رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'متن دکلمه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

2 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    نام: مریم حیدرزاده تولد: ۲۹ آبان ۱۳۵۶ (۳۹ سال) پیشه: شاعر، ترانه‌سرا، نویسنده،نقاش زندگی : حیدرزاده که بینایی خود را بر اثر چند عمل جراحی در کودکی از دست داد، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاوره‌ای و با به‌کارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت. بسیاری از خوانندگان داخل کشور و همچنین خوانندگان فارسی زبان در بیرون از ایران از ترانه‌های او در آهنگ‌هایشان استفاده‌کرده‌اند. مریم حیدرزاده دانش‌آموخته حقوق قضایی از دانشگاه تهران است. پدر او بازنشسته ارتش و مادر او هم کارمند بود ولی به خاطر نگهداری از وی مدت هاست که فعالیت بیرون از منزل ندارد. مریم حیدرزاده ساکن سعادت‌آباد تهران است.
  2. sajjad

    نام: علیــرضــا آذر تاریخ تولد: 13 آبان 1358 جنسیت: مرد - متاهل محل سکونت: ایران - تهران سطح تحصیلات: کارشناسی ارشد درباره من: چیزی در باره ام یافت نمیشود .. تمام فایل ها بسته شدند . کلاسور ها زیر بغل شدند .. دل تنگی از نامم آویزان است .. و انسان تنها موجودی نیست که با مرگش مرا میازارد .. من شاعرم با شاعران بازی نباید کرد .. میپذیرم تولدم باشد گوشه نکبت ندامتگاه ، میپذیرم بیفتم از دستی ؛ وسط دستهای آبان ماه داشتم یاد میگرفتم به همین سبب سر به همه میزدم و میزنم خیلی هامطلبی به نام زندگی نامه داشتند که بیشتر بیلبورد تبلیغاتی بودند آنقدر که هوس میکردم دوستان را جینی خریداری کرده و در گوشه ای آرام مصرف کنم !! اما بگذریم .. علیرضا آذر تمام داشته من است .. آنقدر درس خوانده ام که شعر ها را بفهمم و گلیم روز مره گی را از آب که نه از لجن بیرون بکشم .. شعر ؟؟ آری میگویم و میخوانم از یک دهه گذشته است .. تهران مجبورم کرد زندگی کنم اواخر دهه پنجاه بود آن روز ها همه کلاه میگذاشتند این شد که کلاه گشاد زندگی سرم رفت و کلا سرم رفت!! .. حاشا که دمی بی عشق!! در ادبیات کار نکرده آنقدر دارم که کار های کرده ام را مجال نوشتن نیست ... اما در اتوبان ماشین رو ی اهل اتصال !!! سگ دو زیاد زده ام .. و هنوز خانه اولم ..استیدم را نام نمیبرم که نامم مایه ء ننگشان نشود .. یکی دوبار منزوی را دیده ام و دیگران یکی دو بار مرا !! دکتر مرا ببخش فرض کنید دکترم مهندس مرا ببخش فرض کنید مهندسم فرض کنید تخلیه ءچاه خانه هایتان به عهده من است .. چیزی عوض نمیشود .. شعر مشت محکمی دارد... که فکم هنوز ملتهب است .. و در نهایت این خانه سیاه مانده مادر ، مادر همه جای خانه خالی است ، آفت زده روزگارمان را ، مادر سر سفره خشکسالی است "علیرضا آذر" مشخصات تماس انیستاگرام: https://www.instagram.com/alireza_aazar/ ایمیل: aazar.blog@gmail.com وبسایت رسمی : http://alireza-aazar.blogfa.com
×