رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ازدواج'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

61 نتیجه پیدا شد

  1. برای اینکه رابطه‌ تان پابرجا بماند، به چیزی بیشتر از عشق نیاز دارید. بااینکه عشق پایه و اساس هر رابطه‌ی عاشقانه است ولی کافی نیست. برای داشتن رابطه‌ای سالم، هر دو طرف باید بخواهند که برای آن تلاش کنند. اینجا ۱۸ راه برای استحکام رابطه به شما پیشنهاد می‌کنیم. ۱. پذیرش و قدردانی را تمرین کنید. دو رمز عشق درست، پذیرش و قدردانی است. در یک رابطه‌ی درست باید حضور آگاهانه ولی غیرکنترل داشته باشید، درست مثل حضورتان در کنار بقیه‌ی چیزها در طبیعت. همانطور که امکان ندارد به یک درخت سرو نمی‌گوییم که باید سعی کند شبیه درخت نارون باشد. به طبیعت بدون هیچ قضاوتی نگاه می‌کنیم، آن را همانطور که هست پذیرفته‌ایم و قدردانش هستیم. ۲. درک کنید که همه‌ی رابطه‌ها بالا و پایین‌های خودشان را دارند. درست مثل اینکه نمی توانید انتظار داشته باشید که همیشه حالتان خوب باشد و خوشحال باشید، نمی‌توانید از رابطه‌تان هم توقع داشته باشید که همیشه اوضاعش روبه‌راه باشد. وقتی با کسی وارد یک رابطه‌ی متعهد می‌شوید، باید بدانید که مسیر روبه‌رویتان پر از پستی و بلندی است و باید خودتان را برای آن آماده کنید. ۳. از کلمه‌ی «ما» استفاده کنید. محققان دریافته‌اند زوج‌هایی که در زمان صحبت کردن از کلمه‌ی «ما» استفاده می‌کنند، نسبت به آنهایی که از کلمه‌ی «من» استفاده می‌کنند، شادتر، آرام‌تر و به طور کلی از رابطه‌شان راضی‌ترند. کلمه‌ی «ما» بازی را عوض می‌کند. حس صمیمیت را در مغز بیشتر کرده و به جای داشتن ذهنیت «من و تو» شما را وارد ذهنیت مبتنی بر همکاری می‌کند. این ذهنیت همکاری باعث می‌شود در نظر همسرمان دوست‌داشتنی‌تر و سخاوتمند‌تر به نظر برسیم. ۴. برنامه‌ی سه روزه‌ی قدرشناسی را دنبال کنید. داشتن رویکرد قدرشناسی جانی دوباره به زندگی عشقی شما خواهد داد. تحقیقات نشان داده‌اند که با ابراز قدرشناسی، زوج‌ها حس می‌کنند برای همسرشان دوست‌داشتنی‌ترند و احساس آرامش، نشاط و غرور بیشتری می‌کنند. همچنین همسرانشان را افرادی باملاحظه، بامحبت و علاقه‌مندتر می‌بینند و از کیفیت کلی رابطه‌شان احساس رضایت بیشتری می‌کنند. برای اینکه قدرشناسی بیشتری وارد زندگی‌تان کنید، می‌توانید از این برنامه‌ی سه روزه استفاده کنید: روز اول: سه خصوصیت دلپذیر در همسرتان پیدا کنید و سعی کنید کل روز روی آن سه خصوصیت تمرکز کنید. روز دوم: سه موضوع ناراحت‌کننده درمورد همسرتان پیدا کنید و سعی کنید او را بخاطر این چیزها ببخشید. روز سوم: کل روز سعی کنید درمورد همسرتان فقط کلمات محبت‌آمیز به زبان آورید. به این سه روز به چشم یک برنامه‌ی پاکسازی نگاه کنید که به شما این امکان را می‌دهد احساساتی که باعث خراب شدن رابطه‌تان می‌شود را بیرون بریزید. ۵. نسبت ۳ به ۱ را رعایت کنید. در طول روز انواع و اقسام تجربه‌های مثبت و منفی را از سر می‌گذرانیم. درمورد روابطمان هم همینطور است. خیلی‌ها تصور می‌کنند همین که میزان این تجربیات مثبت نسبت به منفی‌ها سنگینی کند همه چیز روبه‌راه است. ولی اینطور نیست. نسبت مثبت‌ها به منفی‌هاست که اهمیت دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که نسبت جادویی در یک رابطه‌ی فوق‌العاده ۳ به ۱ است. یعنی باید میزان تجربیات مثبتتان نسبت به منفی‌ها سه برابر باشد تا بگوییم که رابطه‌تان یک رابطه‌ی سالم است. ۶. تازگی رابطه را حفظ کنید. یکی از جنبه‌های مثبت روابط طولانی‌مدت این است که شناخت خوبی نسبت به هم پیدا می‌کنید. جنبه‌ی منفی آن این است که تازگی رابطه ممکن است از بین برود و انسان‌ها عاشق تازگی هستند. ولی زنده نگه داشتن این تازگی در رابطه راه دارد: سعی کنید همیشه فعالیت‌های جدیدی را در کنار هم تجربه کنید. این باعث ایجاد هیجان و عدم‌قطعیت در رابطه می‌شود، حتا اگر طرفتان را مثل کف دست بشناسید. ۷. بازیگوشی را در رابطه حفظ کنید. همه‌ی ما صرفنظر از سن عاشق بازی کردنیم. پس این کار را بکنید: با هم تفریح کنید، با هم مسخره‌بازی درآورید، و وقتی کنار هم هستید همه چیز را فراموش کنید. علاوه بر اینها دفعه‌ی بعد که چیزی گفت که ناراحتتان کرد، به جای اینکه حالت دفاعی بگیرید و بدخلقی کنید، سعی کنید جوابش را با یک جوک بدهید. ۸. به طرفتان فضا دهید. آرتور شوپنهاور فیلسوف معروف از جوجه‌تیغی برای توضیح یک دوراهی که اغلب در روابط انسانی پیش می‌آید استفاده کرده است. دو جوجه‌تیغی برای اینکه گرم بمانند به همدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. ولی اگر خیلی به هم نزدیک شوند با تیغ‌هایشان همدیگر را زخمی می‌کنند. در روابط انسانی هم همینطور است: ما خواستار نزدیکی هستیم ولی از طرف دیگر فضا هم می‌خواهیم. رمز موفقیت این است که آن نقطه‌ی درست را برای ایستادن در رابطه پیدا کنیم که هم گرمای رابطه را احساس کنیم و هم به همدیگر اجازه بدهیم فضای کافی برای خود داشته باشیم. ۹. هر روز به همدیگر محبت فیزیکی نشان دهید. مطالعات نشان داده است که محبت فیزیکی فواید بسیار زیادی دارد. باعث ترشح هورمون‌هایی در بدن می‌شود که به ما حس خوب می‌دهند، فشارخون را پایین می‌آورد، به بیرون ریختن استرس کمک می‌کند، روحیه را بهتر می‌کند و رضایت در طرف را از رابطه بالا می‌برد. نشان دادن محبت فیزیکی می‌تواند به سادگی بوسیدن، گرفتن دست‌های همدیگر، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و … باشد. ۱۰. از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. وقتی همسرتان از دست شما ناراحت است، باید از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. یعنی عذرخواهی، عشق‌ورزی و عهد به جبران. این یعنی: – به همسرتان بگویید که متاسفید که باعث رنجش و ناامیدی‌اش شده‌اید. – برای ابراز عشقتان رفتاری محبت‌آمیز از خود نشان دهید، مثلاً بوسیدن و بغل کردن. – قول دهید که برای جبران رفتار اشتباهتان اقدام می‌کنید. ۱۱. روی نقاط مثبت تمرکز کنید. نتیجه‌ی مطالعات نشان می‌دهد که زوج‌های برای خوشحال‌تر بودن به جای تمرکز کردن روی مشکلاتشان، باید روی نقاط مثبت رابطه‌ی خود تمرکز کنند. علاوه بر این، اگر لازم است که از جنبه منفی به رابطه‌تان نگاه کنید، سعی کنید این کار را به صورتی مثبت انجام دهید. مثلاً اگر طرفتان شلخته است، می‌توانید به او بگویید، «اگه بیام خونه و ببینم که خونه مرتبه نمیدونی چقدر خوشحال میشم. وقتی خونه نامرتبه استرس می‌گیرم. به نظرت چکار می‌تونیم براش بکنیم؟» ۱۲. آداب و مراسم دونفره داشته باشید. می‌توانید با طراحی یک مراسم دو‌نفره‌ی مخصوص هم رابطه‌تان را مستحکم‌تر کنید. مثلاً هر پنجشنبه شب را می‌توانید با هم بیرون قرار بگذارید، مثل روزهای اول آشنایی. یا اینکه هر روز صبح قهوه‌تان را با هم بخورید یا هر شب قبل از خواب ده دقیقه با هم حرف بزنید. ۱۳. حرف‌هایتان را ویراستاری کنید. زوج‌هایی که از به زبان آوردن هر فکری که وارد ذهنشان می‌شود در مواقع بحث و مشاجره خودداری می‌کنند، شادترین زوج‌ها هستند. ۱۴. حمایت‌گر باشید. راه‌های زیادی برای حمایت از همسرتان وجود دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم: – حمایت عاطفی کنید: وقتی ناراحت است و نیاز به حرف زدن دارد، به حرف‌هایش گوش دهید. – تحسینش کنید. – اطلاعاتی که لازم دارد را در اختیارش بگذارید. – وقتی نیاز به کمک دارد، کمکش کنید. مثلاً وقتی باید برای اضافه‌کاری زمان بیشتر در محل‌کار بماند، در کارهای خانه کمکش کنید. ۱۵. به خودتان اجازه دهید که آسیب‌پذیر باشید. شجاعت آسیب‌پذیر بودن روش ما را برای زندگی، عشق‌ورزی، بچه‌داری و رهبری تغییر می‌دهد. آسیب‌پذیری کلید صمیمیت عاطفی است. آسیب‌پذیری یعنی درمورد احساستان، ترس‌هایتان و نیازهایتان صادق یاشید. یعنی به خودتان اجازه دهید که توسط همسرتان واقعاً دیده شوید. ۱۶. «دوستت دارم» را با عمل نشان دهید. با کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید. در زیر به چند نمونه از این رفتارهای محبت‌آمیز اشاره می‌کنیم: – صبح یک روز سرد زودتر بیدار شوید و ماشینش را از قبل روشن کنید تا گرم شود. – وقتی از سر کار به خانه می‌آیید از رستوران محبوبش غذا بگیرید. – پانزده دقیقه قبل از او از خواب بیدار شوید تا وقتی وارد آشپزخانه می‌شود صبحانه آماده باشد. – وقتی برای خرید بیرون می‌روید برای او یک هدیه سورپرایز بخرید. ۱۷. عادلانه بجنگید. اختلاف‌نظرها نیست که روابط را خراب می‌کند، روش برخورد با این اختلاف‌نظرهاست که باعث ویرانی رابطه‌ها می‌شود. مشاجره و اختلاف‌نظر همیشه پیش می‌آید. سوال اینحاست که آیا با رویکرد حل مشکل وارد آن می‌شوید یا با رویکرد تسلط یافتن و زورگویی؟ اگر این کار را بکنید مطمئن باشید که هیچوقت برنده نخواهید بود. اگر رابطه‌تان را به یک رقابت تبدیل کنید، یعنی اگر قرار باشد شما برنده شوید طرفتان باید بازنده باشد. رابطه رقابت نیست، مشارکت است. در زیر به چند مورد از نکات مربوط به جنگ عادلانه اشاره می‌کنیم: – بدانید که می‌خواهید به چه چیزی برسید. – دور موضوع بحثتان مرز بکشید تا هر مورد منفی‌ای که در رابطه‌تان اتفاق افتاده را وسط بحث نکشانید. – از ترور شخصیتی کردن طرفتان خودداری کنید. – گوش دادن فعال را تمرین کنید. سعی کنید حرف‌های طرفتان را در ذهنتان تکرار کنیدتا مطمئن شوید که حرف‌هایش را خوب فهمیده‌اید و اگر چیزی برایتان گنگ بود حتماً از او سوال کنید. – محدوده‌ی زمانی تعیین کنید. – علاقه‌مند به مصالحه باشید. – درمورد روش حل مشکل به توافق برسید. ۱۸. هدف‌ مشترک داشته باشید. یک تیم دونفره باشید. با هم هدف‌گذاری کنید، هدف‌هایی که برای هر دوی شما مهم باشد، و برای رسیدن به این اهداف در کنار هم تلاش کنید. هدف‌گذاری مشترک فواید زیر را برایتان خواهد داشت: – مطمئن می‌شوید که هر دو در یک جهت در حال حرکت هستید. – پیروزی شما پیروزی او خواهد بود. – می‌توانید بعد از هر پیروزی با هم جشن بگیرید. مطالعات نشان داده‌اند که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های خوشبختی تلاش برای رسیدن اهداف معنادار است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های یک رابطه‌ی شاد هم داشتن اهداف مشترک و تلاش برای رسیدن به آنهاست. حرف آخر… روابط قوی و مستحکم اتفاقی نیستند. برای داشتن رابطه‌ای سالم و شکوفا باید تلاش کرد. با استفاده از ۱۸ راهکاری که در بالا به آن اشاره کردیم، شروع به تقویت رابطه‌تان کنید. یادتان باشد که داشتن یک رابطه‌ی سالم بخش مهمی از یک زندگی‌ِ شاد و سالم است. منبع: مردمان
  2. مهمان

    زن و شوهر چطور می‌‌توانند تفاهم را در زندگی‌شان بالا ببرند؟
  3. دختری 24 ساله هستم كه مدتی با پسری آشنا شدم و می‌گوید قصد ازدواج دارد، این پسر از من 4 سال كوچك‌تر است. من این فاصله سنی آزارم می‌دهد اما او می‌گوید مهم نیست. چه كنم واقعاً قادر به تصمیم‌گیری نیستم؟
  4. مهمان

    دختری هستم كه مدت 2 سال است از هم‌كلاسی‌ام خوشم آمده اما نمی‌دانم او از من خوشش می‌آید، یا نه البته یك بار پیشنهاد دوستی داد اما من قبول نكردم چه كار باید بكنم .
  5. دختری هستم که مدت 1 ماه است عقد دائم کردم ولی از روابط جنسی چیز زیادی نمیدانم!!!معمولا دیر تحریک میشوم یا اصلا هنگام معاشقه ی همسرم تحریک نمیشوم؟مشکلم چیست؟
  6. چرا زوج های جوان بعد از گذشت مدّتی از آغاز زندگی دیگر آن شور و شوق دوران نامزدی را ندارند و مانند سابق از همسرشان لذت نمی برند؟ و به قول خیلی ها : چرا زندگی فقط 6 ماه اوّلش زیباست؟...!
  7. sajjad

    معلم ریاضی پای تخته گفت : برای حل این معادله ، وجود این شرط لازمه ولی کافی نیست . دستمو و بلند کردم گفتم آقا اجازه ! میشه یه بار دیگه توضیح بدید ؟ بعد همه بچه ها گفتن آره آقا ، اگر میشه یه بار دیگه توضیح بدید ما هم متوجه نشدیم . اون روز تا آخر کلاس آقا معلم مثال حل کرد و تقریبا هیچکی نفهمید لازم چیه ، کافی چیه . 18 سالگی مهندسی نرم افزار دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم و تقریبا اواخر ترم چهارم بودم که پرستو رو توی راه روی دانشکده فنی دیدم . دختری نجیب و زیبا که دنباله ی چادرش با روح و جانم بازی می کرد . چند روز بعد وقتی مادرم مشغول آشپزی بود از پشت لوپش رو بوسیدم و یواش تو گوشش گفتم پسرت عاشق شده . مادرم گفت برو مسخره ، برو الان غذام میسوزه . گفتم به خدا راست میگم ؛ مادرم زیر گاز رو خاموش کرد و گفت این چه دختر ورپریده ایه که تو ازش خوشت اومده ؟ بابا ننش کیه ؟ من میشناسمش ؟ نشستم و قضیه رو کامل براش تعریف کردم و ازش خواستم بعد از ظهر که بابا از سر کار اومد باهاش حرف بزنه و برا پسر کوچیکش آستین بالا بزنه . بعد از ظهر که پدرم از سر کار برگشت مادرم یه چای کمر باریک گذاشت جلوش و چند دیقه ای با هم پچ و پچ کردند . یهو بابام داد زد محمد بیا اینجا ببینم ؛ مادرت چی میگه ؟ میگه زن می خوای ؟ با ترس رفتم داخل آشپز خونه و گفتم : زن که نه ... فعلا نامزدی کنیم تا درسمون تموم بشه . سریع گفت چه غلطا ، آخه تو چی داری که من برات آستین بالا بزنم ؟ کار داری ؟ سربازی کردی ؟ دو قرون پول از خودت داری که فردا دست دختر مردم رو بگیری و بیاری تو خونت ؟ اینا رو گفت و بلند شد رفت داخل اتاق . وقتی داشت بلند میشد گفت : تو فعلا درستو بخون به وقتش خودم برات یه دختر خوب میگیرم ؛ یه چی زیاده دختر خوب . روز بعد رفتم و قضیه رو برا داییم تعریف کردم و اونم دقیقا حرفای بابامو تحویلم داد و ازم خواست صبر کنم تا وقتی که برم سربازی و یه کاری دست و پا کنم . به حرف داییم گوش دادم و سعی می کردم اصلا به پرستو فکر نکنم ؛ به خودم می گفتم حق دارن .... من که چیزی واسه شروع زندگی ندارم . یکسال بعد هم پرستو با پسر داییش ازدواج کرد و انتقالی گرفت شهر خودشون . چند سال بعد وقتی 25 سالم بود ، پدرم گفت : چرا یه دختر انتخاب نمیکنی و نمیری سر خونه و زندگیت ؟ مادرم گفت : چرا همین دختر خاله خودت رو نمیگیری !؟ هم آشنا إ هم پزشکی خونده . داییم گفت : دایی جان شکر خدا هم درست تموم شده هم سربازیتو کردی ؛ سر کار هم که هستی ، چرا زن نمیگیری و دل مادرتو شاد نمیکنی ؟ بغض گلومو گرفت و خواستم به یادشون بیارم روزی رو که شغل نداشتم ، سربازی نکرده بودم ولی کسی رو داشتم که عاشقش بودم . دوست داشتم بهشون بگم که یه روزی کار و سربازی رو شرط لازم برای ازدواج می دونستند و من عشق به پرستو رو شرط کافی برای خوشبخت شدنم و حالا من شرط لازم رو برای ازدواج دارم ولی شرط کافیی وجود نداره . نمیدونم ولی شاید هیچ معادله ای بدون شرط کافی حل نشه...
  8. در این قسمت قصد داریم نکات همسرداری از کانال همسرانه را قرار دهیم ... امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره، و موثر واقع بشه ... در این موارد پست را گزارش کنید: تکراری بودن پست موارد اخلاقی در ان رعایت نشده باشد مشکل نگارشی در آن وجود داشته باشد آدرس کانال همسرانه
  9. در این قسمت قصد داریم نکات زناشویی از کانال همسرانه را قرار دهیم ... امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره، و موثر واقع بشه ... آدرس کانال همسرانه
  10. در این قسمت قصد داریم در هر پست یک نکته همسرداری که از کانال یا جایی پیدا کردیم رو قرار بدیم. اگر نکته ای که تکراری نباشه و به نظرتون ذکر نشده رو ذکر کنید. نکته: این نکات در قالب سوال جواب باشه بهتر هست. نکته: منبع هم دوست داشتین بزارین ولی شورشو در نیارین لطفا
  11. پیش خانوادت تا میتونی از زنت تعریف کن کاری کن پُز بده - مثلاً تا سفره پهن شد، بلند بگو عشقم بیا کنار من بشین ... اکثر زنان از مردانی که رفتارهای زنانه دارندبیزارند منظور مردانی که موهای پای خودرا اصلاح میکنند و ازمردانی که ابروهای خود را بر میدارند اما ازمردان شیک پوش و خوش تیپ لذت میبرند. بانو؛ یکم به دنیای مردها نزدیک شو مردااز زنی که کمی با بقیه فرق داشته باشه خوشش می آید و احساس میکند مثلا زندگی درکنار زنی که همراه اوفوتبال میبیند، چقدرهیجان انگیزه ... آقایان عزیز هوای زنهایی ک عاشق شماهستندرا داشته باشید برخی ازآنها دنیایشان براساس توجه و عشق شمابناشده وبدون آن خالیست آسیب پذیریشان راباپناهتان درمان کنید تاطعم خوشبختی رابچشند. مرد باید دیکتاتور باشه مثلا بگه کنار من حق نداری ناراحت باشی ... میتوانید بعضی از عیب های او را نادیده بگیرید. از معذرت خواهی کردن واهمه نداشته باشید. هنگام مشاجره رفتار تحقیر آمیز نداشته باشید. خاطرات خوب را باهم مرور کنید. برای خوشبخت شدن با یک مرد کافیست اورا باور کنی حتی اگر دوستش هم نداشته باشی.برای خوشبخت شدن با یک زن کافیست اورا دوست داشته باشی حتی اگر اورا باور نداشته باشی. خانم ها به‌حدمرگ حسودند تا حد توانتان از همسرتان تعریف کنید. وقتی خیانت میکنید میفهمند. همسرتان را احمق فرض نکنید زنها معمولا با سوال کردن در نظر دارند بستر گفتگوی صمیمانه ای را فراهم کنند. اما مردان تصور می کنند آنها قصد تفتیش دارند. هیچ دو انسانی باروحیات وعلاقه‌مندی‌ مشترک،یافت نشده‌اند پس اگردریک رابطه‌ی دونفره،هیچ مشکل و برخوردی بوجود نیاید،به این معنی‌ست که یکی ازاین دوتمام حرف‌های دلش رانمیزند. در آغوش گرفتن یکدیگر چنان نقش مثبتی در سلامت جسم و روان دارد که برخی کشورها برای آن یک روز ملی در نظر گرفته‌اند. همسرتان را در آغوش بگیرید و در این کار زیاده روی کنید. شنیدنِ «دوستت دارم» برای یک زن، درست «مانند اکسیژن است»، شاید وقت شنیدنش، همه‌ چیز عادی باشد! اگر یک لحظه،آن‌را دریغ کنید، می‌فهمید چقدر حیاتی است... برای ادامه دادن یک رابطه، اگه مشکلی وجود داره اون رو دوتایی حل کنید چون دیگران فقط به جدایی شما فکر میکنند . اوج علاقه اونجاست که حوصله‌ی بی حوصلگی هاش رو داشته باشی. هرچقدهم ک همسرت کدبانوباشه نبایدب او وسایل خونه هدیه بدین شایدباخرید برخی از لوازم خونه خوشحال شه اماباخودش میگه:" این برای خونه بود‌. پس من چی؟" منبع: کانال عشق آریایی
  12. ۱- آیا همسرتان از شما انسان بهتری ساخته است؟ آیا شما هم برای او این قدم را برداشته‌اید؟ ۲- آیا هر دوی شما در بیان احساساتتان به دیگری، تکیه کردن به او و کمک خواستن راحتید و می‌دانید که او شما را ترک نخواهد کرد؟ ۳- آیا هر دوی شما، دیگری را همان‌طور که هست پذیرفته‌اید و نیازی به ایجاد تغییر در او نمی‌بینید؟ ۴- آیا نظر مخالفتان را با آرامش و احترام به یکدیگر اعلام می‌کنید؟ ۵- آیا هر دو در تصمیم‌گیری‌ها دخیل هستید و خود را در رابطه مؤثر می‌دانید؟ ۶- آیا هر دو بهترین دوست یکدیگرید؟ ۷- آیا بیشتر از اینکه به «من» و «تو» فکر کنید، احساس «ما» بودن دارید؟ ۸- آیا می‌توانید رمز حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی یا رمز کارت بانکی‌تان را در اختیار او قرار بدهید؟ ۹- آیا نظرات واقع‌بینانه و مثبتی نسبت به یکدیگر دارید؟ ۱۰- آیا همسر شما و دوستان نزدیکتان معتقدند رابطه‌ای بسیار خوب و پایدار دارید؟ ۱۱- آیا رابطه شما عاری از خیانت، حسادت و کنترل رفتار دیگری است؟ ۱۲- آیا دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی مشترکی دارید؟ آیا ازدواج برای هر دوی شما به یک‌اندازه مهم است و در مورد داشتن فرزند و نحوه تربیت او به توافق رسیده‌اید؟ ۱۳- آیا هر دوی شما حاضر به فداکاری برای همسر خود هستید؟ ۱۴- آیا هر دو شخصیتی سازگار و با ثبات روانی دارید؟ ۱۵- آیا از رابطه زناشویی خود احساس رضایت دارید؟ محاسبه امتیاز برای داشتن رابطه‌ای پایدار و سالم، نیازی نیست که به هر ۱۵ سؤال پاسخ مثبت بدهید. گاهی ممکن است سؤالی از نظر شما و همسرتان اهمیت چندانی نداشته باشد و بخواهید آن را حذف کنید. با این حال هرچقدر به سؤالات بیشتری پاسخ مثبت بدهید، احتمال پایدار بودن رابطه‌تان بیشتر است. لواندوسکی می‌گوید: «روابط انسانی بسیار پیچیده است. این لیست هرچند دید خوبی نسبت به رابطه‌تان ارائه می‌دهد، اما هیچ‌کس نمی‌تواند پایداری یک رابطه را صد درصد تضمین کند». منبع: IFLScience
  13. در قسمتی از ویدئوی نکوداشت «اکبر عبدی» که در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر پخش شد، او از همسرش برای گرفتن همسر دوم اجازه گرفت! عبدی که همسرش، دختر دایی اوست، در قسمتی از این ویدئو با شوخی و خنده می گوید: «من هنوز با زن اولم هستم در صورتی که جا دارد زن پنجم و ششم را گرفته باشم... دارم با او به تفاهم می رسم که یک یا دو زن دیگر بگیرم چون این ماجرا برای من افت هنری دارد. اگر این مصاحبه یک ربع دیگر طول بکشد، من رضایت این موضوع را از تو می گیرم...» هرچند شوخی بودن این ماجرا برای هر بیننده ای واضح است اما بیان چنین شوخی هایی جلوی دوربین، توجه به چند نکته را ضروری می کند. بیشتر شدن صمیمیت زوج ها با شوخی کردن بیشتر تحقیقات در حوزه سلامت روان و همچنین روابط زوج ها، به نقش مهم و سازنده شوخ طبعی اشاره کرده اند. افرادی که شوخ طبعی بیشتری دارند، انعطاف پذیرتر نیز هستند. از سوی دیگر، شوخی می تواند باعث کاهش استرس شود و افراد را به هم نزدیک کند. تقریبا بیشتر مردان به صورت ذاتی این نکته را می دانند که برای کسب توجه خانم ها، شوخ طبعی یک ابزار کارآمد است اما باید توجه داشت که با هر موضوعی نمی توان شوخی کرد. پخته ترین نوع شوخی شاید بتوان گفت شوخی با خود و به نوعی هدف قرار دادن برخی رفتارها و اخلاق های خود در شوخی، پخته ترین نوع شوخی است. شخصی که توان شوخی با خود را دارد، از نظر پختگی اجتماعی و توسعه روحی روانی در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در مقابل اشخاصی که با مسخره کردن دیگران اقدام به خنداندن بقیه افراد می کنند، احتمالا افرادی انتقاد ناپذیر هستند و به خودشکوفایی نرسیده اند. توجه به برداشت طرف مقابل از شوخی زن و شوهرها درباره شوخی کردن در زندگی مشترک، باید چند نکته را رعایت کنند. اولین آن ها، برداشت متفاوت زنان و مردان از یک شوخی خاص است. در نظر بیشتر زنان، حداقل درصدی از واقعیت در هر شوخی وجود دارد، اگرچه مردان بسیار راحت با هر موضوعی شوخی می کنند و چون شرایط واقعی نبوده است فکر می کنند که طرف مقابل ناراحت نخواهد شد. شوخی هایی که حس ناامنی به زنان می دهد بعضی مردان با همسر خود درباره موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق، رفتار و چهره دختران دیگر شوخی می کنند تا خود را بیشتر در دل همسرشان جا کنند غافل از این که این گونه سخنان برای بیشتر خانم ها اصلا شوخی محسوب نمی شود و احساس ناامنی به آن ها خواهد داد. مهم ترین عامل برای شوخی خوب، توان تفکیک مسائل شوخی بردار از مسائلی است که حتی شوخی نیز بر نمی دارند. وفاداری، عشق و علاقه دو طرف به یکدیگر، حفظ ثبات زندگی مشترک، شرایط فیزیکی (چاقی، لاغری، فرم بینی دو طرف)، احترام به خانواده های یکدیگر و... آن قدر جدی هستند که واقعا در بیشتر موارد نمی توانند سوژه خوبی برای شوخی باشند. باید به یاد داشته باشیم هدف از شوخی، ایجاد فضای مطبوع و کاهش تنش های روزمره است و قرار نیست با تحقیر دیگران، ایجاد حس ناامنی و کاهش اعتماد به نفس دیگری از طریق شوخی با برخی نقاط ضعف او چند لحظه ای باعث خنده دیگران شویم. مطرح نکردن چنین شوخی هایی در جمع از سوی دیگر، باید شرایط را نیز در نظر گرفت. ممکن است زوجی در خلوت خویش درباره خیلی از مسائل با یکدیگر شوخی کنند اما قرار نیست همان موضوع در جمع و در مقابل دیگران نیز مطرح شود. شاید فرد از شنیدن یک جمله از زبان همسری که به عشق او اعتماد دارد، ناراحت نشود اما به طور قطع تکرار آن از زبان یک فرد دورتر آزار دهنده است. تفاوت شوخی و متلک یادمان باشد که شوخی با متلک گفتن اشتباه نشود. بسیاری از افراد حرف خود را به صورت متلک در جمله ای به شکل شوخی بیان و سپس ادعا می کنند که شوخی کردم و منظوری نداشتم. اگر برای حفظ زندگی مشترک خود ارزش قائل هستید، از متلک گویی و نیش و کنایه به شدت بپرهیزید. اگر از موضوعی ناراحت هستید، به صورت واضح و با احترام بیان کنید تا بتوان برای آن راه حلی پیدا کرد. متلک گفتن در پوشش شوخی، فقط باعث دلخوری فرد مقابل می شود و معمولا هم از درونمایه اصلی کنایه مد نظر، به علت ناراحتی ناشی از زخم زبان، اجتناب صورت می گیرد. شوخی کردن در شرایط مناسب و با موضوع مناسب، عامل نزدیکی و صمیمیت افراد است اما شوخی با حساسیت های دیگران فقط باعث تخریب روابط می شود. همیشه به یاد داشته باشیم که شنونده شوخی های ما، در ذهن ما نیست و توان تشخیص این که واقعا قصد و غرضی در پشت این جمله به ظاهر شوخی وجود داشته یا نه را ندارد.
  14. چرا آن قدر که فکر مي کردم خوب نيستي؟ آن ويژگي همسرتان که در اولين ديدار به آهن ربايي براي جذب شما به او تبديل شده، معمولا جزو اولين خصوصيات اخلاقي اوست که در سال اول ازدواج براي تان آزاردهنده مي شود. علتش هم اين است که ما معمولا جذب آن خصوصيت يا ويژگي طرف مقابل مان مي شويم که خودمان آن ويژگي را نداريم. اين مسئله خيلي هم طبيعي است و در واقع يکي از مراحلي است که بايد براي تطبيق دادن خودتان با هم طي کنيد. پس سعي کنيد به جاي نشان دادن واکنش منفي تلاش خود را بکنيد تا با همسرتان همراه شويد و کم کم مي بينيد علاقه تان به اين ويژگي خاص از همسرتان سرجاي خودش بر مي گردد. چرا هميشه طرف من را نمي گيري؟ يکي از مسائلي که زوج هاي جوان در سال اول ازدواج خود با آن رو به رو مي شوند و واقعاً نمي دانند چه واکنشي بايد نسبت به آن نشان دهند، توقع طرف مقابل از آن هاست تا در همه مسائل خانوادگي طرف همسرشان را بگيرند و از او دفاع کنند. خوب است اين طور وقت ها درباره مسائل خانوادگي با هم صحبت کنيد و به اين نتيجه برسيد که چطور مي توانيد اين موقعيت ها را بدون دشمن تراشي مديريت کنيد. چرا علاقه ات هر روز کمتر مي شود؟ خيلي از نوعروس ها مي گويند چه اتفاقي افتاده که شوهرشان ديگر شور و حرارت دوران عقد را ندارد! خيلي ها به اشتباه شروع به سرزنش کردن خودشان مي کنند و مدام دنبال يافتن عيب و ايرادي در خودشان مي گردند که باعث کمتر شدن ابراز علاقه هاي شوهرشان شده است، اما آيا اين فکرها واقعيت دارد؟ اين مسئله تا حدي طبيعي است. چرا اين قدر اختلاف نظر داريم؟ دختر و پسري که با هم ازدواج مي کنند، لزوماً در همه زمينه ها، با هم اتفاق نظر ندارند و اگر براي يافتن زمينه هاي مشترک بيش از حد تلاش کنند، فقط خودشان را خسته مي کنند. يادتان باشد ازدواج شما لزوما بر پايه علاقه مندي هاي مشترک بنا نشده است؛ بنابراين به جاي اختلاف نظرها، بيشتر به نکاتي توجه کنيد که در آن ها با همسرتان اتفاق نظر داريد. فراموش نکنيد هيچ فردي کامل نيست و مناسب بودن همسرتان موضوعي نسبي است و شما نبايد توقع داشته باشيد تفاهمي کامل با هم داشته باشيد يا از تمام حرکات و افکار همسرتان راضي باشيد. گاهي درباره موضوعاتي پيش پا افتاده بايد کوتاه بياييد. چرا مشکلات مان را به خانواده ات گفتي؟ بعد از ازدواج، همسرتان مهم ترين شخص در زندگي و مهم ترين دغدغه ذهني تان است. شما بايد کمي مرزهايتان را با خانواده، دوستان و همکارانتان پر رنگ کنيد تا در آن ميان يک سرزمين با مرزهاي مشخص براي خودتان و همسرتان داشته باشيد و براي تحکيم ارتباط و استقلال تان تلاش کنيد. از اين به بعد بايد در مراحل زندگي با هم باشيد و خوشي هاي مشترکي را تجربه کنيد و در سختي ها کنار هم باشيد. يکي ديگر از جنبه هاي وفاداري اين است که با ديگران درباره کمبودها و مشکلات و بدي هاي همسرتان صحبت نکنيد. اگر در زندگي مشترکتان دچار مشکلي شديد درباره آن، تنها با همسرتان صحبت کنيد نه با دوستان يا خانواده تان. چرا طبق نظر من عمل نمي کني؟ در زندگي مشترک نبايد احساسات تان را پنهان کنيد و بدتر از آن، توقع داشته باشيد که همسرتان بدون دانستن نظر شما، ذهن خواني کند و مطابق تمايلات شما رفتار کند. ياد بگيريد چگونه به بهترين وجه به همسرتان بفهمانيد که در يک لحظه حوصله ادامه بحث را نداريد يا موضوعي براي شما جالب نيست. ابراز احساسات کنيد و گاهي از او تشکر يا معذرت خواهي کنيد. سعي کنيد مکالمات تان تا آن جا که ممکن است پر از شوق و مثبت انديشي باشد. چرا مدام از من انتقاد مي کني؟ سخنان حمايتي شيرين تر از انتقاد است بنابراين سعي کنيد انتقاد را با محبت و يادآوري نقاط مثبت طرف مقابل همراه کنيد. بايد تلاش کنيد هر چند اندک زندگي روزمره همسرتان را ساده و شيرين تر کنيد. در طول روز، زماني هر چند کوتاه را براي توجه به هم و گفت وگو باهم در نظر بگيريد. با اين کار احساس بهتري نسبت به هم خواهيد داشت. سعي کنيد هر وقت برايتان ممکن است در کارها به هم کمک کنيد. گاهي شما ظرف ها را جمع کنيد يا حمام را بشوييد. هيچ گاه منتظر نباشيد کاري را که به طور مشخص وظيفه هيچکدام تان نيست همسرتان انجام دهد و سعي کنيد پيش دستي کنيد. چرا با خانواده من کمتر ارتباط داري؟ يکي از دغدغه هاي ذهني زوج هاي جوان، چگونگي و ميزان ارتباط شان با دوستان و خانواده هايشان بعد از ازدواج است و معمولاً هر کدامشان تصور مي کند همسرشان بيشتر تمايل دارد با خانواده خودش باشد. ازدواج هيچ گاه نبايد باعث شود شما با خانواده و دوستان قطع رابطه کنيد بلکه بايد با يک برنامه ريزي صحيح به ديدار خانواده هر دو طرف برويد. اين در مورد علاقه ها و فعاليت هاي شخصي تان نيز صدق مي کند. نيازي نيست شما تمام سرگرمي هاي تان را کنار بگذاريد بلکه بايد توجه کنيد با ازدواج نسبت به رابطه تان مسئوليد و بايد مسئولانه زندگي تان را برنامه ريزي کنيد و در مورد آن ها بايد همراه همسرتان تصميم بگيريد و با برنامه ريزي تلاش کنيد به فعاليت هاي مورد علاقه تان برسيد. منبع: مشاورفا
  15. sajjad

    اوایل از اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم…اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت بود که من با محمد آشنا شم.. اون موقع محمد فقط هفده سالش بود.. اما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین. چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاک….اون موقعا همه چی پاک تر از الان بود… هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم. زنگ میزد..چون هیچ کدوم موبایل نداشتیم… اوایل اول دبیرستانم بود..وقتی داشتم میومدم خونه به محمد زنگ زدم و گفتم شب کسی خونه نیست بهم زنگ بزن…چون خانواده ی خیلی حساسی داشتم که اون موقعا اصلا با ها شون خوب نبودمم. شب که محمد زنگ زد بابام هنوز نرفته بود بیرون..بهم شک کردو همه چی رو فهمید..خیلی روز بدی بود….خیلی ترسیده بودم.فرداش به محمد گفتم دیگه بهم زنگ نزنه…خیلی خیلی ناراحت شد و گفت مگه میشه من بدون تو نمیتونم….ولی هر جوری بود ترک کردیم….شیش ماه عین جهنم بود برام…یه روزایی ساعت ۱۱ تلفنمون زنگ میخورد…. دقیقا شیش ماه بعد یه شب از بیرون زنگ زدم به محمد وقتی جواب داد دلم ریخت هر چی گفت الو من جواب ندادم.دلم براش تنگ شده بود.. شاید کسی باورش نشه ولی محمد فرداش بهم زنگ زدو گفت اومده طبقه ی اول خونشون تنها زندگی کنه شمارشو داد بهم…..وااای دلمون واسه هم لک زد ه بود…..من دیگه رفته بودم دوم دبیرستان….بازم رابطمون شروع شد…محمد همش بهم میگفت دوست دارم….خیلی بهم وابسته شدیم…این دفعه دیگه کسی نفهمید..من خاستگارای خیلی زیادی داشتم…تا اینکه یه روز یکی شون از دید مامانو بابام جدی شد…منم به محمد گفتم قضیه رو..همه ی فامیلش میدونستن که دوسم داره…ولی مامانش باورش نمیشد..اخه محمد پیش دانشگاهی بود…ولی به مامانش گفت اونم اومد منو دید و بهم گفت تو واقعا محمد و دوست داری منم گفتم خیلی… هر دو عاشق هم بودیم…چند روز بعدش مامانش اینا ازم خاستگاری کردن..مامانم اینا که میدونستن ما با هم دوست بودیم به شدت مخالفت کردن..تا اینکه بابام با باباش تنهایی صحبت کردن…بابای محمد فوق العادست و همه حرفشو قبول دارن… بعد از اون دیدار بابام رضایت داد به ازدوجمون….هر دو از خوشحالی نمیدونستیم چیکار کنیم…. فقط چند روز بعدش وقتی من دوم دبیرستان بودمو محمد پیش دانشگاهی ازدواج کردیم….هیچ وقت خاطره ی خوب اون روزا فراموشم نمیشه…. الان ۹ ساله که ازدواج کردیم.بچه نداریم…از قبلنا هم بیشتر عاشق همیم… تو این ماجرا مادرشوهرم از همه یشتر کمکمون کرد..تا ابد ازش ممنونم. همه کسایی که مارو میشناسن میگن ازدواج ما یه موهبت از طرف خدا بود…چون ما با هم بزرگ شدیم.. از خدا میخوام همه تا اخر عمرشون خوشبخت باشن…ما هم همینطور…
  16. ۱- توجه بیشتر به ظاهر با خودتان صادق باشید و از هیچ تلاشی برای عاشقانه تر شدن زندگی تان کوتاهی نکنید. عاشق شدن زمانی اتفاق می افتد که ترشح هورمون عشق (اکسی توسین) در افراد زیاد می شود. زمانی که همسرتان با شما احساس راحتی و آرامش کند، از دیدن شما لذت ببرد و شما را همواره مرتب و آراسته ببیند به قلمروی عاشقی نزدیک شده اید و ترشح هورمون اکسی توسین در شما و شوهرتان به میزان حداکثری خود خواهد رسید. ۲- حفظ احترام همسر به همسر خود احترام بگذارید و با او به گونه ای رفتار کنید و سخن بگویید که احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید. در این صورت او هم ترغیب می شود که به صورت متقابل بیشتر به شما نزدیک شود و با شما احساس همدلی بیشتری خواهد کرد. ۳- گفتن دوستت دارم اعتماد به نفس او را با تایید تصورات مثبت او نسبت به خودش، تقویت کنید. اگر روزی یک بار به شوهرتان بگویید که «دوستش دارید» باعث می شود احساس خوبی در او ایجاد شود. با اطمینان خاطر به این که،او می تواند به درستی بسیاری از کارها را انجام دهد، کارها را به او بسپارید. ۴- فرصت جبران دادن به شوهر مردها در مواقع سختی به یک پشتیبان نیاز دارند؛ بنابراین در برابر او بی تفاوت نباشید و برای کمک به او تلاش کنید. همیشه به او برای کسب انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید. ۵- قدردانی از شوهر شوهرتان را تشویق کنید و وقتی برای رسیدن به هدف خاصی تلاش می کند، مشوق او باشید. بارها و بارها به او بگویید که به او کاملا ایمان دارید. اگر می توانید هر روز از همسرتان به خاطر تلاشی که برای موفقیت و آسایش در زندگی مشترک تان کرده است، قدردانی کنید. ۶- احترام به حریم شخصی به شوهرتان نشان دهید که نمی خواهید شخصیتش را تغییر دهید و او را همان طور که هست، قبول دارید. این نکته را هیچ گاه فراموش نکنید که باید برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید، همان طور که شما هم گاهی به تنهایی و خلوت با خودتان نیاز دارید. ۷- پیش قدم شدن برای ابراز محبت برای محبت کردن، منتظر اقدام شوهرتان نباشید و خودتان پیش قدم شوید. نیازهای عاطفی او را درک کنید و به او قدرت دهید چرا که او عاشق قدرت است و از قدرتمندشدن لذت می برد و در چنین حالت هایی است که صمیمیتش به بیشترین میزان ممکن می رسد. ۸- مقایسه نکردن با دیگران هیچ گاه او را با فرد دیگری مقایسه نکنید و توانایی های او را زیرسوال نبرید؛ زیرا انتقاد غیرمنطقی و غیراصولی، دشمن صمیمیت است. پس با توجه به تفاوت های فردی، او را همان گونه که هست، بپذیرید و اگر هم ضعف هایی در شوهرتان می بینید در موقعیت های مناسب با او صحبت کنید تا با کمک شما، آن ها را برطرف کند. ۹- سرزنش و تحقیر ممنوع از هرگونه سرزنش و تحقیر شوهرتان در جمع های دوستانه و فامیلی به شدت بپرهیزید، سرزنش و تحقیر او موجب قطع ارتباط کلامی شوهرتان با شما خواهد شد. همواره او را تمجید کنید و نکات مثبت اخلاقی او را بر زبان بیاورید. توجه داشته باشید که بی عرضه خواندن او، آب سردی است بر صمیمیت و عشق متقابل او به شما. ۱۰- حفظ آرامش در مواقع عصبانیت شوهر در لحظه ای که همسرتان عصبانی یا ناراحت است، به همسرتان اندرز ندهید، او را نصیحت نکنید و سکوتش را نشکنید. احترام به سکوت شوهرتان در چنین مواقعی، خودش باعث صمیمیت بیشتر بین شما خواهد شد. در خور ذکر است که در یک موقعیت مناسب، شما می توانید با شوهرتان درباره علت عصبانیتش صحبت و در صورت لزوم، او را راهنمایی کنید. ۱۱- برقراری تماس چشمی هنگام پرسیدن سوالی از همسرتان حتما سوال را به صورت دقیق بپرسید چرا که مشخص تر شدن سوال به احتمال زیاد، باعث می شود که شوهرتان به سوال شما به طور جزئی و با دقت بیشتری پاسخ دهد. در ضمن مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید و برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدن تان آرام و لحن صدای تان نه بسیار بلند و نه بسیار آرام باشد. در هنگام صحبت با همسرتان سعی کنید بیشتر لحظات با او تماس چشمی برقرار کنید. همین تماس چشمی، در ارتباط موثرتر و ایجاد بیشتر صمیمیت تاثیر زیادی در زندگی مشترک تان خواهد داشت. ۱۲- انتقاد کنید اما اصولی مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. هنگام صحبت دائم با او مخالفت نکنید و وسط حرفش نپرید. منصفانه بحث کنید و از به کاربردن الفاظ منفی و جملاتی چون «تو هرگز مرا درک نمی کنی» یا «تو همیشه بی حوصله هستی» استفاده نکنید از ایجاد احساس گناه در وی و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنید. در زمان حال زندگی کنید و درباره این که اکنون چه احساسی نسبت به او دارید، با شوهرتان صحبت کنید. اگر هم نسبت به کارهای او انتقاداتی دارید، باید با روش اصولی انتقادهای خود را مطرح کنید. منبع: میهن فال
  17. sajjad

    پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم… ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود… اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم. می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست، اولاش نمی خواستیم بدونیم. با خودمون می گفتیم، عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه. بچه می خوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم. تا اینکه یه روز؛ علی نشست رو به رومو گفت: اگه مشکل از من باشه، تو چی کار می کنی؟ فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم. خیلی سریع بهش گفتم: من حاضرم به خاطر تو روی همه چی خط سیاه بکشم. علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد. گفتم: تو چی؟ گفت: من؟ گفتم: آره… اگه مشکل از من باشه… تو چی کار می کنی؟ برگشت و زل زد به چشامو گفت: تو به عشق من شک داری؟ فرصت جواب ندادو گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم. با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره. گفتم: پس فردا می ریم آزمایشگاه. گفت: موافقم، فردا می ریم. و رفتیم … نمی دونم چرا اما دلم مث سیر و سرکه می جوشید. اگه واقعا عیب از من بود چی؟! سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم… طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه. هم من هم اون. هر دو آزمایش دادیم تا اینکه بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره… یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید… اضطرابو می شد خیلیآسون تو چهره هردومون دید. با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس. بالاخره اون روز رسید. علی مث همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب آزمایشو می گرفتم… دستام مث بید می لرزید. داخل آزمایشگاه شدم … علی که اومد خسته بود. اما کنجکاو … ازم پرسید جوابو گرفتی؟ که منم زدم زیر گریه. فهمید که مشکل از منه. اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود یا از خوشحالی… روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد. تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود، بهش گفتم: علی، تو چته؟ چرا این جوری می کنی؟ اونم عقده شو خالی کرد و گفت: من بچه دوس دارم مهناز. مگه گناهم چیه؟! من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم. دهنم خشک شده بود و چشام پراشک. گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری… گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی. پس چی شد؟ گفت: آره گفتم. اما اشتباه کردم. الان می بینم نمی تونم. نمی کشم… نخواستم بحثو ادامه بدم… دنبال یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم و اتاقو انتخاب کردم… من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم تا اینکه علی احضاریه آورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم! نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم، بنابراین از فردا تو واسه خودت؛ منم واسه خودم… دلم شکست. نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم، حالا به همه چی پا زده. دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم. برگه جواب آزمایش هنوز توی جیب مانتوام بود. درش آوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم. احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون… توی نامه نوشته بودم: علی جان، سلام امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی. چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم. می دونی که می تونم. دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم. وقتی جواب آزمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم… اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه… توی دادگاه منتظرتم… امضا: مهناز
  18. شما فکر می‌کنید‌ که مرد‌ها، ساد‌ه،‌ بی‌توجه و خود‌خواه هستند‌ اما روانشناسان می‌گویند‌ که آنها نه تنها از زن‌ها پیچید‌ه‌ترند‌، بلکه خیلی د‌قیق به شما و د‌یگر اتفاقات اطراف‌شان توجه می‌کنند‌ و برخلاف تصور شما، خیلی هم فد‌اکار و از خود‌گذشته هستند‌. آنها می‌گویند‌ د‌نیای مرد‌ان هزار و یک پیچ و خم د‌ارد‌ که کمتر زنی از عهد‌ه کشفش برمی‌آید‌. د‌رواقع از نظر آنها هیچ زنی نمی‌تواند‌ آنطور که باید‌ همسرش را بشناسد‌ و به همین د‌لیل، د‌نیای زند‌گی زناشویی، پر است از سوء‌تفاهم‌ها و مشکلاتی که تنها به‌د‌لیل همین نا‌آشنایی رخ می‌د‌هد‌. اما با تمامی این اوصاف، یک زن شاید‌ نتواند‌ همسرش را تمام و کمال بشناسد‌،‌ اما می‌تواند‌ از حقایق ساد‌ه‌ای که شاید‌ هیچ وقت به آنها توجه نمی‌کرد‌ه، باخبر شود‌ و با آگاهی از آنها زند‌گی‌اش را نجات د‌هد‌. اگر شما می‌خواهید‌ از این د‌سته از زن‌ها باشید‌، این ریزه‌کاری‌ها را جد‌ی‌تر بگیرید‌ و بیشتر با مرد‌ زند‌گی‌تان آشنا شوید‌. ازد‌واج را جد‌ی می‌گیرند‌ شاید‌ مرد‌‌ها با ترد‌ید‌ بسیار، موقعیت‌هایشان را برای ازد‌واج بررسی کنند‌ و شاید‌ راحت تن به تشکیل زند‌گی ند‌هند‌، اما شواهد‌ می‌گوید‌ که مرد‌‌ها سرسری از کنار ازد‌واج نمی‌گذرند‌ و آن را جد‌ی می‌گیرند‌. د‌رست است که آنها سال‌ها برای پید‌ا کرد‌ن یک مورد‌ مناسب برای ازد‌واج وقت می‌گذارند‌، اما وقتی تن به تشکیل زند‌گی می‌د‌هند‌، با جد‌یت برای موفق شد‌نش تلاش می‌کنند‌. شاید‌ به همین د‌لیل است که وقتی از آنها می‌پرسید‌ «اگر به گذشته برگرد‌ند‌، چه گزینه‌ای را برای ازد‌واج انتخاب می‌کنند‌»، 90 د‌رصد‌شان می‌گویند‌ د‌وباره از همسر فعلی‌شان خواستگاری می‌کنند‌. مرد‌‌ها عاشق عاد‌ت هستند‌. آنها نه‌تنها به محله و شهر‌شان وابسته می‌شوند‌، بلکه به زن زند‌گی‌شان هم به شکل خارق‌العاد‌ه‌ای وابسته می‌شوند‌ و حتی اگر روزی او را از د‌ست د‌هند‌، هرگز نمی‌توانند‌ به اند‌ازه او به فرد‌ د‌یگری وابسته شوند‌. احساس‌شان را د‌ر عمل‌شان جا می‌د‌هند‌ شما انتظار د‌ارید‌ که همسرتان د‌ر هر مورد‌ کوچکی که د‌ر زند‌گی‌اش پیش می‌آید‌، با شما د‌رد‌ د‌ل کند‌ و احساسش را با شما د‌ر میان بگذارد‌؟ یا شاید د‌وست د‌ارید‌ وقتی با او خرید‌ می‌روید‌، نظرش را به وضوح بگوید‌ و وقتی غذا می‌خورید‌، د‌ست‌پخت‌تان را با حرف‌هایش قضاوت کند‌، اما مرد‌ها اساسا از این جنس نیستند‌. شما کمتر مرد‌ی را پید‌ا می‌کنید‌ که احساسش را با حرف‌هایش بیان کند‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ با عمل‌شان این حس را نشان د‌هند‌ و وقتی عشق‌شان را می‌خواهند‌ ابراز کنند‌، از شما برای انجام کار‌هایشان همکاری می‌طلبند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ د‌ر عمل همراه شما باشند‌ نه د‌ر کلام. البته گمان نکنید یک مرد‌ هرگز به حرف نمی‌آید‌. شما می‌توانید‌ با ابراز احساسات‌تان –البته نه به شکلی اغراق شد‌ه- و فرصت د‌اد‌ن به او، زبانش را باز کنید‌. اما تا زمانی که او هم با کلام عشقش را به شما نشان ند‌هد‌، هرگز با قهر و بحث نارضایتی‌تان از این اتفاق را به او نشان ند‌هید‌. یاد‌تان نرود‌ که مرد‌ها خیلی د‌یرتر از زن‌ها اعتماد‌ و تکیه می‌کنند‌، پس این زمان را به او بد‌هید‌. با د‌ل و جان گوش می‌د‌هند‌ اگر گمان می‌کنید‌ همسرتان به حرف‌های شما بی‌توجه است و د‌ر تمام مد‌تی که با او حرف می‌زنید‌، منتظر تمام شد‌ن حرف‌های شماست، کاملا د‌ر اشتباه هستید‌. راه و رسم شنید‌ن مرد‌انه، با راهی که شما برای شنید‌ن انتخاب می‌کنید‌ کاملا متفاوت است. شما نمی‌توانید‌ تنها به این د‌لیل که همسرتان هنگام گوش کرد‌ن کلمه‌ای را به زبان نمی‌آورد‌ یا آنطور که انتظار د‌ارید‌ با شما همد‌رد‌ی نمی‌کند‌، او را به نشنید‌ن متهم کنید‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ با سکوت شما را همراهی کنند‌ تا به‌د‌قت حرف‌هایتان را بشنوند‌. برخلاف زن‌ها، مرد‌ها میل زیاد‌ی به همذات‌پند‌اری و ارائه توصیه‌های عجیب و غریب ند‌ارند‌. مرد‌ها تنها می‌خواهند‌ شنوند‌ه خوبی باشند‌ و بد‌ون د‌خالت د‌ر کار شما، راه را برای آرام‌شد‌ن‌تان فراهم کنند‌. به تنهایی نیاز د‌ارند‌ د‌رست است که مرد‌ها از همکاری شما استقبال می‌کنند‌ و آن لحظات را عاشقانه‌ترین لحظات زند‌گی می‌د‌انند‌، اما معنای این تمایل، این نیست که همه لحظات زند‌گی آنها را با حضور و همکاری‌تان پر کنید‌. مرد‌‌ها به زمانی خالی برای خود‌شان نیاز د‌ارند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ د‌قایقی از روز را بد‌ون حضور هیچ کس بگذرانند‌ و حتی اگر د‌ر آن لحظات هیچ‌کاری نمی‌کنند‌، تنها غرق افکار‌شان باشند‌. مرد‌ها نه تنها د‌ر عاد‌ی‌ترین روزهای زند‌گی نیاز به این تنهایی د‌ارند‌، بلکه د‌ر لحظات سخت و پرتنش هم د‌وست د‌ارند‌ کمی با خود‌شان خلوت کرد‌ه و تکلیف ذهن‌شان را با خیلی چیزها روشن کنند‌، پس اگر می‌خواهید‌ حضور‌تان مشکل‌ساز نشود‌، این زمان را به آنها هد‌یه د‌هید‌. باور کنید‌ که یک مرد‌ قد‌ر این فرصت را خوب می‌د‌اند‌ و اگر هم آن را از او د‌ریغ کنید‌، نمی‌تواند‌ رضایتی را که باید‌ از شما د‌اشته باشد‌. مثل پد‌رشان هستند‌ اگر می‌خواهید‌ بد‌انید‌ که یک مرد‌ د‌ر زند‌گی زناشویی‌اش چه شخصیتی را بروز می‌د‌هد‌، نگاهی به پد‌رش بیند‌ازید‌. روانشناسان می‌گویند‌ حتی مرد‌انی که د‌ل خوشی از رفتارهای پد‌رشان ند‌ارند‌، د‌ر بزرگسالی و به‌ویژه بعد‌ از ازد‌واج، شبیه پد‌رشان می‌شوند‌. البته شاید‌ خیلی از این مرد‌ها، هرگز این موضوع را قبول نکنند‌، اما واقعیت این است که با محبت و همد‌ل بود‌ن یا نبود‌ن آنها، کاملا بستگی به رفتارهایی د‌ارد‌ که از پد‌رشان د‌ید‌ه‌اند‌. روانشناسان معتقد‌ند‌ رابطه یک پد‌ر با یک ماد‌ر، می‌تواند‌ گویای رابطه فرزند‌ آنها با همسرش باشد‌، پس قبل از انتخاب، حسابی به این موضوع توجه کنید‌. آنها زود‌تر فراموش می‌کنند‌ شاید‌ برای یک زن، د‌عوا، بحث و قهر موضوعی باشد‌ که ماه‌ها ذهن را به‌خود‌ مشغول می‌کند‌ و بین او و همسرش فاصله می‌اند‌ازد‌، اما واقعیت این است که مرد‌ها چنین خصلتی ند‌ارند‌. اگر با همسرتان شد‌ید‌‌ترین بحث عمرتان را کرد‌ه‌اید‌، انتظار ند‌اشته باشید‌ که او به اند‌ازه شما از این موضوع رنج ببرد‌ و به د‌لیل این اتفاق از شما فاصله بگیرد‌. یاد‌تان نرود‌ که مرد‌ها د‌ر لحظه زند‌گی می‌کنند‌. برای آنها د‌عوا د‌رست د‌ر لحظه تمام شد‌نش به سمت فراموشی می‌رود‌ و قهر اصلا د‌ر د‌نیای آنها جایی ند‌ارد‌. یک مرد‌ د‌رنهایت چند‌ ساعت به چنین موضوعاتی فکر می‌کند‌ و حتی اگر این اتفاق‌ها روی قضاوتش د‌ر مورد‌ شما و زند‌گی‌تان تاثیر گذاشته باشد‌، نمی‌توانید‌ گلایه‌هایی که یک زن از این اتفاقات می‌کند‌ را از زبان یک مرد‌ بشنوید‌. از طرف د‌یگر، مرد‌ها نمی‌توانند‌ با این خصلت زن‌ها که فراموش کرد‌ن برایشان سخت است، کنار بیایند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ پروند‌ه یک‌بحث، همانجا بسته شود‌ و نمی‌توانند‌ بپذیرند‌ که همسرشان هر روز و هر لحظه آن موضوع را یاد‌آوری کند‌. بعد‌ از ازد‌واج هم یاد‌ خانواد‌ه‌شان می‌افتند‌ حتی اگر یک مرد‌ د‌ر د‌وران مجرد‌ی‌اش رابطه نزد‌یکی با خانواد‌ه‌اش ند‌اشته باشد‌، این رابطه بعد‌ از ازد‌واج تقویت می‌شود‌. مرد‌ها با قبول مسئولیت یک زند‌گی،‌ سختی‌هایی که خانواد‌ه‌شان د‌ر این سال‌ها کشید‌ه بود‌ را می‌بینند‌ و حتی اگر پیش از این چند‌ان قد‌ر آنها را نمی‌د‌انسته‌اند‌، بعد‌ از ازد‌واج بیشتر از همیشه قد‌رشناسی‌شان را ابراز می‌کنند‌. آنها می‌خواهند‌ با محبت کرد‌ن‌های بعد‌ از ازد‌واج، د‌ین‌شان را به خانواد‌ه‌شان اد‌ا کرد‌ه و قد‌رشناسی‌شان را اثبات کنند‌. یک مرد‌ حتی اگر چیزی به زبان نیاورد‌،‌ طاقت د‌ید‌ن بی‌تفاوتی همسرش نسبت به خانواد‌ه‌ خودش را ند‌ارد‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ بعد‌ از ازد‌واج از خواهر و براد‌رهای کوچک‌ترشان حمایت کنند‌ و کارهایی که قبل از آن برای ماد‌رشان انجام نمی‌د‌اد‌ند‌ را انجام د‌هند‌، پس اگر می‌خواهید‌ همسرتان مرد‌ زند‌گی شما باقی بماند‌، به این میل او بیشتر توجه کنید‌. منبع: میهن فال
  19. صرف‌نظر از اینکه چند سال است ازدواج‌ کرده‌اید و یا تا چه میزان نسبت به هم شناخت دارید، مردها بازهم چیزهایی برای پنهان کردن از شما خواهند داشت. در واقع مردان ممکن است در زمان‌هایی احساس ناامنی کنند و احساساتی شوند و باید به آن‌ها در بروز احساساتشان کمک کرد. به همین منظور از یک درمانگر خواسته‌ایم تا در این بار توضیحاتی را اراده کند. مردها نیز گاهی در مورد ظاهر خود احساس ناامنی می‌کنند ممکن است شما بعد از یک کلاس ورزش یک لباس جذاب به تن کنید و از او بخواهید تا نظرش را به شما بگوید. اما مردها صبر نخواهند کرد که شما در مورد تناسب‌اندام آن‌ها قضاوت کنید. مردها همیشه دوست دارند که بدانند همچنان در نگاه شما جذاب هستند یا خیر. همه مردها این‌گونه نشان می‌دهند که اعتمادبه‌نفس داشته و احساس امنیت می‌کنند، اما همیشه نیاز دارند که بدانند در دید شما همچنان جذاب هستند. به همین خاطر بهتر است همیشه خانم‌ها به‌صورت کلامی به همسرشان بگویند که او همچنان مرد جذابی است. به او بگویید که چرا فکر می‌کنید که در کنار او خوشبخت هستید. اگرچه ممکن است تظاهر کنند که اصلاً برایشان مهم نیست اما در اصل کلمه به کلمه حرف شما را با روح خود جذب می‌کنند. مردان نمی‌دانند چگونه احساسات خود را بروز دهند از لحاظ روحی مردان نسبت به زنان کمتر احساساتی هستند و معمولاً نمی‌توانند به راحتی در مورد نگرانی‌های خود صحبت کنند. البته دلیلش آن نیست که احساس ندارند بلکه به این دلیل است که معمولاً به آن‌ها یاد داده شده است که خودشان از پس این‌گونه مشکلات به تنهایی بر بیایند و آن را بروز ندهند؛ همیشه می‌شنوند ” مرد که گریه نمی‌کند!”. به همین دلیل شگفت‌زده نشوید اگر نمی‌تواند بعد از یک مشاجره یا به دلیل کار کردن شما تا دیروقت به راحتی به شما بگوید که واقعاً ناراحت شده است. از طرف دیگر نیز ممکن است این مرد احساس کند که نگرانی‌ها و ناراحتی‌هایش نادیده گرفته شده است که این مسئله خود می‌تواند در خل و خوی او تأثیرگذار باشد. حال چه می‌توان کرد؟ یک زن تنها می‌تواند مشوق و صبور باشد. احساسات خود را واضح به زبان بیاورید و صبر کنید تا او نیز زبان باز کند و سعی کنید در ابراز احساسات به او کمک کنید. مردها به شدت به شما وابسته هستند مردها به راحتی می‌توانند نقش حمایت گر و تأمین گر را به عهده بگیرند. اما تنها تعداد کمی از آن‌ها کمک دیگران را می‌پذیرند. حتی اگر این حمایت از طرف همسرشان باشد. مردها در محل کار یا باشگاه دوستان زیادی دارند اما کمتر پیش می‌آید که دوستی داشته باشند که همه احساس ایشان را بفهمد و کاملاً درکشان کند. مردها واقعاً دوست دارند که به حمایت همسرانشان تکیه کنند اما درعین‌حال دوست ندارند که ضعیف به نظر برسند. به همین دلیل فراموش نکنید که معشوقه، همسر و بهترین دوست شوهرتان باشید. یادتان باشد که در مورد مسائل کاری از او سؤال بپرسید و یا از او بخواهید در مورد مسائلش با شما صحبت کند. اگر به نظرتان می‌رسد که استرس دارد به او بگویید که می‌تواند با شما صحبت کند، حتی اگر ابتدا بگوید که مشکلی نیست. وقتی صحبت می‌کند کاملاً به او گوش دهید و از پاسخگویی به او نترسید. منبع: میهن فان
  20. ۱- نمی‌توانم به تو فکر نکنم این تحسین مخصوصاً در مکالمات از راه دور بسیار موثر است. این جمله در واقع به او می‌فهماند که چقدر دلتنگش هستید. نیازی نیست که بارها و بارها جمله «دلم برات تنگ شده» را تکرار کنید تا این را بفهمد. همین یک خط همه چیز را تمام می‌کند. می‌توانید آن را کمی طولانی‌تر کرده و بگویید، «با من چیکار کردی؟ نمیتونم بهت فکر نکنم.» ۲- تو واقعاً ایدآلی! برای مناسبت های خاص می‌توانید با یک علامت تعجب بزرگ به او بگویید «خدای من، تو واقعاً ایدآلی، هیچ چیز کم نداری!» با اینکار به او نشان می‌دهید که هر کاری که انجام داده است تاثیر پررنگی روی شما داشته و شما می‌دانید چطور باید یک زن خوب را تحسین کنید. اما دقت کنید که زیاد از حد از این جمله استفاده نکنید چون ممکن است آن را جدی بگیرد! ۳- با تو احساس مردانگیم چندبرابر می شود با گفتن این نشان می‌دهید که زنانگی او را می‌فهمید و به او این حس را می‌دهید که همسر شما بودن را خیلی خوب انجام می‌دهد. مطمئنم اگر شما هم از او بشنوید که «تو به من احساس زن بودن می‌دهی» احساس فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید. ۴- چقدر من خوش‌شان هستم که تو در زندگی ام هستی نمی‌دانید شنیدن این از کسی که عاشقش هستید چه حسی دارد. این یک راه بسیار زیبا برای این است که به او نشان دهید تا چه اندازه برایتان ارزش دارد. این تحسین را می‌توانید بیشتر استفاده کنید، هربار که کار خوبی برایتان انجام می‌دهد، وقتی در جمعی هستید و او حرف قشنگی درمورد شما می‌زند، وقتی با هم خوش می‌گذرانید. ۵- تو دیوانه ام میکنی این تحسین اگر با لحن درست گفته شود، دقیقاً این مفهوم را می‌رساند که او شما را دیوانه خودش کرده است. با بودن او حس می‌کنید عاشق و زنده‌اید. و اگر اینطور است، حتماً این را به او بگویید. ۶- بتو واقعاً تحسین‌برانگیز هستی این شیرین‌ترین تحسینی نیست که بتوان به یک زن گفت؟ فکر می‌کنم اینطور باشد. مطمئناً نظر همسرتان هم همین است. پس برای گفتن آن خجالت نکشید. و البته در زمان درست مثل وقتی که لبخند خجالتی روی صورت او می‌بینید یا وقتی چیزی عالی برایتان آماده کرده است این کار را بکنید. با این تحسین، به او حس شاهزاده بودن بدهید. ۷- هیچکس به اندازه تو خوشحالم نمیکنه با این تحسین، او را با زنان دیگری که قبلاً در زندگیتان بوده‌اند مقایسه کرده و او را بالاتر از آنها می‌برید. و واقعیت این است که زنان حس رقابت بسیار قوی بین خودشان دارند، به همین دلیل اگر به او بگویید که او بهترین همسر برای شما بوده است، یک تحسین بزرگ برای او قلمداد می‌شود. ۸- تو شیرین‌تری دختری هستی که تابحال دیدم این هم یک راه آسان دیگر برای اینکه به او احساس خاص بودن بدهید. این تعریف کردن اگر در زمان مناسب و با لحن و صدایی آرام و گرم گفته شود، بسیار اثرگذار خواهد بود. این را هم درست مثل «من خیلی خوش‌شانس هستم که تو رو دارم» می‌توانید بیشتر استفاده کنید تا به او یادآور شوید که چقدر تحسینش می‌کنید. همچنین تحسینی مثل این را می‌توانید برای تشویق او در کاری که خوب انجام داده است، استفاده کنید. ۹- کنار تو همیشه تحت تاثیر قرار میگیرم گفتن این جمله با صدایی گرم و نگاه کردن به چشمان همسرتان بهترین تحسینی است که یک زن می تواند بشنود. مخصوصاً اگر بتوانید «کی» و «چرا»ی آن را برایش توضیح دهید که هیجان‌زده‌ترش می‌کند. مثلاً می‌توانید به او بگویید، «وقتی اینطوری نگام میکنی، خیلیتحت تاثیر فرار میگیرم.» یا «با این لباس خیلی دیووونه ام میکنی می‌کنی» یا کمی بازیگوشانه‌تر بگویید، «وقتی این موقع روز بهم زنگ میزنی، خیلی تحت تاثیر قرار میگیرم.» تا باعث شوید بیشتر به شما زنگ بزند. ۱۰- اینقدر دوست‌داشتنی نباش و آخر اینکه، این یکی از محبوب‌ترین راه‌ها برای سربه‌سر گذاشتن و تحسین کردن او در آن واحد است. این یک راه مفرح و بازیگوشانه است که به یک مکالمه عادی، کمی محبت اضافه می‌کند. منبع: میهن فال
  21. ۱. به علایق هم علاقه دارید. وقتی می‌گوییم به علایق هم علاقه داشته باشید منظورمان این نیست که باید به هر جزئيات کوچکی درمورد جنگ و سیاست آنطور که او علاقه دارد، علاقه داشته باشید. ولی باید به قدر کافی به این موضوع علاقه‌مند باشید که از گوش کردن به حرف‌های او لذت ببرید. ۲. هر دو شما همدیگر را انتخاب می‌کنید. نیمه گمشده شما کسی است که برای انجام هر کاری انتخاب اول شماست. حتماً منظورمان را متوجه می‌شوید. او باید کسی باشد که هر فعالیتی کنار او برای شما به مراتب لذت‌بخش‌تر باشد. ۳. ارزش‌ها و اعتقادات یکسانی دارید. چطور می‌تواند کسی نیمه گمشده شما باشد وقتی همیشه در حال بحث با هم بر سر موضوعات مذهبی یا اهداف زندگی هستید؟ بااینکه ممکن است نیمه گمشده‌تان تفاوت‌هایی با شما داشته باشد ولی وقتی صحبت از باورها و اعتقادات اصلی و بنیادی می‌شود باید زمینه مشترک داشته باشید. ۴. هر دو شما می‌توانید اشتباهاتتان را بپذیرید. حتی رابطه نیمه‌های گمشده هم ممکن است دچار پستی و بلندی شود. ولی نیمه‌های گمشده واقعی کسانی هستند که حاضرند برای سلامت رابطه‌شان از غرور خود کم کنند. تا زمانی که هر دو شما قدرت پذیرفتن اشتباهاتتان را داشته باشید و بتوانید بخاطر آن عذرخواهی کنید، می‌توانید نیمه گمشده هم باشید. ۵. هر دو به یک میزان شوخ‌طبعی دارید. پیدا کردن راهی برای خندیدن در موقعیت‌های سخت تنها چیزی است که زندگی شما را از بقیه متفاوت خواهد کرد. شما به کسی نیاز دارید که بتواند روی صورتتان لبخند بیاورد (و تصور کند که شما هم این توانایی را دارید) و البته بداند که چه زمان هم وقت خندیدن و شوخی نیست. میزان شوخ طبعی نیمه‌های گمشده با هم هماهنگ است. ۶. اهداف مالی یکسانی دارید. اینکه پول نقش بسیار مهمی در رضایت یا عدم رضایت از یک رابطه بازی می‌کند قابل انکار نیست. بااینکه قرار نیست صددرصد با هم برای روش خرج کردن پولتان موافق باشید ولی نباید جهت‌گیری‌های متضاد هم داشته باشید. نیمه گمشده شما کسی است که وقتی صحبت به این موضوع بحث‌برانگیز می‌رسد، بتوانید با هم کنار بیایید. نیمه‌گمشده هم بودن به این معنی نیست که در همه لحظات عاشق هم باشید (حتی نیمه‌های گمشده هم ممکن است یک روز دیگر هم را دوست نداشته باشند!). معنی آن این است که به اندازه‌ای هم را دوست داشته باشید که بتوانید با او بمانید تا دوباره عاشقش شوید، هر چقدر هم که این مدت طول بکشد. منبع: مردمان
  22. شما شریک زندگی ایده آلتان را پیدا کرده اید مهمترین چیز در ازدواج، پیدا کردن یک شریک زندگی ایده آل است. قبل از آنکه به فکر چیزهای دیگری باشید، باید بدانید که آیا فردی که در مقابل شما قرار دارد، همان آدمی است که دوست دارید یک عمر کنارش زندگی کنید؟ شاید فکر کردن به مراسم عروسی و خرید جهیزیه و خانه برایتان رویایی باشد اما همه آنها در کوتاه مدت تمام می شوند و آنچه برای شما می ماند، شریک زندگی تان است. بنابراین لازم است که در مورد حس قلب خود و احساس او نسبت به خودتان اطمینان حاصل کنید. علامت های وقت مناسب ازدواج ۱- خوشگذرانی های قبل دیگر شما را شاد نمی کنند این بدان معنی نیست که افراد متاهل خوشگدرانی نمی کنند، بلکه منظور ما نوع خوشگذرانی است. اگر بیرون رفتن های هر روز با دوستان تان دیگر شما را مانند قبل شاد نمی کند، بدین معنی است که شما باید سبک زندگی تان را تغییر دهید. پس از ازدواج دیگر شما نمی توانید مانند گذشته هر شب بیرون بروید یا ساعت ها وقت تان را پای آینه و صرف آرایش و حاضر شدن کنید. دیر آمدن به خانه نیز دیگر معنایی نخواهد داشت. بلکه شما مسئولیت های بیشتری خواهید داشت که دست و پای شما را برای بسیاری از کارها می بندد. پس اگر حوصله تان از خوشگذرانی های دوران مجردی سر رفته، بهتر است که به ازدواج فکر کنید. ۲- پس انداز دارید این مورد یکی از مهمترین موارد برای ازدواج است. ازدواج خرج دارد.اجاره خانه، خرج خورد و خوراک، بچه دار شدن… نیاز به پول دارد بنابراین شما باید قبل از ازدواج حتما مقداری از پول تان را پس انداز کنید زیرا هزینه های ازدواج غیر قابل پیش بینی ست و ممکن است که برایتان دردسرساز شود. ۳- شما شغلی مناسب دارید همان قدر که داشتن پس انداز برای ازدواج مهم است، داشتن یک شغل مناسب نیز از ضروریات است، شغلی که به کمک آن بتوانید از پس هزینه های سنگین زندگی متاهلی برآیید. با داشتن یک شغل ایده آل، اعتماد به نفس شما نیز افزایش می یابد و قادرید برای ادامه مسیر زندگی تان برنامه ریزی کنید. کار شما باید انگیزه و اشتیاق تان باشد. اما اگر شغلی داشته باشید که با وجود سختی و ساعات کاری زیاد حقوق قابل توجهی دریافت نکنید، به مرور فرسودگی و ناامیدی به سراغ تان خواهد آمد که این امر بر زندگی مشترک تان نیز تاثیری منفی خواهد گذاشت؛ بنابراین اگر به فکر تشکیل خانواده هستید، به دنبال شغلی با درآمد قابل قبول باشید. ۴- با دیدن بچه ها ذوق می کنید آیا شما هم جزو آن دسته افرادی هستید که با دیدن بچه دلشان می لرزد و قربان صدقه شان می روند؟ یا جزو آنهایی که با شنیدن گریه بچه، رستوران را ترک می کنند؟ اگر در دسته اول جای دارید، نشانه آن است که شما برای یک زندگی مشترک آماده اید. کودکان سمبلی از زندگی مشترک هستند، بنابراین اگر جذب آنها می شوید یا با دیدن آنها آرزو می کنید که روزی مادر یا پدر شوید، زمان آن است که به ازدواج جدی تر بیندیشید. ۵- برای روز عروسی تان برنامه ریزی کرده اید یکی دیگر از علایمی که نشان می دهد شما به ازدواج علاقه دارید، تصورات ذهنی تان است. آیا برای روز عروسی تان، مدل کیک، لباسی که باید بپوشید، میهمان هایی که باید دعوت کنید و غذا… برنامه ریزی کرده اید؟ یا این که ایده های زیبایی که می بینید را دوست دارید برای جشن خود پیاده کنید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، نشاندهنده آن است که شما به ازدواج فکر می کنید. بنابراین اگر عواملی که در بالا گفته شده را دارید، نه در تصورات تان که جدی تر به آن بیندیشید. ۶- تجربه لازم را دارید منظور از تجربه این نیست که شما در گذشته ازدواج کرده یا بچه داشته باشید، بلکه شما باید حداقل های یک زندگی مشترک را بلد باشید. باید بدانید که با جنس مخالف چگونه برخورد کنید، یا در مواقع ناراحتی و دعوا چگونه فضا را آرام کنید و… در غیر این صورت زندگی مشترک تان در عرض چند سال خسته کننده و یکنواخت خواهد شد. واجب نیست که تمام مهارت ها را از بر باشید، کمی تجربه هم می تواند شما را برای یک ازدواج موفق آماده کند. ۷- فداکاری می کنید زندگی مشترک بدون فداکاری دوامی ندارد. زمانی که شما قدم به زندگی جدیدی میگذارید، باید دور بسیاری از علاقمندیهایتان را خط بکشید. این فداکاری ها شامل کارهای کوچکی از انتخاب رنگ پرده اتاق تا تصمیمات بزرگ تر مانند انتخاب محل زندگی، هستند که شما باید آنها را بپذیرید، البته اگر می خواهید که زندگی تان دوام داشته باشد. نه تنها برای همسر، بلکه برای فرزندتان نیز باید فداکار باشید. به عنوان مثال در وهله اول شما بدن خود را فدای فرزندتان می کنید. بدین معنا که قبول می کنید تناسب اندام تان بهم بریزد اما در ازای آن صاحب یک فرزند شوید یا در مراحل بعدی از بیرون رفتن با دوستان تان، تنها به دلیل رسیدگی به کودکتان، بگذرید. بنابراین اگر فکر می کنید که خودتان مهمتر از دیگران هستید و گذشت در زندگی شما جایی ندارد، برای ازدواج دست نگه دارید. ۸- مستقل هستید درست است که شما یک زندگی مشترک را آغاز می کنید اما این بدین معنا نیست که وابسته شوید طوری که از پس کارهای خودتان هم برنیایید. استقلال برای هر فردی، در هر مرحله از زندگی، واجب است. بنابراین اگر هنوز احساس می کنید که خودتان را نمی شناسید، نیازهایتان را نمی توانید به تنهایی برآورده کنید یا این که از پس زندگی تان برآیید، بهتر است که برای ازدواج عجله کنید، دست نگه دارید. منبع: برترین ها
  23. ۱- گفتگو بسیاری از مردها بر این باورند که زن‌ها هیچ‌گاه سراغ اصل مطلب نمی‌روند، بسیاری از زن‌ها هم فکر می‌کنند مردها هنگام گفت‌وگو، تند و خشن هستند. ما نمی‌خواهیم درستی یا نادرستی این باورها را اثبات کنیم، بلکه قصد داریم کمی از مهارت‌های گفت‌وگو با شما سخن بگوییم؛ مهارتی که به شما کمک می‌کند، بدون جرو بحث و دعوا، دلیل ناراحتی‌تان را بگویید و با انتقال یک پیام کامل از تکرار موارد مشابه آن جلوگیری کنید. ۲- احساس‌تان را ابراز کنید این‌که بتوانید مشکلات را مستقیم و بدون حاشیه بیان کنید یک بخش گفت‌وگوی کامل است. در مرحله بعدی شما باید احساستان را نیز بگویید احساساتی نظیر من ترسیدم، من نگران شدم، من احساس تنهایی کردم. مثلا اگر همسرتان تولد مادر شما را فراموش کرده است، علاوه بر گفتن این مساله که از او به دلیل این فراموشکاری ناراحت شده‌اید بیان کنید که شما چه احساسی از این فراموشی داشتید. مثلا بگویید من حس کردم مسائل خانوادگی برات مهم نیست. وقتی احساستان را برای همسرتان بیان می‌کنید، او متوجه عمق رنجش شما می‌شود. ۳- مراقب کلامتان باشید در بیشتر مواقع، وقتی می خواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان کنیم، پیام هایمان دیگری را سرزنش یا تحقیر می کنند. این گونه پیام ها را «پیام های تو ...» می نامند؛ این دسته پیام ها قضاوت ها یا ارزش گذاری های منفی ای هستند که هدفشان شخص دیگر است. در عین حال که در بیشتر مواقع از آنها برای بیان خشم، عصبانیت، ترس یا دلخوری استفاده می شود، مشخصاً پیام هایی نیستند که حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقه های خود شما را بیان نمی کنند. پیام هایی مثل: تو اشتباه کردی، تو همه چیز را به هم زدی، تو بودی که ... و ... می توانند به نظر تهاجمی و متهم کننده برسند؛ چون تأثیری که بر جای می گذارند، این است که می گوید:«تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوی!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگری و به وجود آوردن احساس گناه، هست. پیام های «تو ...» باعث مقاومت و دفاع دیگران می شوند و ممکن است باعث شروع بگو و مگوهای فرساینده و فحاشی شوند. در چنین موقعی شخص دیگر، اغلب می خواهد جواب شما را بدهد و تلافی کند. آگاهی از این که چه رفتارهایی تعارض های بی مورد بین شما و نامزدتان را فعال می سازد، به شما کمک می کند تا بسیاری از برخوردها را از بین ببرید. ۴- پذیرش سهم خود از مشکل وقتی که هر کدام از شما بخشی از مسئولیت مشکل را می پذیرید، اشتیاق برای همکاری ایجاد خواهد شد و بحث با سهولت بیشتری انجام می شود، در این مرحله سعی کنید با احترام با یکدیگر صحبت کنید و مسایل و احساسات خود را به طور صریح بیان کنید، در این مرحله از جملاتی که با «من» شروع می شوند، استفاده کنید. ۵- از طرف مقابلتان بت نسازید وقتی از طرف مقابل بت می سازیم و او را موجودی بی عیب و نقص و مقدس تصور می کنیم، خودمان را فراموش می کنیم و فکر می کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت های خوب و بد یک آدم؛ مثل خودما. بنابراین طرف مقابل را باید آنطور که هست و با همه خوبی ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته اینکه طرف5 مقابلمان را بی نقص تصور کنیم، می تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی نقص بودن طرف مقابل یکجورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می دهد که من آنقدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی نقص راضی نمی شوم. حواستان به این مکانیسم های دفاعی گول زننده باشد. ۶- مقایسه نکنید خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را را رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن ها مخصوص در خانم ها می تواند از همان اول تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد. به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد به این دلیل که فلان کس وقت بیشتری برای نامزدش می گذارد. این مقایسه ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می گیرد. ضمن اینکه مقایسه کردن های این شکلی باعث می شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی انصافی نامزد کرده است و همین مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت اینکه این مقایسه ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی کند. منابع : بیتوته / نمناک / عصر ایران
  24. بگومگوهای نه چندان جدی اتفاقی است که اغلب زوج‌ها در مقطعی از زندگی مشترک تجربه‌اش می‌کنند. به قول قدیمی‌ترها، دعوای زن و شوهری نمک زندگی است، ولی وای به حال روزی که بگومگوهای ساده به خشونت کلامی یا فیزیکی کشیده شوند. اگر رابطه‌تان به دلیل همین خشونت‌ها دچار تلاطم شده است، آگاه باشید که کوچک‌ترین رفتار نسنجیده‌ای می‌تواند اوضاع زندگی‌تان را وخیم‌تر کند. در ادامه با ما همراه باشید تا یاد بگیرید چگونه بعد از هر دعوایی رابطه‌‌تان را دوباره از سر بگیرید و از بروز مشاجره‌‌های بعدی جلوگیری کنید. ۱. دعوا را کِش‌ ندهید وقتی گرد و خاکی که به پا کرده بودید فروکش کرد و سر و صدای دعوا خوابید، یادتان باشد باز هم خطر حمله بیخ گوش‌تان است، چرا که هر دو طرف هنوز به لحاظ احساسی داغ هستید. شاید طرف مقابل یا حتی خودتان ناگهان به سرتان بزند که یک بار دیگر ناغافل حمله کنید. ممکن است حمله‌ی آخر فقط در حد چند کلمه‌ی نیش‌دار باشد، اما همین تکه‌پرانی‌ها باعث می‌شوند دعوا کِش پیدا کند و دلخوری‌ها ریشه‌دارتر شوند. پس بهتر است که در دعوای زن و شوهری، خیلی حرف و حدیث‌ها را کش ندهید. شاید هم برای اینکه دعوا دیگر کِش پیدا نکند، تصمیم بگیرید قضیه را با شوخ‌طبعی خاتمه دهید. اما یادتان باشد که شوخی‌های نسنجیده به کار نبرید. مثلا از این قبیل شوخی‌ها خودداری کنید: «عزیزم، شنیدی که می‌گن تحقیقات نشون داده فقط ۲۰ درصد آقایون عقل دارن؟ خُب آخه ۸۰ درصد بقیه‌شون زن دارن!» در چنین موقعیت پرخطری، حتی شوخیِ اینکه از روی بی‌عقلی زن گرفته‌اید، نابه‌جا و نسنجیده است. شاید واقعا منظوری نداشته باشید، اما همسرتان در این لحظه به قدری حساس است که احتمال دارد منظورتان را طور دیگری برداشت کند. با این‌گونه شوخی‌های نابه‌جا و نسنجیده‌ای ممکن است همسرتان فکر کند اینقدر از تشکیل خانواده و زندگی مشترک پشیمان هستید که ای کاش از همان اول، به قول خودتان عقل می‌داشتید و ازدواج نمی‌کردید. نه اینکه اصلا شوخی نکنید، بلکه در انتخاب نوع شوخی تا حد امکان محتاط باشید. شوخی وقتی به حل دعوای زن و شوهری کمک می‌کند که در جهت تخریب طرف مقابل نباشد. پس اگر جوکی به ذهن‌تان رسید که احساس کردید شاید همسرتان از شنیدنش ناراحت شود، اصلا حرفش را هم نزنید. حتی از انجام رفتار شوخی‌آمیزی که می‌دانید خوشایند همسرتان نیست، حتما پرهیز کنید. وقتی شوخی یک‌طرفه باشد، حس اعتماد و خوش‌نیتی از بین می‌رود و در نتیجه، رابطه‌تان وخیم‌تر خواهد شد. تا زمانی که رابطه‌تان به حالت عادی برگردد، باید بی‌نهایت محتاطانه رفتار کنید تا همسرتان دوباره عصبانی و دلگیر نشود. شاید این همه احتیاط خسته‌کننده باشد، اما مطمئنا به جدال دائم می‌ارزد. ۲. بگذارید همسرتان با خودش خلوت کند بعد از یک دعوای زن و شوهریِ مفصل شاید احساس کنید که نیاز دارید مدتی با خودتان خلوت کنید. ممکن است دل‌تان بخواهد تا وقتی دچار احساسات منفی هستید، خیلی با همسرتان برخورد نداشته باشید و این اصلا اِشکالی ندارد. اما اگر فقط یک نفر، زن یا شوهر، به تنهایی نیاز داشته باشد و طرف مقابل مانع خلوت کردنش شود، ممکن است اوضاع به هم بریزد. در چنین موقعیت‌هایی به توصیه‌های زیر توجه داشته باشید: وقتی همسرتان عنوان می‌کند که نیاز دارد مدتی تنها باشد مانع نشوید، چرا که در خلوت فکر کردن همسرتان می‌تواند موجب استحکام طولانی‌مدت رابطه‌تان شود. درست است که دل‌تان می‌خواهد همسرتان در کنارتان باشد، اما ممکن است با مانع شدن‌تان، اوضاع را وخیم‌تر کنید. وقت بگذارید و به افکار و احساسات‌تان سر و سامان دهید‌. اگر همسرتان عنوان کرد که نیاز دارد اندکی با خودش خلوت کند، به تصمیمش احترام بگذارید و به فکر اقدامات تلافی‌جویانه نباشید. به توصیه‌ی دکتر هال شوری (Dr. Hala Shorey)، استادیار روانشناسی در دانشگاه ویدِنِر (Wiedener)، باید صبوری کنید تا زمان مناسب برای صحبت کردن فرا برسد. وی معتقد است خلوت کردن موجب می‌شود دو طرف فرصت پیدا کنند بر عصبانیت‌شان مسلط شوند: «تا زمانی که طرف مقابل‌تان هنوز داغ است، صحبت کردن فایده‌ای ندارد.» دکتر شوری توضیح می‌دهد که بسیاری از افراد به اشتباه فکر می‌کنند باید همه‌ی حرف‌شان را در همان بحبوحه‌ی دعوا بزنند: «عزیزم، من اشتباه کردم. رفتارم احمقانه بود.» وقتی این‌گونه حرفی را وسط دعوا عنوان می‌کنید، انتظارش را هم داشته باشید که طرف مقابل‌ در جواب، توی ذوق‌تان بزند: «آره، تو یه احمقی.» و به این ترتیب، دوباره دعوا بالا می‌گیرد. یادتان باشد اگر تصمیم دارید مدتی دور بمانید، حتما اطمینان حاصل کنید که همسرتان در نبودتان آسیب روحی نبیند. شاید واقعا به خلوت و تنهایی نیاز داشته باشید، اما گاهی حمایت عاطفی و در کنار هم بودن، کمک بیشتری به بهبود رابطه‌تان خواهد کرد. ۳. مسالمت‌آمیز گفت‌وگو کنید شاید این راهکار خیلی کلیشه‌ای به نظر برسد، اما باور کنید گفت‌و‌گوی مسالمت‌آمیز رمز موفقیت هر رابطه‌ای است. برای اینکه بتوانید رابطه‌تان را از سر بگیرید، باید در مورد احساسات‌تان با یکدیگر صحبت کنید. پس قبل از هر چیزی لازم است احساسی را که نسبت به اختلافات اخیر دارید، به خوبی درک کنید. حتی اگر نتوانستید درباره‌ی اینکه دقیقا چه احساسی دارید با خودتان به نتیجه‌‌ی مشخصی برسید، باز هم باید در مورد همین سرگشتگی با همسرتان صحبت کنید. همچنین اگر نیاز دارید مدتی با خودتان تنها باشید تا افکارتان را جمع‌و‌جور کنید، باید این تصمیم‌تان را قبل از اینکه به خلوت بروید با همسرتان در میان بگذارید. البته که گفت‌و‌گوی مسالمت‌آمیز بعد از دعوای مفصلی که داشته‌اید آسان نیست، اما نهایت تلاش‌تان را به کار بگیرید تا از این مرحله نیز عبور کنید. برای اینکه سوءِتفاهمی پیش نیاید و جنجال تازه‌ای بروز نکند، باید با همسرتان درباره‌ی اینکه چه انتظاراتی از یکدیگر دارید، صحبت کنید. اگر قصد دارید به طور خاص روی قضیه‌ای که سرش دعوا کرده بودید تمرکز کنید، توصیه‌های زیر را در نظر داشته باشید: دکتر شوری توصیه می‌کند به جای اینکه فقط حرف خودتان را بزنید و روی موضع‌تان پافشاری کنید، مسئولیت رفتاری را که احساسات همسر‌تان را جریحه‌دار کرده بپذیرید. اگر رفتارتان طوری بوده که احساسات همسرتان را جریحه‌دار کرده است، از تبرئه کردن خودتان بپرهیزید. وقتی مدام در دفاع از خودتان حرف بزنید، دعوا ادامه‌دار می‌شود. پس به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و قضیه را از تمامی جهات ببینید، نه فقط از موضع خودتان. اگر احساس می‌کنید باید درباره‌ی رفتاری که داشته‌اید توضیحی بدهید، بهتر است صبر کنید و در بحبوحه‌ی دعوا هیچ حرفی در این مورد نزنید. پس توضیحات‌تان را به زمانی که دعوا حسابی فروکش کرد و دو طرف بر خودتان مسلط شدید، موکول کنید. باید بپذیرید که بهبود رابطه‌‌‌تان زمان می‌برد. دکتر شوری توصیه می‌کند یک جدول زمانی تهیه کنید تا ببینید هرچه از روز دعوا دورتر می‌شوید، رابطه‌تان چه تغییری می‌کند. برای اینکه از دعواهای مشابه در آینده جلوگیری کنید، بهتر است با یکدیگر روی مجموعه‌ای از قوانین به توافق برسید. سعی کنید بفهمید بار دیگری که کارتان به جر و بحث کشید، چگونه باید رفتار کنید تا دعوا بالا نگیرد. مرکز بهداشت روان دانشگاه تگزاس توصیه می‌کند از این سه قانون غافل نشوید: در هر نشست فقط روی یک مشکل تکیه کنید. تا زمانی که پرونده‌ی یک قضیه را کاملا نبسته‌اید، نباید هیچ قضیه‌ی دیگری را وسط بکشید. اگر همه‌ی دلخوری‌های‌تان را یکجا مطرح کنید، اوضاع به هم می‌ریزد و هیچ کدام از مشکلات‌تان حل نخواهند شد. به موضوعات شخصی و نامربوط اشاره نکنید. اگر به موضوعات شخصی و نامربوطی که نقطه‌ی حساسیت طرف مقابل‌تان است دست بگذارید، رابطه‌تان به آفت بی‌اعتمادی، خشم و آسیب‌پذیری دچار خواهد شد. یکدیگر را متهم نکنید. اگر همسرتان را متهم کنید، مطمئن باشید که گارد می‌گیرد و به جای اینکه به درک متقابل برسد، فقط سعی می‌کند از خودش دفاع کند. پس برای اینکه حالت تدافعی ایجاد نشود، از متهم کردن طرف مقابل بپرهیزید و در عوض، به همسرتان توضیح دهید که چرا از دستش دلگیر شده‌اید. در مجموع، باید به دنبال راهکاری باشید تا گفت‌و‌گویِ بعد از دعوا به مشاجره تبدیل نشود، بلکه سازنده و پُربار باشد. از این رو، لازم است قوانینی تعیین کنید که با رعایت‌شان بتوانید مسالمت‌آمیز گفت‌وگو کنید. اگر هم مایل نیستید قاعده و قانونی تعیین کنید، باید هر کدام‌تان نهایت تلاش‌تان را به کار بگیرید تا مسیر گفت‌و‌گو به سمت مشاجره پیش نرود. ۴. به یکدیگر عشق بورزید به جای اینکه نسبت به یکدیگر خشم بگیرید، مهربانی و خوش‌رویی پیشه کنید. برای اینکه به همسرتان نشان دهید دوستش دارید و حضورش در زندگی‌تان بی‌‌اهمیت نیست، مهربانانه رفتار کنید و از جادوی کلمات دلنشین غافل نشوید. معمولا اگر زن یا شوهر احساس کند که دیگر در دل همسرش جایی ندارد، زندگی مشترک تلخ خواهد شد. رفتارهای خیلی کوچکی که حاکی از توجه و محبت هستند، معجزه می‌کنند. مثلا همین که به همسرتان پیامک‌های محبت‌آمیز بفرستید یا به آهستگی روی شانه‌اش دست بگذارید، به بهبود رابطه‌تان کمک می‌کند. البته این رفتارها زمانی که هنوز طرف مقابل‌تان داغ باشد، احتمالا جواب نمی‌دهند. اما بعد از اینکه اوضاع کمی آرام‌تر شد، می‌توانید با نرم‌خویی در جهت بهبود رابطه‌تان قدم بردارید. رفتارهای محبت‌آمیز نشان می‌دهند که به همسرتان اهمیت می‌دهید و به دنبال بهبود رابطه‌تان هستید. امیدواریم بتوانید با به کار بستن راهکارهایی که مرور کردیم، در جهت بهبود زندگی مشترک‌تان قدم بردارید. اما اگر اوضاع به حدی وخیم است که نمی‌توانید با یکدیگر روبه‌رو شوید، بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید تا از راهنمایی‌های تخصصی‌تر بهره‌مند شوید. برگرفته از: lifehacker.com ترجمه: صدف دژآلود منبع: چطور
  25. احترام به همسر یک اصل مشترک در تمامی روابط موفق، پایدار و سرشار از عشق است. رابطه‌ای که از این اصل حیاتی محروم باشد، دیر یا زود به ویرانه‌ای تبدیل خواهد شد که آباد کردنش اگر هم ممکن باشد، زمان خیلی زیادی می‌برد. برای اینکه حرمت زندگی مشترک‌تان حفظ شود، قبل از هر چیزی باید بتوانید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم واحد تصور کنید و حقوق یکدیگر را بشناسید. اما پرسش این است که زن و شوهر چگونه می‌توانند با یکدیگر مثل یک هم‌تیمی رفتار کنند و حقوق همدیگر را بشناسند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا علاوه بر پاسخ به این پرسش‌‌ها درباره‌ی بایدها و نبایدهای زندگی مشترک صحبت کنیم. ۱. خانواده به منزله‌ی یک تیم خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم تصور کنید اگر می‌خواهید به همسرتان احترام بگذارید، قبل از هر چیزی باید یاد بگیرید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم ببینید. باید در تصمیمات مشترک‌تان درست مثل یک تیم واقعی فکر کنید و حتی در تصمیماتی که به صورت انفرادی اتخاذ می‌کنید، همیشه باید همسرتان را هم در نظر داشته باشید. به جای اینکه خواسته‌های‌تان را در تضادِ با خواسته‌های همسرتان قرار دهید، باید سعی کنید به سوی اهداف مشترکی حرکت کنید که به نفع هر دو نفرتان باشند. برای اینکه به یک تیم قوی تبدیل شوید، لازم نیست که دو نفرتان دقیقا شبیه هم فکر کنید، اما نکته‌ی کلیدی این است که باید بتوانید حتی در مواقعی که اختلاف نظر دارید، نسبت به یکدیگر مهربانانه و محترمانه برخورد کنید. وقتی تصمیمی می‌گیرید که پای هر دو نفرتان در میان است، تا حد امکان موقع صحبت کردن منم منم نکنید و در عوض، جملات‌تان را با کلمه‌ی «ما» آغاز کنید. خلاصه اینکه اگر خودتان و همسرتان را در یک جبهه‌ی واحد ببینید، آن‌وقت می‌توانید احترامی را که شایسته‌ی همسرتان است، خالصانه نثارش کنید. اگر با همسرتان اختلاف نظر دارید، دلایل‌تان را محترمانه به بحث بگذارید بعید است بتوانید با همسرتان در تمامی مسائل اتفاق نظر داشته باشید که البته اِشکالی هم ندارد. اما وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، باید سعی کنید موضع‌تان را محترمانه به همسرتان توضیح دهید. اگر به همسرتان بگویید: «این کاری که می‌خوای بکنی واقعا احمقانه‌ست.» یا «اصلا باورم نمی‌شه که می‌خوای دست به همچین کار احمقانه‌ای بزنی.»، احتمالا همسرتان از شدت عصبانیت حالت تدافعی به خودش خواهد گرفت، طوری که دیگر نمی‌توانید گفت‌و‌گوی سازنده‌ای داشته باشید. در عوض به همسرتان بگویید: «می‌فهمم که چرا داری به این قضیه این شکلی نگاه می‌کنی.» یا «فکر نمی‌کنم کاری که می‌خوای بکنی، تصمیم خیلی مناسبی باشه، حداقل الآن.» و هم‌زمان به لحن و طرز صحبت کردن‌تان نیز دقت کنید. یادتان باشد اگر خشونت‌آمیز برخورد کنید، همسرتان ترغیب می‌شود افکارش را پنهان کند و به راحتی تن به سازش ندهد. با تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارید کنار بیایید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید هرچه بیشتر از آغاز زندگی مشترک‌تان بگذرد، متوجه خواهید شد که در برخی زمینه‌ها اصلاً هیچ شباهتی به همسرتان ندارید. ممکن است همسرتان وسواسی و خجالتی باشد، در حالی‌ که خودتان شلخته و اجتماعی هستید. شاید بتوانید خودتان را اندکی تغییر دهید و با ویژگی‌های همسرتان سازگارتر شوید، اما مطمئن باشید که هرگز نمی‌توانید کاملاً تغییر کنید. پس یاد بگیرید تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید تا خدشه‌ای به روابط‌تان وارد نشود. مثلاً اگر خودتان شلخته هستید و همسرتان وسواسی است، سعی کنید تا جایی که از دست‌تان برمی‌آید در مرتب نگه داشتن منزل کوشا باشید. حتی اگر مطمئن هستید که نمی‌توانید در حد استاندارد همسرتان با نظم و ترتیب باشید، حداقل ریخت‌وپاش اضافی هم نکنید. از محبت‌های همسرتان قدردانی کنید از همراهی و حمایت همسرتان قدردانی کنید و بگذارید بداند که سپاسگزارش هستید. به جای اینکه مدام نِق بزنید و دائما از مشکلاتی که در زندگی مشترک‌تان دارید شاکی باشید، نیمه‌ی پر لیوان را هم ببینید. مثلاً اگر همیشه همسرتان با خوش‌رویی به استقبال‌تان می‌آید، غذایی را که دوست دارید برای‌تان می‌پزد و در هر شرایطی پای صحبت‌های‌تان می‌نشیند، باید سعی کنید به طریقی نشانش دهید که متوجه همراهی و حمایتش هستید. مستقیما تشکر کنید یا اینکه یک یادداشت مهربانانه بنویسید. اینکه نسبت به رفتارهای محبت‌آمیز همسرتان بی‌اعتنا باشید، نشانه‌ی بی‌احترامی است و موجب می‌شود که همسرتان فکر کند محبت‌هایش را اصلا نمی‌بینید. به خودتان احترام بگذارید کسی که به خودش احترام نمی‌گذارد، با همسرش هم نمی‌تواند محترمانه برخورد کند. احترامِ به خود رمز پیروزی در روابط زن و شوهری و به طور کلی زندگی است. به بدن خود احترام بگذارید و از رفتارهای پرخطری که برای‌تان بی‌احترامی به همراه خواهند آورد بپرهیزید. مثلاً دخانیات مصرف نکنید و با دیگران گلاویز نشوید. دوست صمیمی خودتان باشید، چرا که یک دوست صمیمی به خوبی درک می‌کند که چه رفتاری دوستش را رنجیده‌خاطر خواهد کرد و احترامش را از بین خواهد برد. خلاصه اینکه سعی کنید بهترین ورژن خودتان باشید. در غیر این صورت نه تنها نمی‌توانید به همسرتان احترام بگذارید، بلکه به‌ راحتی طعمه‌ی افرادی خواهید شد که برای‌تان هیچ احترامی قائل نیستند. وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، به جای مشاجره، مصالحه کنید برای اینکه احترام همسرتان را حفظ کنید، باید یاد بگیرید در مواقعی که به اختلاف نظر برمی‌خورید به مصالحه برسید. اگر قصد دارید در مورد قضیه‌ای یک تصمیم مشترک بگیرید، ابتدا باید صحبت‌های همدیگر را به دقت بشنوید و از موضع یکدیگر کاملا باخبر شوید. فقط در این صورت است که می‌توانید جوانب مثبت و منفی قضیه را به شکلی محترمانه به بحث بگذارید و در نهایت به نتیجه‌ای برسید که خوشایند هر دو نفرتان باشد. به جای اینکه حرف‌تان را به قیمت جریحه‌دار کردن احساسات همسرتان به کُرسی بنشانید، سعی کنید به مصالحه برسید تا طرف مقابل‌تان را هم خشنود کرده باشید. وقتی تصمیم مهمی می‌گیرید و واقعا نمی‌توانید به بخشی از خواسته‌های‌‌‌تان بی‌اعتنا باشید، از همسرتان محترمانه تقاضا کنید اندکی کوتاه بیاید و خواسته‌هایی را که دارید نادیده نگیرد. اما اگر درباره‌ی موضوعات نه چندان مهم تصمیم می‌گیرید، مثلا اینکه برای شام به کدام رستوران بروید، بهتر است با هم قرار بگذارید که نوبتی انتخاب کنید. هم خودتان و هم همسرتان تمرین کنید که جوابگوی اشتباهات‌تان باشید هم خودتان و هم همسرتان باید یاد بگیرید که مسئولیت رفتارهای‌تان را بپذیرید و جوابگوی اشتباهات‌تان باشید. اینکه در صورت به خطا رفتن فقط عذرخواهی کنید کافی نیست، بلکه باید کاملا آگاه باشید که کدام رفتارهای‌تان موجب رنجش همسرتان می‌شوند و در مقابل، همسرتان نیز باید بداند که از کدام رفتارهای ریز و درشتش رنجیده‌خاطر می‌شوید. مثلا اگر یک شب دو ساعت دیرتر از همیشه به منزل آمدید و با اینکه می‌دانستید همسرتان برای شام منتظرتان است، یک زنگ هم نزده بودید، باید انتظارش را داشته باشید که همسرتان این رفتارتان را توهین‌آمیز تلقی کند. در این‌گونه موارد چاره‌ای ندارید جز اینکه جوابگوی رفتار توهین‌آمیزتان باشید. تا زمانی که هر دو نفرتان نسبت به پیامدهای رفتارهایی که در پیش می‌گیرید آگاه باشید و درک کنید که چه رفتارهایی از سوی همسرتان توهین‌آمیز تلقی می‌شوند، می‌توانید یک رابطه‌ی سالم و پایدار داشته باشید. به عبارت دیگر، اگر بتوانید مسالمت‌آمیز درباره‌ی اشتباهات‌تان صحبت کنید، یعنی رابطه‌تان در مسیر درستی قرار دارد. ۲. راهکارهایی برای احترام به همسر وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید تا احترام همسرتان حفظ شود. به جای اینکه اشتباه‌تان را انکار یا لاپوشانی کنید، به همسرتان نشان دهید که از صمیم قلب متأسف هستید. تأسف‌تان را نه فقط در حرف بلکه در عمل نیز ثابت کنید و همه‌ی تلاش‌تان را به کار بگیرید تا خطای مرتکب شده را دوباره تکرار نکنید. مثلا اینکه فقط بگویید: «متأسفم که باعث شدم احساساتت جریحه‌دار بشه.» یا «ببخشید که باعث شدم اعصابت حسابی به هم بریزه.» کافی نیست. باید مسئولیت خطایی را که مرتکب شده‌اید بپذیرید و نشان دهید که حقیقتا متوجه اشتباه‌تان شده‌اید. به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و بگویید که چقدر بابت اتفاق پیش آمده پشیمان هستید و چقدر دل‌تان می‌خواهد دلخوری‌های اخیر را جبران کنید. یاد بگیرید خودتان را به جای همسرتان تصور کنید وقتی سعی دارید به یک تصمیم مشترک برسید یا حتی وقتی کارتان به جر و بحث کشیده می‌شود، سعی کنید خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید. مثلا اگر پدر همسرتان در بیمارستان بستری است، قبل از اینکه سرِ شستن ظرف‌ها دعوا بگیرید، با خودتان فکر کنید که همسرتان در حال حاضر چه غصه‌ی بزرگی در دلش دارد. قبل از شروع هر گفتگو یا مشاجره‌ای اندکی به خودتان فرصت دهید تا قضیه را از موضع همسرتان ببینید. اینکه بتوانید خودتان را چند لحظه‌ای به جای همسرتان تصور کنید، رفتار ملاحظه‌گرایانه‌ای است که به همسرتان نشان می‌دهد برایش احترام خیلی زیادی قائل هستید. شنونده‌ی خوبی باشید در روزگاری زندگی می‌کنیم که بسیاری از مردم اینقدر سرشان به دنیای فناوری گرم است که اصلا وقت گوش دادن به درددل‌های همدیگر را ندارند. برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید، باید وقتی برای‌تان صحبت می‌کند به دقت پای صحبت‌هایش بنشینید. تلفن همراه‌تان را کنار بگذارید و ارتباط چشمی برقرار کنید. سعی کنید حواس‌تان به محیط اطراف پرت نشود. موقع گوش دادن نباید وسط حرف همسرتان بپرید یا تا زمانی که مشورت نخواسته نصیحتش کنید، فقط کافی است سراپا گوش باشید. برای اینکه نشان دهید شنونده‌ی خوبی هستید، بعد از اینکه صحبت‌های همسرتان تمام شد، بعضی صحبت‌هایش را در قالب کلمات خودتان تکرار کنید تا طرف مقابل متوجه شود پیامش را کاملا درک کرده‌اید. مثلا بگویید: «می‌فهمم چقدر ناراحتی که رئیست قَدرِت رو نمی‌دونه.»، اما یادتان باشد پشت سر هم از کلمات یا جملات تأکیدی مثل «آره، می‌دونم چی می‌گی.» استفاده نکنید. به خط قرمزهای همسرتان احترام بگذارید خط قرمزهای همدیگر را بشناسید و سعی کنید از این خط قرمزها عبور نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد به عکس‌های قدیمی داخل صندوقچه‌‌اش سَرَک بکشید یا درباره‌ی گذشته‌اش با دیگران صحبت کنید. هرگز همسرتان را به دلیل اضافه‌وزنش در دوران کودکی دست نیندازید یا تلفن همراهش را بدون اجازه زیر و رو نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد بعضی وسایل مورد علاقه‌اش را با کسی شریک شود، پس درکش کنید. شاید همسرتان مایل نباشد درباره‌ی همسر سابقش حتی یک کلمه صحبت کند و این رفتارش برای‌تان غیرقابل پذیرش باشد. در این قبیل موارد، می‌توانید از همسرتان بپرسید که چرا دوست ندارد در این مورد صحبت کند، اما رعایت ادب فراموش‌تان نشود. پس اگر نمی‌توانید با بعضی خط قرمزهای همسرتان کنار بیایید، چاره‌ای نیست جز اینکه محترمانه درباره‌ی این مسئله گفتگو کنید. به همسرتان کمک کنید تا اهدافش را تحقق ببخشد برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید باید بهترین‌ها را برایش بخواهید و کمک کنید تا با پرورش قابلیت‌هایی که دارد، رؤیاهایش را به واقعیت تبدیل کند. مثلا به همسرتان قوت قلب دهید تا نگارش کتابی را که پنج سال پیش آغاز کرده بود به سرانجام برساند. هرگز به همسرتان تلقین نکنید که نمی‌تواند به آرزوهایش برسد. در عوض، همیشه همسرتان را تشویق کنید که به درجات بالاتر صعود کند. اما اگر احساس می‌کنید که تحقق برخی اهداف همسرتان امکان‌پذیر نیست و دلایل مشخصی نیز دارید، باید دیدگاه‌تان را دوستانه و مسالمت‌آمیز به بحث بگذارید. حتی اگر برخی اهداف همسرتان را در تضادِ با خواسته‌های خودتان می‌بینید، باید به جای اینکه جلوی تحقق اهدافش را بگیرید، درباره‌ی اختلاف نظرتان گفت‌وگو کنید. با همسرتان همدردی کنید در یک رابطه‌ی موفق باید بتوانید با همسرتان همدردی کنید. اگر همسرتان واقعا برای‌تان اهمیت دارد، باید بتوانید عشق‌تان را ابراز کنید و در مواقع سختی قادر به گذشت باشید. باید بپذیرید که همسرتان هم گرفتاری‌های خاص خودش را دارد. حتی اگر همسرتان دست به کاری زده که از ابتدا با انجامش موافق نبوده‌اید، باز هم حق ندارید احساساتش را در فراز و نشیب‌های مسیری که پیش گرفته نادیده بگیرید. سعی کنید هر وقت همسرتان به همراهی و حمایت‌تان نیاز دارد، از عشق و محبت‌تان دریغ نکنید. شاید همیشه نتوانید در احساسات همسرتان شریک شوید، اما اطمینان حاصل کنید که هر وقت به همدردی‌تان نیاز دارد، حتما در کنارش باشید. تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگویید برای اینکه اصل احترام به همسر را رعایت کنید، باید به تمامی موارد فوق راستگویی را هم اضافه کنید. هرگز درباره‌ی اینکه چرا از سر کار دیر به منزل برگشتید دروغ نگویید. حواس‌تان باشد رفتاری نکنید که باعث بی‌اعتمادی همسرتان شود. شاید مایل نباشید درباره‌ی بعضی مسائل خصوصی‌تان صحبت کنید، اما این بی‌میلی دلیل نمی‌شود که صافْ صافْ به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و دروغ ببافید. اگر همسرتان بی‌اعتماد شود، به سختی می‌توانید اعتمادش را دوباره جلب کنید. حتی گاهی دروغ‌های مصلحت‌آمیز نیز ممکن است موجب رنجش طرف مقابل‌ شوند. در هر صورت اگر به دروغ گفتن به همسرتان عادت کرده‌اید، آگاه باشید که این رفتارتان چیزی جز بی‌احترامی نیست. گاهی وقت‌ها بگذارید همسرتان با خودش خلوت کند اگر همسرتان عنوان کرد که نیاز دارد اندکی با خودش تنها باشد، خلوتش را به هم نزنید. هر کسی گاهی نیاز دارد برای سر و سامان دادن به افکار یا حتی کارهای عقب‌مانده‌اش چند مدتی با خودش خلوت کند. فکر نکنید همسرتان از دست‌تان خسته شده یا حوصله‌تان را ندارد. اگر از این تصمیم به دلهره افتاده‌اید، می‌توانید نگرانی‌تان را با همسرتان در میان بگذارید تا خیال‌تان از این بابت راحت شود. یادتان باشد وقتی در این مورد با همسرتان صحبت می‌کنید، حالت تدافعی به خودتان نگیرید. مثلا می‌توانید با لحنی آرام به همسرتان بگویید: «عزیزم، چند وقته خیلی با هم نبودیم، الآنم اگه بخوای با خودت تنها باشی، خیلی دلم برات تنگ می‌شه.» و به این ترتیب به همسرتان نشان دهید که برایش احترام قائل هستید. ۳. نبایدهای زندگی مشترک همسرتان را در جمع خجالت‌زده نکنید هرگز همسرتان را در جمع، چه در مقابل اعضای خانواده و چه در مقابل غریبه‌ها، مورد سرزنش قرار ندهید. اگر مشکلی با همسرتان دارید، باید در خلوت خودتان مطرحش کنید، نه در جمع دیگران. اگر همسرتان را در جمع خجالت‌زده و سرافکنده کنید، نه تنها به شدت از دست‌تان می‌رنجد، بلکه اطرافیان‌تان هم در معذورات قرار می‌گیرند. اگر در جمع به همسرتان پرخاش کردید، حتما عذرخواهی کنید و پشیمانی‌تان را نشان دهید. به جای اینکه همسرتان را در جمع با اسامی مسخره صدا بزنید و باعث خجالتش شوید، از او تعریف کنید، طوری که در مقابل دیگران احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد. پشت سر همسرتان نزد دیگران بدگویی نکنید نباید مسائل خصوصی زندگی‌تان را نزد خانواده یا دوستان‌تان فاش کنید و درباره‌ی رفتارهای آزاردهنده‌ی همسرتان بدگویی کنید. شاید گاهی مجبور شوید درباره‌ی مشکلات خانوادگی‌تان از دیگران مشورت بگیرید، اما یادتان باشد که اگر مدام از همسرتان نزد خانواده و دوستان بدگویی کنید، راه به جایی نخواهید برد. اینکه در غیاب همسرتان پشت سرش بدگویی کنید، نشانه‌ی بی‌احترامی است. اگر روزی بفهمید که همسرتان همیشه در دورهمی‌هایی که‌ حضور نداشتید، غیبت‌تان را می‌کرده، چه حالی پیدا خواهید کرد؟ پس کلاه‌تان را قاضی کنید و از این رفتار ناپسند دست بردارید. نگذارید احساسات منفی‌تان تلمبار شوند هرگز اجازه ندهید احساسات‌تان آنقدر روی هم تلمبار شوند که دیگر چاره‌ای جز داد و فریاد نداشته باشید. اگر چیزی آزارتان می‌دهد، از همسرتان بخواهید که چند لحظه‌ای بنشیند تا جدی درباره‌ی این قضیه صحبت کنید. آن‌قدر طولش ندهید تا خودِ همسرتان علت ناراحتی‌تان را حدس بزند یا زمانی سر صحبت را باز کند که موقعش نیست. همین که حاضر نیستید درباره‌ی چیزی که آزارتان می‌دهد با همسرتان صحبت کنید، خودش یک نوع بی‌احترامی است که موجب می‌شود پنهانی نسبت به همسرتان خشمگین باشید. احساسات همسرتان را با تعریف و تمجیدهای بی‌جا از همجنس‌هایش جریحه‌دار نکنید فرقی نمی‌کند، هم زن و هم شوهر، نباید طوری رفتار کنند که همسرشان فکر کند رابطه‌‌ی زناشویی‌شان را جدی نگرفته‌‌اند و به اصول زندگی مشترک پایبند نیستند. اگر مدام نزد همسرتان با آب و تاب فراوان از جذابیت‌های فلان آقا یا خانم حرف بزنید، مطمئنا همسرتان را رنجیده‌خاطر خواهید کرد. برخی افراد نسبت به این‌گونه تعریف و تمجیدها حساس‌ترند، اما به عنوان یک قانون کلی هرگز نباید درباره‌ی هم‌جنس‌های همسرتان طوری صحبت کنید که احساس کند مورد توهین و بی‌احترامی قرار گرفته است. در جمع خصوصی دوستان‌تان نیز نباید از این حرف‌ها بزنید، چرا که این رفتار چیزی جز بی‌احترامی به همسرتان نیست. حتی اگر همسرتان در جمع‌تان حضور نداشته باشد، باز هم اجازه‌ی چنین رفتاری را ندارید. نسبت به محبت‌های همسرتان بی‌اعتنا نباشید محبت‌های همسرتان را هرچند کوچک فراموش نکنید و نشان دهید که بابت محبت‌هایش سپاسگزارش هستید. با این رفتار به همسرتان ثابت می‌کنید که رابطه‌تان تأثیر مثبتی روی زندگی‌تان داشته است. بنشینید با خودتان فکر کنید آخرین باری که عشق‌تان را به همسرتان ابراز کردید، کِی بود؟ اگر یادتان نیامد می‌توانید مطمئن باشید که یک جای کار می‌لنگد، چرا که حتما مدت‌های خیلی زیادی است محبت‌های همسرتان دیگر به چشم‌تان نمی‌آیند. اما حتی اگر سرتان خیلی شلوغ بود، باز هم سعی کنید هر روز و هر لحظه عشق‌تان را به همسرتان ابراز کنید و نشان دهید که برایش اهمیت قائل هستید. برگرفته از: wikihow منبع: چطور
×