رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'افسردگی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • انگلیسی
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

11 نتیجه پیدا شد

  1. ۱- یک پیاده روی آفتابی را امتحان کنید: قدم زدن در یک روز زمستانی آفتابی به کاهش علایم اختلال عاطفی فصلی کمک می کند. یکی دیگر از مزایای این کار دریافت ویتامین D است، در روزهای خاکستری زمستان بدن نیاز بیشتری به این ویتامین دارد. جالب است بدانید کمبود ویتامین D نیز به افسردگی مرتبط بوده و مطالعه سال ۲۰۱۸ از مجله درد نشان می‌ دهد که کمبود ویتامین D ممکن است باعث سردرد خوشه ‌ای در پاییز و زمستان شود. ۲- خانه تان را روشن کنید: اندوه تاریک زمستان باعث کاهش تولید سروتونین شما ، که انتقال دهنده عصبی تنظیم کننده خلق و خو است می شود. ذخیره سروتونین بدن تان را با استفاده از یک جعبه نور که دارای دیودهای LED آبی است، تازه کنید. این نورها مهیج تر است و نسبت به جعبه های نور سفید روشنایی زننده کمتری تولید می کنند. یکی دیگر از راه های ساده روشن کردن خانه، کشیدن پرده ها اول صبح است. با این کار نور دلپذیر خورشید را به خانه تان دعوت کنید و از اختلال عاطفی فصلی پیشگیری کنید. ۳- بیشتر حرکت کنید ما می ‌دانیم که این کار وسوسه ‌انگیز است، اما در برابر میل به خواب زمستانی تا بهار مقاومت می‌ کنیم. راه رفتن به طور طبیعی شما را در معرض نور طبیعی خورشید قرار می ‌دهد که می تواند به دفع افسردگی در زمستان کمک کند. خیلی سرد است که بیرون از خانه تمرین کنید؟ این تمرینات ورزشی را در خانه انجام دهید. ۴- محصولات غذایی مقوی و مفید مصرف کنید. راز خوشبختی ممکن است در انتهای چنگال شما باشد. افرادی که از اختلال عاطفی فصلی رنج می برند و یا افسرده هستند، دوست دارند که غذاهای چرب و پر از کربوهیدرات را مصرف کنند، اما زیاد خوردن این غذاها دارای عواقب ناسالم است. در عوض، سعی کنید از غذاهایی مانند سالمون، سبزیجات و دانه‌ های کامل استفاده کنید و به افسردگی فصلی پایان دهید. ۵- استفاده از بابونه را فراموش نکنید اگر احساس شما نیاز به آرامش دارید، یک چای بابونه را در نظر بگیرید. مطالعه ۲۰۱۶ از Phytomedicine نشان می ‌دهد که عصاره بابونه می‌ تواند به کاهش علائم اختلال اضطراب کلی کمک کند. ۶- ورزش جدیدی را امتحان کنید در زمستان با یک سرگرمی فصلی مانند اسکیت روی یخ، اسکی و یا ورزش همگانی هیجان ‌زده شوید. الیزابت رم لمباردو روانشناس ، دکترا و نویسنده کتاب “یک فرد شاد: تجویز نهایی شما برای شادی” می گوید: داشتن چیزی جالب برای حرکت به آینده، به بالا بردن روحیه شما در طول آب و هوای سرد زمستان کمک خواهد کرد. ۷- کارهای داوطلبانه مفید انجام دهید لومباردو پیشنهاد می کند که فرصت های داوطلبانه ای پیدا کنید که در آن می توانید تفاوت ایجاد کنید. جمع آوری کت برای بی خانمان ها، بردن یک اسباب بازی برای کودکان نیازمند، و یا صرف زمان داوطلبانه در پناهگاه حیوانات می تواند مفید باشد. او می گوید کارهای بشردوستانه یک بهبود روحی خوب است. ۸- محیط اطراف خود را کنترل کنید شما ممکن است قادر به کنترل هوای اطراف خود نباشید، اما می‌ توانید محیط خود را کنترل کنید. تغییرات ساده مثل نقاشی کردن دیوارهایتان با یک رنگ روشن ‌تر، خریدن لوازم التحریر رنگارنگ، آویزان کردن کارهای هنری الهام بخش، و تغییر پس ‌زمینه کامپیوترتان به یک منظره ساحلی می ‌تواند در تغییر روحیه شما بسیار تاثیر گذار باشد. منبع: مجله سلامت
  2. sajjad

    شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در عالم دوستی، دوست‌تان اوقات سختی را بگذارند و شما مستأصل از این‌که نمی‌توانید به او کمکی کنید، دست به کارهایی بزنید که اوضاع را بغرنج‌تر کند. در ادامه راه‌هایی را برای کمک پیش‌نهاد می‌کنیم که می‌تواند راه‌کشا باشد. هر کسی در ایام خوشنودی می‌خواهد با شما وقت بگذارند، امّا هیچ‌کس دربارۀ اوقاتی که افسرده و مغموم‌اید اهمیتی نمی‌دهد. شما این‌گونه نباشید. ده دقیقه وقت گذاشتن با دوست‌تان برای رفع این مشکل شاید برای شما وقت زیادی نباشد ولی برای آن شخصِ خاص قطعاً هست. مردم اغلب نیاز دارند که خواسته شوند، آنان می‌خواهند که شخصی، در جایی احساسی نسبت به آنان داشته باشد، ما دربارۀ کارما و مسائل بی‌ربط این‌چنینی صحبت نمی‌کنیم، بلکه دربارۀ یک روی‌کرد خالصِ انسانی صحبت می‌کنیم. با دوست‌تان تماس بگیرید، یا شخصاً به دیدن‌ش بروید، یا تماس تصویری بگیرید. آن‌چه در دل دارید را بیرون بریزید و به گفته‌های او گوش کنید، اگر او واقعاً مغموم بود می‌توانید چندتایی از موارد زیر را به کار گیرید. دربارۀ دلیل ناراحتی چندباره سؤال نکنید به خاطر خودشان، یا اگر می‌خواهید بخشی از زندگی‌شان باشید، به خاطر بسپارید که بعضی چیزها واقعاً شخصی هستند و شاید نخواهند به اشتراک بگذارند، یک بار بپرسید و اگر پاسخی ندادند ساکت بمانید. شما نباید به گفتن مجبورشان کنید. اگر واقعاً می‌خواهید پاسخ کامل را بدانید، پس از پاسخ ساکت بمانید، خودِ او به موضوع باز خواهد گشت. تحقیقات نشان داده که آنان شاید بیش‌تر از آن‌چه با خود قرار گذاشته بودند، بگویند. تنها به «اوضاع بهتر می‌شه» و «تنها تو نیستی» و «من بهت اهمیت می‌دم» تکیه نکنید، تصور کنید در ذهن‌ش چه پاسخی به این گفته‌ها می‌دهد: «تنها تو نیستی»: جدی؟ همۀ ملت مثل من‌اند؟ کل شهر؟ کل استان؟ کل کشور؟ تنها به دنیا می‌آی، تنها هم می‌ری. واقعیت تلخ ماجرا همینه. هیچ‌کس وقتی حالت خوب نیست بهت اهمیت نمی‌ده. «اوضاع بهتر می‌شه»: چه‌طور؟ دولت می‌آد کمک‌ام بکنه؟ بابک زنجانی می‌آد پول می‌گذاره کف دستم؟ ما که شانس نداریم. «من بهت اهمیت می‌دم»: اگر اهمیت می‌دادی که جای حرف زدن الآن کمک‌حالم بودی. راه حل؟ راه حلی بدهید که قابلیت اجرا شدن داشته باشد، مثلاً برای شخصی که کارش را از دست‌داده پیش‌نهاد کاری فراهم کنید. به شخصی که مشکل مالی دارد، پول قرض بدهید. به بیرون دعوت‌اش کنید اگر در یک مکان خاص بماند، احساس می‌کند به مخمصه افتاده‌، زندانی شده‌، این مخصمه می‌تواند شخص را به افسردگی خطرناک بکشاند. اگر احساس می‌کنید که این اتفاق برای دوست‌تان افتاده، پس او را به بیرون دعوت کنید. به تماشای فیلم یا هر چیزی که شما را شاد می‌کند بروید، حتی چیزهایی که چندان علاقه ندارید، چنین اقدامی باعث می‌شود که او حس زنده بودن کنید، و وقتی چنین حسی داشت، می‌توان وضعیت را بهتر کنترل کرد. در آنان انگیزه ایجاد کنید باعث شوید حس خوبی نسبت به خودشان احساس کنند، هرگز با گفتن این‌که «غیرممکنه!» مأیوس‌شان نکنید، گاهی بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که بگویید فکر نکن، تعجب نکن، تخیل نکن، فقط نفس بکش و ایمان داشته باش که هرچیزی امکان‌پذیره. دوست‌شان بدارید و به آنان آن‌چه که دوست دارند هدیه بدهید دوست‌شان بدارید و بگویید که مهم نیست که چه اتفاقی می‌افتد، هر چه که شود شما او را دوست خواهید داشت. برای‌شان غذایی بگیرید که دوست دارد و به او یادآوری کنید که چه‌قدر برای‌تان ارزش‌مند است، به هر شکل ممکن. برای‌شان دعا کنید شاید شخص مذهبی نباشید، یا باور نداشته باشید که دعای شما در مناسبات عالم تغییری به وجود آورد، امّا فراموش نکنید که شما هر چه قدر هم دانا باشید کوچک‌ترین چیزی از مناسبات عالم نمی‌دانید، دنیا پر از شگفتی‌هاست، پس به خاطر خودتان هم که شده، برای دوست‌تان و حتی خودتان دعا کنید چرا که دعا، هم صبر را بیش‌تر می‌کند و هم امیدواری را. منبع: ویرگول
  3. sajjad

    افسردگی می تواند خفیف یا شدید باشد. این بیماری ممکن است مدت زمان کوتاهی در بیمار دیده شود یا اینکه مزمن گردد و او را در طول عمر همراهی نماید. شرایط خاص، همچون تولد فرزند یا تغییر فصل نیز می تواند نشانه های افسردگی را تحریک نماید. درک انواع افسردگی به پزشک کمک می کند درمان مناسب را اتخاذ کند. افرادی که با افسردگی دست و پنجه نرم می کنند باید اطلاعات خوبی در مورد شرایط خود داشته باشند. بیمارانی که اطلاعات کافی در مورد شرایط خود دارند راحت تر با آن کنار می ایند. در این مقاله همه ی آن چیزی که باید در مورد انواع مختلف افسردگی بدانید را بیان خواهیم کرد. اگر فکر می کنید خودتان یا افراد نزدیکتان چنین شرایطی دارند حتما با پزشک مشورت کنید. پزشک می تواند در فرایند تشخیص و درمان بیماری به شما کمک کند. ۱- اختلال افسردگی شدید: امسال بیش از ۱۶ میلیون آمریکایی این نوع از افسردگی را تجربه کرده اند. تحت معیارهای تشخیصی که توسط موسسه روانشناسی آمریکا منتشر شده است، افراد باید حداقل پنج مورد از نشانه ها را برای دو هفته یا بیشتر داشته باشند تا با افسردگی شدید تشخیص داده شوند. این نشانه ها ممکن است در برگیرنده احساس غم، تهی بودن،بی ارزش بودن، نا امید بودن، احساس گناه، از دست دادن انرژی و اشتها یا عدم تمایل به فعالیت های لذت بخش، تغییر در عادت های خواب و افکار مرگ و خودکشی باشد. بیشتر موارد قابل درمان هستند. اختلال افسردگی شدید، دو زیرمجموعه دارد افسردگی غیر معمول و افسردگی سودازدگی. افرادی که در طبقه بندی افسردگی غیر معمول قرار می گیرند دوست دارند بیشتر بخوابند و بیشتر غذا بخورند. این افراد از لحاظ عاطفی و احساسی فعال هستند و بسیار مضطرب اند. افرادی که در دسته افسردگی سودازدگی قرار دارند در خواب مشکل دارند و افکاری دارند که خود را مقصر و گناهکار می دانند. بزرگسالان جوان بیشتر با افسردگی غیر معمول دست و پنجه نرم می کنند. ۲- افسردگی مقاوم به درمان: برخی از اوقات افرادی که اختلال افسردگی شدید دارند به درمان پاسخ نمی دهند. حتی بعد از مصرف برخی از داروهای ضد افسردگی باز هم ممکن است دوباره به شرایط قبل باز گردند. ممکن است چنین شرایطی ژنتیکی یا محیطی باشد. کمک به افراد برای غلبه بر افسردگی مقاوم به درمان از طریق جلسات مختلف برای کمک به تشخیص مناسب و شناسایی سایر علل جسمی و روانی که باعث ایجاد نشانه ها می شود آغاز می گردد. پزشک به بیمار کمک می کند دوز مناسب دارو و طول دوره درمان را تشخیص دهد. اگر دارویی کار نکرد، پزشک سعی می کند دارو را به داروی مشابه تغییر دهد یا از کلاس دیگری از داروها استفاده نماید. ۳- افسردگی زیر نشانگانی: فردی که نشانه های افسردگی را دارد اما همه موارد مرتبط برای تشخیص افسردگی شدید را ندارد ممکن است در این گروه قرار گیرد. این فرد سه یا چهار نشانه را دارد اما ممکن است نشانه پنجم را نداشته باشد یا برای یک هفته افسردگی را تجربه نماید. پزشک در این شرایط به جای اینکه به نشانه ها توجه کند، معمولا به دنبال عملکرد خواهد بود. ایا بیمار می تواند سر کار برود و مسئولیت های روزمره خود را انجام دهد؟ اگر فرد در حال کشمکش است، می تواند از درمان بهره ببرد؟ ۴- اختلال افسردگی مقاوم: افرادی که با این نوع افسردگی دست و پنجه نرم می کنند خلق و خوی ناراحت، پایین، تیره و تاری در بیشتر روزها دارند و حداقل دو مورد از نشانه های افسردگی را که دو سال یا بیشتر طول کشیده است تجربه کرده اند. در کودکان و نوجوانان، این نوع افسردگی ممکن است زمانی که نشانه های تحریک پذیری یا افسردگی برای یک سال یا بیشتر طول کشید تشخیص داد شود. برای اینکه فردی با این نوع از افسردگی تشخیص داده شود باید دو مورد از نشانه های زیر را داشته باشد: مشکل در خواب (بسیار زیاد یا بسیار کم)، انرژی کم یا خستگی، اعتماد به نفس پایین، اشتهای ضعیف یا خوردن بیش از حد، تمرکز ضعیف یا مشکل در تصمیم گیری، احساس نا امیدی. معمولا این نوع افسردگی نیازمند درمان با ترکیبی از داروها و روان درمانی است. ۵- اختلال ناخوشی پیشاقاعدگی: بیش از ۱۰ درصد زنانی که به سن باروری رسیده اند این نوع اختلال را تجربه می کنند. این گزینه شکل حادتری از سندرم پیش از قاعدگی است و می تواند باعث تحریک افسردگی، ناراحتی، اضطراب، تحریک پذیری و حتی نشانه های شدید یک هفته قبل از آغاز دوره قاعدگی شود. چنین شرایطی می تواند ناراحت کننده، ناتوان کننده و دشوار باشد و با زندگی روزمره فرد تداخل ایجاد نماید. دانشمندان و متخصصان بر این باورند که چنین زنانی ممکن است حساسیت غیر طبیعی به تغییرات هورمونی در طول چرخه قاعدگی خود داشته باشند. مصرف داروهای ضد افسردگی به خصوص مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین در دو هفته قبل از آغاز قاعدگی یا در طول ماه می تواند بسیار موثر باشد. انواع خاصی از داروهای پیشگیری از بارداری نیز می تواند مفید باشد. دانشمندان و محققان دانشگاه کالیفرنیا در حال کاوش و بررسی استفاده از نور درمانی برای بهبود کیفیت خواب و خلق و خو در این زنان هستند. ۶- افسردگی دوقطبی: تغییر در خلق و خو و انرژی، نا امید بودن و شاد بودن جزو نشانه های افسردگی دو قطبی است که به عنوان اختلال دو قطبی نیز شناخته می شود. برای اینکه فردی با این شکل از افسردگی تشخیص داده شود باید حداقل یک نوع از شیدایی را داشته باشد. اختلال دوقطبی معمولا در بزرگسالان جوان دیده می شود. با اینکه زنان و مردان به تعداد یکسان با این شرایط تشخیص داده می شوند اما مطالعات نشان می دهد تفاوت های جنسیتی در این شرایط دخیل است. مردان رفتارهای شیدایی بیشتری دارند و زنان بیشتر به سمت نشانه های افسردگی می روند. اختلال دو قطبی معمولا بدون درمان بدتر می شود اما می توان آن را با تثبیت کننده های خلق و خو، داروهای ضد روان پریشی و صحبت درمانی بهبود بخشید. یکی از مطالعات انجام شده توسط دکتر سیت و همکارانش نشان می دهد نور درمانی می تواند یک درمان احتمالی برای این افسردگی باشد. البته برای تایید چنین موضوعی به تحقیقات بیشتری نیاز است. قرار گرفتن در معرض نور می تواند نشانه های افسردگی را کاهش دهد و عملکرد این افراد را بهبود ببخشد. ۷- اختلال کژتنظیمی خلقی ایذایی: فریاد زدن و خشم می تواند نشانه های این نوع اختلال باشد. این اختلال نوعی افسردگی است که در کودکانی شناسایی می شود که با تنظیم احساسات خود مشکل دارند. سایر نشانه های این اختلال در برگیرنده عصبانی شدن یا تحریک پذیری در بیشتر روزهاست. این کودکان با افراد موجود در مدرسه، منزل و سایر مکان ها مشکل دارند. اخیرا چنین اختلالی به کمک داروها، روان درمانی و آموزش والدین، درمان شده است. ۸- اختلال خلق و خوی ناشی از مواد: استفاده یا سوء مصرف داروهای تسکین بخش می تواند خلق و خوی فرد را تغییر دهد. نشانه هایی همچون افسردگی، اضطراب و از دست دادن تمایل برای انجام فعالیت های لذت بخش معمولا بعد از مصرف مواد یا ترک آن ایجاد می شود. موادی که می تواند به این نوع افسردگی منجر شود دربرگیرنده الکل، مواد مخدر، بنزودیازپین است. برای اینکه فردی با چنین اختلالی تشخیص داده شود، پزشک سایر علل احتمالی افسردگی را نیز بررسی می کند. ۹- افسردگی سایکوتیک: افرادی که افسردگی سایکوتیک دارند ممکن است نشانه هایی همچون توهم و هذیان را تجربه نمایند. پزشکان معمولا داروهای ضد افسردگی و ضد روان پریشی را برای این شرایط تجویز می کنند. ۱۰- افسردگی به خاطر بیماری: مقابله کردن با بیماری های مزمن حاد همچون بیماری قلبی، سرطان، مولتیپل اسکلروزیس، ایدز می تواند باعث ایجاد افسردگی شود. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد التهاب مرتبط با بیماری می تواند نقش مهمی در ایجاد افسردگی داشته باشد. التهاب باعث ازاد شدن مواد شیمیایی خاصی توسط سیستم ایمنی می شود که وارد مغز می شود و باعث تغییر آن می گردد. همین امر موجب بروز افسردگی در برخی از افراد می شود. استفاده از داورهای ضد افسردگی ممکن است شرایط این افراد را بهبود ببخشد و توانایی آن ها برای عملکرد بهتر را بالاتر ببرد. منبع: مجله سلامت
  4. اینکه شما به دنبال راهی هستید تا بتوانید به دوست افسرده خود کمک کنید بسیار عالی است. حتما با خودتان فکر می کنید با وجود موتورهای جستجویی همچون گوگل می توانید در مورد همه چیز اطلاعات کافی کسب کنید و به افراد کمک نمایید. متاسفانه این موضوع همیشه درست نیست. حتی اگر تحقیق کاملی بر روی موارد مختلف داشته باشید باز هم این موضوع به این معنا نیست که هر فردی می تواند روش های مناسبی برای پشتیبانی و حمایت از دوستان و اعضای خانواده خود بیابد. در این مقاله مواردی که قبل از کمک به دوست یا عضوی از خانواده که افسردگی دارد باید بدانید را بیان خواهیم کرد. 1- افسردگی یک بیماری است: ممکن است این موضوع را قبلا بارها و بارها شنیده باشید. دوست نداریم در این مقاله در مورد این موضوع زیاد صحبت کنیم. شما می توانید علت بیماری بودن افسردگی را در مقالات دیگر پیدا کنید. چیزی که شما باید بدانید این است که درک دلیل این موضوع برای بیشتر افراد بسیار دشوار است. پس در گام اول سعی کنید افراد را متقاعد کنید افسردگی یک نوع بیماری است و نیاز به درمان دارد. 2- این بیماری بر ارزش فردی اثر می گذارد: افراد مبتلا به افسردگی نه تنها باید با نشانه ها و نگاه جامعه دست و پنجه نرم کنند بلکه مجبور هستند با نا امیدی های زیادی که در اطرافشان وجود دارد نیز مقابله نمایند. 3- آن ها آسیب دیده اند: همه ما ممکن است در زندگی خود توسط سایر افراد اسیب دیده باشیم. البته امیدواریم تنها چیزی که در زندگی خود تجربه می کنید عشق و دوست داشتن باشد اما همیشه اینگونه نیست. افراد مبتلا به افسردگی ممکن است به سایرین اعتماد نداشته باشند و نشانه هایشان را بیان ننمایند. 4- این افراد برای بهبود حالشان ممکن است نیازی به شما نداشته باشند: بهبود حال این افراد کار شما نیست بلکه کار خودشان است. این موضوع بسیار ساده است. 5- امنیت آن ها از حمایت شما پیشی می گیرد: ممکن است در برخی از موارد به جای حمایت کردن امنیت آن ها را به خطر بیندازید. این افراد در برخی از شرایط به این موضوع نیاز دارند که از شما دور شوند و بر روی سلامت خود تمرکز نمایند. 6- زمان هایی وجود دارد که هیچ کدام از این موارد برای افراد معنی پیدا نمی کند: به دنیای افسردگی خوش آمدید. افسردگی بیماری است که هزاران چهره متفاوت دارد. ممکن است یک روز نشانه خاصی داشته باشید و روز بعد این نشانه را تجربه نکنید. این موضوع می تواند برای هر دوی شما سردرگم کننده و نا امید کننده باشد. 7- این افراد ممکن است عمدا ریکاوری و بهبود خود را از بین ببرند: تغییر وحشتناک است و یکی از موارد دشواری است که در این شرایط دیده می شود. اگر فردی برای مدت زمان طولانی با افسردگی زندگی کرده باشد، ممکن است تمایلی به بهبود در خود نداشته باشد. 8- آن ها یاد گرفته اند با افسردگی زندگی کنند: این موضوع به نظر ساده می رسد اما باید خود را برای ان آماده کنید. زندگی کردن با افسردگی به این معنا نیست که آن ها دست کشیده اند. این بیماری بخشی از زندگی شان شده و اگر این افراد این موضوع را پذیرفته اند شما نیز باید بپذیرید. 9- آن ها می خواهند شما در کنارشان باشید: اگرچه در برخی از زمان ها دوست ندارند پشتیبانی و عشقی از سایرین دریافت نمایند اما هنوز دوست دارند افراد را کنار خود ببینند زیرا به پشتیبانی و حمایت نیاز دارند. 10- مهم ترین موضوع برای این افراد این است که شما به سلامت خود نیز اهمیت دهید: بیشتر افراد به بیماران مبتلا به افسردگی توصیه می کنند زندگی بهتری داشته باشند و به سلامت خود اهمیت دهند اما خودشان هیچ اهمیتی به این موضوع نمی دهند و توصیه های خود را به کار نمی برند. مدلسازی رفتارها بهترین روش برای ارسال پیام به دیگران است. 11- در مورد چالش های موجود صادق باشید: کمبودهای خود را تایید کنید و یاد بگیرید این کمبودها را تغییر دهید. شما باید اطلاعات زیادی به دست آورید. 12- در زندگی خود نیز پشتیبان و حامی پیدا کنید: پشتیبانی کردن از سایر افراد می تواند چالش برانگیز باشد. داشتن یک سیستم حمایتی قوی برای حمایت از سایر افراد نیز الزامی است. موارد بسیار زیادی وجود دارد که باید یاد بگیرید و در این سفر از آن ها استفاده کنید. منبع: مجله سلامت
  5. هیچ کدام از شهرهای بزرگ ایران،‌ خط تماس اضطراری برای خودکشی ندارند،‌ حق ویزیت روانشناسان و مشاوران آنقدر گران است که قرارهای ملاقات با آنان را به طبقات خاصی از جامعه محدود می‌کند و در حالی که خیلی‌ها تمایل دارند بگویند مقصر افزایش اخبار خودکشی، رسانه‌هایی هستند که اخبار این حوادث را پوشش می‌دهند، نباید فراموش کرد که خودکشی هم مثل هر مساله دیگری،‌ ریشه‌های متعددی دارد و یک‌شبه و بدون مقدمه اتفاق نمی‌افتد. اما چه کنیم اگر فهمیدیم که یکی از دوستان یا آشنایان و نزدیکانمان به خودکشی فکر می‌کند؟ قبل از هر چیز فراموش نکنید که این نوشته مشهور آندره مارلو که می‌گوید: «آدم‌هایی که در مورد خودکشی حرف می‌زنند معمولا خودکشی نمی‌کنند»، ریشه‌ای در واقعیت ندارد. نشانه‌ها و کلماتی که می‌شنوید را جدی بگیرید. مفتخر باشید که آدمی که می‌خواهد خودکشی کند،‌ شما را انتخاب کرده است تا در مورد تصمیمش حرف بزند. معنی‌اش این است که به شما اعتماد کرده و برای رابطه‌اش با شما ارزش قائل شده است. به کسی که در مورد مسائل سلامت روانش با شما صحبت می‌کند،‌ به چشم مزاحم نگاه نکنید. متوجه باشید که افسردگی و افکار خودکشی،‌ ناشی از ضعف، ‌تنبلی یا ناتوانی نیست. مشکلات سلامت روان مثل باقی مشکلات سلامتی در سایر اندام‌های بدن،‌ ناشی از عملکرد یکی از دستگاه‌های بدن است،‌ نه ناتوانی فردی یا علاقه‌مندی به جلب توجه و برچسب‌های ناخوش‌آیند دیگر. با راه‌های زیر، ‌ممکن است بتوانید جان یک آدم دیگر را نجات دهید که به اندازه نجات کل آدم‌های دنیا مهم است: ۱. چیزی که می‌شنوید را جدی بگیرید، آدم‌ها را جدی بگیرید و بگذارید آنها بدانند که برای شما مهم هستند شنیدن اینکه حال آدمی اینقدر بد است که به خودکشی فکر می‌کند،‌ حتما ترسناک و ناراحت‌کننده است و می‌تواند نشانه‌ای از وجود یک بحران واقعی در آدم‌ها باشد اما خیلی وقت‌ها،‌ آدم‌هایی که در مورد خودکشی حرف می‌زنند نیاز دارند که کسی به حرف آنها گوش کند. پس به آنها توجه کنید،‌ از آنها بخواهید که حرف بزنند،‌ به دوستتان بگویید که زندگی و سلامتی‌اش برای شما مهم است، اگر به اندازه کافی به او نزدیک هستید برایش از یک متخصص وقت بگیرید، او را تا مطب دکتر برسانید و صبر کنید تا ملاقاتش تمام شود و اگر از متخصص راضی نبود به او اطمینان بدهید که می‌توانید کس دیگری را پیدا کنید که بتواند با او ارتباط برقرار کند. ۲. سعی کنید تشخیص دهید که چه زمانی موقعیت «بحرانی» است اگر دوستتان در خانه تنهاست و تلفن را جواب نمی‌دهد، اگر به جایی رفته است که می‌ترسید بتواند آسیبی به خودش بزند، اگر شما را در جریان قصدش برای خودکشی قرار داده است و می‌دانید که برای این کار برنامه‌ریزی می‌کند،‌ می‌توانید با ۱۱۰ تماس بگیرید. از اینکه این تماس شاید برای شما یا دوستتان یا خانواده‌ها مشکلی به وجود بیاورد، اصلا نترسید. مددکاران اجتماعی پلیس می‌توانند شما را راهنمایی کنند که چه کاری در این شرایط بهتر است. اگر وضعیت واقعا خطرناک باشد،‌ ماموران پلیس می‌توانند به نجات جان دوستتان کمک کنند. پس روی پلیس حساب کنید. ۳. دلسوز باشید کسی که با شما در مورد افکار خودکشی یا روزهای بدش حرف می‌زند،‌ شجاعت زیادی به خرج داده است، برای شما ارزش و احترام زیادی قائل بوده و روی شما حساب کرده است. ارزش طرف صحبت قرارگرفتن را داشته باشید،‌ دلسوزی نشان بدهید،‌ دوستتان را قضاوت نکنید، به او نگویید که تنبل یا ضعیف است یا ارزش زندگی‌کردن را نمی‌داند. سعی کنید خودتان را به جای او قرار دهید و مساله را از نگاه او بررسی کنید. مهربان باشید و نشان بدهید که ارزش این اعتمادی که به شما شده است را دارید. دوستتان را تشویق کند که کمک حرفه‌ای بگیرد و به او اطمینان بدهید که در کنارش می‌مانید. ۴. به دوستی‌ که می‌دانید در حال مبارزه با افسردگی یا اضطراب است، نزدیک شوید و با او حرف بزنید تصور نکنید که حرف‌زدن با دوستتان در مورد مسائلش، مساله شما نیست. به این فکر نکنید که حرف‌زدن در مورد اضطراب یا افسردگی می‌تواند حال فعلی شما را عوض کند. با دوستتان حرف بزنید. حرف‌زدن به شما و دوستتان کمک خواهد کرد. بنیاد ملی پیشگیری از خودکشی در آمریکا پیشنهاد داده است که حرف‌زدن را قدم به قدم بر اساس گام‌های زیر آغاز کنید: از دوستتان بخواهید که اگر می‌تواند و می‌خواهد با شما به صورت خصوصی حرف بزند با سوال کردن سر حرف را باز کنید. شما بازجو نیستید اما اگر به اندازه کافی دلسوزانه سوال کنید می‌توانید به دوستتان کمک کنید که راحت‌تر حرف بزند، مثلا می‌توانید بگویید «به نظرم رو به راه نیستی. چیزی شده؟» به داستان دوستتان گوش کنید و نشان بدهید که شنیدن آن چیزی که می‌گوید برای شما مهم است از دوستتان بپرسید که آیا به این فکر کرده است که می‌خواهد به خودش آسیب برساند یا احتمالا زندگی‌اش را تمام کند؟ دوستتان را تشویق کنید که به سراغ متخصص برود،‌ کمک حرفه‌ای و پزشکی بگیرد و به او اطمینان بدهید که در کنارش هستید ۵. همه‌ حرف‌ها را نباید گفت سعی نکنید به دوستتان بگویید که مشکلش اهمیت ندارد یا کم‌اهمیت است. سعی نکنید به او بگویید که «چیزی نیست». سعی نکنید بحثی در مورد ارزش و اهمیت زندگی یا معنای آن شروع کنید. به دوستتان نگویید که شما می‌توانید وضعیت او را تغییر دهید یا می‌توانید مشکلات او را حل کنید. به دوستتان نگویید که «حالت بهتر می‌شود». سعی نکنید او را قانع کنید که «مشکلی وجود ندارد». ‌چانه نزنید. نگویید «زمان مساله را حل می‌کند و حالت بهتر می‌شود». درست همان طوری که زخم معده هفته آینده درمان نمی‌شود،‌ این طور مشکلات هم تنها با «گذشت زمان» حل نمی‌شود. همان طوری اظهار نظر کنید که وقتی کسی از شما می‌پرسد با درد کلیه‌اش چه کاری باید بکند، به او پاسخ می‌دهید. پرسیدن اینکه «اگر خودکشی کنی چه بلایی به سر اعضای خانواده‌ات می‌آید؟» بی‌فایده است و کمکی به دوستتان نمی‌کند. آدم‌هایی که به خودکشی فکر می‌کنند، احتمالا فشار زیادی از طرف اعضای خانواده‌شان احساس می‌کنند. درک کنید که آنها از اینکه مسئول باشند خسته هستند. ۶. رفتارهای آدم‌ها مهم هستند آدم‌ها با زبان‌های مختلفی سعی می‌کنند دیگران را در مورد مشکلاتشان آگاه کنند. طبق بررسی‌های بنیاد ملی پیشگیری از خودکشی در آمریکا، اغلب کسانی که خودکشی می‌کنند در هفته‌ها یا ماه‌های پیش از خودکشی در مورد خودکشی حرف‌ زده‌اند. صحبت‌کردن از خودکشی، صحبت‌کردن از اینکه دلیلی برای زندگی وجود ندارد،‌ صحبت‌کردن از این احساس که «مزاحم دیگران هستم»،‌ احساس گیر افتادن یا درد غیر قابل توضیح و غیرقابل تحمل،‌ همه اینها آدم‌ها را در خطر بالای آسیب‌پذیری و تمایل به خودکشی قرار می‌دهد. جمله‌هایی مثل «اگر بمیرم هم مهم نیست» یا «دلم می‌خواست کاش از خواب بیدار نمی‌شدم»، می‌تواند و باید زنگ خطر را برای شما به صدا در بیاورد. شاید بیشتر کسانی که از خودکشی حرف می‌زنند واقعا اقدام به خودکشی نکنند اما حرف‌زدن از خودکشی نشانه جدی افسردگی است. بنیاد ملی پیشگیری از خودکشی در آمریکا می‌گوید: «پرسیدن در مورد تمایلات به خودکشی نیست که ایده خودکشی را در مغز دیگران قرار می‌دهد اما سوال‌کردن در این مورد می‌تواند به دیگران کمک کند که در مورد مسائلشان حرف بزنند». ۷. به آدم‌ها کمک کنید که کمک حرفه‌ای بگیرند کمک حرفه‌ای را دست کم نگیرید. اگر تا اینجای کار با دوستتان همراه بوده‌اید، کمک زیادی به او کرده‌اید اما مشکل حل نشده است. کمک حرفه‌ای و تخصصی برای افرادی که با مسائل سلامت روان درگیر هستند ضروری است. روانشناسان،‌ روانپزشکان یا روان‌درمانگران، می‌توانند افراد مناسبی برای مراجعه و کمک‌گرفتن باشند. متاسفانه در ایران‌،‌ هنوز کمک‌های حرفه‌ای اورژانسی آنلاین به زبان فارسی در دسترس نیست اما سعی کنید به دوستتان کمک کنید روانشناس مناسبی پیدا کند. به او اطمینان بدهید که در کنار او هستید،‌ مسائل خصوصی را بین خودتان نگه می‌دارید و حمایتش می‌کنید تا حالش بهتر شود. ۸. از عوامل خطرآفرین آگاه باشید برخی شرایط خاص روانی می‌تواند خطر تمایل به خودکشی را بیشتر کند. افسردگی، اختلال دو قطبی،‌ شیزوفرنی،‌ تیپ‌های شخصیتی مستعد،‌ اختلال‌های اضطرابی‌،‌ سوء مصرف مواد مخدر و برخی داروها،‌ از جمله چیزهایی است که باید نگرانشان باشید. عوامل دیگری هم هستند که می‌توانند شانس حرکت به سمت خودکشی را در افراد بیشتر کنند. سابقه خودکشی‌های ناموفق قبلی،‌ سابقه خودکشی موفق یا ناموفق اعضای خانواده،‌ درگیری با یک بیماری مزمن و درگیری طولانی‌مدت با استرس، به گفته مرکز ملی پیشگیری از خودکشی آمریکا می‌توانند نگران‌کننده باشند. دسترسی به ابزارهای خودکشی هم می‌تواند خطرناک باشد. اگر کسی به شما گفته است که قصد دارد خودکشی کند، از او بپرسید که برنامه دارد چطور این کار را انجام دهد و سعی کنید دسترسی‌اش به وسایلی که می‌تواند برایش خطرآفرین باشد را محدود کنید. در مورد داروها،‌ مخدرها و سم‌ها حساس باشید. ۹. علائم‌ هشداردهنده را بشناسید چیزهایی که دوستتان می‌گوید،‌ رفتارهایی که انجام می‌دهد،‌ تغییر حال و هوا و چیزهایی از این دست می‌تواند هشداردهنده باشد. هرچه تعداد چیزهایی که مشاهده می‌کنید بیشتر باشد،‌ خطر نزدیک‌تر است. کمک کنید دوستتان تغییر حال و هوا بدهد، به‌خصوص زمانی که مساله ناشی از ارتباط با یک اتفاق دردناک،‌ از دست دادن یا مرگ یکی از عزیزان و نزدیکان است. افزایش مصرف الکل یا مواد مخدر و حتی بعضی داروها،‌ جست‌وجو در مورد راه‌های خودکشی در وب،‌ بی‌احتیاطی‌های عجیب و غریب،‌ رفتار تهاجمی،‌ بی‌خوابی یا پرخوابی،‌ خداحافظی با دوستان و آشنایان و بخشیدن اموال با ارزش به دیگران، ‌از دست دادن علاقه به چیزهایی که قبلا جذاب بودند،‌ تحریک‌پذیری، ‌اضطراب و مانند آنها می‌تواند نشانه‌های خطر باشد. ۱۰. به دوستتان کمک کنید برنامه‌ای برای حفظ امنیتش بنویسد اگر نگران دوستتان هستید به او کمک کنید که برنامه‌ای برای حفظ امنیتش بنویسد. اگر می‌خواهید به او کمک کنید،‌ اسم شما باید در لیست افرادی که می‌توانند به او کمک کنند باشد. برنامه حفظ امنیت شخصی شامل موارد زیر است که در پاسخ به هر کدام از پرسش‌ها باید حداقل سه گزینه مختلف ذکر شود: نشانه‌هایی که می‌گوید شرایط در حال بد شدن است چیست؟ افکار، تصاویر ذهنی،‌ حال و هوا،‌ شرایط یا رفتارهایی که باعث می‌شود به خودکشی فکر کنید چه چیزهایی هستند؟ چه کار می‌توانم بکنم که با شرایط مقابله کنم؟ چه کار باید انجام بدهم تا بدون دخالت دادن دیگران، حال و هوایم تغییر کند؟ چیزهایی مانند تمرین تمرکز،‌ مدیتیشن،‌ ورزش و ... افراد یا جاهایی که می‌توانند حالم را عوض کنند چه کسانی یا چه جاهایی هستند؟ کسانی که می‌توانم به آنها زنگ بزنم تا به کمک من بیایند کدام‌ها هستند؟ متخصص‌هایی که می‌توانند کمک کنند چه کسانی هستند؟ چه کاری می‌توانم انجام بدهم که شرایطم امن و آرام بشود؟ منبع: ایسنا
  6. جدایی از کسی که دوستش دارید باعث می شود احساس غم و تنهایی کنید، حتی اگر خودتان خواسته باشید. زمان آسیب ها را التیام می بخشد و افراد دوباره ریکاوری می شوند اما دوره زمانی بازیابی به این بستگی دارد که فرد تا چه اندازه درگیر افکار مرتبط با کسی که از او جدا شده باقی بماند. تحقیقات نشان داده پریشانی حاصل از جدایی می تواند خود را به صورت خشم یا ضعف نشان دهد اما در هر دو حالت این افکار با احساس تنهایی، افسردگی و ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن همراه خواهند بود. احتمالا هورمون های استرس مقصر اصلی هستند. سلول های ایمنی بدن حاوی گیرنده هایی هستند که به بسیاری از هورمون ها واکنش نشان می دهند از جمله بعضی که با استرس، افسردگی و دیگر پاسخ های هیجانی حاصل از شکست در ارتباط هستند. اگر ناراحتی حاصل از جدایی باعث شود سطح هورمون های استرستان برای هفته ها و یا حتی ماه ها بالا بماند این می تواند منجر به التهاب شود – و همچنین تغییر در میکروبیوم روده – که در نتیجه ایمنی بدنتان در برابر پاتوژن های مرتبط با بیماری کاهش می یابد. این تغییرات همچنین می توانند احساس درد ناشی از مشکلاتی مانند آرتریت را تشدید کنند. موضوع اصلی تنش روانی است. بعد از جدایی غم و اندوهتان هرچه بیشتر باشد و این احساسات هرچه بیشتر طول بکشد ضربه ای که سیستم ایمنی تان می خورد نیز شدیدتر است. بعد از ماه ها و یا حتی سالها رابطه شما و شریکتان ممکن است به شدت از نظر احساسی و یا حتی بیولوژیکی با هم مرتبط شده باشید. مغز و بدنتان به شدت عادت کرده که او همیشه کنارتان باشد و در نتیجه همین که او را از دست می دهید خواب، اشتها و حتی تنظیم دمای بدنتان ممکن است دچار اختلال شوند. درست مانند سیاره ای که از مدارش خارج شده باشد شما نیز بعد از جدایی تعادل قبل را ( تا مدتی ) نخواهید داشت. از سوی دیگر کسانی که بعد از جدایی احساس خلاص شدن یا شادی دارند بعید است شاهد تاثیرات منفی روی سیستم ایمنی باشند. برای اینکه خود را از تمام این جراحت های بعد از جدایی محافظت کنید سعی کنید از سر خود بیرون بیایید و وارد شرایط اجتماعی شوید که شما را با دوستان نزدیک و خانواده مرتبط می کند. افرادی که زمان بیشتری را با دیگران می گذرانند، اجتماعی تر هستند و کسانی که با عزیزانشان مکالمات بیشتری دارند کمتر در خطر آسیب سیستم ایمنی بدن قرار دارند. داشتن روابط بین فردی خوب از دیگر روابط نیز می تواند به بهبود فرد پس از جدایی کمک کند. حمایت اجتماعی برای سلامت و عملکرد ایمنی در هر زمانی بسیار مهم است اما وقتی کسی شریکش را از دست می دهد اهمیت آن بیشتر می شود. دوباره پیدا کردن خود – تعریف خود مانند همان کسی که قبل از شروع رابطه بودید – نیز نیاز به کمک دارد. می توانید به سراغ فعالیتی بروید که قبل از رابطه برایتان چذاب بود. به صورت کلی باید موفق به درگیر کردن ذهن با دیگر مسائل شوید تا از غم و حس تنهایی تان کاسته شود. درست است از دست دادن حس بدی دارد اما زندگی در جریان است و نباید اجازه دهید سلامتی تان قربانی شود. به خود زمان دهید و بگذارید به مرور دوباره توانایی ارتباط برقرار کردن با خانواده و دوستان را به دست بیاورید پس از این دوباره سیستم ایمنی بدن به بهترین حالت خود باز می گردد. نویسنده: مارخام هید منبع: سایت دکتر کرمانی
  7. پسته؛ بهبود سطح خلق و خوی: پسته بسیار کم کالری است و در هر اونس تنها ۴ کالری دارد. خوردن پسته با کاهش خطر ابتلا به سرطان ریه نیز در ارتباط است چون تنفس را بازتر می کند. پسته سرشار از آنتی اکسیدانی به نام گاماتوکوفرول است که به سلامت سیستم عصبی کمک می کند. ضمنا پسته حاوی ویتامین ب ۶ است که با بهبود خلق و خوی و تقویت سیستم ایمنی بدن ارتباط مستقیم دارد. فندق؛ مدیریت دیابت: سطح بالایی از چربی های اشباع نشده در این آجیل است که می تواند منجر به بهبود سلامت قلب و عروق و بهبود کنترل دیابت نوع ۲ شود. فندق همچنین غنی از ویتامینEاست که منجر به جلوگیری از بروز آب مروارید و دژنراسیون ماکولا می شود ضمن این که از سلامت پوست حفاظت می کند و منجر به کاهش خطر ابتلا به زوال عقل می شود. کشمش؛ کاهنده علائم افسردگی: سلنیوم موجود در کشمش به سلامت پوست کمک می کند. کشمش همچنین حاوی مقادیر زیادی از ویتامین های آ و ب است و منجر به کاهش علائم افسردگی و مشکلات عصبی می شود. تخمه کدو؛ کاهنده کلسترول بد: مصرف این آجیل منجر به محافظت در برابر سرطان پروستات می شود، تقویت کننده مثانه است، و نقش پیشگیری کننده از پوکی استخوان دارد. تخمه کدو سرشار از منیزیوم است و به خاطر وجود فیتواسترول ها؛ سطح کلسترول ال دی ال را کاهش می دهد. گردو؛ دشمن التهاب: گردو علاوه بر این که حاوی میزان زیادی از آنتی اکسیدان ها است، در محافظت از بدن در برابر آسیب سلولی که می تواند منجر به بیماری های قلبی، سرطان و پیری زودرس شود، نقش مهمی دارد. گردو ثروتمندترین آجیل از نظر داشتن اسیدهای چرب امگا ۳ است که به مبارزه با تورم و التهاب می رود. گردو همچنین حاوی منگنز است که می تواند علائم سندرم پیش از قاعدگی را تا حدی کاهش دهد. بادام؛ مفید برای روده: بادام حاوی سه گرم فیبر در هر سه اونس است و غنی ترین آجیل از نظر داشتن ویتامینEبه شمار می رود. مصرف منظم بادام همچنین در کاهش وزن موثر است. تحقیقات نشان می دهد کسانی که این آجیل را مرتب مصرف می کنند، نباید نگران بالا رفتن قند خون خود باشند. بادام حتی محافظ روده است و آنهم با افزایش باکتری های خوب و تقویت سیستم ایمنی بدن. بادام زمینی؛ بهبوددهنده سطح حافظه: بادام زمینی غنی از روی و آهن است و منجر به جلوگیری از بروز کم خونی می شود ضمن این که به سلامت سیستم ایمنی بدن کمک می کند. بادام زمینی همچنین منبع خوبی از منیزیم است و هر اونس از آن ۲۵ درصد نیاز روزانه شما به منیزیوم را تامین می کند. مصرف منیزیم با بهبود سطح حافظه و محافظت در برابر از دست دادن حافظه ارتباط دارد.
  8. sajjad

    هیچ کس افسردگی را انتخاب نمی‌کند اما این بدان معنا نیست که شما کنترلی بر روی این اختلال ندارید و نمی‌توانید شرایط موجود را تغییر دهید. افسردگی ۳۵۰ میلیون نفر را تحت تاثیر خود قرار داده است. اگرچه شما می‌توانید با شرایطی همچون ورزش، درمان شناختی، درمان دارویی وسایر درمان‌های موجود شرایط افسردگی را بهبود ببخشید، قادرید این شرایط را بدتر کنید. ادامه مقاله را بخوانید تا با عادت‌های روزانه‌ای که می‌تواند افسردگی را بدتر کند آشنا شوید. ۱- عادت‌های رژیم غذایی: در یک مطالعه انجام شده دانشمندان استرالیایی یک نوع رژیم غذایی غربی را با افسردگی مرتبط دانسته‌اند. این رژیم غذایی شامل غذاهای سرخ شده، غلات تصفیه شده، محصولات شکردار و مصرف نوشیدنی‌های الکلی است. افرادی که از سبزیجات تازه، میوه‌ها، گوشت، ماهی و غلات سبوس دار استفاده می‌کنند شانس کمتری برای ابتلا به افسردگی خواهند داشت. محققان دانشگاه پزشکی دیکین در استرالیا، بر این باورند که ترکیب میکروبیوم‌ها ، که اجتماعی از میکروارگانیسم‌های زنده در سیستم گوارشی ماست ، تاثیر زیادی بر رویسلامت روان دارد. در ادامه تحقیقات، محققان تاثیر رژیم غذایی را بر روی بهبود نشانه‌ها و علائم بیماری‌های روانی مورد بررسی قرار داده اند. این افراد همچنین ارتباط بین افسردگی و بیماری لیکی گات یا همان نشت روده را بررسی کرده‌اند. بیماری نشت روده شرایطی است که در آن پوشش تضعیف شده معده اجازه می‌دهد محتویات داخل آن به بدن نفوذ کند و باعث آغاز و تحریک یک پاسخ ایمنی گردد. تا زمانی که دانشمندان بتوانند دلایل ارتباط بین رژیم غذایی و بیماری‌های روانی را به خوبی تشخیص دهند شما نباید از مواردی همچون نان سفید، پاستا و شیرینی چشم بپوشید. این غذاها می‌تواند افسردگی را بدتر کند. ۲- کیفیت خواب: اصلا جای تعجب نیست که کمبود خواب می‌تواند نقش بسیار مهمی در سلامت روانی شما بازی کند. اختلال خواب یکی از نشانه‌های قابل توجه افسردگی است و تغییر در الگوی خواب همچون بی خوابی می‌تواند نشانه یا حتی آغاز کننده یک دوره افسردگی جدید باشد. بی خوابی در افرادی که مبتلا به افسردگی هستند بسیار شایع است. این افراد صبح زود از خواب بیدار می‌شوند و شب نیز نمی‌توانند خواب خوبی داشته باشند. برای اینکه افراد مبتلا به افسردگی خواب خوبی داشته باشند، متخصصان توصیه می‌کنند که از روش‌های قدیمی استفاده کنند. این افراد باید زمان رفتن به رختخواب و بیدار شدن از خواب را به صورت ثابت نگه دارند و سعی کنند به هنگام خواب نورهای اتاق خود را کمتر کنند. ۳- عادت‌های مرتبط با رسانه‌های اجتماعی: رسانه‌های اجتماعی همیشه یک سرگرمی خوشحال کننده نیست. نه تنها محققان فرآیندی به نام افسردگی فیس بوک را تشخیص داده‌اند بلکه شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشان دهنده ارتباط بین افسردگی و استفاده بیش از حد از این رسانه‌هاست. این شرایط ممکن است به خاطر احساس انزوا باشد و اضطراب اجتماعی را بین آن‌ها بدتر کند. البته عکس این موضوع نیز صادق است. در برخی از موارد فیس بوک یا سایر رسانه‌های اجتماعی می‌تواند نشانه‌های افسردگی را در افرادی که احساس تنهایی و انزوا می‌کنند بهتر کند و آن‌ها را راضی‌تر و شادتر سازد. ۴- روش مدیریت استرس: موقعیت‌های استرس‌زا می‌تواند افسردگی را بدتر کند. اما این شرایط همه افراد را به طور یکسان تحت تاثیر خود قرار نمی‌دهد. مطالعه‌ای که در مجله ساینس منتشر شده است، نشان می‌دهد که مقصر اصلی برای ایجاد این شرایط ژنی است که مقدار هورمون سروتونین در مغز را کنترل می‌کند. البته شما نمی‌توانید ژن‌های خود را تغییر دهید اما می‌توانید مراحلی را برای نگه داشتن سطح استرس و بررسی آن انجام دهید. مطالعات و تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که روش‌های مبتنی بر حضور ذهن ( تمرینی است که در آن تنها بر روی زمان حال تمرکز می‌شود) می‌تواند استرس روانی را بهبود ببخشد. توقف کنید، نفس عمیق بکشید و سپس در مورد زمان حال فکر کنید. ۵- آب و هوا: مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که برخی از افراد در فصل زمستان که طول روز کمتر است بیشتر دچار افسردگی می‌شوند. البته مطالعات بیشتری برای تایید این امر نیاز هست. متخصصان نیز بر این باورند که ارتباطی بین تغییرات فصلی و افسردگی وجود دارد. از آنجایی که نور خورشید نیازمند هیچ تجویزی نیست شما می‌توانید به آسانی از آن استفاده کنید. تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که قرار گرفتن در معرض نور خورشید صبحگاهی تاثیر بسیار خوبی بر روی خلق و خو خواهد داشت. ۶- عادت‌های مرتبط با سیگار کشیدن: همه افراد به خوبی می‌دانند که سیگار برای بدن مضر است اما اگر از بیماری افسردگی رنج می برید سیگار کشیدن می‌تواند نشانه‌های شما را بدتر کند. بر اساس مطالعات انجام شده ، افراد سیگاری که سیگار کشیدن خود را ترک کرده اند احساس افسردگی کمتری نسبت به سایر افراد داشتند. این امر همچنین موجب بهبود خلق و خوی افراد نیز شده بود. نیکوتین می‌تواند باعث ایجاد تغییرات خلق و خو در افراد سیگاری شود.نیکوتین دارای اثرات آرامش بخشی است اما می‌تواند باعث ایجاد اضطراب و کج خلقی شود. ۷- نوشیدن الکل: تحقیقات نشان داده است که مصرف الکل و نوشیدنی‌های الکلی می‌تواند نشانه های افسردگی را بدتر کند. از آنجایی که الکل دارای اثرات افسرده کننده هست می‌تواند این شرایط را بدتر کند. سعی کنید تا جایی که می توانید نوشیدن الکل را کنار بگذارید. منبع: مجله سلامت
  9. در پست قبل و در بخش اول این پست راجع به یک سری راهکار درباره‌یفراموش کردن کسی که به هر نحوی از دست داده‌ایم صحبت کردیم. این پست ادامه‌ی پست قبلی است و راهکارهای بیشتری را در این باره به شما نشان می‌دهد. ترفندهای ذهنی برای گذشتن و فراموش کردن ۱-رابطه ی خود را به شکل یک امتحان یا آزمایش ببینید تمام اطلاعات مربوط به رابطه ی شکست خورده تان را بررسی کنید. مشکلات کجا بوجود آمدند؟ مطالعات نشان داده اند که وقتی به رابطه تان از لحاظ علمی نگاه می کنید به شما کمک می کند که بهتر همه چیز را متوجه شوید و پس از جدایی سریع تر بهبود پیدا کنید. یک گام به عقب بردارید و ببینید چه عواملی باعث این جدایی شده اند؟ فقط در نظر داشته باشید که برای این کارها زیادی وقت صرف نکنید چراکه قرار است از این اتفاق درس گرفته و تجربه کسب کنید نه اینکه خود را برای این اشتباهات سرزنش کرده و آزار دهید. در حین این قضیه ی فکر کردن قرار نیست صرفا بر روی چیزهایی که در آن ها اشتباه کرده اید تمرکز کنید و خود را مقصر بدانید! نتیجه گیری می تواند به شکلی ساده تر باشد مثلا« ما کاملا آدم های متفاوتی بودیم و اهداف متفاوتی داشتیم». ۲- درس بگیرید اگر به اشتباهاتتان در زندگی به منزله ی فرصتی برای یادگیری نگاه کنید، پذیرفتن آنها آسان تر می شود. پایان رابطه تان را به عنوان فرصتی در نظر بگیرید که بینش های جدیدی را در شما ایجاد می کند. اینکه بعد از اتمام یک رابطه احساس کنید وقتتان را تلف کرده اید طبیعی است. اما اگر رابطه تان را به عنوان تجربه ای که می توانید از آن درس بگیرید در نظر بگیرید دیگر وقت تلف کردن نبوده! چراکه چیزهایی که باعث رشد و یادگیری شما می شوند وقت تلف کردن حساب نمی شوند. ۳- مفهوم خودتان بودن را از او جدا کنید وقتی کسی که دوست دارید را از دست می دهید، شاید حس کنید که نیمی از خودتان را از دست داده اید. اما این کار می تواند به شما در بازسازی خودتان جدا و بدون فرد دیگر کمک کند. می توانید برای کمک به این پروسه، پاسخ سوال «من چه کسی هستم ؟» را برای خودتان یادداشت کنید. ۴- خودتان را از فکر کردن به او منع نکنید مطالعات نشان داده اند اینکه خودتان را از فکر کردن به آن شخص منع کنید باعث می شود بیشتر به او فکر کنید. بجای اینکه به خودتان بگویید « راجبش فکر نکن تو قراره فراموشش کنی»، زمانیکه فکرتان به سمت او می رود به آٰرامی به خودتان یادآوری کنید که او دیگر بخشی از زندگی شما نیست و سپس توجهتان را معطوف به کاری کنید که فایده ای برایتان دارد. ۵- چند دقیقه در روز را به فکر کردن راجع به او اختصاص دهید وقتی کسی که دوست داریم ما را ترک میکند، ذهنمان مدام درگیر افکاری راجع به او می شود. اینکه به خودتان بگویید «راجبش فکر نکن!» جواب نمی دهد، بلکه باید بگویید « الان وقتش نیست، بعدا!» وقتی فکری درباره ی او به ذهنتان خطور کرد، آن را پس بزنید و به خودتان بگویید که وقتی زمانی که برای فکر کردن به او در روز تعیین کرده اید برسد، به آن فکر خواهید کرد. وقتی زمان مشخص شده رسید، می توانید آرام بنشینیدو هرچقدر خواستید راجع به او فکر کنید. تایمر تنظیم کنید تا زمان دستتان باشد و بیشتر از زمان مشخص شده فکر نکنید. می توانید این زمان را بصورت روزانه ۱۰ دقیقه صبح و ۱۰ دقیقه شب تنظیم کنید. سعی کنید او آخرین چیزی نباشد که شب ها قبل از خواب به آن فکر می کنید. اگر امکانش هست، قبل از خواب یک کتاب جذاب بخوانید یا یوگا انجام دهید. افکار راجع به آن شخص ممکن است باز هم به ذهنتان بیایند اما به آنها بگویید که در زمان بعدی که مشخص کرده اید به آنها رسیدگی خواهید کرد. ۶- خودتان را در حال گذشتن از او تصور کنید یک جای راحت بنشینید و سعی کنید جعبه ای را در مقابلتان تجسم کنید. تمام خاطراتتان را داخل جعبه بگذارید و دست آخر درپوش آن را هم بگذارید.جعبه ی خیالی را در دستتان نگه دارید و سپس نابودش کنید. وقتی افکار دوباره به ذهنتان برگشتند، به خودتان بگویید « نه! من این فکرها رو قبلا نابود کردم» و به سرعت سعی کنید که به چیز دیگری فکر کنید. ۷- در لحظه زندگی کنید هر روز سعی کنید بر لحظه ی حال تمرکز کنید. ساکن بودن در گذشته و آینده می تواند شما را به مدت طولانی در فکر و خیال ببرد. این کار خوبی نیست، چون تنها زمانی که در دست دارید و کاری از دستتان بر می آید همین لحظه ی حال است. اینکه اهدافی داشته باشید و در مسیر رسیدن به این اهداف حرکت کنید مسئله ی مهمی است. اما لازم نیست مدام به این اهداف فکر کنید. اگر این کار را انجام دهید ممکن است حواستان به کلی پرت آینده شود و کارهایی را که در لحظه ی حال برای رسیدن به آن هداف در آینده باید انجام دهید را فراموش کنید. مطمئنا دلتان نمی خواهد که یک سال دیگر که به عقب نگاه می کنید ببینید که سال گذشته را فقط به خاطر اینکه راجع به رابطه ی از دست داده تان ناراحت ودپرس بوده اید از دست داده اید و هیچ کار مفیدی نکرده اید! ۸- لبخند بزنید مطالعات نشان داده اند که عمل ساده ی لبخند زدن، حتی وقتی ناراحت هستید، می تواند به شما کمک کند که حال بهتری داشته باشید. همین الان امتحان کنید! فقط گوشه ی لبتان را بالا ببرید و ۳۰ ثانیه در همین حالت بمانید. اگر واقعا نمی توانید لبخند بزنید سعی کنید فیلم های خنده دار یا استندآپ کمدی نگاه کنید تا هرچند کم، اما لبخند بر چهره تان بیاورید. در این راه به خودتان کمک کنید ۱- راه و روش خود را پیاده کنید. سعی کنید کارهایی انجام دهید که مانع از وسوسه شدن شما برای تماس با شخص مورد نظر باشد. سعی کنید بیستر برای شب ها برنامه ریزی کنید، یعنی وقت هایی که بیشتر از همیشه دلتنگ او خواهید شد! اگر آخر هفته ها احساس تنهایی می کنید و دوست دارید به او زنگ بزنید، پس برای آخر هفته تان هم برنامه ریزی کنید! برای سرگرم شدن و مشغول نگه داشتن خودتان برنامه ریزی کرده و در لحظه زندگی کنید.۲- با دیگران وقت بگذرانید۲- با دیگران وقت بگذرانید ۲- با دیگران وقت بگذرانید معاشرت کنید و سرگرمی های جدید انجام بدهید یا اصلا همان سرگرمی های قبلی را دنبال کنید. کلید انجام این کار این است که بدون حضور کسی که دوستش دارید خوش بگذرانید. شاید این کار غیرممکن بنظر برسد اما شدنی است. شما باید برای تغییر حال و هوایتان دست بکار شوید وگرنه در همین وضعیت فعلی گیر می کنید و به افسردگی مبتلا می شوید! سرگرمی های انتخابی شما می توانند این ها باشند: موسیقی، هنر، ورزش، مطالعه، فیلم دیدن، بازی، آشپزی، سر زدن به جاهای مختلف و غیره. ۳- به چیز های جدید وابسته شوید متخصصین می گویند که بهترین راه برای از بین بردن عادات قدیمی، روی آوردن به عادات جدید است! یک سرگرمی جدید پیدا کنید و یا کارهایی که همیشه دوست داشتید انجام بدهید را انجام دهید. وقتی احساس ناراحتی و دلتنگی کردید، انرژی تان را به سرگرمی جدیدتان منتقل کرده و به عشق از دست رفته تان فکر نکنید. توجه داشته باشید این به این معنا نیست که با فرد جدیدی آشنا شوید یا شخص دیگری را جایگزین اوکنید. این کار کار درستی نیست و به ضررتان خواهد بود. ۴- مراقب خودتان باشید هنگامی که احساس غم و اندوه می کنید، خیلی مهم است که بیش از پیش هم از لحاظ فیزیکی و هم از لحاظ روانی مراقب خودتان باشید. کارهایی انجام دهید که هم از درون و هم از بیرون احساس خوبی به شما منتقل کنند. غذای خوب بخورید، آب زیاد بنوشید، به اندازه ی کافی بخوابید و ورزش کنید، یا حتی برای خودتان لباس های جدید بخرید و مدل مویتان را عوض کنید. مطالعات نشان می دهند که پرورش و رسیدگی به بخش هایی از خودتان که در طی رابطه به آنها بی توجه بوده اید می تواند در حرکت به جلو به شما کمک کند. ۵- از کارهای ناسالم برای کنار آمدن با موضوع پرهیز کنید وقتی ناراحت وافسرده هستید ممکن است برای غلبه بر آن به کارهای نادرست فکر کنید. رفتارهای ناسالم شایع شامل این موارد می شوند: نوشیدن الکل زیاد، مصرف مواد مخدر، غذا خوردن بیش از حد یا خیلی کم، کناره گیری از دوستان و خانواده، درگیر رفتار های خشن و مخرب شدن، زیاده روی در استفاده از اینترنت یا هرکار دیگر( بازی کامپیوتری، خرید، ورزش و…) به عنوان مثل اگر جزو آن دسته هستید که در هنگام ناراحتی زیاد غذا می خورند، سعی کنید پیاده روی کنید یا دست هایتان را به کارهای دیگری مثل نقاشی کردن مشغول کنید. ۶- سعی نکنید انتقام بگیرید اینکه وقتی حس می کنید در حقتان نا حقی شده به دنبال عدالت و انتقام باشید مسئله ای عادی است. مطالعات نشان داده اند که انتقام باعث افزایش استرس و آسیب به سلامتی می شود. برخی مطالعات نشان داده اند که انتقام گرفتن شما را وادار می کند که اتفاقات را بارها وبارها در ذهنتان مرور کنید ، در حالیکه حس انتقام گیری نداشتن باعث می شود شرایط آنقدرها هم دشوار بنظر نیاید و فراموشی برایتان آسان تر شود. ۷- ارزش خودتان را بدانید شما یک انسان بی ارزش نیستید. کسی که دوستش داشتید شما را دور نینداخته، فقط اوضاع بینتان درست پیش نرفته است. اگر میخواهید متوجه با ارزش بودن خودتان شوید، بنشینید و لیستی از چیزهایی که درباره ی خودتان دوست دارید تهیه کنید. شاید روزهای اول چیز زیادی ننویسید اما در عرض یک هفته ممکن است به ۵ نکته ی مثبت راجع به خودتان برسید و شاید پس از یک ماه یک صفحه ی کامل را پرکرده باشید. حرکت کردن رو به جلو ۱- بدانید که کنترل زندگی تان دست خودتان است شما مسئول شادی و انتخاب های زندگی تان هستید. اگر برای عوض کردن حالتان کاری نکنید، همینطور ناراحت باقی می مانید و شاید حتی افسردگی بگیرید. اگر کسی به شما صدمه ای زده، اجازه ندهید که با غرق شدن در ناراحتی و افسردگی، آسیب دیگری هم به شما بزند. ۲- برای خودتان هدف تعیین کنید داشتن اهدافی معقول و حرکت به سمت آنها به شما دلیل قانع کننده ای برای کنارگذاشتن شرایط فعلی و شروع زندگی ای بهتر می دهد. برای مثال اگر در حال رفتن از مدرسه به دانشگاه هستید، خودتان را به چالش بکشید و سعی کنید نمرات بهتری کسب کنید. اگر نمی دانید که دقیقا در زندگی تان چه می خواهید، زمانی را به فکر کردن در این باره اختصاص دهید. اگر در مدرسه هستید به دیدار یک مشاور بروید و اگر نیستید از خانواده و دوستانتان درباره ی نقاط قوت و چیزهایی که در آن ها خوب هستید سوال کنید. ۳- بدانید که با شخص دیگری ملاقات خواهید کرد. شاید الان این احساس را نداشته باشید، اما بلاخره کسی را خواهید دید که بهتر با هم کنار می آیید و وقتی او را ملاقات کنید از اینکه رابطه تان با نفر قبلی خوب پیش نرفته خدا را شکر میکنید. هرچه بیشتر تجربه کنید و یادبگیرید، بیشتر متوجه می شوید که چه چیزی به درتان می خورد و به شما کمک می کند که کسی را که برایتان منساب تر است بیابید. ۴- تشخیص دهید که پذیرای شروع یک رابطه ی جدید هستید یا نه هیچ مدت زمان مشخصی برای فراموش کردن یک شخص وجود ندارد و این زمان بسته به افراد و روابط متفاوت است و بعضی افراد شاید فقط به چند ماه و بعضی دیگر به چند سال احتیاج داشته باشند. اگر هنوز هم به نفر قبلی فکر میکنید، نمی توانید توجهتان را معطوف به یک رابطه ی جدید کنید. لازم است که قبل از شروع یک رابطه ی جدید به خودتان اعتماد بنفس داشته باشید. اگر شروع این رابطه فقط برای این است که از تنها ماندن واهمه دارید، پس یعنی هنوز زمان مناسبی برای شروع یک رابطه ی جدید نرسیده است. منبع: دیجی رو نویسنده: نهال سهیلی فر
  10. خودکشی همیشه نتیجه‌ی نهایی افسردگی نیست. با اینحال، افسردگی درمان نشده، می‌تواند احتمال افکار خودکشی و اقدام به آن را افزایش دهد. هنگامیکه یک شخص، افسردگی شدید را تجربه می‌کند، احتمال اینکه بخاطر افکارش بخود آسیب برساند کمتر است، زیرا برای انجام این کار، انرژی لازم را ندارد. این مسئله، زمانی اتفاق می‌افتد که افسردگی افزایش یابد، میزان انرژی بیشتر شود، و نقشه‌ی خودکشی و اقدامات واقعی بوجود بیایند. به گفته‌ی مایو کلینیک، آگاهی از عوامل خطر برای حمایت از فرد افسرده‌ای که ممکن است دست به خودکشی بزند، ضروری است. برای درک ارتباط بین افسردگی و خودکشی، چندین معیار وجود دارد، مانند علائم افسردگی، علائم رفتار وابسته به خودکشی، پشتیبانی و پیشگیری. حقایقی درباره افسردگی و خودکشی با توجه به اطلاعات گزارش شده توسط انجمن آمریکایی مطالعات خودکشی، درباره‌ی میزان خودکشی در سال ۲۰۰۶، خودکشی بعنوان یازدهمین علت مرگ در ایالات متحده شناخته شده است و بطور متوسط در هر ۱۵دقیقه، یک نفر اقدام به خودکشی می‌کند! اغلب اشخاص، قبل از اینکه بتوانند بطور کامل خودکشی کنند، بین ۸تا ۲۵مرتبه اقدام به خودکشی می‌نمایند. اکثر تلاشهای خودکشی، با علائم افسردگی و اضطراب شدید همراه هستند. آنها فقط تلاشهایی برای جلب توجه نیستند، بلکه یک تمایل واقعی برای ادامه ندادن زندگی در این جهان هستند. علائم افسردگی افسردگی می‌تواند روی هر فرد بطور متفاوتی تاثیر بگذارد و وقتی تشخیص داده می‌شود، ممکن است خفیف، متوسط یا شدید باشد. اگر افسردگی مهم باشد، دو هفته یا بیشتر طول می‌کشد و می‌تواند شامل هر یک از علائم زیر باشد: احساس مداوم غم و اندوه، از دست دادن علاقه به فعالیت‌های طبیعی روزانه، اختلال خواب، تغییر در اشتها، تحریک آسان و افزایش خشم، بی‌قراری، کند شدن فکر و حرکت، از دست دادن انرژی و خستگی مفرط، احساس بی ارزشی، افزایش سرزنش خود، انزوا و کناره گیری از دیگران، بی‌توجهی به ظاهر، اشکال در تمرکز و تصمیم گیری، دوره‌های گریه، درد جسمی و افکار مکرر در مورد مرگ یا خودکشی. نشانه‌های رفتار وابسته به خودکشی وقتی یک شخص بطور جدی در مورد تمایل به آسیب رساندن به خودش حرف می‌زند، یک نشانه‌ی قطعی از رفتار وابسته به خودکشی است. اگرچه اکثر نشانه‌ها کمتر قابل مشاهده هستند، ولی اگر شخصی قبل از کشتن خودش، نیتش را به شکل‌های مختلف بیان کند، عجیب و غیر معمول نیست. شاخص خطرناک از خودکشی بالقوه آن است که شخصی که قبلا اقدام به خودکشی کرده، برای علائم افسردگی تحت درمان باشد، افسرده باشد، از دارو یا الکل استفاده کند، قبلا مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد یا یک بیماری جدی داشته باشد. علاوه بر عوامل پر خطر، رفتارهای وابسته به خودکشی عبارتند از: وقتی یک شخص وسایلی مانند اسلحه و یا مقدار زیادی قرص تهیه می‌کند، اموال شخصی ارزشمندش را به دیگران می‌دهد، زندگی روزمره‌اش را تغییر می‌دهد، رفتارهای پرخطر انجام می‌دهد و با مردم خداحافظی می‌کند (مانند زمانیکه می‌خواهد یک رابطه را تمام کند). حمایت از افسردگی و خودکشی درک خطرات و نشانه‌های افسردگی و خودکشی می‌تواند در شخصی که کمک می‌گیرد و زنده می‌ماند، تفاوت ایجاد کند. برای کمک به شخصی که افسرده است و ابراز تمایل به مرگ می‌کند، راه‌هایی وجود دارد. از یک شخص مورد علاقه یا دوستش بخواهید که برای شخص افسرده فرصتی فراهم کند تا حسی را که دارد با او در میان بگذارد. اگر شخص در مورد این موضوع صحبت می‌کند، صحبت کردن با طرح سوالات آزادانه، می‌تواند حس اشتراک بیشتری را فراهم کند. طرح پیشنهاد بردن شخص به یک اتاق اورژانس، مشاور، روانشناس یا دکتر، شکل دیگری از حمایت فعال برای کمک به کاهش احتمال اقدام به خودکشی است. اگر شخصی مایل نیست که در این مورد صحبت کند، اما علائم نشان می‌دهند که خطر قریب الوقوع خودکشی وجود دارد، شخص را تنها نگذارید و با کمک‌های اضطراری پزشکی تماس بگیرید. این کار به شخص امکان می‌دهد که برای درمان بیشتر، یک ارزیابی مناسب از خطر داشته باشد. پیش‌گیری از خودکشی مرتبط با افسردگی برای جلوگیری از خودکشی، مهم است که وجود افسردگی را تایید کنیم و درمان آن را بپذیریم. روان درمانی و دارو درمانی برای افسردگی، گام‌های اساسی در جهت جلوگیری از خودکشی هستند. گسترش یک شبکه‌ی اجتماعی امن، مانند دوستان نزدیک و خانواده که مایلند در زمانی که افکار خودکشی اتفاق می‌افتند، با شخص صحبت کنند نیز، می‌تواند مفید باشد. منبع: مجله سلامت
  11. sajjad

    علائم و نشانه‌های افسردگی..افسردگی قابل پیشگیری بوده و می‌تواند به طور موثر درمان شود‎ موضوع روز جهانی سلامت امسال افسردگی و شعار آن «بیایید درمورد افسردگی گفتگو کنیم» است. افسردگی یک کسالت روحی متداول است که افراد با هر سنی، از هر قشری و در هر کشوری را مبتلا می‌کند. افسردگی نوعی بیماری‌ است که با غم و ناراحتی ماندگار و ازدست دادن علاقه و اشتیاق به انجام فعالیت‌های عموما لذت بخش توصیف می‌شود که با ناتوانی در انجام فعالیت‌های روزانه برای حداقل دو هفته همراه می‌‌شود. خطرابتلا به افسردگی در صورت مواجه شدن با فقر، بیکاری، وقایع حیاتی از قبیل مرگ یکی از عزیزان یا قطع یک ارتباط عاطفی، بیماری جسمی و مشکلات ناشی از مصرف الکل و موادمخدر افزایش می‌یابد. باید بدانیم افسردگی قابل پیشگیری بوده و می‌تواند به طور موثر درمان شود. معالجات مذکور شامل گفتاردرمانی یا تجویز دارو یا ترکیبی از هردو است. به گزارش سازمان ملل متحد،کارزار روز جهانی سلامت امسال، تمامی افراد از هر سن و جنسیت و یا وضعیت اجتماعی را هدف قرارداده است. به علاوه، در سازمان جهانی بهداشت تصمیم بر آن شد تا بر روی سه گروه نوجوانان، زنان در سن باروری (به ویژه پس از زایمان) و سالخوردگان (60 ساله به بالا) که بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند، تمرکز شود. چرا روی افسردگی تمرکز شده؟ حدود 70 تا 80 درصد افرادی که افسردگی را تجربه کرده‌اند، تحت درمان قرار نمی‌گیرند. این اختلاف، شکاف وسیعی است که پرکردن آن تلاش‌ گسترده‌ای لازم دارد و یکی از مهم‌ترین دلایل آن، انگ و برچسبی است که بر اختلال‌های روحی و روانی از جمله افسردگی گذاشته می‌شود. این امر به نابرابری در تخصیص منابع و یا توسعه خدمات کیفیتی برای افراد مبتلا به اختلال روحی منجر می‌‌شود.‌ باید بر این امر غلبه کنیم تا مطمئن شویم افراد مبتلا و خانواده‌هایشان به خدمات درمانی دسترسی دارند. علائم و نشانه‌های افسردگی شعار موضوعی امسال “گفتگو درباره افسردگی” است که هدف آن، ترویج گفتگو در سطح جامعه درباره حقوق افراد مبتلا به اختلال‌های روحی و روانی، از جمله افسردگی، برای دسترسی به خدمات درمانی با کیفیت و نیز ارتقای آگاهی درباره چگونگی معالجات قابل دسترسی است. صحبت دربارۀ افسردگی چه به شکل فردی باشد مثلاً با عضوی از خانواده، یا یک دوست یا یک فرد متخصص و چه به شکل جمعی و در مکان‌های اجتماعی باشد مثل مدرسه، محل کار و یا در رسانه‌های خبری، بلاگ‌ها و رسانه‌های اجتماعی، کمک می‌کند تا تاثیر تبعیض و انگ‌گذاری به حداقل کاهش یافته و نهایتاً افراد بیشتری در جستجوی کمک و یاری خواهند بود. علائم و نشانه‌های افسردگی کدام‌اند؟ افراد مبتلا به افسردگی معمولاً تعدادی از علائم زیر را نشان می‌دهند: ازدست دادن انرژی، تغییر در اشتها، اختلال خواب، تشویش و اضطراب، ازدست دادن تمرکز، تردید و دودلی، بی‌قراری، احساس بی‌ارزشی یا گناه یا نومیدی، فکر آزاررسانی به خود و یا خودکشی برای افراد مبتلا به افسردگی چه می‌توانیم انجام دهیم؟ درباره افسردگی بیشتر بخوانیم و فرا بگیریم. – تصریح کنیم که تنها می‌خواهیم کمک کنیم. بدون اینکه قضاوت کنیم،شنونده باشیم. پیشنهاد حمایت بدهیم. – افراد مبتلا را تشویق کنیم تا از کمک افراد متخصص (چنانچه در دسترس باشند) بهره بگیرند. پیشنهاد کنیم تا درهنگام وقت ملاقات، همراه آنها باشیم. – چنانچه دارو تجویز شد، کمک کنیم تا به موقع مصرف شود. صبور باشیم زیرا معمولاً چند هفته طول می‌کشد تا احساس بهبودی حاصل شود. – کمک کنیم تا وظایف روزمره فرد بیمار به طور مرتب و طبق الگوی منظم خواب و خوراک انجام شوند. – آنها را به تمرین‌های ورزشی و شرکت در فعالیت‌های اجتماعی تشویق کنیم. – آنها را تشویق کنیم تا بر جنبه‌های مثبت،به جای جنبه‌های منفی تمرکز کنند. – چنانچه درمورد آزار رساندن به خود فکر می‌کنند، یا تاکنون به انجام آن مبادرت کرده‌اند، آنها را تنها نگذاریم. از مراکز خدمات اورژانس یا از یک متخصص مراقبت سلامت، کمک‌ بیشتری طلب کنیم. در همین حال، داروها و اشیاء تیز و برنده و سلاح‌های گرم را از دسترس آنها دور کنیم. – ضمنا از خودمان هم غافل نباشیم. سعی کنیم راه‌های کسب آرامش را بیابیم و به انجام کارهای مورد علاقه خود ادامه دهیم. منبع: سلامت نیوز
×