رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'مهارت های زندگی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

19 نتیجه پیدا شد

  1. در این قسمت قصد داریم در هر پست یک نکته همسرداری که از کانال یا جایی پیدا کردیم رو قرار بدیم. اگر نکته ای که تکراری نباشه و به نظرتون ذکر نشده رو ذکر کنید. نکته: این نکات در قالب سوال جواب باشه بهتر هست. نکته: منبع هم دوست داشتین بزارین ولی شورشو در نیارین لطفا
  2. اگر دو فردی که با هم یک زندگی مشترک را شروع می کنند و از نظر اعتقادی، فرهنگی و اخلاقی به هم نزدیک باشند و بر اساس صداقت و اعتماد به یکدیگر زندگی را پیش ببرند، خداوند هم بین این زوجین علاقه و محبت را بیشتر خواهد کرد. توصیه های بسیار مهم برای پایداری خانواده و تثبیت محبت بین همسران را در این مقاله جمع آوری کرده ایم. با ما همراه شوید. اسلام به منظور پیدایش و پایایى علاقه و محبت بیشتر میان همسران، نخست به همتایى و کفو بودن آن دو سفارش کرده است. در واقع مى‏توان گفت: مرد و زن اگر از نظر شرایط اعتقادى، فرهنگى و اخلاقى، نزدیک به هم باشند و براساس صداقت و حسن اعتماد به همدیگر، زندگى را آغاز و در طول زندگى آن را رعایت کنند؛ خداوند بین آن دو علاقه، محبت و الفت قرار خواهد داد. پس از انعقاد پیمان ازدواج نیز براى استحکام خانواده و استمرار الفت و علاقه، باید هر یک از مرد و زن به روابط میان خود توجه کافى مبذول دارند. توصیه‌هایی برای داشتن روابط پایدار و با محبت بین همسران ۱- با مطالعه کتاب‏هاى مربوط به انتخاب همسر، آیین همسردارى و چگونگى ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه‏هاى آموزش خانواده، دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید. ۲- با همدلى، هم‏فکرى، همکارى و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف، میان اعضاى خانواده روابط سالم پدید آورید. ۳- هر یک از زوجین، دیگرى را نزدیک‏ترین و محرم‏ترین فرد نسبت به خود بداند و او را حامى و پشتیبان خود تلقى کند. ۴- با یادگیرى مهارت‏هاى ارتباطى نظیر گوش کردن فعال به حرف‏هاى یکدیگر، احترام به نظرها و عقاید همدیگر و تشریک مساعى و مشورت کردن، روابط خود را بهبود بخشید. ۵- هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مسئله و یافتن راه‌حل آن بپردازید و در صورت لزوم، کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید. ۶- به هر طریق ممکن، رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأیید قرار دهید؛ به گونه‏اى که همسرتان بفهمد براى او ارزش قائل هستید. ۷- تشویق و تأیید و بیان نکات مثبت، به طور آشکار یا در جمع باشد؛ اما انتقاد و تذکّر نکات منفى، به طور محرمانه و در تنهایى صورت گیرد. ۸- براى خصوصیات و نیازمندى‏هاى یکدیگر، ارزش قائل شوید و در روابط کلامى و عاطفى، به افکار و خواسته‏ هاى همسرتان توجه کنید. ۹- اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده‏ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت‏ آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید. ۱۰- درشتى همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب، درباره مسئله مورد نظر، بحث و گفت‏وگو کنید. ۱۱- بکوشید در سراسر زندگى – به خصوص در روابط بین خود و همسرتان – به جاى هر گونه پیش‏داورى یا مشاهده‌اشکالات و ضعف‏ها، نقاط مثبت و قوت را ببینید. به عبارت دیگر، به جاى توجه به نیمه خالى لیوان، به نیمه پر آن توجه کنید. ۱۲- در برنامه‏ریزى براى فعالیت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن، با یکدیگر مشورت کنید و از یک جانبه‏نگرى بپرهیزید. ۱۳- در هر فرصت ممکن، با همسر و اعضاى خانواده‏تان، ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنید. زنان از صحبت کردن با همسرشان بیشتر لذت مى‏برند؛ بنابراین مردان باید فعّالانه به سخنان آنان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند. ۱۴- گاهى در فضایى محرمانه، محبت‏آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یکدیگر بپردازید و از یکدیگر بپرسید، چه باید کرد تا روابط‌تان بهتر و با نشاط‌تر شود. ۱۵- همیشه، در رویارویى با مسائل و مشکلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسئولیت خود و شناخت انتظارات متقابل، به حل و فصل اختلافات روى آورید. ۱۶- درهر روز یا در هر هفته، زمان مشخصى را براى گفت‌و‌گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان، اختصاص دهید. ۱۷- از داشتن نگرش‏هاى آرمان گرایانه و شاعرانه، انتظارات غیر واقع بینانه در ازدواج و روابط زناشویى اجتناب کنید. ۱۸- زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‏آمیز و دو پهلو جداً پرهیز کنند. ۱۹- از رفتارهایى نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر – که موجب افزایش مقاومت‏هاى روانى در طرف مقابل است – باید بپرهیزید. ۲۰- در سراسر زندگى – از جمله در زندگى خانوادگى – بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت‏هایى که در اختیار دارید، بیندیشید، نه به امورى که در اختیار ندارید. ۲۱- بایادآورى برخى ایام – مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن – و دادن هدیه‏هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل)، به طور نمادین عشق و علاقه خود را به همسرتان ابراز دارید. ۲۲- خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجّه نگه دارید و از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید. ۲۳- خطاى یکدیگر را در حضور دیگران، فرزندان، آشنایان، والدین و… بازگو نکنید. ۲۴- هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگرى مقایسه نکنید. ۲۵- از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیشتر سازید. ۲۶- به قول‏هایى که به همسرتان داده‏اید، عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد. ۲۷- از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب – مانند بدقول، شلخته، کله‏شق، یک دنده، لجباز و خودخواه – به یکدیگر بپرهیزید. ۲۸- همسرتان را تکریم کنید. ۲۹- از سلام کردن به یکدیگر دریغ ننمایید. ۳۰- در معاشرت‌ها ادب فراموش نشود. ۳۱- استقبال و بدرقة شوهر مستمر باشد. ۳۲- از همسر خود قدردانی و سپاسگزاری کنید. ۳۳- خوش‌خلقی هرگز فراموش نشود. ۳۴- مهربانی و محبت همیشگی باشد. ۳۵- هرگز به فکر آزار همسر نباشید. ۳۶- جلب رضایت شوهر در اولویت برنامه باشد. ۳۷- قهر کردن را زشت بدانید. ۳۸- صیانت از آبروی همسر را جدی بگیرید. ۳۹- در ادارة منزل با همسر همراهی‌نمایید. ۴۰- صرفه‌جویی یک ارزش اساسی تلقی شود. ۴۱- مدارا با همسر شعار همیشگی باشد. ۴۲- رازدار امینی باشید. ۴۳- همسرتان را همان‌گونه که هست بپذیرید. ۴۴- همسرتان را تحقیر و سرزنش نکنید. ۴۵- مچ‌گیری نکنید. ۴۶- گذشته را فراموش کنید. ۴۷- فداکاری داشته باشید. ۴۸- زود قضاوت نکنید. ۴۹- به اقوام یکدیگر احترام بگذارید. ۵۰- از تعصب بی‌جا پرهیز کنید. ۵۱- به روحیات همسر دقت کنید. ۵۲- به همسرتان شخصیت و ارزش بدهید. ۵۳- در مقابل دیگران همسر خود را سرزنش نکنید. ۵۴- هنگام صدا زدن همسر از باجاذبه‌ترین نام استفاده کنید. ۵۵- مواظب خشم و خروش خود باشید. ۵۶- به سلیقه و دیدگاه همسر احترام بگذارید. ۵۷- با همسرتان (خانم‌ها) جدی و رسمی نباشید بلکه خودمانی باشید. ۵۸- به وظایف اخلاقی التزام جدی داشته باشید. ۵۹- ‌پاکدامنی سرلوحة‌ کارتان باشد. ۶۰- تلاش‌‌های همسر را مهم تلقی کنید. ۶۱- به درد دل یکدیگر گوش دهید. ۶۲- با افکار دیگران تصمیم نگیرید. ۶۳- در پیش بچه‌ها از پدر با بزرگی یاد کنید. ۶۴- خانوادة خود را به رخ همدیگر نکشید. ۶۵-اشتباه خود را بپذیرید. ۶۶- حفظ صداقت و متانت با شوهر داشته باشید. ۶۷- در خرید لوازم منزل با خانم مشورت کنید. ۶۸- شنونده خوبی برای همسر باشید. ۶۹- از امر و نهی دائمی پرهیز کنید. ۷۰- افراد غریبه را با خانم خود آشنا نکنید. ۷۱- به تفاوت‌های زن و مرد توجه داشته باشید وآنها را بیاموزید. منبع: کیهان
  3. sajjad

    درست است که بخشش کار راحتی نیست اما در روحیه ی انسان بسیار تاثیرگذار است. همیشه نیاز نیست دیگران را ببخشیم، گاهی هم لازم است که خودمان را ببخشیم. همه ی انسان ها کم و بیش دچار خطا و اشتباه می شوند. فقط کافی است سعی کنیم آنها را دیگر تکرار نکنیم. حمل‌کردن این احساسات منفی، انرژی جسمی و روحی شما را می‌گیرد و بیشتر از کار نادرستی که انجام داده‌اید، به شما آسیب می‌زند. دوست دارید آرامش و شادی بیشتری داشته باشید؟ از آن صدای درون ذهنتان که دائما شما را شماتت می‌کند، خسته شده‌اید؟ وقت آن است که خودتان را ببخشید. در این مقاله یاد می‌گیریم چگونه خود را ببخشیم و به خودمان فرصتی دوباره بدهیم. شما خطایی مرتکب شده‌اید و حالا به‌شدت احساس گناه می‌کنید: نصف بودجه‌ی ماهیانه خورد‌وخوراک‌ خانه را برای خرید یک ژاکت جدید هزینه کردید، قرار بود به‌موقع برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال کودکتان بروید اما وقتی رسیدید که بازی تقریبا تمام شده بود، مادرتان را در خانه‌ی سالمندان گذاشتید و… بله، سخت است که خودتان را ببخشید. شما فکر می‌کنید اگر خانواده و دوستانتان از نصف کارهایی که کرده‌اید باخبر شوند، هرگز شما را نمی‌بخشند. متاسفانه شما از تمام کارهای بدی که انجام داده‌اید، آگاهید و زشتی و زنندگی آنها باعث می‌شود که احساس گناه و شرم کنید. شاید خدا شما را ببخشد اما شما چگونه می‌خواهید خودتان را ببخشید؟ ۱. گناهتان را دسته‌بندی کنید لاسکین می‌گوید: «اکثر ما هنگامی‌که یکی از چهار کار زیر را انجام داده‌ایم، به‌سختی می‌توانیم خودمان را ببخشیم.» در یکی از امور مهم زندگی‌مان شکست خورده‌ایم. به‌عنوان مثال ازدواجمان به بن‌بست رسیده است. اقدامات ما به شخص دیگری آسیب رسانده است. در طول زندگی‌مان به‌طور ناخواسته به خودمان آسیب رسانده‌ایم، مثلا چیزی نوشیده‌ایم یا کاری انجام داده‌ایم که به ما صدمه زده است. کاری را که فکر می‌کردیم باید انجام دهیم، انجام ندادیم، مثلا وساطت در یک اختلاف خانوادگی یا کنار گذاشتن پول برای دانشگاه فرزندمان. این روان‌شناس تاکید می‌کند: «دسته‌بندی گناه باعث آغاز فرآیند بخشش می‌شود. این کار به ما امکان می‌دهد آنچه را انجام داده‌ایم تفکیک کنیم، بادقت به آن نگاه کنیم، کمی از آن فاصله بگیریم و روند التیام را آغاز کنیم.» ۲. در مورد خطایتان با دیگران صحبت کنید لاسکین می‌گوید: «در مورد اشتباه خاصی که مرتکب شده‌اید و آسیبی که به‌وجود آورده است، صحبت کنید. برای بهره‌مندی از حمایت، توجه و راهنمایی دیگران با چند نفر از افراد مورد اعتمادتان در مورد کاری که انجام داده‌اید، حرف بزنید. درمیان‌گذاشتن اشتباهاتتان با بقیه به شما یادآوری می‌کند که همه اشتباه می‌کنند. ما معمولا فکر می‌کنیم در رنجی که می‌کشیم، تک‌وتنها هستیم اما این فقط التیام را دشوارتر می‌کند.» اعتراف‌کردن به آنچه انجام داده‌ایم، از انکار، سرکوبی، چشم‌پوشی و فراموشی اشتباهمان نیز جلوگیری می‌کند. ۳. چیزی را که خواستارش هستید، درک کنید شما لزوما نمی‌خواهید با فردی که به او آسیب زده‌اید، آشتی کنید بلکه فقط می‌خواهید از شر احساس گناه و شرمساریتان خلاص شوید و از درون احساس آرامش کنید. ۴. انتظارات غیرواقع‌بینانه را بشناسید بیشتر ما تعدادی قوانین ناخودآگاه در ذهنمان داریم که به ما می‌گوید باید چگونه رفتار کنیم اما بسیاری از آن قوانینی که آنها را در کودکی فراگرفته‌ایم و درواقع اصلا در موردشان فکر نکرده‌ایم، در بیشتر مواقع واقع‌بینانه نیستند. به‌عنوان مثال هنگامی‌که مادر دوستم سوزان دچار سکته مغزی خفیف شد، سوزان احساس کرد که باید از مادرش بخواهد با او زندگی کند. یک دختر همیشه از مادرش مراقبت می‌کند، مگر نه؟ اما مادر او همواره یک انسان ناراضی و طلبه‌کار بود. هیچ راهی برای خوشحال‌کردن او وجود نداشت. هر حرفی که از دهانش بیرون می‌آمد، یا انتقاد بود و یا تحقیر و شکایت. او لحن تند و زننده‌ای داشت که همه‌ی اطرافیانش را ناراحت می‌کرد. سوزان به کمک دوستان و همسرش متوجه شد که آوردن شخصی با این همه انرژی منفی به خانه، اصلا واقع‌بینانه یا منصفانه نیست. بنابراین به مادرش کمک کرد تا به یک خانه‌ی سالمندان بسیار مجهز برود که در آنجا کارکنان آموزش‌دیده در تمامی ساعات روز، آماده‌ی خدمت‌رسانی به افراد سالمند بودند. ۵. آسیب را شناسایی کنید درک کنید که احساسات آزاردهنده، افکار گناه‌آلود و استرس ناخوشایندی که با فکرکردن به خطایتان به سراغ شما می‌آید، درواقع همان چیزی است که باعث می‌شود احساس بدی پیدا کنید، نه کاری که ۲ دقیقه یا ۱۰ سال قبل انجام داده‌اید. مشکل اصلی، واکنش امروز شما نسبت به گناهی است که قبلا مرتکب شده‌اید. این عادتی است که باید ترک کنید. ۶. دکمه‌ی توقف را فشار دهید مرور و به‌خاطر آوردن خطایی که مرتکب شده‌اید، به شما یا شخصی که به او آسیب زده‌اید، هیچ کمکی نمی‌کند. فقط باعث می‌شود که احساس بدی پیدا کنید. بنابراین هر زمانی که متوجه شدید در حال مرور گناهتان هستید، دکمه‌ی توقف ذهنتان را فشار دهید و روی موضوع مثبت‌تری تمرکز کنید. ۷. عذرخواهی کنید نمی‌توانید خودتان را به‌خاطر کاری که در حق کس دیگری انجام داده‌اید، ببخشید؟ گاهی اوقات برای جبران اشتباهتان فقط کافی است که صادقانه از آن شخص عذرخواهی کنید. عذرخواهی اگر به‌صورت حضوری و مستقیم انجام شود، قطعا موثرتر است اما اگر این کار برایتان ممکن نیست، می‌توانید به‌طور غیرمستقیم عذرخواهی کنید. مثلا زنی که یک عذرخواهی به شوهرش بدهکار بود، یک نسخه از بازی «متاسفم» را به همراه یک یادداشت برای او فرستاد و پرسید که آیا می‌توانند بازی کنند! شوهرش هم در جواب او یک نسخه از آهنگ قدیمی براندا لی به نام «متاسفم» را برای او فرستاد. روشی که زن برای عذرخواهی از شوهرش به‌کار برد، بسیار ظریف و هوشمندانه بود. ۸. تکنیک PERT PERT مخفف Positive Emotion Refocusing Technique به معنای تکنیک تمرکز مجدد هیجان مثبت است. این یک استراتژی ۴۵ ثانیه‌ای است که لاسکین آن را ابداع کرده است تا هر زمانی‌که خود را به‌خاطر گناهان گذشتهتان سرزنش می‌کنید، از آن استفاده کنید. چشم‌هایتان را ببندید و یک تنفس شکمی انجام دهید، یعنی با دم طولانی و عمیق طوری هوا را به داخل بکشید که شکمتان به سمت بیرون بیاید و سپس در هنگام بازدم، شکمتان را شل کنید تا به حالت اول بازشود. یک بار دیگر این کار را تکرار کنید. ۹. خطایتان را جبران کنید لاسکین می‌گوید: «شما برای جبران خطایتان باید راهی پیدا کنید تا با افرادی که به آنها آسیب زده‌اید، مهربان باشید. به‌عنوان مثال اگر نصف بودجه‌ی ماهیانه‌ی خورد‌و‌خوراک خانه را برای خرید یک ژاکت جدید هزینه کردید، سعی کنید با همان بودجه‌ی محدود، لذیذترین وعده‌های غذایی ممکن را برای خانوادهتان درست کنید. به‌موقع به مسابقه‌ی فوتبال کودکتان نرسیدید؟ می‌توانید با داوطلب شدن برای کمک به تیم فرزندتان، مثلا به‌عنوان کمک‌مربی، تدارکات و … این کارتان را جبران کنید. منبع: آفتاب یزد
  4. تا به حال از خودتان پرسیده‌ای که چرا هنوز مجرد هستید؟ آیا هنوز منتظر شاهزاده‌تان هستید که خودش با پای خودش بیاید و وارد زندگی‌تان شود؟ شاید فکر کنید که شما هیچ کنترلی بر این شرایط ندارید اما درواقع این شما هستید که نقش اصلی را در دیدار و رویارویی با مرد یا زن رویایتان بازی می‌کنید. در ادامه دلایل مجرد بودنتان را به شما معرفی می‌کنیم، پس با دیجی رو همراه باشید. ۱.شما افراد جدیدی را نمی‌بینید هرچه شما در ارتباط با افراد مجرد بیشتری باشید، احتمال اینکه با تعدادی از آنها گفت وگو کرده و سرانجام با یکی از آنها به نتیجه برسید بیشتر می‌شود. اگر شما با افراد جدیدی به طور اغلب یا گاها ملاقات نمی‌کنید، پس احتمالا شانس مجرد ماندنتان بیشتر از دیگران است. این مشکل را با گسترش دایره‌ی اجتماعی خود حل و فصل کنید؛ مثلا با دوستان و همکلاسی‌هایتان بیرون بروید. هرچه آدمهای جدیدی را ببینید، شانس قرارگذاشتن‌تان بیشتر می‌شود! ۲. خیلی وسواسی هستید حق دارید که وقتی می‌خواهید متعهد به رابطه‌ای شوید وسواس به خرج بدهید، اما اگر کسی خواست با شما قراربگذارد- با اینکه شاید خیلی بهم نخورید- بازهم سر قرار بروید. قرارگذاشتن با افراد مختلف موجب می‌شود که شما در ارتباط با شخصیت‌های مختلفی قراربگیرید و همچنین به شما کمک می‌کند که متوجه شوید بیشتر به دنبال چه خصوصیاتی در شریک احتمالی‌تان می‌گردید. بدین طریق شاید دریابید که یک سری خصوصیات برایتان مهم‌تر از دیگر خصوصیات هستند. قرارگذاشتن همچنین موجب میشود که در رویایی با جنس مخالف از اعتمادبنفس بیشتری برخوردار بوده و راحت‌تر باشید. بعد از یک قرار وقتی متوجه شدید که طرف به درد شما نمی‌خورد، لازم نیست همچنان به قرارگذاشتن با آن شخص ادامه دهید، حداقلش این است که شما امتحان کرده و تجربه بدست آورده‌اید. ۳. فکر می‌کنید همهٔ آدم خوبا یکی را دارند و دیگر برای شما کسی نمانده مثلا می‌بینید که بهترین دوستتان با چه آدم عالی‌ای است و از داشتن او هیجان زده‌است یا خودتان کلی خوشحال هستید که بالاخره خواهرتان با یک آدم فوق العاده آشنا شده و این مسئله باعث می‌شود که شما فکر کنید تمام خانم‌ها یا آقایان خوب را قبلا یکی انتخاب کرده و دیگر کسی برای شما نمانده است. اما میلیونها آدم تنها در دنیا هستند و خیلی از آنها واقعا عالی هستند، پس به آدمها شانسی برای نشان دادن خودشان بدهید. ۴. شما خودخواه هستید روابط نیازمند بده بستان‌های دوطرفه‌اند. انتظار نداشته باشید که یک نفر همه کار برای شما بکند اما خودتان هیچ زحمتی به خودتان نداده و این کارها را برای او جبران نکنید. اگر شما مدام به خواسته‌ها و نیازهای خودتان فکر می‌کنید، پس شاید هنوز آمادهٔ در رابطه بودن نیستید. تا زمانی که آماده نشده‌اید تا مراقب شخص دیگری باشید و نیازهای او را بر خودتان مقدم بشمارید، همان مجرد بمانید بهتر است! ۵. خودتان را نشان بدهید قرارگذاشتن ممکن است کلی ریسک دربر داشته باشد و اینکه خودتان را آسیب پذیر نشان دهید ممکن است دردسرساز باشد، اما همچنان لازم است که یک رابطهٔ سالم و صمیمی داشته باشید. شریک آیندهٔ شما خود به خود دم درب خانه شما پیدایش نمی‌شود. شما باید با غریبه‌ها صحبت کنید و از بعضی‌ها بخواهید که با شما بیرون بیایند. شما باید دوستانه و مودبانه رفتار کنید تا دیگران بخواهند با شما سر قرار بیایند. به زبان بدن‌تان فکر کنید، آیا دوستانه است؟ توجه داشتن به همین چیزهای ساده باعث میشود که شما خواستنی‌تر باشید. ۶. شما بیش از حد منفی هستید آیا حس می‌کنید که باید در هر بحث و جدلی پیروز شوید؟ آیا شما اغلب دیگران را ناامید و ناراحت می‌کنید؟ آیا شما هرجا که می‌روید راجع به هر چیز کوچکی شکایت میکنید؟ مردم به طور کلی دوست دارند که با کسانی که شخصیتی ثابت دارند باشند و اگر شما فرد منفی‌گرایی باشید خیلی کم پیش می‌آید که دیگران عاشق شما شوند. سعی کنید به جنبهٔ مثبت همه چیز نگاه کنید، مخصوصا وقتی سر قرار هستید. لبخند بزنید، از طرف مقابلتان تعریف کنید، ریلکس باشید و سعی کنید لذت ببرید. ۷. شما نا امید هستید حواستان باشد که از سر ناامیدی کار دست خودتان ندهید، چون بعضی‌ها انقدر ناامید هستند که هنوز قرار اول را نگذاشته به فکر عروسی هستند. حواستان به تجربیاتی که از روابط قبلی دارید باشد. نگذارید تا یک چیز خوب در کسی دیدید سریع به فکر رابطهٔ بلند مدت با او باشید و فکر کنید که از بقیه خیلی بهتر است. رابطه‌تان را اول فقط با دوستی شروع کنید و تصمیم جدی‌ای برایش نگیرید. بعضی‌ها با چند تغییر کوچک همانی می‌شوند که شما می‌خواهید و بعضی‌ها به تغییرات سخت‌تر و عمیق‌تر احتیاج دارند و هرکاری بکنید هم با شما جور نمی‌شوند؛ پس بهتر است که نه ناامید باشید و نه از سر ناامیدی تصمیمی بگیرید و همیشه حواستان باشد که اصولتان را برای هیچکس زیرپانگذارید. آنکس که نیمهٔ شما باشد به اصول و عقاید شما احترام خواهد گذاشت. منبع: dumblittleman ترجمه: دیجی رو
  5. شاید شما هم شنیده باشید که می‌گویند: اولین برداشت مهم‌ترین برداشت است. اگر بخواهیم رو راست باشیم این گفته کاملا درست است. اولین لحظاتی که با کسی وقت صرف می‌کنید بسیار مهم است چراکه این لحظات تعیین کننده‌ی سمت و سوی مکالمه و حتی رابطه‌ی شما خواهند بود. فرقی نمی‌کند مصاحبهٔ کاری دارید، با مشتری‌ای میخواهید رو به رو شوید یا اصلا با کسی قرار دارید، نکته‌ی مهم این است که در 30 ثانیهٔ اول تاثیر خوبی بگذارید. تاثیری که میگذارید باید با بکارگیری زبان بدن، ویژگی‌های شخصیتی و مهارت‌های ارتباطی‌تان باشد. اگر شما بتوانید این ۳ المان را به خوبی با یکدیگر بکار برده و ارائه کنید، مسلما تاثیرگذاری بیشتری خواهید داشت. به طور متوسط یک نفر می‌تواند توجه فرد دیگری را به اندازه‌ی ۸ تا ۱۰ ثانیه جلب کند و پس از آن توجه شخص به چیزهای دیگری که دور و برش وجود دارد جلب می‌شود. برای اینکه توجه افراد را به شدت به خودتان جلب کرده و تاثیرگذار عمل کنید، دیجی رو در ادامه 5 راهکار به شما معرفی می‌کند؛ پس در ادامه با ما همراه باشید. ۱.از زبان بدن یا بادی لنگوییج‌تان به خوبی استفاده کنید قبل از اینکه بخواهید راحت و آزادانه با یک نفر گفت و گو گنید لازم است که از زبان بدن‌تان استفاده کنید. زبان بدن و حرکاتتان برای یک تاثیرگذاری خوب، بسیار مهم و حیاتی است. قبل از شروع گفت و گو باید یک نفس عمیق بکشید، سعی کنید اعتماد بنفس‌تان را تقویت کرده و شانه‌های خود را صاف کنید. این کار باعث می‌شود که شما قوی‌تر بنظر برسید. یک شخص با اعتماد بنفس و ریلکس می‌تواند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کند. اگر شما خیلی تحت تنش باشید نمی‌توانید تاثیرگذاری موردنظرتان را داشته باشید. ۲. ارتباط چشمی برقرار کنید مردم دوست دارند با افرادی که کاملا حضور ذهن داشته و توجه دارند صحبت کنند نه با اجسام بی‌روح! برقراری ارتباط چشمی برای ایجاد ارتباط اولیه به منظور تاثیرگذاری بر دیگران بسیار مهم است. شاید برایتان دشوار باشد که مدام در چشم دیگران نگاه بیندازید اما این کار تاکید بیشتری بر حضور شما دارد. این کار به شما کمک می‌کند که بی‌کلام ارتباط برقرار کنید و یکی از بهترین راه‌ها برای شروع یک ارتباط است. افرادی که ار برقراری ارتباط چشمی اجتناب می‌کنند، معمولا افرادی هستند که اعتمادبنفس کافی ندارند. بنابراین اگر می‌خواهید در نگاه اول قوی بنظر برسید، برقراری ارتباط چشمی را فراموش نکنید. ۳. راجع به وجوه مشترکتان صحبت کنید وقتی برای اولین بار است که با کسی صحبت می‌کنید، شاید شروع کردن گفت و گو برایتان دشوار باشد. اما یک راه بسیار عالی برای شروع یک گفت و گو این است که راجع به وجوه مشترکتان صحبت کنید. مثلا اگر شما توسط دوست‌تان به یک نفر معرفی شده‌اید، می‌توانید گفت و گو را راجع به دوست‌تان شروع کنید. همچنین شما می‌توانید راجع به علایق مشترک کاری یا حرفه‌ای‌تان به صحبت بپردازید. ۴. لبخند بزنید یک لبخند دوستانه هنگام صحبت کردن می‌تواند قلب دیگران را به لرزه بیندازد. لبخند زدن باعث می‌شود گفت و گویتان دوستانه‌تر باشد و بنابراین تمایل به ادامهٔ گفت و گو در هر دو طرف بیشتر شود. بنابراین یک لبخند واقعی و دوستانه بر چهره‌تان نگه دارید. این کار باعث می‌شود شما آدمی بنظر برسید که نزدیک شدن به او راحت است و دوستانه بنظر می‌آید. درواقع باعث می‌شود انسان گرمی بنظر برسید. ۵. اجازه دهید دیگران هم صحبت کنند وقتی شما ۳۰ ثانیه فرصت تاثیرگذاری دارید، سخت است که بخواهید تمام مدت خودتان صحبت کنید، اما شما می‌خواهید بهرحال تاثیرگذار باشید مگرنه؟ خب لازم نیست در کل مدت شما صحبت کنید، می‌توانید به دیگران هم مجال صحبت کردن دهید. گفت و گو و برقراری ارتباط یک پروسهٔ یک نفره نیست و هر ۲ طرف باید فرصت برابری برای صحبت کردن داشته باشند. اگرچه این شما هستید که باید گفت و گو را شروع کنید، اما پس از مدتی به طرف مقابلتان هم اجازهٔ صحبت کردن دهید؛ وقتی که وی صحبت می‌کند گوش داده و با زبان بدن مناسب پاسخ دهید تا بتوانید تاثیرگذاری مناسبی داشته باشید. شما باید در لحظات درست پلک بزنید، سرتان را تکان دهید و لبخند بزنید. اعمال این چنینی به طرف مقابلتان نشان می‌دهد که شما متوجه حرفهای او هستید. این همچنین باعث می‌شود رابطه‌ای با احترام متقابل ایجاد کنید. علاوه بر این شما می‌توانید سول بپرسید. سوال پرسیدن هم به نوبهٔ خود نشان دهندهٔ این است که شما به صحبت‌های طرف مقابلتان علاقه‌مند هستید. حتی اگر نظرتان با طرف مقابل هم سو نیست، لازم است که واکنش‌های استراتژیک نشان دهید. منبع: dumblittleman ترجمه: دیجی رو
  6. محمود قاسمی: زندگی مدرن با تغییر و تحولات سریع، پیچیده و گاه مهار نشدنی، نیاز انسان به مهارت های انعطاف پذیری و مدیریت شرایط را دو چندان کرده است. یکی از این مهارت ها، تاب آوری است. تاب آوری چیست؟ واژه تاب‌آوری را می‌توان توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن، تعریف کرد. در واقع تاب‌آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن ، مقاومت و تحمل شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فایق می آید بلکه طی آن و با وجود آن، قوی تر نیز می‌شود. تاب‌آوری درباره کسانی به کار می رود که در معرض خطر قرار می گیرند ولی دچار اختلال نمی‌شوند از این رو شاید بتوان نتیجه‌گرفت که مواجه شدن با خطر، شرط لازم برای کسب تاب آوری است اما شرط کافی نیست. عوامل تاب‌آور باعث می‌شود فرد در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطرزا، ظرفیت‌های خود را در دست یابی به موفقیت و رشد کشف کند و از این چالش و آزمون به عنوان فرصتی برای توانمند کردن خود بهره جوید. ویژگی های تاب آوری 1- تاب‌آوری روندی پویا و دینامیک است نه یک وضعیت ثابت. 2- تاب‌آوری، موقعیتی است یعنی رفتاری سازگارانه در یک موقعیت ممکن است در موقعیت دیگر ناسازگار باشد. 3- تاب‌آوری محصول تعامل ویژگی‌های شخصیتی و ذاتی با فاکتورهای محیطی است. 4- تاب‌آوری در موقعیت هایی که چندین خطر وجود دارد، پیچیده تر است. 5- تاب‌آوری می‌تواند آموختنی باشد. عوامل حمایتی تاب‌آوری الف) عوامل کودکی مانند خلق و خوی مثبت و توان اجتماعی. ب) عوامل خانوادگی شامل والدین حمایت کننده و تعیین قواعد به صورت همسان. ج) عوامل اجتماعی، مانند روابط مثبت با افراد بزرگ سال مهم، محیط مدرسه حمایت کننده ویژگی‌های افراد تاب‌آور 1 - احساس اعتماد به نفس و کارآمدی که اجازه می‌دهد با موفقیت چالش‌های زندگی را پشت سر بگذارند. 2- موضع گیری فعال در برابر یک مشکل یا مانع. 3- توانایی نگاه به مشکل به عنوان مسئله ای که می‌توانند آن را کند و کاو کنند، تغییر دهند، تحمل کنند یا دوباره به طریق دیگر حل کنند. 4- داشتن صفاتی از قبیل سرسختی، مقابله و خلق و خوی و احساسات مثبت. روش های ایجاد تاب آوری در خود روابط خود را گسترش دهید: روابط خود را با اعضای خانواده، فامیل، دوستان یا سایرین گسترش دهید و مستحکم کنید. دریافت کمک و حمایت از کسانی که به فرد علاقه مندند و به سخنان شان گوش می‌دهند، تاب‌آوری را تقویت می‌کند. به سوی هدف‌های خود حرکت کنید: به جای تمرکز بر تکالیفی که به نظر غیرقابل دسترسی هستند به سمت اهداف واقعی حرکت کنید. از خود بپرسید «امروز چه کاری می‌توانم انجام دهم که به حرکت من در مسیری که می خواهم طی کنم، کمک می کند». به فرصت‌ها به عنوان موقعیتی برای یافتن خود نگاه کنید: بسیاری از افراد در حالی که رویدادهای ناگوار و شرایط سخت را تجربه کرده اند، گزارش هایی از داشتن احساس خودارزشمندی فزاینده و معنویت رشد یافته را بیان کرده اند. چشم انداز امیدوارانه را برای خود حفظ کنید: چشم اندازی خوش بینانه شما را قادر می‌سازد انتظار وقایع خوب را در زندگی داشته باشید و به جای نگرانی از آن چه از آن می ترسید، سعی کنید آن چه را که دوست دارید و می‌خواهید، تصور کنید. اعتقاد به آینده بهتر، احساس امید و هدفمندی و باور به این که می‌توانید زندگی و آینده خود را کنترل کنید، تاب آوری شما را به نحو شگفت انگیزی ارتقا می دهد. تغییر را به عنوان بخش جدایی ناپذیری از زندگی بپذیرید: پذیرفتن رویدادهایی که نمی‌توان آن‌ ها را تغییر داد، به شما کمک می کند تا بر رویدادهایی که قابل تغییرهستند، تمرکز کنید. خود را به عنوان فردی ارزشمند و قابل احترام و توانمند بشناسید: بی قید و شرط دوست داشتن و سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آن‌ها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف خود و کتمان نکردن آن‌ها دو فایده برای شما دارد. اول این که می توانید با شناخت درست نقاط ضعف خود و با واقع بینی، آن ها را برطرف کنید. دوم این که اگر این ضعف ها قابل برطرف کردن نیستند، با پذیرش و کنار آمدن با آن ها اعتماد به نفس، خود ارزشمندی و در نهایت سلامت روان خود را افزایش دهید. احساس کفایت اجتماعی را در خود پرورش دهید: مهارت‌ها و راهبردهای اجتماعی شامل مهارت‌های گفت و گو، جرئت‌مندی و شنیدن صدای دیگران و احترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران را در خود پرورش دهیدو با دیگران همدل شوید. برقراری رابطه توام با احترام متقابل و با دیگران موجب به هم پیوستگی اجتماعی یعنی احساس تعلق به افراد، گروه‌ها و نهادهای اجتماعی می شود و تاب آوری شما را در برابر دشواری ها افزایش می دهد صحبت پایانی با والدین به نوجوانان و جوانان اجازه دهید در شرایط دشوار قرار گیرند. تاب آوری خود به خود ایجاد نمی‌شود مگر این که فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمه پذیری کمتر، حداکثر تلاش را برای کشف و بهره گیری از عوامل محافظت کننده فردی و محیطی بالقوه به کار گیرد. بنابراین از این که فرزندتان در شرایط سخت قرار گیرد، نترسید. اجازه بدهید زندگی را تجربه کند. آن ها به زودی باید به شکل کاملا مستقل از پس زندگی شان برآیند. دانشجوی دکترای روان شناسی تربیتی منبع: سلامت نیوز
  7. نو عروس ها و تازه دامادها انتظار دارند که سال اول زندگی شان هم درست مانند ایام ماه عسل شیرین و بدون هر گونه مشکل، دعوا و جر و بحثی باشد. اگر شما هم جزو این دسته هستید جدا دچار سوء تفاهم شده اید! اغلب زوج ها در این دوازده ماه روزهای سختی را سپری می کنند و اگر بلد نباشند که چطور رابطه شان را مدیریت کنند و از پس مشکلات بربیایند دچار مشکلات جدی می شوند. مهم ترین این مشکلات در سال اول ازدواج چیست؟ ادامه مطلب را از دست ندهید. ۱- یک لحظه هم از من جدا نشو! بعد از ماه عسل معمولا مردها توقع دارند که زندگی شان روال عادی خودش را پیدا کند. حالا که مراسم عروسی تمام شده و سعی کنید به جای نشان دادن واکنش منفی تلاش خود را بکنید تا با همسرتان همراه شوید و کم کم می بینید که علاقه تان به این ویژگی خاص از همسرتان سرجای خودش بر می گردد. دیگر درگیر جزئیات مراسم و خرید و... نیستند دلشان می خواهد بعضی وقت ها باشگاه بروند، دوستانشان را ببینند در حالیکه معمولا نوعروس ها می خواهند شوهرشان هر ثانیه از وقت هایی را که سرکار نیستند با آنها بگذرانند و اگر احساس کنند که حواس همسرشان حتی برای چند دقیقه معطوف به موضوع دیگری شود ناراحت می شوند و حتی بهشان بر میخورد. این مساله در مورد زوج هایی رخ می دهد که از نظر شخصیتی با هم متفاوتند. یعنی مرد می خواهد کمی فضای به اصطلاح تک نفره در اختیار داشته باشید و همسرش می خواهد هر طور شده در هر ساعتی از شبانه روز تمام حواس مرد را به خودش جلب کند و مدام در تلاش برای حفظ رابطه است. برای این که این مسئله اسباب دردسرتان نشود حتما درباره انتظاراتی که از همسرتان دارید با او صحبت کرده و البته هر دو نفرتان هم تفریحات و سرگرمی های منحصر به فردی برای خودتان داشته باشید و گاهی اوقات اجازه دهید طرف مقابل وقتش را با دوستانش بگذارند. ۲-چرا مرد من اینقدر اعصاب خردکن است؟ همیشه آن ویژگی همسرتان که در اولین دیدار تبدیل به آهن ربایی برای جذب شما به او شده معمولا جزو اولین خصوصیات اخلاقی اوست که در سال اول ازدواج برای تان آزار دهنده می شود. علتش هم این است که مامعمولا جذب آن خصوصیت یا ویژگی طرف مقابل مان می شویم که خودمان آن ویژگی را نداریم. این مساله خیلی هم طبیعی است و در واقع یکی از مراحلی است که باید برای تطبیق دادن خودتان با هم طی کنید. پس سعی کنید به جای نشان دادن واکنش منفی تلاش خود را بکنید تا با همسرتان همراه شوید و کم کم می بینید که علاقه تان به این ویژگی خاص از همسرتان سرجای خودش بر می گردد. ۳- باید همیشه طرف من را بگیری یکی از مسائلی که زوج های جوان در سال اول ازدواج خود با آن رو به رو می شوند و واقعا نمی دانند که باید چه عکس العملی نشان بدهد، توقع طرف مقابل از آنهاست تا در همه مسائل خانوادگی طرف همسرشان را بگیرند و از او دفاع کنند. بد نیست این طور وقت ها در مورد مسائل خانوادگی با هم صحبت کنید و به این نتیجه برسید که چطور می توانید این موقعیت ها را بدون دشمن تراشی مدیریت کنید. ۴- چرا دیگر میلی به من نداری؟ خیلی از نوعروس ها می گویند چه اتفاقی افتاده که همسرشان دیگر شور و حرارت دوران عقد را ندارد و هر روز هوس نزدیکی کردن به سرش نمی زند! خیلی ها به اشتباه شروع به سرزنش کردن خودشان می کنند و مدام دنبال عیب و ایرادی در وجودشان می گردند که باعث سردی شوهر شده است. اما آیا این فکرها واقعیت دارد؟ این مساله تا حدی طبیعی است چون پس از ازدواج اولویت های دو طرف تا حدی تغییر می کند. معنایش این نیست که رابطه زناشویی اهمیتی ندارد یا فراموش شده است ولی موضوع این است که رابطه جنسی یکی از اولویت های زندگی در کنار کار و مسئولیت های خانوادگی و... است. ۵- چرا ما هیچ علاقه مشترکی نداریم؟! دو نفری که با هم ازدواج می کنند لزوما علاقه مندی های مشترکی ندارند و اگر برای یافتن زمینه های مشترک بیش از حد تلاش کنند فقط خودشان را خسته می کنند. یادتان باشد که ازدواج شما لزوما بر پایه علاقه‌مندی‌های مشترک بنا نشده و اگر احساس می کنید ازسرگرمی های همسرتان خوشتان نمی آید یا دوست ندارید در آنها سهیم شود، نگران نشوید که مبادا ازدواج تان در حال از بین رفتن است. انتظارات خود را مدیریت کنید هیچکس همسر کاملی نیست و هیچ کسی پیدا نمی شود که دقیقا نیمه دوم شما باشد. مناسب بودن همسرتان موضوعی نسبی است و شما نباید توقع داشته باشید که تفاهمی کامل با هم داشته باشید یا از تمام حرکات و افکار همسرتان راضی باشید. گاهی در مورد موضوعاتی پیش پا افتاده باید کوتاه بیایید و یا به موضوعی عادت کنید. این موضوعات می تواند طریقه مسواک کردن همسرتان و یا عادت صحبت کردن باشد. حتی ازدواجی که با عشقی عمیق شروع شده است در همان ماه های اول روی دیگر خود را نشان می دهد، تفاوت های جزیی در رفتارها گاهی شما را عصبانی می کند. هروقت دچار چنین مشکلاتی شدید نفسی عمیق بکشید، سعی کنید در همان لحظه بحث نکنید، به خوبی های همسرتان فکر کنید. بعد ازمدتی اگر نتوانستید با موضوع کنار بیایید، با آرامش آن را با همسرتان مطرح کنید. وفادار باشید بعد از ازدواج، همسرتان مهمترین شخص در زندگی تان است و مهم ترین دغدغه ذهنی تان است. شما باید کمی مرزهایتان را با خانواده، دوستان و همکارانتان پر رنگ کنید تا در آن میان یک سرزمین با مرزهای مشخص برای خودتان و همسرتان داشته باشید و برای تحکیم ارتباط و استقلالتان تلاش کنید. از این به بعد باید در مراحل زندگی با هم باشید و خوشی های مشترکی را تجربه کنید و در سختی ها کنار هم باشید. یکی دیگر از جنبه های وفاداری این است که هیچگاه با هیچ کس در مورد کمبودها و مشکلات و بدی های همسرتان صحبت نکنید. اگر در زندگی مشترکتان دچار مشکلی شدید در مورد آن تنها با همسرتان صحبت کنید، نه با دوستان و یا خانواده تان. زبان مشترک پیدا کنید در رابطه زناشویی مرزی برای ارتباط وجود ندارد. نباید از هم خجالت بکشید و چیزی از احساساتتان را پنهان کنید. یاد بگیرید هیچگاه با هیچ کس در مورد کمبودها و مشکلات و بدی های همسرتان صحبت نکنید. اگر در زندگی مشترکتان دچار مشکلی شدید در مورد آن تنها با همسرتان صحبت کنید، نه با دوستان و یا خانواده تان چگونه به بهترین وجه به همسرتان بفهمانید که در یک لحظه حوصله ادامه بحث را ندارید و یا موضوعی برای شما جالب نیست. ابراز احساسات کنید، از او تشکر کنید و یا معذرت خواهی کنید و هربار این جملات را به کار ببرید. سعی کنید مکالمات تان تا آنجا که می تواند پر از شوق و مثبت اندیشی باشد. از یکدیگر حمایت کنید سخنان حمایتی شیرین تر از انتقاد است، پس سعی کنید انتقاد را با محبت همراه کنید. باید تلاش کنید که هر چند اندک زندگی روزمره همسرتان را ساده و شیرین تر کنید. در طول روز، زمانی هر چند کوتاه را برای توجه به هم و گفت وگو باهم در نظر بگیرید. با این کار احساس بهتری نسبت به هم خواهید داشت. سعی کنید هروقت که برایتان ممکن است در کارها به هم کمک کنید. گاهی شما ظرف ها را جمع کنید و یا حمام را بشویید. هیچگاه منتظر نباشید که کاری را که به طور مشخص وظیفه هیچکدامتان نیست را همسرتان انجام دهد، سعی کنید پیش دستی کنید. شاید این توصیه ها بسیار ساده و ابتدایی به نظر بیایند اما همین نکته های جزیی رابطه تان را می سازد. به زندگی شخصی تان اهمیت بدهید درست است که رابطه زناشویی مهمترین رابطه شما است اما شما نقش های دیگری نیز در جامعه دارید. یکی از بزرگ ترین دغدغه های ذهنی زوج های جوان چگونگی نگاه داشتن ارتباط قدیمی شان بعد از ازدواج است. ازدواج هیچگاه نباید باعث شود که شما با خانواده و دوستان قطع رابطه کنید. این در مورد علاقه ها و فعالیت‌های شخصی تان نیز صدق می کند. نیازی نیست که شما تمام سرگرمی هایتان را کنار بگذارید، بلکه باید توجه کنید که با ازدواج شما در مورد رابطه تان مسئولید و باید مسئولانه زندگی تان را برنامه ریزی کنید و در مورد آنها باید همراه همسرتان تصمیم بگیرید. منبع : نمناک
  8. در طول تاریخ فرمانروایان مختلفی بر مردم حکومت کرده اند، بعضی از این پادشاهان با زور و اجبار حکمران می شدند و برخی دیگر برخواسته از خواست مردم بودند. فرمانروایان ظالم و غیر محبوب گاهی می توانستند سرزمین های وسیعی را تحت حاکمیت خویش در بیاورند و شاید بر نیمی از کره زمین حکومت کنند! قدرت حکام به حدی بود که سرزمینهای پهناور نیز نمی‌توانستند در مقابل سربازان نیرومندشان دوام بیاورند و مجبور به تسلیم بودند، اما از بدو خلقت بشریت سرزمین کوچکی هست، که پهنای آن به چند سانتی متر مربع محدود می شود، برای تسخیر این سرزمین سرخ تلاش‌های زیادی از سوی افراد مختلف صورت گرفته است اما کسی تا به حال با اجبار موفق به تسخیر آن نشده است. امروز می خواهم کلیدهای این سرزمین را تقدیم حضور شما کنم تا شما بتوانید بدون هیچ درگیری وارد قلب افراد شوید و یگانه فرمانروای سرزمین سرخ باشید. البته ارزش این فتح عظیم زمانی روشن می شود که شما پادشاه قلب خانم تان باشید و در رأس آن قرار بگیرید. کلید های طلایی برای تسخیر قلب همسر کلید اول والدین همسر: برای ورود به این کاخ کوچک لازم است کلید دروازه را داشته باشید لذا قبل از هر کلیدی بایستی اشتباه بزرگی که بعضی از اقایان مرتکب می شوند این است که به جای احترام به والدین خانم، در صدد رقابت با آنها بر می آیند که در نهایت بازنده میدان می شوند. کلید اصلی را خدمت آقایان معرفی کنم. دروازه دل هر خانمی والدین او، خصوصا مادرش می باشد، مردانی که به هر دلیل به والدین همسرشان بی حرمتی می کنند هیچ وقت نخواهند توانست محبوب بانوی خویش باشند. اشتباه بزرگی که بعضی از اقایان مرتکب می شوند این است که به جای احترام به والدین خانم، در صدد رقابت با آنها بر می آیند که در نهایت بازنده میدان می شوند. این در حالی است که یک حکمران خوب برای اداره امور افراد دلسوز را به عنوان دستیار انتخاب می کند تا از تجربیات آنان بهره مند گردد و در صدد حذف آنان بر نمی اید، چون در این صورت افراد نالایق موجبات ناراحتی مردم را فراهم خواهند ساخت. کلید دوم خانواده: علاوه بر والدین احترام به تمام اعضای خانواده بانو،لازم و ضروری است، ممکن است در بین خواهر یا برادران همسر افراد نالایقی هم وجود داشته باشد اما هرگونه انتقاد و برخورد نامناسب با آنها واکنش همسر را در پی خواهد داشت و لذا یک مرد باهوش هیچ وقت نکات منفی خانواده همسر را به وی یادآوری نمی کند بلکه برای استحکام رابطه زناشوئی بیشتر از نکات قوت خانواده وی سخن خواهد گفت. کلید سوم ارزش به خویش: «وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی آدَم»(اسرا/70) یعنی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم... خداوند انسان را با کرامت خلق نمود و ما موظفیم کرامت خود را حفظ کنیم. وقتی در خانواده مرد در مقام شوهر یا پدر، به خودش ارزش قائل نباشد، نباید انتظار احترام از دیگران داشته باشد. شوهر مدیر خانواده است «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ» (نساء/34) یعنی مردان، سرپرست و نگهبان زنانند. پس سرپرست باید الگوی خانواده باشد. شوهر بد دهن نباید انتظار عفت کلام از همسرش را داشته باشد، چرا که حتی اگر خانم ذاتا نیز اهل بد دهنی نباشد فشارهای محیط وی را به بد دهنی سوق خواهد داد بنابراین کلید سوم را می توان در یک جمله خلاصه کرد و آن اینکه قبل از هر کسی، بایستی خودمان احترام خود را نگه داریم. کلید چهارم آراستگی: وقتی صحبت از آراستگی و زیبایی می شود، آرایش و آراستگی خانم‌ها بر شوهرانشان در ذهن‌ها تداعی می شود. در حالی که آراسته بودن مختص خانم ها نیست و لازم است مردان نیز آراستگی کامل داشته باشند در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: «مرد باید قیافه و ظاهر آراسته داشته باشد که موجب تمایل بیشتر همسرش گردد» گاهی اوقات اقایان در مجالس لباس‌های رنگی و پاکیزه بر تن می کنند اما در خانه این نوع پوشش را سبک بازی می‌دانند، با مراجعه به سیره ائمه اطهار می توان دریافت که ائمه معصومین به احساسات زنانه همسرانشان توجه ویژه داشتند . نقل شده است گروهی از مردم به حضور امام باقر (علیه السلام) رسیدند، در حالی که امام خضاب کرده بود و بر دوش خود پارچه ای به رنگ گل های سرخ انداخته بودند. آنان از علت خضاب کردن آن حضرت، پرسیدند. امام فرمود: چون زنان از آراستگی شوهر خویش شادمان می شوند، من برای همسرانم خضاب کرده و خود را آراسته ام. عده ای از مردها اساساً مقیّد به نظافت و زیبایی نیستند. به اصلاح سر و صورت چندان توجه ندارند. با لباس هاى کثیف و موهاى ژولیده در منزل و در حضور خانم ظاهر مى شوند و... در نهایت انتظار گرم بودن خانم را دارند! آراستگی فقط به نوع لباس پوشیدن خلاصه نمی شود بلکه شامل اصلاح سر، صورت، مسواک، نظافت دهان، دندان و...نیز است. بوی بد دهان می تواند برای همسر آزار دهنده باشد، عدم استفاده از مسواک و رعایت نکردن بهداشت دهان و دندان باعث بوی بد دهان می شود که بیشتر از هر کس باعث آزار همسر می شود. رسول مکرم اسلام می فرمایند «آن قدر جبرئیل درباره مسواک به من سفارش کرد که بر دندان هایم ترسیدم» . عده ای از مردها اساساً مقیّد به نظافت و زیبایی نیستند. به اصلاح سر و صورت چندان توجه ندارند. با لباس هاى کثیف و موهاى ژولیده در منزل و در حضور خانم ظاهر مى شوند و... در نهایت انتظار گرم بودن خانم را دارند! و این است که اکثر اوقات مردان فکر می کنند خانمها سرد مزاج هستند. کلید پنجم ایراد گرفتن ممنوع: انتقاد کردن اگر به صورت اصولی و با مهارت باشد قطعا سازنده خواهد بود ضمن اینکه انتقاد باید برای مواردی باشد که شخص در این امورات کوتاهی می کند اما بعضی مسائل هستند که در اختیار خود فرد نیستند، در اینجا نباید امری را انتظار داشت که در وسع فرد نیست لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها (بقره /286) و شخص اصلا مقصر نیست و یا اینکه اساسا ایرادی وجود ندارد بلکه بعضی از سوگیری ها، باعث ذهنیت نادرست ما شده است. مثلا ایراد گرفتن از اندام خانمها حاصل چشم چرانی های مردان و بعضی از بی قیدی های اجتماعی است و الا شاید ظاهر خانم هیچ اشکالی نداشته باشد. چنین اشکال تراشی ها نیز باعث سردی همسر را در پی خواهد داشت. بد نیست وقتی وسوسه شدیم از همسرمان ایراد جسمی بگیریم، یک نگاه اجمالی به خود داشته باشیم که قطعا از چنین فکری پشیمان خواهیم شد. منبع: تبیان
  9. sajjad

    اضطراب کودکان، مشکل شایعی در میان کودکان و بزرگسالان است و حدود ده تا بیست درصد کودکان دبستانی علایم اضطراب را تجربه می‌کنند. نسبت کودکانی که استرس را تجربه می‌کنند از این نیز بیشتر است. اگر کودکتان دچار استرس و اضطراب است می‌توانید به او کمک کنید تا از فشار نگرانی‌ها رها شود؟ به او بیاموزیدکه با ترس‌هایش روبرو شود نه اینکه از آنها فرار کند انسان از موقعیت‌‌هایی که از آنها اجتناب می‌کند، ترس دارد، این اجتناب از موقعیت‌‌های اضطراب زا خودش باعث ایجاد اضطراب می‌شود. وقتی کودک با ترس‌هایش روبرو می‌شود، یاد می‌گیرد که اضطراب به طور طبیعی با گذر زمان کاهش پیدا می‌کند. بدن انسان نمی‌تواند برای طولانی مدت مضطرب باقی بماند بنابراین مکانیزمی وجود دارد که پس از مدتی باعث آرامش می‌شود.معمولا اضطراب بعد از بیست تا چهل دقیقه فروکش می‌کند. ‏ به او بیاموزید انسان کاملی نبودن اهمیتی ندارد خیلی از والدین گمان می‌کنند موفقیت در ورزش، درس و یا هنر بسیار اهمیت دارد. اما آنها فراموش می‌کنند کودک باید تجربه‌های منحصر به فرد کودکی خودش را داشته باشد. اگر برای کودکمان نمره شانزده نمره قابل قبول اما کافی نباشد، مدرسه برای او فقط جایی برای نمره گرفتن می‌شود نه جایی برای آموزش و لذت از آموزش. این به این معنا نیست که نمره عالی گرفتن و نفر اول بودن اهمیتی ندارد، بلکه مهمترین موضوع تشویق کودک برای تلاش است و البته در عین حال باید بدانید که پذیرفتن اشتباه و غلط‌های جزیی او امری طبیعی است.‏ بر نکات مثبت توجه بیشتری داشته باشید گاهی اوقات کودک مضطرب و نگران در افکار منفی و انتقاد از خود غرق می‌شود. ممکن است او در مورد اتفاقات آینده بیشتر بر نیمه خالی لیوان تمرکز کند. هرچه شما بیشتر بتوانید بر افکار مثبت کودکتان و نکات خوب موقعیت تمرکز کنید، کودک شما نیز می‌تواند نکات مثبت را ببیند و به آنها توجه کند.‏ برای فعالیت‌های آرامش بخش برنامه‌ریزی کنید کودکان احتیاج به فعالیتهای آرامش بخش دارند و باید کودکی کنند. اما گاهی فعالیت‌‌های جالب مانند ورزش می‌تواند بیشتر جنبه قهرمانی و پیروزی به خود بگیرند. پس باید مطمئن شوید کودکتان فقط برای لذت و سرگرمی بازی می‌کند. این نوع فعالیت‌ها می‌تواند برنامه ریزی روزانه برای بازی با اسباب بازی یا یک ورزش، یوگا، نقاشی یا معاشرت با دیگر کودکان باشد. برای کودکتان الگوی رفتار مناسب، اهمیت به خود و مثبت اندیشی باشید کودک معمولا رفتار والد را تقلید می‌کند. بنابراین اگر شما از موقعیت‌‌های اضطراب زا اجتناب کنید، کودکان نیز از شما تقلید می‌کنند. اگر شما با ترس‌‌هایتان روبرو شوید، او نیز همین کار را می‌کند. اگر شما به خودتان اهمیت بدهید و برای نیازهایتان وقت بگذارید، او هم از شما تقلید می‌کند. پس اگر می‌خواهید کودکی سالم از نظر روان داشته باشید خود شما نیز باید به روان خود اهمیت بدهید.‏ رفتارهای شجاعانه کودکتان را تشویق کنید اگر کودک با ترس‌هایش روبرو شد، این کار او را تشویق کنید. این تشویق می‌تواند یک آغوش، یک استیکر و یا یک جایزه کوچک باشد. اما شما هیچگاه نباید از قبل برای کودک جایزه‌ای تعیین کنید. اگر رفتار مناسب کودکتان در مقابل ترس‌هایش با تشویق همراه باشد، او برای ادامه این رفتار دلگرمتر می‌شود.‏ خواب مناسب را جدی بگیرید برای کودکتان زمان خواب منظمی در نظر بگیرید و بر آن پافشاری کنید. این کار به کودک شما کمک می‌کند تا خواب کافی داشته باشد و بدون استرس به خواب برود و یا از خواب بیدار شود.‏ کودک را تشویق کنید که اضطراب خود را بازگو کند اگر کودکتان با شمااز ترس‌ها و اضطراب‌هایش حرف زد به او نگویید «مشکلی نیست» یا «نه تو نمی‌ترسی.» این کار به کودک شما کمکی نمی‌کند بلکه باعث می‌شود کودکتان فکر کند که به او گوش نمی‌کنی یا او را نمی‌فهمی. به جای این کار می‌توانید بگویید «بله، به نظر می‌رسد که ترسیده ای. نگران چه چیزی هستی؟» بعد می‌توانید در مورد احساسات و ترس‌هایش با او صحبت کنید.‏ به او کمک کنید که مشکلش را حل کند وقتی که به کودکتان اطمینان می‌دهید که او را می‌فهمید و به حرف‌های او گوش می‌دهید، باید این کار را با کمک برای حل مشکل واقعی او تکمیل کنید. باید به او کمک کنید که راه حل‌های مختلفی برای مشکلش پیدا کند. اگر کودکتان خودش می‌تواند راه حل خوبی برای مشکلش پیدا کند که عالی است. در غیر این صورت می‌توانید در این کار او را یاری کنید. ‏ آرام باشید بازخورد کودک به موقعیت‌ها معمولا بر اساس مشاهده والدین است. حتما بارها کودکی را دیده‌اید که بعد از زمین خوردن به پدر و مادرش نگاه می‌کند و بعد عکس العمل نشان می‌دهد. کودکان در هر سنی به احساسات والدینش توجه می‌کنند و معمولا واکنش او منطبق با رفتار والدین است. اگر شما مضطرب باشید، کودک نیز مستعد اضطراب بیشتری است.اگر می‌خواهید اضطراب و استرس کودکتان را کاهش دهید خودتان نیز باید آرام باشید. شما باید با صدای آرام صحبت کنید، صورت شما آرام باشد و رفتار آرامی داشته باشید.‏ با کودکتان تمرینات آرامش بخش انجام دهید گاهی چند تمرین آرامش بخش ساده می‌تواند راهکار کاهش اضطراب کودکتان باشد. این کار می‌تواند چند نفس عمیق باشد و یا می‌توانید از کودکتان بخواهید به چیزی که دوست دارد مثل قدم زدن در ساحل فکر کند. می‌توانید از او بخواهید چشمانش را ببندد و به یک صدا، بو و یا تصویر فکر کند. مثلا از او بخواهید که چشمانش را ببندد و به ساحل و بوی دریا فکر کند و شن‌ها را در زیر پاهایش تصور کند، به صدای مرغان دریایی و صدای موج‌ها فکر کند. اگر این کار برای او اثر داشت می‌توانید از او بخواهید خودش در زمان اضطراب این تمرین را انجام دهد.‏ تسلیم نشوید اضطراب و استرس می‌تواند یک درگیری مزمن شود و موضوع اضطراب زا می‌تواند تغییر کند اما او ممکن است دایم برای چیزهای متفاوتی احساس اضطراب کند. آنچه از نظر علمی واضح است اضطراب و استرس درمان پذیر است پس آنچه اهمیت دارد این است که تسلیم نشوید پس اگر اضطراب کودکتان حاد شد حتما به روان پزشک کودک مراجعه کنید. ‏ منبع: روزنامه اطلاعات
  10. به حتم، وقتي كه درگير مسائل عاطفي میشويد، حاضر نيستيد لحظه‌اي هم به اين موارد فكر كنيد. ولي، زندگي كتاب داستان نيست و همه روزهايش خوشايند و دلچسب شما نخواهد بود، پس قبل از آنكه طعمه خوش خيالیهاي خود شويد، چشمان‌تان را خوب بگشاييد و واقعيت زندگي را دريابيد: ۱- در زندگي روزهايي وجود دارد كه با نگاه كردن به چهره‌ همسرتان كه در نزديكي شما به خواب رفته است، با خود میگوييد: «آيا اين همان كسي است كه بايد براي هميشه با او باشم». وقتي میخواهيد ازدواج كنيد، با خود میانديشيد كه در انتخاب همسرتان درست عمل كرده‌‌ايد و نيمهه گمشده خودتان را يافته‌ايد و حاضر هستيد آنقدر در كنار و همراه او بمانيد تا مرگ شما را از هم جدا كند. اما، به ناگاه يك روز از خواب بيدار میشويد و درمی‌يابيد كه همسرتان آن كسي نيست كه شما میپنداشتيد و نمیتواند لحظه‌هاي زندگیتان را از شادي و نشاط پر كند. به علاقه‌اي كه به او داريد، شك كرده و به علاقه او نيز نسبت به خودتان شك میكنيد. حتي، ممكن است گاهي با خود بينديشيد كه چرا اين فرد را به عنوان شريك زندگي انتخاب كردم و يا چرا در امر ازدواج شتاب كردم؛ اما، حقيقت امر اين است كه شما معناي واقعي ازدواج را درك نكرده‌ايد و زماني كه اين جمله را بر زبان میآورديد: «من شريك تو خواهم بود، در غم‌ها و شادیها»، درك درستي از اين جمله نيز نداشتيد. جنس رابطه شما و همسرتان براساس يك زندگي يك روزه بوده است. زيرا، با رسيدن روزهاي تكراري و يكنواخت شدن همه چيز، ديگر حاضر به تحمل وضعيت نيستيد. با شروع حركت پنهاني نااميدي به سمت زندگیتان به طور آشكارا احساس تنهايي و پشيماني میكنيد؛ «نه، او همان كسي نيست كه من میخواستم.» زيبايي آن تصويري كه از ازدواج در ذهن پرورانده بوديد، از بين میرود و ديگر جلوه‌اي در نظرتان ندارد. شما ازدواج را يك مقصد نمیبينيد بلكه به نظرتان ازدواج سفري يكنواخت و خسته كننده است. از خواب شيرين بيدار شويد و زندگي را با تمام واقعيت‌هايش بپذيريد. روز را با همه نورهاي درخشان و حتي ناملايمش دريابيد و باور كنيد كه امروز روز شادي شماست زيرا، توانسته‌ايد تمام قصه‌هاي دورغين درباره سعادت ابدي را از ذهن‌تان بيرون كنيد و حقيقت ازدواج و قصه حقيقي زندگي را با تمام سختیها و ترس‌هايش باور كنيد. ۲- در زندگي روزهايي وجود دارد كه بايد در آن روزها بيش از حد تصورتان كار و تلاش كنيد. همگان بر اين باورند كه ازدواج و زندگي مشترك نياز به صرف انرژي و زمان بسيار دارد و شما در خيال خام‌تان به اين میانديشيد كه با كشمكش و دعوا میتوانيد بسياري از عادات آزار دهنده همسرتان را اصلاح كنيد. شما كمر همت به انجام اينكار بسته‌ايد و براي رسيدن به اين هدف انرژي بسياريي را صرف میكنيد. اما، به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه انسان‌ها طبيعتي پيچيده‌ دارند و رسيدن به چنين هدفي در اصل ساده و آسان نيست. انسان‌ها هر كدام با شخصيت متفاوتي كه دارند، دنياي مجهول و مبهمي هستند. ما بايد يكديگر را با هر آنچه هستيم، بپذيريم. ازدواج يعني بالا بردن سطح بينش و آگاهي. هر چه ميزان آگاهي شما افزايش يابد، همسرتان نيز با مشاهده رشد بينش شما كمي خود را تغيير خواهد داد و بالعكس.. به اين ترتيب، دو نفر در كنار هم رشد كرده و میبالند. در واقع، كار اصلي هر يك يافتن راهي براي پرورش يافتن يكديگر است. در ازدواج كوشش، امري هميشگي است. بنابراين، به خودتان و همسرتان زياد سخت نگيريد. ۳- در زندگي روزهايي هست كه شب هنگام با عصبانيت بسيار به رختخواب میرويد و صبح دم، هنگام بيدار شدن از خواب، از روز قبل نيز عصبانیتر هستيد. شما نياز به آرامش و خونسردي بيشتري داريد. بايد به يك ديدگاه ثابت برسيد. بايد كمي به زندگیتان استراحت دهيد. هر جنگ و منازعه‌اي نياز به تنفس و استراحت دارد. يك توقف كوچك در هر دعوا به شما اعلام میكند كه ميزان عصبانيت‌تان چقدر است و تا چه مرزي پيش رفته‌ايد و چقدر آسيبب ديده‌ايد. ممكن است منازعه و دعواي شما از يك قدرنشناسي و ناسپاسي كوچك شروع شده باشد و آنقدر بيهوده رشد كرده و باليده است كه حالا از بدي لبريز شده‌ايد. وقتي چنين وضعيتي برایتان پيش آمد، فرصت يك استراحت كوتاه را از خود و همسرتان دريغ نكنيد تا بتوانيد همه چيز را بهتر ببينيد و خشم‌تان را مهار كنيد تا بر شما چيره نشود. برخي مواقع يك بحث منطقي خيلي سريع تبديل به مشاجره‌اي احمقانه میشود و به دنبال آن خطاهاي ديگر يكي بعد از ديگري به وجود میآيد. حتي، اگر بتوانيد تمركز خود را درباره يك موضوع حفظ كنيد؛ اما، باز هم در برخي از مشاجرات خشم‌تان تا زمان رفتن به رختخواب با شما میماند و شما احساس واقعي خود را خفه میكنيد. در چنين مواقعي بزرگترين ضربه‌ها به پيكره ازدواج وارد میشود. در چنين لحظاتي حتي اگر قرار باشد تمام روز بعد را نيز به مشاجره و نزاع بپردازيد، باز هم اجازه دهيد تا احساسات خشم آلودتان كمي فروكش كند و به موقعيت ثابتي برسيد تا بتوانيد كم‌كم به آرامش دست يابيد. ۴- در زندگي روزهايي هست كه ممكن است تا مدت‌ها با همسرتان نزديكي فيزيكي نداشته باشيد؛ اما، نگران نباشيد، اوضاع حتما به سامان میرسد. دوران نبود تماس‌هاي فيزيكي و روابط زناشويي در زندگي مشترك امري كاملا طبيعي است. اين دوران هرگز هميشگي نخواهد بود و البته كاملا طبيعي است كه بدن انسان پاره‌اي اوقات نياز به خواب و استراحت بيشتر داشته باشد. بهتر است در مواقعي كه به هر دليلي نمیتوانيد به مسائل زناشويي بپردازيد، دست‌كم تماس‌هاي كوچك و ساده‌تان را در روابط‌تان حفظ كنيد، مانند يك نوازش بسيار ساده و از روي محبت. ۵- در زندگي روزهايي وجود دارد كه در میيابيد پيدا كردن راهي براي با هم بودن و باهم ماندن بسيار با اهميت‌تر از يافتن راهي براي به مقصد رساندن خودتان است. به حتم، هيچ يك از ما قصد نداريم آنهايي را كه دوست‌شان داريم، آزار دهيم. اما، در بيشتر مكان‌ها و زمان‌ها حق را به خودمانن میدهيم. هر چه قدر ميزان حقي كه به خودمان میدهيم، بيشتر میشود، ميزان نارضايتي و ناخشنودي همسرمان نيز بيشتر خواهد شد. متاسفانه، با وجود دانستن اين نكته باز هم با اين تصور نادرست بقيه عمران را سپري میكنيم كه: «حق با من است.» ولي، هر چه آگاهانه‌تر رفتار كنيم و همسرمان را به خاطر هر آنچه هست، تحسين كنيم؛ به همان اندازه احترام بيشتري براي خودمان قائل شده‌ايم. در واقع، به ارزش تعادل و رضايتي كه در زندگي يافته‌ايم، پي برده‌ايم. به جاي اينكه فقط به اين نكته بپردازيم كه چقدر همسرمان اشتباه میكند، بهتر است هتاكي و بیحرمتي را كنار بگذاريم و در عوض به او بگوييم «آماده شنيدن حرف‌هايش هستيم» و يا «من اين گونه فكر نمیكردم» و بعد از آنكه با صداقت و صميميت ديدگاه‌ها و حرف‌هايش را تصديق كرديم، شنيدن حرف‌هاي ما نيز براي او آسان‌تر میشود. هنگامي كه احساس كنيم به خوبي شنيده میشويم، ديگر نياز نداريم مرتب حق را به خود بدهيم. ۶- يك ازدواج موفق به اين معني نيست كه در آن هيچ نوع بحث و جدلي نباشد بلكه ازدواجي موفق است كه در آن مرد و زن خانواده هر دو با هم تلاش كنند تا اوضاع را سامان دهند. براي يافتن تعادل در زندگي بعضي مواقع لازم است كه زن و شوهر با همدعواهاي كوچك و بزرگ نيز داشتهه باشند. زيرا، در مشاجرات فقط صدایتان را بالا نمیبريد بلكه از حقيقت‌ها با صداي بلند میگوييد؛ حقيقت‌هايي كه آنها را در سينه‌تان دفن كرده بوديد و بعد با به زبان آوردن آنها فكر و روح‌تان را آرام‌تر میكنيد، خودتان و همسرتان را بهتر میشناسيد و از نوع و كيفيت رابطه‌تان آگاه میشويد. اين مشاجرات كوچك و بزرگ كه گاهي در هر خانواده‌اي به چشم میخورد، سبب قطع شدن روابط نخواهند شد بلكه ما را قویتر و محكم‌تر میكند. ۷- در زندگي روزهايي هست كه شما در میيابيد بايد فقط خودتان را تغيير دهيد. گاهي اوقات برخي افراد فكر میكنند كه میتوانند كسي را كه دوستش دارند، عوض كنند تا به ايده‌آل‌ها و كمالات نزديك‌تر شود. زوج‌ها در ابتدا با حمايت و همدلي و بعد با داد و فرياد و اتمام حجت كردن به انجام اينن كار مبادرت میكنند و آنچنان نسبت به اعتقادشان سرسختي نشان میدهند كه گويي اين مسؤوليت بزرگ بر گردن آنها نهاده شده و هيچ كاري درست‌تر از انجام اين كار نيست. اما، غالباً تلاشي بيهوده است؛ زيرا تغيير يك انسان بالغ و دور كردن وي از عادات و باورهاي قديمیاش كه با آنها بزرگ شده يك امر غيرممكن است. ۸- اگر با ترس‌ها و ناامنیها مقابله كنيد، در میيابيد كه چه نوع شخصيتي داريد. در بيشتر موارد زوج‌ها در روزهاي نخست آشنايیشان نسبت به هم سوء‌ظن بيشتري دارند. گاهي اوقات اين سوءظن‌ها سبب برآشفتگي و مشاجره میشود. تا جايي كه از شدت عصبانيت ممكن است به طلاق هم به طور جدي فكر كنند. اما؛ اين رفتارهاي بی اساس كه اسباب تحريك زن و شوهر را فراهم میكند، چند ماه بيشتر دوام نخواهد يافت. بزرگ‌ترينن شكست‌ها در روابط زن و شوهر فرصت‌هاي طلايي است تا آنها بتوانند با خودشان روبه‌رو شوند.اگر ايرادها و كاستیهاي همسرتان را همچون مانعي بين خودتان و يك ازدواج مناسب میدانيد، كار سختي را پيش‌رو داريد. اما، اگر از كنار اشتباهات يكديگر راحت‌تر عبور میكنيد، سفر پر فراز و نشيب زندگي به سمت خودشناسي برایتان آسان‌تر خواهد شد و حين سفر، هداياي باارزشي نيز دريافت میكنيد كه يكي از آنها رسيدن به رابطه‌ای مستحكم و باثبات است. طي سفر شما ياد میگيريد كه با خودتان به مهرباني رفتار كنيد و همين رفتار را نيز با همسرتان داشته باشيد.اين يكي از عجيب‌ترين زيبايیهای ازدواج است. زندگي مشترك پر از لحظات سخت و درس‌هاي سخت است و هيچ‌كس نمیتواند شما را در طي اين راه آماده كند. اما، در نهايت همين سختیها و دشواریها است كه بزرگ‌ترين گنج‌ها را به شما هديه میدهد و عشق‌تان را نسبت به قبل عميق‌تر و قویتر میكند. منبع: زندگی آنلاین
  11. sajjad

    ۱. از کجا بفهمید که تخم مرغ‌ها چقدر سالم یا چقدر خراب هستند؟ تخم مرغ موردنظرتان را در ظرف آبی انداخته و به رفتارش در ظرف آب توجه کنید. سالم یک هفته ۲ یا ۳ هفته خیلی کهنه ۲– با آهنربا می‌توانید ظروف آهنی یا یک سینی را به یخچال بچسبانید تا دیگر وسایل دم دستی‌ای که در آشپزخانه هستند را گم و گور نکنید. میتوانید فندک، کلید و وسایل فلزی کوچک دیگری که در آشپرخانه هستند و دائم فراموش میکنید که آنها را کجا گذاشته اید به این سینی بچسبانید. ۳– برای اینکه سیب‌هایی که در یک پلاستیک می‌گذارید سالم بمانند و قهوه‌ای رنگ نشوند، چند قطره آب لیمو به آنها اضافه کنید. این روشی مناسب برای بردن میوه ها به پیک نیک یا سالم ماندن تغذیه ی بچه هاست. ۴ ـ اینطوری می‌توانید همزمان ۲ پیتزا بپزید ۵ ـ اگر دارید چیزی درست می‌کنید، یا قطعات چیزی را سرهم کنید می‌توانید از ظرف‌هایی که قسمت‌های مختلف دارند برای مرتب کردن و درست نگهداری قطعات کوچک استفاده کنید. اگر تازه به منزل جدیدتان رفته اید و میخواهید تخت و وسایل این چنینی را سرهم کنید، این روشی عالی برای گم نکردن پیچ و مهره هاست. ۶ ـ آیا از اینکه ارتفاع صفحه کلیدتان کم است یا پایه‌هایش شکسته و همواره تکان می‌خورد متنفرید؟ می‌توانید از این گیره‌ها برای برطرف کردن مشکل خود استفاده کنید. تنظیم کردن کیبورد به این صورت به شما لذت بیشتری در تایپ کردن می دهد. ۷ ـ می‌توانید از دوربین گوشی خود استفاده کنید تا ببینید مادون قرمز کنترل تلویزیونتان درست کار می‌کند یا نه. خیلی ساده، فقط درحالیکه یک دکمه ی کنترل را فشار می دهید از آن عکس بگیرید! ۸ ـ برخی از مردم این ادعا را کرده‌اند که می‌توانید درخشش وسایل کرومی را با مالش دادن فویل آلومینیومی خیس روی آنها به آنها بازگردانید. ۹ ـ می‌توانید با این روش در تخت خواب‌های دوطبقه به راحتی فیلم تماشا کنید. میتوانید دوچوب لباسی را به این حالت قرار داده و تبلت یا هر اسکرین دیگری که امکانش هست را به این صورت روی آن قرار داده و دیگر برای فیلم دیدن مشکلی با گردنتان پیدا نکنید. ۱۰– اینطوری می‌توانید یک جعبه‌ی نوری درست کنید و به راحتی از روی چیزی کپی بکشید.(از یک سبد یا جعبه‌ی شفاف و فلش گوشی استفاده کنید). با این روش می توانید از روی عکس های هر کتابی به راحتی یک کپی تهیه کنید، حتی در هنگام شب! ۱۱ ـ با استفاده از این گیره‌ها می‌توانید از آخرین قطره‌های خمیردندانتان هم استفاده کنید. ۱۲ ـ شماره‌ی ۵ را یادتان می‌آید؟ اگر از آن ظرف‌های چند قسمتی ندارید، می‌توانید از شانه‌ی تخم مرغ هم استفاده کنید.
  12. متخصصان متوجه شدند که میزان تعهد هر کدام از طرفین به ازدواج بسته به تجارب او در داخل یا خارج از رابطه زناشویی در طی زمان تغییر می کند و معمولاً یکی از همسران در خصوص ادامه زندگی مشترک تردیدهایی پیدا می کنند.در اینجا وظیفه روانشناس این است که به زوج کمک کند بهترین رابطه ای که می توانند با یکدیگر برقرار کنند را به آنها پیشنهاد دهد. یکی از کمک هایی که می توان به این گونه زوج ها انجام داد تکنیک “روز ویژه”است. تکنیک روز ویژه چیست؟ یکی از روش های مورد استفاده برای حل تعارض میان زوج ها تکنیک روز ویژه (caring days) است. در این روش مبنا بر این است که تقویت کننده ها و پاداش های دریافتی از سوی همسر نه تنها درجه خشنودی و رضایت زندگی زناشویی را بالا می برد بلکه میزان پاداش اعطایی به آن همسر را نیز تعیین می کند. بنابراین اگر هر یک از زوجین بتوانند رویدادهایی هرچند کوچک را که برای هر کدام خوشایند است و در حال حاضر در رابطه انجام نمی شوند شناسایی کرده و به حداکثر برسانند و رویدادهای ناخوشایند را نیز معلوم کنند و کاهش بدهند، نسبت پاداش به هزینه افزایش چشمگیری پیدا می کند.در این شرایط هر همسر نه تنها احساس خشنودی بیشتری می کند بلکه بیشتر علاقه مند می شود به طرف مقابلش پاداش فراوان تری بدهد.در ازدواج های ناموفق و شکست خورده هر همسر به خاطر حمایت از خود می کوشد تا هزینه های رابطه را به حداقل برساند اما در راستای تبادل پاداش ها تلاش نمی کند بنابراین عکس این قضیه صادق است. مراحل انجام تکنیک”روز ویژه” ۱-مرحله بستن قرارداد بین زوج: در این مرحله بین هر یک از زوجین قرارداد بسته می شود که هر کدام از همسران (مثلاً از طریق حفظ راز) در طی انجام این تکنیک علیه همسرش تبانی و همدستی نخواهد کرد و همچنین انتظار می رود که هر دو نفر در این فرایند درگیر شوند و در خلال دوره معینی تغییر کنند. ۲-مرحله انجام تکنیک”روز ویژه” از هر یک از زوجین خواسته می شود که هر کدام ۸ تا ۱۰ رفتاری را که دوست دارد طرف مقابل انجام دهد بنویسد سپس برگه هر زوج در اختیار زوج دیگر قرار می گیرد و از هر کدام خواسته می شود از فهرستی که همسرش نوشته سه مورد را انتخاب کرده و در هفته پیش رو به صورت روزانه انجام دهد. هر شخص باید رفتار محبت آمیز خود را مستقل از طرف مقابل اجرا نماید. بدین ترتیب او تعهدی به نام «خطر کردن مثبت» را به نمایش می گذارد و متعهد می شود حتی اگر همسرش به وظیفه اش عمل نکرد، تکلیف خود را انجام دهد. هر همسر تعداد موارد و نوع رفتار محبت آمیزی که هر روز به دیگری ارائه می دهد به عنوان «شاخص تعهدات» و رفتارهای محبت آمیزی که هر روز دریافت می کند به عنوان «شاخص لذت» ثبت کرده و در جلسه بعد به درمانگر ارائه می دهد. ملاک خواسته ها در “روزهای ویژه” تمامی درخواست ها در روزهای ویژه باید با ملاک های زیر هماهنگ باشند: در تمام درخواست ها باید از جمله مثبت استفاده شود. مثلا به جای اینکه بگوییم :‌«به من بی اعتنایی نکند» بگوییم «از من بپرسد روزم را چطور گذراندم». درخواست ها به صورت اختصاصی و شفاف مطرح شوند و از کلی گویی پرهیز شود. به عنوان مثال به جای اینکه بگوییم :‌«شب خونه باشد» بگوییم «ساعت ۸ برای شام در خانه باشد». باید مصادیق و نمونه های کوچکی از رفتارهایی باشند که روزانه دست کم یکبار امکان انجامش وجود داشته باشد و رفتارهای دور از انتظار و غیر واقع بینانه نباشند. مثلا به جای اینکه بگوییم :‌«به بچه ها یاد بده اسباب بازی شان را در مکان مناسبی بگذارند» می توانیم بگوییم «وقتی از سر کار برگشتی لطفا کمک کن بچه ها اسباب بازی شان را در جای مناسب بگذراند» نباید موضوع مورد اختلافی درخواست شود که اخیراً رخ داده و هنوز بر سر آن توافقی صورت نگرفته است. نمونه ای از فهرست درخواستی برای روز ویژه درخواست های خانم -صبح پیش از اینکه از بستر خارج شویم،به من سلام کند. -از من بپرسد چه موسیقی و چه آهنگی را دوست دارم و در ماشین همان را بگذارد. -وقتی در سرکار به او زنگ می زنم جوابگوی تلفن من باشد. -به من بگوید که دوستت دارم. -وقتی از سر کار می آید وسایلش را سرجایش بگذارد. -به من بگوید چه لباسی برای مهمانی برای من مناسب تر است. -نظرم را در مورد مطالبی که می نویسد بپرسد. -وقتی دارم چیزی می گویم با دقت به من نگاه کند. -بعد از رفتن مهمان ها در مرتب کردن خانه به من کمک کند. درخواست های مرد -خوش رو باشد و وقتی از خواب بیدار شدیم بگوید که از دیدنم خوشحال است. -وقتی مریض هستم برایم آب پرتقال بگیرد. -در ساعات کار به من زنگ بزند. -از من بخواهد که جزئیات کارم را برایش شرح دهم -وقتی رانندگی می کنم حواسش به حرف زدن من باشد. -به من بگوید که به من اهمیت می دهد. -از من بپرسد که آخر هفته دوست دارم چکار کنم و کاری که من دوست دارم انجام بدهد. -از من بخواد که در مورد کارم و مشکلاتی که در طول روز داشتم براش حرف بزنم. وقتی درخواست­ها و خواسته های همسران شفاف و روشن و بدون نیش و کنایه زدن به یکدیگر بیان شود، به مرور زمان شاهد ایجاد روابط صمیمانه تر و دلپذیرتر زوج ها خواهیم بود.این روش را در چند روز آینده زندگی زناشویی خود به کار ببرید و شاهد بهبود هرچه بیشتر روابط خود و همسرتان باشید. منبع: سپیده دانایی
  13. شادی یک وضعیت ذهنی است. افرادی که واقعاً شاد و خوشبخت هستند حتی در منفی‌ترین زمان‌های زندگی‌شان ذهنیت مثبت خود را حفظ می‌کنند. این افراد خوشبین، با اخلاقیات بسیار قوی و صداقت و راستی بالا هستند. آنها نسبت به همه مهربان، دوست‌داشتنی، باملاحظه و بامحبت هستند. وقتی به آنها نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید که تا چه اندازه بااعتمادبه‌نفس، راضی و با آرامش هستند. چیزی که تا این اندازه آنها را مثبت نگه می‌دارد این است که به یک سری مسائل کوچکترین اهمیتی نمی‌دهند. ۱. آنها به دارایی‌های مادی اهمیتی نمی‌دهند. مطمئناً داشتن ماشین‌های لوکس، خانه‌های بزرگ و یک حساب بانکی خوب عالی است. ولی این چیزها ضمانتی برای خوشبختی و موفقیت نیست. افراد واقعاً شاد دوست دارند بیشتر از منابع خود برای اضافه کردن ارزش به زندگی دیگران و داشتن یک زندگی آبرومندانه و راحت استفاده کنند. اگر پول به سراغشان بیاید، خوشحال می‌شوند ولی اگر نیاید باز هم شاد و راضی هستند. ۲. آنها اهمیتی به پس گرفتن بخشش‌های خود نمی‌دهند. همه یک تحسین یا پاداش غیرقابل‌انتظار را دوست دارند ولی بااینکه همه به شدت به دنبال تحسین و پاداش هستند. افراد واقعاً شاد بدون چشم‌داشت به دیگران خدمت می‌کنند. پاداش برای این افراد این است که می‌دانند به زندگی فردی دیگر ارزش اضافه کرده و آن را غنی‌تر کرده‌اند. ۳. آنها اهمیتی به برآورده‌ کردن انتظارات جامعه نمی‌دهند. آدمها مداوماً تحت فشار برآوردن انتظارات جامعه هستند که معمولاً استرس‌آور است. آدم‌هایی که با آنها معاشرت می‌کنید، برایشان کار می‌کنید یا حتی با آنها ازدواج می‌کنید معمولاً دیکته شده از طرف انتظارات جامعه از شما هستند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به برآوردن انتظارات و استانداردهای جامعه نمی‌دهند. آنها به درون خودشان نگاه می‌کنند و کاری که دلشان می‌گوید را انجام می‌دهند. با گوش دادن به غریزه‌شان و دنبال کردن راه قلبشان، می‌توانند رضایت و شادی عمیقی برای خود ایجاد کنند. ۴. آنها اهمیتی به تعصبات آدمها نمی‌دهند. خیلی‌ها قربانی تعصبات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی هستند که به آن تعلق ندارند. افراد واقعاً شاد به هیچکدام از آنها اهمیت نمی‌دهند. آنها به همه آدمها یکسان و بدون تبعیض قائل شدن از نظر جنسیت، نژاد، مذهب، سن، تمایلات جنسی و وضعیت اقتصادی و اجتماعی‌شان نگاه می‌کنند. افراد واقعاً شاد شما را بخاطر آنچه که هستید و آنچه که توانایی‌اش را دارید قضاوت می‌کنند نه بخاطر رنگ پوستتان یا کشور محل‌تولدتان. ۵. آنها اهمیتی به تایید و ارزش‌گذاری دیگران نمی‌دهند. افراد شاد واقعاً اهمیتی نمی‌دهند که شما چه فکری درمورد آنها می‌کنید چون ارزش خودشان را می‌دانند. البته آنها به حرف‌های دیگران گوش می‌کنند و نکات خوب آن را به کار می‌بندند ولی به دنبال تایید دیگران نیستند. آنها می‌دانند که اگر بخواهید برای تایید دیگران زندگی کنید، از تایید نکردن‌هایشان خواهید مرد. افراد واقعاً شاد کاری که باید انجام شود را انجام می‌دهند و هیچوقت اجازه نمی‌دهند افراد منفی آنها را دلسرد کنند. ۶. آنها اهمیتی به همیشه حق با آنها بودن نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد اهمیتی نمی‌دهند که گاهی اشتباه کنند. بالاخره هیچکس نیست که همه چیز را بداند و همه پاسخ‌ها را داشته باشد. با پذیرفتن اشتباهتان است که می‌توانید دریچه‌های یادگیری را به روی خودتان باز کنید. افراد واقعاً شاد گوش می‌کنند و ایده‌های عاقلانه‌ای که گاهی مخالف با عقیده خودشان است را به کار می‌بندند. این یادگیری آنها را تسهیل کرده و شادی‌شان را دوچندان می‌کند. ۷. آنها اهمیتی به محیط‌های نامساعد نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به محیط‌هایی که درگیری‌های مثبت برایشان ایجاد نمی‌کنند نمی‌دهند. آنها می‌دانند که چنین محیط‌هایی توام با استرس هستند و سطح شادی‌شان را پایین می‌آورند و حتی می‌توانند برایشان مضر باشند. درعوض، این افراد از محیط‌هایی استقبال می‌کنند که توام با فعالیت‌های مثبت و برایشان توام با لذت باشد مثل پارک‌ها. ۸. آنها اهمیتی به مقایسه‌های اجتماعی نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد خودشان را با دیگران مقایسه نمی‌کنند. البته سعی می‌کنند از تجربیات دیگران درس بگیرند و وقتی می‌بینند کسی کاری را به خوبی انجام می‌دهد از او یاد می‌گیرند تا بتوانند همان موفقیت را در زندگی خودشان داشته باشند ولی تمرکزشان همیشه بر پیشرفت خودشان و تحسین دیگران برای پیشرفت‌هایشان است. این باعث می‌شود که شادتر باشند و از حسادت، خشم و احساسات منفی برتری نسبت به دیگران دور بمانند. ۹. آنها اهمیتی به دخالت در کار دیگران نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد به کار دیگران کاری ندارند. البته اگر از آنها کمک بخواهید، به کمکتان خواهند آمند و وقتی ببینند به طور مشخص راه اشتباه می‌روید هم مداخله می‌کنند ولی تمرکز اصلی‌شان بر اول آباد کردن خانه خودشان است بعد دیگران. ۱۰. آنها اهمیتی به غیبت کردن پشت سر دیگران نمی‌دهند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به غیبت کردن و شایعه‌پراکنی نمی‌دهند. آنها از زندگی خودشان راضی هستند و هیچ میلی به درگیر کردن خودشان به اتفاقات زندگی دیگران ندارند. تنها افرادی غیبت می‌کنند که افرادی سطحی هستند و زندگی خودشان به اندازه‌ کافی برایشان راضی‌کننده نیست. ۱۱. آنها اهمیتی به روابط مسموم نمی‌دهند. روابط مسموم نه تنها می‌توانند همراه با آزار جسمی و توهین به شما هستند، بلکه شکایت‌ها و غر زدن‌های مداوم و تغییر رفتارهای مداوم را هم در بر می‌گیرند که باعث ناراحتی شما می‌شوند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به هیچیک از انواع روابط مسموم نمی‌دهند زیرا این روابط فقط نتیجه‌ای مسموم به دنبال خواهند داشت. افراد واقعاً شاد دور و برشان را با افراد مثبتی پر می‌کنند که می‌خواهند از زندگی نهایت استفاده را ببرند و می‌توانند روابط سالمی ایجاد کنند که شادی بیشتر به دنبال خواهد داشت. ۱۲. آنها اهمیتی به کینه‌ورزی نمی‌دهند. همه ما خیلی وقت‌ها بخاطر حرف، عمل یا رفتار یک نفر ناراحت شده‌ایم. بااینکه کینه به دل گرفتن از این افراد بسیار ساده است، ولی افراد واقعاً شاد می‌دانند که این بهترین انتخاب پیش رویشان نیست. آنها می‌دانند که کینه به دل گرفتن راهی مطمئن برای مسموم کردن افکار و احتمالاً رفتارهایشان است. افراد واقعاً شاد می‌بخشند و زندگی‌شان را پیش می‌برند. این یعنی خود را بالا کشیدن از آن موضوع و آزاد کردن خود. همانطور که کنفسیوس می‌گوید، «اشتباه کردن چیزی نیست، مگراینکه همچنان آن را به خاطر نگه دارید.» ۱۳. آنها اهمیتی به دروغگویی نمی‌دهند. ممکن است بگویید که همه بالاخره یک دروغ کوچک هم که شده می‌گویند. شاید اینطور باشد ولی بعضی افراد خیلی بیشتر از بقیه دروغ می‌گویند. افراد واقعاً شاد اهمیتی به این افراد و دروغ‌هایشان نمی‌دهند. زندگی‌هایی که بر پایه دروغ و فریب بنا نهاده شده باشند، خیلی سریع ویران می‌شوند. افراد واقعاً شاد این واقعیت را درک می‌کنند و می‌دانند که خیلی بهتر است که حقیقت را بگویند. ۱۴. آنها اهمیتی به شکایت کردن نمی‌دهند. شکایت میوه یک زندگی بدون مرکزیت است. افراد واقعاً شاد به شکایت کردن اهمیتی نمی‌دهند چون از زندگی‌شان راضی هستند. آنها همچنین به افرادیکه مدام در حال غر زدن و ناله کردن هستند هم اهمیتی نمی‌دهند زیرا این افراد روحیه آنها را خراب می‌کنند. افراد واقعاً شاد قدردان و شکرگزار چیزهایی هستند که دارند و حتی اگر اوضاع بر وفق مرادشان پیش نرود، به آنچه که پیش می‌آید امیدوار هستند. ۱۵. آنها اهمیتی به انتقام‌جویی نمی‌دهند. و آخر اینکه، اگر واقعاً دلتان می‌خواهد زندگی شادی داشته باشید، نخواهید توانست برعلیه فردی دیگر به دنبال انتقام‌جویی باشید. افراد واقعاً شاد انتقام را به سرنوشت واگذار می‌کنند. آنها سعی می‌کنند با آن موضوع کنار بیایند و درعوض انتقام، تلاش می‌کنند تا آن انرژی منفی را به استفاده‌ای مثبت‌تر و مفیدتر برسانند. یادتان باشد… زندگی همیشه بر وفق مراد پیش نمی‌رود. گاهی وقت‌ها اوضاع آنطور که شما می‌خواهید نیست. زندگی این است و کاری از دست شما برنمی‌آید. ولی شادی حتی در این مواقع هم یکی از گزینه‌های انتخابی شماست. از همین امروز تصمیم بگیرید که شاد باشید! منبع: مردمان منبع مقاله : lifehack.org مترجم : زینب آرمند
  14. sajjad

    درست است که جذابیت و زیبایی در نگاه اول در ظاهر افراد است، اما گاهی اوقات و زمانی که به افرادی که ظاهر بسیار جذابی دارند نزدیک می‌شویم متوجه می‌شویم که رفتار و خلق و خویشان کاملا متفاوت با ظاهرشان است و آنجاست که می‌فهمیم نباید گول ظاهر افراد را بخوریم، چراکه چیزهای مهم‌تری وجود دارند که بیشتر باید به آنها توجه کنیم. در این پست قصد داریم تا به شما یاد دهیم که مهم نیست ظاهرتان چگونه است، راهکارهایی وجود دارند که با پیروی از آنها می‌توانید در یک چشم بهم زدن جذابیتی باورنکردنی در خودتان بوجود بیاورید. ۱.واقعی باشید ما چقدر ماسک‌های مختلف بر چهره می‌گذاریم؟ برخی از ما هر روز رنگ عوض می‌کنیم و خودمان را پشت چیزی که نیستیم قایم می‌کینم تا خود واقعی‌مان را برای دیگران آشکار نکنیم. اما موضع این است که هر بار این کار را می‌کنیم، دوستان و روابط اشتباهی برای خودمان ایجاد می‌کنیم. یکی از دلایلی که خودمان را پشت ماسک‌ها قایم می‌کنیم این است که نمی‌خواهیم دیگران نقص‌های ما را ببینند. اما مهم است که به یاد داشته باشید هیچکس عالی نیست و علاوه بر آن هیچکس هم از شما انتظار ندارد که عالی باشید. کسانیکه با آنچه هستند راحتند و واقعی هستند، از کسانی که برای خودشان واقعیت ساختگی ایجاد می‌کنند جذاب‌ترند. اگر مدام پشت ماسک قایم می‌شوید، یعنی اعتمادبنفس کمی دارید و از چیزی که هستید راضی نیستید و این اصلا جذاب نیست. ۲. با هدف صحبت کنید گاهی اوقات سکوت مثل طلاست. وقتی خیلی حرف بزنیم، امکان حرف بی خودی و بی‌دهف زدنمان بالا می‌رود و حرف زدن بیش از حد و بی سر وته اصلا جذابیتی ندارد. بهتر است وقتی که واقعا چیز مهمی برای گفتن دارید صحبت کنید. صحبت کردن با منظور و هدف اعتماد به نفس بیشتری به شما می‌دهد و به شما اجازه می‌دهد که با اطرافیان‌تان بیشتر بجوشید. ۳. دانش خود را زیاد کنید دانش به منزله‌ی قدرت است. هرچه بیشتر بدانید، احساس جذابیت بیشتری می‌کنید. افراد باهوش خیلی بیشتر از کسانی که حرف‌ها و نظرات‌شان پوچ است جذاب بنظر می‌رسند. خواندن روزانه چند برگ کتاب یا مقاله‌ی اینترنتی راهی بسیار عالی برای قوی‌تر کردن دانش‌تان و داشتن احساس بهتری درمورد خودتان است. ۴. با دقت گوش کنید حتما دیدید که چقدر قطع کردن صحبت‌تان توسط یک نفر دیگر بد است. این کار اصلا جذابیتی ندارد و اعصاب طرف مقابل را خورد می‌کند. همچنین به این فکر کنید که وقتی حرف می‌زنید و کسی به شما توجه کامل نشان نمی‌دهد و انگار که دارید با دیوار صحبت می‌کنید چه حسی دارید. مثلا باموهایشان بازی می‌کنند یا مدام موبایل دستشان است. اگر می‌خواهید احساس جذابیت بیشتری بکنید، باید کاملا به کسانی که با شما صحبت می‌کنند توجه نشان دهید. چراکه وقتی افراد ببینند شما به آنها توجه نشان می‌دهید شما را جذابتر می‌بینند. ۵. بخندید و لبخند بزنید وقتی در طی روز مدام غر می‌زنید و اخم می‌کنید انتظار جذابیت هم نداشته باشید. ناامیدی ودرماندگی سریع حال شما را می‌گیرد و از میزان جذابیت شما می‌کاهد. پس بهتر است که مدام بخندید و لبخند بزنید چراکه این کار زیبایی درون شما را به نمایش می‌گذارد. لبخند زدن همیشه مثبت است، وقتی لبخند می‌زنید هم خودتان با خودتان ارتباط و پیوند بیشتری پیدا می‌کنید، هم دیگران با شما. ۶. هوشمندانه‌تر لباس بپوشید وقتی شما لباس‌هایی مناسب سایزتان که زیبا هم هستندمی‌پوشید ناخوداگاه احساس جذابیت بیشتری می‌کنید. لباس‌ها واقعا روی افراد تاثیر گذارند و اغلب ما دیگران را از روی نحوهٔ لباس پوشیدنشان می‌سنجیم. پس سعی کنید در برداشت اول تاثیرگذار باشید. ۷. دوستانه‌تر رفتار کنید آیا همش به دیگران گیر می‌دهید؟ شاید بهتر باشد کمی دوستانه‌تر عمل کنید، اینطوری مطمئنا خودتان اولین نفری هستید که احساس بهتری پیدا می‌کند. ۸. با اعتماد بنفس گام بردارید وقتی راه می‌روید سرتان را بالا بگیرید، اینطوری مسلما احساس راحتی و جذابیت بیشتری می‌کنید. اگر می‌خواهید دیگران بدانند که شما چقدر خودتان را قبول دارید، حتما روی نحوهٔ راه رفتنتان کار کنید. جوری راه بروید که سوی چشمانتان رو به جلو باشد. صاف باستید و شانه‌هایتان را خم نکنید. اینکه روی حالت بدن‌تان کار کنید، روی سلامتی‌تان هم تاثیرگذار است. ۹. باورهایتان را رها نکنید افرادی که به باورها و عقایدشان ایمان دارند به طرز باورنکردنی‌ای جذابند. اگر هر روز باورتان را نسبت به یکی از عقایدتان از دست بدهید باعث می‌شود از خودتان احساس رضایت نداشته باشید. به خاطر همین سعی کنید لیستی از چیزهایی که بسیار برایتان ارزشمند هستند تهیه کنید و سعی کنید همیشه از آنها دفاع کنید. هرچه بیشتر به عقاید خود احترام بگذارید، دیگران هم به شما احترام بیشتری خواهند گذاشت. منبع: دیجی رو منبع: beautyandtips مترجم: نهال سهیلی فر
  15. آنهایی که با عشق ازدواج می‌کنند، با این امید که آینده‌ای شاد در انتظارشان باشد زندگی مشترک خود را شروع می‌کنند، اما با توجه به آمار روزافزون طلاق، معلوم می‌شود زوج‌های زیادی امیدشان برباد می‌رود. زندگی زناشویی زمانی حفظ می‌شود که زوج‌ها ارتباطی موثر با هم داشته و هردو از انجام کارهایی که به رابطه‌شان آسیب می‌زند اجتناب کنند. اهمیت ندادن به همسر اگر تلاش‌ها و لطف‌های همسرتان را درک نکنید موجب دلخوری و ناامیدی او خواهید شد. نادیده گرفتن همسر و اهمیت ندادن به او از محق دانستن خود، ناشی می‌شود.همسران خودخواهی که بابت کارهای همسران‌شان قدردانی نمی‌کنند، نارضایتی و خشم پنهان را وارد زندگی خود می‌کنند. این همسران حق به جانب، هرگز تحسین و تشکر نمی‌کنند اما در عوض مدام در حال شکایت کردن و ایراد گرفتن هستند. نداشتن ارتباط عمیق و آشکار آنهایی که بلد نیستند خوب ارتباط برقرار کنند، شنونده‌های خوبی هم نیستند؛ آنها به حرف همسرشان توجهی ندارند و علاقه‌ای به چیزهایی که همسرشان بازگو می‌کند ندارند، مدام حرفش را قطع می‌کنند و سعی می‌کنند پیشاپیش حدس بزنند همسرشان چه می‌خواهد بگوید و طبق همین پیش بینی‌ها قضاوت هم می‌کنند. اما همسران عاقل و مهربان، با صداقت و روراستی ارتباط برقرار می‌کنند. وقتی همسران چیزی را که واقعا منظورشان است واضح بیان نمی‌کنند، معمولا مشکلاتی را به بار می‌آورند. زیر ِ قول زدن وفا نکردن به قول و قرارها، اطمینان و اعتماد را بین همسران نابود می‌کند. عهد و پیمان‌های شکسته، یعنی نداشتن ارتباط خوب با همسر. مخصوصا وقتی به همسرتان قول می‌دهید رازی را افشا نکنید و به این قول‌تان وفادار نمی‌مانید، در واقع به اعتماد او خیانت کرده‌اید. جر و بحث‌های ناشیانه خطاهای گذشته را یادآوری کردن حین جر و بحث، جنبه‌ی منفی گفتگوهای‌تان را تقویت می‌کند. جملاتی که با «تو همیشه» و «تو هرگز» شروع می‌شوند معمولا همسر را مورد ستیز قرار می‌دهند. از کاه کوه ساختن و یک مسئله‌ی کوچک و بی‌اهیمت را به معضلی پیچیده تبدیل کردن، تهدید به جدایی و مورد اتهام قرار دادن اعضای خانواده‌ی همسر و بحث کردن سر ِ آنها، همه و همه مقدمات یک فاجعه را فراهم می‌کنند. ناسزاگویی و خشونت بدنی، تقریبا تضمین کننده‌ی پایان رابطه هستند. عدم تقبل اصلاح اشتباه داشتن این نگرش که «من همینم که هستم، چه بخوای چه نخوای»، خودخواهی را ثابت می‌کند و نشان می‌دهد شما آنقدر به همسر و رابطه‌ی زناشویی‌تان اهمیت نمی‌دهید که برای اصلاح اشتباهات خود تلاش کنید، حتی وقتی که می‌دانید همسرتان بابت این موضوع ناراضی و آزرده است. انتقاد و عیبجویی انتقاد از همسر مخصوصا جلوی دیگران، آسیب زننده است. اگر هرگز از همسرتان تقدیر و تحسین نکنید و مکررا هم شکایت کنید و غُر بزنید و فقط از همسرتان انتظار تغییر داشته باشید، زندگی مشترک‌تان به شدت تهدید خواهد شد. مقایسه‌ی همسر با همجنس خودش هم کار خطرناکی است که می‌تواند زندگی‌تان را نابود کند. دروغ و خیانت روابط خوب بر پایه‌ی اعتماد و اطمینان قرار دارند، بنابراین دغل‌کاری و دروغ پردازی یک ضربه‌ی بزرگ بر پیکره‌ی روابط شماست. دروغ گفتن در مورد روابط گذشته و شرایط مالی فعلی، از تهدیدهایی هستند که رابطه‌ی همسران را خدشه دار می‌کنند. فریب دادن همسر، علامت قطعی خیانت و عهد شکنی است. سرکوفت زدن به همسر همسران نابالغی که هنوز نمی‌توانند مسئولیت رفتارها و کارهای خودشان را تقبل کنند معمولا زندگی‌های پردردسری دارند. آنها هرگز بابت اشتباهات خود عذرخواهی نمی‌کنند و فقط همسرشان را مقصر می‌دانند، برای رفتارهای بد خود، بهانه تراشی می‌کنند و همسرشان را متهم می‌کنند که باعث و بانی نارضایتی و ناراحتی آنهاست. سرباز زدن از رابطه‌ی جنسی رابطه‌ی جنسی عاشقانه، همسران را به یکدیگر پیوند می‌دهد. نادیده گرفتن این جنبه از زندگی زناشویی می‌تواند اساس روابط‌ تان را تحلیل ببرد. همچنین احتمال اینکه همسرتان به دنبال رابطه‌ی فیزیکی با شخص دیگری برود هم زیاد می‌شود. تفریح نکردن زوج‌هایی که فعالیت‌های مفرح ندارند، خودشان را از فرصت ِ پیوندهای عمیق‌تر با یکدیگر محروم می‌کنند. اینکه تفریحات خود را از همسرتان کاملا مجزا کنید و مدام به سرگرمی‌هایی بپردازید که وقتی برای پرداختن به علاقه مندی‌های همسرتان باقی نمی‌گذارد، به ضرر زندگی مشترک شماست. حتما برای با هم بودن و با هم خوش گذراندن وقت بگذارید و روی لذت‌های همسرتان تمرکز کنید و فرصت‌هایی را بیابید که بتوانید با هم بیشتر بخندید و شادی کنید. منبع: برترین ها
  16. مهم نیست شکل رابطه شما چگونه است، اما این مهم است که چه احساسی نسبت به رابطه خود دارید. اگر می‌خواهید بفهمید در یک رابطه سالم قرار دارید یا رابطه عاطفی، دوستی یا کاری‌تان بیمار و مخرب است باید به احساسات خودتان توجه کنید. احساسات همه چیز را به شما می‌گویند.‏ به نقل از ویژه نامه خانواده ضمیمه روزنامه اطلاعات، متاسفانه کسانی که در چرخه معیوب و بیمار رابطه قرار می‌گیرند ترجیح می‌دهند مشکلات را انکار کنند. آنها حتی احساسات خود را نادیده می‌گیرند و بهانه‌ای برای مشکلات رابطه، بدرفتاری‌ها و خشونت‌ها پیدا می‌کنند. اما همیشه انکار و امتناع کارساز نیست و ناکارآمدی رابطه و کنار آمدن با شرایط بد غیرممکن می‌شود. این سیکل معیوب باعث می‌شود فرد متوجه آنچه واقعا در رابطه می‌گذرد نباشد و خوب و بد رابطه را درست تشخیص ندهد. در نتیجه کنار آمدن با رابطه دشوارتر می‌شود.‏ انکار مشکلات رابطه چیزی را حل نمی‌کند. بهتر است رابطه‌های سمی را بشناسید و متناسب با موقعیت خود راهی برای حل مساله پیدا کنید. عشق، دوستی و همکاری بیمارگونه را رها کنید و به فکر چاره باشید.‏ زندگی با آدم پرخاشگر منفعل کسی که دچار پرخاشگری منفعل است با سکوت و تلافی‌های بی‌موقع و نامشخص شما را آزار می‌دهد. این مساله به ویژه در رابطه‌های عاشقانه دردسر ساز است. گاهی ممکن است اصلا نفهمید چرا مجازات می‌شوید. چرا کسی که عاشقش هستید با شما قهر کرده، کتاب‌هایتان را دور ریخته، یا شماره تلفن‌هایتان را پاک کرده است. مجازات و تنبیه برای کار اشتباهی که خودتان هم نمی‌دانید چیست یکی از بدترین شکل‌های آزار روحی است. آیا دائما با این نوع پرخاشگری شکنجه می‌شوید؟ شما در یک رابطه بیمار و سمی قرار دارید.‏ ‏ حسادت و بازی پیدا کردن مقصر آدمیزاد گاهی دچار حسادت می‌شود. اما اگر شما در رابطه‌ای هستید که هر لحظه در آن بخاطر حسادت متهم به کار نکرده می‌شوید. یا اگر بخاطر حسادت شدید طرف مقابل بهترین فرصت‌های زندگی‌تان را از دست داده‌اید این رابطه سمی است. فرقی نمی‌کند این رابطه یک رابطه کاری باشد یا یک دوستی و یا عاطفی باشد. حسادتی که در آن مانع پیشرفت شما بشوند و شما را متهم به اشتباه کنند تا سد راهتان شوند بیمارگونه است و باید در مقابل آن ایستاد.‏ انتقاد و تحقیر هیچ کس کامل نیست. هرچقدر به آدمی نزدیک بشوید بیشتر این موضوع را درک می‌کنید و ضعف‌ها یا اشتباهات را بهتر می‌شناسید. به همین ترتیب دیگران هم بیشتر متوجه ضعف‌ها و خطاها می‌شوند. بعید نیست در یک رابطه صمیمی یا عاطفی برای اصلاح امور و بهبود رابطه کسی به شما انتقاد کند. کسی با انتقاد کردن مشکل ندارد. اما اگر انتقاد راهی برای تحقیر و خوارکردن دیگری باشد دیگر نمی‌توان آن را خوشایند و از روی حسن نیت قلمداد کرد. اگر بارها زیر بار انتقادهای کوبنده و تحقیر‌آمیز خرد شده‌اید. اگر احساس می‌کنید بی‌ارزش، سطحی وبی‌اهمیت هستید باید بدانید که این احساسات حقیقت ندارند. چیزی که حقیقت دارد قرار گرفتن شما در یک رابطه مسموم است.‏ جر و بحث بدون برقراری ارتباط ‏ غرولند و جرو بحث با عزیزترین همراه یا دوست و همکار طبیعی است. این بسیار عادی است که گاهی از دست هم ناراحت شوید و بر سر موضوعی بحث کنید. اما اگر در این جروبحث‌ها تعاملی خوشایند شکل نگیرد و شما همواره بحث‌های بی‌نتیجه، همراه با توهین، فحاشی یا تحقیر داشته باشید این زنگ خطری برای رابطه است.‏ انرژی منفی خیلی مهم است که در کنار دیگران احساس آرامش و راحتی کنید. اگر در کنار کسی هستید که شما را می‌ترساند، باعث خستگی و بی حوصلگی‌تان می‌شود و وجودش انتقال دهنده همه انرژی‌های منفی است یعنی آدم درستی را برای رابطه انتخاب نکرده‌اید. انرژی منفی دیگران روی سلامت روان، جسم و احساسات‌تان اثر می‌گذارد. واقعا چه لزومی دارد در ارتباطی قرار بگیرید که باعث نگرانی و اضطراب می‌شود؟ پرهیز از یکدیگر ما در مورد حریم خصوصی حرف نمی‌زنیم. اگر تا جایی که ممکن است از همسر، دوست یا همکارتان پرهیز می‌کنید و از او فراری هستید باید کمی بیشتر در مورد این رابطه تامل کنید. این اصلا عادی نیست که ترجیح بدهید از تعاملات روزمره روی‌ برگردانید و به خلوت و تنهایی خودتان بروید. حقیقت این است که چیزی در این رابطه آزارتان می‌دهد. اگر این مساله آنقدر آزاردهنده است که باعث فرار شما شده چرا این رابطه را ادامه می‌دهید. خودتان نیستید رابطه‌ای که مجبور هستید خود و احساساتتان را سانسور کنید، در آن نمایش بازی کنید، رفتار و یا باورهایتان را به اجبار تغییر بدهید رابطه سالمی نیست. اگر کسی شما را همانطور که هستید نمی‌خواهد و شما را وادار به دروغ، تظاهر و ریاکاری می‌کند قدری بیشتر تامل کنید. هیچ چیز بدتر از آن نیست که در رابطه‌ای اسیر شوید و نقاب بزنید.‏ فقط به فکر خوشحال کردن دیگری هستید خیلی خوب است که دیگران را خوشحال کنید و رضایت خاطر آنها را در موارد مختلف لحاظ کنید. اما این اصلا درست نیست که فقط در حال ارائه خدمات برای خوشحالی دیگران باشید. سهم شما با کسی که با او در رابطه عاطفی و دوستی هستید برابر است. اگر چیزی دریافت نمی‌کنید، خوشحال نمی‌شوید و دیگران باعث خوشحالی شما نمی‌شوند این رابطه سالم نیست.‏ گذشته رابطه آزارتان می‌دهد اگر مرور خاطرات هرگز چیز خوشایندی را به یادتان نمی‌آورد این زنگ خطری برای رابطه است. ممکن است اشتباهاتی رخ داده باشند که به سختی توانسته باشید فراموششان کنید. اما اگر چشم‌هایتان را می‌بندید و هیچ تصویر شیرین و خاطره زیبایی را به یاد نمی آورید، اگر از فکر کردن به گذشته هراس دارید و هیچ امیدی برای بهبود آن در آینده هم نمی‌بینید این رابطه مسموم و خطرناک است.‏ اگر همواره دروغ می‌شنوید در یک رابطه سالم دلیلی برای پنهان کاری و دروغگویی وجود ندارد. به طور معمول هر آدمی چیزهایی بسیار شخصی دارد که ترجیح می‌دهد آنها را بازگو نکند. اما اگر شما در رابطه‌ای هستید که دائما برای چیزهای کوچک و بزرگ بی‌دلیل دروغ می‌شنوید احتمالا با یک دروغگوی مرضی سرو کار دارید. همراهی و معاشرت با یک دروغگو بسیار سخت و ترسناک است.‏ پیدا کردن رابطه سالم و درست کار سختی است. کمی که دقت کنید متوجه می‌شوید خیلی از رابطه‌ها مسموم هستند. برخی از روابط مسموم قابل کنترل و پرهیز هستند. اما زندگی در کنار آدمی که باعث خوشی و آرامش‌تان نمی‌شود، یا دوستی با کسی که بیش از اندازه دروغ‌گو، منتقد یا حسود است و همکاری با آدمی که همواره انرژی منفی می‌دهد اصلا کار آسانی نیست. ‏ مشکل را بشناسید و راه چاره‌ای برای آن پیدا کنید. گاهی راه چاره حذف آدم‌های مسموم است، در مواردی باید فاصله ایجاد کنید و در مواردی هم باید با روش‌های هوشمندانه بدون اینکه آسیب ببینید با آدم سمی کنار بیایید. مهم این است که بفهمید چرا در رابطه‌ای خوشحال نیستید و اینقدر آزار می‌بینید.‏ منبع: سلامت نیوز
  17. جمله‌ های منفی به راحتی ازدواج‌هایی که سالیان سال ادامه داشته‌اند را ویران می‌کند. اگر ارتباط و احترام بین شما و همسرتان ضعیف‌تر شده است، احتمالاً نگران زندگی‌ زناشوییتان شده‌اید. برای داشتن ازدواجی بادوام، محکم و شاد، سه چیز باید بین شما ماندگار باشد: ارتباط کلامی، احترام متقابل و تعهد. اگر شوهر شما مدام این جملات را به زبان می‌آورد، راحت با او درمورد احساسی که این جملات در شما ایجاد می‌کند، با او حرف بزنید. او باید درکتان کند و به احساسات و نظرات شما احترام بگذارد. ۱. «حوصله‌ام سر رفته!» گاهی اوقات ایجاد تغییر و وقفه در برنامه‌ عادی روزانه خیلی خوب است. از خودتان بپرسید که آیا از برنامه عادی‌تان در رابطه راضی هستید؟ فکر می‌کنید شوهرتان راضی است؟ خیلی مهم است که هر از گاهی برنامه‌ها و فعالیت‌های متفاوتی در رابطه‌تان داشته باشید تا عشقتان قوی‌تر شده و ارتباط احساسی بینتان عمیق‌تر شود. ۲. «تو هیچوقت حرف‌های منو نمی‌فهمی» یا «تو منو درک نمیکنی» زن‌ها و مردها به طریقی متفاوت فکر می‌کنند. به همین دلیل گاهی اوقات ارتباط بین یک زوج پیچیده می‌شود. اگر شوهر شما شکایت دارد که شما هیچوقت حرف او را متوجه نمی‌شوید یا درکش نمی‌کنید، وقت بگذارید و خوب به حرف‌هایش گوش کنید. خوب گوش کردن برای دوام هر رابطه‌ای اهمیت دارد. ۳. «تو هیچوقت عوض نمیشی» تغییر سخت است. اما اگر شوهر شما مدام شکایت دارد که شما قادر به عوض شدن نیستید، با او درمورد اینکه چرا کارهایی که مورد پسند او نیست را آنطور انجام می‌دهید. حرف زدن درمورد این موضوعات و استدلال منطقی شما باعث خواهد شد که درکتان کند. ۴. «تو چرا مثل …. نیستی؟» مقایسه کردن روابط را ویران می‌کند. اگر شوهر شما مدام شما را با مادر، دوستان، خواهرها یا زنان دیگر مقایسه می‌کند، یعنی به آنچه هستید ارزش نمی‌گذارد. به این وضعیت خوب فکر کنید و تصمیمی بگیرید که برای سلامتی و خوشبختی‌تان بهتر باشد. ۵. «تو دیگه اون آدمی که من عاشقش شدم نیستی» تغییرات فیزیکی، احساسی و عقلانی با گذشت زمان ایجاد می‌شود. اگر شوهرتان مدام از این جمله استفاده می‌کند، متوجه نیست که خودش هم دیگر آن فردی که شما عاشقش شده بودید نیست. غیرممکن است که در طول سال‌ها هیچ تغییری نکنید. برای داشتن ازدواجی موفق، شما باید هر دو کنار هم رشد کرده و تغییر کنید و بعنوان یک زوج به این تغییرات همدیگر احترام بگذارید. ۶. «هر چی تو بگی درسته» یا «هر جور خودت دوست داری» این عبارات نشاندهنده فقدان علاقه به کارهای شماست. دلیلش این نیست که شما بر رابطه مسلط هستید و او تابع نظرات شماست. دقیقاً برعکس! این رفتار ادامه‌دار نشاندهنده فقدان علاقه و هیجان در ازدواج شماست. رمز داشتن ازدواجی موفق، رسیدگی به مسائل جزئی و کوچک نیست، بلکه اعتماد کردن به هم و حرف زدن با همدیگر است. برای حل مشکلاتتان با هم وقت بگذارید تا بتوانید زندگی شاد را کنار هم تجربه کنید. منبع: مردمان منبع مقاله : familyshare.com مترجم : زینب آرمند
  18. ایا به دنبال رابطه ای هستید که بتواند ارتباطات قوی تر و بهتری ایجاد کند؟ شما باید در مورد انرژی که می‌تواند تواناییتان را به رابطه مثبت تبدیل کند و از تنهایی جلوگیری نماید اطلاعاتی داشته باشید. با کمک تغییراتی که در ادامه بیان خواهیم کرد می‌توانید تمامی انرژی‌های مثبت را به سمت خود بکشید. در این مقاله ۴ قانونی را بیان می‌کنیم که می‌تواند در ساخت یک رابطه خوب به شما کمک کند. پس همراه ما باشید. قانون اول: ما چیزی که هستیم را به خود جذب می‌کنیم هرچقدر انرژی مثبتی به سمت دیگران بفرستید، انرژی مثبت بیشتری دریافت خواهید کرد. هرگز افکار منفی را به ذهن خود راه ندهید. حتما شما نیز شنیده اید که می‌گویند عشق، عشق را جذب می‌کند. ناراحتی و افسردگی نیز همین شرایط را به خود جلب خواهد کرد. اول از هر کاری باید بدانید در رفتارها و طرز فکر شما چه چیزی مثبت است و چه چیزی می‌تواند تاثیر منفی داشته باشد. اگر از نقطه مثبت فاصله گرفته اید اصلا نگران نباشید. این یک تکامل است. به این فکر کنید که بیشترین ارزش در زندگی شما و دیگران چیست. شما می‌توانید این نقاط مثبت را بیشتر تقویت کنید. ایده اصلی، جذب تعاملات پرورش دهنده است. تمرینات زیر به شما کمک خواهد کرد سیگنال‌های مثبت را افزایش دهید. بهترین کیفیت زندگی خود را تشخیص دهید و آن را به جهان عرضه کنید.قبل از اینکه افراد جدیدی را ملاقات کنید یا به سمت رویدادهای مهم بروید، به خودتان بالاترین اولویت را بدهید. با خودتان بگویید: قرار نیست بر روی نقاط منفی خود تمرکز کنم. باید بر روی نقاط قوت خود تمرکز داشته باشم. باید به انرژی‌های مثبت و احساس خوبی که در درون من وجود دارد اعتماد کنم. چنین طرز فکری شما را به سمت جلو هدایت می‌کند. قانون دوم:شهود و درک مستقیم باعث شفاف سازی انتخاب‌های هوشمند می‌شود: رابطه یک موضوع عجیب است. حتی زمانی که چشمان خود را باز کرده اید و دقت زیادی بر روی رابطه خود دارید باز هم ممکن است برای شما تیره و تار باشد. ما یاد گرفته ایم نتیجه گیری‌های خود را از طریق داده‌های سطحی به دست آوریم. اما قانون جاذبه پا را فراتر گذاشته و به عمق مسائل می‌نگرد. برای اینکه بتوانید از این قانون به نفع خود استفاده کنید باید موارد دیگری را نیز مدنظر داشته باشید. به درک و شهود خود در مورد رابطه احترام بگذارید و سازگاری‌های موجود را برجسته سازید. چیزی که باعث ایجاد یک تصویر مبهم از رابطه می‌شود اضطراب یا جاذبه جنسی شدید است. تمرینات زیر به شما کمک می‌کند به چنین توانایی دست پیدا کنید: رابطه یا موقعیتی را انتخاب کنید که نیاز به شفاف سازی داشته باشد. ممکن است در مورد یک رابطه دوستی احساس سردرگمی بکنید. پس همین رابطه را انتخاب کنید. آن را بر اساس معیارهای شهودی و ادراکی اجرا کنید. ایا در مورد آن احساس مشکل، عصبانیت، امنیت یا پر انرژی بودن دارید؟ ناامنی،شهوت یا لجاجت می‌تواند بر روی قضاوت شما از یک رابطه تاثیر بگذارد. اگر فردی احساس مثبتی داشته باشد، احتمالات را کاوش می‌کند. اگر احساس مبهمی در مورد رابطه وجود داشته باشد باید متوقف شوید و همه چیز را از اول مورد بررسی قرار دهید. اگر همه احساسی که در مورد یک رابطه دارید منفی است، بهتر است آن را برای همیشه کنار بگذارید. قانون سوم: دیدن نکات مثبت در افراد می‌تواند آن‌ها را جذب کند: به جای اینکه به صورت ناخودآگاه نکات منفی افراد را برجسته کنید، سعی کنید موارد مثبت را بیشتر از قبل ببینید. اگر نکات منفی مشاهده کردید به صورت مودبانه آن را اصلاح کنید یا اصلا آن را نادیده بگیرید. هدف شما به دست اوردن نکات مثبت طرف مقابل در یک رابطه است. همه ما دوست داریم اطرافیانمان نکات مثبتی که در وجودمان قرار دارد را تایید کنند. اگر می‌خواهید با فردی رابطه برقرار کنید، به دارایی‌های مثبتش توجه کنید. بنابراین به جای اینکه نکات منفی را برجسته کنید بر روی نکات مثبت دست بگذارید. شما می‌توانید کارهای زیر را نیز انجام دهید: به افرادی که دوستشان دارید بگویید که چقدر قدردان زحماتشان هستید. به افرادی که زیاد دوستشان ندارید نیز همین موضوع را بگویید. درک خود را تنظیم کنید. بر روی نکات مثبت هر فردی که ملاقات می‌کنید تمرکز کنید. توانایی سایر افراد را تحسین کنید. قانون چهارم:بخشنده باشید. بخشندگی دارایی‌های مادی و معنوی شما را بیشتر می‌کند: بخشندگی احساس بسیار خوبی در فرد ایجاد می کند. اینکه بتوانید با تمام وجود خود ببخشید باعث می‌شود بیشتر از قبل انرژی‌های مثبت را از اطراف خود دریافت کنید. برای به دست آوردن انرژی بیشتر، بخشنده باشید. استراتژی‌های زیر در انجام اینکار به شما کمک خواهد کرد. اگر با تمام وجود خود ببخشید نتایج مثبتی در زندگی دریافت خواهید کرد. خود به خود ببخشید: هر زمانی که وقت کردید به دوستان و همکاران خود هدیه ای بدهید. هدیه شما هر چیزی می‌تواند باشد. لازم نیست این هدیه مادی باشد. گاهی کمک در انجام کارها بهترین روش برای شاد کردن دیگران است. به صورت ناشناس ببخشید: به دنبال یک پیرزن یا پیرمرد در خیابان راه بروید و در حمل بارها یا عبور از خیابان به او کمک کنید. کاری کنید که دیگران از وجود شما لذت ببرند. برای اینکه بتوانید شاد باشید و با خوشحالی زندگی کنید باید دیگران را شاد کنید. از قوانینی که در این مقاله بیان کردیم برای ایجاد روابط خوب و پایدار استفاده کنید. از هر موفقیتی لذت ببرید. خودتان را با موارد بیهوده ناراحت نکنید. منبع: مجله سلامت
  19. ۴۰ انتخابی درستی که پشیمان نمیشوید شخصیت، هوش، ژن‌ها و شرایط زندگی همه در زندگی‌ای که داریم نقش دارند. اما در میان این پارامترها، انتخاب‌های ما هم تاثیرگذار هستند. انتخاب‌هایی که می‌توانند زندگی مار ا بهتر کنند یا کلا همه چیز را خراب کنند و برایمان افسوس و پشیمانی به ارمغان بیاورند. در ادامه ۴۰ انتخاب آورده شده که از انجام آنها پشیمان نخواهید شد و به افزایش شادی، سلامتی و آرامش ذهنتان کمک خواهند کرد. در ادامه با دیجی رو همراه باشید. ۱.احساسات واقعی خود را بیان کنید حتی اگر ترسیده‌اید یا معذب هستید. ۲. سعی کنید نکنید مدام کسانی که در زندگی‌تان هستند را تغییر بدهید. آنها را همانطور که هستند بپذیرید و دوست داشته باشید. ۳. اشتباهات خود را بپذیرید و بخاطر آنها درخواست بخشش کنید. ۴. وقتی نمی‌توانید واقعا به تنهایی از پس چیزی بر بیایید از یک مشاور کمک بگیرید. ۵. لباس‌هایی که سال گذشته نپوشیده‌اید را دور بریزید یا اهدا کنید. ۶. غیبت نکنید. ۷. هرچه می‌توانید زودتر از سرکار به خانه بیایید تا وقتتان را بیشتر به خانواده‌تان بگذرانید. ۸. کارهایی که سالها رویای آن را در سر داشته‌اید انجام دهید. ۹. ورزش را به بخش جدانشدنی زندگی‌تان تبدیل کنید. ۱۰. هر روز یک چیز جدید یادبگیرید. ۱۱. به نیازمندان با لبخند کمک کنید. ۱۲. رابطه‌ای که شما را آزار می‌دهد تمام کنید. ۱۳. مدیتیشن کنید. ۱۴. حقیقت را در هر شرایطی بگویید. ۱۵. وقت کمتری را با کامپیوتر، موبایل و تلویزیون بگذرانید. ۱۶. به دیگران اظهار محبت کنید. ۱۷. خشم‌تان را سریع فروکش کنید و بخشنده باشید. ۱۸. کاری که دوست دارید را انجام بدهید حتی اگر حقوق آن کم باشد. ۱۹. با کودکان خود همواره صادق باشید. ۲۰. بجای اینکه در سرگردانی به سر ببرید تصمیم بگیرید. ۲۱. روی چیزی که می‌دانید درست است پافشاری کنید. ۲۲. گاهی اوقات دیوانه بازی دربیاورید. ۲۳. به تفکر بقیه درباره ی خودتان اهمیت ندهید. ۲۴. روی کاری که می‌کنید کاملا تمرکز کنید و سعی کنید آن را تمام کنید. ۲۵. بله و نه را با رضایت بگویید. ۲۶. برای آخر هفته ی خود برنامه ی تفریحی بریزید. ۲۷. کامپیوتر و زبان بلد باشید. ۲۸. با بزرگترهای خود وقت بگذرانید و از آنها چیز یاد بگیرید. ۲۹. فست فود را کنار بگذارید و سبزیجات بیشتری مصرف کنید. ۳۰. وقتی کسی به کمک شما احتیاج دارد درخواست او را رد نکنید. ۳۱. ماه، ستاره، رنگین کمان و بارش برف را به تماشا بنشینید. ۳۲. با خانواده تان بازی کنید. ۳۳. کسی که لایق هست را تحسین کنید حتی اگر احساس حسادت می‌کنید. ۳۴. راجع به سیاست و دین با دیگران بحث نکنید. ۳۵. علیرغم ترس اقدام کنید. ۳۶. شکست را بپذیرید و سعی کنید از آن در جهت پیروزی استفاده کنید. ۳۷. قبل از خوابیدن ظرف‌ها را بشویید. ۳۸. همیشه آرام و با احتیاط رانندگی کنید حتی اگر عجله دارید. ۳۹. سعی کنید تنهایی هم اوقات خوبی را سپری کنید یا به عبارتی بلد باشید تنها باشید. ۴۰. به جای فیلم‌های خشن فیلم‌های سرگرم کننده را انتخاب کنید. شما چه موارد دیگری به ذهنتان می‌رسد که با انجام آنها در زندگی پشیمان نخواهید شد؟ منبع: دیجیرو مقاله از : نهال سهیلی فر -31 تیر 1396
×