رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رفتار های درست'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • انگلیسی
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

47 نتیجه پیدا شد

  1. ۱. با خودتان مهربان باشید. منظور از این جمله دقیقاً همان جمله‌ی معروف است که می‌گوید برای خودتان نوشابه باز کنید. خیلی خوب است که با مهربانی و درک بالا به اشتباهات و شکست‌هایتان نگاه کنید – بدون انتقاد بی‌رحمانه و حالت دفاعی. تحقیقات نشان می‌دهد، آنهایی که با خودشان مهربان هستند افرادی شادتر و خوش‌بین‌تر هستند، اضطراب کمتری دارند و کمتر دچار افسردگی می‌شوند. احتمالاً چندان تعجب نکردید. ولی یک نکته‌ی مهم‌تر هم هست: این افراد موفق‌تر از دیگران هم هستند. اکثر ما باور داریم که برای اینکه بیشترین تلاشمان را بکنیم باید به خودمان سخت بگیریم ولی اینطور که پیداست این باور ۱۰۰٪ غلط است. کمی مهربانی کردن با خودتان وقتی اوضاع سخت و دشوار است میزان زیادی از استرستان را کم کرده و عملکردتان را بهتر می‌کند چون کمکتان می‌کند راحت‌تر از اشتباهاتتان درس بگیرید. پس یادتان باشد که انسان جایز‌الخطاست، و به خودتان فرصت اشتباه کردن بدهید. ۲. به «تصویر بزرگ» فکر کنید. به هر چیزی که می‌خواهید یا نیاز دارید می‌توانید از بیشتر از یک زاویه نگاه کنید. به‌عنوان مثال، «ورزش کردن» را در تصویر بزرگ‌تر می‌توانید با عباراتی مثل «سالم‌تر شدن» برای چراییِ آن یا با عباراتی دقیق‌تر مثل «دو مایت در روز دویدن» برای نحوه‌ی آن توصیف کنید. در مواجهه با استرس و چالش فکر کردن به تصویر بزرگ‌تر انرژی‌بخش خواهد بود چون یک عمل خاص و معمولاً کوچک را به یک معنی و مفهوم بزرگ‌تر وصل می‌کنید. به چیزی که به خودیِ خود به نظر مهم و ارزشمند نمی‌آید زیر نوری کاملاً جدید نگاه می‌شود. بنابراین وقتی به آن یک ساعت بیشتری که بعد از اتمام ساعت کاری باوجودِ خستگی در محل‌کار می‌مانید، به جای «۶۰ دقیقه بیشتر جواب دادن به ایمیل‌ها» با «کمک به پیشرفت کاری‌ام» فکر کنید، آنوقت احتمال ماندن در محل‌کار و سخت کار کردنتان بیشتر خواهد شد. ۳. به روتین‌ها تکیه کنید. اگر از شما بپرسم که دلایل اصلی استرس در زندگی کاری‌تان را بگویید احتمالاً خواهید گفت چیزهایی مثل ضرب‌العجل‌ها، حجم کار زیاد، بوروکراسی یا رئیس مزخرفتان. احتمالاً نمی‌گویید «اینکه باید تصمیمات زیادی بگیرید» چون بیشتر آدم‌ها آگاه نیستند که همین می‌تواند یک منبع قوی و مهم از استرس در زندگی‌هایشان باشد. هربار که یک تصمیم می‌گیرید – چه درمورد استخدام یک نیروی جدید باشد، یا گذاشتن قراری با سوپروایزرتان یا انتخاب بین نان چاودار و گندم کامل برای سالاد تخم‌مرغتان – نوعی فشار ذهنی ایجاد می‌کنید که درواقع استرس‌زا است (به‌خاطر همین است که خرید کردن تا این اندازه خسته‌کننده است، مشکل راه رفتن زیاد نیست، مشکل تصمیم‌گیری است). راه‌حل این است که با استفاده از روال امور از تعداد تصمیماتی که باید بگیرید کم کنید. اگر لازم است کاری را هر روز انجام دهید، آن کار را هر روز سر همان ساعت انجام دهید. برای آماده‌سازی خودتان برای روز کاری صبح‌ها وقت بگذارید. روتین‌های روزانه تا حد زیادی از استرستان کم می‌کنند. درواقع پرزیدنت اوباما هم که مطمئناً چیزهای زیادی درمورد استرس می‌دانست در یکی از مصاحبه‌هایش به این استراتژی اشاره می‌کند: «باید مشکلات روزانه‌ای که بخش پرمعنایی از زندگیِ شما را می‌گیرد از زندگی‌تان حذف کنید. مثلاً می‌بینید من همیشه کت‌وشلوار طوسی یا سورمه‌ای می‌پوشم. تمام تلاشم کم کردن تصمیم‌گیری‌هاست. نمی‌خواهم مجبور باشم که درمورد چیزی که می‌خواهم بخورم با بپوشم هم تصمیم‌گیری کنم. چون تصمیمات زیاد دیگری هست که باید بگیرم. باید انرژی تصمیم‌گیری‌تان را متمرکز نگه دارید. باید برای خودتان روتین‌هایی طراحی کنید. نمی‌توانید تمام روزتان را برای مسائل جزئی و بی‌اهمیت تلف کنید.» ۴. پنج (یا ده) دقیقه برای کاری وقت بگذارید که از آن لذت می‌برید. اگر می‌توانستید چیزی به موتور ماشینتان اضافه کنید تا بعد از صد مایل راه رفتن با آن بنزین بیشتری نسبت به زمان شروع مسیر توی باکتان بماند، از این امکان استفاده نمی‌کردید؟ بااینکه چنین چیزی هنوز برای ماشینتان امکان‌پذیر نیست ولی برای خودتان می‌توانید کاری کنید که همین تأثیر را داشته باشد… یک کار جالب. مهم نیست چه کاری باشد، هر کاری که به آن علاقه داشته باشید و برایتان جالب باشد خوب است، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که علاقه نه‌تنها کمکتان می‌کند باوجود خستگی همچنان به راهتان ادامه دهید، بلکه انرژی‌تان را هم دوباره پُر می‌کند. و بعد آن انرژیِ تازه کمکتان می‌کند کار بعدی را انجام دهید. این دو نکته‌ی مهم را همیشه به خاطر داشته باشید: اول اینکه، جالب بودن به معنی خوشایند، آرامش‌بخش یا مفرح بودن نیست. مثلاً چاشت ناهار ممکن است برایتان آرامش‌بخش باشد و اگر غذایتان هم خوب باشد برایتان خوشایند هم خواهد شد. ولی تازمانیکه این ناهار را در رستوران جدید مولکولی صرف نکنید برایتان جالب نخواهد بود. بنابراین انرژی‌تان را هم تجدید نخواهد کرد. دوم اینکه، جالب به معنی بدون‌دردسر هم نیست. همان تحقیقاتی که نشان داده بود علاقه می‌تواند انرژی را تجدید کند، نشان داده است که حتا وقتی آن فعالیت جالب سخت و پرزحمت بوده هم این کار را انجام داده است. بنابراین برای پُر کرده ذخیره‌ی انرژی‌تان نباید همیشه دنبال کار راحت و بی‌دردسر باشید. ۵. به برنامه‌ی کاری‌تان «کجا» و «کِی» را هم اضافه کنید. برنامه روزانه دارید؟ (اگر کارهای روزانه‌تان را در تقویمتان یادداشت می‌کنید پس پاسخ شما به این سوال مثبت است). ، آیا پیش می‌آید روزها و هفته‌ها را سپری می‌کنید بدون اینکه حتا یک مورد از آن کارها تیک بخورد؟ به نظرتان استرس‌زا است، نیست؟ چیزی که به آن نیاز دارید راهی است که کمک کند این کارها را با زمان‌بندی مشخص انجام دهید. چیزی که نیاز دارید یک برنامه‌ریزی «اگر اینطور است، پس…» است یا همان چیزی که روانشناسان به آن اهداف اجرایی می‌گویند. این نوع خاص از برنامه‌ریزی روشی بسیار قوی برای کمک به دستیابی به هر نوع هدفی است. نزدیک به ۲۰۰ تحقیق، روی هرچیزی از رژیم‌های غذایی و ورزش گرفته تا مدیریت زمانی و مذاکره، نشان داده‌اند که اگر از قبل تصمیم بگیرید که کجا و چه زمان کاری را انجام دهید، احتمال انجام گرفتن آن کار را دو یا سه برابر می‌کند (مثلاً تصمیم بگیرید که ساعت ۴ تمام تماس‌های آن روز را انجام دهید). بنابراین برای تمام کارهایی که در لیست کارهای روزانه‌تان یادداشت کرده‌اید، زمان و مکان دقیق هم یادداشت کنید. مثلاً به جای اینکه بنویسید «به سارا زنگ بزن» بنویسد «اگر سه‌شنبه بعد از ناهاراست، پس به سارا زنگ بزن». در چنین شرایطی ذهن ناخودآگاه شما شروع به ارزیابی محیط و گشتن به دنبال آن قسمت «اگر» برنامه‌تان می‌کند. این باعث می‌شود زمان مناسب را پیدا کرده و با سارا تماس بگیرید، حتا اگر سرتان شلوغ باشد و مشغول کارهای دیگر باشید. از این گذشته، واقعاً چه چیزی بیشتر از تیک خوردن کنار کارهای روزانه‌تان از استرستان کم خواهد کرد؟ ۶. در گفتگوهایی که با خودتان دارید از «اگر اینطور شود، آنوقت…» استفاده کنید. یک راه دیگر برای مقابله با استرس استفاده از برنامه‌های «اگر اینطور شود، آنوقت…» درمورد خودِ استرس است نه عوامل آن. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که این برنامه‌ها به ما برا کنترل واکنش‌های احساسی‌مان در موقعیت‌هایی که احساس ترس، ناراحتی، خستگی، شک، یا حتا تنفر می‌کنیم، کمک می‌کند. کافی است تصمیم بگیرید به جای احساس استرس چه نوع واکنش دیگری می‌خواهید داشته باشید، بعد برنامه‌ای بریزید که واکنش مطلوب شما را به موقعیت‌هایی که فشارخونتان را بالا می‌برد وصل می‌کند. به‌عنوان مثال، وقتی تعداد زیادی ایمیل در این‌باکسم دیدم آرام و ریلکس می‌مانم یا وقتی ضرب‌العجلی نزدیک می‌شود، کاملاً خونسرد خواهم بود. ۷. به کارتان از دیدِ پیشرفت نگاه کنید، نه کمال. همه‌ی ما با یکی از این دو ذهنیت به اهدافمان نگاه می‌کنیم: یکی ذهنیت «خوب هستم»، که تمرکز در آن بر اثبات این مسئله است که توانایی‌های زیادی داریم و می‌دانیم که چکار می‌کنیم و ذهنیت «بهتر می‌شوم» که در آن تمرکز بر رشد دادن توانایی‌ها و یادگیری مهارت‌های جدید است. به آن می‌توانید به‌عنوان تفاوت بین نشان دادن اینکه باهوش هستید و تمایل به باهوش‌تر شدن نگاه کنید. وقتی ذهنیت «خوب هستم» را داشته باشید، انتظار دارید که بتوانید همه‌ی کارها را همان ابتدا به نحو احسن انجام دهید و مداوماً (معمولاً ناخودآگاه) خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید که ببینید چقدر بهتر از دیگران هستید. وقتی کارها خوب پیش نرود، خیلی سریع به خودتان شک می‌کنید و همین برایتان کلی استرس و اضطراب می‌آورد. و قسمت طعنه‌آمیز ماجرا این است که نگران بودن درمورد توانایی‌هایتان باعث می‌شود احتمال شکست خوردنتان بیشتر شود. از طرف دیگر ذهنیت «بهتر می‌شوم» به مقایسه خودتان با خودتان و دغدغه‌ی پیشرفت منجر می‌شود – اینکه امروز درمقایسه با دیروز، ماه پیش یا پارسال، چقدر کارتان خوب بوده؟ وقتی با دیدِ یادگیری و رشد به کارهایتان نگاه کنید و اشتباهاتی که ممکن است در طول مسیر داشته باشید را بپذیرید، استرس به‌مراتب کمتری را تجربه خواهید کرد و باوجود شکست‌هایی که ممکن است برایتان اتفاق بیفتد همچنان باانگیزه می‌مانید. ۸. به پیشرفت‌هایی فکر کنید که تا اینجای کار داشته‌اید. «از تمامِ چیزهایی که می‌تواند احساسات، انگیزه و ادراک را در طول یک روز کاری تقویت کند، مهم‌ترین چیز پیشرفت کردن در یک کار معنی‌دار است.» این چیزی است که ترزا آمابیل و استیون کرامِر از آن به‌عنوان اصل پیشرفت یاد می‌کنند. این اصل می‌گوید «موفقیت‌های کوچک» است که ما را به جلو حرکت می‌دهد، مخصوصاً در مواجهه با استرس‌ها. از نظر روانشناسی، این که به هدفمان رسیده‌ایم یا نه نیست که حال ما را تعیین می‌کند بلکه میزان از بین بردن شکاف است بین جایی که الان هستیم و جایی که می‌خواهیم به آن برسیم. خیلی خوب است که لحظه‌ای وقت بگذارید و به کارهایی که تا امروز به انجام رسانده‌اید فکر کنید، بدون توجه به چالش‌هایی که همچنان پیش‌رویتان است. ۹. ببینید خوش‌بینی برایتان مفید است یا بدبینیِ دفاعی. برای خیلی از ما سخت است که وقتی ضرب‌العجلی درست جلوی چشممان است خوش‌بین باشیم. به نظر خیلی‌های دیگر ولی این‌کار سخت نیست، اشتباه است. و به نظر می‌آید که حق هم کاملاً با آنها باشد – خوش‌بینی به کارِ این افراد نمی‌آید. همین داشتن کلی پروژه و کار برای انجام دادن خودش به‌اندازه‌ی کافی استرس‌زا هست چه برسد به اینکه از استراتژی اشتباهی برای مقابله با این استرس‌ها استفاده کنیم، استراتژی‌ای که به سبک انگیزشی ما نمی‌خورد. ولی از کجا باید بفهمید سبک انگیزشی شما چیست؟ آیا «مثبت بودن» برای شما مناسب است؟ بعضی‌ها کارشان را فرصتی برای موفقیت می‌بینند، چیزی که آنها دارند به قول روانشناسان تمرکز پیشرفت است. در زبان اقتصاد تمرکز پیشرفت یعنی به حداکثر رساندن سود و جلوگیری از هدر رفتن فرصت‌ها. برای بعضی دیگر، درست انجام دادن کار یعنی امنیت، یعنی از دست ندادن کارشان که آنقدر برای به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند. در این تمرکز پیشگیری تأکید بر اجتناب از خطر، انجام کامل مسئولیت‌ها و کارهایی است که به شما محول شده است. به زبان اقتصاد این یعنی به حداقل رساندن زیان و حفظ آنچه دارید. درک انگیزه‌ی پیشرفت و انگیزه‌ی پیشگیری به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا آدم‌ها برای رسیدن به یک هدف یکسان می‌توانند متفاوت عمل کنند. انگیزه‌ی پیشرفت حسی شبیه به اشتیاق دارد – تمایل شدید برای انجام کاری – و این اشتیاق با مثبت‌گرایی و خوش‌بینی تقویت شده و ماندگار می‌شود. برای داشتن یک عملکرد متمرکز بر پیشرفت باید باور داشته باشید که کارها خوب پیش خواهند رفت. از طرف دیگر، انگیزه‌ی پیشگیری حسی شبیه به احتیاط دارد – نیاز به در نظر گرفتن خطر – و نه تنها با خوش‌بینی بلکه با نوعی بدبینی دفاعی ماندگار می‌‌شود. به‌عبارت دیگر، ذهن‌های پیشگیرنده زمانی بهترین عملکرد خود را دارند که به جاهایی که ممکن است اشتباه کنند و راه‌های جلوگیری از آن فکر کنند. در زندگی به دنبال طی کردن پله‌های ترقی هستید؟ درگیر انجام وظایف و کارهای روزمره‌اید؟ کسی هستید که دیگران رویتان حساب می‌کنند؟ اول نقطه‌ی تمرکزتان را پیدا کنید، بعد یا آن چشم‌انداز آفتابی را در آغوش بگیرید یا به استقبال شک‌گرایی‌ای بروید که استرس‌تان را کم می‌کند و کمک‌تان می‌کند بهترین عملکرد را داشته باشید. منیع: مردمان منبع مقاله : forbes.com نویسنده : Heidi Grant Halvorson مترجم : زینب آرمند
  2. sajjad

    این نصیحتی است که بیل گیتس (موسس مایکروسافت) از وارن بافت (یکی از ثروتمندترین افراد جهان) دریافت کرد و به شدت به درد هر کسی می خورد، فرقی نمی کند که پولدار و موفق باشید یا نباشید. همیشه بر سر راهتان با فرصتها یا کارهایی برای انجام دادن مواجه خواهید شد. در این دنیای شلوغ و پرهیاهو اینکه بدانید چگونه و چه زمانی به پروژه های مختلف، رویدادهای اجتماعی و دیگر درخواستهایی که از شما وقت میگیرند نه بگویید، یک مهارت مهم است که باید کسب کنید، نه گفتن به شما این فرصت را می دهد که تشخیص دهید چه امری واقعا مهم است و برهمان تمرکز کنید.
  3. sajjad

    از این عدد ناچیز برای خودمان دیوار چین ساخته ایم! چه فرقی میکند چند باشد؟؟! ۱۸٬۲۱٬۲۹... و یا حتی ۸۳ و بیشتر... در هر سِنی میتوانی عاشق شوی! عاشق چیزهای خوب، مثل رنگ‌های مداد رنگی، دنباله‌های بادبادک،‌ عروسکها و ماشین‌های کوچکی که زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت بودند و حالا... در هر سنی میتوانی پُفک بخوری و آخرسر انگشتانت را با لذت لیس بزنی، میتوانی بجای اینکه فقط نیمکت‌های پارک را حق خودت بدانی مانند ۷-۸ سالگی‌ات تاپ سوار شوی و تاپ تاپ عباسی بخوانی، میتوانی قبل از خواب ستاره‌ها یا حتی گوسفندها را بشماری! نگرانِ چه هستی؟! مَردُم؟!؟ بگذار دیوانه خطابت کنند اما تو زندانی یک عدد نباش! بگذار بین تمام ناباوری‌ها، دروغ‌ها، تنهایی‌ها و آلودگی‌های این شهر لحظاتی مانند کودکی‌ات بخندی! تو هنوز همانی! چیزی جز یک سن در تو تغییر نکرده! فقط چند سال بیشتر اسیر زندگی شده‌ای! فقط چند سال...! هیچوقت دیر نیست...
  4. ۱. دو نفر می‌توانند یک موقعیت کاملاً یکسان را کاملاً متفاوت ببینند. من همیشه به این اعتقاد داشته‌ام و الان بعد از اینکه دوستانم به‌ من گفتند چطور از دیدن قدرت بی‌نظیر و خوش‌بینی‌ام شوکه شده‌اند بیشتر به این جمله اعتقاد پیدا کرده‌ام. چون هیچوقت به‌اندازه‌ی آن موقع احساس شکننده بودن، ناامیدی، عدم امنیت و ترس نکرده بودم. ۲. ما همیشه به زندگی آنطور که خودمان هستیم نگاه می‌کنیم، نه آنطور که واقعاً هست. درمورد آدم‌ها هیچ واقعیت عینی‌ای وجود ندارد. واقعیات واقعیات هستند ولی دیدگاه و نقطه‌ی قوت ما بر توانایی‌مان برای پردازش این واقعیات اثر می‌گذارد. ما از توی فیلترهای شخصی خودمان به زندگی نگاه می‌کنیم، با عینگ تجربیات گذشته‌مان، اعتقاداتمان و الگوهایمان. ما به همه‌چیز و همه‌کس از لنز شخصیِ خاص خودمان نگاه می‌کنیم که از همان کودکی ساخته شده است. همان‌طور که مارسل پروست نوشته، گاهی‌اوقات سفر اکتشافیِ واقعی دیدنِ مناظر جدید نیست، بلکه داشتن چشمانی تازه است. اگر به اندازه‌ی کافی شهامت داشته باشیم که عینکی که تا آن روز به چشممان بود را برداریم، چیزی پیدا خواهیم کرد که ارزش نگاه کردن دارد ولی قبلاً آن را نمی‌دیدیم. این درمورد نظرات و نصیحت‌ها هم صدق می‌کند. به یکی از دوراهی‌های کنونی زندگیتان فکر کنید. چه چیزهایی را در این مورد در نظر نگرفته‌اید؟ به چه چیزهایی بیش از اندازه توجه دارید چون همچنان به آن موقعیت با عینک سابقتان نگاه می‌کنید؟ ۳. آدم‌ها تغییر می‌کنند. من گاهی آرزو می‌کنم که کاش ما هیچوقت تغییر نمی‌کردیم، ولی می‌دانم که همه‌ی ما خلق شده ایم که رشد کنیم. اجازه‌ی این کار را داریم. من دارم یاد می‌گیرم که به خودم اجازه‌ی تغییر و رشد بدهم. شما هم این اجازه را به خودتان بدهید. به دیگران هم همینطور. همه‌ی ما شایسته‌ی آن هستیم. ۴. آدم‌ها برای یک روز، یک هفته، یک ماه، یک فصل یا شاید یک سال یا بیشتر به زندگی‌مان می‌آیند تا درسی به ما بدهند. همیشه از آنها تشکر کنید. حتی اگر به شما آسیب زدند. بعضی از درس‌ها دردناک‌اند. درواقع، طی این ماه‌های سخت همیشه جمله‌ی مربی ورزشم در گوشم بود، «اگر تو را به چالش نکشد، تغییر نخواهی کرد.» این جمله هم برای تناسب‌اندام، هم برای روابط و هم برای کل زندگی صدق می‌کند. هر کسی را که می‌بینیم هدیه‌ای با خود برایمان آورده است. وظیفه‌ی ما این است که این هدیه را باز کنیم، حالا هر چه که باشد. ۵. می‌توانید برای محافظت از خودتان درها را ببندید، حتی می‌توانید خداحافظی کنید ولی هیچوقت برای کسی آرزوی بدی نکنید. این نکته برای خود من از همه سخت‌تر است. قلب من گاهی‌اوقات بی‌اندازه بزرگ و مهمان‌نواز می‌شود. برای اینکه از خودتان مراقبت کنید و از چیزهایی که برایتان ارزشمند است محافظت کنید، گاهی لازم است نسبت به چیزهایی که وارد قلبتان می‌شود گزینشی عمل کنید. اگر کسی شادی و خوشی را از شما می‌دزدد، او را از قلبتان بیرون بیندازید. این اصل اساسی امنیت و آرامش است. به آدم‌ها خوش‌بین باشید مگراینکه کاری کنند که بخواهید خلاف این فکر کنید. داوطلب بودن و قربانی بودن با هم خیلی فرق دارد. اولین باری که کسی آزارتان داد، ممکن است متوجه آن نشوید. من خودم همیشه خوبی‌های دیگران را می‌بینم. و وقتی آسیب دیدید، خرد خواهید شد چون هیچوقت انتظارش را نداشته‌اید. اگر همان فرد دوباره اذیتتان کند، دیگر به خودتان بستگی دارد که متوجه شوید یا نه. به خودتان بستگی دارد که مرزهای جدیدی با آن فرد برای محافظت از خودتان ایجاد کنید. می‌توانید با همه مهربان باشید ولی همه را به خودتان نزدیک نکنید. ۶. ممکن است بخواهید بیشتر از کاری که دیگران برای شما می‌کنند برایشان کار انجام دهید. خودتان را تغییر ندهید. کار خودتان را انجام دهید. آدم‌ها ممکن است غافلگیرمان کنند. گاهی‌اوقات واقعاً ناامیدمان می‌کنند. اگر بخواهید آمار آن را یادداشت کنید اغلب ناامید خواهید شد. هیچ‌وقت به امید اینکه کسی برایتان کاری انجام دهد برای کسی کاری انجام ندهید. باید تصمیم بگیرید که می‌خواهید چه‌جور آدمی باشید. اگر می‌خواهید ۳۰۰ درصد بیشتر برای دیگران کاری انجام دهید، انجام دهید، ولی انتظار نداشته باشید که آنها هم کاری برای شما انجام دهند. اگر برای کسی کاری انجام می‌دهید فقط چون او قبلاً کاری برایتان انجام داده بوده یا می‌خواهید کاری برایتان انجام دهد، درواقع دارید بیزنس می‌کنید نه مهربانی. خودتان باشید، بدون اینکه حساب کتاب کنید که در مقابل چه دریافت خواهید کرد. اینطوری زندگی کردن به‌مراتب شیرین‌تر است. ۷. اطرافیانتان را هوشمندانه انتخاب کنید. ما انرژی محدودی داریم. اطرافتان را با آدم‌هایی پر کنید که برای بالا بردن شما وقت و انرژی می‌گذارند، واقعاً به فکرتان هستند، تشویق‌تان می‌کنند، و دوست دارند موفقیتتان را ببینند. زمان ما در دنیا محدود و گرانبها است. روابط و دوستی‌هایتان را هوشمندانه انتخاب کنید. ۸. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. ممکن است بهترین نیت را داشته باشیم ولی زندگی با رفتارها و اعمال ما سنجیده می‌شود. اگر نیت خوبی داشته باشید ولی عمل‌تان خوب نباشد، هیچکس نمی‌تواند داخل ذهنتان را بخواند. چیزی که به حساب می‌آید رفتار و عمل ماست نه فکرمان. من خودم همیشه تلاشم این بوده که خوبی‌های دیگران را ببینم، ولی وقتی در موقعیت سختی گرفتار هستید، چیزی که به آن نیاز دارید کسی است که کمک‌تان کند نفس بکشید و از آن فضا بیرون بیایید، نه کسی که فقط به فکرتان باشد ولی خودش را نشان نمی‌دهد تا دستتان را بگیرد. ۹. آدم‌ها همیشه درگیر مشکلاتی هستند که ما آنها را نمی‌بینیم و هیچ‌چیز از آن نمی‌دانیم. به یاد داشتن این نکته کمک‌مان می‌کند صبورتر و مهربان‌تر شویم و کمتر دیگران را قضاوت کنیم. زندگی سخت است و بعضی روزها ممکن است در بهترین حالت خودمان نباشیم. قرار هم نبوده که اینطور باشد. هیچ‌کس نمی‌تواند اینطور باشد. ما انسانیم و باید سعی کنیم اتفاقاتی که برای دیگران می‌افتد را درک کنیم. ۱۰. از غصه‌ی ماجرا کم کنید. ما انرژی محدودی داریم، مخصوصاً در سختی‌ها. بهتر است انرژی‌مان را برای اهداف، علایق، خوبی‌های بیشتر نگه داریم. نباید در هر داستان غم‌انگیزی که به آن دعوت می‌شویم شرکت کنیم. دعوت را رد کنید و به راهتان ادامه دهید. اگر فکر می‌کنید در بخش غم‌انگیز داستان گیر افتاده‌اید، یک قدم به عقب بردارید و دور شوید. خودتان را روی نیازها، علایق و اهدافتان متمرکز کنید. درام برای همه خوب نیست. ۱۱. اشکالی ندارد که به‌آرامی از کنار آدم‌ها رد شوید. در بعضی از فصل ها درخت‌ها جوانه می‌زنند و در بعضی از فصل‌ها کاملاً بی‌برگ‌اند. بگذارید طبیعت کار خودش را بکند. ما نمی‌توانیم گلی را مجبور به شکوفا شدن کنیم. انرژی واقعی است. اگر دل‌تان می‌گوید کسی مناسب شما نیست، خوب به ندای درون‌تان گوش کنید. ۱۲. قرار نیست همه‌‌ی آدم‌ها شما یا انتخاب‌هایتان را دوست داشته باشند. کار شما این است که خودتان و انتخاب‌هایتان را دوست داشته باشید. طرفدارانتان پیدایتان خواهند کرد. اگر مطابق با ارزش‌های خودتان زندگی کنید و انتخاب‌هایتان هم در راستای همین ارزش‌ها باشد، آدم‌های مناسب به سمت‌تان خواهند آمد و به‌تدریج مطمئن خواهید شد که دور و برتان را آدم‌هایی پر کرده‌اند که بیشتر با شما جور هستند. کار خودتان را بکنید. این مسئله طی سال‌ها به من ثابت شده. و وقتی به دوستی‌ها و روابط نزدیکم نگاه می‌کنم، شاهدی برای این قضیه است. ۱۳. روابط و دوستی‌ها موفق نمی‌شوند مگراینکه خودمان تلاش کنیم. تصور نکنید چون کسی سال‌ها در زندگی شما بوده است، قرار است همیشه در زندگی‌تان بماند. این روابط بسیار ارزشمند هستند و نیاز به توجه، مراقبت و عشق دارند. اگر می‌خواهید کسی در زندگی‌تان باشد، باید این را به او نشان دهید. با او وقت بگذرانید، احوالش را جویا شوید، به روش خاص خودتان برای کمک به او تلاش کنید، با او گریه کنید، با او جشن بگیرید، و حتماً همراهش سوار اتوبوس شوید. منبع مردمان منبع مقاله : tinybuddha.com مترجم : زینب آرمند
  5. - از بچه ها نپرسیم پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت ؟ - از بچه های فامیل راجع به معدل درسیشان نپرسیم. - سرزده به خانه کسی نرویم. - راجع به متراژ و قیمت خانه صاحبخانه از او سوال نپرسید .راجع به قد و وزن و سن اشخاص و مسایل شخصی انها مثل ایا نماز میخوانید ایا روزه اید سوال نپرسید. - وقتی برایمان مهمان می آید تلوزیون را خاموش کنیم . - از عروس و داماد خود به فرزندانمان بدگویی نکنیم. - وقتی پدر یا مادری فرزندش را تنبیه کرده جلوی بچه طرفداری بچه را نکنیم. - در تربیت فرزند دیگران حتی نوه هایمان هیچ دخالتی نکنیم. - هرگاه برای تولد بچه ای کادو میبرید اگر خواهر ,برادری دارد حتما برای آنها هم چیزی ببرید. - هدایایی را که برای ما مناسب نبودند به دیگران هدیه نکنیم. - بدون اجازه همسایه مهمانی با صدای موزیک بلند در منزل نگیریم. - در مکان های عمومی اگر فرد سالمندی ایستاده شما ننشینید. - در مترو و اتوبوس به افراد زل نزنید. - موقع رانندگی داخل ماشین بغلی را نگاه نکنید. - وقتی چراغ سبز میشود با بوق اعلان نکنید. - به رانندگی خانومها خرده نگیرید. - وقتی پیاده راه میروید اخم نکنید. - وقتی دوستانتان را بعد مدتی میبینید,هرگز نگویید :چقدر پیر شدی؟ یا ازبین رفتی.راجع به ظاهر کسی قضاوت نکنید. - به آرامی غذا بخورید.مخصوصا وقتی مهمان هستید بیشتر از کنار هم غذا خوردن لذت ببرید تا خود غذا. - باران که می آید کنار پیاده رو ها آهسته برانیم - هنگام برف شاخه درختان جلو خانه را تکان دهیم - به رستورانهای فست فود که میروید خودتان ظرف غذایتان را داخل سطل بیندازید. - همیشه زباله های خود را تفکیک کنید. - همیشه در پله برقیها در سمت راست بایستید و سمت چپ را همیشه برای مردمی که عجله دارند خالی بگذارید. - در متروها و اتوبوسها بدانیم حق تقدم با کسانی هست که قصد پیاده شدن دارند سپس افرادی که سوار میشوند. - تمام وقتتان را صرف سریالهای بی سر وته نکنید.به ورزش و مطالعه و یا دیدن فیلم های روز سینما بها دهید. - پولهای شما برای بانک های شهر نیستند.بیشتر خرج خودتان کنید و تا جایی که امکان دارد به مسافرت بروید. - اگر متاهل هستید هرگز بدون اطلاع همسرتان به جایی نروید.همیشه او را در جریان بگذارید. - همیشه حلقه ازدواج در دستتان باشد.اگر کوچک شده در اسرع وقت سایز آنرا درست کنید و به دست کنید. - همیشه با توجه به محیط پوشش خود را تعیین کنید.در خیابانها و مکان های عمومی نیازی به آرایش زیاد نیست. - در محیط کار لباس رسمی بپوشید و هرگز صندل راحتی به پا نکنید یا صندل تابستانه با جوراب نپوشید. - هرگز بدون ادکلن به سر کار نروید مخصوصا اگر شغل شما طوریست که با ارباب رجوع زیاد سروکار دارید. - هر سال به دندانپزشکی بروید .اگر سالی یک دندان خراب را هم درست کنید.دندانهایتان همیشه سالم میمانند. - به افراد بیمار یا معتاد یا اقلیت ها به چشم یک انسان عادی نگاه کنید و با آنها رفتار عادی و محترمانه داشته باشید. - هرگز کشور خود را با تمام کاستی هایش مسخره نکنید و اجازه ندهید دیگران نیز حرمت شکنی کنند. - برای دعا کردن از زبان عادی و خودمانی استفاده کنید نیاز نیست زیاد آن را پیچیده کنید.با خدا به زبان خودتان راحت صحبت کنید
  6. 1. آنان به پشتیبانی از شما ایمان دارند. بله، دوست حقیقی هیچ‌وقت پشت سر شما حرف نمی‌زند، او هر آن‌چه که می‌خواهد جلو روی‌تان می‌گوید، نه پشت سرتان. برای آن‌ها صحبت از حقیقت یا آن‌چه که بدان اعتقاد دارند در حضور و روی شما سخت نیست، دوست واقعی هیچ‌وقت از کلمات رنجیده نمی‌شود، البته مضاف بر آن، چیزی هم نمی‌گوید که باعث ناراحتی‌تان شود، مثلاً اشتباهات قدیمی را‌ بی‌مورد یادآوری کند. 2. آنان رازتان را راز نگه می‌داند. رفیق واقعی، هیچ‌وقت رازتان را برملا نمی‌کند، مهم نیست که آن شخص چه شخص خاصی باشد، وقتی از آنان در بارۀ موضوعات خصوصی زندگی‌تان سؤال می‌شود آنان پاسخ می‌دهند «نمی‌دانم» یا «به من مربوط نیست». اگر شخصی نمی‌تواند راز نگه‌دار خوبی باشد، لیاقت اعتماد شما را ندارد. 3. بحث و دعوای بی‌جهت نمی‌کند. آخرین باری که با رفیق‌تان بی‌خود و بی‌جهت بحث و مجادله کردید کی بود؟ خیلی وقت پیش؟ مثلاً نیم‌ساعت پیش؟ رفقای واقعی، سریع در دام دعوا و مجادله نمی‌افتند، مثلاً گاهی عصبانی هستید و منطقی بحث نمی‌کنید، او با این‌که می‌داند حق با شما نیست بحث را خاتمه می‌دهد، این روش دوستان حقیقی است. البته که آدمی، توانایی فکر و بحث و مفاهمه را دارد و تحت شرایط خاص گاهی هم برعکس آن ولی این هر از گاهی اتفاق می‌افتد، نه اغلب اوقات. یک دوست واقعی، باید شما را همان‌گونه که هستید بپذیرد و سعی در تغییر شما نداشته باشد، دنیا پر است از آدم‌های هم‌فکر، پس نگران از دست دادن دوست‌تان نباشید. 4. آنان شنوندگان خوبی هستند. بله، دوستان واقعی، بهترین شنوندگان هستند، آنان هر چه را که می‌گویید، از خوشی‌ها و لذات گرفته تا ناراحتی‌ها و مهمل‌گویی‌ها، حتی بی‌معناترین جملات عالم را. مهم نیست که چه‌قدر حرف می‌زنید، آنان به آرامی و مناعت طبع گوش می‌کنند، البته بدین معنا نیست که اجازۀ صحبت به دوست‌تان را ندهید. به آسانی اجازه دهید چرخۀ گفتگو تا هنگامی که از گفتن خسته نشده‌اید، کارش را انجام دهد. این رفاقت نیست که یکی متکلم وحده باشد و دیگری شنودۀ خالص. 5. آنان هیچ‌وقت دلسردتان نمی‌کنند. دوستان حقیقی، هیچ‌گاه کلمه‌ای نمی‌گویند که از آرزوها و رویاهای‌تان - هر چه‌قدر هم دست نیافتنی به نظر برسند - دلسردتان کند. عقل‌گرایی بهانۀ خوبی برای دلسرد کردن نیست، هیچ دوستی آن‌قدر بی‌عاطفه نیست که از سر حسادت و منافع شخصی شما را دلسرد کند. نصیحت از دوست صمیمی همیشه راه‌گشا و سازنده است و به شما کمک می‌کند که شخص بهتری بشوید اگر با چاشنی دل‌گرمی همراه شود. 6. دربارۀ گذشته‌تان اهمیتی نمی‌دهند. گذشته‌ها گذشته و آن را نمی‌توان تغییر داد، دوست صمیمی این را می‌فهمد و هیچ اهمیتی به گذشته‌ها نمی‌دهد. در گذشتۀ شما، شاید اشتباهاتی وجود داشته باشد، امّا به این اندازه که اکنون چه‌قدر تغییر کرده‌اید اهمیت ندارد. دوست واقعی به زندگی در زمان حال اعتقاد دارد، مهم نیست که گذشته‌تان چه‌قدر رنگارنگ یا خاکستری باشد. گذشته‌تان را فقط برای دوستان فعلی‌تان نمایان کنید، بدین شکل راحت می‌توانید تشخیص بدهید در ذهن‌شان چه می‌گذرد. 7. هیچ‌وقت تنهای‌تان نمی‌گذارند. دیده‌اید که دوست‌تان از شما جدا شده و با دیگران دم‌خور شده؟ نه؟ دوست واقعی هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کند. در اجتماعات یا هر مکان دیگری، دوست واقعی به جای این‌که شما تنهای‌تان بگذارد، شاید دیگری را تنها بگذارد تا همراه شما باشد، هر جا که بخواهد برود شما را همراه خود کند. 8. هیچ‌وقت به شما حسادت نمی‌کند. دوست واقعی به موفقیت شما حسادت نمی‌کند و از خود نمی‌پرسد «چرا من نه؟». دوست واقعی حتی به حال‌تان غبطه هم نمی‌خورد، برای شما خوش‌حال است و وقت‌ش را صرف حسادت‌های بچه‌گانه نمی‌کند، آنان پیشرفت شما را پیشرفتِ خودشان می‌دانند و همیشه به توانایی‌های شما ایمان دارند. 9. آنان دوستی را موقتی نمی‌بینند. دوستی واقعی، دوستی را از دیدگاهی جدی می‌بیند که هیچ چیز موقتی حول و حوش آن وجود ندارد، رفاقت یک معاملۀ موقت نیست که مادامی که خوش بگذرد رفاقت باشد و زمانی که سختی پیش آمد معامله به هم بخورد. رفاقت برای فیلم دیدن و بازی کردن و سرگرم شدن تنها نیست، آنان آماده‌اند که سختی‌های واقعی بدون لحظه‌ای تأمل به شما کمک کنند، در بی‌کاری و قطع رابطه و دعوا هزاران مثال دیگر. هر وقت که برای‌شان ممکن باشد، دست یاری به سمت‌تان دراز خواهند کرد. 10. آنان نمی‌گذارند از تنهایی رنج ببرید. هر چه‌قدر که سعی در پنهان کردن احساسات‌تان داشته باشید مهم نیست ، دوستان حقیقی به کمک‌تان خواهد آمد، آنان نمی‌گذارند از تنهایی رنج ببرید و تا زمانی که لبخند رضایت روی صورت‌تان ننشانند آسوده نخواند شد. بله، رفاقت یعنی همین لبخند روی لب نشاندن، حتی در بزرگ‌ترین رنج‌ها.
  7. sajjad

    همسر من ناگهان مریض شد، او ۳۰ پوند از وزنش را از دست داد. بی اختیار گریه می کرد، خوشحال نبود، از سردرد و ناراحتی اعصاب رنج می برد، ساعات کمی می خوابید و همیشه خسته بود. رابطه ما در آستانه جدایی بود، او داشت زیبایی اش را از دست می داد. من امیدی نداشتم و فکر می کردم به زودی طلاق خواهیم گرفت. وحشت تمام وجودم را فرا گرفته بود. اول دعا کردم،ناگهان تصمیم دیگری گرفتم. می دانستم من زیباترین زن زمین را دارم. او بُت زیباییِ بیش از نیمی از زنان و مردان زمین است. و من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم. و هر لحظه او را سورپرایز می کردم. فقط برای او زندگی می کردم. توجه به او از تمام حرکاتم پیدا بود. در جمع فقط در مورد او صحبت می کردم. او را در مقابل دوستان مشترک مان ستایش می کردم. او روز به روز شکوفا می شد. هر روز بهتر می شد، وزن خود را بدست آورد، دیگر عصبی نبود. و من هیچگاه نمی دانستم که عشق تا این حد توانایی دارد...
  8. sajjad

    بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم. نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم. بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود. نگوییم : گرفتارم. بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟ نگوییم : دروغ نگو. بگوییم : خدا سلامتی بده. نگوییم : خدا بد نده. بگوییم : هدیه برای شما. نگوییم : قابل ندارد. بگوییم : با تجربه شده. نگوییم : شکست خورده. بگوییم : مناسب من نیست. نگوییم : به درد من نمی‌خورد. بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟ نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟ بگوییم : شاد و پر انرژی باشید خدا قوت. نگوییم : خسته نباشید. بگوییم: من. نگوییم: اینجانب. بگوییم: دوست ندارم. نگوییم: متنفرم. بگوییم: آسان نیست. نگوییم: دشوار است. بگوییم : بفرمایید. نگوییم : در خدمت هستم. بگوییم : خیلی راحت نبود. نگوییم : جانم به لبم رسید. بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم. نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.
  9. اگر یک دوره دانشگاهی را سپری می‌کنید یا این که فقط می‌خواهید در جمع دوستانتان با هوش‌تر به نظر برسید راه‌های زیادی وجود دارد، اما این ده نکته اثبات شده و حساب‌پس‌داده بهترین گزینه‌هایی هستند که پیش‌ روی شما قرار دارند. می‌توانید با به کار بستن این ترفندها بر هوش و قریحه خود بیافزایید، و یا حتی در مواقع لزوم فقط باهوش به نظر برسید. 10. تندتر و بهتر بخوانید پرواضح است که یکی از بهترین راه‌ها برای ارتقای سطح دانش و هوش شما مطالعه است و برای اینکه اطلاعات بیشتری کسب کنید تندخوانی می‌تواند کمک شایان توجهی به شما کند. برای اجتناب از تکرار خوانده‌ها توسط دهان، حتی می‌توانید چیزی بخورید یا آدامس بجوید. پس از قدری خواندن، زمانی را صرف مرور و یادسپاری آنها کنید. بدین‌ترتیب آنچه خوانده شده به حافظه‌تان راه پیدا می‌کند. مهم نیست آنچه که می‌خوانید «جنگ و صلح» تولستوی است یا اینکه مطلبی را به صورت تصادفی از دانش‌نامه مطالعه می‌کنید، مطمئناً پس از مدتی تندخوانی و خوب‌خوانی از دانسته‌هایتان متحیر خواهید شد. ۹. زبان بگشایید هر چه می‌توانید بیشتر در مباحثات و مکالمات شرکت کنید، چرا که این طور باهوش‌تر به نظر می‌رسید. مهم نیست که به اشتباهات خود اذعان کنید یا اینکه سئوالاتی را مطرح نمایید، در همه حال برنده شمائید که جرئت کرده‌اید بر سکوت خود غلبه نموده و از این رهگذر چیزی بیاموزید. در این بین بهره از بیان همراه با اصطلاحات نیز راه‌گشا است چرا که می‌تواند بر میزان اعتبار و وجهه شما بیافزاید. هر زمان که لازم دیدید تن صدای خود را بالا ببرید و تا آنجا که می‌توانید مکث‌های بی‌مورد را حذف کنید و به خود اعتماد به نفس بیشتری بدهید. ۸. با سفسطه‌ها کنار نیایید زمانی که فردی می‌کوشد شما را متقاعد نماید، ممکن است که از دلائل سفسطه‌آمیز استفاده نماید، و شاید این موارد از نظر احساسی درست به نظر برسند. بهتر است با این دست تهاجمات کلامی‌ آشنایی پیدا کرده و هر زمان که با آنها مواجه شدید، در دام نیافتاده و به خوبی از عقیده خود پشتیبانی کنید. ۷. پافشاری بر عقاید زمانی که در مباحثات و منازعات داغ با دوستان و آشنایان شرکت می‌کنید، می‌توانید حتی بر عقایدی که از آنها اطمینان کامل ندارید پافشاری نمایید. اگر در یک مباحثه گیرافتادید می‌توانید بر مشترکات تاکید کنید و کمتر به نقاط اختلاف بپردازید. بدین‌ترتیب با توجه به دانسته‌هایتان می‌توانید موقعیت خوبی در این مکالمه به خود اختصاص دهید. ۶. قدری ورزش کنید از قدیم‌الایام گفته‌اند که «عقل سالم در بدن سالم». پس بهتر است بین تمامی‌ برنامه‌های مطالعاتی و درسی که برای خود در نظر گرفته‌اید، زمانی را به ورزش و نرمش اختصاص دهید و در کنار ورزش به تغذیه سالم نیز بپردازید. جالب است بدانید که نتایج برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباط مستقیمی‌ بین ورزش مرتب و افزایش قدرت ذهنی، هوش، خلاقیت و نوآوری وجود دارد. البته نباید در این رویه نیز زیاده‌روی کرد. مسلماً سپری کردن تمام وقت ارزشمند‌مان در باشگاه ورزشی از ما انیشتین نمی‌سازد! ۵. با خود حرف بزنید علی‌رغم اینکه با خود حرف‌ زدن را اغلب اوقات به دیوانگان و روان‌پریشان نسبت می‌دهند، نتایج تحقیقات علمی‌ جدید نشان می‌دهد که بلندبلند حرف‌ زدن با خود می‌تواند موجب افزایش قوای ذهنی به صورت موقت شده و ما را در یافتن موارد مورد نظر، یاری رساند. تئوری علمی‌ پشت این قضیه آن است که وقتی وظایف خود را به صورت صوتی با خویش در میان می‌گذاریم، قادر خواهیم بود تا تمرکز بهتری بر روی آن موضوعات داشته و بهتر به نتیجه مطلوب برسیم. پس اگر ناخودآگاه زبان‌تان به حرف می‌افتد و با شما سخن می‌گوید به خود شک نکنید! ۴. زبان دیگری بیاموزید اغلب از افردی که به زبان دوم یا سوم تکلم می‌کنند به عنوان فردی باهوش یاد می‌شود، که از نظر علمی‌ نیز این موضوع به اثبات رسیده است. اگر زبان دومی‌ فراگیرید، قادر خواهید بود تا بین برخی از وظایف ذهنی سوئیچ کنید و نسبت به افرادی که تنها یک زبان می‌دانند عملکرد بهتری از خود به نمایش بگذارید. پس اگر حقیقتاً می‌خواهید تا از نظر ذهنی ارتقا پیدا کنید، لازم است تا زبانی دیگر بیاموزید. به کمک تکنیک یادگیری ساده‌ چهار گامی، قادر خواهید بود تا زبان جدیدی را تنها در عرض چند ماه فراگیرید. ۳. از تجربیات درس بگیرید استفاده از فناوری‌های نو زندگی بشر را به مراتب ساده کرده‌است (و زومیت نیز شما را در این مسیر یاری می‌رساند)، اما همه اینها باعث نمی‌شود تا قدرت آموزش تجربیات کاسته شوند. برای مثال استفاده از تجهیزات مسیریابی GPS کار خوبی است و از گم شدن ما جلوگیری می‌کند، اما اگر عمیقاً بیاندیشیم با اتکای بیش‌ از‌ اندازه به چنین ابزارهایی دیگر قادر نخواهیم بود تا مسیرها را خود فرا بگیریم. استفاده و درس‌گیری از تجربیات می‌تواند موجب تقویت قوای مغزی‌مان شود. ۲. از خنگی‌جات دوری کنید! تحقیقات گسترده‌ی علمی‌ بر روی مواردی که به افزایش هوش می‌انجامد صورت گرفته است که برخی از آنها را در اینجا برشمرده‌‌ایم، روی دیگر این سکه مواردی است که نه تنها به افزایش هوش و استعداد شما نمی‌انجامد بلکه به اصطلاح خنگ‌تان می‌کند! برای نمونه همین استفاده ناصحیح از اینترنت یکی از مواردی است که به خنگ شدن فرد منتهی می‌شود! گوش دادن به موسیقی کلاسیک و انجام بازی‌های ذهنی نیز از مواردی است که هوش فرد را زیاد می‌کند. ۱. به خود ایمان آورید! آخرین و مهمترین گام در این بین ایمان به خویش است کافی است به خود اطمینان داشته باشید که می‌توانید فردی باهوش باشید. آزمایشات علمی‌نشان می‌دهند که این گام کوچک اما مهم تاثیرات بسزایی بر فرد دارد. لازم به ذکر نیست که این اعتماد به نفس بدون تلاش کفایت نمی‌کند. در کنار این حس خوب باید واقعیت را باور کرده و بکوشید تا سطح دانش و علم خود را بیافزایید، پرسش کنید و تمام موارد لازم در این بین را فراهم کنید. از یاد نبرید که هیچ محدودیتی برای ذهن وجود ندارد و هوش شما محدود نیست. هنوز بخش‌های خالی زیادی در مغز و ذهنتان وجود دارد که می‌توانید آنها را با علوم گوناگون پر کنید. منبع: لایف هک ترجمه: زومیت
  10. در این قسمت قصد داریم نکات همسرداری از کانال همسرانه را قرار دهیم ... امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره، و موثر واقع بشه ... در این موارد پست را گزارش کنید: تکراری بودن پست موارد اخلاقی در ان رعایت نشده باشد مشکل نگارشی در آن وجود داشته باشد آدرس کانال همسرانه
  11. در این قسمت قصد داریم نکات زناشویی از کانال همسرانه را قرار دهیم ... امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره، و موثر واقع بشه ... آدرس کانال همسرانه
  12. چه بخواهید گفت‌وگوهای بهتری در زندگی اجتماعی‌تان داشته باشید، یا قصد ارائه‌ی بهتر ایده‌های‌تان را در محل کارتان داشته باشید، یا بخواهید رابطه‌ی گرم‌تر و صمیمی‌تری با اعضای خانواده‌تان داشته باشید، وضعیت مشابه است. شما می‌خواهید با افراد دیگری ارتباط برقرار کنید. این کار به نظر خیلی ساده می‌آید: باید منظور واقعی‌تان را بیان کنید. اما اغلب، مخاطب‌تان چیزی بسیار متفاوت از آنچه شما می‌خواهید بگویید، برداشت می‌کند. شما یک‌ چیز می‌گویید، طرف مقابل چیز دیگری می‌شنود و در نهایت سوءتفاهم، سردرگمی و اختلاف به وجود می‌آید. خوشبختانه این موضوع دردی نیست که درمان نداشته باشد. مشکلات ارتباطی را می‌توان به راحتی با یادگیری مهارت‌هایی در این زمینه حل کرد. در حقیقت ارتباط مؤثر یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی است که می‌توانید بیاموزید. اما در عین حال یکی از مهارت‌هایی است که بسیاری از افراد تلاش زیادی برای کسب آن نمی‌کنند. در ادامه چند نکته‌ی اساسی برای بهبود مهارت‌های ارتباطی ارائه می‌شود که با به‌کارگیری آنها می‌توان روابطی همراه با احترام، اطمینان، احساس درک و تفاهم بنا نمود. ۱۰. مراقب زبان بدن‌تان باشید شما به طرف مقابل‌تان می‌گویید که آماده‌ی صحبت کردن هستید، اما دست به سینه می‌ایستید. می‌گویید دارید به حرف‌های او گوش می‌کنید، اما سرتان را از موبایل‌تان بلند نمی‌کنید. اشارات غیر کلامی و نانوشته‌ی ما معمولا بیش از آنچه فکر می‌کنیم، احساس و افکار واقعی ما را آشکار می‌کنند. نحوه‌ی برقراری ارتباط چشمی با دیگران، نوع دست دادن و حتی طرز نشستن‌تان طی یک مصاحبه‌ی ویدئویی، همه جزئی از ارتباط هستند. فراموش نکنید که شما دائما در حال ارتباط برقرار کردن هستید، حتی وقتی که یک کلمه هم حرف نزنید. اگر می‌خواهید پیش از یک گفت‌وگوی مهم، اعتماد به نفس‌تان را افزایش دهید، یک ژست قدرت‌بخش را امتحان کنید. یا درک و تفسیر زبان بدن دیگران را یاد بگیرید تا بتوانید واکنش‌های مناسبی نشان دهید. ۹. از به کار بردن کلمات و آواهای غیرضروری پرهیز کنید تکرار آواهایی مانند «اِممم» یا «اِاا» هیچ کمکی به ارتقای سطح گفت‌وگوهای روزانه یا سخن‌رانی‌های‌تان نمی‌کند. این آواهای اضافه را حذف کنید تا متقاعدکننده‌تر به نظر برسید و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. یکی از راه‌های این کار این است که دقت کنید که چه زمان‌هایی در صحبت‌های‌تان از کلماتی مانند «اِممم» یا «مثلا» استفاده می‌کنید. هم‌چنین می‌توانید دست‌های‌تان را از جیب‌های‌تان دربیاورید یا فقط صبر کنید و پیش از شروع صحبت کمی مکث کنید. این سکوت‌های گاه‌به‌گاه بیش از دیگران، برای خودتان عجیب و مسخره به نظر می‌آید. مطمئن باشید. ۸. برای گپ‌های معمولی و موقعیت‌های دیگر از قبل نمایش‌نامه‌ای در ذهن داشته باشید گپ زدن یکی از هنرهایی است که افراد زیادی در آن مهارت ندارند. برای زمان‌هایی که در مواجهه با افرادی که به سختی آنها را می‌شناسید و سکوت‌های اجتناب‌ناپذیر و ناراحت‌کننده بین‌تان پیش می‌آید، داشتن یک نقشه‌ی ذهنی بسیار کمک‌کننده است. اینکه بدانید چطور سر صحبت را باز کنید یک هنر است، یعنی بتوانید موضوعاتی برای گپ زدن (خانواده، شغل، تفریح و سرگرمی، رویاها و آرزوها) پیدا کنید. هم‌چنین می‌توانید با اشتراک‌گذاری اطلاعاتی که می‌توانند برای پیدا کردن زمینه‌ی مشترک به شما و طرف مقابل‌تان کمک کنند، گپ زدن را به گفت‌وگو تبدیل کنید. گپ زدن در بلند مدت می‌تواند شما را به فردی خوشحال‌تر تبدیل کند. ۷. قصه بگویید قصه‌ها بسیار قدرتمندند. آنها ذهن‌تان را فعال می‌کنند، از خراب شدن ارائه‌های شغلی جلوگیری می‌کنند، باعث می‌شوند متقاعدکننده‌تر به نظر برسیم، همچنین می‌توانند در موفق شدن در مصاحبه‌ها هم کمک‌کننده باشند. یاد بگیرید که چطور به یک قصه‌گوی افسانه‌ای تبدیل شوید. هم‌چنین می‌توانید از واژه‌ی «اما» بیشتر استفاده کنید تا داستان‌تان را سامان‌دهی کنید. هر کسی حداقل یک قصه خوب برای تعریف کردن در آستین دارد. ۶. سؤال بپرسید و حرف‌های طرف مقابل را تکرار کنید بیایید صادق باشیم… برای همه‌ی ما پیش آمده است که وقتی شخص دیگری حرف می‌زند، حواس‌مان پرت شده باشد یا صحبت‌های او را اشتباه شنیده باشیم. سؤال کردن و تکرار چند کلمه‌ی آخرِ طرف مقابل نشان می‌دهد که به آنچه او می‌گوید علاقه‌مندید و برای‌تان جالب است، همچنین شما را مجبور می‌کند که توجه و تمرکز داشته باشید و اگر در مورد نکته‌ای دچار سوءتفاهم شوید، به واضح شدن آن مطلب کمک می‌کند. برای نمونه: «پس درست متوجه شدم، می‌خواهید برای روز یک‌شنبه بلیت‌ بخرید؟» این کار همچنین برای گپ زدن و پر کردن سکوت‌های ناخوشایند نیز مناسب است. به جای اینکه سعی کنید گفت‌وگو را حول موضوعاتی اجباری مانند آب‌وهوا ادامه دهید، از طرف مقابل سؤال بپرسید و به پاسخ‌های او واکنش نشان دهید. مثلا: «برنامه‌تون برای تابستون چیه؟» یا «آخرین کتابی که خوندید چی بوده؟» شگفت‌زده شدن از شگفت‌انگیز بودن مهم‌تر است. ۵. حواس‌پرت‌کن‌ها را کنار بگذارید هنگامی که کسی با شما حرف می‌زند یا قرار است که با او وقت بگذرانید، وَر رفتن با موبایل‌تان بسیار بی‌ادبانه است. شاید خلاص شدن از دست همه‌ی چیزهایی که حواس‌مان را پرت می‌کنند یا کنار گذاشتن تکنولوژی به طور کل، ممکن نباشد، اما همین که به خودمان زحمت بدهیم و سرمان را از روی گوشی یا تبلت‌مان بلند کنیم، به شدت روی ارتباطات‌مان با دیگران تاثیرگذار است. ۴. پیام‌تان را برای مخاطب‌تان متناسب کنید افرادی که بهترین ارتباط‌ها را دارند، بسته به اینکه طرف مقابل‌شان کیست، صحبت‌های‌شان را تنظیم می‌کنند. شما احتمالا برای صحبت کردن با همکارها یا رئیس‌تان در مقایسه با هنگامی که با مخاطب خاص‌، فرزندان‌ یا بزرگتر‌های‌تان حرف می‌زنید، زبان و کلام متفاوتی در پیش می‌گیرید. هنگامی که سعی می‌کنید پیامی را به کسی منتقل کنید، همواره تلاش کنید که دیدگاه او را نیز مدنظر داشته باشید. ۳. مختصر و مفید باشید یک مخفف برای واژه‌ی «BRIEF» به معنای «مختصر» در زبان انگلیسی وجود دارد که از سرنام‌های کلمات زیر تشکیل شده است: Background: زمینه‌چینی Reason: دلیل Information: اطلاعات End: پایان Follow-up: پی‌گیری این مخفف برای این است که در هنگام ایمیل نوشتن به شما کمک کند تا همه‌ چیز را بیان کنید و در عین حال، مختصر و موجز باشید. این سیاست خوبی برای ارتباطات کلامی و نوشتاری است (همیشه می‌دانم به عنوان یک نویسنده، کارم این است که پیامم را به طور واضح بیان کنم و هر چه سریعتر این مقاله را هم تمام کنم. نگران نباشید، تنها دو مورد دیگر در این لیست باقی مانده است!). ۲. همدلی‌تان را تقویت کنید ارتباط یک خیابان دوطرفه است. اگر تمرین کنید که دیدگاه‌های مخالف را نیز در نظر بگیرید، می‌توانید دشواری و اضطرابی را که گاهی هنگام ارتباط برقرار کردن با دیگران دارید، کاهش دهید. برای نمونه، وقتی که مخاطب خاص‌تان می‌گوید خسته‌تر از آن است که بتواند حرف بزند، متوجه می‌شوید که منظورش واقعا چیست. همدلی کردن به شما کمک می‌کند که حتی بخش‌های ناگفته‌ی ارتباط‌تان با دیگران را نیز بهتر درک کنید و کمک می‌کند که واکنش‌های مؤثرتری نشان دهید. ۱. گوش دهید، واقعا گوش دهید در پایان، با به کار بردن نکات بالا، بهترین کاری که می‌توانید برای بهبود مهارت‌های ارتباطی‌تان انجام دهید، این است که یاد بگیرید واقعا گوش دهید، توجه کنید و اجازه دهید طرف مقابل حرفش را بزند، بدون اینکه صحبتش را قطع کنید. ما می‌دانیم که این کار سختی است، اما «یک گفت‌وگوی خوب، مجموعه‌ای از واژگان است که به زیبایی با گوش دادن پیوند خورده باشد.» در این صورت، حتی اگر سبک‌های ارتباطی‌تان با هم سازگار نباشد، دستِ کم درک درستی از یک‌دیگر خواهید داشت و می‌توانید امیدوار باشید که مخاطب‌تان هم با همان دقت به حرف‌های شما گوش می‌دهد. برگرفته از: lifehacker منبع: چطور
  13. sajjad

    دروود دوستان عزیز ... در این قسمت قصد داریم پست های گلچین شده وبلاگ های میهن بلاگ رو قرار بدیم. هر ارسال باید شامل عنوان، محتوا مطلب و لینک منبع باشد تا کپی رایت تا حدودی رعایت بشه. نکته ۱: اگر قصد ارسال مطلبی داشتید، وبلاگ مرجع رو باخبر کنید و حتما در بخش نظرات وبلاگ آدرس همین تاپیک رو قرار بدید. نکته ۲: اگر صاحب اثر هستید و رضایت ندارید، با اطلاع شما ارسال مربوطه پاک میشود. نکته ۳: ادامه داشتن این تاپیک به میزان بازدید و رضایت کاربران بستگی داره پس لطفا حمایت کنید. نکته ۴: بیشتر از ۲ پست پشت هم از یک وبلاگ ارسال نکنید. نکته ۵: لطفا تبلیغ نکنید. مزایای این تاپیک : وبلاگ های با محتوا خوب و عالی معرفی میشن میتونیم خیلی سریع محتوا خوب وبلاگ های ایرانی رو در اختیار داشته باشیم تعامل وبلاگ ها با هم تعامل بهتر وبلاگ ها با انجمن دیوونه تو، (میتونن پست های خوبشون رو توی این قسمت نمایش بدن) خیلی از وبلاگ ها نوشته های قشنگی دارن ولی خیلی وقته بروز نمیشن ... و ... حس خوبی نسبت این عنوان موضوع دارم امیدوارم خوب باشه. موفق باشید یا مهدی ...
  14. ۱- گفتگو بسیاری از مردها بر این باورند که زن‌ها هیچ‌گاه سراغ اصل مطلب نمی‌روند، بسیاری از زن‌ها هم فکر می‌کنند مردها هنگام گفت‌وگو، تند و خشن هستند. ما نمی‌خواهیم درستی یا نادرستی این باورها را اثبات کنیم، بلکه قصد داریم کمی از مهارت‌های گفت‌وگو با شما سخن بگوییم؛ مهارتی که به شما کمک می‌کند، بدون جرو بحث و دعوا، دلیل ناراحتی‌تان را بگویید و با انتقال یک پیام کامل از تکرار موارد مشابه آن جلوگیری کنید. ۲- احساس‌تان را ابراز کنید این‌که بتوانید مشکلات را مستقیم و بدون حاشیه بیان کنید یک بخش گفت‌وگوی کامل است. در مرحله بعدی شما باید احساستان را نیز بگویید احساساتی نظیر من ترسیدم، من نگران شدم، من احساس تنهایی کردم. مثلا اگر همسرتان تولد مادر شما را فراموش کرده است، علاوه بر گفتن این مساله که از او به دلیل این فراموشکاری ناراحت شده‌اید بیان کنید که شما چه احساسی از این فراموشی داشتید. مثلا بگویید من حس کردم مسائل خانوادگی برات مهم نیست. وقتی احساستان را برای همسرتان بیان می‌کنید، او متوجه عمق رنجش شما می‌شود. ۳- مراقب کلامتان باشید در بیشتر مواقع، وقتی می خواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان کنیم، پیام هایمان دیگری را سرزنش یا تحقیر می کنند. این گونه پیام ها را «پیام های تو ...» می نامند؛ این دسته پیام ها قضاوت ها یا ارزش گذاری های منفی ای هستند که هدفشان شخص دیگر است. در عین حال که در بیشتر مواقع از آنها برای بیان خشم، عصبانیت، ترس یا دلخوری استفاده می شود، مشخصاً پیام هایی نیستند که حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقه های خود شما را بیان نمی کنند. پیام هایی مثل: تو اشتباه کردی، تو همه چیز را به هم زدی، تو بودی که ... و ... می توانند به نظر تهاجمی و متهم کننده برسند؛ چون تأثیری که بر جای می گذارند، این است که می گوید:«تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوی!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگری و به وجود آوردن احساس گناه، هست. پیام های «تو ...» باعث مقاومت و دفاع دیگران می شوند و ممکن است باعث شروع بگو و مگوهای فرساینده و فحاشی شوند. در چنین موقعی شخص دیگر، اغلب می خواهد جواب شما را بدهد و تلافی کند. آگاهی از این که چه رفتارهایی تعارض های بی مورد بین شما و نامزدتان را فعال می سازد، به شما کمک می کند تا بسیاری از برخوردها را از بین ببرید. ۴- پذیرش سهم خود از مشکل وقتی که هر کدام از شما بخشی از مسئولیت مشکل را می پذیرید، اشتیاق برای همکاری ایجاد خواهد شد و بحث با سهولت بیشتری انجام می شود، در این مرحله سعی کنید با احترام با یکدیگر صحبت کنید و مسایل و احساسات خود را به طور صریح بیان کنید، در این مرحله از جملاتی که با «من» شروع می شوند، استفاده کنید. ۵- از طرف مقابلتان بت نسازید وقتی از طرف مقابل بت می سازیم و او را موجودی بی عیب و نقص و مقدس تصور می کنیم، خودمان را فراموش می کنیم و فکر می کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت های خوب و بد یک آدم؛ مثل خودما. بنابراین طرف مقابل را باید آنطور که هست و با همه خوبی ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته اینکه طرف5 مقابلمان را بی نقص تصور کنیم، می تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی نقص بودن طرف مقابل یکجورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می دهد که من آنقدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی نقص راضی نمی شوم. حواستان به این مکانیسم های دفاعی گول زننده باشد. ۶- مقایسه نکنید خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را را رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن ها مخصوص در خانم ها می تواند از همان اول تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد. به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد به این دلیل که فلان کس وقت بیشتری برای نامزدش می گذارد. این مقایسه ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می گیرد. ضمن اینکه مقایسه کردن های این شکلی باعث می شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی انصافی نامزد کرده است و همین مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت اینکه این مقایسه ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی کند. منابع : بیتوته / نمناک / عصر ایران
  15. جذابیت ظاهری برای هر کسی شاید معنای متفاوتی داشته باشد. اما با اضافه کردن چند مورد به ظاهرتان و رعایت چند نکته قبل از خرید، شما هم می‌توانید به یک فرد جذاب تبدیل شوید. شاید قبلا هم از خودتان پرسیده‌اید که چه چیز باعث شده تا شخصی در مهمانی انقدر جذاب دیده شود. یا چطور می‌توان بدون زرق و برق زیادی، شیک و خوش‌لباس به نظر رسید. در اینجا ما جواب این سوال‌ها را می‌دهیم. اولین نگاه به چهره‌تان می‌افتد برای شروع به سراغ ورود شما می‌رویم. ورود شما خیلی مهم است! اینکه چطور به یک مهمانی وارد می‌شوید، اولین تاثیر را بر روی دیگران را می‌گذارد پس لبخند را فراموش نکنید چراکه هیچکس از شخصی که با اخم وارد می‌شود انرژی مثبت نمی‌گیرد. سعی کنید صاف بایستید و سرتان را بالا بگیرید تا مطمئن شوید همه صورت و لبخند شما را می‌بینند. شاید دانستن چند نکته درباره زبان بدن (Body Language) خیلی هم سخت نباشد. از عینکی آفتابی که بر چشم می‌گذارد شروع می‌کنیم. آیا شما می‌دانید یک عینک آفتابی جذاب چه ویژگی‌هایی دارد؟ اول از همه عینک آفتابی باید به صورت شما بیاید. خیلی مهم است که تمام اجزا صورت خود را هنگام خرید در نظر بگیرید. عینک شما باید برای بینی، ابروها، پیشانی و گونه‌های شما مناسب باشد. قبل از خرید، بهتر است مدل‌های مختلف عینک را روی صورت خود امتحان کرده باشید تا کاملا با فرم صورت خود آشنا شوید. این موضوع به شما کمک می‌کند تا خیلی سریع‌تر به سراغ عینک مناسب خود بروید و خیلی راحت برای خرید انواع مدل های عینک آفتابی به فروشگاه‌های اینترنتی سر بزنید. بعضی از صورت‌ها با عینک گرد بسیار جذاب می‌شوند. بعضی دیگر از صورت ها مخصوصا صورت‌های استخوانی، برای جذاب‌تر شدن، یک عینک مربع مستطیل احتیاج دارند که با زوایای صورتشان هماهنگ باشد. طراحان در ساخت عینک‌های جدید خلاقیت به خرج داده‌اند و عینک‌های فانتزی و مدرنی با ترکیبی از رنگ‌ها و جنس‌های مختلف طراحی کرده‌اند. باتوجه به اینکه شما از چه نوع فریم عینکی خوشتان می‌آید، می‌توانید یک عینک با فریم فلزی مستطیل که بسیار ظریف طراحی شده است انتخاب کنید یا شاید یک عینک گربه‌ای با فریم کائوچو دل شما را به دست بیاورد. همچنین عینک‌های چوبی دست ساز امروزه طرفداران زیادی پیدا کرده‌اند. جنس و بافت چوب همیشه جذاب است و طراحان با استفاده از زیبایی طبیعی چوب، عینک‌های جذاب و خاصی طراحی کرده‌اند. برای اینکه بهترین فریم برای فرم چهره خود را شناسایی کنید میتوانید به این صفحه نگاهی بیاندازید. اینکه چه بودجه‌ای برای خرید عینک در نظر گرفته‌اید بسیار مهم است چرا که اگر دست شما برای خرید باز باشد می‌توانید به سراغ برندهای درجه یک و سرشناس مثل ریبن، پلیس و تونیو لامبورگینی بروید. با خرید از این برندها دوستان و اطرافیان شما به خوبی می‌فهمند که شما چه ارزشی برای ظاهر و پوشاک خود قائل هستید. اما برندهای دیگری هم هستند که عینک‌های زیبا با قیمت مناسب عرضه می‌کنند. نگاه دوم جزئی‌تر است؛ به اکسسوری خود فکر کنید خیلی مهمه در لحظه‌ای که در مهمانی یا بیرون از شما ساعت را می‌پرسند، به جای اینکه موبایلتان را از جیبتان در بیاورید، یک ساعت مچی شیک به دست بسته باشید. افراد خوشتیپ هرگز ساعت را فراموش نمی‌کنند.یک ساعت برازنده نقش بسیار مهمی در زیبایی ظاهر هر شخص دارد. اما ساعت برازنده چه ساعتی است؟ ساعتی که شیک و رسمی باشد و یک سر و گردن از ساعت‌هایی که تا حالا داشته‌اید بالاتر باشد. فرقی ندارد که شما خانم باشید یا آقا، همه ما به یک ساعت به جز ساعت روزمره و یا ساعتی که هنگام ورزش به دست می‌بندیم، احتیاج داریم. یک ساعت که شیک و رسمی باشد و با لباس‌های مهمانی ما هماهنگ باشد. در فروشگاه‌ها، انواع ساعت مچی های مردانه و زنانه وجود دارد اما قطعا نمی‌توان هر ساعتی را با لباس رسمی ست کرد. یک ساعت مچی رسمی و عقربه‌ای شما را برازنده می‌کند و بدون زرق و برق توجه همه را به خود جذب می‌‌کند. لازم نیست حتما صفحه بزرگی داشته باشد تا جلب توجه کند، اتفاقا یک ساعت مچی هرچقدر قطر کمتری داشته باشد راحت‌تر از مچ آستین شما بیرون می‌آید و خود نمایی می‌کند. صفحه ساعت مچی شما می‌تواند گرد، مستطیل یا مربع باشد. این موضوع به فرم دست و سلیقه شما بستگی دارد. اگر در کنار شیک بودن به دنبال لوکس و گرانقیمت بودن ساعت هم هستید، گرانبهاترین ساعت‌ها ساعت‌هایی هستند که بدنه آن‌ها از جنس طلا یا نقره ساخته می‌شوند. نحوه نمایش اعداد در برخی‌ از ساعت‌ها ممکن است به صورت خط، اعداد رومی یا انگلیسی باشد. برندهای معتبر عرضه کننده ساعت مچی‌، هم بند چرم و هم بند فلزی را برای ساعت مچی عرضه می‌کنند که بی‌شک هر دو جذابیت بسیار زیادی دارند، اما ما پیشنهاد می‌کنیم همیشه بند چرمی را انتخاب کنید. چرا که بند چرمی کلاسیک‌تر است و می‌توانید رنگ آن را با رنگ کمربند و کفش خود ست کنید. نگاه سوم؛ همه چیز دیدنی نیست اما چیزی که بعد از ظاهر و زیورآلات یک شخص تاثیرگذار است، بوی عطر اوست که در فضا می‌پیچد. عطر و ادکلن رایحه‌ای است که خانم‌ها و آقایان برای افزایش جذابیت و زیبایی خود استفاده می‌کنند. عطرها می‌توانند حال و هوای ما را عوض کنند و یا یک خاطره را در ذهن ما بیدار کنند. امروزه هزاران عطر مختلف در بازار وجود دارد که طراحان برای سلیقه‌ها و روحیه‌های مختلف طراحی کرده‌اند. برای آنکه بدانید چه عطری برای شما مناسب است و چه عطری شما را جذاب‌تر می‌کند، ما شما را راهنمایی می‌کنیم. هر عطر شامل نت‌های مختلفی می‌شود. این نت‌ها به سه لایه تقسیم می‌شوند: نت اولیه یا پایه، نت میانی و نت پایانی که همگی این نت‌ها در کنار هم یک رایحه خاص را می‌سازند. برای مثال یک عطر ممکن است رایحه‌ای بر پایه گل داشته باشد و ساختار رایحه آن شامل گل رز، شکوفه‌ی پرتقال و گل یاسمین باشد. عطر دیگری ممکن است ساختار رایحه آن میوه‌ای باشد. در این صورت نت‌های پایه آن می‌تواند شامل میوه‌هایی مثل سیب، پرتقال ماندارین و نارنج باشد. عطرها می‌توانند رایحه‌ای گرم، خنک، تلخ، شیرین، تند یا خوراکی داشته باشند. انتخاب رایحه عطر کاملا بستگی دارد به سلیقه شما و البته آب و هوای محل زندگیتان و اینکه در چه فصلی هستید. اصلا مهم نیست که خانم هستید یا آقا چون می‌توانید بعد از مشخص کردن رایحه‌های مورد علاقه‌تان عطر مورد پسند خود را از میان برندهای مختلف انتخاب کنید. برندهای عطر بسیار زیاد هستند و برخی از برندها بیش از یک قرن است که به تولید عطر مشغول هستند. بهترین انواع ادکلن های مردانه و زنانه را عطرسازانی مثل Jacques Polge، Ann Gottleib و Calice Becker ساخته‌اند اما عطرسازان جوانی هم هستند که با ساختن عطری جدید توانسته‌اند مردم را برای خرید عطر جدید مشتاق کنند. عطرها با غلظت‌های مختلف عرضه می‌شوند. هرچه غلظت عطر بیشتر باشد ارزش آن بیشتر شده و عطر گرانتر می‌شود. عطرهای غلیظ بویی قوی‌تر و ماندگاری بالاتری دارند. اگر بودجه‌ای که برای خرید عطر در نظر گرفته‌اید را کمی بیشتر کنید می‌توانید عطری با رایحه‌ای ماندگار تر و پخش بوی بهتر خریداری کنید. عطری که فضا را پر کند و پس از ترک کردن اتاق هم در آن فضا باقی بماند. حتما قبل از خرید عطر بوی آن را امتحان کنید تا مطمئن شوید که همان بویی است که شما دوست دارید و از آن لذت می‌برید. ابتدا عطر را از شیشه آن بو کنید. این کار به شما اجازه می‌دهد تا یک ایده کلی از بوی عطر به دست آورید. سپس عطر را روی پوست خود امتحان کنید. پوست هر کس دارای ویژگی‌های هورمونی و شیمیایی مخصوص خود است که روی بوی نهایی عطر تاثیر بسیار زیادی می‌گذارد. با رعایت این نکات شما نسبت به گذشته جذاب‌تر خواهید شد، اما نباید این نکته را فراموش کنید که جذابیت فقط به ظاهر نیست و یک شخص جذاب، برخورد و رفتار جذاب هم دارد. اینکه ما چه بگوییم، چطور حرف بزنیم و یا چطور آداب معاشرت را رعایت کنیم، دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد و باعث می‌شود که بعد از برخوردهای اولیه گذشت زمان هم جذاب بمانیم. منبع: مردمان
  16. sajjad

    همه ی مادوست داریم خوشحال باشیم. دلیل اکثر کارهایی که می‌کنیم هم همین است. اما در دنیای مدرن، حواس‌پرت‌شدن خیلی آسان است چرا که ما عمده‌ی وقت‌مان راصرف رسیدن ‌به پول و موفقیت بیشتر می‌کنیم وخیلی به چیزهایی که واقعا اهمیت دارند توجه نمی‌کنیم. گاهی اوقات ممکن است رسانه‌ها تاثیرغلطی برروی ما گذاشته و چیزهایی که اصلا اهمیتی ندارند را برای ما تبدیل به هدف ‌کنند وهمین ها باعث می‌شود ما عادت‌هایی را درخودمان ایجاد کنیم که بیشتر مارا به سمت غمگین‌بودن سوق می‌دهند. شاید وقتی بابرخی ازاین عادت‌ها آشنا شوید، راحت‌تر بتوانید خودتان را از شر آن‌ها خلاص کنید. درادامه بابررسی رایج‌ترین عادات میان افراد غمگین، با دیجی‌رو همراه باشید. ۱- باخودشان منفی صحبت می‌کنند همه‌ی ما با چالش‌هایی در زندگی مواجه می‌شویم.اصلا زندگی یعنی همین.افراد غمگین ازاین چالش‌ها به عنوان فرصتی برای حال‌گیری خودشان استفاده می‌کنند.آن‌هاعباراتی همچون “من نمی‌توانم”و”من به اندازه کافی خوب نیستم” رابه کارمی‌برند.این کار می‌تواند یک چرخه‌ی منفی را ایجاد کند.هرچه باخودتان بیشتر بدرفتاری کنید، ناامیدتر می‌شوید وبالعکس. اینطوری حرف‌زدن باخودتان هرگز شما را شاد نمی‌کند.اگرشما نمی‌توانید کاری را انجام دهید اشکالی ندارد؛ یایاد بگیرید، یا از کس دیگری بخواهید که آن‌ را برای شما انجام دهد.شما نباید انتظار انجام همه‌جور کاری را ازخودتان داشته باشید. ۲- انتظاردارند همه چیزمطابق میل‌شان پیش برود وقتی اوضاع بدپیش می‌رود، افراد غمگین احساسات منفی شدیدی را تجربه می‌کنند.آن‌ها اغلب در این شرایط ازعباراتی همچون”هیچ‌وقت هیچی واسه من درست پیش نمیره” یا “زندگی عادلانه نیست” استفاده می‌کنند.مسئله این است که هیچ‌چیزهمیشه برای همه درست پیش نمی‌رود.برای بدست آوردن بهترین چیزها در زندگی شما باید یادبگیرید که درشرایط مختلف عملکرد بجایی داشته باشید.زندگی مثل قایق‌سواری درطوفان است؛ بعضی وقت‌ها باد ازپشت شما می‌وزد و شمارا به اهدافتان نزدیک‌تر می‌کند و گاهی اوقات هم خلاف جهت شما می‌وزد.هیچ‌وقت تسلیم نشوید، بالاخره اوضاع درست می‌شود. ۳- کینه نگه می‌دارند وقتی کسی کاربدی درحق شما انجام می‌دهد ممکن است احساس بدی به شما دست بدهد اماچیزی که ازآن بدتر است کینه نگه داشتن و داشتن حس بدی برای ماه ها و یاحتی سال‌هاست.بخشش رایادبگیرید.نه تنهابرای شادی و سلامتی خودتان بهتراست بلکه درشرایط مختلف به عنوان تلافی‌ای برای کسی است که به شما آزار رسانده! ۴- بازی کردن رافراموش می‌کنند گاهی اوقات آدم سرش باکار ،صورت حساب‌ها و بچه‌ها مشغول شده وبه کل خوش‌گذرانی را فراموش می‌کند.اگرمی‌خواهید شاد باشید به زمان‌هایی برای تفریح و سرگرمی هم احتیاج دارید.داشتن سرگرمی روزانه را برای خودتان یک قانون کنید.این کار نه تنها سطح شادی‌تان را بالا می‌برد، بلکه باعث می‌شود به نحوی بهتربا مسئولیت‌ها‌یتان کنارآمده و برخورد کنید. ۵- بیش ازحد برای راضی کردن دیگران سعی می‌کنند افراد غمگین آنقدر برای راضی‌کردن دیگران تلاش می‌کنند که راضی‌کردن خودشان را فراموش می‌کنند.مسلماً ما دوست داریم که دیگران ازما راضی باشند، اما نه به قیمت شادی خودمان.بعضی وقت‌ها شماباید تصمیماتی به سود و صلاح خودتان بگیرید؛اگر دوستان و خانواده‌تان به این تصمیم‌ها احترام نگذارند، پس دوست و خانواده‌ی خوبی نیستند.درابتدا شاید با مقاومت آن‌ها روبرو شوید، اما به تدریج یادمی‌گیرند که بیشتر شما را به حال خود گذاشته و کناربکشند. ۶- آنهاریسک‌پذیرنیستند افراد غمگین به ندرت ریسک می‌کنند.آن‌ها می ترسند که مبادا اوضاع بدپیش برود و همین باعث می‌شود که یک زندگی کسل کننده داشته باشند.چیزی که واقعا ترسناک است این است که بدون تجربه‌ی هیچ چیزجدید و متفاوتی زندگی‌تان را بگذرانید.اکثر چیزهای خوب در زندگی نیاز به ریسک کردن دارند.تغییر را بغل کنید و بپذیرید که لازم نیست همیشه همه چیزطبق نقشه پیش برود.با ریسک کردن هر اتفاقی هم که بیفتد، شما به تجربیات ارزشمندی در زندگی می‌رسید. ۷- آن‌هادنباله‌روی دل‌شان نیستند افراد غمگین تصمیماتی که زندگی‌شان را تغییر می‌دهد از روی منطق می‌گیرند و در نتیجه ممکن است در شغل یا روابطی که بر اندوه آن‌ها می‌افزاید گیرکنند.اگر شغلی مزایای خوبی داشته باشد اما شما از آن متنفرباشید چه سودی دارد؟گاهی بهتراست فقط در زندگی از دل‌تان پیروی کنید. ۸- دیگران را سرزنش می‌کنند افراد غمگین این نگرش را دارند که همه‌چیز تقصیر دیگران است.آن‌ها به‌ خاطر مسائلی که در زندگی خودشان پیش می‌آید شریک زندگی، خانواده و حتی بچه ها‌شان را سرزنش می‌کنند.این کار می‌تواند به شدت موجب افسردگی شود.اگرشما مسئولیت زندگی خودتان را خودتان به عهده بگیرید، در موقعیت بهتری برای تغییر و بهبود آن قرار می‌گیرید. ۹- آنهادرحال زندگی نمی‌کنند کم پیش می‌آید که افراد غمگین درلحظه زندگی کنند.آن‌ها در تجارت منفی گذشته غوطه‌ور شده و آن احساسات بد را دوباره و دوباره زندگی می‌کنند؛ یا اینکه درآینده زندگی می‌کنند و فکرمی‌کنند که وقتی به پول بیشتر، خانه‌ی جدید یا شریک زندگی جدید برسند خوشحال خواهندبود اما شمافقط وقتی می‌توانید واقعا خوشحال باشید که درلحظه‌ی حال زندگی کنید. ۱۰- زندگی رابیش ازحد جدی می‌گیرند افرادغمگین اغلب همه‌چیزرا جدی می‌گیرند.این باعث می‌شودکه حتی کوچک‌ترین چیزها هم استرس‌آفرین شوند.سعی‌کنید وقتی اوضاع خوب پیش‌نمی‌رود بخندید و همیشه نیمه‌ی پرلیوان را مدنظرداشته باشید. این‌هافقط بخشی از عادات افرادغمگین است.شادبودن را انتخاب کنید. با انتخاب کردن شما نصف راه را رفته‌اید و پس ازآن همه‌چیزخیلی آسان‌تر می‌شود.سعی کنید این عادات بد را در خودتان از بین ببرید، پس از مدتی می‌بینید که خود به خود ازسرتان افتاده‌اند.از زندگی لذت ببرید! منبع: دیجی رو
  17. اگر می‌‌خواهید ازدواج خود را بهبود بخشید، باید برای ایجاد یک رابطه عاطفی بیشتر تلاش کنید. زوج‌های خوشبخت معمولا به انتظارات یکدیگر به خوبی پاسخ می‌‌دهند. آنها معمولا سعی می‌‌کنندبه خواسته‌ها و انتظارات یکدیگر به خوبی پاسخ مثبت بدهند و از بی اعتنایی و یا درگیر شدن با خواسته‌های یکدیگر پرهیز می‌‌کنند. این عادت ثمره برجسته ای دارد، به زن و شوهر اجازه می‌‌دهد با یکدیگر مهربان باشند و علاقه و حس شوخ طبعی خود را حتی وقتی در اختلاف به سر می‌‌برند حفظ کنند. برخی از زوج‌ها با داشتن این نوع مهارت زندگی راه‌های بی شماری برای برآوردن خواسته‌های یکدیگر و حفظ رابطه عاطفی پیدا می‌‌کنند. توجه: زوجین باید توجه کنند، برای نوع برخورد همسرتان، معیارهای بالایی تعیین نکنید، هر تلاشی که از او می‌‌بینید بپذیرید. به این قانون طبیعت اعتماد کنید: پاسخ موافق به خواسته‌ها، به برآورده کردن بیشتری می‌‌انجامد. درخواست همسرتان را، در تحقق بخشیدن به خواسته‌هایش، به عنوان اتهام خطایی که شما در گذشته کرده اید، تعبیر نکنید، بلکه بدانید همسر شما خواهان لطف بیشتر شماست. برآورده کردن خواسته‌ها را به رقابت تبدیل نکنید، به جای آن، به راهی بیندیشید که عمل مهربانانه به عمل مهربانانه دیگر تبدیل شود. اگر از روابط خود به بهبودی عاطفی بهتر نرسیدید، سعی کنید در بهبودی رابطه عاطفی بهتر کوشاتر باشید. چگونه یک رابطه زناشویی مستمر داشته باشیم؟ اگر شما با انجام عملی و یا سخنی سبب رنجش طرف مقابل‌تان می‌‌شوید فقط کافی است عذرخواهی کنید. سعی کنید در روابط خود با همسرتان صادق باشید و از وانمود کردن به آن چیزی که نیستید پرهیز کنید. برای ایجاد و دوام یک رابطه خوب و سالم طرفین باید از سلامت جسم و روان برخوردار باشند. بنابراین باید تغذیه سالم و فعالیت بدنی مناسب و تمرینات ورزشی روزانه داشته باشید. در تعریف و تمجید از طرف مقابل‌تان سخاوتمند باشید توجه: تعریف در یک رابطه با دوام همانند چسب عمل می‌‌کند و سبب استحکام بیشتر آن می‌‌شود، سعی کنید که تمجید شما صادقانه باشد. نکته: انتظارات شما از طرف مقابل‌تان باید واقع‌بینانه باشد. توجه داشته باشید که هیچ فردی کامل نیست در سالهای ابتدایی آشنایی و ازدواج تصویر رویاگونه‌ای از همسرتان نسازید و وی را آنگونه که هست بپذیرید. سعی کنید انتظارات‌تان از او با واقعیت منطبق باشد و در هر رابطه‌ای اختلاف نظر وجود دارد تصور نکنید که همسرتان از آنچه در درون شما می‌‌گذرد کاملاً آگاه است. بنابراین ضروری است زمانی‌که راجع به مطلبی بحث می‌‌کنید مطمئن شوید که طرف مقابل منظور شما را به درستی فهمیده باشد. اصولی كه زنان در همسرداری باید رعایت كنند در کلیه موارد معیشت اعم از تملک و درآمد و غیره از کلمه ما استفاده نمایید نه من و نه تو، فراموش نکنید که زندگی مشترک شروع شده و دیگر من و تو معنی و مفهومی ندارد. همسر خود را مقابل بستگانش تحقیر نکنید و از تعریف و تمجید بستگان خود پیش وی خودداری کنید. در مقابل همسر خود هر چند گاهی حق به جانب شماست ولی لجبازی و اصرار نکنید و مرد بودن وی را در نظر بگیرید. از مخالفت و مشاجره با همسر خود بپرهیزید. اگر کمکی از طرف خانواده خود داشتید آن را دائماُ به رخ همسر خود نکشید. در معاشرت با بستگان همسر خود بیش از حد معمول گرم نگیرید. همسر خود را در معاشرت با بستگانش محدود نکنید. در رفت و آمد با بستگان همسر خود، بیش از خویشاوندان دیگران احترام بگذارید. زحماتی که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود می‌‌کشید به رخ همسر خود دائماً نکشید. درآمد خود را دائماُ برای او بازگو نکنید که این درآمد را دارم و برای منزل این خرج را می‌‌کنم. از مردان دیگر نزد همسر خود تعریف نکنید. برای برآوردن نیازمندی‌های خود از نظر مادی و غیر مادی امکانات همسر خود را در نظر بگیرید و او را تحت فشار نگذارید. خود را مقابل همسر خود بیارایید و چهره اخمو و عبوس نداشته باشید. وقتی به منزل می‌‌آید بعد از استراحت اوقات خوشی را با او سپری کنید. اصولی که مردان باید در همسرداری رعایت کنند در مقابل همسر خود از گرفتاری‌های روزانه و حوادث تلخ زندگی با قیافه عبوس و ناراحت صحبت نکنید. هدیه و مهر و محبت نسبت به همسر خود را بیشتر کنید و از خریدن هدایای هرچند کوچک هرازگاهی امتناع نکنید. خانم‌ها هدیه دادن و گرفتن را بسیار دوست دارند. توجه داشته باشید که اگر کم و کسری در نوع رفتار و شرایط منزل وجود دارد با کمال محبت و خونسردی تذکر دهید، چون واقعاً اخم و خشونت زندگی را به تباهی می‌‌کشد. به بستگان و همسر خود احترام بگذارید و هرگز جلوی معاشرت همسر خود با بستگان و خویشانش را نگیرید. هیچوقت همسر خود را پیش دیگران تحقیر و سرزنش نکنید. توهین و بی‌احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی می‌‌کاهد. یک مورد قابل توجه اینکه با تعریف کردن از خود و ایجاد برتری خود نسبت به همسرتان اعتماد به نفس او را پایین نیاورید. در انجام امور حتماً با او مشورت کنید و تک رأی نباشید تا او حضورش را در زندگی بیشتر لمس کند و به پوچی نرسد که همیشه در نهایت تصمیم گیرنده فقط همسرم هست و من هیچ نقشی در زندگی خود ندارم. وقتی همسر شما از چیزی ناراحت و عصبانی هست او را با مهر و محبت آرام کنید و برای او تکیه گاه مناسبی باشید، بگویید که شرایط او را به خوبی درک می‌‌کنید و آنچه در توان دارید بکار می‌‌برید و او را حمایت می‌‌کنید به این صورت او احساس غرور می‌‌کند از پشتوانه عاطفی محکمی که دارد. با همسر خود هیچگاه لجاجت و مشاجره نکنید و در ضمن برای به گردش و مهمانی رفتن به همراه زن و فرزندان خود وقت بگذارید و پیشنهاد همسرتان را در این مورد به علت کار و خستگی رد نکنید. توجه: امتیازات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله دارد مطرح نکنید. در مقابل همسر خود در امور مختلف قدرت نمایی نکنید. زحمت‌ها و هزینه‌هایی که برای پذیرایی خویشان همسر خود می‌‌کنید هیچگاه بر زبان نیاورید. نکته مهم: همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید. به او اعتماد کنید و از شک و تردید و دودلی در مورد وی بپرهیزید که بزرگترین عامل اختلاف زوجین و عدم آرامش می‌‌باشد. *روانشناس بالینی، عضو تحریریه ماهنامه دنیای سلامت منبع: زندگی آنلاین
  18. sajjad

    بعضی افراد به‌شدت دوست‌داشتنی‌اند، آن‌ هم به خاطر کارهایی که می‌کنند. درست همان‌طور که یک‌سری دیگر به خاطر کارهایی که می‌کنند کاریزماتیک هستند و در این بین یک‌سری افراد هم دقیقاً به خاطر کارهایی که نمی‌کنند، دوست‌داشتنی هستند. اگر کسی را می‌شناسید که دارای ویژگی‌های زیر است حتماً این پست را به آن‌ها به اشتراک گذاشته و به آن‌ها بگویید که چقدر از بودنشان در زندگی‌تان خوشحال هستید. در ادامه با دیجی رو همراه باشید. ۱- آن‌ها سرزنش نمی‌کنند دوستان اشتباه می‌کنند، کارمندان گاهی آن‌طور که توقع دارید کارشان را انجام نمی‌دهند و فروشندگان گاهی جنس را سروقت تحویل نمی‌دهند؛ پس شما آن‌ها را به خاطر مشکلات خودتان سرزنش می‌کنید! به خاطر همین گاهی شاید خود شما هم لایق سرزنش کردن باشید چراکه شاید آموزش‌های لازم را به کارمندان نداده‌اید، شاید خواسته‌تان زیادی بوده یا شاید آن‌قدرها که باید دوست خوبی نبوده‌اید. این‌که وقتی اوضاع خراب می‌شود مسئولیتتان را به عهده بگیرید و بی‌خود دیگران را سرزنش نکنید نشانه‌ی ضعف نیست بلکه نشانه‌ی قدرت است و همین‌طور به شما کمک می‌کند که دفعه‌ی بعد بهتر روی چیزها متمرکز شوید و وقتی بهتر و هوشمندتر شوید، خوشحال‌تر هم می‌شوید! ۲- آن‌ها کسی را کنترل نمی‌کنند تنها چیزی که شما می‌توانید کنترل کنید خودتان هستید. اگر دیدید که دارید سخت برای کنترل کردن دیگران تلاش می‌کنید، باید بدانید که این یعنی شما تصمیم گرفته‌اید که اهداف شما، رویاهایتان و به طور کلی طرز فکرتان، مهم‌تر از دیگران است. به‌علاوه، کنترل کردن در بهترین حالت کوتاه‌مدت است چراکه اغلب به‌زور، ترس، اقتدار یا نوعی فشار احتیاج دارد که هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌گذراند شما حس خوبی راجع به خودتان داشته باشید. افرادی را پیدا کنید که با شما هم مسیر باشند. این‌طوری هم آن‌ها سخت‌تر کار می‌کنند، هم به هر دو خوش می‌گذرد و هم اینکه روابط کاری و شخصی بهتری میانتان ایجاد می‌شود و دست‌آخر هم همه خوشحال و راضی خواهند بود. ۳- آن‌ها سعی نمی‌کنند دیگران را تحت تأثیر قرار بدهند هیچ‌کس شما را به خاطر لباس، ماشین، سمت شغلی یا دستاوردهایتان دوست ندارد. این‌ها فقط “چیز” هستند؛ مردم شاید چیزهای شما را دوست داشته باشند اما این بدین معنا نیست که خود شما را دوست دارند. روابط واقعی شما را شادتر می‌کنند و شما فقط زمانی می‌توانید با دیگران روابط واقعی شکل بدهید که دست از تخت تأثیر قرار دادن آن‌ها برداشته و بیشتر سعی می‌کنید که خودتان باشید. ۴- آن‌ها نمی‌چسبند وقتی شما احساس ترس یا ناامنی می‌کنید، محکم به چیزها یا کسانی که می‌شناسید می‌چسبید، حتی اگر آن چیزها یا آن‌کس‌ها برای شما اصلاً خوب نباشند. در فقدان ترس یا نامطمئنی به شادی نمی‌رسید، بلکه فقدان ترس یا نامطمئنی فقط فقدان ترس یا نامطمئنی است. چسبیدن به چیزی که فکر می‌کنید به آن نیاز دارید شما را خوشحال‌تر نمی‌کند؛ بلکه باید این چیزها را رها کنید تا بتوانید به چیزی که واقعاً می‌خواهید برسید. حتی اگر شما در رسیدن به چیزی که مد نظرتان هست هم موفق نشوید، عمل تنهایی و مستقل سعی کردن باعث می‌شود که حس بهتری راجع به خودتان داشته باشید. ۵- آن‌ها وسط حرف دیگران نمی‌پرند وسط حرف دیگران پریدن نه تنها کار مؤدبانه‌ای نیست بلکه نشان‌دهنده‌ی این است که ” من چون به حرفت گوش نمی‌دم نمی‌فهمم اصلاً چی میگی، فقط دارم گوش میدم که ببینم خودم چی می خوام بگم.” دوست دارید دیگران شما را دوست داشته باشند؟ به حرف‌هایشان گوش کنید. روی چیزهایی که می‌گویند تمرکز کنید. سؤال کنید تا مطمئن شوید که متوجه حرف‌هایشان شده‌اید. آن‌ها به خاطر این کار شیفته‌ی شما خواهند شد و خودتان هم عاشق حس خوبی که از آن‌ها می‌گیرید می‌شوید. ۶- آن‌ها ناله نمی‌کنند کلمات شما قدرت دارند، خصوصاً برخود شما؛ ناله کردن راجع به مشکلاتتان باعث می‌شود حس بدتری داشته باشید نه اینکه حالتان بهتر شود. اگر چیزی مشکل دارد، وقتتان را صرف اعتراض کردن نکنید، بلکه تلاش کنید که اوضاع را بهتر کنید. راجع به مشکلات صحبت نکنید بلکه راجع به اینکه چطور می‌خواهید آن مشکلات را حل کنید صحبت کنید. این کار را در حق دوستانتان هم بکنید و فقط شانه‌ای برای گریه کردن آن‌ها نباشید چراکه دوست‌ها به ناله کردن دوستانشان کمک نمی‌کنند، بلکه به آن‌ها کمک می‌کنند که بهتر و راحت‌تر زندگی کنند. ۷- آن‌ها انتقاد نمی‌کنند بله شما تحصیلاتتان بالاتر است، شما تجربه‌تان بیشتر است و شما چند پیراهن بیشتر پاره کرده‌اید؛ اما این چیزها شما را بهتر، باهوش‌تر و صاحب‌نظرتر نمی‌کند. این‌ها باعث می‌شوند که شما در نوع خودتان منحصربه‌فرد باشید، اما دست‌آخر هم شما فقط شما هستید. همه با هم فرق دارند، اما بهتر یا بدتر نیستند، فقط فرق دارند. به تفاوت‌ها احترام بگذارید و بدین ترتیب شما خواهید دید که چطور هم خودتان و هم دیگران احساس بهتری خواهید داشت. ۸- آن‌ها موعظه نمی‌کنند هر چه بزرگ‌تر می‌شوید و به دستاوردهای بیشتری می‌رسید، ممکن است فکر کنید که دیگر همه‌چیز را میدانید و باید این‌همه چیز را مدام به دیگران بگویید. وقتی خیلی با قطعیت صحبت می‌کنید، مردم شاید حرف‌های شما را بشنوند اما گوش نمی‌کنند و همین باعث می‌شود که نخواهند خیلی دوروبر شما باشند. افراد دوست‌داشتنی گوش می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که خودشان چه طرز فکری دارند، به همین دلیل آماده‌ی شنیدن طرز تفکر دیگران هستند. ۹- آن‌ها درگذشته زندگی نمی‌کنند گذشته ارزشمند است. از اشتباهات خودتان و دیگران درس بگیرید اما گذشته را رها کنید و بگذارید. به حرف راحت است نه؟ این موضوع به تمرکز شما بستگی دارد. وقتی اتفاق بدی برایتان می‌افتد آن را به‌عنوان شانسی برای یادگیری چیزی که بلد نبودید ببینید. وقتی دیگری اشتباه می‌کند آن را فرصتی برای مهربانی، بخشندگی و درک در نظر بگیرید. گذشته فقط آموزش است و تعریف‌کننده‌ی شما نیست، به گذشته فکر کنید، اما ازاین‌جهت که دفعه‌ی بعد یاد بگیرید که بهتر عمل کنید. ۱۰- آن‌ها نمی‌گذارند که ترس مانعشان شود همه‌ی ما از چیزهایی که ممکن است اتفاق بیفتد می‌ترسیم. از چیزهایی که نمی‌توانیم تغییر دهیم، از کارهایی که نمی‌توانیم انجام دهیم یا اینکه در چشم دیگران چطور به نظر می‌رسیم. در این شرایط آسان است که دو دل شویم، منتظر لحظه‌ی درست بمانیم، کمی تحقیق و جست‌وجوی بیشتر انجام دهیم تا ببینیم که واقعاً کار درست چیست اما در حین این‌که این کارها را می‌کنیم، روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و حتی سال‌ها می‌گذرند و همین باعث می‌شود که رویاهای ما دورتر و دست‌نیافتنی‌تر بشوند. نگذارید ترس شما را عقب نگه دارد. هر چیزی که برنامه‌اش را دارید، هر چیزی که برای خودتان مجسم کردید، هر چیزی که رویای آن را دارید، همین امروز برایش دست به کار شوید. اگر می‌خواهید کسب‌وکاری را شروع کنید قدم اول را بردارید. اگر می‌خواهید کارتان را عوض کنید قدم اول را بردارید. هر چیزی، فقط زودتر قدم اولتان را بردارید! ترس‌هایتان را کنار گذاشته و شروع کنید. یک کاری کنید! هر کاری! در غیر این صورت امروز ازدست‌رفته و فردا که برسد شما هیچ جورِ نمی‌توانید امروز را برگردانید. امروز ارزشمندترین دارایی شماست و آنچه باید واقعاً از آن بترسید، حرام کردن یا هدر دادن آن است…! منبع: دیجی رو
  19. sajjad

    ما زمان محدودی را برروی این سیاره هستیم و درطی این سال‌ها افراد سعی کرده‌اند راهی پیداکنند تا این بودن ما روی زمین را افزایش دهند. با اینکه ما هنوز به چشمه‌ی جوانی نرسیده‌ایم، اما دانشمندان انگلیسی گفته‌اند که اگرشما یک‌سری عادت را پیش بگیرید، می‌توانند مدت زمان دقیق زنده بودن(طول عمر) را براساس آمارپیش بینی کنند. این دانشمندان با بررسی و مطالعه‌ی 600 هزارنفر به یک‌سری آمار دست‌یافتند. آن‌ها این افراد را ازلحاظ سلامتی روحی و جسمی، پیشینه‌ی خانوادگی، ژنتیک و غیره بررسی کرده‌اند و درنهایت به 7 عادتی که موجب طول عمر بیشتر انسان‌ها می‌شود دست یافته‌اند. در ادامه با معرفی این ۷ عادت با دیجی رو همراه باشید. 1-هرگزسیگارنکشید رفتارشماره یک که بیشترین تاثیر رابرسلامتی می‌گذارد سیگارکشیدن است که همین هم موجب بروز بیشتر سرطان ریه در افراد سیگاری نسبت به افراد غیرسیگاری می‌شود.طبق آمار، کشیدن روزانه یک پاکت سیگار به اندازه 7سال ازطول عمر می‌کاهد. 2-کاهش کلسترول دراین زمینه دانشمندان ژنی را که برسطح کلسترول خون تاثیرگذار است آزمایش کردند.افرادی که این ژن را داشتند، سطح کلسترول‌شان بالا بوده و حدود 8ماه ازطول عمرشما نسبت به کسانی‌که این ژن را نداشتند کاسته شده‌است. شما نمی‌توانید تعیین کنید که این ژن راداشته باشید یا نه، اما اگر دارید می توانید بارعایت رژیم غذایی مناسب مراقبت کنید. 3-کاهش وزن دراین قسمت محققین افرادی که اضافه وزن داشته و سپس تصمیم به کاهش وزن گرفته‌اند را مورد مطالعه قراردارند. نتایج اینطور به‌دست آمد که به ازای کاهش هر1 کیلو وزن طول عمر2 ماه افزایش پیدامی‌کند. 4-ترک سیگار اگرشما سیگارمی‌کشید احتمالا کلی آدم در زندگی‌تان هستند که به شما می‌گویند این عادت‌تان را ترک کنید؛ من‌باب انگیزه باید به شما بگوییم که اگر شما این کار را ترک کنید آن مدت‌هایی که براثر سیگار کشیدن ازطول عمرتان قرار است کاسته شود دوباره قابل بازگشت بوده و با ترک کامل شما بیشتر به کسی که هرگز و یاحداقل کم سیگارمی کشیده‌اند نزدیک می‌شوید. 5-پذیرای تجربه‌های جدید باشید این موضوع هم تا حدودی توسط این محققین بررسی شده و آن‌ها دریافتند افرادی که شخصیتی کنجکاو و محتاط دارند ازطول عمر بیشتری برخوردار می‌باشند. 6-تحصیلات بیشتر به ازای هرسالی که افراد بیشتر از دبیرستان تحصیل می‌کنند 11 ماه به طول عمرشان اضافه می‌کنند.ازنظر آماری افرادی‌که تحصیلات بالاتری دارند کمتر درگیر فعالیت‌های ناسالم می‌شوند. 7-کاهش فشارخون به غیر ازسیگارکشیدن عامل مهم دیگری که درطول عمر تاثیرگذار است فشارخون است. فشارخون بالا به‌طور متوسط حدود 5 سال ازطول عمرکم می‌کند. درانتها باید گفت که به عنوان مثال فردی که 4 سال دانشگاه درس خوانده، سیگار نکشیده، کلسترول‌ خون خود را منظم نگه‌داشته، فشارخون‌‌اش تنظیم است و کمی وزن اضافی هم از دست داده، 20درصد زمان بیشتری برای زندگی خواهد داشت! منبع: دیجی رو
  20. 1. در مقابل همسر خويش, گرفتاري هاي روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگي را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنيد. 2. هديه دادن مهرو محبت را زياد مي‌کند؛ به مناسبت هاي مختلف براي همسر خود هديه اي هر چند کوچک خريداري و با چهره اي شاد و خندان به او تقديم کنيد. 3. چنانچه کمبودي در منزل مشاهده مي‌شود, با کمال محبت و خوشرويي تذکر دهيد. 4. در حضور همسر خود, به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نکنيد و توانايي هاي آنا را به رخ او نکشيد. 5. به بستگان همسر خود مانند پدر و مادر و ساير اقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه خود, قبل از همسر خود اقدام کنيد. 6. هيچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگيري نکنيد و در معاشرت و ديد و بازديد با بستگان وي پيشقدم باشيد. 7. با بستگان خود نزد همسرتان در گوشي نجوا نکنيد. 8. هيچ گاه همسر خود را به ويژه نزد بستگانش تحقير نکنيد؛ توهين و بي احترامي به همسر از صفا و صميميت در زندگي زناشويي مي‌کاهد. 9. هيچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفي نکنيد. سعي کنيد "من" و "تو" در زندگي زناشويي نباشد کلمه "ما" زندگي را گرم و لذت بخش مي‌کند 10. وقتي که همسر شما عصباني است, او را با مهر و محبت آرام کنيد. 11. براي رفتن به مهماني و گردش, سعي کنيد همراه فرزندان و همسر خود باشيد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت خستگي و کار رد نکنيد. 12. امتيازات اجتماعي؛ فرهنگي و اقتصادي فاميل خود را در صورتي که با همسر شما فاصله اجتماعي و طبقاتي دارند مطرح نکنيد. 13. کارهاي همسر خود, هر چند کوچک را تحسين کنيد. تمجيد و ستايش زن به علت روح لطيف و مهرباني که دارد, کليد کاميابي در زندگي زناشويي است. 14. در قبال همسر خود, در امور مختلف قدرت نمايي نکنيد. 15. زحمات و هزينه هايي را که براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود صرف مي‌کنيد, هيچ گاه بر زبان نياوريد. 16. همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنيد و وي را از دست يابي به شادي ها محروم نسازيد. 17. شادي و خنده هاي خود را در محل کار خود به جا نگذاريد و فراموش نکنيد که همسر شما در خانه هم نيازمند شادي و خنده هاي شماست. 18. کمک کردن در انجام کارهاي منزل را فراموش نکنيد و بدانيد همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته مي‌شويد, زن هم در منزل از کارهاي خانه خسته مي‌شود و نازمند مساعدت و قدرداني است. منبع: هفته نامه سلامت شماره 186
  21. ۱. اجازه دهيد متوجه شود چقدر وجودش براي شما اهميت دارد. ۲. حتي اگر با شما مخالفت مي کند، باز هم به صحبت هاي او گوش دهيد. ۳. از او تقاضاي کمک کنيد. ۴. به او بگوييد که او را دوست داريد و به وجودش افتخار مي کنيد. ۵. بگذاريد براي خود سرگرمي داشته باشد. ۶. به او اعتماد داشته باشيد. ۷. وقتي با هم بيرون مي رويد، درباره مشکلات صحبت نکنيد. ۸. بر روي اعمال خوب او متمرکز شويد. ۹. به علايق او احترام بگذاريد. ۱۰. وقتي به منزل برمي گردد، خوشحال باشيد. ۱۱. اجازه دهيد نيم ساعت بعد از کار استراحت کند. ۱۲. به هيچ يک از اعضاي خانواده اجازه ندهيد به او بي احترامي کند. ۱۳. در مقابل کسي که به او بي احترامي مي کند بايستيد. ۱۴. از تلاشي که براي زندگي تان مي کند قدرداني کنيد. ۱۵. در کارهاي تان با او مشورت کنيد. ۱۶. براي رسيدن به اهدافتان با هم برنامه ريزي کنيد. ۱۷. بيش از اندازه کار نکنيد، براي او نيز وقت بگذاريد. ۱۸. اگر مرتکب اشتباهي شد، او را ببخشيد. ۱۹. طوري رفتار کنيد که به او نياز داريد. ۲۰. تمام اوقات فراغت او را با کارهاي منزل پر نکنيد. ۲۱. مغرور نباشيد و اشتباهات تان را بپذيريد. ۲۲. وقتي دچار استرس است او را آرام کنيد. ۲۳. اگر مشغول صحبت با شماست، گوش کنيد و با طرح چند سوال به او نشان دهيد که کاملا به او توجه داريد. ۲۴. به خاطر زحمتي که مي کشد از او سپاسگزاري کنيد. ۲۵. به دليل هر آنچه که هست به او افتخار کنيد. ۲۶. حرف هاي تان را با عشق بيان کنيد. ۲۷. وقتي با او هستيد پرانرژي باشيد. ۲۸. از او انتظار نداشته باشيد تمام وقتش را براي انجام کارهاي شما صرف کند. ۲۹. از اينکه فرد خوبي است ابراز خشنودي کنيد. ۳۰. حتي در غياب او، جلوي ديگران از او به خوبي ياد کنيد. ۳۱. احساسات تان را با او در ميان بگذاريد ولي آن را به طور خلاصه بيان کنيد. ۳۲. حداقل سه مورد از کارهاي خوبش را به او گوشزد کنيد. ۳۳. در مقابل ديگران به او افتخار کنيد. ۳۴. صبح ها با او بيدار شويد حتي اگر مجبور نباشيد زود بيدار شويد. ۳۵. در مواقع سختي پشتيبان او باشيد. ۳۶. او را در هر شرايطي بپذيريد و هرگز از خود نرانيد. ۳۷. وقتي عصباني است به او گير ندهيد. ۳۸. به او کمک کنيد به اهدافش برسد. ۳۹. به او کمک کنيد عادات بدش را ترک کند. ۴۰. ديگران را با او مقايسه نکنيد. ۴۱. از کارهايي که در منزل انجام مي دهد، تشکر کنيد. ۴۲. پيش از تصميم گيري هاي مهم با او مشورت کنيد. ۴۳. توانايي هاي او را دست کم نگيريد. ۴۴. حرفتان را مستقيم بزنيد و از حاشيه رفتن بپرهيزيد. ۴۵. حتي اگر از هم فاصله داريد، توجه تان را به او نشان دهيد. ۴۶. با او دعوا و مشاجره نکنيد. ۴۷. با او مودب و مهربان رفتار کنيد. ۴۸. براي هر موضوعي او را سرزنش نکنيد. ۴۹. وقتي کار اشتباهي مي کند، به او نگوييد: به تو گفتم اينطوري مي شود! ۵۰. بر سر پول با او دعوا نکنيد، او خود نسبت به اين موضوع احساس مسئوليت مي کند. ۵۱. با او به پياده روي برويد. ۵۲. خوبي هاي او را بزرگ و بدي هايش را کوچک جلوه دهيد. ۵۳. از او انتظار نداشته باشيد بتواند فکر شما را بخواند، او اين توانايي را ندارد. ۵۴. اگر مي خواهيد وسايل يا کاغذهايش را دور بيندازيد، ابتدا از او بپرسيد. ۵۵. به تناسب اندامتان اهميت دهيد. ۵۶. ظاهرتان را براي او بياراييد. ۵۷. اگر از دست او عصباني هستيد، با او قهر نکنيد. ۵۸. بهترين دوست او باشيد. ۵۹. تنها به خاطر وجود خودش به او عشق بورزيد. ۶۰. با احترام با او رفتار کنيد. منبع: زمانه
  22. sajjad

    تغییر کردن سخت است، درواقع یکی از سخت‌ترین چیزهایی که یک فرد در زندگی می‌تواند با آن روبه‌رو شود تغییر است. گفته می‌شود که راز زندگی رشد کردن است و رشد، نیاز به تغییر و پیشرفت مداوم دارد؛ اما چرا تغییر کردن گاهی اوقات این‌قدر سخت می‌شود؟ در ادامه با دیجی روهمراه باشید تا ۷ دلیل سخت بودن تغییر کردن را برای شما بازگو کنیم. 1_ شما برنامه‌تان برای تغییر را بر پایه‌ی انگیزه می‌گذارید مردم به‌شدت پس از گوش دادن به برنامه‌های تلویزیونی موردعلاقه یا داستان‌های الهام‌بخش انگیزه می‌گیرند، اما به‌محض این‌که به خود معمولشان برگشتند آن‌همه شوق و ذوق از بین می‌رود. انگیزه داشتن فوق‌العاده است. گفتن اینکه “من عالی‌ام، من از پسش برمیام” می‌تواند الهام‌بخش شما برای انجام کارهای مختلف باشد. مشکل انگیزه این است که فقط یک احساس است که می‌تواند برای مدتی کوتاه الهام‌بخش یک نفر باشد اما خیلی زود فراموش می‌شود. این موضوع به این دلیل است که انگیزه‌ها هدفمند نیستند، آن‌ها فاقد بصیرت بوده و انرژی و ابزار لازم برای تغییر را فراهم نمی‌کنند. یک انگیزه‌ی ساده سیم‌پیچی مغز را تغییر نمی‌دهد چراکه مغز جوری طراحی‌شده که ما را از مشکلات دور نگه‌دارد. با استفاده از تکنیک 3 ثانیه‌ای دکتر رابینز می‌توانید در طی زمان، مشکل انگیزه را حل کنید. این تکنیک بدین‌صورت است که مثلاً اگر برنامه دارید صبح زود بیدار شوید اما دو دل می‌شوید، دستتان را دور سرتان بپیچید و تا 3 بشمارید و از تخت بیرون بپرید. این تکنیک به شما یاد می‌دهد که در عرض 3 ثانیه ذهنتان را وادار به انجام کاری که می‌خواهید بکنید. 2_ شما چیز دیگری ندارید که جایگزین عادت‌های قبلی خود بکنید وقتی شما تصمیم می‌گیرید کاری را انجام ندهید، باید دقیق بررسی کنید که به جای آن چه کاری را می‌توانید انجام دهید. مثلاً کسی که معتاد به الکل یا سیگار است، می‌تواند وقتی حس نیاز به این‌ها کرد، برنامه بریزد که با یک نفر بیرون برود و تنها نباشد. اگر شما برای عمل جایگزین برنامه‌ریزی نکنید، مطمئناً فردا همان کارهای قبلی را تکرار خواهید کرد. مغز شما جوری طراحی‌شده که شما را از اسراف انرژی و قرارگیری در موقعیت‌های خطرناک دور نگه‌دارد و مغز این کار را با مسدود کردن و دلسرد کردن شما از انجام ریسک‌های مختلف انجام می‌دهد. عادات بد خود را با عادات خوب جایگزین کرده و سعی نکنید از آن‌ها فرار کنید. 3- شما از سیستم پاداش و جزا استفاده نمی‌کنید مدرسه و والدین، خوب و بد را استفاده از سیستم پاداش و جزا به بچه‌ها یاد می‌دهند. در بزرگ‌سالی ما کارهایی که دوست داریم و دلمان می‌خواهد را انجام می‌دهیم اما از انجام کارهایی که ازشان متنفر هستیم اجتناب می‌کنیم. مثلاً وقتی پرخوری می‌کنید حس بدی دارید، چرا؟ چون تبلیغات، فرهنگ و تصویر افراد خیلی چاق به‌منزله‌ی تنبیهی برای شما بوده و به شما حس گناه می‌دهند. حتی با این‌که غذایی که می‌خورید خیلی روی وزنتان تأثیر ندارد، اما باز هم حس بدی دارید. حال در این وضع شما باید سعی کنید به خودتان پاداش بدهید. مثلاً اگر خیلی لاغر هستید با خود فکر کنید که پرخوری شما را به هیکل ایده‌آلتان می‌رساند! 4_ شما الگوهای زندگیتان را نمی‌شکنید ایده‌ی کلی شکستن یک الگو این است که روتین خود را شناسایی کرده و آن را تغییر بدهید تا زمانی که شیوه‌ی فعلی و کنونی آن را فراموش کنید. بدین منظور می‌توانید مدتی را به‌ دور از تکنولوژی به تعطیلات بروید تا خود واقعیتان را پیدا کنید. 5_ شما به آسانی دلسرد می‌شوید ژاپنی‌ها سیستمی دارند که در آن بچه‌ها را ابتدای دبستان بر اساس نمره ارزیابی نمی‌کنند بلکه آن‌ها را بر اساس عملکردشان ارزیابی می‌کنند که خب این سیستم با خیلی جاهای دنیا متفاوت است. ما مردمی هستیم که رویای پیشرفت را داریم اما خودمان دشمن آن هستیم. ما سریع تصمیماتمان را عوض می‌کنیم. واقعیت این است که زندگی یعنی پیشرفت و این پیشرفت مستلزم تغییر و بهبود مداوم وضع موجود می‌باشد. هیچ کمالی وجود ندارد، شرایطی که الان وجود دارد به تغییر احتیاج دارد و تغییر هم به زمان، پس صبور باشید. 6_ شما با دیدگاهی متفاوت مشکلات را حل نمی‌کنید ما نمی‌توانیم مشکلات با همان طرزتفکری که هنگام ایجاد آن‌ها داشته‌ایم حل کنیم.«انیشتین» برای حل یک مشکل شما باید آن را با دیدگاهی متفاوت بررسی کنید.برای یک فرد افسرده حل کردن مشکل و برای یک فرد فقیر، پولدار شدن دشوار است. همین مسئله برای معتادین هم صدق می‌کند. برای این‌که تغییر کنید، باید تمایل به آن داشته باشید. تغییرات با تغییر تفکر شما آغاز می‌شوند. به ذهنتان آموزش بدهید که شما خیلی بهتر از آن هستید که فکر می‎‌کنید. 7_ شما هدف و مقصود ندارید مغز شما از یک هدف پیروی می‌کند، و آن نجات یافتن و زنده ماندن است. اگر شما اعمالتان را بر اساس یک هدف خاص پایه‌گذاری کنید، انجام یا انجام ندادن آن برایتان راحت‌تر می‌شود. بدون هدف تلاش‌هایتان موفق واقع نخواهند شد، چرا که موفقیت بر اساس دستاوردهایتان اندازه‌گیری می‌شود. پیدا کردن هدف یک کار دشوار است. هیچ جواب منطقی‌ای به سؤال “هدف من چیست؟” وجود ندارد. چرا که اهداف شما با سن و پخته‌تر شدن شما تغییر خواهند کرد. پیدا کردن هدف، مسئولیت شخصی شماست. مردم گاهی تمام عمر منتظر پیدا کردن هدفشان هستند؛ اما هرچه سریع‌تر بفهمید که هستید و چه می‌خواهید، تغییر کردن برایتان آسان‌تر می‌شود. تغییر کردن امری دشوار اما ضروری است. شما گاهی شکست می‌خورید، چرا که کاملاً نمی‌دانید چطور باید تغییر کنید. دلیل دیگر ذهن خودتان است، یعنی بزرگ‌ترین دشمن تغییر؛ یادگیری نکات گفته‌شده و به کار بستن آن‌‎ها در زندگی به شما کمک می‌کند که سریع‌تر از آنچه فکر می‌کنید تغییر کنید. نویسنده: نهال سهیلی فر منبع: دیجی رو
  23. ۱- همه یه هیچ ( با مسائل تک بعدی برخورد میکنید، همه چیز را سیاه و سفید میبینید ) ۲- ذهن خوانی ( بدون هیچ تحقیقی، به این نتیجه میرسید که طرف مقابل واکنش منفی نسبت به شما داشته و خود را آزار می‌‌دهید ) ۳- تذکر مداوم ( با کلمات باید و نباید خود و دیگران را مورد انتقاد قرار میدهید ) ۴- سرزنش کردن ( به خاطر هر اتفاقی، طرف مقابل را سرزنش میکنید ) ۵- فیلتر ذهنی (به جنبه های منفی و غفلت از جنبه های مثبت هر رویدادی می پردازید) ۶- متهم کردن ( طرف مقابل را محکوم و مقصر میدانید ) ۷- برچسب زدن ( خطا را از شخصیت طرف مقابل می‌دانید و در کل او را آدم بدی فرض میکنید ) ۸- مقایسه کردن (دیگران و داشته هایشان را از خودتان برتر میدانید) ۹- پیش بینی منفی ( زود قضاوت کردن، بی‌دلیل سر انجام را بد تصور می‌کنید ) ۱۰- بزرگ نمایی ( مسائل را بزرگتر از انچه که هیت میبینید )
  24. دوستی‌ها فوق‌العاده مهم هستند. در برخی مراحل خاص زندگی، دوستی‌ها رسماً برای ما همه چیز هستند. دوستی‌ها به توصیف و بیان ویژگی‌های ما کمک می‌کند. دوستان ما می‌توانند بر انتخاب‌های ما تأثیرگذار باشند، چه می‌خریم، چه می‌پوشیم، کجا زندگی می‌کنیم؛ به همین دلیل هم توجه به دوستی‌ها و مراقبت از آن‌ها بسیار مهم است، البته دوستی‌های واقعی و ارزشمند! در ادامه ۲۴ راهکار برای حفظ و قوی‌تر کردن روابط دوستانه به شما معرفی شده‌اند، پس در ادامه دیجی رو را همراهی کنید. 1.عاقلانه دوست انتخاب کنید شما لازم نیست با همه دوست باشید. با کسانی دوست شوید که به قدرت گرفتن و ساختن شما کمک می‌کنند نه کسانی که شما را زمین زده و خراب می‌کنند. دوستانی انتخاب کنید که حامی و الهام‌بخش شما بوده نه کسانی که به شما بی‌احترامی و توهین می‌کنند. شما نمی‌توانید خانواده‌ای را که در آن به دنیا می‌آیید را انتخاب کنید، اما دوستان‌تان را می‌توانید. 2. گوش کنید با دقت به حرفی که طرف مقابلتان می‌زند گوش کنید. بگذارید او متوجه شود که شما بهش گوش می‌دهید. سؤال‌های واضح‌کننده بپرسید. آن‌چه شنیده‌اید را جمع‌بندی و خلاصه کنید. همیشه نباید با حرف واکنش نشان بدهید، برقراری ارتباط چشمی و زبان بدن مناسب هم می‌تواند نشان دهد که شما گوشتان به حرف‌های اوست. 3. با دقت پاسخ دهید قبل از حرف زدن فکر کنید، مخصوصاً وقتی عصبانی هستید. گاهی اوقات قبل از این‌که ناخودآگاه حرفی زده و احساسات دوستتان را جریحه‌دار کرده یا به غرورش لطمه بزنید کمی بیشتر مکث کرده و کلمات‌تان را با دقت انتخاب کنید. 4. دست از نصیحت کردن برای حل تمام مشکلات دوستان‌تان بردارید اگر دوست‌تان راجع به چیزی به مشورت و نصیحت شما احتیاج داشت دریغ نکنید. شاید او دودل است که فلان پیام را بفرستد یا نه، یا شاید در کشمکش یک رابطه است. مسلماً آن‌ها به دیدگاه‌ها و حمایت‌های شما احتیاج خواهند داشت اما سعی هم نکنید در تمام زندگی دوستان‌تان دخالت کرده و مدام راه‌های مختلف به آن‌ها نشان بدهید. وقتی نظرتان را گفتید، کمی وقت برای پردازش و فکر کردن و گرفتن تصمیم مناسب به او بدهید. 5. قابل اعتماد باشید خودتان باشید. روراست باشید. ما همیشه سعی می‌کنیم خود واقعی‌مان را قایم کنیم، اما اگر کسی شما را آن‌طور که هستید نپذیرد داشتن رابطه با او دشوار خواهد شد. خودتان را با انکار کردن باورها، ارزش‌ها و دیدگاه‌هایتان فریب ندهید. این کار به نفع هیچ‌کس نخواهد بود. 6. با گشاده‌رویی و صداقت صحبت کنید توسعه‌ی ارتباط با افراد نیازمند زمان و اعتماد است. از دوستان‌تان بپرسید چه کاری می‌توانید برایشان انجام دهید. بهشان بگویید چه کاری از دستتان برمی‌آید. بگذارید وقتی شما هم به کمکی احتیاج داشتید آن‌ها در جریان باشند. وقتی مشکلی پیش می‌آید با همدیگر برای رفع آن تلاش کنید. 7. دوستان‌تان را همان‌طور که هستند بپذیرید همان‌طور که شما خودتان هستید، دوستان‌تان هم حق دارند که خودشان باشند. ما همه دوست داریم دیگران آن طور که هستیم ما را دوست داشته باشند. 8. به انتخاب‌های آن‌ها احترام بگذارید اشکالی ندارد که مخالف باشید. اگر دوست‌تان می‌خواهد کاری انجام دهد اما شما نظر مخالف دارید، بگذارید او کاری که می‌خواهد را انجام دهد. اگر شما نظرتان را گفتید اما دوست‌تان فکر دیگری در سر داشت دیگر کنار بایستید. کاری که دوستتان قرار است انجام دهد شاید برای زندگی خودش درست باشد اما برای زندگی شما نه. 9. دوستی باشید که دوست دارید دیگران برای شما باشند شما دوستانی می‌خواهید که صادق و مهربان، عادل، قابل اعتماد و هوشمند بوده و بیخودی قضاوت نکنند. وقتی خودتان چنین آدمی باشید احتمال جذب چنین آدم‌هایی به خودتان هم بالا می‌رود. 10. درک بالایی داشته باشید سعی کنید احساسات و حرف‌های دوستانتان را از چیزهای مختلف تشخیص بدهید تا بتوانید بهتر یکدیگر را فهمیده و با هم ارتباط برقرار کنید. 11. تعریف کنید عشق‌تان نسبت به دوستان‌تان را با تعریف کردن از ویژگی‌های خوب یا کارهایی که خوب انجام می‌دهن ابراز کنید. دوستتان کاری کرده که شما او را به خاطرش ستایش می‌کنید؟ پس بگذارید آن‌ها این موضوع را بدانند. 12. قدردانی‌تان را ابراز کنید بگذارید دوستان‌تان بدانند که شما برای رابطه‌تان ارزش قائلید. به آن‌ها بگویید. برایشان بنویسید. یا مثلا با دعوت او به شام سورپرایزش کنید. 13- اعتراف کرده و عذرخواهی کنید وقتی کار اشتباهی انجام می‌دهید اعتراف کنید، عذرخواهی را یاد بگیرید. گاهی اوقات دوست ما از دست ما ناراحت است و تمام چیزی که می‌خواهد یک عذرخواهی واقعی از سوی ماست. 14- فراموش کنید آیا دوست‌تان کاری کرده که موجب ناراحتی شما شده؟ آیا راجع بهش صحبت کردید؟ آیا او عذرخواهی کرده؟ فراموش کنید و بگذرید. اگر نگذرید به رابطه‌ی دوستانه‌تان صدمه وارد کرده و مانع ادامه‌ی آن می‌شود. 15- برای دوستان‌تان وقت بگذارید با دوستان‌تان وقت بگذرانید. به دوستان‌تان نشان بدهید که می‌خواهید در کنار آن‌ها باشید. آیا دوست‌تان راه دور است؟برایش پیامی بنویسید یا به او زنگ بزنید. وقت گذاشتن برای دوستان‌تان این پیام را به آن‌ها می‌رساند که در زندگی‌تان مهم هستند. 16- به قول‌هایتان وفادار باشید اگر فکر می‌کنید نمی‌توانید کاری را انجام دهید قولش را هم ندهید. اگر قولی دادید تمام تلاش‌تان را بکنید که به آن وفادار بمانید. سعی کنید هیچ‌وقت وعده وعید الکی ندهید یا به اصطلاح کسی را نکارید! 17- علایق مشترکتان را جشن بگیرید اکثر دوستی‌ها به خاطر وجود یک سری صفات مشترک در افراد به وجود می‌آیند. مثلاً بلیط کنسرت خواننده‌ی محبوب‌تان را تهیه کنید یا با هم سری به نمایشگاه کتاب بزنید. 18- چیزهای جدید را با هم امتحان کنید چه تجربیات جدیدی را می‌توانید با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید؟ این تجربیات می‌تواند سر زدن به یک کافی‌شاپ محلی جدید باشد. 19- باهم خوش بگذرانید بعضی وقت‌ها روابط از تک و تا می‌افتند و کمی خشک و جدی می‌شوند، چرا که شما هر بار همدیگر را می‌بینید مدام سر گله و شکایت از چیزهای مختلف را باز می‌کنید. روتین را به هم بزنید. بیرون بروید و کار جالبی که هر دو ازش لذت می‌برید را انجام دهید. یا اولین کاری که به ذهنتان می‌رسد را انجام دهید. این‌که دوستی برای درد و دل کردن داشته باشید خوب است اما گاهی وقت‌ها هم برای خودتان خاطرات شاد رقم بزنید! 20- تعادل را رعایت کنید وارد شدن به روابط با خودخواهی و این هدف که فقط از دوستان‌تان بخواهید و همه چیز همیشه یک طرفه باشد باعث می‌شود که تنها شوید. شما هم دوستان‌تان را حمایت کنید. چه کاری می‌توانید برای آن‌ها انجام دهید؟ چطور می‌توانید به آن‌ها کمک کنید؟ 21- مسئولیت‌های برابری را برعهده بگیرید نوبتی برای دیدن هم از این سر شهر به آن سر شهر بروید. اگر مشکلی هست بر نقش خودتان واقف باشید و با هم به آن رسیدگی کنید. اگر رابطه 2 طرفه نباشد ادامه پیدا نخواهد کرد. 22- مشوق باشید به دوستان‌تان انگیزه بدهید. حمایت شما از دوستان‌تان برای آن‌ها مهم است. اگر شما سمت دوست‌تان نباشید، پس چه کسی باشد؟ 23- اطلاعات شخصی را محرمانه نگه دارید با رشد رابطه، طبیعی است دوست‌ها با هم یک سری اطلاعات شخصی را به اشتراک بگذارند. اگر دوستتان به شما رازی می‌گوید به این دلیل است که به شما اعتماد دارد و می‌داند که آن راز بین خودتان باقی خواهد ماند. با برملاکردن راز دوست‌تان به او خیانت نکنید. بسیاری از دوستی‌ها فقط بر سر همین مسائل خراب می‌شوند. 24- مشت‌تان را باز کنید دوستی‌ها رشد کرده و تغییر می‌کنند و حتی بعضی اوقات به پایان می‌رسند. شما در یک سال می‌توانید کمی تغییر کنید. حال فکر کنید که در طی 10 سال چقدر تغییر می‌کنید! کسی که یک روزی او را می‌بینید ممکن است همیشه همان‌طور نماند. شما بزرگ‌تر می‌شوید. تفکرتان را راجع به مسائل مختلف عوض می‌کنید. دوستان‌تان هم همین‌طور. گاهی اوقات دوستی که سال‌ها می‌شناخته‌اید نقش بزرگ‌تری در زندگی‌تان بازی می‌کند. بعضی وقت‌ها هم برعکس است و شما حس می‌کنید دیگر ارزشی ندارد که وقت زیادی با هم صرف کنید چرا که نقاط اشتراک خیلی کمی با یکدیگر دارید. این دوستان شاید در زندگی‌تان بمانند، اما تأثیر کمتری بر روی آن خواهند داشت. اگر دوستی شما را پایین می‌کشد، به شما ضربه می‌زند یا وارد راه خطرناکی شده، کاملاً قابل قبول است که رابطه‌تان را با او خاتمه بدهید. بعضی اوقات ما بی‌جهت برای حفظ و نگه‌داشتن چیزی دست و پا می‌زنیم، در حالی‌که رها کردن آن خیلی برایمان بهتر خواهد بود. منبع: دیجی رو
  25. شوهر ایده آل و مرد واقعی همان مردی است که وقتی دیگران به او نگاه می کنند، انگیزه می گیرند و خیلی وقت ها هم نگاهشان با کمی حسادت همراه است. او همان مردی است که خانم ها به دنبالش هستند. این مرد بدون اینکه بخواهد، در هر جمعی مرکز توجه است.در زیر به 25 خصوصیتی که باعث می شود بگوییم مردی یک مرد واقعی و شوهر ایده آل است اشاره می کنیم. شما هم می توانید خصوصیاتی که در ذهنتان است را به لیست ما اضافه کنید. 1. مرد واقعی پشتکار دارد. هیچوقت تا پیروزی دست از کاری نمی کشد. همان مردی است که تا نفس آخر ایستادگی می کند. 2. مرد واقعی مدافع است . مرد واقعی می تواند از خودش و خانواده اش دفاع کند. 3. مرد واقعی در بهترین فرم و اندام است. قوی و ورزشکاری است و برای جنس مخالف بسیار جذاب. 4. مرد واقعی شجاع است. نه اینکه ترسی ندارد، نه. ترس دارد ولی آن را پذیرفته است و در هر موقعیتی با آن روبه رو می شود. 5. مرد واقعی می تواند سرگرم کننده باشد. شوخ طبع است و همیشه آدم های زیادی را با بذله گویی هایش دور خود جمع می کند. 6. مرد واقعی داستان های زیادی برای تعریف کردن دارد. او زندگی بسیار متفاوت داشته است و دارد. اشتباهاتی مرتکب شده اما توانایی این را دارد که اشتباهاتش را به شوخی تعریف کند. ماجراجویی هایی داشته است که هر کسی دوست دارد درمورد آن بشنود. 7. مرد واقعی می تواند به خودش بخندد. این یکی از لازمه های مرد واقعی است. شما هیچوقت نمی توانید مرد واقعی را مسخره کنید، چون خودش هم به ما ملحق خواهد شد. هیچکس نمی تواند بهتر از خودش، خودش را مسخره کند. 8. مرد واقعی متواضع است. بخشی از این بخاطر توانایی او برای خندیدن به خودش می آید. به هر پیروزی که دست پیدا کند، هیچوقت از خودش درنمی آید و اگر هم این اتفاق بیفتد می تواند دوباره مثل قبل خاکی شود. 9. مرد واقعی تحصیل کرده است. پیش نیاز آن مدرک تحصیلی نیست، بلکه عطش یادگیری است. او دوست دارد یاد بگیرد و این کار را می کند. این به او کمک می کند بتواند با افراد از هر وضعیت و موقعیت اجتماعی و اقتصادی ارتباط برقرار کند. خیلی راحت و هوشمندانه می تواند با تاجران بزرگ و مبلغین مذهبی رابطه داشته باشد. 10. مرد واقعی، مرد مردهاست. مردی است که دوست نداشتن او بسیار سخت است. سرسخت و اکثر اوقات ساکت است اما می تواند هر لحظه زیر خنده زده و لطیفه ای تعریف کند. 11. مرد واقعی ارزش هر کلمه را می شناسد، فقط به این دلیل حرف نمی زند که صدای خود را بشنود. کلمات خود را به دقت انتخاب می کند. به قدرت آنها احترام می گذارد. چه در نوشتن و چه حرف زدن، فقط وقتی حرف نمی زند که دیگران حرف هایش را بشنوند، زمانی حرف می زند که چیز باارزشی برای گفتن داشته باشد. 12. مرد واقعی هدف دارد. این مشخص ترین خصوصیت اوست. در عین اینکه همه آدمها در زندگی خود سرگردان اند تا خودشان را پیدا کنند، مرد واقعی سرگرم ساختن خودش است. هر روز برای نزدیک تر کردن خودش به هدفش، کاری انجام می دهد. 13. مرد واقعی پرتلاش و سخت کوش است. او می داند که بدون تلاش و کار سخت هیچ کاری به انجام نمی رسد. 14. مرد واقعی یک جنگنده است. می داند که بعضی چیزها تحت کنترل او نیستند اما برای کنترل چیزهایی که در اختیار اوست هر کاری می کند. اما نگران بقیه چیزهایی که کنترلی روی آنها ندارد نیست. نگران فردا نیست، برای ساختن امروز خود سخت در تلاش است. 15. مرد واقعی شروع کننده دعوا نیست اما اگر در دعوایی گرفتار شود، به آن خاتمه می دهد. قلدر نیست. از آندسته آدم هایی نیست که دنبال دعوا می گردند تا زورآزمایی کنند. اما اگر منطقی ترین کاری که باید انجام دهد، دعوا کردن باشد، این کار را خواهد کرد. او برای خراب کردن دعوا نمی کند، بلکه برای دفاع کردن از خود این کار را می کند. 16. مرد واقعی خوش استیل و خوش تیپ است. به ظاهر خود می بالد و مردم هم برای آن به او احترام می گذارند. او می داند چطور باید مثل یک مرد لباس بپوشد. 17. مرد واقعی می داند کیست، ارزش هایش بر زندگی او حکومت می کنند. هیچوقت از ارزش های خود سرپیچی نمی کند و تا لحظه آخر برای آنها می ایستد. حتی اگر در ایستادگی برای ارزش هایش تنها باشد، تا آخرین توان خود می جنگد. 18. مرد واقعی می داند با خانم ها چطور باید رفتار کند. شوهر ایده آل و مرد واقعی به زن ها احترام می گذارد و در هر موقعیتی به همسر خود کمک می کند. به او کمک می کند به آرزوهایش برسد. 19. مرد واقعی برای خوشنود کردن همه آدم ها خود را به زحمت نمی اندازد چون می داند این کار غیرممکن است. هیچوقت نمی گذارد زنی زندگی او را اداره کند. او مرد خودش است. بااینکه زمینی که زنش روی آن راه رفته را می بوسد اما می داند چطور نباید اجازه دهد او از حد خود تجاوز کند. هیجوقت نمی تواند با یک زن حسود یا کنترل کننده در ارتباط باشد. 20. مرد واقعی مرد ارزش هاست. انیشتین می گوید â«سعی نکنید مرد موفقیت ها باشید، سعی کنید مرد ارزش ها باشید.» انیشتین می دانست که اگر برای دیگران ارزشمند باشید، درواقع به موفقیت رسیده اید. مرد واقعی مرد ارزش و ارزش هاست. او با بودن کنار دیگران به بهبود زندگی آنها کمک می کند. 21. مرد واقعی به دیگران کمک می کند، او بخشنده و سخاوتمند است. او هدف خود را دارد اما می داند که زندگی فقط موفقیت نیست، بلکه حک شدن در ذهن دیگران است. می داند که این کار فقط از طریق کمک به دیگران برای رسیدن به آرزوهایشان امکان پذیر است. 22. مرد واقعی یک رهبر است، الگو است. او به مردم نمی گوید چطور زندگی کنند، اما طوری زندگی می کند که دیگران از او درس بگیرند. 23. مردان واقعی در طول تاریخ موقعیت هایی که دیگران به عنوان شکست به آن می نگریستند را فرصتی برای موفقیت می دیدند. مرد واقعی ممکن است شکست بخورد اما شکست برای او آخر راه نیست. او شکست را بخشی ضروری از تجربه می داند و می داند که شکست باعث می شود چیزهایی را امتحان کند که دیگران از آن دوری می کنند و باعث می شود وقتی دیگران از ادامه راه دست می کشند، او تلاشش را بیشتر کند. 24. مرد واقعی لجوج و کله شق است. وقتی کاری را شروع می کند که به آن عشق می ورزد، هیچکس نمی تواند او را عقب بکشد و تا آخر در آن خواهد ماند. همچنین روشنفکر است و دوست دارد حرف ها و نظرات دیگران را بشنود. چون می داند که کله شق است و ممکن است اشتباه کند، همیشه از نظرات کسانی که فکر می کند از او بهتر هستند درس می گیرد. 25. مرد واقعی هیچ تلاشی نمی کند که مرد واقعی باشد. این همان جایی است که خیلی ها شکست می خورند. او به زندگی علاقه مند است. مجذوب دنیای اطراف خودش است و دوست دارد بهترین مردی باشد که می تواند. ذاتاً مراقب دیگران است. با عشق سخت تلاش می کند. زندگی را دوست دارد و با فرصت هایی که هر روز ممکن است در اختیارش قرار دهد هیجان زده می شود. همه این خصوصیات به طور طبیعی در او وجود دارد. او که جنگنده ای کنجکاو، مهربان و شجاع است، همه را مثل رهبری پرقدرت دنبال خود می کشاند. منبع: نمناک
×