رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'مدیریت'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

3 نتیجه پیدا شد

  1. sajjad

    روباه: مي‌دوني ساعت چنده آخه ساعت من خراب شده؟ شير : من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم! روباه : ولي پنجه‌هاي بزرگ تو فقط اونو خرابتر مي‌کنه! شير : نه. بده برات تعميرش مي‌کنم! روباه : مسخره است. هر احمقي ميدونه که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ نمي‌تونه يه ساعت مچی پيچيده رو تعمير کنه. شير : البته که مي‌تونه. اونو بده تا برات تعميرش کنم. شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با ساعتي که به خوبي کار مي‌کرد بازگشت. روباه شگفت زده شد و شير دوباره زير آفتاب دراز کشيد و رضايتمندانه به خود مي‌باليد.بعد از مدت کمي گرگی رسيد و به شير لميده در زير آفتاب نگاهي کرد. گرگ : مي‌تونم امشب بيام و با تو تلويزيون نگاه کنم؟ چون تلويزيونم خرابه. شير : من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم! گرگ: از من توقع نداری که اين چرند رو باور کنم. امکان نداره که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ بتونه يک تلويزيون پيچيده رو درست کنه. شير : مهم نيست. مي‌خواهي امتحان کني؟شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با تلويزيون تعمير شده برگشت! گرگ شگفت زده و با خوشحالي دور شد. حال ببينيم در لانه شير چه خبره؟ در يک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسيار پيچيده بوسيله ابزارهای مخصوص هستند و در طرف ديگر شير بزرگ مفتخرانه لميده است! نتيجه : اگر مي‌خواهيد بدانيد چرا يک مدير مشهور است به کار زيردستانش توجه کنيد. 🌛 اگر مي‌خواهيد مدير موفق و مؤثري باشيد از هوشمندي و ارتقاء کارکنانتان نهراسيد بلکه به آنها فرصت رشد بدهيد. 🌛 اين مسأله چيزي از توانمندي‌هاي شما نمي‌کاهد.به قول بيل گيتس:مديران موفق افراد باهوش‌تر از خود را استخدام مي‌کنند.
  2. sajjad

    مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد. مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود. سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود. شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت. بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد. سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد. سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند.سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد. شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کندتا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد. سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد. سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد. مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت دوست نداشت. شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد. این پست به ملخ داده شد. اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود. ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند. با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است. بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است. و باید تعدیل نیرو صورت گیرد. و بنابراین شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت. و این است حکایت بعضی سیستمهای اداری...
  3. sajjad

    هیچ‌کس تابحال نگفته که مدیریت و رهبری کار آسانی است. هر کس که چند قدمی در این مسیر برداشته باشد می‌داند که مدیریت پر از چالش و مشکلات مختلف است. تبدیل‌شدن به یک مدیر موفق مترادف تبدیل شدن به بهترین نسخه از خودتان است، همین‌قدر ساده و همین‌قدر دشوار. در ادامه 18 نکته برای تبدیل شدن به مدیری موفق آورده. از شما دعوت می‌کنیم که با دیجی رو همراه باشید. 1.شما باید بتوانید در عین حال که روی زمان حال متمرکز هستید آینده را پیش‌بینی کنید اولین قدم در تبدیل شدن به یک مدیر خوب توانایی ساخت یک آینده‌ی بهتر با تمرکز بر لحظه‌ی حال است. 2. شما باید به اهداف خود دست یافته و به نتیجه برسید برای این‌که مدیری موفق باشید باید اهداف‌تان را تعیین کرده، متناسب با آن‌ها دست به عمل زده و به نتیجه برسید؛ چرا که در انتها تمام مدیران با نتایجی که به دست آورده‌اند سنجیده می‌شوند. حتی کمی پیشرفت به طور روزانه هم شما را به نتایج بزرگی که مدنظرتان هست می‌رساند. 3. شما باید با راحت‌ نبودن احساس راحتی کنید موفقیت در ماورای منطقه امن و راحتی ما اتفاق می‌افتد و چیزهای عالی هرگز با محافظه‌کاری بیش از حد به دست نمی‌آیند. 4. شما باید ترس را احساس کرده و در هر حال دست به ریسک بزنید مدیران موفق ایده گرانی هستند که یاد گرفته‌اند بر ترس‌های ریسک کردن غلبه کنند. 5. شما در عین حال که به خودتان انگیزه می‌دهید باید بلد باشید که چطور الهام‌بخش دیگران باشید رهبران موفق شدنی‌ها را به دیگران نشان می‌دهند اما موضوع دست‌یابی به موفقیت نه تنها به ایجاد غیرممکن‌ها بستگی دارد، بلکه به انگیزه‌بخشی به خودتان برای متمرکز بودن بر چیزهای درست هم بستگی دارد. 6. شما باید افراد بی‌میل را وادار به حرکت رو به جلو کنید وقتی یک رهبر بتواند الهام‌بخش افرادش باشد، تا از کشمکش‌های امروز گذشته و برای حرکت رو به جلو در فردا آماده بوده و قدرت بگیرند، آن‌ها به موفقیت دست خواهند یافت. 7. شما باید پذیرای شکست‌ها باشید مدیریت بدون شکست خوردن در هر چیزی امری غیرممکن است، مگر این‌که آن‌قدر محتاطانه عمل کنید که اصلاً کاری از پیش نبرید که باز هم در این صورت خود شکست محسوب می‌شوید! برای موفق شدن، شما باید پذیرای تجربه‌ی شکست هم باشید. 8. شما باید بتوانید دوباره خرابه‌ها را بسازید وقتی همه چیز بد پیش می‌رود است که رهبران و مدیران عالی بالا می‌آیند و لیاقت خودشان را ثابت می‌کنند. 9. شما باید مسئول تصمیمات خود بوده و پاسخگو باشید پاسخگویی یک مدیر به این معناست که شما نه تنها باید مسئول کارهایی که کرده‌اید باشید، بلکه در زمینه‌ی کارهایی که نکرده‌اید هم پاسخگو باشید. 10. شما باید وقتی که بیشتر از همیشه تمایل به محو بودن دارید،‌ شفاف باشید اگر دارید رد خود را می‌پوشانید یا سعی در کتمان حقیقتی دارید، باید بدانید که دیر یا زود همه چیز برملا می‌شود. پس شفاف باشید، حقیقت را بگویید و همیشه با صداقت صحبت کنید. صداقت تنها راهی است که هم خودتان با آن به آرامش می‌رسید و هم دیگران بیشتر به شما احترام می‌گذارند. 11. قبل از آن‌که بشود بهتان اعتماد کرد، باید اعتماد کنید حقیقت و راستی پایه‌ی یک رهبری موفق است. وقتی اعتماد از دست برود برای ترمیم آن به وقت و تلاش زیادی از سوی دو طرف احتیاج است و به همین دلیل است که بهتر است همیشه صداقت پیشه کنید. 12. وقتی هیچ الگویی نیست، شما مثال‌زدنی باشید مردم به کارهایتان بیشتر از حرف‌هایتان توجه می‌کنند پس کسی باشید که ارزش تقلید شدن و الگوبرداری را دارد و در شیوه‌ی مدیریت‌تان جوری باشید که شما را از خیلی‌های دیگر جدا می‌کند. وقتی هیچ الگویی نیست، خودتان الگو بسازید. 13. وقتی همه منفی هستند شما باید مثبت بمانید در زمینه‌ی مدیریت، عملکرد شما در شرایط سخت نشانگر میزان قدرت و توانایی شماست. وقتی همه منفی می‌شوند، رهبران عالی مثبت و امیدوار می‌مانند. 14. شما باید به دیگران اهمیت، حتی بیش از مقداری که دیگران به شما اهمیت می‌دهند توجه کنید و ببینید که شما از چه چیزی در دیگران خوشتان می‌آید و آن‌ها را بهشان بگویید. حتی گاهی بد نیست پا را فراتر گذاشته و تعریف هوشمندانه‌ای از رقبای برترتان بکنید. 15. شما باید بیشتر حواستان به شخصیت‌تان باشد تا شهرت و آبرویتان شخصیت شما چیزی است که شما واقعاً هستید اما شهرت‌تان چیزی است که افراد به طور موقتی و مقطعی درباره‌ی شما فکر می‌کنند. یک شخصیت واقعاً خوب مشخصه‌ی یک رهبر موفق است که به دیگران انگیزه می‌دهد. 16. شما باید سؤال بپرسید حتی اگر دیگران جوابی نداشته باشند شاید غیرعادی به نظر برسد اما بهترین و موفق‌ترین رهبران این دیدگاه را دارند که هر آن‌چه که می‌دانند در برابر چیزهایی که نمی‌دانند هیچ است، به همین دلیل است که آن‌ها گاهی سؤالاتی می‌پرسند، در حالی‌که برای بعضی از سؤالات‌شان هیچ جوابی وجود ندارد. 17. حتی وقتی کسی پیروی نمی‌کند هم باز شما باید رهبری کنید رهبران موفق حتی اگر هیچ دنبال‌کننده‌ای نداشته باشند هم باز به پیش رفته و مسیر خودشان را می‌سازند. چرا که آن‌ها می‌دانند که اگر کاری که می‌کنند به اندازه‌ی کافی خوب و بامعنا باشد، دیگران خودشان سروکله‌شان پیدا شده و از آن‌ها حمایت و پیروی می‌کنند. 18. شما باید روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید حتی اگر دیگران نکنند برای این‌که یک رهبر موفق باشید، باید روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید. شاید فکر کنید راحت است که خودتان به تنهایی این کار را انجام دهید، اما بهترین مدیران با استخدام مربیان عالی که راه و چاه را بهشان نشان می‌دهند سرمایه‌گذاری می‌کنند تا به چیزی که همیشه می‌خواسته‌اند تبدیل شوند. منبع: دیجی رو
×
×
  • جدید...