رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اشعار'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

18 نتیجه پیدا شد

  1. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ بخش سوم/ابوالقاسم کریمی . گرد آوری اشعار . .نکته های مهم. 1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. 2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. 3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش سوم ................................................................................................................................................ 1 در طریقت رنجش خاطر نباشد مِی بیار هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت 2 از پای فتادیم چو آمد غم ِ هجران در درد بمُردیم چو از دست دوا رفت 3 دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت 4 از سخن چینان ملالت ها پدید آمد ولی گر میان هم نشینان ناسزایی رفت رفت 5 مستم کن آنچنان که ندانم ز بی خودی در عرصه ی خیال ، که آمد کدام رفت 6 زین قصه هفت گنبد ِ افلاک پر صداست کوته نظر بین که سخن مختصر گرفت 7 می خور که هر که آخرِ کار جهان بدید از غم ، سَبک برآمد و رَطل گران گرفت 8 شنیده ام سخن خوش که پیر کنعان گفت فراق یار نه آن میکند که بِتوان گفت 9 حدیث هوُل قیامت که گفت واعظ شهر کنایتی است که از روزگار هجران گفت 10 غم کهن به می سالخورده دفع کنید که تخم خوش دلی این است ، پیر دهقان گفت 11 گره به باد مزن گرچه بر مراد رَوَد که این سخن به مَثَل باد با سلیمان گفت 12 امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شَوَم خاک چه سود اشک ندامت 13 حاشا که من از جَور و جفای تو بنالم بیداد لطیفان همه ، لطف است و کرامت 14 ای غایب از نظر که شدی هم نشین دل می گویمت دعا و ثنا می فرستمت 15 بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یارب مباد کس را مخدومِ بی عنایت 16 در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت 17 از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت 18 دی پیر میِ فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد گفتم به باد می دهَدَم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هرچه بادا باد سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد 19 ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ از این فسانه هزاران هزار دارد یاد 20 قَدَح به شرط ادب گیر زآن که ترکیبش ز کاسه ی سرِ جمشید و بهمن است و قباد 21 گرچه یاران فارغ اند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد 22 پیر ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد 23 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده ی گزند مباد سلامت آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد 24 دیر است که دلدار سلامی نفرستاد ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد 25 خوش عروسی است جهان از ره صورت لیکن هر که پیوست بدو عمرِ خودش کاوین داد 26 درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی بر کن ، که رنج بی شمار آرد 27 نه هر درخت تحمل کند جفای خزان غلام همت سروم که این قدم دارد 28 چو عاشق می شدم، گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد 29 چو بر روی زمین باش توانایی غنیمت دان که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد 30 دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد 31 سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری که حق صحبتِ مهر و وفا نگه دارد . گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) پنجشنبه 19 مهر 1397
  2. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرفتار ِ شب ِ پایان عشقم هوا سرد است و من عریان عشقم هوا سرد است و من در مسلخ غم کنار جوی خون ، گریان عشقم ......................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  3. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    تو باران بودی و من رود ِ بی آب جدایم کردی تو ، از بستر خواب نجاتم دادی از سلول زندان رهایم کردی در دامان سیلاب ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
  4. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گرد آوری اشعار: نکته های مهم 1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. 2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. 3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش دوم ................................................................................................................................................ 1 ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم با پادشه بگو که روزی مقدر است 2 یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که میشنوم نامکرر است 3 حافظا ترک جهان گفتن طریق خوش دلی ست تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است 4 فقیه مُدرس دی مست بود و فتوا داد که می حرام ولی به ز مال اوقاف است 5 در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه ی غزل است 6 نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی عمل است 7 به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است 8 ورای طلاعت دیوانگان ز ما مطلب که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست 9 چگونه شاد شود اندرون غمگینم به اختیار؟؟؟ که از اختیار بیرون است 10 اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست 11 زلف او دام است و خالش دانه ی آن دام و من بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست 12 پیوند عمر بسته به مویی ست هشدار غمخوار خویش باش غم روزگار چیست 13 سهو و خطای بنده چو گیرند اعتبار معنای عفو و رحمت آموزگار چیست 14 قلندران حقیقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست 15 در صومعه ی زاهد و در خلوت صوفی جز گوشه ی ابروی تو محراب دعا نیست 16 در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست 17 چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش؟؟ زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست 18 این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست 19 بر درِ میخانه رفتن کار یک رنگان بُود خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست 20 بنده ی پیر خراباتم که لطفش دایم است ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست 21 هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بُود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست 22 فرصت شمر طریقه ی رندی که این طریق چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست 23 دولت آن است که بی خون ِ دل آید به کنار ورنه با سعی و عمل باغِ جنان این همه نیست 24 پنج روزی که در این مرحله مهلت داری خوش بیاسای زمانی، که زمان این همه نیست 25 بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست 26 مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست 27 به می عمارت دل کن که این جهان خراب بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت 28 عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت 29 من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت 30 نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل توپس پرده چه دانی که چه خوب است وچه زشت گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) سه شنبه 10 مهر 1397
  5. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    خلاصه کتاب نام کتاب:سطر اول را نمی نویسم شعر کوتاه ارمنستان انتخاب و ترجمه واهه آرمن ......................................................... 1 بروم کمی سنگ بیاورم وَ در اتاقم بگذارم کمی واقعیت میان این همه هیاهو 2 هدفی نیست من زه کمان را می کشم وَ رهایش میکنم_ بدون تیر 3 با رودهای تو تا دریاهایت جاری شدم تا اقیانوس تو یک صحرا راه مانده... 4 بر کاغذ براق قصری باشکوه نقاشی کردی خانه ام آنجا نبود دَرَش را نیافتم بر کاغذ کاهی خانه ای گرم نقاشی کردی خاطره ام آنجا بود، در را باز کردم بی صدا وارد شدم. 5 زندگی یک مجازات آسمانی ست یک شمع سوزان در تاریکی. عشق می گوید به پشت سر نگاه نکن خاطره می گوید به رو به رو نگاه نکن. 6 خدایا مرا برای تردید هایم ببخش اما برای من تصور شیران در حال چَرا در کناره ها آسان تر از تصور انسان کامل است 7 شعر در دوران ما میتواند هر چیزی باشد جز نان و کره 8 روی لب های بابونه که شکفته است در آفتاب پینه دوزی نشسته. این اثر انگشت من است بر حافظه ی تو. 9 من نقطه را دوست ندارم پایان، همیشه کار خداست ......................................................... گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  6. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    شبی در پنجه ی سرد زمستان لب دیوار قربانگاه زندان به زیر سایه ای مبهم تر از غم گلی دیدم ، اسیر تیغ طوفان
  7. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    اگه دشمن به دستانش تفنگه دل دریایی ما مرد جنگه قسم بر قامت سرو شکسته در و دیوار زندان هم قشنگه ابوالقاسم کریمی
  8. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    نکته های مهم: در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. ابیات که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. ابیات ناب/حافظ/بخش اول ‍۱- حدیث از مطرب و می گو و راز دهر، کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را ۲- به خُلق و لطف توان کرد صید اهل نظر به بند و دام نگیرند مرغ دانا را ۳- آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمان مدارا ۴- در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی ، تغییر کن قضا را ۵- یار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد توفان را ۶- برو از خانه ی گردون به دَر و نان مَطلب کآن سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را ۷- حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را ۸- هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما ۹- عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده باز گردد یا برآید چیست فرمان شما ۱۰- نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت ۱۱- حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست ۱۲- باده نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد بهتر از زهد فروشی که در او روی ریاست ۱۳- ما نه یاران ریاییم و حریفان نفاق آن که او عالم سِر است بدین حال گواست فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم وآنچه گویند روا نیست نگوییم رواست ۱۴- چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم باده از خون رَزان است نه از خون شماست ۱۵- چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه ای جان من، خطا اینجاست ۱۶- من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست ۱۷- کمر کوه کم است از کمر مور اینجا نا امید از در رحمت مشو ای باده پرست ۱۸- مقام عیش میسر نمیشود بی رنج بلی به حکم بلا بسته اند عهد اَلست ۱۹- به هست و نیست مَرنجان ضمیر و خوش می باش که نیستی است سرانجام هر کمال که هست ۲۰- آنچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم اگر از خَمر بهشت است وگر باده ی مست ۲۱- بکن معامله وین دل شکسته بخر که با شکستگی ارزد به صد هزار درست ۲۲- بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود زین سیل دمادم که در این منزل خواب است ۲۳- سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم دست از سر آبی که جهان جمله سراب است ۲۴- حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست احرام طَوف ِ کعبه ی دل بی وضو ببست ۲۵- مرا به بندِ تو دوران چرخ راضی کرد ولی چه سود؟؟ که سر رشته در رضای تو بست ۲۶- ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است ۲۷- بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است بیار باده که بنیاد عمر بر باد است ۲۸- غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است ۲۹- مجو درستی عهد از جهان سست نهاد که این عجوزه عروس هزار داماد است ۳۰- نشان عهد و و وفا نیست در تبسم گل بنال بلبل بی دل که جای فریاد است گرد آوری و تایپ: ابوالقاسم کریمی (فرزندزمین)
  9. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    شعر تیشه ی شب خزان بر دفتر شعرم خزیده لب خندان من را غم خریده صدای ضربه های تیشه ی شب به باغ سبز ایمانم رسیده ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  10. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    گلی که ریشه های تشنه دارد به روح سبز خود ایمان ندارد دعا کن مادرم بعد از نمازت به شهر ما کمی باران ببارد ابوالقاسم کریمی
  11. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    زمین در کاسه ای از خون گرفتار بشر در پنجه ی بی رحم اجبار ورق های کتاب سرخ تاریخ نگین خوش تراش دست ِ تکرار ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  12. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    برگ خُشکی ولگردم در پنجه ی نسیمی سرد نسیم سردی که از سمت خانه ی زنی هرزه می آید زن هرزه ای که هرشب تن برهنه اش را به دستان فقر می فروشد و بازی کهنه ی زندگی را با مرگ غمناک خویش ، به پایان می سپارد
  13. sajjad

    نام: فاضل نظری تولد: ۱۳۵۸/۰۶/۱۰ (خمین) پیشه: شاعر، مدیر، استاد دانشگاه ، غزل آثار: گریه‌های امپراتور (چاپ ۵۰)، ۱۳۸۲، سورهٔ مهر اقلیت (چاپ ۴۰)، ۱۳۸۵، سورهٔ مهر آن‌ها (چاپ ۴۰)، ۱۳۸۸، سورهٔ مهر گزیدهٔ شعر (چاپ ۱۴)، ۱۳۹۰، انتشارات مروارید ضد (چاپ ۳۰)، ۱۳۹۲، سورهٔ مهر کتاب (چاپ۲۴)، ۱۳۹۵، سورهٔ مهر زندگی: فاضل نظری در سال ۱۳۵۸ در شهرستان خمین واقع در جنوب استان مرکزی متولد شد. تحصیلات اولیهٔ خود را در شهرهای خمین و خوانسار گذرانده‌است. او در سال ۱۳۷۶ برای ادامه تحصیل در رشته‌های معارف اسلامی و مدیریت در دانشگاه امام صادق(ع) به تهران آمد و تحصیلات خود را در مقطع دکترای رشتهمدیریت تولید و عملیات در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد. او در سال ۸۴۴ و به مدت یک سال به عنوان معلم ادبیات در مقطع دبیرستان تدریس نمود. دبیری سه دوره جشنواره بین‌المللی فیلم صد، دبیری علمی جشنواره بین‌المللی شعر فجر و عضویت در شورای علمی گروه ادبیات انقلاب اسلامیفرهنگستان زبان و ادب فارسی بعضی از عناوین ادبی و هنری و علمی اوست. تا کنون از این شاعر، پنج مجموعه شعر گریه‌های امپراتور، اقلیت، آن‌ها، ضد و «کتاب» توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. سه مجموعهٔ اول از مجموعه‌های شعری او توسط انتشارات سوره مهر در یک بسته‌بندی مجزا تحت عنوان سه‌گانهٔ شعریِ فاضل نظری ارائه شده‌است؛ و هر پنج مجموعه در قالب «پنج دفتر» عرضه شده است. فاضل نظری علاوه بر سابقهٔ ۱۰ سال ریاست حوزه هنری استان تهران، رئیس مرکز موسیقی حوزهٔ هنری، عضو شورای عالی شعر سازمان صدا و سیما نیز بوده و از سال ۱۳۸۳۳ در دانشگاه‌های تهران نیز تدریس می‌کند. از کتاب او به‌عنوان برگزیدهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۷ تقدیر شد. همچنین از او به‌عنوان شاعر جریان‌ساز در دههٔ ۱۳۸۰ و همچنین پرمخاطب‌ترین شاعر به انتخاب مردم در سال ۱۳۹۱ تجلیل به عمل آمده‌است. از دیگر افتخارات او انتخاب وی به‌عنوان یکی از پنج چهرهٔ شاخص هنر سال ۱۳۹۳ در ایران است که در روز هنر انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۹۴ اعلام و از او تقدیر شد. گزیدهٔ برخی آثار او در کشورهای فارسی‌زبان منتشر شده‌است. همچنین گزیدهٔ اشعار وی در سال ۱۳۹۲ در دو قطعِ رقعی و جیبی به‌همراه مقدمه‌ای دربارهٔغزل به قلم او در انتشارات مروارید منتشر شده‌است که تا کنون بیش از ۱۰۰ نوبت تجدید چاپ شده‌است. آخرین اثر او با نام «کتاب» با هجده هزار نسخه فروش در ده روز عنوان پرفروش‌ترین کتاب نمایشگاه در سال ۱۳۹۵ را از آن خود ساخت. او از تیرماه ۱۳۹۴۴ در حوزهٔ هنری عهده‌دار معاونت هنری است.
  14. sajjad

    نام : فریدون مشیری تولد: ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ در تهران وفات: ۳ آبان ۱۳۷۹ (۷۴ سال) قطعه هنرندان بعشت زهرا پیشه : شاعر، روزنامه‌نگار آثار: ۱۳۳۴ تشنه طوفان، ۱۳۳۵ گناه دریا، ۱۳۳۷ نایافته، ۱۳۴۰ ابر، ۱۳۴۵ ابر و کوچه، ۱۳۴۷ بهار را باور کن، ۱۳۴۷ پرواز با خورشید، ۱۳۵۶ از خاموشی، ۱۳۴۹ برگزیده شعرها، ۱۳۶۴ گزینه اشعار، ۱۳۶۵ مروارید مهر، ۱۳۶۷ آه باران، ۱۳۶۹ سه دفتر، ۱۳۷۱ از دیار آشتی، ۱۳۷۲ با پنج سخن‌سرا، ۱۳۷۴ لحظه‌ها و احساس، ۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگین، ۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورایی، ۱۳۸۴ نوایی هماهنگ باران، ۱۳۸۴ از دریچه ماه
  15. sajjad

    نام : امیرهوشنگ ابتهاج زادروز: ۶ اسفند ۱۳۰۶ (۸۹ سال) - گیلان، رشت لقب: سایه پیشه: شاعر آثار: نخستین نغمه‌ها، سیاه‌مشق ۱ و ۲ و ۳، شبگیر، چند برگ از یلدا، تا صبح شب یلدا، یادگار خون سرو
  16. sajjad

    نام: قیصر امین‌پور تاریخ تولد: ۲۳ آوریل ۱۹۵۹، گتوند تاریخ مرگ: ۳۰ اکتبر ۲۰۰۷، تهران پیشه : نویسنده و شاعر آثار: طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)، منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)، مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)، بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰) مجموعه شعر آینه‌های ناگهان (۱۳۷۲)، به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵). گزینه اشعار (۱۳۷۸، مروارید) مجموعه شعر گل‌ها همه آفتابگردان‌اند (۱۳۸۰، مروارید)، دستور زبان عشق (۱۳۸۶، مروارید). سنت و نوآوری در شعر معاصر
  17. sajjad

    نام: مریم حیدرزاده تولد: ۲۹ آبان ۱۳۵۶ (۳۹ سال) پیشه: شاعر، ترانه‌سرا، نویسنده،نقاش زندگی : حیدرزاده که بینایی خود را بر اثر چند عمل جراحی در کودکی از دست داد، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاوره‌ای و با به‌کارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت. بسیاری از خوانندگان داخل کشور و همچنین خوانندگان فارسی زبان در بیرون از ایران از ترانه‌های او در آهنگ‌هایشان استفاده‌کرده‌اند. مریم حیدرزاده دانش‌آموخته حقوق قضایی از دانشگاه تهران است. پدر او بازنشسته ارتش و مادر او هم کارمند بود ولی به خاطر نگهداری از وی مدت هاست که فعالیت بیرون از منزل ندارد. مریم حیدرزاده ساکن سعادت‌آباد تهران است.
  18. sajjad

    نام: باباطاهر عریان زادروز: ۳۲۶ هجری خورشیدی (لرستان یا همدان) درگذشت: ۴۱۱ هجری خورشیدی پیشه: شاعر آثار: برخی معتقدند ترانه‌ها یا دو بیتی‌های باباطاهر در بحر هزج مسدس محذوف سروده شده‌است. اکثر منابع قدیمی اشعار او را لری نامیده اند. البته اطلاق عنوان فهلویات بر این نوع دو بیتی‌ها احتمالاً نشان می‌دهد که آنها در زبان پهلوی و مربوط به گویش ایران میانه آن باشد. با این حال روبن آبراهامیان خاورشناس ارمنستانی به این نتیجه رسید که گویش بکار رفته در دوبیتی‌های باباطاهر گرایش نزدیکی با گویش مورد استفاده توسط یهودیان معاصر همدان دارد. دو قطعه و چند غزل و مجموعه کلمات قصار به زبان عربی از آثار دیگر اوست. کتاب سرانجام شامل دو بخش عقاید عرفاً و صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی است. زندگی نامه: از خاندان، تحصیلات و زندگی باباطاهر اطلاعات صحیحی در دسترس نیست اما بنا به نوشته راوندی درراحةالصدور، باباطاهر در سال ۴۴۷ هجری با طغرل سلجوقی دیدار کرده و مورد احترام وی نیز قرار گرفته است. در یکی از دوبیتی‌های مشهورش سال تولدش را به حروف ابجد گنجانیده که پس از محاسبه توسط میرزا مهدی خان کوکب به سال ۳۲۶ هجری رسیده‌است. اما رشید یاسمی با استناد به همان دو بیتی و اشاره به اهمیت عدد ۱۰۰۰ نزد اغلب ملل برآن رفته است که مقصود باباطاهر از واژه الف سال ۱۰۰۰م بوده و در نتیجه مقارن سالهای ۳۹۰ و ۳۹۱ (برابر با ۱۰۰۰ میلادی) زاده شده است. او پس از ۸۵ سال زندگی، در همدان وفات یافته است.
×