رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'هوش'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

13 نتیجه پیدا شد

  1. بنظر اکثر مردم افراد باهوش جزء دسته‌ی ابر انسان‌ها هستند چرا که مغزشان در تمام شرایط زندگی به کمک‌شان می‌آید و لازم نیست با دغدغه‌های آدم‌های عادی سروکله بزنند. با این حال واقعیت متفاوت است و مهم نیست که یک نفر چقدر باهوش است، بالاخره هرچه نباشد او هم انسان است. این افراد با مسائلی متفاوت از دیگران سروکله می‌زنند، اما با این حال این مسائل هم چالش برانگیز و سخت هستند. اگر شما فرد به شدت باهوشی باشید گاهی عدم درک دیگران باعث می‌شود تنها بمانید. در ادامه به مهم‌ترین دغدغه‌های افراد باهوش در مقابل افراد معمولی اشاره می‌کنیم. 1_صحبت‌های کوتاه حوصله‌تان را سر می‌برد صحبت کردن در مورد چیزهای عادی و معمولی برایتان سخت و چالش برانگیز است. دلیل این موضوع آن است که مغزتان پر از ایده‌های عالی است. موضوعاتی که احتمالا به آنها علاقه‌مند هستید شامل علم، هنر، فلسفه و غیره می‌‌شوند. این مسئله باعث می‌شود که حس کنید در گفت و گوی کوتاه گیر افتاده‌اید و وقت‌تان دارد حرام می‌شود. تمام چیزی که شما می‌خواهید فردی از لحاظ ذهنی شبیه به شماست که بتوانید در مورد مسائل مهم با هم حرف بزنید. 2_بیش از اینکه حرف بزنید فکر می‌کنید از آنجا که مغزتان طوری سیم کشی شده که به دنبال راه حل‌ها و پاسخ‌های احتمالی به یک مشکل باشد، شاید نسبت به یک فرد معمولی بیشتر طول بکشد تا نظرتان را در مورد یک چیز ابراز کرده یا نتیجه گیری‌ای بکنید. علاوه براین اگر کاملا مطمئن نباشید که جواب‌تان درست بوده یا فکرتان عالی است، ممکن است اصلا حرفی نزنید. مشکل‌تان این است که دیگران با نحوه‌ی تفکر و واکنش شما آشنا نیستند و ممکن است فکر کنند شما گیج و عجیب یا درونگرا هستید و یا اصلا به موضوع علاقه‌ای ندارید. 3_کارتان به آسانی حوصله‌تان را سر می‌برد نیاز مغزتان برای مدام به چالش کشیده شدن و دادن ایده‌های بکر می‌تواند شغلی که زمانی برایتان هیجان انگیز بوده را عادی و خسته کننده کند. این موضوع می‌تواند باعث شود که مدام شغل عوض کنید یا کارهایتان را به تاخیر انداخته و رئیس‌تان را عصبانی کنید. 4_شاید کمی غیر اجتماعی بنظر برسید دغدغه‌ی بعدی‌تان از دغدغه‌های قبلی نشات می‌گیرد. اگر در حین صحبت‌های کوتاه معذب هستید، اگر وقتی در مورد چیزی مطمئن نیستید صحبت نمی‌کنید، اگر ایده‌های قبلی و قدیمی الهام بخش‌تان نیستند و اگر گاهی از ایده دادن بیشتر از دست به اقدام زدن لذت می‌برید، دیگران ممکن است شما را غیر اجتماعی بخوانند. آنها نمی‌دانند که این کار فشار بیشتری بر شما وارد می‌کند و هیچ فایده‌ای هم نخواهد داشت. 5_عاشق شدن برایتان سخت است در نهایت طلب شما از عشق سختگیرانه‌تر از دیگران است. از آنجایی که شما نسبت به خیلی‌های دیگر محتاط‌تر، تحلیلی‌تر و مستقل‌تر هستید ممکن است شما را انسانی سرد و مغرور ببینند. و یا حتی علاقه‌تان به یک نفر را خیلی زود از دست بدهید. هر چه درگیری‌هایتان زیاد باشد هم نباید اجازه دهید که مانع رشد و آسایش شما شوند. می‌توانید روی ابراز خودتان به دیگران بیشتر کار کنید تا بهتر شما را درک کرده و متوجه خصوصیات اخلاقی‌تان شوند. بالاخره با یک نفر به نقطه‌ی اشتراک خواهید رسید. منبع: دیجی‌رو
  2. sajjad

    می گویند: مریلین مونرو یک وقتی نامه‌ای به البرت اینشتین‌ نوشت: _ فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه‌هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو… چه محشری می‌شوند! اینشتین در جواب نوشت: _ ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می‌شود! ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می‌شود!!
  3. sajjad

    حتی اگر براحتی جدول کلمات متقاطع را کامل کنید و بطور منظم دوستانتان را در بازی “کلمات با دوستان” شکست دهید ــ روش‌های کلاسیک برای فعال نگه داشتن ذهنتان ــ شاید عادات روزمره دیگری وجود داشته باشند که از راه‌های عجیب به ذهن شما آسیب برسانند و سلول‌های عصبی ارزشمندتان را تخریب کنند. در اینجا ۶ چیز که به گفته بهترین متخصصان می‌تواند به قوه ادراک شما صدمه بزند، را بیان می‌کنیم: 1. داشتن استرس استرس در مورد مسائل مالی، نگرانی برای پروژه‌های کاری و تلاش برای حفظ ظاهر زندگی اجتماعی می‌تواند باعث تولید مقدار زیادی هورمون استرس شود. دکتر “برندان کلی”، متخصص مغز و اعصاب در مرکز پزشکی وکسنر دانشگاه اوهایو می‌گوید: 2. چاقی و هوش کلی می‌گوید: از آنجایی که شما برای لاغر ماندن به انگیزه بیشتری نیاز دارید، پس این را بدانید که تحقیقات نشان می‌دهد چاقی در میانسالی می‌تواند باعث عملکرد شناختی ضعیف‌تر و افزایش خطر ابتلا به زوال عقل در سال‌های بعد شود. مطالعه‌ای که در مجله اپیدمیولوژی آمریکا منتشر شد، نشان می‌دهد که رابطه‌ای بین چاقی و توانایی ذهنی کم در جوانی و بزرگسالی وجود دارد. کلی می‌گوید: از آنجایی که چاقی، یک مشکل پیچیده پزشکی است، باز کردن این موضوع، کار آسانی نیست. چرا که هم ممکن است این مسئله بخاطر مشکلات پزشکی ناشی از چاقی بوجود بیاید و هم مستقیما بخاطر خود چاقی. 3. علاقه به غذاهای شیرین دکتر آلن توفیق، دکتر طب خواب و متخصص مغز و اعصاب مرکز پزشکی ویل کورنل نیویورک می‌گوید: شکر و قند باعث افزایش وزن شما می‌شود و مقادیر زیاد آن، می‌تواند بر سلول‌های مغزتان تاثیر بگذارد. افراد دیابتی، بیشتر دچار زوال عقل می‌شوند. بر اساس یک مطالعه بر روی حیوانات از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، ممکن است تاثیر منفی قند بر مغز، بعلت افزایش التهاب باشد. مشخص شده که رژیم های غذایی سرشار از قند بر عملکرد سلول مغز و توانایی شناختی تاثیر می‌گذارند. 4. انجام چند کار بصورت همزمان آیا اینها بنظرتان آشناست: نوشتن یک ایمیل در حالیکه با همکارتان صحبت می‌کنید و همزمان با اینها، ناهار هم می‌خورید. توفیق می‌گوید: انجام دادن کارها بصورت همزمان، مانع پردازش مغزی شما می‌شود. لوب پیشانی(قدامی) مهمترین ارگانی است که بر تمرکز ما، کنترل و نظارت می‌کند و فقط قدرت پردازش محدودی دارد. اگر سعی کنید از آنچه مغزتان می‌تواند بطور منطقی انجام دهد، فراتر بروید ممکن است ذهنتان گاهی اوقات متوقف شود(هنگ کند)، درست شبیه زمانی که سعی دارید چندین برنامه کامپیوتری را همزمان باز کنید و کامپیوترتان کم می‌آورد و هنگ می‌کند. 5. وقت گذراندن با یک دوست سیگاری حتی اگر سیگار نکشید، استنشاق دود سیگار افراد دیگر، مغز را در معرض ترکیبی از مواد سمی قرار می‌دهد. توفیق می‌گوید: قرارگیری طولانی مدت در معرض دود، مونوکسید کربن در بدن را افزایش می‌دهد که جای اکسیژن ضروری مورد نیاز مغز و بدن ما را می‌گیرد. آسیب به عروق خونی و سلول‌های عصبی، در توانایی سلول‌های مغز برای برقراری ارتباط موثر و حفظ اطلاعات بطور کامل، اختلال ایجاد می‌کند. 6. سفرهای هوایی پی در پی با توجه به تحقیقی از دانشگاه کالیفرنیا، جت زدگی مزمن(بیخوابی و ناراحتی ناشی از مسافرت طولانی با هواپیما) بخاطر برنامه شلوغ سفر می‌تواند تا یک ماه بعد از بازگشت به خانه، بر توانایی یادگیری و حافظه تاثیر بگذارد. پروفسور الیزابت لومباردو، روانشناس و نویسنده “بهتر از کامل: ۷ استراتژی برای غلبه بر منتقد درونی‌تان و ساختن زندگی که دوست دارد” می‌گوید: منبع: مجله سلامت
  4. sajjad

    کدام گزینه صحیح میباشد ؟
  5. sajjad

    کدام گزینه صحیح میباشد ؟
  6. sajjad

    کدام گزینه صحیح میباشد ؟
  7. sajjad

    کدام گزینه صحیح میباشد ؟
  8. sajjad

    کدام گزینه صحیح میباشد ؟
  9. sajjad

    فقط کافی‌است قرص افزایش آی‌کیو به بازار بیاید تا مردم یک‌باره برای خرید آن هجوم بیاورند! و به‌خاطر همین هست که اینترنت پر از مقاله‌ها و دوره‌هایی درباره نحوه‌ی باهوش‌شدن و یادگیری سریع‌تر و تقلید ازنابغه هاست. با این‌که این نحوه‌ی زندگی ممکن است خیلی جذاب و وسوسه‌انگیز به‌نظر برسد، اما واقعیت چندان هم این‌طور نیست. برای این‌که حرف مارا باورکنید، بدنیست باهم نگاهی به چندتا ازمشکلات افراد باهوش بیندازیم! پس با دیجی رو همراه باشد. ۱- آنها بیش‌ازحد همه‌چیز را پیچیده و موشکافی می کنند از آن‌جایی‌که افراد باهوش زوایای مختلفی ازهرچیز را می‌بینند، معمولاً نمی ‌توانند چیزی‌که درمقابل‌شان هست را همان‌طورکه می‌بینند بپذیرند. این موضوع در هنگام ریختن استراتژی‌های پیچیده یا هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی بسیارخوب و ایده‌آل است، اما برای یک‌سری ازکارها که تا این‌حد به تفکر احتیاج ندارند، خیر. ۲- آن‌ها کمال‌گرا هستند ترس‌از شکست افراد‌ باهوش را می‌توان کمال‌گرایی نامید. ۳- آن‌ها ازاین‌که احمق به‌نظر برسند واهمه دارند این در کودکی می‌تواند موجب بروز رفتارهای ناسازگارانه‌ای در کودکانی که برچسب باهوش بهشان خورده بشود و در بزرگسالی هم همان کودکان از‌ این‌که سوال بپرسند یا چیز جدیدی یاد بگیرند واهمه دارند، چراکه می ترسند این کارها نشان‌دهنده‌ی نادانی آن‌ها باشد. ۴- آن ها خواستار رهاکردن اصول اولیه هستند بسیاری‌از افراد باهوش حس می‌کنند خیلی کارشان درست و حرفه‌ای است، به‌ خاطر همین هم چندان تمایلی به انجام اصول اولیه ندارند. ۵- افرادباهوش اغلب تنهاهستند بررسی‌ای که اخیراً انجام‌شد نشان دادکه افراد باهوش‌تر بیشتر تمایل به‌گذراندن وقت‌شان به‌تنهایی دارند.چرا؟چون کسانی که هوش بیشتری داشته و ظرفیت بیشتری برای استفاده از آن هم دارند، کمتر ترجیح می دهند با دیگران معاشرت کنند، چراکه به‌ فکر اهداف بزرگ‌تر و طولانی مدت‌تر هستند. ۶- آن‌ها می‌دانندکه چقدر چیزها هست که نمی‌دانند یک قانون روان‌شناختی بیان می‌کندکه افرادی که کمتر می‌دانند در جواب‌ها و دانسته‌هایشان بیشتر اعتمادبه‌نفس دارند و برعکس کسانی‌که خیلی می‌دانند اغلب در جواب‌هایشان شک دارند. ۷- احتمال قبول خرافات توسط آن‌ها بیشتر است شاید فکرکنیم افرادی که بهره‌ی هوشی کمتری دارند بیشتر به خرافات روی می‌آورند، اما تحقیقات نشان داده که این مسئله برعکس است و افرادی که هوش بالاتری دارند این چیزهارا بهتر می‌پذیرند. این نتایج ناامیدکننده معایب باهوش‌بودن را نشان می‌دهند، یعنی این‌که شما ممکن است انقدر زیاد درمورد یک چیز مطالعه کنید که از آن نتایج نادرست بگیرید. ۸- آن‌ها به‌راحتی حواس‌شان پرت می‌شود اگر با متمرکزماندن در محل کارتان مشکل دارید، شاید این یکی از نشانه‌های داشتن هوش بالاباشد! افرادی که باهوش‌ترهستند اغلب بیشتر در محل کارشان حواس‌شان پرت می‌شود چرا که مدام درحال اولویت‌بندی ایده‌های بکری هستند که به ذهن‌شان می‌رسد. ۹- آن‌ها درگیر انتظارات می‌شوند خیلی از کسانی‌که هوش بالایی دارند درگیر انتظارات دیگران از خودشان می‌شوند که مثلاً بااین هوشی که توداری چرا فلان کار و نمی‌کنی؟! که همین مسائل باعث می‌شود این افراد مدام درحال برآورده کردن این انتظارات باشند واز زندگی چیز زیادی نفهمند. نویسنده: نهال سهیلی فر منبع: دیجی رو
  10. sajjad

    تابحال آرزو کرده‌اید که کاش بیشتر از ۲۴ ساعت وقت داشتید تا کارهای بیشتری را به انجام برسانید؟ برای اینکه در عین این همه حواس پرتی بهره‌وری بیشتری داشته باشیم به ابزار و تکنیک‌هایی احتیاج داریم که ما را در این مسیر یاری کرده و ما را به خواسته‌مان برسانند، بدون اینکه لازم باشد تا سر حد مرگ از خودمان کار بکشیم. این موضوع به استفاده از تکنولوژی بیشتر به منظور ماشینی‌تر کردن و سریع‌تر کردن کارها ارتباطی ندارد، بلکه به توانایی شما در نظم و ترتیب دادن به ذهن‌تان و ایجاد عادات ذهنی جدید برمی‌گردد. پیشنهاد می‌شود که در ادامه‌ی مطلب با بررسی این ۶ عادت با دیجی رو همراه باشید تا به زودی شاهد پیشرفت زیادی در زمینهٔ به ثمر رساندن کارهای بیشتر باشید. ۱.اهداف خاص و چالش‌ برانگیز برای خودتان تعیین کنید طبق تحقیقات، وقتی مردم اهداف خاص و چالش و برانگیز برای خودشان تعیین می‌کنند باعث می‌شود که عملکرد بیشتری در ۹۰٪ مواقع داشته باشند. این یعنی اینکه اهداف‌تان را از ابهام درآورده و مشخص‌ترشان کنید. وقتی این کار را انجام می‌دهید شانس دستیابی به آنها بالاتر می‌رود. اما حواستان باشد که اگر اهداف‌تان بیش از حد سخت باشند هم شانس دستیابی به آنها کاهش پیدا میکند. با اینکه رو به رو کردن خودتان با چالش‌ها خوب است، اما اینکه بین خودتان و اهداف‌تان یک کوه غیرقابل صعود فاصله باشد اصلا خوب نیست. ۲. به اهدافتان متعهد باشید افراد بسیار بهره‌ور قطب نمایی دارند که آنها را از ابتدا تا انتها در مسیر رسیدن به اهدافشان نگه می‌دارد. آنها ذاتا بر این باورند که هرکاری لازم است را باید برای رسیدن به اهداف‌شان انجام دهند. مهم نیست که هدفتان چقدر خاص و چالش برانگیز باشد، اگر متعهد به آن باشید، به آن دست خواهید یافت. پس با خودتان فکر کنید و ببینید که این اهدافتان را چقدر می‌خواهید و در نهایت آیا ارزش آن را دارند که خودتان را برایشان به آب و آتش بزنید یا خیر. ۳. اهداف کوتاه مدت‌تان را متناسب با اهداف بلند مدت‌تان تنظیم کنید افراد بسیار بهره‌ور اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خودشان را در راستای هدف نهایی‌شان تعیین می‌کنند. افرادی که از سلامت ذهنی بالاتری برخوردار بوده و شادتر هستند، شاخص رشد عمودی دارند؛ یعنی دستیابی به یک هدف کوتاه مدت آنها را به اهداف بلندمدت و نهایی‌شان نزدیک‌تر می‌کند. ۴. چند کار را با هم انجام ندهید افراد بهره‌ور به شدت در مدیریت زمان موفق هستند چراکه از انجام چندکار به صورت همزمان اجتناب می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهند که مولتی تسکینگ یا انجام چند کار به صورت همزمان فقط یک خیال خام بوده و به مغزتان آسیب می‌زند. شما در نهایت می‌بینید که تمرکزتان را بر روی کارهای زیادی پخش کرده‌اید، تمرکزتان را از دست دادید، کیفیت کارتان پایین آمده و رسیدن به اهداف‌تان زمان بیشتری برده است. ۵. اهداف‌تان را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید وقتی اهداف‌تان را به قطعات کوچکتر تقسیم می‌کنید، هر قطعه باید ضرب العجل خودش را داشته باشد. حتی اگر اهداف‌تان به زمان زیادی برای دستیابی احتیاج دارند- مثلا ذخیرهٔ میزان پول مناسب برای بازنشستگی- اگر برای خودتان محدودیت زمانی ایجاد کنید زودتر و قطعی‌تر به آن می‌رسید. برای رسیدن به اهداف‌تان تاریخ تعیین کنید؛ مثلا تعیین کنید که تا این پنجشنبه فلان قدر پول درمیاورم یا در این هفته ۱ کیلو وزن کم میکنم. ۶. قانون ۵۲ و ۱۷ را تمرین کنید این قانون یعنی ۵۲ دقیقه کار کنید ۱۷ دقیقه استراحت. بالاترین سطح بهره‌وری با کار بیش از حد بدست نمی‌آید، بلکه با کار هوشمندانه بدست می‌آید. کارمندان و به طور کلی افرادی که از این قانون پیروی می‌کنند، افرادی بهره‌ورتر هستند که در طی روز به کارهای بیشتری جامهٔ عمل می‌پوشانند. نویسنده: نهال سهیلی‌فر منبع: دیجی رو
  11. هوش هیجانی پایین مشکلی است که می‌تواند بر طیف گسترده‌ای از روابط اجتماعی تاثیر بگذارد. بطوریکه برخی متخصصین عنوان می‌کنند که شاید هوش هیجانی در تعیین موفقیت‌های ما در زندگی مهم‌تر از IQ باشد. هوش هیجانی یعنی شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود. درواقع شخصی که هوش هیجانی بالایی دارد به طور موفقیت آمیز 3 مولفه‌ی هیجان که شامل مولفه‌ی شناختی، مولفه‌ی فیزیولوژیکی و مولفه‌ی رفتاری می‌شود را با هم تریکب و تلفیق می‌کند. طبق نقل قولی از ارسطو: عصبانی شدن آسان است؛ همه می‌توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخص مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب و به دلیل و روش مناسب کاری است که همه نمی‌توانند انجام دهند. در ادامه با نشانه‌های کلاسیک داشتن هوش هیجانی پایین با دیجی رو همراه باشید. ۱.این افراد خیلی مجادله می‌کنند شاید شما هم افرادی را بشناسید که با همه بحث می‌کنند؛ خانواده، دوست، همکار و حتی غریبه‌ها. افرادی که دارای هوش هیجانی پایینی هستند مدام سعی می‌کنند که احساسات دیگران را متوجه شوند و چون متوجه نمی‌شوند، بدون در نظر گرفتن احساسات دیگران با آنها بحث و مجادله می‌کنند. ۲. متوجه نمی‌شوند که دیگران چه حسی دارند افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند تقریبا به احساسات دیگران بی‌اعتنا هستند. آنها متوجه نمی‌شوند که همسرشان از دستشان عصبانی است یا مثلا همکارشان می‌خواهد از عصبانیت سرشان را بکند. و نه تنها این، بلکه وقتی دیگران از آنها انتظار دارند که کمی آنها را درک کنند، این افراد بسیار آزرده خاطر و اذیت می‌شوند. ۳. فکر می‌کنند که بقیه بیش از حد حساس هستند افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند ممکن است بی‌موقع شوخی کنند. مثلا بعد از مراسم ختم یا یک موقعیت ناراحت کننده جوک تعریف کنند و وقتی دیگران به این جوک‌ها واکنش نشان می‌دهند این افراد حس می‌کنند که دیگران بیش از حد حساس هستند. افرادی با هوش هیجانی پایین در درک احساسات دیگران با مشکل مواجه هستند و به همین دلیل سر زدن چنین رفتارهایی از آنها طبیعی‌است. ۴. از گوش دادن به نقطه نظرات دیگران اجتناب می‌کنند افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند حس می‌کنند که حق با آنهاست و با تمام توان از موقعیت خود دفاع کرده و به نقطه نظرات دیگران گوش نمی‌کنند. این افراد به احساسات دیگران به شدت بدبین بوده و شدیدا انتقادی می‌باشند. ۵. دیگران را به خاطر اشتباهات سرزنش می‌کنند افرادی که هوش هیجانی پایینی دارنند فکر نمی‌کنند که شاید احساسات خودشان منجر به ایجاد مشکلات شود. وقتی اوضاع درست پیش نمی‌رود اولین غریزه‌شان این است که دیگران را سرزنش کنند. آنها اغلب به خاطر کارهایشان، موقعیت یا رفتار دیگران را سرزنش می‌کنند. امکان دارد که این افراد در دفاع از خود بگویند که آنها چارهٔ دیگری نداشته و بقیه چون در موقعیت او نیستند شرایط را درک نمی‌کنند. این تمایل به برعهده نگرفتن مسولیت باعث می‌شود که آنها حس کنند قربانی شده‌اند. ۶. ناتوانی در رویارویی با شرایط احساسی درک احساسات قوی، چه متعلق به خودشان باشد چه دیگران، برای افرادی با هوش هیجانی پایین دشوار است. این افراد اغلب سعی می‌کنند خودشان را در این شرایط قرار ندهند یا از این شرایط فرار کنند تا مجبور نباشند با عواقبش روبه رو شوند. همچنین مخفی کردن احساسات خودشان از دیگر پدیده‌های رایج میان اینگونه افراد است. ۷. برون ریزی ناگهانی احساسات افرادی با هوش هیجانی پایین اغلب برای درک و کنترل احساسات در کشمکش هستند. آنها ممکن است به طرز کنترل نشدنی‌ای ناگهان احساسات خود را تخلیه کنند. ۸. در حفظ دوستی‌هایشان به مشکل برمی‌خورند چون افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند اغلب آزاردهنده و بی‌حس بنظر می‌آیند، در حفظ دوستی‌هایشان با مشکل مواجه می‌شوند. دوستی‌های نزدیک و صمیمی مستلزم روابط ۲ سویه، به اشتراک گذاشتن احساسات، محبت و حمایت عاطفی می‌باشند و اینها تمام چیزهایی است که افرادی با هوش هیجانی پایین در آنها مشکل دارند. ۹. نداشتن حس همدردی چون افرادی با هوش هیجانی پایین احساسات دیگران را متوجه نمی‌شوند حس همدردی کمی نسبت به دیگران دارند. آنها متوجه نمی‌شوند دیگران چه حسی دارند و بنابراین این که خودشان را جای آنها بگذارند برایشان دشوار و غیرممکن است. داشتن هوش هیجانی پایین مسئله‌ای است که می‌تواند اثرات منفی‌ای در جنبه‌های مختلف زندگی یک فرد داشته باشد به همین دلیل توصیه می‌شود که اگر حس می‌کنید به چنین مشکلی دچار هستید حتما دست به کار شوید و روی خودتان کار کنید. منبع: verywell ترجمه: دیجی رو
  12. داشتن تمرکز یکی از مهم ترین پایه های یادگیری است. متاسفانه تعداد زیادی از دانش آموزان به علت داشتن عدم تمرکز سر کلاس قادر به یادگیری نیستند و همین امر موجب عقب افتادن از درس ها و افت تحصیلی در دانش آموز می شود که تاثیرات مخربی را در آینده فرزند شما خواهد داشت. در ادامه مطلب شما را با چگونگی افزایش تمرکز در دانش آموزان آشنا خواهیم کرد. با دکتر سلام همراه باشید. احتمال دارد که معلم فرزندتان به شما اطلاع دهد که وی در کلاس تمرکز ندارد، شاید هم خود شما، متوجه این امر شده اید. نگران نشوید چرا که با دانستن برخی از علت های عدم تمرکز دانش آموز سر کلاس، می توان این مشکل را به راحتی حل کرد. بیشتر دانش آموزان با آن که با دقت و تمرکز سر کلاس درس حاضر می شوند، اما در موقع تدریس معلم پس از چند دقیقه حواسشان کاملاً پرت می شود و زمانی هم که به خود می آیند چند دقیقه ای از وقت کلاس گذشته است، درحالی که آنها ذهن خود را با افکار پراکنده مشغول کرده بودند. حتماً شما هم دانش آ موزانی را دیده اید که فقط سر کلاس به درس گوش فرا می دهند و در خانه بسیار کم مطالعه می کنند. برعکس آن ها کسانی هم هستند که ساعت ها در منزل مطالعه می کنند ولی همواره از نمره کم خود می نالند. بنابراین می بینیم که زمان مطالعه مهم نیست بلکه زمان مطالعه مفید و تمرکزی که برآن دارند اهمیت دارد. عوامل اصلی در بی دقتی دانش آموزان برای جلوگیری از حواس پرتی و عدم تمرکز دانش آموزان لازم است تا ابتدا عوامل ایجاد حواس پرتی شناخته و در صورت امکان با آنها مقابله کرد و یا اثرشان را کم رنگ تر نمود. عوامل ذهنی و محیطی مختلفی در این زمینه دخیل هستند که سعی در بررسی هرچه بهتر آنها داریم. ۱- حواسپرتی درونی و ذهنی ، مانند: مشغله ذهنی دانش آموز ، شامل مواردی از قبیل : درد ، رنج ، غم و غصّه اضطراب و نگرانی دانش آموز گرسنگی و تشنگی ترس ، خشم و شادی بیماریهای گوناگون بی علاقگی به موضوع درسی فشارهای روانی ناراحتیهای جسمی و روحی مادر در قبل، هنگام و بعد از زایمان ( که تأثیر مستقیمی بر دقت فرزند دارد.) ۲- بی دقتی و حواس پرتی بیرونی و محیطی ، مانند: سردی و گرمی هوای کلاس درس نور شدید و نور ضعیف صداهای ناهنجار و گیج کننده روشن بودن رسانه های صوتی و تصویری و … ۳- گاهی برخی حوادث و اتفاقات ، فضای روانی فرد را دچار اختلال می‏کند ، مانند: در برخی موارد، دانش آموز احساس میکند نیاز ندارد یک موضوع خاص را یاد بگیرد و همین، باعث عدم تمرکز او نسبت به آن موضوع میشود. کمبود محبّت و نشاط در خانواده احساس نا امنی توقعات بیش از ظرفیت کودک مقایسه کودک و نوجوان با سایر همسالان خود برای تقویت تمرکز فرزندتان از این روش ها استفاده کنید کاهش و کنترل اشتعالات فکری و عملی یکی از راه های مقابله با این مسئله، تقسیم کردن اشتغالات به دو مقوله ضروری و غیر ضروری یا دارای اولویت اول و دوم است تا انسان با یک برنامه ریزی حساب شده و دقیق، به آن چه اولویت بیشتری دارد، توجه نموده، دایره مشغولیات را فقط به همان مقوله اختصاص دهد و محدود کند و از صرف فکر و اندیشه خود در مسائل تفننی و روزمره دیگر که جنبه ثانوی دارد، خودداری کند. با این روش، می توان پراکندگی ذهنی را کاهش داد؛ زیرا هر اندازه تنوع و تعدد افکار بیشتر باشد، از تعمق، دقت و تمرکز فکر در آن باره کاسته می شود و هر قدر تعداد موضوع ها و مسائلی که به آنها می اندیشیم، کمتر و محدودتر باشد، بر عمق و غنای فکر در آن زمینه افزوده خواهد شد. تمرین و تداوم همان طور که بیان شد، تمرکز فکر، یک توانایی ذهنی و روحی است که جنبه اکتسابی دارد و در هر امر اکتسابی، تمرین و تکرار و استمرار بخشیدن به آن، شرط اساسی دست یابی به هدف است. برای تمرکز فکر نیز تمرین و ممارست، ضروری است. تمرین در این زمینه، این گونه است که باید در ابتدا کلمه دل خواهی مثلاً «دوستی» را در نظر گرفته و آن را روی یک برگه یادداشت بنویسید و با قرار دادن ساعتی در مقابل خود، به مدت یک دقیقه، سعی کنید فقط و فقط به این واژه بیندیشید و از نفوذ افکار نامربوط و مزاحم در حوزه فعالیت ذهن خود پرهیز کنید. رهاسازی عضلانی یکی از شیوه های مؤثر و عملی در تمرکز فکر، استفاده از فن رهاسازی عضلانی است. در این روش، فرد در محلی آرام و در صورت امکان، بر روی صندلی راحتی می نشیند و سعی می کند به تدریج عضلات بدن را از حالت انقباض به انبساط برساند؛ به این ترتیب که ابتدا از عضلات دست و انگشتان شروع کرده، آنها را ابتدا منقبض نموده، سپس شل و آزاد می کند و آن چنان در انبساط بخشیدن به آنها تلاش می کند که گویی آنها جزء بدن او نیستند و سنگینی ندارند. همین عمل را برای دست دیگر و پاها و قسمت های میانی بدن نیز انجام می دهد تا جایی که تمام عضلات بدن، به رهاسازی کامل برسد. در این صورت، متوجه روح و روان خود می شود. تنها بودن با خویشتن برای خودتان وقت بگذارید! یکی از علل اصلی عدم تمرکز وجود مشغله های ذهنی است؛ این که فکر کنید چون سن فرزندتان کم است پس طبیعتا نباید مشغله ذهنی هم داشته باشد تصوری کاملا اشتباه است؛ کودک در سنین پائین مشغله های متناسب با سن خود را دارد؛ البته انجام این عمل در هر سنی برای افزایش تمرکز توصیه می شود. این کار، علاوه بر تأثیر اخلاقی، تمرینی برای تمرکز فکر است. تمرین تصویر ذهنی نگه داشتن تصاویر ذهنی دل خواه، توانایی تمرکز را به نحو چشم گیری افزایش می دهد. امتیاز این روش، آن است که فرد در همه احوال می تواند به آن بپردازد و بدون هیچ گونه زمینه یا مقدماتی و در هر شرایط و موقعیتی، از این روش استفاده کند. کافی است فرد هر روز چند نوبت و به مدت چند دقیقه، به تصاویر دل خواه خود، تمرکز نماید تا اثرات آن را مشاهده و تجربه کند و به این صورت، تمرین تصویر ذهنی را به اجرا گذارد. خوب شنیدن اریک فروم، رابطه خوب شنیدن و تمرکز فکر را این گونه بیان می دارد: «اساس تمرکز حواس، در مناسبات افراد، این است که شخص بتواند به سخنان دیگران گوش بدهد. بیشتر مردم به دیگران گوش می دهند؛ حتی آنها را نصیحت می کنند؛ بدون این که واقعاً به آنها گوش داده باشند. آنان نه سخنان دیگران را جدی می انگارند و نه جواب خود را. به طور کلی، گفت وگو، آنها را خسته می کند. آنان گرفتار این پندارند که اگر با تمرکز کامل گوش دهند، به مراتب بیشتر خسته می شوند و حال آن که عکس این درست است. هر نوع فعالیتی که با تمرکز انجام شود، انسان را بیدارتر می کند». چند نکته تکمیلی برای معلمان ۱- از دانش‌آموز بخواهيد تصاوير ناقص را کامل کند. ۲- به دانش‌آموز دو تصوير مشابه (که فقط در برخي جزييات با هم متفاوت هستند) نشان دهيد و از او بخواهيد تفاوت آن‌ها را بگويد. ۳- از دانش‌آموز بخواهيد با استفاده از نقشه، محل‌هايي را که از او مي‌پرسيد، به شما نشان دهد. ۴- از دانش‌آموز بخواهيد جملات ناقص را به دلخواه خود کامل کند. مثال: من ديروز … . ۵- بريدن شکل‌هاي مختلف و چسباندن تصاوير توسّط دانش‌آموز ۶- چند وسيله‌ي کمک آموزشي و … را به کلاس بياوريد و به دانش‌آموزان نشان دهيد؛ سپس از دانش‌آموزي که بي‌دقّت است، بخواهيد تا چشمانش را ببندد و اشياء را لمس کند و نام اشياء را به شما بگويد. ۷- افزايش دقّت و تمرکز با گوش دادن به صداهاي مختلف و يادداشت کردن آن‌ها توسّط معلّم روي تابلو ۸- استفاده از مجموعه‌ي «بشنو و پيدا کن» جهت تقويت حافظه‌ي شنيداري، افزايش دقّت ۹- دانش آموزانی را که دامنه ی توجه کم تری داشته و بیش تر حواسشان پرت می شود. در جلوی کلاس بنشانید، تا از طریق ارتباط کلامی و غیر کلامی بیش تر با آن ها، کم تر حواسشان پرت شود. ۱۰- خبرهای ناراحت کننده و هیجان آور را همیشه در پایان ساعات کلاس به اطلاع دانش آموزان برسانید. منبع: دکتر سلام
  13. sajjad

    برای اینکه بتوانید فرد باهوشی باشید نیازی به مدرک های آن چنینی ندارید. در حقیقت نشانه های باهوشی بسیار ظریف هستند و اگر آن ها را نشناسید ممکن است نتوانید باهوش بودن خود یا سایر افراد را تشخیص دهید. اما نگران نباشید. نشانه هایی وجود دارد که توسط دانشمندان تایید شده و نشان می دهد شما فرد فوق العاده باهوشی هستید. در این مقاله قصد داریم ۶ مورد از نشانه های شگفت انگیز و البته غیر عادی با هوش بودن را با هم مرور کنیم. پس همراه ما باشید. شما اولین فرزند خانواده هستید: تحقیقات انجام شده نشان می دهد که کودکان اول هر خانواده نمرات IQ بالاتری نسبت به سایر خواهران و برادران خود دارند. باهوشی این کودکان از همان روزهای آغازین زندگی مشخص می شود. محققان برای انجام دادن این مطالعه ۵۰۰۰ کودک را از بدو تولد تا سن ۱۴ سالگی مورد بررسی قرار دادند و مهارت خواندن، تطبیق عبارات و به خاطر سپاری تصاویر را ارزیابی نمودند. این محققان دریافتند با اینکه والدینی با چندین فرزند تلاش می کنند از همه آن ها به صورت عادلانه حمایت کنند اما کودکان اول هر خانواده وظایف بیشتری نسبت به سایرین دریافت می کنند و همین امر باعث بهبود مهارت های فکری آن ها می شود. از واژه های خوبی استفاده نمی کنید: یکی از مطالعات انجام شده در دانشگاه نیویورک نشان می دهد که افراد باهوش از واژه های مناسبی استفاده نمی کنند. محققان برای انجام دادن این مطالعه از شرکت کنندگان خواستند واژه هایی که روزانه برای نوشتن یا صحبت کردن استفاده می کنند را بیان نمایند. آن ها واژه های به کار رفته در طبقه بندی های مختلفی جای دادند. بعد از تحقیق، به این نتیجه رسیدند افرادی که قادر بودند واژه های بیشتری را لیست کنند از واژه های مناسبی استفاده نمی کردند.این موضوع بدین خاطر است که چنین افرادی لیست بزرگتری از واژگان را دارند. محققان بر این باورند که افراد باهوش طیف وسیعی از کلمات را دارند و همین امر نشان دهنده توانایی و ظرفیت آن ها برای حفظ و نگهداری چنین کلماتی است. مادر خود را عصبانی می کنید: حتی زمانی که در رحم مادر خود به سر می بردید نیز فرد آرامی نبودید. محققان تورنتو بعد از اینکه مادران باردار و فرزند به دنیا آمده را مورد بررسی قرار دادند دریافتند مادرانی که از تهوع بارداری رنج می برند کودکانی را به دنیا می آورند که نمره بالاتری در تست های هوش کسب می کنند. خوب حالا سوال اینجاست که این دو مورد چه ارتباطی به هم دارند؟ به احتمال زیاد خانم هایی که با تهوع بارداری دست و پنجه نرم می کنند کودکان خود را در معرض سطح بالاتری از هورمون های بارداری همچون estradiol و پرولاکتین قرار می دهند و همین امر باعث می شود جنین رشد مغزی بهتری داشته باشد. شب تا دیروقت بیدار می مانید: افراد باهوش، شب تا دیروقت بیدار می مانند. محققان انگلیسی برای انجام دادن مطالعه خود بیش از ۲۰۰۰۰ شرکت کننده را به مدت هشت سال مورد بررسی قرار دادند و دریافتند افرادی که سطح IQ بالاتری دارند نسبت به سایر افراد بیشتر بیدار می مانند. این موضوع بدین خاطر است که افرادی با توانایی های شناختی بالاتر به گونه ای تکامل یافته اند که می توانند ریتم و ساعت طبیعی بدن را نادیده بگیرند.همین امر باعث می شود چنین افرادی تا دیروقت بیدار بمانند. اجداد ما برای جلوگیری از خطرات موجود، شب را زودتر می خوابیدند اما انسان های باهوش و مدرن امروزی در معرض این خطرات قرار ندارند و می توانند شب را تا دیروقت بیدار بمانند. فقط به خاطر داشته باشید که بزرگسالان حداقل به ۷ الی ۸ ساعت خواب در شب نیاز دارند تا بتوانند فعالیت‌های خود را به درستی انجام دهند. این عدد از فردی به فرد دیگر متغیر است. تنهایی را دوست دارید: دوست ندارید به شهر بروید، در رویدادهای بزرگ شرکت کنید یا در مهمانی‌های شلوغ شرکت نمایید؟ خوب این موضوع می تواند نشانگر هوش شما باشد. محققان انگلیسی ۱۵۰۰۰ فرد بزرگسال را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند افرادی که سطح بالایی از IQ را دارند کمتر از سایرین در مکان های شلوغ زندگی می کنند و حضور پیدا می یابند. این افراد نسبت به سایر افراد زمان کمتری را در جامعه می گذرانند و همین موضوع باعث رضایت آن ها از زندگی می شود.اجداد ما در قبایل زندگی می کردند و برای رفع نیازهای خود مجبور بودند با هم تعامل و ارتباط داشته باشند. افراد بسیار باهوش به گونه ای توسعه یافته اند که می توانند خود را به سرعت با جامعه‌ی در حال تغییر وفق دهند. طنز عامیانه را دوست دارید: اگر حس طنز دارید زیاد ناراحت نشوید. این موضوع می تواند نشانگر هوش شما باشد. دانشمندان اتریشی ۱۵۰ نفر را مورد بررسی قرار دادند. آن ها هوش کلامی و غیر کلامی افراد را ارزیابی کردند. افرادی که جوک‌های عامیانه را ترجیح می دادند سطح بالایی از هوش را داشتند. این موضوع بدین خاطر است که افراد برای درک و تفسیر چنین جوک هایی باید با عضلات ذهنی خود به سختی کار کنند. اینگونه طنزها پیچیده هستند. منبع: مجله سلامت
×
×
  • جدید...