رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عشق'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • انگلیسی
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

118 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    قيس با ظاهري آشفته و پريشان ، در كوچه و بازار ، اشك ريزان در وصف زيبايي هاي ليلي شعر مي خواند ؛ آن چنان كه كاملا به نام مجنون معروف مي شود و قصه اش بر سر زبان ها مي افتد . تنها دل خوشي او اين است كه شب ها پنهاني به محل زندگي ليلي برود و بوسه اي بر در ديوار آن جا بزند و برگردد . پدر و خويشاوندان مجنون هرچه نصيحتش مي كنند كه از اين رسوايي دست بردارد ؛ فايده اي نمي بخشد . بالاخره پدر قيس تصميم مي گيرد به خواستگاري ليلي برود . در قبيله ي ليلي پدر و اقوام او ، بزرگان بني عامر را با احترام مي پذيرند اما وقتي سخن از خواستگاري ليلي براي قيس مي شود ؛ پدر ليلي مي گويد : « وصلت ديوانه اي با خاندان ما پذيرفته نيست ؛ چون حيثيت و آبروي ما را در ميان قبائل عرب بر باد مي دهد و تا قيس اصلاح نشود و راه و رسم عاقلان را در پيش نگيرد او را به دامادي نمي پذيرم .» پدر و خويشان مجنون نااميد برمي گردند و او را پند مي دهند كه از عشق اين دختر صرف نظر كن زيرا كه دختران زيباروي بسياري در قبيله ي بني عامر يا قبائل ديگر هستندكه حاضرند همسري تو را بپذيرند . اما مجنون آشفته تر از پيش سر به بيابان مي گذارد و با جانوران و درندگان همدم مي شود . پدر مجنون به توصيه ي مردم پسرش را براي زيارت به كعبه مي برد و از او مي خواهد كه دعا كند تا خدا او را از اين عشق شوم رهايي دهد و شفا بخشد . اما مجنون حلقه ي خانه ي خدا را در دست مي گيرد و از پروردگار مي خواهد كه لحظه به لحظه ، عشق ليلي را در دل او بيفزايد تا حدي كه حتي اگر او زنده نباشد عشقش باقي بماند و آن قدر براي ليلي دعا مي كند ؛ كه پدرش درمي يابد اين درد درمان پذير نيست و مأيوس برمي گردد . در اين ميان مردي از قبيله ي بني اسد به نام « ابن سلام » دلباخته ي ليلي مي شود و خويشانش را با هداياي بسيار به خواستگاري او مي فرستد . پدر ليلي نمي پذيرد و از او مي خواهد تا كمي صبر كند تا جواب قطعي را به او بدهد روزي يكي از دلاوران عرب به نام نوفل در بيابان مجنون را غزل خوانان و اشك ريزان مي بيند . از حال او مي پرسد . وقتي ماجراي او و عشقش به ليلي را مي شنود به حالش رحمت مي آورد ؛ از او دلجويي مي كند و قول مي دهد او را به وصال ليلي برساند . پس با عده*اي از دلاوران و جنگ جويانش به قبيله ي ليلي مي رود و از آنان مي خواهد ليلي را به عقد مجنون درآورند . اما آنان نمي پذيرند و آماده*ي نبرد مي شوند . نوفل جنگ و كشته شدن بي گناهان را صلاح نمي بيند و از درگيري منصرف ميگردد . مجنون دل شكسته دوباره رهسپار كوه و بيابان مي شود . از سوي ديگر ابن سلام (خواستگار ليلي) آن قدر اصرار مي كند و هديه مي فرستد تا ناچار پدر ليلي به ازدواج او رضايت مي دهد . پس از جشن عروسي وقتي ابن سلام عروس را به خانه مي برد ، هنگامي كه مي خواهد به او نزديك شود ؛ ليلي سيلي محكمي مي زند وبه خداوند قسم مي خورد كه : « اگر مرا هم بكشي نمي*تواني به وصال من برسي .» ؛ شوهرش هم به اجبار از اين كار چشم مي پوشد و تنها به ديدار و سلامي از او راضي مي شود . در همين ايام مرد شترسواري مجنون را در زير درختي مشغول ياد و نام ليلي مي بيند ؛ فرياد برمي آورد كه : « اي بي خبر! چرا بيهوده خود را عذاب مي دهي ؛ آن كه تو را اين چنين از عشقش بي تاب كرده است ؛ اكنون در آغوش شوهرش به بوس و كنار مشغول و از ياد تو غافل است . اين بي قراري را رها كن كه زنان شايسته ي عهد و پيمان نيستند» . مجنون چون اين سخن گزاف را مي شنود ؛ فريادي جگرسوز برمي آورد و بي هوش به خاك مي غلطد . مرد پشيمان مي شود ؛ از شتر پياده مي گردد و از مجنون دل جويي مي كند كه: « من سخن به درستي نگفتم ، ليلي اگر چه بر خلاف ميلش شوهر كرده است ؛ اما به عهد و پيمان پايبند است و جز نام تو را بر زبان نمي آورد .» ولي مجنون دل خسته و نالان به راه مي افتد و در خيال و ذهن خود با ليلي گفتگو مي كند و لب به شكايت مي گشايد كه : « كجا رفت آن با هم نشستن ها و عهد بستن در عشق ؛ كجا رفت آن ادعاي دوستي و تا پاي جان به ياد هم بودن ؛ تو نخست با پذيرفتن عشقم سربلندم كردي ولي اكنون با اين پيمان شكني خوارم نمودي ؛ اما چه*كنم كه خوبرويي و اين بي وفائيت را هم تحمل مي كنم .» پدر مجنون باز به ديدار فرزندش مي ود و او را پند مي دهد اما سودي ندارد و مدتي بعد با غصه و درد مي ميرد . اما مجنون پس از شبي سوگواري بر مزار پدر ، به صحرا بازمي گردد و با جانوران همنشين مي شود . روزي سواري نامه اي از ليلي براي مجنون مي*آورد كه در آن از وفاداريش به او خبر مي دهد . اين نامه مرهمي بر دل مجروح اوست و مجنون با نامه اي لبريز از عشق به آن پاسخ مي دهد . چندي بعد مادر مجنون نيز در مي گذرد و غم مجنون را صد چندان مي كند . روزي ليلي دور از چشم شوهرش ، توسط پيرمردي براي مجنون پيغام مي فرستد كه مشتاق است او را در نخلستاني ببيند . در هنگام ملاقات ، ليلي براي حفظ حرمت آبروي خود ، از 10 گام فاصله ، به مجنون نزديك تر نمي شود و به پيرمرد مي گويد : « از مجنون بخواه آن غزل هايي را كه در وصف عشق من مي خواند و ورد زبان مردمان است ؛ چند بيتي برايم بخواند » . مجنون كه مدهوش شده است پس از هشياري ، چند بيتي در وصف عشق خود و دلربائي ليلي مي خواند و آرزو مي كند شبي مهتابي در كنار هم باشند و راز دل بگويند . سپس مجنون دوباره به دشت و صحرا ، و ليلي به خيمه گاه خود بازمي گردد . ليلي در خانه ي شوهر از هيبت همسر و شرم خويشان ، جرأت گريستن و ناله كردن از فراق يار را ندارد پس در تنهايي اشك مي ريزد و در مقابل ديگران لبخند مي زند . تا اين كه ابن سلام (شوهر ليلي) بيمار مي شود و پس از مدتي از دنيا مي رود . ليلي مرگ همسر را بهانه مي كند ؛ بغض هاي گره خورده در گلو را مي شكند و به ياد دوست گريه آغاز مي كند . به رسم عرب ، زنان شوهر مرده ، بايست تا مدتي تنها باشند و براي همسرشان عزاداري كنند ، بنابراين ليلي پس از مدت ها فرصت مي يابد در تنهائي خود چند بيتي بخواند و از عشق مجنون گريه سردهد . با رسيدن فصل پائيز ، گلستان وجود ليلي نيز رنگ خزان به خود مي گيرد . بيماري ، پيكرش را در هم مي شكند و به بستر مرگ مي افتد . ليلي به مادرش وصيت مي كند : «پس از مرگ مرا چون عروس آراسته كن و مانند شهيدان با كفن خونين به خاك بسپار ( با توجه به اين حديث: «هر كه عاشق شود و پاكدامني ورزد چون بميرد شهيد است») و آن هنگام كه عاشق آواره*ي من بر مزارم آمد ، بگو ليلي با عشق تو از دنيا رفت و امروز هم كه چهره در نقاب خاك كشيده ؛ آرزو مند توست» . پس از مرگ ليلي ، مادرش با ناله و شيون بسيار ، او را چون عروسي مي آرايد و به خاكش مي سپارد . چون خبر درگذشت ليلي به مجنون بيچاره مي رسد ؛ اشك ريزان و سوگوار بر سر آرامگاه ليلي مي آيد ؛ مزار او را در آغوش مي گيرد و چنان نعره مي زند و مي گريد كه هر شنونده ي متأثر مي شود . سپس ليلي را خطاب قرار مي دهد كه : «اي زيباروي من ! در تاريكي خاك چگونه روزگار مي گذراني . حيف از آن همه زيبايي و مهرباني كه در خاك پنهان شد و اگر رفته اي اندوه تو در دل من جاودانه است . » آن گاه برمي خيزد و سر به صحرا مي گذارد ؛ و همه جا را از مرثيه هايي که در سوگ ليلي مي خواند ؛ پر ناله مي كند . اما تاب نمي اورد و همراه جانوران و درندگاني كه با او انس گرفته اند برسر مزار ليلي باز مي*گردد . مانند ماري كه بر گنج حلقه زده ؛ آرامگاه يار را در بر مي*گيرد و از خدا مي خواهد كه از اين رنج رهايي يابد و در كنار يار آرام گيرد . پس نام معشوق را بر زبان مي آورد و جان به جان آفرين تسليم مي كند . تا يك سال پس از مرگ مجنون ، جانوراني كه با او مأنوس بوده اند ؛ پيرامون مزار ليلي و پيكر مجنون را ، رها نمي كنند ؛ به حدي كه مردم گمان مي كنند مجنون هنوز زنده است و از ترس حيوانات و درندگان كسي شهامت نزديك شدن به آن جا را پيدا نمي كند . پس از آن كه بالاخره جانوران پراكنده مي شوند ، مردمان مي بينند در اثر مرور زمان ، از پيكر مجنون جز استخواني نمانده است كه همچنان مزار ليلي را در آغوش دارد . آنان آرامگاه ليلي را مي گشايند و استخوان هاي مجنون را در كنار معشوقش به خاك مي سپارند ( نظامي چون خودش نيز ، همسرش را در جواني از دست داده است ؛ ماجراي مرگ ليلي و سوگواري مجنون را بسيار جانسوز بيان مي*كند ). منبع: سرنا
  2. ۱- عشق یک مسکن طبیعی است برای همه ما واضح است که در آغوش گرفتن احساس خوب و آرام بخشی می دهد. تحقیقات اخیر نشان داده اند که هنگام آغوش گرفتن در مغز اکسی توسین آزاد می شود و بدن با دردها مبارزه می کند. حتی نگاه کردن به یک عکس کسی که دوستش دارید آستانه تحمل تان را بالا می برد و درد را کاهش می دهد. ذهن از عکس محبوب به عنوان یک حواس پرتی استفاده می کند و درد را قابل تحمل می کند. همانطور که دانشمندان می گویند روابط جنسی هم در درمان دردها موثر است به خصوص کمر درد، آرتروز و گرفتگی عضلانی. ۲- عشق از قلب مراقبت می کند مطالعات نشان داده اند که ابراز عشق ضربان قلب را به نیم می رساند و این در موقعیت های پر استرس موثر است و خطر ابتلا به مشکلات قلبی را در طولانی مدت کاهش می دهد. به علاوه اکسی توسین که به هورمون عشق معروف است استرس را کم می کند، فشار خون را پایین می آورد، اضطراب و افسردگی را کاهش می دهد و اعتماد به نفس را بالا می برد. ۳- عشق به بدن کمک می کند با بیماری ها مبارزه کند حرکات مربوط به عشق و روابط جنسی تولید اندورفین را بالا می برد و در نتیجه سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند. ۴- عشق بی خوابی را درمان می کند هورمون های عشق (اکسی توسین و اندورفین) تولید کورتیزول (هورمون استرس) را مهار می کنند و در نتیجه باعث ایجاد خواب راحت می شوند. پیکربندی هورمونی عشق یکی از بهترین درمان ها برای داشتن یک خواب راحت است. ۵- عشق اعتیاد را از بین می برد مواد مخدر، کوکائین، نیکوتین، الکل خاصیت اعتیادآور دارند چون روی سطح دوپامین بدن تاثیر می گذارند. دوپامین هورمون مسئول احساس لذت و خوشحالی است. احساس عشق هم درست به همین شکل عمل می کند و علاوه بر دوپامین تولید اکسی توسین و تستوسترون را هم افزایش می دهد که بهترین ترکیب برای پیشگیری و مبارزه با اعتیاد را می سازد. به عبارت دیگر عشق زندگی را پر از لذت و خوشحالی می کند. هنگامی که با اعتیاد مبارزه می کنید احساس عشق به شما کمک می کند با نشانه های اعتیاد مبارزه کنید. ۶- عشق طول عمر را بیشتر می کند تحقیقات نشان داده اند انسان ها در یک رابطه سالم احساس سلامت بیشتری می کنند و از یک سبک زندگی سالم لذت می برند. ازدواج به انسان ها کمک می کند از بیماری ها جلوگیری کرده و مشکلات جسمی را سریع تر درمان کنند. این ثابت می کند کسانی که عاشق هستند و یک رابطه متعهد دارند طولانی تر زندگی می کنند. ۷- عشق یک درمان است انسان ها به دلایل مختلفی به دنبال درمان می روند. مهم ترین دلیل این است که می خواهند کسی حرف هایشان را بشنود و درکشان کند. به غیر از تمام متخصصین دنیا کسی که می تواند در این راه بیشترین کمک را به شما بکند همسرتان است. حمایت و محبت همسرتان هم از نظر مغزی و هم از نظر جسمی مهم ترین داروی مورد نیاز شما برای درمان افسردگی، ترس، اضطراب و در نهایت مشکلات جسمی است. عشق و یک رابطه معنادار خودش اتفاق نمی افتد بلکه ما خودمان انتخاب می کنیم که عاشق باشیم و روابطمان را بهتر کنیم، متفاوت رفتار کنیم و در نهایت شاد و سالم باشیم. حتی قوی ترین احساسات هم بدون ابراز محو می شوند. پس قلبتان را باز کنید و عشقتان را نشان دهید تا بیشترین منفعت را از آن ببرید. منبع: بدونیم
  3. 1. در مقابل همسر خويش, گرفتاري هاي روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگي را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنيد. 2. هديه دادن مهرو محبت را زياد مي‌کند؛ به مناسبت هاي مختلف براي همسر خود هديه اي هر چند کوچک خريداري و با چهره اي شاد و خندان به او تقديم کنيد. 3. چنانچه کمبودي در منزل مشاهده مي‌شود, با کمال محبت و خوشرويي تذکر دهيد. 4. در حضور همسر خود, به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نکنيد و توانايي هاي آنا را به رخ او نکشيد. 5. به بستگان همسر خود مانند پدر و مادر و ساير اقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه خود, قبل از همسر خود اقدام کنيد. 6. هيچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگيري نکنيد و در معاشرت و ديد و بازديد با بستگان وي پيشقدم باشيد. 7. با بستگان خود نزد همسرتان در گوشي نجوا نکنيد. 8. هيچ گاه همسر خود را به ويژه نزد بستگانش تحقير نکنيد؛ توهين و بي احترامي به همسر از صفا و صميميت در زندگي زناشويي مي‌کاهد. 9. هيچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفي نکنيد. سعي کنيد "من" و "تو" در زندگي زناشويي نباشد کلمه "ما" زندگي را گرم و لذت بخش مي‌کند 10. وقتي که همسر شما عصباني است, او را با مهر و محبت آرام کنيد. 11. براي رفتن به مهماني و گردش, سعي کنيد همراه فرزندان و همسر خود باشيد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت خستگي و کار رد نکنيد. 12. امتيازات اجتماعي؛ فرهنگي و اقتصادي فاميل خود را در صورتي که با همسر شما فاصله اجتماعي و طبقاتي دارند مطرح نکنيد. 13. کارهاي همسر خود, هر چند کوچک را تحسين کنيد. تمجيد و ستايش زن به علت روح لطيف و مهرباني که دارد, کليد کاميابي در زندگي زناشويي است. 14. در قبال همسر خود, در امور مختلف قدرت نمايي نکنيد. 15. زحمات و هزينه هايي را که براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود صرف مي‌کنيد, هيچ گاه بر زبان نياوريد. 16. همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنيد و وي را از دست يابي به شادي ها محروم نسازيد. 17. شادي و خنده هاي خود را در محل کار خود به جا نگذاريد و فراموش نکنيد که همسر شما در خانه هم نيازمند شادي و خنده هاي شماست. 18. کمک کردن در انجام کارهاي منزل را فراموش نکنيد و بدانيد همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته مي‌شويد, زن هم در منزل از کارهاي خانه خسته مي‌شود و نازمند مساعدت و قدرداني است. منبع: هفته نامه سلامت شماره 186
  4. ۱. اجازه دهيد متوجه شود چقدر وجودش براي شما اهميت دارد. ۲. حتي اگر با شما مخالفت مي کند، باز هم به صحبت هاي او گوش دهيد. ۳. از او تقاضاي کمک کنيد. ۴. به او بگوييد که او را دوست داريد و به وجودش افتخار مي کنيد. ۵. بگذاريد براي خود سرگرمي داشته باشد. ۶. به او اعتماد داشته باشيد. ۷. وقتي با هم بيرون مي رويد، درباره مشکلات صحبت نکنيد. ۸. بر روي اعمال خوب او متمرکز شويد. ۹. به علايق او احترام بگذاريد. ۱۰. وقتي به منزل برمي گردد، خوشحال باشيد. ۱۱. اجازه دهيد نيم ساعت بعد از کار استراحت کند. ۱۲. به هيچ يک از اعضاي خانواده اجازه ندهيد به او بي احترامي کند. ۱۳. در مقابل کسي که به او بي احترامي مي کند بايستيد. ۱۴. از تلاشي که براي زندگي تان مي کند قدرداني کنيد. ۱۵. در کارهاي تان با او مشورت کنيد. ۱۶. براي رسيدن به اهدافتان با هم برنامه ريزي کنيد. ۱۷. بيش از اندازه کار نکنيد، براي او نيز وقت بگذاريد. ۱۸. اگر مرتکب اشتباهي شد، او را ببخشيد. ۱۹. طوري رفتار کنيد که به او نياز داريد. ۲۰. تمام اوقات فراغت او را با کارهاي منزل پر نکنيد. ۲۱. مغرور نباشيد و اشتباهات تان را بپذيريد. ۲۲. وقتي دچار استرس است او را آرام کنيد. ۲۳. اگر مشغول صحبت با شماست، گوش کنيد و با طرح چند سوال به او نشان دهيد که کاملا به او توجه داريد. ۲۴. به خاطر زحمتي که مي کشد از او سپاسگزاري کنيد. ۲۵. به دليل هر آنچه که هست به او افتخار کنيد. ۲۶. حرف هاي تان را با عشق بيان کنيد. ۲۷. وقتي با او هستيد پرانرژي باشيد. ۲۸. از او انتظار نداشته باشيد تمام وقتش را براي انجام کارهاي شما صرف کند. ۲۹. از اينکه فرد خوبي است ابراز خشنودي کنيد. ۳۰. حتي در غياب او، جلوي ديگران از او به خوبي ياد کنيد. ۳۱. احساسات تان را با او در ميان بگذاريد ولي آن را به طور خلاصه بيان کنيد. ۳۲. حداقل سه مورد از کارهاي خوبش را به او گوشزد کنيد. ۳۳. در مقابل ديگران به او افتخار کنيد. ۳۴. صبح ها با او بيدار شويد حتي اگر مجبور نباشيد زود بيدار شويد. ۳۵. در مواقع سختي پشتيبان او باشيد. ۳۶. او را در هر شرايطي بپذيريد و هرگز از خود نرانيد. ۳۷. وقتي عصباني است به او گير ندهيد. ۳۸. به او کمک کنيد به اهدافش برسد. ۳۹. به او کمک کنيد عادات بدش را ترک کند. ۴۰. ديگران را با او مقايسه نکنيد. ۴۱. از کارهايي که در منزل انجام مي دهد، تشکر کنيد. ۴۲. پيش از تصميم گيري هاي مهم با او مشورت کنيد. ۴۳. توانايي هاي او را دست کم نگيريد. ۴۴. حرفتان را مستقيم بزنيد و از حاشيه رفتن بپرهيزيد. ۴۵. حتي اگر از هم فاصله داريد، توجه تان را به او نشان دهيد. ۴۶. با او دعوا و مشاجره نکنيد. ۴۷. با او مودب و مهربان رفتار کنيد. ۴۸. براي هر موضوعي او را سرزنش نکنيد. ۴۹. وقتي کار اشتباهي مي کند، به او نگوييد: به تو گفتم اينطوري مي شود! ۵۰. بر سر پول با او دعوا نکنيد، او خود نسبت به اين موضوع احساس مسئوليت مي کند. ۵۱. با او به پياده روي برويد. ۵۲. خوبي هاي او را بزرگ و بدي هايش را کوچک جلوه دهيد. ۵۳. از او انتظار نداشته باشيد بتواند فکر شما را بخواند، او اين توانايي را ندارد. ۵۴. اگر مي خواهيد وسايل يا کاغذهايش را دور بيندازيد، ابتدا از او بپرسيد. ۵۵. به تناسب اندامتان اهميت دهيد. ۵۶. ظاهرتان را براي او بياراييد. ۵۷. اگر از دست او عصباني هستيد، با او قهر نکنيد. ۵۸. بهترين دوست او باشيد. ۵۹. تنها به خاطر وجود خودش به او عشق بورزيد. ۶۰. با احترام با او رفتار کنيد. منبع: زمانه
  5. sajjad

    نام : فریدون مشیری تولد: ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ در تهران وفات: ۳ آبان ۱۳۷۹ (۷۴ سال) قطعه هنرندان بعشت زهرا پیشه : شاعر، روزنامه‌نگار آثار: ۱۳۳۴ تشنه طوفان، ۱۳۳۵ گناه دریا، ۱۳۳۷ نایافته، ۱۳۴۰ ابر، ۱۳۴۵ ابر و کوچه، ۱۳۴۷ بهار را باور کن، ۱۳۴۷ پرواز با خورشید، ۱۳۵۶ از خاموشی، ۱۳۴۹ برگزیده شعرها، ۱۳۶۴ گزینه اشعار، ۱۳۶۵ مروارید مهر، ۱۳۶۷ آه باران، ۱۳۶۹ سه دفتر، ۱۳۷۱ از دیار آشتی، ۱۳۷۲ با پنج سخن‌سرا، ۱۳۷۴ لحظه‌ها و احساس، ۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگین، ۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورایی، ۱۳۸۴ نوایی هماهنگ باران، ۱۳۸۴ از دریچه ماه
  6. سری دوم در اینجا دلنوشته های عاشقانه ای که در اینترنت موجوداند را قرار میدهیم. این اشخاص در انجمن وجود ندارند. برای ارسال دلنوشته های خود به این قسمت مراجعه فرمایید. این سری از دلنوشته ها تماما از کانال تلگرامی عین شین قاف گرفته شده است. (اجازه از کانال گرفته شده) نکته: در صورت تکرار و محتوا نامناسب آنرا گزارش کنید. کانال تلگرام عین شین قاف
  7. بوسه وسیله‌ای برای ابراز احساسات انسان، و عشق یا جاذبه‌ی او به شخص دیگری است. یک بوسه واقعا پرمعنی می‌تواند به عنوان یک تقویت‌کننده عمل کند، و حس اعتماد به نفس، و عزت نفس را در وجود هر دو طرف القاء کند. نیروی یک بوسه در توانایی آن برای آزاد کردن سرتونین و اکسیتوسین در بدن ما، نهفته است. در این نوشتار مزایای فیزیکی فوق‌العاده و شگفت‌انگیز بوسیدن را می‌بینید. ۱. درد فیزیکی را از بین می‌برد: بوسیدن آستانه‌ی فعال شدن گیرنده‌های درد را در بدن‌مان بالا می‌برد، ما در هنگام بوسیدن درد کم‌تری احساس می‌کنیم یا حتی گاهی هیچ دردی احساس نمی‌کنیم. بوسیدن باعث آزاد شدن اندورفین (هورمونی که درد را از بین می‌برد) در مغز ما می‌شود و درد را با مهار مسیر درد، تکسین می‌دهد. بوسیدن فایده‌ی زیادی برای کسانی دارد که از درد مزمن ناشی از اختلالات خود ایمنی (روماتیسم مفصلی و غیره) و سرطان بدخیم رنج می‌برند. بوسیدن به طور منظم می‌تواند شما را از تزریق مورفین دور نگه دارد! ۲. فشار خون را کاهش می‌دهد: بوسیدن فشار خون را با گشاد کردن رگ‌های خونی در بدن کاهش می‌دهد. بنابراین بوسیدن می‌تواند با تسکین فیزیکی و کم کردن استرس، باعث کاهش فشار خون شود حتی در افرادی که مبتلا به فشار خون بالا هستند. به این ترتیب بوسیدن به طور منظم می‌تواند شما از داروهای ضد فشار خون دور نگه دارد! ۳. سلامت قلب‌مان را بهبود می‌دهد: بوسه و بوسیدن می‌تواند باعث کاهش در تن سمپاتیک قلب شود، و با انجام این کار استرسی را که قلب به دلیل استرس ذهنی‌مان در زندگی روزمره دارد، کاهش می‌دهد. مطالعات نشان می‌دهند احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی در مردانی که به طور منظم رابطه‌ی جنسی دارند، در مقایسه با کسانی که ماهی یک بار رابطه دارند، ۴۵ درصد کم‌تر است. بوسیدن به طور منظم، می‌تواند شما را از داروهای قلبی و دوز بارگیری آسپرین و کلوپیدوگرل دور نگه دارد! ۴. سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند و آلرژی را کاهش می‌دهد: بوسیدن می‌تواند با تولید پادتن‌های A، باعث افزایش فعالیت سلول‌های ایمنی در بدن‌مان برای مبارزه با میکروب‌های خارجی شود. بوسیدن می‌تواند باعث کاهش پادتن E شود و متعاقبا آزاد شدن هیستامین را از ماست‌سل که باعث واکنش‌های آلرژیک می‌شود کاهش دهد. بوسیدن به طور منظم می‌تواند شما را از آنتی‌بیوتیک‌ها و آنتی‌هیستامین دور نگه دارد! ۵. بهداشت دهان و دندان را بهبود می‌دهد: بوسه ترشح بزاقی را افزایش می‌دهد و متعاقبا باعث افزایش انتشار آنزیم‌هایی می‌شود که پلاک‌های موجود در دندان‌ها را پاک می‌کنند و به این ترتیب از پوسیدگی دندان جلوگیری می‌کند. این آنزیم‌ها با باکتری‌های حفره‌ی دهان مبارزه می‌کنند. ۶. خلق و خو را بهبود می‌دهد و از میزان استرس کم می‌کند: بوسیدن باعث آزاد شدن هورمون‌های بهبود دهنده‌ی خلق و خو مانند دوپامین و سرتونین در بدن شما می‌شود. بوسیدن می‌تواند باعث آزاد شدن اکسی‌توسین از مغز یک زن شود و به این ترتیب در او حس ارتباط قوی را با شریک زندگی‌اش ایجاد کند. بوسیدن می‌تواند باعث آزاد شدن اندورفین که ذهن و بدن را آرام می‌کند، شود. بوسیدن می‌تواند باعث کاهش تحریک سمپاتیک غده‌ی فوق کلیوی شود، و به این ترتیب تولید هورمون استرس “آدرنالین” را توسط بدن کاهش دهد. در یک مطالعه مشخص شد مردانی که قبل از رفتن به محل کار یک بوسه‌ی پرشور دریافت می‌کنند، پول بیش‌تری به‌دست می‌آورند. چرا که این بوسه‌ی پرشور عزت نفس را در شخص افزایش می‌دهد و این عزت نفس در محل کار و کسب و کار او آشکار می‌شود و تعاملی بسیار عالی با مشتری ایجاد می‌کند. ۷. باعث تسکین درد قاعدگی می‌شود: بوسیدن می‌تواند باعث اتساع عروق خونی، و آزاد شدن اندورفین و در نتیجه تسکین درد قاعدگی شود. به این ترتیب می‌توانید از قرص‌های مفنامیک اسید و دیسیکلومین دوری کنید. ۸. سردرد و میگرن را تسکین می‌دهد: بوسیدن می‌تواند باعث اتساع عروق خونی، و آزاد شدن دوپامین، سروتونین و اندورفین شود و به این ترتیب سردردهای تنشی و میگرن را از شما دور کند. بنابراین می‌توانید از داروهای مسکن و سوماتریپتان دوری کنید! ۹. خاصیت ارتجاعی عضلات صورت را بهبود می‌بخشد: بوسیدن شامل کار گروهی و هماهنگی ۳۴ عضله‌ی صورت و ۱۱۲ عضله‌ی پوسچرال است. بوسیدن به طور منظم کشسانی عضلات صورت را افزایش می‌دهد. این امر به انتقال درست حالات چهره در برابر آدم‌هایی که در اطراف شما هستند کمک می‌کند و باعث شکل‌گیری ارتباط موثر می‌شود. همچنین به تسکین فلج بل و دیستونی ماهیچه‌ها کمک می‌کند. بوسیدن به طور منظم کمک‌تان می‌کند با تمرین مداوم به گردن‌تان شکل بدهید. ترجمه: سارا فیضی (بازده) منبع: thespiritscience
  8. در زمان مدرن انسان ها بیش از پیش تنها شده اند. با خودتان صادق باشید. از آخرین باری که مادر، پدر، همسر، خواهر، برادر یا دوستتان را در آغوش گرفته ‌اید چند وقت می‌ گذرد؟ در آغوش کشیدن عزیزان نه تنها یکی از شیوه‌ های خوب برای ابراز محبت است، بلکه باعث ارتقای سلامتی نیز می شود. به همین دلیل لازم است به طور مرتب عزیزان‌ تان را در آغوش بکشید. ۱- در آغوش گرفتن همدیگر باعث کاهش استرس می شود به گزارش سلامت نیوز به نقل از سایت تبیان، آیا به طور مداوم احساس نگرانی و اضطراب می کنید؟ در آغوش کشیدن راهی برای خلاص شدن از فشارهای روحی روانی است، چون فشار خون و ضربان قلب را پایین می ‌آورد. تماس بدنی که با ملایمت و محبت همراه باشد، باعث کاهش استرس و ایجاد آرامش می ‌شود. چرا؟ چون باعث افزایش تولید هورمون آندورفین می ‌شود. یک آغوش گرم در مقابله با استرس های روزمره به اندازه برخی داروهای ضداسترس موثر است. ۲- در آغوش گرفتن همدیگر افسردگی را کاهش می دهد باز هم مسئله به میزان ترشح هورمون ‌ها مربوط می شود. در آغوش کشیدن همدیگر باعث تولید هورمون های آندورفین، اوکسی‌ توسین (هورمون عشق) و دوپامین می ‌شود. افزایش ترشح این هورمون ها نیز سلاحی برای مقابله با افسردگی محسوب می شود. حال که زمستان در پیش رو است افسردگی فصلی نیز رواج خواهد یافت، چون نور خورشید نقش مهمی در خلق و خوی ما دارد و با کاهش نور اکثر افراد احساس افسردگی پیدا می کنند. در روزهای کوتاه زمستان نباید به امید نور خورشید بمانید. علاوه بر مصرف ویتامین D توصیه می شود بیشتر همدیگر را در آغوش بکشید. این کار باعث می شود حتی در سرمای زمستان نیز احساس آرامش، گرما و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. ۳- در آغوش گرفتن همدیگر امکان ابتلا به بیماری ها را کاهش می دهد محققان و متخصصان حوزه سلامت بر این عقیده هستند که در آغوش گرفتن همدیگر نه تنها فواید قلبی عروقی دارد، بلکه با ابتلا به برخی بیماری ها مقابله کرده و ویروس های فصل سرما را نیز ضعیف می‌ کند. واقعیت این است که تماس پوست با پوست آنتی بادی‌ های بدن انسان را تقویت می ‌کند. اگر روزانه بین 5 تا 10 دقیقه عزیزان تان را در آغوش بگیرید به اندازه مصرف مکمل برای تقویت بدن تان تلاش کرده اید. محققان بر این عقیده ‌اند که نوازش و محبت کردن مکرر روزانه باعث افزایش مقاومت بدن انسان در برابر ویروس های فصلی می ‌شود. ۴- در آغوش گرفتن همدیگر احساس تنهایی را کاهش می دهد برای داشتن آغوشی پرمهر و محبت نباید حتما همسر داشته باشید. پدر و مادرتان را، خواهر و بردارتان را، دوستان ‌تان را و حتی غریبه‌ ای که نیاز به محبت دارد را در آغوش بگیرید. این تماس بدنی محبت‌ آمیز باعث ترشح هورمون ‌های آرامبخش می ‌شود. آغوش تنهایی و خلا عاطفی را پر می ‌کند. بخصوص این روزها که دنیای مجازی هر روز بیش از پیش انسان ها را تنها و در خود فرو رفته می سازد. ۵- در آغوش گرفتن همدیگر باعث بهبود رابطه زناشویی‌ می شود با وجود اینکه داشتن رابطه زناشویی منظم برای سلامتی مفید است، اما تمام زندگی زناشویی صرفا در رابطه جنسی خلاصه نمی ‌شود. هر رابطه‌ ای نیاز به مهر و محبت طرفین دارد. در آغوش کشیدن همدیگر راهی فوق العاده برای نشان دادن محبت زناشویی است. مهربانی باعث احساس خوشبختی و نشاط می ‌شود. البته در آغوش کشیدن کسی که عاشق آن هستید با بغل کردن افراد دیگر تفاوت دارد. در آغوش گرفتن همسر باعث افزایش میل و شور جنسی طرفین می‌ شود. خوشبختانه در آغوش گرفتن از نظر روحی و جسمی اعتیادزا است و اگر به آن عادت کنید نمی توانید این عادت را رها کنید. ۶- در آغوش گرفتن همدیگر باعث افزایش طول عمر می شود محققان معتقدند که در آغوش گرفتن برای سلامت قلب به عنوان یک ارگان حیاتی مفید است. زمانی که در آغوش کسی آرام می ‌گیرید یا کسی را در آغوش می ‌فشارید، قلب‌ تان آرام تر می ‌زند. همچنین میزان هورمون کورتیزول که به هورمون استرس نیز معروف است کاهش می ‌یابد. اگر می‌ خواهید در کنارهمسرتان عمر طولانی داشته باشید، هر روز چندین مرتبه همدیگر را در آغوش بگیرید. بدانید که... بدانید که بر اساس نظرسنجی‌های انجام شده در ایالات متحده آمریکا زوج ‌هایی که به طور مرتب همدیگر را در آغوش می ‌گیرند، بیش از دیگران زندگی عاشقانه را تجربه می ‌کنند و رابطه‌ شان طولانی تر است. بدانید که یک آغوش کوتاه به اندازه 10 دقیقه گرفتن دست طرف مقابل باعث کاهش استرس می شود. بدانید که هر فردی روزانه به طور متوسط نیاز دارد 8 مرتبه در آغوش گرفته شود، اما نیازش برآورده نمی‌ شود. بدانید که هر آغوش معمولا بین 3 تا 9 ثانیه طول می ‌کشد. منبع: سلامت نیوز
  9. sajjad

    دروود دوستان عزیز ... در این قسمت قصد داریم پست های گلچین شده وبلاگ های بلاگفا رو قرار بدیم. هر ارسال باید شامل عنوان، محتوا مطلب و لینک منبع باشد تا کپی رایت تا حدودی رعایت بشه. نکته ۱: اگر قصد ارسال مطلبی داشتید، وبلاگ مرجع رو باخبر کنید و حتما در بخش نظرات وبلاگ آدرس همین تاپیک رو قرار بدید. نکته ۲: اگر صاحب اثر هستید و رضایت ندارید، با اطلاع شما ارسال مربوطه پاک میشود نکته ۳: ادامه داشتن این تاپیک به میزان بازدید و رضایت کاربران بستگی داره پس لطفا حمایت کنید. نکته ۴: بیشتر از ۲ پست پشت هم از یک وبلاگ ارسال نکنید. نکته ۵: لطفا تبلیغ نکنید. مزایای این تاپیک : وبلاگ های با محتوا خوب و عالی معرفی میشن میتونیم خیلی سریع محتوا خوب وبلاگ های ایرانی رو در اختیار داشته باشیم تعامل بهتر وبلاگ ها با انجمن دیوونه تو، (میتونن پست های خوبشون رو توی این قسمت نمایش بدن) خیلی از وبلاگ ها نوشته های قشنگی دارن ولی خیلی وقته بروز نمیشن ... و ... حس خوبی نسبت این عنوان موضوع دارم امیدوارم خوب باشه. موفق باشید یا مهدی ...
  10. حدود يك دهه پيش، كارگر يكي از معادن، در راه بازگشت به خانه تصادف كرد و جان خود را از دست داد. در مراسم تدفين و خاكسپاري او عده زيادي شركت كردند. اعضاي خانواده، دوستان، آشنايان، همكاران،‌ حتي مديران و... همه از اخلاق خوب و رفتار پسنديده‌ آن مرد سخن مي‌گفتند. يكي مي‌گفت: «واقعاً انساني دوست‌داشتني بود.‌ »ديگري حرف او را تأييد مي‌كرد و ادامه مي‌داد «ما همه عاشق او بوديم» «آدم‌ فوق‌العاده‌اي بود» هر كس چيزي مي‌گفت كه اشك آدم را در مي‌آورد. اما از اين متعجب بودم كه چرا ما آدم‌ها پيش از دست دادن يك عزيز زبان باز نمي‌كنيم و به او نمي‌گوييم «دوستت دارم» يا هرگز به خاطر بودنش از او تشكر و قدرداني نمي‌كنيم. آن حادثه، زنگ هشداري شد براي من و شايد براي خيلي از آدم‌هاي اطرافم و درس بزرگي گرفتيم. به من آموخت تا دير نشده با ديگران حرف بزنم و از احساسم به آن‌ها بگويم، با خودم هم حرف بزنم. گاهي با خودم خلوت كنم و به خودم بگويم چقدر خودم را دوست دارم و چه انسان مهم و باارزشي هستم! از عقايد و نگرشم با خودم حرف بزنم، از روياها و آرزوهايم بگويم و خلاصه، هر چيزي را كه دلم مي‌خواهد، نزد خودم اعتراف كنم. واقعيت تلخ و تكان‌دهنده اين است كه ما هرگز نمي‌دانيم چه وقت همه چيز تغيير مي‌كند، فرصت‌ها چه زماني در خانه ما را مي‌زنند، آيا لحظه‌‌اي كه هم‌اكنون از دست مي‌دهيم فرصت بزرگ زندگي نبوده و... تمام چيزهايي كه به ما هديه شده، روزي از ما پس گرفته خواهد شد و ما هرگز اين راز بزرگ را كشف نخواهيم كرد كه فرصت بعدي دور است يا نزديك. اجازه ندهيم اين واقعيت‌هاي به ظاهر تلخ و گزنده ما را افسرده كنند. بگذاريم حقايق زندگي ما را به خودمان بياورد تا از اين به بعد، فرصت‌ها را از دست ندهيم. دوستت دارم! عشق تا وقتي ظهور نكند و آثار و نتايج آن را نبينيم، شناخته نمي‌شود. پس اگر در زندگي عزيزي داريد كه عاشقش هستيد، همين امروز به او بگوييد. اگر کسي را دوست داريد، به او نشان بدهيد. قلب‏ها به طور معمول با حرف‏هايي که نگفته مانده‏ يا نادرست تعبير شده‏، مي‏شکنند و درمان قلب شكسته به مراتب دشوارتر از مراقبت پيش از آسيب است. شايد فردايي در کار نباشد. امروز، روزي است که مي‏توانيد عشق‏ خود را به زبان بياوريد و شگفتي آن را به وضوح ببينيد! متشکرم! يک نفر تعريف مي‏کرد، پدربزرگش براي تولد 17 سالگي‏ او هديه ‏اي نخريد و يکي از تي‌شرت‏ هاي خودش را به او داد و گفت؛ چون تي‌شرت ديگر به دردش نمي‏خورده و از طرفي فکر مي‌كند به او بيشتر مي ‏آيد، آن را به نوه ‏اش هديه داده. آن فرد مي‏گويد: «آن روز به اهميت هديه پي نبردم و تا حدي از کار پدربزرگم دلخور شدم، بنابراين چندان که بايد، از او تشکر نکردم. فقط يک لبخند خشک و خالي زدم، تي‌شرت را روي ميز گذاشتم و سراغ هديه‏ هاي ديگر رفتم. پدربزرگ، دو روز بعد با سکته قلبي از دنيا رفت و آن تي‌شرت، آخرين هديه ‏اي بود که او در تمام عمرش به کسي داده بود. حالا اين حسرت هميشه در دل مرد جوان مانده که چرا آن روز به خاطر هديه ‏اي چنان گرانبها از پدربزرگش تشکر نکرده. من انسان خوبي هستم! انسان مي‏تواند تقريباً يک هفته بدون آب، دو هفته بدون غذا و سال‏ها بدون خانه دوام بياورد، اما با تنهايي هرگز نمي‏تواند کنار بيايد. تنهايي بدترين درد و رنج انسان است. بدترين و آزاردهنده‏ترين نوع تنهايي وقتي است که با خودتان راحت نيستيد و هرگز هم نمي‏توانيد از خودتان فرار كنيد. حقيقت اين است که يک دوست يا شريک زندگي مي‏تواند زيبايي‏ هايي زيادي به زندگي‏ شما اضافه کند، اما نمي‏تواند خلأيي را که در شما هست، پر کند. شما به تنهايي مسؤول پر کردن اين حفره خالي هستيد. اگر وقتي تنها هستيد، احساس نااميدي مي‏کنيد و حالتان بد است، نشانه‏ خوبي نيست و معنايش اين است که قبل از هرچيز و هرکس بايد روي روابط‏ با خودتان کار کنيد. هميشه نمي‏توانم پيروز شوم! گناه تصميم ‏هاي اشتباه را گردن قسمت و سرنوشت نيندازيد! اشتباهات خود را بپذيريد. فراموش نکنيد تمام افراد اشتباه مي‏کنند. از اين اشتباهات تجربه بيندوزيد تا قدرتمند شويد. آگاهي به اين که ما مسؤول اعمال و نگرش‏ها و تصميم‏ هاي خودمان هستيم، نشان دهنده اين است که حق انتخاب داريم و براي عوض کردن سرنوشت‏مان، آزاديم. درست است که حوادث گذشته، احساسات و ديدگاه شما را شکل مي‏دهد، اما تمام اين‏ها تغيير مي‏کند به‏شرطي که بخواهيد و مشتاق باشيد همه چيز را از نو بسازيد. وقتش شده کار مثبتي انجام بدهم! دفعه بعدي که از همه چيز شکايت داريد و در حال گله از زمين و زمان هستيد، لحظه‏ اي دست نگه داريد! با خودتان صادق باشيد و ببينيد آيا واقعاً مي‏خواهيد اوضاع را تغيير دهيد يا فقط دوست داريد ناله و شکايت کنيد؟ گاه در پسِ هر گله و شکايت، اين خواسته وجود دارد که مي‏خواهيد تغيير کنيد و همه چيز را هم تغيير دهيد. پس اوضاع و شرايط دشوار را با ناله‌کردن، دشوارتر نکنيد. با افکار مثبت، ايده‏ها و فعاليت‏هاي تازه، موقعيت جديدي خلق کنيد. من مي‏توانم! خود مانع، براي متوقف کردن شما کافي نيست. آنچه شما را از ادامه راه باز مي‏دارد، اين باور است که نمي‏توانيد از مانع عبور کنيد. مشکل اين نيست که چيزي کم داريد يا مشکلات شما بيش از اندازه است. مشکل اين است که به جاي کوشش، منتظر شرايط خوب و فرصت مناسبي مي‏مانيد که وجود ندارد. موفقيت‏ هايي که در زندگي به دست مي‏ آيد، نتيجه پذيرفتن واقعيت ‏ها و رودررويي با آن‌هاست نه فکر و خيال‏ هاي ما. براي عدم‌موفقيت‏ هايتان بهانه نتراشيد و فقط بر تمام دلايلي که چرا بايد کاري را انجام دهيد و چرا بايد از مانعي عبور کرد، تمرکز کنيد. دشواري‏ها هميشه وجود دارد، اما فراموش نکنيد هميشه راهي براي گذر از شرايط دشوار وجود دارد. زندگي ديگران به خودشان ربط دارد! با خودتان صادق باشيد. شما نمي‏توانيد از تمام آدم‏هاي دور و برتان محافظت کنيد. پس بيش از حد سرتان را در زندگي ديگران فرو نبريد و در مشکلات آن‌ها کنجکاوي نکنيد. زندگي ديگران مال شما نيست که بخواهيد با روش‏هاي خودتان به مشکلات آن‌ها رسيدگي كرده يا آن‏ها را حل و فصل کنيد. مطمئن باشيد حتي آدم‏هايي که در شرايط دشوار به سر مي‏برند، تا از شما نخواسته ‏اند، دوست ندارند در کارشان دخالت کنيد. من متاسفم! در زندگي، وقتي درخواست عذرخواهي طرف مقابل را رد مي‏ کنيد، منتظر روزي باشيد که او هم عذرخواهي شما را قبول نکند و اغلب اين اتفاق مي‏افتد چون دنيا صحنه‏ واقعي عمل و عکس ‏العمل است. عذرخواهي بهترين و آخرين راه براي پايان دادن به مشکلات است. کسي که پيش از ديگران عذرخواهي مي‏کند، قوي‏تر است و کسي که ابتدا پيشقدم مي‏شود، انسان شادتري است. به خاطر اشتباه عذرخواهي کرده و اين را در رفتارتان هم نشان بدهيد. وقتي از کسي عذر مي‏خواهيد، به چشم‏هايش نگاه کنيد تا معناي واقعي احساس شما را درک کند. من، تو را مي‏بخشم! رابطه ترک خورده‏اي که پيش از اين با بخشش ترميم شده، به مراتب قوي‏تر از رابطه اوليه خواهد بود، اما هميشه اين طور نيست. پس به خاطر داشته باشيد بخشش لزوماً براي جوش‌دادن رابطه خوب نيست و گاهي هم بايد به يک رابطه‏ ناسالم پايان داد. نکته مهم همين است. گاه يک رابطه اساساً اشتباه است و به هر دو طرف يا يکي از آن‌ها آسيب جدي مي‏زند. بنابراين به چنين رابطه‏ اي پايان دهيد و به جاي بخشيدن طرف مقابل، خودتان را ببخشيد. اين کار به شما اجازه مي‏دهد بر آينده، بدون گلاويز شدن با گذشته تمرکز کنيد. بدون بخشيدن خودتان هرگز نمي‏توانيد زخم‏ ها را درمان کنيد و جراحت‏هاي رابطه معيوب تا مدت‏ها شما را درگير مي‏ کند و در زندگي پيشرفت نخواهيد کرد. آنچه در گذشته اتفاق افتاده، فقط يک فصل از زندگي شماست. زندگي همين حالا قشنگ است! حتماً شما هم آدم ‏هايي را ديده ‏ايد که تمام روز را به انتظار رسيدن ساعت پنج عصر مي‏ گذرانند. تمام هفته را منتظر جمعه مي‏مانند و تمام سال را به اميد سال جديد سپري مي‏کنند و گاه تمام عمرشان را در حسرت رسيدن به خوشبختي هدر مي‏دهند. شما سعي کنيد يکي از آن‌ها نباشيد! تمام عمرتان را منتظر نمانيد، تا بالاخره يک روز به اين نتيجه برسيد که زندگي چقدر زيباست و چه احساس خوبي داريد. زندگي خوب، درست در همين لحظه‏اي است که در آن هستيد. همين لحظه ‏اي که نبايد آن را به انتظار يک لحظه بهتر، هدر داد. منبع: مجله خانواده
  11. این کارهای غلط عبارتند از: ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، قرار دونفره، مردان، زنان، زندگی زناشویی، انتظارات مادی، آرایش عروس، نامزدی،کودک درون، کلوب ازدواج، با اجازه برگترها همیشه اولین برخورد با یک خواستگار تعیین‌کننده‌تریــن تصویر را در ذهن می‌نشاند. اولین برخورد است که نوع شخصیت طرف مقابل را نشان می‌دهد و حتی می‌تواند تعیین کند که رابطه‌ای ادامه پیدا کند یا نه. فرض کنید که آقایی از شما به عنوان یک خانم جوان خواستگاری کرده و قرار است با یکدیگر برای یک جلسه صحبت کنید، احتمالا برای این جلسه اضطراب زیادی خواهید داشت و حتی شاید گیج شوید که چه بگویید و چه نگویید؛ به شما نمی‌گوییم آرامش خود را حفظ کنید چون این جلسه اصلا مهم نیست. نمی‌خواهیم گول‌تان بزنیم، ترجیح می‌دهیم به شما بگوییم که چطور رفتار کنید و چه اشتباهاتی را مرتکب نشوید، به هر صورت این دیداری است که نمی‌توان آن را جدی نگرفت، زیرا ممکن است در زندگی شما نقشی تعیین‌کننده داشته ‌باشد. ۱- در اولین قرار ملاقات دو نفره از گذشته تان صحبت نکنید شما قرار است آینده را با خواستگارتان بسازید و به همین دلیل باید بیشتر درباره برنامه‌‌‌های آتی خود صحبت کنید؛ اینکه چه اشتباهاتی کرده‌اید، چه خواستگارانی داشته‌اید، چه بر سر زندگی‌تان آمده‌ و... نباید در جلسه اول گفته شود زیرا جلسه اول آشنایی، وقت تاریخچه گفتن نیست. در جلسات بعدی می‌توانید کمی به گذشته بروید و هم از گذشته خودتان حرف بزنید و هم از گذشته او باخبر شوید ولی فعلا باید بفهمید چقدر با برنامه‌های آینده‌تان به هم می‌خورید. ۲- در اولین قرار ملاقات دو نفره دیر نکنید به طور متوسط 30 درصد مردان و 50 درصد زنان سعی می‌کنند در جلسه اول دیدار کمی دیر به قرار برسند تا به طرف مقابل نشان دهند خیلی هم اشتیاق ندارند اما باید بدانید دیر کردن سر قرار، اولین اشتباهی است که می‌توانید مرتکب شوید؛ بسیاری از خانم‌ها گمان می‌کنند که دیر کردن برای جلسه اول یک رسم رایج خانم‌هاست اما باید بدانید که درحقیقت اینگونه نیست؛ وقتی سر قرار دیر می‌رسید، اولین پیامی که به خواستگارتان منتقل می‌کنید این است که چندان برایتان ارزش ندارد تا بخواهید سر وقت به قرار برسید. ۳- در اولین قرار ملاقات دو نفره تنها نباید گوینده باشید زندگی زناشویی وقتی می‌تواند موفق باشد که دو طرف بتوانند به راحتی با هم حرف بزنند و حرف یکدیگر را بفهمند. وقتی در جلسه اول فقط بخواهید خودتان حرف بزنید این فکر را در طرف مقابل به وجود می‌آورید که شنونده خوبی نیستید؛ در همان جلسه اول اجازه بدهید طرفتان هم فرصت حرف زدن داشته باشد. باید بدانید که لازم نیست همه اطلاعات مربوط به زندگی، شغل، تحصیلات و خانواده‌تان را پشت‌سر هم و یک‌نفس بیان کنید؛ کمی صبور باشید؛ اگر از یکدیگر خوشتان بیاید در جلسات بعدی فرصت این حرف‌ها پیش می‌آید. ۴- در اولین قرار ملاقات دو نفره پول را فراموش کنید درست است که مسائل مالی نقش مهمی در زندگی زناشویی دارد ولی به طور حتم در درجه اول اولویت نیست. چیزهای با اهمیت‌تری وجود دارد که آنها را هنگام انتخاب همسر در اولویت قرار دهید؛ به همین دلیل در جلسه اول دیدار با خواستگارتان هم خیلی سراغ مادیات نروید، لازم نیست در همان جلسه اول شروع به خط و نشان کشیدن و بیان انتظارات مالی‌تان کنید. چون او را به این نتیجه می‌رسانید که خیلی فرد مادی‌ای هستید و اولویت اول زندگی‌تان پول است؛ نگذارید او حس کند در حال چشم‌وهم‌چشمی هستید. درباره مسائل مالی می‌توانید با کمک بزرگ‌ترها به توافق برسید. ۵- در اولین قرار ملاقات دو نفره زیاد صمیمی نشوید در جلسه اول آشنایی دو طرف فقط یکدیگر را ارزیابی می‌کنند تا ببینند آیا به هم می‌‌آیند که بخواهند رابطه را ادامه دهند یا نه؛ به همین دلیل توصیه می‌کنیم حتما حریم‌تان را حفظ کنید و حتی اگر در همان نگاه اول او را پسندیدید و احساس کردید همسر موفقی برای شما خواهد شد، ذوق‌زده رفتار نکنید. بگذارید رابطه‌تان روند طبیعی خود را طی کند و کم‌کم جلو برود تا رسمیت پیدا کند. در نزدیک کردن رابطه عجله نکنید. ۶- در اولین قرار ملاقات دو نفره خود را بی‌خیال نشان ندهید بعضی‌ها هستند که گمان می‌کنند باید در جلسه اول خود را بی‌خیال جلوه دهند تا عزت نفس‌شان را حفظ کنند. همه آدم‌ها به طریقی از رد شدن می‌ترسند. وقتی تظاهر می‌کنید اصلا درگیر نیستید، باعث می‌شود احساس امنیت کنید اما ممکن است از نظر طرف مقابل کناره‌‌گیر و بی‌خیال باشید و همین او را دلسرد ‌کند. اشکالی ندارد که بهترین شکل و شخصیت خودتان را به طرف مقابل نشان دهید و کمی محتاط باشید اما باید جرات داشته و خود واقعی‌تان را به طرف مقابل نشان دهید. ۷- اول سؤال بعد جواب وقتی یک نفر از شما خواستگاری می‌کند احتمالا از قبل درباره خانواده‌تان کمی تحقیق کرده است. در واقع خواستگار شما و خانواده‌اش، موقعیت‌تان را می‌دانند. اگر هم از قبل چیزی درباره شما ندانند، با ورود به خانه‌تان می‌توانند نقاط قوت خانواده شما را درک کنند؛ بنابراین روی دارایی‌هایتان، اصل و نسب و جایگاه‌تان بیش از حد تاکید نکنید. فقط در حد معرفی بگویید و بقیه موارد را به سؤال پرسیدن او واگذار کنید. ۸- در اولین قرار ملاقات دو نفره شکسته‌ نفسی نکنید جلسه اول، فرصتی برای بیشتر آشنا شدن است؛ بنابراین از خودتان و چارچوب‌های زندگی‌تان بگویید. نمی‌گوییم فخرفروشی کنید ولی تواضع بیش از اندازه هم به خرج ندهید زیرا او شما را نمی‌شناسد و نمی‌فهمد که این گفته‌ها ناشی از فروتنی شماست نه عدم موفقیت‌تان در زندگی. به اندازه کافی از موفقیت‌ها و برنامه‌های آینده‌تان بگویید اما مختصر و کلی. وقت برای صحبت درباره جزئیات زیاد است؛ آن را به جلسات بعد موکول کنید. ۹- در اولین قرار ملاقات دو نفره عروس نشوید همین‌طور که هستید باشید؛ یعنی به هیچ وجه بیش از اندازه آرایش نکنید و دنبال لباس‌های خاص و عجیب هم نباشید. درست است كه دوست دارید زیبایی و برازندگی خود را نشان دهید اما قرار نیست مثل یک عروس آرایش کنید و لباس بپوشید! سادگی این حسن را دارد که واقعیت شما را نشان می‌دهد و علاوه بر اینها با سلیقه هیچ‌کس هم ناسازگار نیست و خواستگارتان هر سلیقه‌ای داشته‌ باشد، به نظرش شما نامتناسب جلوه نخواهید کرد. ۱۰- در اولین قرار ملاقات دو نفره،بگذارید محل ملاقات را خانواده ها تعیین کنند اگر در جلسه خواستگاری قرار شد یکدیگر را خارج از خانه هم ملاقات کنید، ترجیحا تعیین محل ملاقات را به خانواده‌ها بسپارید. در غیر این صورت سعی کنید شما تعیین‌کننده باشید و تا حد ممکن محل این قرار در اطراف خانه شما، محل کار یا دانشگاه‌تان نباشد تا در صورت به هم خوردن نامزدی و آشنایی، نگران قضاوت اطرافیان نباشید. ۱۱- در اولین قرار ملاقات دو نفره به موبایل جواب ندهید در قرار اول یک تصویر کلی از شما در ذهن طرف مقابل خواهد نشست؛ تصویری که می‌تواند تعیین‌ کننده باشد. وقتی او در حال صحبت است اگر شما به دلیل جواب دادن به گوشی همراه‌تان حرف‌هایش را قطع کنید، گمان می‌کند شما آدمی هستید که نمی‌توانید بین مسائل مهم و خانوادگی و مسائل جزئی تمایز قائل شوید و در كل خیلی فرد منضبطی نیستید؛ پس حتی اگر جراح قلب هم هستید تلفن‌تان را در این جلسه مهم خاموش کنید. ۱۲- در اولین قرار ملاقات دو نفره کودک درونتان را مهار کنید بعضی از دخترها هستند که با دوستانشان با لحنی کودکانه صحبت می‌کنند و در واقع این طرز حرف زدن برایشان نوعی شوخی است؛ توصیه می‌کنیم در اولین جلسه با خواستگارتان همانند یک خانم جوان کاملا باوقار صحبت کنید و واژه‌ای كودكانه را به کار نبرید. لازم نیست در همان جلسه اول آنقدر با خواستگارتان خودمانی شوید که همانند جمع‌های دوستانه‌تان رفتار کنید. البته این بدان معنا هم نیست که آنقدر رسمی صحبت کنید که طرف مقابل را بترسانید؛ به طوری كه دیگر نتواند حرف‌هایش را به راحتی با شما مطرح کند. ۱۳- در اولین قرار ملاقات دو نفره مدام سؤال نپرسید اشتباه دیگری که بسیاری از خانم‌ها مرتکب می‌شوند، پرسیدن سؤال شخصی و البته بسیار زیاد است؛ سؤالاتی چون «شما تا به حال چند بار خواستگاری رفته‌اید؟» یا «آیا تا به حال شکست عشقی خورده‌اید؟» یا... درست است که شما می‌‌خواهید او را بیشتر بشناسید ولی قرار نیست در همان جلسه اول درباره تمام جزئیات زندگی او بدانید؛ خودتان را جای او بگذارید؛ اگر فرد ناآشنا ناگهان چنین سؤال‌هایی را از شما بپرسد، چه جوابی می‌دهید؟ پس اجازه دهید در جلسه اول او هم راحت باشد. منبع: برترین ها
  12. تا به حال از خودتان پرسیده‌ای که چرا هنوز مجرد هستید؟ آیا هنوز منتظر شاهزاده‌تان هستید که خودش با پای خودش بیاید و وارد زندگی‌تان شود؟ شاید فکر کنید که شما هیچ کنترلی بر این شرایط ندارید اما درواقع این شما هستید که نقش اصلی را در دیدار و رویارویی با مرد یا زن رویایتان بازی می‌کنید. در ادامه دلایل مجرد بودنتان را به شما معرفی می‌کنیم، پس با دیجی رو همراه باشید. ۱.شما افراد جدیدی را نمی‌بینید هرچه شما در ارتباط با افراد مجرد بیشتری باشید، احتمال اینکه با تعدادی از آنها گفت وگو کرده و سرانجام با یکی از آنها به نتیجه برسید بیشتر می‌شود. اگر شما با افراد جدیدی به طور اغلب یا گاها ملاقات نمی‌کنید، پس احتمالا شانس مجرد ماندنتان بیشتر از دیگران است. این مشکل را با گسترش دایره‌ی اجتماعی خود حل و فصل کنید؛ مثلا با دوستان و همکلاسی‌هایتان بیرون بروید. هرچه آدمهای جدیدی را ببینید، شانس قرارگذاشتن‌تان بیشتر می‌شود! ۲. خیلی وسواسی هستید حق دارید که وقتی می‌خواهید متعهد به رابطه‌ای شوید وسواس به خرج بدهید، اما اگر کسی خواست با شما قراربگذارد- با اینکه شاید خیلی بهم نخورید- بازهم سر قرار بروید. قرارگذاشتن با افراد مختلف موجب می‌شود که شما در ارتباط با شخصیت‌های مختلفی قراربگیرید و همچنین به شما کمک می‌کند که متوجه شوید بیشتر به دنبال چه خصوصیاتی در شریک احتمالی‌تان می‌گردید. بدین طریق شاید دریابید که یک سری خصوصیات برایتان مهم‌تر از دیگر خصوصیات هستند. قرارگذاشتن همچنین موجب میشود که در رویایی با جنس مخالف از اعتمادبنفس بیشتری برخوردار بوده و راحت‌تر باشید. بعد از یک قرار وقتی متوجه شدید که طرف به درد شما نمی‌خورد، لازم نیست همچنان به قرارگذاشتن با آن شخص ادامه دهید، حداقلش این است که شما امتحان کرده و تجربه بدست آورده‌اید. ۳. فکر می‌کنید همهٔ آدم خوبا یکی را دارند و دیگر برای شما کسی نمانده مثلا می‌بینید که بهترین دوستتان با چه آدم عالی‌ای است و از داشتن او هیجان زده‌است یا خودتان کلی خوشحال هستید که بالاخره خواهرتان با یک آدم فوق العاده آشنا شده و این مسئله باعث می‌شود که شما فکر کنید تمام خانم‌ها یا آقایان خوب را قبلا یکی انتخاب کرده و دیگر کسی برای شما نمانده است. اما میلیونها آدم تنها در دنیا هستند و خیلی از آنها واقعا عالی هستند، پس به آدمها شانسی برای نشان دادن خودشان بدهید. ۴. شما خودخواه هستید روابط نیازمند بده بستان‌های دوطرفه‌اند. انتظار نداشته باشید که یک نفر همه کار برای شما بکند اما خودتان هیچ زحمتی به خودتان نداده و این کارها را برای او جبران نکنید. اگر شما مدام به خواسته‌ها و نیازهای خودتان فکر می‌کنید، پس شاید هنوز آمادهٔ در رابطه بودن نیستید. تا زمانی که آماده نشده‌اید تا مراقب شخص دیگری باشید و نیازهای او را بر خودتان مقدم بشمارید، همان مجرد بمانید بهتر است! ۵. خودتان را نشان بدهید قرارگذاشتن ممکن است کلی ریسک دربر داشته باشد و اینکه خودتان را آسیب پذیر نشان دهید ممکن است دردسرساز باشد، اما همچنان لازم است که یک رابطهٔ سالم و صمیمی داشته باشید. شریک آیندهٔ شما خود به خود دم درب خانه شما پیدایش نمی‌شود. شما باید با غریبه‌ها صحبت کنید و از بعضی‌ها بخواهید که با شما بیرون بیایند. شما باید دوستانه و مودبانه رفتار کنید تا دیگران بخواهند با شما سر قرار بیایند. به زبان بدن‌تان فکر کنید، آیا دوستانه است؟ توجه داشتن به همین چیزهای ساده باعث میشود که شما خواستنی‌تر باشید. ۶. شما بیش از حد منفی هستید آیا حس می‌کنید که باید در هر بحث و جدلی پیروز شوید؟ آیا شما اغلب دیگران را ناامید و ناراحت می‌کنید؟ آیا شما هرجا که می‌روید راجع به هر چیز کوچکی شکایت میکنید؟ مردم به طور کلی دوست دارند که با کسانی که شخصیتی ثابت دارند باشند و اگر شما فرد منفی‌گرایی باشید خیلی کم پیش می‌آید که دیگران عاشق شما شوند. سعی کنید به جنبهٔ مثبت همه چیز نگاه کنید، مخصوصا وقتی سر قرار هستید. لبخند بزنید، از طرف مقابلتان تعریف کنید، ریلکس باشید و سعی کنید لذت ببرید. ۷. شما نا امید هستید حواستان باشد که از سر ناامیدی کار دست خودتان ندهید، چون بعضی‌ها انقدر ناامید هستند که هنوز قرار اول را نگذاشته به فکر عروسی هستند. حواستان به تجربیاتی که از روابط قبلی دارید باشد. نگذارید تا یک چیز خوب در کسی دیدید سریع به فکر رابطهٔ بلند مدت با او باشید و فکر کنید که از بقیه خیلی بهتر است. رابطه‌تان را اول فقط با دوستی شروع کنید و تصمیم جدی‌ای برایش نگیرید. بعضی‌ها با چند تغییر کوچک همانی می‌شوند که شما می‌خواهید و بعضی‌ها به تغییرات سخت‌تر و عمیق‌تر احتیاج دارند و هرکاری بکنید هم با شما جور نمی‌شوند؛ پس بهتر است که نه ناامید باشید و نه از سر ناامیدی تصمیمی بگیرید و همیشه حواستان باشد که اصولتان را برای هیچکس زیرپانگذارید. آنکس که نیمهٔ شما باشد به اصول و عقاید شما احترام خواهد گذاشت. منبع: dumblittleman ترجمه: دیجی رو
  13. sajjad

    در اینجا دلنوشته های عاشقانه ای که در اینترنت موجوداند را قرار میدهیم. این اشخاص در انجمن وجود ندارند. برای ارسال دلنوشته های خود به بخش مربوطه مراجعه فرمایید. این سری از دلنوشته ها تماما از کانال تلگرامی عین شین قاف گرفته شده است. (اجازه از کانال گرفته شده) نکته: در صورت تکرار و محتوا نا مناسب آنرا گزارش کنید. کانال تلگرام عین شین قاف
  14. در کانال عین شین قاف تلگرام نکاتی درباره همسرداری گفته شده است که این نکات را گرداوری کرده ایم. امیدوارم که دوست داشته باشید - ممنون از کانال عین شین قاف که اجازه مطالبشون رو دادن ... کانال عاشقانه عین شین قاف
  15. sajjad

    دروود دوستان عزیز ... توی این قسمت باید معشوقه خودتون رو با تمام ویژگی های خوب و بدش آنالیز معشوق کنید و بنویسیدش ! متنی که مینوسید باید طوری باشه که عشقتون رو کاملا تعریف کنه ! لطفا با جزئیات کامل بنوسید. لطفا رعایت کنید: طبق قالب پست ها بنوسید تا یک دست باشه ادبیاتتونم طوری باشه که فیلتر نشیم ۵ خط باید درباره عشقتون حرف داشته باشید که بزنین حتما حداقل۵ ویژگی خوب عشقتون رو لیست کنید. حتما حداقل ۳ ویژگی بد عشقتون رو لیست کنید. سعی کنید واقعیت را بنوسید. برای اسم، اگر توی انجمن بود تگش کنید اگرم نبود اسمشو بنوسید هر آنالیز باید شامل: اسم، ۵ خط درباره معشوق، ۵ ویژگی خوب و ۳ ویژگی بد، بارز ترین ویژگی های خوب و بد - بخش "حرف آخر" هم دلخواه میباشد. قالبی که باید نوشته شما داشته باشد: نکته: توی قسمت معرفی کاربران میتونین یک تاپیک با عنوان اسم خودتون ایجاد کنید. (مثلا @sajjad) با همین قالب بندی خودتون رو معرفی کنید.(چیزی که در نقل قول آماده است) بعد از این که درباره خودتون نوشتید میتونید از کاربر های دیگه بخواین که این چالش رو درباره شما انجام بدن. چیزی که شما درباره خودتون مینوسین و دیگران درباره شما مینوسین میتونه جالب باشه ... ممنون میشم توی این چالش شرکت کنید. موفق باشید
  16. جدایی از کسی که دوستش دارید باعث می شود احساس غم و تنهایی کنید، حتی اگر خودتان خواسته باشید. زمان آسیب ها را التیام می بخشد و افراد دوباره ریکاوری می شوند اما دوره زمانی بازیابی به این بستگی دارد که فرد تا چه اندازه درگیر افکار مرتبط با کسی که از او جدا شده باقی بماند. تحقیقات نشان داده پریشانی حاصل از جدایی می تواند خود را به صورت خشم یا ضعف نشان دهد اما در هر دو حالت این افکار با احساس تنهایی، افسردگی و ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن همراه خواهند بود. احتمالا هورمون های استرس مقصر اصلی هستند. سلول های ایمنی بدن حاوی گیرنده هایی هستند که به بسیاری از هورمون ها واکنش نشان می دهند از جمله بعضی که با استرس، افسردگی و دیگر پاسخ های هیجانی حاصل از شکست در ارتباط هستند. اگر ناراحتی حاصل از جدایی باعث شود سطح هورمون های استرستان برای هفته ها و یا حتی ماه ها بالا بماند این می تواند منجر به التهاب شود – و همچنین تغییر در میکروبیوم روده – که در نتیجه ایمنی بدنتان در برابر پاتوژن های مرتبط با بیماری کاهش می یابد. این تغییرات همچنین می توانند احساس درد ناشی از مشکلاتی مانند آرتریت را تشدید کنند. موضوع اصلی تنش روانی است. بعد از جدایی غم و اندوهتان هرچه بیشتر باشد و این احساسات هرچه بیشتر طول بکشد ضربه ای که سیستم ایمنی تان می خورد نیز شدیدتر است. بعد از ماه ها و یا حتی سالها رابطه شما و شریکتان ممکن است به شدت از نظر احساسی و یا حتی بیولوژیکی با هم مرتبط شده باشید. مغز و بدنتان به شدت عادت کرده که او همیشه کنارتان باشد و در نتیجه همین که او را از دست می دهید خواب، اشتها و حتی تنظیم دمای بدنتان ممکن است دچار اختلال شوند. درست مانند سیاره ای که از مدارش خارج شده باشد شما نیز بعد از جدایی تعادل قبل را ( تا مدتی ) نخواهید داشت. از سوی دیگر کسانی که بعد از جدایی احساس خلاص شدن یا شادی دارند بعید است شاهد تاثیرات منفی روی سیستم ایمنی باشند. برای اینکه خود را از تمام این جراحت های بعد از جدایی محافظت کنید سعی کنید از سر خود بیرون بیایید و وارد شرایط اجتماعی شوید که شما را با دوستان نزدیک و خانواده مرتبط می کند. افرادی که زمان بیشتری را با دیگران می گذرانند، اجتماعی تر هستند و کسانی که با عزیزانشان مکالمات بیشتری دارند کمتر در خطر آسیب سیستم ایمنی بدن قرار دارند. داشتن روابط بین فردی خوب از دیگر روابط نیز می تواند به بهبود فرد پس از جدایی کمک کند. حمایت اجتماعی برای سلامت و عملکرد ایمنی در هر زمانی بسیار مهم است اما وقتی کسی شریکش را از دست می دهد اهمیت آن بیشتر می شود. دوباره پیدا کردن خود – تعریف خود مانند همان کسی که قبل از شروع رابطه بودید – نیز نیاز به کمک دارد. می توانید به سراغ فعالیتی بروید که قبل از رابطه برایتان چذاب بود. به صورت کلی باید موفق به درگیر کردن ذهن با دیگر مسائل شوید تا از غم و حس تنهایی تان کاسته شود. درست است از دست دادن حس بدی دارد اما زندگی در جریان است و نباید اجازه دهید سلامتی تان قربانی شود. به خود زمان دهید و بگذارید به مرور دوباره توانایی ارتباط برقرار کردن با خانواده و دوستان را به دست بیاورید پس از این دوباره سیستم ایمنی بدن به بهترین حالت خود باز می گردد. نویسنده: مارخام هید منبع: سایت دکتر کرمانی
  17. sajjad

    زادروز: ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ (تهران) درگذشت: ۲۴ آبان ۱۳۴۷ (۵۹ سال) (تهران) آرامگاه: مقبره ظهیرالدوله شمیران نام‌های دیگر: محمدحسن (بیوک) معیری سبک: غزل لقب: «زاغچه»، «شاه پریون» ، «گوشه‌گیر» و «حق‌گو» والدین: فرزند محمدحسن‌خان مؤید خلوت نوه: معیر الممالک (نظام الدوله) زندگی نامه: محمدحسن (بیوک) معیری فرزند محمدحسین‌خان مؤیدخلوت و نوهٔ دوستعلی‌خان نظام‌الدوله در دهم اردیبهشت ۱۲۸۸ خورشیدی در تهران، گلشنچشم به جهان گشود. پدرش قبل از تولد رهی درگذشته بود. رهی معیری تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد؛ آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانه سلطنتی اشتغال داشت. رهی از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی دلبستگی فراوان داشت و در این هنرها بهره‌ای بسزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولینرباعی خود را سرود: کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد / وین روز مفارقت به شب می‌آمد آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست / ای کاش که جانِ ما به لب می‌آمد در آغاز شاعری، در انجمن ادبی حکیم نظامی که به ریاست وحید دستگردی تشکیل می‌شد شرکت جست و از اعضای مؤثر و فعال آن بود و نیز در انجمن ادبی فرهنگستان از اعضای مؤسس و برجسته آن به شمار می‌رفت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. اشعار رهی در بیشتر روزنامه‌ها و مجلات ادبی نشر یافت و آثار سیاسی، فکاهی و انتقادی او در روزنامه باباشمل و مجله تهران مصور چاپ می‌شد. در شعرهایفکاهی و انتقادی از نام مستعار «زاغچه»، «شاه پریون»، «گوشه‌گیر» و «حق گو» استفاده می‌کرد. رهی معیری در سال‌های آخر عمر در برنامه گل‌های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در همان سال‌ها سفرهایی به خارج از ایران داشت از جمله: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال درگذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵. عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر معیری بود. آرامگاه رهی معیری در گورستان ظهیرالدوله رهی معیری در سال ۱۳۴۷ خورشیدی در تهران براثر بیماری‌ای که تاب و توان از وی گرفته بود در ۵۹ سالگی درگذشت. وی در گورستان ظهیرالدولهشمیران مدفون گردیده‌است. ویکی پدیا
  18. sajjad

    1 شهریور (زهرا) دلگیر بودن یه شهریوری از شهریور چیز طبیعی ای عه... چون فکر میکنیم ماهمون باید کامل بدرخشه تو این ماه .. ولی هربار بیشتر بغض داشتیم تو این ماه! چاره چیه؟ بیا منتظر خوبی هاش باشیم! اتفاق های خوبی ک میفتن!
  19. artbez

    نام: کودک عشق گوینده: روانشناس سید حمید رضا محتشمی زمان: ۱۵:۱۰ نوع: پادکست (وویس) به بهانه ولنتلین دانلود: ۷ مگابایت منبع: art2016
  20. sajjad

    شنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ مثلن یهو بیای خونه ببینی چـــــه کــــــــــــرده ?✨?
  21. sajjad

    نام: شب برهنه نویسندگان : زهرا شجاع و سارگل تعداد صفحات : 612 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: خودکار را بارها بارها درون انگشتان یخ زده ام می چرخانمو برگهای سفید را نظاره میکنم. حس میکنم بالاخره وقت اون رسیده باشه تا دوباره بعد از مدتها شروع به نوشتن کنم ولی نمی دونم ازکجا باید شروع کنم؟ شاید بهتر باشه از شکست هام بنویسم از آدمهایی که کوچکترین حسی به اطرافشان ندارن و شاید روزی رسد که پشیمون شدن، روزی که خیلی دیره کسایی که دوستی کردن و خنجر زدن و من چشم رو گناهشان بستم…. با یاد خدایم شروع میکنم از جایی که در خلوت تنهاییش نوری از عشق و صداقت جوانه میزد،رویاهای محالش می روند تا رنگی از حقیقت به خود گیرند رنگی از عشقی افلاطونی ، عشقی در ورای تنهائی... نسخه PDF به صورت کامل | ۳.۷ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۹۸ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۶۸ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۹۴۱ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  22. ۱- فکر کنید نامه ای که مینوسید، برای بهترین دوستتان هست نه همسرتان بهترین نامه هایی که نوشته شده برای یک دوست صمیمی یا پدر مادر به فرزند است. ۲- به این فکر نکنید که مانند بهترین نامه های عاشقانه بنوسید وسواس نوشته را خراب میکند. برای نوشتن یک نامه عاشقانه سعی نکنید بهترین باشید، فقط بنویسید ... ۳- یک پیش نویس سریع آماده کنید تمام افکار خود را روی کاغذ بنویسید. سپس می توانید برگردید و آن را سازماندهی و ویرایش کنید. ۴- از آن شخصی فوق العاده و خاص بسازید فکر کنید برای بهترین شخص در دنیا نامه مینوسید. ۵- اگر از کلمات شکست خوردیدنقل قول کنید. اگر در نامه نتوانستید کلمه مناسب را بیابید سعی کنید به زبان دیگر با او سخن بگوید (شعر، نقل قول و ...) ۶- درمورد کوتاه یا بلند بودن نامه نگران نباشید شما اگر احساستان را درست روی کاغذ بنوسید. کوتاه یا بلند بودن نامه مهم نیست. ۷- به یاد داشته باشید که نامه را برای آنها مینویسید نه خودتان سعی کنید نامه ای بنوسید که دوست دارید برای شما بنویسند ۸- فراموش کنید نامه ای که مینوسید چطور به نظر میرسد دید کلی نسبت به نامه نداشته باشید و آن را اندازه گیری نکنید. ۹- این نامه یک نامه مهم نیست ! این یک نامه دوستانه برای عزیزتان هست پس نیازی به حساسیت بالا نیست. ۱۰- نگران این نباشید که نامه تان باز شود وقتی به این فکر کنید که " اگر نامه تان باز شود" چه اتفاقی می افتد قطعا نمیتوانید خوب بنوسید. سعی کنید ساده و بدونه خجالت بنوسید. منبع: دیوونه تو کمک گرفته از سایت : buzzfeed
  23. sajjad

    دروود دوستان عزیز برای ارسال سریع پست در انجمن میتوانید از روش های زیر استفاده کنید. ۱- ارسال به پشتیبانی کانال دیوونه تو ای دی : https://web.telegram.org/#/im?p=%40iran_911 در این روش میتوانید پست خود را برای ما ارسال کردنید ما آن را ویرایش و قالب بندی کرده و در کانال و سایت قرار میدهیم. ۲- ارسال مطلب در موضوعات آزاد سایت شما میتوانید تمام مطالبی که دسته بندی آن را نمیدانید یا وقت دسته بندی ندارید را در قسمت انجمن آزاد ارسال کنید و ما آنرا ویرایش و با اسم شما در سایت قرار میدهیم. ۳- استفاده از فرم گوگل با استفاده از لینک کنار سایت میتوانید به فرم گوگل وصل شده و پستتان را ارسال کنید. لینک: https://goo.gl/gtjwJc ۴- ارسال در ربات تلگرام سایت دیوونه تو (به زودی) ۵-ارسال در اپلیکیشن دیونه تو (به زودی)
  24. نو عروس ها و تازه دامادها انتظار دارند که سال اول زندگی شان هم درست مانند ایام ماه عسل شیرین و بدون هر گونه مشکل، دعوا و جر و بحثی باشد. اگر شما هم جزو این دسته هستید جدا دچار سوء تفاهم شده اید! اغلب زوج ها در این دوازده ماه روزهای سختی را سپری می کنند و اگر بلد نباشند که چطور رابطه شان را مدیریت کنند و از پس مشکلات بربیایند دچار مشکلات جدی می شوند. مهم ترین این مشکلات در سال اول ازدواج چیست؟ ادامه مطلب را از دست ندهید. ۱- یک لحظه هم از من جدا نشو! بعد از ماه عسل معمولا مردها توقع دارند که زندگی شان روال عادی خودش را پیدا کند. حالا که مراسم عروسی تمام شده و سعی کنید به جای نشان دادن واکنش منفی تلاش خود را بکنید تا با همسرتان همراه شوید و کم کم می بینید که علاقه تان به این ویژگی خاص از همسرتان سرجای خودش بر می گردد. دیگر درگیر جزئیات مراسم و خرید و... نیستند دلشان می خواهد بعضی وقت ها باشگاه بروند، دوستانشان را ببینند در حالیکه معمولا نوعروس ها می خواهند شوهرشان هر ثانیه از وقت هایی را که سرکار نیستند با آنها بگذرانند و اگر احساس کنند که حواس همسرشان حتی برای چند دقیقه معطوف به موضوع دیگری شود ناراحت می شوند و حتی بهشان بر میخورد. این مساله در مورد زوج هایی رخ می دهد که از نظر شخصیتی با هم متفاوتند. یعنی مرد می خواهد کمی فضای به اصطلاح تک نفره در اختیار داشته باشید و همسرش می خواهد هر طور شده در هر ساعتی از شبانه روز تمام حواس مرد را به خودش جلب کند و مدام در تلاش برای حفظ رابطه است. برای این که این مسئله اسباب دردسرتان نشود حتما درباره انتظاراتی که از همسرتان دارید با او صحبت کرده و البته هر دو نفرتان هم تفریحات و سرگرمی های منحصر به فردی برای خودتان داشته باشید و گاهی اوقات اجازه دهید طرف مقابل وقتش را با دوستانش بگذارند. ۲-چرا مرد من اینقدر اعصاب خردکن است؟ همیشه آن ویژگی همسرتان که در اولین دیدار تبدیل به آهن ربایی برای جذب شما به او شده معمولا جزو اولین خصوصیات اخلاقی اوست که در سال اول ازدواج برای تان آزار دهنده می شود. علتش هم این است که مامعمولا جذب آن خصوصیت یا ویژگی طرف مقابل مان می شویم که خودمان آن ویژگی را نداریم. این مساله خیلی هم طبیعی است و در واقع یکی از مراحلی است که باید برای تطبیق دادن خودتان با هم طی کنید. پس سعی کنید به جای نشان دادن واکنش منفی تلاش خود را بکنید تا با همسرتان همراه شوید و کم کم می بینید که علاقه تان به این ویژگی خاص از همسرتان سرجای خودش بر می گردد. ۳- باید همیشه طرف من را بگیری یکی از مسائلی که زوج های جوان در سال اول ازدواج خود با آن رو به رو می شوند و واقعا نمی دانند که باید چه عکس العملی نشان بدهد، توقع طرف مقابل از آنهاست تا در همه مسائل خانوادگی طرف همسرشان را بگیرند و از او دفاع کنند. بد نیست این طور وقت ها در مورد مسائل خانوادگی با هم صحبت کنید و به این نتیجه برسید که چطور می توانید این موقعیت ها را بدون دشمن تراشی مدیریت کنید. ۴- چرا دیگر میلی به من نداری؟ خیلی از نوعروس ها می گویند چه اتفاقی افتاده که همسرشان دیگر شور و حرارت دوران عقد را ندارد و هر روز هوس نزدیکی کردن به سرش نمی زند! خیلی ها به اشتباه شروع به سرزنش کردن خودشان می کنند و مدام دنبال عیب و ایرادی در وجودشان می گردند که باعث سردی شوهر شده است. اما آیا این فکرها واقعیت دارد؟ این مساله تا حدی طبیعی است چون پس از ازدواج اولویت های دو طرف تا حدی تغییر می کند. معنایش این نیست که رابطه زناشویی اهمیتی ندارد یا فراموش شده است ولی موضوع این است که رابطه جنسی یکی از اولویت های زندگی در کنار کار و مسئولیت های خانوادگی و... است. ۵- چرا ما هیچ علاقه مشترکی نداریم؟! دو نفری که با هم ازدواج می کنند لزوما علاقه مندی های مشترکی ندارند و اگر برای یافتن زمینه های مشترک بیش از حد تلاش کنند فقط خودشان را خسته می کنند. یادتان باشد که ازدواج شما لزوما بر پایه علاقه‌مندی‌های مشترک بنا نشده و اگر احساس می کنید ازسرگرمی های همسرتان خوشتان نمی آید یا دوست ندارید در آنها سهیم شود، نگران نشوید که مبادا ازدواج تان در حال از بین رفتن است. انتظارات خود را مدیریت کنید هیچکس همسر کاملی نیست و هیچ کسی پیدا نمی شود که دقیقا نیمه دوم شما باشد. مناسب بودن همسرتان موضوعی نسبی است و شما نباید توقع داشته باشید که تفاهمی کامل با هم داشته باشید یا از تمام حرکات و افکار همسرتان راضی باشید. گاهی در مورد موضوعاتی پیش پا افتاده باید کوتاه بیایید و یا به موضوعی عادت کنید. این موضوعات می تواند طریقه مسواک کردن همسرتان و یا عادت صحبت کردن باشد. حتی ازدواجی که با عشقی عمیق شروع شده است در همان ماه های اول روی دیگر خود را نشان می دهد، تفاوت های جزیی در رفتارها گاهی شما را عصبانی می کند. هروقت دچار چنین مشکلاتی شدید نفسی عمیق بکشید، سعی کنید در همان لحظه بحث نکنید، به خوبی های همسرتان فکر کنید. بعد ازمدتی اگر نتوانستید با موضوع کنار بیایید، با آرامش آن را با همسرتان مطرح کنید. وفادار باشید بعد از ازدواج، همسرتان مهمترین شخص در زندگی تان است و مهم ترین دغدغه ذهنی تان است. شما باید کمی مرزهایتان را با خانواده، دوستان و همکارانتان پر رنگ کنید تا در آن میان یک سرزمین با مرزهای مشخص برای خودتان و همسرتان داشته باشید و برای تحکیم ارتباط و استقلالتان تلاش کنید. از این به بعد باید در مراحل زندگی با هم باشید و خوشی های مشترکی را تجربه کنید و در سختی ها کنار هم باشید. یکی دیگر از جنبه های وفاداری این است که هیچگاه با هیچ کس در مورد کمبودها و مشکلات و بدی های همسرتان صحبت نکنید. اگر در زندگی مشترکتان دچار مشکلی شدید در مورد آن تنها با همسرتان صحبت کنید، نه با دوستان و یا خانواده تان. زبان مشترک پیدا کنید در رابطه زناشویی مرزی برای ارتباط وجود ندارد. نباید از هم خجالت بکشید و چیزی از احساساتتان را پنهان کنید. یاد بگیرید هیچگاه با هیچ کس در مورد کمبودها و مشکلات و بدی های همسرتان صحبت نکنید. اگر در زندگی مشترکتان دچار مشکلی شدید در مورد آن تنها با همسرتان صحبت کنید، نه با دوستان و یا خانواده تان چگونه به بهترین وجه به همسرتان بفهمانید که در یک لحظه حوصله ادامه بحث را ندارید و یا موضوعی برای شما جالب نیست. ابراز احساسات کنید، از او تشکر کنید و یا معذرت خواهی کنید و هربار این جملات را به کار ببرید. سعی کنید مکالمات تان تا آنجا که می تواند پر از شوق و مثبت اندیشی باشد. از یکدیگر حمایت کنید سخنان حمایتی شیرین تر از انتقاد است، پس سعی کنید انتقاد را با محبت همراه کنید. باید تلاش کنید که هر چند اندک زندگی روزمره همسرتان را ساده و شیرین تر کنید. در طول روز، زمانی هر چند کوتاه را برای توجه به هم و گفت وگو باهم در نظر بگیرید. با این کار احساس بهتری نسبت به هم خواهید داشت. سعی کنید هروقت که برایتان ممکن است در کارها به هم کمک کنید. گاهی شما ظرف ها را جمع کنید و یا حمام را بشویید. هیچگاه منتظر نباشید که کاری را که به طور مشخص وظیفه هیچکدامتان نیست را همسرتان انجام دهد، سعی کنید پیش دستی کنید. شاید این توصیه ها بسیار ساده و ابتدایی به نظر بیایند اما همین نکته های جزیی رابطه تان را می سازد. به زندگی شخصی تان اهمیت بدهید درست است که رابطه زناشویی مهمترین رابطه شما است اما شما نقش های دیگری نیز در جامعه دارید. یکی از بزرگ ترین دغدغه های ذهنی زوج های جوان چگونگی نگاه داشتن ارتباط قدیمی شان بعد از ازدواج است. ازدواج هیچگاه نباید باعث شود که شما با خانواده و دوستان قطع رابطه کنید. این در مورد علاقه ها و فعالیت‌های شخصی تان نیز صدق می کند. نیازی نیست که شما تمام سرگرمی هایتان را کنار بگذارید، بلکه باید توجه کنید که با ازدواج شما در مورد رابطه تان مسئولید و باید مسئولانه زندگی تان را برنامه ریزی کنید و در مورد آنها باید همراه همسرتان تصمیم بگیرید. منبع : نمناک
×