رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ذهن'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

14 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    نکته 1 : اگر شما اهدافتان را برای دیگران بیان کنید احتمال کمتری وجود دارد که به آنها دست پیدا کنید چرا که با این کار انگیزه‌ی خود را از دست میدهید. نکته 2 : تاکنون ۴۰۰ فوبیای مختلف توسط روانشناسان شناسایی شده است. نکته 3 : وقتی یک آهنگ مورد علاقه ی شماست به این دلیل است که مرتبط با یک رویداد عاطفی در زندگی شما است. نکته 4 : نوع موزیکی که گوش میدهید بر درک شما از دنیای اطراف تاثیر گذار است. نکته 5 : بر اساس یک مطالعه پول خرج کردن برای دیگران باعث خوشحالی بیشتری در مقایسه با پول خرج کردن برای خودتان میشود. نکته 6 : کلید شادی این است که پولتان را صرف تجربه کنید نه مال و اموال. نکته 7 : بر طبق یک مطالعه ی صورت گرفته ی جدید، فوبیاها ممکن است از طریق DNA به نسل های بعد افراد منتقل شوند. نکته 8 : ۲۷۰ دانشمند دوباره ۱۰۰ بررسی ای که در مجلات روانشناسی برتر ۲۰۰۸ انجام شده بود را انجام دادند و فقط نیمی از آنها نتایجی مشابه نتایج قبلی را نشان دادند. نکته 9 : یک اختلال روانی نادر وجود دارد که در آن افراد فکر میکنند مرده اند یا وجود ندارند. نکته 10 : محققان در حال بحث راجع به اضافه کردن اعتیاد به اینترنت به لیست اختلالات روانی هستند.( بعدم لابد هممون معتاد حساب میشیم!!) نکته 11 : یک ژنی وجود دارد که میتواند باعث شود اکثر اوقات منفی گرا باشید. نکته 12 : روانشناسان ترول ها را بررسی کردند و متوجه شدند که آنها خودشیفته، روانی و سادیسمی هستند! نکته 13 : ۶۸٪ مردم مبتلا به سندروم ویبره ی فانتوم هستند، یعنی وقتی گوشی آنها روی ویبره نیست حس ویبره دارند. نکته 14 : سندروم پاریس یک اختلال روانشناسی است که معمولا هم متوجه ژاپنی ها میشود وموقعی اتفاق میوفتد که به پاریس میروند و میبینند آن طوری که انتظار داشتند نیست. نکته 15 : به طور میانگین دانش آموزان دبیرستانی همان میزان اضطرابی را تجربه میکنند که بیماران روانی در سال ۱۹۵۰ تجربه میکردند. نکته 16 : اعمال مذهبی مثل دعا کردن باعث کمتر شدن سطح پریشانی روانی میشود. نکته 17 : هیچ شخص نابینایی تابحال به اسکیزوفرنی مبتلا نشده است. نکته 18 : Anorexia ( بی اشتهایی بر اثر اختلالات روانی) دارای بالاترین میزان مرگ ومیر نسبت به هرگونه اختلال روانی دیگر است. ۵ تا ۲۰ درصد مبتلایان به آن جان سالم به در نمیبرند. نکته 19 : به نظر می آید که صئاهای توهمی توسط فرهنگ های محلی شکل میگیرد. مثلا این صداها در آمریکا بسیار خشن و تهدید آمیز هستند. در حالیکه درهند و آفریقا صداها ملایم و لطیف هستند. نکته 20 : تحقیقات بر روی کمدین ها و افراد بامزه نشان میدهد. که آنها دارای میانگین سطح استرس بالاتری نسبت به دیگران هستند. نکته 21 : افسردگی حاد با افزایش روند پیری سلول ها میتواند باعث پیری بیولوژیکی زودترس تر شود. نکته 22 : گریه کردن باعث میشود احساس بهتری پیدا کنید، استرس را کاهش میدهد و به سلامت بدن کمک میکند. نکته 23 : قدردانی میتواند باعث افزایش ترشح دوپامین و سروتونین شود، درست مثل داروهای ضد افسردگی. نکته 24 : ۸۲٪ مردم اگر سگشان همراهشان باشد. در هنگام نزدیک شدن به افراد جذاب احساس اعتماد بنفس بیشتری دارند. نکته 25 : زندگی در کنار دریا یا رودخانه باعث میشود آرام تر، شادتر و خلاق تر بشوید. نکته 26 : بیشتر از یک سوم اروپایی ها دارای یک اختلال سلامت روانی هستند. نکته 27 : بیشتر راننده ها فکر میکنند که از بقیه ی راننده ها چیره دست تر هستند. نکته 28 : افرادی که بیشتر قسم میخورند صادق ترند. نکته 29 : تجربه ی چیزهای جدید حس درونی ما از گذر زمان را آهسته تر میکند یعنی در واقع زمان برایمان زودتر میگذرد. نکته 30 : سندروم ترومن یک اختلال روانی است که در آن بیمار معتقد است که در یک برنامه ی تلویزیونی زندگی میکند. منبع: دیجی رو
  2. sajjad

    حتما بارها برای شما نیز پیش آمده است که افراد نتوانسته اند ذهنتان را بخوانند و به همین خاطر از شما خواسته اند حرفتان را تکرار کنید. افرادی که چنین درخواستی را دارند در این مورد آگاهی ندارند که می‌توانند ذهن شما را بخوانند. آنها اینکار را به یک روش ثابت و همانند گذشته انجام می‌دهند. واقعیت این است که بیشتر افراد می‌توانند خواندن ذهن افراد را با آموزش‌های مخصوص، زمان، تمرکز و مجموعه‌ای از مهارت‌های خاص یاد بگیرند. خواندن ذهن کاری نیست که تنها از عهده روانشناسان بر بیاید. اگرچه این افراد تخصص لازم برای انجام اینکار را دارند اما سایر افراد نیز می‌توانند این موضوع را به خوبی یاد بگیرند. قبل از اینکه به شما نشان دهیم چگونه می‌توان ذهن افراد را خواند، باید بدانید که اطلاعات پس زمینه برای خواندن ذهن افراد بسیار مهم است. زمانی که دانش و علم روانشناسی موجود در این فرایند را درک کردید، متوجه خواهید شد که دستیابی به آن برای هر فردی که مصمم به یادگیری روش‌های جدید است بسیار ساده خواهد بود. همچنین ترفندها و نکاتی برای خواندن ذهن افراد وجود دارد که می‌توان از آن‌ها نیز استفاده کرد. این ترفندها زمانی مفیدتر خواهد بود که حقیقت پشت خواندن ذهن را بدانید. افراد می‌توانند به طور طبیعی ذهن افراد را بخوانند: حتما از خودتان می‌پرسید چرا افراد می‌توانند خواندن ذهن افراد را یاد بگیرند؟ پاسخ به این سوال بسیار ساده است. معمولا هر فردی توانایی انجام اینکار را دارد. اگرچه اغلب فرضیات ما در این مورد اشتباه است اما این بدین معنا نیست که فرآیند خواندن ذهن با شکست مواجه می‌شود. ما می‌توانیم افکار و احساسات افرادی که با آن‌ها تعامل داریم را به تصویر بکشیم. ما بیشتر اوقات واکنش‌های خود را بر روی چیزی که فکر می‌کنیم آن‌ها انجام خواهند داد متمرکز می‌کنیم به جای اینکه بر روی چیزهایی که به ما می‌گویند تمرکز داشته باشیم. ما اغلب به حالات صورت و زبان بدن این افراد نگاه می‌کنیم و به درستی حدس می‌زنیم که افسرده هستند، بیمارند، خوشحال هستند یا ناراحت و خشمگین اند. حالا فکر کنید یک نفر بازیگر خوبی باشد و بتواند احساسات خود را پنهان کند. در این شرایط که سرنخ‌های بصری و احساسی در صورت فرد وجود ندارد چگونه می‌توان ذهن فرد را خواند؟ مهارت‌های مورد نیاز: واقعیت این است که برای خواندن ذهن افراد نیاز به داشتن مهارت‌های زیادی نیست. تنها چیزی که نیاز دارید انگیزه ای برای یادگیری و تمایل و اشتیاق برای درک شرایط افراد است.واضح است که قبل از دستیابی به این مهارت، باید کمی تمرین کنید. اما لازم نیست یک گوی بلورین، کارت‌های مخصوص یا لباس‌های عجیب و غریب داشته باشید. شما باید بتوانید ذهن خود را از تمامی حواس پرتی‌های موجود خالی کنید. برای برخی از افراد توسعه این مهارت به زمان زیادی نیاز خواهد داشت. ممکن است بخواهید در کلاس‌های یوگا شرکت کنید تا قدرت تمرکز بر روی کارهای خود را به دست آورید. اینکار نه تنها به شما کمک می‌کند بر روی ذهن و انرژی خود تمرکز داشته باشید بلکه انعطاف پذیری خوبی در اختیار شما قرار می‌دهد. نکاتی برای افراد مبتدی: اگر دوست دارید ذهن دیگران را بخوانید، می‌توانید برای آغاز کار ترفندها و نکاتی را دنبال کنید. این ترفندها توسط کیران بهارا روانشناس مشهور توسعه داده شده بود. مشتریان بهارا شامل مشهورترین و ثروتمندترین چهره‌های شناخته شده در حوزه سرگرمی و نمایش‌های تجاری هستند. شما باید این نکات را در خانواده یا در میان دوستان خود تمرین کنید. ممکن است بعد از آغاز تمرین متوجه نتایج سریعی شوید اما انجام آن به زمان زیادی نیاز خواهد داشت. ۱.روح خود را باز کنید: علاوه بر پاک کردن ذهن از تمامی افکار مزاحم و استرس‌ها، شما باید انرژی خود را به روی افراد و احتمالاتی که در اطرافتان وجود دارد باز کنید. در مورد هیچ چیزی فکر نکنید. باید در زمان حال حضور داشته باشید. ذهن و روح شما باید با انرژی دریافتی از افراد و اطراف غرق شود. تمرینات یوگا یک روش آموزشی عالی برای انجام اینکار است. شما می‌توانید آن را در منزل و در یک اتاق آرام نیز تمرین کنید. زمانی که می‌خواهید بر روی افکار و انرژی خود تمرکز کنید مطمئن شوید که کسی در اتاق حضور ندارد. ۲.دیدن و ندیدن: چند لحظه از زمان خود را برای دیدن فردی که در نزدیکی شما نشسته است صرف کنید. یک تصویر لحظه‌ای و ذهنی از ساختار صورت ، موها، چشم‌ها، ژست ، زبان بدن و سایر جزییات آن‌ها بگیرید. هر چیز دیگری که در اطراف این فرد وجود دارد را مشاهده کنید: باید یک ستون ذهنی داشته باشید که نشانه های موجود در هر شخص را با سایر چیزهایی که متعلق به او نیست جدا می‌کند. فرد را از صندلی که بر روی آن نشسته است یا دیواری که به آن لم داده است جدا کنید. تمامی این موارد باید به یک روش خاص تصویرسازی شود بنابراین می‌توانید انرژی که در اطراف شما تولید می‌شود را احساس کنید. ۳.بر روی فرد تمرکز کنید: خوب حالا تمرکز خود را به صورت فرد اختصاص دهید. به صورت مستقیم به چشم‌های فرد به مدت ۱۵ ثانیه نگاه کنید. سعی کنید به صورت طولانی مدت به چشم طرف مقابل زل نزنید. در غیر اینصورت انرژی دریافتی از فرد مختل می‌شود و فرد مقابل احساس راحتی نخواهد داشت. بعد از گذشت ۱۵ ثانیه، به طرف دیگری نگاه کنید.یک تصویر ذهنی از چهره و چشم‌های فرد بسازید. انرژی این فرد چگونه است؟ حالا ساکت بنشینید و اجازه دهید افکار و احساسات فرد مقابل تمامی ذهن و روح شما را پر کند. حالا به درستی می‌توانید فرایند خواندن ذهن را آغاز کنید. ۴.مکالمه و گفتگویی را آغاز کنید: در این مرحله می‌توانید افکار و احساسات یک فرد را کشف کنید. شما می‌توانید موضوع دلخواه خود برای مکالمه را انتخاب نمایید. از آن‌ها در مورد کار یا زندگی شان سوال کنید. افکاری که به ذهن شما خطور می‌کند ممکن است دقیقا همان افکاری باشد که به ذهن فرد دیگر می‌آید. می‌توانید بلافاصله چیزی که فکر می‌کنید طرف مقابل در حال فکر کردن به آن است را بیان کنید. اگر حافظه خوبی داشته باشید، می‌توانید این افکار را ذخیره کنید تا بعدا تمامی احساسات خود در مورد افکار فرد مورد نظر را جمع آوری نمایید. نکته کلیدی این است که هر فکری که در این نقطه به ذهنتان خطور می‌کند را محترم بشمارید و از آن استقبال کنید. حتی اگر این افکار تیره و مزاحم هستند باز هم اجازه ورود آن‌ها را بدهید. برای انجام اینکار، شما باید ذهن خود را برای هر نوع احتمالی باز نگه دارید. ممکن است هیچ سرنخی در مورد اینکه فرد مورد نظر افسرده است از قبل نداشته باشید و این کمی آزاردهنده خواهد بود. بهتر است در مورد برخی از شرایط اطلاعاتی داشته باشید تا بتوانید به فرد مورد نظر کمک کنید. سایر ترفندها و نکات: ترفندهای دیگری وجود دارد که می‌توانید از آن به نفع خود استفاده کنید. زمانی که توانایی‌های خود را برای تمرکز بر روی افکار و احساسات دیگران افزایش دادید، می‌توانید از ترفندهای موجود استفاده کنید و یک تصویر روشن از چیز‌هایی که در ذهن فرد مقابل می‌گذرد به دست آورید.این ترفندها می‌تواند شانس موفقیت شما را افزایش دهد. هوش هیجانی: اگر فردی را که در حال صحبت با او هستید را می‌شناسید، می‌توانید از او بپرسید که آیا احساس یکسانی با شما دارند یا خیر. باید در این مسیر صبور باشید. بیشتر افراد در برچسب گذاری و مشخص کردن احساسات خود زیاد خوب نیستند. آن‌ها ممکن است زمانی که واقعا استرس و اضطراب دارند احساس عصبانیت بکنند. زمانی که آماده رفتن به یک موضوع دیگر هستند ممکن است احساس عصبی بودن و ناراحتی داشته باشند. اگر فردی که با او صحبت می‌کنید با احساس شما موافق بود، در مورد دلیل این موضوع از او سوال کنید. در نهایت شما می‌توانید پیشنهادهای خود در مورد کارهای بعدی برای افزایش یا کاهش این احساسات را ارائه کنید. این موضوع بیشتر شبیه خواندن روان انسان‌هاست تا خواندن ذهن اما بدون شک یکی از روش‌های کلیدی برای توسعه مهارت‌های طبیعی است. توسعه مهارت‌های شنیداری: آیا می‌دانید افرادی که ارتباط خوبی با دیگران دارند چه مهارتی را بیشتر از سایر مهارت‌های موجود تقویت کرده اند؟ بله درست حدس زدید. این افراد شنوندگان خوبی هستند. زمانی که فردی صحبت می‌کند، کاملا همراه او باشید. تنها به خاطر پاسخ دادن به صحبت‌های آن‌ها گوش ندهید. اگر به درستی به حرف‌های او گوش دهید قادر خواهید بود هر چیزی که می‌گوید را پردازش کرده و درک نمایید. همچنین باید به دنبال حرف‌هایی باشید که فرد مقابل دوست ندارد به زبان بیاورد. اگر فردی نتوانسته است روز خوبی داشته باشد حتما دلیلی برای این امر وجود دارد. گوش دادن دقیق به شما کمک می کند دلایل این امر را کشف کنید. برای موفق شدن در اینکار، بایدیاد بگیرید بیشتر از چیزی که فرد به زبان می‌اورد بشنوید. به افراد و احساسات آن‌ها گوش دهید. احساسات طرف مقابل را نادیده نگیرید: دلیل اینکه بیشتر افراد امروزه نمی‌توانند همدردی خوبی با یکدیگر داشته باشند این است که آن‌ها این شرایط را انتخاب می‌کنند. ما بیشتر اوقات احساسات طرف مقابل را نادیده می‌گیریم.هر چقدر این نادیده گرفتن طولانی‌تر باشد، ارتباط کم رنگ تر می‌شود. به جای فکر کردن در مورد ایمیل جدید از طرف رییس خود یا خوردن شام، در مورد احساسات خود فکر کنید. بر اساس یافته‌های روانشناسی، هر چقدر بیشتر به احساسات خود پاسخ دهید بیشتر قادر خواهید بود به احساسات و افکار دیگران پاسخ دهید. نتیجه گیری: خواندن ذهن کاری است که هر کسی می‌تواند آن را انجام دهد و مربوط به افراد خاصی نیست. ممکن است در آغاز کار موفقیت چشمگیری به دست نیاورید اما با تمرین و تکرار قادر خواهید بود پیشرفت کنید. هرگز از توانایی جدید خود برای سوء استفاده کردن از افراد استفاده نکنید. اگر قادر هستید به خوبی احساسات آن‌ها را تشخیص دهید، پس می‌توانید از آن در یک روش مثبت استفاده کنید. سعی کنید از توانایی خود برای کمک به افراد استفاده کنید. افرادی که قادر به خواندن ذهن افراد هستند می‌توانند دوستان عالی باشند. منبع: مجله سلامت
  3. 1- قبل از خواب و تاریکی شب همه چیز را مرتب کنید انجام کارهای ساده ‌ای قبل از خواب باعث می‌شود که صبح متفاوتی را تجربه کنید. مثلا اگر شما جزو افرادی هستید که هنگام خواب از تشنگی بیدار می‌شوید، قبل از خواب یک بطری آب را در کنار رختخواب خود بگذارید. سعی کنید لباس‌هایی را که صبح روز بعد می‌خواهید بپوشید را شب قبل آماده کنید. اگر کاری در خانه دارید و خانه مرتب نیست ، آن را تمیز کنید. مثلا ظرف‌های نشسته را بشویید. مطالعات روانشناسی نشان می‌دهد زنانی که خانه‌های کثیفی دارند بیشتر مستعد افسردگی، خستگی و اضطراب هستند. پس این کارهای ساده و پیش پا افتاده را جدی بگیرید تا صبحی شادتر داشته باشید. 2- صبح خود را با برخی حرکات کششی آغاز کنید اکثر مردم با آنکه از خواب بیدار می‌شوند اما نمی‌دانند که بدن آنها هنوز در خواب است. برای بیدار شدن بدن‌تان کافی است تا در همان حال که در جای خواب خود دراز کشیده‌اید، عضلات خود را بکشید و کم کم تعداد این حرکات را افزایش دهید. یک مطالعه علمی نشان می‌دهد که حتی مقدار کمی فعالیت‌های فیزیکی می‌تواند برای شما احساس خوبی را به همراه داشته باشد. 3- هر روز صبح دوش بگیرید هر صبح به جای اینکه یک حمام با انواع شوینده‌ها را تجربه کنید، کافی است تا یک دوش سریع و کوتاه با آب گرم داشته باشید. یک حمام به همراه خوش‌بو کننده‌ها و آهنگی ملایم. بر اساس نظر روانشناسان شما می‌توانید در حمام، حس اعتماد به نفس و ارزش شغلی خود را تقویت کنید. 4- صبحانه بخورید حتی اگر آن را دوست نداشته باشید خوردن یک چیز خوشمزه و باب میل در هنگام صبح باعث می‌شود تا شما برای یک روز کاری موفق و شاد، بیشتر آماده شوید. اما با این حال اگر برای صبحانه چیزی که دوست ندارید در برابرتان قرار داشت از خوردن آن اجتناب نکنید. به زودی خواهید دید که بها دادن به وعده صبحانه چه معجزه‌ای را برایتان رقم خواهد زد و شما را به فردی شادتر تبدیل خواهد کرد. چرا که همین وعده‌ی کوچک شما را هم از نظر جسمی و هم روحی تقویت می‌کند. 5- برای یک سرگرمی شاد برای بعد برنامه‌ریزی کنید در زندگی روزمره بسیاری اتفاقات رخ می‌دهد که قابل پیش‌بینی نیست. شاید این وقایع شما را نامید و سرخورده کند اما می‌توان با برنامه‌ریزی برای داشتن یک سرگرمی و تفریح برای بعد از کار، تنش ناشی از روزمرگی و ناکامی در طول روز را کم کرد. مثلا برنامه‌ریزی برای وعده شام تا غذای مورد علاقه خود را بخورید، یا یکی از دوستان خود را به قهوه دعوت کنید. منبع: دیجی رو
  4. sajjad

    حتی اگر براحتی جدول کلمات متقاطع را کامل کنید و بطور منظم دوستانتان را در بازی “کلمات با دوستان” شکست دهید ــ روش‌های کلاسیک برای فعال نگه داشتن ذهنتان ــ شاید عادات روزمره دیگری وجود داشته باشند که از راه‌های عجیب به ذهن شما آسیب برسانند و سلول‌های عصبی ارزشمندتان را تخریب کنند. در اینجا ۶ چیز که به گفته بهترین متخصصان می‌تواند به قوه ادراک شما صدمه بزند، را بیان می‌کنیم: 1. داشتن استرس استرس در مورد مسائل مالی، نگرانی برای پروژه‌های کاری و تلاش برای حفظ ظاهر زندگی اجتماعی می‌تواند باعث تولید مقدار زیادی هورمون استرس شود. دکتر “برندان کلی”، متخصص مغز و اعصاب در مرکز پزشکی وکسنر دانشگاه اوهایو می‌گوید: 2. چاقی و هوش کلی می‌گوید: از آنجایی که شما برای لاغر ماندن به انگیزه بیشتری نیاز دارید، پس این را بدانید که تحقیقات نشان می‌دهد چاقی در میانسالی می‌تواند باعث عملکرد شناختی ضعیف‌تر و افزایش خطر ابتلا به زوال عقل در سال‌های بعد شود. مطالعه‌ای که در مجله اپیدمیولوژی آمریکا منتشر شد، نشان می‌دهد که رابطه‌ای بین چاقی و توانایی ذهنی کم در جوانی و بزرگسالی وجود دارد. کلی می‌گوید: از آنجایی که چاقی، یک مشکل پیچیده پزشکی است، باز کردن این موضوع، کار آسانی نیست. چرا که هم ممکن است این مسئله بخاطر مشکلات پزشکی ناشی از چاقی بوجود بیاید و هم مستقیما بخاطر خود چاقی. 3. علاقه به غذاهای شیرین دکتر آلن توفیق، دکتر طب خواب و متخصص مغز و اعصاب مرکز پزشکی ویل کورنل نیویورک می‌گوید: شکر و قند باعث افزایش وزن شما می‌شود و مقادیر زیاد آن، می‌تواند بر سلول‌های مغزتان تاثیر بگذارد. افراد دیابتی، بیشتر دچار زوال عقل می‌شوند. بر اساس یک مطالعه بر روی حیوانات از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، ممکن است تاثیر منفی قند بر مغز، بعلت افزایش التهاب باشد. مشخص شده که رژیم های غذایی سرشار از قند بر عملکرد سلول مغز و توانایی شناختی تاثیر می‌گذارند. 4. انجام چند کار بصورت همزمان آیا اینها بنظرتان آشناست: نوشتن یک ایمیل در حالیکه با همکارتان صحبت می‌کنید و همزمان با اینها، ناهار هم می‌خورید. توفیق می‌گوید: انجام دادن کارها بصورت همزمان، مانع پردازش مغزی شما می‌شود. لوب پیشانی(قدامی) مهمترین ارگانی است که بر تمرکز ما، کنترل و نظارت می‌کند و فقط قدرت پردازش محدودی دارد. اگر سعی کنید از آنچه مغزتان می‌تواند بطور منطقی انجام دهد، فراتر بروید ممکن است ذهنتان گاهی اوقات متوقف شود(هنگ کند)، درست شبیه زمانی که سعی دارید چندین برنامه کامپیوتری را همزمان باز کنید و کامپیوترتان کم می‌آورد و هنگ می‌کند. 5. وقت گذراندن با یک دوست سیگاری حتی اگر سیگار نکشید، استنشاق دود سیگار افراد دیگر، مغز را در معرض ترکیبی از مواد سمی قرار می‌دهد. توفیق می‌گوید: قرارگیری طولانی مدت در معرض دود، مونوکسید کربن در بدن را افزایش می‌دهد که جای اکسیژن ضروری مورد نیاز مغز و بدن ما را می‌گیرد. آسیب به عروق خونی و سلول‌های عصبی، در توانایی سلول‌های مغز برای برقراری ارتباط موثر و حفظ اطلاعات بطور کامل، اختلال ایجاد می‌کند. 6. سفرهای هوایی پی در پی با توجه به تحقیقی از دانشگاه کالیفرنیا، جت زدگی مزمن(بیخوابی و ناراحتی ناشی از مسافرت طولانی با هواپیما) بخاطر برنامه شلوغ سفر می‌تواند تا یک ماه بعد از بازگشت به خانه، بر توانایی یادگیری و حافظه تاثیر بگذارد. پروفسور الیزابت لومباردو، روانشناس و نویسنده “بهتر از کامل: ۷ استراتژی برای غلبه بر منتقد درونی‌تان و ساختن زندگی که دوست دارد” می‌گوید: منبع: مجله سلامت
  5. sajjad

    1- پیاده روی نیازی نیست که دانشمندان به شما بگویند پیاده روی در طبیعت می تواند حال روحی تان را خوب کند و از احساسات منفی تان بکاهد. با اینحال دانشمندان دانشگاه میشیگان ایالات متحده تصمیم گرفتند این روش درمانی اضطراب را اثبات کنند. آنها پس از تحقیق به این نتیجه رسیدند که پیاده روی در طبیعت و حتی فقط نگاه کردن به مناظر مختلف، مانند درختان و گیاهان، می تواند از حجم هومورن اضطراب (کورتیزول) بکاهد و حال روحی تان را بهبود بخشد. 2- شنیدن موسیقی اضطراب مانند یک قاتل عمل می کند، اما موسیقی راک می تواند شما را از شر آن برهاند. اخیرا به دنبال تحقیقی در دانشگاه کوئینزلند استرالیا، اثرات ذهنی موسیقی های پرسروصدا و انفجاری را بررسی کردند و برخلاف انتظار متوجه شدند که موسیقی متال سنگین می تواند احساساتی همچون خشم و ناراحتی را کنترل و تنظیم کند. البته مجبور نیستید ساعت ها به این نوع موسیقی گوش کنید، فقط 10 دقیقه شنیدن آن، از اضطراب تان می کاهد. 3- حیوان خانگی اگر اضطراب دست از سرتان برنمی دارد، داشتن یک نوع حیوان خانگی کمک تان می کند. در واقع حیوانات دوست داشتنی باعث می شوند ترشح هورمون های احساس خوب مانند، دوپامین، در بدن افزایش یابد. 4- ساعت صرف چای محققان دانشگاه سیتی در لندن متوجه شدند که هنگام مضطرب بودن، نوشیدن چای می تواند در بهبود علایم اضطراب تا 4 درصد موثر باشد. چای سرشار از اسیدآمینه L-theanine است و این ماده موجب آرامش در بدن می شود. در ضمن عمل دم کردن چای هم از اضطراب می کاهد. درضمن اگر نمی توانید چای بنوشید، شیر جایگزین خوبی است. 5- بازی های ویدیویی بازی های ویدیویی ایده خوبی است. در بررسی های دو دانشجو از دانشگاه ویسکانسین ایالات متحده، مشخص شد که بازی های ویدیویی به سرعت می توانند از اضطراب فرد بکاهند. همچنین در بررسی دیگر توسط محققان دانشگاه مک گیل کانادا، معلوم شد که بازی های ویدیویی می توانند با کاهش 17 درصدی هورمون اضطراب، کورتیزول، فرد را آرام کنند. 6- منحرف کردن ذهن خود اگرچه اعتیاد به بازی های کامپیوتری، خود مشکل دیگری است اما برخی بازی های کامپیوتری معمایی که مانند پازل هستند (مانند تتریس)، به شدت از نظر بصری، شما را به کار می گیرند و به طور کل ذهن تان را از موضوع اضطراب آور منحرف کرده و باعث آرامش تان می شوند. بنابراین هر زمان به دلیلی دچار ناراحتی و اضطراب ناشی از آن شدید، ذهن خود را با این نوع بازی های کامپیوتری منحرف کنید. 7- باکتری های مفید اگرچه بسیاری از باکتری هایی که وارد بدن مان می شوند، ما را به بیماری های مختلف تهدید می کنند اما بنابر بررسی های دانشمندان ایرلند، مشخص شده که باکتری های مفید (پروبیوتیک ها) اثرات ضد اضطراب دارند و می توانند نگرانی را تخفیف داده و در عین حال حافظه را بهبود بخشند. 8- یک فنجان قهوه اگر تاکنون از نوشیدنی قهوه داغ لذت می بردید، این عادت تان را ترک نکنید. قهوه می تواند کاهنده اضطراب باشد. تحقیقات یک تیم بین المللی از دانشمندان روی موش ها، نشان داده کافئین می تواند جلوی گیرنده های آدنوزین موجود در مغز را گرفته و از واکنش در برابر موقعیت های اضطراب آور پیشگیری کند. بنابراین برای پیشگیری از اضطراب، قهوه گزینه خوبی است. البته مراقب باشید مصرف بیش از اندازه کافئین مضر است و موجب خشم و عصبانیت می شود. 9- سونا مردمان اسکاندیناوی وقتی موضوع سلامت در میان باشد، روش های خوبی به کار می گیرند- ماهی می خورند، پیاده روی می کنند و در فصل سرما، به اسکی می پردازند. اما بهترین عادت آنها، رفتن به سوناست. محققان متوجه شده اند که سونا رفتن می تواند تا حد بسیاری از خطرات قلبی-عروقی و حملات قلبی ناشی از اضطراب بکاهد. بنابراین رفتن به سونا را به یکی از عادت های زندگی تان تبدیل کنید. 10- خنده چه کتاب های طنز بخوانید و چه فیلم های کمدی تماشا کنید، خندیدن می تواند عملکرد مغز را در برابر اضطراب تقویت کند. در کوتاه مدت، خنده واکنش اضطرابی را فعال کرده و سپس شما را آرام می کند. در عین حال موجب رسیدن اکسیژن بیشتر به بدن تان می شود و البته در بلند مدت، قهقهه، می تواند سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشد. 11- خلاقیت محققان در آزمایش های خود متوجه شدند که انجام دادن کاری خلاقانه، نه تنها عملکرد فرد در زندگی و محل کار او را بهبود می بخشد، بلکه ذهن و جسم او را بسیار آرام می کند. بنابراین زدن گیتار یا طراحی کردن برای مغز و در نتیجه درمان اضطراب بسیار مفید است. 13- کمک به دیگران اگرچه بیشتر ما به فکر مراقبت از خود و توجه به نیازهای خود هستیم، اما توجه نشان دادن به دیگران، تاثیر بسیاری در بالا بردن روحیه مان دارد. محققان می گویند کمک به دوستان، آشنایان و حتی غریبه ها، می تواند ذهن تان را در برابر اضطراب های روزمره، حفظ کند. کمک کردن حتی در حد باز کردن در برای یک همکار می تواند شما را از اضطراب ناشی از فشار کاری برهاند. 14- شیر کلسیم دوست دیرینه سلامت استخوان های تان است اما بررسی ها نشان داده است که این مایع برای درمان علایم سندرم اضطراب آور پیش قاعدگی موثر است. در حقیقت زنانی که روزانه چهار وعده شیر می نوشند، اضطراب های ناشی از این سندرم را به نصف می رسانند. 15- ظرف شستن اگر روز سختی در محل کار داشتید، شستشو، حال تان را خوب می کند. البته به نظر می رسد ظرف شستن پس از 5 تا 9 ساعت کاری، چیزی شبیه شکنجه است. اما دانشمندان فلوریدا اثبات کرده اند، شستن ظرف که کار فکری محسوب نمی شود، بهترین روش برای رها کردن ذهن تان از اضطراب و بهبود مغزتان است. در واقع حباب های مواد شوینده و آب می توانند از هورمون های اضطراب بکاهند. 16- چربی های اشباع نشده چربی های چند اشباع نشده مانند چربی موجود در آجیل، برای سلامت بدن بسیار مفید هستند. محققان دانشگان ایالتی پن در ایالات متحده، پس از بررسی آجیل و روغن های آنها متوجه شدند که مصرف آجیل، به ویژه گردو، در روز اثر مثبتی روی کاهش فشار خون و همچنین اضطراب دارد. 17- دوست معمولا افسردگی و اضطراب، تاثیری مشابه روی فرد می گذارند. اما تفاوت آنها در این است که فرد افسرده گوشه گیر و منزوی می شود اما یک فرد مضطرب، اجتماعی تر است. محققان آلمانی در بررسی های خود در کمال تعجب دریافتند که مردان مضطرب بیش از دیگران به دنبال ارتباط های اجتماعی هستند و حقیقت این است که یافتن دوست های واقعی می تواند از هورمون اضطراب تا حد زیادی بکاهد. 18- تمیز کردن خانه ورزش می تواند از اضطراب بکاهد اما عرق ریختن هنگام تمیز کردن خانه نتیجه بسیار بهتری دارد و می تواند حال روحی فرد را خوب کرده و از اضطراب و افسردگی تا حد زیادی بکاهد. محققان دانشگاه کالج لندن با بررسی 20 هزار داوطلب، متوجه شدند ورزش خطر ابتلا به اضطراب را می کاهد اما انجام دادن کارهای سخت خانه می تواند از ابتلا به خطر اضطراب تا 20درصد کم کند. در واقع مثلا 20 دقیقه تمیز کردن خانه، واقعا ذهن تان را هم تمیز می کند. 19- رهایی از شبکه های اجتماعی فیس بوک، شما را از نظر اجتماعی فعال نگه می دارد اما از نظر ذهنی، خلاف آن رخ می دهد. محققان موسسه تحقیق شادی کپنهاگ، دانمارک، در بررسی های خود متوجه شدند که فقط یک هفته دوری از شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک موجب شادتر شدن فرد می شود. همچنین او کمتر عصبانی و افسرده خواهد بود. علاوه بر آن، افرادی که دایم در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک هستند، 55 درصد بیش از دیگران به اضطراب مبتلا می شوند. بنابراین حضورتان در این شبکه ها را به حداقل برسانید. 20- در آغوش گرفتن علم تایید می کند که در آغوش گرفت فرد مورد علاقه تان، با ترشح هورمون اکسی توسین- که اصطلاحا به هورمون در آغوش کشیدن معروف است- باعث شادی و احساس آرامش تان می شود. اما محققان دانشگاه کالیفرنیا ایرواین می گویند ماده شیمایی دیگری به نام آناندامید، نیز هنگام در آغوش گرفتن فردی که دوست دارید، در بدن ترشح شده و تمام اضطراب های ناشی از یک روز سخت و خسته کننده را از بدن تان دور می کند. منبع: مجله BBC Focus
  6. sajjad

    تغییر کردن سخت است، درواقع یکی از سخت‌ترین چیزهایی که یک فرد در زندگی می‌تواند با آن روبه‌رو شود تغییر است. گفته می‌شود که راز زندگی رشد کردن است و رشد، نیاز به تغییر و پیشرفت مداوم دارد؛ اما چرا تغییر کردن گاهی اوقات این‌قدر سخت می‌شود؟ در ادامه با دیجی روهمراه باشید تا ۷ دلیل سخت بودن تغییر کردن را برای شما بازگو کنیم. 1_ شما برنامه‌تان برای تغییر را بر پایه‌ی انگیزه می‌گذارید مردم به‌شدت پس از گوش دادن به برنامه‌های تلویزیونی موردعلاقه یا داستان‌های الهام‌بخش انگیزه می‌گیرند، اما به‌محض این‌که به خود معمولشان برگشتند آن‌همه شوق و ذوق از بین می‌رود. انگیزه داشتن فوق‌العاده است. گفتن اینکه “من عالی‌ام، من از پسش برمیام” می‌تواند الهام‌بخش شما برای انجام کارهای مختلف باشد. مشکل انگیزه این است که فقط یک احساس است که می‌تواند برای مدتی کوتاه الهام‌بخش یک نفر باشد اما خیلی زود فراموش می‌شود. این موضوع به این دلیل است که انگیزه‌ها هدفمند نیستند، آن‌ها فاقد بصیرت بوده و انرژی و ابزار لازم برای تغییر را فراهم نمی‌کنند. یک انگیزه‌ی ساده سیم‌پیچی مغز را تغییر نمی‌دهد چراکه مغز جوری طراحی‌شده که ما را از مشکلات دور نگه‌دارد. با استفاده از تکنیک 3 ثانیه‌ای دکتر رابینز می‌توانید در طی زمان، مشکل انگیزه را حل کنید. این تکنیک بدین‌صورت است که مثلاً اگر برنامه دارید صبح زود بیدار شوید اما دو دل می‌شوید، دستتان را دور سرتان بپیچید و تا 3 بشمارید و از تخت بیرون بپرید. این تکنیک به شما یاد می‌دهد که در عرض 3 ثانیه ذهنتان را وادار به انجام کاری که می‌خواهید بکنید. 2_ شما چیز دیگری ندارید که جایگزین عادت‌های قبلی خود بکنید وقتی شما تصمیم می‌گیرید کاری را انجام ندهید، باید دقیق بررسی کنید که به جای آن چه کاری را می‌توانید انجام دهید. مثلاً کسی که معتاد به الکل یا سیگار است، می‌تواند وقتی حس نیاز به این‌ها کرد، برنامه بریزد که با یک نفر بیرون برود و تنها نباشد. اگر شما برای عمل جایگزین برنامه‌ریزی نکنید، مطمئناً فردا همان کارهای قبلی را تکرار خواهید کرد. مغز شما جوری طراحی‌شده که شما را از اسراف انرژی و قرارگیری در موقعیت‌های خطرناک دور نگه‌دارد و مغز این کار را با مسدود کردن و دلسرد کردن شما از انجام ریسک‌های مختلف انجام می‌دهد. عادات بد خود را با عادات خوب جایگزین کرده و سعی نکنید از آن‌ها فرار کنید. 3- شما از سیستم پاداش و جزا استفاده نمی‌کنید مدرسه و والدین، خوب و بد را استفاده از سیستم پاداش و جزا به بچه‌ها یاد می‌دهند. در بزرگ‌سالی ما کارهایی که دوست داریم و دلمان می‌خواهد را انجام می‌دهیم اما از انجام کارهایی که ازشان متنفر هستیم اجتناب می‌کنیم. مثلاً وقتی پرخوری می‌کنید حس بدی دارید، چرا؟ چون تبلیغات، فرهنگ و تصویر افراد خیلی چاق به‌منزله‌ی تنبیهی برای شما بوده و به شما حس گناه می‌دهند. حتی با این‌که غذایی که می‌خورید خیلی روی وزنتان تأثیر ندارد، اما باز هم حس بدی دارید. حال در این وضع شما باید سعی کنید به خودتان پاداش بدهید. مثلاً اگر خیلی لاغر هستید با خود فکر کنید که پرخوری شما را به هیکل ایده‌آلتان می‌رساند! 4_ شما الگوهای زندگیتان را نمی‌شکنید ایده‌ی کلی شکستن یک الگو این است که روتین خود را شناسایی کرده و آن را تغییر بدهید تا زمانی که شیوه‌ی فعلی و کنونی آن را فراموش کنید. بدین منظور می‌توانید مدتی را به‌ دور از تکنولوژی به تعطیلات بروید تا خود واقعیتان را پیدا کنید. 5_ شما به آسانی دلسرد می‌شوید ژاپنی‌ها سیستمی دارند که در آن بچه‌ها را ابتدای دبستان بر اساس نمره ارزیابی نمی‌کنند بلکه آن‌ها را بر اساس عملکردشان ارزیابی می‌کنند که خب این سیستم با خیلی جاهای دنیا متفاوت است. ما مردمی هستیم که رویای پیشرفت را داریم اما خودمان دشمن آن هستیم. ما سریع تصمیماتمان را عوض می‌کنیم. واقعیت این است که زندگی یعنی پیشرفت و این پیشرفت مستلزم تغییر و بهبود مداوم وضع موجود می‌باشد. هیچ کمالی وجود ندارد، شرایطی که الان وجود دارد به تغییر احتیاج دارد و تغییر هم به زمان، پس صبور باشید. 6_ شما با دیدگاهی متفاوت مشکلات را حل نمی‌کنید ما نمی‌توانیم مشکلات با همان طرزتفکری که هنگام ایجاد آن‌ها داشته‌ایم حل کنیم.«انیشتین» برای حل یک مشکل شما باید آن را با دیدگاهی متفاوت بررسی کنید.برای یک فرد افسرده حل کردن مشکل و برای یک فرد فقیر، پولدار شدن دشوار است. همین مسئله برای معتادین هم صدق می‌کند. برای این‌که تغییر کنید، باید تمایل به آن داشته باشید. تغییرات با تغییر تفکر شما آغاز می‌شوند. به ذهنتان آموزش بدهید که شما خیلی بهتر از آن هستید که فکر می‎‌کنید. 7_ شما هدف و مقصود ندارید مغز شما از یک هدف پیروی می‌کند، و آن نجات یافتن و زنده ماندن است. اگر شما اعمالتان را بر اساس یک هدف خاص پایه‌گذاری کنید، انجام یا انجام ندادن آن برایتان راحت‌تر می‌شود. بدون هدف تلاش‌هایتان موفق واقع نخواهند شد، چرا که موفقیت بر اساس دستاوردهایتان اندازه‌گیری می‌شود. پیدا کردن هدف یک کار دشوار است. هیچ جواب منطقی‌ای به سؤال “هدف من چیست؟” وجود ندارد. چرا که اهداف شما با سن و پخته‌تر شدن شما تغییر خواهند کرد. پیدا کردن هدف، مسئولیت شخصی شماست. مردم گاهی تمام عمر منتظر پیدا کردن هدفشان هستند؛ اما هرچه سریع‌تر بفهمید که هستید و چه می‌خواهید، تغییر کردن برایتان آسان‌تر می‌شود. تغییر کردن امری دشوار اما ضروری است. شما گاهی شکست می‌خورید، چرا که کاملاً نمی‌دانید چطور باید تغییر کنید. دلیل دیگر ذهن خودتان است، یعنی بزرگ‌ترین دشمن تغییر؛ یادگیری نکات گفته‌شده و به کار بستن آن‌‎ها در زندگی به شما کمک می‌کند که سریع‌تر از آنچه فکر می‌کنید تغییر کنید. نویسنده: نهال سهیلی فر منبع: دیجی رو
  7. «چه فکر کنید که می‌توانید و چه فکر کنید که نمی‌توانید، در هر صورت درست فکر می‌کنید!» فرایند فکرکردن ما فرایندی ضروری برای بقا و مبارزه در دنیای مدرن است. طرزفکر انتقادی به ما توانایی حل سریع و کارآمد مسائل را می‌دهد. تفکر خلاق به ما اجازه می‌دهد تا ایده‌ها و روابطی اصیل، متفاوت و پیچیده خلق کنیم. ولی طرزفکر منفی و ناخودآگاه باعث به‌هم‌ریختگی ذهنی‌مان می‌شود و اشتیاق‌مان را برای زندگی از بین می‌برد. دکتر «راس هریس»، روان‌شناس استرالیایی و نویسنده‌ی کتاب «تله‌ی شادی: چطور از کلنجار رفتن با خودمان دست بکشیم و زندگی را شروع کنیم» می‌گوید: «به این ترتیب، سیر تکامل انسان، مغزهای‌مان را به شکلی درآورده است که ما از نظر روان‌شناختی به خودمان رنج بدهیم: به مقایسه، ارزیابی و انتقاد از خودمان بپردازیم، روی آن‌چه که نداریم متمرکز شویم، به سرعت از داشته‌های‌مان ناراضی شویم و سناریوهای وحشتناکی را تجسم کنیم که اغلب‌شان هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتند. به همین خاطر است که آدم‌ها شادبودن را کار سختی تصور می‌کنند!» خیلی‌ها در کل زندگی‌شان قربانی افکار منفی‌شان می‌شوند. احساس می‌کنند هیچ کنترلی روی افکاری که به ذهن‌شان خطور می‌کنند، ندارند و حتی از آن بدتر، آن «سر و صدای» مغزی‌شان را که می‌گوید آسمان به زمین می‌رسد، باور هم می‌کنند. هرچند سوگیری منفی ذهن، مساله‌ای واقعی‌ست، ولی جلوی تلاش شما را برای به‌وجودآوردن تغییر و خودآگاه‌شدن نخواهد گرفت. طبیعی به نظر می‌رسد که به ذهن‌تان اجازه دهید نگرانی و ناامیدی را تجربه کند، ولی اگر آن را به چالش نکشید و افکارتان را به عنوان هویت خودتان بپذیرید، باعث تقویت افکار منفی‌تان خواهید شد. ولی شما این قدرت را دارید که این تمایل دیرینه‌ی مغز را بشناسید و با به وجودآوردن عادت «ساختاربندی مجدد» تغییرش دهید. اولین قدم این است که به الگوهای فکری‌تان توجه کنید و قبل از آن‌که از کنترل‌تان خارج شوند، متوقف‌شان کنید. در ادامه به شش استراتژی‌ می‌پردازیم که می‌توانید از آن‌ها در طول روز و برای متوقف‌کردن الگوی فکری‌تان و شروع کنترل ذهن‌تان استفاده کنید. به کارگرفتن هرکدام از این استراتژی‌ها فقط چند دقیقه از وقت‌تان را خواهد گرفت. استراتژی شماره‌ی یک: مشاهده‌کننده باشید کار را با آگاه‌شدن نسبت به افکارتان شروع کنید. «خود»تان را از افکارتان جدا کنید و ببینید چه اتفاقی دارد در مغزتان می‌افتد. نکته‌اش این‌ است که این کار را به‌صورت بی‌طرف انجام دهید و هیچ فکر به‌خصوصی را قضاوت نکنید. فقط نسبت به خودتان، به عنوان شاهدی بی‌طرف برای افکارتان، آگاهی پیدا کنید. می‌شود این تمرین را چند بار در روز یا در خلال نشست مدیتیشن انجام داد. افکارتان را مشاهده کنید، خودتان را به آن‌ها وصل نکنید تا قدرت فکر و خیال و احساسات ناشی از افکارتان، کم شود. استراتژی شماره‌ی دو: عنوانی برای آن فکر بگذارید روش دیگر برای جداسازی خودتان از افکار این است که اعتراف کنید افکارتان هیچ چیز به غیر از فکر و خیال نیستند و واقعیت ندارند. مثلا اگر فکر می‌کنید: «من اصلا نمی‌توانم این همه کار را انجام دهم»، مکالمه‌ی ذهنی‌تان را به این جمله تغییر دهید: «من فکر می‌کنم نتوانم این همه کار را انجام دهم.» این کار در جهت این واقعیت است که شما و افکارتان یکی نیستید. استراتژی شماره‌ی سه: فقط بگویید نه وقتی خودتان را مشغول خیال‌پردازی‌های ذهنی در مورد مسائل نگران‌کننده می‌بینید، فقط بلند بگویید: «بس است!». (بیان‌کردن زبانی باعث بالارفتن قدرت‌تان برای توقف می‌شود) و بعد، تجسم کنید که دیواری سنگین و آهنین مسیر افکارتان را مسدود کرده است. بری، بعضی وقت‌ها این‌طور تجسم می‌کند که افکار منفی را داخل یک گودال عمیق می‌ریزد یا سوار بر یک بالن‌شان می‌کند و می‌فرستد به دوردست‌ها. استراتژی شماره‌ی چهار: حقه‌ی «کِش» را انجام دهید یک کش بیندازید دور مچ دست‌تان. هربار که آن را دیدید، صبر کنید و به افکارتان توجه کنید. اگر داشتید فکری منفی می‌کردید، کش را درآورید و در دست دیگرتان بیندازید یا آن را کمی به بیرون بکشید و رهایش کنید. این کار، جریان فکری منفی‌تان را متوقف می‌کند. استراتژی شماره‌ی پنج: عوامل محرک‌تان را بشناسید تفکر بیش از حد و منفی‌گرایی اغلب با تحریک یک فرد، موقعیت یا شرایط به وجود می‌آیند. به نگرانی‌ها و اضطراب‌ های معمول‌تان توجه کنید. آیا چیز به‌خصوصی هست که این نگرانی‌ها را در ذهن‌تان به‌وجود می‌آورد؟ اگر این‌طور است، عوامل محرک را یادداشت کنید تا هر وقت اتفاق افتادند، در موردشان آگاهی داشته باشید. این آگاهی می‌تواند در جلوگیری از پاتک‌زدن افکار منفی کمک‌تان کند. استراتژی شماره‌ی شش: حواس‌تان را پرت کنید این چرخه را با به‌وجودآوردن حواس‌پرتی از بین ببرید. کاری انجام دهید که ذهن‌تان را مشغول نگه دارد تا فضای خالی برای افکار منفی نداشته باشید. خودتان را در پروژه‌ای غرق کنید که احتیاج به تمرکز و قدرت مغزی دارد. اگر پشت ترافیک یا در صف مانده‌اید، جدول ضرب را در ذهن‌تان مرور کنید یا سعی کنید شعری حفظ کنید. منبع: مجله خلاقیت
  8. sajjad

    آنچه سانتوس با حافظه‌اش اجرا می‌کند، به گفته «وندی سوزوکی»، استاد روانشناسی و علوم اعصاب دانشگاه نیویورک قابل تعلیم و آموزش است و همه ما با میزان حافظهٔ کم یا بیش خودمان هم می‌توانیم به آن برسیم. به گزارش ال‌پائیس، در این نوشتار نگاهی می‌کنیم به چهار قدم راحت برای بهبود و تقویت حافظه: ۱- تکرار کارهایی هستند که می‌توانیم به طور خودکار انجامشان دهیم؛ مثلا مراحل انجام تمرینی ورزشی یا تعویض چرخ خودرو. یادآوری مراحل و روش انجام چنین کارهایی از آن رو برایمان آسان است که بارها و بارها تکرارشان کرده‌ایم و از طریق تکرار، شبکهٔ عصبی جدیدی در مغزمان ایجاد کرده‌ایم که به محض نیاز، بدون هیچ فشاری بر ذهن، آنها را به خاطرمان می‌آوریم. به همین دلیل است که گاهی هنگام رانندگی متوجه می‌شویم که اگرچه داشتیم به جایی دیگر برویم، در مسیری معمول و همیشگی خودمان می‌رانیم. عمل تکراری، شیار حافظه جدیدی در مغزمان تولید می‌کند و بر این اساس، اگر می‌خواهید موضوع جدیدی را یاد بگیرید و یا به ذهن بسپارید، اولین کارتان باید این باشد که با صبر و شکیبایی بسیار، بارها و بارها آن را تکرار کنید. ۲- تداعی معانی بر اساس گفت‌وگویی با چستر سانتوس، ترفندی برای به خاطر سپردن فهرستی از کلمات تصادفی وجود دارد: هر کلمه از فهرست را به کلمه بعدی به گونه‌ای مرتبط کنید که ماجرا یا روایتی از آن ساخته شود. طی این گفت‌وگو، سانتوس چند واژه از قبیل میمون، آهن، طناب، بادبادک، و خانه را مثال می‌زند و به دنبال آن خطاب به شنوندگام می‌گوید: میمونی را تصور کنید که دارد با آهنی بازی می‌کند، در حالی که از طنابی آویزان شده اما یک سر این طناب به بادبادکی متصل است که روی سقف خانه آن را به اهتزاز درآورده! و سپس می‌افزاید با هر تعداد کلمه به همین روش می‌توان داستانی ساخت تا به خاطر سپردن آن راحت‌تر شود. این شیوه ارتباطی که باید تمام احساساتی همچون لمس کردن و بوییدن را فراگیرد، می‌تواند در زندگی روزمره ما نیز، از جمله در به خاطر سپردن چهره‌ها و اسامی دشوار، به کار آید. ترفند مناسب این‌جاس که هر نام را با یک تصویر مرتبط کنید، مثلا کسی که از قبل می‌شناسید، و سپس مالک جدید این نام را با آن تصویر برای ذهنتان تداعی کنید. ۳- بازتاب احساسی و عاطفی بسیار محتمل است که هنوز هم به یادتان مانده باشد روز ۱۱ سپتامبر (یا وقایع تاریخی همانند آن) چه کاری انجام می‌داید. این یادآوری به لطف آمیگدال صورت می‌گیرد که منطقه‌ای بادامی‌شکل در نزدیکی هیپوکامپ مغز است و با پردازش احساسات، در به یادآوردن خاطرات احساسی نیز سهیم و شریک است. هر تجربه شدید احساسی می‌تواند براحتی در خاطر ثبت شود؛ چه فیلمی باشد که شما را به گریه انداخته باشد، چه حادثه و اتفاقی خنده‌دار. خوب یا بد؛ تجربه شدید عاطفی از یک موضوع بسرعت رمزگذاری می‌شود و در ذهن می‌ماند. ۴- قدرت تخیل مغز ما امور جدید و جذاب را راحت‌تر به دست حافظه می‌سپرد. این روند البته نسبتاً به همان صورت احساسی صورت می‌گیرد. فهرست چستر سانتوس را به خاطر آورید: ممنون، آهن، طناب، خانه و... اگر به کمک تخیل و خیالپردازی خود از آن ماجرا یا داستانی غیرمنتظره بسازید، جذابیت بیشتری برای مغز خواهد داشت. مغز ما دوست دارد به بازیهای تخیلی و خیالپردازی دست بزند. اگر از تخیل و خلاقیت خود استفاده کنید، می‌توانید خوراکی برای ورزیده کردن ذهنتان پیدا کنید و با تصویرسازی، آنچه را می‌خواهید بهتر و آسانتر به ذهن بسپارید. ما می‌توانیم ظرفیتمان را برای حفظ و به خاطر سپردن آنچه می‌خواهیم بهبود بخشیم به شرطی که از این چهار قانون طلایی گفته شده پیروی کنیم. منبع: سلامت آنلاین
  9. sajjad

    اکثر ما دوست داریم موفق باشیم اما خیلی‌هایمان باور درستی از موفقیت نداریم. موفقیت برای هرکدام از ما به یک شکل معنا میشود؛‌ اما در این بین باورهای رایج و غلطی درمورد موفقیت وجود دارد که در این پست به آنها خواهیم پرداخت، پس با دیجی رو همراه باشید. ۱. شما باید جواب همه چیز را داشته باشید Joan Baez میگوید: مادامی که به جست و جو ادامه میدهی، جواب‌ها را پیدا می‌کنی. افراد موفق صرفا کسانی نیستند که وقتی کاری را شروع می‌کنند، جوابها و راه حل‌های درست همه چیز را می‌دانند. بلکه آنها کسانی هستند که یادگرفته‌اند چطور چیزهایی که نمی‌دانند را دریابند. به لطف پیشرفت علم و تکنولوژی، امروزه دیگر بهانه‌ای برای ناتوانی در پیداکردن جوابها نمی‌ماند چراکه فقط با یک کلیک کردن می‌توانیم به منابع اطلاعاتی ارزشمندی دست یابیم. بسیاری از افراد موفق با آزمون و خطا به جوابها رسیده‌اند و یادگرفته‌اند که از اشتباهاتشان در طی مسیر درس بگیرند. آنها نه از چیزهایی که نمیدانند میترسند و نه از دست به کار شدن؛ حتی اگر این دست به کار شدن با انجام اشتباهات و شکست‌هایی همراه باشد. ۲. لازم نیست تغییر ایجاد کنید حماقت یعنی یک کار را بارها و بارها به یک شکل انجام دهید اما انتظار نتایج متفاوت را داشته باشید. بیایید صادق باشیم. حماقت با پشتکار فرق دارد. شما باید بدانید که چه زمانی لازم است بر روی انجام یک کار پافشاری کنید و چه زمانی لازم است تغییرات ایجاد کنید. شاید برای رسیدن به موفقیتی که میخواهید مجبور شوید در خیلی چیزها تغییر ایجاد کنید. تمام کارهایی که تابحال انجام داده‌اید شما را به اینجا رسانده، اما اگر میخواهید پا فراتر از جایی که هستید بگذارید باید یک سری تغییرات ایجاد کنید. گاهی اوقات تنها تغییری که لازم است انجام دهید جزئی‌تر از آن است که فکر می‌کنید. ۳. یک شبه موفق شدن واقعا وجود دارد یکی از بزگترین باورهای غلط و رایج درمورد موفقیت این است که یک شبه اتفاق می‌افتد. اما حقیقت این است که اینگونه موفقیت‌ها از بیرون یک شبه بنظر میرسند و اگر نگاهی دقیق‌تر بیندازیم می‌بینیم که پشتشان چند سال فکر، کار و تلاش بوده‌است. اگر با افراد موفق صحبت کنید مطمئنا به شما خواهند گفت که چقدر سخت کار کرده‌اند تا به جایی که الان هستند رسیده‌اند. ۴. برای رسیدن به موفقیت به هیچ فداکاری‌ای احتیاج نیست اپرا وینفری می‌گوید: شما میتونید همشو داشته باشید، اما نه باهم. بله، شما می‌توانید همه‌اش را داشته باشید. می‌توانید به درآمد ماهیانه ۱ میلیون دلار برسید، برای تعطیلات به ۵۰ کشور سفر کنید، کلی وقت با خانواده‌تان بگذرانید، در سلامتی کامل به سر ببرید و غیره و غیره. درست است که میتوانید همهٔ اینها را داشته باشید اما نه با هم! واقعیت این است که در هر لحظه باید انتخاب کنید که چه چیزی را واقعا میخواهید. زندگی ما هیچگاه در تعادل کامل نخواهد بود. شما باید انتخاب کنید که چه چیزی را میخواهید فدای دیگری کنید. اولویت‌های شما در مراحل مختلف زندگی‌تان تغییر می‌کنند اما این که در تمام مراحل زندگی‌تان انتظار کمال و بی‌نقصی را داشته باشید فقط باعث افسردگی و سرخوردگی خودتان می‌شود. ۵. موفقیت باعث می‌شود تمام مشکلات‌تان از بین برود Jim Rohn می‌گوید: آرزو نکنید که کاش آسانتر بود، آرزو کنید که کاش شما بهتر بودید. آرزوی مشکلات کمتر نکنید، بلکه آرزوی توانایی‌های بیشتر کنید. نگویید ای کاش چالش‌ها کمتر بود، بلکه آرزو کنید که ای کاش شما خردمندی و درایت بیشتری داشتید. افراد موفق مشکلات کمتری ندارند، بلکه آنها استراتژی‌ها و منابع بهتری برای رویارویی با مشکلات دارند. مشکلات در رسیدن به موفقیت غیرقابل اجتناب هستند و آنهایی که به موفقیت بیشتری رسیده‌اند مشکلات بزرگتری دارند. بله درست است، هرچه موفق باشید مشکلات بزرگتری خواهید داشت. پس با این تفکر که اگر به موفقیت برسید زندگی آسان‌تر خواهد شد خودتان را گول نزنید. چراکه آن زمان تنها تفاوت این خواهد بود که شما توانایی بیشتری برای رویایی با مشکلات دارید نه مشکلات کمتر. ۶. وقتی موفق شوید افراد شما را بیشتر دوست خواهند داشت مرلین مونرو می‌گوید: موفقیت باعث میشه که افراد زیادی از شما متنفر بشن. من همش آرزو می‌کنم که ای کاش اینطوری نبود. چون لذت بردن از موفقیت بدون دیدن حسادت در چشم افرادی که دور و بر شما هستن فوق العاده می‌شد. خودتان چند بار شنیده‌اید که که دیگران کسی را به دلیل موفقیتش مورد انتقاد قرار داده‌اند؟ کمترین کاری که افراد موفق در حق کسانی که موفق نیستند انجام می‌دهند این است که باعث میشوند آنها در مورد موفق نبودنشان احساس ناراحتی و عذاب وجدان کنند. هرچه بیشتر در چشم باشید، بیشتر هم مورد انتقاد قرار می‌گیرید. حقیقت این است که حتی ممکن است پس از رسیدن به موفقیت دوستان‌تان را هم از دست بدهید. اما خب خبر خوب این است که شما پس از آن شانس این را پیدا می‌کنید که با افرادی که مثل خودتان به موفقیت رسیده‌اند روابط دوستانهٔ جدیدی ایجاد کنید. ۷. موفقیت باعث میشود شما خوشحال‌تر باشید تنها راهی که موفقیت موجب شادی شما می‌شود این است که قدردان هر لحظهٔ خوب و بدتان باشید. قدردانی و شکرگذاری یک انتخاب است و کسانی که به موفقیتی رسیده‌اند خوب می‌دانند که باید قدردان باشند و فرقی هم نمی‌کند که در چه شرایطی بسر می‌برند. چه موفق هستید چه نه، خودتان هم اکنون شاد بودن را انتخاب کنید چراکه موفقیت باعث شادتر بودن شما نمی‌شود.
  10. نیازهای عاطفی و احساسی خود را نادیده می‌گیرید بسیاری از بزرگسالانی که در خانواده‌های ناسالم بزرگ شده‌اند، توجهی به نیازهای احساسی خود ندارند. و این می‌تواند باعث شود احساس کنند مجبورند به روابط سمی در اطراف خود ادامه دهند. بچه‌های سنین مختلف که از خانواده‌هایی سمی به اجتماع قدم گذاشته‌اند، از نظر عاطفی و احساسی کمبودهایی دارند که معمولا نتیجه‌ی بزرگ شدن در خانواده‌ای است که حول نیازها و خواسته‌های اعضای سمی اعضای خانواده شکل گرفته است. خیلی مهم است که با شناسایی چیزهایی که به شما احساس سلامت هیجانی و روحی می‌دهد، با این ویژگی خود مبارزه کنید. همیشه می‌ترسید که مبادا فریب بخورید روابط خانواده‌ی سمی معمولا نتیجه‌ی رفتارهای تقلب آمیز یک یا چند عضو در خانواده است. این تقلب‌ها و سوء استفاده‌ها ممکن است طبق نیازهای هیجانی، جسمی و یا مالی باشد. سوء استفاد‌ه‌ی مالی و سوء استفاده‌ی عاطفی، دو دلیل کاملا مشخص و متمایز است که نشان می‌دهد باید روابط‌ تان را با اعضای سمی و مضر خانواده تمام کنید. احساس ترس مداوم از فریب خوردن و مورد سوء استفاده قرار گرفتن می تواند بر روابط شما در آینده تاثیر بدی بگذارد و قادر به اعتماد کردن نباشید. به سختی به کسی اعتماد می‌کنید اصلا تعجب ندارد که بزرگ شدن در یک خانواده‌ی سمی، توانایی شما برای اعتماد کردن به دیگران را نابود کند. اینکه بفهمید آنهایی که قرار است دوست‌تان داشته باشند، به شما عشق بورزند و از شما حمایت و مراقبت کنند، با اختیار و انتخاب خود، به شما آسیب می‌زنند، باوری است که در هر سنی پذیرفتن آن بسیار دشوار است. بچه‌هایی که در خانواده‌های سمی بزرگ می‌شوند، به سختی می‌توانند به بزرگسالان دیگر اطمینان کنند. به ارزش‌های خود در روابط تان اهمیت بدهید و به دنبال کسانی باشید که این ارزش‌ها را درک کنند و به شما احترام بگذارند تا بهتر بتوانید شخصیت اصلی خودتان را بشناسید و با حس بهتری به دیگران اعتماد کنید. روابط خود را بر اساس چیزهایی که در خانواده‌ی خود یاد گرفته‌اید می‌سنجید ناخودآگاه افراد دیگر و روابطی که با آنها دارید را طبق معیارهای خانواده‌ی خود می‌سنجید، با وجود اینکه حالا دیگر می‌دانید در چه محیطی بزرگ شده‌اید و چقدر آسیب دیده‌اید. تنها راه حل این است که فورا بررسی کنید حفظ این روابط سمی، واقعا درست است. ایده‌ی قطه روابط خانوادگی برای خیلی از افراد حتی قابل تصور هم نیست، اما در مواردی که چنین روابطی بسیار مضر و سمی هستند، تصمیمی است لازم که باید گرفته شود. احساس می‌کنید هویت مشخصی ندارید دو رابطه‌ای که حین دوران نوجوانی، پشت سر هم تجربه‌اش می‌کنیم، یکی با والدین‌مان و دیگری با خودمان است. اگر رابطه‌ی والد و فرزند، سوء استفاده گرانه باشد پس این احتمال وجود دارد که این فرد، با خودش هم رابطه‌ای سمی داشته باشد، مخصوصا از جهت کمبود اعتماد بنفس. اعتماد بنفس، ریشه‌ی عمیقی به عنوان انگیزه‌ی اصلی انسان از جنبه‌ی روانشناسی دارد. بنابراین بچه‌ها در کنار اعتماد بنفس درونی‌شان، به احترام از جانب خانواده نیز نیاز دارند تا بتوانند به واقعیت و هویت خود دست پیدا کنند. همیشه احساس می‌کنید کودک باقی مانده‌اید روابط سمی و به ویژه داشتن والدین سمی، شامل کسانی می‌شود که توانمندی‌های بالقوه‌ی فرزند را به عنوان یک بالغ قبول ندارند. این والدین با اعمال همان میزان کنترلی که در دوران خردسالی وجود داشته، جلوی رشد مستقل فرزند را می‌گیرند و اغلب جوری رفتار می‌کنند که بچه‌ها همیشه احساس گناه و خطا کرده و هر وقت این کنترل بیش از حد با مقاومت روبرو شود، ناراضی و رنجیده خاطر خواهند شد. اگر اعضای خانواده‌ی شما نتوانند شما را نسبت به زندگی بزرگسالی به عنوان چیزی که متعلق به خودتان است آگاه کنند یا به حدودهایی که شما تعیین کرده‌اید احترام بگذارند، پس بهتر است ادامه‌ی روابط خانوادگی خود را به دقت بررسی کنید. به سختی می‌توانید ابراز هیجانات خود را کنترل کنید این احتمال تا حدود زیادی وجود دارد که کسی که والدین یا خواهر و برادرهایش همیشه احساسات و هیجانات خودشان را غالب کرده‌اند، بعدها در زندگی به سختی بتواند هیجانات خودش را بشناسد و ابراز کند. توصیه می‌کنیم تجربیات سخت و ناخوشایند دوران کودکی‌تان را پیدا کرده و لیستی از رفتارها و هیجاناتی که دوست دارید تغییر دهید تهیه کنید. یکی را برای شروع انتخاب کرده و تلاش‌تان را آغاز کنید، واکنش‌های هیجانی‌تان را تغییر دهید و روی رفتارهای‌تان یکی یکی کار کنید. منبع: برترین ها
  11. sajjad

    کارشناسان در یک تحقیق با بررسی اسکن مغزی داوطلبان مرد در ساعت‌های مختلف روز دریافتند فعالیت منطقه پوتامن مغزی که با بخش پاداش دهی در ارتباط است، در ساعات بعدازظهر افت عملکردی پیدا می‌کند. بر اساس جدیدترین پژوهش‌ها مغز آقایان در ساعت 10 صبح و 7 بعد از ظهر بسیار فعال است، اما در حدود ساعت 2 بعد از ظهر با افت شدیدی مواجه می‌شود. کارشناسان امیدوار هستند از این یافته‌ها برای کمک به درمان افراد مبتلا به مشکلات خواب و افسردگی استفاده کنند. بسیاری از مردان شاغل پس از صرف نهار و در زمان بعد از ظهر دچار احساس افسردگی، خستگی و کسالت می‌شوند، بازده کاری آن‌ها افت پیدا کرده و اغلب دچار بی‌انگیزگی موقت و خواب آلودگی می‌شوند. قراردادن گل و گیاهان معطر از جمله سبزی رزماری در محل کار و استشمام رایحه آن می‌تواند باعث افزایش قدرت عملکرد ذهنی شود بر این اساس کارشناسان به آقایان توصیه می‌کنند برای جلوگیری از افت توان جسمی و عملکرد ذهنی در ساعات بعداز ظهر، در وعده غذایی ناهار مواد غذایی تازه و سالم حاوی میوه و سبزیجات، پروتئین کم چرب، لبنیات، حبوبات و غلات مصرف کنند. همچنین بعد از یک الی دو ساعت از مصرف ناهار از نوشیدنی‌هایی، چون چای یا قهوه استفاده کنند که باعث افزایش تمرکز ذهنی آن‌ها می‌شود. خوردن شکلات تلخ و دانه‌های آجیل نیز می‌تواند سبب رفع احساس خستگی و کسالت شود و در نهایت جویدن آدامس بدون شکر برای مدت زمان ۱۵ دقیقه سبب رفع حالت خواب آلودگی در افراد می‌شود. از جمله دیگر راهکار‌های برطرف کردن احساس خواب آلودگی در آقایان در ساعات بعد ازظهر قدم زدن با فاصله نیم ساعت از صرف غذا به مدت یک ربع است، همچنین انجام ورزش‌های کششی و هوازی ساده نیز می‌تواند باعث بهبود گردش خون و جلوگیری از خواب آلودگی شود. قراردادن گل و گیاهان معطر از جمله سبزی رزماری در محل کار و استشمام رایحه آن می‌تواند باعث افزایش قدرت عملکرد ذهنی شود. رز ماری مانند یک داروی مکمل از بروز مشکلاتی، چون آلزایمر و افت توان حافظه نیز در افراد جلوگیری می‌کند. با انجام این راهکار‌ها آقایان می‌توانند در تمام طول ساعات روز از توانایی بالای ذهنی خود درانجام کار‌ها استفاده کنند. منبع: تبیان
  12. sajjad

    اگرچه بیماری های شناختی با عوامل ژنتیک و سن ارتباط دارند برخی از شیوه های غلط زندگی که هر روز هم تکرار می شوند، نیز می توانند بر نرون ها و بافت های مغزی آسیب رسانده و بر وقوع این بیماری ها تاثیر بگذارند: مصرف بیش از حد مواد قندی: مصرف بیش از حد شکر تصفیه شده با ابتلا به بیماری های متابولیک و مغزی ارتباط نزدیک دارد. قند در بسیاری از غذاها و رژیم های ما وجود دارد و تولید مواد شیمیایی مغز را کاهش می دهد و به مرور زمان بر عملکرد آن تاثیر منفی می گذارد. مصرف روزانه شکر تصفیه شده یکی از علل ابتلا به اضطراب، افسردگی و زوال عقل است. توصیه: به جای مصرف شکرهای تصفیه شده، از عسل، شیر نارگیل، یا سایر گزینه های شیرین طبیعی استفاده کنید. برچسب های مواد غذایی را به دقت بررسی و گزینه هایی را انتخاب کنید که شکر آنها در پایین ترین حد باشد. اجتناب از صبحانه: مصرف روزانه یک وعده صبحانه سالم یکی از عادت های مهم برای حفظ سلامت مغز و جوان نگه داشتن آن است. حذف صبحانه یا گنجاندن مواد غذایی ناسالم در آن منجر به بیماری های مرتبط با سوخت و ساز بدن، کاهش حافظه و عدم ثبات ذهنی می شود. همچنین با توجه به کاهش سطح انرژی در طول روز، فعالیت نورون های مغزی کاهش می یابد. توصیه: صبحانه هفتگی خود را برنامه ریزی کنید و اطمینان حاصل کنید که صبحانه شما شامل ویتامین ها، مواد معدنی، فیبرهای گیاهی، پروتئین، اسیدهای چرب امگا۳، آنتی اکسیدان ها و ... است. سیگار کشیدن: سموم موجود در سیگار اندام های مختلف بدن را تحت تاثیر قرار می دهد. این مواد سمی باعث سرعت بخشیدن به روند پیری مغز شده و علت مهمی برای ابتلا به اختلال در عملکرد شناختی است. ابتلا به دمانس و آلزایمر با سیگار ارتباط نزدیک دارد. توصیه: در اسرع وقت سیگار کشیدن را متوقف کنید و عادات سالم را جایگزین آن نمایید. از قرار گرفتن در معرض دود سیگار نیز اجتناب کنید. پرهیز از نوشیدن آب کافی: عدم مصرف آب یکی از عواملی است که بر ضعف زودرس بافت مغز تاثیر می گذارد. از دست دادن آب بدن سطوح انرژی را کاهش می دهد و خلق و خو را پایین می آورد ضمن این که تمرکز را نیز سخت تر می کند. قسمت عمده مغز از آب تشکیل شده و این یعنی کاهش آب بدن با کاهش عملکردهای مغزی، و کاهش اکسیژن در سلول های مغز ارتباط دارد. توصیه: روزانه ۶ تا ۸ لیوان آب بنوشید. مصرف میوه ها و سبزیجات آب دار را زیاد کنید. چای و نوشیدنی های طبیعی دیگر را به همراه مصرف آب فراموش نکنید. خواب ضعیف: خواب کم کیفیت، کارایی جسمی، ذهنی و عاطفی را کاهش می دهد و منجر به افزایش هورمون های استرس می شود. در نتیجه توانایی فرد برای حل مشکلات روزمره کاهش می یابد. توصیه: حداقل در یک محیط آرام، ۸ ساعت خواب شبانه را تجربه کنید. قبل از رفتن به خواب تمام وسایل الکترونیکی را خاموش کنید. یک شام سبک ۲ تا ۳ ساعت قبل از رفتن به رختخواب بخورید. قرار گرفتن در معرض محیط آلوده: قرار گرفتن طولانی مدت در آلودگی هوا، حتی اگر میزان آلودگی کم باشد به بروز بیماری های شناختی مغز و ایجاد تغییرات ساختمانی در آن منجر می شود. دانشمندان دریافتند کسانی که در مناطق آلوده زندگی می کنند،‌ مغزهای کوچک تری خواهند داشت میزان بروز سکته های مغزی در آنان، بیشتر از دیگران است. توصیه: از قرار گرفتن در معرض محیط های آلوده جلوگیری کنید و در صورت این قرارگیری، اقدامات پیشگیرانه را به منظور به حداقل رساندن اثرات محیط آلوده انجام دهید. تنفس در هوای تازه و در محیط سبز را فراموش نکنید. منبع:steptohealth ترجمه: آوای سلامت
  13. سلامت روان چیزی بیش از یک تشخیص است؛ درواقع سلامت روانی کلی شما، نحوهٔ احساسات شما دربارهٔ خودتان و دیگران و همینطور توانایی‌تان در مدیریت احساسات و رویایی با مشکلات و سختی‌های روزانه را در بر می‌گیرد. برای بهبود سلامت روان حتما به پزشک و روان شناس نیاز نیست، چراکه با انجام یک سری کارهای ساده شما به راحتی می‌توانید تاثیر مثبتی بر سلامت روان‌تان بگذارید. انجام این کارها می‌توانند مود و خلق و خوی شما را بهبود ببخشند، در شما انعطاف پذیری و مقاومت ایجاد کنند و همینطور باعث شوند که لذت بیشتری از زندگی ببرید. پس در ادامه با دیجی رو همراه باشید تا ما ۹ راهکار ساده برای بهبود سلامت روان در اختیار شما بگذاریم. ۱.حرف مثبتی به خودتان بزنید تحقیقات نشان می‌دهند که طرز فکرتان راجع به خودتان تاثیر زیادی بر احساس و حال‌تان دارد. وقتی ما درک منفی‌ای از خودمان و زندگی‌مان داشته باشیم، تجربیاتی خواهیم کرد که این موضوع را تایید می‌کنند. برای این کار از کلمات و جملات مثبت استفاده کنید که ارزش و قدرت شما را به شما نشان دهند. مثلا به جای « من یه بازندم، کار پیدا نمی‌کنم چون توی مصاحبه خراب کاری کردم» این جمله را بگویید« من اونطوری که باید و شاید توی مصاحبه عمل نکردم اما این به این معنی نیست که کار پیدا نمی‌کنم». ۲. چیزهایی که قدردان آنها هستید را یادداشت کنید قدردانی به طور واضح با بهبود سلامت روان و شادی در ارتباط است. بهترین متد برای ایجاد این حس در خودتان این است که یک لیست از چیزهایی که قدردان داشتن آنها هستید تهیه کنید. ۳. در لحظه فقط روی یک چیز تمرکز کنید اینکه در لحظهٔ حال حضور ذهن داشته باشم به ما اجازه می‌دهد که از احساسات منفی و آزاردهندهٔ مربوط به گذشته رهایی پیدا کنیم. این کار را با تمرکز کردن روی فعالیت‌های روتین روزانه مثل دوش گرفتن، ناهار خوردن یا قدم زدن تا خانه شروع کنید. به چیزهایی که با حواس ۵ گانه‌تان در ارتباطند بیشتر اهمیت بدهید؛ مثل بوها، صداها و مزه ها. وقتی ذهن‌تان از تمرکز روی کاری که میکنید خارج شد و برای خودش گشت می‌زد سعی کنید آن را دوباره متمرکز کنید. ۴. ورزش کنید قبل و بعد از ورزش کردن ذهن‌تان اندروفین که هورمون از بین برندهٔ استرس و بهبود خلق و و است ترشح می‌کند و به همین دلیل است که ورزش یک پادزهر قوی برای استرس، اضطراب و افسردگی است. به دنبال راه‌هایی بگردید که بتوانید اندکی فعالیت فیزیکی به روزتان اضافه کنید؛ مثلا بجای آسانسور از پله‌ها بالابروید یا کمی پیاده روی کنید. برای اینکه بیشترین نتیجه را بگیرید سعی کنید روزانه ۳۰ دقیقه ورزش کنیدو سعی کنید این ۳۰ دقیقه ورزش را خارج از منزل انجام دهید. قرارگرفتن در معرض نور خورشید به بدن‌تان کمک می‌کند که ویتامین D تولید کند و سطح سروتونین بدن‌تان را بالا ببرد. به علاوه، سپری کردن زمان در در طبعیت باعث کاهش استرس می‌شود. ۵. غذای خوب بخورید وقتی غذایی می‌خورید این غذا توسط کل بدن‌تان از جمله مغزتان مصرف می‌شود. کربوهیدارت‌ها ( در مقادیر متوسط) باعث افزایش سروتونین می‌شوند. سروتونین مادهٔ شیمیایی‌ای است که تاثیر آرامبخشی بر روی ذهن‌تان دارد. غذهای غنی از پروتئین نوراپی نفرین، دوپامین وتیروزین را افزایش می‌دهند که این‌ها هم به نوبهٔ خود باعث هشیار بودن شمامی‌شوند. سبزیجات و میوه‌ها هم حاوی مواد مغذی‌ای هستند که بر تک تک سلول‌های شما، از جمله آنهایی که مسول تنظیم مواد شیمیایی ترشخ شده از مغز برای تعیین خلق و خو هستند، تاثیر می‌گذارند. ۶. با کسی صحبت کنید اینکه از دیگران بشنوید که با ارزش هستید در مثبت اندیشی شما بسیار مهم است. وقتی با صحبت کردن و درد و دل بتوانید جنبه‌های مثبت زندگی دیگران را پیدا کنید، می‌توانید جنبه‌های مثبت زندگی خودتان را هم پیدا کنید. ۷. کاری برای دیگران انجام دهید تحقیقات نشان می‌دهند که کمک کردن به دیگرات تاثیر مثبتی بر احساس شما درمورد خودتان دارد. مهربان و یاری رسان بودن راهی عالی برای ایجاد عزت نفس در خودتان است. ۸. استراحت کنید لحظاتی که همه چیز خیلی سخت و درهم برهم به نظر می‌آید، قدمی به عقب بردارید و هیچ کاری که استرس شما رازیاد کند انجام ندهید تا زمانیکه احساس بهتری پیدا کنید. گاهی اوقت بهترین کار انجام تمرینات تنفسی ساده است. چشم‌هایتان را ببنیدید و ۱۰ نفس عمیق بکشید. در هر نفسی که می‌کشید تا ۴ بشمارید و عمل دم را انجام دهید، سپس در حالیکه تا ۴ می‌شمارید نفس‌تان را نگه دارید و بعد از آن دوباره با ۴ شماره نفس‌تان را بیرون دهید. این کار خیلی سریع معجزه می‌کند. ۹. سر وقت بخوابید تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که اختلالات خوابی تاثیر منفی‌ چشمگیری بر خلق و خوی شما دارند. سعی کنید هر روز سر ساعت مشخصی به خواب بروید و برای داشتن خوابی بهتر عادت‌های درستی را در پیش بگیرید. مثلا یک ساعت قبل از خواب از موبایل و کامپیوتر استفاده نکنید، از تخت خوابتان فقط برای خواب یا فعالیت‌های ریلکس کننده استفاده کنید و در روز استفاده از نوشیدنی‌های کافئین دار را محدود کنید. منبع: دیجی رو نویسنده: نهال سهیلی فر
  14. sajjad

    برای اینکه بتوانید فرد باهوشی باشید نیازی به مدرک های آن چنینی ندارید. در حقیقت نشانه های باهوشی بسیار ظریف هستند و اگر آن ها را نشناسید ممکن است نتوانید باهوش بودن خود یا سایر افراد را تشخیص دهید. اما نگران نباشید. نشانه هایی وجود دارد که توسط دانشمندان تایید شده و نشان می دهد شما فرد فوق العاده باهوشی هستید. در این مقاله قصد داریم ۶ مورد از نشانه های شگفت انگیز و البته غیر عادی با هوش بودن را با هم مرور کنیم. پس همراه ما باشید. شما اولین فرزند خانواده هستید: تحقیقات انجام شده نشان می دهد که کودکان اول هر خانواده نمرات IQ بالاتری نسبت به سایر خواهران و برادران خود دارند. باهوشی این کودکان از همان روزهای آغازین زندگی مشخص می شود. محققان برای انجام دادن این مطالعه ۵۰۰۰ کودک را از بدو تولد تا سن ۱۴ سالگی مورد بررسی قرار دادند و مهارت خواندن، تطبیق عبارات و به خاطر سپاری تصاویر را ارزیابی نمودند. این محققان دریافتند با اینکه والدینی با چندین فرزند تلاش می کنند از همه آن ها به صورت عادلانه حمایت کنند اما کودکان اول هر خانواده وظایف بیشتری نسبت به سایرین دریافت می کنند و همین امر باعث بهبود مهارت های فکری آن ها می شود. از واژه های خوبی استفاده نمی کنید: یکی از مطالعات انجام شده در دانشگاه نیویورک نشان می دهد که افراد باهوش از واژه های مناسبی استفاده نمی کنند. محققان برای انجام دادن این مطالعه از شرکت کنندگان خواستند واژه هایی که روزانه برای نوشتن یا صحبت کردن استفاده می کنند را بیان نمایند. آن ها واژه های به کار رفته در طبقه بندی های مختلفی جای دادند. بعد از تحقیق، به این نتیجه رسیدند افرادی که قادر بودند واژه های بیشتری را لیست کنند از واژه های مناسبی استفاده نمی کردند.این موضوع بدین خاطر است که چنین افرادی لیست بزرگتری از واژگان را دارند. محققان بر این باورند که افراد باهوش طیف وسیعی از کلمات را دارند و همین امر نشان دهنده توانایی و ظرفیت آن ها برای حفظ و نگهداری چنین کلماتی است. مادر خود را عصبانی می کنید: حتی زمانی که در رحم مادر خود به سر می بردید نیز فرد آرامی نبودید. محققان تورنتو بعد از اینکه مادران باردار و فرزند به دنیا آمده را مورد بررسی قرار دادند دریافتند مادرانی که از تهوع بارداری رنج می برند کودکانی را به دنیا می آورند که نمره بالاتری در تست های هوش کسب می کنند. خوب حالا سوال اینجاست که این دو مورد چه ارتباطی به هم دارند؟ به احتمال زیاد خانم هایی که با تهوع بارداری دست و پنجه نرم می کنند کودکان خود را در معرض سطح بالاتری از هورمون های بارداری همچون estradiol و پرولاکتین قرار می دهند و همین امر باعث می شود جنین رشد مغزی بهتری داشته باشد. شب تا دیروقت بیدار می مانید: افراد باهوش، شب تا دیروقت بیدار می مانند. محققان انگلیسی برای انجام دادن مطالعه خود بیش از ۲۰۰۰۰ شرکت کننده را به مدت هشت سال مورد بررسی قرار دادند و دریافتند افرادی که سطح IQ بالاتری دارند نسبت به سایر افراد بیشتر بیدار می مانند. این موضوع بدین خاطر است که افرادی با توانایی های شناختی بالاتر به گونه ای تکامل یافته اند که می توانند ریتم و ساعت طبیعی بدن را نادیده بگیرند.همین امر باعث می شود چنین افرادی تا دیروقت بیدار بمانند. اجداد ما برای جلوگیری از خطرات موجود، شب را زودتر می خوابیدند اما انسان های باهوش و مدرن امروزی در معرض این خطرات قرار ندارند و می توانند شب را تا دیروقت بیدار بمانند. فقط به خاطر داشته باشید که بزرگسالان حداقل به ۷ الی ۸ ساعت خواب در شب نیاز دارند تا بتوانند فعالیت‌های خود را به درستی انجام دهند. این عدد از فردی به فرد دیگر متغیر است. تنهایی را دوست دارید: دوست ندارید به شهر بروید، در رویدادهای بزرگ شرکت کنید یا در مهمانی‌های شلوغ شرکت نمایید؟ خوب این موضوع می تواند نشانگر هوش شما باشد. محققان انگلیسی ۱۵۰۰۰ فرد بزرگسال را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند افرادی که سطح بالایی از IQ را دارند کمتر از سایرین در مکان های شلوغ زندگی می کنند و حضور پیدا می یابند. این افراد نسبت به سایر افراد زمان کمتری را در جامعه می گذرانند و همین موضوع باعث رضایت آن ها از زندگی می شود.اجداد ما در قبایل زندگی می کردند و برای رفع نیازهای خود مجبور بودند با هم تعامل و ارتباط داشته باشند. افراد بسیار باهوش به گونه ای توسعه یافته اند که می توانند خود را به سرعت با جامعه‌ی در حال تغییر وفق دهند. طنز عامیانه را دوست دارید: اگر حس طنز دارید زیاد ناراحت نشوید. این موضوع می تواند نشانگر هوش شما باشد. دانشمندان اتریشی ۱۵۰ نفر را مورد بررسی قرار دادند. آن ها هوش کلامی و غیر کلامی افراد را ارزیابی کردند. افرادی که جوک‌های عامیانه را ترجیح می دادند سطح بالایی از هوش را داشتند. این موضوع بدین خاطر است که افراد برای درک و تفسیر چنین جوک هایی باید با عضلات ذهنی خود به سختی کار کنند. اینگونه طنزها پیچیده هستند. منبع: مجله سلامت
×
×
  • جدید...