رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اعتیاد'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

3 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    به سوال های زیر جواب مثبت یا منفی بدهید. 1- ايا اغلب تا آنجا به قمار ادامه میدهید که وضعیت مالی شما اسيب ببيند؟ 2- ايا بلافاصله پس از آنکه همه پول خود را باختید دوباره بدون بررسی اوضاع مالی خود و خانواده حداقل برای سه ماه آینده فکر (نه اقدام ، فقط فکرهم کنید پاسخ مثبت بدهيد) میکنید دوباره پول گذاشته بازی کنید؟ 3- ايا تا کنون برای اینکه به قمار ادامه دهید وام بی پشتوانه دریافت کرده اید؟ 4- ایا برای اینکه قمار کنید به فکر کارخلاف یا غیر قانونی افتاده اید؟ 5- ایا برای اینکه قمار کنید چیزی از اموال و دارایی هایتان را فروخته اید؟ 6- ايا اغلب انقدر به قمار ادامه میدهید تا پولتان تمام شود؟ 7- ایا برای تامین هزینه زندگی صرفا به قمار پرداخته اید با این تصور که با بردن در قمار همه خرج ها و هزینه ها جبران میشوند؟ 8- ايا فکر میکنید اگر در قمار برنده شوید همه مشکلات شما حل میشود؟ 9- ايا قماربازی به شما یا اطرافیانتان اسيب رسانده است؟ 10- ايا هرگز پیش آمده است که بعلت قماربازی به موقع سر کار یا مدرسه حاضر نشوید؟ 11- ايا هرگز برای غلبه بر اضطراب تشویش یا فرار از مشکلات زندگی خود قرار کرده اید؟ 12- ايا قمار کردن به اعتبار و شخصیت شما در جامعه اسيب رسانده است؟ 13- ايا وقتی عصبانی و مضطرب هستید به قمار متوسل می شوید؟ | 14- ايا هرگز پس از قمار احساس پشیمانی کرده اید نه از باختن پول بلکه از نفس عمل ؟ 15- ايا پس از قمار هرگز به این فکر افتاده اید که به خودتان صدمه بزنيد؟ 16- ایا به علت اعتياد به قمار به فکر خودکشی افتاده اید؟ 17- ايا احساس میکنید که هیچ کنترلی روی قمار بازی ندارید؟ 18- ايا شيرازه زندگی شما بر اثر قماربازی از هم پاشیده شده است؟
  2. sajjad

    روزی شخصی تصمیم می‌گیرد گوشی تلفن خود را بردارد و در تلگرام پیامی به دوستش دهد و تولدش را تبریک بگوید. مدت زمان این عمل تقریبا سه دقیقه است. او گوشی را برمی‌دارد، وارد تلگرام می‌شود و می‌بیند تعداد زیادی پیام جدید آمده. یک به یک همه را باز می‌کند. چند پیام اجتماعی است، چند پیام با محتوای طنز، چند فیلم، چند گیف و... هر کدام‌شان هم در پایان، حاوی لینکی هستند از کانالی که این پیام‌ها از آن‌جا فوروارد شده. سری به آن‌ کانال‌ها می‌زند. شروع می‌کند به اسکرول کردن(راندن صفحه موبایل به بالا یا پایین). از کانال اول به دومی و سومی و همین‌طور الی آخر . در یکی از کانال‌ها، با آدرس اینستاگرام جالب توجهی مواجه می‌شود. سریع به اینستاگرام می‌رود. پست‌ها را چک می‌کند. آن صفحه را فالوو می‌کند. استوری‌ها را می‌بیند. اسکرول می‌کند. لایک می‌کند. اسکرول، لایک. اسکرول، لایک. و دوباره و چندباره و صدباره، اسکرول، لایک. علاوه‌ بر این‌ها با بعضی‌ها شروع می‌کند به چت کردن، پیام‌های گروه‌هایش را می‌خواند و جواب می‌دهد و کامنت می‌گذارد و‌... . دو ساعت می‌گذرد و گیج و منگ، با سردرد و چشم‌درد به این فکر می‌کند که برای چه کاری وارد تلگرام شد؟ یادش نمی‌آید. از آن‌هایی که اهل کتاب‌اند سوال کنید شخصیت‌های رمان‌ها و داستان‌ها چه جایی در ذهن‌شان دارند؟ مطمئن باشید تعداد زیادی از شخصیت‌ها را جزء به جزء و دقیق و با اشاره به ظرایف توصیف می‌کنند. طوری که انگار درباره‌ی یکی از اعضای خانواده‌شان حرف می‌زنند. چرا؟ چون "وقت" صرف آن کتاب کرده‌. به پایش عمر گذاشته. در فضای داستان نفس کشیده و شخصیت‌ها آرام آرام وارد روح و جانش شده است. کتاب یا هر چیز دیگری که عمیق و دقیق ما را به فکر فرو ببرد این فرصت را به ذهن می‌دهد که درباره آن پدیده بیاندیشد. به عمقش برود. از زوایای مختلف نگاهش کند و امکان درک کردنش را داشته باشد. اما در این روزگار که هویت‌مان در سرانگشت‌مان خلاصه شده و بیش‌فعال‌ترین اندام‌ بدن‌مان، انگشت شست است؛ تنها کاری که بی‌وقفه و با تمام وجود در حال انجامش هستیم اسکرول کردن است. - روی هر پستی که می‌بینیم چقدر وقت صرف می‌کنیم؟ چقدر مکث می‌کنیم؟ - یک پست چقدر فرصت دارد از خودش دفاع کند تا قبل از این که ما بی‌رحمانه انگشت‌مان را بر صفحه بکشیم و محوش کنیم؟ - چقدر به متن‌ها فکر می‌کنیم؟ - چقدر عکس‌ها را با دقت می‌بینیم؟ - به من بگویید این حجم از پست‌هایی که هر روز انرژی و زمان‌مان را به یغما می‌برد، چقدر بر میزان شادی و روحیه ی ما می‌افزاید؟ - یا حداقل بگویید از بین هزاران پستی که در هفته اخیر دیدید و نوشته‌هایی که خواندید چندتای‌شان دقیقا یادتان است؟ نیچه روزی نوشت: 《ابزار نوشتن‌مان در شکل دادن تفکرمان نقش دارد.》 ما که مهم‌ترین ابزار این روزگارمان موبایل است، چقدر تحت تاثیر این وسیله تغییر کردیم؟ سطحی شدن‌مان ربطی به این پدیده دارد؟ وضعیت نسل جدیدی که از کودکی با موبایل بزرگ می‌شود، چه خواهد شد؟ تلگرام و اینستاگرام سهل است، ما داریم زندگی را اسکرول می‌کنیم. هر لحظه و هر روز را به امید لحظه‌ی بعد و روز بعد و فردای بهتر رد می‌کنیم و می‌رویم. دنبال بعدی و بعدی و بعدی هستیم. حس می‌کنیم چیزی در آن بعدی وجود دارد. من به شما میگویم، خیال‌تان راحت. هیچ چیز نیست. ما "سرطان اسکرول" گرفته‌ایم. به فکر درمانش باشیم. رضا مقصودی
  3. sajjad

    خشم، در آمریکا یک اپیدمی است؛ همه چیز را آلوده کرده، از بگومگوهای رسانه‌ای تا جنون جاده، جنگ‌ها، کشتارهای دسته‌جمعی. اما جدای از ابعاد‌ خطرناک گسترده‌تر این احساس اساسی بشر و ارتباطش با خشونت، خشم، در معیارهای کوچک‌تر،روی زندگی روزمره شخصی ما هم تاثیراتی دارد. همه‌چیز، از درماندگی در محل کار گرفته تا اختلافات خانوادگی می‌تواند باعث بروز استرس، اضطراب و افسردگی شود. با این‌که می‌دانیم عصبانیت و خشم تا چه اندازه می‌تواند مخرب و دردناک باشد، چرا وقتی بروز می‌کند سرشار از آن می‌شویم؟ چرا علی رغم تمام پیامدهای خطرناکش، به افتادن در دامش ادامه می‌دهیم؟ پیامدهای قانونی، اجتماعی، مالی، جسمی، … 1) بیولوژی اعصاب انسان، خشم را مزیت می‌داند. بخشی از این پیامد مربوط به لحظه‌ای است که خشم حس خوبی دارد، احساس اینکه کاری انجام می‌شود. خشم، تمام ترمزهای اخلاقی و منطقی مغز را لگدمال می‌کند چون از سیستم کناره‌ای آغازین ما نشات می‌گیرد: مرکز مغزی اتوماتیک‌ترین احساسات ما مانند ترس و علاقه. سیستم کناره‌ای، مستقیم‌ترین ارتباط را با سیستم واکنش جنگ یا گریز ما دارد و شامل کنترل روی حملات آدرنالین، هشیاری، و سایر غرایزی می‌شود که شما را آماده جنگ یا فرار سریع می‌کند. 2) خشم، مشابه سایر اعتیادهاست. چیزی که اتفاق می‌افتد این است که خشم، می‌تواند به حملاتی مشابه فعالیت‌های هیجان خواهی منجر شود، که در این فعالیت‌ها، خطر موجب برانگیختگی دریافتگرهای پاداش دوپامین در مغز می‌شود، یا مانند شکل‌های دیگراعتیاد مانند قمار، ورز‌ش‌های شدید، حتی داروهایی مانند کوکائین و متامفتامین‌ها. خشم می‌تواند پاداش خودش باشد، اما مانند سایر اعتیادها، عواقب نهایی، خطرناک و واقعی هستند و افراد از انگیزه‌های خشم در آن لحظه پیوری می‌کنند بدون این‌که به پیامدهایش توجهی داشته باشند. 3) خشم، شکنندگی نفس را بیشتر می‌کند. شکنندگی و آسیب نفس، جنبه روانشناسی هم دارد، که اغلب در شخصیت‌های خود شیفته دیده می‌شود؛ حملات بعداز خشم می‌توانند با احساسات نهفته ضعف یا عدم امنیت روی دهند، به عنوان راهی برای احساس قدرت در لحظه و غلبه بر احساس ضعف و عدم امنیت. خشم همچنین به افراد این احساس را می‌دهد که مختصرا نسبت به چیزهایی که عموما کنترلی روی‌شان ندارند، احساس کنترل کنند. متاسفانه نتایج ناخوشایند، پیامدهای منفی جلوه شما نزد دیگران را که باعث آزارتان می‌شود، تشدید می‌کند و چرخه ناامنی ادامه پیدا می‌کند. یک چرخه خطرناک از خشم و کج خلقی و مجازات که در نهایت به شخص خشمگین آسیب می‌زند. 4) خشم ممکن است آشنا و خوشایند باشد و همچنین روشی برای خودداری احساسی. متاسفانه برای بعضی‌ها که در محیطی همیشه آشفته و ناآرام بزرگ شده‌اند، بی‌ثباتی و دگرگون‌پذیری خشم ممکن است خودسرانه تبدیل به حالتی خوشایند شود و به سردرگمی یا فرار از احساسات ناخوشایند پنهان مانند خلاء یا ترس منجر گردد. حمله خشم و ناسازگاری، حس آشنایی داده و نزدیکی مخربی ایجاد می‌کند که ممکن است فردی این احساس را به مقابله با احساسات منفی‌تر مانند شکست یا اندوه ترجیح دهد. جدای از محیط‌های خانوادگی دلخراش، افسران جنگ هم در معرض این اعتیاد اشنا قرار دارند، چون تا مدتها در موقعیت‌های پر از تهدید گذشته باقی می‌مانند و آن شرایط در دوره‌های مختلف زمانی برای‌شات تکرار می‌شود. بنابراین ارزش این را دارد که از خود بپرسید آیا به خشم اعتیاد دارید؟ اگر چنین است، استراتژی‌هایی وجود دارد که به شما کمک می‌کند. مانند: روان درمانی (گاهی برای مدیریت خشم از روش روان-شناخت درمانی استفاده می‌شود، و همچنین درمانی برای مقابله/مشاهده دینامیک‌های پنهان میان‌فردی و مسائل گذشته که می‌تواند برانگیزاننده خشم باشد.) درمان هرنوع اختلال مانند افسردگی، اضطراب، و اختلال تنش‌زای پس از حادثه(PTSD) که می‌تواند خشم را به‌عنوان یکی از علائم بروز دهد. استراتژی‌های مثبت غلبه بر استرس مانند شوخی و سرگرمی/ ورزش/ یوگا / مدیتیشن/ سفر. یادگرفتن رفتارهای جایگزین مانند چگونگی حل مسئله به‌طور ساختاری و اتکای کمتر روی ظغیان‌های ناگهانی، صحبت درباره محرک‌های خشم با دیگران پیش از آن‌که روی دهند، تمرین تفکر/ باور و … درمورد گرایشات‌تان صادقانه با اعضای خانواده و دوستان صحبت کنید. اما درست مانند هر اعتیاد دیگری، اولین قدم، تائید و پذیرفتن این است که مشکلی وجود دارد؛ و برای خیلی از افراد این سخت‌ترین قدم است تا زمانی‌که متاسفانه چیزی روی دهد که راه برگشتی باقی نگذارد. تصدیق این موضوع که خشم شما تبدیل به یک مشکل شده، نیاز به خردمندی، بلوغ و شجاعت دارد و متاسفانه بسیاری از افراد هنوز به عقب برنگشته‌اند تا تاثیر رفتارشان را روی اطرافیان‌شان ببینند،آگاهی، اولین قدم برای دوباره ساختن است. منبع: مجله سلامت
×
×
  • جدید...