رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ارتباط با دیگران'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • انگلیسی
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

2 نتیجه پیدا شد

  1. امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم. با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد. در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید. درباره‌ی این ابزار مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند. این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید. چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید: استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید. استفاده از چارچوب برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید. ۱. استراتژی برقراری ارتباط در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید: چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد. ۲. استراتژی مخاطبان سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد. این سؤالات را از خود بپرسید: مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید. سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند. ۳. استراتژی پیام در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید: آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید. آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید. همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید. اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید. ۴. استراتژی کانال ارتباطی در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است. این سؤالات را در نظر بگیرید: کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید. مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید. نکته: از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است. منبع: چطور
  2. sajjad

    چه در رابطه با کارمند یا مدیری اعصاب خورد کن در محیط کار باشید یا در رفاقتی چندین ساله با یک دوست و یا در حال گذراندن شیرین‌ترین روزهای عمرتان با همسر یا نامزد عزیزتان، حتما پیش آمده در این رابطه‌ها برای لحظاتی دچار تعارض و درگیری با طرف مقابل خود شده‌اید. شاید برایتان جالب باشد بدانید، خیلی از این مواقع خطاهایی که در فکر ما پدید می‌آید، باعث به وجود آمدن این دلخوری‌ها در رابطه‌ها می‌شود. این خطاها افکار منفی هستند که به ذهن ما هجوم می‌آورند و مانند ویروس‌های یک کامپیوتر به سیستم پردازش فکر ما نفوذ می‌کنند و آن را از کار می‌اندازند. در این مواقع است که درست نمی‌توانیم در لحظه‌های مشاجره با طرف مقابل تصمیم بگیریم که چه واکنش درستی را باید نشان دهیم. شناختن این ویروس‌ها به ما کمک می‌کند تا ببینیم ذهن ما بیشتر مواقع دچار چه خطاهایی می‌شود و مهم‌تر از همه یاد بگیریم از حضور این ویروس‌های خطرناک در ذهن خودمان در رابطه با دیگران جلوگیری کنیم. خطاهای ذهنی شامل چه چیزهایی هستند؟ خطاها یا همان افکار منفی که ناخواسته به ذهن ما هجوم می‌آورد، به محض باز شدن نخستین مسیر، وارد ذهن من و شما می‌شوند. آن‌ها کمک می‌کنند تا بدبینی‌ها و نگرانی‌ها به واقعیت تبدیل شوند. خطای فکری را تصور کنید که مدام در ذهن شما می‌گوید: «من می‌دانم که در امتحان روز شنبه موفق نخواهم شد». طبیعی است این فکر، انرژی، انگیزه، روحیه و تمرکز شما را از بین می‌برد و حتی زمانی که تصمیم می‌گیرید درس بخوانید و مطالعه کنید، کمترین کارایی را خواهید داشت. پس اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، خطاهای فکری یا همان ویروس‌های خطرساز ذهن بدون اجازه وارد ذهن ما می‌شوند و سریع‌تر از آنچه فکرش را بکنید، هرآنچه اضطراب، نگرانی و فکرهای منفی است، برای شما به جای می‌گذارند و اجازه درست فکر کردن را از شما می‌گیرند. افکار منفی ذهن چه شکل و شمایلی دارند؟ این خطاهای فکری صداهایی هستند که مدام در ذهن و فکر خود می‌شنوید و گاهی آنقدر تکرار می‌شوند که شما را مجبور می‌کنند به حرفشان گوش کنید. بیرون کردن این صداهای مزاحم و توجه نکردن به آنها بسیار سخت و دشوار است و چنان از شما انرژی می‌گیرد که چاره‌ای جز تسلیم شدن در دام افسردگی و اضطراب آنها در خود نمی‌بینید. بیایید با هم برخی از این افکار منفی را مرور کنیم و به حرفهایشان گوش دهیم: او هیچوقت به من گوش نمی‌دهد. امروز روز خوبی بود، اما دلیل نمی‌شود فردا و پس فردا هم، همینطور باشد.. او من را دوست ندارد. او مواظب من نیست. من تجسم واقعی یک «بازنده» هستم. این اشتباه اوست. چه لزومی دارد این افکار را شناسایی کنیم؟ قبل از هر چیز باید باور داشته باشیم که افکار و احساسات ما «واقعی» هستند. درست مثل خانه و ماشین و کیف و کتاب و دست و پای ما. باید به خاطر داشته باشیم که افکار ما و احساساتی که در اثر آنها به وجود می‌آیند، سینگالهای الکتریکی متفاوتی را در مغز ایجاد می‌کنند و تک تک سلولهای بدن ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. آیا جز این است که در زمان عصبانیت، معده کمتر کار می‌کند و مغز بیشتر از پیش متمرکز می‌شود؟ آیا جز این است که در زمان افسردگی، افق فکر کردن و برنامه ریزی ما کوتاه‌تر می‌شود؟ آیا جز این است که در شرایط اضطراب و ابهام، دستهای ما عرق می‌کند و پیشانی ما خیس می‌شود؟ پس فکرها و حس‌هایی که در مغز ما شکل می‌گیرند، کاملا واقعی هستند. درست مثل همه چیزهای واقعی در اطرافمان. پس باید سعی کنیم اول از همه افکار خود را شناسایی کنیم و بعد از آن ویروس‌هایی که ممکن است ذهن ما را آلوده کند، بشناسیم. پس بهترین تشبیه این است که به این افکار منفی، به چشم یک «ویروس ذهنی» نگاه کنید. یادتان باشد این ویروس‌ها واقعی هستند، بر روی فکر و ذهن ما تأثیر می‌گذارند؛ اما حرفهایی که می‌زنند الزاما واقعی نیستند. شناسایی ویروس‌های ذهن و راهکارهای مقابله با آنها می‌توانیم فرض کنیم این ویروس‌ها، از هشت دسته مختلف هستند. بیایید هر یک از آنها را مرور کنیم… ۱-ویروس همیشه / هرگز / همه / هیچکس این ویروس به محض اینکه کمی سطح انرژی و تمرکز ذهنی ما کاهش پیدا کند به سراغ ما می‌آید. می‌توانیم این ویروس را ویروس تعمیم دادن هم بنامیم. «او همیشه به من بی توجهی می‌کند. هیچکس به من و آرامش من فکر نمی‌کند. همه از من سواستفاده استفاده می‌کنند. هر وقت به سراغ فلانی رفتم به من پاسخ رد داده است…». این‌ها همه صداهای ویروس تعمیم دادن در ذهن ما هستند. در این شرایط، کافی است از خودمان یک بار دیگر بپرسیم: «واقعا همیشه اینطور بوده است؟ واقعا همه اینگونه بوده‌اند؟ یعنی هرگزاین اتفاق نیفتاده است؟» ۲-ویروس تمرکز بر نکات منفی ما از تمام رویدادهای خوب صرف نظر می‌کنیم و تنها اتفاقات، رویدادها، احساس و انگیزه‌های منفی را مورد توجه قرار می‌دهیم. گاه کارمندانی را می‌بینم که ده‌ها جمله و تعریف و سخنان خوب از رئیس خود شنیده‌اند و به راحتی فراموش کرده‌اند، اما یک توهین یا حرف اشتباه عمدی یا سهوی رئیس را نمی‌توانند به فراموشی بسپارند. در این زمان می‌توانیم از بازی شاد بودن استفاده کنیم. تلاش می‌کنیم در هر رویدادی دنبال آن جنبه‌های مثبتی بگردیم که قبلا مورد توجه قرار نداده‌ایم. ۳-ویروس پیشگو این ویروس بدترین نتیجه قابل تصور را برای شما پیش بینی می‌کند. این ویروس می‌داند که شما در کسب و کار جدیدتان شکست خواهید خورد. می‌داند که شخصی که پشت تلفن است، پس از قطع شدن تماس، به شما ناسزا خواهد گفت. می‌داند که مشتری از شما خرید نخواهد کرد و …این ویروس‌ها معمولا باعث می‌شوند، احتمال به وقوع پیوستن رویدادهای بد، افزایش یابد. همچنین زمینه لذت بردن از اتفاق‌های خوب را نیز از بین می‌برند. همیشه به یاد داشته باشیم که اگر می‌توانستیم آینده را به این شفافیت و وضوح ببینیم، الان جای دیگری بودیم! ۴-ویروس ذهن خوان این ویروس در مغز شما زمزمه می‌کند که «من می‌دانم او الان در ذهن خود راجع به تو چه می‌گوید» ویا «من دقیقا می‌فهمم الان در مغز او چه می‌گذرد» و جملاتی از این دست. این جملات باعث می‌شوند اثر ارتباط و تبادل پیام در گفت‌وگو و ارتباطات شما کم رنگ‌تر شود. وقتی که فکر کنی می‌دانی طرف مقابل چه می‌خواهد، کمتر به گفته‌ها و زبان بدن و علائم چهره طرف مقابل دقت می‌کنید. اگر هم دقت کنید فقط پیامهایی را دریافت می‌کنیم که با پیش فرضهای ما، تطبیق داشته باشد و این به معنای نابودی یک ارتباط دو طرفه است. ۵-ویروس احساسی این ویروس با شما حرف میزند و می‌گوید: «من حس می‌کنم این کار خوبی است…» و «حس من می‌گوید که او دروغ می‌گوید» و ده‌ها جمله دیگر از این نوع. احساسات پدیده پیچیده‌ای هستند. احساسات معمولا ریشه‌های عمیقی در خاطرات گذشته ما دارند. بعضی وقتها هم به ما دروغ می‌گویند. اما اکثر انسانها عادت کرده‌اند به صدای ویروس احساسی خود گوش دهند و از او دلیل نخواهند. عادت کنید از ویروس‌های احساسی خود دلیل بخواهید و بی دلیل، به هیچیک از گفته‌های آنها گوش ندهید. ۶-ویروس بایدها «تو باید…». «توباید درس بخوانی». «تو باید الان به … زنگ بزنی». قسمت عمده‌ای از زندگی ما را این «تو باید…» ها شکل می‌دهند. تا حدی که می‌توانید باید این صدا را به صدای «من می‌خواهم…» تغییر دهید. وظیفه‌ای که از اجبار انجام می‌شود نه اراده، به هیچکس سودی نخواهد رساند. ۷-ویروس برچسب گذار زمانی که صفتی منفی را به دیگران نسبت می‌دهید، جملات این ویروس را تکرار می‌کنید. او احمق است. او ساده لوح است. او مغرور است. او دیوانه است. هیچیک از ما آنقدر قدرتمند و شخصیت شناس نیستیم که با مشاهده چند حرف و رفتار بتوانیم به سادگی روی دیگران برچسب بگذاریم. ما جای آنها نبوده‌ایم تا بدانیم که اگر ما بودیم، با همان دانش و با همان گذشته و با همان تجربیات، آیا همان رفتار و گفتار را داشتیم یا نه. این برچسب‌ها تعامل و گفتگو را بهتر نمی‌کنند، اما به سادگی می‌توانند مانع آن شوند. ۸-ویروس مقصریاب این ویروس همه جا به دنبال مقصر می‌گردد. واقعیت این است که دانستن یا ندانستن مقصر نمی‌تواند هیچ کمکی به رفع مشکلات بکند. اما می‌تواند روند جستجوی راه حل را به شدت کند نماید. ویروس مقصر اگر دیگران را مقصر اعلام کند، مسئولیت بهبود شرایط را از شما سلب می‌کند و اگر شما را مقصر اعلام کند، انگیزه بهبود شرایط را از شما می‌گیرد. قسمت عمده‌ای از زندگی ما را این قضاوت‌هایی که در مورد کارهای دیگران داریم یا در مورد قصور و تقصیرهای خود داریم شکل می‌دهند. تا حدی که می‌توانید باید این صدا را به صدای «من در آینده می‌خواهم…» یا «به او می گویم که در آینده …» تغییر دهید. تمرین روزانه برای خلاصی از ویروس‌های ذهن هر روز زمانی از اوقات خود را به این بگذرانید تا ببینید چه تعداد ویروس در ذهن شما فعال است؟ این ویروس‌ها هم دقیقا مانند ویروس‌های واقعی هستند. اگر در ذهن شما باشند و ببینند کسی به آنها توجه نمی‌کند، هر لحظه ویروس‌های بیشتری به جمعشان افزوده می‌شود. تا حدی که فرصت و انرژی را برای انجام ساده‌ترین فعالیتهای روزانه نیز از شما گرفته می‌شود. اگر می‌خواهید تمام مغز شما از هیاهوی این ویروس‌ها پر نشود، حتما باید به هر یک از آنها و صدای آنها توجه کنید و قبل از اینکه انعکاس صدای آنها تمام ذهن شما را پر کند، بکوشید تا گفته آن ویروس‌ها را زیر سؤال ببرید. متأسفانه ما ترجیح می‌دهیم این افکار را سرکوب کنیم یا به آنها بی توجهی کنیم. اما این کار باعث از بین رفتن آن‌ها نمی‌شود، بلکه باعث زیاد شدن آن‌ها می‌شود. پس اگر خواهان ارتباط خوب و موثر با دیگران هستید و از کشمکش روزانه با دیگران خسته شده اید،در روزهای آینده، بیشتر از همیشه به افکار خود توجه کنید و ببینید در ذهن شما بیشتر محل رفت و آمد کدام ویروس است؟ یک بار برای همیشه تصمیم بگیرید: ذهن شما محل زندگی ویروس‌هاست یا افکار خوب و کارآمد! منبع: سپیده دانایی نویسنده : عطیه رضایی
×