رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ازدواج'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

50 نتیجه پیدا شد

  1. ۱- آیا همسرتان از شما انسان بهتری ساخته است؟ آیا شما هم برای او این قدم را برداشته‌اید؟ ۲- آیا هر دوی شما در بیان احساساتتان به دیگری، تکیه کردن به او و کمک خواستن راحتید و می‌دانید که او شما را ترک نخواهد کرد؟ ۳- آیا هر دوی شما، دیگری را همان‌طور که هست پذیرفته‌اید و نیازی به ایجاد تغییر در او نمی‌بینید؟ ۴- آیا نظر مخالفتان را با آرامش و احترام به یکدیگر اعلام می‌کنید؟ ۵- آیا هر دو در تصمیم‌گیری‌ها دخیل هستید و خود را در رابطه مؤثر می‌دانید؟ ۶- آیا هر دو بهترین دوست یکدیگرید؟ ۷- آیا بیشتر از اینکه به «من» و «تو» فکر کنید، احساس «ما» بودن دارید؟ ۸- آیا می‌توانید رمز حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی یا رمز کارت بانکی‌تان را در اختیار او قرار بدهید؟ ۹- آیا نظرات واقع‌بینانه و مثبتی نسبت به یکدیگر دارید؟ ۱۰- آیا همسر شما و دوستان نزدیکتان معتقدند رابطه‌ای بسیار خوب و پایدار دارید؟ ۱۱- آیا رابطه شما عاری از خیانت، حسادت و کنترل رفتار دیگری است؟ ۱۲- آیا دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی مشترکی دارید؟ آیا ازدواج برای هر دوی شما به یک‌اندازه مهم است و در مورد داشتن فرزند و نحوه تربیت او به توافق رسیده‌اید؟ ۱۳- آیا هر دوی شما حاضر به فداکاری برای همسر خود هستید؟ ۱۴- آیا هر دو شخصیتی سازگار و با ثبات روانی دارید؟ ۱۵- آیا از رابطه زناشویی خود احساس رضایت دارید؟ محاسبه امتیاز برای داشتن رابطه‌ای پایدار و سالم، نیازی نیست که به هر ۱۵ سؤال پاسخ مثبت بدهید. گاهی ممکن است سؤالی از نظر شما و همسرتان اهمیت چندانی نداشته باشد و بخواهید آن را حذف کنید. با این حال هرچقدر به سؤالات بیشتری پاسخ مثبت بدهید، احتمال پایدار بودن رابطه‌تان بیشتر است. لواندوسکی می‌گوید: «روابط انسانی بسیار پیچیده است. این لیست هرچند دید خوبی نسبت به رابطه‌تان ارائه می‌دهد، اما هیچ‌کس نمی‌تواند پایداری یک رابطه را صد درصد تضمین کند». منبع: IFLScience
  2. در قسمتی از ویدئوی نکوداشت «اکبر عبدی» که در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر پخش شد، او از همسرش برای گرفتن همسر دوم اجازه گرفت! عبدی که همسرش، دختر دایی اوست، در قسمتی از این ویدئو با شوخی و خنده می گوید: «من هنوز با زن اولم هستم در صورتی که جا دارد زن پنجم و ششم را گرفته باشم... دارم با او به تفاهم می رسم که یک یا دو زن دیگر بگیرم چون این ماجرا برای من افت هنری دارد. اگر این مصاحبه یک ربع دیگر طول بکشد، من رضایت این موضوع را از تو می گیرم...» هرچند شوخی بودن این ماجرا برای هر بیننده ای واضح است اما بیان چنین شوخی هایی جلوی دوربین، توجه به چند نکته را ضروری می کند. بیشتر شدن صمیمیت زوج ها با شوخی کردن بیشتر تحقیقات در حوزه سلامت روان و همچنین روابط زوج ها، به نقش مهم و سازنده شوخ طبعی اشاره کرده اند. افرادی که شوخ طبعی بیشتری دارند، انعطاف پذیرتر نیز هستند. از سوی دیگر، شوخی می تواند باعث کاهش استرس شود و افراد را به هم نزدیک کند. تقریبا بیشتر مردان به صورت ذاتی این نکته را می دانند که برای کسب توجه خانم ها، شوخ طبعی یک ابزار کارآمد است اما باید توجه داشت که با هر موضوعی نمی توان شوخی کرد. پخته ترین نوع شوخی شاید بتوان گفت شوخی با خود و به نوعی هدف قرار دادن برخی رفتارها و اخلاق های خود در شوخی، پخته ترین نوع شوخی است. شخصی که توان شوخی با خود را دارد، از نظر پختگی اجتماعی و توسعه روحی روانی در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در مقابل اشخاصی که با مسخره کردن دیگران اقدام به خنداندن بقیه افراد می کنند، احتمالا افرادی انتقاد ناپذیر هستند و به خودشکوفایی نرسیده اند. توجه به برداشت طرف مقابل از شوخی زن و شوهرها درباره شوخی کردن در زندگی مشترک، باید چند نکته را رعایت کنند. اولین آن ها، برداشت متفاوت زنان و مردان از یک شوخی خاص است. در نظر بیشتر زنان، حداقل درصدی از واقعیت در هر شوخی وجود دارد، اگرچه مردان بسیار راحت با هر موضوعی شوخی می کنند و چون شرایط واقعی نبوده است فکر می کنند که طرف مقابل ناراحت نخواهد شد. شوخی هایی که حس ناامنی به زنان می دهد بعضی مردان با همسر خود درباره موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق، رفتار و چهره دختران دیگر شوخی می کنند تا خود را بیشتر در دل همسرشان جا کنند غافل از این که این گونه سخنان برای بیشتر خانم ها اصلا شوخی محسوب نمی شود و احساس ناامنی به آن ها خواهد داد. مهم ترین عامل برای شوخی خوب، توان تفکیک مسائل شوخی بردار از مسائلی است که حتی شوخی نیز بر نمی دارند. وفاداری، عشق و علاقه دو طرف به یکدیگر، حفظ ثبات زندگی مشترک، شرایط فیزیکی (چاقی، لاغری، فرم بینی دو طرف)، احترام به خانواده های یکدیگر و... آن قدر جدی هستند که واقعا در بیشتر موارد نمی توانند سوژه خوبی برای شوخی باشند. باید به یاد داشته باشیم هدف از شوخی، ایجاد فضای مطبوع و کاهش تنش های روزمره است و قرار نیست با تحقیر دیگران، ایجاد حس ناامنی و کاهش اعتماد به نفس دیگری از طریق شوخی با برخی نقاط ضعف او چند لحظه ای باعث خنده دیگران شویم. مطرح نکردن چنین شوخی هایی در جمع از سوی دیگر، باید شرایط را نیز در نظر گرفت. ممکن است زوجی در خلوت خویش درباره خیلی از مسائل با یکدیگر شوخی کنند اما قرار نیست همان موضوع در جمع و در مقابل دیگران نیز مطرح شود. شاید فرد از شنیدن یک جمله از زبان همسری که به عشق او اعتماد دارد، ناراحت نشود اما به طور قطع تکرار آن از زبان یک فرد دورتر آزار دهنده است. تفاوت شوخی و متلک یادمان باشد که شوخی با متلک گفتن اشتباه نشود. بسیاری از افراد حرف خود را به صورت متلک در جمله ای به شکل شوخی بیان و سپس ادعا می کنند که شوخی کردم و منظوری نداشتم. اگر برای حفظ زندگی مشترک خود ارزش قائل هستید، از متلک گویی و نیش و کنایه به شدت بپرهیزید. اگر از موضوعی ناراحت هستید، به صورت واضح و با احترام بیان کنید تا بتوان برای آن راه حلی پیدا کرد. متلک گفتن در پوشش شوخی، فقط باعث دلخوری فرد مقابل می شود و معمولا هم از درونمایه اصلی کنایه مد نظر، به علت ناراحتی ناشی از زخم زبان، اجتناب صورت می گیرد. شوخی کردن در شرایط مناسب و با موضوع مناسب، عامل نزدیکی و صمیمیت افراد است اما شوخی با حساسیت های دیگران فقط باعث تخریب روابط می شود. همیشه به یاد داشته باشیم که شنونده شوخی های ما، در ذهن ما نیست و توان تشخیص این که واقعا قصد و غرضی در پشت این جمله به ظاهر شوخی وجود داشته یا نه را ندارد.
  3. چرا آن قدر که فکر مي کردم خوب نيستي؟ آن ويژگي همسرتان که در اولين ديدار به آهن ربايي براي جذب شما به او تبديل شده، معمولا جزو اولين خصوصيات اخلاقي اوست که در سال اول ازدواج براي تان آزاردهنده مي شود. علتش هم اين است که ما معمولا جذب آن خصوصيت يا ويژگي طرف مقابل مان مي شويم که خودمان آن ويژگي را نداريم. اين مسئله خيلي هم طبيعي است و در واقع يکي از مراحلي است که بايد براي تطبيق دادن خودتان با هم طي کنيد. پس سعي کنيد به جاي نشان دادن واکنش منفي تلاش خود را بکنيد تا با همسرتان همراه شويد و کم کم مي بينيد علاقه تان به اين ويژگي خاص از همسرتان سرجاي خودش بر مي گردد. چرا هميشه طرف من را نمي گيري؟ يکي از مسائلي که زوج هاي جوان در سال اول ازدواج خود با آن رو به رو مي شوند و واقعاً نمي دانند چه واکنشي بايد نسبت به آن نشان دهند، توقع طرف مقابل از آن هاست تا در همه مسائل خانوادگي طرف همسرشان را بگيرند و از او دفاع کنند. خوب است اين طور وقت ها درباره مسائل خانوادگي با هم صحبت کنيد و به اين نتيجه برسيد که چطور مي توانيد اين موقعيت ها را بدون دشمن تراشي مديريت کنيد. چرا علاقه ات هر روز کمتر مي شود؟ خيلي از نوعروس ها مي گويند چه اتفاقي افتاده که شوهرشان ديگر شور و حرارت دوران عقد را ندارد! خيلي ها به اشتباه شروع به سرزنش کردن خودشان مي کنند و مدام دنبال يافتن عيب و ايرادي در خودشان مي گردند که باعث کمتر شدن ابراز علاقه هاي شوهرشان شده است، اما آيا اين فکرها واقعيت دارد؟ اين مسئله تا حدي طبيعي است. چرا اين قدر اختلاف نظر داريم؟ دختر و پسري که با هم ازدواج مي کنند، لزوماً در همه زمينه ها، با هم اتفاق نظر ندارند و اگر براي يافتن زمينه هاي مشترک بيش از حد تلاش کنند، فقط خودشان را خسته مي کنند. يادتان باشد ازدواج شما لزوما بر پايه علاقه مندي هاي مشترک بنا نشده است؛ بنابراين به جاي اختلاف نظرها، بيشتر به نکاتي توجه کنيد که در آن ها با همسرتان اتفاق نظر داريد. فراموش نکنيد هيچ فردي کامل نيست و مناسب بودن همسرتان موضوعي نسبي است و شما نبايد توقع داشته باشيد تفاهمي کامل با هم داشته باشيد يا از تمام حرکات و افکار همسرتان راضي باشيد. گاهي درباره موضوعاتي پيش پا افتاده بايد کوتاه بياييد. چرا مشکلات مان را به خانواده ات گفتي؟ بعد از ازدواج، همسرتان مهم ترين شخص در زندگي و مهم ترين دغدغه ذهني تان است. شما بايد کمي مرزهايتان را با خانواده، دوستان و همکارانتان پر رنگ کنيد تا در آن ميان يک سرزمين با مرزهاي مشخص براي خودتان و همسرتان داشته باشيد و براي تحکيم ارتباط و استقلال تان تلاش کنيد. از اين به بعد بايد در مراحل زندگي با هم باشيد و خوشي هاي مشترکي را تجربه کنيد و در سختي ها کنار هم باشيد. يکي ديگر از جنبه هاي وفاداري اين است که با ديگران درباره کمبودها و مشکلات و بدي هاي همسرتان صحبت نکنيد. اگر در زندگي مشترکتان دچار مشکلي شديد درباره آن، تنها با همسرتان صحبت کنيد نه با دوستان يا خانواده تان. چرا طبق نظر من عمل نمي کني؟ در زندگي مشترک نبايد احساسات تان را پنهان کنيد و بدتر از آن، توقع داشته باشيد که همسرتان بدون دانستن نظر شما، ذهن خواني کند و مطابق تمايلات شما رفتار کند. ياد بگيريد چگونه به بهترين وجه به همسرتان بفهمانيد که در يک لحظه حوصله ادامه بحث را نداريد يا موضوعي براي شما جالب نيست. ابراز احساسات کنيد و گاهي از او تشکر يا معذرت خواهي کنيد. سعي کنيد مکالمات تان تا آن جا که ممکن است پر از شوق و مثبت انديشي باشد. چرا مدام از من انتقاد مي کني؟ سخنان حمايتي شيرين تر از انتقاد است بنابراين سعي کنيد انتقاد را با محبت و يادآوري نقاط مثبت طرف مقابل همراه کنيد. بايد تلاش کنيد هر چند اندک زندگي روزمره همسرتان را ساده و شيرين تر کنيد. در طول روز، زماني هر چند کوتاه را براي توجه به هم و گفت وگو باهم در نظر بگيريد. با اين کار احساس بهتري نسبت به هم خواهيد داشت. سعي کنيد هر وقت برايتان ممکن است در کارها به هم کمک کنيد. گاهي شما ظرف ها را جمع کنيد يا حمام را بشوييد. هيچ گاه منتظر نباشيد کاري را که به طور مشخص وظيفه هيچکدام تان نيست همسرتان انجام دهد و سعي کنيد پيش دستي کنيد. چرا با خانواده من کمتر ارتباط داري؟ يکي از دغدغه هاي ذهني زوج هاي جوان، چگونگي و ميزان ارتباط شان با دوستان و خانواده هايشان بعد از ازدواج است و معمولاً هر کدامشان تصور مي کند همسرشان بيشتر تمايل دارد با خانواده خودش باشد. ازدواج هيچ گاه نبايد باعث شود شما با خانواده و دوستان قطع رابطه کنيد بلکه بايد با يک برنامه ريزي صحيح به ديدار خانواده هر دو طرف برويد. اين در مورد علاقه ها و فعاليت هاي شخصي تان نيز صدق مي کند. نيازي نيست شما تمام سرگرمي هاي تان را کنار بگذاريد بلکه بايد توجه کنيد با ازدواج نسبت به رابطه تان مسئوليد و بايد مسئولانه زندگي تان را برنامه ريزي کنيد و در مورد آن ها بايد همراه همسرتان تصميم بگيريد و با برنامه ريزي تلاش کنيد به فعاليت هاي مورد علاقه تان برسيد. منبع: مشاورفا
  4. اوایل از اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم…اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت بود که من با محمد آشنا شم.. اون موقع محمد فقط هفده سالش بود.. اما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین. چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاک….اون موقعا همه چی پاک تر از الان بود… هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم. زنگ میزد..چون هیچ کدوم موبایل نداشتیم… اوایل اول دبیرستانم بود..وقتی داشتم میومدم خونه به محمد زنگ زدم و گفتم شب کسی خونه نیست بهم زنگ بزن…چون خانواده ی خیلی حساسی داشتم که اون موقعا اصلا با ها شون خوب نبودمم. شب که محمد زنگ زد بابام هنوز نرفته بود بیرون..بهم شک کردو همه چی رو فهمید..خیلی روز بدی بود….خیلی ترسیده بودم.فرداش به محمد گفتم دیگه بهم زنگ نزنه…خیلی خیلی ناراحت شد و گفت مگه میشه من بدون تو نمیتونم….ولی هر جوری بود ترک کردیم….شیش ماه عین جهنم بود برام…یه روزایی ساعت ۱۱ تلفنمون زنگ میخورد…. دقیقا شیش ماه بعد یه شب از بیرون زنگ زدم به محمد وقتی جواب داد دلم ریخت هر چی گفت الو من جواب ندادم.دلم براش تنگ شده بود.. شاید کسی باورش نشه ولی محمد فرداش بهم زنگ زدو گفت اومده طبقه ی اول خونشون تنها زندگی کنه شمارشو داد بهم…..وااای دلمون واسه هم لک زد ه بود…..من دیگه رفته بودم دوم دبیرستان….بازم رابطمون شروع شد…محمد همش بهم میگفت دوست دارم….خیلی بهم وابسته شدیم…این دفعه دیگه کسی نفهمید..من خاستگارای خیلی زیادی داشتم…تا اینکه یه روز یکی شون از دید مامانو بابام جدی شد…منم به محمد گفتم قضیه رو..همه ی فامیلش میدونستن که دوسم داره…ولی مامانش باورش نمیشد..اخه محمد پیش دانشگاهی بود…ولی به مامانش گفت اونم اومد منو دید و بهم گفت تو واقعا محمد و دوست داری منم گفتم خیلی… هر دو عاشق هم بودیم…چند روز بعدش مامانش اینا ازم خاستگاری کردن..مامانم اینا که میدونستن ما با هم دوست بودیم به شدت مخالفت کردن..تا اینکه بابام با باباش تنهایی صحبت کردن…بابای محمد فوق العادست و همه حرفشو قبول دارن… بعد از اون دیدار بابام رضایت داد به ازدوجمون….هر دو از خوشحالی نمیدونستیم چیکار کنیم…. فقط چند روز بعدش وقتی من دوم دبیرستان بودمو محمد پیش دانشگاهی ازدواج کردیم….هیچ وقت خاطره ی خوب اون روزا فراموشم نمیشه…. الان ۹ ساله که ازدواج کردیم.بچه نداریم…از قبلنا هم بیشتر عاشق همیم… تو این ماجرا مادرشوهرم از همه یشتر کمکمون کرد..تا ابد ازش ممنونم. همه کسایی که مارو میشناسن میگن ازدواج ما یه موهبت از طرف خدا بود…چون ما با هم بزرگ شدیم.. از خدا میخوام همه تا اخر عمرشون خوشبخت باشن…ما هم همینطور…
  5. ۱- توجه بیشتر به ظاهر با خودتان صادق باشید و از هیچ تلاشی برای عاشقانه تر شدن زندگی تان کوتاهی نکنید. عاشق شدن زمانی اتفاق می افتد که ترشح هورمون عشق (اکسی توسین) در افراد زیاد می شود. زمانی که همسرتان با شما احساس راحتی و آرامش کند، از دیدن شما لذت ببرد و شما را همواره مرتب و آراسته ببیند به قلمروی عاشقی نزدیک شده اید و ترشح هورمون اکسی توسین در شما و شوهرتان به میزان حداکثری خود خواهد رسید. ۲- حفظ احترام همسر به همسر خود احترام بگذارید و با او به گونه ای رفتار کنید و سخن بگویید که احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید. در این صورت او هم ترغیب می شود که به صورت متقابل بیشتر به شما نزدیک شود و با شما احساس همدلی بیشتری خواهد کرد. ۳- گفتن دوستت دارم اعتماد به نفس او را با تایید تصورات مثبت او نسبت به خودش، تقویت کنید. اگر روزی یک بار به شوهرتان بگویید که «دوستش دارید» باعث می شود احساس خوبی در او ایجاد شود. با اطمینان خاطر به این که،او می تواند به درستی بسیاری از کارها را انجام دهد، کارها را به او بسپارید. ۴- فرصت جبران دادن به شوهر مردها در مواقع سختی به یک پشتیبان نیاز دارند؛ بنابراین در برابر او بی تفاوت نباشید و برای کمک به او تلاش کنید. همیشه به او برای کسب انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید. ۵- قدردانی از شوهر شوهرتان را تشویق کنید و وقتی برای رسیدن به هدف خاصی تلاش می کند، مشوق او باشید. بارها و بارها به او بگویید که به او کاملا ایمان دارید. اگر می توانید هر روز از همسرتان به خاطر تلاشی که برای موفقیت و آسایش در زندگی مشترک تان کرده است، قدردانی کنید. ۶- احترام به حریم شخصی به شوهرتان نشان دهید که نمی خواهید شخصیتش را تغییر دهید و او را همان طور که هست، قبول دارید. این نکته را هیچ گاه فراموش نکنید که باید برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید، همان طور که شما هم گاهی به تنهایی و خلوت با خودتان نیاز دارید. ۷- پیش قدم شدن برای ابراز محبت برای محبت کردن، منتظر اقدام شوهرتان نباشید و خودتان پیش قدم شوید. نیازهای عاطفی او را درک کنید و به او قدرت دهید چرا که او عاشق قدرت است و از قدرتمندشدن لذت می برد و در چنین حالت هایی است که صمیمیتش به بیشترین میزان ممکن می رسد. ۸- مقایسه نکردن با دیگران هیچ گاه او را با فرد دیگری مقایسه نکنید و توانایی های او را زیرسوال نبرید؛ زیرا انتقاد غیرمنطقی و غیراصولی، دشمن صمیمیت است. پس با توجه به تفاوت های فردی، او را همان گونه که هست، بپذیرید و اگر هم ضعف هایی در شوهرتان می بینید در موقعیت های مناسب با او صحبت کنید تا با کمک شما، آن ها را برطرف کند. ۹- سرزنش و تحقیر ممنوع از هرگونه سرزنش و تحقیر شوهرتان در جمع های دوستانه و فامیلی به شدت بپرهیزید، سرزنش و تحقیر او موجب قطع ارتباط کلامی شوهرتان با شما خواهد شد. همواره او را تمجید کنید و نکات مثبت اخلاقی او را بر زبان بیاورید. توجه داشته باشید که بی عرضه خواندن او، آب سردی است بر صمیمیت و عشق متقابل او به شما. ۱۰- حفظ آرامش در مواقع عصبانیت شوهر در لحظه ای که همسرتان عصبانی یا ناراحت است، به همسرتان اندرز ندهید، او را نصیحت نکنید و سکوتش را نشکنید. احترام به سکوت شوهرتان در چنین مواقعی، خودش باعث صمیمیت بیشتر بین شما خواهد شد. در خور ذکر است که در یک موقعیت مناسب، شما می توانید با شوهرتان درباره علت عصبانیتش صحبت و در صورت لزوم، او را راهنمایی کنید. ۱۱- برقراری تماس چشمی هنگام پرسیدن سوالی از همسرتان حتما سوال را به صورت دقیق بپرسید چرا که مشخص تر شدن سوال به احتمال زیاد، باعث می شود که شوهرتان به سوال شما به طور جزئی و با دقت بیشتری پاسخ دهد. در ضمن مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید و برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدن تان آرام و لحن صدای تان نه بسیار بلند و نه بسیار آرام باشد. در هنگام صحبت با همسرتان سعی کنید بیشتر لحظات با او تماس چشمی برقرار کنید. همین تماس چشمی، در ارتباط موثرتر و ایجاد بیشتر صمیمیت تاثیر زیادی در زندگی مشترک تان خواهد داشت. ۱۲- انتقاد کنید اما اصولی مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. هنگام صحبت دائم با او مخالفت نکنید و وسط حرفش نپرید. منصفانه بحث کنید و از به کاربردن الفاظ منفی و جملاتی چون «تو هرگز مرا درک نمی کنی» یا «تو همیشه بی حوصله هستی» استفاده نکنید از ایجاد احساس گناه در وی و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنید. در زمان حال زندگی کنید و درباره این که اکنون چه احساسی نسبت به او دارید، با شوهرتان صحبت کنید. اگر هم نسبت به کارهای او انتقاداتی دارید، باید با روش اصولی انتقادهای خود را مطرح کنید. منبع: میهن فال
  6. پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم… ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود… اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم. می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست، اولاش نمی خواستیم بدونیم. با خودمون می گفتیم، عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه. بچه می خوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم. تا اینکه یه روز؛ علی نشست رو به رومو گفت: اگه مشکل از من باشه، تو چی کار می کنی؟ فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم. خیلی سریع بهش گفتم: من حاضرم به خاطر تو روی همه چی خط سیاه بکشم. علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد. گفتم: تو چی؟ گفت: من؟ گفتم: آره… اگه مشکل از من باشه… تو چی کار می کنی؟ برگشت و زل زد به چشامو گفت: تو به عشق من شک داری؟ فرصت جواب ندادو گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم. با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره. گفتم: پس فردا می ریم آزمایشگاه. گفت: موافقم، فردا می ریم. و رفتیم … نمی دونم چرا اما دلم مث سیر و سرکه می جوشید. اگه واقعا عیب از من بود چی؟! سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم… طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه. هم من هم اون. هر دو آزمایش دادیم تا اینکه بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره… یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید… اضطرابو می شد خیلیآسون تو چهره هردومون دید. با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس. بالاخره اون روز رسید. علی مث همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب آزمایشو می گرفتم… دستام مث بید می لرزید. داخل آزمایشگاه شدم … علی که اومد خسته بود. اما کنجکاو … ازم پرسید جوابو گرفتی؟ که منم زدم زیر گریه. فهمید که مشکل از منه. اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود یا از خوشحالی… روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد. تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود، بهش گفتم: علی، تو چته؟ چرا این جوری می کنی؟ اونم عقده شو خالی کرد و گفت: من بچه دوس دارم مهناز. مگه گناهم چیه؟! من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم. دهنم خشک شده بود و چشام پراشک. گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری… گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی. پس چی شد؟ گفت: آره گفتم. اما اشتباه کردم. الان می بینم نمی تونم. نمی کشم… نخواستم بحثو ادامه بدم… دنبال یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم و اتاقو انتخاب کردم… من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم تا اینکه علی احضاریه آورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم! نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم، بنابراین از فردا تو واسه خودت؛ منم واسه خودم… دلم شکست. نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم، حالا به همه چی پا زده. دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم. برگه جواب آزمایش هنوز توی جیب مانتوام بود. درش آوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم. احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون… توی نامه نوشته بودم: علی جان، سلام امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی. چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم. می دونی که می تونم. دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم. وقتی جواب آزمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم… اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه… توی دادگاه منتظرتم… امضا: مهناز
  7. شما فکر می‌کنید‌ که مرد‌ها، ساد‌ه،‌ بی‌توجه و خود‌خواه هستند‌ اما روانشناسان می‌گویند‌ که آنها نه تنها از زن‌ها پیچید‌ه‌ترند‌، بلکه خیلی د‌قیق به شما و د‌یگر اتفاقات اطراف‌شان توجه می‌کنند‌ و برخلاف تصور شما، خیلی هم فد‌اکار و از خود‌گذشته هستند‌. آنها می‌گویند‌ د‌نیای مرد‌ان هزار و یک پیچ و خم د‌ارد‌ که کمتر زنی از عهد‌ه کشفش برمی‌آید‌. د‌رواقع از نظر آنها هیچ زنی نمی‌تواند‌ آنطور که باید‌ همسرش را بشناسد‌ و به همین د‌لیل، د‌نیای زند‌گی زناشویی، پر است از سوء‌تفاهم‌ها و مشکلاتی که تنها به‌د‌لیل همین نا‌آشنایی رخ می‌د‌هد‌. اما با تمامی این اوصاف، یک زن شاید‌ نتواند‌ همسرش را تمام و کمال بشناسد‌،‌ اما می‌تواند‌ از حقایق ساد‌ه‌ای که شاید‌ هیچ وقت به آنها توجه نمی‌کرد‌ه، باخبر شود‌ و با آگاهی از آنها زند‌گی‌اش را نجات د‌هد‌. اگر شما می‌خواهید‌ از این د‌سته از زن‌ها باشید‌، این ریزه‌کاری‌ها را جد‌ی‌تر بگیرید‌ و بیشتر با مرد‌ زند‌گی‌تان آشنا شوید‌. ازد‌واج را جد‌ی می‌گیرند‌ شاید‌ مرد‌‌ها با ترد‌ید‌ بسیار، موقعیت‌هایشان را برای ازد‌واج بررسی کنند‌ و شاید‌ راحت تن به تشکیل زند‌گی ند‌هند‌، اما شواهد‌ می‌گوید‌ که مرد‌‌ها سرسری از کنار ازد‌واج نمی‌گذرند‌ و آن را جد‌ی می‌گیرند‌. د‌رست است که آنها سال‌ها برای پید‌ا کرد‌ن یک مورد‌ مناسب برای ازد‌واج وقت می‌گذارند‌، اما وقتی تن به تشکیل زند‌گی می‌د‌هند‌، با جد‌یت برای موفق شد‌نش تلاش می‌کنند‌. شاید‌ به همین د‌لیل است که وقتی از آنها می‌پرسید‌ «اگر به گذشته برگرد‌ند‌، چه گزینه‌ای را برای ازد‌واج انتخاب می‌کنند‌»، 90 د‌رصد‌شان می‌گویند‌ د‌وباره از همسر فعلی‌شان خواستگاری می‌کنند‌. مرد‌‌ها عاشق عاد‌ت هستند‌. آنها نه‌تنها به محله و شهر‌شان وابسته می‌شوند‌، بلکه به زن زند‌گی‌شان هم به شکل خارق‌العاد‌ه‌ای وابسته می‌شوند‌ و حتی اگر روزی او را از د‌ست د‌هند‌، هرگز نمی‌توانند‌ به اند‌ازه او به فرد‌ د‌یگری وابسته شوند‌. احساس‌شان را د‌ر عمل‌شان جا می‌د‌هند‌ شما انتظار د‌ارید‌ که همسرتان د‌ر هر مورد‌ کوچکی که د‌ر زند‌گی‌اش پیش می‌آید‌، با شما د‌رد‌ د‌ل کند‌ و احساسش را با شما د‌ر میان بگذارد‌؟ یا شاید د‌وست د‌ارید‌ وقتی با او خرید‌ می‌روید‌، نظرش را به وضوح بگوید‌ و وقتی غذا می‌خورید‌، د‌ست‌پخت‌تان را با حرف‌هایش قضاوت کند‌، اما مرد‌ها اساسا از این جنس نیستند‌. شما کمتر مرد‌ی را پید‌ا می‌کنید‌ که احساسش را با حرف‌هایش بیان کند‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ با عمل‌شان این حس را نشان د‌هند‌ و وقتی عشق‌شان را می‌خواهند‌ ابراز کنند‌، از شما برای انجام کار‌هایشان همکاری می‌طلبند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ د‌ر عمل همراه شما باشند‌ نه د‌ر کلام. البته گمان نکنید یک مرد‌ هرگز به حرف نمی‌آید‌. شما می‌توانید‌ با ابراز احساسات‌تان –البته نه به شکلی اغراق شد‌ه- و فرصت د‌اد‌ن به او، زبانش را باز کنید‌. اما تا زمانی که او هم با کلام عشقش را به شما نشان ند‌هد‌، هرگز با قهر و بحث نارضایتی‌تان از این اتفاق را به او نشان ند‌هید‌. یاد‌تان نرود‌ که مرد‌ها خیلی د‌یرتر از زن‌ها اعتماد‌ و تکیه می‌کنند‌، پس این زمان را به او بد‌هید‌. با د‌ل و جان گوش می‌د‌هند‌ اگر گمان می‌کنید‌ همسرتان به حرف‌های شما بی‌توجه است و د‌ر تمام مد‌تی که با او حرف می‌زنید‌، منتظر تمام شد‌ن حرف‌های شماست، کاملا د‌ر اشتباه هستید‌. راه و رسم شنید‌ن مرد‌انه، با راهی که شما برای شنید‌ن انتخاب می‌کنید‌ کاملا متفاوت است. شما نمی‌توانید‌ تنها به این د‌لیل که همسرتان هنگام گوش کرد‌ن کلمه‌ای را به زبان نمی‌آورد‌ یا آنطور که انتظار د‌ارید‌ با شما همد‌رد‌ی نمی‌کند‌، او را به نشنید‌ن متهم کنید‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ با سکوت شما را همراهی کنند‌ تا به‌د‌قت حرف‌هایتان را بشنوند‌. برخلاف زن‌ها، مرد‌ها میل زیاد‌ی به همذات‌پند‌اری و ارائه توصیه‌های عجیب و غریب ند‌ارند‌. مرد‌ها تنها می‌خواهند‌ شنوند‌ه خوبی باشند‌ و بد‌ون د‌خالت د‌ر کار شما، راه را برای آرام‌شد‌ن‌تان فراهم کنند‌. به تنهایی نیاز د‌ارند‌ د‌رست است که مرد‌ها از همکاری شما استقبال می‌کنند‌ و آن لحظات را عاشقانه‌ترین لحظات زند‌گی می‌د‌انند‌، اما معنای این تمایل، این نیست که همه لحظات زند‌گی آنها را با حضور و همکاری‌تان پر کنید‌. مرد‌‌ها به زمانی خالی برای خود‌شان نیاز د‌ارند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ د‌قایقی از روز را بد‌ون حضور هیچ کس بگذرانند‌ و حتی اگر د‌ر آن لحظات هیچ‌کاری نمی‌کنند‌، تنها غرق افکار‌شان باشند‌. مرد‌ها نه تنها د‌ر عاد‌ی‌ترین روزهای زند‌گی نیاز به این تنهایی د‌ارند‌، بلکه د‌ر لحظات سخت و پرتنش هم د‌وست د‌ارند‌ کمی با خود‌شان خلوت کرد‌ه و تکلیف ذهن‌شان را با خیلی چیزها روشن کنند‌، پس اگر می‌خواهید‌ حضور‌تان مشکل‌ساز نشود‌، این زمان را به آنها هد‌یه د‌هید‌. باور کنید‌ که یک مرد‌ قد‌ر این فرصت را خوب می‌د‌اند‌ و اگر هم آن را از او د‌ریغ کنید‌، نمی‌تواند‌ رضایتی را که باید‌ از شما د‌اشته باشد‌. مثل پد‌رشان هستند‌ اگر می‌خواهید‌ بد‌انید‌ که یک مرد‌ د‌ر زند‌گی زناشویی‌اش چه شخصیتی را بروز می‌د‌هد‌، نگاهی به پد‌رش بیند‌ازید‌. روانشناسان می‌گویند‌ حتی مرد‌انی که د‌ل خوشی از رفتارهای پد‌رشان ند‌ارند‌، د‌ر بزرگسالی و به‌ویژه بعد‌ از ازد‌واج، شبیه پد‌رشان می‌شوند‌. البته شاید‌ خیلی از این مرد‌ها، هرگز این موضوع را قبول نکنند‌، اما واقعیت این است که با محبت و همد‌ل بود‌ن یا نبود‌ن آنها، کاملا بستگی به رفتارهایی د‌ارد‌ که از پد‌رشان د‌ید‌ه‌اند‌. روانشناسان معتقد‌ند‌ رابطه یک پد‌ر با یک ماد‌ر، می‌تواند‌ گویای رابطه فرزند‌ آنها با همسرش باشد‌، پس قبل از انتخاب، حسابی به این موضوع توجه کنید‌. آنها زود‌تر فراموش می‌کنند‌ شاید‌ برای یک زن، د‌عوا، بحث و قهر موضوعی باشد‌ که ماه‌ها ذهن را به‌خود‌ مشغول می‌کند‌ و بین او و همسرش فاصله می‌اند‌ازد‌، اما واقعیت این است که مرد‌ها چنین خصلتی ند‌ارند‌. اگر با همسرتان شد‌ید‌‌ترین بحث عمرتان را کرد‌ه‌اید‌، انتظار ند‌اشته باشید‌ که او به اند‌ازه شما از این موضوع رنج ببرد‌ و به د‌لیل این اتفاق از شما فاصله بگیرد‌. یاد‌تان نرود‌ که مرد‌ها د‌ر لحظه زند‌گی می‌کنند‌. برای آنها د‌عوا د‌رست د‌ر لحظه تمام شد‌نش به سمت فراموشی می‌رود‌ و قهر اصلا د‌ر د‌نیای آنها جایی ند‌ارد‌. یک مرد‌ د‌رنهایت چند‌ ساعت به چنین موضوعاتی فکر می‌کند‌ و حتی اگر این اتفاق‌ها روی قضاوتش د‌ر مورد‌ شما و زند‌گی‌تان تاثیر گذاشته باشد‌، نمی‌توانید‌ گلایه‌هایی که یک زن از این اتفاقات می‌کند‌ را از زبان یک مرد‌ بشنوید‌. از طرف د‌یگر، مرد‌ها نمی‌توانند‌ با این خصلت زن‌ها که فراموش کرد‌ن برایشان سخت است، کنار بیایند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ پروند‌ه یک‌بحث، همانجا بسته شود‌ و نمی‌توانند‌ بپذیرند‌ که همسرشان هر روز و هر لحظه آن موضوع را یاد‌آوری کند‌. بعد‌ از ازد‌واج هم یاد‌ خانواد‌ه‌شان می‌افتند‌ حتی اگر یک مرد‌ د‌ر د‌وران مجرد‌ی‌اش رابطه نزد‌یکی با خانواد‌ه‌اش ند‌اشته باشد‌، این رابطه بعد‌ از ازد‌واج تقویت می‌شود‌. مرد‌ها با قبول مسئولیت یک زند‌گی،‌ سختی‌هایی که خانواد‌ه‌شان د‌ر این سال‌ها کشید‌ه بود‌ را می‌بینند‌ و حتی اگر پیش از این چند‌ان قد‌ر آنها را نمی‌د‌انسته‌اند‌، بعد‌ از ازد‌واج بیشتر از همیشه قد‌رشناسی‌شان را ابراز می‌کنند‌. آنها می‌خواهند‌ با محبت کرد‌ن‌های بعد‌ از ازد‌واج، د‌ین‌شان را به خانواد‌ه‌شان اد‌ا کرد‌ه و قد‌رشناسی‌شان را اثبات کنند‌. یک مرد‌ حتی اگر چیزی به زبان نیاورد‌،‌ طاقت د‌ید‌ن بی‌تفاوتی همسرش نسبت به خانواد‌ه‌ خودش را ند‌ارد‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ بعد‌ از ازد‌واج از خواهر و براد‌رهای کوچک‌ترشان حمایت کنند‌ و کارهایی که قبل از آن برای ماد‌رشان انجام نمی‌د‌اد‌ند‌ را انجام د‌هند‌، پس اگر می‌خواهید‌ همسرتان مرد‌ زند‌گی شما باقی بماند‌، به این میل او بیشتر توجه کنید‌. منبع: میهن فال
  8. صرف‌نظر از اینکه چند سال است ازدواج‌ کرده‌اید و یا تا چه میزان نسبت به هم شناخت دارید، مردها بازهم چیزهایی برای پنهان کردن از شما خواهند داشت. در واقع مردان ممکن است در زمان‌هایی احساس ناامنی کنند و احساساتی شوند و باید به آن‌ها در بروز احساساتشان کمک کرد. به همین منظور از یک درمانگر خواسته‌ایم تا در این بار توضیحاتی را اراده کند. مردها نیز گاهی در مورد ظاهر خود احساس ناامنی می‌کنند ممکن است شما بعد از یک کلاس ورزش یک لباس جذاب به تن کنید و از او بخواهید تا نظرش را به شما بگوید. اما مردها صبر نخواهند کرد که شما در مورد تناسب‌اندام آن‌ها قضاوت کنید. مردها همیشه دوست دارند که بدانند همچنان در نگاه شما جذاب هستند یا خیر. همه مردها این‌گونه نشان می‌دهند که اعتمادبه‌نفس داشته و احساس امنیت می‌کنند، اما همیشه نیاز دارند که بدانند در دید شما همچنان جذاب هستند. به همین خاطر بهتر است همیشه خانم‌ها به‌صورت کلامی به همسرشان بگویند که او همچنان مرد جذابی است. به او بگویید که چرا فکر می‌کنید که در کنار او خوشبخت هستید. اگرچه ممکن است تظاهر کنند که اصلاً برایشان مهم نیست اما در اصل کلمه به کلمه حرف شما را با روح خود جذب می‌کنند. مردان نمی‌دانند چگونه احساسات خود را بروز دهند از لحاظ روحی مردان نسبت به زنان کمتر احساساتی هستند و معمولاً نمی‌توانند به راحتی در مورد نگرانی‌های خود صحبت کنند. البته دلیلش آن نیست که احساس ندارند بلکه به این دلیل است که معمولاً به آن‌ها یاد داده شده است که خودشان از پس این‌گونه مشکلات به تنهایی بر بیایند و آن را بروز ندهند؛ همیشه می‌شنوند ” مرد که گریه نمی‌کند!”. به همین دلیل شگفت‌زده نشوید اگر نمی‌تواند بعد از یک مشاجره یا به دلیل کار کردن شما تا دیروقت به راحتی به شما بگوید که واقعاً ناراحت شده است. از طرف دیگر نیز ممکن است این مرد احساس کند که نگرانی‌ها و ناراحتی‌هایش نادیده گرفته شده است که این مسئله خود می‌تواند در خل و خوی او تأثیرگذار باشد. حال چه می‌توان کرد؟ یک زن تنها می‌تواند مشوق و صبور باشد. احساسات خود را واضح به زبان بیاورید و صبر کنید تا او نیز زبان باز کند و سعی کنید در ابراز احساسات به او کمک کنید. مردها به شدت به شما وابسته هستند مردها به راحتی می‌توانند نقش حمایت گر و تأمین گر را به عهده بگیرند. اما تنها تعداد کمی از آن‌ها کمک دیگران را می‌پذیرند. حتی اگر این حمایت از طرف همسرشان باشد. مردها در محل کار یا باشگاه دوستان زیادی دارند اما کمتر پیش می‌آید که دوستی داشته باشند که همه احساس ایشان را بفهمد و کاملاً درکشان کند. مردها واقعاً دوست دارند که به حمایت همسرانشان تکیه کنند اما درعین‌حال دوست ندارند که ضعیف به نظر برسند. به همین دلیل فراموش نکنید که معشوقه، همسر و بهترین دوست شوهرتان باشید. یادتان باشد که در مورد مسائل کاری از او سؤال بپرسید و یا از او بخواهید در مورد مسائلش با شما صحبت کند. اگر به نظرتان می‌رسد که استرس دارد به او بگویید که می‌تواند با شما صحبت کند، حتی اگر ابتدا بگوید که مشکلی نیست. وقتی صحبت می‌کند کاملاً به او گوش دهید و از پاسخگویی به او نترسید. منبع: میهن فان
  9. ۱- نمی‌توانم به تو فکر نکنم این تحسین مخصوصاً در مکالمات از راه دور بسیار موثر است. این جمله در واقع به او می‌فهماند که چقدر دلتنگش هستید. نیازی نیست که بارها و بارها جمله «دلم برات تنگ شده» را تکرار کنید تا این را بفهمد. همین یک خط همه چیز را تمام می‌کند. می‌توانید آن را کمی طولانی‌تر کرده و بگویید، «با من چیکار کردی؟ نمیتونم بهت فکر نکنم.» ۲- تو واقعاً ایدآلی! برای مناسبت های خاص می‌توانید با یک علامت تعجب بزرگ به او بگویید «خدای من، تو واقعاً ایدآلی، هیچ چیز کم نداری!» با اینکار به او نشان می‌دهید که هر کاری که انجام داده است تاثیر پررنگی روی شما داشته و شما می‌دانید چطور باید یک زن خوب را تحسین کنید. اما دقت کنید که زیاد از حد از این جمله استفاده نکنید چون ممکن است آن را جدی بگیرد! ۳- با تو احساس مردانگیم چندبرابر می شود با گفتن این نشان می‌دهید که زنانگی او را می‌فهمید و به او این حس را می‌دهید که همسر شما بودن را خیلی خوب انجام می‌دهد. مطمئنم اگر شما هم از او بشنوید که «تو به من احساس زن بودن می‌دهی» احساس فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید. ۴- چقدر من خوش‌شان هستم که تو در زندگی ام هستی نمی‌دانید شنیدن این از کسی که عاشقش هستید چه حسی دارد. این یک راه بسیار زیبا برای این است که به او نشان دهید تا چه اندازه برایتان ارزش دارد. این تحسین را می‌توانید بیشتر استفاده کنید، هربار که کار خوبی برایتان انجام می‌دهد، وقتی در جمعی هستید و او حرف قشنگی درمورد شما می‌زند، وقتی با هم خوش می‌گذرانید. ۵- تو دیوانه ام میکنی این تحسین اگر با لحن درست گفته شود، دقیقاً این مفهوم را می‌رساند که او شما را دیوانه خودش کرده است. با بودن او حس می‌کنید عاشق و زنده‌اید. و اگر اینطور است، حتماً این را به او بگویید. ۶- بتو واقعاً تحسین‌برانگیز هستی این شیرین‌ترین تحسینی نیست که بتوان به یک زن گفت؟ فکر می‌کنم اینطور باشد. مطمئناً نظر همسرتان هم همین است. پس برای گفتن آن خجالت نکشید. و البته در زمان درست مثل وقتی که لبخند خجالتی روی صورت او می‌بینید یا وقتی چیزی عالی برایتان آماده کرده است این کار را بکنید. با این تحسین، به او حس شاهزاده بودن بدهید. ۷- هیچکس به اندازه تو خوشحالم نمیکنه با این تحسین، او را با زنان دیگری که قبلاً در زندگیتان بوده‌اند مقایسه کرده و او را بالاتر از آنها می‌برید. و واقعیت این است که زنان حس رقابت بسیار قوی بین خودشان دارند، به همین دلیل اگر به او بگویید که او بهترین همسر برای شما بوده است، یک تحسین بزرگ برای او قلمداد می‌شود. ۸- تو شیرین‌تری دختری هستی که تابحال دیدم این هم یک راه آسان دیگر برای اینکه به او احساس خاص بودن بدهید. این تعریف کردن اگر در زمان مناسب و با لحن و صدایی آرام و گرم گفته شود، بسیار اثرگذار خواهد بود. این را هم درست مثل «من خیلی خوش‌شانس هستم که تو رو دارم» می‌توانید بیشتر استفاده کنید تا به او یادآور شوید که چقدر تحسینش می‌کنید. همچنین تحسینی مثل این را می‌توانید برای تشویق او در کاری که خوب انجام داده است، استفاده کنید. ۹- کنار تو همیشه تحت تاثیر قرار میگیرم گفتن این جمله با صدایی گرم و نگاه کردن به چشمان همسرتان بهترین تحسینی است که یک زن می تواند بشنود. مخصوصاً اگر بتوانید «کی» و «چرا»ی آن را برایش توضیح دهید که هیجان‌زده‌ترش می‌کند. مثلاً می‌توانید به او بگویید، «وقتی اینطوری نگام میکنی، خیلیتحت تاثیر فرار میگیرم.» یا «با این لباس خیلی دیووونه ام میکنی می‌کنی» یا کمی بازیگوشانه‌تر بگویید، «وقتی این موقع روز بهم زنگ میزنی، خیلی تحت تاثیر قرار میگیرم.» تا باعث شوید بیشتر به شما زنگ بزند. ۱۰- اینقدر دوست‌داشتنی نباش و آخر اینکه، این یکی از محبوب‌ترین راه‌ها برای سربه‌سر گذاشتن و تحسین کردن او در آن واحد است. این یک راه مفرح و بازیگوشانه است که به یک مکالمه عادی، کمی محبت اضافه می‌کند. منبع: میهن فال
  10. ۱. به علایق هم علاقه دارید. وقتی می‌گوییم به علایق هم علاقه داشته باشید منظورمان این نیست که باید به هر جزئيات کوچکی درمورد جنگ و سیاست آنطور که او علاقه دارد، علاقه داشته باشید. ولی باید به قدر کافی به این موضوع علاقه‌مند باشید که از گوش کردن به حرف‌های او لذت ببرید. ۲. هر دو شما همدیگر را انتخاب می‌کنید. نیمه گمشده شما کسی است که برای انجام هر کاری انتخاب اول شماست. حتماً منظورمان را متوجه می‌شوید. او باید کسی باشد که هر فعالیتی کنار او برای شما به مراتب لذت‌بخش‌تر باشد. ۳. ارزش‌ها و اعتقادات یکسانی دارید. چطور می‌تواند کسی نیمه گمشده شما باشد وقتی همیشه در حال بحث با هم بر سر موضوعات مذهبی یا اهداف زندگی هستید؟ بااینکه ممکن است نیمه گمشده‌تان تفاوت‌هایی با شما داشته باشد ولی وقتی صحبت از باورها و اعتقادات اصلی و بنیادی می‌شود باید زمینه مشترک داشته باشید. ۴. هر دو شما می‌توانید اشتباهاتتان را بپذیرید. حتی رابطه نیمه‌های گمشده هم ممکن است دچار پستی و بلندی شود. ولی نیمه‌های گمشده واقعی کسانی هستند که حاضرند برای سلامت رابطه‌شان از غرور خود کم کنند. تا زمانی که هر دو شما قدرت پذیرفتن اشتباهاتتان را داشته باشید و بتوانید بخاطر آن عذرخواهی کنید، می‌توانید نیمه گمشده هم باشید. ۵. هر دو به یک میزان شوخ‌طبعی دارید. پیدا کردن راهی برای خندیدن در موقعیت‌های سخت تنها چیزی است که زندگی شما را از بقیه متفاوت خواهد کرد. شما به کسی نیاز دارید که بتواند روی صورتتان لبخند بیاورد (و تصور کند که شما هم این توانایی را دارید) و البته بداند که چه زمان هم وقت خندیدن و شوخی نیست. میزان شوخ طبعی نیمه‌های گمشده با هم هماهنگ است. ۶. اهداف مالی یکسانی دارید. اینکه پول نقش بسیار مهمی در رضایت یا عدم رضایت از یک رابطه بازی می‌کند قابل انکار نیست. بااینکه قرار نیست صددرصد با هم برای روش خرج کردن پولتان موافق باشید ولی نباید جهت‌گیری‌های متضاد هم داشته باشید. نیمه گمشده شما کسی است که وقتی صحبت به این موضوع بحث‌برانگیز می‌رسد، بتوانید با هم کنار بیایید. نیمه‌گمشده هم بودن به این معنی نیست که در همه لحظات عاشق هم باشید (حتی نیمه‌های گمشده هم ممکن است یک روز دیگر هم را دوست نداشته باشند!). معنی آن این است که به اندازه‌ای هم را دوست داشته باشید که بتوانید با او بمانید تا دوباره عاشقش شوید، هر چقدر هم که این مدت طول بکشد. منبع: مردمان
  11. شما شریک زندگی ایده آلتان را پیدا کرده اید مهمترین چیز در ازدواج، پیدا کردن یک شریک زندگی ایده آل است. قبل از آنکه به فکر چیزهای دیگری باشید، باید بدانید که آیا فردی که در مقابل شما قرار دارد، همان آدمی است که دوست دارید یک عمر کنارش زندگی کنید؟ شاید فکر کردن به مراسم عروسی و خرید جهیزیه و خانه برایتان رویایی باشد اما همه آنها در کوتاه مدت تمام می شوند و آنچه برای شما می ماند، شریک زندگی تان است. بنابراین لازم است که در مورد حس قلب خود و احساس او نسبت به خودتان اطمینان حاصل کنید. علامت های وقت مناسب ازدواج ۱- خوشگذرانی های قبل دیگر شما را شاد نمی کنند این بدان معنی نیست که افراد متاهل خوشگدرانی نمی کنند، بلکه منظور ما نوع خوشگذرانی است. اگر بیرون رفتن های هر روز با دوستان تان دیگر شما را مانند قبل شاد نمی کند، بدین معنی است که شما باید سبک زندگی تان را تغییر دهید. پس از ازدواج دیگر شما نمی توانید مانند گذشته هر شب بیرون بروید یا ساعت ها وقت تان را پای آینه و صرف آرایش و حاضر شدن کنید. دیر آمدن به خانه نیز دیگر معنایی نخواهد داشت. بلکه شما مسئولیت های بیشتری خواهید داشت که دست و پای شما را برای بسیاری از کارها می بندد. پس اگر حوصله تان از خوشگذرانی های دوران مجردی سر رفته، بهتر است که به ازدواج فکر کنید. ۲- پس انداز دارید این مورد یکی از مهمترین موارد برای ازدواج است. ازدواج خرج دارد.اجاره خانه، خرج خورد و خوراک، بچه دار شدن… نیاز به پول دارد بنابراین شما باید قبل از ازدواج حتما مقداری از پول تان را پس انداز کنید زیرا هزینه های ازدواج غیر قابل پیش بینی ست و ممکن است که برایتان دردسرساز شود. ۳- شما شغلی مناسب دارید همان قدر که داشتن پس انداز برای ازدواج مهم است، داشتن یک شغل مناسب نیز از ضروریات است، شغلی که به کمک آن بتوانید از پس هزینه های سنگین زندگی متاهلی برآیید. با داشتن یک شغل ایده آل، اعتماد به نفس شما نیز افزایش می یابد و قادرید برای ادامه مسیر زندگی تان برنامه ریزی کنید. کار شما باید انگیزه و اشتیاق تان باشد. اما اگر شغلی داشته باشید که با وجود سختی و ساعات کاری زیاد حقوق قابل توجهی دریافت نکنید، به مرور فرسودگی و ناامیدی به سراغ تان خواهد آمد که این امر بر زندگی مشترک تان نیز تاثیری منفی خواهد گذاشت؛ بنابراین اگر به فکر تشکیل خانواده هستید، به دنبال شغلی با درآمد قابل قبول باشید. ۴- با دیدن بچه ها ذوق می کنید آیا شما هم جزو آن دسته افرادی هستید که با دیدن بچه دلشان می لرزد و قربان صدقه شان می روند؟ یا جزو آنهایی که با شنیدن گریه بچه، رستوران را ترک می کنند؟ اگر در دسته اول جای دارید، نشانه آن است که شما برای یک زندگی مشترک آماده اید. کودکان سمبلی از زندگی مشترک هستند، بنابراین اگر جذب آنها می شوید یا با دیدن آنها آرزو می کنید که روزی مادر یا پدر شوید، زمان آن است که به ازدواج جدی تر بیندیشید. ۵- برای روز عروسی تان برنامه ریزی کرده اید یکی دیگر از علایمی که نشان می دهد شما به ازدواج علاقه دارید، تصورات ذهنی تان است. آیا برای روز عروسی تان، مدل کیک، لباسی که باید بپوشید، میهمان هایی که باید دعوت کنید و غذا… برنامه ریزی کرده اید؟ یا این که ایده های زیبایی که می بینید را دوست دارید برای جشن خود پیاده کنید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، نشاندهنده آن است که شما به ازدواج فکر می کنید. بنابراین اگر عواملی که در بالا گفته شده را دارید، نه در تصورات تان که جدی تر به آن بیندیشید. ۶- تجربه لازم را دارید منظور از تجربه این نیست که شما در گذشته ازدواج کرده یا بچه داشته باشید، بلکه شما باید حداقل های یک زندگی مشترک را بلد باشید. باید بدانید که با جنس مخالف چگونه برخورد کنید، یا در مواقع ناراحتی و دعوا چگونه فضا را آرام کنید و… در غیر این صورت زندگی مشترک تان در عرض چند سال خسته کننده و یکنواخت خواهد شد. واجب نیست که تمام مهارت ها را از بر باشید، کمی تجربه هم می تواند شما را برای یک ازدواج موفق آماده کند. ۷- فداکاری می کنید زندگی مشترک بدون فداکاری دوامی ندارد. زمانی که شما قدم به زندگی جدیدی میگذارید، باید دور بسیاری از علاقمندیهایتان را خط بکشید. این فداکاری ها شامل کارهای کوچکی از انتخاب رنگ پرده اتاق تا تصمیمات بزرگ تر مانند انتخاب محل زندگی، هستند که شما باید آنها را بپذیرید، البته اگر می خواهید که زندگی تان دوام داشته باشد. نه تنها برای همسر، بلکه برای فرزندتان نیز باید فداکار باشید. به عنوان مثال در وهله اول شما بدن خود را فدای فرزندتان می کنید. بدین معنا که قبول می کنید تناسب اندام تان بهم بریزد اما در ازای آن صاحب یک فرزند شوید یا در مراحل بعدی از بیرون رفتن با دوستان تان، تنها به دلیل رسیدگی به کودکتان، بگذرید. بنابراین اگر فکر می کنید که خودتان مهمتر از دیگران هستید و گذشت در زندگی شما جایی ندارد، برای ازدواج دست نگه دارید. ۸- مستقل هستید درست است که شما یک زندگی مشترک را آغاز می کنید اما این بدین معنا نیست که وابسته شوید طوری که از پس کارهای خودتان هم برنیایید. استقلال برای هر فردی، در هر مرحله از زندگی، واجب است. بنابراین اگر هنوز احساس می کنید که خودتان را نمی شناسید، نیازهایتان را نمی توانید به تنهایی برآورده کنید یا این که از پس زندگی تان برآیید، بهتر است که برای ازدواج عجله کنید، دست نگه دارید. منبع: برترین ها
  12. ۱- گفتگو بسیاری از مردها بر این باورند که زن‌ها هیچ‌گاه سراغ اصل مطلب نمی‌روند، بسیاری از زن‌ها هم فکر می‌کنند مردها هنگام گفت‌وگو، تند و خشن هستند. ما نمی‌خواهیم درستی یا نادرستی این باورها را اثبات کنیم، بلکه قصد داریم کمی از مهارت‌های گفت‌وگو با شما سخن بگوییم؛ مهارتی که به شما کمک می‌کند، بدون جرو بحث و دعوا، دلیل ناراحتی‌تان را بگویید و با انتقال یک پیام کامل از تکرار موارد مشابه آن جلوگیری کنید. ۲- احساس‌تان را ابراز کنید این‌که بتوانید مشکلات را مستقیم و بدون حاشیه بیان کنید یک بخش گفت‌وگوی کامل است. در مرحله بعدی شما باید احساستان را نیز بگویید احساساتی نظیر من ترسیدم، من نگران شدم، من احساس تنهایی کردم. مثلا اگر همسرتان تولد مادر شما را فراموش کرده است، علاوه بر گفتن این مساله که از او به دلیل این فراموشکاری ناراحت شده‌اید بیان کنید که شما چه احساسی از این فراموشی داشتید. مثلا بگویید من حس کردم مسائل خانوادگی برات مهم نیست. وقتی احساستان را برای همسرتان بیان می‌کنید، او متوجه عمق رنجش شما می‌شود. ۳- مراقب کلامتان باشید در بیشتر مواقع، وقتی می خواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان کنیم، پیام هایمان دیگری را سرزنش یا تحقیر می کنند. این گونه پیام ها را «پیام های تو ...» می نامند؛ این دسته پیام ها قضاوت ها یا ارزش گذاری های منفی ای هستند که هدفشان شخص دیگر است. در عین حال که در بیشتر مواقع از آنها برای بیان خشم، عصبانیت، ترس یا دلخوری استفاده می شود، مشخصاً پیام هایی نیستند که حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقه های خود شما را بیان نمی کنند. پیام هایی مثل: تو اشتباه کردی، تو همه چیز را به هم زدی، تو بودی که ... و ... می توانند به نظر تهاجمی و متهم کننده برسند؛ چون تأثیری که بر جای می گذارند، این است که می گوید:«تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوی!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگری و به وجود آوردن احساس گناه، هست. پیام های «تو ...» باعث مقاومت و دفاع دیگران می شوند و ممکن است باعث شروع بگو و مگوهای فرساینده و فحاشی شوند. در چنین موقعی شخص دیگر، اغلب می خواهد جواب شما را بدهد و تلافی کند. آگاهی از این که چه رفتارهایی تعارض های بی مورد بین شما و نامزدتان را فعال می سازد، به شما کمک می کند تا بسیاری از برخوردها را از بین ببرید. ۴- پذیرش سهم خود از مشکل وقتی که هر کدام از شما بخشی از مسئولیت مشکل را می پذیرید، اشتیاق برای همکاری ایجاد خواهد شد و بحث با سهولت بیشتری انجام می شود، در این مرحله سعی کنید با احترام با یکدیگر صحبت کنید و مسایل و احساسات خود را به طور صریح بیان کنید، در این مرحله از جملاتی که با «من» شروع می شوند، استفاده کنید. ۵- از طرف مقابلتان بت نسازید وقتی از طرف مقابل بت می سازیم و او را موجودی بی عیب و نقص و مقدس تصور می کنیم، خودمان را فراموش می کنیم و فکر می کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت های خوب و بد یک آدم؛ مثل خودما. بنابراین طرف مقابل را باید آنطور که هست و با همه خوبی ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته اینکه طرف5 مقابلمان را بی نقص تصور کنیم، می تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی نقص بودن طرف مقابل یکجورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می دهد که من آنقدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی نقص راضی نمی شوم. حواستان به این مکانیسم های دفاعی گول زننده باشد. ۶- مقایسه نکنید خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را را رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن ها مخصوص در خانم ها می تواند از همان اول تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد. به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد به این دلیل که فلان کس وقت بیشتری برای نامزدش می گذارد. این مقایسه ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می گیرد. ضمن اینکه مقایسه کردن های این شکلی باعث می شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی انصافی نامزد کرده است و همین مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت اینکه این مقایسه ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی کند. منابع : بیتوته / نمناک / عصر ایران
  13. بگومگوهای نه چندان جدی اتفاقی است که اغلب زوج‌ها در مقطعی از زندگی مشترک تجربه‌اش می‌کنند. به قول قدیمی‌ترها، دعوای زن و شوهری نمک زندگی است، ولی وای به حال روزی که بگومگوهای ساده به خشونت کلامی یا فیزیکی کشیده شوند. اگر رابطه‌تان به دلیل همین خشونت‌ها دچار تلاطم شده است، آگاه باشید که کوچک‌ترین رفتار نسنجیده‌ای می‌تواند اوضاع زندگی‌تان را وخیم‌تر کند. در ادامه با ما همراه باشید تا یاد بگیرید چگونه بعد از هر دعوایی رابطه‌‌تان را دوباره از سر بگیرید و از بروز مشاجره‌‌های بعدی جلوگیری کنید. ۱. دعوا را کِش‌ ندهید وقتی گرد و خاکی که به پا کرده بودید فروکش کرد و سر و صدای دعوا خوابید، یادتان باشد باز هم خطر حمله بیخ گوش‌تان است، چرا که هر دو طرف هنوز به لحاظ احساسی داغ هستید. شاید طرف مقابل یا حتی خودتان ناگهان به سرتان بزند که یک بار دیگر ناغافل حمله کنید. ممکن است حمله‌ی آخر فقط در حد چند کلمه‌ی نیش‌دار باشد، اما همین تکه‌پرانی‌ها باعث می‌شوند دعوا کِش پیدا کند و دلخوری‌ها ریشه‌دارتر شوند. پس بهتر است که در دعوای زن و شوهری، خیلی حرف و حدیث‌ها را کش ندهید. شاید هم برای اینکه دعوا دیگر کِش پیدا نکند، تصمیم بگیرید قضیه را با شوخ‌طبعی خاتمه دهید. اما یادتان باشد که شوخی‌های نسنجیده به کار نبرید. مثلا از این قبیل شوخی‌ها خودداری کنید: «عزیزم، شنیدی که می‌گن تحقیقات نشون داده فقط ۲۰ درصد آقایون عقل دارن؟ خُب آخه ۸۰ درصد بقیه‌شون زن دارن!» در چنین موقعیت پرخطری، حتی شوخیِ اینکه از روی بی‌عقلی زن گرفته‌اید، نابه‌جا و نسنجیده است. شاید واقعا منظوری نداشته باشید، اما همسرتان در این لحظه به قدری حساس است که احتمال دارد منظورتان را طور دیگری برداشت کند. با این‌گونه شوخی‌های نابه‌جا و نسنجیده‌ای ممکن است همسرتان فکر کند اینقدر از تشکیل خانواده و زندگی مشترک پشیمان هستید که ای کاش از همان اول، به قول خودتان عقل می‌داشتید و ازدواج نمی‌کردید. نه اینکه اصلا شوخی نکنید، بلکه در انتخاب نوع شوخی تا حد امکان محتاط باشید. شوخی وقتی به حل دعوای زن و شوهری کمک می‌کند که در جهت تخریب طرف مقابل نباشد. پس اگر جوکی به ذهن‌تان رسید که احساس کردید شاید همسرتان از شنیدنش ناراحت شود، اصلا حرفش را هم نزنید. حتی از انجام رفتار شوخی‌آمیزی که می‌دانید خوشایند همسرتان نیست، حتما پرهیز کنید. وقتی شوخی یک‌طرفه باشد، حس اعتماد و خوش‌نیتی از بین می‌رود و در نتیجه، رابطه‌تان وخیم‌تر خواهد شد. تا زمانی که رابطه‌تان به حالت عادی برگردد، باید بی‌نهایت محتاطانه رفتار کنید تا همسرتان دوباره عصبانی و دلگیر نشود. شاید این همه احتیاط خسته‌کننده باشد، اما مطمئنا به جدال دائم می‌ارزد. ۲. بگذارید همسرتان با خودش خلوت کند بعد از یک دعوای زن و شوهریِ مفصل شاید احساس کنید که نیاز دارید مدتی با خودتان خلوت کنید. ممکن است دل‌تان بخواهد تا وقتی دچار احساسات منفی هستید، خیلی با همسرتان برخورد نداشته باشید و این اصلا اِشکالی ندارد. اما اگر فقط یک نفر، زن یا شوهر، به تنهایی نیاز داشته باشد و طرف مقابل مانع خلوت کردنش شود، ممکن است اوضاع به هم بریزد. در چنین موقعیت‌هایی به توصیه‌های زیر توجه داشته باشید: وقتی همسرتان عنوان می‌کند که نیاز دارد مدتی تنها باشد مانع نشوید، چرا که در خلوت فکر کردن همسرتان می‌تواند موجب استحکام طولانی‌مدت رابطه‌تان شود. درست است که دل‌تان می‌خواهد همسرتان در کنارتان باشد، اما ممکن است با مانع شدن‌تان، اوضاع را وخیم‌تر کنید. وقت بگذارید و به افکار و احساسات‌تان سر و سامان دهید‌. اگر همسرتان عنوان کرد که نیاز دارد اندکی با خودش خلوت کند، به تصمیمش احترام بگذارید و به فکر اقدامات تلافی‌جویانه نباشید. به توصیه‌ی دکتر هال شوری (Dr. Hala Shorey)، استادیار روانشناسی در دانشگاه ویدِنِر (Wiedener)، باید صبوری کنید تا زمان مناسب برای صحبت کردن فرا برسد. وی معتقد است خلوت کردن موجب می‌شود دو طرف فرصت پیدا کنند بر عصبانیت‌شان مسلط شوند: «تا زمانی که طرف مقابل‌تان هنوز داغ است، صحبت کردن فایده‌ای ندارد.» دکتر شوری توضیح می‌دهد که بسیاری از افراد به اشتباه فکر می‌کنند باید همه‌ی حرف‌شان را در همان بحبوحه‌ی دعوا بزنند: «عزیزم، من اشتباه کردم. رفتارم احمقانه بود.» وقتی این‌گونه حرفی را وسط دعوا عنوان می‌کنید، انتظارش را هم داشته باشید که طرف مقابل‌ در جواب، توی ذوق‌تان بزند: «آره، تو یه احمقی.» و به این ترتیب، دوباره دعوا بالا می‌گیرد. یادتان باشد اگر تصمیم دارید مدتی دور بمانید، حتما اطمینان حاصل کنید که همسرتان در نبودتان آسیب روحی نبیند. شاید واقعا به خلوت و تنهایی نیاز داشته باشید، اما گاهی حمایت عاطفی و در کنار هم بودن، کمک بیشتری به بهبود رابطه‌تان خواهد کرد. ۳. مسالمت‌آمیز گفت‌وگو کنید شاید این راهکار خیلی کلیشه‌ای به نظر برسد، اما باور کنید گفت‌و‌گوی مسالمت‌آمیز رمز موفقیت هر رابطه‌ای است. برای اینکه بتوانید رابطه‌تان را از سر بگیرید، باید در مورد احساسات‌تان با یکدیگر صحبت کنید. پس قبل از هر چیزی لازم است احساسی را که نسبت به اختلافات اخیر دارید، به خوبی درک کنید. حتی اگر نتوانستید درباره‌ی اینکه دقیقا چه احساسی دارید با خودتان به نتیجه‌‌ی مشخصی برسید، باز هم باید در مورد همین سرگشتگی با همسرتان صحبت کنید. همچنین اگر نیاز دارید مدتی با خودتان تنها باشید تا افکارتان را جمع‌و‌جور کنید، باید این تصمیم‌تان را قبل از اینکه به خلوت بروید با همسرتان در میان بگذارید. البته که گفت‌و‌گوی مسالمت‌آمیز بعد از دعوای مفصلی که داشته‌اید آسان نیست، اما نهایت تلاش‌تان را به کار بگیرید تا از این مرحله نیز عبور کنید. برای اینکه سوءِتفاهمی پیش نیاید و جنجال تازه‌ای بروز نکند، باید با همسرتان درباره‌ی اینکه چه انتظاراتی از یکدیگر دارید، صحبت کنید. اگر قصد دارید به طور خاص روی قضیه‌ای که سرش دعوا کرده بودید تمرکز کنید، توصیه‌های زیر را در نظر داشته باشید: دکتر شوری توصیه می‌کند به جای اینکه فقط حرف خودتان را بزنید و روی موضع‌تان پافشاری کنید، مسئولیت رفتاری را که احساسات همسر‌تان را جریحه‌دار کرده بپذیرید. اگر رفتارتان طوری بوده که احساسات همسرتان را جریحه‌دار کرده است، از تبرئه کردن خودتان بپرهیزید. وقتی مدام در دفاع از خودتان حرف بزنید، دعوا ادامه‌دار می‌شود. پس به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و قضیه را از تمامی جهات ببینید، نه فقط از موضع خودتان. اگر احساس می‌کنید باید درباره‌ی رفتاری که داشته‌اید توضیحی بدهید، بهتر است صبر کنید و در بحبوحه‌ی دعوا هیچ حرفی در این مورد نزنید. پس توضیحات‌تان را به زمانی که دعوا حسابی فروکش کرد و دو طرف بر خودتان مسلط شدید، موکول کنید. باید بپذیرید که بهبود رابطه‌‌‌تان زمان می‌برد. دکتر شوری توصیه می‌کند یک جدول زمانی تهیه کنید تا ببینید هرچه از روز دعوا دورتر می‌شوید، رابطه‌تان چه تغییری می‌کند. برای اینکه از دعواهای مشابه در آینده جلوگیری کنید، بهتر است با یکدیگر روی مجموعه‌ای از قوانین به توافق برسید. سعی کنید بفهمید بار دیگری که کارتان به جر و بحث کشید، چگونه باید رفتار کنید تا دعوا بالا نگیرد. مرکز بهداشت روان دانشگاه تگزاس توصیه می‌کند از این سه قانون غافل نشوید: در هر نشست فقط روی یک مشکل تکیه کنید. تا زمانی که پرونده‌ی یک قضیه را کاملا نبسته‌اید، نباید هیچ قضیه‌ی دیگری را وسط بکشید. اگر همه‌ی دلخوری‌های‌تان را یکجا مطرح کنید، اوضاع به هم می‌ریزد و هیچ کدام از مشکلات‌تان حل نخواهند شد. به موضوعات شخصی و نامربوط اشاره نکنید. اگر به موضوعات شخصی و نامربوطی که نقطه‌ی حساسیت طرف مقابل‌تان است دست بگذارید، رابطه‌تان به آفت بی‌اعتمادی، خشم و آسیب‌پذیری دچار خواهد شد. یکدیگر را متهم نکنید. اگر همسرتان را متهم کنید، مطمئن باشید که گارد می‌گیرد و به جای اینکه به درک متقابل برسد، فقط سعی می‌کند از خودش دفاع کند. پس برای اینکه حالت تدافعی ایجاد نشود، از متهم کردن طرف مقابل بپرهیزید و در عوض، به همسرتان توضیح دهید که چرا از دستش دلگیر شده‌اید. در مجموع، باید به دنبال راهکاری باشید تا گفت‌و‌گویِ بعد از دعوا به مشاجره تبدیل نشود، بلکه سازنده و پُربار باشد. از این رو، لازم است قوانینی تعیین کنید که با رعایت‌شان بتوانید مسالمت‌آمیز گفت‌وگو کنید. اگر هم مایل نیستید قاعده و قانونی تعیین کنید، باید هر کدام‌تان نهایت تلاش‌تان را به کار بگیرید تا مسیر گفت‌و‌گو به سمت مشاجره پیش نرود. ۴. به یکدیگر عشق بورزید به جای اینکه نسبت به یکدیگر خشم بگیرید، مهربانی و خوش‌رویی پیشه کنید. برای اینکه به همسرتان نشان دهید دوستش دارید و حضورش در زندگی‌تان بی‌‌اهمیت نیست، مهربانانه رفتار کنید و از جادوی کلمات دلنشین غافل نشوید. معمولا اگر زن یا شوهر احساس کند که دیگر در دل همسرش جایی ندارد، زندگی مشترک تلخ خواهد شد. رفتارهای خیلی کوچکی که حاکی از توجه و محبت هستند، معجزه می‌کنند. مثلا همین که به همسرتان پیامک‌های محبت‌آمیز بفرستید یا به آهستگی روی شانه‌اش دست بگذارید، به بهبود رابطه‌تان کمک می‌کند. البته این رفتارها زمانی که هنوز طرف مقابل‌تان داغ باشد، احتمالا جواب نمی‌دهند. اما بعد از اینکه اوضاع کمی آرام‌تر شد، می‌توانید با نرم‌خویی در جهت بهبود رابطه‌تان قدم بردارید. رفتارهای محبت‌آمیز نشان می‌دهند که به همسرتان اهمیت می‌دهید و به دنبال بهبود رابطه‌تان هستید. امیدواریم بتوانید با به کار بستن راهکارهایی که مرور کردیم، در جهت بهبود زندگی مشترک‌تان قدم بردارید. اما اگر اوضاع به حدی وخیم است که نمی‌توانید با یکدیگر روبه‌رو شوید، بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید تا از راهنمایی‌های تخصصی‌تر بهره‌مند شوید. برگرفته از: lifehacker.com ترجمه: صدف دژآلود منبع: چطور
  14. احترام به همسر یک اصل مشترک در تمامی روابط موفق، پایدار و سرشار از عشق است. رابطه‌ای که از این اصل حیاتی محروم باشد، دیر یا زود به ویرانه‌ای تبدیل خواهد شد که آباد کردنش اگر هم ممکن باشد، زمان خیلی زیادی می‌برد. برای اینکه حرمت زندگی مشترک‌تان حفظ شود، قبل از هر چیزی باید بتوانید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم واحد تصور کنید و حقوق یکدیگر را بشناسید. اما پرسش این است که زن و شوهر چگونه می‌توانند با یکدیگر مثل یک هم‌تیمی رفتار کنند و حقوق همدیگر را بشناسند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا علاوه بر پاسخ به این پرسش‌‌ها درباره‌ی بایدها و نبایدهای زندگی مشترک صحبت کنیم. ۱. خانواده به منزله‌ی یک تیم خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم تصور کنید اگر می‌خواهید به همسرتان احترام بگذارید، قبل از هر چیزی باید یاد بگیرید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم ببینید. باید در تصمیمات مشترک‌تان درست مثل یک تیم واقعی فکر کنید و حتی در تصمیماتی که به صورت انفرادی اتخاذ می‌کنید، همیشه باید همسرتان را هم در نظر داشته باشید. به جای اینکه خواسته‌های‌تان را در تضادِ با خواسته‌های همسرتان قرار دهید، باید سعی کنید به سوی اهداف مشترکی حرکت کنید که به نفع هر دو نفرتان باشند. برای اینکه به یک تیم قوی تبدیل شوید، لازم نیست که دو نفرتان دقیقا شبیه هم فکر کنید، اما نکته‌ی کلیدی این است که باید بتوانید حتی در مواقعی که اختلاف نظر دارید، نسبت به یکدیگر مهربانانه و محترمانه برخورد کنید. وقتی تصمیمی می‌گیرید که پای هر دو نفرتان در میان است، تا حد امکان موقع صحبت کردن منم منم نکنید و در عوض، جملات‌تان را با کلمه‌ی «ما» آغاز کنید. خلاصه اینکه اگر خودتان و همسرتان را در یک جبهه‌ی واحد ببینید، آن‌وقت می‌توانید احترامی را که شایسته‌ی همسرتان است، خالصانه نثارش کنید. اگر با همسرتان اختلاف نظر دارید، دلایل‌تان را محترمانه به بحث بگذارید بعید است بتوانید با همسرتان در تمامی مسائل اتفاق نظر داشته باشید که البته اِشکالی هم ندارد. اما وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، باید سعی کنید موضع‌تان را محترمانه به همسرتان توضیح دهید. اگر به همسرتان بگویید: «این کاری که می‌خوای بکنی واقعا احمقانه‌ست.» یا «اصلا باورم نمی‌شه که می‌خوای دست به همچین کار احمقانه‌ای بزنی.»، احتمالا همسرتان از شدت عصبانیت حالت تدافعی به خودش خواهد گرفت، طوری که دیگر نمی‌توانید گفت‌و‌گوی سازنده‌ای داشته باشید. در عوض به همسرتان بگویید: «می‌فهمم که چرا داری به این قضیه این شکلی نگاه می‌کنی.» یا «فکر نمی‌کنم کاری که می‌خوای بکنی، تصمیم خیلی مناسبی باشه، حداقل الآن.» و هم‌زمان به لحن و طرز صحبت کردن‌تان نیز دقت کنید. یادتان باشد اگر خشونت‌آمیز برخورد کنید، همسرتان ترغیب می‌شود افکارش را پنهان کند و به راحتی تن به سازش ندهد. با تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارید کنار بیایید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید هرچه بیشتر از آغاز زندگی مشترک‌تان بگذرد، متوجه خواهید شد که در برخی زمینه‌ها اصلاً هیچ شباهتی به همسرتان ندارید. ممکن است همسرتان وسواسی و خجالتی باشد، در حالی‌ که خودتان شلخته و اجتماعی هستید. شاید بتوانید خودتان را اندکی تغییر دهید و با ویژگی‌های همسرتان سازگارتر شوید، اما مطمئن باشید که هرگز نمی‌توانید کاملاً تغییر کنید. پس یاد بگیرید تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید تا خدشه‌ای به روابط‌تان وارد نشود. مثلاً اگر خودتان شلخته هستید و همسرتان وسواسی است، سعی کنید تا جایی که از دست‌تان برمی‌آید در مرتب نگه داشتن منزل کوشا باشید. حتی اگر مطمئن هستید که نمی‌توانید در حد استاندارد همسرتان با نظم و ترتیب باشید، حداقل ریخت‌وپاش اضافی هم نکنید. از محبت‌های همسرتان قدردانی کنید از همراهی و حمایت همسرتان قدردانی کنید و بگذارید بداند که سپاسگزارش هستید. به جای اینکه مدام نِق بزنید و دائما از مشکلاتی که در زندگی مشترک‌تان دارید شاکی باشید، نیمه‌ی پر لیوان را هم ببینید. مثلاً اگر همیشه همسرتان با خوش‌رویی به استقبال‌تان می‌آید، غذایی را که دوست دارید برای‌تان می‌پزد و در هر شرایطی پای صحبت‌های‌تان می‌نشیند، باید سعی کنید به طریقی نشانش دهید که متوجه همراهی و حمایتش هستید. مستقیما تشکر کنید یا اینکه یک یادداشت مهربانانه بنویسید. اینکه نسبت به رفتارهای محبت‌آمیز همسرتان بی‌اعتنا باشید، نشانه‌ی بی‌احترامی است و موجب می‌شود که همسرتان فکر کند محبت‌هایش را اصلا نمی‌بینید. به خودتان احترام بگذارید کسی که به خودش احترام نمی‌گذارد، با همسرش هم نمی‌تواند محترمانه برخورد کند. احترامِ به خود رمز پیروزی در روابط زن و شوهری و به طور کلی زندگی است. به بدن خود احترام بگذارید و از رفتارهای پرخطری که برای‌تان بی‌احترامی به همراه خواهند آورد بپرهیزید. مثلاً دخانیات مصرف نکنید و با دیگران گلاویز نشوید. دوست صمیمی خودتان باشید، چرا که یک دوست صمیمی به خوبی درک می‌کند که چه رفتاری دوستش را رنجیده‌خاطر خواهد کرد و احترامش را از بین خواهد برد. خلاصه اینکه سعی کنید بهترین ورژن خودتان باشید. در غیر این صورت نه تنها نمی‌توانید به همسرتان احترام بگذارید، بلکه به‌ راحتی طعمه‌ی افرادی خواهید شد که برای‌تان هیچ احترامی قائل نیستند. وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، به جای مشاجره، مصالحه کنید برای اینکه احترام همسرتان را حفظ کنید، باید یاد بگیرید در مواقعی که به اختلاف نظر برمی‌خورید به مصالحه برسید. اگر قصد دارید در مورد قضیه‌ای یک تصمیم مشترک بگیرید، ابتدا باید صحبت‌های همدیگر را به دقت بشنوید و از موضع یکدیگر کاملا باخبر شوید. فقط در این صورت است که می‌توانید جوانب مثبت و منفی قضیه را به شکلی محترمانه به بحث بگذارید و در نهایت به نتیجه‌ای برسید که خوشایند هر دو نفرتان باشد. به جای اینکه حرف‌تان را به قیمت جریحه‌دار کردن احساسات همسرتان به کُرسی بنشانید، سعی کنید به مصالحه برسید تا طرف مقابل‌تان را هم خشنود کرده باشید. وقتی تصمیم مهمی می‌گیرید و واقعا نمی‌توانید به بخشی از خواسته‌های‌‌‌تان بی‌اعتنا باشید، از همسرتان محترمانه تقاضا کنید اندکی کوتاه بیاید و خواسته‌هایی را که دارید نادیده نگیرد. اما اگر درباره‌ی موضوعات نه چندان مهم تصمیم می‌گیرید، مثلا اینکه برای شام به کدام رستوران بروید، بهتر است با هم قرار بگذارید که نوبتی انتخاب کنید. هم خودتان و هم همسرتان تمرین کنید که جوابگوی اشتباهات‌تان باشید هم خودتان و هم همسرتان باید یاد بگیرید که مسئولیت رفتارهای‌تان را بپذیرید و جوابگوی اشتباهات‌تان باشید. اینکه در صورت به خطا رفتن فقط عذرخواهی کنید کافی نیست، بلکه باید کاملا آگاه باشید که کدام رفتارهای‌تان موجب رنجش همسرتان می‌شوند و در مقابل، همسرتان نیز باید بداند که از کدام رفتارهای ریز و درشتش رنجیده‌خاطر می‌شوید. مثلا اگر یک شب دو ساعت دیرتر از همیشه به منزل آمدید و با اینکه می‌دانستید همسرتان برای شام منتظرتان است، یک زنگ هم نزده بودید، باید انتظارش را داشته باشید که همسرتان این رفتارتان را توهین‌آمیز تلقی کند. در این‌گونه موارد چاره‌ای ندارید جز اینکه جوابگوی رفتار توهین‌آمیزتان باشید. تا زمانی که هر دو نفرتان نسبت به پیامدهای رفتارهایی که در پیش می‌گیرید آگاه باشید و درک کنید که چه رفتارهایی از سوی همسرتان توهین‌آمیز تلقی می‌شوند، می‌توانید یک رابطه‌ی سالم و پایدار داشته باشید. به عبارت دیگر، اگر بتوانید مسالمت‌آمیز درباره‌ی اشتباهات‌تان صحبت کنید، یعنی رابطه‌تان در مسیر درستی قرار دارد. ۲. راهکارهایی برای احترام به همسر وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید تا احترام همسرتان حفظ شود. به جای اینکه اشتباه‌تان را انکار یا لاپوشانی کنید، به همسرتان نشان دهید که از صمیم قلب متأسف هستید. تأسف‌تان را نه فقط در حرف بلکه در عمل نیز ثابت کنید و همه‌ی تلاش‌تان را به کار بگیرید تا خطای مرتکب شده را دوباره تکرار نکنید. مثلا اینکه فقط بگویید: «متأسفم که باعث شدم احساساتت جریحه‌دار بشه.» یا «ببخشید که باعث شدم اعصابت حسابی به هم بریزه.» کافی نیست. باید مسئولیت خطایی را که مرتکب شده‌اید بپذیرید و نشان دهید که حقیقتا متوجه اشتباه‌تان شده‌اید. به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و بگویید که چقدر بابت اتفاق پیش آمده پشیمان هستید و چقدر دل‌تان می‌خواهد دلخوری‌های اخیر را جبران کنید. یاد بگیرید خودتان را به جای همسرتان تصور کنید وقتی سعی دارید به یک تصمیم مشترک برسید یا حتی وقتی کارتان به جر و بحث کشیده می‌شود، سعی کنید خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید. مثلا اگر پدر همسرتان در بیمارستان بستری است، قبل از اینکه سرِ شستن ظرف‌ها دعوا بگیرید، با خودتان فکر کنید که همسرتان در حال حاضر چه غصه‌ی بزرگی در دلش دارد. قبل از شروع هر گفتگو یا مشاجره‌ای اندکی به خودتان فرصت دهید تا قضیه را از موضع همسرتان ببینید. اینکه بتوانید خودتان را چند لحظه‌ای به جای همسرتان تصور کنید، رفتار ملاحظه‌گرایانه‌ای است که به همسرتان نشان می‌دهد برایش احترام خیلی زیادی قائل هستید. شنونده‌ی خوبی باشید در روزگاری زندگی می‌کنیم که بسیاری از مردم اینقدر سرشان به دنیای فناوری گرم است که اصلا وقت گوش دادن به درددل‌های همدیگر را ندارند. برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید، باید وقتی برای‌تان صحبت می‌کند به دقت پای صحبت‌هایش بنشینید. تلفن همراه‌تان را کنار بگذارید و ارتباط چشمی برقرار کنید. سعی کنید حواس‌تان به محیط اطراف پرت نشود. موقع گوش دادن نباید وسط حرف همسرتان بپرید یا تا زمانی که مشورت نخواسته نصیحتش کنید، فقط کافی است سراپا گوش باشید. برای اینکه نشان دهید شنونده‌ی خوبی هستید، بعد از اینکه صحبت‌های همسرتان تمام شد، بعضی صحبت‌هایش را در قالب کلمات خودتان تکرار کنید تا طرف مقابل متوجه شود پیامش را کاملا درک کرده‌اید. مثلا بگویید: «می‌فهمم چقدر ناراحتی که رئیست قَدرِت رو نمی‌دونه.»، اما یادتان باشد پشت سر هم از کلمات یا جملات تأکیدی مثل «آره، می‌دونم چی می‌گی.» استفاده نکنید. به خط قرمزهای همسرتان احترام بگذارید خط قرمزهای همدیگر را بشناسید و سعی کنید از این خط قرمزها عبور نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد به عکس‌های قدیمی داخل صندوقچه‌‌اش سَرَک بکشید یا درباره‌ی گذشته‌اش با دیگران صحبت کنید. هرگز همسرتان را به دلیل اضافه‌وزنش در دوران کودکی دست نیندازید یا تلفن همراهش را بدون اجازه زیر و رو نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد بعضی وسایل مورد علاقه‌اش را با کسی شریک شود، پس درکش کنید. شاید همسرتان مایل نباشد درباره‌ی همسر سابقش حتی یک کلمه صحبت کند و این رفتارش برای‌تان غیرقابل پذیرش باشد. در این قبیل موارد، می‌توانید از همسرتان بپرسید که چرا دوست ندارد در این مورد صحبت کند، اما رعایت ادب فراموش‌تان نشود. پس اگر نمی‌توانید با بعضی خط قرمزهای همسرتان کنار بیایید، چاره‌ای نیست جز اینکه محترمانه درباره‌ی این مسئله گفتگو کنید. به همسرتان کمک کنید تا اهدافش را تحقق ببخشد برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید باید بهترین‌ها را برایش بخواهید و کمک کنید تا با پرورش قابلیت‌هایی که دارد، رؤیاهایش را به واقعیت تبدیل کند. مثلا به همسرتان قوت قلب دهید تا نگارش کتابی را که پنج سال پیش آغاز کرده بود به سرانجام برساند. هرگز به همسرتان تلقین نکنید که نمی‌تواند به آرزوهایش برسد. در عوض، همیشه همسرتان را تشویق کنید که به درجات بالاتر صعود کند. اما اگر احساس می‌کنید که تحقق برخی اهداف همسرتان امکان‌پذیر نیست و دلایل مشخصی نیز دارید، باید دیدگاه‌تان را دوستانه و مسالمت‌آمیز به بحث بگذارید. حتی اگر برخی اهداف همسرتان را در تضادِ با خواسته‌های خودتان می‌بینید، باید به جای اینکه جلوی تحقق اهدافش را بگیرید، درباره‌ی اختلاف نظرتان گفت‌وگو کنید. با همسرتان همدردی کنید در یک رابطه‌ی موفق باید بتوانید با همسرتان همدردی کنید. اگر همسرتان واقعا برای‌تان اهمیت دارد، باید بتوانید عشق‌تان را ابراز کنید و در مواقع سختی قادر به گذشت باشید. باید بپذیرید که همسرتان هم گرفتاری‌های خاص خودش را دارد. حتی اگر همسرتان دست به کاری زده که از ابتدا با انجامش موافق نبوده‌اید، باز هم حق ندارید احساساتش را در فراز و نشیب‌های مسیری که پیش گرفته نادیده بگیرید. سعی کنید هر وقت همسرتان به همراهی و حمایت‌تان نیاز دارد، از عشق و محبت‌تان دریغ نکنید. شاید همیشه نتوانید در احساسات همسرتان شریک شوید، اما اطمینان حاصل کنید که هر وقت به همدردی‌تان نیاز دارد، حتما در کنارش باشید. تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگویید برای اینکه اصل احترام به همسر را رعایت کنید، باید به تمامی موارد فوق راستگویی را هم اضافه کنید. هرگز درباره‌ی اینکه چرا از سر کار دیر به منزل برگشتید دروغ نگویید. حواس‌تان باشد رفتاری نکنید که باعث بی‌اعتمادی همسرتان شود. شاید مایل نباشید درباره‌ی بعضی مسائل خصوصی‌تان صحبت کنید، اما این بی‌میلی دلیل نمی‌شود که صافْ صافْ به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و دروغ ببافید. اگر همسرتان بی‌اعتماد شود، به سختی می‌توانید اعتمادش را دوباره جلب کنید. حتی گاهی دروغ‌های مصلحت‌آمیز نیز ممکن است موجب رنجش طرف مقابل‌ شوند. در هر صورت اگر به دروغ گفتن به همسرتان عادت کرده‌اید، آگاه باشید که این رفتارتان چیزی جز بی‌احترامی نیست. گاهی وقت‌ها بگذارید همسرتان با خودش خلوت کند اگر همسرتان عنوان کرد که نیاز دارد اندکی با خودش تنها باشد، خلوتش را به هم نزنید. هر کسی گاهی نیاز دارد برای سر و سامان دادن به افکار یا حتی کارهای عقب‌مانده‌اش چند مدتی با خودش خلوت کند. فکر نکنید همسرتان از دست‌تان خسته شده یا حوصله‌تان را ندارد. اگر از این تصمیم به دلهره افتاده‌اید، می‌توانید نگرانی‌تان را با همسرتان در میان بگذارید تا خیال‌تان از این بابت راحت شود. یادتان باشد وقتی در این مورد با همسرتان صحبت می‌کنید، حالت تدافعی به خودتان نگیرید. مثلا می‌توانید با لحنی آرام به همسرتان بگویید: «عزیزم، چند وقته خیلی با هم نبودیم، الآنم اگه بخوای با خودت تنها باشی، خیلی دلم برات تنگ می‌شه.» و به این ترتیب به همسرتان نشان دهید که برایش احترام قائل هستید. ۳. نبایدهای زندگی مشترک همسرتان را در جمع خجالت‌زده نکنید هرگز همسرتان را در جمع، چه در مقابل اعضای خانواده و چه در مقابل غریبه‌ها، مورد سرزنش قرار ندهید. اگر مشکلی با همسرتان دارید، باید در خلوت خودتان مطرحش کنید، نه در جمع دیگران. اگر همسرتان را در جمع خجالت‌زده و سرافکنده کنید، نه تنها به شدت از دست‌تان می‌رنجد، بلکه اطرافیان‌تان هم در معذورات قرار می‌گیرند. اگر در جمع به همسرتان پرخاش کردید، حتما عذرخواهی کنید و پشیمانی‌تان را نشان دهید. به جای اینکه همسرتان را در جمع با اسامی مسخره صدا بزنید و باعث خجالتش شوید، از او تعریف کنید، طوری که در مقابل دیگران احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد. پشت سر همسرتان نزد دیگران بدگویی نکنید نباید مسائل خصوصی زندگی‌تان را نزد خانواده یا دوستان‌تان فاش کنید و درباره‌ی رفتارهای آزاردهنده‌ی همسرتان بدگویی کنید. شاید گاهی مجبور شوید درباره‌ی مشکلات خانوادگی‌تان از دیگران مشورت بگیرید، اما یادتان باشد که اگر مدام از همسرتان نزد خانواده و دوستان بدگویی کنید، راه به جایی نخواهید برد. اینکه در غیاب همسرتان پشت سرش بدگویی کنید، نشانه‌ی بی‌احترامی است. اگر روزی بفهمید که همسرتان همیشه در دورهمی‌هایی که‌ حضور نداشتید، غیبت‌تان را می‌کرده، چه حالی پیدا خواهید کرد؟ پس کلاه‌تان را قاضی کنید و از این رفتار ناپسند دست بردارید. نگذارید احساسات منفی‌تان تلمبار شوند هرگز اجازه ندهید احساسات‌تان آنقدر روی هم تلمبار شوند که دیگر چاره‌ای جز داد و فریاد نداشته باشید. اگر چیزی آزارتان می‌دهد، از همسرتان بخواهید که چند لحظه‌ای بنشیند تا جدی درباره‌ی این قضیه صحبت کنید. آن‌قدر طولش ندهید تا خودِ همسرتان علت ناراحتی‌تان را حدس بزند یا زمانی سر صحبت را باز کند که موقعش نیست. همین که حاضر نیستید درباره‌ی چیزی که آزارتان می‌دهد با همسرتان صحبت کنید، خودش یک نوع بی‌احترامی است که موجب می‌شود پنهانی نسبت به همسرتان خشمگین باشید. احساسات همسرتان را با تعریف و تمجیدهای بی‌جا از همجنس‌هایش جریحه‌دار نکنید فرقی نمی‌کند، هم زن و هم شوهر، نباید طوری رفتار کنند که همسرشان فکر کند رابطه‌‌ی زناشویی‌شان را جدی نگرفته‌‌اند و به اصول زندگی مشترک پایبند نیستند. اگر مدام نزد همسرتان با آب و تاب فراوان از جذابیت‌های فلان آقا یا خانم حرف بزنید، مطمئنا همسرتان را رنجیده‌خاطر خواهید کرد. برخی افراد نسبت به این‌گونه تعریف و تمجیدها حساس‌ترند، اما به عنوان یک قانون کلی هرگز نباید درباره‌ی هم‌جنس‌های همسرتان طوری صحبت کنید که احساس کند مورد توهین و بی‌احترامی قرار گرفته است. در جمع خصوصی دوستان‌تان نیز نباید از این حرف‌ها بزنید، چرا که این رفتار چیزی جز بی‌احترامی به همسرتان نیست. حتی اگر همسرتان در جمع‌تان حضور نداشته باشد، باز هم اجازه‌ی چنین رفتاری را ندارید. نسبت به محبت‌های همسرتان بی‌اعتنا نباشید محبت‌های همسرتان را هرچند کوچک فراموش نکنید و نشان دهید که بابت محبت‌هایش سپاسگزارش هستید. با این رفتار به همسرتان ثابت می‌کنید که رابطه‌تان تأثیر مثبتی روی زندگی‌تان داشته است. بنشینید با خودتان فکر کنید آخرین باری که عشق‌تان را به همسرتان ابراز کردید، کِی بود؟ اگر یادتان نیامد می‌توانید مطمئن باشید که یک جای کار می‌لنگد، چرا که حتما مدت‌های خیلی زیادی است محبت‌های همسرتان دیگر به چشم‌تان نمی‌آیند. اما حتی اگر سرتان خیلی شلوغ بود، باز هم سعی کنید هر روز و هر لحظه عشق‌تان را به همسرتان ابراز کنید و نشان دهید که برایش اهمیت قائل هستید. برگرفته از: wikihow منبع: چطور
  15. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که بهترین شوهر دنیاست، ابدا این‌طور نیست. اما حتما خیلی از آقایان تلاش می‌کنند همیشه همسری بهتر و بهتر باشند. هرگز فراموش نکنید که رابطه‌ی زناشویی چیزی است که نیاز به رشد و تغییر دارد و باید روی آن کار کنید. در این مطلب، می‌خواهیم اصول همسرداری و مهمترین‌ چیزی را که در مورد «یک شوهر خوب شدن» لازم است برای‌تان بگوییم. شاید خیلی از این نکات را خودتان هم تجربه کرده باشید. نقشی که همیشه در حال تغییر است اگر می‌خواهید یک شوهر خوب بشوید، اولین اصل همسرداری که باید بدانید این است که همه چیز تغییر می‌کند. همسرتان تغییر می‌کند، شما تغییر می‌کنید، شرایط زندگی‌تان تغییر می‌کند. و از آنجایی که این تغییرات بدون اخطار روی می‌دهند، شما به عنوان یک انسان و یک همسر باید مدام در حال تغییر و تحول باشید. اگر نمی‌توانید آن کسی که هستید (یا آنچه که فکر می‌کنید هستید) را تغییر دهید، پس در رابطه‌تان به مشکل برخواهید خورد. منظور این نیست که یک شوهر خوب باید در برابر تمام خواسته‌های زنش تسلیم شود، ابدا! در حقیقت، اگر این کار را بکنید از علاقه‌ی همسرتان به شما کم خواهد شد. یک زن خوب همیشه دوست دارد شما با خودتان روراست باشید و کاری را انجام دهید که شادتان می‌کند. اما از شما انتظار دارد وقتی نیاز به تغییر وجود دارد، تغییر کنید و البته حق هم دارد! دلیل اینکه در این مطلب، به جای «همسر خوبی باشیم» از «همسر خوبی بشویم» استفاده شده این است که همسر بودن نقش و جایگاهی است که مدام در حال تغییر است؛ این کار هرگز تمامی ندارد. شوهر خوب همیشه می‌داند که باید برای رابطه‌شان و برای خودش کاری بکند. لطفا این توصیه را جدی بگیرید. حالا چند نکته را با شما در میان می‌گذاریم که روی رابطه‌تان تأثیر مثبت خواهد گذاشت. متاسفانه خیلی‌ها در زندگی الگوی چندان مناسبی از یک همسر خوب بودن ندارند. ۱. با تمام وجود به حرف‌های همسرتان گوش دهید، نه اینکه فقط شنونده باشید یکی از بهترین اصول همسرداری که باید همیشه مدنظر داشته باشید این است که یک مرد باید با توجه کامل به حرف‌های همسرش گوش دهد. وقتی همسرتان مجبور می‌شود به شما بگوید کاری باید انجام دهید، یعنی متوجه اشاره‌هایی که چند بار به شما کرده، نشده‌اید. اگر می‌خواهید یک شوهر خوب بشوید باید یاد بگیرید که این اشاره‌ها چه هستند. یک مثال ساده؛ شستن ظرف‌هاست. فرض کنید خانمی عادت دارد هر شب برای همسر و فرزندانش شام درست کند و هر شب هم پدر خانواده «فراموش می‌کند» که در شستن ظرف‌ها به همسرش کمک کند. همسرش هرگز از او کمک نمی‌خواهد چون می‌داند که پدر خسته از سر کار برگشته است، اما قدردانی‌اش از زحمات همسرش را با درست کردن یک شام خوشمزه ابراز می‌کند. بعد از شام همیشه مادر خانه دلخور و اخموست. در موارد بسیار نادری که مرد در شستن ظرف‌ها کمک می‌کند، زن، یک زن متفاوت می‌شود؛ شاد و آرام و خوش‌رفتار. همسر خوب بودن یعنی اینکه خوب به حرف‌های همسرتان گوش دهید و متوجه سیگنال‌های بی‌صدایش بشوید. هر زنی خاص است و به شیوه‌‌های خاص خودش هم ارتباط برقرار می‌کند و این وظیفه‌ی شماست که مانند بهترین دوستش، این شیوه‌ها و علائم را تشخیص دهید. ۲. راه‌های ارتباطی خوب ایجاد کنید شاید بعد از خواندن اولین نکته با خود گفته‌اید: «چرا همسرم نمی‌تواند خودش بگوید که چه می‌خواهد؟» بسیار خب، اگر شما زمان زیادی را صرف گفتگو با همسرتان کرده و ارتباطی ایجاد کرده‌اید که او می‌تواند بدون اینکه احساس کنید دارد غُر می‌زند، به راحتی از شما بخواهد کاری را انجام دهید، این بسیار عالی است، منتظر باشید تا خودش به شما بگوید. اما بیشتر اوقات همسرتان خواهد گفت که نباید «مجبور» شود از شما چیزی را مستقیما بخواهد، شما خودتان باید انجامش دهید. و اینجاست که ارتباط معنی پیدا می‌کند. یک شوهر خوب شدن یعنی خلق الگوهای ارتباطی بسیار خوب. گاهی این کار، سخت می‌شود. گاهی در میانه‌ی خشم و عصبانیت شما نمی‌خواهید هیچ ارتباطی برقرار کنید. اما یک شوهر خوب سعی می‌کند این ارتباط را ایجاد کند. یک شوهر خوب، جستجو می‌کند تا بفهمد چرا به این نقطه از عصبانیت رسیده‌ است و سپس یک راه حل پیدا می‌کند. اجازه دهید باز هم برای‌تان مثالی بزنم. فرض کنید یک روز عصر بعد از پایان کار با دوستان‌تان به رستوران می‌روید. همسرتان در خانه مشغول درست کردن شام است و بسیار عالی خواهد شد اگر شما حدود ساعت هفت و نیم در خانه باشید تا با هم شام بخورید. اما این اتفاق نمی‌افتد و شما تا دیروقت بیرون می‌مانید. وقتی به خانه برمی‌گردید تعجب می‌کنید که چرا او دلخور و بدعنق است و از او می‌پرسید: «چی شده؟» یا «خسته و بی‌حوصله هستی؟» این گونه سؤال‌ها فقط شرایط را بدتر می‌کند. در نهایت هم شما بی‌خیال می‌شوید، سرش داد می‌کشید و به رختخواب می‌روید. هیچ چیزی حل نشده است! یک راه بهتر این است که از مغزتان استفاده کنید و ببینید مشکل همسرتان چیست. آیا هر وقت که با دوستان‌تان بیرون می‌روید این اتفاق می‌افتد؟ بسیار خب، پس چیزهایی فهمیده‌اید. باید سر یک فرصت مناسب بنشینید و از او بپرسید آیا از اینکه برای شام دیر آمده بودید ناراحت و دلخور است. اگر جوابش مثبت بود، از او عذرخواهی کنید و بعد قول دهید این بار اگر خواستید جایی بروید حتما از قبل به او اطلاع خواهید داد. همچنین با مهربانی و ملایمت به او بگویید خیلی خوب است که در مورد احساساتش راحت‌تر با شما صحبت کند چون شما هرگز از روی عمد، قصد رنجاندنش را ندارید. خلق الگوهای ارتباطی درست و برقرار کردن ارتباط، ازدواج‌تان را نجات خواهد داد. خلاق باشید. نگویید: «چی شده خانوم» و انتظار داشته باشید او به شما توضیح دهد و بعد هم شما بی‌تفاوت باشید! مسئولیت‌پذیر باشید و یک راه حل پیدا کنید. در مثال بالا اگر مرد این کار را می‌کرد، حتما رابطه‌شان بسیار متفاوت‌تر می‌بود و احترام بیشتری برای زن قائل می‌شد. ۳. فردیت‌تان را از دست ندهید این موضوع چیزی نیست که پدر و مادرتان به شما یاد بدهند اما آنقدر مهم است که باید اینجا در موردش حرف بزنیم. فردیت خود را از دست ندهید و تبدیل به زوجی نشوید که در هم ادغام می‌شوند. ازدواج، آمیخته شدن دو نفر نیست؛ بلکه همراهی دو نفر است. اگر حس فردیت‌تان را از دست بدهید، یک چیز خاص و منحصربه‌فرد را از دست داده‌اید. خیلی وقت‌ها زوج‌هایی را می‌بینیم که بعد از ازدواج، سرگرمی‌ها، خاطرات و علاقه‌مندی‌های خودشان را رها کرده‌اند چون تماما در طرف مقابل‌شان ذوب شده‌اند. در عرض چند ماه یا چند سال، این رابطه به انتها خواهد رسید یا دچار آشوب و ناآرامی خواهد شد زیرا از همدیگر خسته و دلزده شده‌اند. آنها فردیت‌شان را از دست داده‌اند. در آیین بودا نقل قولی است که می‌گوید: «اگر شما زمان زیادی را با کسی سپری کنید، فقط ایرادهای او را خواهید دید. حتی اگر با خود بودا هم باشید، چیزی در او پیدا خواهید کرد که آن را دوست ندارید.» وقتی در یک رابطه‌ی زناشویی، فردیت خود را رها کرده و جوری زندگی می‌کنید که انگار یک نفر هستید، این اتفاق در رابطه‌تان روی می‌دهد. یادتان می‌آید؟ وقتی برای اولین بار همدیگر را ملاقات کرده بودید، مشغولیت‌های دیگری داشتید: مطالعه، ورزش، موسیقی، شعر و شاعری، دوستان و رفقا، … و تقریبا همین چیزها بود که شما را جذب یکدیگر کرد. پس چرا ترک‌شان کردید؟ گاهی حفظ تفریحات و سرگرمی‌های گذشته کار سختی است چون کار و مشغله‌ی بسیار زیادی دارید و به سختی می‌توانید همدیگر را ببینید اما باید سعی‌تان را بکنید. شما باید تلاش هماهنگ داشته باشید تا هر هفته، زمانی را جدا از هم بگذرانید و برای خودتان کاری بکنید. اگر چنین شیوه‌ای در پیش بگیرید، بسیار شادتر خواهید بود. ۴. هرگز با همسرتان برخورد فیزیکی نکنید، ناسزا نگویید و سرش فریاد نکشید برای بعضی از افراد، این نکته‌ای بدیهی است اما ظاهرا بعضی‌ها این نکته را فراموش کرده‌اند. برخورد فیزیکی، فحش دادن و یا فریاد زدن هرگز درست نیست. اگر به جایی رسیدید که دیدید فریاد زدن، تنها جواب است پس بدانید جایی در این مسیر دچار اشتباه شده‌اید و لازم است به عقب برگردید و اصلاحش کنید. گاهی وقت‌ها شاید با دوستان‌تان در مورد همسران‌تان گفتگو کنید. حتما همیشه یکی هست که موضوع جنگ و مرافعه با همسر را پیش بکشد و در این مورد حرف بزند که: گاهی واقعا لازم است بر سر ِ همسرتان داد بکشید تا قدرت‌تان را اعلام کنید. شاید واکنش درونی‌تان به این عقیده این است: «نه، تو نباید این کارو بکنی». او، همسر توست، شریک زندگی‌ات، بهترین دوستت و معشوقه‌ات. کتک زدن، فحش دادن و فریاد زدن، انواعی از فرومایگی و تنزل‌ هستند و مناسب این شخص نیستند. خطاب به همه‌ی مردهایی که فکر می‌کنند فریاد زدن و نعره کشیدن، لازم است باید بگوییم قابل درک است که شما از کجا و چه شرایطی به اینجا رسیده‌اید و وضعیت فعلی‌تان چیست، بیشتر آقایان در چنین شرایطی بوده‌اند. اما یک نظر کارشناسانه هست که می‌گوید: «معیار تشخیص یک مرد این است که چقدر سریع عصبانی می‌شود.» وقتی بر سر همسرتان داد و فریاد می‌زنید، قدرت‌تان را نشان نمی‌دهید، بلکه فقط به او نشان می‌دهید که اراده‌ی ضعیفی دارید و صبر و تحمل‌تان بسیار کم است. مردی که همسرتان واقعا به او احترام می‌گذارد مردی است که بتواند بدون متوسل شدن به زورگویی و گردن کلفتی، از عقیده‌اش دفاع کند. مرد واقعی کسی است که بتواند در دعواها، اختلاف‌نظرها و عشق و عاشقی، خونسردی‌اش را حفظ کند. لطفا در این مورد خوب فکر کنید. ۵. مدیریت خلاقانه داشته باشید بیشتر افراد می‌دانند که مرد و زن مساوی هستند و همیشه هم همین‌طور فکر می‌کنند. اما یکی از چیزهایی که باید یاد بگیرید این است که اگر بتوانید مدیریت و رهبری خلاقانه‌ای در رابطه‌تان نشان دهید، همسرتان بیشتر و بیشتر دوست‌تان خواهد داشت و برایش جذاب‌تر خواهید بود. مثلا، هردوی شما یک روز بسیار خوب را پشت سر گذاشته‌اید، تازه به خانه رسیده‌اید و خیلی هم گرسنه هستید. اما هیچ چیزی در آشپزخانه ندارید. احتمالا هر دوی شما می‌نشینید و فکر می‌کنید چه باید بکنید؛ آیا باید به رستوران بروید و چیزی بخورید یا در خانه بمانید و چیزی درست کنید؟ یک مدیر خلاق و مدبر، به جای اینکه گیج و دستپاچه شود، یک تصمیم مناسب و جسورانه می‌گیرد و سپس به آن عمل می‌کند، بدون سراسیمگی و جنجال، فقط عمل! از نظر علمی ثابت شده زن‌ها جوری برنامه‌ریزی شده‌اند که این‌گونه رفتارها را می‌پسندند، چون نشان‌دهنده‌ی قدرت و مهارت حفظ بقاست، و علاوه بر این، تا حدودی از استرس موجود در آن شرایط کم می‌کند. وقتی همسرتان احساس خوبی ندارد، اگر بتوانید کمی مدیریت مبتکرانه از خود نشان دهید، او واقعا تحسین‌تان خواهد کرد. این شرایط می‌تواند شستن ظرف‌ها باشد، گفتگویی سر میز شام، رنگ جدید دیوارهای خانه و یا راه‌حلی برای مسئله‌ای که همسرتان در آن درگیر است. به محض اینکه چنین شیوه‌ای در پیش بگیرید خواهید دید که او هم در شرایط مشابه همین کار را برای شما خواهد کرد! ۶. دوستش داشته باشید، اما نه فقط در حد حرف یک موضوع اصلی در این مطلب این است که شما باید شوهری فراتر از کلمات باشید. کلمات اگر پشتوانه‌ی معنایی و عملی نداشته باشند، پوچ هستند. عشق هم همین‌طور است. شما می‌توانید هزار بار در روز به همسرتان بگویید که دوستش دارید و عاشقش هستید اما اگر از او رو برگردانید و او را نادیده بگیرید، آن هزار بار کاملا بی‌ارزش است. یک شوهر خوب، راه‌های تازه برای عشق ورزیدن به همسرش پیدا می‌کند، به حرف‌هایش گوش می‌دهد، در مورد روزی که پشت سر گذاشته با او حرف می‌زند، برای کارهایی که در خانه و زندگی‌ انجام می‌دهد ارزش قائل است و همیشه به دنبال این است که همسرش، این قدردانی و تحسین را واقعا احساس کند. به او بگویید چقدر رفتارهایش را می‌پسندید و به عنوان یک زن چقدر تحسینش می‌کنید. اما رفتارتان باید پشتوانه‌ی کلام‌تان باشد؛ به کلمات‌تان معنا بدهید. اگر بتوانید راهی برای ارتباط دادن کلمات با رفتارتان پیدا کنید که نشان بدهد جدی و روراست هستید، او برای همیشه عاشق‌تان خواهد ماند. ۷. برای رابطه‌‌‌ی جنسی اصرار نکنید؛ شرایطش را فراهم کنید یک مرد واقعی وقتی همسرش مایل به رابطه‌ی جنسی نیست، بیشتر اصرار نمی‌کند. رابطه‌‌ی جنسی نقش آن‌چنان پررنگی در رابطه‌ی زناشویی دارد که متأسفانه اگر مشکلاتی در زندگی پیش بیاید، این رابطه هم به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. توصیه‌ای که می‌توانیم برای‌تان داشته باشیم این است که یک شوهر خوب، شرایط یک رابطه‌ی جنسی لذت‌بخش را خلق می‌کند، نه اینکه آن را گدایی کند. اگر همسرتان تمایلی به رابطه‌‌ی جنسی ندارد، شما باید صبور باشید. نتیجه شوهر خوب شدن و رعایت اصول همسرداری، چیزی است که مدام در حال تغییر و تکامل است. شما نمی‌توانید فقط بنشینید، کاری نکنید و امید داشته باشید و آرزو کنید که همه چیز خوب و دلچسب پیش برود. تلاش‌تان را بکنید تا فراتر از کلمات دوستش داشته باشید، ذوق و ابتکار داشته باشید و الگوهای ارتباطی شفافی خلق کنید و هرگز با همسرتان برخورد فیزیکی نداشته باشید، هرگز! برگرفته از: thedailymind منبع: چطور
  16. موفقیت، تنها بر پایه‌ی یک عامل شکل نمی‌گیرد. رویکرد روزمره‌ی شما نقشی اساسی در این زمینه ایفا می‌کند. پرورش عزم و اراده‌ای راسخ‌تر از پیش و داشتن ثبات قدم نیز مهم است. دوست‌داشتنی بودن هم اهمیت بسیاری دارد. اگر چه همه‌ی این موارد عوامل مهمی در موفقیت کسب‌وکار یا شغل‌تان هستند و متعاقبا سود بیشتری به همراه دارند، اما یکی از مهم‌ترین عامل‌هایی که شاید حتی تا به حال به آن توجه نکرده‌اید، زندگی‌ زناشویی شما است. در این مقاله ۱۱ راهکار برای داشتن ازدواج موفق به شما پیشنهاد می‌شود که علاوه بر لذت بردن بیشتر از زندگی، در واقع روی همه‌ی جنبه‌های زندگی شما تاثیر می‌گذارد. زندگی زناشویی‌ پژوهش‌ها حاکی از این هستند که شخصی که با او ازدواج کرده‌اید، می‌تواند تاثیر چشم‌گیری روی رضایت شغلی و موفقیت کاری شما داشته باشد. اما فراتر از انتخاب عاقلانه‌ی همسر، خیلی کارهای دیگر هم وجود دارند که می‌توانید انجام دهید تا به همسرتان کمک کنید موفق‌تر و بهتر عمل کند. این کارها می‌توانند رابطه‌ی شما را هم قوی‌تر کنند. به خاطر داشته باشد که مهم‌ترین کلمه در جمله‌ی بالا «انجام دهید» است. فکر و احساس عالی هستند، اما عمل، یعنی آنچه انجام می‌دهید، آن هم هر روز و همیشه، مهم‌ترین است. آنچه انجام می‌دهید، «دادن» است. توجه کنید: «دادن»، نه «گرفتن». افرادی که می‌خواهند به همسران‌شان کمک کنند تا موفق‌تر باشند، و در نتیجه زندگی زناشویی‌شان را بادوام‌تر کنند، این کارها را برای یکدیگر انجام می‌دهند: ۱. تقاضای کمک می‌کنند وقتی شما کمک می‌خواهید، همزمان چند اتفاق می‌افتد. اولاً به طور ضمنی نشان می‌دهید که برای راهنمایی طرف مقابل احترام قائل هستید. دوماً نشان می‌دهید که برای تجربه و مهارت و بینش او احترام قائل هستید و بعد هم نشان می‌دهید که به او اعتماد دارید، چرا که با درخواست کمک، در واقع خودتان را آسیب‌پذیر جلوه داده‌اید. اگر چه درخواست کمک، کاری نسبتا آسان به نظر می‌رسد، اما قضیه وقتی دشوارتر می‌شود که کمک شخصی می‌خواهید. آدم‌هایی که به دنبال ازدواج موفقی هستند، کمک می‌خواهند، هم به این خاطر که به کمک نیاز دارند و هم به این خاطر که می‌دانند طرف مقابل‌شان در عوض چیزهایی زیادی به دست خواهد آورد، مانند احترام به خود و اعتماد به نفس و ارزش‌گذاری به خود. آنها می‌فهمند که تفاوتی در زندگی شما ایجاد کرده‌اند و این همان چیزی است که همه‌ی ما دوست داریم حس کنیم. ۲. صبورند نشان دادن صبر روش فوق‌العاده‌ای است تا به دیگران بفهمانیم به آنها اهمیت می‌دهیم. نمایش صبر که راه دیگری برای نشان دادن اعتمادی حقیقی به طرف مقابل است، روش فوق‌العاده‌ای است برای اینکه همسرتان بفهمد واقعا او را باور دارید. نمایش صبر هدیه‌ای باورنکردنی است زیرا در نهایت نشان می‌دهد که چقدر به همسرتان اهمیت می‌دهید. ۳. الگوی خوبی هستند پژوهشگران دانشگاه واشینگتن در سنت لوئیس دریافته‌اند کسانی که همسران با ملاحظه‌تر و قابل اعتمادتری دارند، عملکرد بهتری در محیط کار دارند، بیشتر پیشرفت می‌کنند، درآمد بیشتری کسب می‌کنند و رضایت شغلی بیشتری هم دارند. این هم برای مردان صدق می‌کند و هم زنان: «همسر باملاحظه» رضایت شغلی و درآمد و احتمال ارتقای شغلی در زندگی آینده را افزایش می‌دهد. ۴. از شریک خود تعریف می‌کنند، او را می‌فهمند و ستایش می‌کنند هر کدام از ما بعضی کارها را خیلی خوب انجام می‌دهیم. همه‌ی ما، حتی خود من، حداقل چند نقطه‌ی قوت، چند ویژگی خوب و چند ویژگی مثبت داریم و به همین دلیل است که همگی مستحق تحسین و ستایش هستیم. این‌طوری به این مسئله فکر کنید: شناخت کارمندان درجه یک، آسان است؛ بالاخره همان‌هایی هستند که کارهای درجه یک انجام می‌دهند، اما این احتمال هم وجود دارد که تحسین مداوم باعث شده آنها درجه یک بشوند. آدم‌هایی که تلاش می‌کنند تا زندگی زناشویی موفقی را رقم بزنند، گاهی اوقات پیش از آنکه خوبی‌های خودشان را ببینند، آنها را در طرف مقابل می‌بینند و این امر می‌تواند فرصتی فراهم کند تا شاید همسران به توانایی‌های بالقوه‌ی حقیقی‌شان دست پیدا کنند. ۵. فضا و حریم خصوصی می‌دهند این روزها همه مدام همه چیز را به اشتراک می‌گذارند، لایک می‌کنند، توییت می‌کنند. زندگی‌ها هر روز بیش از پیش شبیه کتاب‌های بازی می‌شوند که همه می‌توانند ببینند و بخوانند. این روزها بیش از هر زمان دیگری حس می‌کنیم که حق داریم درباره‌ی دیگران بیشتر بدانیم. این مسئله شامل حال همسران هم می‌شود. اما گاهی اوقات لازم نیست بعضی چیزها را بدانیم. بعضی وقت‌ها بهترین هدیه‌ای که می‌توانیم بدهیم، هدیه‌ی حریم است؛ حریمِ نپرسیدن و کنجکاوی نکردن. البته همچنان هر زمان و هر جایی که طرف مقابل نیاز داشت، باید در دسترس باشیم. یادمان باشد برای اهمیت دادن، لازم نیست حتما همه چیز را بدانیم. ۶. در جستجوی فرصت‌هایی هستند که همسرشان از دست داده است همه‌ی ما می‌خواهیم پیشرفت کنیم، رشد کنیم، موفق شویم… اما گاهی اوقات آن‌قدر با درختان احاطه شده‌ایم که دیگر جنگل را نمی‌بینیم. آدم‌هایی که روی برپایی یک زندگی زناشوییِ موفق کار می‌کنند، زمانی را اختصاص می‌دهند تا به دنبال فرصت‌هایی بگردند که همسرشان احتمالا از دست داده است. آنها نه تنها رویاهای شما را می‌بینند، بلکه برای رسیدن به آن رویاها کمک‌تان هم می‌کنند. آنها به باز کردن درهایی کمک می‌کنند که در غیر این‌صورت بسته می‌ماندند. آنها می‌خواهند شما موفق شوید، زیرا: ۷. شادی را در موفقیت همسرشان می‌یابند گروه‌های بزرگ کسب‌وکار پیروز می‌شوند چون معمولا تواناترین اعضای‌شان همه چیز خود را برای شاد کردن دیگران فدا می‌کنند. گروه‌های بزرگ از کارمندانی تشکیل شده‌اند که به یکدیگر کمک می‌کنند، وظایف یکدیگر را می‌دانند، جدا از اهداف شخصی و بیش از هر چیز، برای موفقیت گروهی ارزش قائل هستند. هر کارآفرین بزرگی به این پرسش با بله‌ای بلند پاسخ می‌دهد: «آیا شادی‌تان را در موفقیت دیگران می‌یابید؟» افرادی هم که می‌خواهند همسرشان و زندگی زناشویی‌شان موفق باشد، همین کار را می‌کنند. ۸. صادق و اصیل هستند چاپلوسی کردن آسان است. اما گاهی اوقات نشان دادن هیجانی صادقانه، آن هم وقتی همه چیز خوب پیش می‌رود، دشوارتر است. گاهی اوقات هم نمایش تحسین صادقانه‌ای در مقابل یک حرکت ملاحظه‌کارانه، کلمه‌ای مهربانانه، یا تلاشی مضاعف می‌تواند دشوارتر باشد. همچنین بعضی وقت‌ها نمایش ناامیدی صادقانه، آن هم نسبت به عملکرد خودتان، نه دیگران، دشوارتر است. کسانی که ازدواج موفقی می‌خواهند، آشکارا سرخوشی‌شان را نشان می‌دهند. آشکارا مهر می‌ورزند، آشکارا ابراز نگرانی می‌کنند. خلاصه اینکه، آشکارا انسان بودن‌شان را به نمایش می‌گذارند. همسر شما با انسان ازدواج کرده است. پس انسان باشید؛ همان کسی باشید که هستید. ۹. می‌دانند که سخت‌گیری منافاتی با عشق ندارد می‌دانند که گاهی اوقات عشق سفت و سخت، بهترین عشق است من کامل نیستم، شما بی‌نقص نیستید. همه‌ی ما می‌خواهیم بهتر از آنچه هستیم، باشیم. با این حال همه‌مان گرفتار عادات می‌شویم، در الگوهای روزمره گیر می‌کنیم، دچار نقاط کور و گره می‌شویم… و به این دلیل است که همگی به بازخوردهای سازنده نیاز داریم. به همین دلیل است که همگی نیازمند پند و راهنمایی و حتی گاهی اوقات یک تلنگر هستیم. نظر تند و تیز دادن آسان است. اخمو و متکبر و ناامید بودن کاری ندارد. اینکه به کسی، به‌ویژه کسی که بهش اهمیت می‌دهید، بگویید «می‌دانم که از پس انجام کارهای بزرگ‌تر برمی‌آیی» خیلی سخت‌تر است. به آن وقتی فکر کنید که فلان کس به خودتان چیزی گفته که اصلا انتظار شنیدنش را نداشتید، و البته به شنیدنش خیلی هم نیاز داشتید. شما هرگز فراموش نمی‌کنید که او چه گفته است زیرا حرفش زندگی‌تان را تغییر داده است. حالا وقت آن است که شما، زندگی همسرتان را تغییر دهید. ۱۰. به زندگی شخصی اهمیت بیشتری می‌دهند تا زندگی شغلی گاهی وقت‌ها جستجوی موفقیت شغلی، می‌تواند روی موفقیت زناشویی‌تان تاثیر بگذارد. این هم یک نمونه: طبق حداقل یک پژوهش موجود، اگر فاصله‌ی محل کار تا خانه برای همسری بیش از ۴۵ دقیقه طول بکشد، احتمال جدایی آن زوج ۴۰ درصد بیشتر است. (چند هشدار هم وجود دارد. اگر قبل از ازدواج پنج سال یا بیشتر، این فاصله‌ی ۴۵ دقیقه‌ای را طی کرده‌اید، پس نسبت به زوج‌هایی که مسافت کمتری تا محل کار طی می‌کنند، تنها ۱ درصد بیشتر احتمال جدایی دارید. به احتمال زیاد دلیلش این است که روی زمینه‌ی مسائل کاری و عاطفی‌ای که ممکن بوده رخ دهد تا به حال کار کرده‌اید. به علاوه، اگر یکی از شما پیش از شروع رابطه‌تان رفت‌وآمدهای طولانی داشته، پس شما هم در مقایسه با شوهرها و همسرهایی که پس از برقراری ارتباط شروع به رفت‌وآمدهای طولانی کرده‌اند، احتمال بسیار کمتری دارد که طلاق بگیرید.) خلاصه کلام اینکه رفت‌وآمدهای طولانی ارزش این را ندارند که ازدواج شما به خطر بیفتد. طبق پژوهشی دیگر، اقتصاددان‌ها گفتند برای اینکه یک ساعت اضافی رفت‌وآمد احساس رضایت ایجاد کنه به افزایشی ۴۰ درصدی در میزان حقوق لازم است. یعنی ارزش ندارد برای چند هزار تومان بیشتر، هر روز یک ساعت بیشتر رانندگی کنید. این عامل را به هزینه‌های بالقوه‌ی رابطه‌تان اضافه کنید تا مشاهده کنید که منافع شخصی و خانوادگی قطعا می‌توانند از منافع کاری پیشی بگیرند. آدم‌هایی که برای ساختن زندگی زناشویی موفق تلاش می‌کنند، همیشه دید گسترده‌تری دارند و می‌دانند که موفقیت حرفه‌ای تنها یک عامل در معادله‌ی شادی است. پس باید به همه‌ی عوامل، به‌ویژه سلامت زندگی زناشویی‌تان هم توجه داشته باشید. ۱۱. در پی مقصود مشترکی هستند تحقق رویاها اغلب در این امر جلوه می‌یابد که آدمی جزئی از یک چیز بزرگ‌تر شود. همه‌ی ما دوست داریم آن کار گروهی و با هم بودن خاصی را حس کنیم که وظیفه را به تلاش و گروهی متشکل از افراد را به یک گروه واقعی تبدیل می‌کند. همه‌ی ما در محل کار به دنبال چنین چیزی هستیم، اما در حقیقت این یکی شدن در چیزی بزرگ‌تر را باید در خانه احساسش کنیم. پس دست در دست یکدیگر، ماموریت‌تان را شکل دهید، چشم‌اندازتان را ایجاد کنید، با هم تصمیم بگیرید کجا می‌خواهید بروید و با هم برای رسیدن به آنجا برنامه‌ریزی کنید. به خاطر داشته باشید که هیچ چیزی مانند اینکه بتوانید بگویید «بالاخره موفق شدیم.» نمی‌تواند حس زوج بودن به شما بدهد، پس پیش به سوی این هدف. برگرفته از: inc.com منبع: چطور
  17. شادترین و رضایت‌بخش‌ترین روابط بر پایه‌ی اعتماد شکل می‌گیرند. اگر می‌خواهید رابطه‌تان به بهترین شکل برسد، هر دو طرف باید یاد بگیرید که چطور اعتماد همسرتان را جلب کنید. اکثر همسران اعتماد را فقط براساس وفاداری در رابطه‌ی جنسی تفسیر می‌کنند، در حالی که این احساس بسیار عمیق‌تر و فراگیرتر است. در ادامه با راههای جلب اعتماد همسر بیشتر آشنا می‌شویم. راهکار اول: پایبندی به ارزش‌های مشترک ۱. وفادار باشید برای جلب اعتماد همسر باید وفادار باشید. اگر یک طرف وفادار نباشد، رابطه به سرعت از هم می‌پاشد. افراد معمولا از خیانتی کوچک چشم‌پوشی می‌کنند، اما حتی برای بخشش آن، به کمک فردی حرفه‌ای مثل مشاور یا روان‌شناس نیاز دارند. تعهدِ وفاداری بدهید و به آن پایبند باشید. اگر در رابطه‌ای احساس خوشحالی نمی‌کنید، به جای آغاز رابطه‌ای دیگر، از مشاور کمک بگیرید. اگر به کسی وفادار هستید، باید از هر نظر یعنی هم فیزیکی و هم احساسی وفادار باشید. بعضی افراد فکر می‌کنند ایرادی ندارد که رابطه‌ای صمیمانه با دیگران برقرار کنند و حتی فقط زمان‌شان را با فرد دیگری سپری کنند. اما همین کار باعث مشکلاتی در رابطه‌تان خواهد شد. ۲. شریک‌تان را آزاد بگذارید و در مهربانی پیش‌قدم باشید اعتماد در فضایی با احساس امنیت به وجود می‌آید. چرخه‌ی آسیب رساندن به یکدیگر، چه به صورت زبانی و چه به شکل فیزیکی، و در نهایت پس زدن فرد مقابل، ترس‌های فراوانی ایجاد می‌کند که باعث کاهش اعتماد می شود. اگر تلاش کنید تا هر حرکت شریک‌تان را کنترل کنید، به نوعی باعث عدم اعتمادش می‌شوید و او را از خود دور می‌سازید. اگر طرف مقابل‌تان می‌خواهد زمانی را با دوستانش سپری کند، سعی کنید با این مسئله کنار بیایید. البته شما همیشه باید در مورد رفتار قابل قبول و رفتار غیرقابل‌ قبول با هم صحبت کنید. مثلا اگر همسرتان قصد شرکت در کلاس ورزش با دوستانش را دارد و شما با این کار موافق نیستید، پس باید در این مورد باهم صحبت کنید تا در آینده این مسئله مکررا باعث تنش در رابطه‌تان نشود. ۳. همسرتان را بدون انگیزه‌های ثانوی دوست داشته باشید یکی از راههای جلب اعتماد همسر دوست داشتن واقعی است. هر دوی شما نیاز به این اطمینان دارید که همسرتان به خاطر خودتان و نه به خاطر چیز دیگری دوست‌تان دارد. دلایل دیگر می‌تواند به خاطر خانواده‌تان، پول‌تان، ظاهرتان و حتی احساس ترس از تنهایی باشد. پس مطمئن شوید که به دلیل درستی همسرتان را دوست دارید. ۴. رابطه‌تان را در اولویت قرار دهید خیلی راحت می‌توانید همسرتان را به حال خود رها و از یکدیگر غفلت کنید. اما سعی کنید همه‌ی انرژی و زمان‌تان را به افراد دیگر یا سایر فعالیت‌ها اختصاص ندهید. بلکه اولویت‌ها را مشخص کنید. اگر رابطه‌ برای‌تان مهم است، پس باید برای‌تان در اولویت قرار بگیرد. ۵. وفادار بمانید سوءِتفاهم، تضاد و خشم همیشه پیش می‌آید. اما باید نسبت به اختلاف نظرها و اظهار عقاید خلاف خودتان تحمل داشته باشید تا ترس از جدایی در دو طرف به وجود نیاید. این کار زمانی ممکن است که شما طرف مقابل را تهدید به ترک کردن، نکنید. راهکار دوم: ایجاد اعتماد در طرف مقابل ۱. روال معمول را حفظ کنید بسیاری از افراد فکر می‌کنند که انجام کارها به شکلی متفاوت جذاب است. یعنی علاقه دارند همواره برای سورپرایز کردن طرف مقابل برنامه‌ریزی کنند. اگرچه گاهی غافلگیری خوب است، ثبات و یکنواختی هم در یک رابطه بسیار مهم است. شاید یکنواختی به نظرتان خسته‌کننده بیاید، اما در طولانی‌مدت باعث جلب اعتماد می‌شود. ۲. قابل اتکا باشید اگر قابل اتکا باشید، اعتماد همسرتان جلب می‌شود. اعتماد در واقع به معنای این است که بتوانید به کسی اتکا کنید. شما به همسرتان اعتماد دارید که همیشه و صرف‌نظر از چیزهای دیگر، چه رفتاری می‌کند. اعتماد باعث ایجاد امنیت در رابطه می‌شود. مطمئن شوید که همسرتان می‌تواند روی شما حساب کند. اگر می‌گویید که ۵ بعدازظهر در منزل خواهید بود، خوش قول باشید یا اگر اتفاقی افتاد که نمی‌توانستید سر وقت برسید، طرف مقابل را مطلع کنید. مهم‌ترین عامل در اینجا ثبات است. اگر ۴ بار از ۵ بار، حتی به خودتان زحمت زنگ زدن و اطلاع دادن بابت اینکه دیر می‌رسید را ندهید، نشان می‌دهد که چیزهای دیگر برای شما مهم‌تر از رابطه‌تان هستند. رابطه‌ی موفق و شاد زمانی به وجود می‌آید که هر دو طرف تلاش کنند تا به قول‌هایی که می‌دهند پایبند باشند. ۳. به آنچه می‌گویید باور داشته باشید همسر شما بهتر از هر کس دیگری می‌تواند حالات چهره‌ی شما را بفهمد. اگر دروغ بگویید یا تلاش کنید تا احساسی واقعی را پنهان کنید، او به خوبی متوجه می‌شود. با این کار ممکن است تصور کند که شما در حال خیانت به او هستید. وقتی کسی بداند که هر چه می‌گویید قابل اعتماد است، رابطه‌ی بهتر و نزدیک‌تری ایجاد خواهد شد. ۴. واقعیت را بگویید یکی از راههای جلب اعتماد همسر این است که هیچ چیز را پنهان نکنید، چرا که همسران هیچ چیزی برای پنهان کردن از یکدیگر ندارند. بهتر است بدانید که دیر یا زود همه چیز آشکار می‌شود و روراست نبودن شما باعث از بین رفتن اعتماد و خراب شدن رابطه می‌شود. ۵. احساس واقعی‌تان را در میان بگذارید بسیاری از افراد هیچ گاه اجازه نمی‌دهند که شریک زندگی‌شان از نیازهای واقعی‌شان باخبر شود. نگذارید همسرتان در ابهام باقی بماند یا سعی کند حدس بزند که باید چه کاری برای‌تان انجام دهد. این مسئله باید دو طرفه باشد. اگر فقط یک نفر مورد توجه دیگری باشد، ممکن است فرد دیگر احساس بی‌توجهی کند. ۶. گاهی جواب منفی بدهید بسیار خوب است که به نیازهای همسرتان گوش دهید و تلاش کنید تا آنها را برآورده سازید، اما گاهی بهترین کار «نه گفتن» است. نمی‌شود همیشه همه کار را به میل او انجام دهید و در واقع با پاسخ منفی نسبت به برخی خواسته‌ها، احترام طرف مقابل را به دست می‌آورید، چرا که نشان می‌دهید در این رابطه منفعل نیستید. اظهار نظر شما باعث افزایش اعتماد دو طرفه می‌شود. راهکار سوم: جلب اعتماد طرف مقابل ۱. توانایی‌های همسرتان را باور کنید به عبارت دیگر، اگر همیشه باور دارید که همسرتان در بعضی موارد دارای صلاحیت نیست، اعتمادتان کامل نیست. اگر چنین مشکلی دارید باید به شکل صادقانه و با رفتاری صحیح این مسئله را با وی در میان بگذارید. این کار به شما اجازه می‌دهد تا رابطه‌تان را پیش ببرید و اعتماد یکدیگر را جلب کنید. ۲. به همسرتان اعتماد کنید برای جلب اعتماد همسرتان، باید خودتان هم به وی اعتماد داشته باشید. چطور همسرتان به شما اعتماد کند، وقتی شما به وی اعتماد ندارید؟ اعتماد حسی دو طرفه است که به تنهایی از عهده‌ی یک نفر برنمی‌آید. اعتماد به طرف مقابل اغلب به این برمی‌گردد که احساس درونی شما نسبت به او چیست. به عبارت دیگر، اگر نسبت به هر چیز احساس ناامنی دارید، این حس می‌تواند تأثیر منفی بر رابطه‌تان بگذارد. شما هر دلیلی دارید تا به طرف مقابل اعتماد کنید، مگر اینکه خلاقش ثابت شود. ۳. طرف مقابل را بدون سند و مدرک باور کنید یکی از مسائل پیرامون اعتماد، تمایل به تصور بدترین سناریو در هر موقعیتی است. فقط به خاطر اینکه همسرتان جواب تلفن‌تان را نداده به این معنا نیست که در حال خیانت به شماست. زمانی که به فرد مقابل اعتماد کنید، بدون سند و مدرک حرفش را می‌پذیرید. یعنی قبول می‌کنید که همسرتان باید این شانس را داشته باشید که بابت موقعیت پیش آمده توضیح بدهد و شما نیز قانع شوید. ۴. کاری به موبایل همسرتان نداشته باشید آیا هر کدام از شما برای‌موبایل‌تان کلمه‌ی عبور گذاشته‌اید؟ احتمال دارد این کار نشانه‌ی مشکل عدم اعتماد باشد. اگرچه حریم خصوصی مهم است، اما نباید بیش از حد از موبایل‌تان محافظت کنید. زمانی که اعتماد واقعی وجود داشته باشد، طرف مقابل حتی اگر به موبایل‌تان دسترسی داشته باشد، به حریم خصوصی‌تان احترام می‌گذارد. اما مهم‌ترین مسئله زمانی است که احساس کنید کسی که به همسرتان زنگ می‌زند، تهدیدی برای رابطه‌تان است؛ آنگاه قطعا مشکلاتی در مورد اعتمادتان وجود دارد. ۵. به همسرتان اجازه دهید تا آزادانه زندگی کند اغلب وقتی مسائلی در مورد اعتماد وجود دارد، شما می‌خواهید هر کاری که طرف مقابل انجام می‌دهد را کنترل کنید. این کار باعث می‌شود فرد احساس زندانی بودن و تهدید شدن داشته باشد. با این حال، اعتماد یعنی باور داشتن و اجازه دادن به طرف مقابل که آزادانه زندگی کند. زمانی که به فرد دیگری اعتماد دارید، یعنی به خودتان هم اعتماد دارید که باعث ایجاد روابطی سالم‌تر در طولانی مدت می‌شود. منبع: چطور
  18. اگر می‌‌خواهید ازدواج خود را بهبود بخشید، باید برای ایجاد یک رابطه عاطفی بیشتر تلاش کنید. زوج‌های خوشبخت معمولا به انتظارات یکدیگر به خوبی پاسخ می‌‌دهند. آنها معمولا سعی می‌‌کنندبه خواسته‌ها و انتظارات یکدیگر به خوبی پاسخ مثبت بدهند و از بی اعتنایی و یا درگیر شدن با خواسته‌های یکدیگر پرهیز می‌‌کنند. این عادت ثمره برجسته ای دارد، به زن و شوهر اجازه می‌‌دهد با یکدیگر مهربان باشند و علاقه و حس شوخ طبعی خود را حتی وقتی در اختلاف به سر می‌‌برند حفظ کنند. برخی از زوج‌ها با داشتن این نوع مهارت زندگی راه‌های بی شماری برای برآوردن خواسته‌های یکدیگر و حفظ رابطه عاطفی پیدا می‌‌کنند. توجه: زوجین باید توجه کنند، برای نوع برخورد همسرتان، معیارهای بالایی تعیین نکنید، هر تلاشی که از او می‌‌بینید بپذیرید. به این قانون طبیعت اعتماد کنید: پاسخ موافق به خواسته‌ها، به برآورده کردن بیشتری می‌‌انجامد. درخواست همسرتان را، در تحقق بخشیدن به خواسته‌هایش، به عنوان اتهام خطایی که شما در گذشته کرده اید، تعبیر نکنید، بلکه بدانید همسر شما خواهان لطف بیشتر شماست. برآورده کردن خواسته‌ها را به رقابت تبدیل نکنید، به جای آن، به راهی بیندیشید که عمل مهربانانه به عمل مهربانانه دیگر تبدیل شود. اگر از روابط خود به بهبودی عاطفی بهتر نرسیدید، سعی کنید در بهبودی رابطه عاطفی بهتر کوشاتر باشید. چگونه یک رابطه زناشویی مستمر داشته باشیم؟ اگر شما با انجام عملی و یا سخنی سبب رنجش طرف مقابل‌تان می‌‌شوید فقط کافی است عذرخواهی کنید. سعی کنید در روابط خود با همسرتان صادق باشید و از وانمود کردن به آن چیزی که نیستید پرهیز کنید. برای ایجاد و دوام یک رابطه خوب و سالم طرفین باید از سلامت جسم و روان برخوردار باشند. بنابراین باید تغذیه سالم و فعالیت بدنی مناسب و تمرینات ورزشی روزانه داشته باشید. در تعریف و تمجید از طرف مقابل‌تان سخاوتمند باشید توجه: تعریف در یک رابطه با دوام همانند چسب عمل می‌‌کند و سبب استحکام بیشتر آن می‌‌شود، سعی کنید که تمجید شما صادقانه باشد. نکته: انتظارات شما از طرف مقابل‌تان باید واقع‌بینانه باشد. توجه داشته باشید که هیچ فردی کامل نیست در سالهای ابتدایی آشنایی و ازدواج تصویر رویاگونه‌ای از همسرتان نسازید و وی را آنگونه که هست بپذیرید. سعی کنید انتظارات‌تان از او با واقعیت منطبق باشد و در هر رابطه‌ای اختلاف نظر وجود دارد تصور نکنید که همسرتان از آنچه در درون شما می‌‌گذرد کاملاً آگاه است. بنابراین ضروری است زمانی‌که راجع به مطلبی بحث می‌‌کنید مطمئن شوید که طرف مقابل منظور شما را به درستی فهمیده باشد. اصولی كه زنان در همسرداری باید رعایت كنند در کلیه موارد معیشت اعم از تملک و درآمد و غیره از کلمه ما استفاده نمایید نه من و نه تو، فراموش نکنید که زندگی مشترک شروع شده و دیگر من و تو معنی و مفهومی ندارد. همسر خود را مقابل بستگانش تحقیر نکنید و از تعریف و تمجید بستگان خود پیش وی خودداری کنید. در مقابل همسر خود هر چند گاهی حق به جانب شماست ولی لجبازی و اصرار نکنید و مرد بودن وی را در نظر بگیرید. از مخالفت و مشاجره با همسر خود بپرهیزید. اگر کمکی از طرف خانواده خود داشتید آن را دائماُ به رخ همسر خود نکشید. در معاشرت با بستگان همسر خود بیش از حد معمول گرم نگیرید. همسر خود را در معاشرت با بستگانش محدود نکنید. در رفت و آمد با بستگان همسر خود، بیش از خویشاوندان دیگران احترام بگذارید. زحماتی که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود می‌‌کشید به رخ همسر خود دائماً نکشید. درآمد خود را دائماُ برای او بازگو نکنید که این درآمد را دارم و برای منزل این خرج را می‌‌کنم. از مردان دیگر نزد همسر خود تعریف نکنید. برای برآوردن نیازمندی‌های خود از نظر مادی و غیر مادی امکانات همسر خود را در نظر بگیرید و او را تحت فشار نگذارید. خود را مقابل همسر خود بیارایید و چهره اخمو و عبوس نداشته باشید. وقتی به منزل می‌‌آید بعد از استراحت اوقات خوشی را با او سپری کنید. اصولی که مردان باید در همسرداری رعایت کنند در مقابل همسر خود از گرفتاری‌های روزانه و حوادث تلخ زندگی با قیافه عبوس و ناراحت صحبت نکنید. هدیه و مهر و محبت نسبت به همسر خود را بیشتر کنید و از خریدن هدایای هرچند کوچک هرازگاهی امتناع نکنید. خانم‌ها هدیه دادن و گرفتن را بسیار دوست دارند. توجه داشته باشید که اگر کم و کسری در نوع رفتار و شرایط منزل وجود دارد با کمال محبت و خونسردی تذکر دهید، چون واقعاً اخم و خشونت زندگی را به تباهی می‌‌کشد. به بستگان و همسر خود احترام بگذارید و هرگز جلوی معاشرت همسر خود با بستگان و خویشانش را نگیرید. هیچوقت همسر خود را پیش دیگران تحقیر و سرزنش نکنید. توهین و بی‌احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی می‌‌کاهد. یک مورد قابل توجه اینکه با تعریف کردن از خود و ایجاد برتری خود نسبت به همسرتان اعتماد به نفس او را پایین نیاورید. در انجام امور حتماً با او مشورت کنید و تک رأی نباشید تا او حضورش را در زندگی بیشتر لمس کند و به پوچی نرسد که همیشه در نهایت تصمیم گیرنده فقط همسرم هست و من هیچ نقشی در زندگی خود ندارم. وقتی همسر شما از چیزی ناراحت و عصبانی هست او را با مهر و محبت آرام کنید و برای او تکیه گاه مناسبی باشید، بگویید که شرایط او را به خوبی درک می‌‌کنید و آنچه در توان دارید بکار می‌‌برید و او را حمایت می‌‌کنید به این صورت او احساس غرور می‌‌کند از پشتوانه عاطفی محکمی که دارد. با همسر خود هیچگاه لجاجت و مشاجره نکنید و در ضمن برای به گردش و مهمانی رفتن به همراه زن و فرزندان خود وقت بگذارید و پیشنهاد همسرتان را در این مورد به علت کار و خستگی رد نکنید. توجه: امتیازات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله دارد مطرح نکنید. در مقابل همسر خود در امور مختلف قدرت نمایی نکنید. زحمت‌ها و هزینه‌هایی که برای پذیرایی خویشان همسر خود می‌‌کنید هیچگاه بر زبان نیاورید. نکته مهم: همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید. به او اعتماد کنید و از شک و تردید و دودلی در مورد وی بپرهیزید که بزرگترین عامل اختلاف زوجین و عدم آرامش می‌‌باشد. *روانشناس بالینی، عضو تحریریه ماهنامه دنیای سلامت منبع: زندگی آنلاین
  19. کارهایی که باید در چنین شرایطی انجام دهید موارد زیر هستند: گام اول: در ابتدا از پایان رسیدن رابطه ای که با فرد دیگری داشته مطمئن شوید اولین کاری که باید انجام دهید این است که بفهمید آیا همسرتان تمایل دارد این رابطه را تمام کند یا نه. فردی که با همسرتان در ارتباط بوده دیگر نباید در زندگی شما باشد. شاید برای این کار لازم باشد همسرتان شغلش را عوض کند یا در شهر دیگری زندگی کنید. اگر همسرتان راضی به این کارها شود مطمئن می شوید که ۱۰۰ درصد تعهدش را جدی گرفته است. بعد از این که از تعهد او مطمئن شدید زمان این رسیده که ببینید کجای کار اشتباه بود و چرا؟ گام دوم: درباره مشکلی که پیش آمد صحبت کنید زمانی را برای صحبت کردن درباره مشکل پیش آمده تعیین کنید. بهتر است زمانش همان روزی نباشد که متوجه این موضوع شده اید. حداقل ۵ روز آن را به تعویق بیندازید نه بیشتر. زمانی که هر دو از نظر ذهنی آمادگی کافی برای صحبت کردن درباره چنین مسائلی داشته باشید. فردی که خیانت کرده باید آماده پاسخ دادن به هر سوالی باشد تا تمام شک و شبهه ها از بین برود. در اصل باید مشکل را ریشه یابی کنید و بفهمید دلیل اصلی این اتفاق چه چیزی بوده است. ریشه مشکل این است که بدانید چرا و چه چیزی باعث شده بین شما و همسرتان فاصله بیفتد. مشکل از چه زمانی شروع شده است؟ آیا هر دو متوجه ایجاد این فاصله شده بودید؟ پاسخ دادن به این سوالات بسیار مهم و بحرانی است. گام سوم: از حرفه ای ها کمک بگیرید خیانت مشکلی جدی است که زوج ها به تنهایی نمی توانند آن را حل کنند. اگر می خواهید ازدواج سالمی داشته باشید از مشاوره های ازدواج کمک بگیرید. اهمیت مراجعه به مشاور کمتر از دندانپزشک نیست. نیت شما این است که مشکل را حل کنید اما اگر درست این کار را نجام ندهید آسیب بیشتری به رابطه خواهید رساند. یکسری مشکلات زناشویی ریشه ای وجود دارد که یا با گذر زمان مشخص می شود یا توسط فردی که از بیرون به رابطه نگاه می کند. گام چهارم: رابطه بهتر و صمیمی تری بسازید بعد از این که تمام صحبت ها را کردید و توافق کردید که مشکل را به کلی فراموش کنید زمان بهتر کردن رابطه رسیده است.این کار در ابتدا شاید بعد از این همه گفتگوهای سنگین زیاد راحت نباشد اما بهتر است هر چه زودتر سلامت را به رابطه خود بازگردانید. وقتی زمان بیشتری را با هم بگذرانید یا هر کاری که رابطه شما را بسازد. پیاده روی کنید، مسافرت بروید، شام به رستوران بروید یا جایی که در اولین دیدار با هم آشنا شدید. اگر هیچ کدام از این گام ها تاثیری نداشت از او جدا شوید. بیشتر زوج ها بعد از انجام این مراحل مشکلشان حل می شود و دوباره همه چیز به حالت عادی برمی گردد. اما گاهی اوقات زخم ها به قدری عمیق هستند که درمان آن ها غیرممکن است و هیچ کدام از دو طرف تمایلی به حل مشکل ندارند. اگر نمی توانید با خیانتی که به شما شده کنار بیایید و آن را فراموش کنید عقب نشینی کنید و با خودتان ارزیابی کنید که آیا همسرتان باز هم می خواهد از احساس شما سواستفاده کرده و فریبتان دهد یا این که تصمیم گرفته است مشکل را حل کند؟ اگر به دروغ ها و پنهان کاری های همیشگی اش ادامه داد و شدت آسیب ها به قدری است که نمی توان آن ها را درمان کرد بهتر است از آن رابطه بیرون بروید. منبع: بدونیم
  20. اگر دو فردی که با هم یک زندگی مشترک را شروع می کنند و از نظر اعتقادی، فرهنگی و اخلاقی به هم نزدیک باشند و بر اساس صداقت و اعتماد به یکدیگر زندگی را پیش ببرند، خداوند هم بین این زوجین علاقه و محبت را بیشتر خواهد کرد. توصیه های بسیار مهم برای پایداری خانواده و تثبیت محبت بین همسران را در این مقاله جمع آوری کرده ایم. با ما همراه شوید. اسلام به منظور پیدایش و پایایى علاقه و محبت بیشتر میان همسران، نخست به همتایى و کفو بودن آن دو سفارش کرده است. در واقع مى‏توان گفت: مرد و زن اگر از نظر شرایط اعتقادى، فرهنگى و اخلاقى، نزدیک به هم باشند و براساس صداقت و حسن اعتماد به همدیگر، زندگى را آغاز و در طول زندگى آن را رعایت کنند؛ خداوند بین آن دو علاقه، محبت و الفت قرار خواهد داد. پس از انعقاد پیمان ازدواج نیز براى استحکام خانواده و استمرار الفت و علاقه، باید هر یک از مرد و زن به روابط میان خود توجه کافى مبذول دارند. توصیه‌هایی برای داشتن روابط پایدار و با محبت بین همسران ۱- با مطالعه کتاب‏هاى مربوط به انتخاب همسر، آیین همسردارى و چگونگى ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه‏هاى آموزش خانواده، دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید. ۲- با همدلى، هم‏فکرى، همکارى و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف، میان اعضاى خانواده روابط سالم پدید آورید. ۳- هر یک از زوجین، دیگرى را نزدیک‏ترین و محرم‏ترین فرد نسبت به خود بداند و او را حامى و پشتیبان خود تلقى کند. ۴- با یادگیرى مهارت‏هاى ارتباطى نظیر گوش کردن فعال به حرف‏هاى یکدیگر، احترام به نظرها و عقاید همدیگر و تشریک مساعى و مشورت کردن، روابط خود را بهبود بخشید. ۵- هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مسئله و یافتن راه‌حل آن بپردازید و در صورت لزوم، کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید. ۶- به هر طریق ممکن، رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأیید قرار دهید؛ به گونه‏اى که همسرتان بفهمد براى او ارزش قائل هستید. ۷- تشویق و تأیید و بیان نکات مثبت، به طور آشکار یا در جمع باشد؛ اما انتقاد و تذکّر نکات منفى، به طور محرمانه و در تنهایى صورت گیرد. ۸- براى خصوصیات و نیازمندى‏هاى یکدیگر، ارزش قائل شوید و در روابط کلامى و عاطفى، به افکار و خواسته‏ هاى همسرتان توجه کنید. ۹- اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده‏ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت‏ آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید. ۱۰- درشتى همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب، درباره مسئله مورد نظر، بحث و گفت‏وگو کنید. ۱۱- بکوشید در سراسر زندگى – به خصوص در روابط بین خود و همسرتان – به جاى هر گونه پیش‏داورى یا مشاهده‌اشکالات و ضعف‏ها، نقاط مثبت و قوت را ببینید. به عبارت دیگر، به جاى توجه به نیمه خالى لیوان، به نیمه پر آن توجه کنید. ۱۲- در برنامه‏ریزى براى فعالیت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن، با یکدیگر مشورت کنید و از یک جانبه‏نگرى بپرهیزید. ۱۳- در هر فرصت ممکن، با همسر و اعضاى خانواده‏تان، ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنید. زنان از صحبت کردن با همسرشان بیشتر لذت مى‏برند؛ بنابراین مردان باید فعّالانه به سخنان آنان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند. ۱۴- گاهى در فضایى محرمانه، محبت‏آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یکدیگر بپردازید و از یکدیگر بپرسید، چه باید کرد تا روابط‌تان بهتر و با نشاط‌تر شود. ۱۵- همیشه، در رویارویى با مسائل و مشکلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسئولیت خود و شناخت انتظارات متقابل، به حل و فصل اختلافات روى آورید. ۱۶- درهر روز یا در هر هفته، زمان مشخصى را براى گفت‌و‌گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان، اختصاص دهید. ۱۷- از داشتن نگرش‏هاى آرمان گرایانه و شاعرانه، انتظارات غیر واقع بینانه در ازدواج و روابط زناشویى اجتناب کنید. ۱۸- زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‏آمیز و دو پهلو جداً پرهیز کنند. ۱۹- از رفتارهایى نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر – که موجب افزایش مقاومت‏هاى روانى در طرف مقابل است – باید بپرهیزید. ۲۰- در سراسر زندگى – از جمله در زندگى خانوادگى – بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت‏هایى که در اختیار دارید، بیندیشید، نه به امورى که در اختیار ندارید. ۲۱- بایادآورى برخى ایام – مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن – و دادن هدیه‏هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل)، به طور نمادین عشق و علاقه خود را به همسرتان ابراز دارید. ۲۲- خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجّه نگه دارید و از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید. ۲۳- خطاى یکدیگر را در حضور دیگران، فرزندان، آشنایان، والدین و… بازگو نکنید. ۲۴- هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگرى مقایسه نکنید. ۲۵- از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیشتر سازید. ۲۶- به قول‏هایى که به همسرتان داده‏اید، عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد. ۲۷- از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب – مانند بدقول، شلخته، کله‏شق، یک دنده، لجباز و خودخواه – به یکدیگر بپرهیزید. ۲۸- همسرتان را تکریم کنید. ۲۹- از سلام کردن به یکدیگر دریغ ننمایید. ۳۰- در معاشرت‌ها ادب فراموش نشود. ۳۱- استقبال و بدرقة شوهر مستمر باشد. ۳۲- از همسر خود قدردانی و سپاسگزاری کنید. ۳۳- خوش‌خلقی هرگز فراموش نشود. ۳۴- مهربانی و محبت همیشگی باشد. ۳۵- هرگز به فکر آزار همسر نباشید. ۳۶- جلب رضایت شوهر در اولویت برنامه باشد. ۳۷- قهر کردن را زشت بدانید. ۳۸- صیانت از آبروی همسر را جدی بگیرید. ۳۹- در ادارة منزل با همسر همراهی‌نمایید. ۴۰- صرفه‌جویی یک ارزش اساسی تلقی شود. ۴۱- مدارا با همسر شعار همیشگی باشد. ۴۲- رازدار امینی باشید. ۴۳- همسرتان را همان‌گونه که هست بپذیرید. ۴۴- همسرتان را تحقیر و سرزنش نکنید. ۴۵- مچ‌گیری نکنید. ۴۶- گذشته را فراموش کنید. ۴۷- فداکاری داشته باشید. ۴۸- زود قضاوت نکنید. ۴۹- به اقوام یکدیگر احترام بگذارید. ۵۰- از تعصب بی‌جا پرهیز کنید. ۵۱- به روحیات همسر دقت کنید. ۵۲- به همسرتان شخصیت و ارزش بدهید. ۵۳- در مقابل دیگران همسر خود را سرزنش نکنید. ۵۴- هنگام صدا زدن همسر از باجاذبه‌ترین نام استفاده کنید. ۵۵- مواظب خشم و خروش خود باشید. ۵۶- به سلیقه و دیدگاه همسر احترام بگذارید. ۵۷- با همسرتان (خانم‌ها) جدی و رسمی نباشید بلکه خودمانی باشید. ۵۸- به وظایف اخلاقی التزام جدی داشته باشید. ۵۹- ‌پاکدامنی سرلوحة‌ کارتان باشد. ۶۰- تلاش‌‌های همسر را مهم تلقی کنید. ۶۱- به درد دل یکدیگر گوش دهید. ۶۲- با افکار دیگران تصمیم نگیرید. ۶۳- در پیش بچه‌ها از پدر با بزرگی یاد کنید. ۶۴- خانوادة خود را به رخ همدیگر نکشید. ۶۵-اشتباه خود را بپذیرید. ۶۶- حفظ صداقت و متانت با شوهر داشته باشید. ۶۷- در خرید لوازم منزل با خانم مشورت کنید. ۶۸- شنونده خوبی برای همسر باشید. ۶۹- از امر و نهی دائمی پرهیز کنید. ۷۰- افراد غریبه را با خانم خود آشنا نکنید. ۷۱- به تفاوت‌های زن و مرد توجه داشته باشید وآنها را بیاموزید. منبع: کیهان
  21. شاید چهره زیبا و سایر ویژگی های مادی از جمله اصلی ترین شرایط اولیه ازدواج باشند؛ اما تمامی اینها پس از مدتی برایتان عادی خواهد شد و این اختلاق همسرتان است که قرار است با آن زندگی کنید. نکات مهمی در رابطه با رفتار با همسر وجود دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. با دکتر سلام همراه باشید. نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحله اول کار‌های خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث تثبیت و تکرار آن خواهد شد. برای شیرین شدن زندگی مشترک بایدازچه چیز‌هایی پرهیزکرد؟ نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحله اول کارهای خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث تثبیت و تکرار آن خواهد شد. رعایت نکات زیر ضروری است: ۱- از خواب صبحگاهى بپرهيزيد و تلاش و كوشش خود را در جهت نظم و انضباط منزل و پوشش مرد بكار بنديد تا زندگى شما شيرين تر شود. ۲- از تلخ روئى بپرهيزيد و با لبخند محبت آميز زندگى را شروع كنيد، يك لبخند و تبسم خيلى كم مايه است وليكن سرمايه بزرگى بنام خوش خلقى شوهر و شادابى زندگى را با آن مى توانيد خريدارى نمائيد. ۳- از چشم و هم چشمى و تقاضاى غير مقدور از همسر بپرهيزيد تا شوهر شما نزد شما و اهل خانه محبوب شده و خجالت زده و افسرده نگردد. ۴- از حسادت و رشك بپرهيزيد تا به زندگى خود قانع و از همسر و فرزندان خود لذت ببريد. حسود جز رنج آفرينى براى خود كارى نمى كند. ۵- ساده زيستى و سالم زيستى را شعور و شعار واقعى خود قرار داده و از تجمل گرائى بپرهيزيد تا زحمت زندگى را كمتر و زندگى را شيرين تر كرده باشيد. ۶- از بدبينى به شوهر و ديگران بپرهيزيد تا شوهر نزد شما عزيزترين و محبوب ترين افراد باشد و در مقابل، او بتواند به شما اعتماد و اطمينان نمايد. ۷- از نق زدن، بهانه جوئى بپرهيزيد تا تمكين، آرامش و شادابى را به زندگى زناشوئى دعوت كرده و از طرف ديگر همسر شما در وظايف خويش ‍ موفق تر بوده و در نتيجه بيشتر خود را مديون شما ببيند. ۸- از گفتگو پيرامون موضوعاتى كه به نحوى ارزشهاى همسر را تضعيف يا ناديده مى گيرد پرهيز نمائيد تا محيط گفتگو و همنشينى شما آرام و بدون جدل باشد. منبع: باشگاه خبرنگاران
  22. 1. در مقابل همسر خويش, گرفتاري هاي روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگي را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنيد. 2. هديه دادن مهرو محبت را زياد مي‌کند؛ به مناسبت هاي مختلف براي همسر خود هديه اي هر چند کوچک خريداري و با چهره اي شاد و خندان به او تقديم کنيد. 3. چنانچه کمبودي در منزل مشاهده مي‌شود, با کمال محبت و خوشرويي تذکر دهيد. 4. در حضور همسر خود, به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نکنيد و توانايي هاي آنا را به رخ او نکشيد. 5. به بستگان همسر خود مانند پدر و مادر و ساير اقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه خود, قبل از همسر خود اقدام کنيد. 6. هيچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگيري نکنيد و در معاشرت و ديد و بازديد با بستگان وي پيشقدم باشيد. 7. با بستگان خود نزد همسرتان در گوشي نجوا نکنيد. 8. هيچ گاه همسر خود را به ويژه نزد بستگانش تحقير نکنيد؛ توهين و بي احترامي به همسر از صفا و صميميت در زندگي زناشويي مي‌کاهد. 9. هيچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفي نکنيد. سعي کنيد "من" و "تو" در زندگي زناشويي نباشد کلمه "ما" زندگي را گرم و لذت بخش مي‌کند 10. وقتي که همسر شما عصباني است, او را با مهر و محبت آرام کنيد. 11. براي رفتن به مهماني و گردش, سعي کنيد همراه فرزندان و همسر خود باشيد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت خستگي و کار رد نکنيد. 12. امتيازات اجتماعي؛ فرهنگي و اقتصادي فاميل خود را در صورتي که با همسر شما فاصله اجتماعي و طبقاتي دارند مطرح نکنيد. 13. کارهاي همسر خود, هر چند کوچک را تحسين کنيد. تمجيد و ستايش زن به علت روح لطيف و مهرباني که دارد, کليد کاميابي در زندگي زناشويي است. 14. در قبال همسر خود, در امور مختلف قدرت نمايي نکنيد. 15. زحمات و هزينه هايي را که براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود صرف مي‌کنيد, هيچ گاه بر زبان نياوريد. 16. همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنيد و وي را از دست يابي به شادي ها محروم نسازيد. 17. شادي و خنده هاي خود را در محل کار خود به جا نگذاريد و فراموش نکنيد که همسر شما در خانه هم نيازمند شادي و خنده هاي شماست. 18. کمک کردن در انجام کارهاي منزل را فراموش نکنيد و بدانيد همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته مي‌شويد, زن هم در منزل از کارهاي خانه خسته مي‌شود و نازمند مساعدت و قدرداني است. منبع: هفته نامه سلامت شماره 186
  23. ۱. اجازه دهيد متوجه شود چقدر وجودش براي شما اهميت دارد. ۲. حتي اگر با شما مخالفت مي کند، باز هم به صحبت هاي او گوش دهيد. ۳. از او تقاضاي کمک کنيد. ۴. به او بگوييد که او را دوست داريد و به وجودش افتخار مي کنيد. ۵. بگذاريد براي خود سرگرمي داشته باشد. ۶. به او اعتماد داشته باشيد. ۷. وقتي با هم بيرون مي رويد، درباره مشکلات صحبت نکنيد. ۸. بر روي اعمال خوب او متمرکز شويد. ۹. به علايق او احترام بگذاريد. ۱۰. وقتي به منزل برمي گردد، خوشحال باشيد. ۱۱. اجازه دهيد نيم ساعت بعد از کار استراحت کند. ۱۲. به هيچ يک از اعضاي خانواده اجازه ندهيد به او بي احترامي کند. ۱۳. در مقابل کسي که به او بي احترامي مي کند بايستيد. ۱۴. از تلاشي که براي زندگي تان مي کند قدرداني کنيد. ۱۵. در کارهاي تان با او مشورت کنيد. ۱۶. براي رسيدن به اهدافتان با هم برنامه ريزي کنيد. ۱۷. بيش از اندازه کار نکنيد، براي او نيز وقت بگذاريد. ۱۸. اگر مرتکب اشتباهي شد، او را ببخشيد. ۱۹. طوري رفتار کنيد که به او نياز داريد. ۲۰. تمام اوقات فراغت او را با کارهاي منزل پر نکنيد. ۲۱. مغرور نباشيد و اشتباهات تان را بپذيريد. ۲۲. وقتي دچار استرس است او را آرام کنيد. ۲۳. اگر مشغول صحبت با شماست، گوش کنيد و با طرح چند سوال به او نشان دهيد که کاملا به او توجه داريد. ۲۴. به خاطر زحمتي که مي کشد از او سپاسگزاري کنيد. ۲۵. به دليل هر آنچه که هست به او افتخار کنيد. ۲۶. حرف هاي تان را با عشق بيان کنيد. ۲۷. وقتي با او هستيد پرانرژي باشيد. ۲۸. از او انتظار نداشته باشيد تمام وقتش را براي انجام کارهاي شما صرف کند. ۲۹. از اينکه فرد خوبي است ابراز خشنودي کنيد. ۳۰. حتي در غياب او، جلوي ديگران از او به خوبي ياد کنيد. ۳۱. احساسات تان را با او در ميان بگذاريد ولي آن را به طور خلاصه بيان کنيد. ۳۲. حداقل سه مورد از کارهاي خوبش را به او گوشزد کنيد. ۳۳. در مقابل ديگران به او افتخار کنيد. ۳۴. صبح ها با او بيدار شويد حتي اگر مجبور نباشيد زود بيدار شويد. ۳۵. در مواقع سختي پشتيبان او باشيد. ۳۶. او را در هر شرايطي بپذيريد و هرگز از خود نرانيد. ۳۷. وقتي عصباني است به او گير ندهيد. ۳۸. به او کمک کنيد به اهدافش برسد. ۳۹. به او کمک کنيد عادات بدش را ترک کند. ۴۰. ديگران را با او مقايسه نکنيد. ۴۱. از کارهايي که در منزل انجام مي دهد، تشکر کنيد. ۴۲. پيش از تصميم گيري هاي مهم با او مشورت کنيد. ۴۳. توانايي هاي او را دست کم نگيريد. ۴۴. حرفتان را مستقيم بزنيد و از حاشيه رفتن بپرهيزيد. ۴۵. حتي اگر از هم فاصله داريد، توجه تان را به او نشان دهيد. ۴۶. با او دعوا و مشاجره نکنيد. ۴۷. با او مودب و مهربان رفتار کنيد. ۴۸. براي هر موضوعي او را سرزنش نکنيد. ۴۹. وقتي کار اشتباهي مي کند، به او نگوييد: به تو گفتم اينطوري مي شود! ۵۰. بر سر پول با او دعوا نکنيد، او خود نسبت به اين موضوع احساس مسئوليت مي کند. ۵۱. با او به پياده روي برويد. ۵۲. خوبي هاي او را بزرگ و بدي هايش را کوچک جلوه دهيد. ۵۳. از او انتظار نداشته باشيد بتواند فکر شما را بخواند، او اين توانايي را ندارد. ۵۴. اگر مي خواهيد وسايل يا کاغذهايش را دور بيندازيد، ابتدا از او بپرسيد. ۵۵. به تناسب اندامتان اهميت دهيد. ۵۶. ظاهرتان را براي او بياراييد. ۵۷. اگر از دست او عصباني هستيد، با او قهر نکنيد. ۵۸. بهترين دوست او باشيد. ۵۹. تنها به خاطر وجود خودش به او عشق بورزيد. ۶۰. با احترام با او رفتار کنيد. منبع: زمانه
  24. ۱- همه یه هیچ ( با مسائل تک بعدی برخورد میکنید، همه چیز را سیاه و سفید میبینید ) ۲- ذهن خوانی ( بدون هیچ تحقیقی، به این نتیجه میرسید که طرف مقابل واکنش منفی نسبت به شما داشته و خود را آزار می‌‌دهید ) ۳- تذکر مداوم ( با کلمات باید و نباید خود و دیگران را مورد انتقاد قرار میدهید ) ۴- سرزنش کردن ( به خاطر هر اتفاقی، طرف مقابل را سرزنش میکنید ) ۵- فیلتر ذهنی (به جنبه های منفی و غفلت از جنبه های مثبت هر رویدادی می پردازید) ۶- متهم کردن ( طرف مقابل را محکوم و مقصر میدانید ) ۷- برچسب زدن ( خطا را از شخصیت طرف مقابل می‌دانید و در کل او را آدم بدی فرض میکنید ) ۸- مقایسه کردن (دیگران و داشته هایشان را از خودتان برتر میدانید) ۹- پیش بینی منفی ( زود قضاوت کردن، بی‌دلیل سر انجام را بد تصور می‌کنید ) ۱۰- بزرگ نمایی ( مسائل را بزرگتر از انچه که هیت میبینید )
  25. بوسه وسیله‌ای برای ابراز احساسات انسان، و عشق یا جاذبه‌ی او به شخص دیگری است. یک بوسه واقعا پرمعنی می‌تواند به عنوان یک تقویت‌کننده عمل کند، و حس اعتماد به نفس، و عزت نفس را در وجود هر دو طرف القاء کند. نیروی یک بوسه در توانایی آن برای آزاد کردن سرتونین و اکسیتوسین در بدن ما، نهفته است. در این نوشتار مزایای فیزیکی فوق‌العاده و شگفت‌انگیز بوسیدن را می‌بینید. ۱. درد فیزیکی را از بین می‌برد: بوسیدن آستانه‌ی فعال شدن گیرنده‌های درد را در بدن‌مان بالا می‌برد، ما در هنگام بوسیدن درد کم‌تری احساس می‌کنیم یا حتی گاهی هیچ دردی احساس نمی‌کنیم. بوسیدن باعث آزاد شدن اندورفین (هورمونی که درد را از بین می‌برد) در مغز ما می‌شود و درد را با مهار مسیر درد، تکسین می‌دهد. بوسیدن فایده‌ی زیادی برای کسانی دارد که از درد مزمن ناشی از اختلالات خود ایمنی (روماتیسم مفصلی و غیره) و سرطان بدخیم رنج می‌برند. بوسیدن به طور منظم می‌تواند شما را از تزریق مورفین دور نگه دارد! ۲. فشار خون را کاهش می‌دهد: بوسیدن فشار خون را با گشاد کردن رگ‌های خونی در بدن کاهش می‌دهد. بنابراین بوسیدن می‌تواند با تسکین فیزیکی و کم کردن استرس، باعث کاهش فشار خون شود حتی در افرادی که مبتلا به فشار خون بالا هستند. به این ترتیب بوسیدن به طور منظم می‌تواند شما از داروهای ضد فشار خون دور نگه دارد! ۳. سلامت قلب‌مان را بهبود می‌دهد: بوسه و بوسیدن می‌تواند باعث کاهش در تن سمپاتیک قلب شود، و با انجام این کار استرسی را که قلب به دلیل استرس ذهنی‌مان در زندگی روزمره دارد، کاهش می‌دهد. مطالعات نشان می‌دهند احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی در مردانی که به طور منظم رابطه‌ی جنسی دارند، در مقایسه با کسانی که ماهی یک بار رابطه دارند، ۴۵ درصد کم‌تر است. بوسیدن به طور منظم، می‌تواند شما را از داروهای قلبی و دوز بارگیری آسپرین و کلوپیدوگرل دور نگه دارد! ۴. سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند و آلرژی را کاهش می‌دهد: بوسیدن می‌تواند با تولید پادتن‌های A، باعث افزایش فعالیت سلول‌های ایمنی در بدن‌مان برای مبارزه با میکروب‌های خارجی شود. بوسیدن می‌تواند باعث کاهش پادتن E شود و متعاقبا آزاد شدن هیستامین را از ماست‌سل که باعث واکنش‌های آلرژیک می‌شود کاهش دهد. بوسیدن به طور منظم می‌تواند شما را از آنتی‌بیوتیک‌ها و آنتی‌هیستامین دور نگه دارد! ۵. بهداشت دهان و دندان را بهبود می‌دهد: بوسه ترشح بزاقی را افزایش می‌دهد و متعاقبا باعث افزایش انتشار آنزیم‌هایی می‌شود که پلاک‌های موجود در دندان‌ها را پاک می‌کنند و به این ترتیب از پوسیدگی دندان جلوگیری می‌کند. این آنزیم‌ها با باکتری‌های حفره‌ی دهان مبارزه می‌کنند. ۶. خلق و خو را بهبود می‌دهد و از میزان استرس کم می‌کند: بوسیدن باعث آزاد شدن هورمون‌های بهبود دهنده‌ی خلق و خو مانند دوپامین و سرتونین در بدن شما می‌شود. بوسیدن می‌تواند باعث آزاد شدن اکسی‌توسین از مغز یک زن شود و به این ترتیب در او حس ارتباط قوی را با شریک زندگی‌اش ایجاد کند. بوسیدن می‌تواند باعث آزاد شدن اندورفین که ذهن و بدن را آرام می‌کند، شود. بوسیدن می‌تواند باعث کاهش تحریک سمپاتیک غده‌ی فوق کلیوی شود، و به این ترتیب تولید هورمون استرس “آدرنالین” را توسط بدن کاهش دهد. در یک مطالعه مشخص شد مردانی که قبل از رفتن به محل کار یک بوسه‌ی پرشور دریافت می‌کنند، پول بیش‌تری به‌دست می‌آورند. چرا که این بوسه‌ی پرشور عزت نفس را در شخص افزایش می‌دهد و این عزت نفس در محل کار و کسب و کار او آشکار می‌شود و تعاملی بسیار عالی با مشتری ایجاد می‌کند. ۷. باعث تسکین درد قاعدگی می‌شود: بوسیدن می‌تواند باعث اتساع عروق خونی، و آزاد شدن اندورفین و در نتیجه تسکین درد قاعدگی شود. به این ترتیب می‌توانید از قرص‌های مفنامیک اسید و دیسیکلومین دوری کنید. ۸. سردرد و میگرن را تسکین می‌دهد: بوسیدن می‌تواند باعث اتساع عروق خونی، و آزاد شدن دوپامین، سروتونین و اندورفین شود و به این ترتیب سردردهای تنشی و میگرن را از شما دور کند. بنابراین می‌توانید از داروهای مسکن و سوماتریپتان دوری کنید! ۹. خاصیت ارتجاعی عضلات صورت را بهبود می‌بخشد: بوسیدن شامل کار گروهی و هماهنگی ۳۴ عضله‌ی صورت و ۱۱۲ عضله‌ی پوسچرال است. بوسیدن به طور منظم کشسانی عضلات صورت را افزایش می‌دهد. این امر به انتقال درست حالات چهره در برابر آدم‌هایی که در اطراف شما هستند کمک می‌کند و باعث شکل‌گیری ارتباط موثر می‌شود. همچنین به تسکین فلج بل و دیستونی ماهیچه‌ها کمک می‌کند. بوسیدن به طور منظم کمک‌تان می‌کند با تمرین مداوم به گردن‌تان شکل بدهید. ترجمه: سارا فیضی (بازده) منبع: thespiritscience

درباره ما

دیوونه تو در ۲۰ خرداد ۹۵ فعالیت خود را به عنوان انجمن عاشقانه آغاز کرد.هدف ما به وجود آوردن جو دوستانه و کمک به تمام عاشقان فارسی زبان هست. امیدواریم با همکاری شما عزیزان بتوانیم میزبان خوبی برای لحظه های عاشقانه تان باشیم.

تبلیغات متنی

برای تبادل لینک پیام خصوصی دهید.

بنر دوستان

در این قسمت بنر همکاران قرار میگیرد.

×