رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'طلا'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • انگلیسی
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

4 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    پرسیدند دوست بهتر است یا برادر؟ گفت:برادر مانند طلا است و دوست مانند الماس است گفتند چطور؟ گفت طلا اگر بشکند درست میشود اما الماس اگر بشکند هرگز درست نمیشود
  2. sajjad

    سال ۱۳۶۷ بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ناگهان ارزش دلار و طلا سقوط وحشتناک شدیدی کرد. بسیاری از افراد که با توجه به روند صعودی طلا و دلار، سرمایه‌ی خود را به دلار و طلا تبدیل کرده بودند با اعلام خبر سقوط دلار وطلا سکته و فوت کردند لذا در بهشت زهرا قطعه‌ای ساخته شد بنام قطعه ۵۹۸.
  3. sajjad

    مردی خسیس تمام دارایی‌اش را فروخت و طلا خرید. او طلاها را در گودالی در حیاط خانه‌اش پنهان کرد. مدت زیادی گذشت و او هر روز به طلاها سر می‌زد و آنها را زیر و رو می‌کرد. تکرار هر روزه این کار یکی از همسایگانش را مشکوک کرد. همسایه، یک روز مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت. روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت. او شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش می‌زد. رهگذری او را دید و پرسید: «چه اتفاقی افتاده است؟» مرد حکایت طلاها را بازگو کرد. رهگذر گفت: «این که ناراحتی ندارد. سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست. تو که از آن استفاده نمی‌کنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟» ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است. چه بسیار افرادی هستند که پولدارند اما ثروتمند نیستند و چه بسیار افرادی که ثروتمندند ولی پولدار نیستند.
  4. sajjad

    آورده اند که بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی می نمو د . شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت : اگر این سکه را به من بدهی در عوض ده سکه که به همین رنگ است به تو میدهم . بهلول چون سکه های او را دید دانست که .... آنها از مس هستند و ارزشی ندارند به آن مرد گفت به یک شرط قبول می کنم : اگر سه مرتبه با صدای بلند مانند الاغ عر عر کنی !!! شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود . بهلول به او گفت : تو که با این خریت فهمیدی سکه ای که در دست من است از طلا می باشد ، من نمی فهمم که سکه های تو از مس است . آن مرد شیاد چون کلام بهلول را شنید از نزد او فرار نمود .
×