF به صورت کامل | ۲.۸ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۰۵ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۷۵۴ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۸۱۳ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  10. sajjad

    نام: گوهر مقصود نویسنده: دل آرا دشت بهشت تعداد صفحات: 385 ژانر: عاشقانه خلاصه رمان: داستان مربوط به دختری به اسم ساغر که ۱۶ سالشه و از بچگی برای پسرعموش در نظر گرفته شده اما این موضوع اون رو عذاب می ده که پیشنهاد ازدواج اون و پسر عموش مسعود، از جانب پدر خود ساغره و سعی می کنه پدرش رو متقاعد کنه که میلی به انجام این ازدواج نداره و ... نسخه PDF به صورت کامل | ۲.۴ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۱۶۷ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۷۳۳ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۷۶‍‍۱ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  11. sajjad

    نام: عروسک جون نویسنده: فاطمه ایمانی تعداد صفحات: 593 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: می دونی عروسک جون وقتی دنیات به کوچیکی شهری شه که توش نگاهها همه آشنان اما قلبا نا آشنان … وقتی رویاهات به طرز خنده آوری تو یه حجم سفید پیچیده و میون یه جمع سیاهپوش که چشم دیدنت رو ندارن به خاک سپرده می شه … وقتی آخرش می فهمی همون رویاها فقط یه مشت کابوس بودن… اونجاست که حس میکنی دیگه چیزی برای از دست دادن نداری و به آخر خط رسیدی اما… من میخوام رو پاهام بمونم. فقط به خاطر تو عروسک جون … نسخه PDF به صورت کامل | ۳.۷ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۹۷ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۵۰ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۹۳۶ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  12. sajjad

    نام: همه حالتو میپرسن نویسنده: ف.کوئینی تعداد صفحات: 334 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: داستان درمورد زنی به نام هستی هست که از همسرش جدا شده.کمی به زندگی بعد از جداییش و مشکلاتش پرداخته و به علت جداییش اشاره میشه.و تاثیر انتخاب های اشتباه. توی این رمان، از کارهای محیرالعقول خبری نیست.زمان و مکان خاصی هم مدنظر ندارم.یعنی تاریخ خاصی براش درنظر ندارم.اما شخصیت اصلی رو متولد دهه 60 توی ذهنتون داشته باشید. داستان از زبون اول شخص روایت میشه(دختر). شخصیت های اصلی: شخصیت اول زن:هستی خوشبخت شخصیت اول مرد:شایان سارنگ نسخه PDF به صورت کامل | ۲.۳ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۱۵۹ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۷۲۶ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۷۵۴ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  13. sajjad

    نام: مرد کوچک نویسندگان: ماهرخ.ش و sun daughter تعداد صفحات: 215 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: بعد از سیزده سال هنوز بچه است… یه بچه ی بیست ساله… سیزده سال کودکیشو خواب بود… حالا که بیدار شده نباید توقع داشته باشیم بزرگ باشه… اون یه مرده… یه مرد کوچیک!! نسخه PDF به صورت کامل | ۱.۶ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۱۰۶ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۶۷۵ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۶۸۶ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  14. سری دوم در اینجا دلنوشته های عاشقانه ای که در اینترنت موجوداند را قرار میدهیم. این اشخاص در انجمن وجود ندارند. برای ارسال دلنوشته های خود به این قسمت مراجعه فرمایید. این سری از دلنوشته ها تماما از کانال تلگرامی عین شین قاف گرفته شده است. (اجازه از کانال گرفته شده) نکته: در صورت تکرار و محتوا نامناسب آنرا گزارش کنید. کانال تلگرام عین شین قاف
  15. sajjad

    نام: فروغ فرخزاد تولد: ۸ دی ۱۳۱۳ (تهران) وفات: ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ علت مرگ: سانحهٔ رانندگی در جاده پیشه: شاعر و کارگردان همسر(ها): پرویز شاپور (طلاق گرفت) شریک(های) زندگی: ابراهیم گلستان بنیان گذارشعر نو زندگی: فروغ در ظهر ۸ دی‌ماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد. پوران فرخ‌زاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پیش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقیق خواست تا این اشتباه را تصحیح کنند. فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌تبار و محمد فرخ‌زاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخ‌زاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخ‌زاد را نام برد. فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب چهارپاره کار خود را آغاز کرد. ویکی پدیا
  16. sajjad

    نام: سرگیجه های تنهایی من نویسندگان: سید آوید محتشم تعداد صفحات: 641 ژانر: عاشقانه خلاصه رمان: راجع به دختری به اسم بهانه است.بهانه شخصیت مقابل اتابک،دختری از جنس همه دخترای اطرافمون،دختری که غم از دست دادن مادر رو تجربه کرده و با نامادریش زندگی میکنه... داستان از جایی شروع میشه که پدر و نامادریش میرن خارج و بهانه برای زندگی پیش عموش اتابک میره... نسخه PDF به صورت کامل | ۴ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۸۴ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۸۲ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۹۱۹ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  17. sajjad

    نام: شهربازی نویسندگان: allium تعداد صفحات: 682 ژانر: عاشقانه خلاصه رمان: این دنیا مثله شهربازی میمونه یه عده وارد بازی میشن و یه عده بازی ها رو هدایت میکنن یه عده هم بازی های جدید طراحی میکنن، این میون یه عده بازی می خورن و حالشون بد میشه و یه عده سرخوش از هیجانات کاذبی که بهشون دست داده بلند بلند می خندن و حتی به اونهایی که بد حالن نگاه هم نمی کنن. دختر قصه ی ما تو این شهربازی بازیچه ی دست مردان مهم و عزیز زندگیش میشه و تو همین بازی ها کم کم بزرگ میشه… نسخه PDF به صورت کامل | ۴.۱ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۳۰۴ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۸۲ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۹۳۱ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  18. sajjad

    نام: ماهی سفید نویسندگان: Sherry. si تعداد صفحات: 496 ژانر: عاشقانه، معمایی خلاصه رمان: داستان در مورد دختری به اسم نیلگونه که با مادر و مادر بزرگش زندگی معمولی داره تا اینکه همراه دوست صمیمیش آرام، وارد دانشگاه هنر میشن.با ورود به دانشگاه آدمای جدیدی رو ملاقات میکنن که از طرفشون پیشنهاد کار توی یه کافه بهشون داده میشه.کافه پلاک چهار یه کافه شلوغ و پر ماجراست که آدمایی که اونجا کار میکنن درگیر اتفاقاتی که اونجا افتاده میشن و سرنوشتشون بهم گره میخوره.نیلگون دختر آروم و ساکتیه که خیلی سخت با آدما ارتباط برقرار میکنه و پشیمون شده که این کارو قبول کرده.تصمیم میگیره برگرده به زندگی عادی خودش که با اومدن اون آدم و اتفاقی که براش می افته راه برگشتی نداره... نسخه PDF به صورت کامل | ۲.۷ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۷۴۴ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۱۹۰ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۷۹۲ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  19. sajjad

    نام: اجبار اختیاری ، اختیار اجباری نویسندگان: الناز Poaro_812 تعداد صفحات: 489 ژانر: عاشقانه ،همخونه ای خلاصه رمان: زندگی اربابی همش درد داره ! همش ناراحتیه ! کاش یه آدم ساده بودم… کاش اختیارم دست خودم بود، نه اجبار… من به این زندگی پر درد محکومم! از زندگی پر آرامش محرومم…! من مجبورم اختیار کنم کسی را برای خودم و اختیار دارم مجبور کنم خودم رو به زندگی با او… نسخه PDF به صورت کامل | ۲.۸ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۰۳ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۵۷۳ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۸۱۷ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  20. sajjad

    نام: بادیگارد نویسندگان: Shaloliz تعداد صفحات: 379 ژانر: عاشقانه، طنز خلاصه رمان: درمورد دختريه که بخاطر شغل باباش هميشه باديگارد همراهشه. ولي دختر از سر لجبازي با پدرش باديگاردها رو فراري ميده ... نسخه PDF به صورت کامل | ۱.۸ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۲۲ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۷۸۵ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۹۴۱ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  21. sajjad

    نام : امیرهوشنگ ابتهاج زادروز: ۶ اسفند ۱۳۰۶ (۸۹ سال) - گیلان، رشت لقب: سایه پیشه: شاعر آثار: نخستین نغمه‌ها، سیاه‌مشق ۱ و ۲ و ۳، شبگیر، چند برگ از یلدا، تا صبح شب یلدا، یادگار خون سرو
  22. sajjad

    مادل سپرده ایم به گریه برای هم باران به جای من،من وباران به جای هم ابری گریست در من و در وی گریستم تا دم زنیم دم زدنی در هوای هم ما تاب خورده ایم که ما قد کشیده ایم گهواره های چابک مان دست های هم باری به پایبندی هم پیر می شویم تاپیرمی شوند درختان به پای هم غم نیست نیستن که همه در تداومیم چون ابتدای یک دگر از انتهای هم تنها صداست انچه در این راه ماندنی است خوش باد زنده ماندن مان در صدای هم حسین منزوی
  23. sajjad

    دروود دوستان عزیز ... در این قسمت قصد داریم پست های گلچین شده وبلاگ های بلاگفا رو قرار بدیم. هر ارسال باید شامل عنوان، محتوا مطلب و لینک منبع باشد تا کپی رایت تا حدودی رعایت بشه. نکته ۱: اگر قصد ارسال مطلبی داشتید، وبلاگ مرجع رو باخبر کنید و حتما در بخش نظرات وبلاگ آدرس همین تاپیک رو قرار بدید. نکته ۲: اگر صاحب اثر هستید و رضایت ندارید، با اطلاع شما ارسال مربوطه پاک میشود نکته ۳: ادامه داشتن این تاپیک به میزان بازدید و رضایت کاربران بستگی داره پس لطفا حمایت کنید. نکته ۴: بیشتر از ۲ پست پشت هم از یک وبلاگ ارسال نکنید. نکته ۵: لطفا تبلیغ نکنید. مزایای این تاپیک : وبلاگ های با محتوا خوب و عالی معرفی میشن میتونیم خیلی سریع محتوا خوب وبلاگ های ایرانی رو در اختیار داشته باشیم تعامل بهتر وبلاگ ها با انجمن دیوونه تو، (میتونن پست های خوبشون رو توی این قسمت نمایش بدن) خیلی از وبلاگ ها نوشته های قشنگی دارن ولی خیلی وقته بروز نمیشن ... و ... حس خوبی نسبت این عنوان موضوع دارم امیدوارم خوب باشه. موفق باشید یا مهدی ...
  24. sajjad

    در اینجا دلنوشته های عاشقانه ای که در اینترنت موجوداند را قرار میدهیم. این اشخاص در انجمن وجود ندارند. برای ارسال دلنوشته های خود به بخش مربوطه مراجعه فرمایید. این سری از دلنوشته ها تماما از کانال تلگرامی عین شین قاف گرفته شده است. (اجازه از کانال گرفته شده) نکته: در صورت تکرار و محتوا نا مناسب آنرا گزارش کنید. کانال تلگرام عین شین قاف
  25. در کانال عین شین قاف تلگرام نکاتی درباره همسرداری گفته شده است که این نکات را گرداوری کرده ایم. امیدوارم که دوست داشته باشید - ممنون از کانال عین شین قاف که اجازه مطالبشون رو دادن ... کانال عاشقانه عین شین قاف
×