رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'همسرداری'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

43 نتیجه پیدا شد

  1. این نکات که براساس مطالعات و تحقیقات متعدد ارائه شده‌اند کمک می‌کنند بحث‌ها و گفتگوهای سازنده‌تری داشته باشید. هر فردی که روابط عاشقانه را تجربه کرده باشد می‌داند که اختلاف‌نظر و دعوا غیرقابل‌اجتناب است. وقتی دو نفر مدت‌زمان زیادی را کنار هم سپری می‌کنند و زندگی‌هایشان در هم گره می‌خورد، ممکن است هرازگاهی به اختلاف بخورند. این اختلاف‌نظرها ممکن است بزرگ یا پیش‌پاافتاده باشد، از شام چی بخوریم گرفته تا اینکه آیا تربیت فرزندان براساس آموزه‌های دینی باشد یا نه. این حقیقت که در رابطه‌تان اختلاف‌نظر وجود دارد نشانه‌ی این نیست که مشکل جدی‌ای رابطه‌تان را تهدید می‌کند. درواقع، این اختلاف‌نظرها اگر به‌درستی مدیریت شوند می‌توانند حتی باعث رشد رابطه‌تان شوند. اگر هیچوقت با هم دعوا نکنید یا درمورد مشکلی با هم حرف نزنید، هیچوقت موفق به حل مشکلاتتان نخواهید شد. اگر به‌طور سازنده‌ای با مشکلاتتان برخورد کنید، درک بهتری درمورد همسرتان پیدا می‌کنید و به راه‌حلی دست پیدا خواهید کرد که به نفع هر دوی شما باشد. از طرف دیگر، این احتمال وجود دارد که مشکلی تشدید شده و موجب بروز خصومت شود. در زیر به ۱۰ نکته‌ای اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند راه‌حل‌های سازنده برای مشکلاتتان پیدا کنید. ۱. رُک باشید. بعضی وقت‌ها آدم‌ها نمی‌تواند صاف و پوست‌کنده بگویند که چه‌چیزی اذیتشان می‌کند و درعوض از روش‌های غیرمستقیم برای بیان ناراحتی‌شان استفاده می‌کنند. یک طرف ممکن است طوری با دیگری صحبت کند که یک دشمنی زیر‌پوستی از آن احساس شود. یا اینکه با تند و تند عوض کردن موضوعات مختلف نخواهید درمورد مشکل اصلی درست حرف بزنید. این روش‌های غیرمستقیم برای ابراز عصبانیت به‌هیچ‌عنوان سازنده نیستند چون طرف‌مقابل به درستی نمی‌فهمد که مشکل اصلی کجاست و چطور باید واکنش دهد.البته متوجه می‌شود که همسرش ناراحت است ولی این فقدان صراحت باعث می‌شود مشکل بدون راه‌حل بماند. ۲. بدون سرزنش کردن همسرتان، درمورد احساستان حرف بزنید. جملاتی که به صورت مستقیم شخصیت طرفتان را زیر‌سوال می‌برد برای رابطه بسیار مضر است. اگر مردی که از حسادت همسرش کلافه شده است بگوید «واقعاً آدم غیرمنطقی‌ای هستی» باعث می‌شود که همسرش وارد حالت دفاعی شود و بحث را به بیراهه بکشد. یک استراتژی بسیار سازنده استفاده از جملاتی است که با «من» شروع می‌شود و ترکیب کردن آنها با «توصیف رفتار». این جملات روی احساس شما تمرکز دارد، بدون اینکه همسرتان را در جایگاه متهم بنشاند و توصیف رفتار هم روی رفتار خاصی که از همسرتان سر زده است تمرکز دارد نه یک نقص شخصیتی. به‌عنوان مثال، این مرد در چنین شرایطی می‌تواند بگوید، «من از اینکه مدام طی مکالمه‌های خیلی عادیم با زن‌های دیگه بهم میگی دارم باهاشون لاس می‌زنم ناراحت میشم.» این تاکتیک‌ها بسیار صریح و مستقیم هستند ولی شخصیت طرف‌مقابلتان را زیر سوال نمی‌برند. ۳. هیچوقت نگویید «هیچوقت» (یا »همیشه»). وقتی درمورد یک مشکل صحبت می‌کنید باید سعی کنید از کل‌گویی درمورد همسرتان اجتناب کنید. جملاتی مثل، «تو هیچوقت تو کارهای خونه به من کمک نمی‌کنی» یا «تو همیشه فقط مشغول گوشیت هستی» باعث خواهد شد که همسرتان حالت دفاعی پیدا کند. این استراتژی باعث می‌شود همسرتان هم سعی کند شکایت‌های مشابه از شما بکند و بحثتان را به هیچ‌جا نخواهند رساند. تاکید می‌کنیم به هیچ‌عنوان نباید کاری کنید که همسرتان وارد حالت دفاعی شود. ۴. موضوع بحث را انتخاب کنید. اگر می‌خواهید بحثی سازنده داشته باشید، باید هر بار روی یک موضوع مشخص بحث کنید. زوج‌های ناراضی معمولاً در طول بحث‌ها موضوعات مختلفی را وسط می‌کشند. وقتی می‌خواهید مشکلات شخصی‌تان را حل کنید، هیچوقت از این استراتژی استفاده نمی‌کنید. تصور کنید می‌خواستید درمورد اینکه باید فعالیت ورزشی بیشتری وارد برنامه‌ی روزانه‌تان کنید فکر کنید. مطمئناً تصمیم نمی‌گیرید که در چنین زمانی به اینکه چطور می‌توانید پول بیشتری برای زمان بازنشستگی پس‌انداز کنید، کمدتان را چطور مرتب کنید، یا اینکه با یک موقعیت بد در محل‌کار چطور برخورد کنید هم فکر کنید. مطمئناً تصمیمتان این خواهد بود که به هر کدام از این مشکلات یکی‌یکی فکر کنید. این کملاً واضح است ولی دعوای بین‌تان داغ می‌شود به‌راحتی ممکن است دو طرف از یک موضوع به موضوع دیگر بپرند و شکایت‌های مختلف را وسط بکشند. باید بدانید که هر چه شکایت‌های بیشتری را وسط بکشید، احتمال اینکه بتوانید به راهکاری برای این مشکلات برسید، کمتر می‌شود. ۵. واقعاً به حرف‌های همسرتان گوش دهید. خیلی ناراحت‌کننده است که احساس کنید همسرتان به حرف‌های شما توجهی ندارد. وقتی وسط حرف همسرتان می‌پرید یا تصور می‌کنید که می‌دانید به چه فکر می‌کند، شانس این را که بتواند حرف‌های دلش را به زبان بیاورد از او می‌گیرید. حتی اگر مطمئن باشید که می‌دانید همسرتان چه می‌خواهد بگوید، باز هم ممکن است اشتباه کرده باشید. می‌توانید با استفاده از تکنیک‌های گوش دادن فعال به همسرتان نشان دهید که به حرف‌هایش توجه دارید. وقتی همسرتان مشغول حرف زدن است، حرف‌هایش را با استفاده از کلماتی دیگر تکرار کنید. این کار جلوی بروز سوء‌تفاهم را هم می‌گیرد. یا سوال بپرسید. مثلاً بگویید، «تو از اینکه من اون حرف رو زدم ناراحتی، آره؟» این استراتژی‌ها هم از بروز سوءتفاهم‌ها جلوگیری می‌کند و هم به همسرتان نشان می‌دهد به او توجه دارید و برای حرف‌هایش ارزش قائل هستید. ۶. اتوماتیک‌وار به شکایت‌های همسرتان اعتراض نکنید. وقتی از شما انتقاد می‌کنند خیلی سخت است که حالت دفاعی به خودتان نگیرید. ولی این رویکرد دردی را دوا نمی‌کند. زوجی را تصور کنید که به‌خاطر اینکه زن می‌خواهد مرد بیشتر در کارهای خانه کمکش کند دارند با هم دعوا می‌کنند. وقتی زن از مرد می‌خواهد که بعد از خوردن صبحانه، میز را مرتب کند، مرد پاسخ می‌دهد، «آره می‌دونم خیلی خوبه این کار را بکنم ولی من صبح‌ها وقت برای اینکار ندارم!» وقتی زن از او می‌خواهد آخرهفته کمی برای کمک کردن به او وقت کنار بگذارد، مرد می‌گوید، «آره خیلی خوبه اگه برسم ولی ما معمولاً آخرهفته‌ها برنامه داریم و منم کلی کار دارم که انجام بدم، نمیشه.» این رفتار نشان می‌دهد که نظرات زن برای مرد اهمیتی ندارد. یک رفتار مخرب دیگر شکایت متقابل است که وقتی طرفتان شکایتی از شما می‌کند شما با یک شکایت جواب او را بدهید. مثلاً وقتی زن می‌گوید «به اندازه‌ی کافی تو کارهای خونه کمکم نمی‌کنی» مرد جواب دهد، «تو خیلی وسواسی‌ای». خیلی مهم است که درست به حرف‌ طرفتان گوش دهید و واقعاً آن را مدنظر قرار دهید. ۷. رویکردتان را تغییر دهید. علاوه بر گوش دادن به حرف‌های همسرتان، باید دیدگاه او را مدنظر قرار دهید و سعی کنید بفهمید این دیدگاه از کجا ناشی می‌شود. آنهایی که می‌توانند از دیدگاه طرفشان به مسئله نگاه کنند معمولاً کمتر طی مشاجرات عصبانی می‌شوند. تحقیق دیگری نشان داده است که داشتن یک رویکرد واقع‌گرایانه و بی‌طرف هم می‌تواند مفید باشد. در یک تحقیق محققان از زوج‌های مختلف خواستند که به یکی از دعواهایشان از دید یک سوم‌شخصِ بی‌طرف نگاه کنند که می‌خواهد به راه‌حلی مفید برای هر دوی آنها برسد و آن را توصیف کنند. زوج‌هایی که سه مرتبه در سال در این امتحان نوشتاری بیست دقیقه‌ای شرکت می‌کردند، در طول سال رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود داشتند. ۸. همسرتان را تحقیر نکنید. ازمیان تمام حرف‌های منفی‌ای که می‌توانید در یک دعوا به زبان آورید، بدترین آن حرف‌های تحقیرآمیز است. گاتمن دریافته است که تحقیر کردن اولین نشانه‌ی طلاق است. حرف‌های اهانت‌آمیز و تحقیرکننده حرف‌هایی هستند که همسرتان را کوچک می‌کنند. طعنه زدن و برچسب زدن هم جزو آن محسوب می‌شود. همچنین شامل رفتارهای غیرکلامی مثل پوزخند زدن هم می‌شود.چنین رفتارهایی به‌شدت غیرمحترمانه است و به طرفتان نشان می‌دهد که از او متنفرید. تصور کنید که یکی از طرفین می‌گوید «کاش منو بیشتر بیرون می‌بردی» و طرف‌مقابل جواب می‌دهد «آره راست میگی حتماً باید بریم پولمون رو برای یه تکه غذا تو رستوران بریزیم دور تا معلوم بشه که بیرون می‌ریم» یا مثلاً وقتی یک‌طرف از خستگی روزش می‌گوید طرف مقابل جواب دهد، «آررره درک می‌کنم از صبح پا رو پا انداختن و زیر باد کولر تلفن حرف زدن خیلی خسته‌کننده‌س. من از صبح دارم جون می‌کنم و تو فقط رو کاناپه افتادی و عین بچه‌های پونزده ساله زُل زدی تو گوشیت.» چنین حرف‌های تحقیرآمیزی فضایی برای شروع یک بحث واقعی ایجاد نمی‌کند و مثل این می‌ماند که بخواهید عصبانیتتان را سر طرفتان خالی کنید، به جای اینکه سعی کنید مشکل را حل کنید. ۹. خودتان را با منفی‌گرایی پُر نکنید. سخت است که رفتار بد همسرتان را با رفتار بد پاسخ ندهید. ولی این کار فقط مشکلتان را حادتر می‌کند. گاتمن می‌گوید وقتی زوج‌ها درگیر اثرگذاری منفی متقابل می‌شوند، همدیگر را بیشتر و بیشتر اذیت می‌کنند و اختلاف همینطور ادامه پیدا می‌کند و منفی‌گرایی در هر دو نفر تشدید می‌شود. ولی از کجا باید بدانید که چقدر منفی‌گرایی خطرناک است؟ گاتمن عدد جادویی نسبت ۵ تا ۱ را پیدا کرده است: احتمال طلاق و جدایی زوج‌هایی که نسبت پنج رفتار مثبت (مثلاً تلاش برای داشتن حس شوخ‌طبعی، صمیمیت، همکاری) به‌ازای هر یک رفتار منفی را داشته‌اند، بسیار کمتر بوده است. ۱۰. بدانید کِی وقت توقف است. اگر می‌بینید دچار منفی‌گرایی شده‌اید و نه شما و نه همسرتان هیچکدام از نکات بالا را در بحث کردن رعایت نمی‌کنید، در بحث و دعوایتان وقفه بیندازید. حتی یک وقفه‌ی کوتاه که طی آن بتوانید چند نفس عمیق بکشید می‌تواند برای آرام کردنتان کافی باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که هم انتخاب رویکرد و هم کنترل عصبانیت در مدیریت اختلافات موثر است. به زبان آوردن شکایت‌ها و مشکلات می‌تواند برای رابطه‌تان سازنده باشد ولی اختلافات باید با مهارت مدیریت شوند زیرا درغیراینصورت همه چیز بین‌تان بدتر خواهد شد. منبع: مردمان منبع مقاله : psychologytoday.com مترجم : زینب آرمند
  2. همیشه/ هرگز من بسیار متعجب می‌شوم هنگام صحبت ناگهان همسرم به من می‌گویید: «تو هرگز به من گوش نمی‌دهی.» آیا احساس می‌کنید با شنیدن این حرف همسرتان بیشتر به شما توجه می‌کند؟ اما شاید شما بگویید: «تو به‌اندازه کافی و با دقت به من گوش نمی‌دهی.» شاید این جمله شما درست به نظر برسد و نشان می‌دهد که شما تمایل به تغییر وضعیت کنونی دارید. در استفاده از کلمات نظیر «هرگز» و «همیشه» دقت کنید. اگر کسی به شما بگوید «تو همیشه دیر می‌رسی» چه احساسی پیدا می‌کنید. استفاده از این کلمات به‌نوعی ناعادلانه است و حالات تدافعی در فرد ایجاد می‌شود. وقتی فردی در حالت دفاعی می‌رود نباید از او انتظار همدلی و همکاری داشت. به چه چیزی فکر می‌کنی؟ شما با پرسیدن این سؤال قصد دارید از نیت همسرتان آگاه شوید و بدانید در پشت اعمال و رفتارش چه چیزی نهفته است؛ اما با پرسیدن این سؤال شما نمی‌توانید از قصد و نیت همسرتان آگاه شوید و مطمئناً بارها و بارها این راه را امتحان کرده و متوجه شده‌اید که به نتیجه‌ای نمی‌رسید. چگونه به‌وسیله جملاتی که بار سرزنشی به همراه خود دارند انتظار دارید؟ این جملات در زندگی شما تغییری را به وجود نمی‌آوردند. من این کار را انجام می‌دهم حتی اگر تو… هر رابطه زناشویی مانند خیابانی دوطرفه است. واژه‌های نظیر «اعتماد متقابل» و «درک متقابل» می‌تواند به این معنا باشد که من برای توکاری را انجام می‌دهم و از شما نیز انتظار دارم در مقابلم این کار را انجام بدهید. با این‌حال روابط ناسالمی وجود دارند که در مقابل خواسته‌ها و تمایلات طرف مقابل حالتی بی‌تفاوت دارند. این درحالی‌که توجه به خواسته همسرتان در روابط زناشویی می‌تواند به‌راحتی انجام شود این‌گونه که در انجام امور مختلف به‌جای تأکید بر «من» از «من و تو» استفاده کنید و به نظرات همسرتان احترام بگذارید. پاسخ کوتاه دادن در هنگام صحبت کردن با همسرتان لطفاً از کلمات نظیر اوهوم و … استفاده نکنید. شاید احساس کنید پاسخ‌های تک سیلابی کوتاه هستند و بسیار خوب اما به یاد داشته باشید که این‌گونه همسرتان هم مدام از این کلمات استفاده می‌کند و این‌گونه ارتباطات کلماتی بین شما دو نفر کمتر و کمتر خواهد شد. برای نشان دادن علاقه به همسرتان از تلویزیون فاصله گرفته و سعی کنید با هم صحبت کنید و ارتباطتان را حفظ کنید. سکوت، جهل و سخنان کوتاه نشانه این است شما به اینجا تعلق ندارید و در کنار همسرتان فقط حضور فیزیکی دارید. با انجام این کارها شما صدمات عمیقی به رابطه و همسرتان می‌زنید. برای بهبودی رابطه‌تان به روی رابطه و خانواده‌تان تمرکز کرده و وقت‌تان را با آن‌ها صرف کنید. «به زن و یا شوهرتان این حرف‌ها را نزنید.» البته بدون در نظر گرفتن جنسیت، برای هر شخصی جملاتی وجود دارد که علاقه‌ای به شنیدن آن‌ها ندارد. حال امکان دارد آن فرد زن، مرد و یا یک کودک باشد. سلامت نیوز: دکتر پروانه صفایی مقدم
  3. برای اینکه رابطه‌ تان پابرجا بماند، به چیزی بیشتر از عشق نیاز دارید. بااینکه عشق پایه و اساس هر رابطه‌ی عاشقانه است ولی کافی نیست. برای داشتن رابطه‌ای سالم، هر دو طرف باید بخواهند که برای آن تلاش کنند. اینجا ۱۸ راه برای استحکام رابطه به شما پیشنهاد می‌کنیم. ۱. پذیرش و قدردانی را تمرین کنید. دو رمز عشق درست، پذیرش و قدردانی است. در یک رابطه‌ی درست باید حضور آگاهانه ولی غیرکنترل داشته باشید، درست مثل حضورتان در کنار بقیه‌ی چیزها در طبیعت. همانطور که امکان ندارد به یک درخت سرو نمی‌گوییم که باید سعی کند شبیه درخت نارون باشد. به طبیعت بدون هیچ قضاوتی نگاه می‌کنیم، آن را همانطور که هست پذیرفته‌ایم و قدردانش هستیم. ۲. درک کنید که همه‌ی رابطه‌ها بالا و پایین‌های خودشان را دارند. درست مثل اینکه نمی توانید انتظار داشته باشید که همیشه حالتان خوب باشد و خوشحال باشید، نمی‌توانید از رابطه‌تان هم توقع داشته باشید که همیشه اوضاعش روبه‌راه باشد. وقتی با کسی وارد یک رابطه‌ی متعهد می‌شوید، باید بدانید که مسیر روبه‌رویتان پر از پستی و بلندی است و باید خودتان را برای آن آماده کنید. ۳. از کلمه‌ی «ما» استفاده کنید. محققان دریافته‌اند زوج‌هایی که در زمان صحبت کردن از کلمه‌ی «ما» استفاده می‌کنند، نسبت به آنهایی که از کلمه‌ی «من» استفاده می‌کنند، شادتر، آرام‌تر و به طور کلی از رابطه‌شان راضی‌ترند. کلمه‌ی «ما» بازی را عوض می‌کند. حس صمیمیت را در مغز بیشتر کرده و به جای داشتن ذهنیت «من و تو» شما را وارد ذهنیت مبتنی بر همکاری می‌کند. این ذهنیت همکاری باعث می‌شود در نظر همسرمان دوست‌داشتنی‌تر و سخاوتمند‌تر به نظر برسیم. ۴. برنامه‌ی سه روزه‌ی قدرشناسی را دنبال کنید. داشتن رویکرد قدرشناسی جانی دوباره به زندگی عشقی شما خواهد داد. تحقیقات نشان داده‌اند که با ابراز قدرشناسی، زوج‌ها حس می‌کنند برای همسرشان دوست‌داشتنی‌ترند و احساس آرامش، نشاط و غرور بیشتری می‌کنند. همچنین همسرانشان را افرادی باملاحظه، بامحبت و علاقه‌مندتر می‌بینند و از کیفیت کلی رابطه‌شان احساس رضایت بیشتری می‌کنند. برای اینکه قدرشناسی بیشتری وارد زندگی‌تان کنید، می‌توانید از این برنامه‌ی سه روزه استفاده کنید: روز اول: سه خصوصیت دلپذیر در همسرتان پیدا کنید و سعی کنید کل روز روی آن سه خصوصیت تمرکز کنید. روز دوم: سه موضوع ناراحت‌کننده درمورد همسرتان پیدا کنید و سعی کنید او را بخاطر این چیزها ببخشید. روز سوم: کل روز سعی کنید درمورد همسرتان فقط کلمات محبت‌آمیز به زبان آورید. به این سه روز به چشم یک برنامه‌ی پاکسازی نگاه کنید که به شما این امکان را می‌دهد احساساتی که باعث خراب شدن رابطه‌تان می‌شود را بیرون بریزید. ۵. نسبت ۳ به ۱ را رعایت کنید. در طول روز انواع و اقسام تجربه‌های مثبت و منفی را از سر می‌گذرانیم. درمورد روابطمان هم همینطور است. خیلی‌ها تصور می‌کنند همین که میزان این تجربیات مثبت نسبت به منفی‌ها سنگینی کند همه چیز روبه‌راه است. ولی اینطور نیست. نسبت مثبت‌ها به منفی‌هاست که اهمیت دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که نسبت جادویی در یک رابطه‌ی فوق‌العاده ۳ به ۱ است. یعنی باید میزان تجربیات مثبتتان نسبت به منفی‌ها سه برابر باشد تا بگوییم که رابطه‌تان یک رابطه‌ی سالم است. ۶. تازگی رابطه را حفظ کنید. یکی از جنبه‌های مثبت روابط طولانی‌مدت این است که شناخت خوبی نسبت به هم پیدا می‌کنید. جنبه‌ی منفی آن این است که تازگی رابطه ممکن است از بین برود و انسان‌ها عاشق تازگی هستند. ولی زنده نگه داشتن این تازگی در رابطه راه دارد: سعی کنید همیشه فعالیت‌های جدیدی را در کنار هم تجربه کنید. این باعث ایجاد هیجان و عدم‌قطعیت در رابطه می‌شود، حتا اگر طرفتان را مثل کف دست بشناسید. ۷. بازیگوشی را در رابطه حفظ کنید. همه‌ی ما صرفنظر از سن عاشق بازی کردنیم. پس این کار را بکنید: با هم تفریح کنید، با هم مسخره‌بازی درآورید، و وقتی کنار هم هستید همه چیز را فراموش کنید. علاوه بر اینها دفعه‌ی بعد که چیزی گفت که ناراحتتان کرد، به جای اینکه حالت دفاعی بگیرید و بدخلقی کنید، سعی کنید جوابش را با یک جوک بدهید. ۸. به طرفتان فضا دهید. آرتور شوپنهاور فیلسوف معروف از جوجه‌تیغی برای توضیح یک دوراهی که اغلب در روابط انسانی پیش می‌آید استفاده کرده است. دو جوجه‌تیغی برای اینکه گرم بمانند به همدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. ولی اگر خیلی به هم نزدیک شوند با تیغ‌هایشان همدیگر را زخمی می‌کنند. در روابط انسانی هم همینطور است: ما خواستار نزدیکی هستیم ولی از طرف دیگر فضا هم می‌خواهیم. رمز موفقیت این است که آن نقطه‌ی درست را برای ایستادن در رابطه پیدا کنیم که هم گرمای رابطه را احساس کنیم و هم به همدیگر اجازه بدهیم فضای کافی برای خود داشته باشیم. ۹. هر روز به همدیگر محبت فیزیکی نشان دهید. مطالعات نشان داده است که محبت فیزیکی فواید بسیار زیادی دارد. باعث ترشح هورمون‌هایی در بدن می‌شود که به ما حس خوب می‌دهند، فشارخون را پایین می‌آورد، به بیرون ریختن استرس کمک می‌کند، روحیه را بهتر می‌کند و رضایت در طرف را از رابطه بالا می‌برد. نشان دادن محبت فیزیکی می‌تواند به سادگی بوسیدن، گرفتن دست‌های همدیگر، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و … باشد. ۱۰. از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. وقتی همسرتان از دست شما ناراحت است، باید از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. یعنی عذرخواهی، عشق‌ورزی و عهد به جبران. این یعنی: – به همسرتان بگویید که متاسفید که باعث رنجش و ناامیدی‌اش شده‌اید. – برای ابراز عشقتان رفتاری محبت‌آمیز از خود نشان دهید، مثلاً بوسیدن و بغل کردن. – قول دهید که برای جبران رفتار اشتباهتان اقدام می‌کنید. ۱۱. روی نقاط مثبت تمرکز کنید. نتیجه‌ی مطالعات نشان می‌دهد که زوج‌های برای خوشحال‌تر بودن به جای تمرکز کردن روی مشکلاتشان، باید روی نقاط مثبت رابطه‌ی خود تمرکز کنند. علاوه بر این، اگر لازم است که از جنبه منفی به رابطه‌تان نگاه کنید، سعی کنید این کار را به صورتی مثبت انجام دهید. مثلاً اگر طرفتان شلخته است، می‌توانید به او بگویید، «اگه بیام خونه و ببینم که خونه مرتبه نمیدونی چقدر خوشحال میشم. وقتی خونه نامرتبه استرس می‌گیرم. به نظرت چکار می‌تونیم براش بکنیم؟» ۱۲. آداب و مراسم دونفره داشته باشید. می‌توانید با طراحی یک مراسم دو‌نفره‌ی مخصوص هم رابطه‌تان را مستحکم‌تر کنید. مثلاً هر پنجشنبه شب را می‌توانید با هم بیرون قرار بگذارید، مثل روزهای اول آشنایی. یا اینکه هر روز صبح قهوه‌تان را با هم بخورید یا هر شب قبل از خواب ده دقیقه با هم حرف بزنید. ۱۳. حرف‌هایتان را ویراستاری کنید. زوج‌هایی که از به زبان آوردن هر فکری که وارد ذهنشان می‌شود در مواقع بحث و مشاجره خودداری می‌کنند، شادترین زوج‌ها هستند. ۱۴. حمایت‌گر باشید. راه‌های زیادی برای حمایت از همسرتان وجود دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم: – حمایت عاطفی کنید: وقتی ناراحت است و نیاز به حرف زدن دارد، به حرف‌هایش گوش دهید. – تحسینش کنید. – اطلاعاتی که لازم دارد را در اختیارش بگذارید. – وقتی نیاز به کمک دارد، کمکش کنید. مثلاً وقتی باید برای اضافه‌کاری زمان بیشتر در محل‌کار بماند، در کارهای خانه کمکش کنید. ۱۵. به خودتان اجازه دهید که آسیب‌پذیر باشید. شجاعت آسیب‌پذیر بودن روش ما را برای زندگی، عشق‌ورزی، بچه‌داری و رهبری تغییر می‌دهد. آسیب‌پذیری کلید صمیمیت عاطفی است. آسیب‌پذیری یعنی درمورد احساستان، ترس‌هایتان و نیازهایتان صادق یاشید. یعنی به خودتان اجازه دهید که توسط همسرتان واقعاً دیده شوید. ۱۶. «دوستت دارم» را با عمل نشان دهید. با کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید. در زیر به چند نمونه از این رفتارهای محبت‌آمیز اشاره می‌کنیم: – صبح یک روز سرد زودتر بیدار شوید و ماشینش را از قبل روشن کنید تا گرم شود. – وقتی از سر کار به خانه می‌آیید از رستوران محبوبش غذا بگیرید. – پانزده دقیقه قبل از او از خواب بیدار شوید تا وقتی وارد آشپزخانه می‌شود صبحانه آماده باشد. – وقتی برای خرید بیرون می‌روید برای او یک هدیه سورپرایز بخرید. ۱۷. عادلانه بجنگید. اختلاف‌نظرها نیست که روابط را خراب می‌کند، روش برخورد با این اختلاف‌نظرهاست که باعث ویرانی رابطه‌ها می‌شود. مشاجره و اختلاف‌نظر همیشه پیش می‌آید. سوال اینحاست که آیا با رویکرد حل مشکل وارد آن می‌شوید یا با رویکرد تسلط یافتن و زورگویی؟ اگر این کار را بکنید مطمئن باشید که هیچوقت برنده نخواهید بود. اگر رابطه‌تان را به یک رقابت تبدیل کنید، یعنی اگر قرار باشد شما برنده شوید طرفتان باید بازنده باشد. رابطه رقابت نیست، مشارکت است. در زیر به چند مورد از نکات مربوط به جنگ عادلانه اشاره می‌کنیم: – بدانید که می‌خواهید به چه چیزی برسید. – دور موضوع بحثتان مرز بکشید تا هر مورد منفی‌ای که در رابطه‌تان اتفاق افتاده را وسط بحث نکشانید. – از ترور شخصیتی کردن طرفتان خودداری کنید. – گوش دادن فعال را تمرین کنید. سعی کنید حرف‌های طرفتان را در ذهنتان تکرار کنیدتا مطمئن شوید که حرف‌هایش را خوب فهمیده‌اید و اگر چیزی برایتان گنگ بود حتماً از او سوال کنید. – محدوده‌ی زمانی تعیین کنید. – علاقه‌مند به مصالحه باشید. – درمورد روش حل مشکل به توافق برسید. ۱۸. هدف‌ مشترک داشته باشید. یک تیم دونفره باشید. با هم هدف‌گذاری کنید، هدف‌هایی که برای هر دوی شما مهم باشد، و برای رسیدن به این اهداف در کنار هم تلاش کنید. هدف‌گذاری مشترک فواید زیر را برایتان خواهد داشت: – مطمئن می‌شوید که هر دو در یک جهت در حال حرکت هستید. – پیروزی شما پیروزی او خواهد بود. – می‌توانید بعد از هر پیروزی با هم جشن بگیرید. مطالعات نشان داده‌اند که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های خوشبختی تلاش برای رسیدن اهداف معنادار است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های یک رابطه‌ی شاد هم داشتن اهداف مشترک و تلاش برای رسیدن به آنهاست. حرف آخر… روابط قوی و مستحکم اتفاقی نیستند. برای داشتن رابطه‌ای سالم و شکوفا باید تلاش کرد. با استفاده از ۱۸ راهکاری که در بالا به آن اشاره کردیم، شروع به تقویت رابطه‌تان کنید. یادتان باشد که داشتن یک رابطه‌ی سالم بخش مهمی از یک زندگی‌ِ شاد و سالم است. منبع: مردمان
  4. مهمان

    زن و شوهر چطور می‌‌توانند تفاهم را در زندگی‌شان بالا ببرند؟
  5. مهمان

    مردی 38 ساله هستم. مدتی است كه همسرم روزگار مرا تیره و تار كرده. او مدام به من شك می‌كند. روزی هفت هشت بار به محل كارم تلفن می‌زند و گاهی سرزده به محل كارم می‌آید تا ببیند چكار می‌كنم و آبروی مرا جلوی همكارانم می‌برد، اگر به حمام بروم متوجه می‌شوم كه موبایل مرا كاملا چك كرده و تماس‌‌ها و پیامك‌‌هایم را خوانده، و اگر پیامك‌‌ها یا تماس‌‌هایم را پاك كرده باشم با من مشاجره به راه می‌اندازد و مرا تهدید می‌كند كه آبروی مرا خواهد برد. اگر با دوستم تلفنی حرف بزنم گمان می‌كند در حال مكالمه با زن دیگری هستم و همیشه می‌خواهد مچ مرا بگیرد. دیگر از این رفتارها و حركات خسته شده‌ام. خواهش می‌كنم راهنمایی‌ام كنید.
  6. حدود یکسال هست که ازدواج کردم. همسرم قبل از من با فرد دیگری نامزد بوده و از همه لحاظ با اون ارتباط داشته البته من این را بعد از عقدمان فهمیدم. اینها برام مهم نیست. مشکلم این استکه شوهرم حدود سه ماه است که با دختری از هم شهری هایمان چت میکند و بیشتر حرفایشان در ارتباط با مسایل جنسی است. علی رغم اینکه میدانم من و شوهرم به هم شدیدیا علاقه مندیم. و البته شوهرم به آن دختر نگفته متاهل است و هدفش سرکار گذاشتن دختر است. بنظرتان من باید چیکار کنم.
  7. جواب دادن به این سوال نیازمند سوال هایی است که شما باید به آنها جواب بدهید: شما در چه سطحی از رفتار مذهبی هستید و ایشان چقدر و خانواده و دوستانتان چقدر؟ شما خودتان اطاعات دینی‌تان در چه حدی است؟ سطح تحصیلاتتان چقدر است؟ معمولا توصیه های مستقیم بین همسران زیاد کارساز نیست. بماند که گاهی ناشیانه بوده و باعث زدگی طرف مقابل هم میشود.
  8. بهترین شیوه تعامل با همسر زود رنج چیست؟
  9. sajjad

    شناخت زنها از موقعی سخت میشود که با او سرد رفتار میکنین.... که وقتی وسط حرف زدنها و شلوغ کردنهایش ...... در نقطه ی حساس کلماتی که با شوق و ذوق فراوان برایتان میگوید: سرد؛ سرتان را تکان دهید و بگویید: چه خوب بعدن راجبش حرف میزنیم.... زنها بی دلیل و به یکباره از خروشان شدن احساسشان دست برمیدارند.... به یکباره در کنج تنهایی اتاقشان پناه میبرند ..... انگار در آن لحظه هیچ تکیه گاه و مانندی ندارند و منفورترین زن دنیا هستند.... و افکاری که مثل طاعون به جانشان چنگ میزند: چرا هی گفتم؟! چرا خسته اش کردم.... لطفا همیشه مهربان باشین..... لطفا همیشه با وجود خستگی؛ باز هم گوش کنین....حتا اگر متوجه نباشید.... لطفا...با ما......مهربان باشید....
  10. در این قسمت قصد داریم نکات همسرداری از کانال همسرانه را قرار دهیم ... امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره، و موثر واقع بشه ... در این موارد پست را گزارش کنید: تکراری بودن پست موارد اخلاقی در ان رعایت نشده باشد مشکل نگارشی در آن وجود داشته باشد آدرس کانال همسرانه
  11. در این قسمت قصد داریم نکات زناشویی از کانال همسرانه را قرار دهیم ... امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره، و موثر واقع بشه ... آدرس کانال همسرانه
  12. هر وقت خواستین قهر کنین قبلش اینارو با همسرتون طی کرده باشین که قوانین قهر باید در هر شرایطی رعایت بشه. ‏حق نداریم به خونواده های هم توهین کنیم.‏ ‏حق نداریم مسایل و مشکلات کهنه رو مطرح کنیم. تو هر دعوا فقط راجع به همون موضوع بحث میکنیم.‏ ‏شام و ناهار نپختن و شام و ناهار نخوردن نداریم. همه اعضا مثل حالت عادی باید برای غذا حاضر باشن.‏ سلام و خداحافظی در هر صورت لازمه هبچکس حق نداره جای خوابشو عوض کنه هر کس برای آشتی پیش قدم بشه اون یکی باید براش کادو بخره حق نداریم اشتباه طرف مقابلو تعمیم بدیم . مثلا عبارت تو همیشه.... ممنوعه.چون اینکار دعوا رو به اوج میرسونه باید به هم فرصت بدیم که هرکی راجع به دیدگاهش نسبت به موضوع دعوا 5 دقیقه صحبت کنه و طرف دیگه هم 5 دقیقه ‏زمان برای پاسخگویی داره. و بعد اگه حرفی باقی موند باید به فردا موکول بشه تا سر و ته بحث مشخص باشه.‏ اگر افراد مي توانستند ياد بگيرند كه آنچه براي من خوب است لزومي ندارد كه براي ديگران هم خوب باشد، آنگاه دنياي شاد و ‏خوشايندتري مي داشتيم.!‏ ‏"تئوري انتخاب" به ما مي آموزد كه دنياي مطلوب من، اساس و شالوده زندگي من است و نه اساس و شالوده زندگي ديگران.!‏ منبع: کانال عشق آریایی
  13. پیش خانوادت تا میتونی از زنت تعریف کن کاری کن پُز بده - مثلاً تا سفره پهن شد، بلند بگو عشقم بیا کنار من بشین ... اکثر زنان از مردانی که رفتارهای زنانه دارندبیزارند منظور مردانی که موهای پای خودرا اصلاح میکنند و ازمردانی که ابروهای خود را بر میدارند اما ازمردان شیک پوش و خوش تیپ لذت میبرند. بانو؛ یکم به دنیای مردها نزدیک شو مردااز زنی که کمی با بقیه فرق داشته باشه خوشش می آید و احساس میکند مثلا زندگی درکنار زنی که همراه اوفوتبال میبیند، چقدرهیجان انگیزه ... آقایان عزیز هوای زنهایی ک عاشق شماهستندرا داشته باشید برخی ازآنها دنیایشان براساس توجه و عشق شمابناشده وبدون آن خالیست آسیب پذیریشان راباپناهتان درمان کنید تاطعم خوشبختی رابچشند. مرد باید دیکتاتور باشه مثلا بگه کنار من حق نداری ناراحت باشی ... میتوانید بعضی از عیب های او را نادیده بگیرید. از معذرت خواهی کردن واهمه نداشته باشید. هنگام مشاجره رفتار تحقیر آمیز نداشته باشید. خاطرات خوب را باهم مرور کنید. برای خوشبخت شدن با یک مرد کافیست اورا باور کنی حتی اگر دوستش هم نداشته باشی.برای خوشبخت شدن با یک زن کافیست اورا دوست داشته باشی حتی اگر اورا باور نداشته باشی. خانم ها به‌حدمرگ حسودند تا حد توانتان از همسرتان تعریف کنید. وقتی خیانت میکنید میفهمند. همسرتان را احمق فرض نکنید زنها معمولا با سوال کردن در نظر دارند بستر گفتگوی صمیمانه ای را فراهم کنند. اما مردان تصور می کنند آنها قصد تفتیش دارند. هیچ دو انسانی باروحیات وعلاقه‌مندی‌ مشترک،یافت نشده‌اند پس اگردریک رابطه‌ی دونفره،هیچ مشکل و برخوردی بوجود نیاید،به این معنی‌ست که یکی ازاین دوتمام حرف‌های دلش رانمیزند. در آغوش گرفتن یکدیگر چنان نقش مثبتی در سلامت جسم و روان دارد که برخی کشورها برای آن یک روز ملی در نظر گرفته‌اند. همسرتان را در آغوش بگیرید و در این کار زیاده روی کنید. شنیدنِ «دوستت دارم» برای یک زن، درست «مانند اکسیژن است»، شاید وقت شنیدنش، همه‌ چیز عادی باشد! اگر یک لحظه،آن‌را دریغ کنید، می‌فهمید چقدر حیاتی است... برای ادامه دادن یک رابطه، اگه مشکلی وجود داره اون رو دوتایی حل کنید چون دیگران فقط به جدایی شما فکر میکنند . اوج علاقه اونجاست که حوصله‌ی بی حوصلگی هاش رو داشته باشی. هرچقدهم ک همسرت کدبانوباشه نبایدب او وسایل خونه هدیه بدین شایدباخرید برخی از لوازم خونه خوشحال شه اماباخودش میگه:" این برای خونه بود‌. پس من چی؟" منبع: کانال عشق آریایی
  14. ۱- آیا همسرتان از شما انسان بهتری ساخته است؟ آیا شما هم برای او این قدم را برداشته‌اید؟ ۲- آیا هر دوی شما در بیان احساساتتان به دیگری، تکیه کردن به او و کمک خواستن راحتید و می‌دانید که او شما را ترک نخواهد کرد؟ ۳- آیا هر دوی شما، دیگری را همان‌طور که هست پذیرفته‌اید و نیازی به ایجاد تغییر در او نمی‌بینید؟ ۴- آیا نظر مخالفتان را با آرامش و احترام به یکدیگر اعلام می‌کنید؟ ۵- آیا هر دو در تصمیم‌گیری‌ها دخیل هستید و خود را در رابطه مؤثر می‌دانید؟ ۶- آیا هر دو بهترین دوست یکدیگرید؟ ۷- آیا بیشتر از اینکه به «من» و «تو» فکر کنید، احساس «ما» بودن دارید؟ ۸- آیا می‌توانید رمز حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی یا رمز کارت بانکی‌تان را در اختیار او قرار بدهید؟ ۹- آیا نظرات واقع‌بینانه و مثبتی نسبت به یکدیگر دارید؟ ۱۰- آیا همسر شما و دوستان نزدیکتان معتقدند رابطه‌ای بسیار خوب و پایدار دارید؟ ۱۱- آیا رابطه شما عاری از خیانت، حسادت و کنترل رفتار دیگری است؟ ۱۲- آیا دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی مشترکی دارید؟ آیا ازدواج برای هر دوی شما به یک‌اندازه مهم است و در مورد داشتن فرزند و نحوه تربیت او به توافق رسیده‌اید؟ ۱۳- آیا هر دوی شما حاضر به فداکاری برای همسر خود هستید؟ ۱۴- آیا هر دو شخصیتی سازگار و با ثبات روانی دارید؟ ۱۵- آیا از رابطه زناشویی خود احساس رضایت دارید؟ محاسبه امتیاز برای داشتن رابطه‌ای پایدار و سالم، نیازی نیست که به هر ۱۵ سؤال پاسخ مثبت بدهید. گاهی ممکن است سؤالی از نظر شما و همسرتان اهمیت چندانی نداشته باشد و بخواهید آن را حذف کنید. با این حال هرچقدر به سؤالات بیشتری پاسخ مثبت بدهید، احتمال پایدار بودن رابطه‌تان بیشتر است. لواندوسکی می‌گوید: «روابط انسانی بسیار پیچیده است. این لیست هرچند دید خوبی نسبت به رابطه‌تان ارائه می‌دهد، اما هیچ‌کس نمی‌تواند پایداری یک رابطه را صد درصد تضمین کند». منبع: IFLScience
  15. در قسمتی از ویدئوی نکوداشت «اکبر عبدی» که در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر پخش شد، او از همسرش برای گرفتن همسر دوم اجازه گرفت! عبدی که همسرش، دختر دایی اوست، در قسمتی از این ویدئو با شوخی و خنده می گوید: «من هنوز با زن اولم هستم در صورتی که جا دارد زن پنجم و ششم را گرفته باشم... دارم با او به تفاهم می رسم که یک یا دو زن دیگر بگیرم چون این ماجرا برای من افت هنری دارد. اگر این مصاحبه یک ربع دیگر طول بکشد، من رضایت این موضوع را از تو می گیرم...» هرچند شوخی بودن این ماجرا برای هر بیننده ای واضح است اما بیان چنین شوخی هایی جلوی دوربین، توجه به چند نکته را ضروری می کند. بیشتر شدن صمیمیت زوج ها با شوخی کردن بیشتر تحقیقات در حوزه سلامت روان و همچنین روابط زوج ها، به نقش مهم و سازنده شوخ طبعی اشاره کرده اند. افرادی که شوخ طبعی بیشتری دارند، انعطاف پذیرتر نیز هستند. از سوی دیگر، شوخی می تواند باعث کاهش استرس شود و افراد را به هم نزدیک کند. تقریبا بیشتر مردان به صورت ذاتی این نکته را می دانند که برای کسب توجه خانم ها، شوخ طبعی یک ابزار کارآمد است اما باید توجه داشت که با هر موضوعی نمی توان شوخی کرد. پخته ترین نوع شوخی شاید بتوان گفت شوخی با خود و به نوعی هدف قرار دادن برخی رفتارها و اخلاق های خود در شوخی، پخته ترین نوع شوخی است. شخصی که توان شوخی با خود را دارد، از نظر پختگی اجتماعی و توسعه روحی روانی در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در مقابل اشخاصی که با مسخره کردن دیگران اقدام به خنداندن بقیه افراد می کنند، احتمالا افرادی انتقاد ناپذیر هستند و به خودشکوفایی نرسیده اند. توجه به برداشت طرف مقابل از شوخی زن و شوهرها درباره شوخی کردن در زندگی مشترک، باید چند نکته را رعایت کنند. اولین آن ها، برداشت متفاوت زنان و مردان از یک شوخی خاص است. در نظر بیشتر زنان، حداقل درصدی از واقعیت در هر شوخی وجود دارد، اگرچه مردان بسیار راحت با هر موضوعی شوخی می کنند و چون شرایط واقعی نبوده است فکر می کنند که طرف مقابل ناراحت نخواهد شد. شوخی هایی که حس ناامنی به زنان می دهد بعضی مردان با همسر خود درباره موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق، رفتار و چهره دختران دیگر شوخی می کنند تا خود را بیشتر در دل همسرشان جا کنند غافل از این که این گونه سخنان برای بیشتر خانم ها اصلا شوخی محسوب نمی شود و احساس ناامنی به آن ها خواهد داد. مهم ترین عامل برای شوخی خوب، توان تفکیک مسائل شوخی بردار از مسائلی است که حتی شوخی نیز بر نمی دارند. وفاداری، عشق و علاقه دو طرف به یکدیگر، حفظ ثبات زندگی مشترک، شرایط فیزیکی (چاقی، لاغری، فرم بینی دو طرف)، احترام به خانواده های یکدیگر و... آن قدر جدی هستند که واقعا در بیشتر موارد نمی توانند سوژه خوبی برای شوخی باشند. باید به یاد داشته باشیم هدف از شوخی، ایجاد فضای مطبوع و کاهش تنش های روزمره است و قرار نیست با تحقیر دیگران، ایجاد حس ناامنی و کاهش اعتماد به نفس دیگری از طریق شوخی با برخی نقاط ضعف او چند لحظه ای باعث خنده دیگران شویم. مطرح نکردن چنین شوخی هایی در جمع از سوی دیگر، باید شرایط را نیز در نظر گرفت. ممکن است زوجی در خلوت خویش درباره خیلی از مسائل با یکدیگر شوخی کنند اما قرار نیست همان موضوع در جمع و در مقابل دیگران نیز مطرح شود. شاید فرد از شنیدن یک جمله از زبان همسری که به عشق او اعتماد دارد، ناراحت نشود اما به طور قطع تکرار آن از زبان یک فرد دورتر آزار دهنده است. تفاوت شوخی و متلک یادمان باشد که شوخی با متلک گفتن اشتباه نشود. بسیاری از افراد حرف خود را به صورت متلک در جمله ای به شکل شوخی بیان و سپس ادعا می کنند که شوخی کردم و منظوری نداشتم. اگر برای حفظ زندگی مشترک خود ارزش قائل هستید، از متلک گویی و نیش و کنایه به شدت بپرهیزید. اگر از موضوعی ناراحت هستید، به صورت واضح و با احترام بیان کنید تا بتوان برای آن راه حلی پیدا کرد. متلک گفتن در پوشش شوخی، فقط باعث دلخوری فرد مقابل می شود و معمولا هم از درونمایه اصلی کنایه مد نظر، به علت ناراحتی ناشی از زخم زبان، اجتناب صورت می گیرد. شوخی کردن در شرایط مناسب و با موضوع مناسب، عامل نزدیکی و صمیمیت افراد است اما شوخی با حساسیت های دیگران فقط باعث تخریب روابط می شود. همیشه به یاد داشته باشیم که شنونده شوخی های ما، در ذهن ما نیست و توان تشخیص این که واقعا قصد و غرضی در پشت این جمله به ظاهر شوخی وجود داشته یا نه را ندارد.
  16. اعتماد زیر بنای اصلی یك رابطه است و بدون آن تمامی‌ ساختارهای یك رابطه براحتی از هم جدا می‌شوند حتی اگر در یك رابطه تمامی‌ دارایی و احساس خود را سرمایه‌گذاری نماییم ولی اعتماد درون آن جای نداشته باشد به طور حتم آن رابطه به جایی نخواهد رسید. مشکلات زوجین زمانی شروع می‌شود که اعتماد یکدیگر را از دست می‌دهند رفتن اعتماد از رابطه به معنای ورود بدبینی و شک به زندگی مشترک است که به مرور زمان منجر به از بین رفتن صمیمت و محبت زوجین می‌شود اختلافات شروع و شعله‌ور می‌گردد. هنگامی که زن و یا مرد به شریک زندگی خود اعتماد نداشته باشد قادر نخواهد بود با دیدی روشن و فارغ از بدبینی امور و سوتفاهمات‌شان را برطرف کنند در این حالت نمی توانند گفتگویی موثر داشته باشند، زیرا یکی از پایه‌های گفتگوی موثر شنیدن فعال است بدین معنا که زوجین ابتدا صحبت‌های یکدیگر را به خوبی گوش کنند ولی چنانچه اعتماد در رابطه نباشد زوجین در هنگام گفتگو فقط به ذهنیات منفی خود در مورد شریک زندگی می‌اندیشند و قادر نخواهند بود در زمان حال بوده و به خوبی جملات و کلمات همسر خود را شنیده و تحلیل کننده به همین دلیل سریع عصبانی شده و واکنش‌های نامناسب و خشن از خود بروز می‌دهند. تکنیک‌های رفتاری تکرار این رفتارها به مرور زمان زن و مرد را نسبت به یکدیگر سرد و آنها را از هم دور می‌سازد. در این زمان مراجعه به یک روانشناس متبحر جهت بهبود رابطه زوجین و حل مشکلات کمک شایانی به زوجین می‌کند و زن و مرد می‌توانند با توسل با تکنیک‌هایی رفتارهای که سبب تحریک و از بین رفتن رابطه‌شان شده است را به کمک درمانگر و روانشناس‌شان کشف و جهت بهبود رابطه تلاش کنند. آموختن یکسری مهارت‌ها و رعایت برخی نکات می‌تواند کمک شایانی به زوجین کند در اولین قدم درست‌ترین کار شاید این باشد که مطمئن شد آیا واقعا مشکلی حقیقی سبب از بین رفتن اعتماد زوجین شده است و یا اینکه حاصل ذهنیت منفی خودمان و یا شریک زندگی‌مان است؟ و اینکه آیا هنوز همسرتان به شما اعتماد دارد یا خیر؟ دو راه ابتدایی برای از بین بردن یا كاهش اعتماد در یك رابطه: اول اینكه قرارداد و توافقی را كه با همسرتان دارید لغو كنید. فقط كافی است به یكی از قول‌های خود عمل نكنید تا اعتماد همسرتان نسبت به شما کمرنگ شود. دوم: ضربه زدن و سوء استفاده به طرق مختلف به همسر گاهی اوقات تنها یك ضربه كوچك می‌تواند اعتماد طرف مقابل را از بین ببرد و این ضربه زدن می‌تواند در ابعاد مختلف باشد از یک ناهماهنگی کوچک که سبب تحقیر وی در جمع شده است تا آسیب‌های بزرگتر. بدقولی زوجین بدیهی است كه معمولاً مجموع ضربه‌های كوچك و قول‌های زیر پا گذاشته شده هستند كه در نهایت منجر به بوجود آمدن مسائل بغرنج می‌شوند و روابط میان زن و مرد را تاریک می‌کند. گاهی نظر برخی زنان و مردها این است که زیرپا گذاشتن یك قول ساده نباید چندان مهم باشدكه منجر به برهم خوردن روابط شود و یا گاهی برخی از زوجین انتظار دارند بدون هیچ توجیهی همسرشان آنان را درك كند و توضیحی در مورد علت زیرپا گذاشتن قول نخواهد در اینصورت بهتر است به زمانی فكر كنید كه با همسرتان برای یك مسئله توافق كرده بودید و به یكدیگر قول‌هایی داده بودید اما بعد از مدتی همسرتان قولش را زیر پا می‌گذارد و هر دو شما می‌دانید مقصر چه كسی است حال به این بیاندیشید كه در این حالت خواسته شما از او چیست؟ (زمانی که خود را در موقعیت احساسی شریک زندگی‌تان قرار دهید درک وی برایتان سهل‌تر خواهد شد) در مواقعی که یکی از زوجین احساس کند نادیده گرفته شده است مایل نیست به بهانه‌ها و دلایل طرف مقابل گوش کند و هر چه شخص خاطی بیشتر توجیح کند طرف مقابل بیشتر ناراحت می‌شود. همه انسانها جایزالخطا هستند و گاهی در شرایطی قرار می‌گیرند که بر خلاف میل قبلی‌شان مجبور می‌شوند دست به اعمالی بزنند که چندان خوشایند به نظر نمی‌آید در صورتی‌که بر حسب اتفاق زوجی توافقی را زیر پا بگذارند باید هر چه سریع‌تر جهت رفع کدورت و بازگرداندن اعتماد از بین رفته بکوشند برای برگرداندن اعتماد طرف مقابل می‌توان با گذراندن یک برنامه چهار مرحله‌ای به شریک زندگی نشان داد که ناراحتی وی منجر به دلشکستگی و آزردگی دو طرف می‌شود. 1- مسئولیت رفتار و عملکردتان را بپذیرید: در ابتدا بهتر است هر کدام از زوجین که قراری را زیر پا گذاشته و یا دست به عملی زده که منجر به ناراحتی دیگر شده است مسئولیت عمل خود را بپذیرد این تنها راهی است كه باعث می‌شود طرف مقابل به حرف‌های دیگری گوش فرا دهد. پذیرش مسئولیت عمل و رفتارتان و اعتراف به اشتباه دریچه‌ای تازه برای از بین بردن کدورت‌هاست. متاسفانه برخی از افراد هنگامی که مرتکب اشتباهی می‌شوند چه در زندگی مشترک‌شان و یا در زندگی اجتماعی و شغلی به جای پذیرش سعی در توجیه و انکار اشتباه خود دارند و با این عمل طرف مقابل خود را عصبانی و رنجیده خاطر می‌سازند. شاید گاهی لازم باشد غرورها کنار رفته و تک‌تک افراد با خود و شریک زندگی‌شان صادقانه برخورد کنند آنچه اهمیت دارد نگرش افراد به حفظ زندگی است اینکه فرد غرور‌اش را اولویت زندگی خود سازد و یا حفظ روابط عاطفی را؟! 2- عذرخواهی کنید: این رفتار کمک بسیاری می‌کند افراد وقتی كه ضربه‌ای می‌خورند یا از چیزی ناراحت می‌شوند، انتظار شنیدن یك معذرت‌خواهی از ته دل را دارند. یك عذرخواهی صمیمانه می‌تواند اعتماد از بین رفته را بازگرداند از آنجایی كه افراد كمی‌مایل به انجام این كار هستند این كار ارزش و قدرت بیشتری پیدا كرده است. یك عذرخواهی از ته دل چیزهای زیادی را تغییر می‌دهد از دید همسرتان این كار منجر به بالا رفتن شخصیت‌تان می‌شود برعکس برخی که تصور می‌کنند با عذر خواهی تحقیر می‌شوند. نباید فراموش کرد که تمامی افرادی که از نظر عقلی رشد یافته‌اند آموخته‌اند زمانی که سهوا و یا عمدا مرتکب اشتباه می‌شوند بهترین رفتار عذرخواهی کردن و پذیرفتن اشتباه است. نکته مهمی که زنان در این مورد باید رعایت کنند توجه به این مسئله است که مردان زمانی که ناراحت و دلخور می شوند نیاز دارند زمانی را تنها باشند و زمانی که زن عذرخواهی می‌کنند نباید سریعاً منتظر واکنش مثبت از شریک زندگی خود باشد باید به مردها فرصت داد که مسائل را تجزیه و تحلیل کنند و از سویی آنچه مردان باید مد نظر قرار دهند این است که زنان نیاز دارند چنانچه همسرشان اشتباه کرد سریعاً‌ از ایشان عذرخواهی کرده و مورد حمایت عاطفی قرار گیرند در این مواقع تنها گذاشتن زنان به آنها احساس عدم امنیت داده و رنجیده خاطرشان می‌سازد. 3- اشتباهات تان را جبران کنید: ممکن است اشتباه شما قابل جبران نباشد ولی پرسیدن این سوال تاثیر شگفت‌انگیزی در نگرش شریک زندگی‌تان ایجاد خواهد کرد. از همسرتان بپرسید آیا از دست شما كاری بر می‌آید كه حال وی بهتر شود؟ یا آیا الان چیزی از من می‌خواهی‌؟ با این سوالات همسرتان درك می‌كند شما واقعاً به فكر او هستید و از اتفاق پیش آمده ناراحتید. فقط پرسیدن سوال مهم نیست به پاسخ وی خوب گوش كنید و هر كاری كه از دست‌تان بر می‌آید برای رضایت وی انجام دهید. 4- متعهد شوید: و در مرحله آخر برای بدست آوردن اعتماد همسرتان نیاز است كه به قول و قرارتان متعهد شوید. با یك تعهد جدید می‌توانید دل همسر خود را بدست آورید البته تعهداتی كه بتوانید به آن عمل كنید. فراموش نکنید تعهداتی معقول که قادر به انجامش باشید و عدم انجام آنها سبب خدشه‌دار شدن روابط تان نشود. بکار بردن چهار مرحله ذکر شده سبب تحکیم روابط زوجین می‌شود درکنار تمامی مسائلی که ذکر شد یکی از رفتارهایی که سبب خشم فرد آسیب دیده می‌شود این است که زن و یا مردی که اشتباه کرده کار خود را بی‌اهمیت جلوه داده در واقع این فرد کار خود را بی‌اهمیت جلوه نمی‌دهد آنچه برایش بی‌اهمیت است احساس ناخوشایندی است که در شریک زندگی است برانگیخته فارغ از این که با این ترفند نمی‌تواند شریک زندگی خود را آرام سازد بلکه بی‌احترامی به احساس شریک زندگی منجر به خشم و عصبانیت بیشتر در طرف مقابل می‌شود پذیرش احساسات شریک زندگی یکی از مهمترین راههای تحکیم روابط و صمیت پایدار زوجین است. ستاره حمیدی - روان‌درمانگر منبع: سلامت نیوز
  17. ؛ «خانم، فلاسک من را آماده کردی؟» این جمله مردی است که خسته و کوفته از سر کار می‌آید و قصد رفتن به باشگاه ورزشی را دارد. هفته‌ای سه روز این جمله را می‌شنوم. البته قبلش هم در تماس تلفنی هر بار این مورد را یادآوری می‌کند. ذوقی عجیب و غریب در این مرد است، برای ورزش تنیس روی میز. بهار و تابستان محتوای فلاسک شربت سکنجبین یا آبلیمو است و پاییز و زمستان قهوه و شکلات داغ. اوایل برایم سخت بود. دوست داشتم همسرم بعدازظهرها خانه باشد. کمی هم غر می‌زدم. شاکی می‌شدم. اما کم‌کم با خودم کنار آمدم؛ خوب فکر کردم. دریافتم که دو «من» درونم دارم که یکی به همسرم حق می‌دهد و دیگری شاکی می‌شود. «من» منطقی می‌گوید او هم حق دارد، ساعاتی برای خودش باشد. و «من» خودخواه معترض است که همسرم باید بعد از کار بیرون تمام ساعاتش را در خانه به سر ببرد. برزخی بود این دوران و «من» بین این دو منِ خودخواه و منطقی‌گیر کرده بودم. البته هنوز هم گاهی منِ خودخواه بیدار می‌شود و برای خودش سخنرانی می‌کند و به جان من می‌افتد. اما با کمی صبر و حوصله و بی‌خیالی با او هم کنار می‌آیم. آن منِ خودخواه هم حق زندگی دارد، فقط باید کمی اهلی شود. اهلی کردن منِ خودخواه همه انسان‌ها چه زن و چه مرد یک من خودخواه درونشان دارند. مثلا برخی از مردها دوست ندارند همسرانشان فعالیت خارج از منزل داشته باشند. یا زنانی هم هستند که مرد را تمام و کمال برای خودشان می‌خواهند. برخی ریشه این منِ خودخواه را در عشق و محبت می‌دادند و معتقدند ناشی از عشق زیاد است! یعنی اگر مردی همسرش را خیلی دوست دارد باید حق زندگی و شادی و نشاط را از او بگیرد؟ این چه منِ خودخواهی است که همه‌‌ٔ وجود یک آدم را برای خودش می‌خواهد و ادعای عاشق بودن هم دارد! پس یعنی هر چقدر این عشق بیشتر باشد، از آن طرف در بند کردن و جلوی شادی را گرفتن هم بیشتر می‌شود؟ اتفاقا عاشق واقعی کسی است که معشوق را نه تنها از موهبت‌های خوب و خداپسندانه منع نکند، بلکه او را در رسیدن به خواسته‌ها و آرزوهایش همراهی کند. گاهی این منِ خودخواه پا را فراتر از گلیم خودش دراز می‌کند و همسر را حتی از خانواده و فامیل هم دور می‌کند. مثلا هستند مردان و زنانی که تمام موجودیت همسر را فقط و فقط برای خودشان می‌خواهند و دوست ندارند، این وجود به خانواده و پدر و مادر و خواهر و برادر کمترین تعلقی داشته باشد. در صورتی که خانواده و فامیل و آشنایان و در کل جامعه نیاز به مرد و زن دارد و نباید دیگران را از وجود همسرانمان منع کنیم. مادر، پدر، خواهر و برادر هم از وجود همسرانمان (چه زن و چه شوهر) سهم دارند. این حق مسلم و طبیعی آنهاست که از وجودشان بهره دیداری و حضوری ببرند. باید این واقعیت را قبول کنیم که همسران ما قبل از اینکه همه‌‌ٔ وجود ما شوند، پاره تن و جگرگوشه خانواده خود بوده‌اند و به آنها هم تعلق خاطر دارند. همه زنان و مردان در طول زندگی زناشویی این چالش‌ها را تجربه می‌کنند. مثلا در مورد خانم‌ها، یکی چالشش تحصیلات است، دیگری رانندگی و یکی هم شغل و فعالیت خارج از منزل. در مورد مردان هم این چالش‌ها وجود دارد، اما به علت برتری ذاتی و پیش فرض جنس اول و قدرت مردانه‌شان نوع و شدتش نوسان دارد. من هم مثل خیلی از زن‌های دیگر، مدتی با خودم این درگیری‌ها را داشتم. یک کلنجار درونی عظیم که مثل خوره افتاده بود به جان روح و جسمم. با خودم فکر کردم؛ تمام امتیازها و یا محدودیت‌هایی که زندگی زناشویی برای من ایجاد کرده بود را روی میز تفکر و محاسبه آوردم. وقتی همسرم با فعالیت خارج از منزل من موافق است، مرا به رانندگی و ورزش و استخر رفتن تشویق می‌کند و هزینه‌هایش را هم تامین می‌کند، چرا من نسبت به او سختگیری می‌کنم؟ چرا من دوست دارم خودم آزاد باشم و تفریح معقول و منطقی داشته باشم، اما همه‌‌ٔ وجود او را فقط برای خودم می‌خواهم؟ از قدیم گفته‌اند: «هر چه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند.» من باید یک سرگرمی جدی برای خودم درست می‌کردم. باید در مدت زمانی که همسرم به باشگاه ورزشی می‌رفت، خودم را سرگرم می‌کردم تا مدت زمانی که او صرف سلامتی جسم و جانش می‌کند و از زندگی لذت می‌برد، من هم مشغول باشم و متوجه گذشت زمان نباشم. در این صورت وقتی او بانشاط و شادی پس از ورزش به خانه باز می‌گردد؛ من هم مثل او بانشاط خواهم بود و می‌توانم استقبال گرمی از او داشته باشم. حالا بعد از چند سال همسرم به صورت حرفه‌ای ورزش می‌کند و من هم به صورت حرفه‌ای مشتری کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها و پیاده‌روی‌های عصرگاهی هستم. همسرم روز باشگاه قبل از اینکه به خانه بیاید تماس می‌گیرد تا هم از محتوای فلاکسش مطمئن شود و هم اگر خریدی دارم انجام دهد. از زمانی که نسبت به ورزش او انعطاف به خرج می‌دهم، شاهد نتایج مثبتی بوده‌ام. می‌بینم که همسرم امتیازات بیشتری برای من قائل می‌شود. گاهی سر راه باشگاه، مرا به کتابفروشی می‌رساند و هر بار از کتاب‌هایی که می‌خرم و می‌خوانم پرس و جو می‌کند و دوست دارد از محتوای کتاب‌ها برایش تعریف کنم. من یک حق طبیعی به او دادم، اما در عوض امتیازات زیادی کسب کردم. حالا دیگر روزهای زوج با یک لیوان آب پرتقال تازه و یک شام خوشمزه و مقوی در انتظار همسری هستم که خسته اما بانشاط از باشگاه به منزل می‌آید. در یک توافق نانوشته روزهای فرد و تعطیل همه در خدمت خانواده هستیم. دوست دارم دخترم هم از من یاد بگیرد. مطمئن هستم وقتی رفتار منعطف و معتدل مرا ببیند او هم برای دیگران حق زندگی و رشد و تعالی قائل خواهد شد. مدتی است آرامشی که خدا وعده کرده است، زیر زبانم مزه کرده است. از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند.(روم/۲۱) شاید این مطلب برای عده‌ای عجیب و غریب و رویایی باشد. اما مرارت‌ها و سختی‌هایی به ما گذشته تا آرامش فعلی حاصل شده است. حالا که با خودم فکر می‌کنم؛ می‌بینم حق طبیعی هر زن و مردی است که تفریح و نشاط منطقی داشته باشد. حتی گاهی برای خودشان خلوت کنند، بنشینند و فکر کنند، ببینند با خودشان چند چند هستند. خداوند در وجود زن موهبتی قرار داده که او می‌تواند رگ خواب همسرش را پیدا کند و با این کشف یک پادشاهی کوچک در خانه خود خلق کند. بگرد و رگ خواب همسرت را پیدا کن. همه، چه مرد و چه زن، یک رگ خواب دارند. منبع: پایگاه خبری فردا
  18. ۱- توجه بیشتر به ظاهر با خودتان صادق باشید و از هیچ تلاشی برای عاشقانه تر شدن زندگی تان کوتاهی نکنید. عاشق شدن زمانی اتفاق می افتد که ترشح هورمون عشق (اکسی توسین) در افراد زیاد می شود. زمانی که همسرتان با شما احساس راحتی و آرامش کند، از دیدن شما لذت ببرد و شما را همواره مرتب و آراسته ببیند به قلمروی عاشقی نزدیک شده اید و ترشح هورمون اکسی توسین در شما و شوهرتان به میزان حداکثری خود خواهد رسید. ۲- حفظ احترام همسر به همسر خود احترام بگذارید و با او به گونه ای رفتار کنید و سخن بگویید که احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید. در این صورت او هم ترغیب می شود که به صورت متقابل بیشتر به شما نزدیک شود و با شما احساس همدلی بیشتری خواهد کرد. ۳- گفتن دوستت دارم اعتماد به نفس او را با تایید تصورات مثبت او نسبت به خودش، تقویت کنید. اگر روزی یک بار به شوهرتان بگویید که «دوستش دارید» باعث می شود احساس خوبی در او ایجاد شود. با اطمینان خاطر به این که،او می تواند به درستی بسیاری از کارها را انجام دهد، کارها را به او بسپارید. ۴- فرصت جبران دادن به شوهر مردها در مواقع سختی به یک پشتیبان نیاز دارند؛ بنابراین در برابر او بی تفاوت نباشید و برای کمک به او تلاش کنید. همیشه به او برای کسب انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید. ۵- قدردانی از شوهر شوهرتان را تشویق کنید و وقتی برای رسیدن به هدف خاصی تلاش می کند، مشوق او باشید. بارها و بارها به او بگویید که به او کاملا ایمان دارید. اگر می توانید هر روز از همسرتان به خاطر تلاشی که برای موفقیت و آسایش در زندگی مشترک تان کرده است، قدردانی کنید. ۶- احترام به حریم شخصی به شوهرتان نشان دهید که نمی خواهید شخصیتش را تغییر دهید و او را همان طور که هست، قبول دارید. این نکته را هیچ گاه فراموش نکنید که باید برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید، همان طور که شما هم گاهی به تنهایی و خلوت با خودتان نیاز دارید. ۷- پیش قدم شدن برای ابراز محبت برای محبت کردن، منتظر اقدام شوهرتان نباشید و خودتان پیش قدم شوید. نیازهای عاطفی او را درک کنید و به او قدرت دهید چرا که او عاشق قدرت است و از قدرتمندشدن لذت می برد و در چنین حالت هایی است که صمیمیتش به بیشترین میزان ممکن می رسد. ۸- مقایسه نکردن با دیگران هیچ گاه او را با فرد دیگری مقایسه نکنید و توانایی های او را زیرسوال نبرید؛ زیرا انتقاد غیرمنطقی و غیراصولی، دشمن صمیمیت است. پس با توجه به تفاوت های فردی، او را همان گونه که هست، بپذیرید و اگر هم ضعف هایی در شوهرتان می بینید در موقعیت های مناسب با او صحبت کنید تا با کمک شما، آن ها را برطرف کند. ۹- سرزنش و تحقیر ممنوع از هرگونه سرزنش و تحقیر شوهرتان در جمع های دوستانه و فامیلی به شدت بپرهیزید، سرزنش و تحقیر او موجب قطع ارتباط کلامی شوهرتان با شما خواهد شد. همواره او را تمجید کنید و نکات مثبت اخلاقی او را بر زبان بیاورید. توجه داشته باشید که بی عرضه خواندن او، آب سردی است بر صمیمیت و عشق متقابل او به شما. ۱۰- حفظ آرامش در مواقع عصبانیت شوهر در لحظه ای که همسرتان عصبانی یا ناراحت است، به همسرتان اندرز ندهید، او را نصیحت نکنید و سکوتش را نشکنید. احترام به سکوت شوهرتان در چنین مواقعی، خودش باعث صمیمیت بیشتر بین شما خواهد شد. در خور ذکر است که در یک موقعیت مناسب، شما می توانید با شوهرتان درباره علت عصبانیتش صحبت و در صورت لزوم، او را راهنمایی کنید. ۱۱- برقراری تماس چشمی هنگام پرسیدن سوالی از همسرتان حتما سوال را به صورت دقیق بپرسید چرا که مشخص تر شدن سوال به احتمال زیاد، باعث می شود که شوهرتان به سوال شما به طور جزئی و با دقت بیشتری پاسخ دهد. در ضمن مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید و برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدن تان آرام و لحن صدای تان نه بسیار بلند و نه بسیار آرام باشد. در هنگام صحبت با همسرتان سعی کنید بیشتر لحظات با او تماس چشمی برقرار کنید. همین تماس چشمی، در ارتباط موثرتر و ایجاد بیشتر صمیمیت تاثیر زیادی در زندگی مشترک تان خواهد داشت. ۱۲- انتقاد کنید اما اصولی مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. هنگام صحبت دائم با او مخالفت نکنید و وسط حرفش نپرید. منصفانه بحث کنید و از به کاربردن الفاظ منفی و جملاتی چون «تو هرگز مرا درک نمی کنی» یا «تو همیشه بی حوصله هستی» استفاده نکنید از ایجاد احساس گناه در وی و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنید. در زمان حال زندگی کنید و درباره این که اکنون چه احساسی نسبت به او دارید، با شوهرتان صحبت کنید. اگر هم نسبت به کارهای او انتقاداتی دارید، باید با روش اصولی انتقادهای خود را مطرح کنید. منبع: میهن فال
  19. بدون شک حفظ چنین ارتباطی دشوار است. فاصله خیلی چیزها را دست‌نیافتنی می‌کند. ساده‌ترین چیزها ممکن است به یک مساله پیچیده تبدیل شود. دوری شما را در لحظاتی غمگین، تنها و افسرده می‌کند، اما این همه چیز نیست. شما به خوبی می‌دانید که این فاصله چگونه باعث می‌شود نسبت به هر چیز کوچکی قدرشناس باشید و ارزش چیزها را درک کنید.‏مهاجرت، سربازی و تحصیل و کار عمده‌ترین دلایل دوری هستند. اما کسانی که مهاجرت کرده‌اند، در حال خدمت هستند، جای دوری تحصیل یا کار می‌کنند معمولا افرادی هستند که قدر و ارزش رابطه و لحظات با هم بودن را می‌دانند چون هر چیزی که در رابطه خیلی زود عادی می‌شود برای این افراد هنوز هیجان انگیز و دلنشین است.‏ شما به خوبی می‌دانید گرفتن دست یکدیگر، نشستن روی یک میز، قدم زدن با هم، شنیدن صدا، بوی عطر و حضور یک فرد چقدر با ارزش و گرانقدر است.‏با این حال شما نیاز دارید حتی از دور یک رابطه را حفظ کنید. اگرچه خیلی وقت‌ها این کار سختی است اما غیر ممکن نیست. برای اینکه کمتر دچار تنش‌های ناشی از دوری و جدایی شوید راه‌های بسیاری وجود دارد. حتما این راه‌کارها برایتان مفید خواهند بود:‏ تحمیل نکنید عاقلانه نیست اگر بخواهید به یک رابطه بچسبید تا آن را از دست ندهید. برای حفظ چنین رابطه‌ای نیاز نیست که ۱۲ ساعت در روز در تماس دائم با طرف مقابل باشید. نباید برای جبران دوری هر لحظه در فکر برقراری تماس باشید چون بالاخره یکی از شما دو نفر از چنین شیوه عشق ورزی خسته و کلافه می‌شود. یادتان باشد «کمی» برای یک رابطه کافی است. چسبیدن به رابطه فقط باعث خستگی خودتان می‌شود و عملا یک راه ناکارآمد برای نگه داشتن فردی است که از او دور هستید.‏ این یک فرصت است‏ زمانی که بی‌قرار و بی‌تاب می‌شوید یک لحظه به خودتان یادآور شوید که این یک فرصت و یک امکان برای تجربه زندگی است. این آن‌چیزی است که می‌توان در رابطه شما به عنوان یک تجربه ارزشمند تلقی شود. شاید هم بتوانید آن را فرصتی برای ارزیابی رابطه و علاقه و دلبستگی‌هایتان بدانید.‏ مدیریت انتظارات‏ خیلی خوب است اگر بتوانید انتظارات‌تان را مشخص کنید و به این پرسش پاسخ بدهید که در این دوره از رابطه چه می‌خواهید. شاید لازم باشد رابطه را قانونمند کنید تا هیچ کدام با یک رفتار یا خواسته غیرمنتظره دیگری را غافلگیر نکند. آیا شما متعهد هستید؟ آیا انتظار دارید طرف مقابل کاملا متعهد باشد؟ آیا نگران از دست دادن رابطه هستید؟ درباره این موضوعات حرف بزنید و ابهامات را از بین ببرید و بر اساس قول و قرار عمل کنید. خلاق باشید همانطور که توصیه کردیم شما نباید هر ساعت و هر دقیقه طرف مقابل را کنترل کنید. اما خوب است هر روز به اندازه همه کسانی که در کنار هم هستند با هم معاشرت کنید. صبح بخیر بگویید، حال هم را جویا شوید، اگر اتفاق ویژه و جالبی افتاده تعریف کنید، با هم یک بازی آنلاین را انجام بدهید و چیزهایی را به اشتراک بگذارید.‏ از خطر دوری کنید اگر می‌دانید مطرح کردن یک موضوع یا انجام یک کار برای طرف مقابل خوشایند نیست از آن پرهیز کنید. زمانی که از هم دور هستید ممکن است به سادگی با هر موضوعی رنجیده شوید. یک پیام شما وقتی درست و واضح نباشد می‌تواند به بدترین شیوه تعبیر و تفسیر شود. برخی از موضوعات نیاز به مکالمه رو در رو دارند. زبان بدن، صدا و عواطف شما در القای یک موضوع موثر هستند. زمانی که از هم دور هستید برخی از این امکانات را ندارید. هرچند که به لطف برنامه‌های پیام رسان تصویری این امکان برای شما فراهم است تا صدا و تصویر خود را بفرستید اما در بعضی از موارد این کافی نیست. بالاخره روزی یکدیگر را خواهید دید و می‌توانید سر فرصت درباره این موضوعات حساس گفتگو کنید. اگر واقعا ضروری است که موضوعی را در میان بگذارید حواستان به کلماتی که انتخاب می‌کنید باشد. شاید لازم باشد لحن بسیار بسیار ملایم‌تری داشته باشید.‏ هیجان ایجاد کنید یک رابطه عاطفی به اتفاقات هیجان انگیز و متفاوت مشترک نیاز دارد. اما همین که بدانید ساعتی از روز هر دو یک کار مشترک را انجام می‌دهید می‌تواند برایتان هیجان انگیز باشد. با هم یک فیلم را تماشا کنید، یک غذا بپزید و یک موسیقی را گوش بدهید. این کار نیاز به خلاقیت‌های فردی خودتان دارد. چیزهای دوست داشتنی مشترک را پیدا کنید و برای آن برنامه ریزی کنید. این مثل یک تسکین برای وقت‌هایی است که احساس می‌کنید از هم دور افتاده و بی‌خبر هستید.‏ وعده دیدار را عملی کنید اگر این امکان به هر شکلی برایتان وجود دارد برنامه‌ای برای دیدار با هم بگذارید. هر از چند گاهی به هم سر بزنید تا احساس دوری آزاردهنده و تنش‌آفرین نشود. خوب است که حتی اگر فرصت کمی دارید با هم به سفر بروید و چند روز را کاملا در کنار هم بگذرانید. ملاقات‌های کوتاه به شما کمک می‌کنند تا برای روزهای جدایی توانمند شوید و انرژی‌تان را بازیابی کنید. ممکن است این کار برایتان هزینه داشته باشد اما یادتان باشد هر رابطه‌ای نیاز به چنین هزینه‌هایی دارد.‏ از تنهایی لذت ببرید دوری زمانی سخت‌تر می‌شود که شما نتوانید از تنهایی خود و بدون شریک عاطفی‌تان لذت ببرید. این فرصتی است که چه بخواهید و چه نخواهید فراهم شده است پس سعی کنید از آن لذت ببرید. هرچیزی مزیت و عیبی دارد. به جای تمرکز بر عیب‌های دوری به مزیت‌های آن فکر کنید. اکنون این فرصتی است برای بهتر کارکردن، آموختن چیزهای بیشتر، یافتن دوست، انجام کارهایی که مدت‌هاست به تعویق افتاده‌اند، پیدا کردن یک سرگرمی تازه، ورزش کردن، رژیم گرفتن و هر چیزی که می‌تواند در تنهایی اتفاق بیفتد.‏ مثبت باشید حفظ چنین رابطه‌ای نیاز به تزریق انرژی دارد. برای اینکه از اندوه جدایی، تنش‌های نابه جا و احساسات بد دور بمانید همواره باید چیزهای مثبت را وارد رابطه کنید. حرف‌های مثبت بزنید، امیدوار باشید و به اهداف روشن فکر کنید. هرچقدر مثبت باشید بی‌قراری‌هایتان کمتر می‌شود.‏ منبع: اطلاعات
  20. ۱- گفتگو بسیاری از مردها بر این باورند که زن‌ها هیچ‌گاه سراغ اصل مطلب نمی‌روند، بسیاری از زن‌ها هم فکر می‌کنند مردها هنگام گفت‌وگو، تند و خشن هستند. ما نمی‌خواهیم درستی یا نادرستی این باورها را اثبات کنیم، بلکه قصد داریم کمی از مهارت‌های گفت‌وگو با شما سخن بگوییم؛ مهارتی که به شما کمک می‌کند، بدون جرو بحث و دعوا، دلیل ناراحتی‌تان را بگویید و با انتقال یک پیام کامل از تکرار موارد مشابه آن جلوگیری کنید. ۲- احساس‌تان را ابراز کنید این‌که بتوانید مشکلات را مستقیم و بدون حاشیه بیان کنید یک بخش گفت‌وگوی کامل است. در مرحله بعدی شما باید احساستان را نیز بگویید احساساتی نظیر من ترسیدم، من نگران شدم، من احساس تنهایی کردم. مثلا اگر همسرتان تولد مادر شما را فراموش کرده است، علاوه بر گفتن این مساله که از او به دلیل این فراموشکاری ناراحت شده‌اید بیان کنید که شما چه احساسی از این فراموشی داشتید. مثلا بگویید من حس کردم مسائل خانوادگی برات مهم نیست. وقتی احساستان را برای همسرتان بیان می‌کنید، او متوجه عمق رنجش شما می‌شود. ۳- مراقب کلامتان باشید در بیشتر مواقع، وقتی می خواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان کنیم، پیام هایمان دیگری را سرزنش یا تحقیر می کنند. این گونه پیام ها را «پیام های تو ...» می نامند؛ این دسته پیام ها قضاوت ها یا ارزش گذاری های منفی ای هستند که هدفشان شخص دیگر است. در عین حال که در بیشتر مواقع از آنها برای بیان خشم، عصبانیت، ترس یا دلخوری استفاده می شود، مشخصاً پیام هایی نیستند که حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقه های خود شما را بیان نمی کنند. پیام هایی مثل: تو اشتباه کردی، تو همه چیز را به هم زدی، تو بودی که ... و ... می توانند به نظر تهاجمی و متهم کننده برسند؛ چون تأثیری که بر جای می گذارند، این است که می گوید:«تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوی!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگری و به وجود آوردن احساس گناه، هست. پیام های «تو ...» باعث مقاومت و دفاع دیگران می شوند و ممکن است باعث شروع بگو و مگوهای فرساینده و فحاشی شوند. در چنین موقعی شخص دیگر، اغلب می خواهد جواب شما را بدهد و تلافی کند. آگاهی از این که چه رفتارهایی تعارض های بی مورد بین شما و نامزدتان را فعال می سازد، به شما کمک می کند تا بسیاری از برخوردها را از بین ببرید. ۴- پذیرش سهم خود از مشکل وقتی که هر کدام از شما بخشی از مسئولیت مشکل را می پذیرید، اشتیاق برای همکاری ایجاد خواهد شد و بحث با سهولت بیشتری انجام می شود، در این مرحله سعی کنید با احترام با یکدیگر صحبت کنید و مسایل و احساسات خود را به طور صریح بیان کنید، در این مرحله از جملاتی که با «من» شروع می شوند، استفاده کنید. ۵- از طرف مقابلتان بت نسازید وقتی از طرف مقابل بت می سازیم و او را موجودی بی عیب و نقص و مقدس تصور می کنیم، خودمان را فراموش می کنیم و فکر می کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت های خوب و بد یک آدم؛ مثل خودما. بنابراین طرف مقابل را باید آنطور که هست و با همه خوبی ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته اینکه طرف5 مقابلمان را بی نقص تصور کنیم، می تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی نقص بودن طرف مقابل یکجورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می دهد که من آنقدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی نقص راضی نمی شوم. حواستان به این مکانیسم های دفاعی گول زننده باشد. ۶- مقایسه نکنید خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را را رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن ها مخصوص در خانم ها می تواند از همان اول تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد. به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد به این دلیل که فلان کس وقت بیشتری برای نامزدش می گذارد. این مقایسه ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می گیرد. ضمن اینکه مقایسه کردن های این شکلی باعث می شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی انصافی نامزد کرده است و همین مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت اینکه این مقایسه ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی کند. منابع : بیتوته / نمناک / عصر ایران
  21. بگومگوهای نه چندان جدی اتفاقی است که اغلب زوج‌ها در مقطعی از زندگی مشترک تجربه‌اش می‌کنند. به قول قدیمی‌ترها، دعوای زن و شوهری نمک زندگی است، ولی وای به حال روزی که بگومگوهای ساده به خشونت کلامی یا فیزیکی کشیده شوند. اگر رابطه‌تان به دلیل همین خشونت‌ها دچار تلاطم شده است، آگاه باشید که کوچک‌ترین رفتار نسنجیده‌ای می‌تواند اوضاع زندگی‌تان را وخیم‌تر کند. در ادامه با ما همراه باشید تا یاد بگیرید چگونه بعد از هر دعوایی رابطه‌‌تان را دوباره از سر بگیرید و از بروز مشاجره‌‌های بعدی جلوگیری کنید. ۱. دعوا را کِش‌ ندهید وقتی گرد و خاکی که به پا کرده بودید فروکش کرد و سر و صدای دعوا خوابید، یادتان باشد باز هم خطر حمله بیخ گوش‌تان است، چرا که هر دو طرف هنوز به لحاظ احساسی داغ هستید. شاید طرف مقابل یا حتی خودتان ناگهان به سرتان بزند که یک بار دیگر ناغافل حمله کنید. ممکن است حمله‌ی آخر فقط در حد چند کلمه‌ی نیش‌دار باشد، اما همین تکه‌پرانی‌ها باعث می‌شوند دعوا کِش پیدا کند و دلخوری‌ها ریشه‌دارتر شوند. پس بهتر است که در دعوای زن و شوهری، خیلی حرف و حدیث‌ها را کش ندهید. شاید هم برای اینکه دعوا دیگر کِش پیدا نکند، تصمیم بگیرید قضیه را با شوخ‌طبعی خاتمه دهید. اما یادتان باشد که شوخی‌های نسنجیده به کار نبرید. مثلا از این قبیل شوخی‌ها خودداری کنید: «عزیزم، شنیدی که می‌گن تحقیقات نشون داده فقط ۲۰ درصد آقایون عقل دارن؟ خُب آخه ۸۰ درصد بقیه‌شون زن دارن!» در چنین موقعیت پرخطری، حتی شوخیِ اینکه از روی بی‌عقلی زن گرفته‌اید، نابه‌جا و نسنجیده است. شاید واقعا منظوری نداشته باشید، اما همسرتان در این لحظه به قدری حساس است که احتمال دارد منظورتان را طور دیگری برداشت کند. با این‌گونه شوخی‌های نابه‌جا و نسنجیده‌ای ممکن است همسرتان فکر کند اینقدر از تشکیل خانواده و زندگی مشترک پشیمان هستید که ای کاش از همان اول، به قول خودتان عقل می‌داشتید و ازدواج نمی‌کردید. نه اینکه اصلا شوخی نکنید، بلکه در انتخاب نوع شوخی تا حد امکان محتاط باشید. شوخی وقتی به حل دعوای زن و شوهری کمک می‌کند که در جهت تخریب طرف مقابل نباشد. پس اگر جوکی به ذهن‌تان رسید که احساس کردید شاید همسرتان از شنیدنش ناراحت شود، اصلا حرفش را هم نزنید. حتی از انجام رفتار شوخی‌آمیزی که می‌دانید خوشایند همسرتان نیست، حتما پرهیز کنید. وقتی شوخی یک‌طرفه باشد، حس اعتماد و خوش‌نیتی از بین می‌رود و در نتیجه، رابطه‌تان وخیم‌تر خواهد شد. تا زمانی که رابطه‌تان به حالت عادی برگردد، باید بی‌نهایت محتاطانه رفتار کنید تا همسرتان دوباره عصبانی و دلگیر نشود. شاید این همه احتیاط خسته‌کننده باشد، اما مطمئنا به جدال دائم می‌ارزد. ۲. بگذارید همسرتان با خودش خلوت کند بعد از یک دعوای زن و شوهریِ مفصل شاید احساس کنید که نیاز دارید مدتی با خودتان خلوت کنید. ممکن است دل‌تان بخواهد تا وقتی دچار احساسات منفی هستید، خیلی با همسرتان برخورد نداشته باشید و این اصلا اِشکالی ندارد. اما اگر فقط یک نفر، زن یا شوهر، به تنهایی نیاز داشته باشد و طرف مقابل مانع خلوت کردنش شود، ممکن است اوضاع به هم بریزد. در چنین موقعیت‌هایی به توصیه‌های زیر توجه داشته باشید: وقتی همسرتان عنوان می‌کند که نیاز دارد مدتی تنها باشد مانع نشوید، چرا که در خلوت فکر کردن همسرتان می‌تواند موجب استحکام طولانی‌مدت رابطه‌تان شود. درست است که دل‌تان می‌خواهد همسرتان در کنارتان باشد، اما ممکن است با مانع شدن‌تان، اوضاع را وخیم‌تر کنید. وقت بگذارید و به افکار و احساسات‌تان سر و سامان دهید‌. اگر همسرتان عنوان کرد که نیاز دارد اندکی با خودش خلوت کند، به تصمیمش احترام بگذارید و به فکر اقدامات تلافی‌جویانه نباشید. به توصیه‌ی دکتر هال شوری (Dr. Hala Shorey)، استادیار روانشناسی در دانشگاه ویدِنِر (Wiedener)، باید صبوری کنید تا زمان مناسب برای صحبت کردن فرا برسد. وی معتقد است خلوت کردن موجب می‌شود دو طرف فرصت پیدا کنند بر عصبانیت‌شان مسلط شوند: «تا زمانی که طرف مقابل‌تان هنوز داغ است، صحبت کردن فایده‌ای ندارد.» دکتر شوری توضیح می‌دهد که بسیاری از افراد به اشتباه فکر می‌کنند باید همه‌ی حرف‌شان را در همان بحبوحه‌ی دعوا بزنند: «عزیزم، من اشتباه کردم. رفتارم احمقانه بود.» وقتی این‌گونه حرفی را وسط دعوا عنوان می‌کنید، انتظارش را هم داشته باشید که طرف مقابل‌ در جواب، توی ذوق‌تان بزند: «آره، تو یه احمقی.» و به این ترتیب، دوباره دعوا بالا می‌گیرد. یادتان باشد اگر تصمیم دارید مدتی دور بمانید، حتما اطمینان حاصل کنید که همسرتان در نبودتان آسیب روحی نبیند. شاید واقعا به خلوت و تنهایی نیاز داشته باشید، اما گاهی حمایت عاطفی و در کنار هم بودن، کمک بیشتری به بهبود رابطه‌تان خواهد کرد. ۳. مسالمت‌آمیز گفت‌وگو کنید شاید این راهکار خیلی کلیشه‌ای به نظر برسد، اما باور کنید گفت‌و‌گوی مسالمت‌آمیز رمز موفقیت هر رابطه‌ای است. برای اینکه بتوانید رابطه‌تان را از سر بگیرید، باید در مورد احساسات‌تان با یکدیگر صحبت کنید. پس قبل از هر چیزی لازم است احساسی را که نسبت به اختلافات اخیر دارید، به خوبی درک کنید. حتی اگر نتوانستید درباره‌ی اینکه دقیقا چه احساسی دارید با خودتان به نتیجه‌‌ی مشخصی برسید، باز هم باید در مورد همین سرگشتگی با همسرتان صحبت کنید. همچنین اگر نیاز دارید مدتی با خودتان تنها باشید تا افکارتان را جمع‌و‌جور کنید، باید این تصمیم‌تان را قبل از اینکه به خلوت بروید با همسرتان در میان بگذارید. البته که گفت‌و‌گوی مسالمت‌آمیز بعد از دعوای مفصلی که داشته‌اید آسان نیست، اما نهایت تلاش‌تان را به کار بگیرید تا از این مرحله نیز عبور کنید. برای اینکه سوءِتفاهمی پیش نیاید و جنجال تازه‌ای بروز نکند، باید با همسرتان درباره‌ی اینکه چه انتظاراتی از یکدیگر دارید، صحبت کنید. اگر قصد دارید به طور خاص روی قضیه‌ای که سرش دعوا کرده بودید تمرکز کنید، توصیه‌های زیر را در نظر داشته باشید: دکتر شوری توصیه می‌کند به جای اینکه فقط حرف خودتان را بزنید و روی موضع‌تان پافشاری کنید، مسئولیت رفتاری را که احساسات همسر‌تان را جریحه‌دار کرده بپذیرید. اگر رفتارتان طوری بوده که احساسات همسرتان را جریحه‌دار کرده است، از تبرئه کردن خودتان بپرهیزید. وقتی مدام در دفاع از خودتان حرف بزنید، دعوا ادامه‌دار می‌شود. پس به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و قضیه را از تمامی جهات ببینید، نه فقط از موضع خودتان. اگر احساس می‌کنید باید درباره‌ی رفتاری که داشته‌اید توضیحی بدهید، بهتر است صبر کنید و در بحبوحه‌ی دعوا هیچ حرفی در این مورد نزنید. پس توضیحات‌تان را به زمانی که دعوا حسابی فروکش کرد و دو طرف بر خودتان مسلط شدید، موکول کنید. باید بپذیرید که بهبود رابطه‌‌‌تان زمان می‌برد. دکتر شوری توصیه می‌کند یک جدول زمانی تهیه کنید تا ببینید هرچه از روز دعوا دورتر می‌شوید، رابطه‌تان چه تغییری می‌کند. برای اینکه از دعواهای مشابه در آینده جلوگیری کنید، بهتر است با یکدیگر روی مجموعه‌ای از قوانین به توافق برسید. سعی کنید بفهمید بار دیگری که کارتان به جر و بحث کشید، چگونه باید رفتار کنید تا دعوا بالا نگیرد. مرکز بهداشت روان دانشگاه تگزاس توصیه می‌کند از این سه قانون غافل نشوید: در هر نشست فقط روی یک مشکل تکیه کنید. تا زمانی که پرونده‌ی یک قضیه را کاملا نبسته‌اید، نباید هیچ قضیه‌ی دیگری را وسط بکشید. اگر همه‌ی دلخوری‌های‌تان را یکجا مطرح کنید، اوضاع به هم می‌ریزد و هیچ کدام از مشکلات‌تان حل نخواهند شد. به موضوعات شخصی و نامربوط اشاره نکنید. اگر به موضوعات شخصی و نامربوطی که نقطه‌ی حساسیت طرف مقابل‌تان است دست بگذارید، رابطه‌تان به آفت بی‌اعتمادی، خشم و آسیب‌پذیری دچار خواهد شد. یکدیگر را متهم نکنید. اگر همسرتان را متهم کنید، مطمئن باشید که گارد می‌گیرد و به جای اینکه به درک متقابل برسد، فقط سعی می‌کند از خودش دفاع کند. پس برای اینکه حالت تدافعی ایجاد نشود، از متهم کردن طرف مقابل بپرهیزید و در عوض، به همسرتان توضیح دهید که چرا از دستش دلگیر شده‌اید. در مجموع، باید به دنبال راهکاری باشید تا گفت‌و‌گویِ بعد از دعوا به مشاجره تبدیل نشود، بلکه سازنده و پُربار باشد. از این رو، لازم است قوانینی تعیین کنید که با رعایت‌شان بتوانید مسالمت‌آمیز گفت‌وگو کنید. اگر هم مایل نیستید قاعده و قانونی تعیین کنید، باید هر کدام‌تان نهایت تلاش‌تان را به کار بگیرید تا مسیر گفت‌و‌گو به سمت مشاجره پیش نرود. ۴. به یکدیگر عشق بورزید به جای اینکه نسبت به یکدیگر خشم بگیرید، مهربانی و خوش‌رویی پیشه کنید. برای اینکه به همسرتان نشان دهید دوستش دارید و حضورش در زندگی‌تان بی‌‌اهمیت نیست، مهربانانه رفتار کنید و از جادوی کلمات دلنشین غافل نشوید. معمولا اگر زن یا شوهر احساس کند که دیگر در دل همسرش جایی ندارد، زندگی مشترک تلخ خواهد شد. رفتارهای خیلی کوچکی که حاکی از توجه و محبت هستند، معجزه می‌کنند. مثلا همین که به همسرتان پیامک‌های محبت‌آمیز بفرستید یا به آهستگی روی شانه‌اش دست بگذارید، به بهبود رابطه‌تان کمک می‌کند. البته این رفتارها زمانی که هنوز طرف مقابل‌تان داغ باشد، احتمالا جواب نمی‌دهند. اما بعد از اینکه اوضاع کمی آرام‌تر شد، می‌توانید با نرم‌خویی در جهت بهبود رابطه‌تان قدم بردارید. رفتارهای محبت‌آمیز نشان می‌دهند که به همسرتان اهمیت می‌دهید و به دنبال بهبود رابطه‌تان هستید. امیدواریم بتوانید با به کار بستن راهکارهایی که مرور کردیم، در جهت بهبود زندگی مشترک‌تان قدم بردارید. اما اگر اوضاع به حدی وخیم است که نمی‌توانید با یکدیگر روبه‌رو شوید، بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید تا از راهنمایی‌های تخصصی‌تر بهره‌مند شوید. برگرفته از: lifehacker.com ترجمه: صدف دژآلود منبع: چطور
  22. احترام به همسر یک اصل مشترک در تمامی روابط موفق، پایدار و سرشار از عشق است. رابطه‌ای که از این اصل حیاتی محروم باشد، دیر یا زود به ویرانه‌ای تبدیل خواهد شد که آباد کردنش اگر هم ممکن باشد، زمان خیلی زیادی می‌برد. برای اینکه حرمت زندگی مشترک‌تان حفظ شود، قبل از هر چیزی باید بتوانید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم واحد تصور کنید و حقوق یکدیگر را بشناسید. اما پرسش این است که زن و شوهر چگونه می‌توانند با یکدیگر مثل یک هم‌تیمی رفتار کنند و حقوق همدیگر را بشناسند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا علاوه بر پاسخ به این پرسش‌‌ها درباره‌ی بایدها و نبایدهای زندگی مشترک صحبت کنیم. ۱. خانواده به منزله‌ی یک تیم خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم تصور کنید اگر می‌خواهید به همسرتان احترام بگذارید، قبل از هر چیزی باید یاد بگیرید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم ببینید. باید در تصمیمات مشترک‌تان درست مثل یک تیم واقعی فکر کنید و حتی در تصمیماتی که به صورت انفرادی اتخاذ می‌کنید، همیشه باید همسرتان را هم در نظر داشته باشید. به جای اینکه خواسته‌های‌تان را در تضادِ با خواسته‌های همسرتان قرار دهید، باید سعی کنید به سوی اهداف مشترکی حرکت کنید که به نفع هر دو نفرتان باشند. برای اینکه به یک تیم قوی تبدیل شوید، لازم نیست که دو نفرتان دقیقا شبیه هم فکر کنید، اما نکته‌ی کلیدی این است که باید بتوانید حتی در مواقعی که اختلاف نظر دارید، نسبت به یکدیگر مهربانانه و محترمانه برخورد کنید. وقتی تصمیمی می‌گیرید که پای هر دو نفرتان در میان است، تا حد امکان موقع صحبت کردن منم منم نکنید و در عوض، جملات‌تان را با کلمه‌ی «ما» آغاز کنید. خلاصه اینکه اگر خودتان و همسرتان را در یک جبهه‌ی واحد ببینید، آن‌وقت می‌توانید احترامی را که شایسته‌ی همسرتان است، خالصانه نثارش کنید. اگر با همسرتان اختلاف نظر دارید، دلایل‌تان را محترمانه به بحث بگذارید بعید است بتوانید با همسرتان در تمامی مسائل اتفاق نظر داشته باشید که البته اِشکالی هم ندارد. اما وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، باید سعی کنید موضع‌تان را محترمانه به همسرتان توضیح دهید. اگر به همسرتان بگویید: «این کاری که می‌خوای بکنی واقعا احمقانه‌ست.» یا «اصلا باورم نمی‌شه که می‌خوای دست به همچین کار احمقانه‌ای بزنی.»، احتمالا همسرتان از شدت عصبانیت حالت تدافعی به خودش خواهد گرفت، طوری که دیگر نمی‌توانید گفت‌و‌گوی سازنده‌ای داشته باشید. در عوض به همسرتان بگویید: «می‌فهمم که چرا داری به این قضیه این شکلی نگاه می‌کنی.» یا «فکر نمی‌کنم کاری که می‌خوای بکنی، تصمیم خیلی مناسبی باشه، حداقل الآن.» و هم‌زمان به لحن و طرز صحبت کردن‌تان نیز دقت کنید. یادتان باشد اگر خشونت‌آمیز برخورد کنید، همسرتان ترغیب می‌شود افکارش را پنهان کند و به راحتی تن به سازش ندهد. با تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارید کنار بیایید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید هرچه بیشتر از آغاز زندگی مشترک‌تان بگذرد، متوجه خواهید شد که در برخی زمینه‌ها اصلاً هیچ شباهتی به همسرتان ندارید. ممکن است همسرتان وسواسی و خجالتی باشد، در حالی‌ که خودتان شلخته و اجتماعی هستید. شاید بتوانید خودتان را اندکی تغییر دهید و با ویژگی‌های همسرتان سازگارتر شوید، اما مطمئن باشید که هرگز نمی‌توانید کاملاً تغییر کنید. پس یاد بگیرید تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید تا خدشه‌ای به روابط‌تان وارد نشود. مثلاً اگر خودتان شلخته هستید و همسرتان وسواسی است، سعی کنید تا جایی که از دست‌تان برمی‌آید در مرتب نگه داشتن منزل کوشا باشید. حتی اگر مطمئن هستید که نمی‌توانید در حد استاندارد همسرتان با نظم و ترتیب باشید، حداقل ریخت‌وپاش اضافی هم نکنید. از محبت‌های همسرتان قدردانی کنید از همراهی و حمایت همسرتان قدردانی کنید و بگذارید بداند که سپاسگزارش هستید. به جای اینکه مدام نِق بزنید و دائما از مشکلاتی که در زندگی مشترک‌تان دارید شاکی باشید، نیمه‌ی پر لیوان را هم ببینید. مثلاً اگر همیشه همسرتان با خوش‌رویی به استقبال‌تان می‌آید، غذایی را که دوست دارید برای‌تان می‌پزد و در هر شرایطی پای صحبت‌های‌تان می‌نشیند، باید سعی کنید به طریقی نشانش دهید که متوجه همراهی و حمایتش هستید. مستقیما تشکر کنید یا اینکه یک یادداشت مهربانانه بنویسید. اینکه نسبت به رفتارهای محبت‌آمیز همسرتان بی‌اعتنا باشید، نشانه‌ی بی‌احترامی است و موجب می‌شود که همسرتان فکر کند محبت‌هایش را اصلا نمی‌بینید. به خودتان احترام بگذارید کسی که به خودش احترام نمی‌گذارد، با همسرش هم نمی‌تواند محترمانه برخورد کند. احترامِ به خود رمز پیروزی در روابط زن و شوهری و به طور کلی زندگی است. به بدن خود احترام بگذارید و از رفتارهای پرخطری که برای‌تان بی‌احترامی به همراه خواهند آورد بپرهیزید. مثلاً دخانیات مصرف نکنید و با دیگران گلاویز نشوید. دوست صمیمی خودتان باشید، چرا که یک دوست صمیمی به خوبی درک می‌کند که چه رفتاری دوستش را رنجیده‌خاطر خواهد کرد و احترامش را از بین خواهد برد. خلاصه اینکه سعی کنید بهترین ورژن خودتان باشید. در غیر این صورت نه تنها نمی‌توانید به همسرتان احترام بگذارید، بلکه به‌ راحتی طعمه‌ی افرادی خواهید شد که برای‌تان هیچ احترامی قائل نیستند. وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، به جای مشاجره، مصالحه کنید برای اینکه احترام همسرتان را حفظ کنید، باید یاد بگیرید در مواقعی که به اختلاف نظر برمی‌خورید به مصالحه برسید. اگر قصد دارید در مورد قضیه‌ای یک تصمیم مشترک بگیرید، ابتدا باید صحبت‌های همدیگر را به دقت بشنوید و از موضع یکدیگر کاملا باخبر شوید. فقط در این صورت است که می‌توانید جوانب مثبت و منفی قضیه را به شکلی محترمانه به بحث بگذارید و در نهایت به نتیجه‌ای برسید که خوشایند هر دو نفرتان باشد. به جای اینکه حرف‌تان را به قیمت جریحه‌دار کردن احساسات همسرتان به کُرسی بنشانید، سعی کنید به مصالحه برسید تا طرف مقابل‌تان را هم خشنود کرده باشید. وقتی تصمیم مهمی می‌گیرید و واقعا نمی‌توانید به بخشی از خواسته‌های‌‌‌تان بی‌اعتنا باشید، از همسرتان محترمانه تقاضا کنید اندکی کوتاه بیاید و خواسته‌هایی را که دارید نادیده نگیرد. اما اگر درباره‌ی موضوعات نه چندان مهم تصمیم می‌گیرید، مثلا اینکه برای شام به کدام رستوران بروید، بهتر است با هم قرار بگذارید که نوبتی انتخاب کنید. هم خودتان و هم همسرتان تمرین کنید که جوابگوی اشتباهات‌تان باشید هم خودتان و هم همسرتان باید یاد بگیرید که مسئولیت رفتارهای‌تان را بپذیرید و جوابگوی اشتباهات‌تان باشید. اینکه در صورت به خطا رفتن فقط عذرخواهی کنید کافی نیست، بلکه باید کاملا آگاه باشید که کدام رفتارهای‌تان موجب رنجش همسرتان می‌شوند و در مقابل، همسرتان نیز باید بداند که از کدام رفتارهای ریز و درشتش رنجیده‌خاطر می‌شوید. مثلا اگر یک شب دو ساعت دیرتر از همیشه به منزل آمدید و با اینکه می‌دانستید همسرتان برای شام منتظرتان است، یک زنگ هم نزده بودید، باید انتظارش را داشته باشید که همسرتان این رفتارتان را توهین‌آمیز تلقی کند. در این‌گونه موارد چاره‌ای ندارید جز اینکه جوابگوی رفتار توهین‌آمیزتان باشید. تا زمانی که هر دو نفرتان نسبت به پیامدهای رفتارهایی که در پیش می‌گیرید آگاه باشید و درک کنید که چه رفتارهایی از سوی همسرتان توهین‌آمیز تلقی می‌شوند، می‌توانید یک رابطه‌ی سالم و پایدار داشته باشید. به عبارت دیگر، اگر بتوانید مسالمت‌آمیز درباره‌ی اشتباهات‌تان صحبت کنید، یعنی رابطه‌تان در مسیر درستی قرار دارد. ۲. راهکارهایی برای احترام به همسر وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید تا احترام همسرتان حفظ شود. به جای اینکه اشتباه‌تان را انکار یا لاپوشانی کنید، به همسرتان نشان دهید که از صمیم قلب متأسف هستید. تأسف‌تان را نه فقط در حرف بلکه در عمل نیز ثابت کنید و همه‌ی تلاش‌تان را به کار بگیرید تا خطای مرتکب شده را دوباره تکرار نکنید. مثلا اینکه فقط بگویید: «متأسفم که باعث شدم احساساتت جریحه‌دار بشه.» یا «ببخشید که باعث شدم اعصابت حسابی به هم بریزه.» کافی نیست. باید مسئولیت خطایی را که مرتکب شده‌اید بپذیرید و نشان دهید که حقیقتا متوجه اشتباه‌تان شده‌اید. به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و بگویید که چقدر بابت اتفاق پیش آمده پشیمان هستید و چقدر دل‌تان می‌خواهد دلخوری‌های اخیر را جبران کنید. یاد بگیرید خودتان را به جای همسرتان تصور کنید وقتی سعی دارید به یک تصمیم مشترک برسید یا حتی وقتی کارتان به جر و بحث کشیده می‌شود، سعی کنید خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید. مثلا اگر پدر همسرتان در بیمارستان بستری است، قبل از اینکه سرِ شستن ظرف‌ها دعوا بگیرید، با خودتان فکر کنید که همسرتان در حال حاضر چه غصه‌ی بزرگی در دلش دارد. قبل از شروع هر گفتگو یا مشاجره‌ای اندکی به خودتان فرصت دهید تا قضیه را از موضع همسرتان ببینید. اینکه بتوانید خودتان را چند لحظه‌ای به جای همسرتان تصور کنید، رفتار ملاحظه‌گرایانه‌ای است که به همسرتان نشان می‌دهد برایش احترام خیلی زیادی قائل هستید. شنونده‌ی خوبی باشید در روزگاری زندگی می‌کنیم که بسیاری از مردم اینقدر سرشان به دنیای فناوری گرم است که اصلا وقت گوش دادن به درددل‌های همدیگر را ندارند. برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید، باید وقتی برای‌تان صحبت می‌کند به دقت پای صحبت‌هایش بنشینید. تلفن همراه‌تان را کنار بگذارید و ارتباط چشمی برقرار کنید. سعی کنید حواس‌تان به محیط اطراف پرت نشود. موقع گوش دادن نباید وسط حرف همسرتان بپرید یا تا زمانی که مشورت نخواسته نصیحتش کنید، فقط کافی است سراپا گوش باشید. برای اینکه نشان دهید شنونده‌ی خوبی هستید، بعد از اینکه صحبت‌های همسرتان تمام شد، بعضی صحبت‌هایش را در قالب کلمات خودتان تکرار کنید تا طرف مقابل متوجه شود پیامش را کاملا درک کرده‌اید. مثلا بگویید: «می‌فهمم چقدر ناراحتی که رئیست قَدرِت رو نمی‌دونه.»، اما یادتان باشد پشت سر هم از کلمات یا جملات تأکیدی مثل «آره، می‌دونم چی می‌گی.» استفاده نکنید. به خط قرمزهای همسرتان احترام بگذارید خط قرمزهای همدیگر را بشناسید و سعی کنید از این خط قرمزها عبور نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد به عکس‌های قدیمی داخل صندوقچه‌‌اش سَرَک بکشید یا درباره‌ی گذشته‌اش با دیگران صحبت کنید. هرگز همسرتان را به دلیل اضافه‌وزنش در دوران کودکی دست نیندازید یا تلفن همراهش را بدون اجازه زیر و رو نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد بعضی وسایل مورد علاقه‌اش را با کسی شریک شود، پس درکش کنید. شاید همسرتان مایل نباشد درباره‌ی همسر سابقش حتی یک کلمه صحبت کند و این رفتارش برای‌تان غیرقابل پذیرش باشد. در این قبیل موارد، می‌توانید از همسرتان بپرسید که چرا دوست ندارد در این مورد صحبت کند، اما رعایت ادب فراموش‌تان نشود. پس اگر نمی‌توانید با بعضی خط قرمزهای همسرتان کنار بیایید، چاره‌ای نیست جز اینکه محترمانه درباره‌ی این مسئله گفتگو کنید. به همسرتان کمک کنید تا اهدافش را تحقق ببخشد برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید باید بهترین‌ها را برایش بخواهید و کمک کنید تا با پرورش قابلیت‌هایی که دارد، رؤیاهایش را به واقعیت تبدیل کند. مثلا به همسرتان قوت قلب دهید تا نگارش کتابی را که پنج سال پیش آغاز کرده بود به سرانجام برساند. هرگز به همسرتان تلقین نکنید که نمی‌تواند به آرزوهایش برسد. در عوض، همیشه همسرتان را تشویق کنید که به درجات بالاتر صعود کند. اما اگر احساس می‌کنید که تحقق برخی اهداف همسرتان امکان‌پذیر نیست و دلایل مشخصی نیز دارید، باید دیدگاه‌تان را دوستانه و مسالمت‌آمیز به بحث بگذارید. حتی اگر برخی اهداف همسرتان را در تضادِ با خواسته‌های خودتان می‌بینید، باید به جای اینکه جلوی تحقق اهدافش را بگیرید، درباره‌ی اختلاف نظرتان گفت‌وگو کنید. با همسرتان همدردی کنید در یک رابطه‌ی موفق باید بتوانید با همسرتان همدردی کنید. اگر همسرتان واقعا برای‌تان اهمیت دارد، باید بتوانید عشق‌تان را ابراز کنید و در مواقع سختی قادر به گذشت باشید. باید بپذیرید که همسرتان هم گرفتاری‌های خاص خودش را دارد. حتی اگر همسرتان دست به کاری زده که از ابتدا با انجامش موافق نبوده‌اید، باز هم حق ندارید احساساتش را در فراز و نشیب‌های مسیری که پیش گرفته نادیده بگیرید. سعی کنید هر وقت همسرتان به همراهی و حمایت‌تان نیاز دارد، از عشق و محبت‌تان دریغ نکنید. شاید همیشه نتوانید در احساسات همسرتان شریک شوید، اما اطمینان حاصل کنید که هر وقت به همدردی‌تان نیاز دارد، حتما در کنارش باشید. تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگویید برای اینکه اصل احترام به همسر را رعایت کنید، باید به تمامی موارد فوق راستگویی را هم اضافه کنید. هرگز درباره‌ی اینکه چرا از سر کار دیر به منزل برگشتید دروغ نگویید. حواس‌تان باشد رفتاری نکنید که باعث بی‌اعتمادی همسرتان شود. شاید مایل نباشید درباره‌ی بعضی مسائل خصوصی‌تان صحبت کنید، اما این بی‌میلی دلیل نمی‌شود که صافْ صافْ به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و دروغ ببافید. اگر همسرتان بی‌اعتماد شود، به سختی می‌توانید اعتمادش را دوباره جلب کنید. حتی گاهی دروغ‌های مصلحت‌آمیز نیز ممکن است موجب رنجش طرف مقابل‌ شوند. در هر صورت اگر به دروغ گفتن به همسرتان عادت کرده‌اید، آگاه باشید که این رفتارتان چیزی جز بی‌احترامی نیست. گاهی وقت‌ها بگذارید همسرتان با خودش خلوت کند اگر همسرتان عنوان کرد که نیاز دارد اندکی با خودش تنها باشد، خلوتش را به هم نزنید. هر کسی گاهی نیاز دارد برای سر و سامان دادن به افکار یا حتی کارهای عقب‌مانده‌اش چند مدتی با خودش خلوت کند. فکر نکنید همسرتان از دست‌تان خسته شده یا حوصله‌تان را ندارد. اگر از این تصمیم به دلهره افتاده‌اید، می‌توانید نگرانی‌تان را با همسرتان در میان بگذارید تا خیال‌تان از این بابت راحت شود. یادتان باشد وقتی در این مورد با همسرتان صحبت می‌کنید، حالت تدافعی به خودتان نگیرید. مثلا می‌توانید با لحنی آرام به همسرتان بگویید: «عزیزم، چند وقته خیلی با هم نبودیم، الآنم اگه بخوای با خودت تنها باشی، خیلی دلم برات تنگ می‌شه.» و به این ترتیب به همسرتان نشان دهید که برایش احترام قائل هستید. ۳. نبایدهای زندگی مشترک همسرتان را در جمع خجالت‌زده نکنید هرگز همسرتان را در جمع، چه در مقابل اعضای خانواده و چه در مقابل غریبه‌ها، مورد سرزنش قرار ندهید. اگر مشکلی با همسرتان دارید، باید در خلوت خودتان مطرحش کنید، نه در جمع دیگران. اگر همسرتان را در جمع خجالت‌زده و سرافکنده کنید، نه تنها به شدت از دست‌تان می‌رنجد، بلکه اطرافیان‌تان هم در معذورات قرار می‌گیرند. اگر در جمع به همسرتان پرخاش کردید، حتما عذرخواهی کنید و پشیمانی‌تان را نشان دهید. به جای اینکه همسرتان را در جمع با اسامی مسخره صدا بزنید و باعث خجالتش شوید، از او تعریف کنید، طوری که در مقابل دیگران احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد. پشت سر همسرتان نزد دیگران بدگویی نکنید نباید مسائل خصوصی زندگی‌تان را نزد خانواده یا دوستان‌تان فاش کنید و درباره‌ی رفتارهای آزاردهنده‌ی همسرتان بدگویی کنید. شاید گاهی مجبور شوید درباره‌ی مشکلات خانوادگی‌تان از دیگران مشورت بگیرید، اما یادتان باشد که اگر مدام از همسرتان نزد خانواده و دوستان بدگویی کنید، راه به جایی نخواهید برد. اینکه در غیاب همسرتان پشت سرش بدگویی کنید، نشانه‌ی بی‌احترامی است. اگر روزی بفهمید که همسرتان همیشه در دورهمی‌هایی که‌ حضور نداشتید، غیبت‌تان را می‌کرده، چه حالی پیدا خواهید کرد؟ پس کلاه‌تان را قاضی کنید و از این رفتار ناپسند دست بردارید. نگذارید احساسات منفی‌تان تلمبار شوند هرگز اجازه ندهید احساسات‌تان آنقدر روی هم تلمبار شوند که دیگر چاره‌ای جز داد و فریاد نداشته باشید. اگر چیزی آزارتان می‌دهد، از همسرتان بخواهید که چند لحظه‌ای بنشیند تا جدی درباره‌ی این قضیه صحبت کنید. آن‌قدر طولش ندهید تا خودِ همسرتان علت ناراحتی‌تان را حدس بزند یا زمانی سر صحبت را باز کند که موقعش نیست. همین که حاضر نیستید درباره‌ی چیزی که آزارتان می‌دهد با همسرتان صحبت کنید، خودش یک نوع بی‌احترامی است که موجب می‌شود پنهانی نسبت به همسرتان خشمگین باشید. احساسات همسرتان را با تعریف و تمجیدهای بی‌جا از همجنس‌هایش جریحه‌دار نکنید فرقی نمی‌کند، هم زن و هم شوهر، نباید طوری رفتار کنند که همسرشان فکر کند رابطه‌‌ی زناشویی‌شان را جدی نگرفته‌‌اند و به اصول زندگی مشترک پایبند نیستند. اگر مدام نزد همسرتان با آب و تاب فراوان از جذابیت‌های فلان آقا یا خانم حرف بزنید، مطمئنا همسرتان را رنجیده‌خاطر خواهید کرد. برخی افراد نسبت به این‌گونه تعریف و تمجیدها حساس‌ترند، اما به عنوان یک قانون کلی هرگز نباید درباره‌ی هم‌جنس‌های همسرتان طوری صحبت کنید که احساس کند مورد توهین و بی‌احترامی قرار گرفته است. در جمع خصوصی دوستان‌تان نیز نباید از این حرف‌ها بزنید، چرا که این رفتار چیزی جز بی‌احترامی به همسرتان نیست. حتی اگر همسرتان در جمع‌تان حضور نداشته باشد، باز هم اجازه‌ی چنین رفتاری را ندارید. نسبت به محبت‌های همسرتان بی‌اعتنا نباشید محبت‌های همسرتان را هرچند کوچک فراموش نکنید و نشان دهید که بابت محبت‌هایش سپاسگزارش هستید. با این رفتار به همسرتان ثابت می‌کنید که رابطه‌تان تأثیر مثبتی روی زندگی‌تان داشته است. بنشینید با خودتان فکر کنید آخرین باری که عشق‌تان را به همسرتان ابراز کردید، کِی بود؟ اگر یادتان نیامد می‌توانید مطمئن باشید که یک جای کار می‌لنگد، چرا که حتما مدت‌های خیلی زیادی است محبت‌های همسرتان دیگر به چشم‌تان نمی‌آیند. اما حتی اگر سرتان خیلی شلوغ بود، باز هم سعی کنید هر روز و هر لحظه عشق‌تان را به همسرتان ابراز کنید و نشان دهید که برایش اهمیت قائل هستید. برگرفته از: wikihow منبع: چطور
  23. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که بهترین شوهر دنیاست، ابدا این‌طور نیست. اما حتما خیلی از آقایان تلاش می‌کنند همیشه همسری بهتر و بهتر باشند. هرگز فراموش نکنید که رابطه‌ی زناشویی چیزی است که نیاز به رشد و تغییر دارد و باید روی آن کار کنید. در این مطلب، می‌خواهیم اصول همسرداری و مهمترین‌ چیزی را که در مورد «یک شوهر خوب شدن» لازم است برای‌تان بگوییم. شاید خیلی از این نکات را خودتان هم تجربه کرده باشید. نقشی که همیشه در حال تغییر است اگر می‌خواهید یک شوهر خوب بشوید، اولین اصل همسرداری که باید بدانید این است که همه چیز تغییر می‌کند. همسرتان تغییر می‌کند، شما تغییر می‌کنید، شرایط زندگی‌تان تغییر می‌کند. و از آنجایی که این تغییرات بدون اخطار روی می‌دهند، شما به عنوان یک انسان و یک همسر باید مدام در حال تغییر و تحول باشید. اگر نمی‌توانید آن کسی که هستید (یا آنچه که فکر می‌کنید هستید) را تغییر دهید، پس در رابطه‌تان به مشکل برخواهید خورد. منظور این نیست که یک شوهر خوب باید در برابر تمام خواسته‌های زنش تسلیم شود، ابدا! در حقیقت، اگر این کار را بکنید از علاقه‌ی همسرتان به شما کم خواهد شد. یک زن خوب همیشه دوست دارد شما با خودتان روراست باشید و کاری را انجام دهید که شادتان می‌کند. اما از شما انتظار دارد وقتی نیاز به تغییر وجود دارد، تغییر کنید و البته حق هم دارد! دلیل اینکه در این مطلب، به جای «همسر خوبی باشیم» از «همسر خوبی بشویم» استفاده شده این است که همسر بودن نقش و جایگاهی است که مدام در حال تغییر است؛ این کار هرگز تمامی ندارد. شوهر خوب همیشه می‌داند که باید برای رابطه‌شان و برای خودش کاری بکند. لطفا این توصیه را جدی بگیرید. حالا چند نکته را با شما در میان می‌گذاریم که روی رابطه‌تان تأثیر مثبت خواهد گذاشت. متاسفانه خیلی‌ها در زندگی الگوی چندان مناسبی از یک همسر خوب بودن ندارند. ۱. با تمام وجود به حرف‌های همسرتان گوش دهید، نه اینکه فقط شنونده باشید یکی از بهترین اصول همسرداری که باید همیشه مدنظر داشته باشید این است که یک مرد باید با توجه کامل به حرف‌های همسرش گوش دهد. وقتی همسرتان مجبور می‌شود به شما بگوید کاری باید انجام دهید، یعنی متوجه اشاره‌هایی که چند بار به شما کرده، نشده‌اید. اگر می‌خواهید یک شوهر خوب بشوید باید یاد بگیرید که این اشاره‌ها چه هستند. یک مثال ساده؛ شستن ظرف‌هاست. فرض کنید خانمی عادت دارد هر شب برای همسر و فرزندانش شام درست کند و هر شب هم پدر خانواده «فراموش می‌کند» که در شستن ظرف‌ها به همسرش کمک کند. همسرش هرگز از او کمک نمی‌خواهد چون می‌داند که پدر خسته از سر کار برگشته است، اما قدردانی‌اش از زحمات همسرش را با درست کردن یک شام خوشمزه ابراز می‌کند. بعد از شام همیشه مادر خانه دلخور و اخموست. در موارد بسیار نادری که مرد در شستن ظرف‌ها کمک می‌کند، زن، یک زن متفاوت می‌شود؛ شاد و آرام و خوش‌رفتار. همسر خوب بودن یعنی اینکه خوب به حرف‌های همسرتان گوش دهید و متوجه سیگنال‌های بی‌صدایش بشوید. هر زنی خاص است و به شیوه‌‌های خاص خودش هم ارتباط برقرار می‌کند و این وظیفه‌ی شماست که مانند بهترین دوستش، این شیوه‌ها و علائم را تشخیص دهید. ۲. راه‌های ارتباطی خوب ایجاد کنید شاید بعد از خواندن اولین نکته با خود گفته‌اید: «چرا همسرم نمی‌تواند خودش بگوید که چه می‌خواهد؟» بسیار خب، اگر شما زمان زیادی را صرف گفتگو با همسرتان کرده و ارتباطی ایجاد کرده‌اید که او می‌تواند بدون اینکه احساس کنید دارد غُر می‌زند، به راحتی از شما بخواهد کاری را انجام دهید، این بسیار عالی است، منتظر باشید تا خودش به شما بگوید. اما بیشتر اوقات همسرتان خواهد گفت که نباید «مجبور» شود از شما چیزی را مستقیما بخواهد، شما خودتان باید انجامش دهید. و اینجاست که ارتباط معنی پیدا می‌کند. یک شوهر خوب شدن یعنی خلق الگوهای ارتباطی بسیار خوب. گاهی این کار، سخت می‌شود. گاهی در میانه‌ی خشم و عصبانیت شما نمی‌خواهید هیچ ارتباطی برقرار کنید. اما یک شوهر خوب سعی می‌کند این ارتباط را ایجاد کند. یک شوهر خوب، جستجو می‌کند تا بفهمد چرا به این نقطه از عصبانیت رسیده‌ است و سپس یک راه حل پیدا می‌کند. اجازه دهید باز هم برای‌تان مثالی بزنم. فرض کنید یک روز عصر بعد از پایان کار با دوستان‌تان به رستوران می‌روید. همسرتان در خانه مشغول درست کردن شام است و بسیار عالی خواهد شد اگر شما حدود ساعت هفت و نیم در خانه باشید تا با هم شام بخورید. اما این اتفاق نمی‌افتد و شما تا دیروقت بیرون می‌مانید. وقتی به خانه برمی‌گردید تعجب می‌کنید که چرا او دلخور و بدعنق است و از او می‌پرسید: «چی شده؟» یا «خسته و بی‌حوصله هستی؟» این گونه سؤال‌ها فقط شرایط را بدتر می‌کند. در نهایت هم شما بی‌خیال می‌شوید، سرش داد می‌کشید و به رختخواب می‌روید. هیچ چیزی حل نشده است! یک راه بهتر این است که از مغزتان استفاده کنید و ببینید مشکل همسرتان چیست. آیا هر وقت که با دوستان‌تان بیرون می‌روید این اتفاق می‌افتد؟ بسیار خب، پس چیزهایی فهمیده‌اید. باید سر یک فرصت مناسب بنشینید و از او بپرسید آیا از اینکه برای شام دیر آمده بودید ناراحت و دلخور است. اگر جوابش مثبت بود، از او عذرخواهی کنید و بعد قول دهید این بار اگر خواستید جایی بروید حتما از قبل به او اطلاع خواهید داد. همچنین با مهربانی و ملایمت به او بگویید خیلی خوب است که در مورد احساساتش راحت‌تر با شما صحبت کند چون شما هرگز از روی عمد، قصد رنجاندنش را ندارید. خلق الگوهای ارتباطی درست و برقرار کردن ارتباط، ازدواج‌تان را نجات خواهد داد. خلاق باشید. نگویید: «چی شده خانوم» و انتظار داشته باشید او به شما توضیح دهد و بعد هم شما بی‌تفاوت باشید! مسئولیت‌پذیر باشید و یک راه حل پیدا کنید. در مثال بالا اگر مرد این کار را می‌کرد، حتما رابطه‌شان بسیار متفاوت‌تر می‌بود و احترام بیشتری برای زن قائل می‌شد. ۳. فردیت‌تان را از دست ندهید این موضوع چیزی نیست که پدر و مادرتان به شما یاد بدهند اما آنقدر مهم است که باید اینجا در موردش حرف بزنیم. فردیت خود را از دست ندهید و تبدیل به زوجی نشوید که در هم ادغام می‌شوند. ازدواج، آمیخته شدن دو نفر نیست؛ بلکه همراهی دو نفر است. اگر حس فردیت‌تان را از دست بدهید، یک چیز خاص و منحصربه‌فرد را از دست داده‌اید. خیلی وقت‌ها زوج‌هایی را می‌بینیم که بعد از ازدواج، سرگرمی‌ها، خاطرات و علاقه‌مندی‌های خودشان را رها کرده‌اند چون تماما در طرف مقابل‌شان ذوب شده‌اند. در عرض چند ماه یا چند سال، این رابطه به انتها خواهد رسید یا دچار آشوب و ناآرامی خواهد شد زیرا از همدیگر خسته و دلزده شده‌اند. آنها فردیت‌شان را از دست داده‌اند. در آیین بودا نقل قولی است که می‌گوید: «اگر شما زمان زیادی را با کسی سپری کنید، فقط ایرادهای او را خواهید دید. حتی اگر با خود بودا هم باشید، چیزی در او پیدا خواهید کرد که آن را دوست ندارید.» وقتی در یک رابطه‌ی زناشویی، فردیت خود را رها کرده و جوری زندگی می‌کنید که انگار یک نفر هستید، این اتفاق در رابطه‌تان روی می‌دهد. یادتان می‌آید؟ وقتی برای اولین بار همدیگر را ملاقات کرده بودید، مشغولیت‌های دیگری داشتید: مطالعه، ورزش، موسیقی، شعر و شاعری، دوستان و رفقا، … و تقریبا همین چیزها بود که شما را جذب یکدیگر کرد. پس چرا ترک‌شان کردید؟ گاهی حفظ تفریحات و سرگرمی‌های گذشته کار سختی است چون کار و مشغله‌ی بسیار زیادی دارید و به سختی می‌توانید همدیگر را ببینید اما باید سعی‌تان را بکنید. شما باید تلاش هماهنگ داشته باشید تا هر هفته، زمانی را جدا از هم بگذرانید و برای خودتان کاری بکنید. اگر چنین شیوه‌ای در پیش بگیرید، بسیار شادتر خواهید بود. ۴. هرگز با همسرتان برخورد فیزیکی نکنید، ناسزا نگویید و سرش فریاد نکشید برای بعضی از افراد، این نکته‌ای بدیهی است اما ظاهرا بعضی‌ها این نکته را فراموش کرده‌اند. برخورد فیزیکی، فحش دادن و یا فریاد زدن هرگز درست نیست. اگر به جایی رسیدید که دیدید فریاد زدن، تنها جواب است پس بدانید جایی در این مسیر دچار اشتباه شده‌اید و لازم است به عقب برگردید و اصلاحش کنید. گاهی وقت‌ها شاید با دوستان‌تان در مورد همسران‌تان گفتگو کنید. حتما همیشه یکی هست که موضوع جنگ و مرافعه با همسر را پیش بکشد و در این مورد حرف بزند که: گاهی واقعا لازم است بر سر ِ همسرتان داد بکشید تا قدرت‌تان را اعلام کنید. شاید واکنش درونی‌تان به این عقیده این است: «نه، تو نباید این کارو بکنی». او، همسر توست، شریک زندگی‌ات، بهترین دوستت و معشوقه‌ات. کتک زدن، فحش دادن و فریاد زدن، انواعی از فرومایگی و تنزل‌ هستند و مناسب این شخص نیستند. خطاب به همه‌ی مردهایی که فکر می‌کنند فریاد زدن و نعره کشیدن، لازم است باید بگوییم قابل درک است که شما از کجا و چه شرایطی به اینجا رسیده‌اید و وضعیت فعلی‌تان چیست، بیشتر آقایان در چنین شرایطی بوده‌اند. اما یک نظر کارشناسانه هست که می‌گوید: «معیار تشخیص یک مرد این است که چقدر سریع عصبانی می‌شود.» وقتی بر سر همسرتان داد و فریاد می‌زنید، قدرت‌تان را نشان نمی‌دهید، بلکه فقط به او نشان می‌دهید که اراده‌ی ضعیفی دارید و صبر و تحمل‌تان بسیار کم است. مردی که همسرتان واقعا به او احترام می‌گذارد مردی است که بتواند بدون متوسل شدن به زورگویی و گردن کلفتی، از عقیده‌اش دفاع کند. مرد واقعی کسی است که بتواند در دعواها، اختلاف‌نظرها و عشق و عاشقی، خونسردی‌اش را حفظ کند. لطفا در این مورد خوب فکر کنید. ۵. مدیریت خلاقانه داشته باشید بیشتر افراد می‌دانند که مرد و زن مساوی هستند و همیشه هم همین‌طور فکر می‌کنند. اما یکی از چیزهایی که باید یاد بگیرید این است که اگر بتوانید مدیریت و رهبری خلاقانه‌ای در رابطه‌تان نشان دهید، همسرتان بیشتر و بیشتر دوست‌تان خواهد داشت و برایش جذاب‌تر خواهید بود. مثلا، هردوی شما یک روز بسیار خوب را پشت سر گذاشته‌اید، تازه به خانه رسیده‌اید و خیلی هم گرسنه هستید. اما هیچ چیزی در آشپزخانه ندارید. احتمالا هر دوی شما می‌نشینید و فکر می‌کنید چه باید بکنید؛ آیا باید به رستوران بروید و چیزی بخورید یا در خانه بمانید و چیزی درست کنید؟ یک مدیر خلاق و مدبر، به جای اینکه گیج و دستپاچه شود، یک تصمیم مناسب و جسورانه می‌گیرد و سپس به آن عمل می‌کند، بدون سراسیمگی و جنجال، فقط عمل! از نظر علمی ثابت شده زن‌ها جوری برنامه‌ریزی شده‌اند که این‌گونه رفتارها را می‌پسندند، چون نشان‌دهنده‌ی قدرت و مهارت حفظ بقاست، و علاوه بر این، تا حدودی از استرس موجود در آن شرایط کم می‌کند. وقتی همسرتان احساس خوبی ندارد، اگر بتوانید کمی مدیریت مبتکرانه از خود نشان دهید، او واقعا تحسین‌تان خواهد کرد. این شرایط می‌تواند شستن ظرف‌ها باشد، گفتگویی سر میز شام، رنگ جدید دیوارهای خانه و یا راه‌حلی برای مسئله‌ای که همسرتان در آن درگیر است. به محض اینکه چنین شیوه‌ای در پیش بگیرید خواهید دید که او هم در شرایط مشابه همین کار را برای شما خواهد کرد! ۶. دوستش داشته باشید، اما نه فقط در حد حرف یک موضوع اصلی در این مطلب این است که شما باید شوهری فراتر از کلمات باشید. کلمات اگر پشتوانه‌ی معنایی و عملی نداشته باشند، پوچ هستند. عشق هم همین‌طور است. شما می‌توانید هزار بار در روز به همسرتان بگویید که دوستش دارید و عاشقش هستید اما اگر از او رو برگردانید و او را نادیده بگیرید، آن هزار بار کاملا بی‌ارزش است. یک شوهر خوب، راه‌های تازه برای عشق ورزیدن به همسرش پیدا می‌کند، به حرف‌هایش گوش می‌دهد، در مورد روزی که پشت سر گذاشته با او حرف می‌زند، برای کارهایی که در خانه و زندگی‌ انجام می‌دهد ارزش قائل است و همیشه به دنبال این است که همسرش، این قدردانی و تحسین را واقعا احساس کند. به او بگویید چقدر رفتارهایش را می‌پسندید و به عنوان یک زن چقدر تحسینش می‌کنید. اما رفتارتان باید پشتوانه‌ی کلام‌تان باشد؛ به کلمات‌تان معنا بدهید. اگر بتوانید راهی برای ارتباط دادن کلمات با رفتارتان پیدا کنید که نشان بدهد جدی و روراست هستید، او برای همیشه عاشق‌تان خواهد ماند. ۷. برای رابطه‌‌‌ی جنسی اصرار نکنید؛ شرایطش را فراهم کنید یک مرد واقعی وقتی همسرش مایل به رابطه‌ی جنسی نیست، بیشتر اصرار نمی‌کند. رابطه‌‌ی جنسی نقش آن‌چنان پررنگی در رابطه‌ی زناشویی دارد که متأسفانه اگر مشکلاتی در زندگی پیش بیاید، این رابطه هم به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. توصیه‌ای که می‌توانیم برای‌تان داشته باشیم این است که یک شوهر خوب، شرایط یک رابطه‌ی جنسی لذت‌بخش را خلق می‌کند، نه اینکه آن را گدایی کند. اگر همسرتان تمایلی به رابطه‌‌ی جنسی ندارد، شما باید صبور باشید. نتیجه شوهر خوب شدن و رعایت اصول همسرداری، چیزی است که مدام در حال تغییر و تکامل است. شما نمی‌توانید فقط بنشینید، کاری نکنید و امید داشته باشید و آرزو کنید که همه چیز خوب و دلچسب پیش برود. تلاش‌تان را بکنید تا فراتر از کلمات دوستش داشته باشید، ذوق و ابتکار داشته باشید و الگوهای ارتباطی شفافی خلق کنید و هرگز با همسرتان برخورد فیزیکی نداشته باشید، هرگز! برگرفته از: thedailymind منبع: چطور
  24. موفقیت، تنها بر پایه‌ی یک عامل شکل نمی‌گیرد. رویکرد روزمره‌ی شما نقشی اساسی در این زمینه ایفا می‌کند. پرورش عزم و اراده‌ای راسخ‌تر از پیش و داشتن ثبات قدم نیز مهم است. دوست‌داشتنی بودن هم اهمیت بسیاری دارد. اگر چه همه‌ی این موارد عوامل مهمی در موفقیت کسب‌وکار یا شغل‌تان هستند و متعاقبا سود بیشتری به همراه دارند، اما یکی از مهم‌ترین عامل‌هایی که شاید حتی تا به حال به آن توجه نکرده‌اید، زندگی‌ زناشویی شما است. در این مقاله ۱۱ راهکار برای داشتن ازدواج موفق به شما پیشنهاد می‌شود که علاوه بر لذت بردن بیشتر از زندگی، در واقع روی همه‌ی جنبه‌های زندگی شما تاثیر می‌گذارد. زندگی زناشویی‌ پژوهش‌ها حاکی از این هستند که شخصی که با او ازدواج کرده‌اید، می‌تواند تاثیر چشم‌گیری روی رضایت شغلی و موفقیت کاری شما داشته باشد. اما فراتر از انتخاب عاقلانه‌ی همسر، خیلی کارهای دیگر هم وجود دارند که می‌توانید انجام دهید تا به همسرتان کمک کنید موفق‌تر و بهتر عمل کند. این کارها می‌توانند رابطه‌ی شما را هم قوی‌تر کنند. به خاطر داشته باشد که مهم‌ترین کلمه در جمله‌ی بالا «انجام دهید» است. فکر و احساس عالی هستند، اما عمل، یعنی آنچه انجام می‌دهید، آن هم هر روز و همیشه، مهم‌ترین است. آنچه انجام می‌دهید، «دادن» است. توجه کنید: «دادن»، نه «گرفتن». افرادی که می‌خواهند به همسران‌شان کمک کنند تا موفق‌تر باشند، و در نتیجه زندگی زناشویی‌شان را بادوام‌تر کنند، این کارها را برای یکدیگر انجام می‌دهند: ۱. تقاضای کمک می‌کنند وقتی شما کمک می‌خواهید، همزمان چند اتفاق می‌افتد. اولاً به طور ضمنی نشان می‌دهید که برای راهنمایی طرف مقابل احترام قائل هستید. دوماً نشان می‌دهید که برای تجربه و مهارت و بینش او احترام قائل هستید و بعد هم نشان می‌دهید که به او اعتماد دارید، چرا که با درخواست کمک، در واقع خودتان را آسیب‌پذیر جلوه داده‌اید. اگر چه درخواست کمک، کاری نسبتا آسان به نظر می‌رسد، اما قضیه وقتی دشوارتر می‌شود که کمک شخصی می‌خواهید. آدم‌هایی که به دنبال ازدواج موفقی هستند، کمک می‌خواهند، هم به این خاطر که به کمک نیاز دارند و هم به این خاطر که می‌دانند طرف مقابل‌شان در عوض چیزهایی زیادی به دست خواهد آورد، مانند احترام به خود و اعتماد به نفس و ارزش‌گذاری به خود. آنها می‌فهمند که تفاوتی در زندگی شما ایجاد کرده‌اند و این همان چیزی است که همه‌ی ما دوست داریم حس کنیم. ۲. صبورند نشان دادن صبر روش فوق‌العاده‌ای است تا به دیگران بفهمانیم به آنها اهمیت می‌دهیم. نمایش صبر که راه دیگری برای نشان دادن اعتمادی حقیقی به طرف مقابل است، روش فوق‌العاده‌ای است برای اینکه همسرتان بفهمد واقعا او را باور دارید. نمایش صبر هدیه‌ای باورنکردنی است زیرا در نهایت نشان می‌دهد که چقدر به همسرتان اهمیت می‌دهید. ۳. الگوی خوبی هستند پژوهشگران دانشگاه واشینگتن در سنت لوئیس دریافته‌اند کسانی که همسران با ملاحظه‌تر و قابل اعتمادتری دارند، عملکرد بهتری در محیط کار دارند، بیشتر پیشرفت می‌کنند، درآمد بیشتری کسب می‌کنند و رضایت شغلی بیشتری هم دارند. این هم برای مردان صدق می‌کند و هم زنان: «همسر باملاحظه» رضایت شغلی و درآمد و احتمال ارتقای شغلی در زندگی آینده را افزایش می‌دهد. ۴. از شریک خود تعریف می‌کنند، او را می‌فهمند و ستایش می‌کنند هر کدام از ما بعضی کارها را خیلی خوب انجام می‌دهیم. همه‌ی ما، حتی خود من، حداقل چند نقطه‌ی قوت، چند ویژگی خوب و چند ویژگی مثبت داریم و به همین دلیل است که همگی مستحق تحسین و ستایش هستیم. این‌طوری به این مسئله فکر کنید: شناخت کارمندان درجه یک، آسان است؛ بالاخره همان‌هایی هستند که کارهای درجه یک انجام می‌دهند، اما این احتمال هم وجود دارد که تحسین مداوم باعث شده آنها درجه یک بشوند. آدم‌هایی که تلاش می‌کنند تا زندگی زناشویی موفقی را رقم بزنند، گاهی اوقات پیش از آنکه خوبی‌های خودشان را ببینند، آنها را در طرف مقابل می‌بینند و این امر می‌تواند فرصتی فراهم کند تا شاید همسران به توانایی‌های بالقوه‌ی حقیقی‌شان دست پیدا کنند. ۵. فضا و حریم خصوصی می‌دهند این روزها همه مدام همه چیز را به اشتراک می‌گذارند، لایک می‌کنند، توییت می‌کنند. زندگی‌ها هر روز بیش از پیش شبیه کتاب‌های بازی می‌شوند که همه می‌توانند ببینند و بخوانند. این روزها بیش از هر زمان دیگری حس می‌کنیم که حق داریم درباره‌ی دیگران بیشتر بدانیم. این مسئله شامل حال همسران هم می‌شود. اما گاهی اوقات لازم نیست بعضی چیزها را بدانیم. بعضی وقت‌ها بهترین هدیه‌ای که می‌توانیم بدهیم، هدیه‌ی حریم است؛ حریمِ نپرسیدن و کنجکاوی نکردن. البته همچنان هر زمان و هر جایی که طرف مقابل نیاز داشت، باید در دسترس باشیم. یادمان باشد برای اهمیت دادن، لازم نیست حتما همه چیز را بدانیم. ۶. در جستجوی فرصت‌هایی هستند که همسرشان از دست داده است همه‌ی ما می‌خواهیم پیشرفت کنیم، رشد کنیم، موفق شویم… اما گاهی اوقات آن‌قدر با درختان احاطه شده‌ایم که دیگر جنگل را نمی‌بینیم. آدم‌هایی که روی برپایی یک زندگی زناشوییِ موفق کار می‌کنند، زمانی را اختصاص می‌دهند تا به دنبال فرصت‌هایی بگردند که همسرشان احتمالا از دست داده است. آنها نه تنها رویاهای شما را می‌بینند، بلکه برای رسیدن به آن رویاها کمک‌تان هم می‌کنند. آنها به باز کردن درهایی کمک می‌کنند که در غیر این‌صورت بسته می‌ماندند. آنها می‌خواهند شما موفق شوید، زیرا: ۷. شادی را در موفقیت همسرشان می‌یابند گروه‌های بزرگ کسب‌وکار پیروز می‌شوند چون معمولا تواناترین اعضای‌شان همه چیز خود را برای شاد کردن دیگران فدا می‌کنند. گروه‌های بزرگ از کارمندانی تشکیل شده‌اند که به یکدیگر کمک می‌کنند، وظایف یکدیگر را می‌دانند، جدا از اهداف شخصی و بیش از هر چیز، برای موفقیت گروهی ارزش قائل هستند. هر کارآفرین بزرگی به این پرسش با بله‌ای بلند پاسخ می‌دهد: «آیا شادی‌تان را در موفقیت دیگران می‌یابید؟» افرادی هم که می‌خواهند همسرشان و زندگی زناشویی‌شان موفق باشد، همین کار را می‌کنند. ۸. صادق و اصیل هستند چاپلوسی کردن آسان است. اما گاهی اوقات نشان دادن هیجانی صادقانه، آن هم وقتی همه چیز خوب پیش می‌رود، دشوارتر است. گاهی اوقات هم نمایش تحسین صادقانه‌ای در مقابل یک حرکت ملاحظه‌کارانه، کلمه‌ای مهربانانه، یا تلاشی مضاعف می‌تواند دشوارتر باشد. همچنین بعضی وقت‌ها نمایش ناامیدی صادقانه، آن هم نسبت به عملکرد خودتان، نه دیگران، دشوارتر است. کسانی که ازدواج موفقی می‌خواهند، آشکارا سرخوشی‌شان را نشان می‌دهند. آشکارا مهر می‌ورزند، آشکارا ابراز نگرانی می‌کنند. خلاصه اینکه، آشکارا انسان بودن‌شان را به نمایش می‌گذارند. همسر شما با انسان ازدواج کرده است. پس انسان باشید؛ همان کسی باشید که هستید. ۹. می‌دانند که سخت‌گیری منافاتی با عشق ندارد می‌دانند که گاهی اوقات عشق سفت و سخت، بهترین عشق است من کامل نیستم، شما بی‌نقص نیستید. همه‌ی ما می‌خواهیم بهتر از آنچه هستیم، باشیم. با این حال همه‌مان گرفتار عادات می‌شویم، در الگوهای روزمره گیر می‌کنیم، دچار نقاط کور و گره می‌شویم… و به این دلیل است که همگی به بازخوردهای سازنده نیاز داریم. به همین دلیل است که همگی نیازمند پند و راهنمایی و حتی گاهی اوقات یک تلنگر هستیم. نظر تند و تیز دادن آسان است. اخمو و متکبر و ناامید بودن کاری ندارد. اینکه به کسی، به‌ویژه کسی که بهش اهمیت می‌دهید، بگویید «می‌دانم که از پس انجام کارهای بزرگ‌تر برمی‌آیی» خیلی سخت‌تر است. به آن وقتی فکر کنید که فلان کس به خودتان چیزی گفته که اصلا انتظار شنیدنش را نداشتید، و البته به شنیدنش خیلی هم نیاز داشتید. شما هرگز فراموش نمی‌کنید که او چه گفته است زیرا حرفش زندگی‌تان را تغییر داده است. حالا وقت آن است که شما، زندگی همسرتان را تغییر دهید. ۱۰. به زندگی شخصی اهمیت بیشتری می‌دهند تا زندگی شغلی گاهی وقت‌ها جستجوی موفقیت شغلی، می‌تواند روی موفقیت زناشویی‌تان تاثیر بگذارد. این هم یک نمونه: طبق حداقل یک پژوهش موجود، اگر فاصله‌ی محل کار تا خانه برای همسری بیش از ۴۵ دقیقه طول بکشد، احتمال جدایی آن زوج ۴۰ درصد بیشتر است. (چند هشدار هم وجود دارد. اگر قبل از ازدواج پنج سال یا بیشتر، این فاصله‌ی ۴۵ دقیقه‌ای را طی کرده‌اید، پس نسبت به زوج‌هایی که مسافت کمتری تا محل کار طی می‌کنند، تنها ۱ درصد بیشتر احتمال جدایی دارید. به احتمال زیاد دلیلش این است که روی زمینه‌ی مسائل کاری و عاطفی‌ای که ممکن بوده رخ دهد تا به حال کار کرده‌اید. به علاوه، اگر یکی از شما پیش از شروع رابطه‌تان رفت‌وآمدهای طولانی داشته، پس شما هم در مقایسه با شوهرها و همسرهایی که پس از برقراری ارتباط شروع به رفت‌وآمدهای طولانی کرده‌اند، احتمال بسیار کمتری دارد که طلاق بگیرید.) خلاصه کلام اینکه رفت‌وآمدهای طولانی ارزش این را ندارند که ازدواج شما به خطر بیفتد. طبق پژوهشی دیگر، اقتصاددان‌ها گفتند برای اینکه یک ساعت اضافی رفت‌وآمد احساس رضایت ایجاد کنه به افزایشی ۴۰ درصدی در میزان حقوق لازم است. یعنی ارزش ندارد برای چند هزار تومان بیشتر، هر روز یک ساعت بیشتر رانندگی کنید. این عامل را به هزینه‌های بالقوه‌ی رابطه‌تان اضافه کنید تا مشاهده کنید که منافع شخصی و خانوادگی قطعا می‌توانند از منافع کاری پیشی بگیرند. آدم‌هایی که برای ساختن زندگی زناشویی موفق تلاش می‌کنند، همیشه دید گسترده‌تری دارند و می‌دانند که موفقیت حرفه‌ای تنها یک عامل در معادله‌ی شادی است. پس باید به همه‌ی عوامل، به‌ویژه سلامت زندگی زناشویی‌تان هم توجه داشته باشید. ۱۱. در پی مقصود مشترکی هستند تحقق رویاها اغلب در این امر جلوه می‌یابد که آدمی جزئی از یک چیز بزرگ‌تر شود. همه‌ی ما دوست داریم آن کار گروهی و با هم بودن خاصی را حس کنیم که وظیفه را به تلاش و گروهی متشکل از افراد را به یک گروه واقعی تبدیل می‌کند. همه‌ی ما در محل کار به دنبال چنین چیزی هستیم، اما در حقیقت این یکی شدن در چیزی بزرگ‌تر را باید در خانه احساسش کنیم. پس دست در دست یکدیگر، ماموریت‌تان را شکل دهید، چشم‌اندازتان را ایجاد کنید، با هم تصمیم بگیرید کجا می‌خواهید بروید و با هم برای رسیدن به آنجا برنامه‌ریزی کنید. به خاطر داشته باشید که هیچ چیزی مانند اینکه بتوانید بگویید «بالاخره موفق شدیم.» نمی‌تواند حس زوج بودن به شما بدهد، پس پیش به سوی این هدف. برگرفته از: inc.com منبع: چطور
  25. شادترین و رضایت‌بخش‌ترین روابط بر پایه‌ی اعتماد شکل می‌گیرند. اگر می‌خواهید رابطه‌تان به بهترین شکل برسد، هر دو طرف باید یاد بگیرید که چطور اعتماد همسرتان را جلب کنید. اکثر همسران اعتماد را فقط براساس وفاداری در رابطه‌ی جنسی تفسیر می‌کنند، در حالی که این احساس بسیار عمیق‌تر و فراگیرتر است. در ادامه با راههای جلب اعتماد همسر بیشتر آشنا می‌شویم. راهکار اول: پایبندی به ارزش‌های مشترک ۱. وفادار باشید برای جلب اعتماد همسر باید وفادار باشید. اگر یک طرف وفادار نباشد، رابطه به سرعت از هم می‌پاشد. افراد معمولا از خیانتی کوچک چشم‌پوشی می‌کنند، اما حتی برای بخشش آن، به کمک فردی حرفه‌ای مثل مشاور یا روان‌شناس نیاز دارند. تعهدِ وفاداری بدهید و به آن پایبند باشید. اگر در رابطه‌ای احساس خوشحالی نمی‌کنید، به جای آغاز رابطه‌ای دیگر، از مشاور کمک بگیرید. اگر به کسی وفادار هستید، باید از هر نظر یعنی هم فیزیکی و هم احساسی وفادار باشید. بعضی افراد فکر می‌کنند ایرادی ندارد که رابطه‌ای صمیمانه با دیگران برقرار کنند و حتی فقط زمان‌شان را با فرد دیگری سپری کنند. اما همین کار باعث مشکلاتی در رابطه‌تان خواهد شد. ۲. شریک‌تان را آزاد بگذارید و در مهربانی پیش‌قدم باشید اعتماد در فضایی با احساس امنیت به وجود می‌آید. چرخه‌ی آسیب رساندن به یکدیگر، چه به صورت زبانی و چه به شکل فیزیکی، و در نهایت پس زدن فرد مقابل، ترس‌های فراوانی ایجاد می‌کند که باعث کاهش اعتماد می شود. اگر تلاش کنید تا هر حرکت شریک‌تان را کنترل کنید، به نوعی باعث عدم اعتمادش می‌شوید و او را از خود دور می‌سازید. اگر طرف مقابل‌تان می‌خواهد زمانی را با دوستانش سپری کند، سعی کنید با این مسئله کنار بیایید. البته شما همیشه باید در مورد رفتار قابل قبول و رفتار غیرقابل‌ قبول با هم صحبت کنید. مثلا اگر همسرتان قصد شرکت در کلاس ورزش با دوستانش را دارد و شما با این کار موافق نیستید، پس باید در این مورد باهم صحبت کنید تا در آینده این مسئله مکررا باعث تنش در رابطه‌تان نشود. ۳. همسرتان را بدون انگیزه‌های ثانوی دوست داشته باشید یکی از راههای جلب اعتماد همسر دوست داشتن واقعی است. هر دوی شما نیاز به این اطمینان دارید که همسرتان به خاطر خودتان و نه به خاطر چیز دیگری دوست‌تان دارد. دلایل دیگر می‌تواند به خاطر خانواده‌تان، پول‌تان، ظاهرتان و حتی احساس ترس از تنهایی باشد. پس مطمئن شوید که به دلیل درستی همسرتان را دوست دارید. ۴. رابطه‌تان را در اولویت قرار دهید خیلی راحت می‌توانید همسرتان را به حال خود رها و از یکدیگر غفلت کنید. اما سعی کنید همه‌ی انرژی و زمان‌تان را به افراد دیگر یا سایر فعالیت‌ها اختصاص ندهید. بلکه اولویت‌ها را مشخص کنید. اگر رابطه‌ برای‌تان مهم است، پس باید برای‌تان در اولویت قرار بگیرد. ۵. وفادار بمانید سوءِتفاهم، تضاد و خشم همیشه پیش می‌آید. اما باید نسبت به اختلاف نظرها و اظهار عقاید خلاف خودتان تحمل داشته باشید تا ترس از جدایی در دو طرف به وجود نیاید. این کار زمانی ممکن است که شما طرف مقابل را تهدید به ترک کردن، نکنید. راهکار دوم: ایجاد اعتماد در طرف مقابل ۱. روال معمول را حفظ کنید بسیاری از افراد فکر می‌کنند که انجام کارها به شکلی متفاوت جذاب است. یعنی علاقه دارند همواره برای سورپرایز کردن طرف مقابل برنامه‌ریزی کنند. اگرچه گاهی غافلگیری خوب است، ثبات و یکنواختی هم در یک رابطه بسیار مهم است. شاید یکنواختی به نظرتان خسته‌کننده بیاید، اما در طولانی‌مدت باعث جلب اعتماد می‌شود. ۲. قابل اتکا باشید اگر قابل اتکا باشید، اعتماد همسرتان جلب می‌شود. اعتماد در واقع به معنای این است که بتوانید به کسی اتکا کنید. شما به همسرتان اعتماد دارید که همیشه و صرف‌نظر از چیزهای دیگر، چه رفتاری می‌کند. اعتماد باعث ایجاد امنیت در رابطه می‌شود. مطمئن شوید که همسرتان می‌تواند روی شما حساب کند. اگر می‌گویید که ۵ بعدازظهر در منزل خواهید بود، خوش قول باشید یا اگر اتفاقی افتاد که نمی‌توانستید سر وقت برسید، طرف مقابل را مطلع کنید. مهم‌ترین عامل در اینجا ثبات است. اگر ۴ بار از ۵ بار، حتی به خودتان زحمت زنگ زدن و اطلاع دادن بابت اینکه دیر می‌رسید را ندهید، نشان می‌دهد که چیزهای دیگر برای شما مهم‌تر از رابطه‌تان هستند. رابطه‌ی موفق و شاد زمانی به وجود می‌آید که هر دو طرف تلاش کنند تا به قول‌هایی که می‌دهند پایبند باشند. ۳. به آنچه می‌گویید باور داشته باشید همسر شما بهتر از هر کس دیگری می‌تواند حالات چهره‌ی شما را بفهمد. اگر دروغ بگویید یا تلاش کنید تا احساسی واقعی را پنهان کنید، او به خوبی متوجه می‌شود. با این کار ممکن است تصور کند که شما در حال خیانت به او هستید. وقتی کسی بداند که هر چه می‌گویید قابل اعتماد است، رابطه‌ی بهتر و نزدیک‌تری ایجاد خواهد شد. ۴. واقعیت را بگویید یکی از راههای جلب اعتماد همسر این است که هیچ چیز را پنهان نکنید، چرا که همسران هیچ چیزی برای پنهان کردن از یکدیگر ندارند. بهتر است بدانید که دیر یا زود همه چیز آشکار می‌شود و روراست نبودن شما باعث از بین رفتن اعتماد و خراب شدن رابطه می‌شود. ۵. احساس واقعی‌تان را در میان بگذارید بسیاری از افراد هیچ گاه اجازه نمی‌دهند که شریک زندگی‌شان از نیازهای واقعی‌شان باخبر شود. نگذارید همسرتان در ابهام باقی بماند یا سعی کند حدس بزند که باید چه کاری برای‌تان انجام دهد. این مسئله باید دو طرفه باشد. اگر فقط یک نفر مورد توجه دیگری باشد، ممکن است فرد دیگر احساس بی‌توجهی کند. ۶. گاهی جواب منفی بدهید بسیار خوب است که به نیازهای همسرتان گوش دهید و تلاش کنید تا آنها را برآورده سازید، اما گاهی بهترین کار «نه گفتن» است. نمی‌شود همیشه همه کار را به میل او انجام دهید و در واقع با پاسخ منفی نسبت به برخی خواسته‌ها، احترام طرف مقابل را به دست می‌آورید، چرا که نشان می‌دهید در این رابطه منفعل نیستید. اظهار نظر شما باعث افزایش اعتماد دو طرفه می‌شود. راهکار سوم: جلب اعتماد طرف مقابل ۱. توانایی‌های همسرتان را باور کنید به عبارت دیگر، اگر همیشه باور دارید که همسرتان در بعضی موارد دارای صلاحیت نیست، اعتمادتان کامل نیست. اگر چنین مشکلی دارید باید به شکل صادقانه و با رفتاری صحیح این مسئله را با وی در میان بگذارید. این کار به شما اجازه می‌دهد تا رابطه‌تان را پیش ببرید و اعتماد یکدیگر را جلب کنید. ۲. به همسرتان اعتماد کنید برای جلب اعتماد همسرتان، باید خودتان هم به وی اعتماد داشته باشید. چطور همسرتان به شما اعتماد کند، وقتی شما به وی اعتماد ندارید؟ اعتماد حسی دو طرفه است که به تنهایی از عهده‌ی یک نفر برنمی‌آید. اعتماد به طرف مقابل اغلب به این برمی‌گردد که احساس درونی شما نسبت به او چیست. به عبارت دیگر، اگر نسبت به هر چیز احساس ناامنی دارید، این حس می‌تواند تأثیر منفی بر رابطه‌تان بگذارد. شما هر دلیلی دارید تا به طرف مقابل اعتماد کنید، مگر اینکه خلاقش ثابت شود. ۳. طرف مقابل را بدون سند و مدرک باور کنید یکی از مسائل پیرامون اعتماد، تمایل به تصور بدترین سناریو در هر موقعیتی است. فقط به خاطر اینکه همسرتان جواب تلفن‌تان را نداده به این معنا نیست که در حال خیانت به شماست. زمانی که به فرد مقابل اعتماد کنید، بدون سند و مدرک حرفش را می‌پذیرید. یعنی قبول می‌کنید که همسرتان باید این شانس را داشته باشید که بابت موقعیت پیش آمده توضیح بدهد و شما نیز قانع شوید. ۴. کاری به موبایل همسرتان نداشته باشید آیا هر کدام از شما برای‌موبایل‌تان کلمه‌ی عبور گذاشته‌اید؟ احتمال دارد این کار نشانه‌ی مشکل عدم اعتماد باشد. اگرچه حریم خصوصی مهم است، اما نباید بیش از حد از موبایل‌تان محافظت کنید. زمانی که اعتماد واقعی وجود داشته باشد، طرف مقابل حتی اگر به موبایل‌تان دسترسی داشته باشد، به حریم خصوصی‌تان احترام می‌گذارد. اما مهم‌ترین مسئله زمانی است که احساس کنید کسی که به همسرتان زنگ می‌زند، تهدیدی برای رابطه‌تان است؛ آنگاه قطعا مشکلاتی در مورد اعتمادتان وجود دارد. ۵. به همسرتان اجازه دهید تا آزادانه زندگی کند اغلب وقتی مسائلی در مورد اعتماد وجود دارد، شما می‌خواهید هر کاری که طرف مقابل انجام می‌دهد را کنترل کنید. این کار باعث می‌شود فرد احساس زندانی بودن و تهدید شدن داشته باشد. با این حال، اعتماد یعنی باور داشتن و اجازه دادن به طرف مقابل که آزادانه زندگی کند. زمانی که به فرد دیگری اعتماد دارید، یعنی به خودتان هم اعتماد دارید که باعث ایجاد روابطی سالم‌تر در طولانی مدت می‌شود. منبع: چطور
×