رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ازدواج'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

69 نتیجه پیدا شد

  1. به همدیگر زمان بدهید موقع برخورد به مشکل، خانم‌ها دوست دارند سریع مشکل بوجود آمده را حل کنند و آقایان دوست دارند از مشکل فرار کنند (البته به دور از استثناها) همین دلیل باعث شدت گرفتن اختلاف و مشکل می‌شود. بهترین کار بعد از برخورد به مشکل این است که به هم زمان دهید و مدتی را در سکوت و آرامش بگذرانید تا کمی عصبانیت هر دوی شما کمتر شود و بتوانید بدون عصبانیت و احساسات زودگذر تصمیم بگیرید. انسان هنگام عصبانیت تصمیم‌هایی می‌گیرد که حاصلی جز پیشمانی نخواهد داشت. پس شریک عاطفی خود را در موقع عصبانیت مجبور به حرف زدن و حل مشکل نکنید که نتیجه برعکس انتظار شما خواهد بود. باید دور شوید و کمی تنها باشید تا بعد از چند روز که هر دو آرام شدید بتوانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را طی کنید. ابتدا بر روی خودتان تمرکز کنید بیشتر افراد موقع برخورد با مشکل، همیشه رفتار شریک عاطفی خود را بررسی کرده و رفتار صحیح و یا ناصحیح او را قضاوت می‌کنند در حالی که باید برعکس باشد در مدتی که تنها هستید باید روی رفتار خودتان تمرکز کنید، ببینید کدام رفتار شما باعث عصبانیت طرف مقابلتان شده است و یا چه رفتاری از شریک عاطفی خود دیده‌اید که از کوره در رفتید. با بررسی رفتار خود به اشتباهاتتان پی می‎برید و این دو نتیجه به دنبال دارد، اول این که دفعه بعدی اشتباهات خود را تکرار نخواهید کرد و دوم این که می‌توانید از زاویه شریک عاطفی خود به قضیه نگاه کنید. واقعیت را بپذیرید برخی اوقات زوجین با مشکلاتی برخورد می‌کنند که پذیرفتن و باور کردنشان سخت است، ولی صلاح شما در این است که هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید و مشکل هر چه که باشد را بپذیرید. چون در غیر این صورت حتی نمی‌توانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را دنبال کنید. پس سعی کنید هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید. عزت نفس و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید اگر شما خود را فردی شکست خورده و بیش از حد ناامید و مایوس نشان دهید، این در شریک عاطفی احساس بدی ایجاد کرده و ممکن است علاقه‌اش نسبت به شما کم شود. در هر شرایطی باید اعتماد به نفس و عزت نفس خود را حفظ کنید و خود را لاعلاج نشان ندهید حتی اگر بهم خوردن رابطه تقصیر شما باشد! مراحل اصلی بهبود رابطه بهم خورده با گام‌ها و اقدامات کوچک آغاز کنید از اقدامات کوچک آغاز کنید تا به مراحل اصلی برسید مثلا با فرستادن یک پیام کوتاه می‌توانید آغازگر باشید. هیچ وقت سعی نکنید با صحبت طولانی و مستقیم مشکلات را بررسی کنید. ابتدا در حد احوال پرسی و توجه نشان دادن شروع کنید. با احترام رفتار کنید احترام زمینه‌ی بهبود رابطه بهم خورده می‌باشد، حتی در بدترین شرایط هم نباید بی‌احترامی کنید، حتی اگر در حال دعوا و یا عصبانیت هستید. مخصوصا در حضور دیگران به هیچ وجه نباید به هم بی‌احترامی کنید. صادق باشید تا رابطه درست شود هیج وقت سعی نکنید که به دروغ ابراز علاقه نمایید یا حرفی را که واقعیت و از ته دل نیست بیان کنید، چون حرفی که از دل بیاید به دل می‌نشیند در غیر این صورت تاثیری نخواهد داشت و حتی ممکن است طرف مقابل به دروغ بودن احساس و حرف‌هایتان پی ببرد و به شما بی‌اعتماد شود. حتی به بهای بهبود رابطه بهم خورده هم که شده دروغ نگویید! عذرخواهی کنید اگر واقعا احساس می‌کنید مشکل از طرف شما بوده، در وقت مناسب معذرت خواهی کنید. معذرت خواهی باید با بیان دلیل باشد که مثلا به خاطر این رفتار و کارم، معذرت می‌خواهم. اگر شما مقصر هستید باید پیشمانی خود را نشان دهید و تقصیر خود را بپذرید چون در غیر این صورت عصبانیت شریک عاطفی شما از بین نخواهد رفت. باهم وقت بگذرانید حتی اگر با هم مشکل دارید و یا قهر هستید، شام را با هم بخورید، بیرون بروید، تلویزیون تماشا کنید در واقع با هم وقت بگذرانید، حتی اگر شده بدون حرف زدن، این وقت گذراندن باعث آرام شدن شما و شریک عاطفی‌تان خواهد شد. عشق بورزید بعد از این که آرام شدید، به شریک عاطفی‌تانشق خود را نشان دهید، مثلا دستش را بگیرید و … اگر وقت مناسبی پیدا کردید، ابراز علاقه کنید و جمله “دوستت دارم” را به زبان بیاورید. به آراستگی خود توجه کنید در هر موقعیتی آراسته باشید، شاید بگویید این چه ربطی به بهبود رابطه بهم خورده دارد، در حالی که چشم مردان همیشه به دنبال آراستگی است و محبتش از طریق چشم بیشتر می‌شود. به خودتان برسید و آراسته ظاهر شوید حتی اگر نارارحت هستید و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید، از خودتان دست نکشید. منبع: صورتی ها
  2. sajjad

    جوانی نزد بهلول آمد و پرسید: من از بدبختی دائم در فکرم که چه خاکی به سر کنم! سبب چیست که پدر می گوید: زن بگیر، درست میشود! بهلول گفت: حکمت آن است که پس از ازدواج دوتایی فکر خواهید کرد که چه خاکی به سر کنید!!!
  3. از بین رفتن اعتماد همسر اولین و بدترین نتیجه دروغ گفتن به همسر، بی‌اعتمادی او است. چرا که هر کس دروغی بشوند ناخود آگاه به سخنان و رفتارهای بعدی او نیز شک دارد. در حالی که ممکن است همسرش فقط یک بار به هر دلیلی، دروغ گفته باشد ولی با اثبات دروغ ناخودآگاه همه سخنان همسر در نظرش مبهم می‎شود که آیا دروغ گفته است؟ چه میزان از سخنان همسرم دروغ است؟ پس باید سعی کنیم هیچ دروغی در کار نباشد تا به این مرحله از بی‌اعتمادی همسر نرسیم. احترام‌ها با دروغ از بین خواهند رفت کسانی که مدام دروغ می‌گویند ارزش و احترامشان در بین اطرافیان کم می‌شود، و این حس وقتی قوی‌تر می‌شود که فرد از همسر خود دروغ بشنود. احترام همسر دروغگو رفته رفته از بین می‌رود و سختی‌های زندگی مشترک شروع می‌شود، چه از طرف مرد باشد و چه زن. بی‌اعتنایی همسر کسی که مدام دروغ می‌گوید، همسرش نسبت به نظر و سخنان او بی‌اعتنایی می‌کند چون نمی‌داند چه تا حد دروغ است و در نظرش سخنان همسرش بی‌اهمیت می‌شود و نتیجه این بی‌اهمیتی که یکی از عوارض دروغ عوارض دروغ گفتن به همسر است، بی‌اعتنایی می‌باشد. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد که همسرش حرف‌های او را جدی نگیرد و نسبت به او بی‌اعتنا شود! بدبین شدن از عوارض دروغ گفتن است بدبینی هم جزو عوارض دروغ گفتن به همسر می‌باشد که رفته رفته ممکن است شدت گرفته و نفرت را به دنبال خود ایجاد کند. هیچ کس نباید به این مرحله از دروغ‌گویی برسد که کسی به خاطر دروغ گفتنش از او نفرت داشته باشد. پس در زندگی زناشویی خود به هیچ وجه اجازه ندهید که احساس همسرتان با دروغ‌های شما تبدیل به نفرت شود. منبع: صورتی ها
  4. اما به دلايل مختلف، اين ازدواج ها كه عمدتا نيز در استان ها و شهرهاي كمتر توسعه يافته كشورمان رخ مي دهد، همچنان ادامه دارد. ازدواج دختران در سنین پايین، زمینه ساز آسیب‌هایی می‌شود که گریبان خانواده، فرد و اجتماع را می‌گیرد.دخترانی که در سنین پايین ازدواج می کنند در خانواده با مشکلات اقتصادی مواجه هستند و به میل خود تن به ازدواج نمی دهند و این موردی است که به عقيده جامعه شناسان باعث می شود دختران بعد از رسیدن به بلوغ فکری به طلاق فکر کنند.علاوه بر این، ازدواج زودهنگام دختران، به دلیل عدم توان جسمی و بچه دار شدن آن‌ها در سنین کم با ضررهايی همراه است که در شکل کلان به ضرر جامعه تمام می‌شود؛ این مطلبی است که آیت ا... مکارم شیرازی نیز بر آن صحه گذاشته است. افرادی که در سن پایین ازدواج می‌کنند ، با فروکش کردن هیجانات نوجوانی یا افزایش سن فرد و شکل گیری هویت و تمایلات جدید و ثابت، شاهد مرگ خاموش و تدریجی احساسات زناشویی یا به اصطلاح طلاق عاطفی هستند. هیچ زوجی تمایل ندارد ازدواج کند و جدا شود زیرا جدایی، متارکه و اختلافات زناشویی یا حتی طلاق عاطفی بیش از مرگ والدین به انسان‌ها استرس وارد می‌کند اما در عین حال ادامه زندگی در شرایط عدم آرامش روحی آسیب‌زاتر خواهد بود . تحقیقات نشان می دهد هرگز این اختلافات با گذشت زندگی یا بچه دارشدن و حل مشکلات اقتصادی مرتفع نشده و زندگی بهتر نمی‌شود و افرادی که در سنین پایین ازدواج می کنند به شاخه هایی تقسیم می شوند از جمله کسانی که تحمل و صبر می کنند که بیشتر جامعه آماری ازدواج در سن پایین در این گروه قرار می‌گیرند و بیشترین فراوانی را دارد که عدم رضایتمندی زناشویی در این روابط به فرزند هم کشیده می شود و اختلافات زناشویی به رشد شخصیت کودک آسیب خواهد رساند . تصويب دير هنگام فوريت يك طرح اما پيگيري‌ها براي توجه به آسيب هاي اجتماعي متعدد ازدواج در سن كم در نهايت موجب شد كه ديروز نمایندگان مجلس با تصویب یک فوریت طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی خواستار پرداختن هر چه سریع‌تر مجلس به مساله ازدواج دختران کمتر از ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۶ سال شوند. نمایندگان این طرح در حالی رای به موافقت برای تصویب این طرح دادند که سال‌هاست درباره صدمه‌های وارد آمده به دختران کوچک و جامعه از طريق ازدواج زودهنگام آنان گفته شده اما همچنان مجلس و مسئولان فوریتی را ندیدند که این طرح را که در حمایت از کودکان و جلوگیری از آسیب های اجتماعی است،تایید کنند. همین حالا هم تعدادی از نمایندگان با نظرات خود موافق تایید این طرح نبودند. امیرآبادی، نماینده اصولگرای مجلس درباره تایید این طرح گفته است:«غیر از آنچه که تشخیص شرع مقدس اسلام است،شورای نگهبان آن را رد می‌کند؛ علاوه بر آن مجلس نمی‌تواند به مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام ورود کند. باید به این مسائل توجه کنیم تا در مجلس کار عبثی انجام نشود». او در ادامه صحبت‌هایش از نمایندگان مجلس خواسته كه به این طرح رای ندهند تا طرح های مهم تر در مجلس رای بیاورد. او گفته است:« به فوریت طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی رای ندهید تا طرح‌های اولویت‌دار در دستور کار مجلس قرار گیرد». طرح ممنوعیت ازدواج کودکان بعد از سال ها به وسیله فراکسیون زنان مجلس به اینجا رسید اما باز عده ای از نمایندگان درصدد این هستند که این قانون به نتیجه نرسد. نمايندگان مجلس در قالب طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ضمن تشریح آسیب‌های اجتماعی، روانی، جسمی، جانی، محرومیت از تحصیل، مشکلات به وجود آمده در تربیت فرزندان و افزایش نرخ طلاق خواستار ورود سریع‌تر مجلس به ازدواج دختران کمتر از ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۶ سال شدند. سرانجام در جلسه ديروز مجلس شورای اسلامی نمایندگان با طرح یک فوریت منع ازدواج دختران زیر سن ۱۳ سال و پسران زیر ۱۶ سال موافقت کردند. از مجموع ۲۰۹ نماینده حاضر در صحن ۱۵۱ نفر رای موافق، ۳۴ نفر رای مخالف و هفت رای ممتنع دادند. گفتنی است این طرح با امضای ۶۷ نماینده تقدیم هیات ريیسه شده بود و نمایندگان درخصوص توجیه این طرح معتقدند پیامدهای منفی ازدواج قبل از سن رشد می‌تواند آسیب‌های زیادی از جمله آسیب اجتماعی، تلفات جانی، اختلالات روحی و روانی، محرومیت از تحصیل و مشکلاتی در خصوص تربیت فرزندان به وجود آورد. در جریان بررسی این طرح احمد امیرآبادی فراهانی با آن مخالفت کرد که با واکنش منفی بسیاری از بهارستان‌نشینان روبه‌رو شد. به طوری که یکی از نمایندگان به وی تذکر داد که بسیاری از مشکلات اجتماعی و آسیب‌ها به دلیل همین ازدواج‌های زودهنگام است. آسيب‌هاي اجتماعي جدي متوجه عروس‌هاي كم سن و سال آسیب‌های روحی و روانی در دخترانی که ازدواج زودهنگام دارند، چنان بالاست که مدت هاست جامعه شناس‌ها و فعالان حقوق بشر به آن تاکید می‌کنند. «زهرا کهرام» مددکار جمعیت امام‌علی(ع) و فعال حقوق کودک در گفت‌وگو با «قانون» می گوید:« متاسفانه نمایندگانی که با طرح منع ازدواج کودکان مخالفت می‌کنند به جامعه ایران و آسیب هایش یک جانبه نگاه می کنند. همین ازدواج کودکان می‌تواند منشأ بسیاری از آسیب های اجتماعی باشد که بحران‌های اقتصادی در پی آن خواهد آمد. وقتی نماینده مجلس هستی نمی‌توانی بگویی من تنها قسمتی از جامعه را می‌بینم و با قسمت دیگر آن کاری ندارم».کهرام درباره اینکه آیا هنوز مخالفت مراجع برای ازدواج کودکان وجود دارد یا خير، می گوید:« در حال حاضر مخالفت مراجع قم برای ازدواج کودکان نسبت به گذشته کمتر شده است. البته آيت ا... مکارم شیرازی هم با ازدواج کودکان مخالفت کرده اند و در پاسخ به استفتا ازدواج کودکان در سن زیر 13 سال را جایز ندانسته‌اند». کهرام درباره تلاش‌های مددکاران جمعیت امام علی(ع) در مجلس و میان جامعه برای جلوگیری از ازدواج کودکان کم سن می‌گوید:« ما دنبال این هستیم که ازدواج کودکان زیر 13 سال به طور کلی ممنوع شود و کودکان بین 13 تا 18 سال هم با اذن پدر و اجازه قانون ازدواج کنند. این در حالی است که ما به عنوان مددکاران جمعیت امام علی(ع) بر این عقیده هستیم که باید ازدواج کودکان زیر18 سال به طور کلی ممنوع شود». این فعال حقوق کودک درباره نحوه رضایت دادن پدر و مادرها یا روند قانونی دادگاه‌هایی که در آن کودکان را مجاز به ازدواج زودهنگام می‌کنند، می‌گوید:« گاهی وقت‌ها قاضی در دادگاه از دختری که می خواهد ازدواج کند می‌پرسد که تو قیمت مرغ و تخم مرغ را می دانی و او می‌گوید: بله. این طور می‌شود که قاضی رای به ازدواج او می دهد. اما باید قاضی به این موضوع دقت کند که آیا این کودک واقعا آمادگی ازدواج را دارد یا نه و بعد رای به ازدواج او بدهد؛ مانند ماجرایی که در مشهد اتفاق افتاد و قاضی به موقع حاضر شد و جلوی ازدواج را گرفت. اما در مشهد دختربچه یتیم بود و پدری وجود نداشت که جلوی این ازدواج را بگیرد». او در ادامه با اشاره به اینکه ما باید سیستم حمایتی درستی برای کودکانی که مجبور به ازدواج می شوند، داشته باشیم، می‌گوید:« به طور مثال در حال حاضر تمام زوج هایی که می‌خواهند از يكدیگر جدا شوند، باید مشاوره بروند، چه خوب می‌شود که ما برای ازدواج هم چنین قانونی را بگذاریم و به صورت جدی آن را پیگیری کنیم. یک مددکار یا یک مشاور خانواده بگذارند که جلوی چنین ازدواج‌هایی را با مشاوره بگیرد». یک راه دیگر برای جلوگیری از ازدواج کودکان جرم انگاری در این حوزه است. کهرام می‌گوید:«وقتی ما قانون سفت و سختی بگذاریم دیگر حتی آن پدری که می‌خواهد به زور دخترش را وادار به ازدواج کند، نمی‌تواند این کار را انجام دهد چون به زندان می‌رود یا جریمه‌های مالی سنگین در انتظار اوست. باید ازدواج زیر 13 سال جرم انگاری شود. همین که بگوییم ممنوع شده اما هیچ مجازاتی برای آن در نظر نگیریم، قانون به درستی اجرا نمی‌شود و همچنان شاهد قربانی شدن دختران کوچک و ازدواج آن‌ها هستیم». خطرات بهداشتي و سلامتي ازدواج در سن كم طبق آمار سازمان بهداشت جهانی خطر مرگ در دختران زیر ۱۵ سال هنگام زایمان پنج برابر بعد از ۱۵ تا ۱۹ سال و دو برابر زنانی است که بعد از ۲۰ سالگی زایمان می‌کنند؛ از طرف دیگر مرگ و میر نوزاد و عوارض دوران بارداری هم در این سنین بیشتر است، به عنوان مثال خطر تولد نوزادان مبتلا به محدودیت رشد، احتمال زایمان زودرس و مرگ و میر نوزادان هم در این گروه سنی بیشتر است. نوزادان متولد شده با محدودیت رشد یعنی کم وزن و نوزادانی که به صورت زودرس متولد می شوند، هم در معرض خطر مرگ و میر بالاتری قرار دارند و هم خطر عوارض جسمی و جنسی در آن ها بیشتر است و باید بدانید که بسیاری از این عوارض ماندگار هستند و هزینه‌های مادی، جسمی و روحی زیادی را به فرد و جامعه تحمیل می‌کنند. حتی در آمارهای سازمان بهداشت جهانی هم افزایش در مرگ و میر کودکان زیر پنج سال مادران جوان دیده شده است. در یک تحقیق علمی که در ۲۰کشور مختلف جهان به عمل آمده، این میزان ۲۸درصد افزایش دارد و احتمال مرگ کودکان زیر یک سال که مادران شان زیر ۱۸ سال سن دارند، ۶۰درصد بیشتر از مادران بالای ۱۹ سال است. متاسفانه آمار سقط جنین نیز در این افراد افزایش پیدا کرده است و انجام چنین سقط‌هایی غالبا در شرایط غیربهداشتی انجام می‌شود که می تواند هم باعث مرگ و هم موجب ایجاد عوارض ماندگار در رحم شود؛ این آزردگی ها می تواند همیشه مادر را از لحاظ فیزیکی و روحی رنج دهد.
  5. طی سال‌ها رابطه‌ی جنسی با همسر سابقم باعث شده کارهای احمقانه‌ای بکنم. مثل وارد شدن به روابطی که هیچ برنامه‌ای برای‌شان نداشته‌ام، فقط به این دلیل که به‌خاطر رابطه‌جنسی‌ به او وابسته شده بودم. البته دلیلش این نبود که آن رابطه‌ی جنسی آنقدر هوش از سرم پرانده بود که نمی‌توانستن دست از آن فرد بکشم ولی به‌این خاطر که آن رابطه‌جنسی مغزم را فریب داده بود که از آن آدم بهتر روی زمین پیدا نمی‌شود. من اسم این پدیده را «دیوانگیِ ناشی از رابطه‌ی جنسی» می‌گذارم. این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که بعد از ایجاد رابطه‌ی جنسی با یک فرد جدید، ذهن منطقی‌تان مغلوب ذهن احساسی‌تان می‌شود. ولی چرا رابطه‌ی جنسی وابستگی‌ای اینچنینی ایجاد می‌کند؟ دو سال تمام طول کشید تا اینکه ذهن منطقی‌ام بتواند در جنگ پیروز شود و آن فرد را کنار بگذارم. بااین‌حال بااین‌که می‌دانستم آن رابطه هیچ‌وقت به هیچ‌کجا نمی‌رسد، قلبم شکسته بود. با خودم می‌گفتم چطور می‌توانم این احساسات را به فرد دیگری هم پیدا کنم؟ همه چیز افتضاح بود. ولی بعد از بیرون کردن کامل او از ذهنم خیلی طول نکشید که بتوانم درک کنم چقدر آن رابطه برایم مضر بوده است. بعد از اینکه از شرِ طلسم آن رابطه‌ی جنسی خلاص شدم نمی‌فهمیدم که چرا زودتر خودم را از آن رابطه بیرون نکشیده‌ام. اوایل به‌خاطر حماقتم خودم را سرزنش می‌کردم ولی بعد برایم مشخص شد که منطق هیچ قدرتی در چنین شرایطی ندارد. همه چیز به شیمی مغز برمی‌گردد ۱. هورمون عشق واقعیت دارد – و خیلی هم قدرتمند است. آیا هر زمان که با فردی جدید وارد رابطه ی جنسی می‌شوید، حتی اگر از قبل تصور نمی‌کردید به درد رابطه‌ی جدی با هم بخورید، وابسته می‌شوید؟ خودتان را سرزنش نکنید؛ مقصر هورمون اوکسی‌توسین است که طی رابطه‌جنسی تولید شده و در بدنتان پخش می‌شود و باعث می‌شود بخواهید کنار آن فرد بمانید. اوکسی‌توسین همچنین به ایجاد پیوندهای متعهدانه بین زوج‌ها هم کمک می‌کند و بین افراد حس اعتماد به وجود می‌آورد. به عبارت دیگر، مغزتان شما را به بازی گرفته است. البته ازآنجاکه زندگی هیچ‌وقت عادلانه نیست، اوکسی‌توسین در مغز زنان بسیار بیشتر از مغز مردان ترشح می‌شود و به همین دلیل است که زنان بیشتر از مردان بعد از رابطه‌ی جنسی دچار وابستگی می‌شوند. ۲. قسمتی از مغز در زمان اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود. اگر تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که اوج لذت‌جنسی دیوانه‌تان می‌کند، چندان هم اشتباه فکر نکرده‌اید. اینطور که پیداست قشر اوربیتوفرناتال مغز طی اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود. ولی چرا این مسئله مهم است؟ به این قسمت از مغز صدای منطق گفته می‌شود و کنترل‌کننده‌ی رفتار است. ۳. عشق اعتیادآور است. شده تابه‌حال دوستی داشته باشید که فکر می کند به عشق اعتیاد دارد (شاید هم آن دوست خودتان باشید)؟ این افراد معمولاً از رابطه‌ای به رابطه‌ی دیگر می‌روند، رابطه‌هایی که هیچ‌کدام به دردشان نمی‌خورند. این افراد ممکن است از نوعی اعتیاد رنج ببرند. به آن اعتیاد به اوکسی‌توسین می‌گویند و مشکل‌شان کاملاً جدی است. اوکسی‌توسین بخش پاداش در مغز را فعال کرده و نوعی حس شادی ایجاد می‌کند. درواقع، درست همان قسمت از مغز را فعال می‌کند که هروئین فعال می‌کند. این چرخه‌ی پاداش می‌تواند اعتیادی واقعی به واکنش نورولوژیکی به عشق ایجاد کند. خُب الان دیگر همه چیز را می‌دانید. می‌دانم وقتی به موضوع خیلی علمی نگاه می‌کنید از بارِ عاشقانه بودن رابطه کم می‌کند ولی از طرفی هم وقتی بدانید این چیزی نیست که در کنترل‌تان باشد یک نفس راحت می‌کشید. این مغز و آن هورمون‌های مزاحم‌اند که شما را وارد این داستان می‌کنند. بنابراین بااینکه نمی‌توانید جلوی وابسته شدن خودتان را بگیرید، دست‌کم می‌توانید بفهمید که چه اتفاقی دارد می‌افتد. و دانایی (درمورد اینکه چطور به دام نیفتید) توانایی است. منبع:؛ مردمان
  6. این نکات که براساس مطالعات و تحقیقات متعدد ارائه شده‌اند کمک می‌کنند بحث‌ها و گفتگوهای سازنده‌تری داشته باشید. هر فردی که روابط عاشقانه را تجربه کرده باشد می‌داند که اختلاف‌نظر و دعوا غیرقابل‌اجتناب است. وقتی دو نفر مدت‌زمان زیادی را کنار هم سپری می‌کنند و زندگی‌هایشان در هم گره می‌خورد، ممکن است هرازگاهی به اختلاف بخورند. این اختلاف‌نظرها ممکن است بزرگ یا پیش‌پاافتاده باشد، از شام چی بخوریم گرفته تا اینکه آیا تربیت فرزندان براساس آموزه‌های دینی باشد یا نه. این حقیقت که در رابطه‌تان اختلاف‌نظر وجود دارد نشانه‌ی این نیست که مشکل جدی‌ای رابطه‌تان را تهدید می‌کند. درواقع، این اختلاف‌نظرها اگر به‌درستی مدیریت شوند می‌توانند حتی باعث رشد رابطه‌تان شوند. اگر هیچوقت با هم دعوا نکنید یا درمورد مشکلی با هم حرف نزنید، هیچوقت موفق به حل مشکلاتتان نخواهید شد. اگر به‌طور سازنده‌ای با مشکلاتتان برخورد کنید، درک بهتری درمورد همسرتان پیدا می‌کنید و به راه‌حلی دست پیدا خواهید کرد که به نفع هر دوی شما باشد. از طرف دیگر، این احتمال وجود دارد که مشکلی تشدید شده و موجب بروز خصومت شود. در زیر به ۱۰ نکته‌ای اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند راه‌حل‌های سازنده برای مشکلاتتان پیدا کنید. ۱. رُک باشید. بعضی وقت‌ها آدم‌ها نمی‌تواند صاف و پوست‌کنده بگویند که چه‌چیزی اذیتشان می‌کند و درعوض از روش‌های غیرمستقیم برای بیان ناراحتی‌شان استفاده می‌کنند. یک طرف ممکن است طوری با دیگری صحبت کند که یک دشمنی زیر‌پوستی از آن احساس شود. یا اینکه با تند و تند عوض کردن موضوعات مختلف نخواهید درمورد مشکل اصلی درست حرف بزنید. این روش‌های غیرمستقیم برای ابراز عصبانیت به‌هیچ‌عنوان سازنده نیستند چون طرف‌مقابل به درستی نمی‌فهمد که مشکل اصلی کجاست و چطور باید واکنش دهد.البته متوجه می‌شود که همسرش ناراحت است ولی این فقدان صراحت باعث می‌شود مشکل بدون راه‌حل بماند. ۲. بدون سرزنش کردن همسرتان، درمورد احساستان حرف بزنید. جملاتی که به صورت مستقیم شخصیت طرفتان را زیر‌سوال می‌برد برای رابطه بسیار مضر است. اگر مردی که از حسادت همسرش کلافه شده است بگوید «واقعاً آدم غیرمنطقی‌ای هستی» باعث می‌شود که همسرش وارد حالت دفاعی شود و بحث را به بیراهه بکشد. یک استراتژی بسیار سازنده استفاده از جملاتی است که با «من» شروع می‌شود و ترکیب کردن آنها با «توصیف رفتار». این جملات روی احساس شما تمرکز دارد، بدون اینکه همسرتان را در جایگاه متهم بنشاند و توصیف رفتار هم روی رفتار خاصی که از همسرتان سر زده است تمرکز دارد نه یک نقص شخصیتی. به‌عنوان مثال، این مرد در چنین شرایطی می‌تواند بگوید، «من از اینکه مدام طی مکالمه‌های خیلی عادیم با زن‌های دیگه بهم میگی دارم باهاشون لاس می‌زنم ناراحت میشم.» این تاکتیک‌ها بسیار صریح و مستقیم هستند ولی شخصیت طرف‌مقابلتان را زیر سوال نمی‌برند. ۳. هیچوقت نگویید «هیچوقت» (یا »همیشه»). وقتی درمورد یک مشکل صحبت می‌کنید باید سعی کنید از کل‌گویی درمورد همسرتان اجتناب کنید. جملاتی مثل، «تو هیچوقت تو کارهای خونه به من کمک نمی‌کنی» یا «تو همیشه فقط مشغول گوشیت هستی» باعث خواهد شد که همسرتان حالت دفاعی پیدا کند. این استراتژی باعث می‌شود همسرتان هم سعی کند شکایت‌های مشابه از شما بکند و بحثتان را به هیچ‌جا نخواهند رساند. تاکید می‌کنیم به هیچ‌عنوان نباید کاری کنید که همسرتان وارد حالت دفاعی شود. ۴. موضوع بحث را انتخاب کنید. اگر می‌خواهید بحثی سازنده داشته باشید، باید هر بار روی یک موضوع مشخص بحث کنید. زوج‌های ناراضی معمولاً در طول بحث‌ها موضوعات مختلفی را وسط می‌کشند. وقتی می‌خواهید مشکلات شخصی‌تان را حل کنید، هیچوقت از این استراتژی استفاده نمی‌کنید. تصور کنید می‌خواستید درمورد اینکه باید فعالیت ورزشی بیشتری وارد برنامه‌ی روزانه‌تان کنید فکر کنید. مطمئناً تصمیم نمی‌گیرید که در چنین زمانی به اینکه چطور می‌توانید پول بیشتری برای زمان بازنشستگی پس‌انداز کنید، کمدتان را چطور مرتب کنید، یا اینکه با یک موقعیت بد در محل‌کار چطور برخورد کنید هم فکر کنید. مطمئناً تصمیمتان این خواهد بود که به هر کدام از این مشکلات یکی‌یکی فکر کنید. این کملاً واضح است ولی دعوای بین‌تان داغ می‌شود به‌راحتی ممکن است دو طرف از یک موضوع به موضوع دیگر بپرند و شکایت‌های مختلف را وسط بکشند. باید بدانید که هر چه شکایت‌های بیشتری را وسط بکشید، احتمال اینکه بتوانید به راهکاری برای این مشکلات برسید، کمتر می‌شود. ۵. واقعاً به حرف‌های همسرتان گوش دهید. خیلی ناراحت‌کننده است که احساس کنید همسرتان به حرف‌های شما توجهی ندارد. وقتی وسط حرف همسرتان می‌پرید یا تصور می‌کنید که می‌دانید به چه فکر می‌کند، شانس این را که بتواند حرف‌های دلش را به زبان بیاورد از او می‌گیرید. حتی اگر مطمئن باشید که می‌دانید همسرتان چه می‌خواهد بگوید، باز هم ممکن است اشتباه کرده باشید. می‌توانید با استفاده از تکنیک‌های گوش دادن فعال به همسرتان نشان دهید که به حرف‌هایش توجه دارید. وقتی همسرتان مشغول حرف زدن است، حرف‌هایش را با استفاده از کلماتی دیگر تکرار کنید. این کار جلوی بروز سوء‌تفاهم را هم می‌گیرد. یا سوال بپرسید. مثلاً بگویید، «تو از اینکه من اون حرف رو زدم ناراحتی، آره؟» این استراتژی‌ها هم از بروز سوءتفاهم‌ها جلوگیری می‌کند و هم به همسرتان نشان می‌دهد به او توجه دارید و برای حرف‌هایش ارزش قائل هستید. ۶. اتوماتیک‌وار به شکایت‌های همسرتان اعتراض نکنید. وقتی از شما انتقاد می‌کنند خیلی سخت است که حالت دفاعی به خودتان نگیرید. ولی این رویکرد دردی را دوا نمی‌کند. زوجی را تصور کنید که به‌خاطر اینکه زن می‌خواهد مرد بیشتر در کارهای خانه کمکش کند دارند با هم دعوا می‌کنند. وقتی زن از مرد می‌خواهد که بعد از خوردن صبحانه، میز را مرتب کند، مرد پاسخ می‌دهد، «آره می‌دونم خیلی خوبه این کار را بکنم ولی من صبح‌ها وقت برای اینکار ندارم!» وقتی زن از او می‌خواهد آخرهفته کمی برای کمک کردن به او وقت کنار بگذارد، مرد می‌گوید، «آره خیلی خوبه اگه برسم ولی ما معمولاً آخرهفته‌ها برنامه داریم و منم کلی کار دارم که انجام بدم، نمیشه.» این رفتار نشان می‌دهد که نظرات زن برای مرد اهمیتی ندارد. یک رفتار مخرب دیگر شکایت متقابل است که وقتی طرفتان شکایتی از شما می‌کند شما با یک شکایت جواب او را بدهید. مثلاً وقتی زن می‌گوید «به اندازه‌ی کافی تو کارهای خونه کمکم نمی‌کنی» مرد جواب دهد، «تو خیلی وسواسی‌ای». خیلی مهم است که درست به حرف‌ طرفتان گوش دهید و واقعاً آن را مدنظر قرار دهید. ۷. رویکردتان را تغییر دهید. علاوه بر گوش دادن به حرف‌های همسرتان، باید دیدگاه او را مدنظر قرار دهید و سعی کنید بفهمید این دیدگاه از کجا ناشی می‌شود. آنهایی که می‌توانند از دیدگاه طرفشان به مسئله نگاه کنند معمولاً کمتر طی مشاجرات عصبانی می‌شوند. تحقیق دیگری نشان داده است که داشتن یک رویکرد واقع‌گرایانه و بی‌طرف هم می‌تواند مفید باشد. در یک تحقیق محققان از زوج‌های مختلف خواستند که به یکی از دعواهایشان از دید یک سوم‌شخصِ بی‌طرف نگاه کنند که می‌خواهد به راه‌حلی مفید برای هر دوی آنها برسد و آن را توصیف کنند. زوج‌هایی که سه مرتبه در سال در این امتحان نوشتاری بیست دقیقه‌ای شرکت می‌کردند، در طول سال رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود داشتند. ۸. همسرتان را تحقیر نکنید. ازمیان تمام حرف‌های منفی‌ای که می‌توانید در یک دعوا به زبان آورید، بدترین آن حرف‌های تحقیرآمیز است. گاتمن دریافته است که تحقیر کردن اولین نشانه‌ی طلاق است. حرف‌های اهانت‌آمیز و تحقیرکننده حرف‌هایی هستند که همسرتان را کوچک می‌کنند. طعنه زدن و برچسب زدن هم جزو آن محسوب می‌شود. همچنین شامل رفتارهای غیرکلامی مثل پوزخند زدن هم می‌شود.چنین رفتارهایی به‌شدت غیرمحترمانه است و به طرفتان نشان می‌دهد که از او متنفرید. تصور کنید که یکی از طرفین می‌گوید «کاش منو بیشتر بیرون می‌بردی» و طرف‌مقابل جواب می‌دهد «آره راست میگی حتماً باید بریم پولمون رو برای یه تکه غذا تو رستوران بریزیم دور تا معلوم بشه که بیرون می‌ریم» یا مثلاً وقتی یک‌طرف از خستگی روزش می‌گوید طرف مقابل جواب دهد، «آررره درک می‌کنم از صبح پا رو پا انداختن و زیر باد کولر تلفن حرف زدن خیلی خسته‌کننده‌س. من از صبح دارم جون می‌کنم و تو فقط رو کاناپه افتادی و عین بچه‌های پونزده ساله زُل زدی تو گوشیت.» چنین حرف‌های تحقیرآمیزی فضایی برای شروع یک بحث واقعی ایجاد نمی‌کند و مثل این می‌ماند که بخواهید عصبانیتتان را سر طرفتان خالی کنید، به جای اینکه سعی کنید مشکل را حل کنید. ۹. خودتان را با منفی‌گرایی پُر نکنید. سخت است که رفتار بد همسرتان را با رفتار بد پاسخ ندهید. ولی این کار فقط مشکلتان را حادتر می‌کند. گاتمن می‌گوید وقتی زوج‌ها درگیر اثرگذاری منفی متقابل می‌شوند، همدیگر را بیشتر و بیشتر اذیت می‌کنند و اختلاف همینطور ادامه پیدا می‌کند و منفی‌گرایی در هر دو نفر تشدید می‌شود. ولی از کجا باید بدانید که چقدر منفی‌گرایی خطرناک است؟ گاتمن عدد جادویی نسبت ۵ تا ۱ را پیدا کرده است: احتمال طلاق و جدایی زوج‌هایی که نسبت پنج رفتار مثبت (مثلاً تلاش برای داشتن حس شوخ‌طبعی، صمیمیت، همکاری) به‌ازای هر یک رفتار منفی را داشته‌اند، بسیار کمتر بوده است. ۱۰. بدانید کِی وقت توقف است. اگر می‌بینید دچار منفی‌گرایی شده‌اید و نه شما و نه همسرتان هیچکدام از نکات بالا را در بحث کردن رعایت نمی‌کنید، در بحث و دعوایتان وقفه بیندازید. حتی یک وقفه‌ی کوتاه که طی آن بتوانید چند نفس عمیق بکشید می‌تواند برای آرام کردنتان کافی باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که هم انتخاب رویکرد و هم کنترل عصبانیت در مدیریت اختلافات موثر است. به زبان آوردن شکایت‌ها و مشکلات می‌تواند برای رابطه‌تان سازنده باشد ولی اختلافات باید با مهارت مدیریت شوند زیرا درغیراینصورت همه چیز بین‌تان بدتر خواهد شد. منبع: مردمان منبع مقاله : psychologytoday.com مترجم : زینب آرمند
  7. همیشه/ هرگز من بسیار متعجب می‌شوم هنگام صحبت ناگهان همسرم به من می‌گویید: «تو هرگز به من گوش نمی‌دهی.» آیا احساس می‌کنید با شنیدن این حرف همسرتان بیشتر به شما توجه می‌کند؟ اما شاید شما بگویید: «تو به‌اندازه کافی و با دقت به من گوش نمی‌دهی.» شاید این جمله شما درست به نظر برسد و نشان می‌دهد که شما تمایل به تغییر وضعیت کنونی دارید. در استفاده از کلمات نظیر «هرگز» و «همیشه» دقت کنید. اگر کسی به شما بگوید «تو همیشه دیر می‌رسی» چه احساسی پیدا می‌کنید. استفاده از این کلمات به‌نوعی ناعادلانه است و حالات تدافعی در فرد ایجاد می‌شود. وقتی فردی در حالت دفاعی می‌رود نباید از او انتظار همدلی و همکاری داشت. به چه چیزی فکر می‌کنی؟ شما با پرسیدن این سؤال قصد دارید از نیت همسرتان آگاه شوید و بدانید در پشت اعمال و رفتارش چه چیزی نهفته است؛ اما با پرسیدن این سؤال شما نمی‌توانید از قصد و نیت همسرتان آگاه شوید و مطمئناً بارها و بارها این راه را امتحان کرده و متوجه شده‌اید که به نتیجه‌ای نمی‌رسید. چگونه به‌وسیله جملاتی که بار سرزنشی به همراه خود دارند انتظار دارید؟ این جملات در زندگی شما تغییری را به وجود نمی‌آوردند. من این کار را انجام می‌دهم حتی اگر تو… هر رابطه زناشویی مانند خیابانی دوطرفه است. واژه‌های نظیر «اعتماد متقابل» و «درک متقابل» می‌تواند به این معنا باشد که من برای توکاری را انجام می‌دهم و از شما نیز انتظار دارم در مقابلم این کار را انجام بدهید. با این‌حال روابط ناسالمی وجود دارند که در مقابل خواسته‌ها و تمایلات طرف مقابل حالتی بی‌تفاوت دارند. این درحالی‌که توجه به خواسته همسرتان در روابط زناشویی می‌تواند به‌راحتی انجام شود این‌گونه که در انجام امور مختلف به‌جای تأکید بر «من» از «من و تو» استفاده کنید و به نظرات همسرتان احترام بگذارید. پاسخ کوتاه دادن در هنگام صحبت کردن با همسرتان لطفاً از کلمات نظیر اوهوم و … استفاده نکنید. شاید احساس کنید پاسخ‌های تک سیلابی کوتاه هستند و بسیار خوب اما به یاد داشته باشید که این‌گونه همسرتان هم مدام از این کلمات استفاده می‌کند و این‌گونه ارتباطات کلماتی بین شما دو نفر کمتر و کمتر خواهد شد. برای نشان دادن علاقه به همسرتان از تلویزیون فاصله گرفته و سعی کنید با هم صحبت کنید و ارتباطتان را حفظ کنید. سکوت، جهل و سخنان کوتاه نشانه این است شما به اینجا تعلق ندارید و در کنار همسرتان فقط حضور فیزیکی دارید. با انجام این کارها شما صدمات عمیقی به رابطه و همسرتان می‌زنید. برای بهبودی رابطه‌تان به روی رابطه و خانواده‌تان تمرکز کرده و وقت‌تان را با آن‌ها صرف کنید. «به زن و یا شوهرتان این حرف‌ها را نزنید.» البته بدون در نظر گرفتن جنسیت، برای هر شخصی جملاتی وجود دارد که علاقه‌ای به شنیدن آن‌ها ندارد. حال امکان دارد آن فرد زن، مرد و یا یک کودک باشد. سلامت نیوز: دکتر پروانه صفایی مقدم
  8. sajjad

    تعریف ازدواج سفید چیست؟ ازدواج سفید یعنی چه؟ ازدواج سفید یا به تعبیری هم‌باشی به ازدواجی میگویند که زن و مرد با هم زندگی می کنند بدون آنکه با هم عقد خوانده باشند. یعنی ازدواجی که هیچ جای رسمی ثبت نشده است. قراردادی بین زن و مرد برای زندگی مشترک کنار هم… این قرارداد فقط و فقط بین خانم و آقا معتبر است و هیچ اعتبار قانونی ندارد. یعنی اینکه اگر خانمی با آقایی زندگی مشترک سفید یا همان ازدواج سفید دارد، می تواند: علت ازدواج سفید چیست ؟ نبود مسئولیت‌ پذیری حداقل در یک طرف از رابطه مسائل اقتصادی افزایش شهوت در جوانان بدلیل لباسهای بد ، مهمانی های بد ، فیلم های بد ، دنیای مجازی بد مناسب نبودن شرایط ازدواج به هر دلیلی . موافق نبودن خانواده ها برای ازدواج به هر دلیلی مثلا اینکه دهانت بوی شیر میدهد . یا تو باید درس بخوانی یا نوبت خواهر و برادر بزرگترت است یا ... کسانی که چنین سبکی از زندگی هم خانگی فاقد پیوند را انتخاب می کنند . کارکردهای خانواده را باور ندارند زیرا نزد نزدیکان خود آن را تجربه نکرده اند. معایب ازدواج سفید و پیامدهای ازدواج سفید چیست ؟ چنین رابطه ای زنا تلقی می شود و فرزند ناشی از آن فاقد مشروعیت قانونی است . چون نسبت فرزندی او با پدر قابل اثبات نیست. در چنین مواردی اغلب زن به خاطر پرهیز از بی آبرویی به دنبال اثبات رابطه ابویت فرزند و والد نمی رود و حتی اگر ادعا کند که صیغه بوده است . در صورت انکار مرد، ادعای زن، به خاطر ثبت نبودن، قابل اثبات نیست. در این میان فرزندان بی پدر و بی خانواده ای باقی می مانند که نه آن ها از والدین ارث می برند . و نه والدین از آن ها. گرچه سایر حقوق این کودکان چون بقیه کودکان است، اما معمولاً کسی حضانت آنان را بر عهده نمی گیرد، مگر اینکه یک پروسه پیچیده قانونی طی شود. در این موارد سپردن حضانت به مادر محتمل تر است و زن چه از نظر روانی و چه از نظر حقوقی شکست خورده و بلاتکلیف باقی می ماند. آیت الله مکارم شیرازی بدون شک رضایت قلبی برای عقد کافی نیست و چنین ارتباطی، ارتباط نامشروع است و به عقیده ما نام ازدواج بر آن صحیح نیست خواه سفید باشد یا سیاه. ازدواج دختر باکره (موقت یا دایم) بدون کسب اجازه ولی دختر جایز نبوده و ازدواج باطل است و منظور از باکره دختری است که قبلا با اجازه ولی شوهر نکرده است، خواه عضو بکارت موجود باشد، یا نه. در صورتی که دختر و پسری قبلا با جهل به لزوم خواندن عقد ازدواج و بدون اطلاع پدر دختر رابطه جنسی داشته اند برای حفظ آبرو می توانند بدون اطلاع پدر دختر در حال حاضر خودشان عقد شرعی بخوانند و عقد بدون اذن ولی دختر صحیح نیست. در زناشویی چه دائم و چه غیر دائم باید صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد می خوانند، یا دیگری را وکیل می کنند که از طرف آنان بخواند. کسانی که قصد ازدواج سفید را دارند، باید از خود سوال کنند: آینده چه میشود؟ آیا برای همیشه با هم میمانند؟ آیا بعد از مثلا ۷ سال میتوانند با شخص دیگری ازدواج کنند؟ آیا میتوانند با همین شخص ادامه دهند؟ (اگر میتوانستند که ازدواج رسمی میکردند) اگر نمیتوانند به او برای زندگی مشترک اعتماد کنند، چطور برای زندگی موقت اعتماد میکنند؟ آیا از این نوع زندگی رضایت خواهند داشت؟ چند سال بعد از این تصمیم راضی خواهند بود؟ آینده ایی که برای رابطه شان تصور میکنند، چیست؟.. این سوال ها میتواند به کسانی که به ازدواج سفید فکر میکنند، کمک کند تا تصمیم بهتری بگیرند. قصد ما از زندگی این است که رشد کنیم و از زندگی خود راضی باشیم و رضایت بیشتری داشته باشیم و با هرچیزی که روبروی این رضایت میایستد، مبارزه کنیم. منابع: آسان تب، ستاره، سایت آقای سبحان رئوفی
  9. برای اینکه رابطه‌ تان پابرجا بماند، به چیزی بیشتر از عشق نیاز دارید. بااینکه عشق پایه و اساس هر رابطه‌ی عاشقانه است ولی کافی نیست. برای داشتن رابطه‌ای سالم، هر دو طرف باید بخواهند که برای آن تلاش کنند. اینجا ۱۸ راه برای استحکام رابطه به شما پیشنهاد می‌کنیم. ۱. پذیرش و قدردانی را تمرین کنید. دو رمز عشق درست، پذیرش و قدردانی است. در یک رابطه‌ی درست باید حضور آگاهانه ولی غیرکنترل داشته باشید، درست مثل حضورتان در کنار بقیه‌ی چیزها در طبیعت. همانطور که امکان ندارد به یک درخت سرو نمی‌گوییم که باید سعی کند شبیه درخت نارون باشد. به طبیعت بدون هیچ قضاوتی نگاه می‌کنیم، آن را همانطور که هست پذیرفته‌ایم و قدردانش هستیم. ۲. درک کنید که همه‌ی رابطه‌ها بالا و پایین‌های خودشان را دارند. درست مثل اینکه نمی توانید انتظار داشته باشید که همیشه حالتان خوب باشد و خوشحال باشید، نمی‌توانید از رابطه‌تان هم توقع داشته باشید که همیشه اوضاعش روبه‌راه باشد. وقتی با کسی وارد یک رابطه‌ی متعهد می‌شوید، باید بدانید که مسیر روبه‌رویتان پر از پستی و بلندی است و باید خودتان را برای آن آماده کنید. ۳. از کلمه‌ی «ما» استفاده کنید. محققان دریافته‌اند زوج‌هایی که در زمان صحبت کردن از کلمه‌ی «ما» استفاده می‌کنند، نسبت به آنهایی که از کلمه‌ی «من» استفاده می‌کنند، شادتر، آرام‌تر و به طور کلی از رابطه‌شان راضی‌ترند. کلمه‌ی «ما» بازی را عوض می‌کند. حس صمیمیت را در مغز بیشتر کرده و به جای داشتن ذهنیت «من و تو» شما را وارد ذهنیت مبتنی بر همکاری می‌کند. این ذهنیت همکاری باعث می‌شود در نظر همسرمان دوست‌داشتنی‌تر و سخاوتمند‌تر به نظر برسیم. ۴. برنامه‌ی سه روزه‌ی قدرشناسی را دنبال کنید. داشتن رویکرد قدرشناسی جانی دوباره به زندگی عشقی شما خواهد داد. تحقیقات نشان داده‌اند که با ابراز قدرشناسی، زوج‌ها حس می‌کنند برای همسرشان دوست‌داشتنی‌ترند و احساس آرامش، نشاط و غرور بیشتری می‌کنند. همچنین همسرانشان را افرادی باملاحظه، بامحبت و علاقه‌مندتر می‌بینند و از کیفیت کلی رابطه‌شان احساس رضایت بیشتری می‌کنند. برای اینکه قدرشناسی بیشتری وارد زندگی‌تان کنید، می‌توانید از این برنامه‌ی سه روزه استفاده کنید: روز اول: سه خصوصیت دلپذیر در همسرتان پیدا کنید و سعی کنید کل روز روی آن سه خصوصیت تمرکز کنید. روز دوم: سه موضوع ناراحت‌کننده درمورد همسرتان پیدا کنید و سعی کنید او را بخاطر این چیزها ببخشید. روز سوم: کل روز سعی کنید درمورد همسرتان فقط کلمات محبت‌آمیز به زبان آورید. به این سه روز به چشم یک برنامه‌ی پاکسازی نگاه کنید که به شما این امکان را می‌دهد احساساتی که باعث خراب شدن رابطه‌تان می‌شود را بیرون بریزید. ۵. نسبت ۳ به ۱ را رعایت کنید. در طول روز انواع و اقسام تجربه‌های مثبت و منفی را از سر می‌گذرانیم. درمورد روابطمان هم همینطور است. خیلی‌ها تصور می‌کنند همین که میزان این تجربیات مثبت نسبت به منفی‌ها سنگینی کند همه چیز روبه‌راه است. ولی اینطور نیست. نسبت مثبت‌ها به منفی‌هاست که اهمیت دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که نسبت جادویی در یک رابطه‌ی فوق‌العاده ۳ به ۱ است. یعنی باید میزان تجربیات مثبتتان نسبت به منفی‌ها سه برابر باشد تا بگوییم که رابطه‌تان یک رابطه‌ی سالم است. ۶. تازگی رابطه را حفظ کنید. یکی از جنبه‌های مثبت روابط طولانی‌مدت این است که شناخت خوبی نسبت به هم پیدا می‌کنید. جنبه‌ی منفی آن این است که تازگی رابطه ممکن است از بین برود و انسان‌ها عاشق تازگی هستند. ولی زنده نگه داشتن این تازگی در رابطه راه دارد: سعی کنید همیشه فعالیت‌های جدیدی را در کنار هم تجربه کنید. این باعث ایجاد هیجان و عدم‌قطعیت در رابطه می‌شود، حتا اگر طرفتان را مثل کف دست بشناسید. ۷. بازیگوشی را در رابطه حفظ کنید. همه‌ی ما صرفنظر از سن عاشق بازی کردنیم. پس این کار را بکنید: با هم تفریح کنید، با هم مسخره‌بازی درآورید، و وقتی کنار هم هستید همه چیز را فراموش کنید. علاوه بر اینها دفعه‌ی بعد که چیزی گفت که ناراحتتان کرد، به جای اینکه حالت دفاعی بگیرید و بدخلقی کنید، سعی کنید جوابش را با یک جوک بدهید. ۸. به طرفتان فضا دهید. آرتور شوپنهاور فیلسوف معروف از جوجه‌تیغی برای توضیح یک دوراهی که اغلب در روابط انسانی پیش می‌آید استفاده کرده است. دو جوجه‌تیغی برای اینکه گرم بمانند به همدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. ولی اگر خیلی به هم نزدیک شوند با تیغ‌هایشان همدیگر را زخمی می‌کنند. در روابط انسانی هم همینطور است: ما خواستار نزدیکی هستیم ولی از طرف دیگر فضا هم می‌خواهیم. رمز موفقیت این است که آن نقطه‌ی درست را برای ایستادن در رابطه پیدا کنیم که هم گرمای رابطه را احساس کنیم و هم به همدیگر اجازه بدهیم فضای کافی برای خود داشته باشیم. ۹. هر روز به همدیگر محبت فیزیکی نشان دهید. مطالعات نشان داده است که محبت فیزیکی فواید بسیار زیادی دارد. باعث ترشح هورمون‌هایی در بدن می‌شود که به ما حس خوب می‌دهند، فشارخون را پایین می‌آورد، به بیرون ریختن استرس کمک می‌کند، روحیه را بهتر می‌کند و رضایت در طرف را از رابطه بالا می‌برد. نشان دادن محبت فیزیکی می‌تواند به سادگی بوسیدن، گرفتن دست‌های همدیگر، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و … باشد. ۱۰. از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. وقتی همسرتان از دست شما ناراحت است، باید از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. یعنی عذرخواهی، عشق‌ورزی و عهد به جبران. این یعنی: – به همسرتان بگویید که متاسفید که باعث رنجش و ناامیدی‌اش شده‌اید. – برای ابراز عشقتان رفتاری محبت‌آمیز از خود نشان دهید، مثلاً بوسیدن و بغل کردن. – قول دهید که برای جبران رفتار اشتباهتان اقدام می‌کنید. ۱۱. روی نقاط مثبت تمرکز کنید. نتیجه‌ی مطالعات نشان می‌دهد که زوج‌های برای خوشحال‌تر بودن به جای تمرکز کردن روی مشکلاتشان، باید روی نقاط مثبت رابطه‌ی خود تمرکز کنند. علاوه بر این، اگر لازم است که از جنبه منفی به رابطه‌تان نگاه کنید، سعی کنید این کار را به صورتی مثبت انجام دهید. مثلاً اگر طرفتان شلخته است، می‌توانید به او بگویید، «اگه بیام خونه و ببینم که خونه مرتبه نمیدونی چقدر خوشحال میشم. وقتی خونه نامرتبه استرس می‌گیرم. به نظرت چکار می‌تونیم براش بکنیم؟» ۱۲. آداب و مراسم دونفره داشته باشید. می‌توانید با طراحی یک مراسم دو‌نفره‌ی مخصوص هم رابطه‌تان را مستحکم‌تر کنید. مثلاً هر پنجشنبه شب را می‌توانید با هم بیرون قرار بگذارید، مثل روزهای اول آشنایی. یا اینکه هر روز صبح قهوه‌تان را با هم بخورید یا هر شب قبل از خواب ده دقیقه با هم حرف بزنید. ۱۳. حرف‌هایتان را ویراستاری کنید. زوج‌هایی که از به زبان آوردن هر فکری که وارد ذهنشان می‌شود در مواقع بحث و مشاجره خودداری می‌کنند، شادترین زوج‌ها هستند. ۱۴. حمایت‌گر باشید. راه‌های زیادی برای حمایت از همسرتان وجود دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم: – حمایت عاطفی کنید: وقتی ناراحت است و نیاز به حرف زدن دارد، به حرف‌هایش گوش دهید. – تحسینش کنید. – اطلاعاتی که لازم دارد را در اختیارش بگذارید. – وقتی نیاز به کمک دارد، کمکش کنید. مثلاً وقتی باید برای اضافه‌کاری زمان بیشتر در محل‌کار بماند، در کارهای خانه کمکش کنید. ۱۵. به خودتان اجازه دهید که آسیب‌پذیر باشید. شجاعت آسیب‌پذیر بودن روش ما را برای زندگی، عشق‌ورزی، بچه‌داری و رهبری تغییر می‌دهد. آسیب‌پذیری کلید صمیمیت عاطفی است. آسیب‌پذیری یعنی درمورد احساستان، ترس‌هایتان و نیازهایتان صادق یاشید. یعنی به خودتان اجازه دهید که توسط همسرتان واقعاً دیده شوید. ۱۶. «دوستت دارم» را با عمل نشان دهید. با کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید. در زیر به چند نمونه از این رفتارهای محبت‌آمیز اشاره می‌کنیم: – صبح یک روز سرد زودتر بیدار شوید و ماشینش را از قبل روشن کنید تا گرم شود. – وقتی از سر کار به خانه می‌آیید از رستوران محبوبش غذا بگیرید. – پانزده دقیقه قبل از او از خواب بیدار شوید تا وقتی وارد آشپزخانه می‌شود صبحانه آماده باشد. – وقتی برای خرید بیرون می‌روید برای او یک هدیه سورپرایز بخرید. ۱۷. عادلانه بجنگید. اختلاف‌نظرها نیست که روابط را خراب می‌کند، روش برخورد با این اختلاف‌نظرهاست که باعث ویرانی رابطه‌ها می‌شود. مشاجره و اختلاف‌نظر همیشه پیش می‌آید. سوال اینحاست که آیا با رویکرد حل مشکل وارد آن می‌شوید یا با رویکرد تسلط یافتن و زورگویی؟ اگر این کار را بکنید مطمئن باشید که هیچوقت برنده نخواهید بود. اگر رابطه‌تان را به یک رقابت تبدیل کنید، یعنی اگر قرار باشد شما برنده شوید طرفتان باید بازنده باشد. رابطه رقابت نیست، مشارکت است. در زیر به چند مورد از نکات مربوط به جنگ عادلانه اشاره می‌کنیم: – بدانید که می‌خواهید به چه چیزی برسید. – دور موضوع بحثتان مرز بکشید تا هر مورد منفی‌ای که در رابطه‌تان اتفاق افتاده را وسط بحث نکشانید. – از ترور شخصیتی کردن طرفتان خودداری کنید. – گوش دادن فعال را تمرین کنید. سعی کنید حرف‌های طرفتان را در ذهنتان تکرار کنیدتا مطمئن شوید که حرف‌هایش را خوب فهمیده‌اید و اگر چیزی برایتان گنگ بود حتماً از او سوال کنید. – محدوده‌ی زمانی تعیین کنید. – علاقه‌مند به مصالحه باشید. – درمورد روش حل مشکل به توافق برسید. ۱۸. هدف‌ مشترک داشته باشید. یک تیم دونفره باشید. با هم هدف‌گذاری کنید، هدف‌هایی که برای هر دوی شما مهم باشد، و برای رسیدن به این اهداف در کنار هم تلاش کنید. هدف‌گذاری مشترک فواید زیر را برایتان خواهد داشت: – مطمئن می‌شوید که هر دو در یک جهت در حال حرکت هستید. – پیروزی شما پیروزی او خواهد بود. – می‌توانید بعد از هر پیروزی با هم جشن بگیرید. مطالعات نشان داده‌اند که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های خوشبختی تلاش برای رسیدن اهداف معنادار است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های یک رابطه‌ی شاد هم داشتن اهداف مشترک و تلاش برای رسیدن به آنهاست. حرف آخر… روابط قوی و مستحکم اتفاقی نیستند. برای داشتن رابطه‌ای سالم و شکوفا باید تلاش کرد. با استفاده از ۱۸ راهکاری که در بالا به آن اشاره کردیم، شروع به تقویت رابطه‌تان کنید. یادتان باشد که داشتن یک رابطه‌ی سالم بخش مهمی از یک زندگی‌ِ شاد و سالم است. منبع: مردمان
  10. مهمان

    زن و شوهر چطور می‌‌توانند تفاهم را در زندگی‌شان بالا ببرند؟
  11. دختری 24 ساله هستم كه مدتی با پسری آشنا شدم و می‌گوید قصد ازدواج دارد، این پسر از من 4 سال كوچك‌تر است. من این فاصله سنی آزارم می‌دهد اما او می‌گوید مهم نیست. چه كنم واقعاً قادر به تصمیم‌گیری نیستم؟
  12. مهمان

    دختری هستم كه مدت 2 سال است از هم‌كلاسی‌ام خوشم آمده اما نمی‌دانم او از من خوشش می‌آید، یا نه البته یك بار پیشنهاد دوستی داد اما من قبول نكردم چه كار باید بكنم .
  13. دختری هستم که مدت 1 ماه است عقد دائم کردم ولی از روابط جنسی چیز زیادی نمیدانم!!!معمولا دیر تحریک میشوم یا اصلا هنگام معاشقه ی همسرم تحریک نمیشوم؟مشکلم چیست؟
  14. چرا زوج های جوان بعد از گذشت مدّتی از آغاز زندگی دیگر آن شور و شوق دوران نامزدی را ندارند و مانند سابق از همسرشان لذت نمی برند؟ و به قول خیلی ها : چرا زندگی فقط 6 ماه اوّلش زیباست؟...!
  15. sajjad

    معلم ریاضی پای تخته گفت : برای حل این معادله ، وجود این شرط لازمه ولی کافی نیست . دستمو و بلند کردم گفتم آقا اجازه ! میشه یه بار دیگه توضیح بدید ؟ بعد همه بچه ها گفتن آره آقا ، اگر میشه یه بار دیگه توضیح بدید ما هم متوجه نشدیم . اون روز تا آخر کلاس آقا معلم مثال حل کرد و تقریبا هیچکی نفهمید لازم چیه ، کافی چیه . 18 سالگی مهندسی نرم افزار دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم و تقریبا اواخر ترم چهارم بودم که پرستو رو توی راه روی دانشکده فنی دیدم . دختری نجیب و زیبا که دنباله ی چادرش با روح و جانم بازی می کرد . چند روز بعد وقتی مادرم مشغول آشپزی بود از پشت لوپش رو بوسیدم و یواش تو گوشش گفتم پسرت عاشق شده . مادرم گفت برو مسخره ، برو الان غذام میسوزه . گفتم به خدا راست میگم ؛ مادرم زیر گاز رو خاموش کرد و گفت این چه دختر ورپریده ایه که تو ازش خوشت اومده ؟ بابا ننش کیه ؟ من میشناسمش ؟ نشستم و قضیه رو کامل براش تعریف کردم و ازش خواستم بعد از ظهر که بابا از سر کار اومد باهاش حرف بزنه و برا پسر کوچیکش آستین بالا بزنه . بعد از ظهر که پدرم از سر کار برگشت مادرم یه چای کمر باریک گذاشت جلوش و چند دیقه ای با هم پچ و پچ کردند . یهو بابام داد زد محمد بیا اینجا ببینم ؛ مادرت چی میگه ؟ میگه زن می خوای ؟ با ترس رفتم داخل آشپز خونه و گفتم : زن که نه ... فعلا نامزدی کنیم تا درسمون تموم بشه . سریع گفت چه غلطا ، آخه تو چی داری که من برات آستین بالا بزنم ؟ کار داری ؟ سربازی کردی ؟ دو قرون پول از خودت داری که فردا دست دختر مردم رو بگیری و بیاری تو خونت ؟ اینا رو گفت و بلند شد رفت داخل اتاق . وقتی داشت بلند میشد گفت : تو فعلا درستو بخون به وقتش خودم برات یه دختر خوب میگیرم ؛ یه چی زیاده دختر خوب . روز بعد رفتم و قضیه رو برا داییم تعریف کردم و اونم دقیقا حرفای بابامو تحویلم داد و ازم خواست صبر کنم تا وقتی که برم سربازی و یه کاری دست و پا کنم . به حرف داییم گوش دادم و سعی می کردم اصلا به پرستو فکر نکنم ؛ به خودم می گفتم حق دارن .... من که چیزی واسه شروع زندگی ندارم . یکسال بعد هم پرستو با پسر داییش ازدواج کرد و انتقالی گرفت شهر خودشون . چند سال بعد وقتی 25 سالم بود ، پدرم گفت : چرا یه دختر انتخاب نمیکنی و نمیری سر خونه و زندگیت ؟ مادرم گفت : چرا همین دختر خاله خودت رو نمیگیری !؟ هم آشنا إ هم پزشکی خونده . داییم گفت : دایی جان شکر خدا هم درست تموم شده هم سربازیتو کردی ؛ سر کار هم که هستی ، چرا زن نمیگیری و دل مادرتو شاد نمیکنی ؟ بغض گلومو گرفت و خواستم به یادشون بیارم روزی رو که شغل نداشتم ، سربازی نکرده بودم ولی کسی رو داشتم که عاشقش بودم . دوست داشتم بهشون بگم که یه روزی کار و سربازی رو شرط لازم برای ازدواج می دونستند و من عشق به پرستو رو شرط کافی برای خوشبخت شدنم و حالا من شرط لازم رو برای ازدواج دارم ولی شرط کافیی وجود نداره . نمیدونم ولی شاید هیچ معادله ای بدون شرط کافی حل نشه...
  16. در این قسمت قصد داریم نکات همسرداری از کانال همسرانه را قرار دهیم ... امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره، و موثر واقع بشه ... در این موارد پست را گزارش کنید: تکراری بودن پست موارد اخلاقی در ان رعایت نشده باشد مشکل نگارشی در آن وجود داشته باشد آدرس کانال همسرانه
  17. در این قسمت قصد داریم نکات زناشویی از کانال همسرانه را قرار دهیم ... امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره، و موثر واقع بشه ... آدرس کانال همسرانه
  18. در این قسمت قصد داریم در هر پست یک نکته همسرداری که از کانال یا جایی پیدا کردیم رو قرار بدیم. اگر نکته ای که تکراری نباشه و به نظرتون ذکر نشده رو ذکر کنید. نکته: این نکات در قالب سوال جواب باشه بهتر هست. نکته: منبع هم دوست داشتین بزارین ولی شورشو در نیارین لطفا
  19. پیش خانوادت تا میتونی از زنت تعریف کن کاری کن پُز بده - مثلاً تا سفره پهن شد، بلند بگو عشقم بیا کنار من بشین ... اکثر زنان از مردانی که رفتارهای زنانه دارندبیزارند منظور مردانی که موهای پای خودرا اصلاح میکنند و ازمردانی که ابروهای خود را بر میدارند اما ازمردان شیک پوش و خوش تیپ لذت میبرند. بانو؛ یکم به دنیای مردها نزدیک شو مردااز زنی که کمی با بقیه فرق داشته باشه خوشش می آید و احساس میکند مثلا زندگی درکنار زنی که همراه اوفوتبال میبیند، چقدرهیجان انگیزه ... آقایان عزیز هوای زنهایی ک عاشق شماهستندرا داشته باشید برخی ازآنها دنیایشان براساس توجه و عشق شمابناشده وبدون آن خالیست آسیب پذیریشان راباپناهتان درمان کنید تاطعم خوشبختی رابچشند. مرد باید دیکتاتور باشه مثلا بگه کنار من حق نداری ناراحت باشی ... میتوانید بعضی از عیب های او را نادیده بگیرید. از معذرت خواهی کردن واهمه نداشته باشید. هنگام مشاجره رفتار تحقیر آمیز نداشته باشید. خاطرات خوب را باهم مرور کنید. برای خوشبخت شدن با یک مرد کافیست اورا باور کنی حتی اگر دوستش هم نداشته باشی.برای خوشبخت شدن با یک زن کافیست اورا دوست داشته باشی حتی اگر اورا باور نداشته باشی. خانم ها به‌حدمرگ حسودند تا حد توانتان از همسرتان تعریف کنید. وقتی خیانت میکنید میفهمند. همسرتان را احمق فرض نکنید زنها معمولا با سوال کردن در نظر دارند بستر گفتگوی صمیمانه ای را فراهم کنند. اما مردان تصور می کنند آنها قصد تفتیش دارند. هیچ دو انسانی باروحیات وعلاقه‌مندی‌ مشترک،یافت نشده‌اند پس اگردریک رابطه‌ی دونفره،هیچ مشکل و برخوردی بوجود نیاید،به این معنی‌ست که یکی ازاین دوتمام حرف‌های دلش رانمیزند. در آغوش گرفتن یکدیگر چنان نقش مثبتی در سلامت جسم و روان دارد که برخی کشورها برای آن یک روز ملی در نظر گرفته‌اند. همسرتان را در آغوش بگیرید و در این کار زیاده روی کنید. شنیدنِ «دوستت دارم» برای یک زن، درست «مانند اکسیژن است»، شاید وقت شنیدنش، همه‌ چیز عادی باشد! اگر یک لحظه،آن‌را دریغ کنید، می‌فهمید چقدر حیاتی است... برای ادامه دادن یک رابطه، اگه مشکلی وجود داره اون رو دوتایی حل کنید چون دیگران فقط به جدایی شما فکر میکنند . اوج علاقه اونجاست که حوصله‌ی بی حوصلگی هاش رو داشته باشی. هرچقدهم ک همسرت کدبانوباشه نبایدب او وسایل خونه هدیه بدین شایدباخرید برخی از لوازم خونه خوشحال شه اماباخودش میگه:" این برای خونه بود‌. پس من چی؟" منبع: کانال عشق آریایی
  20. ۱- آیا همسرتان از شما انسان بهتری ساخته است؟ آیا شما هم برای او این قدم را برداشته‌اید؟ ۲- آیا هر دوی شما در بیان احساساتتان به دیگری، تکیه کردن به او و کمک خواستن راحتید و می‌دانید که او شما را ترک نخواهد کرد؟ ۳- آیا هر دوی شما، دیگری را همان‌طور که هست پذیرفته‌اید و نیازی به ایجاد تغییر در او نمی‌بینید؟ ۴- آیا نظر مخالفتان را با آرامش و احترام به یکدیگر اعلام می‌کنید؟ ۵- آیا هر دو در تصمیم‌گیری‌ها دخیل هستید و خود را در رابطه مؤثر می‌دانید؟ ۶- آیا هر دو بهترین دوست یکدیگرید؟ ۷- آیا بیشتر از اینکه به «من» و «تو» فکر کنید، احساس «ما» بودن دارید؟ ۸- آیا می‌توانید رمز حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی یا رمز کارت بانکی‌تان را در اختیار او قرار بدهید؟ ۹- آیا نظرات واقع‌بینانه و مثبتی نسبت به یکدیگر دارید؟ ۱۰- آیا همسر شما و دوستان نزدیکتان معتقدند رابطه‌ای بسیار خوب و پایدار دارید؟ ۱۱- آیا رابطه شما عاری از خیانت، حسادت و کنترل رفتار دیگری است؟ ۱۲- آیا دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی مشترکی دارید؟ آیا ازدواج برای هر دوی شما به یک‌اندازه مهم است و در مورد داشتن فرزند و نحوه تربیت او به توافق رسیده‌اید؟ ۱۳- آیا هر دوی شما حاضر به فداکاری برای همسر خود هستید؟ ۱۴- آیا هر دو شخصیتی سازگار و با ثبات روانی دارید؟ ۱۵- آیا از رابطه زناشویی خود احساس رضایت دارید؟ محاسبه امتیاز برای داشتن رابطه‌ای پایدار و سالم، نیازی نیست که به هر ۱۵ سؤال پاسخ مثبت بدهید. گاهی ممکن است سؤالی از نظر شما و همسرتان اهمیت چندانی نداشته باشد و بخواهید آن را حذف کنید. با این حال هرچقدر به سؤالات بیشتری پاسخ مثبت بدهید، احتمال پایدار بودن رابطه‌تان بیشتر است. لواندوسکی می‌گوید: «روابط انسانی بسیار پیچیده است. این لیست هرچند دید خوبی نسبت به رابطه‌تان ارائه می‌دهد، اما هیچ‌کس نمی‌تواند پایداری یک رابطه را صد درصد تضمین کند». منبع: IFLScience
  21. در قسمتی از ویدئوی نکوداشت «اکبر عبدی» که در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر پخش شد، او از همسرش برای گرفتن همسر دوم اجازه گرفت! عبدی که همسرش، دختر دایی اوست، در قسمتی از این ویدئو با شوخی و خنده می گوید: «من هنوز با زن اولم هستم در صورتی که جا دارد زن پنجم و ششم را گرفته باشم... دارم با او به تفاهم می رسم که یک یا دو زن دیگر بگیرم چون این ماجرا برای من افت هنری دارد. اگر این مصاحبه یک ربع دیگر طول بکشد، من رضایت این موضوع را از تو می گیرم...» هرچند شوخی بودن این ماجرا برای هر بیننده ای واضح است اما بیان چنین شوخی هایی جلوی دوربین، توجه به چند نکته را ضروری می کند. بیشتر شدن صمیمیت زوج ها با شوخی کردن بیشتر تحقیقات در حوزه سلامت روان و همچنین روابط زوج ها، به نقش مهم و سازنده شوخ طبعی اشاره کرده اند. افرادی که شوخ طبعی بیشتری دارند، انعطاف پذیرتر نیز هستند. از سوی دیگر، شوخی می تواند باعث کاهش استرس شود و افراد را به هم نزدیک کند. تقریبا بیشتر مردان به صورت ذاتی این نکته را می دانند که برای کسب توجه خانم ها، شوخ طبعی یک ابزار کارآمد است اما باید توجه داشت که با هر موضوعی نمی توان شوخی کرد. پخته ترین نوع شوخی شاید بتوان گفت شوخی با خود و به نوعی هدف قرار دادن برخی رفتارها و اخلاق های خود در شوخی، پخته ترین نوع شوخی است. شخصی که توان شوخی با خود را دارد، از نظر پختگی اجتماعی و توسعه روحی روانی در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در مقابل اشخاصی که با مسخره کردن دیگران اقدام به خنداندن بقیه افراد می کنند، احتمالا افرادی انتقاد ناپذیر هستند و به خودشکوفایی نرسیده اند. توجه به برداشت طرف مقابل از شوخی زن و شوهرها درباره شوخی کردن در زندگی مشترک، باید چند نکته را رعایت کنند. اولین آن ها، برداشت متفاوت زنان و مردان از یک شوخی خاص است. در نظر بیشتر زنان، حداقل درصدی از واقعیت در هر شوخی وجود دارد، اگرچه مردان بسیار راحت با هر موضوعی شوخی می کنند و چون شرایط واقعی نبوده است فکر می کنند که طرف مقابل ناراحت نخواهد شد. شوخی هایی که حس ناامنی به زنان می دهد بعضی مردان با همسر خود درباره موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق، رفتار و چهره دختران دیگر شوخی می کنند تا خود را بیشتر در دل همسرشان جا کنند غافل از این که این گونه سخنان برای بیشتر خانم ها اصلا شوخی محسوب نمی شود و احساس ناامنی به آن ها خواهد داد. مهم ترین عامل برای شوخی خوب، توان تفکیک مسائل شوخی بردار از مسائلی است که حتی شوخی نیز بر نمی دارند. وفاداری، عشق و علاقه دو طرف به یکدیگر، حفظ ثبات زندگی مشترک، شرایط فیزیکی (چاقی، لاغری، فرم بینی دو طرف)، احترام به خانواده های یکدیگر و... آن قدر جدی هستند که واقعا در بیشتر موارد نمی توانند سوژه خوبی برای شوخی باشند. باید به یاد داشته باشیم هدف از شوخی، ایجاد فضای مطبوع و کاهش تنش های روزمره است و قرار نیست با تحقیر دیگران، ایجاد حس ناامنی و کاهش اعتماد به نفس دیگری از طریق شوخی با برخی نقاط ضعف او چند لحظه ای باعث خنده دیگران شویم. مطرح نکردن چنین شوخی هایی در جمع از سوی دیگر، باید شرایط را نیز در نظر گرفت. ممکن است زوجی در خلوت خویش درباره خیلی از مسائل با یکدیگر شوخی کنند اما قرار نیست همان موضوع در جمع و در مقابل دیگران نیز مطرح شود. شاید فرد از شنیدن یک جمله از زبان همسری که به عشق او اعتماد دارد، ناراحت نشود اما به طور قطع تکرار آن از زبان یک فرد دورتر آزار دهنده است. تفاوت شوخی و متلک یادمان باشد که شوخی با متلک گفتن اشتباه نشود. بسیاری از افراد حرف خود را به صورت متلک در جمله ای به شکل شوخی بیان و سپس ادعا می کنند که شوخی کردم و منظوری نداشتم. اگر برای حفظ زندگی مشترک خود ارزش قائل هستید، از متلک گویی و نیش و کنایه به شدت بپرهیزید. اگر از موضوعی ناراحت هستید، به صورت واضح و با احترام بیان کنید تا بتوان برای آن راه حلی پیدا کرد. متلک گفتن در پوشش شوخی، فقط باعث دلخوری فرد مقابل می شود و معمولا هم از درونمایه اصلی کنایه مد نظر، به علت ناراحتی ناشی از زخم زبان، اجتناب صورت می گیرد. شوخی کردن در شرایط مناسب و با موضوع مناسب، عامل نزدیکی و صمیمیت افراد است اما شوخی با حساسیت های دیگران فقط باعث تخریب روابط می شود. همیشه به یاد داشته باشیم که شنونده شوخی های ما، در ذهن ما نیست و توان تشخیص این که واقعا قصد و غرضی در پشت این جمله به ظاهر شوخی وجود داشته یا نه را ندارد.
  22. چرا آن قدر که فکر مي کردم خوب نيستي؟ آن ويژگي همسرتان که در اولين ديدار به آهن ربايي براي جذب شما به او تبديل شده، معمولا جزو اولين خصوصيات اخلاقي اوست که در سال اول ازدواج براي تان آزاردهنده مي شود. علتش هم اين است که ما معمولا جذب آن خصوصيت يا ويژگي طرف مقابل مان مي شويم که خودمان آن ويژگي را نداريم. اين مسئله خيلي هم طبيعي است و در واقع يکي از مراحلي است که بايد براي تطبيق دادن خودتان با هم طي کنيد. پس سعي کنيد به جاي نشان دادن واکنش منفي تلاش خود را بکنيد تا با همسرتان همراه شويد و کم کم مي بينيد علاقه تان به اين ويژگي خاص از همسرتان سرجاي خودش بر مي گردد. چرا هميشه طرف من را نمي گيري؟ يکي از مسائلي که زوج هاي جوان در سال اول ازدواج خود با آن رو به رو مي شوند و واقعاً نمي دانند چه واکنشي بايد نسبت به آن نشان دهند، توقع طرف مقابل از آن هاست تا در همه مسائل خانوادگي طرف همسرشان را بگيرند و از او دفاع کنند. خوب است اين طور وقت ها درباره مسائل خانوادگي با هم صحبت کنيد و به اين نتيجه برسيد که چطور مي توانيد اين موقعيت ها را بدون دشمن تراشي مديريت کنيد. چرا علاقه ات هر روز کمتر مي شود؟ خيلي از نوعروس ها مي گويند چه اتفاقي افتاده که شوهرشان ديگر شور و حرارت دوران عقد را ندارد! خيلي ها به اشتباه شروع به سرزنش کردن خودشان مي کنند و مدام دنبال يافتن عيب و ايرادي در خودشان مي گردند که باعث کمتر شدن ابراز علاقه هاي شوهرشان شده است، اما آيا اين فکرها واقعيت دارد؟ اين مسئله تا حدي طبيعي است. چرا اين قدر اختلاف نظر داريم؟ دختر و پسري که با هم ازدواج مي کنند، لزوماً در همه زمينه ها، با هم اتفاق نظر ندارند و اگر براي يافتن زمينه هاي مشترک بيش از حد تلاش کنند، فقط خودشان را خسته مي کنند. يادتان باشد ازدواج شما لزوما بر پايه علاقه مندي هاي مشترک بنا نشده است؛ بنابراين به جاي اختلاف نظرها، بيشتر به نکاتي توجه کنيد که در آن ها با همسرتان اتفاق نظر داريد. فراموش نکنيد هيچ فردي کامل نيست و مناسب بودن همسرتان موضوعي نسبي است و شما نبايد توقع داشته باشيد تفاهمي کامل با هم داشته باشيد يا از تمام حرکات و افکار همسرتان راضي باشيد. گاهي درباره موضوعاتي پيش پا افتاده بايد کوتاه بياييد. چرا مشکلات مان را به خانواده ات گفتي؟ بعد از ازدواج، همسرتان مهم ترين شخص در زندگي و مهم ترين دغدغه ذهني تان است. شما بايد کمي مرزهايتان را با خانواده، دوستان و همکارانتان پر رنگ کنيد تا در آن ميان يک سرزمين با مرزهاي مشخص براي خودتان و همسرتان داشته باشيد و براي تحکيم ارتباط و استقلال تان تلاش کنيد. از اين به بعد بايد در مراحل زندگي با هم باشيد و خوشي هاي مشترکي را تجربه کنيد و در سختي ها کنار هم باشيد. يکي ديگر از جنبه هاي وفاداري اين است که با ديگران درباره کمبودها و مشکلات و بدي هاي همسرتان صحبت نکنيد. اگر در زندگي مشترکتان دچار مشکلي شديد درباره آن، تنها با همسرتان صحبت کنيد نه با دوستان يا خانواده تان. چرا طبق نظر من عمل نمي کني؟ در زندگي مشترک نبايد احساسات تان را پنهان کنيد و بدتر از آن، توقع داشته باشيد که همسرتان بدون دانستن نظر شما، ذهن خواني کند و مطابق تمايلات شما رفتار کند. ياد بگيريد چگونه به بهترين وجه به همسرتان بفهمانيد که در يک لحظه حوصله ادامه بحث را نداريد يا موضوعي براي شما جالب نيست. ابراز احساسات کنيد و گاهي از او تشکر يا معذرت خواهي کنيد. سعي کنيد مکالمات تان تا آن جا که ممکن است پر از شوق و مثبت انديشي باشد. چرا مدام از من انتقاد مي کني؟ سخنان حمايتي شيرين تر از انتقاد است بنابراين سعي کنيد انتقاد را با محبت و يادآوري نقاط مثبت طرف مقابل همراه کنيد. بايد تلاش کنيد هر چند اندک زندگي روزمره همسرتان را ساده و شيرين تر کنيد. در طول روز، زماني هر چند کوتاه را براي توجه به هم و گفت وگو باهم در نظر بگيريد. با اين کار احساس بهتري نسبت به هم خواهيد داشت. سعي کنيد هر وقت برايتان ممکن است در کارها به هم کمک کنيد. گاهي شما ظرف ها را جمع کنيد يا حمام را بشوييد. هيچ گاه منتظر نباشيد کاري را که به طور مشخص وظيفه هيچکدام تان نيست همسرتان انجام دهد و سعي کنيد پيش دستي کنيد. چرا با خانواده من کمتر ارتباط داري؟ يکي از دغدغه هاي ذهني زوج هاي جوان، چگونگي و ميزان ارتباط شان با دوستان و خانواده هايشان بعد از ازدواج است و معمولاً هر کدامشان تصور مي کند همسرشان بيشتر تمايل دارد با خانواده خودش باشد. ازدواج هيچ گاه نبايد باعث شود شما با خانواده و دوستان قطع رابطه کنيد بلکه بايد با يک برنامه ريزي صحيح به ديدار خانواده هر دو طرف برويد. اين در مورد علاقه ها و فعاليت هاي شخصي تان نيز صدق مي کند. نيازي نيست شما تمام سرگرمي هاي تان را کنار بگذاريد بلکه بايد توجه کنيد با ازدواج نسبت به رابطه تان مسئوليد و بايد مسئولانه زندگي تان را برنامه ريزي کنيد و در مورد آن ها بايد همراه همسرتان تصميم بگيريد و با برنامه ريزي تلاش کنيد به فعاليت هاي مورد علاقه تان برسيد. منبع: مشاورفا
  23. sajjad

    اوایل از اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم…اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت بود که من با محمد آشنا شم.. اون موقع محمد فقط هفده سالش بود.. اما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین. چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاک….اون موقعا همه چی پاک تر از الان بود… هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم. زنگ میزد..چون هیچ کدوم موبایل نداشتیم… اوایل اول دبیرستانم بود..وقتی داشتم میومدم خونه به محمد زنگ زدم و گفتم شب کسی خونه نیست بهم زنگ بزن…چون خانواده ی خیلی حساسی داشتم که اون موقعا اصلا با ها شون خوب نبودمم. شب که محمد زنگ زد بابام هنوز نرفته بود بیرون..بهم شک کردو همه چی رو فهمید..خیلی روز بدی بود….خیلی ترسیده بودم.فرداش به محمد گفتم دیگه بهم زنگ نزنه…خیلی خیلی ناراحت شد و گفت مگه میشه من بدون تو نمیتونم….ولی هر جوری بود ترک کردیم….شیش ماه عین جهنم بود برام…یه روزایی ساعت ۱۱ تلفنمون زنگ میخورد…. دقیقا شیش ماه بعد یه شب از بیرون زنگ زدم به محمد وقتی جواب داد دلم ریخت هر چی گفت الو من جواب ندادم.دلم براش تنگ شده بود.. شاید کسی باورش نشه ولی محمد فرداش بهم زنگ زدو گفت اومده طبقه ی اول خونشون تنها زندگی کنه شمارشو داد بهم…..وااای دلمون واسه هم لک زد ه بود…..من دیگه رفته بودم دوم دبیرستان….بازم رابطمون شروع شد…محمد همش بهم میگفت دوست دارم….خیلی بهم وابسته شدیم…این دفعه دیگه کسی نفهمید..من خاستگارای خیلی زیادی داشتم…تا اینکه یه روز یکی شون از دید مامانو بابام جدی شد…منم به محمد گفتم قضیه رو..همه ی فامیلش میدونستن که دوسم داره…ولی مامانش باورش نمیشد..اخه محمد پیش دانشگاهی بود…ولی به مامانش گفت اونم اومد منو دید و بهم گفت تو واقعا محمد و دوست داری منم گفتم خیلی… هر دو عاشق هم بودیم…چند روز بعدش مامانش اینا ازم خاستگاری کردن..مامانم اینا که میدونستن ما با هم دوست بودیم به شدت مخالفت کردن..تا اینکه بابام با باباش تنهایی صحبت کردن…بابای محمد فوق العادست و همه حرفشو قبول دارن… بعد از اون دیدار بابام رضایت داد به ازدوجمون….هر دو از خوشحالی نمیدونستیم چیکار کنیم…. فقط چند روز بعدش وقتی من دوم دبیرستان بودمو محمد پیش دانشگاهی ازدواج کردیم….هیچ وقت خاطره ی خوب اون روزا فراموشم نمیشه…. الان ۹ ساله که ازدواج کردیم.بچه نداریم…از قبلنا هم بیشتر عاشق همیم… تو این ماجرا مادرشوهرم از همه یشتر کمکمون کرد..تا ابد ازش ممنونم. همه کسایی که مارو میشناسن میگن ازدواج ما یه موهبت از طرف خدا بود…چون ما با هم بزرگ شدیم.. از خدا میخوام همه تا اخر عمرشون خوشبخت باشن…ما هم همینطور…
  24. ۱- توجه بیشتر به ظاهر با خودتان صادق باشید و از هیچ تلاشی برای عاشقانه تر شدن زندگی تان کوتاهی نکنید. عاشق شدن زمانی اتفاق می افتد که ترشح هورمون عشق (اکسی توسین) در افراد زیاد می شود. زمانی که همسرتان با شما احساس راحتی و آرامش کند، از دیدن شما لذت ببرد و شما را همواره مرتب و آراسته ببیند به قلمروی عاشقی نزدیک شده اید و ترشح هورمون اکسی توسین در شما و شوهرتان به میزان حداکثری خود خواهد رسید. ۲- حفظ احترام همسر به همسر خود احترام بگذارید و با او به گونه ای رفتار کنید و سخن بگویید که احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید. در این صورت او هم ترغیب می شود که به صورت متقابل بیشتر به شما نزدیک شود و با شما احساس همدلی بیشتری خواهد کرد. ۳- گفتن دوستت دارم اعتماد به نفس او را با تایید تصورات مثبت او نسبت به خودش، تقویت کنید. اگر روزی یک بار به شوهرتان بگویید که «دوستش دارید» باعث می شود احساس خوبی در او ایجاد شود. با اطمینان خاطر به این که،او می تواند به درستی بسیاری از کارها را انجام دهد، کارها را به او بسپارید. ۴- فرصت جبران دادن به شوهر مردها در مواقع سختی به یک پشتیبان نیاز دارند؛ بنابراین در برابر او بی تفاوت نباشید و برای کمک به او تلاش کنید. همیشه به او برای کسب انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید. ۵- قدردانی از شوهر شوهرتان را تشویق کنید و وقتی برای رسیدن به هدف خاصی تلاش می کند، مشوق او باشید. بارها و بارها به او بگویید که به او کاملا ایمان دارید. اگر می توانید هر روز از همسرتان به خاطر تلاشی که برای موفقیت و آسایش در زندگی مشترک تان کرده است، قدردانی کنید. ۶- احترام به حریم شخصی به شوهرتان نشان دهید که نمی خواهید شخصیتش را تغییر دهید و او را همان طور که هست، قبول دارید. این نکته را هیچ گاه فراموش نکنید که باید برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید، همان طور که شما هم گاهی به تنهایی و خلوت با خودتان نیاز دارید. ۷- پیش قدم شدن برای ابراز محبت برای محبت کردن، منتظر اقدام شوهرتان نباشید و خودتان پیش قدم شوید. نیازهای عاطفی او را درک کنید و به او قدرت دهید چرا که او عاشق قدرت است و از قدرتمندشدن لذت می برد و در چنین حالت هایی است که صمیمیتش به بیشترین میزان ممکن می رسد. ۸- مقایسه نکردن با دیگران هیچ گاه او را با فرد دیگری مقایسه نکنید و توانایی های او را زیرسوال نبرید؛ زیرا انتقاد غیرمنطقی و غیراصولی، دشمن صمیمیت است. پس با توجه به تفاوت های فردی، او را همان گونه که هست، بپذیرید و اگر هم ضعف هایی در شوهرتان می بینید در موقعیت های مناسب با او صحبت کنید تا با کمک شما، آن ها را برطرف کند. ۹- سرزنش و تحقیر ممنوع از هرگونه سرزنش و تحقیر شوهرتان در جمع های دوستانه و فامیلی به شدت بپرهیزید، سرزنش و تحقیر او موجب قطع ارتباط کلامی شوهرتان با شما خواهد شد. همواره او را تمجید کنید و نکات مثبت اخلاقی او را بر زبان بیاورید. توجه داشته باشید که بی عرضه خواندن او، آب سردی است بر صمیمیت و عشق متقابل او به شما. ۱۰- حفظ آرامش در مواقع عصبانیت شوهر در لحظه ای که همسرتان عصبانی یا ناراحت است، به همسرتان اندرز ندهید، او را نصیحت نکنید و سکوتش را نشکنید. احترام به سکوت شوهرتان در چنین مواقعی، خودش باعث صمیمیت بیشتر بین شما خواهد شد. در خور ذکر است که در یک موقعیت مناسب، شما می توانید با شوهرتان درباره علت عصبانیتش صحبت و در صورت لزوم، او را راهنمایی کنید. ۱۱- برقراری تماس چشمی هنگام پرسیدن سوالی از همسرتان حتما سوال را به صورت دقیق بپرسید چرا که مشخص تر شدن سوال به احتمال زیاد، باعث می شود که شوهرتان به سوال شما به طور جزئی و با دقت بیشتری پاسخ دهد. در ضمن مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید و برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدن تان آرام و لحن صدای تان نه بسیار بلند و نه بسیار آرام باشد. در هنگام صحبت با همسرتان سعی کنید بیشتر لحظات با او تماس چشمی برقرار کنید. همین تماس چشمی، در ارتباط موثرتر و ایجاد بیشتر صمیمیت تاثیر زیادی در زندگی مشترک تان خواهد داشت. ۱۲- انتقاد کنید اما اصولی مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. هنگام صحبت دائم با او مخالفت نکنید و وسط حرفش نپرید. منصفانه بحث کنید و از به کاربردن الفاظ منفی و جملاتی چون «تو هرگز مرا درک نمی کنی» یا «تو همیشه بی حوصله هستی» استفاده نکنید از ایجاد احساس گناه در وی و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنید. در زمان حال زندگی کنید و درباره این که اکنون چه احساسی نسبت به او دارید، با شوهرتان صحبت کنید. اگر هم نسبت به کارهای او انتقاداتی دارید، باید با روش اصولی انتقادهای خود را مطرح کنید. منبع: میهن فال
  25. sajjad

    پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم… ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود… اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم. می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست، اولاش نمی خواستیم بدونیم. با خودمون می گفتیم، عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه. بچه می خوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم. تا اینکه یه روز؛ علی نشست رو به رومو گفت: اگه مشکل از من باشه، تو چی کار می کنی؟ فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم. خیلی سریع بهش گفتم: من حاضرم به خاطر تو روی همه چی خط سیاه بکشم. علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد. گفتم: تو چی؟ گفت: من؟ گفتم: آره… اگه مشکل از من باشه… تو چی کار می کنی؟ برگشت و زل زد به چشامو گفت: تو به عشق من شک داری؟ فرصت جواب ندادو گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم. با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره. گفتم: پس فردا می ریم آزمایشگاه. گفت: موافقم، فردا می ریم. و رفتیم … نمی دونم چرا اما دلم مث سیر و سرکه می جوشید. اگه واقعا عیب از من بود چی؟! سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم… طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه. هم من هم اون. هر دو آزمایش دادیم تا اینکه بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره… یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید… اضطرابو می شد خیلیآسون تو چهره هردومون دید. با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس. بالاخره اون روز رسید. علی مث همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب آزمایشو می گرفتم… دستام مث بید می لرزید. داخل آزمایشگاه شدم … علی که اومد خسته بود. اما کنجکاو … ازم پرسید جوابو گرفتی؟ که منم زدم زیر گریه. فهمید که مشکل از منه. اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود یا از خوشحالی… روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد. تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود، بهش گفتم: علی، تو چته؟ چرا این جوری می کنی؟ اونم عقده شو خالی کرد و گفت: من بچه دوس دارم مهناز. مگه گناهم چیه؟! من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم. دهنم خشک شده بود و چشام پراشک. گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری… گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی. پس چی شد؟ گفت: آره گفتم. اما اشتباه کردم. الان می بینم نمی تونم. نمی کشم… نخواستم بحثو ادامه بدم… دنبال یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم و اتاقو انتخاب کردم… من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم تا اینکه علی احضاریه آورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم! نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم، بنابراین از فردا تو واسه خودت؛ منم واسه خودم… دلم شکست. نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم، حالا به همه چی پا زده. دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم. برگه جواب آزمایش هنوز توی جیب مانتوام بود. درش آوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم. احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون… توی نامه نوشته بودم: علی جان، سلام امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی. چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم. می دونی که می تونم. دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم. وقتی جواب آزمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم… اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه… توی دادگاه منتظرتم… امضا: مهناز
×