رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'زندگی شاد'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

4 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    ۱.افراد شاد پذیرای شکست‌ها هستند. چراکه شکست‌ها راهی برای پیدا کردن پیروزی و سپس اعمال تغییرات برای دسترسی به شادی و موفقیت هستند. ۲. افرادی که وقت بیشتری را در فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند عزت نفس کمتر، روابط عمومی کمتر و احساسات مثبت کمتری دارند. ۳. افرادی که مدام ایمیل‌هایشان را چک می‌کنند از کسانی که فقط ۳ بار در طول روز ایمیل‌هایشان را چک می‌کنند از شادی کمتری برخوردارند. ۴. برخی از غذاها می‌توانند ایجاد شادی کنند. موادی مثل شیر، مرغ و آجیل حاوی تریپتوفان هستند که تولید سروتونین را در بدن افزایش می‌دهند. سروتونین هورمونی است که مسول احساس آرامش و شادی است. ۵. محققین یافته‌اند که خوردن شکلات باعث می‌شود مغز اندروفین آزاد کند؛ اندروفین مادهٔ شیمایی‌ای است که باعث ایجاد حس خوب در ما می‌شود. هرچند در خوردن شکلات باید تعادل را رعایت کرد. ۶. شادی مسری است. فردی که دوست صمیمی شادی دارد، حس شادی را در خود تا ۱۵٪ افزایش می‌دهد. حتی دوستان دورتر و کمتر صمیمی‌تر اما شاد هم به میزان ۶٪ باعث افزایش شادی فرد می‌شوند. ۷. ۱۰ تا از شادترین کشورهای دنیا به ترتیب عبارتند از: سوئیس، ایسلند، دانمارک، نروژ، کانادا، فنلاند، هلند، سوئد، نیوزلند و استرالیا. ۸. تحقیات نشان داده اند که فقط ۲۰ دقیقه انجام ایروبیک با استرس مبارزه کرده و شادی را در فرد تقویت می‌کند. ۹. سطوح شادی ۵۰٪ ژنتیکی، ۱۰٪ بسته به شرایط و ۴۰٪ بسته به انتخاب‌ها هستند. به بیان دیگر بخش بزرگی از شادی تحت کنترل ماست. ۱۰. انسان‌های شاد هم چالش‌ها و تراژدی‌های خودشان را دارند. تفاوت فقط در نحوهٔ برخورد آنها با شرایط است. ۱۱. هیپوکامپ قسمتی از مغز است که مسول ایجاد شادی و خاطرات مثبت است. ۱۲. نوازش سگ، گربه یا دیگر حیوانات مو دارد باعث آزاد شدن اکسی توسین می‌شود که این هورمون هم به نوبهٔ خود باعث شادی می‌شود. اکسی توسین همچنین فشار خون را کاهش داده و سطوح استرس را پایین می‌آورد. ۱۳. افرادی که ازدواج کرده‌اند از افراد مجرد شادترند، مخصوصا اگر با بهترین دوستشان ازدواج کرده باشند. ۱۴. میزان خواب یک شخص بر شادی او تاثیرگذار است. اختلال خواب به طور مستقیم سطوح افسردگی و اضطراب را کاهش می‌دهد. ۱۵. شادی در دختران از سن ۱۱ سالگی به تدریج کاهش پیدا می‌کند و بعد دوباره از ۱۶ سالگی به سمت ثبات می‌رود. ۱۶. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۹ توسط دانشگاه میشیگان انجام شد نشان داد که مبتلایان به بیماری‌های مزمن که شرایط خود را پذیرفته بودند از بیمارانی که مدام دنبال راه درمانی بودند از میزان شادی بیشتری برخوردار بودند. ۱۷. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۳ نشان داد که اگر زنی از شوهرش جذاب‌تر باشد، آن مرد خوشحال‌تر است. ۱۸. تحقیقات نشان داده‌اند که شادی به میزان درامد مربوط است اما تا سقف ۷۵ هزار دلار. یعنی اگر درامد از این میزان بیشتر شود دیگر موجب شادی نمی‌شود و عادی است. ۱۹. تمرین یوگا در دراز مدت می‌تواند بر سطوح شادی، کاهش استرس، عصبانیت و خستگی تاثیرگذار باشد. ۲۰. مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که مدال برنز می‌گیرند از کسانی‌ که مدال نقره می‌گیرند خوشحال‌ترند. چون توانسته‌اند مدال را بگیرند! ۲۱. کسانی که شاد هستند کمتر از دیگران تلویزیون می‌بینند. منبع: دیجی رو نویسنده: نهال سهیلی فر
  2. sajjad

    همهٔ ما می‌خواهیم از زندگی بهترین استفاده را ببریم و بهترین نتیجه را بگیریم، اما گاهی اوقات عادت‌های بدی هستند که ما را از داشتن زندگی‌ای شاد و عالی باز می‌دارند. اگر فکر می‌کنید آنقدر که می‌خواهید نمی‌توانید شاد باشید، نگاهی به 9 عادت زیر بیندازید، شاید وقت آن رسیده که اگر به هرکدام از این موارد عادت دارید، آن را کنار بگذارید. برای داشتن زندگی‌ای شاد چیزهای زیادی لازم نیست، تمامش درون خودتان است، در نحوهٔ فکر کردن‌تان. مارکوس اورلیوس ۱- توجه زیاد به شبکه‌های اجتماعی این کاری است که اغلب ما این روزها انجام می‌دهیم؛ تا صبح می‌شود و هنوز چشم‌هایمان باز نشده گوشی را برمیداریم و شروع به چک کردن برنامه‌های مختلف می‌کنیم. دوباره ۵ دقیقه بعد که منتظر دم کشیدن چایی هستیم هم همین کارو می‌کنیم. شما از اینکه دوستتان پست جدید گذاشته هیجان زده هستید، از پیامی که یک نفر فرستاده یا حتی بازخوردی که روی پست خودتان گرفته‌اید. این الگوی چک کردن بطور مداوم در تمام روز ادامه پیدا می‌کند، تا آنجا که اگر دقت کنید می‌بینید که وقت خیلی زیادی را صرف گشت وگذار در اینترنت، چک کردن، لایک کردن، کامنت گذاشتن و غیره کرده‌اید. شبکه‌های اجتماعی خیلی راحت می‌توانند افسار زندگی شما را به دست خودشان بگیرند. چراکه به عنوان مثال حواس شما را هنگام کار کردن پرت می‌کنند، ممکن است چیز ناخوشایندی ببینید وحالتان گرفته شود و همینطور تمرکزتان را هم می‌گیرند. اگر می‌خواهید از زندگی‌تان لذت ببرید، یا باید بتوانید مدت زمان بودن در شبکه‌های اجتماعی را محدود کنید و یا کلا پروفایل‌هایتان را ببندید. ۲- ترس از اینکه اوضاع ممکن است بد پیش برود ترس از اینکه اوضاع بد پیش برود می‌تواند در شما باعث اضطراب و در نهایت حملات عصبی شود. مسئله این است که شما اشتباهاتی خواهید کرد و این طبیعی است، چراکه همه اشتباه می‌کنند. اما همین اشتباهات به ما کمک می‌کنند که یادبگیریم و رشد کنیم و در نهایت به موفقیت برسیم. پس انقدر به خودتان نگرانی راه ندهید، تصمیم‌تان را بگیرید و کاری که باید انجام شود را انجام دهید. ۳- انجام همزمان چند کار برخی از خانم‌ها ادعا می‌کنند که بهتر از مردان می‌توانند چند کار را همزمان انجام دهند، اما حقیقت این است که هیچکدام از ما برای انجام چند کار بصورت همزمان طراحی نشده‌ایم. درست است که با انجام ۳ کار بصورت همزمان ممکن است فکر کنید که بهتر کار می‌کنید، اما شما در واقع هیچکدام از آن کارها را کامل و بدون نقص انجام نمی‌دهید. شما فقط آنها را تمام می‌کنید اما کیفیت کارتان بالا نخواهد بود. علاوه بر آن، انجام همزمان چند کار می‌تواند باعث ایجاد استرس شود. با ساده کردن کارها و تمرکز بر انجام یک کار در لحظه، زندگی را برای خودتان لذتبخش‌تر کنید. ۴- تلاش برای رسیدن به کمال در یک جهان ایده‌آل، ما همه دوست داریم که عالی باشیم و دوست داریم که کارها را بدون کوچک‌ترین عیب و نقصی به پایان برسانیم. اما موضوع این است که بی عیب و نقصی همیشه امکان پذیر نیست. اینکه تشنهٔ کمال باشید فقط شما را تحت فشار گذاشته و باعث ایجاد استرس در شما می‌شود. علاوه بر آن، کمالگرایان هیچوقت راضی نیستند و همیشه یک اشکالی پیدا می‌کنند که این مسئله می‌تواند موجب کارکردن بیش از حد و تلاش خارج از توان شده و درنهایت زندگی شخصی‌تان را از بین ببرد. توجه به جزئیات مهم است، اما شما هم باید کمی استانداردهای خود را پایین بیاورید. تلاش‌تان را بکنید، اما اهداف دست نیافتنی و غیرواقعی برای خودتان تنظیم نکنید. همیشه سعی نکنید نامبر وان باشید و به جای آن تلاش کنید که کارتان را به خوبی به انجام برسانید. ۵- به تاخیر انداختن کارها همهٔ ما می‌دانیم که کار امروز را به فردا انداختن عادت بدی است؛ اما با این حال اغلب اوقات این کار را انجام می‌دهیم. اما اگر می‌خواهید از زندگی‌تان لذت ببرید باید این عادت را ترک کنید. شما باید یقهٔ خودتان را بگیرید و کمی نظم به کارهایتان بدهید. شما باید دست به عمل بزنید، تغییر ایجاد کنید و برای خواسته‌هایتان تلاش کنید. اینکه کاری را به زمانی بعد موکول کنید، فقط آن کار را سخت‌تر و ترسناک‌تر می‌کند. مثل یک سایهٔ شوم روی زندگی‌تان می‌افتد و شما همش نگران انجام دادن آن خواهید بود. اگر می‌خواهید احساس بهتری داشته باشید، کار امروز را همین امروز انجام دهید. ۶- اجتناب از تغییرات مطمئنا تغییرات می‌توانند گاهی ترسناک باشند. چراکه تغییرات یعنی ما باید منطقهٔ امن خود را ترک کنیم و شاید در این بین لازم باشد کارمان را عوض کنیم، سبک زندگی‌مان را عوض کنیم و یا حتی محل زندگی‌مان را عوض کنیم. مقاومت در برابر تغییرات می‌تواند همان چیزی باشد که مانع لذت بردن از زندگی شما می‌شود. دوستان‌تان در زندگی‌شان تغییر ایجاد می‌کنند، به کشورهای جدید می‌‌روند، کارهای جدید را امتحان می‌کنند، وارد روابط جدید می‌شوند و تنها کاری که از دست شما بر می‌آید این است که حسادت کرده و آرزو کنید که از کاش شما هم شجاعت آنها را داشتید. شاید ایجاد تغییرات در زندگی در ابتدا کمی دردناک باشند، اما اصلا چیز ترسناکی نیست. تغییرات به رشد ما کمک می‌کنند و برای دستیابی به شادی و سعادت ضروری هستند. ۷- گوش دادن به افکار منفی انسان‌ها به تعامل با یکدیگر احتیاج دارند. ما می‌توانیم از دیگران چیزهای مفیدی یاد بگیریم. دیگران می‌توانند از لحاظ احساسی روی ما تاثیربگذارند و حتی عاشق آنها شویم. اما اینکه خودتان را با افکار منفی محصور کنید عادت بدی است که باید آن را کنار بگذارید. شاید این موضوع را حس نکنید اما ما به شدت تحت تاثیر افرادی هستیم که با آنها وقت می‌گذرانیم. اگر دوستان‌تان منفی گرا و بدبین هستند، مطمئن باشید که روی شما هم تاثیر خواهند گذاشت. ۸- غرق شدن در گذشته همهٔ ما خاطراتی داریم که خیلی زیبا هستند. فکر کردن به این خاطرات وقتی حال بدی داریم می‌تواند حس و حال ما را عوض کند و لبخند بر چهره‌مان بیاورد. اما ما خاطرات بدی هم داریم و زنده کردن آن خاطرات فقط ذهن‌تان را از لحظهٔ حال دور می‌کند. صرف کردن زمان زیادی در گذشته به شما کمک نمی‌کند که به جلو حرکت کنید و حتی باعث می‌شود بهره وری‌تان افت کند. برای اینکه قوی‌تر، سالم‌تر و شادتر باشید، باید به کل خاطرات بد را کنار بگذارید. ۹- مقایسه کردن خودتان با دیگران یکی از معایب شبکه‌های اجتماعی این است که وقتی وارد می‌شویم با کسانی که از ما زبیاترند یا عملکرد بهتری دارند رو به رو می‌شویم و این می‌شود که ما به طرز ناعادلانه‌ای خودمان را به آنها مقایسه می‌کنیم و مدام فکر می‌کنیم که چرا ما به خوبی آنها نیستیم. این مسئله باعث می‌شود که ما از زندگی‌مان لذت نبریم و حتی می‌تواند ما را مریض کند. بجای اینکه ماشین‌تان را، شغل‌تان را و خانه‌تان را با دیگران مقایسه کنید، بر توانایی‌هایتان تمرکز کنید، با دیگران مهربان باشید، شکرگذار چیزهایی که دارید باشید و این را بدانید که خیلی افراد دیگر هم هستند که دارند خودشان را با شما مقایسه می‌کنند و درواقع در چشم آنها شما برنده هستید! منبع: دیجی رو
  3. شادی یک وضعیت ذهنی است. افرادی که واقعاً شاد و خوشبخت هستند حتی در منفی‌ترین زمان‌های زندگی‌شان ذهنیت مثبت خود را حفظ می‌کنند. این افراد خوشبین، با اخلاقیات بسیار قوی و صداقت و راستی بالا هستند. آنها نسبت به همه مهربان، دوست‌داشتنی، باملاحظه و بامحبت هستند. وقتی به آنها نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید که تا چه اندازه بااعتمادبه‌نفس، راضی و با آرامش هستند. چیزی که تا این اندازه آنها را مثبت نگه می‌دارد این است که به یک سری مسائل کوچکترین اهمیتی نمی‌دهند. ۱. آنها به دارایی‌های مادی اهمیتی نمی‌دهند. مطمئناً داشتن ماشین‌های لوکس، خانه‌های بزرگ و یک حساب بانکی خوب عالی است. ولی این چیزها ضمانتی برای خوشبختی و موفقیت نیست. افراد واقعاً شاد دوست دارند بیشتر از منابع خود برای اضافه کردن ارزش به زندگی دیگران و داشتن یک زندگی آبرومندانه و راحت استفاده کنند. اگر پول به سراغشان بیاید، خوشحال می‌شوند ولی اگر نیاید باز هم شاد و راضی هستند. ۲. آنها اهمیتی به پس گرفتن بخشش‌های خود نمی‌دهند. همه یک تحسین یا پاداش غیرقابل‌انتظار را دوست دارند ولی بااینکه همه به شدت به دنبال تحسین و پاداش هستند. افراد واقعاً شاد بدون چشم‌داشت به دیگران خدمت می‌کنند. پاداش برای این افراد این است که می‌دانند به زندگی فردی دیگر ارزش اضافه کرده و آن را غنی‌تر کرده‌اند. ۳. آنها اهمیتی به برآورده‌ کردن انتظارات جامعه نمی‌دهند. آدمها مداوماً تحت فشار برآوردن انتظارات جامعه هستند که معمولاً استرس‌آور است. آدم‌هایی که با آنها معاشرت می‌کنید، برایشان کار می‌کنید یا حتی با آنها ازدواج می‌کنید معمولاً دیکته شده از طرف انتظارات جامعه از شما هستند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به برآوردن انتظارات و استانداردهای جامعه نمی‌دهند. آنها به درون خودشان نگاه می‌کنند و کاری که دلشان می‌گوید را انجام می‌دهند. با گوش دادن به غریزه‌شان و دنبال کردن راه قلبشان، می‌توانند رضایت و شادی عمیقی برای خود ایجاد کنند. ۴. آنها اهمیتی به تعصبات آدمها نمی‌دهند. خیلی‌ها قربانی تعصبات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی هستند که به آن تعلق ندارند. افراد واقعاً شاد به هیچکدام از آنها اهمیت نمی‌دهند. آنها به همه آدمها یکسان و بدون تبعیض قائل شدن از نظر جنسیت، نژاد، مذهب، سن، تمایلات جنسی و وضعیت اقتصادی و اجتماعی‌شان نگاه می‌کنند. افراد واقعاً شاد شما را بخاطر آنچه که هستید و آنچه که توانایی‌اش را دارید قضاوت می‌کنند نه بخاطر رنگ پوستتان یا کشور محل‌تولدتان. ۵. آنها اهمیتی به تایید و ارزش‌گذاری دیگران نمی‌دهند. افراد شاد واقعاً اهمیتی نمی‌دهند که شما چه فکری درمورد آنها می‌کنید چون ارزش خودشان را می‌دانند. البته آنها به حرف‌های دیگران گوش می‌کنند و نکات خوب آن را به کار می‌بندند ولی به دنبال تایید دیگران نیستند. آنها می‌دانند که اگر بخواهید برای تایید دیگران زندگی کنید، از تایید نکردن‌هایشان خواهید مرد. افراد واقعاً شاد کاری که باید انجام شود را انجام می‌دهند و هیچوقت اجازه نمی‌دهند افراد منفی آنها را دلسرد کنند. ۶. آنها اهمیتی به همیشه حق با آنها بودن نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد اهمیتی نمی‌دهند که گاهی اشتباه کنند. بالاخره هیچکس نیست که همه چیز را بداند و همه پاسخ‌ها را داشته باشد. با پذیرفتن اشتباهتان است که می‌توانید دریچه‌های یادگیری را به روی خودتان باز کنید. افراد واقعاً شاد گوش می‌کنند و ایده‌های عاقلانه‌ای که گاهی مخالف با عقیده خودشان است را به کار می‌بندند. این یادگیری آنها را تسهیل کرده و شادی‌شان را دوچندان می‌کند. ۷. آنها اهمیتی به محیط‌های نامساعد نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به محیط‌هایی که درگیری‌های مثبت برایشان ایجاد نمی‌کنند نمی‌دهند. آنها می‌دانند که چنین محیط‌هایی توام با استرس هستند و سطح شادی‌شان را پایین می‌آورند و حتی می‌توانند برایشان مضر باشند. درعوض، این افراد از محیط‌هایی استقبال می‌کنند که توام با فعالیت‌های مثبت و برایشان توام با لذت باشد مثل پارک‌ها. ۸. آنها اهمیتی به مقایسه‌های اجتماعی نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد خودشان را با دیگران مقایسه نمی‌کنند. البته سعی می‌کنند از تجربیات دیگران درس بگیرند و وقتی می‌بینند کسی کاری را به خوبی انجام می‌دهد از او یاد می‌گیرند تا بتوانند همان موفقیت را در زندگی خودشان داشته باشند ولی تمرکزشان همیشه بر پیشرفت خودشان و تحسین دیگران برای پیشرفت‌هایشان است. این باعث می‌شود که شادتر باشند و از حسادت، خشم و احساسات منفی برتری نسبت به دیگران دور بمانند. ۹. آنها اهمیتی به دخالت در کار دیگران نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد به کار دیگران کاری ندارند. البته اگر از آنها کمک بخواهید، به کمکتان خواهند آمند و وقتی ببینند به طور مشخص راه اشتباه می‌روید هم مداخله می‌کنند ولی تمرکز اصلی‌شان بر اول آباد کردن خانه خودشان است بعد دیگران. ۱۰. آنها اهمیتی به غیبت کردن پشت سر دیگران نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به غیبت کردن و شایعه‌پراکنی نمی‌دهند. آنها از زندگی خودشان راضی هستند و هیچ میلی به درگیر کردن خودشان به اتفاقات زندگی دیگران ندارند. تنها افرادی غیبت می‌کنند که افرادی سطحی هستند و زندگی خودشان به اندازه‌ کافی برایشان راضی‌کننده نیست. ۱۱. آنها اهمیتی به روابط مسموم نمی‌دهند. روابط مسموم نه تنها می‌توانند همراه با آزار جسمی و توهین به شما هستند، بلکه شکایت‌ها و غر زدن‌های مداوم و تغییر رفتارهای مداوم را هم در بر می‌گیرند که باعث ناراحتی شما می‌شوند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به هیچیک از انواع روابط مسموم نمی‌دهند زیرا این روابط فقط نتیجه‌ای مسموم به دنبال خواهند داشت. افراد واقعاً شاد دور و برشان را با افراد مثبتی پر می‌کنند که می‌خواهند از زندگی نهایت استفاده را ببرند و می‌توانند روابط سالمی ایجاد کنند که شادی بیشتر به دنبال خواهد داشت. ۱۲. آنها اهمیتی به کینه‌ورزی نمی‌دهند. همه ما خیلی وقت‌ها بخاطر حرف، عمل یا رفتار یک نفر ناراحت شده‌ایم. بااینکه کینه به دل گرفتن از این افراد بسیار ساده است، ولی افراد واقعاً شاد می‌دانند که این بهترین انتخاب پیش رویشان نیست. آنها می‌دانند که کینه به دل گرفتن راهی مطمئن برای مسموم کردن افکار و احتمالاً رفتارهایشان است. افراد واقعاً شاد می‌بخشند و زندگی‌شان را پیش می‌برند. این یعنی خود را بالا کشیدن از آن موضوع و آزاد کردن خود. همانطور که کنفسیوس می‌گوید، «اشتباه کردن چیزی نیست، مگراینکه همچنان آن را به خاطر نگه دارید.» ۱۳. آنها اهمیتی به دروغگویی نمی‌دهند. ممکن است بگویید که همه بالاخره یک دروغ کوچک هم که شده می‌گویند. شاید اینطور باشد ولی بعضی افراد خیلی بیشتر از بقیه دروغ می‌گویند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به این افراد و دروغ‌هایشان نمی‌دهند. زندگی‌هایی که بر پایه دروغ و فریب بنا نهاده شده باشند، خیلی سریع ویران می‌شوند. افراد واقعاً شاد این واقعیت را درک می‌کنند و می‌دانند که خیلی بهتر است که حقیقت را بگویند. ۱۴. آنها اهمیتی به شکایت کردن نمی‌دهند. شکایت میوه یک زندگی بدون مرکزیت است. افراد واقعاً شاد به شکایت کردن اهمیتی نمی‌دهند چون از زندگی‌شان راضی هستند. آنها همچنین به افرادیکه مدام در حال غر زدن و ناله کردن هستند هم اهمیتی نمی‌دهند زیرا این افراد روحیه آنها را خراب می‌کنند. افراد واقعاً شاد قدردان و شکرگزار چیزهایی هستند که دارند و حتی اگر اوضاع بر وفق مرادشان پیش نرود، به آنچه که پیش می‌آید امیدوار هستند. ۱۵. آنها اهمیتی به انتقام‌جویی نمی‌دهند. و آخر اینکه، اگر واقعاً دلتان می‌خواهد زندگی شادی داشته باشید، نخواهید توانست برعلیه فردی دیگر به دنبال انتقام‌جویی باشید. افراد واقعاً شاد انتقام را به سرنوشت واگذار می‌کنند. آنها سعی می‌کنند با آن موضوع کنار بیایند و درعوض انتقام، تلاش می‌کنند تا آن انرژی منفی را به استفاده‌ای مثبت‌تر و مفیدتر برسانند. یادتان باشد… زندگی همیشه بر وفق مراد پیش نمی‌رود. گاهی وقت‌ها اوضاع آنطور که شما می‌خواهید نیست. زندگی این است و کاری از دست شما برنمی‌آید. ولی شادی حتی در این مواقع هم یکی از گزینه‌های انتخابی شماست. از همین امروز تصمیم بگیرید که شاد باشید! منبع: مردمان منبع مقاله : lifehack.org مترجم : زینب آرمند
  4. ایا به دنبال رابطه ای هستید که بتواند ارتباطات قوی تر و بهتری ایجاد کند؟ شما باید در مورد انرژی که می‌تواند تواناییتان را به رابطه مثبت تبدیل کند و از تنهایی جلوگیری نماید اطلاعاتی داشته باشید. با کمک تغییراتی که در ادامه بیان خواهیم کرد می‌توانید تمامی انرژی‌های مثبت را به سمت خود بکشید. در این مقاله ۴ قانونی را بیان می‌کنیم که می‌تواند در ساخت یک رابطه خوب به شما کمک کند. پس همراه ما باشید. قانون اول: ما چیزی که هستیم را به خود جذب می‌کنیم هرچقدر انرژی مثبتی به سمت دیگران بفرستید، انرژی مثبت بیشتری دریافت خواهید کرد. هرگز افکار منفی را به ذهن خود راه ندهید. حتما شما نیز شنیده اید که می‌گویند عشق، عشق را جذب می‌کند. ناراحتی و افسردگی نیز همین شرایط را به خود جلب خواهد کرد. اول از هر کاری باید بدانید در رفتارها و طرز فکر شما چه چیزی مثبت است و چه چیزی می‌تواند تاثیر منفی داشته باشد. اگر از نقطه مثبت فاصله گرفته اید اصلا نگران نباشید. این یک تکامل است. به این فکر کنید که بیشترین ارزش در زندگی شما و دیگران چیست. شما می‌توانید این نقاط مثبت را بیشتر تقویت کنید. ایده اصلی، جذب تعاملات پرورش دهنده است. تمرینات زیر به شما کمک خواهد کرد سیگنال‌های مثبت را افزایش دهید. بهترین کیفیت زندگی خود را تشخیص دهید و آن را به جهان عرضه کنید.قبل از اینکه افراد جدیدی را ملاقات کنید یا به سمت رویدادهای مهم بروید، به خودتان بالاترین اولویت را بدهید. با خودتان بگویید: قرار نیست بر روی نقاط منفی خود تمرکز کنم. باید بر روی نقاط قوت خود تمرکز داشته باشم. باید به انرژی‌های مثبت و احساس خوبی که در درون من وجود دارد اعتماد کنم. چنین طرز فکری شما را به سمت جلو هدایت می‌کند. قانون دوم:شهود و درک مستقیم باعث شفاف سازی انتخاب‌های هوشمند می‌شود: رابطه یک موضوع عجیب است. حتی زمانی که چشمان خود را باز کرده اید و دقت زیادی بر روی رابطه خود دارید باز هم ممکن است برای شما تیره و تار باشد. ما یاد گرفته ایم نتیجه گیری‌های خود را از طریق داده‌های سطحی به دست آوریم. اما قانون جاذبه پا را فراتر گذاشته و به عمق مسائل می‌نگرد. برای اینکه بتوانید از این قانون به نفع خود استفاده کنید باید موارد دیگری را نیز مدنظر داشته باشید. به درک و شهود خود در مورد رابطه احترام بگذارید و سازگاری‌های موجود را برجسته سازید. چیزی که باعث ایجاد یک تصویر مبهم از رابطه می‌شود اضطراب یا جاذبه جنسی شدید است. تمرینات زیر به شما کمک می‌کند به چنین توانایی دست پیدا کنید: رابطه یا موقعیتی را انتخاب کنید که نیاز به شفاف سازی داشته باشد. ممکن است در مورد یک رابطه دوستی احساس سردرگمی بکنید. پس همین رابطه را انتخاب کنید. آن را بر اساس معیارهای شهودی و ادراکی اجرا کنید. ایا در مورد آن احساس مشکل، عصبانیت، امنیت یا پر انرژی بودن دارید؟ ناامنی،شهوت یا لجاجت می‌تواند بر روی قضاوت شما از یک رابطه تاثیر بگذارد. اگر فردی احساس مثبتی داشته باشد، احتمالات را کاوش می‌کند. اگر احساس مبهمی در مورد رابطه وجود داشته باشد باید متوقف شوید و همه چیز را از اول مورد بررسی قرار دهید. اگر همه احساسی که در مورد یک رابطه دارید منفی است، بهتر است آن را برای همیشه کنار بگذارید. قانون سوم: دیدن نکات مثبت در افراد می‌تواند آن‌ها را جذب کند: به جای اینکه به صورت ناخودآگاه نکات منفی افراد را برجسته کنید، سعی کنید موارد مثبت را بیشتر از قبل ببینید. اگر نکات منفی مشاهده کردید به صورت مودبانه آن را اصلاح کنید یا اصلا آن را نادیده بگیرید. هدف شما به دست اوردن نکات مثبت طرف مقابل در یک رابطه است. همه ما دوست داریم اطرافیانمان نکات مثبتی که در وجودمان قرار دارد را تایید کنند. اگر می‌خواهید با فردی رابطه برقرار کنید، به دارایی‌های مثبتش توجه کنید. بنابراین به جای اینکه نکات منفی را برجسته کنید بر روی نکات مثبت دست بگذارید. شما می‌توانید کارهای زیر را نیز انجام دهید: به افرادی که دوستشان دارید بگویید که چقدر قدردان زحماتشان هستید. به افرادی که زیاد دوستشان ندارید نیز همین موضوع را بگویید. درک خود را تنظیم کنید. بر روی نکات مثبت هر فردی که ملاقات می‌کنید تمرکز کنید. توانایی سایر افراد را تحسین کنید. قانون چهارم:بخشنده باشید. بخشندگی دارایی‌های مادی و معنوی شما را بیشتر می‌کند: بخشندگی احساس بسیار خوبی در فرد ایجاد می کند. اینکه بتوانید با تمام وجود خود ببخشید باعث می‌شود بیشتر از قبل انرژی‌های مثبت را از اطراف خود دریافت کنید. برای به دست آوردن انرژی بیشتر، بخشنده باشید. استراتژی‌های زیر در انجام اینکار به شما کمک خواهد کرد. اگر با تمام وجود خود ببخشید نتایج مثبتی در زندگی دریافت خواهید کرد. خود به خود ببخشید: هر زمانی که وقت کردید به دوستان و همکاران خود هدیه ای بدهید. هدیه شما هر چیزی می‌تواند باشد. لازم نیست این هدیه مادی باشد. گاهی کمک در انجام کارها بهترین روش برای شاد کردن دیگران است. به صورت ناشناس ببخشید: به دنبال یک پیرزن یا پیرمرد در خیابان راه بروید و در حمل بارها یا عبور از خیابان به او کمک کنید. کاری کنید که دیگران از وجود شما لذت ببرند. برای اینکه بتوانید شاد باشید و با خوشحالی زندگی کنید باید دیگران را شاد کنید. از قوانینی که در این مقاله بیان کردیم برای ایجاد روابط خوب و پایدار استفاده کنید. از هر موفقیتی لذت ببرید. خودتان را با موارد بیهوده ناراحت نکنید. منبع: مجله سلامت
×
×
  • جدید...