رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'خانواده'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

11 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    تعریف ازدواج سفید چیست؟ ازدواج سفید یعنی چه؟ ازدواج سفید یا به تعبیری هم‌باشی به ازدواجی میگویند که زن و مرد با هم زندگی می کنند بدون آنکه با هم عقد خوانده باشند. یعنی ازدواجی که هیچ جای رسمی ثبت نشده است. قراردادی بین زن و مرد برای زندگی مشترک کنار هم… این قرارداد فقط و فقط بین خانم و آقا معتبر است و هیچ اعتبار قانونی ندارد. یعنی اینکه اگر خانمی با آقایی زندگی مشترک سفید یا همان ازدواج سفید دارد، می تواند: علت ازدواج سفید چیست ؟ نبود مسئولیت‌ پذیری حداقل در یک طرف از رابطه مسائل اقتصادی افزایش شهوت در جوانان بدلیل لباسهای بد ، مهمانی های بد ، فیلم های بد ، دنیای مجازی بد مناسب نبودن شرایط ازدواج به هر دلیلی . موافق نبودن خانواده ها برای ازدواج به هر دلیلی مثلا اینکه دهانت بوی شیر میدهد . یا تو باید درس بخوانی یا نوبت خواهر و برادر بزرگترت است یا ... کسانی که چنین سبکی از زندگی هم خانگی فاقد پیوند را انتخاب می کنند . کارکردهای خانواده را باور ندارند زیرا نزد نزدیکان خود آن را تجربه نکرده اند. معایب ازدواج سفید و پیامدهای ازدواج سفید چیست ؟ چنین رابطه ای زنا تلقی می شود و فرزند ناشی از آن فاقد مشروعیت قانونی است . چون نسبت فرزندی او با پدر قابل اثبات نیست. در چنین مواردی اغلب زن به خاطر پرهیز از بی آبرویی به دنبال اثبات رابطه ابویت فرزند و والد نمی رود و حتی اگر ادعا کند که صیغه بوده است . در صورت انکار مرد، ادعای زن، به خاطر ثبت نبودن، قابل اثبات نیست. در این میان فرزندان بی پدر و بی خانواده ای باقی می مانند که نه آن ها از والدین ارث می برند . و نه والدین از آن ها. گرچه سایر حقوق این کودکان چون بقیه کودکان است، اما معمولاً کسی حضانت آنان را بر عهده نمی گیرد، مگر اینکه یک پروسه پیچیده قانونی طی شود. در این موارد سپردن حضانت به مادر محتمل تر است و زن چه از نظر روانی و چه از نظر حقوقی شکست خورده و بلاتکلیف باقی می ماند. آیت الله مکارم شیرازی بدون شک رضایت قلبی برای عقد کافی نیست و چنین ارتباطی، ارتباط نامشروع است و به عقیده ما نام ازدواج بر آن صحیح نیست خواه سفید باشد یا سیاه. ازدواج دختر باکره (موقت یا دایم) بدون کسب اجازه ولی دختر جایز نبوده و ازدواج باطل است و منظور از باکره دختری است که قبلا با اجازه ولی شوهر نکرده است، خواه عضو بکارت موجود باشد، یا نه. در صورتی که دختر و پسری قبلا با جهل به لزوم خواندن عقد ازدواج و بدون اطلاع پدر دختر رابطه جنسی داشته اند برای حفظ آبرو می توانند بدون اطلاع پدر دختر در حال حاضر خودشان عقد شرعی بخوانند و عقد بدون اذن ولی دختر صحیح نیست. در زناشویی چه دائم و چه غیر دائم باید صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد می خوانند، یا دیگری را وکیل می کنند که از طرف آنان بخواند. کسانی که قصد ازدواج سفید را دارند، باید از خود سوال کنند: آینده چه میشود؟ آیا برای همیشه با هم میمانند؟ آیا بعد از مثلا ۷ سال میتوانند با شخص دیگری ازدواج کنند؟ آیا میتوانند با همین شخص ادامه دهند؟ (اگر میتوانستند که ازدواج رسمی میکردند) اگر نمیتوانند به او برای زندگی مشترک اعتماد کنند، چطور برای زندگی موقت اعتماد میکنند؟ آیا از این نوع زندگی رضایت خواهند داشت؟ چند سال بعد از این تصمیم راضی خواهند بود؟ آینده ایی که برای رابطه شان تصور میکنند، چیست؟.. این سوال ها میتواند به کسانی که به ازدواج سفید فکر میکنند، کمک کند تا تصمیم بهتری بگیرند. قصد ما از زندگی این است که رشد کنیم و از زندگی خود راضی باشیم و رضایت بیشتری داشته باشیم و با هرچیزی که روبروی این رضایت میایستد، مبارزه کنیم. منابع: آسان تب، ستاره، سایت آقای سبحان رئوفی
  2. "روز خوبی داشتی؟" هـنـگامیکه از همسر خود در مورد چگونگي گذراندن روزش پرسش مي‌كنيد، برداشت او اين خواهد بود كه شما انسان با فكري هستيد و مشتاق‌ايد بدانيد وي ساعات كاري خود را چگونه سپري كرده است. اما يـك هشـدار: ايـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتي در مورد كوچك‌ترين اتفاقاتي كه برايش افتاده صحبت نمايـد. پس براي مدت زماني طولاني آمادة نشستن و شنيدن داستان‌هاي او شويد. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: زن‌ها به آن‌چه كه در فكر شما مي‌گذرد، توجه زيادي دارند. پرسش در مورد چگونگي روز او نشان مي‌دهد كـه شمـا پذيرا، مشتـاق و علاقه‌مند به گوش‌دادن حرف‌هاي همسرتان هستيد. با اين عمل به او فرصتي مي‌دهيـد تا خودش را خـالي نـموده و شما را به‌عنوان هم‌راز و محرم اسرار خود در نظر بگيرد. اگرچه ممكن است بيش از زماني كه انتظار داريد مجبور به شنيدن صحبت‌هايش شويد، اما وقتي تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد. "نمیتونم بگم چقدر دلربا و زيبا هستی" همان‌طور كه مشخص است، اين جمله بـه او اين پيغام را مي‌رسـاند كه وي براي شما جذاب بوده و فرد ديـگري بـه چشم‌تان نمي‌آيد. از طرف ديگر باعث افزايش اعتمادبه‌نفس در او خواهد شد. قرار دادن او از بين همتاهايش بر سكوي نخست زيبايي، باعث بالا رفتن اعتمـادبـه‌نفـس وي شـده و سـبـب مي‌گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم‌جنس خود بتواند فرمانروايي كند. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: اين جمله بخصوص در روابط زناشويي بلندمدّت مؤثر واقع مي‌شود، چرا كه شما به همسر خود اطمينان مي‌دهـيد هنوز به او علاقه داريد. در عوض، همسرتان نيز سعي خواهد كرد اين زيبايي و دل‌ربايي را با شما تقسيم نمايد. سؤالي هست؟ اين‌جوري فكر نمي‌كنيد؟ "در مورد . . . چه احساسي داری؟" پـرسيدن اين سؤال دربارة احساس او در مورد هر چيز، به همسرتان نشان مي‌دهد كه شما خالصانه براي احـساسـات او اهميت قائل هستيد. زن‌ها عاشق بيان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوري مي‌بـاشند. با اين حـال، بـدانيد كه خود را در دام گفـت‌وگويـي طولاني و عميق در مورد آن موضوع گرفتار خواهيد كرد. بنابراين اگر شب تصميم به ديدن مسابقه فوتبالي را داريد، اين سؤال را مطرح نكنيد. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: اين سؤال بيان‌گر جنبة مهرباني و دلسوزي يك فرد است. وقتي همسرتان درمي‌يابد كه شما توجه‌تان را به وي مبذول داشته‌ايد، او نـيـز متقابلاً تمام احساسات خود را با شدتي بسيار بيشتر، اهداء خواهد نمود. يعني اگـر قـبـلاً فـقـط فردي جذاب به‌شمار مي‌آمديد، اكنون همانند جواهري در چشم او جلـوه خواهيد كرد. متوجه منظورم مي‌شويد كه؟! "تو زيباتر از دوستان ديگرت هستی" قرار دادن او از بين همتاهايش بر سكوي نخست زيبايي، باعث بالا رفتن اعتمـادبـه‌نفـس وي شـده و سـبـب مي‌گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم‌جنس خود بتواند فرمانروايي كند. اين تحسين و تعريف بسيار مهمي در دنياي زنانه محسوب شده و امتياز شما را در نزد همسرتان ارتقاي چشمگيري خواهد داد. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: گذشته از اين‌كه باعث مي‌گـردد او از لحاظ زيبايي ظاهري خود را برتر از اطرافيانش تصور كند، اين جمله كوتاه به همسرتان تفهيم مي‌كند كه شما تا چه حد براي وي ارزش قائل هستيد. بعلاوه، زماني كه دوستانش پيش شـما هستند، كمتر احساس نگراني خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـي نموده و پاداش سليقه به خرج دادن شما را خواهد داد. با اين حال، يك احتمال جانبي بالقوه وجود دارد: يك همسر حسود اين سخن را مدركي براي متهم نمودن شما به اين‌كه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را داريد، به‌شمار خواهد آورد. "تو واقعاً زرنگ و باهوشی" با تـصـديـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وي، ايـن معـني را مي‌رسانيد كه علاوه بر محاسن ظاهري، متوجه ذهن و فكر توانمندش نيز شده‌ايد. هـمـسر شـما بـا شنيدن اين جمله در مورد همة جوانب زندگي خود احساس رضايت و خشنودي خواهد نمود. اين سخـن نشانة احترام از طرف شما براي همسرتان محسوب مي‌گردد. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: همسرتان اين مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسي نيستيد و قادريد ماوراي چنين موضوعات فكر كنيد را تحسين خواهـد كرد. زن‌ها عاشق مردان صـمـيمي و خـوش‌قـلب مـي‌بـاشند و هيچ چيزي بهتر از بيان و تشخيص هوش و ذكاوت آن‌ها نمي‌تواند صفات آقامنشانة شما را آشكار نمايد. "در روابط زناشویی بسيار خوب هستي" بيان اين جمله باعث مي‌گـردد هـمـسرتان احساس كند كه او يك الهه است. شنيدن اين عبارت به همسر شـما تفهيم مي‌كنـد كـه روابـط جنسي و زناشويي او به چشم شما بي‌عيب‌ونقص بوده و باعث مي‌گردد كه احساس نمايد واقعاً مي‌داند كـه چگـونه بايد مرد خود را راضي نگه دارد. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: تحسين و تمـجيد از عملكرد او نشان‌گر اين است كه شما به روابط جنسي فقط به‌عنوان ابزاري براي ارضاء نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همة جنبه‌هاي آن را مورد ستايش قرار مي‌دهيد. "مي‌خواهم همه عمرم را با تو سپري كنم" ايـن جمله‌اي سنگين است؛ معني آن فاصلة زيادي با دادن پيشنهاد براي ازدواج نـدارد. بنابراين پيش از گفتن‌اش به نامزدتان مراقب عواقب‌اش باشيد. اما به‌خاطر داشته باشيد كه ريسك كردن اغلب پاداش و نتيجة مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگامي‌كه اين جـمله را بيان مي‌داريد، او از لحاظ رواني بسيار سرحال مي‌گردد. جـمـلات ديـگـري كـه تقريباً همين نتيجه را داشته ولي تعهدآوري آنها كمتر مي‌باشد، عبارت‌اند از: "فقط تو ميتوني تا اين حد منو خوشحال كني" و "من دوست ندارم با هيچ‌كس ديگري جز تو باشم". چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: همة زن‌ها عاشق شنيدن جملاتي حاكي بر سرسپردگي ديرپا و بادوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشيـد كـه بـعد از گفتن اين جمله سلامي هميشگي را از او خواهيد شنيد. "تو بهترين دوست منی" به او مي‌گوييد كه چگونه ماوراء و فراسوي مسائل جنـسي مي‌انديشيد و به اين معني اسـت كه براي رابطة‌تان ارزش قائل هستيد و مايل‌ايد كارهايي را بـه‌هـمراه او انجام دهيد كه مردان ديگر ممكن است رغبتي به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـيـدن ايـن جمله پيوستگي مقاومت‌ناپذيري با شما پيدا خواهد نمود. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: اين جـملات شـما را در نـظر وي بـه‌جاي يـك فرد عادي كه مجبور به گذراندن وقت‌اش با او است، به انساني معني‌دار و جذاب تـبـديـل مي‌كند. اين شما را به ابتداي ليست خواسـتگـاران پرتاب مي‌كند، چرا كه شما به مهم‌ترين نكته اشاره كرده‌ايد: دوستي و رفاقت. "تو يك مادر ايده‌آل خواهي شد" اغلب زن‌ها به دنبال اين هستند كه روزي بچه‌دار شونـد. هـم‌ـچـنين، اكـثـراً با خود كلنجار مي‌روند كه آيا در اين راه مـؤفـق تحسين و تمـجيد از عملكرد او نشان‌گر اين است كه شما به روابط جنسي فقط به‌عنوان ابزاري براي ارضاء نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همة جنبه‌هاي آن را مورد ستايش قرار مي‌دهيد. خـواهد بـود يـا خـير. بـا گفـتن اين جمله به او اطمينان مي‌دهيد كه حتماً به هدفش خواهد رسيد. بعلاوه، با ارضـاي نيازهاي دروني او باعث آرامش و تسكين وي مي‌شويد. بيان اين كلمات از زبان شما به‌عنوان يك همسر، او را تبديل به خوشحال‌ترين انسان روي زمين خواهد نمود. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: اين‌گونه به‌طورغيرمستقيم به همسر خود مي‌فهمانيد كه مايل‌ايد از او بچه‌دار شويد. واضح است كه اين نوايي بسيار خوشايند در گوش او مي‌باشد. از اين نقطه، همسرتان بيشتر پذيراي پيشرفت و ترقي شما خواهد شد. "تو زندگی منو كامل مي‌كني" اين به او مي‌گويد كه تنها فرد موردعلاقة شما است. همة زن‌ها دوست دارند اين جمله را از شوهرشان بشنوند. بـيـان ايـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را به‌صورت كامل پذيرفته‌ايـد و ايـن‌كه او به‌صـورت موجودي اجتناب‌ناپذير و هميشگي براي شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذّت‌بـخش غيرقابل تصوري به‌وجود آمده و تا چندين روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: اين جـمـله اسـاسـاً مـي‌گـويد كه شما در زندگي به او نياز داشته و نمي‌توانيد بدون او به زندگي ادامه دهيد. زن‌ها از شنيدن چنين جملاتي بسيار مشعوف مي‌گردند. اشاره باشكوه "دوستت دارم" اين جملة "دو كلمه‌اي" معروف و كوتاه كـه هـمگي ما برايـش اهـميت بسيار زيادي قائل هستيم، مي‌تواند تأثير شگرفي به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده‌ايد خوب است هر روزه چندين‌بار براي همسرتان تكرارش نماييد. چرا باعث زيبا شدن وجهه شما مي‌گردد: گفتن اين عبارت به همسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله‌هاي آتشي مي‌گردد كه هميشه نياز به برافروزي دارند. اگـر در بـين شما كساني تـا به حال اين جمله را به همسرشان نـگفـتـه‌انـد، هرگاه احساس آمادگي نموديد، ترديد به خود راه نداده و آن را بيان كنيد. هيچ‌گاه از گفته خود پشيمان نخواهيد شد، وقتي كه عكس‌العمل او را مي‌بينيد (يا احساس مي‌كنيد) منبع: دنیای روانشناسی
  3. نداشتن تفاهم و اختلاف خانوادگی شاید بین خیلی از زوج‌ها رایج باشد و معمولا یکی از موضوعاتی که بیشترین موارد اختلاف را به خود اختصاص می‌دهد مسائل مالی است. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۳ در مجله‌ی «روابط خانوادگی» (Family Relations) به چاپ رسید، بیشتر از ۴۵۰۰ زوج را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که اختلاف بر سر مسائل مالی، بدون توجه به میزان درآمد، دارایی و بدهی خانواده‌ها، مهم‌ترین دلیل از هم پاشیده شدن زندگی‌ها است. در این مقاله با ۶ اختلاف رایج زوج‌ها در مورد مسائل مالی و روش‌ حل آنها آشنا خواهید شد. وقتی شما دائما در مورد پول با هم مشاجره می‌کنید، رضایت کافی از رابطه‌ای که در آن هستید را نخواهید داشتد. حتی در مواردی که کاهش رضایت از رابطه به جدایی ختم نشود، می‌تواند باعث افزایش میزان استرس شده و تأثیر منفی بر روی سلامتی و شادکامی دیگر اعضای خانواده، از جمله فرزندان‌تان داشته باشد. درک این نکته که درباره‌ی چه چیزی و به چه دلیل مشاجره می‌کنید، به شما و همسرتان کمک می‌کند تا راهی برای خاتمه دادن به مشاجره پیدا کنید. ۱. عادات خرج کردن اختلاف مادی مهم‌ترین دلیل جدایی زوج‌هاست فرقی نمی‌کند شما معتاد به خرید باشید یا همسرتان، مهم این است که تفاوت‌هایی را که در عادات خرج کردن وجود دارند، نمی‌توان نادیده گرفت. اگر یکی از شما احساس کنید که نمی‌توانید در مقابل عادات طرف مقابل کاری انجام دهید، یا احساس کنید که همسرتان بدون اینکه به آینده فکر کند، تمامی پول‌های شما را به باد می‌دهد، رنجش و ناراحتی پیش می‌‌آید. اگر شما و همسرتان دائما بر سر عادات خرج کردن مشاجره می‌کنید، راه‌هایی وجود دارند که می‌توانید به کمک آنها این مشکل را حل کرده و همدیگر را بهتر درک کنید. دلایل طرف مقابل را بشناسید عادت‌ها به مرور زمان و به دلایل مختلف ایجاد می‌شوند. سعی کنید خودتان را جای همسرتان بگذارید تا بتوانید بهتر دلایل و انگیزه‌های او برای خرج کردن را درک کنید. بهترین راه برای شروع این کار، این است که از همدیگر درباره‌ی عادات خرج کردن و پس‌انداز کردن افرادی که الگوی‌تان هستند سؤال کنید. به عنوان مثال، می‌توانید به رفتارها و عادات مالی والدین شریک زندگی‌تان دقت کنید و ببینید آیا آنها افراد صرفه‌جویی هستند یا بیشتر از دخل‌شان خرج می‌کنند. سپس از او سؤال کنید که آیا رفتارهای والدینش تأثیری بر عادات مالی او گذاشته‌اند یا نه. همچنین می‌توانید با کمک هم عواملی که باعث ولخرجی می‌شوند را شناسایی کنید. از همدیگر سؤال کنید که چه چیزی باعث می‌شود بیشتر خرج کنید. مواردی که باعث می‌شوند به خرید بروید را لیست کنید. این موارد می‌توانند برگزاری یک حراج خوب در مغازه‌ی مورد علاقه‌تان، گذراندن یک روز بد یا صرفا خرید برای رفع کسالت باشند. وقتی متوجه شدید که چه عواملی باعث می‌شوند شریک زندگی‌تان به خرید برود، می توانید با هم راه حلی خوبی برای آن پیدا کنید. اگر داشتن یک روز بد، باعث می‌شود که یکی از شما میل به خرید پیدا کنید، لیستی از کارهای دیگری که می‌توانید به جای آن انجام دهید تهیه کنید. تماشا کردن یک قسمت از سریال مورد علاقه‌تان، شیرینی پختن، یا انجام کارهای هنری یا دستی می‌تواند جایگزین خوبی برای خرید باشند. صبور باشید به این دلیل که عادت خرج کردن به مرور زمان به وجود می‌‌آید، به ندرت پیش می‌‌آید که کسی بتواند فورا آن را ترک کند. اگر همسرتان قرار است عادت به ولخرجی را کنار بگذارد، با او صبور باشید و اگر خودتان قرار است این کار را انجام دهید، از شریک‌تان بخواهید که با شما با صبر و مدارا رفتار کند. به مدت یک ماه مخارج‌تان را یاداشت کنید. اگر به حدی خرج می‌کنید که نمی‌توانید به اهداف مالی‌تان برسید، سعی کنید بعضی از مخارج غیرضروری را حذف کنید. مثلا، اگر هر دویِ شما، هر روز ناهار را از بیرون سفارش می‌دهید، سعی کنید هفته‌ای دو بار از خانه ناهار ببرید. یا اگر عادت دارید که زیاد به کافی‌شاپ یا رستوران بروید، تعداد دفعات این کار را تا آنجا که می‌توانید کم کنید. هر هفته با حذف کردن یک امر غیرضروری، مخارج‌تان را کاهش دهید. مثلا، در هفته به جای دو بار، سه بار از خانه ناهار ببرید. این میزان را هر هفته افزایش دهید تا بالاخره به نقطه‌ای برسید که هر دوی شما بر سر آن با هم توافق دارید. اگر یکی از شما باز هم بیشتر از حد معمول خرج می‌کند، دقت کنید که چرا این اتفاق افتاده است. اگر داشتن یک روز بد باعث تحریک میل به خرج کردن شده به راه‌های دیگر برای مقابله با عصبانیت و استرس فکر کنید، راه‌هایی مثل مراقبه یا ورزش. پنهان‌کاری نکنید صداقت در هر موقعیتی بهترین راهکار است. وقتی برای اولین بار با شریک زندگی‌تان درباره‌ی مسائل مالی حرف می‌‌زنید، حساب‌های بانکی خود را به هم نشان دهید تا مشخص شود چه مقدار می‌توانید خرج کنید. قبل از اینکه جزئیات حساب‌های بانکی‌تان را در اختیار هم قرار دهید قول بدهید که یکدیگر را قضاوت نکرده و هیچ‌گونه نظری در این مورد ندهید. بعد از اینکه بودجه‌ای را با کمک هم تعیین کردید، اگر زمانی از برنامه‌ فراتر رفتید و ۵۰۰ هزار تومان برای خرید یک کیف خرج کردید، سعی نکنید آن را از همسرتان مخفی کنید. به جای این کار، خیلی صادقانه اعتراف کنید که بیشتر از مقداری که در نظر گرفته شده بوده خرج کردید. وقتی صادق باشید، می‌توایند به کمک هم راه‌حلی پیدا کنید. اگر هر دویِ شما موافق این هستید که خرید آن کیف یک نیاز ضروری نبوده، می‌توانید آن را پس بدهید یا از خرج‌هایی دیگر کم کنید. ۲. عادات پس‌انداز کردن نه تنها ممکن است زوج‌ها بر سر عادات خرج کردن‌ اختلاف داشته باشند، بلکه گاهی در مورد چگونه و چقدر پس‌انداز کردن هم با هم اختلاف دارند. به عنوان مثال، ممکن است بعضی از افراد به حدی بر پس‌انداز کردن تمرکز داشته باشند که مجبور شوند قیدِ خیلی از تجربیات معمولی زندگی مثل مسافرت یا شام بیرون رفتن را بزنند. احتمال دارد در روش‌های پس‌انداز کردن هم تفاهم وجود نداشته باشد. مثلا، یکی از زوج‌ها دوست دارد با خرید اوراق بهادار و سهام پس‌انداز کند در حالی که دیگری می‌خواهد ریسک کمتری کند و فقط پولش را در بانک نگه دارد. اهداف مشترک ایجاد کنید بهتر است با شریک زندگی‌تان بنشینید و لیستی از اهداف مالی خود تهیه کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا بدانید هر ماه چقدر باید پس‌انداز کنید. اگر هنوز هیچ کدام‌تان به پس‌انداز بازنشستگی فکر نکرده‌اید، می‌توانید تصمیم بگیرید که هر کدام از شما ۱۰ درصد درآمد ماهیانه‌ی خود را در حساب بازنشستگی خودش پس‌انداز کند. معمولا، بهتر است به اندازه‌ی ۳ تا ۶ ماه از حقوق‌تان را در حسابی مجزا برای روز مبادا نگه دارید. با توجه به مجموع درآمدهای هر دو نفرتان مشخص کنید که هر ماه چه مقداری را می‌توانید با خیال راحت کنار بگذارید. اگر می‌توانید به مدت ۶ ماه با پس‌انداز ۱۰ میلیون تومان زندگی کنید و توانایی این را دارید که هر ماه یک میلیون تومان پس‌انداز کنید، پس حدود ۱۰ ماه طول می‌کشد تا به مقدار پس‌اندازی که برای روز مبادا لازم دارید، برسید. در کنار اهداف پس‌انداز بلندمدت، باید اهداف کوتاه‌مدت‌تر هم برای خود تعیین کنید. مثلا اگر ماشین‌تان دارد نفس‌های آخرش را می‌کشد، توافق کنید که ماهیانه مقداری از پس‌انداز‌تان را برای خرید یک ماشین نو کنار بگذارید. همچنین می‌توانید یک حساب پس‌انداز مشترک هم برای مخارج سالیانه‌ی سفر داشته باشید. با سبک‌های مختلف سرمایه‌گذاری کنار بیایید شاید شما و شریک زندگی‌تان در مورد اینکه چقدر باید پس‌انداز کنید مشکلی نداشته باشید، بلکه اختلاف‌تان به دلیل تفاوت روش‌های سرمایه‌گذاری باشد. داشتن شریکی که خیلی ریسک‌پذیر است یا برعکس، اصلا ریسک‌پذیر نیست، می‌تواند باعث بروز اختلافات شده و تعادل مالی خانواده را به هم بریزد. به یاد داشته باشید که حساب‌های پس‌انداز بازنشستگی جداگانه دارید و هر کدام‌تان می‌توانید در حساب خودتان پس‌انداز کنید. پس اگر شریک زندگی‌تان زیاد اهل ریسک کردن نیست، می‌تواند از یک روش سرمایه‌گذاری کم ریسک‌تر مانند اوراق قرضه‌ی دولتی استفاده کند و اگر شما ریسک‌پذیر‌تر هستید می‌توانید در بازار بورس سرمایه‌گذاری کنید، ممکن است در ابتدا ارزش سهام‌تان پایین بیاید ولی در بلند‌مدت به سوددهی خواهید رسید. ۳. تفاوت در میزان درآمد زوج‌ها معمولا یکی از زوج‌ها بیشتر از دیگری درآمد دارد و تفاوت در میزان درآمد ممکن است به مشاجره و احساس نا‌امنی و آزردگی منجر شود. به علاوه، وقتی درآمد یکی از زوج‌ها خیلی بیشتر باشد، بیشتر تمایل دارد که تصمیم‌گیری‌های مالی و سرمایه‌گذاری را بر عهده داشته باشد. منصف باشید حتی اگر میزان تفاوت درآمد زوج‌ها خیلی زیاد باشد، باز هم باید در کنار هم برای ایجاد یک بودجه‌ی مناسب و متعادل همکاری کنند. به جای اینکه مخارج مشترک‌تان را تقسیم بر دو کنید، آنها را به گونه‌ای تقسیم کنید که هر کدام از شما به نسبت درآمدش، قسمتی از مخارج را بر عهده داشته باشد. اگر یکی از زوج‌ها ماهیانه ۳ میلیون تومان درآمد دارد و دیگری ۲ میلیون، و اقساط خانه‌تان ماهیانه ۱ میلیون تومان است، زوجی که درآمد بالاتری دارد می‌تواند در ماه ۷۰۰ هزار تومان از حقوقش را به قسط خانه اختصاص دهد و زوج کم‌درآمدتر ۳۰۰ هزار تومان را. در تصمیم‌گیری‌هایی که به امور خانه مربوط می‌شوند، هر دو نفر باید سهیم باشند. به عنوان مثال، حتی وقتی فردی که درآمد بالاتری دارد قرار است تمامی هزینه‌ی سفر را بپردازد، بدین معنی نیست که فقط او به تنهایی باید تصمیم بگیرد که مقصد سفر کجا باشد. اگر این موضوع در مورد شما صدق می‌کند، حتما احساسی که از آن دارید را با همسرتان در میان بگذارید. شاید شریک زندگی‌تان نمی‌داند که با این کار به احساسات شما لطمه وارد می‌کند. در این موارد، می‌توانید با ملایمت به او یادآوری کنید که مهم این است که هر دوی شما کار می‌کنید و زحمت می‌کشید و اینکه درآمد کدام یک بیشتر است در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد. یکی دیگر از مشکلاتی که ممکن است به وجود بیاید موضوع کارهای خانه است. زوجی که بیرون از خانه کار می‌کند ممکن است تصور کند لازم نیست به اندازه همسرش که در خانه‌ می‌ماند در کارهای خانه مشارکت داشته باشد. یا زوجی که درآمد بیشتری دارد، حس کند که نسبت به همسرش که درآمد کمتری دارد مسئولیت کمتری درمورد کارهای خانه دارد. مسئولیت‌ها را تقسیم کنید در بعضی موارد، فردی که درآمد کمتری دارد ممکن است تمایل داشته باشد که مسئولیت‌های بیشتری در خانه بپذیرد تا اختلاف درآمدش را جبران کند. به عنوان مثال می‌تواند مراقبت از بچه‌ها و شام درست کردن را بر عهده بگیرد. با این حال، تحت هیچ شرایطی منصفانه نیست که تمامی کارهای خانه به دوش یک نفر باشد. زوجی که به تنهایی مسئول کارهای خانه باشد و از همسرش کمکی دریافت نکند، ممکن است احساس ناراحتی و رنجش کند. به جای اینکه تمام مسئولیت‌ها را بر دوش فردی که درآمد کمتری دارد بگذارید، باید در کنار هم و با یک برنامه‌ریزی زمانی دقیق کارها را تقسیم کنید. به عنوان مثال، اگر شما در خانه کار می‌کنید یا همیشه در خانه هستید، بهتر است که همسرتان صبح‌ها موقع سر کار رفتن بچه‌ها را به مدرسه برساند تا شما مجبور نباشید وقت‌تان را برای این کار صرف کنید. اگر همسر شما بیرون از خانه کار می‌کند و باید شب‌ها زودتر به رخت‌خواب برود، شما می‌توانید مسئولیت‌ تمیز کردن میز شام و شستن ظرف‌ها را به عهده بگیرید. ۴. مشخص نبودن اینکه هر فردی مسئول کنترل چه چیزی است اشکالی ندارد که فقط یک نفر مسئول خرج و مخارج و پرداخت قبض‌ها باشد، اما قابل قبول نیست که یکی از زوج‌ها بخواهد کنترل تمامی مسائل مالی خانواده را بر عهده بگیرد. فردی که می‌خواهد همه چیز را کنترل کند، ممکن است از شما بخواهد حقوق‌تان را هر ماه به صورت کامل و بدون چون و چرا به او تحویل دهید یا به شما اجازه‌ی استفاده از کارت اعتباری‌ را ندهد. خیلی سخت می‌شود از درگیر شدن با چنین فردی به عنوان شریک زندگی خودداری کرد، چون چنین افرادی معمولا به این راحتی نمی‌خواهند از موضع‌شان پایین بیایند. با هم صحبت کنید درست مانند دیگر مواردِ اختلاف، در اینجا هم با صحبت کردن شاید فرد متوجه شود که کنترل همه چیز را بر عهده گرفته است. صحبت کردن به زوج‌ها کمک می‌کند که ریشه‌ی مشکل را پیدا کرده و به راه حل دست پیدا کنند. اگر با صحبت کردن به جایی نرسیدید می‌توانید از یک مشاور کمک بگیرید. توافق کنید که نوبتی رئیس باشید یک راه برای مقابله با همسران کنترل‌طلب این است که با هم به توافق برسید که نوبتی وظیفه‌ی کنترل مسائل مالی را بر عهده بگیرید. یک ماه همسرتان می‌تواند بر پرداخت قبوض و پس‌انداز و هزینه‌های جاری نظارت کند و ماه بعد شما کنترل را به دست بگیرید. یک راه دیگر هم این است که تصمیم بگیرید چه کسی به طور مرتب بر چه چیزی نظارت داشته باشد. مثلا شما می‌توانید پس‌اندازها را نظارت کنید در حالی که همسرتان مسئول مخارج روزانه و قبوض باشد. ۵. شیوه حمایت از خانواده در گذشته، حال و آینده هزینه‌‌های مربوط به فرزندان در هر شهر و هر کشور متفاوت است. شما و همسرتان باید تکلیف خود را با اینکه می‌خواهید چقدر و تا چه مدت برای فرزندان‌تان هزینه کنید تعیین کنید. باید مشخص کنید که آیا می‌خواهید آنها را به مدارس خصوصی بفرستید یا دولتی یا اینکه برای کلاس‌های فوق برنامه تا چه میزان می‌توانید خرج کنید. مدت زمان حمایت از فرزند هم مهم است. شاید خانواده‌ای نتواند هزینه‌ی دانشگاه فرزندش را بپذیرد، اما خانواده‌هایی هستند که می‌توانند حتی بعد از ازدواج فرزندان‌شان هم به حمایت مالی خود از آنها ادامه دهند. بهتر است با همسرتان برنامه‌ی مشخصی برای حال و آینده‌ی فرزندان‌تان تعیین کنید. فقط فرزندان‌ نیستند که ممکن است زوج‌ها در موردشان با هم اختلاف داشته باشند. شاید شما یا همسرتان بخواهید از یکی از والدین‌تان حمایت مالی کنید و یا حتی در مقطعی بخواهید، آنها را به خانه‌ی خود آورده و از آنها مراقبت کنید. اگر چنین برنامه‌ای دارید، حتما باید از قبل در مورد آن با همسرتان صحبت کرده و به توافق برسید. برنامه‌ریزی کنید قبل از اینکه بچه‌دار شوید یا تصمیم بگیرید که یکی از والدین‌تان را نزد خود بیاورید، باید با هم بنشینید و برای مخارج آینده برنامه‌ریزی کنید. ببینید آیا می‌توانید با درآمد فعلی‌تان از پس هزینه‌های فرزند‌تان بربیایید؟ آیا یکی از شما مجبور است برای مراقبت از فرزند، کارش را ترک کند؟ ببینید چقدر می‌توانید برای هزینه‌های تحصیل فرزند‌تان یا مراقبت از والدین سالمند‌تان پس‌انداز کنید. ۶. بدهی‌های گذشته، حال و آینده اینکه هر کدام از شما از قبل از ازدواج چه میزان بدهی داشته‌اید هم می تواند باعث بروز اختلاف شود. مانند دیگر مسائل مادی، شما و همسرتان ممکن است دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به بدهی داشته باشید. بعضی از افراد دوست ندارند زیر بار قرض بروند یا ماهیانه نیمی از درآمدشان را برای قسط وام خانه بپردازند. به جای اینکه به خاطر بدهی‌ با هم مشاجره کنید، بهتر است واقع‌بین باشید و برای کاهش و یا خلاص شدن از آن برنامه‌ریزی کنید. در کنار هم کار کنید تا بدهی تسویه شود وقتی ازدواج می‌کنید دلیلی ندارد که همسرتان مسئولیت بدهی‌هایی که شما قبل از ازدواج متقبل شده‌اید را بر عهده بگیرد ولی این بدین معنی نیست که نباید برای تسویه‌ی آن با هم برنامه‌ریزی و تلاش کنید. همچنین داشتن برنامه‌ای مشترک برای خلاصی از بدهی می‌تواند باعث شود برای رسیدن به اهداف مالی دیگر، مانند خرید خانه به کمک وام مسکن، آماده شوید. یک استراتژی برای پرداخت بدهی پیدا کنید. می‌توانید ابتدا بدهی‌های ارزان‌تر مثلا قسط‌های خرید لوازم منزل را تسویه کنید و بعد برای گرفتن وام‌های بزرگ‌تر مانند وام مسکن برنامه‌ریزی کنید. اگر بدهی‌ یکی از شما بیشتر از دیگری است، سعی کنید این را به رخ هم نکشید تا رنجشی پیش نیاید. نکته‌ی مهم این است که هر دوی شما در حال حاضر در کنار هم کار می‌کنید تا بدهی‌ها را تسویه کرده و برای برنامه‌های مالی بزرگ‌تر آماده شوید. بعضی چیزها را جدا کنید اگر مجبور شوید مسئولیت بدهی‌های همسرتان را بر عهده بگیرید مطمئنا از او آزرده خاطر خواهید شد. بهتر است بعضی چیزها را از هم جدا کنید تا هر کس مسئول پس دادن بدهی‌هایی باشد که قبل از ازدواج متقبل شده است. حتی وقتی زندگی مشترک تشکیل می‌دهید نباید فکر کنید که شما مسئول بدهی‌های قبلی همسرتان هستید. اگر قرار است هر دو قرارداد وامی را امضا کرده و مسئولیت پرداخت آن را به عهده بگیرید، حتما باید این وام به سود هر دوی شما باشد. برای بدهی مشترک برنامه‌ریزی کنید اگر تصمیم گرفته‌اید وام مسکن یا وام مشترکی بگیرید، راه‌هایی برای جلوگیری از اختلاف و مشاجره در آینده وجود دارند. بهتر است ابتدا صبر کنید تا هر دوی‌تان پشتوانه‌ی مالی خوبی داشته باشید. اگر یکی از شما پس‌انداز و درآمد خوبی دارد در حالی که دیگری درآمد خوبی ندارد، شاید بهتر است برای گرفتن وام کمی صبر کنید. ممکن است این کار خیلی رومانتیک نباشد اما قبل از اینکه وام بزرگی بگیرید یا اقدام به خرید ملک کنید، قراردادی بین خودتان تنظیم کنید که مشخص شود در صورت بروز اختلاف و حتی جدایی و یا اگر اتفاقی برای هر کدام از شما افتاد، چه اقداماتی باید صورت بگیرند. بهتر است توافقات خود را حتما به صورت کتبی درآورید تا اگر زمانی مجبور شدید به دلیل پیشامدی ناگهانی خانه را بفروشید، کارتان به مشاجره نکشد. کلام آخر تصور اینکه با کسی که دوستش دارید درباره‌ی پول حرف بزنید، ممکن است زیاد خوشایند نباشد. بر طبق آمار ۴۴ درصد از مردم صحبت کردن درباره‌ی پول را سخت‌ترین موضوع مکالمه می‌دانند. بیشتر مردم ترجیح می‌دهند درباره‌ی مرگ، سیاست و مذهب حرف بزنند تا درباره‌ی درآمدشان، میزان بدهی و یا مقدار پولی که خرج می‌کنند. با این حال، اگر می‌خواهید رابطه‌ای سالم و شاد داشته باشید، یکی از اولین چیزهایی که باید از پس آن بربیایید، ترس از صحبت کردن درباره‌ی مسائل مادی است. اجازه ندهید که نگرانی‌های مالی باعث بروز اختلافات شده و بر خوشبختی‌تان سایه بیندازند، حتی در خیلی موارد، این گونه مشاجرات می‌توانند به جدایی ختم شوند. برگرفته از: moneycrashers.com منبع: چطور
  4. در کانال عین شین قاف تلگرام نکاتی درباره همسرداری گفته شده است که این نکات را گرداوری کرده ایم. امیدوارم که دوست داشته باشید - ممنون از کانال عین شین قاف که اجازه مطالبشون رو دادن ... کانال عاشقانه عین شین قاف
  5. نیازهای عاطفی و احساسی خود را نادیده می‌گیرید بسیاری از بزرگسالانی که در خانواده‌های ناسالم بزرگ شده‌اند، توجهی به نیازهای احساسی خود ندارند. و این می‌تواند باعث شود احساس کنند مجبورند به روابط سمی در اطراف خود ادامه دهند. بچه‌های سنین مختلف که از خانواده‌هایی سمی به اجتماع قدم گذاشته‌اند، از نظر عاطفی و احساسی کمبودهایی دارند که معمولا نتیجه‌ی بزرگ شدن در خانواده‌ای است که حول نیازها و خواسته‌های اعضای سمی اعضای خانواده شکل گرفته است. خیلی مهم است که با شناسایی چیزهایی که به شما احساس سلامت هیجانی و روحی می‌دهد، با این ویژگی خود مبارزه کنید. همیشه می‌ترسید که مبادا فریب بخورید روابط خانواده‌ی سمی معمولا نتیجه‌ی رفتارهای تقلب آمیز یک یا چند عضو در خانواده است. این تقلب‌ها و سوء استفاده‌ها ممکن است طبق نیازهای هیجانی، جسمی و یا مالی باشد. سوء استفاد‌ه‌ی مالی و سوء استفاده‌ی عاطفی، دو دلیل کاملا مشخص و متمایز است که نشان می‌دهد باید روابط‌ تان را با اعضای سمی و مضر خانواده تمام کنید. احساس ترس مداوم از فریب خوردن و مورد سوء استفاده قرار گرفتن می تواند بر روابط شما در آینده تاثیر بدی بگذارد و قادر به اعتماد کردن نباشید. به سختی به کسی اعتماد می‌کنید اصلا تعجب ندارد که بزرگ شدن در یک خانواده‌ی سمی، توانایی شما برای اعتماد کردن به دیگران را نابود کند. اینکه بفهمید آنهایی که قرار است دوست‌تان داشته باشند، به شما عشق بورزند و از شما حمایت و مراقبت کنند، با اختیار و انتخاب خود، به شما آسیب می‌زنند، باوری است که در هر سنی پذیرفتن آن بسیار دشوار است. بچه‌هایی که در خانواده‌های سمی بزرگ می‌شوند، به سختی می‌توانند به بزرگسالان دیگر اطمینان کنند. به ارزش‌های خود در روابط تان اهمیت بدهید و به دنبال کسانی باشید که این ارزش‌ها را درک کنند و به شما احترام بگذارند تا بهتر بتوانید شخصیت اصلی خودتان را بشناسید و با حس بهتری به دیگران اعتماد کنید. روابط خود را بر اساس چیزهایی که در خانواده‌ی خود یاد گرفته‌اید می‌سنجید ناخودآگاه افراد دیگر و روابطی که با آنها دارید را طبق معیارهای خانواده‌ی خود می‌سنجید، با وجود اینکه حالا دیگر می‌دانید در چه محیطی بزرگ شده‌اید و چقدر آسیب دیده‌اید. تنها راه حل این است که فورا بررسی کنید حفظ این روابط سمی، واقعا درست است. ایده‌ی قطه روابط خانوادگی برای خیلی از افراد حتی قابل تصور هم نیست، اما در مواردی که چنین روابطی بسیار مضر و سمی هستند، تصمیمی است لازم که باید گرفته شود. احساس می‌کنید هویت مشخصی ندارید دو رابطه‌ای که حین دوران نوجوانی، پشت سر هم تجربه‌اش می‌کنیم، یکی با والدین‌مان و دیگری با خودمان است. اگر رابطه‌ی والد و فرزند، سوء استفاده گرانه باشد پس این احتمال وجود دارد که این فرد، با خودش هم رابطه‌ای سمی داشته باشد، مخصوصا از جهت کمبود اعتماد بنفس. اعتماد بنفس، ریشه‌ی عمیقی به عنوان انگیزه‌ی اصلی انسان از جنبه‌ی روانشناسی دارد. بنابراین بچه‌ها در کنار اعتماد بنفس درونی‌شان، به احترام از جانب خانواده نیز نیاز دارند تا بتوانند به واقعیت و هویت خود دست پیدا کنند. همیشه احساس می‌کنید کودک باقی مانده‌اید روابط سمی و به ویژه داشتن والدین سمی، شامل کسانی می‌شود که توانمندی‌های بالقوه‌ی فرزند را به عنوان یک بالغ قبول ندارند. این والدین با اعمال همان میزان کنترلی که در دوران خردسالی وجود داشته، جلوی رشد مستقل فرزند را می‌گیرند و اغلب جوری رفتار می‌کنند که بچه‌ها همیشه احساس گناه و خطا کرده و هر وقت این کنترل بیش از حد با مقاومت روبرو شود، ناراضی و رنجیده خاطر خواهند شد. اگر اعضای خانواده‌ی شما نتوانند شما را نسبت به زندگی بزرگسالی به عنوان چیزی که متعلق به خودتان است آگاه کنند یا به حدودهایی که شما تعیین کرده‌اید احترام بگذارند، پس بهتر است ادامه‌ی روابط خانوادگی خود را به دقت بررسی کنید. به سختی می‌توانید ابراز هیجانات خود را کنترل کنید این احتمال تا حدود زیادی وجود دارد که کسی که والدین یا خواهر و برادرهایش همیشه احساسات و هیجانات خودشان را غالب کرده‌اند، بعدها در زندگی به سختی بتواند هیجانات خودش را بشناسد و ابراز کند. توصیه می‌کنیم تجربیات سخت و ناخوشایند دوران کودکی‌تان را پیدا کرده و لیستی از رفتارها و هیجاناتی که دوست دارید تغییر دهید تهیه کنید. یکی را برای شروع انتخاب کرده و تلاش‌تان را آغاز کنید، واکنش‌های هیجانی‌تان را تغییر دهید و روی رفتارهای‌تان یکی یکی کار کنید. منبع: برترین ها
  6. به حتم، وقتي كه درگير مسائل عاطفي میشويد، حاضر نيستيد لحظه‌اي هم به اين موارد فكر كنيد. ولي، زندگي كتاب داستان نيست و همه روزهايش خوشايند و دلچسب شما نخواهد بود، پس قبل از آنكه طعمه خوش خيالیهاي خود شويد، چشمان‌تان را خوب بگشاييد و واقعيت زندگي را دريابيد: ۱- در زندگي روزهايي وجود دارد كه با نگاه كردن به چهره‌ همسرتان كه در نزديكي شما به خواب رفته است، با خود میگوييد: «آيا اين همان كسي است كه بايد براي هميشه با او باشم». وقتي میخواهيد ازدواج كنيد، با خود میانديشيد كه در انتخاب همسرتان درست عمل كرده‌‌ايد و نيمهه گمشده خودتان را يافته‌ايد و حاضر هستيد آنقدر در كنار و همراه او بمانيد تا مرگ شما را از هم جدا كند. اما، به ناگاه يك روز از خواب بيدار میشويد و درمی‌يابيد كه همسرتان آن كسي نيست كه شما میپنداشتيد و نمیتواند لحظه‌هاي زندگیتان را از شادي و نشاط پر كند. به علاقه‌اي كه به او داريد، شك كرده و به علاقه او نيز نسبت به خودتان شك میكنيد. حتي، ممكن است گاهي با خود بينديشيد كه چرا اين فرد را به عنوان شريك زندگي انتخاب كردم و يا چرا در امر ازدواج شتاب كردم؛ اما، حقيقت امر اين است كه شما معناي واقعي ازدواج را درك نكرده‌ايد و زماني كه اين جمله را بر زبان میآورديد: «من شريك تو خواهم بود، در غم‌ها و شادیها»، درك درستي از اين جمله نيز نداشتيد. جنس رابطه شما و همسرتان براساس يك زندگي يك روزه بوده است. زيرا، با رسيدن روزهاي تكراري و يكنواخت شدن همه چيز، ديگر حاضر به تحمل وضعيت نيستيد. با شروع حركت پنهاني نااميدي به سمت زندگیتان به طور آشكارا احساس تنهايي و پشيماني میكنيد؛ «نه، او همان كسي نيست كه من میخواستم.» زيبايي آن تصويري كه از ازدواج در ذهن پرورانده بوديد، از بين میرود و ديگر جلوه‌اي در نظرتان ندارد. شما ازدواج را يك مقصد نمیبينيد بلكه به نظرتان ازدواج سفري يكنواخت و خسته كننده است. از خواب شيرين بيدار شويد و زندگي را با تمام واقعيت‌هايش بپذيريد. روز را با همه نورهاي درخشان و حتي ناملايمش دريابيد و باور كنيد كه امروز روز شادي شماست زيرا، توانسته‌ايد تمام قصه‌هاي دورغين درباره سعادت ابدي را از ذهن‌تان بيرون كنيد و حقيقت ازدواج و قصه حقيقي زندگي را با تمام سختیها و ترس‌هايش باور كنيد. ۲- در زندگي روزهايي وجود دارد كه بايد در آن روزها بيش از حد تصورتان كار و تلاش كنيد. همگان بر اين باورند كه ازدواج و زندگي مشترك نياز به صرف انرژي و زمان بسيار دارد و شما در خيال خام‌تان به اين میانديشيد كه با كشمكش و دعوا میتوانيد بسياري از عادات آزار دهنده همسرتان را اصلاح كنيد. شما كمر همت به انجام اينكار بسته‌ايد و براي رسيدن به اين هدف انرژي بسياريي را صرف میكنيد. اما، به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه انسان‌ها طبيعتي پيچيده‌ دارند و رسيدن به چنين هدفي در اصل ساده و آسان نيست. انسان‌ها هر كدام با شخصيت متفاوتي كه دارند، دنياي مجهول و مبهمي هستند. ما بايد يكديگر را با هر آنچه هستيم، بپذيريم. ازدواج يعني بالا بردن سطح بينش و آگاهي. هر چه ميزان آگاهي شما افزايش يابد، همسرتان نيز با مشاهده رشد بينش شما كمي خود را تغيير خواهد داد و بالعكس.. به اين ترتيب، دو نفر در كنار هم رشد كرده و میبالند. در واقع، كار اصلي هر يك يافتن راهي براي پرورش يافتن يكديگر است. در ازدواج كوشش، امري هميشگي است. بنابراين، به خودتان و همسرتان زياد سخت نگيريد. ۳- در زندگي روزهايي هست كه شب هنگام با عصبانيت بسيار به رختخواب میرويد و صبح دم، هنگام بيدار شدن از خواب، از روز قبل نيز عصبانیتر هستيد. شما نياز به آرامش و خونسردي بيشتري داريد. بايد به يك ديدگاه ثابت برسيد. بايد كمي به زندگیتان استراحت دهيد. هر جنگ و منازعه‌اي نياز به تنفس و استراحت دارد. يك توقف كوچك در هر دعوا به شما اعلام میكند كه ميزان عصبانيت‌تان چقدر است و تا چه مرزي پيش رفته‌ايد و چقدر آسيبب ديده‌ايد. ممكن است منازعه و دعواي شما از يك قدرنشناسي و ناسپاسي كوچك شروع شده باشد و آنقدر بيهوده رشد كرده و باليده است كه حالا از بدي لبريز شده‌ايد. وقتي چنين وضعيتي برایتان پيش آمد، فرصت يك استراحت كوتاه را از خود و همسرتان دريغ نكنيد تا بتوانيد همه چيز را بهتر ببينيد و خشم‌تان را مهار كنيد تا بر شما چيره نشود. برخي مواقع يك بحث منطقي خيلي سريع تبديل به مشاجره‌اي احمقانه میشود و به دنبال آن خطاهاي ديگر يكي بعد از ديگري به وجود میآيد. حتي، اگر بتوانيد تمركز خود را درباره يك موضوع حفظ كنيد؛ اما، باز هم در برخي از مشاجرات خشم‌تان تا زمان رفتن به رختخواب با شما میماند و شما احساس واقعي خود را خفه میكنيد. در چنين مواقعي بزرگترين ضربه‌ها به پيكره ازدواج وارد میشود. در چنين لحظاتي حتي اگر قرار باشد تمام روز بعد را نيز به مشاجره و نزاع بپردازيد، باز هم اجازه دهيد تا احساسات خشم آلودتان كمي فروكش كند و به موقعيت ثابتي برسيد تا بتوانيد كم‌كم به آرامش دست يابيد. ۴- در زندگي روزهايي هست كه ممكن است تا مدت‌ها با همسرتان نزديكي فيزيكي نداشته باشيد؛ اما، نگران نباشيد، اوضاع حتما به سامان میرسد. دوران نبود تماس‌هاي فيزيكي و روابط زناشويي در زندگي مشترك امري كاملا طبيعي است. اين دوران هرگز هميشگي نخواهد بود و البته كاملا طبيعي است كه بدن انسان پاره‌اي اوقات نياز به خواب و استراحت بيشتر داشته باشد. بهتر است در مواقعي كه به هر دليلي نمیتوانيد به مسائل زناشويي بپردازيد، دست‌كم تماس‌هاي كوچك و ساده‌تان را در روابط‌تان حفظ كنيد، مانند يك نوازش بسيار ساده و از روي محبت. ۵- در زندگي روزهايي وجود دارد كه در میيابيد پيدا كردن راهي براي با هم بودن و باهم ماندن بسيار با اهميت‌تر از يافتن راهي براي به مقصد رساندن خودتان است. به حتم، هيچ يك از ما قصد نداريم آنهايي را كه دوست‌شان داريم، آزار دهيم. اما، در بيشتر مكان‌ها و زمان‌ها حق را به خودمانن میدهيم. هر چه قدر ميزان حقي كه به خودمان میدهيم، بيشتر میشود، ميزان نارضايتي و ناخشنودي همسرمان نيز بيشتر خواهد شد. متاسفانه، با وجود دانستن اين نكته باز هم با اين تصور نادرست بقيه عمران را سپري میكنيم كه: «حق با من است.» ولي، هر چه آگاهانه‌تر رفتار كنيم و همسرمان را به خاطر هر آنچه هست، تحسين كنيم؛ به همان اندازه احترام بيشتري براي خودمان قائل شده‌ايم. در واقع، به ارزش تعادل و رضايتي كه در زندگي يافته‌ايم، پي برده‌ايم. به جاي اينكه فقط به اين نكته بپردازيم كه چقدر همسرمان اشتباه میكند، بهتر است هتاكي و بیحرمتي را كنار بگذاريم و در عوض به او بگوييم «آماده شنيدن حرف‌هايش هستيم» و يا «من اين گونه فكر نمیكردم» و بعد از آنكه با صداقت و صميميت ديدگاه‌ها و حرف‌هايش را تصديق كرديم، شنيدن حرف‌هاي ما نيز براي او آسان‌تر میشود. هنگامي كه احساس كنيم به خوبي شنيده میشويم، ديگر نياز نداريم مرتب حق را به خود بدهيم. ۶- يك ازدواج موفق به اين معني نيست كه در آن هيچ نوع بحث و جدلي نباشد بلكه ازدواجي موفق است كه در آن مرد و زن خانواده هر دو با هم تلاش كنند تا اوضاع را سامان دهند. براي يافتن تعادل در زندگي بعضي مواقع لازم است كه زن و شوهر با همدعواهاي كوچك و بزرگ نيز داشتهه باشند. زيرا، در مشاجرات فقط صدایتان را بالا نمیبريد بلكه از حقيقت‌ها با صداي بلند میگوييد؛ حقيقت‌هايي كه آنها را در سينه‌تان دفن كرده بوديد و بعد با به زبان آوردن آنها فكر و روح‌تان را آرام‌تر میكنيد، خودتان و همسرتان را بهتر میشناسيد و از نوع و كيفيت رابطه‌تان آگاه میشويد. اين مشاجرات كوچك و بزرگ كه گاهي در هر خانواده‌اي به چشم میخورد، سبب قطع شدن روابط نخواهند شد بلكه ما را قویتر و محكم‌تر میكند. ۷- در زندگي روزهايي هست كه شما در میيابيد بايد فقط خودتان را تغيير دهيد. گاهي اوقات برخي افراد فكر میكنند كه میتوانند كسي را كه دوستش دارند، عوض كنند تا به ايده‌آل‌ها و كمالات نزديك‌تر شود. زوج‌ها در ابتدا با حمايت و همدلي و بعد با داد و فرياد و اتمام حجت كردن به انجام اينن كار مبادرت میكنند و آنچنان نسبت به اعتقادشان سرسختي نشان میدهند كه گويي اين مسؤوليت بزرگ بر گردن آنها نهاده شده و هيچ كاري درست‌تر از انجام اين كار نيست. اما، غالباً تلاشي بيهوده است؛ زيرا تغيير يك انسان بالغ و دور كردن وي از عادات و باورهاي قديمیاش كه با آنها بزرگ شده يك امر غيرممكن است. ۸- اگر با ترس‌ها و ناامنیها مقابله كنيد، در میيابيد كه چه نوع شخصيتي داريد. در بيشتر موارد زوج‌ها در روزهاي نخست آشنايیشان نسبت به هم سوء‌ظن بيشتري دارند. گاهي اوقات اين سوءظن‌ها سبب برآشفتگي و مشاجره میشود. تا جايي كه از شدت عصبانيت ممكن است به طلاق هم به طور جدي فكر كنند. اما؛ اين رفتارهاي بی اساس كه اسباب تحريك زن و شوهر را فراهم میكند، چند ماه بيشتر دوام نخواهد يافت. بزرگ‌ترينن شكست‌ها در روابط زن و شوهر فرصت‌هاي طلايي است تا آنها بتوانند با خودشان روبه‌رو شوند.اگر ايرادها و كاستیهاي همسرتان را همچون مانعي بين خودتان و يك ازدواج مناسب میدانيد، كار سختي را پيش‌رو داريد. اما، اگر از كنار اشتباهات يكديگر راحت‌تر عبور میكنيد، سفر پر فراز و نشيب زندگي به سمت خودشناسي برایتان آسان‌تر خواهد شد و حين سفر، هداياي باارزشي نيز دريافت میكنيد كه يكي از آنها رسيدن به رابطه‌ای مستحكم و باثبات است. طي سفر شما ياد میگيريد كه با خودتان به مهرباني رفتار كنيد و همين رفتار را نيز با همسرتان داشته باشيد.اين يكي از عجيب‌ترين زيبايیهای ازدواج است. زندگي مشترك پر از لحظات سخت و درس‌هاي سخت است و هيچ‌كس نمیتواند شما را در طي اين راه آماده كند. اما، در نهايت همين سختیها و دشواریها است كه بزرگ‌ترين گنج‌ها را به شما هديه میدهد و عشق‌تان را نسبت به قبل عميق‌تر و قویتر میكند. منبع: زندگی آنلاین
  7. متخصصان متوجه شدند که میزان تعهد هر کدام از طرفین به ازدواج بسته به تجارب او در داخل یا خارج از رابطه زناشویی در طی زمان تغییر می کند و معمولاً یکی از همسران در خصوص ادامه زندگی مشترک تردیدهایی پیدا می کنند.در اینجا وظیفه روانشناس این است که به زوج کمک کند بهترین رابطه ای که می توانند با یکدیگر برقرار کنند را به آنها پیشنهاد دهد. یکی از کمک هایی که می توان به این گونه زوج ها انجام داد تکنیک “روز ویژه”است. تکنیک روز ویژه چیست؟ یکی از روش های مورد استفاده برای حل تعارض میان زوج ها تکنیک روز ویژه (caring days) است. در این روش مبنا بر این است که تقویت کننده ها و پاداش های دریافتی از سوی همسر نه تنها درجه خشنودی و رضایت زندگی زناشویی را بالا می برد بلکه میزان پاداش اعطایی به آن همسر را نیز تعیین می کند. بنابراین اگر هر یک از زوجین بتوانند رویدادهایی هرچند کوچک را که برای هر کدام خوشایند است و در حال حاضر در رابطه انجام نمی شوند شناسایی کرده و به حداکثر برسانند و رویدادهای ناخوشایند را نیز معلوم کنند و کاهش بدهند، نسبت پاداش به هزینه افزایش چشمگیری پیدا می کند.در این شرایط هر همسر نه تنها احساس خشنودی بیشتری می کند بلکه بیشتر علاقه مند می شود به طرف مقابلش پاداش فراوان تری بدهد.در ازدواج های ناموفق و شکست خورده هر همسر به خاطر حمایت از خود می کوشد تا هزینه های رابطه را به حداقل برساند اما در راستای تبادل پاداش ها تلاش نمی کند بنابراین عکس این قضیه صادق است. مراحل انجام تکنیک”روز ویژه” ۱-مرحله بستن قرارداد بین زوج: در این مرحله بین هر یک از زوجین قرارداد بسته می شود که هر کدام از همسران (مثلاً از طریق حفظ راز) در طی انجام این تکنیک علیه همسرش تبانی و همدستی نخواهد کرد و همچنین انتظار می رود که هر دو نفر در این فرایند درگیر شوند و در خلال دوره معینی تغییر کنند. ۲-مرحله انجام تکنیک”روز ویژه” از هر یک از زوجین خواسته می شود که هر کدام ۸ تا ۱۰ رفتاری را که دوست دارد طرف مقابل انجام دهد بنویسد سپس برگه هر زوج در اختیار زوج دیگر قرار می گیرد و از هر کدام خواسته می شود از فهرستی که همسرش نوشته سه مورد را انتخاب کرده و در هفته پیش رو به صورت روزانه انجام دهد. هر شخص باید رفتار محبت آمیز خود را مستقل از طرف مقابل اجرا نماید. بدین ترتیب او تعهدی به نام «خطر کردن مثبت» را به نمایش می گذارد و متعهد می شود حتی اگر همسرش به وظیفه اش عمل نکرد، تکلیف خود را انجام دهد. هر همسر تعداد موارد و نوع رفتار محبت آمیزی که هر روز به دیگری ارائه می دهد به عنوان «شاخص تعهدات» و رفتارهای محبت آمیزی که هر روز دریافت می کند به عنوان «شاخص لذت» ثبت کرده و در جلسه بعد به درمانگر ارائه می دهد. ملاک خواسته ها در “روزهای ویژه” تمامی درخواست ها در روزهای ویژه باید با ملاک های زیر هماهنگ باشند: در تمام درخواست ها باید از جمله مثبت استفاده شود. مثلا به جای اینکه بگوییم :‌«به من بی اعتنایی نکند» بگوییم «از من بپرسد روزم را چطور گذراندم». درخواست ها به صورت اختصاصی و شفاف مطرح شوند و از کلی گویی پرهیز شود. به عنوان مثال به جای اینکه بگوییم :‌«شب خونه باشد» بگوییم «ساعت ۸ برای شام در خانه باشد». باید مصادیق و نمونه های کوچکی از رفتارهایی باشند که روزانه دست کم یکبار امکان انجامش وجود داشته باشد و رفتارهای دور از انتظار و غیر واقع بینانه نباشند. مثلا به جای اینکه بگوییم :‌«به بچه ها یاد بده اسباب بازی شان را در مکان مناسبی بگذارند» می توانیم بگوییم «وقتی از سر کار برگشتی لطفا کمک کن بچه ها اسباب بازی شان را در جای مناسب بگذراند» نباید موضوع مورد اختلافی درخواست شود که اخیراً رخ داده و هنوز بر سر آن توافقی صورت نگرفته است. نمونه ای از فهرست درخواستی برای روز ویژه درخواست های خانم -صبح پیش از اینکه از بستر خارج شویم،به من سلام کند. -از من بپرسد چه موسیقی و چه آهنگی را دوست دارم و در ماشین همان را بگذارد. -وقتی در سرکار به او زنگ می زنم جوابگوی تلفن من باشد. -به من بگوید که دوستت دارم. -وقتی از سر کار می آید وسایلش را سرجایش بگذارد. -به من بگوید چه لباسی برای مهمانی برای من مناسب تر است. -نظرم را در مورد مطالبی که می نویسد بپرسد. -وقتی دارم چیزی می گویم با دقت به من نگاه کند. -بعد از رفتن مهمان ها در مرتب کردن خانه به من کمک کند. درخواست های مرد -خوش رو باشد و وقتی از خواب بیدار شدیم بگوید که از دیدنم خوشحال است. -وقتی مریض هستم برایم آب پرتقال بگیرد. -در ساعات کار به من زنگ بزند. -از من بخواهد که جزئیات کارم را برایش شرح دهم -وقتی رانندگی می کنم حواسش به حرف زدن من باشد. -به من بگوید که به من اهمیت می دهد. -از من بپرسد که آخر هفته دوست دارم چکار کنم و کاری که من دوست دارم انجام بدهد. -از من بخواد که در مورد کارم و مشکلاتی که در طول روز داشتم براش حرف بزنم. وقتی درخواست­ها و خواسته های همسران شفاف و روشن و بدون نیش و کنایه زدن به یکدیگر بیان شود، به مرور زمان شاهد ایجاد روابط صمیمانه تر و دلپذیرتر زوج ها خواهیم بود.این روش را در چند روز آینده زندگی زناشویی خود به کار ببرید و شاهد بهبود هرچه بیشتر روابط خود و همسرتان باشید. منبع: سپیده دانایی
  8. جادوی کلمات در روابط با همسرتان را شوخی نگیرید. حرف‌های شما و حسی که برای او ایجاد می‌کند می‌تواند آنقدر تأثیرگذار باشد که زندگی‌تان را متحول کند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری دو، حرف‌هایی که در کنار رفتار مناسب شما به همسرتان قشنگ‌ترین حس‌ها را می‌دهد و عشق شما را در قلبش تثبیت می‌کند. شما نیاز دارید تا همسرتان را بشناسید و به مرور زمان جملات خاص خود او را پیدا کنید نه فقط جملاتی که جنبه عمومی دارد و بیشتر افراد از شنیدن آنها خوشحال می‌شوند. این جملات را به همسرتان بگویید و با گفتنش زیر پوست زندگی مشترکتان خون تازه‌ای تزریق کنید. در ادامه همراه بنیانا باشید تا بدانیم چگونه زن و شوهری صمیمی باشیم ؟ آقایان اینگونه حرف بزنند 1- دوستت دارم، همین خانم‌ها به شنیدن جملات عاشقانه نیاز دارند. این جملات و کلمات مانند کوهی از انرژی می‌تواند بدترین شرایط و حال‌شان را به بهترین شکل ممکن تغییر دهد. فکر نکنید اگر سن و سالی از آنها گذشته یا مشغول زندگی و تربیت بچه‌ها هستند دیگر شنیدن دوستت دارم، حال و هوای‌شان را بهاری نمی‌کند. همسرتان می‌داند چه جایگاهی در قلب و زندگی شما دارد اما وقتی با کلماتی ساده به او می‌گویید که چقدر برای‌تان مهم است، خستگی تمام روز را از تنش به در می‌کنید. پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «این سخن مرد که به همسرش بگوید تو را دوست دارم، هرگز از قلب همسرش خارج نخواهد شد». می‌توانید آزمایش کنید. یک‌بار که همسرتان چندان سر حال نبود وحس کردید از چیزی دلخور است یا حوصله ندارد، به او جملات عاطفی بگویید؛ مثلا بگویید که از بودنش در زندگی‌تان راضی هستید و خدا را به‌خاطر داشتنش شکر می‌کنید. یا خیلی ساده و آرام بگویید که دوستت دارم.خودتان نتیجه‌اش را خواهید دید. 2- تعریف‌های عاشقانه تعریف و تمجید می‌تواند همسرتان را شاد و خوشحال کند، رضایت او را از کنار شما بودن بالا ببرد و کاری کند که حس اعتماد به‌نفسش بیشتر شده و طوری رفتار کند که تعریف‌های شما ثابت شود.البته تعریف‌های اغراق گونه و غیرواقعی، دلچسب نیست اما می‌توانید با نگاه مثبت بیشتری نگاه کنید و خوبی‌هایی که حتما در شریک زندگی‌تان وجود دارد را ببینید وبا صدای بلند به او بگویید. اگر امشب غذایش خیلی خوشمزه شده، سر سفره و مقابل بچه‌ها بر این نکته تأکید کنید اگر خانه‌تان منظم است، همسرتان خوش لباس است، رنگ موی جدیدش زیباترش کرده ومهربانی‌اش را دوست دارید، حتما به او بگویید. در خلوت‌تان این کار را انجام دهید و در مقابل دیگران هم فکر نکنید تعریف از همسرتان کار اشتباهی است. وقتی مهمان دارید، غذا که تمام می‌شود شما هم از پذیرایی و دستپختش تعریف کنید. مقابل خانواده‌تان از خوبی‌های او بگویید.تعریف‌های ساده و واقعی شما برای همسرتان بسیار دوست‌داشتنی خواهد بود. 3- من هستم، نگران نباش داشتن مردی که بلد است چگونه حس امنیت را در قلب همسرش ایجاد کند، یکی از بزرگ‌ترین عوامل ایجاد خوشبختی در زندگی یک زن است؛ مردی که می‌تواند کارها را سرو سامان دهد و حضورش به معنی آرامش است. شما برای ایجاد این حس، علاوه بر اینکه نیاز دارید که واقعا حمایتگر باشید، باید به همسرتان در قالب کلمات بفهمانید که کنارش هستید، کمکش می‌کنید و همه‌چیز تحت کنترل‌تان خواهد بود. اینکه امکانات را برای او فراهم می‌کنید به تنهایی کافی نیست، وقتی مضطرب است و نگران چیزی است، گفتن یک جمله ساده «من هستم، از چیزی نترس» بخش زیادی از دلشوره‌های او را از بین می‌برد. درست است شنیدن جملات عاشقانه برای زنان حیاتی است اما حرف‌های مردانه شما آرامش بیشتری را به او هدیه می‌دهد. خانم‌ها اینگونه حرف بزنند 1- تشکر با قشنگ‌ترین کلمات وقتی همسرتان کارهای مردانه‌اش را انجام می‌دهد، پیش خودتان نگویید به وظیفه‌اش عمل کرده و نیازی به تشکر نیست. فکر نکنید مردتان به‌خاطر دست‌های قوی و توانایی‌های مردانه‌اش نیازی به شنیدن تشکر ندارد. در ازای هر قدمی که برای شما و زندگی مشترک‌تان برمی‌دارد، از او تشکر کنید. به او بفهمانید متوجه هستید که برای شما چه کارهایی انجام می‌دهد. یک مرد هر قدر هم که قوی باشد و خود را بی‌نیاز از اینگونه جملات نشان دهد بازهم درون خود دوست دارد که توسط همسرش دیده شده و از کارها و خدماتش قدردانی شود.جملات ساده‌ای مانند: ممنون که مرا صبح‌ها تا ایستگاه می‌رسانی، متشکرم که با تمام خستگی ات خریدهای خانه را انجام می‌دهی و جملات ساده‌ای که نشان‌دهنده قدردانی شماست، برای او بسیار انرژی‌بخش خواهد بود. توانایی تشکر کردن از دیگران از چیزهایی است که به آن سفارش شده‌ایم. امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «روز قیامت، خداوند متعال به بعضی از بندگانش می‌گوید: آیا شکر فلان کس را به‌جای آوردی؟ عرض می‌کند: پروردگارا! من شکر تو را به جای آوردم. خداوند می‌فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم به جا نیاورده‌ای!» سپس می‌فرمایند: شکرگزارترین شما در پیشگاه خدا کسی است که از نعمت‌ها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شکرگزاری را به عمل آورد. پس این نکته را از خانه خود شروع کنید. 2- ابرمرد زندگی من یکی از نیازهای روحی مردانه که باید برآورده شود تا شما با چشمان خودتان ببینید یک مرد تا چه حد می‌تواند حمایتگر، مؤثر و دوست‌داشتنی باشد، این است که حس کند ابرمرد زندگی همسرش است. بداند در نگاه شریک زندگی‌اش تکرار نشدنی است وشما به‌عنوان همسر او اعتقاد دارید بهترین مرد دنیا در کنارتان هست. اینکه هر آدمی مشکلاتی دارد و هیچ‌کس گل بی‌عیب نیست را همه قبول دارند اما حتما شنیده‌اید که «اگر در دیده مجنون‌نشینی/ به غیراز خوبی لیلی نبینی». مهم این است مرد زندگی‌تان بداند در نگاه شما بهترین انتخاب بوده و خواهد بود. به او بگویید که قوی و قابل اتکاست و دنیای‌تان بدون او چیز بزرگی کم دارد؛ چیزی مانند یک حامی مهربان برای تمام لحظات زندگی. 3- به تو افتخار می‌کنم به همسرتان در موقعیت‌های مختلف نشان دهید که به او افتخار می‌کنید و این را نه‌تنها از دیگران مخفی نمی‌کنید بلکه با کمال میل نشان می‌دهید که بهترین مرد دنیا شریک زندگی شماست. خوب است بعضی وقت‌ها بی‌بهانه و خیلی ساده به او بگویید که به او و بودنش افتخار می‌کنید و گاهی هم دنبال موقعیت‌هایی باشید که مقابل چشم همسرتان این را به دیگران هم بگویید. یک آقا وقتی متوجه می‌شود همسرش در مقابل دیگران از او تعریف کرده و اعتراف می‌کند زندگی در کنارش بسیار لذتبخش است، احساس غرور خواهد کرد و کسی که این حس را به او هدیه داده همیشه در دلش باقی می‌ماند. نیازی به نقش بازی‌کردن نیست، خوب به همسرتان دقت کنید، نکات زیادی دارد که می‌توانید به آنها افتخار کنید و با بیان آن، او را به سمت بهتر شدن سوق دهید. منبع: سلامت نیوز
  9. همه ی ما زوج هایی را دیده ایم که الهام بخش بهتر بودن ما در روابط بوده اند. جوری که بهم نگاه می کنند یا باهم صحبت می کنند باعث می شود بخواهید دائم دنبال آنها راه بیوفتید و ببینید چکار می کنند تا شما هم روش های آنها را در زندگی خودتان پیاده کنید. ۱) همه چیز را با او درمیان می گذارید. هر چیزی که در ذهن تان و در قلب تان هست و از بقیه ی مردم مخفی کرده اید را با شریک زندگی تان در میان می گذارید. ۲) در مقابل او گارد نمی گیرید شاید قوی و باهوش باشید، اما او آنقدر برایتان ارزش دارد که نقطه ضعف ها و چیزهایی که شما را آسیب پذیر می کنند را با او در میان بگذارید. ۳) همه جوره به او احترام می گذارید او کامل نیست، اما ویژگی هایی دارد که باعث می شود او را محترم بشمارید. مثلا انسانیت، دلسوزی، قدرت و تصمیم گیری! ۴) او را با تمام کاستی هایش دوست دارید شاید عاشق بازی ویدویی باشد و وقتی بازی می کند دیگر چیزی نشوند، شاید دوست داشته باشد ساعت ها در پاساژ ها قدم بزند یا حتی گاهی دمدمی مزاج باشد؛ این خصلت ها شاید گاهی اوقات دیوانه کننده باشند و اعصابتان را خرد کنند، اما اگر این ها نباشند انگار یک چیزی کم است و او مثل همیشه نیست. ۵) می توانید خود را در آینده با او تصور کنید فقط بحث ازدواج کردن نیست، شما خودتان را تصور می کنید که با هم صبحانه درست می کنید، با هم خانه می خرید و با هم خانواده ی کوچک تان را تشکیل می دهید. ۶) از اینکه با او مخالفت کنید نمی ترسید و خجالت نمی کشید شاید همیشه ۱۰۰٪ با او موافق نباشید اما می دانید که چطور باید به بحث راجع به نقطه نظرتان با او بپردازید و می دانید که او هم به شما گوش کرده و به نظرتان احترام می گذارد. ۷) با هم می خندید اینکه شوخ طبع باشید خوب است، اما اینکه بتوانید یکدیگر را تا مرز اشک ریختن بخندانید یعنی حال تان خیلی خوب است. ۸) با هم جور در می آیید شاید عاشق کسی شده باشید که کاملا مطابق معیارهایتان نباشد، اما در کنار هم زوج خوبی را تشکیل می دهید. ۹) می توانید با هم در سکوت باشید لازم نیست که حتما یکی از شما چیزی بگوید که فضا عوض شود و زمان بگذرد، می توانید با هم در سکوت باشید و هر دو هم با این سکوت راحت هستید. ۱۰) می توانید خودتان باشید لازم نیست نگران این باشید که شما را قضاوت می کند. او تمام شما را می شناسد و مهم تر اینکه سعی نمی کند شما را تغییر بدهد! وب‌سایت دیجی رو - نهال سهیلی فر
  10. وقتی با مردی آشنا شدید چگونه می‌توانید بفهمید او قصد ازدواج دارد یا فقط فکر وقت‌گذرانی و تفریح دارد؟ ۱- اگر مردی خیلی سطحی با شما صحبت می‌کند و هرگز به مسائل زندگی‌تان اهمیت ندهد، بی‌شک در فکر وقت‌گذرانی است. ولی اگر با مهربانی در خصوص نیازها، زندگی، آرزوها و آیندهٔ شما برایتان صحبت کند و این نکات برایش مهم باشد، پس بدانید به دنبال همسر آینده‌اش است. ۲- اگر به خواسته‌ها و معیارهای شما بخندد بدانید که فقط برای سرگرمی با شما ارتباط برقرار کرده است، ولی اگر چنین به نظر برسد که او تابع قوانین و معیارهای شما است و به آن‌ها اهمیت می‌دهد، به دنبال زنی مناسب برای زندگی مشترکش و جزومردانی که قصد ازدواج دارند هست. ۳- اگر شماره تلفن شمارا داشته باشد و دیر به شما تلفن کند معلوم است که جدی نیست، ولی اگر خیلی زود زنگ بزند درواقع نشان می‌دهد که به شما علاقه‌مند شده است و می‌خواهد اطلاعات بیشتری از سوی شما به دست آورد. ۴- اگر با مردی به رستوران رفتید و اجازه داد پول میز را شما حساب کنید یا اینکه فقط سهم خودش را پرداخت، بدانید مرد زرنگی است که فقط قصد سوءاستفاده از شمارا دارد. ولی اگر صورتحساب را پرداخت نشان می‌دهد که مایل است تأمین‌کننده شما باشد و این یعنی اینکه می‌توان به آن مرد امید بست. ۵- اگر مردی سر ساعتی با شما قرار بگذارد و دیرتر از وقت مقرر خودش را برساند بدون اینکه از قبل با تلفن شما را آگاه کرده باشد، احتمالاً قصدش تفریح است. اگر وقت‌شناس و مقرراتی بود می‌تواند مرد مناسبی برای زندگی باشد. ۶- اگر هرگز با دوستان، اعضای خانواده و همکاران او برخورد نداشته باشید، بدانید در نظرش فقط یک دوست ساده هستید، ولی اگر شمارا به همه‌کسانی که برایش مهم هستند معرفی کرد بدانید که همسر آینده‌اش هستید. ۷- اگر به‌طور مرتب بهانه‌های مختلفی برای معرفی نکردن شما به دوستان و همکارانش و پاپیش گذاشتن برای خواستگاری آورد بدانید قصد ازدواج ندارد. ولی اگر موافقت کرد شمارا در موقعیتی خاص به دوستان و افراد خانواده‌اش معرفی کند بدانید که در دسته مردانی که قصد ازدواج دارند به شمار می‌آید. ۸- اگر مردی نتواند ازنظر مالی، احساسی و معنوی خودش را با شما هماهنگ کند، بدانید قصد تفریح دارد. ولی اگر قادر باشد تأمین کردن و حمایت کردن را در خصوص اعضای خانواده‌اش به نحو احسن انجام دهد، یعنی مردی واقعی است و شما می‌توانید به او تکیه کنید. ۹- اگر او عقیده دارد که مردان باید آزاد باشند و بگوید برایش مهم نیست که در کنار شما با زن دیگری هم ارتباط دوستی داشته باشد خودتان حدس می‌زنید که باید چه‌کار کنید. ولی اگر بخواهد روابط شما انحصاری باشد و فقط شمارا ببیند بدانید که او قصد ازدواج با شمارا دارد. منبع:سایت ارتباط سبز
  11. در این متن با ۵ عبارت که معمولا زوجین به کار می برند و باعث از بین رفتن روابط زن و شوهر می شود و راه حل هایی برای جلوگیری از دعوای کثیف آشنا خواهید شد. ۱- هیچی: معمولا زوج هایی که با هم «کثیف» دعوا می کنند، یا از دعوا کردن می ترسند یا نمی خواهند دعوا به اسمشان تمام شود. به جای اینکه بگویند ناراحت یا عصبانی اند، انرژی منفی از خود ساطع می کنند و آرزو دارند از آنها بپرسید: «چی شده؟» اینجاست که همسر شما اولین کلمه جادویی دعوا را به زبان می آورد: «هیچی»! از آنجا که واضح است اتفاقی افتاده، «هیچی» یعنی خیلی چیزها! «معلوم است که ناراحتم، اما دلم نمی خواهد چیزی بگویم که دعوایمان شود، بنابراین سعی می کنم تو را تحریک کنم تا دعوایی که من می خواهم، راه بیندازی!» دفعه بعد که همسرتان جواب داد «هیچی»، با این جمله جوابش را بدهید: «این جواب فقط باعث جر و بحث و دعوای ما می شود. هر وقت آمادگی حرف زدن داشتی، من آماده شنیدن هستم.» ۲- حالا هر چی: فرض کنید همسرتان اولین کلمه دعوا را به زبان آورده، «هیچی!» و شما به جای آنکه بگویید: «هر وقت آماده گفتن بودی، من آماده شنیدنم»، می گویید: «می دانم اتفاقی افتاده». اینجاست که همسر شما دومین کلمه دعوا را به زبان می آورد: «حالا هر چی!» «حالا هر چی» می تواند درست به قلب شما بخورد، این عبارت تحقیرکننده است و احساسات و نگرانی هایتان را بی اهمیت جلوه می دهد. دفعه بعد که همسرتان گفت: «حالا هر چی»، گول نخورید و آغازگر دعوایی که معمولا خواسته خشم همسرتان است، نباشید. در عوض، خیلی خونسرد به او بگویید: «وقتی این چنین حرفی بهم می زنی، احساس می کنم حس من یا چیزی که می خواهم بگویم برایت مهم نیست و این باعث می شود احساس بدی پیدا کنم.» اگر همسرتان یک از شما عذرخواهی نکرد، بهتر است راهتان را بکشید و بروید و بگذارید تنهایی حرص بخورد. در غیر این صورت، شما تسلیم دعوایی می شوید که به خواست او شروع شده. ۳- همیشه و هیچ وقت «تو هیچ وقت سروقت نیستی!»، «من همیشه باید پشت سرت راه بروم و تمیزکاری کنم»، «من همیشه در مهمانی های کاری تو شرکت می کنم اما تو هیچ وقت با من نمی آیی.» «همیشه» و «هیچ وقت» به ندرت واقعی هستند. وقتی از عباراتی استفاده می کنید که در آنها «همیشه» یا «هیچ وقت» وجود دارد، درواقع به همسرتان می گویید که او هرگز نمی تواند کاری را درست انجام دهد یا باورتان نمی شود که او بتواند تغییر کند. این موضوع منجر به تسلیم شدن و دست از تلاش برداشتن او می شود. چرا همسرتان نباید در تمیزکاری به شما کمک کند. وقتی به جای اینکه بگویید: «لطفا زباله ها را بیرون ببر» می گویید: «خیلی دوست داشتم تو زباله ها را بیرون می بردی اما می دانم که نمی بری!»؟ نمی توانید از همسرتان انتظار داشته باشید که با حالت «ثابت می کنم اشتباه می کنی» سازگار شود! «هیچ وقت» و «همیشه» را از دایره لغات زناشویی تان حذف کنید. به جای آن بگویید: «گاهی» یا «بعضی وقت ها»، سعی کنید بر زمان حال متمرکز بمانید و دقیق بگویید: «ناراحت شدم که امروز دیر کردی.» اجازه دهید همسرتان بداند ایمان دارید که تغییر می کند. ۴- تو هم مثل… بابا/ مامان/ خواهر و… هستی این حرف هم از همان حرف هایی است که نشان از خشم منفعل همسرتان دارد و می خواهد شما آغازگر یک جار و جنجال باشید. به جای اینکه همسرتان بگوید: «احساس می کنم که از من بهانه گیری می کنی.» به شما می گوید: «تو هم عین مادرت هستی!» سعی کنید یک نفس عمیق بکشید و فقط بگویید: «خیلی ناراحت می شوم که من را با مادرم مقایسه می کنی.» دعوا راه نیندازید؛ بگذارید بداند شما را رنجانده است. ۵- تو خیلی حساسی/ همه چیز رو به خودت می گیری «تو زیادی حساسی» و «تو همه چیز رو به خودت می گیری» یعنی حساسیت و احساس حقارت خوب نیست. اینها هم عبارات بحث برانگیزی هستند اما ممکن است «فریادی برای کمک خواستن» باشند! همسر شما شاید می خواهد چیزی بگوید- البته به یک روش بسیار غیرموثر او نیاز دارد چیزی به شما بگوید که ممکن است ناراحتتان کند و از عکس العمل شما می ترسد. برخی مشاوران در جلسه های زوج درمانی به مراجعان خود یاد می دهند زمان جر و بحث، در انتخاب کلمه ها و عبارات دقت کنند که ممکن است یک مخالفت ساده و کوچک را به یک دعوای درست و حسابی تبدیل کند چون وقتی تمیز دعوا کنید رابطه تان را سالم نگه می دارید. پس سعی کنید تا حد امکان، شفاف و روشن باشید و بدون برچسب زدن به یکدیگر و به زبان آوردن عبارات آزاردهنده، اصل موضوع را بگویید. زندگیتان سرسبز نویسنده: مرضیه سرباز منبع: دنیای روانشناسی
×