رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'نویسندگی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

21 نتیجه پیدا شد

  1. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    از زمانی که یک مغازه اجاره کردم و رفت و آمدم به بانک بیشتر شده ، یکی از اساسی ترین سوالات ذهنم اینکه چرا کارمندان بانک بین مشتری هاشون فرق میزارن و بین پولدار و کم پول تفکیک قائل میشن، توی بانک ها کسی که پولدار باشه بدون گرفتن نوبب در اندک زمانی کارش راه می افته کسی که پولدار باشه نه تنها کارمندان بلکه رئیس بانک براش احترام قائله کسی که پولدار باشه راحت تر وام بهش میدن و حتی تا جایی پیش میره که ضامن ازش نمیخوان وقتی پولدار باشی احترام و ارزش داری و به زبان دیگر چون تو پولدار هستی احترام و ارزش داری..... .................................. همین امروز وقتی یکی از بازاریان معروف شهر وارد بانک شد حتی یک ثانیه وقت برای نوبت گرفتن نگذاشت اما هیچکس بهش اعتراض نکرد این آدم مثل آب خوردن کارش راه افتاد و خیلی خوشحال بانک رو ترک کرد . در دنیای ما، اگر ثابت کنی پولدار هستی میتونی به راحتی حقوق دیگران رو پایمال کنی ، به زبان دیگر اگر میخواهی حقوق دیگران رو پایمال کنی باید ثابت کنی پولدار هستی ..................................... وقتی 12 سالم بود فلیمی دیدم که موضوعش شروع برده داری در آمریکا بود ، اروپاییان با بد ترین و وحشیانه ترین نوع رفتار ، مردم آفریقا را سوار بر کشتی های بزرگ و کوچک میکردند و آنها را برای بردگی به آمریکا میبردند.هر کس در کشتی مریض میشد او را زنده زنده به دریا می انداختند، و با اینکه بسیاری از ملوانان کشتی سیاه بودند هیچ شورشی بر علیه سفید ها اتفاق نمی افتاد و از همه بدتر این بود که ملوانان سیاه رفتار غیر انسانی تری نسبت به ملوانان سفید با همنوعان خود داشتند.....مدت ها ، پیش خودم میگفتم اینا همش الکی هست مگه میشه آدما تا این حد احمق باشن که تن به این حقارت ها بدن اما بعدا زمانی که بزرگتر شدم فهمیدم انسان های ضعیف در اصل چوب همین حماقت ها شونو دارن میخوردن. . . اتحاد و همبستگی ، همراه با آشتی ملی رمز دست یابی به اعتدال و عدالت اجتماعی است که متاسفانه ما هنوز از آن بی بهره ایم. . . ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  2. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    مکان:پارک لاله تهران زمان:ساعت 17 تاریخ:جمعه 9 شهریور 1397 .............................. در یکی از برنامه های غذا رسانی که در پارک لاله برگزار کرده بودیم در هنگام غذا دادن به گربه ها، شهروند مُسنی آمد پیش من و با لحنی ناراحت ، بی مقدمه گفت: «چن مدت پیش یه گروه شش هف نفره آمده بود اینجا برای همین کاری که شما دارین انجام میدین اما موقه ای که گربه ها جمع شده بودن و داشتن غذا میخوردن سه چارتاشونو گرفتن و انداختن تو یه قفس ، وقتی ازشون پرسیدم چرا دارین این کار رو میکنین گفتن ما حامی حیوانات هستیم و این گربه ها رو داریم برای درمان میبریم» در ادامه این آقا گفت:رفتارشون با گربه ها به حامی حیوانات نمیخورد، من آدمای زیادی رو دیدم که میان اینجا و غذا رسانی میکنن .............................. این شهروند بعد از اینکه من قول پیگیری این موضوع را دادم و شماره همراه مرا گرفت خداحافظی کرد و رفت..... .............................. بعد از یک هفته پیگیری بلاخره متوجه شدم گروهی که خود را حامی حیوانات و فعال محیط زیست معرفی کرده اند مدت هاست در ظهر وسط هفته در پارک ها برنامه ی به ظاهر غذا رسانی به حیوانات برگزار میکنند اما بعد از به دام انداختن و بردن گربه های بیچاره آنها را میکشند و گوشتشان را به رستوران های خارج از شهر میفروشند. لطفا مراقب باشید ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  3. نیم فاصله فرض کنید دارید مطلبی را برای چاپ یا حتی انتشار در وب آماده می‌کنید و متن چیزی شبیه به متن زیر است: در نگاه اول جمله بالا هیچ مشکلی ندارد ولی اگر متن justify شده باشد چطور؟ اگر کمی ابتدا متن طولانی‌تر شود، تغییری ایجاد خواهد شد؟ با کمی دقت متوجه خواهید شد در کلمه "می خواهد" نصف کلمه در خط اول و نصف آن در خط دوم است. راه‌حل یا سولوشنی که برای حل این مشکل وجود دارد استفاده از نیم فاصله است. در واقع نیم فاصله یک کاراکتر با عرض خیلی کم است که کلمات را به هم می‌چسباند و "می خواهد" را به "می‌خواهد" تبدیل می‌کند. مثلا برای متن بالا: حالا با کمی دقت در همین مطلب یا دیگر مطالب ما، متوجه رعایت این مورد خواهید شد. برای ایجاد نیم فاصله می‌توان از چندین روش می‌توان استفاده کرد، مثلا کلیدهای ترکیبی Alt + 0157 یا کلیدهای ترکیبی Ctrl + Shift + 2 و غیره. همچنین برای ورد نیز می‌توانید این مورد را شخصی‌سازی کنید. ساده‌نویسی برای ساده‌نویسی فقط کافی است از جملات پیچیده و طولانی اجتناب کنید. فراموش نکنید که ساده‌نویسی به معنی محاوره‌نویسی نیست، بلکه استفاده از کلمات رسمی و در حین حال قابل‌فهم است. فارسی در برخی از متون تخصصی جایگاهی ندارد. درست است که زبان فارسی، زبان ادب-هنر است ولی این دلیل نمی‌شود که متعصبانه به آن نگاه کنیم و سعی کنیم هر کلمه‌ای را فارسی‌سازی کنیم. بهترین راه این است که ببینیم آیا کلمه‌ای معادل فارسی جا افتاده‌ای دارد و بد نیست نیم نگاهی نیز به جامعه مخاطب بیاندازیم و ببینیم از چه واژه یا اصطلاحی استفاده می‌کنند. در اولین مطالبی که در باورژن منتشر می‌کردیم، اصل ساده‌نویسی را رعایت نمی‌کردیم و سعی می‌کردیم ساعت‌ها وقت صرف یافتن یا ساختن معادل فارسی یک کلمه یا اصطلاح کنیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که این‌کار نه تنها سودی برای مخاطب ندارد باعث گیج‌تر شدن وی نیز می‌شود به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا کلمات را تا حد ممکن به شکل زبان اصلی بنویسیم و در صورت لزوم آن‌ها را توضیح دهیم؛ مثلا دیگر در مطالب جدیدمان از کلماتی مانند شی، رشته، پایگاه‌داده، محلی و یا منبع استفاده نمی‌کنیم و به جای آن‌ها از آبجکت، استرینگ، دیتابیس و لوکال و ریسورس استفاده می‌کنیم. دلیل این امر این است که این کلمات در قشر مخاطب ما جا افتاده است و اگر بخواهیم از اصلاحی فنی‌ در مطالب خود استفاده کنیم حتما آن را در قالب باکس‌های اصطلاحات فنی توضیح خواهیم داد. حذف ضمایر اضافی به جمله زیر دقت کنید: در جمله بالا "شما" ضمیر اضافه‌ای است که بهتر است حذف کنید. یا در مثال زیر "که" ضمیر اضافه است: شکل صحیح آن به صورت زیر است: حشو "تخته وایت‌برد" یکی از پراستفاده‌ترین حشوها است. حشو یعنی استفاده غیرضروری و پشت‌سرهم از چند کلمه که معنی و مفهوم یکسانی دارند. مثال: ذات اصل با شیرینی همراه است، پس بهتر است جمله به صورت زیر نوشته شود: برای اطلاعات بیشتر به ویکیپدیا مراجعه کنید. علائم نگارشی علائم نگارشی را بشناسید و در جای درست بکار ببرید: نقطه نقطه علامت پایان جملات خبری است. پس از پایان حرف یا حروفی که به صورت نشانه اختصاصی بکار رفته است نیز استفاده می‌شود. ویرگول کاربردهای زیادی دارد. مثلا بین کلمات هم‌پایه مانند جمله‌ای که در بخش ساده‌نویسی بکار بردیم: برای مکث کوتاه و هر گاه مکث باعث صحیح خواندن کلمات و جمله می‌شود. مثالی از دوران مدرسه: و یا البته ویرگول کاربردهای دیگری مانند استفاده بین اجزای جملات مرکب، برای جدا کردن اجزای نشانی، پس از منادا نیز دارد که خارج از حوصله این مطلب است. دو نقطه برای نوشتن مثال، معنی لغات در دیکشنری‌ها، قبل از نقل قول و هنگام نام بردن اجزای یک مجموعه کاربرد دارد: علامت توجه (تعجب) در پایان جملات تعجبی، تاکیدی و عاطفی از علامت "!" استفاده می‌شود. علامت سوال در پایان جملات پرسشی از علامت "؟" استفاده می‌شود. همچنین برای نشان دادن شک و تردید درباره یک موضوع نیز از علامت سوال داخل پرانتز استفاده می‌شود. خط فاصله وقتی فاصله بین دو شهر یا کشور یا غیره را بخواهیم نشان دهید به معنی "تا" و "به" کاربرد دارند: حتما در کلاس‌های زبان یا زیرنویس فیلم‌ها متوجه شده‌اید که در ابتدای مکالمات هر کدام از شخصیت‌ها یک علامت "-" برای جدا کردن دیالوگ‌ها استفاده می‌شود. هنگامی که بخواهیم دو جنبه مختلف از یک مفهوم را نشان بدهیم: نقطه ویرگول (نقطه‌بند) در بیان توضیح و مثال پیش از کلمه‌هایی مانند «مثلاً»، «فرضاً»، «یعنی» و… برای جداکردن جمله‌هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نظر می‌رسند ولی در یک عبارت طولانی بستگی معنایی دارند. سایر علائم نگارشی علائم نگارشی بسیار زیاد دیگری نیز مانند گیومه، سه نقطه و غیره نیز وجود دارند که بهتر است به کتاب‌های اشاره شده در پایان مطلب مراجعه کنید. نکته این علائم باید به کلمات قبل خود بچسبد و بعد از آن‌ها از یک فاصله استفاده شود. البته اگر جمله به پایان می‌رسد و بعد از آن جمله‌ای دیگر وجود ندارد، نیازی به فاصله بعد از آن نیست. فراموش نکنید که علائم نگارشی، کاربردهای دیگری نیز دارند که تنها بخشی از آن‌ها را نوشتیم. متن باکیفیت بخوانید بهترین را برای بهتر نوشتن، خواندن مطالب دارای کیفیت است. بهتر است در حوزه‌ای که می‌نویسید، یک Role Model انتخاب کنید و مطالب وی را دنبال کنید تا با به مرور قدرت نگارش خود را تقویت کنید. مراجع بیشتر کتاب‌های زیر در یادگیری بهتر نگارش مفید هستند: کتاب غلط ننویسیم اثر مرحوم ابوالحسن نجفی کتاب مزخرفات فارسی اثر رضا شکراللهی کتاب فرهنگ درست‌نویسی سخن اثر حسن انوری جمع‌بندی متن بالا یک جمع‌بندی کوتاه برای نگارش بهتر مطالب است و مطالب بسیار زیادی دیگری مانند کاربرد کلمه "را"، استفاده از "است" به جای "می‌باشد"، عددنویسی، خطای منطقی و غیره را پوشش ندادیم. فراموش نکنید که حتما مطالب خود را حداقل یکبار قبل از انتشار بخوانید. همچنین ویراستیار، افزونه‌ای (Add-on) برای نرم‌افزار ورد دارد که در موارد بسیاری مانند غلط‌یابی املایی، اصلاح نشانه‌گذاری و افزایش کیفیت مطالب شما کمک می‌کند. منبع: ویرگول
  4. sajjad

    ویرگول نسل جدید وبلاگ‌هایی است که از اولین روزهای پیدایش اینترنت مهمان این دهکده جهانی بوده‌اند. اما این بار بستر نوشتن با گذشته فرق کرده است. در اینجا شما به سادگی می‌توانید بنویسید، به دور از هر امکان دست و پا گیر و بیهوده که تا به امروز در سایر سرویس‌ها با آن مواجه بوده‌اید. طرف دیگر اما خوانندگان هستند، خوانندگانی که هر روز دقایقی از زمان خود را صرف خواندن و یادگرفتن می‌کنند. آن‌هایی که به ویرگول می‌آیند تا مطالب دست اول و ارزشمند بخوانند. در ویرگول شما به عنوان خواننده با تنها چیزی که سر و کار دارید متن است و نوشته. قرار است به دور از هرگونه پیچیدگی به شما کمک کنیم تا مطلب مورد نظرتان را بیابید و بخوانید. ورود به سایت
  5. sajjad

    مقدمه به نام سر فصل همه ی نامه ها چه انهایی که نوشته شدند و چه انهایی که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند یک سلام پررنگ و چند نقطه چین..به علامت جوابهایی که هرگز ندادی و یک دقیقه سکوت!به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار پاسخ تو مردند فرض که دلت نخواست به فرض که حوصله ات نیامد!به فرض که لایقش نبودم!فرض که دوستم نداری! نه خودم را نه نامه هایم را!!!این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست بی دلیل هم خودش کلی دلیل است لااقل میگفتی:((اینهم که جوابی ننویسد جوابی است))دریغ از همین حرف چه می شود کرد تویی و عزیز کرده ی این دل رسوای سر گردان خودم چه کارش کنم جواب هم ندهی بهانه ات را میگیرد بگذریم... حوالی همین روزهای پژمرده نیامدنت انگار کسی از اسمان به من گفت شاید این عزیز کرده دلت شعر به دل مخملیش نمیشیند!حق بعد از او با توست این بار دیگر شعر نمی نویسم نامه هایی را برایت مینویسم که در تنهایی پاییزی ام برای خودم نوشتم و برای تو پاره کردم حقیقتش فکر میکردم اگر میخواست از این زبان خوشت بیاید حرفهای عادی خودم را بیشتر دوست داشتی که نداری حالا چاره ای نیست این را هم امتحانش میکنم راستی به دل نگیر بین نامه هایی که پاره کردم اسم تو با چند کلام قبل و بعدش سالم و دست نخورده مانده و حالا هم از روی همان اسم خودت نامه های تکه تکه شده راکنار هم چیدم و برایت نوشتم این بار هم اگر به دلت ننشست فکر دیگری میکنم شاید هم دفعه بعد به سبک ادم های ان طرف تاریخ برایت نقاشی کردم خدا رو چه دیدی شاید پسندیدی خوب دیگر وقت چشم های روشن نازت را زیاد گرفتم بگو به روشنی خودشان کدری این لهجه این مجنون اواره را ببخشند ممنون که همیشه ناخواسته کمکم میکنی چه خودت چه اسم قشنگت چه سفرت چه نیامدنت و این بار هم بی جوابیت که کانون از هم پاشیده ی نامه های پاره پاره ام را به هم پیوند زد تاریخ نمیزنم هر وقت که تو ممکن است حوصله مهربانیت بیشتر باشد حرف اخر اینکه زیبا مثل هیچکس قرص کامل ماه بی تقصیر پروانه ات میمانم و برای تو مینویسم تو عزیزی چه بهاری باشی چه تابستانی چه پاییزی دلت نسوزد نگو چه لحن غم انگیزی راست می گویم که عزیزی حتی اگر این ها را هم مثل بقیه فراموش کنی و دور بریزی کسی که هم بی تو می میرد و هم برای تو ...
  6. ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    تا حالا نیمه های شب کوه نوردی کردی؟؟؟ من بار ها انجامش دادم وَ یک بار وقتی به اواسط قله رسیده بودم جمع کوچکی از آقاها و خانومای جوونی رو دیدم که کنار آتیش داشتن نوشیدنی می خوردن ساز می زدن می خوندن وَ خیلی زیبا می رقصیدن با دیدن شادی و نشاط اونا از صعود منصرف شدم به جمعشون پیوستم و بهترین شب زندگمو رقم زدم اون شب به معنای واقعی کلمه خوشبختی رو احساس کردم گاهی به جای فکر کردن به پایان به خوشی هایی توجه کن که خدا سر راهت قرار میده. همیشه شاد باشید ابوالقاسم کریمی
  7. sajjad

    دروود دوستان عزیز در این قسمت قصد داریم طریقه صحیح ارسال پست را توضیح بدیم تا پست های سایت یکپارچه باشه. نکته : درصورت عدم رعایت این مواد پستتون ویرایش میشه. نکته دوم: خیلی از موارد قبلا رعایت نمیشد ولی از این به بعد سعی میکنیم پست های استاندارد بنویسیم.
  8. گام اوّل: انتخاب موضوع _ ایده و طرح اوّلیه در گام اوّل درباره " انتخاب موضوع "‌ -ایده و طرح اولیه- نمایشنامه با هم گفتگو می كنیم. برای شروع چه موضوعی را باید انتخاب كنیم؟ ایده و طرح اولیه نمایشنامه چیست؟ چرا طرح اولیه اهمیت دارد؟ و... این ها پرسش هایی است كه در گام اول نمایشنامه نویس باید درباره آن ها فكر كند و پاسخ های مناسبی برای آن داشته باشد. " نمایشنامه نیمی از كار نمایشی است و اگر موضوع خوب و جذابی را برای آن انتخاب كرده باشیم،‌ و طرح اولیه ما از استحكام كافی برخودار باشد، قطعاْ نمایش خوبی برای دیدن را می توانیم فراهم كنیم. تمام هدف ما از اجرای یك برنامه نمایشی یا " نمایش عروسكی "،‌ اثر گذار بودن آن بر مخاطبان نمایش یا حداقل خوانندگان نمایشنامه است. بدین لحاظ ضرورت دارد تا در انتخاب موضوع و ارائه ایده و طرح اولیه دقت نظر بیشتری داشته باشیم. اغلب نمایش های آماتوری (تجربی) و حتی گاه حرفه ای، ‌كه جاذبه ای برای مخاطبان ندارند،‌ از ضعف متن و نارسایی های نمایشنامه رنج می برند! در حالی كه یك نمایشنامه قوی و جذاب را اگر یك گروه متوسط هم به صحنه ببرد، از جاذبه كافی برای بیننده برخودار است. یك متن ضعیف نمایشنامه را یك گروه قوی هم نمی تواند برای تماشاگر قابل تحمل بسازد. بدین ترتیب تا حدودی پاسخ پرسش های ما درباره اهمیت "‌انتخاب موضوع" و " طرح اولیه " نمایشنامه داده می شود. حال باید در جستجوی " موضوع "،‌ " ایده" و "طرح" برای نمایشنامه باشیم. ایده و طرح اولیه نمایشنامه را كه طبعاْ در برگیرنده یك موضوع (محتوا) است، ‌از كجا باید بدست بیاوریم؟ برای كسی كه اهل كتاب و مطالعه باشد، یافتن ایده و فكر اولیه از بین داستانها، ‌حكایتها، اشعار و سرده ها،‌ زندگی نامه ها، ‌مجلات و منابع مكتوب مرتبط با ادبیات كودك و نوجوان بسیار آسان است. علاوه بر منابع مكتوب ادبیات كودكان و نوجوانان، منابع ادبیات شفاهی مثل: " قصه هاو حكایت های عامیانه "،‌ "‌ ضرب المثل "‌،‌ " ترانه ها و چیستان ها" و هر آنچه كه در گفتار شفاهی مردمان این سرزمین شنیده و دیده می شود،‌ می تواند ایده و موضوع مناسبی برای طراحی یك نمایشنامه باشد. البته باید توجه كنیم كه هر قصه و حكایت یا موضوعی ممكن است "‌قابلیت های نمایشی"‌ یا دراماتیك نداشته باشد. شاید موضوع برای شنیدن خوب باشد،‌ امّا مناسب تبدیل شدن به نمایشنامه و دیدن نباشد. به هنگام جستجوی طرح اولیه برای نمایشنامه ها باید سراغ موضوعات و قصه هایی برویم كه جذاب،‌ بكر و حتی الامكان دست اوّل باشند و قابلیت های نمایشی داشته باشند. گاهی نیز ممكن است ایده اولیه بر اساس یك موضوع یا موضوع یا قصه، توسط نویسنده نمایشنامه تغییر پیدا كند و در جریان تبدیل شدن به نمایشنامه مورد " اقتباس "، " الهام" یا "‌باز آفرینی"‌ قرار گیرد و یا از تلفیق و تركیب دو یا چند موضوع و حكایت،‌ یك اثر هنری جدید و خلاق آفریده شود. در هر صورت نویسنده نمایشنامه می تواند در جریان آفرینش های هنری یا ادبی كار خود از منابع مكتوب یا شفاهی الهام گرفته و بر اساس تخیلات و خلاقیت شخص خود،‌ به آفرینش هنری و ادبی تازه و بدیع در حوزه نمایش با حفظ امانت و قید منابع مورد استفاده بپردازد. علاوه بر منابع ادبی، ‌بعضی "‌مشاهدات"‌ و "‌وقایع و حوادث" روزمره زندگی نیز می تواند منبع ایده و انگاره برای نگارش نمایشنامه باشد. یك نویسنده می تواند با دقت كردن و مطالعه پیرامون حوادث و وقایع زندگی خود و اطرافیانش و محیط،‌ یا با مراجعه به "‌خاطرات" و "‌مشاهدات" دیگران وبازنگری در آنها به طراحی یك داستان برای نمایشنامه بپردازد. اتفاقاْ وقتی موضوع یا ایده برای نمایشنامه یا هر نوع اثر ادبی از منابعی اقتباس می شود كه ما نسبت به آن شناخت بیشتری داریم،‌ طبعاْ از دقت نظر و موشكافی بیشتری برخوردار شده و همه جوانب آن مورد توجه قرار می گیرد. در حال حاضر چون عمده‌ فعالیت نمایشی در مراكز فرهنگی هنری پیرامون " نمایش عروسكی" چرخ می زند و نمایشنامه ها باید در خدمت فعالیت های عروسكی باشند، طبعاْ نمایشنامه های نگاشته شده نیز باید از قدم اول و انتخاب موضوع و ارائه طرح با " نمایش عروسكی " همراه و هماهنگ باشند. بدین لحاظ در اینجا این سؤال مطرح می شود كه طرح نمایشنامه عروسكی چه تفاوت هایی با نمایشنامه های معمولی دارد و دارای چه ویژگی هایی است؟ به طور خلاصه می توان گفت: در نمایشنامه عروسكی امكانات و قابلیت‏های ویژه ای برای طرح حوادث غیر واقعی و غیرمعمول در صحنه وجود دارد كه با نمایشنامه های دیگر متفاوت است. این ویژگی ها شامل ابزار و عناصر خاصی است كه قابلیت های نمایش عروسكی را متناسب با نیاز مخاطبان توسعه می دهد. از جمله این ویژگی‏ها " تخیل و فانتزی" (غیرواقعی بودن حوادث و وقایع)، " اغراق و بزرگ نمایی"، " طنز و شوخی"، " نماد گرایی و ریزپردازی"، " خلاصه گویی و آهنگین بودن كلام" و... در جوهره طرح و متن نمایش است. (درباره این ویژگی ها به تفصیل در جزوه آموزش نمایش عروسكی ویژه مربیان فرهنگی هنری مركز كانون مطالبی آمده است كه توصیه می شود خوانندگان محترم این مبحث در مراكز فرهنگی هنری كانون آن را جستجو كنند) در هر صورت امیدواریم در گام اول به زبان ساده و كاربردی توانسته باشیم شما را با اصول اولیه " انتخاب موضوع" و " ارائه ایده و طرح " برای نگارش نمایشنامه آشنا بسازیم. در گام های بعدی به مباحثی چون " پرورش موضوع " و " تقویت طرح " در نمایشنامه نویسی خواهیم پرداخت.
  9. حتما برای‌تان پیش آمده است که باید متنی را می‌نوشتید، اما وقتی قلم به دست گرفتید یا پشت رایانه‌تان نشستید، انگار ذهن‌تان قفل می‌کند. کلافه می‌شوید و هر چه تلاش می‌کنید، به درب بسته می‌خورید. در این وضعیت سه حالت پیش می‌آید؛ نوشتن را رها می‌کنید، اگر بتوانید آن را به کس دیگری واگذار می‌کنید و یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت پس از چند بار تلاش ناموفق، بالاخره چند خطی می‌نویسد. ولی چه اتفاقی می‌افتد که گاهی اوقات به قول معروف نمی‌توانیم دست به قلم شویم؟ و راه‌حل رهایی از این شرایط چیست؟ موانع نوشتن ۱: کمبود اطلاعات قبل از هر چیز مطمئن شوید درباره موضوعی که قرار است بنویسید، اطلاعات کافی دارید. یا حداقل منابع‌تان در دسترس هستند. زیرا گاهی اوقات به خاطر کمبود مطالعات اولیه، قادر نیستیم دانسته‌های خود را روی کاغذ بیاوریم. اگر می‌توانید همان موقع یک بار برای خود (ترجیحا با صدای بلند) یا فرد دیگری درباره آن موضوع توضیح دهید. آیا هنگام توضیح‌دادن اطلاعات کم می‌آورید؟ اگر این چنین است، حتما یک بار دیگر به منابع و مطالعات خود رجوع نمایید و آنها را حتی شده سطحی مطالعه کنید. موانع نوشتن ۲: نداشتن ساختاربندی قبل از آنکه نوشتن را شروع کنیم، باید ساختاربندی مطلب‌مان را مشخص نماییم. منظور از ساختاربندی این است که اول تعیین کنیم قرار است درباره چه چیزهایی بنویسیم؟ برای این کار ابتدا موضوعات را به صورت تیتروار یا پرسشی بنویسید. این کار از شما چند دقیقه بیشتر وقت نمی‌گیرد، اما کار شما را بسیار راحت می‌کند. اندکی تمرکز کنید و هر چه به ذهن‌تان می‌آید را بنویسید. به این کار در اصطلاح بارش فکری یا طوفان ذهنی می‌گویند. سپس می‌توانید موضوعات را مرتب کنید و بعد درباره هر کدام به هر میزان که لازم است، مطلب بنویسید. شاید هم راحت‌تر باشید که ابتدا بنویسید و سپس عناوین را مرتب کنید. ریش و قیچی دست خودتان. برای ساختاربندی نوشته‌هایتان می‌توانید از «نقشه ذهنی» یا «مایندمپ» هم استفاده کنید. این روش بسیار حرفه‌ای و مبتنی بر ساختار یادگیری مغز است. شما می‌توانید نقشه ذهنی را به صورت دستی یا به کمک نرم‌افزار بکشید. نرم‌افزارهای I mind map و Xmind بهترین نمونه‌های نرم‌افزارهای ترسیم نقشه ذهنی هستند. اگر می‌خواهید به صورت دستی این کار را انجام دهید، روش کار بسیار ساده است. موضوع کلی نوشته خود را در مرکز بنویسید و دایره‌ای به دور آن رسم کنید. سپس ۴ الی ۷ موضوع اصلی مطلب‌تان را به ترتیب در جهت عقربه‌های ساعت در اطراف دایره مرکزی با کمی فاصله بنویسید و آنها را با خطوط منحنی به دایره وصل کنید. بهتر است هر خط رنگ متفاوتی داشته باشد. سپس زیرعنوان‌های هر موضوع اصلی را در کنار آنها بنویسید و با خطوط منحنی به موضوع مربوطه وصل کنید. اگر هم از نرم‌افزار استفاده می‌کنید، روش کار به همین صورت است، با این تفاوت که کار ترسیم اشکال و خطوط را بر عهده نرم‌افزار می‌گذارید. کارشناسان آموزش و یادگیری پیشنهاد می‌کنند برای افزایش عملکرد مغز بهتر است، نقشه‌های ذهنی با دست روی کاغذ کشیده شوند. اما خوب ترسیم نقشه ذهنی با استفاده از نرم‌افزار دقت و سرعت کار ما را بیشتر می‌کند. من برای نمونه، نقشه ذهنی همین مقاله را در ادامه آورده‌ام. برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگ‌تر روی آن کلیک کنید. موانع نوشتن ۳: انتخاب سبک اشتباه در نویسندگی وقتی قرار است شما به عنوان متخصص مطلبی برای اطلاع‌رسانی یا آموزش بنویسید، باید از سبک علمی یا معیار برای این کار استفاده کنید. همان‌طور که حرف‌ می‌زنید، بنویسید و سعی نکنید خیلی ادیبانه و هنری قلم بزنید. زیرا معمولا ادبی‌نویسی کار شما را در نوشتن سخت می‌کند و از طرفی دیگر در نوشته شما باعث بروز کج‌فهمی‌ها و ابهاماتی نیز شود. پیشنهاد می‌کنم برای روشن‌شدن این موضوع مقاله «سبک‌های نویسندگی» را بخوانید. موانع نوشتن ۴: تمرکز کم خود من بعضی مواقع می‌دانم قرار است چه چیزی بنویسم. اما وقتی تایپ‌کردن را شروع می‌کنم، به سختی می‌توانم جمله‌بندی کنم. واژه‌ها به درستی پشت سرهم نمی‌آیند یا حتی از خاطرم می‌روند. تمام اینها ناشی از کمبود یا نداشتن تمرکز است. احتمالا شما هم با این موقعیت یا شرایطی شبیه به این روبرو شده‌اید. اول از همه ببینید چه عامل یا عواملی تمرکز شما را به هم می‌زنند. برخی از عوامل به محیطی که در آن هستیم، بستگی دارد. اعلان‌های تلفن همراه، روشن‌بودن رادیو یا تلویزیون، بازبودن نرم‌افزارهای پیغام‌رسان مانند تلگرام، سر و صدای اطرافیان و چیزهایی مثل این. خوب کاملا مشخص است که باید در این مواقع چه کار کرد. عوامل حواس‌پرتی را تا حد امکان کم کرد یا اگر می‌توانیم به جایی برویم که کسی یا چیزی مزاحم ما نشود. برخی دیگر از عوامل حواس‌پرتی به ذهن و تفکرات ما مربوط می‌شود. اتفاقی روزانه یا حرف کسی ذهن ما را درگیر کرده است. استرس انجام کاری را داریم و غیره. شاید هیچ چیز به اندازه «ریلکسیشن» در آن موقع به داد ما نرسد. همین الان به راحتی با جستجوی همین واژه در اینترنت به ده‌ها مقاله آموزشی و ترفندهای کاربردی برای ریلکسیشن دست پیدا می‌کنید. بعضی از تمرین‌های ریلکسیشن در کمتر از ۱۰ دقیقه حال شما را بهتر می‌کند. اگر هم امکانش را دارید عضو کتابخانه محله‌تان شوید و از سالن مطالعه آن استفاده کنید. سالن‌های مطالعه مکان‌های بسیار خوبی برای نوشتن هستند. سکوت و آرامش موجود در این سالن‌ها برای نوشتن فوق‌العاده هستند. موانع نوشتن ۵: خستگی زیاد گاهی اوقات کارها و فعالیت‌های روزانه چنان ما را خسته می‌کنند که حتی توان حرف‌زدن هم نداریم تا برسد به نوشتن! گرسنگی، ضعف عضلانی، بی‌خوابی و همه اینها می‌تواند مانع نوشتن ما شوند. بهتر است این موانع را برطرف کنیم و بعد به نوشتن بپردازیم. زیرا با این حالت احتمالا نوشته ما چیز خوبی از آب در نمی‌آید. اگر قرار است قبل از نوشتن چیزی بخورید، سعی کنید غذای ساده و سبکی باشد و در خوردن زیاده‌روی نکنید. (به خصوص غذاهای چرب) چون سنگین می‌شوید و ممکن است خواب‌آلوده شوید. اگر هم قرار است چند دقیقه یا چند ساعت بخوابید، قبل از آن به هیچ وجه کتابی نخوانید یا به سراغ شبکه‌های اجتماعی نروید. حتی تلویزیون و رادیو را هم خاموش کنید. زیرا مغز شما هم مانند جسم‌تان به استراحت نیاز دارد. با انجام این کارها قبل از خواب و استراحت، مغز خود را همچنان فعال نگه خواهید داشت و احتمالا پس از برخواستن از خواب، با آنکه جسم‌تان استراحت کرده است، اما ذهن‌تان همچنان خسته خواهد بود. موانع نوشتن ۶: مشغله‌های کاری زیاد برخی از شغل‌ها بسیار پرمشغله و پراسترس هستند. دوستانی را می‌شناسم که از صبح تا عصر به شدت کار می‌کنند. حال بعد از آنکه به خانه می‌آیند باید روی مثلا پایان‌نامه خود و یا نوشتن گزارش برای جایی متمرکز شوند. اما خوب خستگی و فرصت محدود به آنها اجازه انجام این کار را نمی‌دهد. طی روز هم برای این کار فرصتی ندارند. همیشه این افراد شاکی هستند که کلی مطلب عقب‌افتاده برای نوشتن دارند. جالب است برخی از مطالب دقیقا به همان کار روزانه آنها مربوط می‌شود. ظاهرا کسی هم جز خودشان نمی‌توانند بنویسند. راستش خود من حدود ۲ سال مدیر روابط عمومی مجموعه‌ای علمی بودم. کسانی که با حرفه روابط عمومی آشنایی دارند، به خوبی می‌دادند که این بخش در هر سازمان و مجموعه‌ای چقدر پرکار است. اکثر مدیران و کارمندان بخش روابط عمومی، وقت برای سرخاراندن ندارند! حال من در کنار وظایف روابط عمومی، باید مطالبی برای وب‌سایت سازمان خود می‌نوشتم. همچنین در خارج از ساعات اداری و در خانه به عنوان شغل دوم برای نشریات و روزنامه‌های مختلف هم قلم می‌زدم. ایجاد تعادل بین کارهای اجرایی روزانه با نوشتن بسیار سخت بود. وقتی هم که به خانه می‌آمدم، اغلب خستگی مانع از آن می‌شد که بتوانم به موقع سر کار نوشتن بنشینم. برای مقابله با این شرایط چند ترفند به کار می‌بستم که در بیشتر مواقع به دادم می‌رسید. فاصله بین خانه تا محل کارم حدود ۱۵ دقیقه پیاده‌روی داشت. من صبح‌ها که ذهنم سرزنده‌تر بود، این فاصله را پیاده می‌آمدم و در این فاصله نرم‌افزار ضبط صدای موبایلم را فعال می‌کردم و درباره مطلبی که قرار بود آن روز بنویسیم، حرف می‌زدم. از آنجایی که با گوشی موبایل حرف می‌زدم، رهگذران هم فکر می‌کردند در حال صحبت تلفنی هستم و خوشبختانه نمی‌دانستند که دارم با خودم حرف می‌زنم! وقتی به خانه برمی‌گشتم، فقط کافی بود آن فایل صوتی را پیاده‌سازی و ویرایش کنم. طبیعتا این کار به تمرکز و فکر زیادی نیاز ندارد. شاید هم دیگران هم بتوانند در این کار به ما کمک کنند. گاهی اوقات هم اندکی زودتر از سایر همکاران به سرکار می‌رفتم که از سکوت اول صبح اداره برای نوشتن مطالب آن روز استفاده کنم و یا برخی روزها که تراکم کاری کمتر بود، از همکارم درخواست می‌کردم که پاسخ تلفن‌های احتمالی را بدهد و برای ساعتی درب اتاقم را می‌بستم و شروع به نوشتن می‌کردم. بعضی مواقع هم کمی بیشتر از ساعت کاری در محل کارم می‌ماندم و مطالبم را می‌نوشتم. حتما در لابه‌لای کارهای روزانه می‌توان فرصت‌هایی به این شکل برای نوشتن پیدا کرد.
  10. sajjad

    دروود دوستان عزیز ... در این قسمت قصد داریم پست های گلچین شده وبلاگ های بلاگفا رو قرار بدیم. هر ارسال باید شامل عنوان، محتوا مطلب و لینک منبع باشد تا کپی رایت تا حدودی رعایت بشه. نکته ۱: اگر قصد ارسال مطلبی داشتید، وبلاگ مرجع رو باخبر کنید و حتما در بخش نظرات وبلاگ آدرس همین تاپیک رو قرار بدید. نکته ۲: اگر صاحب اثر هستید و رضایت ندارید، با اطلاع شما ارسال مربوطه پاک میشود نکته ۳: ادامه داشتن این تاپیک به میزان بازدید و رضایت کاربران بستگی داره پس لطفا حمایت کنید. نکته ۴: بیشتر از ۲ پست پشت هم از یک وبلاگ ارسال نکنید. نکته ۵: لطفا تبلیغ نکنید. مزایای این تاپیک : وبلاگ های با محتوا خوب و عالی معرفی میشن میتونیم خیلی سریع محتوا خوب وبلاگ های ایرانی رو در اختیار داشته باشیم تعامل بهتر وبلاگ ها با انجمن دیوونه تو، (میتونن پست های خوبشون رو توی این قسمت نمایش بدن) خیلی از وبلاگ ها نوشته های قشنگی دارن ولی خیلی وقته بروز نمیشن ... و ... حس خوبی نسبت این عنوان موضوع دارم امیدوارم خوب باشه. موفق باشید یا مهدی ...
  11. sajjad

    دروود دوستان عزیز دراین قسمت 3 تا از آرزو های لحظه ای رو قرارمیدیم. منظور از آرزو های لحظه ای کارایی که میتونه توی لحظه خوشحالتون کنه (یه آهنگ خوب، خواب، دیدار یار، زدن یکی که ازش متنفرین و ...) این آرزو ها محدود به زمان هستن و سعی کنید بیشتر از سه روز نباشه ( یه روز زندگی در جزیره دور افتاده با کسی که عاشقشم، نوازش کردن کوسه سفید و ... ) شرایط منظم کننده تاپیک : تلاش کنید فیلتر نشیم طبق قالب بنوسید 3 آرزو باشه نه بیشتر نه کمتر سعی کنید ساده بنوسید آرزو های کلی هم ننوسید (پول دار بشم، قد بلند بشم و ...) سعی کنید با احساس قشنگ بنوسید و با خشم و نفرت نباشه ... موفق باشید ... خوشحال میشم آرزو هاتون رو بنوسید ...
  12. sajjad

    دروود دوستان عزیز ... توی این قسمت باید معشوقه خودتون رو با تمام ویژگی های خوب و بدش آنالیز معشوق کنید و بنویسیدش ! متنی که مینوسید باید طوری باشه که عشقتون رو کاملا تعریف کنه ! لطفا با جزئیات کامل بنوسید. لطفا رعایت کنید: طبق قالب پست ها بنوسید تا یک دست باشه ادبیاتتونم طوری باشه که فیلتر نشیم ۵ خط باید درباره عشقتون حرف داشته باشید که بزنین حتما حداقل۵ ویژگی خوب عشقتون رو لیست کنید. حتما حداقل ۳ ویژگی بد عشقتون رو لیست کنید. سعی کنید واقعیت را بنوسید. برای اسم، اگر توی انجمن بود تگش کنید اگرم نبود اسمشو بنوسید هر آنالیز باید شامل: اسم، ۵ خط درباره معشوق، ۵ ویژگی خوب و ۳ ویژگی بد، بارز ترین ویژگی های خوب و بد - بخش "حرف آخر" هم دلخواه میباشد. قالبی که باید نوشته شما داشته باشد: نکته: توی قسمت معرفی کاربران میتونین یک تاپیک با عنوان اسم خودتون ایجاد کنید. (مثلا @sajjad) با همین قالب بندی خودتون رو معرفی کنید.(چیزی که در نقل قول آماده است) بعد از این که درباره خودتون نوشتید میتونید از کاربر های دیگه بخواین که این چالش رو درباره شما انجام بدن. چیزی که شما درباره خودتون مینوسین و دیگران درباره شما مینوسین میتونه جالب باشه ... ممنون میشم توی این چالش شرکت کنید. موفق باشید
  13. sajjad

    با آنکه در عصر پیامک و ایمیل زندگی می‌کنیم، اما هنوز هم برای ابراز احساسات به کسی که دوستش داریم، هیچ چیز نمی‌تواند جای یک نامه عاشقانه را بگیرد. اگر شما هم با من هم عقیده هستید، بهتر است مرا در نوشتن یک نامه عاشقانه همراهی کنید! فراموش نکنیم که نامه تفاوت‌های زیادی با ایمیل دارد. نامه چیزی است که لمس و احساس می‌شود و اگر کمی خوش شانس باشید، نامه شما شبی بر بالین گیرنده آن خواهد بود. بهتر است نامه عاشقانه را بر روی کاغذ ساده سفید یا رنگی آرامش بخش مانند کرم و یا رنگ گرم روشنی نوشت. برای نوشتن نامه کاغذی با کیفیت بالا انتخاب کنید، تا حسی خوب را منتقل کند و نشان دهد که چقدر نوشتن این نامه برایتان اهمیت داشته است. شما می‌توانید از کاغذ معمولی و یا حتی کاغذ قدیمی استفاده کنید. از جوهر سیاه و سفید و یا قهوه ای برای نوشتن نامه خود استفاده کنید و از به کاربردن رنگ‌هایی مانند آبی، قرمز، سبز و … که نوشته شما را چون تکالیف مدرسه می‌نمایاند، اجتناب کنید. حس بگیرید! به یک اتاق خلوت، مانند یک حمام و یا اتاق خواب بروید، موسیقی عاشقانه پخش کرده و زیر نور چراغ مطالعه (و یا حتی نور شمع) با آرامش بنشینید. اطمینان حاصل کنید که کسی خلوت شما را به هم نخواهد ریخت. اگر آهنگ و یا آلبومی هست که شما را به یاد آن شخص می‌آندازد، آن را پخش کنید؛ این کار خاطرات و احساسات شما را فرا می‌خواند. نامه را صمیمانه شروع کنید. طرف مقابل را با عناوینی چون “محبوب”، “بسیار گرامی”، “زیباترین” و … مخاطب قرار دهید. اگر شما در حال حاضر در یک رابطه عاشقانه هستید، می‌توانید “من” را به عنوان اضافه کنید. (به عنوان مثال، “برای عزیزترین من ____”) اما اگر اولین نامه شما است و هنوز به احساس خود اعتراف نکرده اید، بهتر است این کار را نکنید؛ در عوض، می‌توانید از چیزی شبیه این استفاده کنید:”برای ____ دوست داشتنی”. لحظه ای را به یاد بیاورید که با او بوده اید. در مورد آن لحظه همراه با جزئیات به صورت واضح بنویسید، این ثابت می‌کند که توجه شما به طور کامل به او بوده است. در مورد احساسات هیجانی و فیزیکی خود که در در آن لحظات تجربه کرده اید بنویسید. در مورد جزئیات احساسی خود پس از آن لحظات نیز می‌توانید مطالبی بنویسید. در مورد خصوصیات بارز او بنویسید. آیا با شما بیش از هر کسی همدردی کرده است؟ زیبایی؟ تواضع؟ کاردانی؟ کدام ویژگی او هیچ‌گاه از ذهن شما بیرون نمی‌رود؟ آیا او را به عنوان بهترین دوست خود در نظر گرفته اید؟ در مورد ترکیبی از ویژگی ها و جذابیت‌های محبوب خود بنویسید و نشان دهید که قدردان لحظاتی که با شما بوده است هستید. سعی کنید بر روی ترکیبی از خصوصیات ظاهری و شخصیتی تمرکز کنید. در نوشتن احساسات خود صادق باشید. در مورد آینده بنویسد. اگر برای اولین بار به احساسات خود اقرار می‌کنید، اعتراف کنید که چقدر دوست دارید دوباره او را ببینید و رو در رو با او صحبت کنید. در مورد اشتیاق خود برای بودن با او بنویسید. اگر شما از هم جدا هستید، تمام آنچه را که می‌خواهید برای با هم بودن انجام دهید تا به او برسید را به نامه عاشقانه خود اضافه کنید. اگر شما تعهداتی به او داده اید، در مورد برخی از اهداف، رویاها و خیالات خود در مورد زندگی آینده تان بنویسید. نامه را امضا کنید. نامه را می‌توانید با عباراتی عاشقانه مانند “عاشق همیشگی‌ات ____”، “با تقدیم عشق و محبت” و … به پایان برسانید. نشانه های شخصی به نامه اضافه کنید. از عطر یا ادکلن همیشگی خود بر روی نامه بیافشانید و یا هر ایده دیگری که نشان دهنده شما باشد. نامه را در پاکت نامه قرار دهید. می‌توانید پاکت‌های نامه ابتکاری درست کنید. روش دیگر این است که نامه را رول کرده و با روبانی زیبا آن را ببندید. نامه عاشقانه دیگری بنویسید. نباید این آخرین نامه شما باشد. عادت به نوشتن نامه در جشن‌ها و مناسبت‌ها و حتی بدون هیچ دلیل خاصی کنید. بعدها نوشتن نامه برای شما آسان‌تر شده و نوشته‌هایتان زیباتر خواهد شد. منبع: wikihow ترجمه ؛ ایران آتا
  14. ۱- فکر کنید نامه ای که مینوسید، برای بهترین دوستتان هست نه همسرتان بهترین نامه هایی که نوشته شده برای یک دوست صمیمی یا پدر مادر به فرزند است. ۲- به این فکر نکنید که مانند بهترین نامه های عاشقانه بنوسید وسواس نوشته را خراب میکند. برای نوشتن یک نامه عاشقانه سعی نکنید بهترین باشید، فقط بنویسید ... ۳- یک پیش نویس سریع آماده کنید تمام افکار خود را روی کاغذ بنویسید. سپس می توانید برگردید و آن را سازماندهی و ویرایش کنید. ۴- از آن شخصی فوق العاده و خاص بسازید فکر کنید برای بهترین شخص در دنیا نامه مینوسید. ۵- اگر از کلمات شکست خوردیدنقل قول کنید. اگر در نامه نتوانستید کلمه مناسب را بیابید سعی کنید به زبان دیگر با او سخن بگوید (شعر، نقل قول و ...) ۶- درمورد کوتاه یا بلند بودن نامه نگران نباشید شما اگر احساستان را درست روی کاغذ بنوسید. کوتاه یا بلند بودن نامه مهم نیست. ۷- به یاد داشته باشید که نامه را برای آنها مینویسید نه خودتان سعی کنید نامه ای بنوسید که دوست دارید برای شما بنویسند ۸- فراموش کنید نامه ای که مینوسید چطور به نظر میرسد دید کلی نسبت به نامه نداشته باشید و آن را اندازه گیری نکنید. ۹- این نامه یک نامه مهم نیست ! این یک نامه دوستانه برای عزیزتان هست پس نیازی به حساسیت بالا نیست. ۱۰- نگران این نباشید که نامه تان باز شود وقتی به این فکر کنید که " اگر نامه تان باز شود" چه اتفاقی می افتد قطعا نمیتوانید خوب بنوسید. سعی کنید ساده و بدونه خجالت بنوسید. منبع: دیوونه تو کمک گرفته از سایت : buzzfeed
  15. sajjad

    انتخاب سبک نویسندگی، در انتقال مفاهیم هر مطلب تاثیر مهمی دارد. به خصوص وقتی قرار است به عنوان متخصص مقاله یا کتابی آموزشی بنویسیم، این مساله حساسیت بیشتری پیدا می‌کند. به همین خاطر در این مقاله درباره سبک‌های مناسب برای نگارش مطالب علمی و آموزشی توضیحاتی ارائه شده است. انواع سبک‌های نویسندگی برای آنکه توضیحاتم خیلی پیچیده و پر شاخ و برگ نشود، سبک‌های نویسندگی را از نظر هدف نوشتن در دو گروه کلی دسته‌بندی می‌کنم: سبک ادبی: هدف اصلی از این سبک، خلق اثری هنری است. هرچند از این بستر می‌توان برای انتقال مفاهیم مختلف بهره برد، اما معمولا افراد از خواندن متون ادبی بیشتر در پی لذت‌بردن از ماهیت هنری آنها هستند. سبک ادبی خود به شاخه‌های مختلفی تقسیم می‌شود و هر کدام ویژگی‌های خاصی دارند. ذوق و قریحه اشخاص در نگارش متون ادبی زیبا و ماندگار نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد. در حقیقت خواندن متون ادبی بیشتر بخش عاطفی مغز انسان‌ها را درگیر می‌کند. خوشبختانه در زبان فارسی، نمونه‌های ارزشمندی از آثار ادبی دیده می‌شود. سبک علمی (معیار): اگر بخواهم تعریف ساده‌ای از این سبک داشته باشم باید بگویم که هر متنی که ادبی نیست، علمی یا معیار است. همه ما هر روز با نمونه‌های زیادی از متون علمی روبرو می‌شویم. از تابلوهای اطلاع‌رسانی در کوچه و خیابان گرفته تا مقالات نشریات‌ یا کتب علمی ـ آموزشی. همه این متون را در سبک علمی قرار می‌دهم. به عبارت بهتر در این حالت، از نوشتن برای انتقال مفاهیم استفاده می‌شود و مهم است که آن مفهوم درست، شفاف و با کمترین ابهام انتقال پیدا کند. در سبک‌های علمی بر خلاف سبک‌های ادبی، نوشتن وسیله‌ای برای انتقال مفهوم است، نه اصل کار. منتها اگر هنگام نگارش متون علمی از ظرافت‌های ادبی درست و به جا و در حد اعتدال استفاده کنیم، نوشته‌ های ما زیباتر و تاثیرگذارتر خواهند کرد. زیرا بخش عاطفی مغز خواننده را نشانه گرفته‌ایم! تفاوت بین این دو سبک نگارش دقیقا مانند تفاوت بین خوانندگی و سخنرانی است. کسی که به کنسرت می‌رود انتظار سخنرانی و ارائه مطلب ندارد و کسی هم که به سخنرانی می‌رود انتظار دیدن و شنیدن اثری هنری را نخواهد داشت. هرچند استفاده از طنز و یا برخی حرکات نمایشی از سوی سخنران (اگر به جا و درست استفاده شود) ارائه را از یکنواختی خارج می‌کند و اثربخشی آن را افزایش می‌دهد. کدام سبک نویسندگی برای متخصصین مناسب‌تر است؟ با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، بدون‌شک برای متخصصین سبک علمی، مناسب‌ترین سبک برای نگارش است. اما به این معنا نیست که انعطاف‌پذیر نباشیم. زیرا گاهی لازم است برای اثربخشی بیشتر و حتی تزئین و جلب توجه مخاطب از ویژگی‌های سبک‌های ادبی بهره ببریم. ولی باید حواس‌مان باشد که در «چاه ادبی» گرفتار نشویم. زیرا برخی از نویسنده‌های تازه‌کار هنگام نوشتن مطالب خود در این موضوع زیاده‌روی می‌کنند و کار خود را نوشتن سخت می‌کنند؛ بدتر از آن ممکن است کار خواننده نیز سخت‌تر شود. زیرا افراط در ادبی‌نویسی باعث کژفهمی و ابهام در فهم مطالب می‌شود. اگر هم نویسنده ذوق و استعداد خوبی در این زمینه نداشته باشد، توی ذوق خواننده می‌خورد. مانند حالتی که به شخصی غیرحرفه‌ای، ویولون می‌دهیم و دیگر باید انتظار شنیدن هر صدای عجیب و غریبی را داشته باشیم. توجه به این موضوع برای نوشتن مطالبی که مخاطب عام دارد، اهمیت بیشتری بیشتری پیدا می‌کند. مانند مطالبی که در وب‌سایت شرکت‌ها و سازمان‌ها قرار می‌گیرد یا مهم‌تر از آن مطالبی که در مطبوعات و خبرگزاری‌ها منتشر می‌شود. چگونه قلم خود در نگارش را پیدا کنیم؟ هر کسی که نویسندگی را آغاز می‌کند به مرور قلم خود را در نگارش پیدا می‌کند. منظور از «قلم» لحن و نحوه نگارش هر نویسنده است که تقریبا منحصر به اوست. این مساله در سخنرانی با صدای افراد قابل مقایسه است. اینکه هرکس صدای خاص خود را دارد؛ به طوری‌که در تماسی تلفنی هم قابل تشخیص است. در حقیقت این روند باید برای هر نویسنده‌ای اتفاق بیفتد. بهترین روش برای پیداکردن قلم اختصاصی در نوشتن این است که همان‌طور که صحبت می‌کنیم، بنویسیم؛ ساده، راحت و صمیمی. بین لحن گفتاری و نوشتاری ما نباید تفاوت زیادی وجود داشته باشد؛ البته این به معنای محاوره‌‌نویسی یا شکسته‌نویسی نیست. مثلا من در زبان گفتار می‌گویم: «فرق بین سیاره و ستاره اینه که سیاره از خودش نور نداره، اما ستاره نور داره…» طبیعتا در زبان نوشتار این عبارت را به این شکل می‌نویسم: «فرق بین سیاره و ستاره در این است که سیاره از خودش نور ندارد، اما ستاره نور دارد.» همان‌طور که دیدید، لحن این دو تفاوت زیادی با هم نداشتند. فرض کنید که من عبارت یادشده را این‌گونه بنویسم: «از جمله تفاوت‌های بین سیاره و ستاره می‌توان به این ویژگی اشاره نمود که سیاره از خود نور ندارد، در حالی که ستاره این‌چنین نبوده و نور دارد.» بدون‌شک شما با عبارت آخر ارتباط کمتری برقرار می‌کنید. اگر واقعا من در زبان گفتار از چنین لحنی استفاده می‌کنم، باید در نحوه بیانم تجدیدنظر کنم! زیرا این روش صحبت‌کردن یا نوشتن نشان می‌دهد که من در ساده‌‌سازی مطالب ناتوان هستم. منبع: علم نگار نویسنده: محمدرضا رضائی
  16. sajjad

    وقتی سوژه‌ای برای نوشتن انتخاب می‌کنیم و مطالعات لازم در این زمینه را انجام می‌دهیم، نوبت به آن می‌رسد که آنچه را می‌خواهیم بنویسیم. اما همیشه سوژه خوب و اطلاعات معتبر برای نوشتن کافی نیست و اگر اصول لازم در نوشتن یک متن را رعایت نکنیم، نوشته ما اثربخشی موثر را نخواهد داشت. در اینجا می‌آموزیم که چگونه می‌توانیم دانسته‌های خود را به بهترین روش ممکن بنویسیم. کابوس من زمانی است که سردبیر یا دبیر تحریریه نشریه و روزنامه‌ای با من تماس بگیرد و بگوید که درباره موضوعی که اطلاعات کمی از آن دارم تا ۲۴ ساعت آینده مطلب یا یادداشتی بنویسم. هر چند سعی می‌کنم با مشقت تمام طی زمانی کم تمام آنچه را باید بدانم، فرابگیرم. ولی همیشه سختی کار از جایی شروع می‌شود که به دلیل مطالعات کم، قادر نیستم نگارش مطلبم را با یک ساختاربندی خوب آغاز کنم. این تجربه را در سایر همکارانم نیز کم و بیش شاهد هستم. به همین دلیل قبل از آنکه نوشتن را آغاز کنید، از مطالعات خود مطمئن شوید. چرا که به تهیه چارچوب و ساختار نوشته شما کمک می‌کند و به اصطلاح بهتر می‌توانید «تعریف مساله» را انجام دهید. اگر تا اینجای کار را به خوبی انجام داده‌اید، در ادامه درس با ما همراه باشید. مطالب و نوشته‌ها انواع مختلفی دارند که در دوره صفر کیلومتر قصد واردشدن به آن را ندارم. نتیجه دستورالعمل‌های پیشنهاد شده در این درس، ممکن است ساختار حرفه‌ای از نوشته شما نشان ندهد، اما متن شما را به مطالب حرفه‌ای بسیار نزدیک می‌کند و برای شروع چیز خوبی از آب در می‌آید. اصل مهمانی در اینجا می‌خواهم شما را با قراردادی برای نوشتن آشنا کنم که با خودم بسته‌ام و نام آن را «اصل مهمانی» گذاشته‌ام. در اصل شما با نوشتن یک مطلب قصد دارید میزبان عده‌ای خواننده باشید که قرار است به مهمانی شما بیایند. شما برای مهمانی باید یک خوش‌آمدگویی مناسب، پذیرایی و در نهایت یک بدرقه شایسته تدارک ببینید. ساختار کلی اغلب نوشته‌ها هم فارغ از انواع آن دارای سه بخش اصلی است. بخش اول از یک پاراگراف شروع می‌شود که در حقیقت خواننده را به درون نوشته ما دعوت می‌کند. شما در این بخش باید خوش‌آمدگویی گرمی با خواننده داشته باشید. بخش بعدی بدنه اصلی مطلب ماست که در آن پیرامون موضوعی که قصد صحبت درباره آن را داریم، به خواننده اطلاعات می‌دهیم. پس باید بسیار مراقب بود که همه چیز مرتب باشد و پذیرایی هم به خوبی انجام شود. بخش سوم هم به بند پایانی نوشته‌مان مربوط می‌شود که با آن خواننده نوشته ما را ترک می‌کند و شما باید او را بدرقه کنید. قسمت سخت ماجرا برای اکثر افراد همین جاست که می‌خواهند نخستین کلمات و جملات را بنویسند. اما اصل مهمانی من می‌گوید که خوش‌آمدگویی و بدرقه را برای آخر کار بگذارید و در ابتدا از خود بپرسید که قرار است چه غذایی آماده کنم؟ و به مهمانانم چه چیزهای را نشان دهم؟ و درباره چه موضوعاتی با آنها صحبت کنم؟ برای نوشتن نیز شما باید فهرستی از پرسش‌هایی را تهیه کنید که قصد دارید خواننده با مطالعه مطلب شما به پاسخ آنها برسد. پرسش‌ها را کلی طرح نکنید. هر چقدر پرسش‌ها جزئی‌تر باشد، کار شما راحت‌تر و دقیق‌تر می‌شود. هر چه به ذهن‌تان می‌رسد، بنویسید. به فکر مرتب‌کردن آنها نباشید. این کار را برای مرحله بعدی بگذارید. پس از طرح پرسش‌ها و مرتب‌کردن، نوبت به پاسخ‌دادن به آنها می‌رسد. در این شرایط شما یک گفتگوی خودمانی با خودتان ترتیب دادید و فقط کافی است با تمرکز به آنها پاسخ دهید. بعد از این مرحله شما شاهد متن اولیه نوشته‌تان خواهید بود که فقط کافی است آن را بازبینی کرده، پرسش‌ها را به عناوین میانی نوشته‌تان تبدیل کنید و سپس پیوستگی جملات و مطالب را بررسی نمایید. بعد از اتمام کار لازم است خلاصه‌ای از متن را آماده کنید و آن را به عنوان پاراگراف اول و خوش‌آمدگویی قرار دهید و در آخر متن هم، بندی اضافه کنید که می‌تواند جمع‌بندی نوشته شما یا توضیح پایانی باشد و به این شکل مهمان نوشته‌تان را بدرقه کنید. منبع: علم نگار نویسنده: محمدرضا رضائی
  17. معمولا از دیدن فایل‌های ارسالی مطالبی که به نویسنده‌ها سفارش داده‌ام، وحشت‌زده می‌ّشوم! استفاده از قلم‌‌های (فونت)‌ عجیب و غریب به همراه عدم رعایت ساده‌ترین اصول نگارش متن، مهم‌ترین دلایل وحشت من از این فایل‌هاست. البته این مساله صرفا در میان خبرنگاران و نویسندگان تازه‌کار نیست، بلکه در بسیاری از نامه‌های اداری و مقالات دانشجویی این ایرادات وجود دارد. در اینجا قصد دارم چند اصول ساده و ابتدایی درباره نگارش متون در نرم‌افزار واژه‌پرداز «وُرد» را به شما آموزش دهم. مطمئن باشید با به کارگیری این آموزش‌ها، علاوه بر آنکه متون شما خواناتر و زیباتر دیده شده، تاثیر بهتری روی خواننده خواهد داشت. اینها قواعدی هستند که در صورت بکارگیری، کار ویراستار بعد از خود را نیز راحت‌تر کرده‌اید. ویراستار بعدی شما ممکن است دبیر سرویس یا سردبیر نشریه‌ای باشد که در آن کار می‌کنید یا شاید هم مدیر روابط عمومی مجموعه‌ای باشد که در آن مشغول به فعالیت هستید. ۱- استفاده از قلم‌های مناسب هر قلمی که به نظرتان جالب می‌آید، برای نگارش متن یک مقاله یا گزارش، ممکن است مناسب نباشد. قلم‌های سریB، رایج‌ترین و معمول‌ترین نوع قلم‌های نصب‌شده در اکثر رایانه‌هاست. بهتر است برای نوشتن متن اصلی مطالب از قلم‌های «میترا»، «نازنین»، «زَر» و «لوتوس» با اندازه قلم ۱۳ یا ۱۴ استفاده کنید. خواندن متون تایپ شده با این قلم‌ها، هم در نمایش‌گر رایانه‌ها و هم به صورت چاپ خواناتر و مرتب‌تر خواهد بود. این قلم‌ها یک ویژگی خوب دیگر نیز دارند که در صورت استفاده از حالت پررنگ (Bold)، برای تیترها و میان‌تیترهای مطالب بسیار مناسب هستند. ۲- هم‌طراز کردن متون سعی کنید با استفاده از ابزارهای ویرایش متن در واژه‌پرداز وُرد، متون را از چپ و راست هم‌طراز یا به عبارت دیگرJustify کنید. به این شکل متون مرتب‌تر دیده می‌شوند. ۳- استفاده از تنوین سعی کنید از نشانه‌های تنوین و همزه در نوشته‌های خود استفاده نکنید. همچنین از نشانه‌هایی مانند کسره، فتحه، ضمه و تشدید، صرفا در جاهایی که به روانخوانی متن کمک می‌کند، استفاده نمایید. ۴- استفاده از «ی» میانجی از «ی» میانجی تنها در کلماتی استفاده کنید که به «الف» ختم می‌شوند. مانند «اولیای مدرسه»؛ در سایر موارد به هیچ وجه از «ی» میانجی استفاده نکنید. مثال: «دهکده‌ی غربی» — «دهکده غربی» ۵- فاصله و نیم‌فاصله یکی از اشتباهات رایج اغلب افراد در تایپ متون، عدم رعایت «نیم‌فاصله» است. پسوندها و پیشوند‌های کلمات باید به صورت جدا و به صورت نیم‌فاصله به کلمه اصلی نوشته شود. برای گذاشتن نیم‌فاصله و همچنین اصلاح صفحه کلید رایانه خود، می‌توانید از نرم‌افزار «TrayLayout» استفاده کنید. این نرم‌افزار حجم بسیار کمی دارد و پس از اجرای نرم‌افزار، از کلید‌های ترکیبی «Shift+Space»، برای نیم‌فاصله استفاده نمایید. در جدول زیر مواردی از این اشتباهات که در اثر عدم رعایت نیم‌فاصله در نوشتن کلمات ایجاد می‌شود، ارائه شده‌ است. ۶- «غیره» به جای «…» همیشه به جای «…»، از واژه «غیره» استفاده کنید. مانند: «موشک‌ها، فضاپیماها، کاوشگرها و غیره». ۷- نشانه‌گذاری نشانه‌های «کاما»، «نقطه»، «نقل قول»، «تعجب»، «سوال» و مواردی از این دست همواره به کلمه قبل خود می‌چسبد و از کلمه بعد از خود به اندازه یک فاصله، جدا می‌شود. همچنین بعد از هر عدد، بهتر است از «کاما» استفاده شود. مانند: «در سال ۱۹۶۹، نخستین انسان در ماه فرود آمد». برخی از اشتباهات رایج در جدول زیر آمده است: ۸- گیومه و پرانتز نقل قول‌ها را همگی در گیومه «» بگذارید. همچنین بهتر است نام‌ها و اسامی خاص نیز در جایی از متن که برای نخستین‌بار استفاده می‌شوند نیز، در گیومه گذاشته شود. اما پرانتزها () در مواردی به کار می‌رود که قصد ارائه مطلب و یا نکته‌ای مستقل از نظر نوشتاری را در متن اصلی مقاله داریم که از نظر محتوایی مرتبط با جمله است، اما نیازی نیست در متن اصلی باشد. اما قاعده نگارش در گیومه و پرانتز به این شکل است که گیومه یا پرانتز باز از کلمه قبل خود به اندازه یک فاصله جدا می‌شود و به کلمه بعد از خود می‌چسبد و در مورد گیومه یا پرانتز بسته، این روند برعکس انجام می‌شود. نکته دیگر این‌که نقطه پایان جمله در گیومه و پرانتز در بیرون آن بدون فاصله گذاشته می‌شود. منبع: علم نگار نویسنده: محمدرضا رضائی
  18. sajjad

    من که تا به حال چیزی ننوشتم! اصلا چی بنویسم؟ از کجا شروع کنم؟ نوشتنم نمی‌آید! اوه…؛ چه کار سختی!! اصلا می‌ترسم…! تقریبا اکثر افراد وقتی می‌خواهند چیزی بنویسند، معمولا چنین بهانه‌ها و پرسش‌هایی را مطرح می‌کنند. آیا «نوشتن» به این اندازه سخت است؟ «نوشتن» مهارتی پرکاربرد است که می‌توانیم آن را یاد بگیریم. گستره کاربردهای نوشتن از نگارش یک یادداشت روی میز همکارتان برای یادآوری یک کار شروع می‌شود و تا مرز نوشتن یک مقاله دانشجویی یا کتاب و حتی فراتر از آن پیش می‌رود. احتمالا شما دارای یک «تخصص» هستید و از شما خواسته می‌شود که درباره تخصص خود یا کاری که می‌کنید چند خطی بنویسید. شاید لازم باشد طرحی را برای ارائه به یک سازمان و شرکت آماده و یا آموخته‌های خود را در جایی ثبت کنید. اما ممکن است «ترس از نوشتن» مانع از این شود که دست به قلم شوید. این ترس ناشی از روش‌های اشتباهی است که از همان دوران دبستان در آموزش مهارت‌های اصلی در ما به وجود آمده است. یکی از این مهارت‌های اصلی «نوشتن» است. الفبا، کلمه و جمله را یاد گرفتیم، اما بلد نیستیم که چگونه از اینها برای نوشتن یک نامه ساده به همکلاسی یا پدر و مادر خود استفاده کنیم. همین موضوع باعث شده که اغلب ما از همان کودکی از نوشتن بترسیم! خیلی نمی‌خواهم وارد این بحث شوم و قصد دارم به شما آموزش دهم که چگونه می‌توانید با این ترس مقابله کنید. یکی از موارد برطرف‌کردن ترس، روبروشدن با آن است. پس فارغ از اینکه شما از نوشتن چه هدفی را دنبال می‌کنید در اینجا چند تمرین ساده به شما پیشنهاد می‌کنم که باعث می‌شود دیگر از نوشتن نترسید. هر روز در زمانی مناسب که ذهن شما آمادگی بیشتری دارد، درباره یکی از اتفاقاتی که همان روز یا روز قبل برایتان پیش آمده، مطلبی را بنویسید. حضور در یک مهمانی، یک اتفاق خاص و جالب در محیط کار و یا دیدن یک رویداد جالب در خیابان، سوژه‌های خوبی برای نوشتن خواهد بود. مهم نیست چطور بنویسید، فقط بنویسید! نه خود شما و نه کس دیگری انتظار خواندن یک اثر هنری ندارد. خواندن روزنامه، مجله و کتاب هم به غلبه‌کردن شما بر ترس از نوشتن کمک می‌کند. اما همزمان با این کار می‌توانید تمرینی را هم انجام دهید. به طور مثال مقاله‌ای را در یک مجله عمومی بخوانید و سعی کنید خلاصه‌ای از آنچه فهمیدید را بنویسید. آلبوم عکس خانوادگی خود را باز کرده و سعی کنید هر روز برای دو تا سه عکس جالب و خاطره‌انگیز، شرح کوتاهی بنویسید. اگر در شبکه‌های اجتماعی عضو هستید و عکسی را برای سایر دوستان‌تان به اشتراک می‌گذارید، متن کوتاهی هم در کنار آن قرار دهید. این تمرین را یک هفته الی ده روز دنبال کنید. فقط سعی نکنید شاعرانه و ادیبانه بنویسید. این کار شما را سخت می‌کند. ساده و صریح بنویسید. سعی کنید برای چند تا از فعالیت‌هایی که به طور روزانه در محل کارتان آنها را تکرار می‌کنید، دستورالعمل کوتاهی تهیه کنید. حتی می‌توانید طریقه استفاده از یک دستگاه ساده مانند چاپگر که در محل کارتان است را با نوشتن یک متن مختصر توضیح دهید. اگر اهل سینما رفتن و فیلم‌دیدن هستید، بعد از اتمام فیلم، خلاصه‌ای از داستان و یا نظر خود را درباره آن بنویسید. نوشتن یک نامه ساده و معمولی به پدر و مادر یا همسرتان که در آن از انجام یک کار تشکر کرده باشید، می‌تواند بازخوردهای خوب و منحصر به فردی برای شما داشته باشد! تمام این‌هایی که گفتم، بهانه‌هایی است برای تمرین نوشتن تا علاوه بر آنکه ترس شما از این کار کم شود، بتوانید مهارت‌های توصیفی خود را نیز افزایش دهید. منبع: علم نگار نویسنده: محمدرضا رضائی
  19. sajjad

    چندی پیش یکی از کاربران محترم علم‌نگار، پیشنهاد دادند تا مطلبی درباره کمال‌گرایی در نوشتن بنویسیم. مساله‌ای که به نظر می‌رسد افراد زیادی درگیر آن هستند و خود من هم در اوایل کار روزنامه‌نگاری و نویسندگی‌ام تا حدودی به چنین دردی مبتلا بودم. در مطلب پیش رو می‌خواهم به این پرسش کلی پاسخ دهم که کمال‌گرایی در نوشتن چیست؟ و اگر کمال‌گرا هستیم، چگونه می‌توانیم این ویژگی را در نوشتن کنترل کنیم؟ قبل از هر چیز بررسی کنید که آیا رفتارها و موقعیت‌های زیر برای شما آشناست؟ اغلب فکر می‌کنید برای نوشتن خیلی زود است و هنوز تجربه کافی ندارید؟ اعتقاد دارید نخستین مطلب و اثری که قرار است از شما منتشر شود، باید بهترین باشد؟ مطلبی نوشته‌اید، اما به نظرتان می‌رسد که هنوز اشتباهاتی در آن وجود دارد که از دید شما پنهان مانده است؟ پس فعلا آن را بایگانی می‌کنید تا بعد. مدت‌هاست درباره موضوعی تحقیق و پژوهش کرده‌اید، اما فکر می‌کنید هنوز برای نوشتن زود است و نیاز به پژوهش‌های بیشتر دارید. منتها در همان زمان کتابی یا مقاله‌ای در همین موضوع می‌بینید که توسط فردی به مراتب از شما کم‌تجربه‌تر منتشر شده است. چندین صفحه مطلب نوشته‌اید، اما فکر می‌کنید هنوز آن‌قدر جامع و کامل نیست که بخواهید آن را منتشر کنید. به نظرتان می‌رسد جنبه‌ها و ابعاد دیگری هم از موضوع وجود دارد که باید به آنها هم بپردازید. پس هنوز برای انتشار زود است. مطلب یا کتابی نوشته‌اید، اما پیش از انتشار آن را به چندین نفر نشان می‌دهید تا ایرادات احتمالی آن برطرف شود. همواره نگران این هستید که مبادا مطلب‌تان غلط علمی یا ویرایشی داشته باشد. پس بهتر است به n+1 نفر دیگر هم نشان دهید! و ده‌‌ها حالت و رفتار مشابه دیگر. اگر یکی از حالت‌های بالا در شما وجود دارد، احتمالا به درد کمال‌گرایی در نوشتن مبتلا هستید! این ویژگی معمولا باعث می‌شود که متخصصین و به طور کلی افرادی که حرفی برای گفتن دارند، دست به قلم نشوند. یا اگر هم چیزی نوشتند، به تصور کامل‌نبودن و بهترین‌نبودن مطلب‌شان، آن را هیچ‌گاه منتشر نکنند. بعضی‌ها را هم دیده‌ام که نوشته خود را حتی به نزدیکان‌شان هم نشان نمی‌دهند. کمال‌گرایی در نوشتن چیست؟ اول از همه بهتر است بدانیم تعریف کمال‌گرایی چیست؟ کمال‌گرایی، باوری غیرمنطقی است که اشخاص نسبت به خود و محیط اطراف‌شان دارند. افرادی که کمال‌گرا هستند، معتقدند که خود و محیط اطراف باید کامل باشد. در زندگی هم، هر کار و تلاشی باید بدون هیچ اشتباه و خطایی رخ دهد. معمولا ریشه اصلی کمال‌گرایی وسواس و در برخی موارد ترس یا حتی عدم اعتماد به نفس است. حال اگر این تعریف ساده از کمال‌گرایی را به نوشتن تعمیم دهیم، افراد مبتلا به این درد با شرایطی شبیه به آنچه در ادامه توضیح می‌دهم، روبرو هستند. هنوز برای نوشتن تجربه کافی ندارم بعضی‌ افراد فکر می‌کنند اگر قرار است کاری را شروع کنند، باید از قبل تمام فوت و فن‌های آن را بلد باشند و بعد دست به کار شوند. آنها کتاب‌های زیادی می‌خوانند و به کلاس‌های آموزشی مختلفی می‌روند. اما تصور می‌کنند که این آموزش‌ها هنوز کافی نیستند و باید همچنان آموختن را ادامه دهند. این تصور خوب و درستی است که باید قبل از انجام هر کاری آموزش دید. ولی هیچ آموزشی به تنهایی جای تجربه را نمی‌گیرد. مخصوصا مهارت‌هایی مانند نوشتن که نیاز به تمرین و بازخوردگرفتن از دیگران دارند. خود من و بسیاری از دوستان نویسنده و روزنامه‌نگارم، بخش زیادی از چیزهایی که در نوشتن بلد هستیم را به کمک تجربه و بازخوردگرفتن از دیگران به دست آورده‌ایم. مثلا من تا وقتی که نخستین مطلبم منتشر نشده بود، متوجه بسیاری از نکات قوت و ضعف کارم نبودم. در ارتقای مهارت‌های نوشتن نکات پنهانی وجود دارند که با هیچ آموزشی نمی‌توان به آنها پی برد. این نکات اغلب منحصر به فرد هستند. تجربه چیزی است که بر اثر کارکردن و گذر زمان به دست می‌آید. کار نویسندگی از پزشکی که با جان انسا‌ن‌ها سر و کار دارد، حساس‌تر نیست. بزرگ‌ترین پزشکان و جراحان هم از زمان دانشجویی کار خود را آهسته و پیوسته آغاز کردند و اکنون به سرآمدان زمان خود تبدیل شده‌اند. پس هر آنچه از نوشتن می‌دانید، به کار ببندید و نوشتن را آغاز کنید. به مرور با مطالعه، آموزش و کارکردن، مهارت نویسندگی خود را ارتقا خواهید داد. همیشه به خاطر داشته باشید، هیچ کس بدون پریدن در آب به شناگری ماهر تبدیل نمی‌شود. می‌خواهم اثری بزرگ و خاص بنویسم یکی از ویژگی‌های افراد کمال‌گرا این است که آنها به سمت هدف‌های غیرقابل دستیابی یا هدف‌هایی می‌روند که رسیدن به آن از عهده یک نفر خارج است. مثلا به سمت نوشتن کتاب یا اثری خاص می‌روند که واقعا کار بزرگ و پرزحمتی است. به خصوص کسانی که تجربه خیلی کمی در نوشتن دارند. به طور مثال من در دوران نوجوانی به همراه دو نفر از دوستانم نوشتن یک دانشنامه جامع فضایی را آغاز کردیم. تقریبا طی سه سال بیش از هزار مدخل از این دانشنامه را گردآوری کردیم. اما بعد از این همه تلاش، بررسی کردیم که تنها ۳۰ درصد کار جلو رفته است! تازه همین مقدار هم به ویراستاری و تنظیم نیاز داشت. آن موقع حساب کردیم که اگر با همین انرژی و سرعت پیش می‌رفتیم، تهیه متن اولیه این دانشنامه حدود هفت سال دیگر از ما زمان می‌برد. متاسفانه همین موضوع ما را از ادامه کار دلسرد کرد. در این سال‌ها هر وقت به سراغ پوشه مطالب این دانشنامه در رایانه‌ام می‌روم، یاد شدیدترین کمال‌گرایی خودم در نوشتن می‌افتم. این کار در آن زمان نقش مهمی در افزایش دانسته‌ها و تجربیات من و دوستانم داشت. اما تصور کنید ما با پشتکار و تلاشی که آن موقع داشتیم، (اگر کمال‌گرا نبودیم)، مطمئنا در آن سه سال حداقل یک یا دو عنوان کتاب خوب و مناسب با حجم و سطحی معقول نوشته بودیم. تعیین اهداف بسیار بزرگ و خارج از توان هم می‌تواند باعث بروز نوعی کمال‌گرایی در نوشتن شود. نخستین‌ مطلب من باید بهترین باشد کارهای بزرگ‌ترین نویسنده‌ها، کارگردانان سینما، هنرمندان و هر فرد شناخته‌شده‌ای که می‌شناسید را ببینید. چند نفر از آنها نخستین اثرشان بهترین آنها بوده است؟ کمال‌گراها در نوشتن اعتقاد دارند که نخستین مطلب آنها، باید بهترین کارشان باشد. زیرا معرف کارشان است. به همین خاطر بسیار وسواس‌گونه عمل می‌کنند. اغلب آنها نخستین مطالب خود را با بهترین مطالب دیگران مقایسه می‌کنند. در حالی که این مقایسه اشتباه است. اول از همه توصیه می‌شود این مقایسه را کنار بگذارید و کلا کار خود را به هیچ عنوان با کار دیگران مقایسه نکنید. زیرا «مرغ همسایه همیشه غاز است»! توجه کنید که کار هر کس منحصر به فرد است و باید خود را با خود مقایسه کرد. کمال‌گراها در نوشتن، نخستین مطلب خود را با بهترین مطالب دیگران مقایسه می‌کنند. حال با تمام این تفاسیر اگر انتشار نخستین مطلب برای‌تان خیلی سخت است و همچنان وسواس دارید و سخت‌گیر هستید. می‌توانید آن را در سطح محدودتری منتشر کنید. مثلا اگر مطلبی برای رسانه آماده کرده‌اید، آن را در رسانه‌های محلی و یا کم‌مخاطب منتشر نمایید. یا اگر کتابی نوشتید، آن را با تیراژ محدودی چاپ کنید. همین الان امکاناتی وجود دارد که می‌توان کتاب را در تیراژهای بسیار کم و حتی در حد ۱۰۰ نسخه هم چاپ کرد. سپس نوشته‌تان را به دوستان و افراد نزدیک و عموما مثبت‌اندیش نشان دهید و نظر کلی آنها را بپرسید. مطمئن باشید اول از همه با نظرات انرژی‌بخشی روبرو می‌شوید و اگر ایراد و اشتباه فاحشی در کارتان باشد، آنها با زبان بهتری به شما خواهند گفت. سپس خواهید دید که از مطالب بعدی‌تان رضایت بیشتری دارید. مطلب من باید بدون اشتباه باشد یادش بخیر در دوران مدرسه معلم انشایی داشتم که به هیچ انشایی نمره ۲۰ نمی‌داد؛ همیشه می‌گفت نمره ۲۰ برای خداست! وجود غلط و اشتباه در مطلب اتفاقی بدیهی است. مطالب بهترین نویسنده‌ها هم عاری از اشتباه نیست. اما بگذارید اشتباهات و غلط‌ها را در دو دسته متفاوت بررسی کنیم: اول اشتباه‌های علمی و مفهومی است و دوم اشتباه‌های ادبی هستند. * اشتباه‌های علمی اگر نگران آن هستید که مطلب شما ممکن است غلط علمی داشته باشد، پس آن را به یک یا دو نفر دیگر نشان دهید تا بخوانند. به این کار ویراستاری علمی می‌گویند. این کار کاملا پذیرفته‌شده و رایج است. برخی بنا به دلایلی از این کار طفره می‌روند. مثلا خجالت می‌کشند که نکند غلطی در مطلب‌شان پیدا شود و آبروی‌شان برود! اصلا کار ویراستاری با همین هدف انجام می‌شود. پس ترس و خجالت را کنار بگذارید. برای ویراستاری علمی باید در نظر داشته باشید که فردی را برای ویرایش مطلب خود انتخاب کنید که از نظر سطح علمی هم‌رده یا بالاتر از شما باشد. معمولا وقتی مطلب ما توسط فرد دیگری خوانده می‌شود، بخش زیادی از ایرادات علمی آن برطرف خواهد شد. این خودش می‌تواند تا حدود زیادی خیال کمال‌گراها را در نوشتن آسوده‌ کند. با این کار اگر بعد از انتشار مطلب‌تان فهمیدید هنوز غلط دارد، حداقل یک نفر شریک جرم دارید و همه چیز صرفا به پای شما نوشته نمی‌شود! ولی اگر بعد از انتشار مطلب‌تان، غلط علمی در آن پیدا شد،‌ چه؟ مطمئن باشید دنیا به آخر نرسیده است. اگر مطلب در سایت اینترنتی منتشر شده است، به راحتی می‌توان آن را ویرایش کرد. اگر هم در رسانه چاپی انتشار پیدا کرده است، قانون اصلاحیه را برای همین مواقع گذاشته‌اند. اگر کتاب چاپ کردید، در ویرایش بعدی می‌توانید آن را اصلاح کنید. حتی برخی نویسندگان برگه کوچکی که حاوی برخی اشتباهات علمی مهم در کتاب است را به تعداد نسخ منتشرشده از کتاب، چاپ می‌کنند و پیش از توزیع کتاب درون آن قرار می‌دهند. یا اگر کتاب توزیع شده باشد، برای مراکز فروش ارسال می‌کنند. همیشه راهی برای اعتراف به اشتباه و جبران آن وجود دارد. متاسفانه یا خوشبختانه امروزه اعتراف به اشتباه خود افتخار بزرگی است! چیزی که باید امری بدیهی باشد. * اشتباه‌های ادبی نوع دوم از اشتبا‌ه‌ها در مطالب، غلط‌های املایی و نگارشی است. راستش را بخواهید اگر مطلب شما توسط ۱۰ ویراستار زبرردست ادبی هم ویرایش شود، مطمئن باشید نفر یازدهم باز هم در مطلب شما یک غلط دیگر پیدا می‌کند. سعی کنید ویراستار ادبی خوبی پیدا کنید تا کار شما را در سطح مناسب و قابل قبولی ویرایش کند. بعد از آن خیلی سخت‌گیر نباشید. فقط حواستان باشد که در انتخاب ویراستار خوب دوباره کمال‌گرایی به سراغ‌تان نیاید. من باید مطالعات بیشتری داشته باشم بله؛ شما هر چقدر بیشتر مطالعه کنید، مطمئنا مطالب بهتر و غنی‌تری می‌نویسید. ولی برای نوشتن، مطالعه هم حدی دارد! تا به حال هر چقدر که مطالعه کرده‌اید را مکتوب کنید. مثلا اگر امروز با توجه به مطالعات‌ خود قادرید ۲ صفحه مطلب بنویسید، عیبی ندارد. به مرور با استمرار مطالعه به روزی خواهید رسید که درباره همان موضوع قادرید کتاب بنویسید. فقط مهم است که سعی کنید هر چه می‌نویسید، صحیح و درست باشد. همین کافی است. مطلب من هنوز ناقص است حتما بارها با این جمله در مطالب و سخنرانی‌ها روبرو شده‌اید که «پرداختن به فلان موضوع از حوصله این بحث خارج است!» در نوشتن باید در نظر داشت که پرداختن به خیلی از موضوعات از حوصله بحث‌ها خارج است. مثلا نمی‌توان انتظار داشت که در یک مطلب یا کتاب به تمام ابعاد و زوایای یک موضوع پرداخت و آن را بررسی کرد. بعضی‌ افراد، احساس می‌کنند هر چه می‌نویسند باز هم کم است و هنوز مطالبی هست که باید به نوشته خود اضافه کنند. من نام این حالت را جامع‌گرایی در نوشتن گذاشته‌ام. سعی کنید سوژه‌های خیلی کلی برای نوشتن انتخاب نکنید و در هر مطلب از یک زاویه یا نگاه خاص به موضوع بپردازید. این کار، نوشتن را راحت‌تر می‌کند و از ابتلای شما به درد جامع‌گرایی جلوگیری می‌کند. نقطه مقابل کمال‌گرایی در نوشتن چیست؟ کمال‌گرایی در نوشتن نقطه مقابلی هم دارد؛ شاید بتوان نام آن را سهل‌انگاری یا سطحی‌نگری در نوشتن گذاشت. چیزی که باعث می‌شود افراد بدون دقت و مطالعه صحیح و با شلختگی، مطلب یا کتابی را بنویسید و اثر خود را بی‌نقص و بهترین بدانند. پس مراقب باشید به قول معروف «از این طرف بوم هم نیفتید.» منبع: علم نگار
  20. سوزان سانتاک از اواسط دهه شصت میلادی مطرح شد، و به خطا نرفته‎ایم اگر او را یکی از مهمترین و موثرترین مفسران فرهنگ و ادبیات و هنر معاصر به حساب بیاوریم. سانتاک در امریکا به دنیا آمد و درهمین کشور نیز رشد کرده و به تحصیل پرداخت، اما به شدت شیفته فرهنگ اروپایی به‎ویژه همزمان با دوره مدرنیسم داشت. سانتاک موضعی انتقادی نسبت به رویکرد تاویلی در ادبیات و هنر داشت و از ستایشگران رولان بارت و دیدگاه‎های او بود. سانتاک نیز همانند بارت به نوشتن مقالات کوتاه و برخوردار از استواری رساله‎های آکادمیک بود. نوشته زیر یکی از آثار او در حوزه ادبیات به حساب می‎آید که در آن از اصول نخستین برای نوشتن و نویسنده شدن سخن گفته است، البته آن اصولی که سانتاک مد نظر دارد متفاوت با آن اصولی است که مبتنی بر استفاده از عناصرداستان نویسی عنوان می شود. نخستین اصول برای نویسنده شدن اوایل قرن هجدهم یکی از طرفداران پروپا قرص عرصه ادبیات در باره ادبیات گفته بود: «عظمت شخصیت های یک داستان، از ریشه دار بودن نویسنده شان نشأت می گیرد.» به نظرم تا همین چندسال پیش هم می شد روی این نکته بحث کرد برای اینکه او به یک پدیده تازه اشاره کرده بود؛ البته به نظرم این عظمت به شخصیت های ماندگار مربوط می شود. بارهاو بارها بحث اصول و موازین نویسندگی رامطرح کرده اند؛ چندی پیش در حین یک مصاحبه به جواب این سؤال مبهم رسیدم و گفتم: به کلمه ها عشق بورزید آنها را پس و پیش کنید و حواستان به همه چیز باشد. بعداز این ماجرا اصول دیگری همچون جدی باشید!یعنی هر چیزی به جز ادا و اصول و مسخره بازی . خوشحال باشید که بعد از داستایوفسکی و چخوف به دنیا آمده اید و می توانید از آنهاتأثیر بگیرید.» به نظرم اصول و قواعد نویسندگی تمامی ندارد و تا هر جا که بخواهید می شود به آن افزود. هر نویسنده توانایی می تواند با تکیه بر بازی و تکنیک های زبانی دنیای منحصر به فردی را خلق کند و دیگران را هم به این دنیا راه دهد، اما دراین میان توجه به اجتماع از اهمیت بیشتری برخوردار است. کافی است نگاهی به نام های ماندگار بیندازید : همه نویسندگانی که دست روی مسائل اجتماعی می گذارند برای همیشه در یاد می مانند. قطعاً اولین مسأله برای یک نویسنده خوب شدن؛ خوب نوشتن است؛ و منظورم نویسنده ای است که برای فروش و پولدار شدن نمی نویسد. در عرصه ادبیات و نویسندگی ، به نظرم نویسنده کسی است که پیش تر شبیه اش را نداشتیم یعنی نتوان او را جزو هیچ دار و دسته ای دانست و همین نکته یعنی ادبیات اصیل و ماندگار. به نظرم ادبیات یعنی آگاهی ؛ حتی اگر پایین ترین درجه آگاهی را در نظر بگیریم. رمان نویس کسی است که به تمام راه و چاههای پیچیده نوشتن وارد است؛ پیچیدگی در روابط خانوادگی ، اجتماعی و … در زندگی امروز، که ترکیبی از تمام فرهنگهاست ؛ همه چیز روبه سادگی می رود و دراین میان تفکر و عقل که ریشه درگذشته های دور دارد هنوز هم در ادبیات نهفته است. با وجود سهل گیری و ساده پسندی این روزها اما هنوز هم پیچیدگی در داستان برای ما خالی از جذابیت نیست و همین سبب می شود که ادبیات نقشی انکارناپذیر در بالابردن شعور انسانی داشته باشد. ادبیات یکی از اصلی ترین شیوه های حس مسؤولیت داشتن است البته در هر دو مورد جامعه و خود ادبیات به یک اندازه نقش دارد. منظورم از ادبیات در این جا، ادبیات به معنای واقعی است: داستانی که نماینده ارزشهای برتر یک جامعه است و ادبیاتی که می تواند از این ارزشها دفاع کند؛ مقصودم از جامعه هم؛ جامعه ای که نویسنده در آن حق دارد دست روی واقعیت های اجتماعی بگذارد و حداقل به غایب بزرگ یعنی عدالت اجتماعی اشاره کند و از این حق طبیعی دفاع کند. به هرحال نویسنده داستان و فیلمنامه باید پایبند به اخلاق باشد. به نظرم نویسنده پایبند به ادبیات کسی است که به معضلات اخلاقی یک جامعه نظری بیندازد: در باره خوب و بد، هنجار و ناهنجار و عادلانه و غیرعادلانه توجه به همه اینها یعنی یک نویسنده بودن. نویسنده واقعی با تمام این موارد برخوردی عمل گرایانه دارد. او داستان می نویسد، روایت می کند و در داستانش شکل های مختلف یک زندگی را تصویر می کند و به همین طریق حس عام انسانی را در ما برمی انگیزد. نویسنده تخیل ما را به کار می اندازد و از سویی با داستانهایشان حس همدلی را در ما برمی انگیزد و شاید هم آن را بهبود ببخشد. آنها با داستانهایشان ما را برای قضاوت های اخلاقی پرورش می دهند. وقتی از نویسنده به عنوان یک راوی یاد می کنم، منظورم به فرم هم هست یعنی: شروع، اوج داستان و پایان بندی . هر نویسنده ای داستان های زیادی دارد که روایت کند، اما نقل این داستانها ، در یک زمان؛ امکان ندارد. او می داندکه باید یک داستان را انتخاب کند؛ مهم ترین و اساسی ترین اش و این به هنر او برمی گردد. به این که بداند در آن برهه زمانی کدام یک از این روایتها بهتر به دل خواننده می نشیند. «داستان های زیادی برای نوشتن وجود دارد»: این صدایی است که راوی یکی از داستانهایم در اولین سطور به زبان می آورد. به راستی داستانهای زیادی برای روایت وجود دارد؛ داستانهایی که نویسنده دوست دارد همه آنها را بنویسد و انتخاب یکی از آنها برای نوشتن خیلی سخت است. نوشتن یک داستان درست مثل این است که شما بگویید این داستان همان داستان با اهمیتی است که می خواستم بنویسم و به همین ترتیب ذهن نویسنده از آن پراکندگی عجیب و غریب بیرون می آید و همه چیز در یک خط متوالی قرار می گیرد ، انگار تمام تخیل او بسیج می شود که تنها همین یک داستان را بنویسد. برای اینکه تبدیل به یک نویسنده اخلاق گرا شویم ، باید به همه زوایای یک زندگی نگاه کنیم و در موقع قضاوت با پررویی اعلام کنیم که چه چیزی بد است و چه چیزی خوب . همچنین باید ارزشگذاری هم کرد و به خواننده گفت که کدام یک بهتر از دیگری است و همه اینها باید همراه با اعتماد به نفس باشد. همه اینها به معنای نظم دادن به همه حرفهایی است که نویسنده می خواهد به مخاطب اش بگوید و به بهای نادیده گرفتن بقیه اتفاقاتی است که در اطراف نویسنده رخ می دهد. به نظرم حقیقت قضاوت اخلاقی بستگی به ظرفیت ما نسبت به واکنش هایمان دارد و در این ظرفیت خواسته و ناخواسته محدودیت هایی وجود دارد؛ گرچه راهی جز پذیرفتن اش نداریم ؛ اما می توانیم این ظرفیت را کم کم توسعه بدهیم. اما می توان شروع این تفکر و فروتنی را تسلیم درمقابل اندیشه دانست: اندیشه ای قدرتمند که همه چیز در آن تکرار می شود و در حالی که فقدان ظرفیت اخلاقی از پذیرش آن سر باز می زند و این کاستی شامل اندیشه نویسنده رمان هم می شود. به جرأت می توان گفت این آگاهی بیشتر شامل شاعران می شود؛ زیرا که آنها قصد قصه گویی ندارند. فرناندو پسوای بزرگ در «کتاب آشفتگی» می نویسد: «فهمیده ام که همیشه در یک زمان حس و حواسم پیش دوساله است. شاید بقیه هم تا حدی مثل من باشند… اما در مورد من استثنایی وجود دارد… هردوساله هایی که من در آن واحد در فکرشان هستم به یک اندازه درخشان هستند و این همان نکته ای است که خلاقیت را در من می آفریند و زندگی من را تبدیل به یک تراژدی کرده است و از سویی ظاهر خنده داری به آن می بخشد.» هرکدام از ما تا اندازه ای دارای این خصوصیات هستیم و از وضعیتی مشابه فرناندو پسوا برخورداریم و اگر این مسأله در درازمدت اتفاق بیفتد طبعاً دشوار می شود. برای مردم عادی خیلی طبیعی است که بخواهند ذهن شان را از پیچیدگی برهانند و ذهن شان را به یک سمت و سو سوق بدهند؛ و بیشتر به مسائلی فکر کنند که هنوز تجربه اش نکرده اند. به نظرم انکار و این ساماندهی ذهنی از آن جایی ناشی می شود که ما می خواهیم ظرفیت بی انتهای شرارت در انسان را بپوشانیم. همه ما می دانیم که در وجود هر آدمی بخش هایی وجود دارد که فکر کردن به آنها لذت بخش است و آزاردهنده نیست؛ به اموری که روایت نیستند و همه اینها بحث می شود در آن واحد چندین و چندماجرا در ذهن بگذرد . چرامردم همدیگر را فریب می دهند؟ چرا می کشند و چرا آدم های بی گناه دائم در رنجند ؟ همه اینها مسائلی است که یک انسان در آن واحد به آن فکر می کنند؟ بهتراست این مسأله را با زبان روان تری مطرح کنیم: اصلاً چرا شر در همه جا وجود ندارد؟ یا اینکه چرا بدی در بعضی جاها هست و در همه جا نیست؟ و چه کار باید کنیم موقعی که بدی گریبان خود ما را هنوز نگرفته است؟ وقتی که این بدی ها به جز ما گریبان همه را گرفته است. خبر زلزله ای که در سالهای ۱۷۰۰ میلادی در لیسبون آمد و همه جا را با خاک یکسان کرد بسیاری را خوشحال کرد (البته به نظرم گمان نمی کنم همه افراد در برابر این واقعه رفتار یکسانی از خودنشان داد باشند) همان موقع پادشاه فرانسه از اینکه نمی توان در برابر فجایع طبیعی کاری کرد ، عصبانی شده بود و گفت: «لیسبون با خاک یکسان شده است و ما در پاریس در حال رقص و آواز هستیم». می توان گفت این روزها با این همه نسل کشی که در اطراف ما اتفاق افتاده است ؛ دیگر بی تفاوتی نسبت به فجایع زیاد هم جای تعجب ندارد. من می توانم به جرأت بگویم در حال حاضر ما با ولتر پادشاه فرانسه فرقی نداریم؛ اما دو قرن و اندی پیش از این همه تمایز، شگفت زده شده بود و ما هم از این تناقض در یک زمان در دو مکان متفاوت شگفت زده می شویم. شاید این بخشی از سرنوشت انسان است که از حوادث ناگوار و خوشایند در آن واحد در دو مکان متفاوت رنج ببرد. ما این جا در امنیت کامل زندگی می کنیم ؛ هرشب با شکم سیر می خوابیم و بعد ممکن است چند دقیقه بعد در یک عملیات انتحاری چندین هزار نفر در نجف و سودان تکه تکه شوند. رمان‎نویس‎ها همیشه در سفرند، یعنی اینکه در زمان واحدی تمام وقایع جهان را از نظر بگذرانند بی اینکه آسیبی ببینند. و این شروع پاسخ به حوادث ناخوشایند است که بگویی: این یعنی همدردی . شاید کمی غیرعادی باشد که همیشه به دنیای بزرگ فکر کنیم. به اتفاقات ریز و درشت و متفاوت. اما تنها علت اینکه جهان به داستان نیاز دارد همین بزرگ کردن دنیاست. منبع: تک بوک
  21. sajjad

    نوشتن یک داستان خوب آسون نیست. همیشه برایم سوال بود که شرکت های بزرگی مانند پیکسار چگونه هر سال یک انیمیشن خلق میکنن ؟ بعد ازتحقیق فهمیدم که کمپانی پیکسار برای یک انیمیشن معمولی خودش ۶ سال وقت صرف میکند که بیشتر این زمان صرف داستان نویسی میشود ! در این مقاله میتوانید 10 راز برای نوشتن یک داستان خوب را یاد بگیرید. همه چیز هایی که من درباره داستان نویسی میدانم: از وقتی که شروع به نوشتن کردم سال ها میگذرد، خیلی پر تلاش بودم و همیشه این سوال رو از خودم میپرسیدم . چگونه میتوانم یک داستان خوب بنویسم ؟ بعد از آن شروع کردم به خواندن کتاب ، پست های بلاگ، و هر چیزی که درمورد نویسندگی بود. در کلاس ها حضور داشتم، از دهها نفر سوال کردم تا توانستم اولین داستان خود را بنویسم. این 10 قدمی که برای شما چکیده ای از آن چیزی که درباره نوشتن یک داستان خوب در این سال ها یاد گرفته ام. امیدوارم بتوانید داستان خود را خیلی راحت تر بنویسد. اول : نوشتن در یک جلسه در اولین قدم شما باید پیش نویس داستان خود را در کوتاه ترین زمان ممکن بنوسید. پیش نویس داستان را باید در یک جلسه، یا اگر شما در حال نوشتن یک رمان هستید باید آن را در یک فصل بنویسید. (سه ماه) بیش از حد نگران چیزی که از قبل نوشته اید نباشید شما میتوانید داستانی که در اختیار دارید را در اولین مکان برای دیگران تعریف کنید! اولین پیش نویس شما یک فرآیند آزمون و خطاست. شما مانند یک باستان شناس که در حال پیداکردن یک شهر باستانی از خاک است میباشید. باید سرنخی که در این شهر وجود دارد را پیدا کنید. شما نمیدونید چه چیزی در انتظار شماست تا زمانی که کشف بشه ... دوم : شخصیت های خودتون رو گسترش بدید داستان درباره شخصیتهاست شما اگر شخصیت خوب ندارید، پس داستان خوبی هم ندارید! موارد ضروری برای هر شخصیت این است که باید تصمیم بگیرد. ویکتور فرانکل میگوید: یک مرد زمانی هست که تصمیمش شروع میشود. شخصیت ها باید درباره هر مشکلی که در داستان وجود دارد تصمیم بگیرند. تا مشکل رو به نفع خودشون حل کنند. برای پیشرفت بهتر شخصیت خود از شخصیت هایی مثل : تبه کار، مقابل شخصیت اصلی، احمق ، شخصیت وابسته که طرف نرمتر شخصیت اصلی را نمایش میدهند استفاده کنید. سوم : ایجاد درام برای درست کردن یک درام شما به یک سوال دراماتیک نیاز دارید. یک سوال دراماتیک میتوانه شبیه به : اون مرد میخواد بسازتش ؟ اون دختر میخواد با مرد رویاهاش ازدواج کنه ؟ شما میتوانید شخصیت اصلی را در شک و تردید قرار بدید.شما این سوال را برای خواننده به وجود میارین که مرحله بعد چه اتفاقی می افتد ؟ نکته: شما باید اطلاعات موجود را به صورت کم کم به مخاطب بدهید. با انفجار اطلاعات درام از بین میرود. چهارم: نشان دهید، تعریف نکنید ! هانستلی می گوید: "نشان دهید تعریف نکنید" زمانی که در گام بالاتر قرار میگیرید این موضوع بسیار مهم میشود. زمانی که اتفاق مهمی در داستان شماست و شخصیت اصلی داستان شما را تحت تاثیر قرار میدهد، صحنه را نمایش دهید. خوانندگان شما ترجیح میدهند بهترین صحنه داستان را ببینند. پس سعی کنید بهترین موقعیت را نمایش دهید و از تعریف اجتناب کنید. پنجم: دیالوگ خوب بنویسد یک دیالوگ خوب از دو طرز تفکر بوجود می آید: ۱- همزاد پنداری با شخصیتها ۲- چند بار نوشتن ! هر شخصیت باید صدای منحصر به فرد خودش را داشته باشد. شما باید از تفاوت شخصیتها اطمینن حاصل کنید. هر بار که دیالوگ یک شخصیت را مطالعه میکنید از خود بپرسید "ایا این صدای شبیه صدای شخصیت من هست ؟" اگر جواب این سوال خیر است دوباره بنویسد تا به نتیجه درست برسید. شما میتونید از برچسب های گفتگو استفاده کنید. این برچسب ها میتواند کلماتی مثل (او گریه کرد) یا (او اخطار داد) یا (او به شدت گفت) رو شامل بشه ... از کلمه او گفت استفاده نکنید ! ششم : درباره مرگ بنوسید درباره رمان های آخری که خوانده اید فکر کنید، در چه تعداد شخصیت، یک شخصیت میمیرد ؟ یک داستان خوب غالبا با مرگ همراه است.( Harry Potter, The Hunger Games, Charlotte’s Web, The Lord of the Rings ) و خیلی از داستان های دیگه که شخصیت های آن ها میمیرند. مرگ یه واقعیت طبیعی هست که شامل تمام شخصیتهای داستان میشود. پس در داستانتان مرگ را پرنگ تر نشان دهید. هفتم : مثل یک حرفه ای ویرایش کنید نویسندگان حرفه ای ۳ پیش نویس برای داستان خود دارند: ۱- پیش گام اول: به پیش نویس اول استفراغ هم میگویند، که اولین ساختار داستان شما را شکل میدهد. این متن را به کسی نشان ندهید. اولین پیش نویس شما این شانس را دارد که شکل کلی داستان شما رو کشف کند ... ۲- پیش نویس ساختار: بسیار از نویسندگان جدید سعی میکنند اولین پیش نویس خجالت آور خود را پاک کنند و آن را به مرحله نهایی برسانند. ولی درواقع پیش نویس دوم به معنای تغییرات ساختاری عمده برای روشن شدن طرح و شخصیت های رمان یا ایده های کلیدی کتاب غیر داستانی شما است. ۳- تمیز کردن عمیق: پیش نویس سوم برای تمیز کردن عمیق است. در این قسمت همه چیز به شکل نهایی میرسد که قسمت شیرین داستان نویسی است. برای تهیه دو پیش نویس قبل باید وقت زیادی را صرف کنید. هشتم : قوانین را بشناسید و آنرا را شکست دهید نویسندگان خوب قوانین رو میدانند و از آنها پیروی میکند. نویسندگان عالی قوانین رو میدانند و آن را شکست میدهند. بهترین نویسندگان خودسرانه قوانین را نمیشکنند. آنها قوانین رو میشکنند به شرطی که داستان نیاز به قانون تازه ای داشته باشد. به یاد داشته باشید که شما به قواعد خدمت نمی کنید. شما به داستان های خود خدمت می کنید. نهم : شکستن حباب نویسنده بهترین راه شکستن حباب نویسندگان نوشتن است! اگر گیر کردید، سعی نکنید کامل باشید! فقط بنوسید ... (سعی نکنید بهترین نویسنده دنیا باشید) گاهی اوقات برای نوشتن داستانهای بهتر باید قوی باشید و شروع به نوشتن کنید. دهم : به اشتراک گذاشتن کار شما شما بهتر مینوسید اگر بدانید که در آینده مخاطب های زیادی داستان شما را میخوانند. اگر در تاریکی بنوسید و نوشته خود را نشر ندهید نوشته شما هیچ ارزشی پیدا نمیکند. درواقع وقتی شما نوشته خود را به اشتراک میگذارید با احتمال شکست مواجه میشوید. این کار شما را مجبور میکند تا بهترین داستان را بنوسید. تمرین: ایا شما یک داستان برای گفتن دارید ؟ با استفاده از نکات بالا یک پیش نویس تهیه کرده و چند بخش از آن را در همین صفحه به اشتراک بگذارید و بازخورد خودتون رو درباره نوشته های دیگران بنوسید. موفق باشید. ترجمه: دیوونه تو منبع: thewritepractice
×