رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اجتماعی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

20 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    در قرون وسطا کشيشان بهشت را به مردم مي فروختند و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول قسمتي از بهشت را از آن خود مي کردند. فرد دانايي که از اين ناداني مردم رنج مي برد دست به هر عملي زد نتوانست مردم را از انجام اين کار احمقانه باز دارد تا اينکه فکري به سرش زد… به کليسا رفت و به کشيش مسئول فروش بهشت گفت: قيمت جهنم چقدره؟ کشيش تعجب کرد و ...گفت: جهنم؟! مرد دانا گفت: بله جهنم. کشيش بدون هيچ فکري گفت: ۳ سکه. مرد سراسيمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهيد.کشيش رويکاغذ پاره اي نوشت: سند جهنم . مرد با خوشحالي آن را گرفت از کليسا خارج شد. به ميدان شهر رفت و فرياد زد: من تمام جهنم رو خريدم اين هم سند آن است و هيچ کس را به آن راه نمی دهم. ديگر لازم نيست بهشت را بخريد چون من هيچ کس را داخل جهنم راه نمي دهم. اين شخص مارتين لوتر بود که با اين حرکت، توانست مردم را از گمراهي رها سازد. در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ است و تنها یک گناه و آن جهل است
  2. sajjad

    الوی:یه نفر میره پیش روانپزشک و میگه: «دکتر، برادر من دیوونه‌ست. اون فکر می‌کنه که یه مرغه!» بعد دکتر میگه: «خب چرا نمی‌فرستیش بیمارستان؟» بعد اون یارو میگه: «می‌خواستم بفرستمش، ولی من تخم‌مرغ نیاز دارم!» خب من حدس می‌زنم که این تا حد زیادی شبیه احساس من نسبت به "روابط زن و مرد" هست. روابطی که کاملا غیرمنطقی، دیوانه‌کننده و مسخره‌ست. اما گمونم بیشترمون به این روابط ادامه میدیم به این دلیل که به تخم‌مرغ‌هاش نیاز داریم.» بخشی از دیالوگ فیلم آنی هال وودی آلن بچه که بودیم جُک‌های زیادی از این دست برای هم نقل می‌کردیم و کلی می‌خندیدیم، لوکیشن همه این جُک‌ها، تیمارستانی بود و یک دیوانه که به نظر می‌رسید عاقل شده است. پزشک معالج می‌رفت کنار دیوانه معقول و از او سوالی می‌کرد و در نهایت معلوم می‌شد که آن دیوانه هنوز عاقل نشده است. بگذارید چند نمونه از آن جک‌های بی‌مزه دوران کودکی خود را برایتان تعریف کنم: به همه دیوانه‌ها گفتند الان شما یک موتور آخرین مدل دارید، رویش بنشینید و موتورسواری کنید، همه دیوانه‌ها شروع کردند به قام‌قام کردن و موتورسواری جز یکی از دیوانه‌ها، دکتر رفت و از او پرسید:«عزیزم تو چرا موتورسواری نمی‌کنی؟»، دیوانه پاسخ داد: «عزیزم منتظر تو بودم، بشین ترکم با هم بریم.» همه دیوانه‌ها را بردند لب یک استخر خالی و به آن‌ها گفتند بروید شنا کنید، همه دیوانه‌ها ادای شنا کردن درآورند، هر کدام به سیاق خودشان رفتند. بعضی‌هایشان رفتند داخل استخر و حتی بعضی‌هایشان پریدند و دست و پایشان شکست، اما طبق معمول یک نفر خیلی متفکرانه کنار دیوار ایستاد و به دیگران خیره شد. پزشک از او پرسید: «عزیزم تو چرا شنا نمی‌کنی؟» دیوانه پاسخ داد: «کدوم آدم عاقلی رو می‌شناسید که شنا بلد نباشه و بره توی همچین استخر عمیقی.» خب این روزها باید یک کسی را پیدا کنیم که از خود پزشک هم یک سوالی بکند. بعید می‌دانم که این روزها پزشکان هم حال بهتری از بیمارانشان داشته باشند. این روزها اگر روح و روان همه درد می‌کند، آن پزشک‌ها و متخصص‌ها اگر بدتر از بقیه نباشند بهتر نیستند، می‌دانید چرا؟ چون فکر می‌کنند که حالشان بهتر از بقیه است و باید نسخه همه را بپیچند. این نسخه البته فقط به روانپزشکان محدود نمی‌شود، همه آن‌هایی که داعیه حال خوب دارند از دو حال خارج نیستند یا خودشان را از محیط دور کرده‌اند و پناه برده‌اند با دنیایی نادیدنی (از یوگا و مدیتیشن و ...) که البته خیلی هم خوب است به شرط آنکه آدم شبیه کبک سر در برف فروکرده نشود یا اینکه توهم حال خوب دارد که این یکی خطرناک است و بسیاری از ما که در زمینه رشد فردی فعالیت داریم، با این خطر روبه‌روییم. ما این روزها کمتر به دستورالعمل احتیاج داریم و بیشتر به همدلی، رحم، شفقت و مرهم نهادن بر روی زخم‌های خود و اگر شد دیگری. مهربانی آموزش دادنی نیست، مهربانی لمس کردنی است. هیچ کس نمی‌تواند به شما بگوید با دیگران یا خودت مهربان باش بدون آنکه شما مهربانی، شفقت، همدلی و رحم را را از سوی او احساس کنید. صادقانه بگویم ما همه دیوانه‌ هستیم، دیوانه نبودیم، دیوانه شده‌ایم. بیایید دیوانه‌هایی باشیم که با هم مهربانیم. نویسنده: زیبا مغربی وبلاگ‌نویس در سایت نیمه تاریک
  3. فیلم سینمایی «لاتاری» جدیدترین ساخته محمدحسین مهدویان، کارگردان جوان سینمای ایران در بخش سودای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. «لاتاری» سومین فیلم بلند محمدحسین مهدویان در مقام کارگردان بعد از فیلم‌های «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» است. مهدویان که در دو اثر قبلی خود، سبکی جدید در سینمای ایران پی ریزی کرده بود، تصمیم گرفت سومین اثر خود را با موضوعی اجتماعی و متفاوت از دو کار قبلی‌اش بسازد. گفته می‌شود، موضوع این فیلم قاچاق زنان به کشورهای عربی است. مهدویان در مصاحبه ای اعلام کرد که لاتاری بهترین فیلمی است که تاکنون ساخته است. محمدحسین مهدویان در سال گذشته با فیلم «ماجرای نیمروز» در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس( بهزاد جعفری طادی ) را دریافت کند. خلاصه فیلم «لاتاری»: امیرعلی و نوشین دو جوان بیست و یک ساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده ها چندان موافق نیستند. آن‌ها صبر پیشه کردند تا به مرور زمان رضایت خانواده‌هایشان را جلب کنند. آن دو یکسری رویای مشترک دارند. برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت آمریکا. عوامل فیلم: كارگردان : محمدحسین مهدویان/ مدير توليد : كامران حجازی / مجري طرح : امير بنان/ نويسندگان : محمدحسین مهدویان, ابراهیم امینی/ بازيگردان : ابراهيم اميني/ مدير فيلمبرداري : هادي بهروز/ طراح صحنه و لباس : بهزاد جعفري طادي/ صدابردار : هادي ساعد محكم/ طراح گريم : شهرام خلج/ دستيار اول كارگردان : عبدالرحيم صاحب الفصول/ دستيار اول/ فيلمبردار : مهران ممدوح/ جانشين توليد : مسعود زماني/ برنامه ريز : محمد رضا كشميري/ دستیار تهیه : محسن خواجه افضلی/ مدير تداركات : محمد اسماعيل كلبي آبادي/ پشتیبانی تولید : مهدی جهانگیری/ دستياران فيلمبردار : سيد ناصر ميرخاني - تيام كياني - مهدي نيرومند -حسين شباهنگ - محمدرضا بادامچي - محمد حبيبي/ دستياران كارگردان : اميرحسين هاشمي - صدرا اماني - محسن جعفرزاده/ منشي صحنه : پوريا كاظمي/ دستياران صحنه و لباس : بهزاد آقابيگي - حديث حسنوند - سعيده جهانگيري / مجريان گريم : سياوش ميرواحدي - ريحانه عادل نژاد/ دستياران صدا : كيومرث سبحاني - جلال سعادتيار/ عكاسان : سحاب زريباف - مجيد طالبي/ فیلمبردار پشت صحنه : رضا محبي/ تامین هنرور : حمید بخشی نژاد/ مشاور رسانه‌ای: میلاد نجفی / لاتاری محصول موسسه سینمایی سیمای مهر/ تهیه کننده: سیدمحمود رضوی بازیگران: هادی حجازی فر, ساعد سهیلی, زیبا کرمعلی, جواد عزتی, حمید فرخ نژاد,امیرحسین هاشمی, نادر سلیمانی حواشی فیلم «لاتاری»: پروانه ساخت فیلم «لاتاری» با مشکلاتی رو به رو شده بود که سرانجام در پی تلاش های محمدحسین مهدویان، بعد از سه ماه، مجوز ساخت این فیلم صادر شد. جمال شورجه یکی از اعضای شورای پروانه ساخت در مصاحبه‌ای گفت: "مصلحت نیست فیلمسازی چون مهدویان با ساخت این فیلمنامه که موضوع حساسیت برانگیزی دارد (قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی) دچار حواشی شود." محمدحسین مهدویان درباره فیلم «لاتاری» گفت: "«لاتاری» خیلی عجیب و غریب نیست. امیدوارم اتفاقات خوبی در «لاتاری» بیفتد مخصوصا اینکه فیلم‌های جدیدم را بهتر ساخته‌ام و آن‌ها را بیشتر دوست دارم و مطمئنم که «لاتاری» را از همه فیلم‌هایم بیشتر دوست خواهم داشت. " سیدجمال ساداتیان از اعضای هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر درباره فیلم «لاتاری» گفت: "پیرنگ فیلم به شدت اجتماعی و موضوع فقر است و کار خوبی است." محمدحسین مهدویان درباره ساخت فیلم «لاتاری» در گفت و گو با صبح نو، گفت: " لاتاری یک ویژگی منحصر‌به‌فرد داشت و آن این است که تولید این فیلم از طرف جایی به من پیشنهاد نشده بود؛ همین مورد، لاتاری را برایم متمایز می‌کند. این فیلم ایده‌ای بود که به ذهن من و دوستانم در گروهمان رسید و تصمیم گرفتیم به هرقیمتی که شده آن را بسازیم. برای ساختش به دنبال سرمایه، تهیه‌کننده و مجوز رفتیم و قدم به قدم پای فیلم ایستادیم تا ساخته شود" ایمان کرمیان( مدیر جلوه‌های ویژه میدانی ) درباره فیلم «لاتاری» گفت: " «لاتاری» یک اثر اجتماعی روز با سناریو و ساختار کاملا متفاوت است." محمدحسین مهدویان علاوه بر فیلم «لاتاری»، مستند «ترور سرچشمه» را نیز در بخش مستند سی وششمین جشنواره فیلم فجر دارد. دیالوگ‌های فیلم «لاتاری» مبنی بر جنایات بعثی‌ها در شهر سوسنگرد، موجب اعتراض برخی ها به محمد حسین مهدویان شد. مهدویان در این‌باره توضیح داد: "پخش نسخه ناقص و غیرآماده سکانسی از فیلم سینمایی لاتاری باعث سوءتفاهم در جمعی از شهروندان شهر مقاوم و قهرمان سوسنگرد شد. فیلم لاتاری درباره غیرت ایرانی است، غیرت همه ایرانی ها." منبع: سلام سینما
  4. sajjad

    زندگینامه: صادق واحدی به گفته ی منابع خبری معتبر اهل کرج است اما در یکی از مصاحبه های خود اعلام میکند که اهل تهران است،او در 7 اردیبهشت سال 1369 چشم به جهان گشوده است،او که مادرش پزشک است،در سن 13 سالگی به دلیل فوت پدرش به ارمنستان مهاجرت کرد و در همانجا بود که با حصین آشنا شد. به گفته ی خودِ صادق آهنگ های او حاصل حاصل چالش های فردی اجتماعی هستند و او خود و حصین را در یک مکتب فکری میداند و از نظر صادق طرز تفکر صادق و حصین بسیار شبیه به هم است،صادق اولین آهنگ رسمی خود را با همکاری حصین در سال 89 منتشر کرد که این آهنگ جفت کفش نام گرفت و چندی بعد نیز آلبوم صبح بخیر ایران با صدای او منتشر شد. صادق و حصین با همکاری هم کمپانی حصین کاغذ را گسترش داده و کاغذ رکورد را تاسیس کردند،او بارها از همکاری با حصین ابراز خشنودی کرده است و او را یک فرد حرفه ای خطاب کرده است. نظر صادق درباره ی برخی از آهنگ های او: اعتراف:به گفته ی صادق شعر اعتراف حسِ لحظه ی و باید و نباید هایی بوده که او در جامعه دیده است،تکست این آهنگ در مدت دو روز آماده شده. سنگین:به گفته ی صادق،ترک سنگین بیشتر از چیزی که او فکر میکرده بازتاب داشته و مورد پسند مخاطبان قرار گرفته است و در واقع حس یک فرد که در انتهای راه،بریده است و فرد دیگری که در همین انتها قرار داشته ولی باز امید دارد را نشان میدهد. جفت کفش:دیدگاه صادق در اجتماع است. شبا،رد پا،تنهایی: صادق این ترک را حاصل خط فکری مشترک او با حصین میداند و عقیده دارد آنچه در این آهنگ است چیزی بوده که او وحصین در آن زمان تمایل داشته اند تا به گوش مخاطبان خود برسانند. تکرار:به گفته ی صادق نوشتن شعر تکرار یک ماه به طول انجامیده و این ترک که در آستانه ی سال نو منتشر شد و قصد نشان دادن تفاوت های اجتماعی در بین مردم را داشت. منابع: mustext
  5. sajjad

    نام : لمس واژه سرنوشت نویسنده : پاتریشیا ویلسون تعداد صفحات : 267 ژانر : عاشقانه، اجتماعی‎ خلاصه رمان : استفانی دختری جوان، به درخواست خواهرش که میخواهد همراه همسرش به مسافرت برود، برای نگهداری خواهرزاده ش ژان پاول به جزیره ای که آنها درش زندگی می کنن میره… کریستین عموی ژان پاول هست، یک مرد مستبد مثل بن ، پولدار مثل بن از راه میرسه که شخص خودش مراقب ژان پاول باشه… اما استفانی اجازه نمیده و... نسخه PDF به صورت کامل | ۱.۹ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۱۴۳ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن |۷۱۲کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۷۳۴ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  6. sajjad

    نام : شوره زار نویسنده : معصومه آبی تعداد صفحات : 924 ژانر : عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان : حافظ مردی است در دهه ی چهارم زندگی اش, که مسئولیتی سنگین را سالهاست به دوش میکشد.او هم پدر است و هم مادر. اما قلب او درگیر احساسات مختلفی است که تلاش می کند برای آسایش عزیزانش با آنها منطقی برخورد کند ولی..... حافظ میان دستان روزگار می چرخد و می چرخد و می چرخد و می رسد به......!! نسخه PDF به صورت کامل | ۵.۷ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۴۰۶ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۹۷۲ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۱ مگابایت منبع: رمان فوریو
  7. sajjad

    نام: ناگفته ها نویسنده : بهاره حسنی تعداد صفحات: 1208 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: داستان در مورد دختر جوانی به اسم نازلی کسروی است که بعد از فوت ناگهانی مادر بزرگش و بعد از سالها دوری به ایران برمیگردد… آشنایی او با مرد جوانی در هواپیما و ناگفته هایی در مورد زندگیش، این داستان را شکل خواهد داد ... نسخه PDF به صورت کامل | ۴.۵۶ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۴۰۶ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۹۵۰ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۱ مگابایت منبع: رمان فوریو
  8. sajjad

    نام: جان و شوکران نویسنده: بهاره حسنی تعداد صفحات: 1344 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: سونا پیرزاد که دانشجوی هتل داری در قشم است، شبانه و با تلفنی که به او می شود به تهران بر می گردد. جایی که برای او آبستن حوادثی است که این داستان را شکل خواهد داد. داستانی درباره زخم ها و مرهم ها، کینه ها و بخشش ها، درد ها و درمانها نسخه PDF به صورت کامل | ۶ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۴۲۰ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۹۰۰ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۱ مگابایت منبع: رمان فوریو
  9. sajjad

    نام: در جگر خاریست نویسنده: نسیم شبانگاه تعداد صفحات: 1637 ژانر: عاشقانه ، اجتماعی خلاصه رمان: قصه نفس ، قصه یه مامان کوچولوئه، کوچولو به معنای واقعی … مادری که مصیبت می کشه و با درد هاش بزرگ میشه. درد هایی که مثل یک خار میمونن توی جگر. نه پایین میرن و نه میشه بالا آوردشون… نسخه PDF به صورت کامل | ۶.۱۷‍ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۴۵۵ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۱۰۲۳ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۱.۱۱ مگابایت منبع: رمان فوریو
  10. sajjad

    استادان ...

    استادان در را به شما نشان می‌دهند اما این شمایید که باید آن را بگشایید و وارد شوید.
  11. sajjad

    چیزی که گفتم ...

    من فقط واسه چیزایی که گفتم مسئولم نه واسه چیزایی که تو برداشت کردی...
  12. sajjad

    گوش دهید ...

    وقتى صحبت ميكنيد فقط در حال تكرار مطلبى كه از قبل ميدانيد هستيد. اما اگر گوش دهيد ، ممكن است مطلب جديدى ياد بگيريد!!
  13. sajjad

    نام: در انتظار آرامش نویسنده: mohaddese989 تعداد صفحات: 178 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: برهم خوردن نامزدی دو عاشق؛ یکی تن به ازدواجی می دهد ناخواسته... دیگری تن می دهد به کینه ؛ هر دو دستاویز می سازند تا درکار کسی که باعث این هجران است نفوذ کنند و حق خود را بگیرند. چه کسی باعث این جدایی ست ؟ آیا واقعا عشقی وجود دارد ؟ چه کسی برنده این بازی عشق و دروغ است را باید خواند. مقدمه: وقتی کسی را داری،نداشتنش سخت هضم می شود درست است رفتی و به پشت سر نگاه نینداختی،درست است رفتی و سوزاندی قلب منی را که بی تو هیچ بود... اما می آیم به سویت... من هنوز هم در انتظارم جانم در انتظار طلوع دوباره ام در انتظار کسی که زندگی ام شد در انتظار یک تو در انتظار آرامش نسخه PDF به صورت کامل | ۱ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۷۵ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۱۹ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۶۴۴ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  14. sajjad

    نام: سفر به دیار عشق نویسنده: arameeshgh20 تعداد صفحات: 2144 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: چهار ساله همه ازش متنفرن… پدر، مادر، برادر، حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو بدرد میارن… فقط و فقط به جرم بی گناهی، بی گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره… تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه ای رو میبینه که از هر آشنایی براش آشناتره یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره… خودش هم نمیدونه ولی این میشه نقطه ی آغاز دوباره .... نسخه PDF به صورت کامل | ۱۲.۳ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۹۲۴ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۱.۵ مگابایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۱.۶ مگابایت منبع: رمان فوریو
  15. sajjad

    نام: گل شیفته نویسنده: سحربانو69 تعداد صفحات: 700 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: همش از یه رقابت کاری شروع شد بین دو مرد که باعث شد دودش بره تو چشمِ یه دختر..یه دختر تنها و بی پناه که نتیجش شد بی کسی و تنهایی.. نتیجه اش شد هفت سال دوری.. نسخه PDF به صورت کامل | ۴.۲ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۳۴۳ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۹۰۲ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۱ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  16. sajjad

    نام: عروسک جون نویسنده: فاطمه ایمانی تعداد صفحات: 593 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: می دونی عروسک جون وقتی دنیات به کوچیکی شهری شه که توش نگاهها همه آشنان اما قلبا نا آشنان … وقتی رویاهات به طرز خنده آوری تو یه حجم سفید پیچیده و میون یه جمع سیاهپوش که چشم دیدنت رو ندارن به خاک سپرده می شه … وقتی آخرش می فهمی همون رویاها فقط یه مشت کابوس بودن… اونجاست که حس میکنی دیگه چیزی برای از دست دادن نداری و به آخر خط رسیدی اما… من میخوام رو پاهام بمونم. فقط به خاطر تو عروسک جون … نسخه PDF به صورت کامل | ۳.۷ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۹۷ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۵۰ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۹۳۶ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  17. sajjad

    نام: همه حالتو میپرسن نویسنده: ف.کوئینی تعداد صفحات: 334 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: داستان درمورد زنی به نام هستی هست که از همسرش جدا شده.کمی به زندگی بعد از جداییش و مشکلاتش پرداخته و به علت جداییش اشاره میشه.و تاثیر انتخاب های اشتباه. توی این رمان، از کارهای محیرالعقول خبری نیست.زمان و مکان خاصی هم مدنظر ندارم.یعنی تاریخ خاصی براش درنظر ندارم.اما شخصیت اصلی رو متولد دهه 60 توی ذهنتون داشته باشید. داستان از زبون اول شخص روایت میشه(دختر). شخصیت های اصلی: شخصیت اول زن:هستی خوشبخت شخصیت اول مرد:شایان سارنگ نسخه PDF به صورت کامل | ۲.۳ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۱۵۹ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۷۲۶ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۷۵۴ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  18. sajjad

    نام: مرد کوچک نویسندگان: ماهرخ.ش و sun daughter تعداد صفحات: 215 ژانر: عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان: بعد از سیزده سال هنوز بچه است… یه بچه ی بیست ساله… سیزده سال کودکیشو خواب بود… حالا که بیدار شده نباید توقع داشته باشیم بزرگ باشه… اون یه مرده… یه مرد کوچیک!! نسخه PDF به صورت کامل | ۱.۶ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۱۰۶ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۶۷۵ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۶۸۶ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  19. sajjad

    نویسنده : نیلوفر قائمی فر تعداد صفحات : ۵۰۹ ژانر : عاشقانه، اجتماعی خلاصه رمان : گاهی تو زندگی نمیدونی انتخابت درسته یا نه ، نمیدونی عکس العملت عاقلانه است یا نه ، جای عقلت غرورت تصمیم میگیره ، نفرتت راهت رو نشون میده و انتقام مثل یه ویروس تموم جونتو میگیره اما زهی خیال باطل که این حس کینه جویی اول از همه به خودت ضربه وارد میکنه…! وقتی دل آدم سیاه بشه چشماش به خیلی چیزا بسته میشه مثل معرفت ، مثل عشق ، مثل عقل …! گاهی میدونی داری راه رو اشتباه میری ، زجر میکشی ولی میگی غرورمو شکوندن ، فکر میکنی با لج بازی داری تلافی میکنی ولی خبرنداری که لج بازی تو زندگی چاقوی دولبه است ، هر وَرِشُ که بگیری دست خودتم میبره! من توتیا دختر کوچیک جعفر آقا درست عین عقل کل خونواده همیشه حرفام و تصمیماتم درست بود اما یه امتحان کوچیک یه تصمیم بزرگ یه غرور کاذب …. زندگی منو زیر و رو کرد اونقدر که یه توتیا شد و یه آینه عبرت … نسخه PDF به صورت کامل | ۳.۲ مگابایت نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | ۲۴۲ کیلوبایت نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | ۸۲۹ کیلوبایت نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | ۸۶۳ کیلوبایت منبع: رمان فوریو
  20. sajjad

    سارا دختر کوچولوی زیبا وباهوش ۵ساله ای بود که یک روز که همراه مادرش برای خرید به مغازه رفته بود چشمش به یک گردنبند مروارید بدلی افتاد . چقدر دلش اونو می خواست.پس پیش مادرش رفت و از او خواهش کرد که اون گردنبند رو براش بخره. مادر ش گفت: این گردنبند قشنگیه اما چون قیمتش زیاده من برای خریدش واسه تو یه شرط میذارم، شرطم اینه که وقتی رسیدیم خونه من لیست کارهایی رو که میتونی انجام بدی بهت میدم وتو با انجام اون کارا می تونی پول گردنبندتو بپردازی ، سارا قبول کرد و با زحمت بسیار تونست پول گردنبندشو بپردازه. وای که چقدر اون گردنبندو دوست داشت، همه جا اونو به گردنش مینداخت. سارا یه پدر خیلی مهربون داشت که هرشب براش قصه دلخواهشو می گفت. یه شب بعد از اتمام داستان پدرش گفت: دخترم! تو منو دوست داری؟ اوه! البته پدر من عاشق توام پس اون گردنبند مرواریدتو به من بده. نه پدر اونو نه! اما می تونم عروسک مورد علاقه ام رو که سال پیش برای تولدم بهم هدیه دادی بهت بدم، قبوله؟.... پدر : نه عزیزم ولی اشکالی نداره! هفته ی بعد دوباره پدرش بعد از خوندن داستان به دخترش گفت: دختر عزیزم تو منو دوست داری؟ دختر : البته پدر تو می دونی که من خیلی دوستت دارم و عاشق توام پدر: پس اگه راست میگی اون گردنبند مرواریدت رو به من بده دختر کوچولو : نه پدر اون نه! اما می تونم اون اسب کوچولو وصورتی ام رو بهت بدم ، اون موهاش خیلی نرمه تو میتونی اونو ببری توی باغ و باهاش بازی کنی پدر : نه عزیزم اشکالی نداره، شبت بخیر خوابهای خوب ببینی.. و او نو بوسید. چند روز بعد وقتی پدر اومد تا برای دختر کوچولویش داستان بخونه دید که دخترش روی تخت نشسته و گریه می کنه .. دخترک پدرش رو صدا کرد وگفت: پدر منو ببخش ... بیا! و دستش رو به سمت پدر برد وقتی مشتش رو باز کرد دونه های گردنبندش توی مشتش بود اونارو توی دست پدرش گذاشت. پدر با یه دست دونه های مروارید رو گرفت و با دست دیگه از جیبش یه جعبه ی بسیار زیبا در آورد که توش گردنبند مروارید اصل بود، پدرش در تمام این مدت اونو نگه داشته بود تا هر وقت دخترک از اون گردنبند بدلی دل کند، اونو بهش هدیه بده! این مسئله درست همان کاری است که خداوند در مورد ما انجام میدهد. او منتظر می ماند تا ما از چیز های بی ارزشی که در زندگی به آن وابسته شده ایم دست برداریم تا او گنج واقعی اش را به ما بدهد...! نکته اخلاقی : بدلیجات زندگی شما چه چیزهایی هستند که سفت و سخت به آن چسبیده اید ؟!؟!
×