رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عشق'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

116 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    نام: آپارتمان صد متری نویسنده : چیکسای تعداد صفحات : 185 ژانر : عاشقانه خلاصه رمان : دکتر همایون فرتاش، دکترای روانشناسی بالینی ، بعد بازگشت از کانادا به ایران، دچار مشکل مالی میشود. به پیشنهاد یکی از دوستانش ، درمان مهرناز نیایش تک دختر جناب سرهنگ نیایش را که دچار حملات اضطرابی، پرخاشگری و ... شده است در ازای یک واحد آپارتمان صد متری قبول میکند… نسخه PDF به صورت کامل | ۱.۳ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | 101 کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | 649 کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | 679 کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  2. sajjad

    نام: با نگاهت آرامم کن نویسنده : فاطمه تبریزیان تعداد صفحات : ۴۱۰ ژانر : عاشقانه خلاصه رمان : در مورد دختریه به اسم اناهید یلدا .. دختری مغرور …. زیبا … اناهید عاشق .. عاشق خانوادش … بعد مرگ خواهرش اناهید به کشور پدرش ایران بر میگرده تا انتقام خواهرشو بگیره .. ولی به خاطر مشکلی که برای پسر عموش پیش میاد …مجبوره خودشو فدا کنه … مشکلی که زندگی اناهید و دچار تغیر و تحول میکنه.... نسخه PDF به صورت کامل | ۲.۷ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۱۷۳ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۷۴۸ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۷۲۲ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  3. sajjad

    نام: در امتداد باران نویسنده : پانیذ میردار و الناز دادخواه تعداد صفحات : ۱۳۹۸ ژانر : عاشقانه خلاصه رمان : وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه میشود و در همان ابتدای داستان متوجه می شود که این دختر را می شناسد و در دوران دانشجویی با او همکلاس بوده است … این رمان برداشتی آزاد است از یک اتفاق واقعی! … پایان خوش نسخه PDF به صورت کامل | ۷.۴ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۷۰۵ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۱.۲ مگابایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۱.۳ مگابایت منبع: رمان فوریو
  4. sajjad

    نویسنده : نیلوفر قائمی فر تعداد صفحات : ۵۰۹ ژانر : عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان : گاهی تو زندگی نمیدونی انتخابت درسته یا نه ، نمیدونی عکس العملت عاقلانه است یا نه ، جای عقلت غرورت تصمیم میگیره ، نفرتت راهت رو نشون میده و انتقام مثل یه ویروس تموم جونتو میگیره اما زهی خیال باطل که این حس کینه جویی اول از همه به خودت ضربه وارد میکنه…! وقتی دل آدم سیاه بشه چشماش به خیلی چیزا بسته میشه مثل معرفت ، مثل عشق ، مثل عقل …! گاهی میدونی داری راه رو اشتباه میری ، زجر میکشی ولی میگی غرورمو شکوندن ، فکر میکنی با لج بازی داری تلافی میکنی ولی خبرنداری که لج بازی تو زندگی چاقوی دولبه است ، هر وَرِشُ که بگیری دست خودتم میبره! من توتیا دختر کوچیک جعفر آقا درست عین عقل کل خونواده همیشه حرفام و تصمیماتم درست بود اما یه امتحان کوچیک یه تصمیم بزرگ یه غرور کاذب …. زندگی منو زیر و رو کرد اونقدر که یه توتیا شد و یه آینه عبرت … نسخه PDF به صورت کامل | ۳.۲ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۴۲ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۲۹ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۸۶۳ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  5. sajjad

    نام: سکوت تلخ نویسنده : پانیذ میردار و الناز دادخواه تعداد صفحات : 568 ژانر : عاشقانه، معمایی، پلیسی خلاصه رمان : نیکا دختری که تو یه شب سرد پاییزی دم در خونشون با بدترین صحنه عمرش مواجه میشه جسد خونین خواهرش رو مقابل خودش میبینه و زندگیش عوض میشه و تصمیم میگیره انتقام خواهرشو بگیره... نسخه PDF به صورت کامل | ۳ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۲۸ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۷۶۱ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۸۳۸ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  6. sajjad

    نام: کمپ عشق نویسنده : ANDREA تعداد صفحات : ۱۴۴ ژانر : ترسناک، عاشقانه، معمایی خلاصه رمان : سه دختر که یه تابستون متفاوت رو آرزو می کنند و حس ماجراجوییشون اون ها رو به یه کمپ عجیب ولی زیبا می کشونه. بدون اینکه بفهمن با رفتن به اونجا سند مرگ خودشون رو امضا می کنند. بدون هیچ اطلاع قبلی راجب اینکه اون کمپ تابستانی قراره براشون به کمپ مرگ تبدیل شه. نسخه PDF به صورت کامل | ۱.۳ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۷۲ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۶۲۵ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۶۳۹ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  7. sajjad

    سلام اي عزيز ترين مونس و اي ناز ترين همدم تورا در لحظه لحظه های عمرم ياد می كنم تو را در سطر سطر خاطرم ياد می كنم تورا در صفحه صفحه دفتر دلم ورق مي زنم تو را مي خوانم و تو ساده و نازنين مرا نگاه مي كني فقط صدای پر مهر تو گوشم را پر كرده و نواي دلفريب تو آشيانه قلبم را لانه خود ساخته و نجوای دلربايت آن آورده بر سرم تا ديگر نه صدایی از كسی بشنوم و نه روي ديگري را ببينم ومن قطرات اشك را بر روي گونه های خود چه خنك احساس مي كنم و قطرات خون را در دل چه گرم و مي انديشم كه تو در اين زمان به چه مشغولي و دلت در كجا سير میكند و شتابت براي چيست و هيچ شده نگاهي به دل نا آرام من كنی هيچ شده صدايم كنی تا با صد جواب به سويت بدوم اي كاش آشيانه روحم اسير گردباد عشق تو ويران نبود تا تو را مي بردم و هزار توی آن را به تو مي نماياندم اي كاش نگاه معصومانه ات اينگونه صدايم را در گلو نمي شكست و نوای روح نوازت اينگونه آرام از من نمي ربود اي كاش لختي تامل مي كردی آخر اين زنگي مست هم دلي دارد اي كاش بغض راه گلويت را نمي بست تا تو هم همراه من ترنم مي كردي و صدای قناری خوش آواز قفس قلبت مرا مست و مدهوش مي كرد اي كاش مي توانستم از پس اين ديوار بلند دسته گلی از عشق برايت هديه كنم اي كاش مي شد قطرات باران ديدگانم را بر روي گونه هايت بكشم و دستانت رادر دست بگيرم تا گرمي آنها را حس كنم و سرم را روي شانه هايت گذارم تا صفای تو دل مشوشم را كمي آرام تر كند منتظر آغوش پر مهرت مانده ام تا كی بتوانم در اين سودا غوطه ور كنم. مهرداد - تهران ۲۲/۷/۸۷
  8. sajjad

    اوایل از اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم…اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت بود که من با محمد آشنا شم.. اون موقع محمد فقط هفده سالش بود.. اما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین. چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاک….اون موقعا همه چی پاک تر از الان بود… هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم. زنگ میزد..چون هیچ کدوم موبایل نداشتیم… اوایل اول دبیرستانم بود..وقتی داشتم میومدم خونه به محمد زنگ زدم و گفتم شب کسی خونه نیست بهم زنگ بزن…چون خانواده ی خیلی حساسی داشتم که اون موقعا اصلا با ها شون خوب نبودمم. شب که محمد زنگ زد بابام هنوز نرفته بود بیرون..بهم شک کردو همه چی رو فهمید..خیلی روز بدی بود….خیلی ترسیده بودم.فرداش به محمد گفتم دیگه بهم زنگ نزنه…خیلی خیلی ناراحت شد و گفت مگه میشه من بدون تو نمیتونم….ولی هر جوری بود ترک کردیم….شیش ماه عین جهنم بود برام…یه روزایی ساعت ۱۱ تلفنمون زنگ میخورد…. دقیقا شیش ماه بعد یه شب از بیرون زنگ زدم به محمد وقتی جواب داد دلم ریخت هر چی گفت الو من جواب ندادم.دلم براش تنگ شده بود.. شاید کسی باورش نشه ولی محمد فرداش بهم زنگ زدو گفت اومده طبقه ی اول خونشون تنها زندگی کنه شمارشو داد بهم…..وااای دلمون واسه هم لک زد ه بود…..من دیگه رفته بودم دوم دبیرستان….بازم رابطمون شروع شد…محمد همش بهم میگفت دوست دارم….خیلی بهم وابسته شدیم…این دفعه دیگه کسی نفهمید..من خاستگارای خیلی زیادی داشتم…تا اینکه یه روز یکی شون از دید مامانو بابام جدی شد…منم به محمد گفتم قضیه رو..همه ی فامیلش میدونستن که دوسم داره…ولی مامانش باورش نمیشد..اخه محمد پیش دانشگاهی بود…ولی به مامانش گفت اونم اومد منو دید و بهم گفت تو واقعا محمد و دوست داری منم گفتم خیلی… هر دو عاشق هم بودیم…چند روز بعدش مامانش اینا ازم خاستگاری کردن..مامانم اینا که میدونستن ما با هم دوست بودیم به شدت مخالفت کردن..تا اینکه بابام با باباش تنهایی صحبت کردن…بابای محمد فوق العادست و همه حرفشو قبول دارن… بعد از اون دیدار بابام رضایت داد به ازدوجمون….هر دو از خوشحالی نمیدونستیم چیکار کنیم…. فقط چند روز بعدش وقتی من دوم دبیرستان بودمو محمد پیش دانشگاهی ازدواج کردیم….هیچ وقت خاطره ی خوب اون روزا فراموشم نمیشه…. الان ۹ ساله که ازدواج کردیم.بچه نداریم…از قبلنا هم بیشتر عاشق همیم… تو این ماجرا مادرشوهرم از همه یشتر کمکمون کرد..تا ابد ازش ممنونم. همه کسایی که مارو میشناسن میگن ازدواج ما یه موهبت از طرف خدا بود…چون ما با هم بزرگ شدیم.. از خدا میخوام همه تا اخر عمرشون خوشبخت باشن…ما هم همینطور… منبع: سوکا
  9. به حتم، وقتي كه درگير مسائل عاطفي میشويد، حاضر نيستيد لحظه‌اي هم به اين موارد فكر كنيد. ولي، زندگي كتاب داستان نيست و همه روزهايش خوشايند و دلچسب شما نخواهد بود، پس قبل از آنكه طعمه خوش خيالیهاي خود شويد، چشمان‌تان را خوب بگشاييد و واقعيت زندگي را دريابيد: ۱- در زندگي روزهايي وجود دارد كه با نگاه كردن به چهره‌ همسرتان كه در نزديكي شما به خواب رفته است، با خود میگوييد: «آيا اين همان كسي است كه بايد براي هميشه با او باشم». وقتي میخواهيد ازدواج كنيد، با خود میانديشيد كه در انتخاب همسرتان درست عمل كرده‌‌ايد و نيمهه گمشده خودتان را يافته‌ايد و حاضر هستيد آنقدر در كنار و همراه او بمانيد تا مرگ شما را از هم جدا كند. اما، به ناگاه يك روز از خواب بيدار میشويد و درمی‌يابيد كه همسرتان آن كسي نيست كه شما میپنداشتيد و نمیتواند لحظه‌هاي زندگیتان را از شادي و نشاط پر كند. به علاقه‌اي كه به او داريد، شك كرده و به علاقه او نيز نسبت به خودتان شك میكنيد. حتي، ممكن است گاهي با خود بينديشيد كه چرا اين فرد را به عنوان شريك زندگي انتخاب كردم و يا چرا در امر ازدواج شتاب كردم؛ اما، حقيقت امر اين است كه شما معناي واقعي ازدواج را درك نكرده‌ايد و زماني كه اين جمله را بر زبان میآورديد: «من شريك تو خواهم بود، در غم‌ها و شادیها»، درك درستي از اين جمله نيز نداشتيد. جنس رابطه شما و همسرتان براساس يك زندگي يك روزه بوده است. زيرا، با رسيدن روزهاي تكراري و يكنواخت شدن همه چيز، ديگر حاضر به تحمل وضعيت نيستيد. با شروع حركت پنهاني نااميدي به سمت زندگیتان به طور آشكارا احساس تنهايي و پشيماني میكنيد؛ «نه، او همان كسي نيست كه من میخواستم.» زيبايي آن تصويري كه از ازدواج در ذهن پرورانده بوديد، از بين میرود و ديگر جلوه‌اي در نظرتان ندارد. شما ازدواج را يك مقصد نمیبينيد بلكه به نظرتان ازدواج سفري يكنواخت و خسته كننده است. از خواب شيرين بيدار شويد و زندگي را با تمام واقعيت‌هايش بپذيريد. روز را با همه نورهاي درخشان و حتي ناملايمش دريابيد و باور كنيد كه امروز روز شادي شماست زيرا، توانسته‌ايد تمام قصه‌هاي دورغين درباره سعادت ابدي را از ذهن‌تان بيرون كنيد و حقيقت ازدواج و قصه حقيقي زندگي را با تمام سختیها و ترس‌هايش باور كنيد. ۲- در زندگي روزهايي وجود دارد كه بايد در آن روزها بيش از حد تصورتان كار و تلاش كنيد. همگان بر اين باورند كه ازدواج و زندگي مشترك نياز به صرف انرژي و زمان بسيار دارد و شما در خيال خام‌تان به اين میانديشيد كه با كشمكش و دعوا میتوانيد بسياري از عادات آزار دهنده همسرتان را اصلاح كنيد. شما كمر همت به انجام اينكار بسته‌ايد و براي رسيدن به اين هدف انرژي بسياريي را صرف میكنيد. اما، به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه انسان‌ها طبيعتي پيچيده‌ دارند و رسيدن به چنين هدفي در اصل ساده و آسان نيست. انسان‌ها هر كدام با شخصيت متفاوتي كه دارند، دنياي مجهول و مبهمي هستند. ما بايد يكديگر را با هر آنچه هستيم، بپذيريم. ازدواج يعني بالا بردن سطح بينش و آگاهي. هر چه ميزان آگاهي شما افزايش يابد، همسرتان نيز با مشاهده رشد بينش شما كمي خود را تغيير خواهد داد و بالعكس.. به اين ترتيب، دو نفر در كنار هم رشد كرده و میبالند. در واقع، كار اصلي هر يك يافتن راهي براي پرورش يافتن يكديگر است. در ازدواج كوشش، امري هميشگي است. بنابراين، به خودتان و همسرتان زياد سخت نگيريد. ۳- در زندگي روزهايي هست كه شب هنگام با عصبانيت بسيار به رختخواب میرويد و صبح دم، هنگام بيدار شدن از خواب، از روز قبل نيز عصبانیتر هستيد. شما نياز به آرامش و خونسردي بيشتري داريد. بايد به يك ديدگاه ثابت برسيد. بايد كمي به زندگیتان استراحت دهيد. هر جنگ و منازعه‌اي نياز به تنفس و استراحت دارد. يك توقف كوچك در هر دعوا به شما اعلام میكند كه ميزان عصبانيت‌تان چقدر است و تا چه مرزي پيش رفته‌ايد و چقدر آسيبب ديده‌ايد. ممكن است منازعه و دعواي شما از يك قدرنشناسي و ناسپاسي كوچك شروع شده باشد و آنقدر بيهوده رشد كرده و باليده است كه حالا از بدي لبريز شده‌ايد. وقتي چنين وضعيتي برایتان پيش آمد، فرصت يك استراحت كوتاه را از خود و همسرتان دريغ نكنيد تا بتوانيد همه چيز را بهتر ببينيد و خشم‌تان را مهار كنيد تا بر شما چيره نشود. برخي مواقع يك بحث منطقي خيلي سريع تبديل به مشاجره‌اي احمقانه میشود و به دنبال آن خطاهاي ديگر يكي بعد از ديگري به وجود میآيد. حتي، اگر بتوانيد تمركز خود را درباره يك موضوع حفظ كنيد؛ اما، باز هم در برخي از مشاجرات خشم‌تان تا زمان رفتن به رختخواب با شما میماند و شما احساس واقعي خود را خفه میكنيد. در چنين مواقعي بزرگترين ضربه‌ها به پيكره ازدواج وارد میشود. در چنين لحظاتي حتي اگر قرار باشد تمام روز بعد را نيز به مشاجره و نزاع بپردازيد، باز هم اجازه دهيد تا احساسات خشم آلودتان كمي فروكش كند و به موقعيت ثابتي برسيد تا بتوانيد كم‌كم به آرامش دست يابيد. ۴- در زندگي روزهايي هست كه ممكن است تا مدت‌ها با همسرتان نزديكي فيزيكي نداشته باشيد؛ اما، نگران نباشيد، اوضاع حتما به سامان میرسد. دوران نبود تماس‌هاي فيزيكي و روابط زناشويي در زندگي مشترك امري كاملا طبيعي است. اين دوران هرگز هميشگي نخواهد بود و البته كاملا طبيعي است كه بدن انسان پاره‌اي اوقات نياز به خواب و استراحت بيشتر داشته باشد. بهتر است در مواقعي كه به هر دليلي نمیتوانيد به مسائل زناشويي بپردازيد، دست‌كم تماس‌هاي كوچك و ساده‌تان را در روابط‌تان حفظ كنيد، مانند يك نوازش بسيار ساده و از روي محبت. ۵- در زندگي روزهايي وجود دارد كه در میيابيد پيدا كردن راهي براي با هم بودن و باهم ماندن بسيار با اهميت‌تر از يافتن راهي براي به مقصد رساندن خودتان است. به حتم، هيچ يك از ما قصد نداريم آنهايي را كه دوست‌شان داريم، آزار دهيم. اما، در بيشتر مكان‌ها و زمان‌ها حق را به خودمانن میدهيم. هر چه قدر ميزان حقي كه به خودمان میدهيم، بيشتر میشود، ميزان نارضايتي و ناخشنودي همسرمان نيز بيشتر خواهد شد. متاسفانه، با وجود دانستن اين نكته باز هم با اين تصور نادرست بقيه عمران را سپري میكنيم كه: «حق با من است.» ولي، هر چه آگاهانه‌تر رفتار كنيم و همسرمان را به خاطر هر آنچه هست، تحسين كنيم؛ به همان اندازه احترام بيشتري براي خودمان قائل شده‌ايم. در واقع، به ارزش تعادل و رضايتي كه در زندگي يافته‌ايم، پي برده‌ايم. به جاي اينكه فقط به اين نكته بپردازيم كه چقدر همسرمان اشتباه میكند، بهتر است هتاكي و بیحرمتي را كنار بگذاريم و در عوض به او بگوييم «آماده شنيدن حرف‌هايش هستيم» و يا «من اين گونه فكر نمیكردم» و بعد از آنكه با صداقت و صميميت ديدگاه‌ها و حرف‌هايش را تصديق كرديم، شنيدن حرف‌هاي ما نيز براي او آسان‌تر میشود. هنگامي كه احساس كنيم به خوبي شنيده میشويم، ديگر نياز نداريم مرتب حق را به خود بدهيم. ۶- يك ازدواج موفق به اين معني نيست كه در آن هيچ نوع بحث و جدلي نباشد بلكه ازدواجي موفق است كه در آن مرد و زن خانواده هر دو با هم تلاش كنند تا اوضاع را سامان دهند. براي يافتن تعادل در زندگي بعضي مواقع لازم است كه زن و شوهر با همدعواهاي كوچك و بزرگ نيز داشتهه باشند. زيرا، در مشاجرات فقط صدایتان را بالا نمیبريد بلكه از حقيقت‌ها با صداي بلند میگوييد؛ حقيقت‌هايي كه آنها را در سينه‌تان دفن كرده بوديد و بعد با به زبان آوردن آنها فكر و روح‌تان را آرام‌تر میكنيد، خودتان و همسرتان را بهتر میشناسيد و از نوع و كيفيت رابطه‌تان آگاه میشويد. اين مشاجرات كوچك و بزرگ كه گاهي در هر خانواده‌اي به چشم میخورد، سبب قطع شدن روابط نخواهند شد بلكه ما را قویتر و محكم‌تر میكند. ۷- در زندگي روزهايي هست كه شما در میيابيد بايد فقط خودتان را تغيير دهيد. گاهي اوقات برخي افراد فكر میكنند كه میتوانند كسي را كه دوستش دارند، عوض كنند تا به ايده‌آل‌ها و كمالات نزديك‌تر شود. زوج‌ها در ابتدا با حمايت و همدلي و بعد با داد و فرياد و اتمام حجت كردن به انجام اينن كار مبادرت میكنند و آنچنان نسبت به اعتقادشان سرسختي نشان میدهند كه گويي اين مسؤوليت بزرگ بر گردن آنها نهاده شده و هيچ كاري درست‌تر از انجام اين كار نيست. اما، غالباً تلاشي بيهوده است؛ زيرا تغيير يك انسان بالغ و دور كردن وي از عادات و باورهاي قديمیاش كه با آنها بزرگ شده يك امر غيرممكن است. ۸- اگر با ترس‌ها و ناامنیها مقابله كنيد، در میيابيد كه چه نوع شخصيتي داريد. در بيشتر موارد زوج‌ها در روزهاي نخست آشنايیشان نسبت به هم سوء‌ظن بيشتري دارند. گاهي اوقات اين سوءظن‌ها سبب برآشفتگي و مشاجره میشود. تا جايي كه از شدت عصبانيت ممكن است به طلاق هم به طور جدي فكر كنند. اما؛ اين رفتارهاي بی اساس كه اسباب تحريك زن و شوهر را فراهم میكند، چند ماه بيشتر دوام نخواهد يافت. بزرگ‌ترينن شكست‌ها در روابط زن و شوهر فرصت‌هاي طلايي است تا آنها بتوانند با خودشان روبه‌رو شوند.اگر ايرادها و كاستیهاي همسرتان را همچون مانعي بين خودتان و يك ازدواج مناسب میدانيد، كار سختي را پيش‌رو داريد. اما، اگر از كنار اشتباهات يكديگر راحت‌تر عبور میكنيد، سفر پر فراز و نشيب زندگي به سمت خودشناسي برایتان آسان‌تر خواهد شد و حين سفر، هداياي باارزشي نيز دريافت میكنيد كه يكي از آنها رسيدن به رابطه‌ای مستحكم و باثبات است. طي سفر شما ياد میگيريد كه با خودتان به مهرباني رفتار كنيد و همين رفتار را نيز با همسرتان داشته باشيد.اين يكي از عجيب‌ترين زيبايیهای ازدواج است. زندگي مشترك پر از لحظات سخت و درس‌هاي سخت است و هيچ‌كس نمیتواند شما را در طي اين راه آماده كند. اما، در نهايت همين سختیها و دشواریها است كه بزرگ‌ترين گنج‌ها را به شما هديه میدهد و عشق‌تان را نسبت به قبل عميق‌تر و قویتر میكند. منبع: زندگی آنلاین
  10. متخصصان متوجه شدند که میزان تعهد هر کدام از طرفین به ازدواج بسته به تجارب او در داخل یا خارج از رابطه زناشویی در طی زمان تغییر می کند و معمولاً یکی از همسران در خصوص ادامه زندگی مشترک تردیدهایی پیدا می کنند.در اینجا وظیفه روانشناس این است که به زوج کمک کند بهترین رابطه ای که می توانند با یکدیگر برقرار کنند را به آنها پیشنهاد دهد. یکی از کمک هایی که می توان به این گونه زوج ها انجام داد تکنیک “روز ویژه”است. تکنیک روز ویژه چیست؟ یکی از روش های مورد استفاده برای حل تعارض میان زوج ها تکنیک روز ویژه (caring days) است. در این روش مبنا بر این است که تقویت کننده ها و پاداش های دریافتی از سوی همسر نه تنها درجه خشنودی و رضایت زندگی زناشویی را بالا می برد بلکه میزان پاداش اعطایی به آن همسر را نیز تعیین می کند. بنابراین اگر هر یک از زوجین بتوانند رویدادهایی هرچند کوچک را که برای هر کدام خوشایند است و در حال حاضر در رابطه انجام نمی شوند شناسایی کرده و به حداکثر برسانند و رویدادهای ناخوشایند را نیز معلوم کنند و کاهش بدهند، نسبت پاداش به هزینه افزایش چشمگیری پیدا می کند.در این شرایط هر همسر نه تنها احساس خشنودی بیشتری می کند بلکه بیشتر علاقه مند می شود به طرف مقابلش پاداش فراوان تری بدهد.در ازدواج های ناموفق و شکست خورده هر همسر به خاطر حمایت از خود می کوشد تا هزینه های رابطه را به حداقل برساند اما در راستای تبادل پاداش ها تلاش نمی کند بنابراین عکس این قضیه صادق است. مراحل انجام تکنیک”روز ویژه” ۱-مرحله بستن قرارداد بین زوج: در این مرحله بین هر یک از زوجین قرارداد بسته می شود که هر کدام از همسران (مثلاً از طریق حفظ راز) در طی انجام این تکنیک علیه همسرش تبانی و همدستی نخواهد کرد و همچنین انتظار می رود که هر دو نفر در این فرایند درگیر شوند و در خلال دوره معینی تغییر کنند. ۲-مرحله انجام تکنیک”روز ویژه” از هر یک از زوجین خواسته می شود که هر کدام ۸ تا ۱۰ رفتاری را که دوست دارد طرف مقابل انجام دهد بنویسد سپس برگه هر زوج در اختیار زوج دیگر قرار می گیرد و از هر کدام خواسته می شود از فهرستی که همسرش نوشته سه مورد را انتخاب کرده و در هفته پیش رو به صورت روزانه انجام دهد. هر شخص باید رفتار محبت آمیز خود را مستقل از طرف مقابل اجرا نماید. بدین ترتیب او تعهدی به نام «خطر کردن مثبت» را به نمایش می گذارد و متعهد می شود حتی اگر همسرش به وظیفه اش عمل نکرد، تکلیف خود را انجام دهد. هر همسر تعداد موارد و نوع رفتار محبت آمیزی که هر روز به دیگری ارائه می دهد به عنوان «شاخص تعهدات» و رفتارهای محبت آمیزی که هر روز دریافت می کند به عنوان «شاخص لذت» ثبت کرده و در جلسه بعد به درمانگر ارائه می دهد. ملاک خواسته ها در “روزهای ویژه” تمامی درخواست ها در روزهای ویژه باید با ملاک های زیر هماهنگ باشند: در تمام درخواست ها باید از جمله مثبت استفاده شود. مثلا به جای اینکه بگوییم :‌«به من بی اعتنایی نکند» بگوییم «از من بپرسد روزم را چطور گذراندم». درخواست ها به صورت اختصاصی و شفاف مطرح شوند و از کلی گویی پرهیز شود. به عنوان مثال به جای اینکه بگوییم :‌«شب خونه باشد» بگوییم «ساعت ۸ برای شام در خانه باشد». باید مصادیق و نمونه های کوچکی از رفتارهایی باشند که روزانه دست کم یکبار امکان انجامش وجود داشته باشد و رفتارهای دور از انتظار و غیر واقع بینانه نباشند. مثلا به جای اینکه بگوییم :‌«به بچه ها یاد بده اسباب بازی شان را در مکان مناسبی بگذارند» می توانیم بگوییم «وقتی از سر کار برگشتی لطفا کمک کن بچه ها اسباب بازی شان را در جای مناسب بگذراند» نباید موضوع مورد اختلافی درخواست شود که اخیراً رخ داده و هنوز بر سر آن توافقی صورت نگرفته است. نمونه ای از فهرست درخواستی برای روز ویژه درخواست های خانم -صبح پیش از اینکه از بستر خارج شویم،به من سلام کند. -از من بپرسد چه موسیقی و چه آهنگی را دوست دارم و در ماشین همان را بگذارد. -وقتی در سرکار به او زنگ می زنم جوابگوی تلفن من باشد. -به من بگوید که دوستت دارم. -وقتی از سر کار می آید وسایلش را سرجایش بگذارد. -به من بگوید چه لباسی برای مهمانی برای من مناسب تر است. -نظرم را در مورد مطالبی که می نویسد بپرسد. -وقتی دارم چیزی می گویم با دقت به من نگاه کند. -بعد از رفتن مهمان ها در مرتب کردن خانه به من کمک کند. درخواست های مرد -خوش رو باشد و وقتی از خواب بیدار شدیم بگوید که از دیدنم خوشحال است. -وقتی مریض هستم برایم آب پرتقال بگیرد. -در ساعات کار به من زنگ بزند. -از من بخواهد که جزئیات کارم را برایش شرح دهم -وقتی رانندگی می کنم حواسش به حرف زدن من باشد. -به من بگوید که به من اهمیت می دهد. -از من بپرسد که آخر هفته دوست دارم چکار کنم و کاری که من دوست دارم انجام بدهد. -از من بخواد که در مورد کارم و مشکلاتی که در طول روز داشتم براش حرف بزنم. وقتی درخواست­ها و خواسته های همسران شفاف و روشن و بدون نیش و کنایه زدن به یکدیگر بیان شود، به مرور زمان شاهد ایجاد روابط صمیمانه تر و دلپذیرتر زوج ها خواهیم بود.این روش را در چند روز آینده زندگی زناشویی خود به کار ببرید و شاهد بهبود هرچه بیشتر روابط خود و همسرتان باشید. منبع: سپیده دانایی
  11. آنهایی که با عشق ازدواج می‌کنند، با این امید که آینده‌ای شاد در انتظارشان باشد زندگی مشترک خود را شروع می‌کنند، اما با توجه به آمار روزافزون طلاق، معلوم می‌شود زوج‌های زیادی امیدشان برباد می‌رود. زندگی زناشویی زمانی حفظ می‌شود که زوج‌ها ارتباطی موثر با هم داشته و هردو از انجام کارهایی که به رابطه‌شان آسیب می‌زند اجتناب کنند. اهمیت ندادن به همسر اگر تلاش‌ها و لطف‌های همسرتان را درک نکنید موجب دلخوری و ناامیدی او خواهید شد. نادیده گرفتن همسر و اهمیت ندادن به او از محق دانستن خود، ناشی می‌شود.همسران خودخواهی که بابت کارهای همسران‌شان قدردانی نمی‌کنند، نارضایتی و خشم پنهان را وارد زندگی خود می‌کنند. این همسران حق به جانب، هرگز تحسین و تشکر نمی‌کنند اما در عوض مدام در حال شکایت کردن و ایراد گرفتن هستند. نداشتن ارتباط عمیق و آشکار آنهایی که بلد نیستند خوب ارتباط برقرار کنند، شنونده‌های خوبی هم نیستند؛ آنها به حرف همسرشان توجهی ندارند و علاقه‌ای به چیزهایی که همسرشان بازگو می‌کند ندارند، مدام حرفش را قطع می‌کنند و سعی می‌کنند پیشاپیش حدس بزنند همسرشان چه می‌خواهد بگوید و طبق همین پیش بینی‌ها قضاوت هم می‌کنند. اما همسران عاقل و مهربان، با صداقت و روراستی ارتباط برقرار می‌کنند. وقتی همسران چیزی را که واقعا منظورشان است واضح بیان نمی‌کنند، معمولا مشکلاتی را به بار می‌آورند. زیر ِ قول زدن وفا نکردن به قول و قرارها، اطمینان و اعتماد را بین همسران نابود می‌کند. عهد و پیمان‌های شکسته، یعنی نداشتن ارتباط خوب با همسر. مخصوصا وقتی به همسرتان قول می‌دهید رازی را افشا نکنید و به این قول‌تان وفادار نمی‌مانید، در واقع به اعتماد او خیانت کرده‌اید. جر و بحث‌های ناشیانه خطاهای گذشته را یادآوری کردن حین جر و بحث، جنبه‌ی منفی گفتگوهای‌تان را تقویت می‌کند. جملاتی که با «تو همیشه» و «تو هرگز» شروع می‌شوند معمولا همسر را مورد ستیز قرار می‌دهند. از کاه کوه ساختن و یک مسئله‌ی کوچک و بی‌اهیمت را به معضلی پیچیده تبدیل کردن، تهدید به جدایی و مورد اتهام قرار دادن اعضای خانواده‌ی همسر و بحث کردن سر ِ آنها، همه و همه مقدمات یک فاجعه را فراهم می‌کنند. ناسزاگویی و خشونت بدنی، تقریبا تضمین کننده‌ی پایان رابطه هستند. عدم تقبل اصلاح اشتباه داشتن این نگرش که «من همینم که هستم، چه بخوای چه نخوای»، خودخواهی را ثابت می‌کند و نشان می‌دهد شما آنقدر به همسر و رابطه‌ی زناشویی‌تان اهمیت نمی‌دهید که برای اصلاح اشتباهات خود تلاش کنید، حتی وقتی که می‌دانید همسرتان بابت این موضوع ناراضی و آزرده است. انتقاد و عیبجویی انتقاد از همسر مخصوصا جلوی دیگران، آسیب زننده است. اگر هرگز از همسرتان تقدیر و تحسین نکنید و مکررا هم شکایت کنید و غُر بزنید و فقط از همسرتان انتظار تغییر داشته باشید، زندگی مشترک‌تان به شدت تهدید خواهد شد. مقایسه‌ی همسر با همجنس خودش هم کار خطرناکی است که می‌تواند زندگی‌تان را نابود کند. دروغ و خیانت روابط خوب بر پایه‌ی اعتماد و اطمینان قرار دارند، بنابراین دغل‌کاری و دروغ پردازی یک ضربه‌ی بزرگ بر پیکره‌ی روابط شماست. دروغ گفتن در مورد روابط گذشته و شرایط مالی فعلی، از تهدیدهایی هستند که رابطه‌ی همسران را خدشه دار می‌کنند. فریب دادن همسر، علامت قطعی خیانت و عهد شکنی است. سرکوفت زدن به همسر همسران نابالغی که هنوز نمی‌توانند مسئولیت رفتارها و کارهای خودشان را تقبل کنند معمولا زندگی‌های پردردسری دارند. آنها هرگز بابت اشتباهات خود عذرخواهی نمی‌کنند و فقط همسرشان را مقصر می‌دانند، برای رفتارهای بد خود، بهانه تراشی می‌کنند و همسرشان را متهم می‌کنند که باعث و بانی نارضایتی و ناراحتی آنهاست. سرباز زدن از رابطه‌ی جنسی رابطه‌ی جنسی عاشقانه، همسران را به یکدیگر پیوند می‌دهد. نادیده گرفتن این جنبه از زندگی زناشویی می‌تواند اساس روابط‌ تان را تحلیل ببرد. همچنین احتمال اینکه همسرتان به دنبال رابطه‌ی فیزیکی با شخص دیگری برود هم زیاد می‌شود. تفریح نکردن زوج‌هایی که فعالیت‌های مفرح ندارند، خودشان را از فرصت ِ پیوندهای عمیق‌تر با یکدیگر محروم می‌کنند. اینکه تفریحات خود را از همسرتان کاملا مجزا کنید و مدام به سرگرمی‌هایی بپردازید که وقتی برای پرداختن به علاقه مندی‌های همسرتان باقی نمی‌گذارد، به ضرر زندگی مشترک شماست. حتما برای با هم بودن و با هم خوش گذراندن وقت بگذارید و روی لذت‌های همسرتان تمرکز کنید و فرصت‌هایی را بیابید که بتوانید با هم بیشتر بخندید و شادی کنید. منبع: برترین ها
  12. مهم نیست شکل رابطه شما چگونه است، اما این مهم است که چه احساسی نسبت به رابطه خود دارید. اگر می‌خواهید بفهمید در یک رابطه سالم قرار دارید یا رابطه عاطفی، دوستی یا کاری‌تان بیمار و مخرب است باید به احساسات خودتان توجه کنید. احساسات همه چیز را به شما می‌گویند.‏ به نقل از ویژه نامه خانواده ضمیمه روزنامه اطلاعات، متاسفانه کسانی که در چرخه معیوب و بیمار رابطه قرار می‌گیرند ترجیح می‌دهند مشکلات را انکار کنند. آنها حتی احساسات خود را نادیده می‌گیرند و بهانه‌ای برای مشکلات رابطه، بدرفتاری‌ها و خشونت‌ها پیدا می‌کنند. اما همیشه انکار و امتناع کارساز نیست و ناکارآمدی رابطه و کنار آمدن با شرایط بد غیرممکن می‌شود. این سیکل معیوب باعث می‌شود فرد متوجه آنچه واقعا در رابطه می‌گذرد نباشد و خوب و بد رابطه را درست تشخیص ندهد. در نتیجه کنار آمدن با رابطه دشوارتر می‌شود.‏ انکار مشکلات رابطه چیزی را حل نمی‌کند. بهتر است رابطه‌های سمی را بشناسید و متناسب با موقعیت خود راهی برای حل مساله پیدا کنید. عشق، دوستی و همکاری بیمارگونه را رها کنید و به فکر چاره باشید.‏ زندگی با آدم پرخاشگر منفعل کسی که دچار پرخاشگری منفعل است با سکوت و تلافی‌های بی‌موقع و نامشخص شما را آزار می‌دهد. این مساله به ویژه در رابطه‌های عاشقانه دردسر ساز است. گاهی ممکن است اصلا نفهمید چرا مجازات می‌شوید. چرا کسی که عاشقش هستید با شما قهر کرده، کتاب‌هایتان را دور ریخته، یا شماره تلفن‌هایتان را پاک کرده است. مجازات و تنبیه برای کار اشتباهی که خودتان هم نمی‌دانید چیست یکی از بدترین شکل‌های آزار روحی است. آیا دائما با این نوع پرخاشگری شکنجه می‌شوید؟ شما در یک رابطه بیمار و سمی قرار دارید.‏ ‏ حسادت و بازی پیدا کردن مقصر آدمیزاد گاهی دچار حسادت می‌شود. اما اگر شما در رابطه‌ای هستید که هر لحظه در آن بخاطر حسادت متهم به کار نکرده می‌شوید. یا اگر بخاطر حسادت شدید طرف مقابل بهترین فرصت‌های زندگی‌تان را از دست داده‌اید این رابطه سمی است. فرقی نمی‌کند این رابطه یک رابطه کاری باشد یا یک دوستی و یا عاطفی باشد. حسادتی که در آن مانع پیشرفت شما بشوند و شما را متهم به اشتباه کنند تا سد راهتان شوند بیمارگونه است و باید در مقابل آن ایستاد.‏ انتقاد و تحقیر هیچ کس کامل نیست. هرچقدر به آدمی نزدیک بشوید بیشتر این موضوع را درک می‌کنید و ضعف‌ها یا اشتباهات را بهتر می‌شناسید. به همین ترتیب دیگران هم بیشتر متوجه ضعف‌ها و خطاها می‌شوند. بعید نیست در یک رابطه صمیمی یا عاطفی برای اصلاح امور و بهبود رابطه کسی به شما انتقاد کند. کسی با انتقاد کردن مشکل ندارد. اما اگر انتقاد راهی برای تحقیر و خوارکردن دیگری باشد دیگر نمی‌توان آن را خوشایند و از روی حسن نیت قلمداد کرد. اگر بارها زیر بار انتقادهای کوبنده و تحقیر‌آمیز خرد شده‌اید. اگر احساس می‌کنید بی‌ارزش، سطحی وبی‌اهمیت هستید باید بدانید که این احساسات حقیقت ندارند. چیزی که حقیقت دارد قرار گرفتن شما در یک رابطه مسموم است.‏ جر و بحث بدون برقراری ارتباط ‏ غرولند و جرو بحث با عزیزترین همراه یا دوست و همکار طبیعی است. این بسیار عادی است که گاهی از دست هم ناراحت شوید و بر سر موضوعی بحث کنید. اما اگر در این جروبحث‌ها تعاملی خوشایند شکل نگیرد و شما همواره بحث‌های بی‌نتیجه، همراه با توهین، فحاشی یا تحقیر داشته باشید این زنگ خطری برای رابطه است.‏ انرژی منفی خیلی مهم است که در کنار دیگران احساس آرامش و راحتی کنید. اگر در کنار کسی هستید که شما را می‌ترساند، باعث خستگی و بی حوصلگی‌تان می‌شود و وجودش انتقال دهنده همه انرژی‌های منفی است یعنی آدم درستی را برای رابطه انتخاب نکرده‌اید. انرژی منفی دیگران روی سلامت روان، جسم و احساسات‌تان اثر می‌گذارد. واقعا چه لزومی دارد در ارتباطی قرار بگیرید که باعث نگرانی و اضطراب می‌شود؟ پرهیز از یکدیگر ما در مورد حریم خصوصی حرف نمی‌زنیم. اگر تا جایی که ممکن است از همسر، دوست یا همکارتان پرهیز می‌کنید و از او فراری هستید باید کمی بیشتر در مورد این رابطه تامل کنید. این اصلا عادی نیست که ترجیح بدهید از تعاملات روزمره روی‌ برگردانید و به خلوت و تنهایی خودتان بروید. حقیقت این است که چیزی در این رابطه آزارتان می‌دهد. اگر این مساله آنقدر آزاردهنده است که باعث فرار شما شده چرا این رابطه را ادامه می‌دهید. خودتان نیستید رابطه‌ای که مجبور هستید خود و احساساتتان را سانسور کنید، در آن نمایش بازی کنید، رفتار و یا باورهایتان را به اجبار تغییر بدهید رابطه سالمی نیست. اگر کسی شما را همانطور که هستید نمی‌خواهد و شما را وادار به دروغ، تظاهر و ریاکاری می‌کند قدری بیشتر تامل کنید. هیچ چیز بدتر از آن نیست که در رابطه‌ای اسیر شوید و نقاب بزنید.‏ فقط به فکر خوشحال کردن دیگری هستید خیلی خوب است که دیگران را خوشحال کنید و رضایت خاطر آنها را در موارد مختلف لحاظ کنید. اما این اصلا درست نیست که فقط در حال ارائه خدمات برای خوشحالی دیگران باشید. سهم شما با کسی که با او در رابطه عاطفی و دوستی هستید برابر است. اگر چیزی دریافت نمی‌کنید، خوشحال نمی‌شوید و دیگران باعث خوشحالی شما نمی‌شوند این رابطه سالم نیست.‏ گذشته رابطه آزارتان می‌دهد اگر مرور خاطرات هرگز چیز خوشایندی را به یادتان نمی‌آورد این زنگ خطری برای رابطه است. ممکن است اشتباهاتی رخ داده باشند که به سختی توانسته باشید فراموششان کنید. اما اگر چشم‌هایتان را می‌بندید و هیچ تصویر شیرین و خاطره زیبایی را به یاد نمی آورید، اگر از فکر کردن به گذشته هراس دارید و هیچ امیدی برای بهبود آن در آینده هم نمی‌بینید این رابطه مسموم و خطرناک است.‏ اگر همواره دروغ می‌شنوید در یک رابطه سالم دلیلی برای پنهان کاری و دروغگویی وجود ندارد. به طور معمول هر آدمی چیزهایی بسیار شخصی دارد که ترجیح می‌دهد آنها را بازگو نکند. اما اگر شما در رابطه‌ای هستید که دائما برای چیزهای کوچک و بزرگ بی‌دلیل دروغ می‌شنوید احتمالا با یک دروغگوی مرضی سرو کار دارید. همراهی و معاشرت با یک دروغگو بسیار سخت و ترسناک است.‏ پیدا کردن رابطه سالم و درست کار سختی است. کمی که دقت کنید متوجه می‌شوید خیلی از رابطه‌ها مسموم هستند. برخی از روابط مسموم قابل کنترل و پرهیز هستند. اما زندگی در کنار آدمی که باعث خوشی و آرامش‌تان نمی‌شود، یا دوستی با کسی که بیش از اندازه دروغ‌گو، منتقد یا حسود است و همکاری با آدمی که همواره انرژی منفی می‌دهد اصلا کار آسانی نیست. ‏ مشکل را بشناسید و راه چاره‌ای برای آن پیدا کنید. گاهی راه چاره حذف آدم‌های مسموم است، در مواردی باید فاصله ایجاد کنید و در مواردی هم باید با روش‌های هوشمندانه بدون اینکه آسیب ببینید با آدم سمی کنار بیایید. مهم این است که بفهمید چرا در رابطه‌ای خوشحال نیستید و اینقدر آزار می‌بینید.‏ منبع: سلامت نیوز
  13. جادوی کلمات در روابط با همسرتان را شوخی نگیرید. حرف‌های شما و حسی که برای او ایجاد می‌کند می‌تواند آنقدر تأثیرگذار باشد که زندگی‌تان را متحول کند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری دو، حرف‌هایی که در کنار رفتار مناسب شما به همسرتان قشنگ‌ترین حس‌ها را می‌دهد و عشق شما را در قلبش تثبیت می‌کند. شما نیاز دارید تا همسرتان را بشناسید و به مرور زمان جملات خاص خود او را پیدا کنید نه فقط جملاتی که جنبه عمومی دارد و بیشتر افراد از شنیدن آنها خوشحال می‌شوند. این جملات را به همسرتان بگویید و با گفتنش زیر پوست زندگی مشترکتان خون تازه‌ای تزریق کنید. در ادامه همراه بنیانا باشید تا بدانیم چگونه زن و شوهری صمیمی باشیم ؟ آقایان اینگونه حرف بزنند 1- دوستت دارم، همین خانم‌ها به شنیدن جملات عاشقانه نیاز دارند. این جملات و کلمات مانند کوهی از انرژی می‌تواند بدترین شرایط و حال‌شان را به بهترین شکل ممکن تغییر دهد. فکر نکنید اگر سن و سالی از آنها گذشته یا مشغول زندگی و تربیت بچه‌ها هستند دیگر شنیدن دوستت دارم، حال و هوای‌شان را بهاری نمی‌کند. همسرتان می‌داند چه جایگاهی در قلب و زندگی شما دارد اما وقتی با کلماتی ساده به او می‌گویید که چقدر برای‌تان مهم است، خستگی تمام روز را از تنش به در می‌کنید. پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «این سخن مرد که به همسرش بگوید تو را دوست دارم، هرگز از قلب همسرش خارج نخواهد شد». می‌توانید آزمایش کنید. یک‌بار که همسرتان چندان سر حال نبود وحس کردید از چیزی دلخور است یا حوصله ندارد، به او جملات عاطفی بگویید؛ مثلا بگویید که از بودنش در زندگی‌تان راضی هستید و خدا را به‌خاطر داشتنش شکر می‌کنید. یا خیلی ساده و آرام بگویید که دوستت دارم.خودتان نتیجه‌اش را خواهید دید. 2- تعریف‌های عاشقانه تعریف و تمجید می‌تواند همسرتان را شاد و خوشحال کند، رضایت او را از کنار شما بودن بالا ببرد و کاری کند که حس اعتماد به‌نفسش بیشتر شده و طوری رفتار کند که تعریف‌های شما ثابت شود.البته تعریف‌های اغراق گونه و غیرواقعی، دلچسب نیست اما می‌توانید با نگاه مثبت بیشتری نگاه کنید و خوبی‌هایی که حتما در شریک زندگی‌تان وجود دارد را ببینید وبا صدای بلند به او بگویید. اگر امشب غذایش خیلی خوشمزه شده، سر سفره و مقابل بچه‌ها بر این نکته تأکید کنید اگر خانه‌تان منظم است، همسرتان خوش لباس است، رنگ موی جدیدش زیباترش کرده ومهربانی‌اش را دوست دارید، حتما به او بگویید. در خلوت‌تان این کار را انجام دهید و در مقابل دیگران هم فکر نکنید تعریف از همسرتان کار اشتباهی است. وقتی مهمان دارید، غذا که تمام می‌شود شما هم از پذیرایی و دستپختش تعریف کنید. مقابل خانواده‌تان از خوبی‌های او بگویید.تعریف‌های ساده و واقعی شما برای همسرتان بسیار دوست‌داشتنی خواهد بود. 3- من هستم، نگران نباش داشتن مردی که بلد است چگونه حس امنیت را در قلب همسرش ایجاد کند، یکی از بزرگ‌ترین عوامل ایجاد خوشبختی در زندگی یک زن است؛ مردی که می‌تواند کارها را سرو سامان دهد و حضورش به معنی آرامش است. شما برای ایجاد این حس، علاوه بر اینکه نیاز دارید که واقعا حمایتگر باشید، باید به همسرتان در قالب کلمات بفهمانید که کنارش هستید، کمکش می‌کنید و همه‌چیز تحت کنترل‌تان خواهد بود. اینکه امکانات را برای او فراهم می‌کنید به تنهایی کافی نیست، وقتی مضطرب است و نگران چیزی است، گفتن یک جمله ساده «من هستم، از چیزی نترس» بخش زیادی از دلشوره‌های او را از بین می‌برد. درست است شنیدن جملات عاشقانه برای زنان حیاتی است اما حرف‌های مردانه شما آرامش بیشتری را به او هدیه می‌دهد. خانم‌ها اینگونه حرف بزنند 1- تشکر با قشنگ‌ترین کلمات وقتی همسرتان کارهای مردانه‌اش را انجام می‌دهد، پیش خودتان نگویید به وظیفه‌اش عمل کرده و نیازی به تشکر نیست. فکر نکنید مردتان به‌خاطر دست‌های قوی و توانایی‌های مردانه‌اش نیازی به شنیدن تشکر ندارد. در ازای هر قدمی که برای شما و زندگی مشترک‌تان برمی‌دارد، از او تشکر کنید. به او بفهمانید متوجه هستید که برای شما چه کارهایی انجام می‌دهد. یک مرد هر قدر هم که قوی باشد و خود را بی‌نیاز از اینگونه جملات نشان دهد بازهم درون خود دوست دارد که توسط همسرش دیده شده و از کارها و خدماتش قدردانی شود.جملات ساده‌ای مانند: ممنون که مرا صبح‌ها تا ایستگاه می‌رسانی، متشکرم که با تمام خستگی ات خریدهای خانه را انجام می‌دهی و جملات ساده‌ای که نشان‌دهنده قدردانی شماست، برای او بسیار انرژی‌بخش خواهد بود. توانایی تشکر کردن از دیگران از چیزهایی است که به آن سفارش شده‌ایم. امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «روز قیامت، خداوند متعال به بعضی از بندگانش می‌گوید: آیا شکر فلان کس را به‌جای آوردی؟ عرض می‌کند: پروردگارا! من شکر تو را به جای آوردم. خداوند می‌فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم به جا نیاورده‌ای!» سپس می‌فرمایند: شکرگزارترین شما در پیشگاه خدا کسی است که از نعمت‌ها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شکرگزاری را به عمل آورد. پس این نکته را از خانه خود شروع کنید. 2- ابرمرد زندگی من یکی از نیازهای روحی مردانه که باید برآورده شود تا شما با چشمان خودتان ببینید یک مرد تا چه حد می‌تواند حمایتگر، مؤثر و دوست‌داشتنی باشد، این است که حس کند ابرمرد زندگی همسرش است. بداند در نگاه شریک زندگی‌اش تکرار نشدنی است وشما به‌عنوان همسر او اعتقاد دارید بهترین مرد دنیا در کنارتان هست. اینکه هر آدمی مشکلاتی دارد و هیچ‌کس گل بی‌عیب نیست را همه قبول دارند اما حتما شنیده‌اید که «اگر در دیده مجنون‌نشینی/ به غیراز خوبی لیلی نبینی». مهم این است مرد زندگی‌تان بداند در نگاه شما بهترین انتخاب بوده و خواهد بود. به او بگویید که قوی و قابل اتکاست و دنیای‌تان بدون او چیز بزرگی کم دارد؛ چیزی مانند یک حامی مهربان برای تمام لحظات زندگی. 3- به تو افتخار می‌کنم به همسرتان در موقعیت‌های مختلف نشان دهید که به او افتخار می‌کنید و این را نه‌تنها از دیگران مخفی نمی‌کنید بلکه با کمال میل نشان می‌دهید که بهترین مرد دنیا شریک زندگی شماست. خوب است بعضی وقت‌ها بی‌بهانه و خیلی ساده به او بگویید که به او و بودنش افتخار می‌کنید و گاهی هم دنبال موقعیت‌هایی باشید که مقابل چشم همسرتان این را به دیگران هم بگویید. یک آقا وقتی متوجه می‌شود همسرش در مقابل دیگران از او تعریف کرده و اعتراف می‌کند زندگی در کنارش بسیار لذتبخش است، احساس غرور خواهد کرد و کسی که این حس را به او هدیه داده همیشه در دلش باقی می‌ماند. نیازی به نقش بازی‌کردن نیست، خوب به همسرتان دقت کنید، نکات زیادی دارد که می‌توانید به آنها افتخار کنید و با بیان آن، او را به سمت بهتر شدن سوق دهید. منبع: سلامت نیوز
  14. sajjad

    جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.» حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟» جوان گفت: «آری.» حکیم گفت: «اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.» جوان با تعجب پرسید: «چرا چنین سخنی می‌گویی؟» حکیم گفت: «چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟» جوان گفت: «آری.» حکیم گفت: «مراقب چشمانت باش.»
  15. sajjad

    نام رمان: عمارت ﻋﺸﻖ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه : مهسا ۶۹ و فروزان ۷۰ تعداد صفحات کتاب : پی دی اف ۱۲۳۸ جار خلاصه: ”داستان در مورد دختریه به اسم مهسا که۶ ساله خانوادشو از دست داده…بهترین دوست وحامی زندگیش براش کاری تو یه عمارت قدیمی پیدا میکنه …عمارت سفیدو بزرگی که رازی رو توی خودش پنهون کرده… پسری به نام نیما…ارباب کوچک عمارت، به کمک مهسا این راز رو کشف میکنه وخودش توی همین راز غرق میشه… پایان خوش…” چشمــات پر اميدن،احساس قشنگي رو بهم ميدن تو روز و روزگاري كه دلم ميخواست يكي ببينتم،حال منو ديدن قلبم پر احساسه،ببين چقدر رو دوري تو حساسه هميشه وقت دلتنگي تو اين دنيا،بجز تو هيچكسو ديگه نميشناسه آرومم…دنيا رو نميدونم ... دانلود با فرمت پی دی اف | ۳ مگابایت فایل صوتی به زودی ...
  16. جمله‌ های منفی به راحتی ازدواج‌هایی که سالیان سال ادامه داشته‌اند را ویران می‌کند. اگر ارتباط و احترام بین شما و همسرتان ضعیف‌تر شده است، احتمالاً نگران زندگی‌ زناشوییتان شده‌اید. برای داشتن ازدواجی بادوام، محکم و شاد، سه چیز باید بین شما ماندگار باشد: ارتباط کلامی، احترام متقابل و تعهد. اگر شوهر شما مدام این جملات را به زبان می‌آورد، راحت با او درمورد احساسی که این جملات در شما ایجاد می‌کند، با او حرف بزنید. او باید درکتان کند و به احساسات و نظرات شما احترام بگذارد. ۱. «حوصله‌ام سر رفته!» گاهی اوقات ایجاد تغییر و وقفه در برنامه‌ عادی روزانه خیلی خوب است. از خودتان بپرسید که آیا از برنامه عادی‌تان در رابطه راضی هستید؟ فکر می‌کنید شوهرتان راضی است؟ خیلی مهم است که هر از گاهی برنامه‌ها و فعالیت‌های متفاوتی در رابطه‌تان داشته باشید تا عشقتان قوی‌تر شده و ارتباط احساسی بینتان عمیق‌تر شود. ۲. «تو هیچوقت حرف‌های منو نمی‌فهمی» یا «تو منو درک نمیکنی» زن‌ها و مردها به طریقی متفاوت فکر می‌کنند. به همین دلیل گاهی اوقات ارتباط بین یک زوج پیچیده می‌شود. اگر شوهر شما شکایت دارد که شما هیچوقت حرف او را متوجه نمی‌شوید یا درکش نمی‌کنید، وقت بگذارید و خوب به حرف‌هایش گوش کنید. خوب گوش کردن برای دوام هر رابطه‌ای اهمیت دارد. ۳. «تو هیچوقت عوض نمیشی» تغییر سخت است. اما اگر شوهر شما مدام شکایت دارد که شما قادر به عوض شدن نیستید، با او درمورد اینکه چرا کارهایی که مورد پسند او نیست را آنطور انجام می‌دهید. حرف زدن درمورد این موضوعات و استدلال منطقی شما باعث خواهد شد که درکتان کند. ۴. «تو چرا مثل …. نیستی؟» مقایسه کردن روابط را ویران می‌کند. اگر شوهر شما مدام شما را با مادر، دوستان، خواهرها یا زنان دیگر مقایسه می‌کند، یعنی به آنچه هستید ارزش نمی‌گذارد. به این وضعیت خوب فکر کنید و تصمیمی بگیرید که برای سلامتی و خوشبختی‌تان بهتر باشد. ۵. «تو دیگه اون آدمی که من عاشقش شدم نیستی» تغییرات فیزیکی، احساسی و عقلانی با گذشت زمان ایجاد می‌شود. اگر شوهرتان مدام از این جمله استفاده می‌کند، متوجه نیست که خودش هم دیگر آن فردی که شما عاشقش شده بودید نیست. غیرممکن است که در طول سال‌ها هیچ تغییری نکنید. برای داشتن ازدواجی موفق، شما باید هر دو کنار هم رشد کرده و تغییر کنید و بعنوان یک زوج به این تغییرات همدیگر احترام بگذارید. ۶. «هر چی تو بگی درسته» یا «هر جور خودت دوست داری» این عبارات نشاندهنده فقدان علاقه به کارهای شماست. دلیلش این نیست که شما بر رابطه مسلط هستید و او تابع نظرات شماست. دقیقاً برعکس! این رفتار ادامه‌دار نشاندهنده فقدان علاقه و هیجان در ازدواج شماست. رمز داشتن ازدواجی موفق، رسیدگی به مسائل جزئی و کوچک نیست، بلکه اعتماد کردن به هم و حرف زدن با همدیگر است. برای حل مشکلاتتان با هم وقت بگذارید تا بتوانید زندگی شاد را کنار هم تجربه کنید. منبع: مردمان منبع مقاله : familyshare.com مترجم : زینب آرمند
  17. گفتن “دوستت دارم” معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت “دوستت دارم” را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد. راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟ ۱- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد. به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود. همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم. بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن “دوستت دارم” نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود. متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: “مرسی از اینکه…..را انجام دای” و یا “از تو سپاسگزاری می کنم که…..” و یا “من تو را تحسین می کنم که……..” سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید. ۲- کاری کنید که احساس کند شماره یک است سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی. هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید. با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود. می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن “دوستت دارم” کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست. این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید. ۳- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند “دوستت دارم” را به طرف مقابل اثبات کند. مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید. با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید. به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید. ۴- همه چیز او باشید چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید. حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید. سعی کنید که همه این نقش ها را به طور ۱۰۰% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند. در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید. اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه “دوستت دارمی” به او اثبات میکند که دوستش می دارید. زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد. خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید. منبع: مردمان
  18. زن‌هایی که اشک‌های فرزندشان را از روی صورتشان پاک می‌کنند، زن‌هایی که بدون کوچکترین خودخواهی هر روز را بدون هیچ چشمداشت تشکر یا قدردانی خدمت می‌کنند، آنهایی که کار بیرون و تربیت بچه‌ها را همزمان اداره می‌کنند، زن‌هایی هم شوهرانشان را می‌پرستند، زن‌هایی که حواسشان به خواسته‌ها و نیازهای همه به جز خودشان هست. آنها زن‌هایی هستند که با آرامش در حال گرداندن جهان‌اند. و اگر شما که این مقاله را می‌خوانید یک زن هستید، منظورمان خود شما هستید. نگاه چشمانتان را خیلی خوب می‌شناسم. می‌دانم چه معنی دارد وقتی همه چیزت را می‌دهی و هیچوقت تصور نمی‌کنی که کافی بوده است. می‌دانم چه حسی دارد وقتی بیدار شوی و به این فکر کنی که تا آخر روز را با این حجم کار چطور باید سپری کنی. فقط باید بدانید که شما تنها نیستید. شوهرها با شما هستم. ما به شما نیاز داریم. ما می‌دانیم که نمی‌توانیم مسیر زندگی را به تنها طی کنیم. وقتی بیفتیم، به شما نیاز داریم که بلندمان کرده و کمکمان کنید که سر پا بایستیم. به شما نیاز داریم که اشک را از روی گونه‌هایمان پاک کنید و آنقدر سفت در آغوشمان بگیرید که دیگر حتی نفس کشیدن برایمان سخت شود. به شما نیاز داریم که قوتی تحمل کردن زندگی سخت شد، آراممان کنید. شاید برای مردها سخت باشد که بدانند چه باید بکنند. می‌دانم که گاهی پیدا کردن جملات درست کار سختی می‌شود. ما می‌خواهیم به شما کمک کنیم که کمکمان کنید. به همین دلیل از زنان سراسر دنیا خواستم که تصورشان را درمورد اینکه چطور شوهرانشان می‌توانند در زمان‌های سختی و استرس کمکشان کنند، بگویند. امیدوارم که این ایده‌ها برای شما هم مفید باشد. ۱. از مسئولیت‌های او آگاه باشید. چه همسرتان سر کار برود و چه خانه‌دار باشد، آیا می‌دانید که روزش را چطور سپری می‌کند؟ اگر نمی‌دانید از او بپرسید. برنامه کاری روزانه او مطمئناً پر از انبوه کارهایی فرای زمان و انرژی اوست. حواستان به نیازهای او باشد و ازخودگذشتگی‌هایش را قدردان باشید. ۲. قبل از عصبانی شدن خودتان را وارد جریان کنید. بهترین زمان برای کمک کردن به همسرتان همین الان است. نباید منتظر بنشینید که ناامید و سرخورده و درهم‌شکسته شود تا به دادش برسید. ۳. شرکت‌کننده‌ای فعال باشید. برای بچه‌دار شدن به دو نفر نیاز است. برای خوب بودن یک ازدواج هم به مشارکت هر دو نفر نیاز است. اداره خانه هم دو نفر می‌خواهد. سعی کنید در هر مرحله از زندگی خانواده‌اید فعال باشید. کار کردن سخت است ولی وضعیت کاری‌تان به شما این اجازه را نمی‌دهد که از بار مسئولیت‌های خانه شانه خالی کنید. ۴. سعی نکنید مشکلاتش را حل کنید. فقط گوش کنید. این تنها کاری است که لازم است انجام دهید. و اگر بخواهد راه‌حلی برایش پیدا کنید، مطمئن باشید که خودش از شما می‌خواهد. ۵. در آغوشش بگیرید. بچه‌ها را به کاری سرگرم کنید و بعد همسرتان را در آغوش بگیرید و به او بگویید که چه اندازه دوستش دارید. او را محکم در آغوش بگیرید و بگذارید اگر خواست در آغوشتان گریه کند. ۶. بگذارید تا زمانی که می‌خواهد برایتان حرف بزند. گاهی‌اوقات بهترین راه برای انگیزه یافتن دوباره یک زن این است که همه افکارش را بیرون بریزد. بگذارید همسرتان درمورد احساسات و مشکلات خود با شما حرف بزند. با او همدلی کنید. خوب به حرف‌هایش گوش دهیداز او سوال بپرسید و کاملاً فعالانه با او گفتگو کنید. ۷. شریکش باشید. ازدواج یعنی شریک شدن یک زندگی با هم. یعنی به دوش کشیدن دشواری‌های زندگی همدیگر. یعنی گریه کردن با هم، خندیدن با هم. یعنی حمایت کردن از همدیگر در مواقع سختی. ازدواج یعنی دوست، پشتیبان و عاشق هم بودن. شما فقط دو انسان که با هم زندگی می‌کنند نیستید، شما یک اتحاد زیبا از دو انسانی هستید که می‌خواهند تا آخر عمر همدیگر را دوست داشته باشند. ۸. به او امید بدهید. تشویقش کنید. به او بگویید که چه ویژگی‌هایش را دوست دارید. کاری کنید نقاط مثبت را هر موقعیتی ببیند. وقتی ناامید و خسته است، به او امید و انگیزه‌ی دوباره دهید. ۹. مفید باشید. عادت کنید همیشه چشمتان به دور و بر خانه باشد تا چیزی که نیاز به تعمیر دارد را درست کنید. آیا ظرف‌شویی پر از ظرف است؟ لازم است سگتان را برای پیاده‌روی بیرون ببرید؟ لامپ‌های لوستر سوخته است؟ نباید صبر کنید تا همسرتان به شما بگوید، خودتان زودتر دست به کار شوید! ۱۰. بگذارید یک روز را فقط مختص خودش داشته باشد. هیچ چیز بیشتر از یک مانیکور، پدیکور، اصلاح موها، ماساژ و یک لباس جدید به خانم‌ها حس خوب نمی‌دهد. بگذارید یک روز دیرتر از خواب بیدار شود، یک حمام داغ بکند و تا آخر روز را تنها به کارهایی که خودش دوست دارد سپری کند. از او حمایت کنید و سعی کنید کارهای روزانه‌اش را آن روز به گردن بگیرید تا او بتواند بدون دغدغه به خودش برسد. ۱۱، برایش دعا کنید. درست قبل از خواب، با هم کنار تختتان زانو بزنید و دست در دست‌های همدیگر دعا کنید. به خدا بگویید تا چه اندازه همسرتان را دوست دارید و بگذارید بداند که چه چیزهایی را در او تحسین می‌کنید. از خداوند کمک بخواهید. از او بخواهید که نشانتان دهد که چطور می‌تواند همسر بهتری باشید و از خداوند برای همسرتان آرامش بخواهید. ۱۲. از او بپرسید که چطور می‌توانید به او کمک کنید. همسرتان می‌داند که شما برای کمک کردن به او چه می‌توانید بکنید. مطمئن باشید خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنید خوشحال خواهد شد. چون می‌دانید چرا؟ او هم شما را خیلی دوست دارد و هر روز برای کمک‌هایی که به او می‌کنید قدردانتان خواهد بود. منبع مقاله : familyshare.com مترجم : زینب آرمند منبع: مردمان
  19. sajjad

    شما توی این قسمت میتونید عکس های پروفایلتون رو به اشتراک بگذارید. عکس ها بعدا به گالری انتقال داده میشنوند. شرایط عکس هایی که قبول میشوند: 1- تبلیغ بیش از حد نداشته باشد. 2- کیفیت قابل قبولی داشته باشد. 3- محتوی درستی داشته باشد. 4- درصورت امکان اندازه مربعی داشته باشد. (طول و عرض یکسان مثلا 512*512) 5-عنوان و توضیح کوتاهی برای عکس بنویسید.
  20. در پست قبل و در بخش اول این پست راجع به یک سری راهکار درباره‌یفراموش کردن کسی که به هر نحوی از دست داده‌ایم صحبت کردیم. این پست ادامه‌ی پست قبلی است و راهکارهای بیشتری را در این باره به شما نشان می‌دهد. ترفندهای ذهنی برای گذشتن و فراموش کردن ۱-رابطه ی خود را به شکل یک امتحان یا آزمایش ببینید تمام اطلاعات مربوط به رابطه ی شکست خورده تان را بررسی کنید. مشکلات کجا بوجود آمدند؟ مطالعات نشان داده اند که وقتی به رابطه تان از لحاظ علمی نگاه می کنید به شما کمک می کند که بهتر همه چیز را متوجه شوید و پس از جدایی سریع تر بهبود پیدا کنید. یک گام به عقب بردارید و ببینید چه عواملی باعث این جدایی شده اند؟ فقط در نظر داشته باشید که برای این کارها زیادی وقت صرف نکنید چراکه قرار است از این اتفاق درس گرفته و تجربه کسب کنید نه اینکه خود را برای این اشتباهات سرزنش کرده و آزار دهید. در حین این قضیه ی فکر کردن قرار نیست صرفا بر روی چیزهایی که در آن ها اشتباه کرده اید تمرکز کنید و خود را مقصر بدانید! نتیجه گیری می تواند به شکلی ساده تر باشد مثلا« ما کاملا آدم های متفاوتی بودیم و اهداف متفاوتی داشتیم». ۲- درس بگیرید اگر به اشتباهاتتان در زندگی به منزله ی فرصتی برای یادگیری نگاه کنید، پذیرفتن آنها آسان تر می شود. پایان رابطه تان را به عنوان فرصتی در نظر بگیرید که بینش های جدیدی را در شما ایجاد می کند. اینکه بعد از اتمام یک رابطه احساس کنید وقتتان را تلف کرده اید طبیعی است. اما اگر رابطه تان را به عنوان تجربه ای که می توانید از آن درس بگیرید در نظر بگیرید دیگر وقت تلف کردن نبوده! چراکه چیزهایی که باعث رشد و یادگیری شما می شوند وقت تلف کردن حساب نمی شوند. ۳- مفهوم خودتان بودن را از او جدا کنید وقتی کسی که دوست دارید را از دست می دهید، شاید حس کنید که نیمی از خودتان را از دست داده اید. اما این کار می تواند به شما در بازسازی خودتان جدا و بدون فرد دیگر کمک کند. می توانید برای کمک به این پروسه، پاسخ سوال «من چه کسی هستم ؟» را برای خودتان یادداشت کنید. ۴- خودتان را از فکر کردن به او منع نکنید مطالعات نشان داده اند اینکه خودتان را از فکر کردن به آن شخص منع کنید باعث می شود بیشتر به او فکر کنید. بجای اینکه به خودتان بگویید « راجبش فکر نکن تو قراره فراموشش کنی»، زمانیکه فکرتان به سمت او می رود به آٰرامی به خودتان یادآوری کنید که او دیگر بخشی از زندگی شما نیست و سپس توجهتان را معطوف به کاری کنید که فایده ای برایتان دارد. ۵- چند دقیقه در روز را به فکر کردن راجع به او اختصاص دهید وقتی کسی که دوست داریم ما را ترک میکند، ذهنمان مدام درگیر افکاری راجع به او می شود. اینکه به خودتان بگویید «راجبش فکر نکن!» جواب نمی دهد، بلکه باید بگویید « الان وقتش نیست، بعدا!» وقتی فکری درباره ی او به ذهنتان خطور کرد، آن را پس بزنید و به خودتان بگویید که وقتی زمانی که برای فکر کردن به او در روز تعیین کرده اید برسد، به آن فکر خواهید کرد. وقتی زمان مشخص شده رسید، می توانید آرام بنشینیدو هرچقدر خواستید راجع به او فکر کنید. تایمر تنظیم کنید تا زمان دستتان باشد و بیشتر از زمان مشخص شده فکر نکنید. می توانید این زمان را بصورت روزانه ۱۰ دقیقه صبح و ۱۰ دقیقه شب تنظیم کنید. سعی کنید او آخرین چیزی نباشد که شب ها قبل از خواب به آن فکر می کنید. اگر امکانش هست، قبل از خواب یک کتاب جذاب بخوانید یا یوگا انجام دهید. افکار راجع به آن شخص ممکن است باز هم به ذهنتان بیایند اما به آنها بگویید که در زمان بعدی که مشخص کرده اید به آنها رسیدگی خواهید کرد. ۶- خودتان را در حال گذشتن از او تصور کنید یک جای راحت بنشینید و سعی کنید جعبه ای را در مقابلتان تجسم کنید. تمام خاطراتتان را داخل جعبه بگذارید و دست آخر درپوش آن را هم بگذارید.جعبه ی خیالی را در دستتان نگه دارید و سپس نابودش کنید. وقتی افکار دوباره به ذهنتان برگشتند، به خودتان بگویید « نه! من این فکرها رو قبلا نابود کردم» و به سرعت سعی کنید که به چیز دیگری فکر کنید. ۷- در لحظه زندگی کنید هر روز سعی کنید بر لحظه ی حال تمرکز کنید. ساکن بودن در گذشته و آینده می تواند شما را به مدت طولانی در فکر و خیال ببرد. این کار خوبی نیست، چون تنها زمانی که در دست دارید و کاری از دستتان بر می آید همین لحظه ی حال است. اینکه اهدافی داشته باشید و در مسیر رسیدن به این اهداف حرکت کنید مسئله ی مهمی است. اما لازم نیست مدام به این اهداف فکر کنید. اگر این کار را انجام دهید ممکن است حواستان به کلی پرت آینده شود و کارهایی را که در لحظه ی حال برای رسیدن به آن هداف در آینده باید انجام دهید را فراموش کنید. مطمئنا دلتان نمی خواهد که یک سال دیگر که به عقب نگاه می کنید ببینید که سال گذشته را فقط به خاطر اینکه راجع به رابطه ی از دست داده تان ناراحت ودپرس بوده اید از دست داده اید و هیچ کار مفیدی نکرده اید! ۸- لبخند بزنید مطالعات نشان داده اند که عمل ساده ی لبخند زدن، حتی وقتی ناراحت هستید، می تواند به شما کمک کند که حال بهتری داشته باشید. همین الان امتحان کنید! فقط گوشه ی لبتان را بالا ببرید و ۳۰ ثانیه در همین حالت بمانید. اگر واقعا نمی توانید لبخند بزنید سعی کنید فیلم های خنده دار یا استندآپ کمدی نگاه کنید تا هرچند کم، اما لبخند بر چهره تان بیاورید. در این راه به خودتان کمک کنید ۱- راه و روش خود را پیاده کنید. سعی کنید کارهایی انجام دهید که مانع از وسوسه شدن شما برای تماس با شخص مورد نظر باشد. سعی کنید بیستر برای شب ها برنامه ریزی کنید، یعنی وقت هایی که بیشتر از همیشه دلتنگ او خواهید شد! اگر آخر هفته ها احساس تنهایی می کنید و دوست دارید به او زنگ بزنید، پس برای آخر هفته تان هم برنامه ریزی کنید! برای سرگرم شدن و مشغول نگه داشتن خودتان برنامه ریزی کرده و در لحظه زندگی کنید.۲- با دیگران وقت بگذرانید۲- با دیگران وقت بگذرانید ۲- با دیگران وقت بگذرانید معاشرت کنید و سرگرمی های جدید انجام بدهید یا اصلا همان سرگرمی های قبلی را دنبال کنید. کلید انجام این کار این است که بدون حضور کسی که دوستش دارید خوش بگذرانید. شاید این کار غیرممکن بنظر برسد اما شدنی است. شما باید برای تغییر حال و هوایتان دست بکار شوید وگرنه در همین وضعیت فعلی گیر می کنید و به افسردگی مبتلا می شوید! سرگرمی های انتخابی شما می توانند این ها باشند: موسیقی، هنر، ورزش، مطالعه، فیلم دیدن، بازی، آشپزی، سر زدن به جاهای مختلف و غیره. ۳- به چیز های جدید وابسته شوید متخصصین می گویند که بهترین راه برای از بین بردن عادات قدیمی، روی آوردن به عادات جدید است! یک سرگرمی جدید پیدا کنید و یا کارهایی که همیشه دوست داشتید انجام بدهید را انجام دهید. وقتی احساس ناراحتی و دلتنگی کردید، انرژی تان را به سرگرمی جدیدتان منتقل کرده و به عشق از دست رفته تان فکر نکنید. توجه داشته باشید این به این معنا نیست که با فرد جدیدی آشنا شوید یا شخص دیگری را جایگزین اوکنید. این کار کار درستی نیست و به ضررتان خواهد بود. ۴- مراقب خودتان باشید هنگامی که احساس غم و اندوه می کنید، خیلی مهم است که بیش از پیش هم از لحاظ فیزیکی و هم از لحاظ روانی مراقب خودتان باشید. کارهایی انجام دهید که هم از درون و هم از بیرون احساس خوبی به شما منتقل کنند. غذای خوب بخورید، آب زیاد بنوشید، به اندازه ی کافی بخوابید و ورزش کنید، یا حتی برای خودتان لباس های جدید بخرید و مدل مویتان را عوض کنید. مطالعات نشان می دهند که پرورش و رسیدگی به بخش هایی از خودتان که در طی رابطه به آنها بی توجه بوده اید می تواند در حرکت به جلو به شما کمک کند. ۵- از کارهای ناسالم برای کنار آمدن با موضوع پرهیز کنید وقتی ناراحت وافسرده هستید ممکن است برای غلبه بر آن به کارهای نادرست فکر کنید. رفتارهای ناسالم شایع شامل این موارد می شوند: نوشیدن الکل زیاد، مصرف مواد مخدر، غذا خوردن بیش از حد یا خیلی کم، کناره گیری از دوستان و خانواده، درگیر رفتار های خشن و مخرب شدن، زیاده روی در استفاده از اینترنت یا هرکار دیگر( بازی کامپیوتری، خرید، ورزش و…) به عنوان مثل اگر جزو آن دسته هستید که در هنگام ناراحتی زیاد غذا می خورند، سعی کنید پیاده روی کنید یا دست هایتان را به کارهای دیگری مثل نقاشی کردن مشغول کنید. ۶- سعی نکنید انتقام بگیرید اینکه وقتی حس می کنید در حقتان نا حقی شده به دنبال عدالت و انتقام باشید مسئله ای عادی است. مطالعات نشان داده اند که انتقام باعث افزایش استرس و آسیب به سلامتی می شود. برخی مطالعات نشان داده اند که انتقام گرفتن شما را وادار می کند که اتفاقات را بارها وبارها در ذهنتان مرور کنید ، در حالیکه حس انتقام گیری نداشتن باعث می شود شرایط آنقدرها هم دشوار بنظر نیاید و فراموشی برایتان آسان تر شود. ۷- ارزش خودتان را بدانید شما یک انسان بی ارزش نیستید. کسی که دوستش داشتید شما را دور نینداخته، فقط اوضاع بینتان درست پیش نرفته است. اگر میخواهید متوجه با ارزش بودن خودتان شوید، بنشینید و لیستی از چیزهایی که درباره ی خودتان دوست دارید تهیه کنید. شاید روزهای اول چیز زیادی ننویسید اما در عرض یک هفته ممکن است به ۵ نکته ی مثبت راجع به خودتان برسید و شاید پس از یک ماه یک صفحه ی کامل را پرکرده باشید. حرکت کردن رو به جلو ۱- بدانید که کنترل زندگی تان دست خودتان است شما مسئول شادی و انتخاب های زندگی تان هستید. اگر برای عوض کردن حالتان کاری نکنید، همینطور ناراحت باقی می مانید و شاید حتی افسردگی بگیرید. اگر کسی به شما صدمه ای زده، اجازه ندهید که با غرق شدن در ناراحتی و افسردگی، آسیب دیگری هم به شما بزند. ۲- برای خودتان هدف تعیین کنید داشتن اهدافی معقول و حرکت به سمت آنها به شما دلیل قانع کننده ای برای کنارگذاشتن شرایط فعلی و شروع زندگی ای بهتر می دهد. برای مثال اگر در حال رفتن از مدرسه به دانشگاه هستید، خودتان را به چالش بکشید و سعی کنید نمرات بهتری کسب کنید. اگر نمی دانید که دقیقا در زندگی تان چه می خواهید، زمانی را به فکر کردن در این باره اختصاص دهید. اگر در مدرسه هستید به دیدار یک مشاور بروید و اگر نیستید از خانواده و دوستانتان درباره ی نقاط قوت و چیزهایی که در آن ها خوب هستید سوال کنید. ۳- بدانید که با شخص دیگری ملاقات خواهید کرد. شاید الان این احساس را نداشته باشید، اما بلاخره کسی را خواهید دید که بهتر با هم کنار می آیید و وقتی او را ملاقات کنید از اینکه رابطه تان با نفر قبلی خوب پیش نرفته خدا را شکر میکنید. هرچه بیشتر تجربه کنید و یادبگیرید، بیشتر متوجه می شوید که چه چیزی به درتان می خورد و به شما کمک می کند که کسی را که برایتان منساب تر است بیابید. ۴- تشخیص دهید که پذیرای شروع یک رابطه ی جدید هستید یا نه هیچ مدت زمان مشخصی برای فراموش کردن یک شخص وجود ندارد و این زمان بسته به افراد و روابط متفاوت است و بعضی افراد شاید فقط به چند ماه و بعضی دیگر به چند سال احتیاج داشته باشند. اگر هنوز هم به نفر قبلی فکر میکنید، نمی توانید توجهتان را معطوف به یک رابطه ی جدید کنید. لازم است که قبل از شروع یک رابطه ی جدید به خودتان اعتماد بنفس داشته باشید. اگر شروع این رابطه فقط برای این است که از تنها ماندن واهمه دارید، پس یعنی هنوز زمان مناسبی برای شروع یک رابطه ی جدید نرسیده است. منبع: دیجی رو نویسنده: نهال سهیلی فر
  21. همه ی ما زوج هایی را دیده ایم که الهام بخش بهتر بودن ما در روابط بوده اند. جوری که بهم نگاه می کنند یا باهم صحبت می کنند باعث می شود بخواهید دائم دنبال آنها راه بیوفتید و ببینید چکار می کنند تا شما هم روش های آنها را در زندگی خودتان پیاده کنید. ۱) همه چیز را با او درمیان می گذارید. هر چیزی که در ذهن تان و در قلب تان هست و از بقیه ی مردم مخفی کرده اید را با شریک زندگی تان در میان می گذارید. ۲) در مقابل او گارد نمی گیرید شاید قوی و باهوش باشید، اما او آنقدر برایتان ارزش دارد که نقطه ضعف ها و چیزهایی که شما را آسیب پذیر می کنند را با او در میان بگذارید. ۳) همه جوره به او احترام می گذارید او کامل نیست، اما ویژگی هایی دارد که باعث می شود او را محترم بشمارید. مثلا انسانیت، دلسوزی، قدرت و تصمیم گیری! ۴) او را با تمام کاستی هایش دوست دارید شاید عاشق بازی ویدویی باشد و وقتی بازی می کند دیگر چیزی نشوند، شاید دوست داشته باشد ساعت ها در پاساژ ها قدم بزند یا حتی گاهی دمدمی مزاج باشد؛ این خصلت ها شاید گاهی اوقات دیوانه کننده باشند و اعصابتان را خرد کنند، اما اگر این ها نباشند انگار یک چیزی کم است و او مثل همیشه نیست. ۵) می توانید خود را در آینده با او تصور کنید فقط بحث ازدواج کردن نیست، شما خودتان را تصور می کنید که با هم صبحانه درست می کنید، با هم خانه می خرید و با هم خانواده ی کوچک تان را تشکیل می دهید. ۶) از اینکه با او مخالفت کنید نمی ترسید و خجالت نمی کشید شاید همیشه ۱۰۰٪ با او موافق نباشید اما می دانید که چطور باید به بحث راجع به نقطه نظرتان با او بپردازید و می دانید که او هم به شما گوش کرده و به نظرتان احترام می گذارد. ۷) با هم می خندید اینکه شوخ طبع باشید خوب است، اما اینکه بتوانید یکدیگر را تا مرز اشک ریختن بخندانید یعنی حال تان خیلی خوب است. ۸) با هم جور در می آیید شاید عاشق کسی شده باشید که کاملا مطابق معیارهایتان نباشد، اما در کنار هم زوج خوبی را تشکیل می دهید. ۹) می توانید با هم در سکوت باشید لازم نیست که حتما یکی از شما چیزی بگوید که فضا عوض شود و زمان بگذرد، می توانید با هم در سکوت باشید و هر دو هم با این سکوت راحت هستید. ۱۰) می توانید خودتان باشید لازم نیست نگران این باشید که شما را قضاوت می کند. او تمام شما را می شناسد و مهم تر اینکه سعی نمی کند شما را تغییر بدهد! وب‌سایت دیجی رو - نهال سهیلی فر
  22. علاقه های شما برای او جالب است زمانی که همسرتان در مورد چیزهایی که دوست دارید از شما سوال می کند، یعنی به شما علاقمند است. او دوست دارد همه چیز را در مورد شما بداند و برای علایق شما ارزش قائل است. به شما توجه می کند هنگام قدم زدن در پارک یا مهمانی های خانوادگی، توجه او کاملا متوجه شماست. قبل از انجام هر کاری، نظر شما را می پرسد. اگر از هم دور باشید، دائما با شما تماس می گیرد و حال شما را جویا می شود. بیشتر وقتش را در کنار شما می گذراند اگر شوهرتان تمایل دارد بیشتر با شما باشد تا دوستانش، این یعنی او عاشق شماست. البته این مسئله به این معنا نیست که او باید دوستانش را به طور کلی رها کند، بلکه فقط دوست دارد بیشتر وقت خود را در کنار شما سپری کند. در واقع، اولویت های زندگی او نسبت به قبل تغییر کرده است. هر کاری می کند که خوشحال شوید برای او غیر ممکن وجود ندارد و تمام تلاشش این خواهد بود که هر آنچه را لازم است برای شما فراهم کند. ممکن است علاقه مندی های شما یکسان نباشد ولی سعی او این است که خودش را با شما هماهنگ کند. هیچ گاه به علایق شما توهین نمی کند. برای مثال، اگر فیلم سینمایی خاصی را دوست دارید و مدت ها چشم انتظار اکران شدنش بوده اید، به جای مخالفت با شما، با خرید دو بلیت سینما، شما را غافلگیر خواهد کرد. دلتنگ شما می شود هنگامی که عاشق همسرتان باشید، دائما اشتیاق دارید در کنار هم باشید و وقتی از او دور هستید، دلتنگش خواهید شد. همسرتان مدام به شما فکر می کند و با شما در تماس است و برای تان پیامک می فرستد و حال شما را جویا می شود و از آنچه در نبود شما اتفاق افتاده، باخبرتان می کند. برای خیلی از مردان، بیان عواطف و احساسات کار دشواری است، با این حال آنها به شیوه خودشان سعی می کنند احساس خود را بیان کنند و از این طریق علاقه خود را به شما نشان دهند. به او بیشتر زمان بدهید و مطمئن باشید از زبان همسرتان جمله «دوستت دارم» را خواهید شنید. به شما می گوید: «دوستت دارم» شوهرتان قبل از شما، جمله «دوستت دارم» را بیان می کند. مهم نیست کی و کجا این جمله را می گوید، مهم این است که او زودتر از شما این جمله را به زبان آورده است. او واقعا شما را می بیند او به نکاتی در مورد شما توجه دارد که سایرین یا حتی خودتان هیچ گاه متوجه آنها نشده اید. او به نحوه برخوردتان با دیگران، طرز بیان احساسات تان، احساس دیگران نسبت به شما و روشی که به وسیله آن خود را به جامعه معرفی می کنید، توجه می کند. او کوچک ترین جزییات رفتاری شما را می بیند و به خاطر می سپارد. او شما را همان طور که هستید تحسین می کند. به این ترتیب او صرفا عاشق شما نیست، او عاشق هر آن چیزی است که در وجودتان دارید. طور خاصی به شما نگاه می کند او به عنوان یک همسر طوری به شما نگاه می کند که انگار جذاب ترین و خاص ترین فردی هستید که جهان تا به حال به خود دیده است. این نوع نگاه، نگاه مادی یا لحظه ای نیست، در واقع نگاهی است سرشار از آرامش و صداقت، تنها طرز نگاه نیست بلکه امواج مثبت انرژی است که بین دو طرف رد و بدل می شود. در نگاه او هیچ چیز جز شما وجود ندارد. شما را به دیدار دوستان و خانواده اش می برد زمانی که مردی، همسر مورد نظرش را به خانواده و دوستان خود معرفی می کند، یعنی آن رابطه برای مرد کاملا جدی است. او برای ازدواج مصمم است و احساس محبت و علاقه عمیقی به شما دارد. درباره آینده با شما صحبت می کند زمانی که مرد در مورد احساس شما نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده و بچه دار شدن سوالاتی می پرسد و در عین حال افکار خود را در این موارد بیان می کند، این یعنی او به آینده خود در کنار شما فکر کرده و قصد دارد در کنار شما تشکیل خانواده بدهد. زمانی که هردو در این زمینه علایق یکسانی داشته باشید، به احتمال زیاد هردوی شما آماده تشکیل زندگی هستید. ماهنامه همشهری تندرستی
  23. sajjad

    انجمن دیوونه تو با هدف فراهم آوردن یک فضای دوستانه و عاشقانه در 20 خرداد 96 شروع به کار کرده است. تمام قسمت های سایت رایگان بوده و هیچ منعی برای فارسی زبان های عزیز ندارد. امیدوارم لحظه های فوق العاده ای رو با دیوونه تو تجربه کنید. نمایش : آپارات | یوتیوب دانلود با کیفیت 720 - 5 مگابایت دانلود با کیفیت 480
  24. sajjad

    داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچگاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،: "فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم." و این اوّلین دروغی بود که به من گفت. زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام می‎کرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود می‏رفت. مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم. یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهی را جلوی من گذاشت. شروع به خوردن ماهی کردم و اوّلی را تدریجاً خوردم. مادرم ذرّات گوشتی را که به استخوان و تیغ ماهی چسبیده بود جدا می‎کرد و می‎خورد؛ دلم شاد بود که او هم مشغول خوردن است. ماهی دوم را جلوی او گذاشتم تا میل کند. امّا آن را فوراً به من برگرداند و گفت: "بخور فرزندم؛ این ماهی را هم بخور؛ مگر نمی‎دانی که من ماهی دوست ندارم؟" و این دروغ دومی بود که مادرم به من گفت. قدری بزرگتر شدم و ناچار باید به مدرسه می‎رفتم و آه در بساط نداشتیم که وسایل درس و مدرسه بخریم. مادرم به بازار رفت و با لباس‎فروشی به توافق رسید که قدری لباس بگیرد و به در منازل مراجعه کرده به خانم‎ها بفروشد و در ازاء آن مبلغی دستمزد بگیرد. شبی از شب‎های زمستان، باران می‏بارید. مادرم دیر کرده بود و من در منزل منتظرش بودم. از منزل خارج شدم و در خیابان‎های مجاور به جستجو پرداختم و دیدم اجناس را روی دست دارد و به در منازل مراجعه می‎کند. ندا در دادم که، "مادر بیا به منزل برگردیم؛ دیروقت است و هوا سرد. بقیه کارها را بگذار برای فردا صبح." لبخندی زد و گفت: "پسرم، خسته نیستم." و این دفعه سومی بود که مادرم به من دروغ گفت. به روز آخر سال رسیدیم و مدرسه به اتمام می‎رسید. اصرار کردم که مادرم با من بیاید. من وارد مدرسه شدم و او بیرون، زیر آفتاب سوزان، منتظرم ایستاد. موقعی که زنگ خورد و امتحان به پایان رسید، از مدرسه خارج شدم. مرا در آغوش گرفت و بشارت توفیق از سوی خداوند تعالی داد. در دستش لیوانی شربت دیدم که خریده بود من موقع خروج بنوشم. از بس تشنه بودم لاجرعه سر کشیدم تا سیراب شدم. مادرم مرا در بغل گرفته بود و "نوش جان، گوارای وجود" می‏گفت. نگاهم به صورتش افتاد دیدم سخت عرق کرده؛ فوراً لیوان شربت را به سویش گرفتم و گفتم، "مادر بنوش." گفت: "پسرم، تو بنوش، من تشنه نیستم." و این چهارمین دروغی بود که مادرم به من گفت. بعد از درگذشت پدرم، تأمین معاش به عهده مادرم بود؛ بیوه‎زنی که تمامی مسئولیت منزل بر شانهء او قرار گرفت. می‏بایستی تمامی نیازها را برآورده کند. زندگی سخت دشوار شد و ما اکثراً گرسنه بودیم. عموی من مرد خوبی بود و منزلش نزدیک منزل ما. غذای بخور و نمیری برایمان می‏فرستاد. وقتی مشاهده کرد که وضعیت ما روز به روز بدتر می‏شود، به مادرم نصیحت کرد که با مردی ازدواج کند که بتواند به ما رسیدگی نماید، چه که مادرم هنوز جوان بود. امّا مادرم زیر بار ازدواج نرفت و گفت: "من نیازی به محبّت کسی ندارم..." و این پنجمین دروغ او بود. درس من تمام شد و از مدرسه فارغ‎التّحصیل شدم. بر این باور بودم که حالا وقت آن است که مادرم استراحت کند و مسئولیت منزل و تأمین معاش را به من واگذار نماید. سلامتش هم به خطر افتاده بود و دیگر نمی‏توانست به در منازل مراجعه کند. پس صبح زود سبزی‎های مختلف می‏خرید و فرشی در خیابان می‏انداخت و می‏فروخت. وقتی به او گفتم که این کار را ترک کند که دیگر وظیفهء من بداند که تأمین معاش کنم. قبول نکرد و گفت: "پسرم مالت را از بهر خویش نگه دار؛ من به اندازهء کافی درآمد دارم." و این ششمین دروغی بود که به من گفت. درسم را تمام کردم و وکیل شدم. ارتقاء رتبه یافتم. یک شرکت آلمانی مرا به خدمت گرفت. وضعیتم بهتر شد و به معاونت رئیس رسیدم. احساس کردم خوشبختی به من روی کرده است. در رؤیاهایم آغازی جدید را می‏دیدم و زندگی بدیعی که سراسر خوشبختی بود. به سفرها می‏رفتم. با مادرم تماس گرفتم و دعوتش کردم که بیاید و با من زندگی کند. امّا او که نمی‏خواست مرا در تنگنا قرار دهد گفت: "فرزندم، من به خوش‏گذرانی و زندگی راحت عادت ندارم." و این هفتمین دروغی بود که مادرم به من گفت. مادرم پیر شد و به سالخوردگی رسید. به بیماری سرطان ملعون دچار شد و لازم بود کسی از او مراقبت کند و در کنارش باشد. امّا چطور می‏توانستم نزد او بروم که بین من و مادر عزیزم شهری فاصله بود. همه چیز را رها کردم و به دیدارش شتافتم. دیدم بر بستر بیماری افتاده است. وقتی رقّت حالم را دید، تبسّمی بر لب آورد. درون دل و جگرم آتشی بود که همهء اعضاء درون را می‏سوزاند. سخت لاغر و ضعیف شده بود. این آن مادری نبود که من می‎‏شناختم. اشک از چشمم روان شد. امّا مادرم در مقام دلداری من بر آمد و گفت: "گریه نکن، پسرم. من اصلاً دردی احساس نمی‎کنم." و این هشتمین دروغی بود که مادرم به من گفت. وقتی این سخن را بر زبان راند، دیدگانش را بر هم نهاد و دیگر هرگز برنگشود. جسمش از درد و رنج این جهان رهایی یافت. این سخن را با جمیع کسانی می‎گویم که در زندگی‎اش از نعمت وجود مادر برخوردارند. این نعمت را قدر بدانید قبل از آن که از فقدانش محزون گردید. این سخن را با کسانی می‎گویم که از نعمت وجود مادر محرومند. همیشه به یاد داشته باشید که چقدر به خاطر شما رنج و درد تحمّل کرده است و از خداوند متعال برای او طلب رحمت و بخشش نمایید. مادر دوستت دارم. خدایا او را غریق بحر رحمت خود فرما همانطور که مرا از کودکی تحت پرورش خود قرار داد.
  25. sajjad

    نگران منی ترانه سرا : مهرداد امیرخانی تنظیم کننده : معین راهبر آهنگساز : مرتضی پاشایی البوم: اسمش عشقه فیلم: بخت پریشان (معرفی فیلم در انجمن) ----------------------------------- تو به جای منم داری زجر می کشی یکی عاشقته که تو عاشقشی تو به جای منم پر قصه شدی نذار خسته بشم نگو خسته شدی نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم نگران منی مثل بچگیا تو خوت می دونی من ازت چی می خوام مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بذاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو کسی رو نداره عوض می کنی زندگیم و تو یادم دادی عاشقیم رو تو رو تا ته خاطراتم کشیدم به زیبایی تو کسی رو ندیدم نگو دیگه آب از سر من گذشته مگه جز تو کی سر نوشت و نوشته تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی ♫♫♫♫♫♫ یه غبار یخی یه ستاره سرد یه شب از همه چی به خدا گله کرد یک دفعه به خودش همه چی رو سپرد دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد نگران منی به قرصه دلم تو کنار منی نمی ترسه دلم بغلم کن ازم همه چیم رو بگیر بذار گریه کنم پیش تو دل سیر مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بذاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو کسی رو نداره عوض می کنی زندگیم رو تو یادم دادی عاشقیم رو تو رو تا ته خاطراتم کشیدم به زیبایی تو کسی رو ندیدم نگو دیگه آب از سر من گذشته مگه جز تو کی سر نوشت و نوشته تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی ... ----------------------------------- سلامتی تمام بیماران خاص ... تقدیم به روح مرتضی پاشایی نمایش در آپارات | یوتیوب دانلود با کیفیت اصلی 720p دانلود با کیفیت پایین 360p دانلود کیفیت موبایل | 25 مگابایت
×