رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رفتارشناسی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

8 نتیجه پیدا شد

  1. طبق گفته‌ی الیزابت فیلیپس یک روانشناس پژوهشگر و یک کارشناس در زمینه‌ی تعامل انسان-ربات، بخشی از علم وجود دارد که به روشن‌سازی این پدیده کمک می‌کند. روانشناسان ده عامل را شناسایی کرده‌اند که توضیح می‌دهد چرا و چگونه عاشق می‌شویم. در اینجا برخی از عوامل آمده است: ۱- شباهت همگی می‌دانیم که کسی که شبیه خود ماست از ما بیشتر خوشش می‌آید! ۲- دوست داشتن متقابل ما بیشتر اوقات دنبال کسی می‌گردیم که او هم ما را دوست داشته باشد؛ ما از احساس خواسته شدن لذت می‌بریم! ۳- ویژگی‌های مطلوب همه ما به دنبال ویژگی‌های خاص شخصیتی و ظاهر فیزیکی مورد نظرمان در طرف مقابل هستیم! ۴- شرایط فرهنگی شرایط فرهنگی، تعداد افرادی که می‌توانیم به عنوان شریک عشقی خود انتخاب کنیم را محدود می‌کند. ۵- نیاز به تکامل چه از نظر عاطفی و چه از نظر اجتماعی، ما عاشق افرادی می‌شویم که نیازی را در زندگی‌مان برطرف کنند! ۶- وضعیت هیجانی! وقتی کنار شخصی باشید و با هم در موقعیت‌های هیجانی و خوشایند قرار بگیرید، فرآیند عاشق شدن را سرعت بخشیده‌اید! ۷- مرموز بودن! ما معمولا عاشق افرادی می شویم که برای ما مرموزاند. البته این مرموز بودن نباید بیش از حد زیاد و یا در مورد شرایط ناخوشایندی باشد! ۸- عامل ایکس همیشه کار خاصی هست که برای ما جذاب است و اگر طرف مقابل آن را انجام دهد در علاقه ما بسیار موثر است. برای مثال طبع شوخ، پوشش خاص، طرز راه رفتن و … ۹- آمادگی رابطه فرد مقابل باید از نظر روانشناسی آمادگی ورود به یک رابطه جدید را داشته باشد! ۲۰- زمان‌های دو نفره! سپری کردن زمان به تنهایی با کسی، نزدیک شدن به او را آسان‌تر می‌کند!
  2. اینروزها همه کلی دغدغه و درخواست دارند اما مهم‌ترین چیزی که همه میخواهند این است که روز آرامی را سپری کنند. هرچند این کار گاهی اوقات غیرممکن میشود و ناخودآگاه خشم و بی‌قراری در درون ما رخنه می‌کند و حتی روی جوانب مختلف زندگی ما تاثیر میگذارد. اما خبر خوب این است که راهکارهایی وجود دارند که با بهره‌گیری از آنها می‌توانید احساسات‌تان را تحت کنترل خودتان درآورید، کارهای بیشتری را به انجام برسانید، بهتر با دیگران ارتباط برقرار کنید و زندگی پربارتری داشته باشید. دیجی رو در ادامه ۱۲ راهکار به شما معرفی می‌کند که در این راه به شما کمک خواهند کرد، پس با ما همراه باشید. ۱.سعی کنید همه چیز را به فاجعه تبدیل نکنید گاهی اوقات ما اوضاع را پیچیده‌تر و بزرگتر از آنچه که واقعا هست می‌کنیم. وقتی با مشکلی رو به رو هستید از بزرگ کردن آن بپرهیزید. گاهی اوقات از گفتن کلمات و جملات دلگرم کننده مثل من میتونم از پسش بربیام، چیز بزرگی نیست و من زورم به بیشتر ازاینام میرسه استفاده کنید. شاید قدری عجیب بنظر برسد، اما چنین جملاتی واقعا در روان و ذهن شما تاثیرگذاشته و کاری که میخواهید انجام دهید را برای شما تسهیل می‌کنند. ۲. قبل از صحبت کردن راجع به آن، فکر کنید مشکلات‌تان را فوری توضیح ندهید یا در شبکه‌های اجتماعی پستش نکنید. سریع آن را با دوست‌تان در میان نگذارید. صبر کنید کمی مشکل در خودتان حل شود و آن را هضم کنید؛ چراکه گاهی اوقات دوستان ممکن است بیش از حد با شما همدردی و ابراز نگرانی کنند و این باعث میشود که به نگرانی و ترس‌های شما دامن زده و دغدغه‌ی ذهنی‌تان بیش از پیش شود. ۳. از تصورات و استعاره‌هایی که به آرام شدن شما کمک می‌کنند استفاده کنید مثلا می‌توانید مشکلات را به شکل یک گره در نظر بگیرید که هرچه آن را بیشتر می‌کشید، سفت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود، اما وقتی تمرکز کرده و آرامش‌تان را حفظ می‌کنید می‌توانید به بهترین راه آن را شل و بعد هم باز کنید. یا مثلا می‌توانید به شخصی که خیلی محکم و با اراده است فکر کنید و تصور کنید که اگر او به جای شما در چنین شرایطی بود چه میکرد. ۴. حواستان به چیزهایی که موجب تشدید خشم و غضب‌تان می‌شود باشد آیا شرایط خاصی وجود دارند که همیشه موجب می‌شوند شما آرامش‌تان را از دست دهید؟ مثلا روزهای خاصی، سطح استرس خاصی و حتی میزان قند خون خاصی. وقتی فضا خیلی شلوغ پلوغ و پر سر و صداست بیشتر اعصابتان خورد می‌شود یا وقتی بیش از حد ساکت است؟ وقتی چنین چیزهایی را بدانید، بدانید که چه شرایطی بیشتر این حالات شما را تشدید می‌کند، سعی می‌کنید از آن شرایط اجتناب کنید و این کمک شایانی به خراب نشدن روز شما می‌کند. ۵. بدانید که شما می‌توانید احساسات‌تان را کنترل کنید به وقت‌هایی فکر کنید که شما با موفقیت توانستید آرامش خودتان را در یک شرایط وحشتناک حفظ کنید. مثلا شاید وقتی بوده که می‌خواستید سر همسر یا فرزندتان داد بزنید اما یکدفعه زنگ در به صدا در‌می‌آید و شما مجبور می‌شوید حالت‌تان را عوض کنید؛‌پس در نظر داشته باشید که شما می‌توانید این کار را کرده و بر خشم‌تان غلبه کنید، فقط کافی است که بهانهٔ آن را برای خودتان جور کنید. ۶. محیطی آرام برای خودتان ایجاد کنید اگر یک موسیقی آرام شما را تسکین می‌دهد از آن استفاده کنید. اگر سکوت شما را تسکین می‌دهد قدری زمان در سکوت صرف کنید. شاید حتی بخواهید کمی نورها را کم کرده و به جا آن شمع روشن کنید. وقتی از سرکار به خانه می‌آیید، قبل از تعامل با دیگران به خودتان فرصتی بدهید که ذهنتان را آرام کنید؛‌مثلا چند لحظه درماشین بنشینید و نفس عمیق بکشید یا مثلا بعد از درآوردن کفش‌هایتان یک لیوان آب بنوشید. اگر این کارها را برای خودتان تبدیل به عادت کنید احتمالا دیگر کسی را به خاطر حال مشوش و ذهن درگیرتان آزار نمی‌دهید. ۷. حواستان به چیزهای مهم باشد حواستان باشد که به اندازه بخوابید و به اندازه‌ی کافی پروتئین، ویتامین و مواد معدنی مصرف کنید. مثلا بعضی‌ها هستند که وقتی قند خونشان پایین می‌آید اعصابشان خورد می‌شود، پس حواستان از لحاظ فیزیکی هم به خودتان باشد. همینطور ورزش را هم در برنامهٔ کاری خود قرار دهید. کمی نرمش یا ورزش روزانه به شما کمک می‌کند که کمی خودتان را خالی کرده و از اضطراب رهایی پیداکنید. همچنین از خوردن زیاد کافئین و شکر پرهیز کرده و سعی کنید آب بیشتری بنوشید. آب معجزه می‌کند. ۸. بر ذهن و روح‌تان تمرکز کنید بسته به دین و آئینی که دنبال می‌کنید، می‌توانید در کلاسهای مدیتیشن یا در مراسم دعا شرکت کنید یا اینکه حتی می‌توانید با کمی مطالعه و کسب اطلاعات خودتان یوگا کار کنید. ۹. حواس خودتان را پرت کنید بجای خودخوری سعی کنید یک کار جالب و سرگرم کننده انجام دهید. سعی کنید بخندید، یک فیلم کمدی نگاه کنید یا پیج‌های خنده‌دار اینترنتی را چک کنید. وقتی به خنده باشید، حفظ آرامش برایتان راحت‌تر میشود. ۱۰. مرخصی بگیرید همیشه وقتی سخت مبارزه می‌کنید که مرخصی احتیاج ندارید، دقیقا به مرخصی احتیاج دارید . اما اگر خودتان را محبور کنید که یک روز مرخصی بگیرید، آرام‌تر،‌مطمئن‌تر و پر از ایده‌های تازه می‌شوید. ۱۱. تنفس را فراموش نکنید ما همیشه به کودکان نحوهٔ نفس عمیق کشیدن را یاد می‌دهیم، اما باید یادتان باشد که این فقط برای کودکان نیست و روی همه جواب میدهد. نفس عمیق کشیدن اکسیژن بیشتری به مغرتان میرساند و کمی به شما فرصت میدهد که شرایط را بهتر ارزیابی کرده و کنترل خودتان و احساسات‌تان را بدست بگیرید. فقط کافی است یک نفس عمیق بکشید، چند ثانیه نگه دارید و سپس آن را بیرون دهید. ۱۲. نقل قول‌های آرامشبخش بخوانید این روزها این نقل قول‌ها، دیالوگ‌ها یا جملات قصار به آسانی در اینترنت در دسترس هستند؛ به همین دلیل بد نیست گاهی اوقات نگاهی به آنها انداخته و اندکی تعمق کنید. Wayne Dyer می‌گوید: یک ذهن آرام، ذهنی که متمرکز شده و می‌تواند جلوی خودش را بگیرد که به دیگران صدمه نزند، قوی‌تر ار هر نیروی فیزیکی‌ای در جهان است. Paramahansa Yogananda می‌گوید: آرام و متین بمانید و همیشه خودتان را تحت کترل داشته باشید، پس از آن خواهید دید که کنار آمدن با اوضاع چقدر برایتان آسان‌تر می‌شود. منبع: dumblittleman ترجمه: دیجی رو
  3. هوش هیجانی پایین مشکلی است که می‌تواند بر طیف گسترده‌ای از روابط اجتماعی تاثیر بگذارد. بطوریکه برخی متخصصین عنوان می‌کنند که شاید هوش هیجانی در تعیین موفقیت‌های ما در زندگی مهم‌تر از IQ باشد. هوش هیجانی یعنی شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود. درواقع شخصی که هوش هیجانی بالایی دارد به طور موفقیت آمیز 3 مولفه‌ی هیجان که شامل مولفه‌ی شناختی، مولفه‌ی فیزیولوژیکی و مولفه‌ی رفتاری می‌شود را با هم تریکب و تلفیق می‌کند. طبق نقل قولی از ارسطو: عصبانی شدن آسان است؛ همه می‌توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخص مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب و به دلیل و روش مناسب کاری است که همه نمی‌توانند انجام دهند. در ادامه با نشانه‌های کلاسیک داشتن هوش هیجانی پایین با دیجی رو همراه باشید. ۱.این افراد خیلی مجادله می‌کنند شاید شما هم افرادی را بشناسید که با همه بحث می‌کنند؛ خانواده، دوست، همکار و حتی غریبه‌ها. افرادی که دارای هوش هیجانی پایینی هستند مدام سعی می‌کنند که احساسات دیگران را متوجه شوند و چون متوجه نمی‌شوند، بدون در نظر گرفتن احساسات دیگران با آنها بحث و مجادله می‌کنند. ۲. متوجه نمی‌شوند که دیگران چه حسی دارند افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند تقریبا به احساسات دیگران بی‌اعتنا هستند. آنها متوجه نمی‌شوند که همسرشان از دستشان عصبانی است یا مثلا همکارشان می‌خواهد از عصبانیت سرشان را بکند. و نه تنها این، بلکه وقتی دیگران از آنها انتظار دارند که کمی آنها را درک کنند، این افراد بسیار آزرده خاطر و اذیت می‌شوند. ۳. فکر می‌کنند که بقیه بیش از حد حساس هستند افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند ممکن است بی‌موقع شوخی کنند. مثلا بعد از مراسم ختم یا یک موقعیت ناراحت کننده جوک تعریف کنند و وقتی دیگران به این جوک‌ها واکنش نشان می‌دهند این افراد حس می‌کنند که دیگران بیش از حد حساس هستند. افرادی با هوش هیجانی پایین در درک احساسات دیگران با مشکل مواجه هستند و به همین دلیل سر زدن چنین رفتارهایی از آنها طبیعی‌است. ۴. از گوش دادن به نقطه نظرات دیگران اجتناب می‌کنند افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند حس می‌کنند که حق با آنهاست و با تمام توان از موقعیت خود دفاع کرده و به نقطه نظرات دیگران گوش نمی‌کنند. این افراد به احساسات دیگران به شدت بدبین بوده و شدیدا انتقادی می‌باشند. ۵. دیگران را به خاطر اشتباهات سرزنش می‌کنند افرادی که هوش هیجانی پایینی دارنند فکر نمی‌کنند که شاید احساسات خودشان منجر به ایجاد مشکلات شود. وقتی اوضاع درست پیش نمی‌رود اولین غریزه‌شان این است که دیگران را سرزنش کنند. آنها اغلب به خاطر کارهایشان، موقعیت یا رفتار دیگران را سرزنش می‌کنند. امکان دارد که این افراد در دفاع از خود بگویند که آنها چارهٔ دیگری نداشته و بقیه چون در موقعیت او نیستند شرایط را درک نمی‌کنند. این تمایل به برعهده نگرفتن مسولیت باعث می‌شود که آنها حس کنند قربانی شده‌اند. ۶. ناتوانی در رویارویی با شرایط احساسی درک احساسات قوی، چه متعلق به خودشان باشد چه دیگران، برای افرادی با هوش هیجانی پایین دشوار است. این افراد اغلب سعی می‌کنند خودشان را در این شرایط قرار ندهند یا از این شرایط فرار کنند تا مجبور نباشند با عواقبش روبه رو شوند. همچنین مخفی کردن احساسات خودشان از دیگر پدیده‌های رایج میان اینگونه افراد است. ۷. برون ریزی ناگهانی احساسات افرادی با هوش هیجانی پایین اغلب برای درک و کنترل احساسات در کشمکش هستند. آنها ممکن است به طرز کنترل نشدنی‌ای ناگهان احساسات خود را تخلیه کنند. ۸. در حفظ دوستی‌هایشان به مشکل برمی‌خورند چون افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند اغلب آزاردهنده و بی‌حس بنظر می‌آیند، در حفظ دوستی‌هایشان با مشکل مواجه می‌شوند. دوستی‌های نزدیک و صمیمی مستلزم روابط ۲ سویه، به اشتراک گذاشتن احساسات، محبت و حمایت عاطفی می‌باشند و اینها تمام چیزهایی است که افرادی با هوش هیجانی پایین در آنها مشکل دارند. ۹. نداشتن حس همدردی چون افرادی با هوش هیجانی پایین احساسات دیگران را متوجه نمی‌شوند حس همدردی کمی نسبت به دیگران دارند. آنها متوجه نمی‌شوند دیگران چه حسی دارند و بنابراین این که خودشان را جای آنها بگذارند برایشان دشوار و غیرممکن است. داشتن هوش هیجانی پایین مسئله‌ای است که می‌تواند اثرات منفی‌ای در جنبه‌های مختلف زندگی یک فرد داشته باشد به همین دلیل توصیه می‌شود که اگر حس می‌کنید به چنین مشکلی دچار هستید حتما دست به کار شوید و روی خودتان کار کنید. منبع: verywell ترجمه: دیجی رو
  4. شاید قبول کردن آن سخت باشد اما همهٔ دوستان شما برایتان خوب نیستند و گاهی لازم است دوستانی که شما را پایین می‌کشند رها کنید. شاید این حرف کمی خودخواهانه بنظر برسد، ولی اینطور نیست، زیرا که ما در برابر شادی خودمان نیز به اندازه‌ شادی دیگران مسئول هستیم. در ادامه ۹ خصوصیت از دوستانی که باید هرچه سریع‌تر رهایشان کنید آورده شده. پس در ادامه با دیجی رو همراه باشید. ۱.دوستی کاملا مطابق شرایط اوست اگر می‌بینید که همیشه کاری که دوستتان از شما می‌خواهد را انجام می‌دهید و حس می‌کنید که خودتان جای حرف زدن یا عنوان کردن خواسته‌ای را ندارید، این یعنی دوست‌تان شما را تحت کنترل خودش دارد و این اصلا نشانهٔ خوبی نیست. دوستی یک رابطه‌ی دو طرفه است نه یک طرفه. ۲. وقتی که واقعا به او احتیاج دارید نیست یک دوست خوب شما را در تمامی لحظات سخت یاری کرده و وقتی به او نیاز دارید در کنار شما خواهد بود. اگر وقتی دوستتان را نیاز دارید غیبش می‌زند اما در عین حال انتظار دارد که هروقت به شما احتیاج دارد شما همه چیز را کنار گذاشته و به کمک او بشتابید، این نشانهٔ دیگری مبنی بر این است که دوستی‌تان در تعادل نیست. ۳. او هرگز درست به حرفهایتان گوش نمی‌دهد وقتی نمی‌توانید مطمئن باشید که یک نفر واقعا به حرفی که می‌زنید توجه می‌کند یانه، بنابراین آن شخص اصلا دوست خوبی برای شما نیست. احتمالا یکی از با ارزش‌ترین چیزهایی که یک نفر می‌تواند برای دوستش انجام دهد این است که شنوندهٔ خوبی باشد. گوش ندادن به حرفهای دوست یک جور بی‌احترامی است و نشان دهندهٔ این است که آن فرد رابطه‌ی دوستانه‌تان را جدی نگرفته‌‌است. ۴. او دست رد به ایده‌های شما می‌زند یک دوست باید شخصی باشد که شما را تشویق به دنبال کردن آرزوهایتان می‌کند. شاید او همیشه با شما موافق نباشد و گاهی اوقات جنبه‌های منفی کارتان را به شما گوشزد کند، اما هرگز نباید ایده‌تان را به چیزی خارج از دسترس و نشدنی برایتان تبدیل کند. یک دوست باید کسی باشد که به رشد شما کمک می‌کند، نه اینکه شما را عقب نگه دارد. ۵. او از هیچی داستان درست می‌کند دوستی که سر هیچ و پوچ با شما دعوا کرده و چپ می‌افتد اصلا دوست نیست. بعضی افراد کلا دوست دارند مدام سر هیچی داستان درست کنند و شما ممکن است در یک ثانیه از دوست صمیمی و جون جونی‌شان به دشمن خونیشان تبدیل شوید. این دوستان ارزش دوستی را پایین می‎آورند و بهتر است که سعی کنید آنها را کنار بگذارید. ۶. آنها حسودی می‌کنند اگر دوستی دارید که به دوستان دیگر شما حسودی‌اش می‌شود، پس یک مشکل جدی دارید! هیچکس دوست ندارد حس کند بهش کم محلی شده و نادیده گرفته شده است، اما شما حق این را دارید که گاهی اوقات هم با دیگر دوستان‌تان بیرون بروید. اگر دوست صمیمی‌تان با این قضیه مشکل دارد و با صحبت کردن هم مسئله حل نمی‌شود، شاید بهتر آن است که به تمام کردن رابطه‌تان با او فکر کنید. ۷. او هیچوقت پول ندارد این یکی از چیزهای مهم بوده واصلا هم خودخواهانه نیست. البته که شما باید وقتی دوستتان از لحاظ مالی مشکل دارد کمکش کنید یا وقتی بیرون می‌روید دنگ بیشتری از پول را حساب کنید، اما نباید به بانک دوستتان هم تبدیل شوید! اگر حس می‌کنید واقعا از لحاظ مالی از شما سوء استفاده می‌شود، پس قطعا یا باید سعی کنید وضعیت را به حالت تعادل برگردانید و یا آن دوستی را به سرانجام برسانید. ۸. او حس و حال شما را از بین می‌برد بعضی از افراد دوست دارند با تقسیم کردن ناراحتی‌های خودشان دیگران را هم ناراحت کنند. منظورمان آن افرادی هستند که همواره بدبین بوده و تمام جاه طلبی، انگیزه و انرژی شما را از بین می‌برند، آن هم فقط به خاطر اینکه خودشان این انگیزه و انرژی را ندارند!‌اگر هر بار که دوستتان را می‌بینید حالتان گرفته می‌شود، این هم احتمالا یک دلیل خوب دیگر برای تمام کردن آن دوستی است. ۹. شما واقعا دیگر از آنها خوشتان نمی‌آید گاهی اوقات حس می‌کنید که باید مسیر دیگری را در پیش بگیرید. فقط به این خاطر که یک نفر را می‌شناسید و برای مدتی با هم دوست بوده‌اید دلیل نمی‌شود که تا آخر عمرتان با هم دوست صمیمی بمانید. داشتن دوستانی که الهام بخش ما هستند و می‌شود متعادلانه با آنها بود بسیار مهم است. شاید جدا شدن از دوست چند ساله‌ای که در عین حال شما را پایین می‌کشد و اجازهٔ پیشرفت بهتان نمی‌دهد قدری سخت باشد، اما شما باید کار درست را انجام دهید و تا آنجایی که می‌شود با محبت و مهربانی و آهسته، حدود رابطه‌تان را مشخص کرده و یا اگر می‌خواهید، آن دوستی را تمام کنید. منبع: beautyandtips ترجمه: دیجی رو
  5. sajjad

    برخی از حقایق مهم در زندگی وجود دارند که به شکل پارادوکس یا متناقض‌نما هستند. شاید بنظر غیرممکن برسند اما تجربه، درست بودن آنها را بارها و بارها ثابت کرده است. برای اینکه بهتر متوجه منظورمان شوید بیایید نگاهی به عمق این ۲۰ پارادوکس که در زندگی همه‌ی ما صدق می‌کند بیندازیم. پس در ادامه با دیجی رو همراه باشید. ۱.هرچه بیشتر از یک ویژگی در کسی متنفر باشید، بیشتر سعی می‌کنید که از بروز آن ویژگی در خودتان اجتناب کنید Carl Jung بر این باور است که ویژگی‌هایی در دیگران که ما را آزار می‌دهند، بازتابی از قسمت‌هایی از شخصیت ما هستند که ما سعی بر انکارشان داریم. به عنوان مثال زنی که در مورد وزن و هیکل خود اطمینان خاطر ندارد به همه می‌گوید چاق و یا مردی که در مورد وضع مالی‌اش اطمینان خاطر ندارد بیشتر دیگران را بر اساس وضع مالی‌شان مورد نقد قرار می‌دهد. ۲. افرادی که نمی‌توانند اعتماد کنند قابل اعتماد نیستند درواقع یکی از راههایی که افراد از خودشان محافظت می‌کنند این است که اولین ضربه را آنها به دیگران می‌زنند. ۳. هرچه بیشتر شکست بخورید احتمال پیروزی‌تان بیشتر می‌شود نقل قول‌های انگیزشی و الهام بخش افراد معروف اینجا بدرد می‌خورد. مثلا همین ادیسون بیش از ۱۰ هزار نمونهٔ اولیه را آزمایش کرد تا بالاخره لامپ را اختراع کرد. موفقیت به دنبال پیشرفت می‌آید و پیشرفت به دنبال شکست و در این میان هیچ راه میانبری نیست. ۴. هرچه بیشتر سعی کنید دیگران را تحت تاثیر قراردهید کمتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند ۵. هرچه چیزی بیشتر شما را بترساند بیشتر باید سعی کنید که انجامش دهید در اینجا منظور انجام کارهایی که بازی با جانمان هستند یا صدمهٔ فیزیکی می‌رسانند نیست؛ بلکه منظورمان کارهایی مثل صحبت کردن با فردی است که مدتهاست به او فکر می‌کنیم، سخنرانی در ملا عام، شروع یک کسب و کار جدید، صادق بودن درمورد یک مسئلهٔ خاص و از این جور چیزهاست. اینها مواردی هستند که شما را می‌ترسانند و شما هرچه بیشتری از کاری بترسید باید بیشتر به سمت آن بروید. ۶. هرچه بیشتر از مرگ بترسید کمتر از زندگی لذت می‌برید ۷. هرچه بیشتر یادبگیرید بیشتر متوجه می‌شوید که چقدر کم می‌دانید ۸. هرچه کمتر به دیگران اهمیت بدهید به خودتان هم کمتر اهمیت می‌دهید شاید این مورد بنظر کمی دور از انتظار برسد اما افراد با دیگران، آنطور که با خودشان رفتار می‌کنند برخورد می‌کنند. شاید این مسئله از بیرون خیلی پیدا نباشد اما مثلا افرادی که در ارتباط با دیگران ظالمانه عمل می‌کنند، با خودشان هم همین رفتار ظالمانه را دارند. ۹. هرچه بیشتر با دیگران در ارتباط باشیم و در جمع باشیم احساس تنهایی بیشتری میکنیم این مورد طبق تحقیقات کاملا اثبات شده‌است. ۱۰. هرچه بیشتر از شکست خوردن بترسید احتمال شکست خوردن‌تان بالاتر می‌رود ۱۱. هرچه دستیابی به چیزی بنظرمان سخت‌تر باشد سخت‌تر هم بدستش میاوریم وقتی ما انتظار داریم چیزی سخت باشد اغلب ناخودآگاه دستیابی به آن را مشکل‌تر می‌کنیم. مثلا ممکن است حس کنید شروع کردن یک گفت و گو با فردی غریبه کار سختی است و کلی هم در این زمینه در جاهای مختلف مطالعه کنید و این کار را به حرکتی خیلی سخت و پیچیده برای خودتان تبدیل کنید. اما برای این کار کافی است که سلام کرده و از طرف مقابل سوالی ساده بپرسید؛ بعد از آن همه چیز خود به خود پیش می‌رود. ۱۲. هرچه چیزی دردسترس‌تر باشد کمتر آن را میخواهید ذات انسان اینطور است که فکر می‌کند فقط چیزهای کمیاب ارزشمند هستند و چیزهای فراوان و زیاد آن ارزش را ندارند. اما باید دانست که همیشه اینطور نیست. ۱۳. بهترین راه برای ملاقات و در رابطه بودن با کسی این است که به با او بودن احتیاجی نداشته باشید به بیانی دیگر یعنی رابطه‌تان از سر نیاز خاصی نباشد. ۱۴. هرچه بیشتر درمورد اشتباهات‌تان صادق باشید افراد بیشتری به شما به چشم یک انسان کامل نگاه می‌کنند نکتهٔ خیلی جالب اینجاست که هرچه بیشتر با عالی و بی‌نقص نبودنتان راحت باشید و آن را پذیرفته باشید، مردم بیشتر فکر می‌کنند که شما عالی و بی‌نقص هستید ۱۵. هرچه بیشتر سعی کنید کسی را با خودتان نگه دارید او را دورتر می‌کنید وقتی نشان داده احساسات در یک رابطه تبدیل به الزام شد، آن احساسات دیگر هیچ معنی‌ای ندارند. مثلا اگر دوست تان حس کند که ملزم است حتما آخرهفته‌هایش را با شما بگذراند، آن آخر هفته‌ها خیلی بی‌ارزش هستند. ۱۶. هرچه بیشتر سعی کنید با کسی بحث کنید کمتر می‌توانید آنها را متقاعد کنید ۱۷. هرچه انتخاب‌های بیشتری داشته باشید میزان رضایت‌تان از هرکدام پایین‌تر می‌آید ۱۸. هرچه یک نفر بیشتر متقاعد باشد که حق با اوست، احتمالا در آن زمینه دانش کمتری دارد به قول Bertrand Russell: مشکل دنیا این است که افراد احمق کاملا از صحت گفتهٔ خویش مطمئنند، حال آنکه افراد فرهیخته پر از شک و تردیدند. ۱۹. تنها قطعیت این است که هیچ‌وقت هیچ چیزی قطعی نیست ۲۰. تنها ثبات تغییر است این شاید مفهومی‌ترین جملهٔ این مطلب باشد که شاید بنظر درست نیاید اما عمیقا صحیح است. نظر شما چیست؟ آیا شما نیز این پارادوکس ها را قبول دارید؟ ترجمه: دیجی رو منبع: markmanson
  6. آن پدر و مادرهایی که عجول‌‌ترند ممکن است اول کار کمی ناامید بشوند، ولی اکثر پدر و مادرها به تدریج علائمی از کودک دریافت می‌‌کنند که نشان می‌‌دهد چیزی شبیه به عشق دارد در دل جگرگوشه‌‌شان جوانه می‌‌زند؛ چیزی که روانشناسان اسم آن را «دلبستگی» می‌‌گذارند و به زبان ساده آن را اینطور توصیف می‌‌کنند «وقتی که شما از کوچولویتان مراقبت می‌‌کنید، او هر روز بیشتر درگیر عشق به شما می‌‌شود. وقتی که این اتفاق افتاد، او کم کم به شیوه خودش علاقه و قدردانی‌‌اش را نسبت به شما ابراز می‌‌کند. این رفتارها همان زبانی است که نشان می‌‌دهد او چقدر به شما دلبسته شده است». کوچولوها این‌‌طور ابراز عشق می‌‌کنند از آنجا که بچه‌‌ها منحصربفرد هستند، شیوه‌‌های ابراز علاقه آنها هم منحصربفرد است. اما به هر حال یک سری رفتارهای مشترک در بچه‌‌ها وجود دارد که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می‌‌شود: 1. آرامش را فقط با شما تجربه می‌‌کند. آرامشی که نوزادان فقط در آغوش پدر و مادرهایشان پیدا می‌‌کنند نشان می‌‌دهد که آنها حضور والدین را درک می‌‌کنند. 2. برایتان دلبری می کند. مدتی بعد از تولد، سر و کله شیرین کاری‌‌های کوچولوها پیدا می شود. با این اتفاق کم کم او می-فهمد که چه‌‌طور می‌‌تواند با یک لبخند یا یک نگاه ویژه شما را برای ساعت‌‌ها کنار خودش نگه دارد. 3. وقتی از شما دور می‌‌شود، اعتراض می‌‌کند. حدوداً از یکسالگی تا سه سالگی، کودک از دوری والدین ناراحت می‌‌شود و با بازگشت آنها به وجد می‌‌آید. این ناراحتی که با عنوان «اضطراب جدایی» از آن یاد می‌‌شود، نشانه علاقه خاصی است که کودک به شما دارد. 4. عشق جدیدش را معرفی می‌‌کند. بچه‌‌ها اغلب در حوالی یک سالگی به یک شی ء خاص علاقه شدیدی پیدا می‌‌کنند. این شیء که در اصطلاح روانشناسی به آن «شیء انتقالی» گفته می‌‌شود، معمولاً یک جور اسباب بازی و یا یکی از وسایل کودک است که کودک آن را جایگزین حضور پدر و مادر می‌‌کند و به کمک آن در مواقع استرس‌‌زایی که والدین در دسترس نیستند، امنیت خود را تأمین می‌‌کند. حضور آن شیء یا اسباب بازی در واقع نمایانگر عشق کودک به شما است، البته به شیوه‌‌ای که می‌‌تواند آن را تحت کنترل خودش داشته باشد. 5. به شما زل می‌‌زند. بچه‌‌ها به محض تولد می‌‌توانند صدا و بوی مادرشان را تشخیص دهند. مدتی بعد آنها سعی می‌‌کنند صداها و بوها را با تصاویری که از افراد مورد علاقه‌‌شان می بینند مرتبط کنند. به همین دلیل لحظاتی به چهره پدر و مادرشان خیره می‌‌شوند تا بتوانند همه اطلاعاتی که به آنها مربوط می‌‌شود را به حافظه بسپارند. 6. شما را می‌‌بوسد. حدود یک سالگی بچه‌‌ها شروع می‌‌کنند به بوسیدن والدین؛ آن هم بوسه‌‌هایی منحصر بفرد و آب‌‌دار که خاص این دوران هستند! این بوسه‌‌ها یک رفتار غریزی نیستند بلکه رفتاری هستند که بچه‌‌ها برای ابراز عاطفه به افراد مورد علاقه‌‌شان از شما یاد گرفته‌‌اند. 7. دست‌‌هایش را به سمت شما دراز می‌‌کند. بچه‌‌ها از شش ماهگی این توانایی شناختی و بدنی را پیدا می‌‌کنند که به والدینشان بفهمانند آنها را بغل کنند. این توانایی که به صورت دست دراز کردن به سوی دیگران نمود پیدا می‌‌کند، اغلب منحصر به والدین است و حتی اگر فرد دیگری هم او را بغل کرده باشد، کودک به محض دیدن پدر و مادرش مجدداً دست‌‌هایش را به سمت آنها دراز می‌‌کند. 8. اگرچه از شما دور می‌‌شود ولی دوباره به سراغتان می‌‌آید. به محض اینکه کودک شروع به سینه خیز رفتن می‌‌کند، این جرأت را پیدا می‌‌کند که گه‌‌گاهی از والدین فاصله بگیرد. این سفرهای اکتشافی معمولاً تا وقتی ادامه پیدا می‌‌کنند که کودک از دوری پدر و مادر احساس نا امنی نکند. به عبارت دیگر، به محض اینکه کودک احساس نا امنی بکند، به سمت والدینش بر می‌‌گردد. 9. با دیدن شما تقلا می‌‌کند و سر و صدا راه می‌‌اندازد. یکی از نشانه‌‌های دیگر وجود دلبستگی عمیق کودک نسبت به شما این است که وقتی کودکتان بعد از چند ساعت شما را می‌‌بیند، شروع می‌‌کند به دست و پا زدن‌‌های شادمانه. 10. از کارهای شما تقلید می‌‌کند. بچه‌‌ها از کارها و رفتارهای کسانی تقلید می‌‌کنند که بیشترین علاقه را به آنها دارند. 11. بعضی بد قلقی‌‌هایش را فقط برای شما نگه می‌‌دارد. آیا برایتان پیش آمده است که کودکتان تا قبل از دیدن شما سرش به کار خودش گرم باشد ولی به محض اینکه چشمش به شما بخورد سر بهانه‌‌های آنچنانی‌اش باز بشود؟ باورتان بشود یا نه، این بدقلقی‌‌ها یکی از نشانه‌‌های عشق خاص کودک به شما است! منبع: نی نی سایت
  7. sajjad

    هر فردی خصوصیات مخصوص به خود را دارد. آقایان نیز همین گونه اند. کافی است سرتان را از پنجره خانه تان بیرون ببرید و به رفتار آنها با دقت نگاه کنید. البته چرا راه دور؟ مطمئنا در اطراف تان مردان زیادی را دیده اید. پدر، همسر، استاد، دوست، مدیر... هر کدام رفتارهای منحصر به فرد خود را دارند. اما شما کدامیک را می پسندید؟ 1. رفیق واقعی حتما شما هم زمانی که صحبت از رفیق می شود به یاد کلماتی چون «وفادار»، «وابسته» یا «پایدار» می افتید. بله درست است این دسته از آقایان در دوستی هایشان کم نمی گذارند. آنها برای عزیزان شان هر کاری که از دست شان برآید انجام می دهند. اما اگر فکر می کنید که این رفتار کسل کننده است، اشتباه کرده اید. آنها افراد جذاب و دوست داشتنی هستند که پا به پای رفقایشان می خندند و می گریند. البته اگر در این رفتار افراط شود، عاقبت خوبی را به همراه نخواهد داشت. 2. ورزشکار همه آقایان دوست دارند که مقابل آینه بایستند و اندام شان، از بازو گرفته تا شکم و پا، را با دقت بررسی کنند. اما برخی از آنها تنها به این کار راضی نمی شوند، آنها زمان زیادی را در باشگاههای ورزشی می گذرانند و دوست دارند ظاهری بسازند که زبانزد خاص و عام شود. عکس های زیادی از این دسته از آقایان در شبکه های اجتماعی خواهید دید، زیرا که آنها به اندام خود می بالند و دوست دارند مورد تحسین دیگران نیز قرار گیرند. 3. خوش تیپ برای این دسته از آقایان، خوش تیپی حرف اول را می زند. آنها زمان زیادی را صرف لباس خریدن در پاساژها می کنند و حتی بیشتر از آن زمان زیادی را در مقابل آینه به ست کردن آنها می پردازند. آنها همیشه به ظاهر خود اهمیت زیادی می دهند تا مبادا تاثیری منفی از خود در یاد دیگران باقی گذارند. اگر می خواهید با این دسته از آقایان ارتباط برقرار کنید، حواس تان بیشتر از قبل به ظاهرتان باشد. 4. معتاد به بازی این افراد آنقدر عاشق بازی کردن اند که ساعت های زیادی را بی آنکه بدانند، به عنوان مثال در مقابل بازی های رایانه ای، می گذرانند. آنها آنقدر غرق ماجراجویی هایشان می شوند که گاهی همه چیز، از غذا خوردن گرفته تا خرید و حتی داشتن همسر و فرزند، را فراموش می کنند. اگر انتظار دارید که این رفتار به مرور زمان از بین رود، اشتباه کرده اید. خبر بد این است که اعتیاد به بازی با افزایش سن شان نه تنها کم نشده بلکه بیشتر نیز می شود. به بیانی، بودن با این افراد صبر ایوب می خواهد. 5. علاقمند به جنس مخالف اگر چه برخی از آقایان سرشان در کار خودشان است و توجهی به جنس مخالف نشان نمی دهند، اما برخی دیگر تمام زندگی شان را صرف خوشگذرانی با جنس مخالف می کنند. آنها تمام تلاش شان را به کار می گیرند تا بتوانند در مقابل خانم ها جلب توجه کنند و آنقدر در این کار تبحر دارند که به سادگی در دام شان اسیر می شوید. اگر عاشق همچین مردی می شوید، حواس تان باشد، مهم نیست که چند سال با آنها در ارتباط هستید، آنها یک شبه می توانند همه چیز را فراموش و برای شما جایگزینی دیگر پیدا کنند. 6. باهوش مردها از هوش بالایی برخوردارند اما تنها برخی از آنها از هوش شان به خوبی استفاده می کنند که این دسته از آقایان جزوشان هستند. مهم نیست که آنها در طول روز چقدر زمان دارند، همیشه زمانی را به کتاب خواندن یا سرچ کردن مقاله های علمی در اینترنت اختصاص می دهند. آنها به دنبال یادگیری زبان دیگری هستند و حتی از خواب شان برای کسب تجربه های جدید، می گذرند. 7. مثبت آقایان مثبت آنهایی هستند که در مدرسه همیشه نفر اول بودند، آنها دوستانی مهربان و زیبا دارند، مورد تحسین خانواده اند، به دلایلی از خوردن برخی غذاها مانند گوشت پرهیز می کنند، در مسابقات ورزشی شرکت دارند و در نهایت افرادی که ممکن است گاهی صبر شما را لبریز کنند. آنها به دلیل این که به سلامت و شیوه زندگی خود اهمیت زیادی می دهند، طول عمر بالایی دارند. 8. عصبی به دلیل خلق و خو یا حتی فشار کار و زندگی، برخی از آقایان زود از کوره در می روند. کافی است که چیزی بر وقف مرادشان نباشد، به سرعت عکس العمل منفی از خود نشان می دهند. اگر می خواهید با این افراد در ارتباط باشید، باید محتاطانه تر عمل کنید، در غیر این صورت مدام جنگ و جدال خواهید داشت. 9. عاشق آقایان عاشق آنهایی هستند که همیشه در حال شعر خواندن اند یا که همیشه دست شریک زندگی شان را در دست می گیرند و او را لحظه ای از خود دور نمی کنند، آنهایی که تا ساعت ها پس از این که همسرشان به خواب رفت، بالای سر او بیدار می مانند و تماشایش می کنند. شاید خانم های زیادی این دسته از آقایان را بپسندند اما حواس تان باشد که در این کار زیاده روی نکنید، زندگی جنبه های مهم دیگری هم دارد. منبع: برترین ها
  8. sajjad

    آیا احساس می‌کنید زندگی‌تان را دروغ‌های کوچک و بزرگ پر کرده است؟ از شنیدن دروغ‌های مداوم به عنوان عذر و بهانه‌ای برای عدم انجام تعهدات خسته شده‌اید؟ آیا در رابطه‌ مشترک کاری یا عاطفی‌ای هستید که بخاطر دروغگویی به بحث و تنش کشیده می‌شود؟ کنار آمدن و مقابله با این مساله می‌تواند راحت‌تر از این درگیری ذهنی شما نسبت به چنین فردی باشد‎.‎‏ ما در مورد دروغگوهایی حرف می‌زنیم که بی‌دلیل دروغ می‌گویند و تمام تلاششان را می‌کنند تا با یک دروغ راه خود را از میان مشکلات باز کنند‎.‎‏ نگران نباشید این مساله‌ای است که می‌توانید با آن کنار بیایید اگر واقعا درک کنید که چرا دروغگوها به راحتی دروغ می‌گویند و آنها را به عنوان بیمار دروغگویی تشخیص بدهید‎. دروغ‌های بی منطق فریب، ریا، ساختگی؛ شما می‌دانید که اینها شکلی از دروغگویی هستند. اما دروغ‌گویی مرضی چیز متفاوتی است. این نوع دروغگویی بسیار متفاوت از کلک و فریب است. دروغگویی مرضی به قصد آسیب رساندن صورت نمی‌گیرد. در دروغگویی مرضی فرد دروغگو بدون هیچ نوع دلیل منطقی دروغ می‌گوید. این دروغ‌ها ممکن است بسیار ساده و بی‌اهمیت باشند و یا بسیار بزرگ‎.‎ دروغگویی مرضی را با عنوان‌های متفاوتی می‌شناسند. ممکن است عناوین اختلال دروغگویی، دروغگویی اجباری و اغراق‌گویی را شنیده باشید. اما این عناوین اگر یک روان‌شناس نباشید چندان به کار شما نمی‌آید‎.‎ همه این عناوین به یک چیز اشاره دارند که مهم‌تر از نام‌ها و عناوین. آنچه مهم است این است که دروغگویی مرضی اختلالی است که در آن فرد از روی اجبار اما بدون دلیل دروغ می‌گوید. این یک عادت است و دروغگوها نه تنها در موقعیت‌های پیچیده دروغ می‌گویند بلکه آنها دروغ‌های تازه‌ای نیز خلق می‌کنند. آسیبی که دیگران می‌بینند اگر دور ایستاده باشید و دروغگویی کسی را تماشا کنید شاید آن را مساله چندان مهمی ندانید اما اگر با یک دروغگو در ارتباط عاطفی یا کاری باشید به شدت از این رفتار آسیب می‌بینید. این افراد دروغ می‌گویند تا زندگی خود را هیجان‌انگیز و فوق‌العاده نشان بدهند اما مساله فقط این نیست چون آنها ممکن است درباره دیگران هم دروغ‌پردازی کنند حتی خود شما‎.‎ مثلا ممکن است شما در محیط کار خود متوجه شوید که یکی از همکارانتان دائما درباره شما دروغ می‌گوید تا کار شما را به دست بیاورد. البته همیشه هدف به دست آوردن کار دیگران نیست. شاید او این کار را می‌کند چون از شما متنفر است. دروغگوهای مرضی در ابتدا خیلی قابل تشحیص نیستند. آنها ممکن است در ابتدا خیلی مهربان و خوشایند و دوست داشتنی به نظر برسند. اما به مرور زمان متوجه می‌شوید که او نه تنها دروغ می‌گوید بلکه شخصیتی ضد اجتماع دارد و به راحتی شما را در معرض آسیب‌های دروغ خود قرار می‌دهد‎. نشانه انسان دروغگو یک اختلال روانی این دروغگوها ممکن است از نوعی اختلال روانی نیز رنج ببرند. دروغگوها ممکن است برخی از رفتارهای عادی را نداشته باشند و علائم و نشانه‌های اختلال‌های دیگر روانی را داشته باشند. تشخیص این مساله کار ساده‌ای نیست. کودکی را در نظر بگیرید که از اختلال توجه و تمرکز رنج می‌برد و یا دچار اختلال نافرمانی مقابله‌ای یا پرخاشگری است. در این صورت تشخیص دروغگویی مرضی در آنها کار دشواری است. به طور کلی دروغگویی مرضی با اختلال‌های روانی دیگر هم مرز است و این کار تشخیص را دشوار می‌کند‎.‎ نکته: دروغگوها نه تنها در موقعیت‌های پیچیده دروغ می‌گویند بلکه دروغ‌های تازه‌ای نیز خلق می‌کنند ویژگی های افراد دروغگو : اگر در رابطه با فرد دروغگویی هستید خوب است این نشانه‌ها را مورد توجه داشته باشید. توجه به این نشانه‌ها کار مقابله و کنار آمدن را ساده‌تر می‌کند 1) آنها بسیار جالب هستند دروغگوها قصه‌های شیرین و هیجان‌انگیز و خارق‌العاده‌ای دارند. آنها همیشه در داستان‌های خود نقش قهرمان را بازی می‌کنند. آدم قدرتمندی که می‌تواند مشکلات را حل کند. این افراد به راحتی خود را جای دیگرانی که موفق، مشهور و اثرگذار هستند می‌گذارند و نقش بازی می‌کنند.‎ 2) آنها همیشه قربانی هستند برخی از دروغگوها به جای نمایش آدم قدرتمند تلاش می‌کنند خود را قربانی ماجراها و داستان‌های خیالی نشان بدهند. او ممکن است خود را بیمار نشان بدهد و یا از تراژدی و مصیبتی در زندگی‌اش حرف بزند که هرگز وجود نداشته است. پس از مدتی شما متعجب خواهید شد که چرا زندگی یک فرد می‌تواند این همه پر مصیبت باشد و به این فکر خواهید کرد که او بیش از اندازه اغراق می‌کند و این همه مصیبت فقط برای یک نفر ممکن نیست‎ .‎ 3) آنها وابسته و معتاد به چیزی هستند اگر فردی معتاد به الکل، موادمخدر، قمار و چیزهایی از این قبیل باشد بیشتر احتمال دارد که دچار دروغگویی مرضی باشد. البته این به معنای آن نیست که همه معتادها دروغگو هستند یا همه دروغ‌گوها معتاد هستند. اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند که افرادی که به چیزی اعتیاد دارند راحت‌‌تر دروغ می‌گویند‎.‎‏ همچنین اختلال‌های خودشیفتگی، وسواس، حسادت، دیگر آزاری و خشونت طلبی نیز می‌توانند عاملی برای دروغگویی‌های مرضی باشند‎.‎ 4) واکنش مناسب نشان بدهید زمانی که متوجه می‌شوید کسی دچار دروغگویی مرضی است می‌توانید محتاطانه و بدون اینکه از موضع خود دست بکشید با چنین فردی تعامل کنید‎.‎ 5) او را تشویق نکنید دروغگوها همیشه نیاز به کسی دارند که داستان ‌سرایی‌های آنها را باور کند. آنها یک مخاطب می‌خواهند که مشتاق شنیدن باشد. هرگز خود را مشتاق نشان ندهید. به او نگویید که دروغ می‌گوید و آن را ثابت نکنید. اما می‌توانید طوری نشان بدهید. که گویا از شنیدن این همه داستان‌های عجیب و باورنکردنی کلافه شده‌اید‎.‎ 6) بحث نکنید هیچ نقطه امید بخشی در بحث و جدل با آدم دروغگو وجود ندارد. چنین آدمی در افکار خودش زندگی می‌کند. |شاید هرگز هیچ حقیقتی را از او نشنوید پس بهتر است خود را وارد بحثی برای ثابت کردن دروغ‌های او نکنید. شما در این جدل‌های بی‌پایان هرگز موفق نخواهید شد. نشانه انسان دروغگو تا می‌توانید از او فاصله بگیرید‎.‎ 7) حامی عاطفی باشید اگر دروغی آشکار شد به جای ایجاد تنش سعی کنید به او کمک کنید. او را متوجه این موضوع کنید که درکش می‌کنید و احساساتش را می‌فهمید و به او بگویید برای پایان دادن به این مرض همراهی‌اش می‌کنید. یادتان باشد حمایت شما به معنای تائید دروغ‌های او نیست این مساله‌ای است که او باید بفهمد‎.‎ 8)کمک برای تغییر او را تشویق کنید که راست‌گویی را تمرین کند. زمانی که حرف حقی را می‌زند او را تشویق کنید و از او بخواهید با قدم‌های کوچک رفتارش را تغییر بدهد‎.‎ با این حال ممکن است تلاش‌های شما برای رابطه با آدم دروغگو به نتیجه‌ای نرسد. شاید در این مرحله بهتر باشد این رابطه را قطع کنید. دوستی با آدم دروغگو غیر ممکن نیست اما در بعضی موارد پایان رابطه و دور ماندن از دروغ‌هایی که آسیب زننده می‌شوند بهترین انتخاب است‎.‎ آدمی که دروغ می‌گوید می‌تواند به این رفتار مرضی غلبه کند اما این کار مستلزم تمایل به تغییر است. در بسیاری از موارد نیاز به روان درمانی وجود دارد. اگر دوست و همکار شما خواهان تغییر است به او کمک کنید اما اگر هیچ تلاشی برای تغییر نمی‌بینید بهتر است از آسیب‌های او خود را در امان نگه دارید. نشانه انسان دروغگو منبع: سلامت نیوز
×