رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اعصاب'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

3 نتیجه پیدا شد

  1. اجتناب از گوشت های فراوری شده: برخی از ترکیبات مضر در گوشت های فراوری شده از قبیل بیکن و سوسیس باعث ایجاد تغییرات خطرناک در مغز می شوند و تنها راه حفاظت از مغز، اجتناب از مصرف این نوع گوشت ها است. مصرف ماهی آبهای سرد یک بار در هفته: اسیدهای چرب امگا۳ در ماهی به منظور کاهش التهاب در سراسر بدن توصیه شده است. مطالعات نشان داده اند کسانی که حداقل یک بار در هفته ماهی می خورند، ۶۰ درصد نسبت به کسانی که گه گاه و به ندرت ماهی مصرف می کنند، کمتر است. نوشیدن چای، چند فنجان در روز: چای سیاه و سبز منابع سرشاز از آنتی اکسیدانی به نام کاتچین هستند که برای کاهش آسیب های اکسیداتیو در مغز موثر واقع می شود. مصرف چای با کاهش فشار خون و کاهش سطح کلسترول نیز ارتباط دارد. مصرف قهوه: کافئین اگرچه در شب مزاحم خواب محسوب می شود اما مصرف آن در صبح و اوایل بعد از ظهر در برابر بیماری آلزایمر محافظت ایجاد می کند. به گفته محققان مصرف ۲۰۰ میلی گرم کافئین در روز با بهبود حافظه و جلوگیری از زوال شناختی مرتبط است. مصرف شکلات تیره: این نوع شکلات در برابر آسیب های اکسیداتیو در بدن محافظت ایجاد می کند ضمن این که حاوی آنتی اکسیدانی به نام فلاونوئید است و با بهبود جریان خون به مناطق مختلف مغز ارتباط دارد. مصرف کالری کمتر: شروع وعده های غذایی با خوراکی های سبک و مبتنی بر گیاهان و یا تمرکز بر بشقاب های کوچک تر، به شما در کاهش وزن کمک می کند. گفتنی است که افزایش وزن خود یکی از عوامل خطر ابتلا به آلزایمر محسوب می شود و آنهم از طریق بیماری هایی مانند آپنه خواب، فشار خون بالا و دیابت. مصرف حداقل ۵ وعده میوه و سبزیجات در طول روز: مصرف سبزیجات یک راه عالی برای کند کردن زوال شناختی در افراد ۶۵ سال و بالاتر است. مطالعات ثابت کرده اند کسانی که در روز ۴ وعده یا بیشتر میوه و سبزیجات تازه مصرف می کنند، ۴۰ درصد کمتر از سایرین در معرض خطر آسیب های شناختی و بیماری آلزایمر قرار دارند. استفاده از ادویه جات: گیاهان و ادویه جات و اضافه کردن آن ها به مواد غذایی به جای نمک و روغن، یک راه امن برای پیشگیری از آلزایمر است. ادویه جات سرشار از آنتی اکسیدان ها هستند و مطالعات نشان داده اند که کورکومین موجود در زردچوبه برای مثال خطر ابتلا به سرطان، آرتروز، افسردگی و آلزایمر را کاهش می دهد. فقط یک چهارم قاشق چای خوری از ادویه جات و مصرف آنها دو بار در روز قند خون ناشتا را نیز کاهش می دهد و این برای مبتلایان به دیابت ۲ که در معرض خطر ابتلا به آلزایمر در سنین بالاتر هستند، مهم است. مصرف آجیل و دانه ها: این محصولات علاوه بر اسیدهای چرب امگا ۳، حاوی دوز مناسبی از سلنیوم، و ویتامین ای هستند؛ دو ماده مغذی مهم در ترویج سلامت مغز. گردو در این میان خوراکی محافظ مغز است و اسیدهای چرب امگا ۳ و آنتی اکسیدان های موجود در آن به منظور کاهش خطر ابتلا به آلزایمر سودمند است. منبع: آوای سلامت
  2. sajjad

    راهکارهای کوچک و عاداتی وجود دارند که با در نظر گرفتن و انجام آن‌ها می‌توان سلامت روان را بهبود بخشیده و شادتر زندگی کرد. این راهکارها و عادات مفید را می‌توان به آسانی در زندگی روزمره اعمال کرد. همچنین همین راهکارهای ساده تغییرات قابل توجهی در زندگی ایجاد می‌کنند. روزنامه ایندیپندنت در یک مقاله جدید برخی از این عادات روزمره را معرفی کرده که سلامت روان را بهبود می‌دهند: با اعتماد به نفس و استوار راه بروید: نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد راه رفتن با اعتماد به نفس و مطمئن به گونه‌ای که سر به سمت پایین خمیده نباشد و شانه‌ها به سمت عقب باشند، می‌تواند حس خوبی را در فرد ایجاد کند. وقتی بدن در حالتی قرار می‌گیرد که شانه‌ها به سمت پایین خمیده و حالت قوز کرده باشند بیشتر احتمال دارد فرد روی موضوعات منفی تمرکز کند. از ثبت تصاویر تمامی لحظات و موقعیت‌ها خودداری کنید: ممکن است تصور کنید ثبت تصاویر از تمامی لحظات باعث می‌شود شما آن‌ها را بیشتر به یاد بسپارید اما بررسی‌ها نشان می‌دهد این کار نتیجه عکس در روحیه فرد دارد. ورزش کنید: ورزش کردن برای سه بار در هفته موجب می‌شود فرد ۱۹ درصد کمتر احساس افسردگی داشته باشد. طبق مطالعه انجام شده در کالج دانشگاهی لندن افراد فعال کمتر افسرده می‌شوند و افراد افسرده کمتر فعال هستند و جنب و جوش دارند. انجام کارها را به تعویق نیندازید: هر چه انجام کاری را به دلیل ترس از آن به تعویق اندازید تاثیر مخرب آن بیشتر می‌شود. با گوش دادن به موسیقی یا ورزش کردن استرس خود را کاهش داده تا بتوانید بهتر کار خود را به ثمر برسانید. رابطه با افراد منفی را قطع کنید: داشتن رابطه با افرادی که شما را مدام تحقیر می‌کنند، باعث می‌شود حس عزت نفس فرد آسیب ببیند؛ در نتیجه فرد را مستعد اضطراب و افسردگی می‌کند. زمان‌هایی را تنها برای خود در نظر بگیرید و به انجام کارهای شخصی خود اختصاص دهید زیرا کمک می‌کند اضطراب و افسردگی از شما دور شود بیشتر بخوابید: درصورتیکه فرد خواب کافی نداشته باشد بدن عملکرد مطلوب خود را نخواهد داشت. زمانی را صرف خودتان کنید: تلاش برای شاد نگه داشتن تمامی اطرافیان باعث می‌شود فرد از خود غافل شود. زمان‌هایی را تنها برای خود در نظر بگیرید و به انجام کارهای شخصی خود اختصاص دهید زیرا کمک می‌کند اضطراب و افسردگی از شما دور شود. از زمان استفاده از وسایل الکترونیکی بکاهید: تلفن‌های هوشمند، تبلت و لپ‌تاپ می‌تواند مغز را بیش از اندازه تحریک کند و بنابراین اگر ساعاتی را از آن‌ها دور نباشید، نمی‌توانید سلامت روان خود را حفظ کنید. از انجام همزمان چند کار با هم خودداری کنید: خوردن نهار در کنار چک کردن ایمیل کار خطرناکی نیست اما انجام همزمان چند کار با هم نشان دهنده این است که فرد اضطراب دارد. منبع: اینسا
  3. sajjad

    خشم، در آمریکا یک اپیدمی است؛ همه چیز را آلوده کرده، از بگومگوهای رسانه‌ای تا جنون جاده، جنگ‌ها، کشتارهای دسته‌جمعی. اما جدای از ابعاد‌ خطرناک گسترده‌تر این احساس اساسی بشر و ارتباطش با خشونت، خشم، در معیارهای کوچک‌تر،روی زندگی روزمره شخصی ما هم تاثیراتی دارد. همه‌چیز، از درماندگی در محل کار گرفته تا اختلافات خانوادگی می‌تواند باعث بروز استرس، اضطراب و افسردگی شود. با این‌که می‌دانیم عصبانیت و خشم تا چه اندازه می‌تواند مخرب و دردناک باشد، چرا وقتی بروز می‌کند سرشار از آن می‌شویم؟ چرا علی رغم تمام پیامدهای خطرناکش، به افتادن در دامش ادامه می‌دهیم؟ پیامدهای قانونی، اجتماعی، مالی، جسمی، … 1) بیولوژی اعصاب انسان، خشم را مزیت می‌داند. بخشی از این پیامد مربوط به لحظه‌ای است که خشم حس خوبی دارد، احساس اینکه کاری انجام می‌شود. خشم، تمام ترمزهای اخلاقی و منطقی مغز را لگدمال می‌کند چون از سیستم کناره‌ای آغازین ما نشات می‌گیرد: مرکز مغزی اتوماتیک‌ترین احساسات ما مانند ترس و علاقه. سیستم کناره‌ای، مستقیم‌ترین ارتباط را با سیستم واکنش جنگ یا گریز ما دارد و شامل کنترل روی حملات آدرنالین، هشیاری، و سایر غرایزی می‌شود که شما را آماده جنگ یا فرار سریع می‌کند. 2) خشم، مشابه سایر اعتیادهاست. چیزی که اتفاق می‌افتد این است که خشم، می‌تواند به حملاتی مشابه فعالیت‌های هیجان خواهی منجر شود، که در این فعالیت‌ها، خطر موجب برانگیختگی دریافتگرهای پاداش دوپامین در مغز می‌شود، یا مانند شکل‌های دیگراعتیاد مانند قمار، ورز‌ش‌های شدید، حتی داروهایی مانند کوکائین و متامفتامین‌ها. خشم می‌تواند پاداش خودش باشد، اما مانند سایر اعتیادها، عواقب نهایی، خطرناک و واقعی هستند و افراد از انگیزه‌های خشم در آن لحظه پیوری می‌کنند بدون این‌که به پیامدهایش توجهی داشته باشند. 3) خشم، شکنندگی نفس را بیشتر می‌کند. شکنندگی و آسیب نفس، جنبه روانشناسی هم دارد، که اغلب در شخصیت‌های خود شیفته دیده می‌شود؛ حملات بعداز خشم می‌توانند با احساسات نهفته ضعف یا عدم امنیت روی دهند، به عنوان راهی برای احساس قدرت در لحظه و غلبه بر احساس ضعف و عدم امنیت. خشم همچنین به افراد این احساس را می‌دهد که مختصرا نسبت به چیزهایی که عموما کنترلی روی‌شان ندارند، احساس کنترل کنند. متاسفانه نتایج ناخوشایند، پیامدهای منفی جلوه شما نزد دیگران را که باعث آزارتان می‌شود، تشدید می‌کند و چرخه ناامنی ادامه پیدا می‌کند. یک چرخه خطرناک از خشم و کج خلقی و مجازات که در نهایت به شخص خشمگین آسیب می‌زند. 4) خشم ممکن است آشنا و خوشایند باشد و همچنین روشی برای خودداری احساسی. متاسفانه برای بعضی‌ها که در محیطی همیشه آشفته و ناآرام بزرگ شده‌اند، بی‌ثباتی و دگرگون‌پذیری خشم ممکن است خودسرانه تبدیل به حالتی خوشایند شود و به سردرگمی یا فرار از احساسات ناخوشایند پنهان مانند خلاء یا ترس منجر گردد. حمله خشم و ناسازگاری، حس آشنایی داده و نزدیکی مخربی ایجاد می‌کند که ممکن است فردی این احساس را به مقابله با احساسات منفی‌تر مانند شکست یا اندوه ترجیح دهد. جدای از محیط‌های خانوادگی دلخراش، افسران جنگ هم در معرض این اعتیاد اشنا قرار دارند، چون تا مدتها در موقعیت‌های پر از تهدید گذشته باقی می‌مانند و آن شرایط در دوره‌های مختلف زمانی برای‌شات تکرار می‌شود. بنابراین ارزش این را دارد که از خود بپرسید آیا به خشم اعتیاد دارید؟ اگر چنین است، استراتژی‌هایی وجود دارد که به شما کمک می‌کند. مانند: روان درمانی (گاهی برای مدیریت خشم از روش روان-شناخت درمانی استفاده می‌شود، و همچنین درمانی برای مقابله/مشاهده دینامیک‌های پنهان میان‌فردی و مسائل گذشته که می‌تواند برانگیزاننده خشم باشد.) درمان هرنوع اختلال مانند افسردگی، اضطراب، و اختلال تنش‌زای پس از حادثه(PTSD) که می‌تواند خشم را به‌عنوان یکی از علائم بروز دهد. استراتژی‌های مثبت غلبه بر استرس مانند شوخی و سرگرمی/ ورزش/ یوگا / مدیتیشن/ سفر. یادگرفتن رفتارهای جایگزین مانند چگونگی حل مسئله به‌طور ساختاری و اتکای کمتر روی ظغیان‌های ناگهانی، صحبت درباره محرک‌های خشم با دیگران پیش از آن‌که روی دهند، تمرین تفکر/ باور و … درمورد گرایشات‌تان صادقانه با اعضای خانواده و دوستان صحبت کنید. اما درست مانند هر اعتیاد دیگری، اولین قدم، تائید و پذیرفتن این است که مشکلی وجود دارد؛ و برای خیلی از افراد این سخت‌ترین قدم است تا زمانی‌که متاسفانه چیزی روی دهد که راه برگشتی باقی نگذارد. تصدیق این موضوع که خشم شما تبدیل به یک مشکل شده، نیاز به خردمندی، بلوغ و شجاعت دارد و متاسفانه بسیاری از افراد هنوز به عقب برنگشته‌اند تا تاثیر رفتارشان را روی اطرافیان‌شان ببینند،آگاهی، اولین قدم برای دوباره ساختن است. منبع: مجله سلامت
×
×
  • جدید...