رفتن به مطلب

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'چطور'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش اصلی
    • اطلاعیه های سایت
    • ارائه انتقادات و پیشنهادات
    • آموزش کار با انجمن
  • بخش ادبی
    • شعر
    • احساس
    • رمان و داستان
    • کتاب
  • دیوونه تو
    • هنر و ادبیات
    • شعر
    • احساس
    • سرگرمی
  • عاشقانه
    • بایگانی عشق
  • چندرسانه ای
    • صوتی
    • تصویری
    • گالری
  • (پرسش و پاسخ) و (آموزش)
    • انگلیسی
    • کامپیوتر و اینترنت
    • موبایل و تبلت
    • پزشکی
    • مشاوره و روانشناسی
    • علمی و پژوهشی
    • اقتصادی و سیاسی
    • حقوقی و مذهبی
    • هنر و ادبیات
    • فلسفه
    • ورزشی
    • تاریخ و جغرافیا
    • آزاد

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


آدرس سایت


تلگرام


اینستاگرام


محل زنگی


درباره من

20 نتیجه پیدا شد

  1. امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم. با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد. در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید. درباره‌ی این ابزار مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند. این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید. چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید: استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید. استفاده از چارچوب برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید. ۱. استراتژی برقراری ارتباط در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید: چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد. ۲. استراتژی مخاطبان سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد. این سؤالات را از خود بپرسید: مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید. سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند. ۳. استراتژی پیام در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید: آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید. آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید. همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید. اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید. ۴. استراتژی کانال ارتباطی در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است. این سؤالات را در نظر بگیرید: کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید. مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید. نکته: از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است. منبع: چطور
  2. شناسنامه‌ی کتاب عنوان اصلی کتاب: David Copperfield عنوان کتاب به فارسی: دیوید کاپرفیلد نویسنده: چارلز دیکنز سال انتشار: ۱۸۵۰ درباره‌ی کتاب دیوید کاپرفیلد احتمالا شما هم نام دیوید کاپرفیلد را از دوره‌ی کودکی‌ و با دیدن برنامه‌کودک محبوب دهه‌ی شصت شنیده‌اید. این کارتون که براساس کتاب چارلز دیکنز ساخته شده است، زمینه‌ی آشنایی ما را با این شاهکار ادبی فراهم آورد. داستان این رمان که درمورد شخصیتی به‌نام دیوید است تا حدودی از زندگی چارلز دیکنز الهام گرفته شده. به‌همین‌دلیل به‌گفته‌ی خودش، این اثر را بیشتر از آثار دیگرش دوست داشته است. دیکنز در این کتاب، که به‌نوعی نشانه‌ی بلوغ فکری و ادبی این نویسنده‌ی بزرگ به‌حساب می‌آید، به‌خوبی، شما را با فضای تاریک و سراسر فقر انگلستان در اواخر قرن نوزدهم آشنا می‌کند که نمونه‌‌ی آن را در آثار دیگر این نویسنده مانند الیور توئیست مشاهده می‌کنید. هنوز چندماه از مرگ پدر دیوید نگذشته است که او به‌دنیا می‌آید و تنها با مادر خود زندگی می‌‌کند. اما همه‌چیز به‌خوبی پیش نمی‌رود و کم‌کم مسائل و مشکلات زندگی، مادر او را مجبور به ازدواج با مردی سنگدل به‌نام آقای مردستون می‌کند که پس از آن، ماجراهای عجیب‌وغریب زندگی او شروع می‌شود. مرگ مادر دومین ضربه‌ی مهلکی است که بر زندگی دیوید وارد می‌شود. اما ناپدری دیوید که تاب تحمل رفتارهای او را ندارد، دیوید را به مدرسه‌ای می‌فرستد که ماجراهایی را با افرادی جدید رقم می‌زند. اما اتفاقات تلخ و سخت‌گیری‌های گاه بی‌مورد در روحیه و شخصیت دیوید نیز اثر خود را می‌گذارد و او را به نوجوانی ناسازگار و برخی مواقع منزوی تبدیل می‌کند. البته همه‌چیز به این تلخی پیش نمی‌رود و او در دوره‌ی ازدواج خود، زندگی رمانتیکی را تجربه می‌کند. هرچند پس از گذشت چند سال، دورا (همسر دیوید) نیز می‌میرد ولی ازدواج با اگنس و تجربه‌ی عشق دوطرفه و درنهایت پس از گذشت کش‌وقوس‌های فراوان، همه‌چیز به‌خوبی پایان می‌پذیرد. البته همه‌ی اینها مرهون استعداد، اراده، تلاش و درعین‌حال مثبت‌نگری دیوید است که باعث می‌شود در دوران کودکی و بزرگ‌سالی به خواسته‌های خود برسد تا پایانی دلچسب و شیرین برای یکی از شاهکارهای چارلز دیکنز رقم بخورد. بخشی از کتاب اسمم دیوید کاپرفیلد است. آن‌طور که گفته‌اند، ساعت‌ دوازده شب جمعه، در بلاندراستون۲ در سافلک۳ به‌دنیا آمده‌ام و مثل ساعتی که شروع به زنگ‌زدن کند، گریه کرده‌ام. پدرم شش ماه قبل از تولدم درگذشته بود. حتی حالا، تصور اینکه هرگز مرا ندیده، عجیب است و عجیب‌تر اینکه هنوز از یادآوری اولین خاطراتم از سنگ قبر سفیدش در گورستان متأسف می‌شوم؛ خانه‌ی ما گرم و روشن بود و او در سرما و تاریکی می‌خوابید. عمه تراتوود پدرم را دوست داشت، اما با ازدواج پدر و مادرم، احساس کرده بود به او توهین شده است. خودش گفته بود مثل «عروسک مومی» بازی‌اش داده‌اند. بعد از آن، هرگز نخواسته بود پدرم را ببیند. دانلود در نوار منبع: چطور
  3. sajjad

    شناسنامه‌ی کتاب عنوان اصلی کتاب: The Hand Carved Coffins عنوان کتاب به فارسی: تابوت های دست ساز نویسنده: ترومن کاپوتی تعداد صفحات: ۱۰۱ درباره‌ی کتاب تابوت های دست ساز کتاب تابوت های دست ساز معروف‌ترین رمان ترومن کاپوتی است که به‌کمک آن توانست دوباره به‌ روزهای محبوبیتش برگردد. این اثر که روایت‌های متفاوتی با سایر کتاب‌های جنایی دارد، بسیار غیرمتعارف است. کاپوتی در کمال خونسردی گزارش‌هایی هولناک ارائه می‌دهد؛ گزارش‌هایی که به‌گفته‌ی خودش برای‌شان جان کَنده است. کتاب درمورد یک پرونده‌ی جنایی واقعی است که در دهه‌ی هفتاد آمریکا رخ‌ داده است. قربانیان به‌طرز شگفت‌آوری به قتل می‌رسند و پرونده به‌دست کارآگاهی باهوش و کارکشته می‌افتد. با خواندن کتاب غرق در فضاهای سنگین و رعب‌آور می‌شوید. مکالمه‌ها و توصیف شب‌نشینی‌های طولانی، شما را با خود همراه خواهد کرد. در تمام این مدت وقتی یادتان می‌افتد ماجراها واقعا اتفاق افتاده‌اند، رعب و وحشت وجودتان را فرامی‌گیرد. پل استر (نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس مشهور آمریکایی) درباره‌ی این اثر کاپوتی چنین گفته است: «تلفیقی از رمان‌نویسی و گزارشگریِ بخشِ هولناک زندگی، این هنر ترومن کاپوتی حسادت‌برانگیز بود.» بخشی از کتاب اضطراب، همچنان که هر روان‌پزشکِ گران‌قیمتی بهتان خواهد گفت، حاصلِ افسردگی است؛ اما افسردگی، همچنان که همان روان‌پزشک در جلسه‌ی دوم و بعد دریافت حق ویزیت بعدی آگاهتان خواهد کرد، حاصلِ اضطراب است. تمامِ بعدازظهر را در این چرخه‌ی پُرملال دور زدم. دمِ غروب دیگر دو خوره با‌هم همراه شده بودند؛ اضطراب که با افسردگی آمیخت، نشستم و زُل زدم به اختراعِ جنجالی آقای بِل، ترسان از لحظه‌ای که بالاخره باید شماره‌ی مُتل پرِیری را می‌گرفتم و صدای جیک را می‌شنیدم که تأیید می‌کرد دایره از پرونده کنارش گذاشته. کتاب صوتی در نوار منبع: چطور
  4. sajjad

    با چند بار ورزش در طول هفته اندام متناسبی خواهید داشت؟ اگر می‌خواهید کاهش وزن داشته باشید، باید بیشتر روی ورزش متمرکز شوید یا رژیم غذایی؟ شب‌ها باشگاه بروید بهتر است یا صبح‌ها؟ اما گاهی‌اوقات پاسخ این سؤال‌ها، آن‌قدر ضدونقیض یا مبهم است که کوچک‌ترین فایده‌ای ندارند. بدتر از همه اینکه، باور‌های غلطی درمورد تناسب اندام وجود دارد که سلامت مردم را تهدید می‌کنند. در این مقاله شما را با ۱۲ اشتباه رایج و باور غلط در ورزش و تناسب اندام که ممکن است به سلامتی شما آسیب برساند آشنا خواهیم کرد. اشتباه رایج ۱: برای رسیدن به تناسب اندام واقعی، باید هفته‌ای چند روز و روزی حداقل یک ساعت در باشگاه یا کلاس‌های فیتنس شرکت کنید درواقع، حرکت و تنفس برای مغز و سلامت بدن تا حد معناداری مفید است و فرقی نمی‌کند چه نوع ورزشی باشد. انجام هفته‌ای دو بار ورزش کیک بوکسینگ که تپش قلب‌تان را به‌شدت بالا می‌برد، به‌اندازه‌ی نیم ساعت پیاده‌روی در روز فایده می‌رساند. این نتیجه، براساس تحقیق جدیدی است که اخیرا در مجله‌ی انجمن قلب آمریکا منتشر شده. این محققان از داده‌های مربوط به فعالیت فیزیکی و نرخ مرگ‌ومیر بیش از ۴۸۰۰ نفر از بزرگ‌سالان استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که داشتن حداقل نیم‌ساعت تحرک روزانه، بسیار بهتر از ورزش نکردن است و می‌تواند بدن را در وضعیت مناسبی قرار دهد. می‌توان از نتایج چنین تحقیقی به این نتیجه رسید که، چه پیاده روی تند انجام دهید، چه از پله‌ها بالا روید یا در کلاس‌های اسپینینگ (دوچرخه ثابت) شرکت کنید، بدن‌تان را در مسیر سلامتی قرار می‌دهید. اشتباه رایج ۲: با متوقف شدن ورزش، حداقل دو هفته طول می‌کشد تا بدن ورزیدگی خود را از دست بدهد بنابه گفته‌ی مدیر مرکز عملکرد انسان و سلامت در دانشگاه راتگرز آمریکا، اگر فردی ورزش را کنار بگذارد، در مدت فقط ۷ روز، دچار تحلیل عضلانی قابل توجه‌ای می‌شود. دقیقا درست مانند این است که اگر ماهیچه‌هایتان را می‌خواهید، از آنها استفاده کنید، در غیر این صورت آنها را از دست می‌دهید. اشتباه رایج ۳: حرکت دراز نشست، بهترین روش برای داشتن شکمی شش تکه است. اگر می‌خواهید مرکز بدن‌تان قوی شود، به‌طوری‌که ماهیچه‌های شکم‌تان، ۶ تکه شود، باید تمام این ماهیچه‌ها را به حرکت وادارید. انجام حرکت‌های دراز نشست یا کرانچ، فقط چند دسته از ماهیچه‌ها را تقویت می‌کند. الگوهای حرکتی پویا و ورزش‌های خاص مرکز بدن می‌توانند تمام مجموعه‌ی ماهیچه‌های مرکز بدن‌تان را تقویت کنند و شما دارای شکم تخت شش تکه شوید. اشتباه رایج ۴: بهترین زمان ورزش صبح‌هاست بهترین حالت ورزش ‌کردن، این است که انجام دادن حرکات ورزشی را به یک عادت روزانه تبدیل کنید. بنابراین اگر تنها زمانی که می‌توانید ورزش کنید، شب‌هاست، نگران نباشید و آن را از دست ندهید. و اگر ترجیح می‌دهید و می‌توانید صبح‌ها بدوید، از آن غافل نشوید و حتما این کار را انجام دهید. اما اگر مشغله‌ای ندارید که روی ساعت ورزشی‌تان تأثیری بگذارد، ورزش در صبح ایده‌آل است. برخی از تحقیقات نشان داده است که ورزش صبحگاهی، سرعت کاهش وزن را بالا می‌برد و باعث می‌شود در طول روز، چربی بیشتری بسوزانید. اشتباه رایج ۵: برای کارآیی مغز و جوان نگه داشتن آن، بهترین کار حل معما و بازی‌های فکری است. تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد ورزش‌ هوازی، اثری بسیار عالی و چشمگیر روی سلامت مغز دارد. درواقع به هر نوع فعالیتی که ضربان قلب را افزایش دهد و شما را برای مدتی بدون وقفه به تحرک و عرق کردن وادارد، ورزش هوازی گفته می‌شود. ورزش برای بهبود حال روحی، تقویت حافظه و مراقبت از مغز در برابر کاهش شناختی ناشی از افزایش سن، در حد یک دارو عمل می‌کند. بنابر نظر محققی از مدرسه‌ی پزشکی هاروارد، ورزش هوازی همان‌طور که برای قلب‌تان مفید است، از مغزتان هم مراقبت می‌کند. اشتباه رایج ۶: تمرین با وزنه، چربی را به ماهیچه تبدیل می‌کند. ازنظر فیزیولوژی، دو نوع بافت متفاوت در بدن وجود دارد: بافت چربی که زیر پوست و بین ماهیچه‌ها قرار گرفته و دورادور اندام‌های داخلی مانند قلب را دربرمی‌گیرد. بافت دیگر نیز بافت ماهیچه‌ای است که آن نیز به سه نوع اصلی تقسیم و در سراسر بدن یافت می‌شود. تمرین با وزنه، به تولید بافت‌های ماهیچه‌ای که درون و اطراف بافت‌های چربی قرار دارند، کمک می‌کند. بهترین روش برای کاهش بافت چربی، مصرف رژیم غذایی سالم است که سبزیجات،‌ غلات کامل، پروتئین های کم‌چرب و چربی‌های سالم مانند آنچه که در روغن زیتون و ماهی وجود دارد،‌ جزو چنین رژیم غذایی سالمی هستند. اشتباه رایج ۷: ورزش بهترین روش کاهش وزن است کارشناسان می‌گویند، لاغر شدن همیشه با تغییرات مهم در عادات غذایی هر فرد شروع می‌شود. بنابه گفته‌ی محقق علوم ورزشی دانشگاه تگزاس، تأثیر رژیم غذایی در کاهش وزن، بسیار بیشتر از ورزش است. به‌عبارت دیگر، فعالیت منظم روزانه، صرفا بخش مهم هر نوع سبک زندگی سالم است. اشتباه رایج ۸: برای داشتن تناسب اندام، فقط باید یک تا دو بار در هفته ورزش کرد. بنابه گفته‌ی کریس جوردن، فیزیولوژیست ورزشی، اگر می‌خواهید از ورزش کردن‌تان نتایج واقعی کسب کنید، باید هفته‌ای ۳ تا ۵ بار ورزش کنید. او مبتکر ورزش ۷دقیقه‌ای است و تحقیقات خود در زمینه‌ی فواید ورزش را در نشریه‌ی انجمن قلب آمریکا چاپ کرده است. بنابه اعتقاد جوردن، انجام حرکات ورزشی، ۴ تا ۵ بار در هفته، بهترین نتایج را برای سلامت قلب دارد. اشتباه رایج ۹: تمرین با وزنه مخصوص مردهاست البته، در بدن زنان نسبت به مردان، هورمون تستوسترون کمتری ترشح می‌شود و این هورمون نقش مهمی در تولید ماهیچه‌های بدن دارد و به همین دلیل است که ماهیچه‌های زنان کمتر از مردان است. اشتباه رایج ۱۰: برای داشتن بدنی متناسب دوی ماراتن بهترین روش است. اگر آماده نیستید تا برنده‌ی مسابقه ماراتن شوید، مشکلی نیست. دویدن سریع فقط به‌مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه در روز می‌تواند همان فواید ساعت‌ها دویدن را برای سلامتی‌تان داشته باشد. در حقیقت، افرادی که کمتر از یک ساعت در هفته می‌دوند، دقیقا به‌اندازه‌ی افرادی که بیش از ۳ ساعت در هفته می‌دوند، قلب‌های سالمی دارند. آنها فقط باید مدت زمان دوی خود را در روزهای هفته تقسیم کنند. علاوه‌برآن، نتایج سال‌ها تحقیق می‌گوید که انجام دادن ورزش‌های سخت در زمان کوتاه، مانند ورزش‌های طولانی استقامتی، برای سلامتی مفید هستند و حتی می‌توانند لذت‌بخش‌تر هم باشند. اشتباه رایج ۱۱: داشتن دفترچه‌ی یادداشت درمورد میزان مصرف غذای روز، روش مطمئنی برای بررسی و کنترل رژیم غذایی است. محققان می‌گویند، افراد معمولا فعالیت فیزیکی‌شان را بیش‌ازحد تخمین می‌زنند و مقدار غذای مصرفی‌شان را دست کم می‌گیرند. آنها دائما فکر می‌کنند، بیشتر ورزش کرده و کمتر غذا خورده‌اند. اشتباه رایج ۱۲: نوشیدنی‌های ورزشی، بهترین روش حفظ آب بدن پس از ورزش است کارشناسان توصیه می‌کنند به‌جای این نوشیدنی‌های مضر، با مصرف آب معمولی و یک خوراکی پروتئینی، انرژی ازدست‌رفته‌ی بدن‌تان را تأمین کنید. تحقیقات نشان داده است، پروتئین می‌تواند پس از ورزش، ماهیچه‌های بدن را بازسازی کند. (البته به‌یاد داشته باشید، محتوای مکمل‌هایی مانند پودر پروتئین چندان مطمئن نیستند و اگر می‌خواهید از این نوع مکمل‌ها مصرف کنید، مراقب باشید که تقلبی نباشند.) منبع: چطور
  5. ۱. لباس‌های باشگاه خود را عوض نکنید لباس‌های مرطوب خود را سریع عوض کنید و لباس دیگری بپوشید. لباس‌های مرطوب محیط مناسبی برای رشد باکتری هستند و می‌توانند باعث سرماخوردگی شوند. جدا از این که بتوانید بعد از باشگاه به‌ سرعت دوش بگیرید یا نه، باید لباس‌ها، جوراب‌ها و کفش‌های خود را عوض کنید تا عضلات‌تان گرم باقی بمانند. این اقدام سبب افزایش گردش خون و بهبود ریکاوری می‌شود. حتی تعویض کفش‌ها نیز حس خوبی به شما می‌دهد. فقط از کفش‌هایی استفاده کنید که به‌ خوبی از پاهای شما محافظت می‌کنند. عضلات پاهای شما نیز هنگام تمرین و ورزش خسته می‌شوند. بنابراین این کفش‌ها نیز باید مناسب باشند. ۲. فقط استراحت کنید نشستن جلوی تلویزیون بعد از برگشت از باشگاه کار آسان و دل‌پذیری است اما بهتر است این کار را انجام ندهید. انجام فعالیت‌های سبک راه خوبی برای افزایش سرعت ریکاوری است؛ چرا که سرعت گردش خون را افزایش می‌دهد. در طول روز این فعالیت‌های سبک را انجام دهید. حتی می‌توانید قبل از رفتن به سر کار نیز این کارها را انجام بدهید. مثلا بلند شوید، راه بروید؛ در حالی‌ که ایستاده‌اید حرکات کششی انجام بدهید و نفس عمیق بکشید. ۳. سوخت‌ مناسبی به بدن‌تان نرسانید بهتر است ۲۰-۳۰ دقیقه بعد از جلسه تمرینی، حتما مواد غذایی و مایعات مصرف کنید. اگر بعد از تمرین باید به سر کار بروید، غذا را همراه خود بیاورید تا بتوانید حتی داخل خودرو هم که شده آنها را مصرف کنید. بهتر است این وعده غذایی حاوی پروتئین، کمی چربی و مقداری کربوهیدرات باشد تا انرژی از دست‌ رفته جایگزین شود. می‌توانید شیرکاکائو کم‌چرب، ساندویچ بوقلمون همراه با نان گندم کامل، بادام یا میوه مصرف کنید. باید آب فراوانی هم بنوشید. از مصرف بدون برنامه‌ریزیِ مواد غذایی خودداری کنید. هر چیزی را نباید مصرف کنید. جایگزین کردن کالری‌های از دست‌ رفته کار ساده‌ای است؛ بنابراین زحمات خود را به باد ندهید. ۴. فعالیت‌های سنگین بدنی انجام دهید شاید فکر کنید حالا که از باشگاه آمده‌اید و عرق هم کرده‌اید، بد نیست قبل از دوش گرفتن، کمی کارهای فیزیکی مربوط به خانه را انجام بدهید اما انجام این نوع فعالیت‌ها می‌تواند به عضلات خسته شما فشار زیادی وارد کند؛ به‌ خصوص اگر مایعات و غذای کافی نیز مصرف نکرده باشید. بلند کردن اجسام سنگین، بالا رفتن از نردبان و خم‌ و راست شدن می‌تواند خطر آسیب‌دیدگی را بالاتر هم ببرد. بهتر است در این مواقع به عضلات خود یک روز استراحت بدهید. بهتر است این فعالیت‌ها را زمانی انجام بدهید که شرایط بدنی بهتری دارید. ۵. به ریکاوری بدن خود و عضلات‌تان توجه نکنید از دستاوردهای خود محافظت کنید. این طرز تفکر که من جلسه تمرینی سبکی داشته‌ام، بنا بر این به ریکاوری نیازی ندارم، اشتباه است. درست مثل ورزشکاران حرفه‌ای با احترام با بدن خود رفتار کنید. اگر از بدن خود محافظت کنید، بدن‌تان نیز از شما محافظت خواهد کرد. منبع: چطور
  6. همه‌ی ما این جمله‌ی معروف را شنیده‌ایم که گذشته‌ها گذشته است و شاید بارها هم آن را به‌زبان آورده باشیم اما برای خیلی از ما، گذشته نه‌تنها جایی نرفته بلکه هر روز همراه‌مان است. بسیاری از ما هر روز را با مرور خاطرات و اتفاق‌های ناگوار گذشته سپری می‌کنیم، بارها خودمان را سرزنش می‌کنیم، شرمنده می‌شویم، خجالت می‌کشیم، در خودمان می‌شکنیم و… اما تا کی می‌توانیم این روند را ادامه دهیم؟ زندگی حال و آینده‌‌مان چه می‌شود؟ با این همه افکار منفی چگونه می‌توانیم آینده را بسازیم؟ راه‌حل مشکل بسیاری از ما فقط در یک جمله خلاصه می‌شود: «باید گذشته را فراموش کنیم.» کار به‌ظاهر ساده‌ای است اما عمل‌کردن به آن و فراموش کردن گذشته آن‌قدرها هم آسان نیست. در مطلب زیر به شما می‌گوییم که راه فراموش کردن گذشته چیست و چگونه می‌توانید با گذشته‌تان خداحافظی کنید و روزهای باارزش‌تان را با فکر کردن به آن هدر ندهید. با «چطور» همراه باشید. ۱. طرز فکرتان را عوض کنید اگر ذهن‌تان دائما روی چیزهای منفی تمرکز کند که در گذشته اتفاق افتاده‌ است، آنگاه زندگی‌تان در جهت منفی پیش خواهد رفت. زندگی شما در جهت افکار غالب‌تان حرکت می‌کند، بنابراین هر چیزی که ذهن‌تان را روی آن متمرکز کنید، زندگی و احساسات‌تان نیز همان را دنبال خواهد کرد. یکی از راه‌های فراموش کردن گذشته این است که به‌جای تمرکز روی چیزهای منفی که در گذشته اتفاق افتاده است و فکر کردن به همه‌ی دل‌شکستگی‌ها، تمام چیزهایی که ازدست داده‌اید و موقعیت‌های خجالت‌آوری که به آنها افتخار نمی‌کنید، شروع‌به بازیابی افکار منفی‌تان کنید و سعی کنید مثبت فکر کنید و افکار منفی‌تان را با افکار مثبتی مانند این جایگزین کنید: «من می‌خواهم عالی باشم، من بسیار باهوش هستم، گذشته‌ی من برای همیشه رفته است، چیزهای فوق‌العاده‌ای پیش روی من قرار دارند، هیچ مانعی بر سر راه من نخواهد بود، من موفق خواهم شد، اجازه نمی‌دهم گذشته‌ام مرا محدود کند و مانع موفقیتم شود.» اگر هر روز صبح با فکرکردن به جملات الهام بخش از خواب بیدار شوید و آنها را محکم و بلند تکرار کنید، همه‌ی آنها به واقعیت تبدیل خواهند شد. شما خیلی زود متوجه می‌شوید که دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند از گذشته‌تان علیه شما استفاده کند، چون برای همیشه آن را رها کرده‌اید. ۲. برخی از دوستان‌تان را کنار بگذارید گاهی اوقات با افرادی دوست هستید که از اعماق وجودتان می‌دانید هیچ کار مثبتی در زندگی‌تان انجام نمی‌دهند، به‌جز آنکه شما را در زندگی عقب می‌اندازند. اگر احساس کردید یک رابطه‌ی دوستی باعث به‌تعویق‌افتادن اهداف‌تان در زندگی می‌شود، هیچ ایرادی ندارد که آن رابطه را قطع کنید. دوستان منفی هیچ جایی در زندگی شما ندارند؛ چون شما قصد دارید روی چیزهای مثبت تمرکز کنید، پس آنها را کنار بگذارید. شما باید خودتان را متمایز و جدا کنید تا بتوانید در جایی باشید که آرزو دارید. شما باید از دوستانی که همیشه کارهای اشتباه گذشته‌تان را به‌یاد شما می‌آورند، فاصله بگیرید. وقتی می‌گوییم خودتان را متمایز و جدا کنید، منظورمان این است که به آنچه در اطراف‌تان می‌گذرد، هیچ توجهی نکنید و روی خود و دیدگاه‌تان تمرکز کنید. در این وضعیت چون با خودتان خلوت می‌کنید، ممکن است به‌شدت احساس تنهایی کنید اما این هزینه‌ای است که باید بپردازید تا بتوانید در جایی باشید که آرزو دارید. ۳. برای خودتان هدف تعیین کنید یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که در فراموش کردن گذشته به شما کمک می‌کند، تعیین اهداف برای آینده است. شما باید این واقعیت را بپذیرید که دنیا به آخر نرسیده است و شما ظرفیت‌های زیادی برای دستیابی به چیزهای بزرگ‌تر در زندگی‌تان دارید. خودتان را درحال‌انجام کارهای مهم و قابل‌توجه در آینده، رفتن به دانشگاه، به‌دست‌آوردن شغل دلخواه، شروع کسب و کار جدید، پیداکردن نیمه گمشده تان و… تصور کنید. برای خودتان اهداف بلندمدت و کوتاه‌‌مدت تعیین کنید، برای هر کدام به خودتان مهلت مشخصی بدهید و روند پیشرفت‌تان را دنبال کنید. ۴. یاد بگیرید که ببخشید یکی از چیزهایی که شما را از نظر عاطفی و روحی نابود می‌کند، روح نابخشایش‌گر است. در دل داشتن کینه‌ی یک نفر، مانند آن است که شما سم بخورید اما انتظار داشته باشید که آن فرد بمیرد. همه‌ی شما این کار را انجام می‌دهید و فکر می‌کنید که دارید به خودتان لطف می‌کنید اما این کار هیچ فایده‌ای ندارد، جز آنکه شما را از نظر عاطفی درهم می‌شکند. تنها راهی که می‌توانید به‌وسیله‌ی آن گامی برای فراموش کردن گذشته بردارید، بخشیدن هر کسی است که کار اشتباهی در حق شما انجام داده است. فرقی نمی‌کند که چقدر بد دل‌تان را شکسته‌اند، اگر بتوانید به آنها نگاه کنید و با لبخند بگوید «تو را می‌بخشم» – که اصلا کار آسانی نیست – آنگاه خودتان را از قفسی که خود را در آن زندانی کرده‌اید، آزاد می‌کنید. روح نفرت را با عشق جایگزین کنید. برای این کار باید یاد بگیرید حتی وقتی غیر ممکن است، بتوانید ببخشید. ۵. از تلاش‌ کردن برای تحت‌ تأثیر قرار دادن مردم دست بردارید آیا تابه‌حال احساس کرده‌اید که دیگر، هیچ‌کس شما و تصمیم گیری هایتان را درک نمی‌کند؟ اگر پاسخ شما بله است، احتمالا دلیلش این است که آنها چیزی را که شما می‌بینید، نمی‌بینند و جور دیگری به مسائل نگاه می‌کنند. شما مجبور نیستید برای انجام کارهای موردنظرتان به دیگران توضیح دهید. نباید دائما به‌دنبال تأیید دیگران باشید و نگران آن باشید که از کارتان خوش‌شان می‌آید یا نه. شما نمی‌توانید همه را راضی و خشنود کنید؛ این غیرممکن است. تلاش‌کردن برای راضی نگه‌داشتن همه، هیچ نتیجه‌ای ندارد جز آنکه باعث ناامیدی و یأس شما می‌شود. احتمالا همه‌ی شما با این طرز فکر بزرگ شده‌اید که بهترین روش برای زندگی‌کردن آن است که همه دوست‌تان داشته باشند اما این ممکن نیست. شما هرقدر هم که خوب باشید، همیشه افرادی وجود خواهند داشت که شما را دوست ندارند، چون از شما خوش‌شان نمی‌آید. بپذیرید که این هم بخشی از زندگی است. فراموش نکنید، اگر هنوز درباره‌ی گذشته‌تان فکر می‌کنید، قادر نخواهید بود به جلو حرکت کنید و شاهد پیشرفت در زندگی خودتان باشید. آیا می‌توانید یک دونده را تصور کنید که سعی دارد با یک کوله‌پشتی سنگین در یک مسابقه‌ی دوی صدمتر رقابت کند؟ بله او به احتمال زیاد، مسابقه را به‌پایان خواهد رساند اما نمی‌تواند آن را در زمان مقرر تمام کند یا برنده شود. بسیاری از ما آماده‌ی دویدن در رقابت زندگی‌مان هستیم، آماده‌ایم که به‌دنبال اهداف و آرزوهای والای‌مان برویم اما یک کار مهم وجود دارد که اول باید آن را انجام دهیم؛ ما باید آن کوله‌پشتی سنگین را که پر از شرم، پشیمانی‌ها‌، ناخشنودی، اشتباهات، شکست‌ها، دل‌‌‌های شکسته، کینه‌ها و … است، زمین بگذاریم. مطمئن باشید که با فراموش کردن گذشته و زمین گذاشتن آن کوله‌پشتی سنگین، رقابت شما در زندگی بسیار آسان‌تر خواهد شد. منبع: چطور
  7. sajjad

    کپی شدن یک ایده ناب بدون رعایت هیچ حق و حقوق قانونی برای مولف اتفاقی بسیار ناراحت‌کننده است که در ایران به کرّات رخ می‌دهد. شاید خود ما هم گاهی یک فیلم و آلبوم موسیقی ایرانی را که زحمت و هزینه زیادی برایش شده به سادگی کپی کردیم بی آنکه فکر کنیم این کار تا چه حد غیراخلاقی است. نوشتن یک کتاب، سرودن شعر، داشتن یک وب‌سایت و تمام موارد این‌چنینی می‌تواند تحت حمایت قانون قرار بگیرد و منافع مالی و غیرمالی (معنوی) فراوانی برای پدید‌آورندگان خود داشته باشد. امروزه حقوق مالکیت فکری در دو شاخه‌ی کلی حقوق مالکیت صنعتی و حقوق مالکیت ادبی و هنری (و حقوق مرتبط) به کمک پدیدآورندگان و مبتکران مختلف آمده و راه را برای خلق آثار و ابداعات بیشتر هموار کرده است. در این مقاله به بررسی مفهوم کپی رایت و حقوق پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری که یکی از انواع حقوق مالکیت فکری است، می‌پردازیم. کپی‌ رایت یعنی چه؟ کپی رایت یا حق مؤلف، به‌عنوان اصطلاح حقوقی، بیانگر حقوقی است که پدیدآورندگان نسبت‌به آثار ادبی و هنری خود دارند. آثار مورد حمایت کپی رایت شامل کتاب، موسیقی، نقاشی، مجسمه، فیلم، برنامه‌های کامپیوتری، پایگاه‌های داده، تبلیغات و نقشه‌هاست. درواقع طیف وسیعی از آثار، مورد حمایت حق کپی رایت قرار می‌گیرد. اما نکته اینجاست که قوانین داخلی متعدد هستند و باید دید که اثر از نظر کشوری که قرار است در آن حمایت شود، شرایط مورد نیاز برای حمایت را دارد یا نه. قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان در ماده ۲ خود فهرستی از آثار مورد حمایت را بیان کرده که شامل آثار زیر است: کتاب، رساله، جزوه، نمایش‌نامه و هر نوشته‌ی دیگر علمی و فنی و ادبی و هنری؛ شعر، ترانه، سرود و تصنیف که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد؛ اثر سمعی و بصری به‌منظور اجرا در صحنه‌های نمایش یا پرده‌ی سینما یا پخش از رادیو یا تلویزیون که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا‌ نشر شده باشد؛ اثر موسیقی که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد؛ نقاشی، تصویر، طرح، نقش و نقشه‌ی جغرافیایی ابتکاری و نوشته‌ها و خط‌های تزیینی و هر گونه اثر تزیینی و اثر تجسمی که به هر طریق و‌ روش به‌صورت ساده یا ترکیبی به‌وجود آمده باشد؛ هر گونه پیکره (‌مجسمه)؛ اثر معماری از قبیل طرح و نقشه‌ی ساختمان؛ اثر عکاسی که با روش ابتکاری و ابداع پدید آمده باشد؛ اثر ابتکاری مربوط به هنرهای دستی یا صنعتی و نقشه‌ی قالی و گلیم؛ اثر ابتکاری که بر پایه‌ی فرهنگ عامه (‌فولکلور) یا میراث فرهنگی و هنری ملی پدید آمده باشد؛ اثر فنی که جنبه‌ی ابداع و ابتکار داشته باشد؛ هر گونه اثر مبتکرانه‌ی دیگر که از ترکیب چند اثر از اثرهای نام‌برده پدید آمده باشد. امروزه با پیشرفت‌های گسترده در حوزه فناوری، نرم‌افزارها نیز تحت حمایت کپی رایت قرار گرفته‌اند و حوزه حمایت کپی رایت روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود. حقوق پدیدآورنده‌ی اثر چیست؟ پدیدآورنده اثر مشمول حمایت کپی رایت و دارای حقوقی است. این حقوق به دو دسته‌ی مادی و معنوی تقسیم می‌شوند. حقوق مادی حق استفاده‌ی مادی و بهره‌برداری مادی و مالی را به صاحب اثر می‌دهد و پدید‌آورنده می‌تواند این حقوق را انتقال بدهد و از منافع مالی آن بهره‌مند شود. حقوق معنوی از منافع غیرمالی پدیدآورنده حمایت می‌کند و غیرقابل‌انتقال است. پدید‌آورنده می‌تواند حقوق مادی زیر را به دیگران اعطا یا بهره‌برداری‌های زیر از اثر خود را ممنوع کند: حق نشر اثر به اشکال مختلف، مانند چاپ اثر یا عرضه‌ی آن به صورت صوتی؛ اجرای اثر به‌شکل عمومی؛ ضبط آن روی CD یا DVD؛ پخش اثر از طریق رادیو یا تلویزیون؛ ترجمه‌ی اثر به زبان‌های دیگر؛ اقتباس از اثر، به‌طور مثال فیلمی اقتباسی از یک اثر ساخته شود. از جمله حقوق معنوی هم می‌توان به این نکته اشاره کرد: ادعای پدیدآوردن (خلق) اثر و مخالفت با تغییرات در کار یا اثر که می‌تواند به شهرت پدیدآورنده لطمه وارد کند. در قانون حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان در ماده ۳، حقوق پدیدآورنده را شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و بهره‌برداری مادی و معنوی از نام و اثر او می‌داند. شرط حمایت از اثر چیست؟ مطابق ماده‌ی ۲۲ قانون مزبور، پدیدآورنده زمانی از حمایت قانون بهره‌مند می‌شود که اثر برای نخستین بار در ایران چاپ یا پخش یا نشر یا اجرا شده باشد. باتوجه به این نکته که ایران به «کنوانسیون بِرن» برای حمایت از آثار ادبی و هنری نپیوسته است، نه ما از تولیدکنندهای اثر ادبی و هنری خارجی حمایت می‌کنیم و نه در خارج از کشور از تولیدکننده محتوای ایرانی بابت ثبت در ایران حمایتی می‌شود. ثبت اثر در ایران از شرایط حمایت قانونی به‌شمار نمی‌آید. مطابق ماده‌ی ۲۱ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، پدیدآورندگان می‌توانند اثر و نام و عنوان و نشانۀ ویژه اثر خود را در مراکزی که وزارت فرهنگ و هنر (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) باتعیین نوع آثار آگهی می‌کنند، به‌ثبت برسانند. اثر ادبی و هنری چه مدت حمایت می شود؟ مطابق قانون اصلاح ماده‌ی ۱۲ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، مدت استفاده از حقوق مادی پدیدآورندگان موضوع این قانون که پس از فوت پدیدآورنده با وصایت یا وراثت منتقل می‌شود، از تاریخ مرگ پدیدآورنده پنجاه سال است و اگر وارثی نباشد یا بر اثر وصایت به دیگری منتقل نشود، برای همان مدت و به‌منظور استفاده‌ی عمومی در اختیار حاکم اسلامی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) قرار می‌گیرد. یعنی مطابق این ماده، مدت حمایت از حقوق مادی پدیدآورنده، مدت عمر وی و پنجاه سال پس از مرگ وی است. البته این مدت، استثنائاتی نیز دارد (مانند آثار عکاسی که طبق ماده‌ی ۱۶ قانون حمایت مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، مدت حمایت سی سال از تاریخ نشر یا عرضه‌ی اثر عکاسی است). حقوق معنوی پدیدآورنده، محدود به زمان نیست و همواره مورد حمایت قانون است. قوانین حمایت از آثار ادبی و هنری کدام‌اند؟ قوانین داخلی حمایت حقوق مؤلف متعدد هستند. قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان (مصوب ۱۳۴۸)، آیین‌نامه‌ی اجرایی قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان (مصوب ۱۳۵۰) و قانون حمایت از پدیدآورندگان نرم‌افزارهای رایانه‌ای (مصوب ۱۳۷۹) ازجمله قوانین حمایت از حق مؤلف هستند. منابع: در نگارش این متن از قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸ (و قانون اصلاح ماده ۱۲ همین قانون) استفاده شده است. منبع: چطور
  8. ۱. داشتن موهایی زیبا اگر از موهای چرب خود خسته شده‌اید، نمک معمولی یا نمک دریا، به‌عنوان گزینه‌ای تخصصی‌تر، به شما برای حل این مشکل کمک خواهد کرد. ۲ تا ۳ قاشق غذاخوری نمک را به شامپوی خود اضافه کنید و موهای خود را با آن بشویید، با این روش موهای شما برای مدت طولانی‌تری تمیز خواهند ماند. ۲. داشتن ابروها و مژه‌های ضخیم و پرپشت ظرف ریمل‌های کهنه و قدیمی خود را نگه دارید. بعد از اینکه ظرف و برس ریمل را به‌خوبی شست‌وشو دادید، مخلوط روغن کرچک، ژل آلوئه‌ورا و ویتامین E را به نسبتی که در تصویر مشاهده می‌کنید، داخل ظرف ریمل بریزید و این ماده را با کمک برس ریمل به مژه‌ها و ابروهای خود بمالید. به مدت یک ماه هر شب قبل خواب این کار را انجام دهید. ۳. رفع حلقه‌های تیره‌ی زیر چشم اگر اهل قهوه هستید بهتر است بعد نوشیدن قهوه، برای رفع سیاهی دور چشم تفاله‌ی آن‌ را دور نریزید. به این دلیل که با استفاده از آن‌ می‌توانید چشمانی سرحال و شاداب داشته باشید. تفاله قهوه و نارگیل را به‌نسبت مساوی باهم مخلوط کنید و به‌مدت ۱۵ دقیقه روی پوست اطراف چشم خود قرار داهید. این ماسک را ۳ تا ۴ بار در هفته استفاده کنید. ۴. داشتن بدنی سالم حتی در خانه هم می‌توانید یک ماسک ضدسلولیت تهیه کنید. ۲ قاشق غذاخوری پودر زنجبیل، ۵ قاشق غذاخوری خاک رس و ۱۰ قاشق غذاخوری آب گرم را باهم مخلوط کنید. این ماسک را روی قسمت‌هایی که دچار سلولیت هستند (شکم، پهلوها، باسن و بازوها) قرار دهید و با کمک سلفون روی آن را بپوشانید. حدود یک ساعت منتظر بمانید و بعد از باز کردن نوار سلفون یک دوش آب گرم بگیرید. هفته‌ای یک بار می‌توانید از این ماسک استفاده کنید. ۵. داشتن پاهایی صاف و نرم شکر یکی از بهترین گزینه‌ها برای رفع موهای زائد است، چراکه استفاده از این روش درد کمتری دارد و کمتر به پوست آسیب می‌زند و از طرف دیگر به رفع موهای زیرپوستی نیز کمک زیادی می‌کند یک‌چهارم لیوان آب‌لیمو، دو لیوان شکر و یک‌چهارم لیوان آب را مخلوط کنید و این مواد را روی حرارت کم قرار دهید تا رنگ آن طلایی شود. بعد از اینکه مخلوط کمی خنک شد، آن را درجهت رویش موها روی پوست پا بمالید و بعد از خشک شدن آن را خلاف جهت رویش مو بکشید و از پوست‌تان جدا کنید. ۶. داشتن ناخن‌های زیبا و قوی روغن نارگیل و عسل را به مقدار مساوی باهم مخلوط و چند قطره روغن اسطوخودوس به آن اضافه کنید. این مخلوط برای استحکام ناخن‌ها بسیار عالی است. برای استفاده‌ی آسان می‌توانید از یک بطری لاک کهنه برای نگهداری آن استفاده کنید. ۷. از بین بردن جوش‌های سرسیاه صورت اگر جوش‌های سرسیاه روی بینی یا چانه‌ی شما را آزار می‌دهند، می‌توانید به کمک یک ماسک خانگی آنها را برطرف کنید. ۱ قاشق غذاخوری آب، یک قاشق غذاخوری آرد و یک قاشق غذاخوری عسل را باهم مخلوط کنید. یک تکه پارچه یا نوار پنبه‌ای را داخل این محلول فرو کنید و آن‌ را روی منطقه‌ای که جوش سرسیاه دارد، قرار دهید و بعد از ۱۰ الی ۱۵ دقیقه پارچه را از روی صورت‌تان بردارید.
  9. ۱. خودپسندی، خودشیفتگی و روابط نامتعادل خودپسندی موجب می‌شود تا فرد در انواع تصمیم گیری های روزانه، تنها به خود بیندیشد و دیگری را از یاد ببرد یا به او بی‌توجه باشد. اگر حاضر نباشید در امور منزل یا نگهداری از فرزندان به اندازه‌ی همسرتان مشارکت کنید، همسرتان احساس می‌کند برای او ارزش قائل نیستید و از شما می‌رنجد. خودشیفتگی آفتی دیگر در رابطه‌ی عاطفی است. این اختلال روانی باعث می‌شود فرد خود را بی‌نهایت جذاب بپندارد، نتواند با دیگران هم‌دردی کند و برای رسیدن به اهداف خود از دیگران سوءِاستفاده کند. بی‌مسئولیتی، ولنگاری و مواردی از این دست از جمله نتایج این اختلال است. عدم تعادل در رابطه نیز به سرعت روابط عاطفی را خدشه‌دار می‌کند. فرض کنید در رابطه‌ای به سر می‌برید که طی آن تنها به نیازها و خواسته‌های یک طرف توجه می‌شود. مثلا خانواده‌ی همسرتان در برنامه‌های مختلف در اولویت قرار می‌گیرد، یا همیشه یک طرف حرف آخر را می‌زند. چنین روابط نامتعادلی که در آن فقط به یک نفر توجه می‌شود و دیگری نادیده گرفته یا گاهی با قلدری کنار گذاشته می‌شود، دیر یا زود از هم می‌پاشد. باید بپذیرید که رابطه‌ی دونفره به معنای آغاز شراکتی همه‌جانبه است. وقتی یک سمت رابطه ناراضی باشد، این احساس زخم‌هایی بر روح و قلبش بر جای می‌گذارد که ترمیم‌شان به‌شدت سخت و دشوار است. رابطه باید دوسویه و با توجه به نیازها و خواسته‌های طرفین پیش برود. برای استحکام روابط عاطفی لازم است از یکدیگر قدردانی کنید و مدام در قالب رفتارهای مختلف، به شریک عاطفی خود ابراز علاقه کنید. ۲. در اولویت قرار ندادن رابطه متأسفانه در مدارس و دانشگاه‌ها به ما یاد نمی‌دهند که چطور روابطی موفق با دیگران مثلا با همسر و همراه آینده‌مان داشته باشیم. اگر ندانیم که در اولویت قرار دادن رابطه‌ای که در آن هستیم، سنگ بنای آن رابطه است، خیلی زود به بن‌بستی عاطفی می‌رسیم. رابطه شما با طرف مقابل همواره به توجه و رسیدگی نیاز دارد. اگر به بهانه‌ی وجود بچه‌ها در زندگی‌ از هم دور بشوید، به‌تدریج فاصله‌ها پررنگ و پررنگ‌تر می‌شوند. نگذارید چیزی رابطه‌‌تان را مخدوش کند. یادتان باشد اگر کمتر با شریک زندگی‌تان وقت بگذرانید، روابط جسمی و عاطفی‌تان را محدود کنید، کمتر از آرزوها و رؤیاها‌یتان با یکدیگر صحبت کنید، بین شما دو نفر دره‌ای عمیق شکل می‌گیرد. پس مهارت گوش دادن را یاد بگیرید و بکوشید به درددل‌ها، ماجراها و صحبت‌های همسرتان بادقت گوش کنید، با هم برنامه‌های هیجان‌انگیز و مفرح ترتیب بدهید و نگذارید رابطه‌تان به اولویت چندم زندگی‌تان تبدیل شود. دلایل مختلفی نظیر خانواده‌ی همسران، فشار کاری، سفرهای حرفه‌ای و غیره می‌توانند میان زوج‌ها فاصله بیندازند. هر چه که شما را از هم دور می‌سازد، خیلی زود مدیریت و حذف کنید. ۳. انفجار خشم و عصبانیت روابط مخدوش توأم با داد و فریادهای بی‌منطق افراد را به ورطه‌ی منفی‌نگری و بدزبانی نسبت به هم می‌کشاند. روابط میان دو نفر باید تحت مدیریت و کنترل باشد. اگر نتوانید عصبانیت و خشم خود را به درستی مدیریت کنید، نتیجه‌ی آن چیزی جز استرس مزمن نخواهد بود. زندگی‌های امروزی سرشار است از عوامل استرس زا که همه‌ی ما را تحت فشار قرار می‌دهند. با وجود چنین مواردی هر لحظه امکان دارد طاقت‌مان به پایان برسد. اما باید قوی باشیم و با مدیریت صحیح عصبانیت و نگرانی‌هایمان از بروز فاجعه‌های عاطفی جلوگیری کنیم. هنگام خشم و عصبانیت لازم نیست، واکنش نشان بدهید. سعی کنید آرام باشید و آرام بمانید. ۴. بی‌وفایی اعتماد خاکی است که در آن عشق و رابطه‌ی مستحکم می‌روید. اگر اعتماد افراد به یکدیگر خدشه‌دار شود، ادامه‌ی رابطه به راه رفتن با زخمی ناسور در پاها می‌ماند. خیانت مقوله‌ای بسیار پیچیده است که اگر رخ دهد، باعث ایجاد خشم و رنج فراوان در طرف خیانت‌دیده می‌شود. این خشم و غم بسیار ویرانگر است. وقتی شریک شما خیانت می‌کند باید درباره‌ی این موضوع با هم صحبت کنید، او باید مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و بکوشد اشتباه خود را جبران کند و اعتماد از دست‌رفته را از نو بسازد. اگر مشکل حل نشود و قضیه مسکوت باقی بماند، لایه‌های خیانت عمیق و عمیق‌تر خواهد شد. دروغ و پنهان‌کاری بیشتر می‌شود و آن وقت است که رابطه‌ی عاطفی به پایان می‌رسد. متزلزل شدن اعتماد میان افراد عواقبی نظیر ایجاد حس ناامنی، حسادت و احساساتی از این قبیل خواهد داشت. صداقت همواره راه حل خوبی برای حل مشکلات مختلف است. سعی کنید همیشه در رابطه‌ی عاطفی‌تان صداقت داشته باشید. ۵. انتظارات متفاوت انتظارات افراد در رابطه باید هماهنگ باشد. بعضی از انتظارات غیرمنطقی زندگی مشترک را به خطر می‌اندازند. اگر کسی شما را صرفا به چشم گزینه‌ای قابل‌بررسی برای ادامه‌ی رابطه احساسی خود بداند، نباید او را به اولویت درجه یک خود، یا به عبارت خودمانی‌تر، به سلطان‌ قلب‌تان تبدیل کنید. باید خواسته‌های شما در زندگی باطرف مقابل هم‌خوان و هم‌سو باشد. دو نفر با چشم‌اندازهای متفاوت در زندگی نمی‌توانند مدتی طولانی کنار یکدیگر دوام بیاورند. در ابتدای شکل‌گیری هر رابطه‌ای جذابیت‌های ظاهری، علایق مشترک، زمینه‌های مرتبط اجتماعی، افراد را جذب می‌کند اما در ادامه، باید جهت نگاه آنها در جاده‌ی زندگی یکسان باشد. باید بدانید انتظارات طرف مقابل‌تان از زندگی مشترک چیست. اولویت‌های او عشق و احساس است یا فقط به دنبال تشکیل خانواده است و بس. ۶. فقدان تطابق سرعت تغییر و رشد افراد باید با یکدیگر مطابقت داشته باشد. به طور قطع، رابطه‌ای که در آن یکی از طرفین با سرعتی زیاد در کار، روابط‌ با سایرین، ظاهر و موارد دیگر پیشرفت دارد و دیگری با تنبلی و کندی روزگار می‌گذراند به جایی نمی‌رسد. زوج‌های موفق با یکدیگر هم‌مسیر هستند و با سرعتی یکسان تغییر می‌کنند. زوج‌ها باید از لحاظ جسمی، روحی، عقیدتی و بسیاری موارد دیگر با هم تطابق داشته باشند. ۷. بی‌احترامی در رابطه رابطه‌ی زوجین بسیار پیچیده است. رابطه‌ی عاطفی و احساسی که به شکل‌گیری پیوندی دائمی می‌انجامد بسیار عجیب‌تر و پیچیده‌تر از آن است که فکر می‌کنید. بسیاری از شکست‌های عاطفی و احساسی به خاطر خللی که در رابطه‌ی زوجین پیش آمده، رخ می‌دهند. تحقیر و سرزنش آن روی سکه‌ی احترام و همراهی است. اگر زوجین یکدیگر را سرزنش و تحقیر کنند، نسبت به هم بدزبان باشند، دچار سوءِتفاهم می‌شوند و علاقه‌شان به یکدیگر را از دست می‌دهند. تحقیر و سرزنش ویرانگر رابطه‌ است. ۸. هر نوع سوءِاستفاده سوءِاستفاده از طرف مقابل می‌تواند به شکل‌های گوناگون رخ بدهد. سوءِاستفاده‌ی کلامی، جنسی، احساسی، فیزیکی و غیره روابط افراد را به‌شدت متزلزل می‌سازد. پرخاشگری، خودشیفتگی آسیب‌شناختی، کنترل‌گری و قلدرمآبی در رابطه می‌توانند ریشه‌های رابطه را به‌سرعت بسوزانند. ۹. عادات نامطلوب و مخرب یکی دیگر از عواملی که رابطه‌ی مشترک را به سراشیبی سقوط و شکست می‌کشاند، عادات نامطلوب و ویرانگری چون انواع اعتیادهاست. قمار و شرط‌بندی، اعتیاد به الکل، مواد مخدر و هر عادت مخرب دیگری می‌تواند رابطه را از هم بپاشد و ویران کند. ۱۰. کناره‌گیری از یکدیگر، خستگی و بی‌انگیزگی هر یک از این موارد می‌تواند اثرات مخرب جدی بر رابطه به ویژه بر رابطه‌ی بلندمدت داشته باشد. این مشکلات بیشتر در زوج‌هایی دیده می‌شود که مدت زمانی طولانی‌ در کنار هم بوده‌اند و بنا به دلایل مختلف مانند فشار کاری، وجود فرزندان و مواردی از این قبیل از همراهی با یکدیگر بازمانده و اسیر خستگی و بی‌انگیزگی شده‌ و از رشد در کنار هم غافل مانده‌اند، یا از همه زده شده‌اند و تمام این موارد دست به دست هم داده‌اند تا میان آنها فاصله بیندازد. وقتی فرزندان برای تشکیل زندگی مستقل، خانه را ترک می‌کنند، والدین با جای خالی آنان یا به عبارت دیگر با سندرم آشیانه‌ی خالی مواجه می‌شوند. آن وقت است که مشکلات بین زوجین بیشتر خود را نشان می‌دهد، گویی حرف مشترکی با هم ندارند و فاصله‌ای که در بلندمدت میان آنها شکل گرفته، آنها را از هم دور ساخته است. ۱۱. مسائل مالی این مورد یکی از مهم‌ترین دلایل بروز اختلافات میان زوجین است. اگر مدیریت امور مالی به‌درستی انجام نشود، رابطه با مشکلاتی نظیر بی‌اعتمادی، قدرت‌طلبی و قلدرمآبی، کنترل‌گری بیش از حد و غیره روبه‌رو می‌شود. طبیعی است که طعم چنین رابطه‌ای از زهر هم تلخ‌تر می‌شود. برای پیشگیری از چنین پیامدهایی، بد نیست با ۶ اختلاف رایج زوج‌ها بر سر مسائل مالی آشنا شوید. منبع: چطور
  10. ۱. در حین تماشای تلویزیون کارهای دیگری نیز انجام بدهید ملیسا جوی دوبینز، سخنگوی آکادمی تغذیه و رژیم غذایی توصیه می‌کند به‌جای رفتن به باشگاه و صرف وقت و هزینه، تمرینات ورزشی را در خانه انجام بدهید. می‌توانید چند وزنه کنار تلویزیون قرار بدهید یا هنگام تماشای برنا‌مه‌ی تلویزیونی مورد علاقه‌‌تان تمرینات کرانچ یا لانگ را انجام بدهید. بکی کلارک، نویسنده‌ی کتاب «چگونه وزن کم کنیم، حتی اگر تنبل هستیم» می‌گوید: «دوچرخه و تردمیل من مقابل تلویزیون قرار دارند و هنگام تماشای برنامه‌های مورد علاقه‌ی خود از آنها استفاده می‌کنم». ۲. در طول هفته غذاهایی را که خودتان در تعطیلات آخر هفته پخته‌اید، استفاده کنید کلارک پیشنهاد می‌کند که اگر فرصت ندارید هر روز آشپزی کنید، بهتر است به‌جای مصرف غذاهای آماده، در تعطیلات آخر هفته آشپزی کنید و غذاهای سالم تهیه کنید و در طی هفته از آنها استفاده کنید. برای مثال برای یک هفته یک مرغ کامل، مقدار کافی برنج و سالاد آماده کنید. به این‌ترتیب شما فقط یک یا دو روز در هفته درگیر آشپزی هستید نه ۲۱ بار (هفت روز و هر روز سه وعده). کلارک می‌گوید: «من در طول هفته بارها و بارها یک غذای تکراری را مصرف می‌کردم». محققان دانشگاه بوفالو به این نتیجه رسیده‌اند که کاهش تنوع غذاها و مصرف آنها در فاصله‌های زمانی استاندارد مثلا یک‌بار در روز یا یک‌بار در هفته، به شما کمک می‌کند کمتر غذا بخورید، چراکه وقتی دائم یک نوع غذا مصرف می‌کنید میل شما به خوردن آن غذا کمتر خواهد شد. البته من شخصا چندان با این توصیه‌ی محققان موافق نیستم چون معتقدم مصرف غذای مانده عوارض خاص خود را دارد. ۳. خرید‌های خود را کوتاه و مختصر کنید جوی دوباست، سخنگوی آکادمی تغذیه و رژیم غذایی می‌گوید بهتر است به‌جای اینکه با شکم گرسنه راهروهای فروشگاه مواد غذایی را بالا و پایین بروید، قبل از مراجعه به فروشگاه غذا بخورید و وقتی وارد فروشگاه می‌شوید فقط چیزهایی را بخرید که در فهرست خرید خود یادداشت کرده‌اید. به این‌ترتیب در فروشگاه فقط باید تصمیم بگیرید که کدام برند یا چه نوعی از کالای موردنظر خود را داخل سبد بگذارید. به توصیه‌ی دوباست: بهتراست به‌جای شیرهای پرچرب، شیر کم‌چرب و سبک بخرید؛ برنج قهوه ای، پاستا و نان سبوس‌دار را جایگزین انواع برنج سفید و نان‌هایی که با آرد سفید تهیه می‌شوند، کنید؛ به‌جای خرید نوشابه، دلستر و نوشیدنی‌های گازدار، آب معدنی بخرید؛ به‌جای آبمیوه‌های پاکتی میوه بخرید. ۴. تنقلات سالم و آماده‌ی مصرف بخرید اگر عادت ندارید همیشه کمی آجیل یا میوه‌ی خشک در کیف خود داشته باشید، احتمالا از آن دسته افرادی هستید که دوست دارید میان‌وعده‌های خود را از کافی‌شاپ‌ها و سوپرمارکت‌ها تهیه کنید. غذاهای آسان و سریع همیشه هم ناسالم نیستند. می‌توانید از تنقلات سالمی که آماده و بسته‌بندی‌شده به فروش می‌رسند مثل میوه، میوه‌های خشک و … استفاده کنید. اگر می‌خواهید در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کنید در ابتدای هفته برای خودتان بسته‌های میان‌وعده تهیه کنید. خانم کلارک می‌گوید: «به محض اینکه از فروشگاه مواد غذایی به خانه برمی‌گردم، گل کلم، کلم بروکلی و کرفس را بعد از شست‌وشو برش می‌دهم و برای مصرف در طول هفته بسته‌بندی می‌کنم». ۵. کیف کلاچ (شب) دست بگیرید ماریسا مور، سخنگوی آکادمی تغذیه و رژیم غذایی توصیه می‌کند اگر قصد دارید به مهمانی بروید، به‌جای کیف‌های دوشی و بنددار از کیف‌های کلاچ بدون بند استفاده کنید. به این‌ترتیب دستان شما پُر خواهد بود و حمل همزمان نوشیدنی، کیف و بشقاب غذا برای‌تان دشوار می‌شود. ۶. برخی از مواد غذایی را حذف کنید کلارک معتقد است اگر از ظروف نچسب برای تهیه‌ی غذا استفاده کنید، زمان آماده‌سازی غذا و میزان کالری مصرفی‌تان کاهش می‌یابد. (البته قبل از آن بد نیست با ضررها و نکات مربوط به استفاده از ظروف نچسب آشنا شوید.) اگر هنگام پخت گوشت و سبزیجات از کره و روغن استفاده نکنید، میزان چربی و کالری موجود در غذاهای شما کم خواهد شد. هر قاشق غذاخوری روغن زیتون فوق بکر حاوی ۱۴ گرم چربی و ۱۲۰ کالری است. کره دارای ۱۰۲ کالری و ۱۲ گرم چربی در هر قاشق غذاخوری است. حذف روغن و کره به این معناست که شما دیگر به صرف‌ وقت برای پیداکردن آنها از داخل کابینت و یخچال نیاز نخواهید داشت (قابل توجه افراد فوق تنبل!) از طرف دیگر با این روش لازم نیست وقت خود را صرف شستن ظرف‌های چرب و روغنی کنید. ۷. لقمه‌هایتان را با فاصله بخورید هرچند ترک عادت موجب مرض است اما بهتر است تمرین کنید پس از هر لقمه، قاشق و چنگال خود را زمین بگذارید و بعد از کمی مکث لقمه‌ی بعدی را بردارید؛ به این‌ترتیب هم از فواید آرام غذا خوردن بهره‌مند می‌شوید و هم کالری کمتری دریافت خواهید کرد. درضمن فراموش نکنید لقمه‌ها را خوب بجوید. تحقیقات انجام‌شده در دانشگاه پزشکی هاربین چین نشان می‌‌دهد افرادی که به‌طور متوسط ۴۰ بار لقمه‌ را می‌جوند نسبت به افرادی که این کار را ۱۵ بار انجام می‌دهند، زودتر سیر می‌شوند و کالری کمتری دریافت می‌کنند. قبل از غذا آب بنوشید، این روش علاوه‌بر اینکه آب بدن‌تان را تأمین می‌کند، کمک می‌کند زودتر سیر شوید و کالری کمتری دریافت کنید. ۸. از سرویس‌های تحویل غذا استفاده کنید اگر میانه‌ی خوبی با آشپزی ندارید، از یک سرویس تحویل غذا کمک بگیرید. در سال‌های اخیر این روش یکی از رویکردهای رایج در زمینه‌ی سلامتی و تناسب اندام بوده است. برنامه‌های غذایی کنترل‌شده، با اندازه‌ی مشخص و کم‌کالری به شما کمک می‌کنند به اندام دلخواه خود برسید. ۹. میان‌وعده‌ی شبانه داشته باشید برخی از میان‌وعده‌هایی که در خانه تهیه می‌کنید، به تناسب اندام شما کمک می‌کنند. طبق مقاله‌ی منتشرشده در مجله‌ی انجمن رژیم غذایی آمریکا، مصرف برخی از میان‌وعده‌ها مثل ذرت بوداده باعث می‌شود بدن ۲۵۰ درصد غلات و ۲۲ درصد فیبر بیشتری در مقایسه با میان‌وعده‌های پرکالری دریافت کند. شاید رابطه‌ی بین مصرف غلات و فیبر و تناسب اندام برای شما سؤال باشد. در این مورد باید بدانید که مصرف فیبر و غلات موجب بالا‌رفتن قند خون می‌شود و در نتیجه احساس سیری می‌کنید. این حالت هنگام مصرف تنقلاتی مثل چیپس و پفک رخ نمی‌دهد. برای اینکه میان‌وعده‌های سالم‌تری داشته باشید، سعی کنید در تهیه‌ی آنها از روغن استفاده نکنید. می‌توانید از میان وعده های مناسب برای کاهش وزن هم استفاده کنید. ۱۰. در مورد پوشش خود تجدیدنظر کنید اگر جمع‌کردن کوله‌پشتی حاوی لباس‌های ورزشی به نظرتان کار دشواری است، می‌توانید لباس‌های ورزشی خود را زیر لباس‌های رسمی‌تان بپوشید. همچنین می‌توانید از لباس‌هایی استفاده کنید که هم مناسب ورزش و هم مناسب محل کارتان باشند، یا اگر پیاده روی، ورزش مورد علاقه‌ی شماست، کافی است به‌جای همه‌ی اینها یک کفش خوب و راحت برای پیاده‌روی تهیه کنید.
  11. زبان بدن یک ارتباط غیرکلامی است که ما به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از آن استفاده می‌کنیم. این ارتباط غیرکلامی شامل ارسال و دریافت سیگنال‌های بدون کلام می‌شود. گفته می‌شود که ارتباطات خوب پایه و اساس رابطه‌های موفق است، بنابراین توانایی شناخت و استفاده درست از رابطه‌ی غیرکلامی یا همان زبان بدن ابزار قدرتمندی است که به شما این امکان را می‌دهد که منظور واقعی‌تان را به فرد مقابل برسانید و تعامل با دیگران را به یک تجربه‌ی آسان و لذت‌بخش تبدیل کنید. در این نوشته با ۲۳ ترفند زبان بدن آشنا می‌شوید که شما را دوست‌داشتنی می‌کند. شما در طول روز سیگنال‌هایی را به مردم ارسال می‌کنید، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشید. نحوه‌‌ای که چشمان‌تان را حرکت می‌دهید و نحوه‌ای که با کسی دست می‌دهید نمونه‌های این سیگنال‌ها هستند. ممکن است با استفاده از زبان بدن، سیگنال‌های ناخودآگاهی را ارسال کنید که یا سبب شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند یا حداقل حرف شما را به واسطه‌ی دریافت آن سیگنال‌ها، اجمالا درست فرض کنند. هر زمان که درباره‌ی این مهارت‌ها صحبت می‌کنم، همیشه یک یا دو نفر هستند که از «اثر گذاشتن» بر دیگران به وسیله‌ی زبان بدن (ترفندهای روانی) احساس راحتی نمی‌کنند. فریبندگی، همیشه هم بد نیست «اثر گذاشتن»، تغییر رفتار یا تفکر دیگری است. «فریبندگی»، دانسته اثر گذاشتن است. شاید وقتی واژه‌ی «فریبندگی» را بشنوید، فورا افکار منفی به سراغ‌تان بیاید، اما دست نگه دارید. فریبندگی به معنی دستکاری در برداشت و حس دیگران، لزوما بد نیست. آنچه بد است، نیت‌های بد انسان‌ها است. نمونه‌ی ۱: فرد موذیِ فریبنده انسان بد، بد است و انسان‌ بدی که فریبکاری می‌کند واقعا مشکل‌ساز است. برای نمونه: دختر بدجنسی که قصد دارد جایگاه اجتماعی همکلاسی دوست‌داشتنی‌اش را پایین بیاورد. او به همکلاسی‌هایش می‌گوید که این دختر دوست‌داشتنی کار بدی کرده است. در نتیجه‌ کل کلاس دختر دوست‌داشتنی را کمتر دوست خواهند داشت. و حالا دختر دوست‌داشتنی غمگین می‌شود. نمونه‌ی ۲: فریبندگی دوستانه فریبندگی می‌تواند حال و روز هر کسی را در موقعیت خاصی بهتر کند. آدم خوش‌گذران یک فریبنده‌ی باتجربه است. او تصادفا به شخصی تنه می‌زند. او به نحو آرامش‌بخشی لبخند زده و عذرخواهی می‌کند، حتی اگر خودش مقصر نباشد. به این ترتیب آدم خوش‌گذران با درایت و فریبندگی خود از وقوع یک دعوا جلوگیری می‌کند و شبِ خوشی را می‌گذراند. همانطور که در این دو نمونه مشاهده کردید، مشکل دختر بدجنس در نمونه‌ی ۱، فریبندگی و دستکاری در موقعیت نبود. مشکل، نیت‌ بد و دروغ او بود. درخواست من: نیت‌های خوب داشته باشید فرض را بر این می‌گذارم که شما از این ترفندها با نیت‌های خوب استفاده خواهید کرد و لطفا همین کار را بکنید.
  12. چه بخواهید گفت‌وگوهای بهتری در زندگی اجتماعی‌تان داشته باشید، یا قصد ارائه‌ی بهتر ایده‌های‌تان را در محل کارتان داشته باشید، یا بخواهید رابطه‌ی گرم‌تر و صمیمی‌تری با اعضای خانواده‌تان داشته باشید، وضعیت مشابه است. شما می‌خواهید با افراد دیگری ارتباط برقرار کنید. این کار به نظر خیلی ساده می‌آید: باید منظور واقعی‌تان را بیان کنید. اما اغلب، مخاطب‌تان چیزی بسیار متفاوت از آنچه شما می‌خواهید بگویید، برداشت می‌کند. شما یک‌ چیز می‌گویید، طرف مقابل چیز دیگری می‌شنود و در نهایت سوءتفاهم، سردرگمی و اختلاف به وجود می‌آید. خوشبختانه این موضوع دردی نیست که درمان نداشته باشد. مشکلات ارتباطی را می‌توان به راحتی با یادگیری مهارت‌هایی در این زمینه حل کرد. در حقیقت ارتباط مؤثر یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی است که می‌توانید بیاموزید. اما در عین حال یکی از مهارت‌هایی است که بسیاری از افراد تلاش زیادی برای کسب آن نمی‌کنند. در ادامه چند نکته‌ی اساسی برای بهبود مهارت‌های ارتباطی ارائه می‌شود که با به‌کارگیری آنها می‌توان روابطی همراه با احترام، اطمینان، احساس درک و تفاهم بنا نمود. ۱۰. مراقب زبان بدن‌تان باشید شما به طرف مقابل‌تان می‌گویید که آماده‌ی صحبت کردن هستید، اما دست به سینه می‌ایستید. می‌گویید دارید به حرف‌های او گوش می‌کنید، اما سرتان را از موبایل‌تان بلند نمی‌کنید. اشارات غیر کلامی و نانوشته‌ی ما معمولا بیش از آنچه فکر می‌کنیم، احساس و افکار واقعی ما را آشکار می‌کنند. نحوه‌ی برقراری ارتباط چشمی با دیگران، نوع دست دادن و حتی طرز نشستن‌تان طی یک مصاحبه‌ی ویدئویی، همه جزئی از ارتباط هستند. فراموش نکنید که شما دائما در حال ارتباط برقرار کردن هستید، حتی وقتی که یک کلمه هم حرف نزنید. اگر می‌خواهید پیش از یک گفت‌وگوی مهم، اعتماد به نفس‌تان را افزایش دهید، یک ژست قدرت‌بخش را امتحان کنید. یا درک و تفسیر زبان بدن دیگران را یاد بگیرید تا بتوانید واکنش‌های مناسبی نشان دهید. ۹. از به کار بردن کلمات و آواهای غیرضروری پرهیز کنید تکرار آواهایی مانند «اِممم» یا «اِاا» هیچ کمکی به ارتقای سطح گفت‌وگوهای روزانه یا سخن‌رانی‌های‌تان نمی‌کند. این آواهای اضافه را حذف کنید تا متقاعدکننده‌تر به نظر برسید و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. یکی از راه‌های این کار این است که دقت کنید که چه زمان‌هایی در صحبت‌های‌تان از کلماتی مانند «اِممم» یا «مثلا» استفاده می‌کنید. هم‌چنین می‌توانید دست‌های‌تان را از جیب‌های‌تان دربیاورید یا فقط صبر کنید و پیش از شروع صحبت کمی مکث کنید. این سکوت‌های گاه‌به‌گاه بیش از دیگران، برای خودتان عجیب و مسخره به نظر می‌آید. مطمئن باشید. ۸. برای گپ‌های معمولی و موقعیت‌های دیگر از قبل نمایش‌نامه‌ای در ذهن داشته باشید گپ زدن یکی از هنرهایی است که افراد زیادی در آن مهارت ندارند. برای زمان‌هایی که در مواجهه با افرادی که به سختی آنها را می‌شناسید و سکوت‌های اجتناب‌ناپذیر و ناراحت‌کننده بین‌تان پیش می‌آید، داشتن یک نقشه‌ی ذهنی بسیار کمک‌کننده است. اینکه بدانید چطور سر صحبت را باز کنید یک هنر است، یعنی بتوانید موضوعاتی برای گپ زدن (خانواده، شغل، تفریح و سرگرمی، رویاها و آرزوها) پیدا کنید. هم‌چنین می‌توانید با اشتراک‌گذاری اطلاعاتی که می‌توانند برای پیدا کردن زمینه‌ی مشترک به شما و طرف مقابل‌تان کمک کنند، گپ زدن را به گفت‌وگو تبدیل کنید. گپ زدن در بلند مدت می‌تواند شما را به فردی خوشحال‌تر تبدیل کند. ۷. قصه بگویید قصه‌ها بسیار قدرتمندند. آنها ذهن‌تان را فعال می‌کنند، از خراب شدن ارائه‌های شغلی جلوگیری می‌کنند، باعث می‌شوند متقاعدکننده‌تر به نظر برسیم، همچنین می‌توانند در موفق شدن در مصاحبه‌ها هم کمک‌کننده باشند. یاد بگیرید که چطور به یک قصه‌گوی افسانه‌ای تبدیل شوید. هم‌چنین می‌توانید از واژه‌ی «اما» بیشتر استفاده کنید تا داستان‌تان را سامان‌دهی کنید. هر کسی حداقل یک قصه خوب برای تعریف کردن در آستین دارد. ۶. سؤال بپرسید و حرف‌های طرف مقابل را تکرار کنید بیایید صادق باشیم… برای همه‌ی ما پیش آمده است که وقتی شخص دیگری حرف می‌زند، حواس‌مان پرت شده باشد یا صحبت‌های او را اشتباه شنیده باشیم. سؤال کردن و تکرار چند کلمه‌ی آخرِ طرف مقابل نشان می‌دهد که به آنچه او می‌گوید علاقه‌مندید و برای‌تان جالب است، همچنین شما را مجبور می‌کند که توجه و تمرکز داشته باشید و اگر در مورد نکته‌ای دچار سوءتفاهم شوید، به واضح شدن آن مطلب کمک می‌کند. برای نمونه: «پس درست متوجه شدم، می‌خواهید برای روز یک‌شنبه بلیت‌ بخرید؟» این کار همچنین برای گپ زدن و پر کردن سکوت‌های ناخوشایند نیز مناسب است. به جای اینکه سعی کنید گفت‌وگو را حول موضوعاتی اجباری مانند آب‌وهوا ادامه دهید، از طرف مقابل سؤال بپرسید و به پاسخ‌های او واکنش نشان دهید. مثلا: «برنامه‌تون برای تابستون چیه؟» یا «آخرین کتابی که خوندید چی بوده؟» شگفت‌زده شدن از شگفت‌انگیز بودن مهم‌تر است. ۵. حواس‌پرت‌کن‌ها را کنار بگذارید هنگامی که کسی با شما حرف می‌زند یا قرار است که با او وقت بگذرانید، وَر رفتن با موبایل‌تان بسیار بی‌ادبانه است. شاید خلاص شدن از دست همه‌ی چیزهایی که حواس‌مان را پرت می‌کنند یا کنار گذاشتن تکنولوژی به طور کل، ممکن نباشد، اما همین که به خودمان زحمت بدهیم و سرمان را از روی گوشی یا تبلت‌مان بلند کنیم، به شدت روی ارتباطات‌مان با دیگران تاثیرگذار است. ۴. پیام‌تان را برای مخاطب‌تان متناسب کنید افرادی که بهترین ارتباط‌ها را دارند، بسته به اینکه طرف مقابل‌شان کیست، صحبت‌های‌شان را تنظیم می‌کنند. شما احتمالا برای صحبت کردن با همکارها یا رئیس‌تان در مقایسه با هنگامی که با مخاطب خاص‌، فرزندان‌ یا بزرگتر‌های‌تان حرف می‌زنید، زبان و کلام متفاوتی در پیش می‌گیرید. هنگامی که سعی می‌کنید پیامی را به کسی منتقل کنید، همواره تلاش کنید که دیدگاه او را نیز مدنظر داشته باشید. ۳. مختصر و مفید باشید یک مخفف برای واژه‌ی «BRIEF» به معنای «مختصر» در زبان انگلیسی وجود دارد که از سرنام‌های کلمات زیر تشکیل شده است: Background: زمینه‌چینی Reason: دلیل Information: اطلاعات End: پایان Follow-up: پی‌گیری این مخفف برای این است که در هنگام ایمیل نوشتن به شما کمک کند تا همه‌ چیز را بیان کنید و در عین حال، مختصر و موجز باشید. این سیاست خوبی برای ارتباطات کلامی و نوشتاری است (همیشه می‌دانم به عنوان یک نویسنده، کارم این است که پیامم را به طور واضح بیان کنم و هر چه سریعتر این مقاله را هم تمام کنم. نگران نباشید، تنها دو مورد دیگر در این لیست باقی مانده است!). ۲. همدلی‌تان را تقویت کنید ارتباط یک خیابان دوطرفه است. اگر تمرین کنید که دیدگاه‌های مخالف را نیز در نظر بگیرید، می‌توانید دشواری و اضطرابی را که گاهی هنگام ارتباط برقرار کردن با دیگران دارید، کاهش دهید. برای نمونه، وقتی که مخاطب خاص‌تان می‌گوید خسته‌تر از آن است که بتواند حرف بزند، متوجه می‌شوید که منظورش واقعا چیست. همدلی کردن به شما کمک می‌کند که حتی بخش‌های ناگفته‌ی ارتباط‌تان با دیگران را نیز بهتر درک کنید و کمک می‌کند که واکنش‌های مؤثرتری نشان دهید. ۱. گوش دهید، واقعا گوش دهید در پایان، با به کار بردن نکات بالا، بهترین کاری که می‌توانید برای بهبود مهارت‌های ارتباطی‌تان انجام دهید، این است که یاد بگیرید واقعا گوش دهید، توجه کنید و اجازه دهید طرف مقابل حرفش را بزند، بدون اینکه صحبتش را قطع کنید. ما می‌دانیم که این کار سختی است، اما «یک گفت‌وگوی خوب، مجموعه‌ای از واژگان است که به زیبایی با گوش دادن پیوند خورده باشد.» در این صورت، حتی اگر سبک‌های ارتباطی‌تان با هم سازگار نباشد، دستِ کم درک درستی از یک‌دیگر خواهید داشت و می‌توانید امیدوار باشید که مخاطب‌تان هم با همان دقت به حرف‌های شما گوش می‌دهد. برگرفته از: lifehacker منبع: چطور
  13. ۱. زبان به دهان بگیرید مارک تواین می‌گوید:‌ اگر قرار بود بیشتر از مقداری که گوش می‌دهیم حرف بزنیم، آن وقت دو زبان و یک گوش می‌داشتیم. وقتی شخص دیگری در حال حرف زدن است به چیزی که می‌گوید گوش دهید، وسط حرفش نپرید، به جای او حرف نزنید و اجازه بدهید که خودش جملاتش را تمام کند. پس خاموش بنشینید و فقط گوش دهید. زمانی که صحبت گوینده با شما تمام شد، آن وقت شاید لازم باشد خودتان در مورد چیزی که گوش داده‌اید حرف بزنید و توضیح دهید تا مطمئن شوید که پیام طرف مقابل‌تان را درست متوجه شده‌اید. ۲. خودتان را برای گوش دادن آماده کنید آرام باشید و همه‌ی توجه‌تان را به گوینده اختصاص دهید. به عبارت دیگر، تمام چیزهای اضافه‌ی دیگر را از ذهن‌تان دور بریزید. ذهن انسان به آسانی به سمت افکار دیگر پرت می‌شود، مثلا اینکه «ناهار چی باید بخورم؟ کِی باید از اینجا برم تا به اتوبوس برسم؟ می‌خواد بارون بیاد؟» همه‌ی تلاش‌تان را به کار بگیرید و این قبیل افکار نامربوط را از سرتان بیرون کنید تا بتوانید تمام و کمال روی پیام‌های ارسالی از سوی طرف مقابل‌تان تمرکز کنید. ۳. گوینده را راحت بگذارید طوری رفتار کنید که گوینده برای صحبت کردن احساس راحتی کند. نیازها و علائق طرف مقابل‌تان را هم مد نظر قرار دهید. بد نیست گاهی سر بجنبانید یا از حرکات و کلماتی استفاده کنید که گوینده برای ادامه‌ی صحبت ترغیب شود. دیگر اینکه ارتباط چشمی فراموش‌تان نشود، اما حواس‌تان باشد که خیره نشوید. خلاصه اینکه یک جوری به طرف مقابل‌تان نشان دهید که دارید گوش می‌دهید و حرف‌هایش را می‌فهمید. ۴. حواس گوینده را پرت نکنید فقط و فقط به چیزی که گفته می‌شود توجه کنید. خط‌خطی کردن یا بازی کردن با کاغذهای جلوی دست‌تان، از پنجره بیرون را دید زدن، وَر رفتن با ناخن‌های دست و کارهای این شکلی را کنار بگذارید. این رفتارها علاوه بر اینکه موجب وقفه‌های بی‌مورد در فرآیند ارتباط می‌شوند، حواس طرف مقابل‌تان را پرت کرده و این حس را به او منتقل می‌کنند که از حرف‌هایش خسته شده‌اید و به پیامی که سعی در انتقالش دارد بی‌اعتنا هستید. ۵. همدلی کنید بهتر است دیدگاه طرف مقابل‌تان را بفهمید و به قضایا از دید او نگاه کنید. دیدگاه‌هایی را که از قبل برای خودتان ساخته‌اید کنار بگذارید و با ذهنیت باز وارد مکالمه شوید تا بیشتر بتوانید با گوینده ابراز همدلی کنید. چنانچه چیزی گفته شد که خلاف نظر شما بود، اندکی به خودتان فرصت دهید تا بتوانید به یک استدلال محکم در جهت اثبات مخالفت‌تان دست پیدا کنید. در هر صورت به یاد داشته باشید که با دیدگاه‌ها و نظرات دیگران با ذهنیت بسته مواجه نشوید. ۶. صبور باشید گاهی ممکن است طرف مقابل‌تان مکث کند، شاید هم یک مکث طولانی، اما مکث کردن همیشه به این معنی نیست که حرف گوینده تمام شده است. پس صبور باشید و اجازه دهید که طرف مقابل‌تان با زمان‌بندی خودش پیش برود. گاهی اوقات طول می‌کشد تا آدم‌ها در مورد اینکه چه چیزی بگویند و چطور مطلب‌شان را عنوان کنند به نتیجه برسند. بنابراین هر وقت کسی مکث کرد، فورا رشته‌ی کلام را به دست نگیرید و سعی نکنید که جمله‌اش را با کلمات خودتان تمام کنید. ۷. تعصبات شخصی را کنار بگذارید بی‌طرف باشید. زود نرنجید و اجازه ندهید که عادات و رفتار گوینده حواس‌تان را از اصل مطلب دور کند. توجه داشته باشید که هر آدمی طرز بیان خودش را دارد. بعضی‌ها دست‌پاچه‌تر یا خجالتی‌تر از دیگرانند؛ بعضی‌ها لهجه‌ی محلی دارند یا حرکات دست‌شان زیاده از حد است؛ بعضی‌ها دوست دارند موقع حرف زدن قدم بزنند و بعضی دیگر هم خوش‌شان می‌آید که بی‌حرکت بنشینند. پس فقط و فقط به چیزی که گفته می‌شود توجه کنید و نگذارید که شیوه‌‌های فردیِ بیان مطلب حواس‌تان را پرت کنند. ۸. به لحن گوینده گوش دهید حجم و لحن صدا، چیزهایی را به آنچه گفته می‌شود اضافه می‌کنند. یک گوینده‌ی توانا حجم صدا و لحنش را طوری تنظیم می‌کند که از دقت شنونده کم نشود. مردم در مواقع خاص از زیر و بَمی، لحن و حجم صدا برای رساندن مقصودشان کمک می‌گیرند و شما می‌توانید با توجه به این موارد به اهمیت مطلبی که عنوان می‌شود پی ببرید. ۹. به طرز فکر گوینده گوش دهید نه فقط کلماتش باید از حرف‌های طرف مقابل‌تان یک تصویر کلی برداشت کنید، نه اطلاعات تکه‌تکه و پراکنده. یکی از دشوارترین قسمت‌های خوب گوش دادن همین توانایی برقراری ارتباط بین تکه‌پاره‌های اطلاعات برای رسیدن به طرز فکر گوینده است. برای آسان‌تر به دست آوردن این توانایی به توجه کافی، پرهیز از حواس‌پرتی و تمرکز احتیاج خواهید داشت. ۱۰. منتظر نشانه‌های ارتباط غیرکلامی بمانید به اشارات و حرکات بدن، حالات چهره و حرکات چشم‌ها دقت کنید. برای خوب گوش دادن فقط به گوش‌های خود اکتفا نکنید، بلکه از چشم‌های‌تان هم کمک بگیرید، یعنی حواس‌تان به اطلاعات اضافه‌تری که از طریق ارتباط غیرکلامی منتقل می‌شوند نیز باشد. تک به تک این اصول را در مکالمات روزمره‌ی‌تان تمرین کنید. خوب گوش دادن مهارتی نیست که بتوانید در عرض یک شب بر آن مسلط شوید، چرا که ترک عادات قدیمی زمان می‌برد. پس صبور باشید و برای تبدیل شدن به یک شنونده‌ی سراپا گوش حسابی روی خودتان کار کنید. برگرفته از: skillsyouneed منبع: چطور
  14. ۱. آیا در جایگاه شغلی درستی هستم؟ اگر برای کارتان اشتیاق نداشته باشید، برای غلبه بر موانع و مشکلات عادی که زندگی‌ در مسیر موفقیت‌تان قرار می‌دهد نیز انگیزه‌ی لازم را نخواهید داشت. حتی اگر کارتان را با شور و شوق زیادی شروع کرده باشید، ممکن است اشتیاق شما به‌ تدریج کمرنگ و در نهایت محو شود. به همین دلیل بسیار مهم است که خود و انگیزه‌تان را به‌ طور مرتب بررسی کنید. اگر حس می‌کنید اشتیاق‌تان نسبت به کار کم شده است و بی‌انگیزه هستید، ممکن است به‌ منظور افزایش انرژی و انگیزه‌تان برای کسب‌و‌کار به یک تغییر نیاز داشته باشید. پیداکردن یک موقعیت شغلی که واقعا به آن علاقه دارید، به شما انگیزه‌ی قوی و ذهنیت لازم برای موفقیت را خواهد داد. ۲. آیا از اشتباهاتم درس می‌گیرم؟ بیشتر الگوهای موفقیت تعداد زیادی شکست دارند. این کاملا طبیعی است و اصلا ایرادی ندارد. با این حال مسئله‌ مهم این است که شما از اشتباهات‌تان درس بگیرید و به‌ ندرت اشتباهی را دو بار تکرار کنید. هنگامی‌ که به مانعی برخورد می‌کنید، زمانی را به ارزیابی آن اشتباه اختصاص دهید و ببینید که چه چیزی باید تغییر کند و چگونه می‌توانید از تکرار آن در آینده جلوگیری کنید. سعی کنید از هر شکستی در مسیر موفقیت‌تان درس بگیرید و به دلیل آن اشتباه پی‌ ببرید. ۳. آیا من دائما حدومرز‌هایم را گسترش می‌دهم؟ برای آن که موفق شوید، باید دائما حد و مرزهایتان را گسترش دهید، نه این که همیشه با یک سرعت و در یک مسیر همیشگی حرکت کنید. مطمئن باشید افرادی که واقعا در حرفه‌ی شما موفق هستند، دائما در حال پیشروی هستند و محدوده‌ توانایی‌هایشان را گسترش می‌دهند. در نظر گرفتن اهداف جدیدتر و جسورانه‌تر و تلاش برای دستیابی به آنها، اشتیاق شما را شعله‌ور نگه می‌دارد و باعث می‌شود در راه رسیدن به موفقیت تا آنجا که می‌توانید تلاش کنید. از موانع حرفه‌ای و شغلی عبور کنید و همیشه به دنبال دستیابی به غیر ممکن‌ها باشید. ۴. راهکارهای درازمدت من چیست؟ در حالی که خودتان را به چالش می‌کشید، باید در مورد راهکارهایی که به شما امکان برنامه‌ریزی کارآمدتر و دقیق‌تری می‌دهد، بیندیشید. اگر سعی دارید سریع‌تر و بهتر کار کنید، باید به فکر روش‌هایی باشید که به شما در انجام این کار کمک می‌کنند. بنشینید و نقشه‌ای آماده کنید که شما را از جایی که هستید، به جایی که می‌خواهید بروید، خواهد رساند. در نقشه‌ای که می‌کشید، احتمال شکست را نیز در نظر بگیرید. این شکست‌ها در صورتی‌ که از آنها درس بگیرید، در مسیر دستیابی به موفقیت مانند میان‌بر عمل خواهند کرد. ۵. آیا هنوز باور دارم که می‌توانم این کار را انجام دهم؟ مهم‌ترین جزء موفقیت، ایمان به خودتان و آن چیزی است که سعی دارید به آن برسید. حتی والاترین اهداف شما نیز بدون باور به خودتان و اطمینان از آن که واقعا می‌توانید به آنها برسید، هیچ ارزشی ندارند. به چشم‌هایتان در آینه نگاه کنید و از خودتان بپرسید که آیا شور و اشتیاق شما متناسب با اهداف و آرزو‌هایتان است! مهارت و چگونگی انجام یک کار فقط بخش کوچکی از نبرد شما در مسیر موفقیت است. اگر به توانایی انجام کاری باور نداشته باشید، نمی‌توانید دیگران را متقاعد کنید که از عهده‌ آن برمی‌آیید. قبل از آن که انتظار داشته باشید دیگران شما را باور کنند، باید اول به خودتان ایمان داشته باشید. منبع: چطور
  15. نداشتن تفاهم و اختلاف خانوادگی شاید بین خیلی از زوج‌ها رایج باشد و معمولا یکی از موضوعاتی که بیشترین موارد اختلاف را به خود اختصاص می‌دهد مسائل مالی است. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۳ در مجله‌ی «روابط خانوادگی» (Family Relations) به چاپ رسید، بیشتر از ۴۵۰۰ زوج را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که اختلاف بر سر مسائل مالی، بدون توجه به میزان درآمد، دارایی و بدهی خانواده‌ها، مهم‌ترین دلیل از هم پاشیده شدن زندگی‌ها است. در این مقاله با ۶ اختلاف رایج زوج‌ها در مورد مسائل مالی و روش‌ حل آنها آشنا خواهید شد. وقتی شما دائما در مورد پول با هم مشاجره می‌کنید، رضایت کافی از رابطه‌ای که در آن هستید را نخواهید داشتد. حتی در مواردی که کاهش رضایت از رابطه به جدایی ختم نشود، می‌تواند باعث افزایش میزان استرس شده و تأثیر منفی بر روی سلامتی و شادکامی دیگر اعضای خانواده، از جمله فرزندان‌تان داشته باشد. درک این نکته که درباره‌ی چه چیزی و به چه دلیل مشاجره می‌کنید، به شما و همسرتان کمک می‌کند تا راهی برای خاتمه دادن به مشاجره پیدا کنید. ۱. عادات خرج کردن اختلاف مادی مهم‌ترین دلیل جدایی زوج‌هاست فرقی نمی‌کند شما معتاد به خرید باشید یا همسرتان، مهم این است که تفاوت‌هایی را که در عادات خرج کردن وجود دارند، نمی‌توان نادیده گرفت. اگر یکی از شما احساس کنید که نمی‌توانید در مقابل عادات طرف مقابل کاری انجام دهید، یا احساس کنید که همسرتان بدون اینکه به آینده فکر کند، تمامی پول‌های شما را به باد می‌دهد، رنجش و ناراحتی پیش می‌‌آید. اگر شما و همسرتان دائما بر سر عادات خرج کردن مشاجره می‌کنید، راه‌هایی وجود دارند که می‌توانید به کمک آنها این مشکل را حل کرده و همدیگر را بهتر درک کنید. دلایل طرف مقابل را بشناسید عادت‌ها به مرور زمان و به دلایل مختلف ایجاد می‌شوند. سعی کنید خودتان را جای همسرتان بگذارید تا بتوانید بهتر دلایل و انگیزه‌های او برای خرج کردن را درک کنید. بهترین راه برای شروع این کار، این است که از همدیگر درباره‌ی عادات خرج کردن و پس‌انداز کردن افرادی که الگوی‌تان هستند سؤال کنید. به عنوان مثال، می‌توانید به رفتارها و عادات مالی والدین شریک زندگی‌تان دقت کنید و ببینید آیا آنها افراد صرفه‌جویی هستند یا بیشتر از دخل‌شان خرج می‌کنند. سپس از او سؤال کنید که آیا رفتارهای والدینش تأثیری بر عادات مالی او گذاشته‌اند یا نه. همچنین می‌توانید با کمک هم عواملی که باعث ولخرجی می‌شوند را شناسایی کنید. از همدیگر سؤال کنید که چه چیزی باعث می‌شود بیشتر خرج کنید. مواردی که باعث می‌شوند به خرید بروید را لیست کنید. این موارد می‌توانند برگزاری یک حراج خوب در مغازه‌ی مورد علاقه‌تان، گذراندن یک روز بد یا صرفا خرید برای رفع کسالت باشند. وقتی متوجه شدید که چه عواملی باعث می‌شوند شریک زندگی‌تان به خرید برود، می توانید با هم راه حلی خوبی برای آن پیدا کنید. اگر داشتن یک روز بد، باعث می‌شود که یکی از شما میل به خرید پیدا کنید، لیستی از کارهای دیگری که می‌توانید به جای آن انجام دهید تهیه کنید. تماشا کردن یک قسمت از سریال مورد علاقه‌تان، شیرینی پختن، یا انجام کارهای هنری یا دستی می‌تواند جایگزین خوبی برای خرید باشند. صبور باشید به این دلیل که عادت خرج کردن به مرور زمان به وجود می‌‌آید، به ندرت پیش می‌‌آید که کسی بتواند فورا آن را ترک کند. اگر همسرتان قرار است عادت به ولخرجی را کنار بگذارد، با او صبور باشید و اگر خودتان قرار است این کار را انجام دهید، از شریک‌تان بخواهید که با شما با صبر و مدارا رفتار کند. به مدت یک ماه مخارج‌تان را یاداشت کنید. اگر به حدی خرج می‌کنید که نمی‌توانید به اهداف مالی‌تان برسید، سعی کنید بعضی از مخارج غیرضروری را حذف کنید. مثلا، اگر هر دویِ شما، هر روز ناهار را از بیرون سفارش می‌دهید، سعی کنید هفته‌ای دو بار از خانه ناهار ببرید. یا اگر عادت دارید که زیاد به کافی‌شاپ یا رستوران بروید، تعداد دفعات این کار را تا آنجا که می‌توانید کم کنید. هر هفته با حذف کردن یک امر غیرضروری، مخارج‌تان را کاهش دهید. مثلا، در هفته به جای دو بار، سه بار از خانه ناهار ببرید. این میزان را هر هفته افزایش دهید تا بالاخره به نقطه‌ای برسید که هر دوی شما بر سر آن با هم توافق دارید. اگر یکی از شما باز هم بیشتر از حد معمول خرج می‌کند، دقت کنید که چرا این اتفاق افتاده است. اگر داشتن یک روز بد باعث تحریک میل به خرج کردن شده به راه‌های دیگر برای مقابله با عصبانیت و استرس فکر کنید، راه‌هایی مثل مراقبه یا ورزش. پنهان‌کاری نکنید صداقت در هر موقعیتی بهترین راهکار است. وقتی برای اولین بار با شریک زندگی‌تان درباره‌ی مسائل مالی حرف می‌‌زنید، حساب‌های بانکی خود را به هم نشان دهید تا مشخص شود چه مقدار می‌توانید خرج کنید. قبل از اینکه جزئیات حساب‌های بانکی‌تان را در اختیار هم قرار دهید قول بدهید که یکدیگر را قضاوت نکرده و هیچ‌گونه نظری در این مورد ندهید. بعد از اینکه بودجه‌ای را با کمک هم تعیین کردید، اگر زمانی از برنامه‌ فراتر رفتید و ۵۰۰ هزار تومان برای خرید یک کیف خرج کردید، سعی نکنید آن را از همسرتان مخفی کنید. به جای این کار، خیلی صادقانه اعتراف کنید که بیشتر از مقداری که در نظر گرفته شده بوده خرج کردید. وقتی صادق باشید، می‌توایند به کمک هم راه‌حلی پیدا کنید. اگر هر دویِ شما موافق این هستید که خرید آن کیف یک نیاز ضروری نبوده، می‌توانید آن را پس بدهید یا از خرج‌هایی دیگر کم کنید. ۲. عادات پس‌انداز کردن نه تنها ممکن است زوج‌ها بر سر عادات خرج کردن‌ اختلاف داشته باشند، بلکه گاهی در مورد چگونه و چقدر پس‌انداز کردن هم با هم اختلاف دارند. به عنوان مثال، ممکن است بعضی از افراد به حدی بر پس‌انداز کردن تمرکز داشته باشند که مجبور شوند قیدِ خیلی از تجربیات معمولی زندگی مثل مسافرت یا شام بیرون رفتن را بزنند. احتمال دارد در روش‌های پس‌انداز کردن هم تفاهم وجود نداشته باشد. مثلا، یکی از زوج‌ها دوست دارد با خرید اوراق بهادار و سهام پس‌انداز کند در حالی که دیگری می‌خواهد ریسک کمتری کند و فقط پولش را در بانک نگه دارد. اهداف مشترک ایجاد کنید بهتر است با شریک زندگی‌تان بنشینید و لیستی از اهداف مالی خود تهیه کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا بدانید هر ماه چقدر باید پس‌انداز کنید. اگر هنوز هیچ کدام‌تان به پس‌انداز بازنشستگی فکر نکرده‌اید، می‌توانید تصمیم بگیرید که هر کدام از شما ۱۰ درصد درآمد ماهیانه‌ی خود را در حساب بازنشستگی خودش پس‌انداز کند. معمولا، بهتر است به اندازه‌ی ۳ تا ۶ ماه از حقوق‌تان را در حسابی مجزا برای روز مبادا نگه دارید. با توجه به مجموع درآمدهای هر دو نفرتان مشخص کنید که هر ماه چه مقداری را می‌توانید با خیال راحت کنار بگذارید. اگر می‌توانید به مدت ۶ ماه با پس‌انداز ۱۰ میلیون تومان زندگی کنید و توانایی این را دارید که هر ماه یک میلیون تومان پس‌انداز کنید، پس حدود ۱۰ ماه طول می‌کشد تا به مقدار پس‌اندازی که برای روز مبادا لازم دارید، برسید. در کنار اهداف پس‌انداز بلندمدت، باید اهداف کوتاه‌مدت‌تر هم برای خود تعیین کنید. مثلا اگر ماشین‌تان دارد نفس‌های آخرش را می‌کشد، توافق کنید که ماهیانه مقداری از پس‌انداز‌تان را برای خرید یک ماشین نو کنار بگذارید. همچنین می‌توانید یک حساب پس‌انداز مشترک هم برای مخارج سالیانه‌ی سفر داشته باشید. با سبک‌های مختلف سرمایه‌گذاری کنار بیایید شاید شما و شریک زندگی‌تان در مورد اینکه چقدر باید پس‌انداز کنید مشکلی نداشته باشید، بلکه اختلاف‌تان به دلیل تفاوت روش‌های سرمایه‌گذاری باشد. داشتن شریکی که خیلی ریسک‌پذیر است یا برعکس، اصلا ریسک‌پذیر نیست، می‌تواند باعث بروز اختلافات شده و تعادل مالی خانواده را به هم بریزد. به یاد داشته باشید که حساب‌های پس‌انداز بازنشستگی جداگانه دارید و هر کدام‌تان می‌توانید در حساب خودتان پس‌انداز کنید. پس اگر شریک زندگی‌تان زیاد اهل ریسک کردن نیست، می‌تواند از یک روش سرمایه‌گذاری کم ریسک‌تر مانند اوراق قرضه‌ی دولتی استفاده کند و اگر شما ریسک‌پذیر‌تر هستید می‌توانید در بازار بورس سرمایه‌گذاری کنید، ممکن است در ابتدا ارزش سهام‌تان پایین بیاید ولی در بلند‌مدت به سوددهی خواهید رسید. ۳. تفاوت در میزان درآمد زوج‌ها معمولا یکی از زوج‌ها بیشتر از دیگری درآمد دارد و تفاوت در میزان درآمد ممکن است به مشاجره و احساس نا‌امنی و آزردگی منجر شود. به علاوه، وقتی درآمد یکی از زوج‌ها خیلی بیشتر باشد، بیشتر تمایل دارد که تصمیم‌گیری‌های مالی و سرمایه‌گذاری را بر عهده داشته باشد. منصف باشید حتی اگر میزان تفاوت درآمد زوج‌ها خیلی زیاد باشد، باز هم باید در کنار هم برای ایجاد یک بودجه‌ی مناسب و متعادل همکاری کنند. به جای اینکه مخارج مشترک‌تان را تقسیم بر دو کنید، آنها را به گونه‌ای تقسیم کنید که هر کدام از شما به نسبت درآمدش، قسمتی از مخارج را بر عهده داشته باشد. اگر یکی از زوج‌ها ماهیانه ۳ میلیون تومان درآمد دارد و دیگری ۲ میلیون، و اقساط خانه‌تان ماهیانه ۱ میلیون تومان است، زوجی که درآمد بالاتری دارد می‌تواند در ماه ۷۰۰ هزار تومان از حقوقش را به قسط خانه اختصاص دهد و زوج کم‌درآمدتر ۳۰۰ هزار تومان را. در تصمیم‌گیری‌هایی که به امور خانه مربوط می‌شوند، هر دو نفر باید سهیم باشند. به عنوان مثال، حتی وقتی فردی که درآمد بالاتری دارد قرار است تمامی هزینه‌ی سفر را بپردازد، بدین معنی نیست که فقط او به تنهایی باید تصمیم بگیرد که مقصد سفر کجا باشد. اگر این موضوع در مورد شما صدق می‌کند، حتما احساسی که از آن دارید را با همسرتان در میان بگذارید. شاید شریک زندگی‌تان نمی‌داند که با این کار به احساسات شما لطمه وارد می‌کند. در این موارد، می‌توانید با ملایمت به او یادآوری کنید که مهم این است که هر دوی شما کار می‌کنید و زحمت می‌کشید و اینکه درآمد کدام یک بیشتر است در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد. یکی دیگر از مشکلاتی که ممکن است به وجود بیاید موضوع کارهای خانه است. زوجی که بیرون از خانه کار می‌کند ممکن است تصور کند لازم نیست به اندازه همسرش که در خانه‌ می‌ماند در کارهای خانه مشارکت داشته باشد. یا زوجی که درآمد بیشتری دارد، حس کند که نسبت به همسرش که درآمد کمتری دارد مسئولیت کمتری درمورد کارهای خانه دارد. مسئولیت‌ها را تقسیم کنید در بعضی موارد، فردی که درآمد کمتری دارد ممکن است تمایل داشته باشد که مسئولیت‌های بیشتری در خانه بپذیرد تا اختلاف درآمدش را جبران کند. به عنوان مثال می‌تواند مراقبت از بچه‌ها و شام درست کردن را بر عهده بگیرد. با این حال، تحت هیچ شرایطی منصفانه نیست که تمامی کارهای خانه به دوش یک نفر باشد. زوجی که به تنهایی مسئول کارهای خانه باشد و از همسرش کمکی دریافت نکند، ممکن است احساس ناراحتی و رنجش کند. به جای اینکه تمام مسئولیت‌ها را بر دوش فردی که درآمد کمتری دارد بگذارید، باید در کنار هم و با یک برنامه‌ریزی زمانی دقیق کارها را تقسیم کنید. به عنوان مثال، اگر شما در خانه کار می‌کنید یا همیشه در خانه هستید، بهتر است که همسرتان صبح‌ها موقع سر کار رفتن بچه‌ها را به مدرسه برساند تا شما مجبور نباشید وقت‌تان را برای این کار صرف کنید. اگر همسر شما بیرون از خانه کار می‌کند و باید شب‌ها زودتر به رخت‌خواب برود، شما می‌توانید مسئولیت‌ تمیز کردن میز شام و شستن ظرف‌ها را به عهده بگیرید. ۴. مشخص نبودن اینکه هر فردی مسئول کنترل چه چیزی است اشکالی ندارد که فقط یک نفر مسئول خرج و مخارج و پرداخت قبض‌ها باشد، اما قابل قبول نیست که یکی از زوج‌ها بخواهد کنترل تمامی مسائل مالی خانواده را بر عهده بگیرد. فردی که می‌خواهد همه چیز را کنترل کند، ممکن است از شما بخواهد حقوق‌تان را هر ماه به صورت کامل و بدون چون و چرا به او تحویل دهید یا به شما اجازه‌ی استفاده از کارت اعتباری‌ را ندهد. خیلی سخت می‌شود از درگیر شدن با چنین فردی به عنوان شریک زندگی خودداری کرد، چون چنین افرادی معمولا به این راحتی نمی‌خواهند از موضع‌شان پایین بیایند. با هم صحبت کنید درست مانند دیگر مواردِ اختلاف، در اینجا هم با صحبت کردن شاید فرد متوجه شود که کنترل همه چیز را بر عهده گرفته است. صحبت کردن به زوج‌ها کمک می‌کند که ریشه‌ی مشکل را پیدا کرده و به راه حل دست پیدا کنند. اگر با صحبت کردن به جایی نرسیدید می‌توانید از یک مشاور کمک بگیرید. توافق کنید که نوبتی رئیس باشید یک راه برای مقابله با همسران کنترل‌طلب این است که با هم به توافق برسید که نوبتی وظیفه‌ی کنترل مسائل مالی را بر عهده بگیرید. یک ماه همسرتان می‌تواند بر پرداخت قبوض و پس‌انداز و هزینه‌های جاری نظارت کند و ماه بعد شما کنترل را به دست بگیرید. یک راه دیگر هم این است که تصمیم بگیرید چه کسی به طور مرتب بر چه چیزی نظارت داشته باشد. مثلا شما می‌توانید پس‌اندازها را نظارت کنید در حالی که همسرتان مسئول مخارج روزانه و قبوض باشد. ۵. شیوه حمایت از خانواده در گذشته، حال و آینده هزینه‌‌های مربوط به فرزندان در هر شهر و هر کشور متفاوت است. شما و همسرتان باید تکلیف خود را با اینکه می‌خواهید چقدر و تا چه مدت برای فرزندان‌تان هزینه کنید تعیین کنید. باید مشخص کنید که آیا می‌خواهید آنها را به مدارس خصوصی بفرستید یا دولتی یا اینکه برای کلاس‌های فوق برنامه تا چه میزان می‌توانید خرج کنید. مدت زمان حمایت از فرزند هم مهم است. شاید خانواده‌ای نتواند هزینه‌ی دانشگاه فرزندش را بپذیرد، اما خانواده‌هایی هستند که می‌توانند حتی بعد از ازدواج فرزندان‌شان هم به حمایت مالی خود از آنها ادامه دهند. بهتر است با همسرتان برنامه‌ی مشخصی برای حال و آینده‌ی فرزندان‌تان تعیین کنید. فقط فرزندان‌ نیستند که ممکن است زوج‌ها در موردشان با هم اختلاف داشته باشند. شاید شما یا همسرتان بخواهید از یکی از والدین‌تان حمایت مالی کنید و یا حتی در مقطعی بخواهید، آنها را به خانه‌ی خود آورده و از آنها مراقبت کنید. اگر چنین برنامه‌ای دارید، حتما باید از قبل در مورد آن با همسرتان صحبت کرده و به توافق برسید. برنامه‌ریزی کنید قبل از اینکه بچه‌دار شوید یا تصمیم بگیرید که یکی از والدین‌تان را نزد خود بیاورید، باید با هم بنشینید و برای مخارج آینده برنامه‌ریزی کنید. ببینید آیا می‌توانید با درآمد فعلی‌تان از پس هزینه‌های فرزند‌تان بربیایید؟ آیا یکی از شما مجبور است برای مراقبت از فرزند، کارش را ترک کند؟ ببینید چقدر می‌توانید برای هزینه‌های تحصیل فرزند‌تان یا مراقبت از والدین سالمند‌تان پس‌انداز کنید. ۶. بدهی‌های گذشته، حال و آینده اینکه هر کدام از شما از قبل از ازدواج چه میزان بدهی داشته‌اید هم می تواند باعث بروز اختلاف شود. مانند دیگر مسائل مادی، شما و همسرتان ممکن است دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به بدهی داشته باشید. بعضی از افراد دوست ندارند زیر بار قرض بروند یا ماهیانه نیمی از درآمدشان را برای قسط وام خانه بپردازند. به جای اینکه به خاطر بدهی‌ با هم مشاجره کنید، بهتر است واقع‌بین باشید و برای کاهش و یا خلاص شدن از آن برنامه‌ریزی کنید. در کنار هم کار کنید تا بدهی تسویه شود وقتی ازدواج می‌کنید دلیلی ندارد که همسرتان مسئولیت بدهی‌هایی که شما قبل از ازدواج متقبل شده‌اید را بر عهده بگیرد ولی این بدین معنی نیست که نباید برای تسویه‌ی آن با هم برنامه‌ریزی و تلاش کنید. همچنین داشتن برنامه‌ای مشترک برای خلاصی از بدهی می‌تواند باعث شود برای رسیدن به اهداف مالی دیگر، مانند خرید خانه به کمک وام مسکن، آماده شوید. یک استراتژی برای پرداخت بدهی پیدا کنید. می‌توانید ابتدا بدهی‌های ارزان‌تر مثلا قسط‌های خرید لوازم منزل را تسویه کنید و بعد برای گرفتن وام‌های بزرگ‌تر مانند وام مسکن برنامه‌ریزی کنید. اگر بدهی‌ یکی از شما بیشتر از دیگری است، سعی کنید این را به رخ هم نکشید تا رنجشی پیش نیاید. نکته‌ی مهم این است که هر دوی شما در حال حاضر در کنار هم کار می‌کنید تا بدهی‌ها را تسویه کرده و برای برنامه‌های مالی بزرگ‌تر آماده شوید. بعضی چیزها را جدا کنید اگر مجبور شوید مسئولیت بدهی‌های همسرتان را بر عهده بگیرید مطمئنا از او آزرده خاطر خواهید شد. بهتر است بعضی چیزها را از هم جدا کنید تا هر کس مسئول پس دادن بدهی‌هایی باشد که قبل از ازدواج متقبل شده است. حتی وقتی زندگی مشترک تشکیل می‌دهید نباید فکر کنید که شما مسئول بدهی‌های قبلی همسرتان هستید. اگر قرار است هر دو قرارداد وامی را امضا کرده و مسئولیت پرداخت آن را به عهده بگیرید، حتما باید این وام به سود هر دوی شما باشد. برای بدهی مشترک برنامه‌ریزی کنید اگر تصمیم گرفته‌اید وام مسکن یا وام مشترکی بگیرید، راه‌هایی برای جلوگیری از اختلاف و مشاجره در آینده وجود دارند. بهتر است ابتدا صبر کنید تا هر دوی‌تان پشتوانه‌ی مالی خوبی داشته باشید. اگر یکی از شما پس‌انداز و درآمد خوبی دارد در حالی که دیگری درآمد خوبی ندارد، شاید بهتر است برای گرفتن وام کمی صبر کنید. ممکن است این کار خیلی رومانتیک نباشد اما قبل از اینکه وام بزرگی بگیرید یا اقدام به خرید ملک کنید، قراردادی بین خودتان تنظیم کنید که مشخص شود در صورت بروز اختلاف و حتی جدایی و یا اگر اتفاقی برای هر کدام از شما افتاد، چه اقداماتی باید صورت بگیرند. بهتر است توافقات خود را حتما به صورت کتبی درآورید تا اگر زمانی مجبور شدید به دلیل پیشامدی ناگهانی خانه را بفروشید، کارتان به مشاجره نکشد. کلام آخر تصور اینکه با کسی که دوستش دارید درباره‌ی پول حرف بزنید، ممکن است زیاد خوشایند نباشد. بر طبق آمار ۴۴ درصد از مردم صحبت کردن درباره‌ی پول را سخت‌ترین موضوع مکالمه می‌دانند. بیشتر مردم ترجیح می‌دهند درباره‌ی مرگ، سیاست و مذهب حرف بزنند تا درباره‌ی درآمدشان، میزان بدهی و یا مقدار پولی که خرج می‌کنند. با این حال، اگر می‌خواهید رابطه‌ای سالم و شاد داشته باشید، یکی از اولین چیزهایی که باید از پس آن بربیایید، ترس از صحبت کردن درباره‌ی مسائل مادی است. اجازه ندهید که نگرانی‌های مالی باعث بروز اختلافات شده و بر خوشبختی‌تان سایه بیندازند، حتی در خیلی موارد، این گونه مشاجرات می‌توانند به جدایی ختم شوند. برگرفته از: moneycrashers.com منبع: چطور
  16. ۱. شانه بالا انداختن (فرد چیزی نمی‌داند یا متوجه نمی‌شود جریان از چه قرار است) باربارا و آلن پیز (Barbara and Allan Pease) نویسندگان کتاب «زبان بدن» معتقدند وقتی کسی شانه‌هایش را بالا می‌اندازد، یعنی یا نمی‌داند یا درک نمی‌کند شما چه می‌گویید. آنها شانه بالا انداختن را نمونه‌ی خوبی به عنوان یکی از علائم بین‌المللی زبان بدن می‌دانند. روان‌شناسی زبان بدن می‌گوید؛ شانه بالا انداختن یک ژست چندگانه است که سه قسمت اصلی دارد؛ کف دست‌ها باز، شانه‌ها قوز کرده و ابروها کمی بالا رفته‌اند. ۲. کف دست‌های باز (فرد می‌خواهد صداقتش را نشان بدهد) حتما تا به حال در فیلم‌ها دیده‌اید وقتی کسی در دادگاه سوگند یاد می‌کند، یک دستش را روی کتاب آسمانی می‌گذارد و کف دست دیگرش را باز کرده، رو به دادگاه بالا می‌آورد و جملات را تکرار می‌کند. پیز در کتابش می‌نویسد: این کار به این دلیل است که کف دست باز در طول تاریخ غرب مفاهیمی مثل حقیقت، صداقت، وفاداری و تسلیم شدن را دربرداشته است. وقتی کسی دستانش را باز می‌کند و به شما نشان می‌دهد، می‌خواهد بگوید خلع سلاح شده است و از طرف او چیزی شما را تهدید نمی‌کند. ۳. اشاره کردن با انگشت (نشانه‌ی تسلط فرد روی مخاطب است) وقتی کسی دستش را مشت می‌کند و فقط انگشت اشاره‌اش را باز و رو به فرد مقابل نشانه می‌رود، به معنی تلاش برای مسلط شدن بر اوست. هر چند این کار همیشه جواب نمی‌دهد اما حس بدی را منتقل می‌کند. در روانشناسی زبان بدن، استفاده از انگشت اشاره در حین صحبت کردن به این معناست که طرف مقابل، مادامی که او مشغول صحبت است باید تسلیم باشد. این رفتار به صورت ناخودآگاه موجب تداعی احساس منفی در طرف مقابل می‌شود زیرا این حرکت حتی از حالت یک جانور درنده در موقع حمله‌کردن هم تهاجمی‌تر است. ۴. چروک نشدن دور چشم‌ها موقع خندیدن (نشانه‌ لبخند تصنعی است) لبخند واقعی (لبخند دوشن هم نامیده می‌شود) یک عمل غیر ارادی است و تقریبا غیر ممکن است که بتوانیم به کسی بگوییم که به زور یک لبحند واقعی تحویل‌مان بدهد. به همین دلیل است که لبخند زدن افراد در تمام عکس‌های خانوادگی تصنعی است؛ چون همه رو به دوربین، ناشیانه لبخند می‌زنند! اطراف چشم خطوط ریزی وجود دارد که اصطلاحا به آنها «پنجه کلاغی» گفته می‌شود. وقتی از روی لذت و شادی واقعی لبخند می‌زنید خطوط پنجه کلاغی خودشان را نشان می‌دهند، در حالی که وقتی لبخندتان تصنعی است این چین‌های اطراف چشم محو می‌شوند. اگر کسی تقلا کند خودش را شاد نشان بدهد، شما چین و چروکی نمی‌بینید. ۵. بالا بردن ابروها (نشانه‌ راحت نبودن یا رنجش طرف مقابل است) همان‌طور که لبخند واقعی چین و چروک‌های اطراف چشم را نمایان می‌کند، سوزان کراس ویتبرن (Susan Krauss Whitbourne) استاد دانشگاه ماساچوست معتقد است؛ نگرانی، تعجب یا ترس می‌تواند از جمله دلایل بالا رفتن ابروهای فرد شود. این را بدانید وقتی کسی از مدل موهایتان تعریف کند اما در عین حال هنگام صحبت با شما ابروهای خود را بالا ببرد به این معنی است که احتمالا از جذاب شدن‌تان چندان خوشحال نیست! ۶. لرزش صدا (نشانه‌‌ی علاقه‌مندی به کسی یا چیزی است) وقتی کسی مشغول حرف زدن باشد و صدای او تُن ثابتی نداشته یا بلرزد، احتمالا به کسی یا چیزی علاقه‌مند شده است. مخصوصا در هنگامی که طرف‌ مقابل، روبه‌رویتان ایستاده است، مواظب باشید لرزش صدایتان شما را لو ندهد! پژوهش‌های روانشناسی نوین نشان می‌دهد؛ اگر در موقع مکالمه احساس علاقه به وجود بیاید، در زنان شاهد آهنگین شدن صدا خواهیم بود و در مردان پایین آمدن صدا به اندازه‌ی یک اکتاو اتفاق می‌افتد. ۷. حالت آینه‌ای (نشانه‌‌ی ارتباط خوب است) اگر فرد مقابل رفتار بدنی شما را منعکس کند احتمالا رابطه به سمت خوبی پیش می‌رود و صمیمی‌تر می‌شوید. وقتی دو نفر صمیمی هستند یا مدت زیادی با هم بوده‌اند، ناخودآگاه حالات و رفتارهای یکدیگر را مثل آینه بازتاب می‌دهند. با بهترین دوست‌تان نشسته‌اید و گپ می‌زنید، اگر حالتش را عوض کند و پاهایش را روی هم بیندازد، ناخودآگاه شما هم کارش را تکرار می‌کنید. اگر در شروع یک رابطه هستید و این آشنایی به خوبی پیش می‌رود، منتظر باشید تا نشانه‌هایی از حالات‌ و حرکات بدنی مشترک بین خودتان را ببینید. دقت کرده‌اید که زن و شوهرها بعد از مدتی کارهایشان شبیه هم می‌شود؟ باربارا فردریکسون (Barbara Fredrickson) می‌گوید: «وقتی در رابطه با کسی هستید زمانی‌ که احساسات‌تان با هم پیوند می‌خورد بعد از مدتی منعکس‌کننده‌ی رفتار یکدیگر می‌شوید.» ۸. تماس چشمی (نشان‌دهنده‌ی علاقه‌ و محرک احساسات است) وقتی کسی مستقیم به چشمان‌تان نگاه می‌کند، یعنی خواهان تحریک احساسات‌تان است. رونالد ریگیو (Ronald E. Riggio) روان‌شناس سازمانی درباره‌ی این موضوع می‌گوید: «اینکه این تحریک احساسات چگونه تفسیر شود و بدانیم فرد چه منظوری دارد، بستگی به نوع رابطه‌ی دو طرف خواهد داشت. اگر طرف مقابل غریبه باشد و به شما زُل بزند، علامت خوبی نیست و احتمالا شما را می‌ترساند. اما اگر همسرتان مستقیم به چشمان شما نگاه کند احتمالا خواهان رابطه‌ جنسی است یا می‌خواهد بگوید دوست‌تان دارد.» ۹. تماس چشمی طولانی (نشان‌دهنده‌‌ی عدم صداقت فرد مقابل) از نگاه‌های حیله‌گرانه و نامفهوم دوری کنید، بعضی از افراد دروغ‌گو عمدا در زمان طولانی به طرف مقابل خیره می‌شوند چون می‌خواهند احساساتش را نشانه بگیرند و او را تحت تأثیر قرار بدهند. حتی ممکن است مدت طولانی بی‌حرکت نگاه‌تان کنند و پلک هم نزنند. ۱۰. ژست‌های نمایشی و گرم گرفتن (فرد مقابل می‌خواهد نشان دهد که پیروز میدان است) طبق یافته‌های اساتید روانشناسی دانشگاه هاروارد؛ حتی تظاهر به تحت کنترل بودن همه‌ چیز و اینکه فرد حس خوبی داشته و خوشحال باشد، میزان تستوسترون را بالا می‌برد و اعتمادبه‌نفس را زیاد می‌کند. اگر طرف مقابل با آرامش نشسته و راحت تکیه‌ داده‌ است، احساس قدرت می‌کند و می‌خواهد بگوید به اوضاع مسلط است. از طرفی تحقیقات نشان می‌دهد؛ حتی یک نابینای مادرزاد هم، در صورتی‌ که دستانش را به حالت V انگلیسی یا همان عدد ۷ خودمان بالا بیاورد و چانه‌اش را بالا بگیرد، می‌خواهد بگوید برنده‌ی رقابت است. ۱۱. روی هم انداختن پاها (نشانه‌‌ی مقاومت طرف مقابل است) وقتی فرد پاهایش را روی هم می‌اندازد به معنای مقاومت در مقابل حرف‌های شماست و از نظر روانشانسی زبان بدن، این حالت یکی از بدترین نشانه‌ها برای یک جلسه‌ی مذاکره است. جرارد نیربرگ (Gerard I. Nierenberg) و هنری کالرو (Henry H. Calero) نوبسندگان کتاب «چگونه افراد را مثل کتاب بخوانیم»، بیش از ۲۰۰۰ ساعت نوار ویدئویی از جلسات مذاکره ضبط کرده‌اند. این دو نفر اعتقاد دارند؛ تا زمانی‌ که یکی از دو طرف مذاکره پاهای خود را روی هم انداخته باشد، ممکن نیست مذاکره به نتیجه برسد. از نظر روانشناسی زبان بدن، با انداختن پاها روی هم این پیام را مخابره می‌کنیم که چه به لحاظ ذهنی، چه عاطفی یا حتی فیزیکی بسته هستیم و تمایلی به ارتباط نداریم. اگر کسی در مذاکره پاهایش را روی هم انداخته بود، احتمالا می‌خواهد بگوید علاقه‌ای به پیشرفت مذاکرات ندارد. ۱۲. خندیدن به حرف‌های طرف مقابل (احتمالا نشانه‌‌ی علاقه‌مندی است) هر چند کمی به نظر توهم‌آمیز می‌آید اما اگر کسی از شوخ طبعی شما استقبال کرد ممکن است به شما علاقه‌مند باشد. روان‌شناسان تکاملی معتقدند، طنز و شوخ طبعی در توسعه‌ی روابط انسانی نقش محوری دارد. شوخ طبعی در واقع یکی از راه‌های انتقال این پیام است که: میل دارم با شما ارتباط برقرار کنم. حتی ممکن است این رابطه با یک شوخی بی‌مزه شروع شود. ۱۳. فشار دادن فک و دندان‌ها روی هم، انقباض گردن یا چین انداختن ابرو (می‌تواند نشانه‌‌ی ترس باشد) جو ناوارو (Joe Navarro) مأمور سابق FBI می‌گوید: احساسات، بقای ما را تضمین می‌کنند، این حس‌های درونی ما هستند که تهدیدات بیرونی را کشف می‌کنند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند و همه‌ی این مسئولیت‌های سنگین برعهده‌ سیستم لیمبیک مغز (سامانه عصبی احساسی) است. از اتوبوس جا می‌مانید؛ حرص می‌خورید، فک‌تان را روی هم می‌فشارید و گردن‌تان را لمس می‌کنید. یادمان می‌افتد آخر هفته باید کار کنیم؛ حدقه‌ی چشم‌مان تنگ می‌شود و سر و چانه را پایین می‌اندازیم. ۱۴. ژست‌های باز با حالت اقتدار (فرد می‌خواهد نشان دهد که او رهبر است) این حالات چه ذاتی باشد و چه اکتسابی، پیامش این است که: من رهبر هستم یا حداقل می‌خواهد متقاعدتان کند باید این‌طور باشد. فرد علاقه‌مند به رهبری یا کسی که دچار توهم رهبری است قوز نمی‌کند، صاف می‌ایستد یا می‌نشیند، حساب شده و هدفمند قدم می‌زند، در حالت نشسته دست‌هایش را به حالت برج یا ۸ فارسی درمی‌آورد (در حالی که کف دستش رو به پایین است) و وضعیت بدنش نشان می‌دهد پذیرای شماست یعنی اعتمادبه‌نفسش زیاد است. ۱۵. تکان دادن پاها (معمولا نشانه‌‌ی ضعف است) یکی از اساتید دانشگاه ماساچوست معتقد است؛ از آنجایی‌ که بخش وسیعی از بدن‌تان را پاهای‌ شما تشکیل می‌دهند؛ پس وقتی جلوی کسی نشسته‌اید و مدام پاهایتان را تکان می‌دهید خیلی سخت است طرف مقابل فکر کند که این هیچ معنایی ندارد. تکان دادن پاها یعنی بدن‌تان می‌خواهد بگوید مضطرب یا ناراحت هستید و یا هیجان دارید. شاید هم پیامش همه‌ی اینها با هم باشد. ۱۶. دسته‌ای از حرکات مرتبط با هم (نشان‌دهنده‌ی برقراری ارتباط واقعی است) کشش (جاذبه) تا زمانی‌ که پیام ارسال شده توسط فرد طرف مقابل پاسخ داده نشود، تبدیل به ارتباط نخواهدشد. مارشا لوکاس (متخصص علوم اعصاب) این جمله را بسیار خوب برای شما تصویرسازی کرده است: بعد از برقراری ارتباط چشمی، طرف مقابل که احتمالا یک خانم است چند لحظه چشمانش را پایین می‌اندازد، موهایش را با یک گیره‌ی مو بالای سرش جمع می‌کند، بعد دوباره به شما نگاه می‌کند تا زمانی‌ که با چانه‌اش به شما اشاره کند. اینجاست که پیام ارسال شده توسط شما پاسخ داده شده و طرف مقابل ظاهرا تمایل دارد وارد ارتباط واقعی با شما شود. ۱۷. دست به سینه بودن (معمولا نشانه‌‌ی حالت تدافعی است) درست است که این آخرین نشانه‌ای است که درباره‌اش حرف می‌زنیم، اما یکی از ساده‌ترین نشانه‌های روانشناسی زبان بدن تلقی می‌شود. نکته‌ی مهم در مورد دست به سینه بودن، آگاهی از موقعیتی است که فرد این حرکت را انجام می‌دهد. دست به سینه شدن در حالت عادی نشانه‌ی حالت تدافعی فرد مقابل است، اما خیلی از اوقات در هنگام سرما یا وقتی که صندلی‌اش دسته ندارد، دست به سینه می‌شود. درباره‌ی تمام این نشانه‌های زبان بدن مهم‌ترین مسئله این است که، قبل از اینکه ژست‌های دیگران را بر مبنای روانشناسی زبان بدن تحلیل کنید و نسبت به آنها تغییر رفتار دهید یا موضع‌گیری‌تان را عوض کنید، سعی کنید از شرایط طرف مقابل آگاه شوید. از طرف دیگر توجه کنید که گاهی اوقات وجود یک نشانه نمی‌تواند مبنای تشخیص باشد و شاید باید چند نشانه را با هم در نظر بگیرید تا متوجه حالت حقیقی فرد طرف مقابل‌تان شوید. برگرفته از: entreprene منبع: چطور
  17. احترام به همسر یک اصل مشترک در تمامی روابط موفق، پایدار و سرشار از عشق است. رابطه‌ای که از این اصل حیاتی محروم باشد، دیر یا زود به ویرانه‌ای تبدیل خواهد شد که آباد کردنش اگر هم ممکن باشد، زمان خیلی زیادی می‌برد. برای اینکه حرمت زندگی مشترک‌تان حفظ شود، قبل از هر چیزی باید بتوانید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم واحد تصور کنید و حقوق یکدیگر را بشناسید. اما پرسش این است که زن و شوهر چگونه می‌توانند با یکدیگر مثل یک هم‌تیمی رفتار کنند و حقوق همدیگر را بشناسند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا علاوه بر پاسخ به این پرسش‌‌ها درباره‌ی بایدها و نبایدهای زندگی مشترک صحبت کنیم. ۱. خانواده به منزله‌ی یک تیم خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم تصور کنید اگر می‌خواهید به همسرتان احترام بگذارید، قبل از هر چیزی باید یاد بگیرید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم ببینید. باید در تصمیمات مشترک‌تان درست مثل یک تیم واقعی فکر کنید و حتی در تصمیماتی که به صورت انفرادی اتخاذ می‌کنید، همیشه باید همسرتان را هم در نظر داشته باشید. به جای اینکه خواسته‌های‌تان را در تضادِ با خواسته‌های همسرتان قرار دهید، باید سعی کنید به سوی اهداف مشترکی حرکت کنید که به نفع هر دو نفرتان باشند. برای اینکه به یک تیم قوی تبدیل شوید، لازم نیست که دو نفرتان دقیقا شبیه هم فکر کنید، اما نکته‌ی کلیدی این است که باید بتوانید حتی در مواقعی که اختلاف نظر دارید، نسبت به یکدیگر مهربانانه و محترمانه برخورد کنید. وقتی تصمیمی می‌گیرید که پای هر دو نفرتان در میان است، تا حد امکان موقع صحبت کردن منم منم نکنید و در عوض، جملات‌تان را با کلمه‌ی «ما» آغاز کنید. خلاصه اینکه اگر خودتان و همسرتان را در یک جبهه‌ی واحد ببینید، آن‌وقت می‌توانید احترامی را که شایسته‌ی همسرتان است، خالصانه نثارش کنید. اگر با همسرتان اختلاف نظر دارید، دلایل‌تان را محترمانه به بحث بگذارید بعید است بتوانید با همسرتان در تمامی مسائل اتفاق نظر داشته باشید که البته اِشکالی هم ندارد. اما وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، باید سعی کنید موضع‌تان را محترمانه به همسرتان توضیح دهید. اگر به همسرتان بگویید: «این کاری که می‌خوای بکنی واقعا احمقانه‌ست.» یا «اصلا باورم نمی‌شه که می‌خوای دست به همچین کار احمقانه‌ای بزنی.»، احتمالا همسرتان از شدت عصبانیت حالت تدافعی به خودش خواهد گرفت، طوری که دیگر نمی‌توانید گفت‌و‌گوی سازنده‌ای داشته باشید. در عوض به همسرتان بگویید: «می‌فهمم که چرا داری به این قضیه این شکلی نگاه می‌کنی.» یا «فکر نمی‌کنم کاری که می‌خوای بکنی، تصمیم خیلی مناسبی باشه، حداقل الآن.» و هم‌زمان به لحن و طرز صحبت کردن‌تان نیز دقت کنید. یادتان باشد اگر خشونت‌آمیز برخورد کنید، همسرتان ترغیب می‌شود افکارش را پنهان کند و به راحتی تن به سازش ندهد. با تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارید کنار بیایید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید هرچه بیشتر از آغاز زندگی مشترک‌تان بگذرد، متوجه خواهید شد که در برخی زمینه‌ها اصلاً هیچ شباهتی به همسرتان ندارید. ممکن است همسرتان وسواسی و خجالتی باشد، در حالی‌ که خودتان شلخته و اجتماعی هستید. شاید بتوانید خودتان را اندکی تغییر دهید و با ویژگی‌های همسرتان سازگارتر شوید، اما مطمئن باشید که هرگز نمی‌توانید کاملاً تغییر کنید. پس یاد بگیرید تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید تا خدشه‌ای به روابط‌تان وارد نشود. مثلاً اگر خودتان شلخته هستید و همسرتان وسواسی است، سعی کنید تا جایی که از دست‌تان برمی‌آید در مرتب نگه داشتن منزل کوشا باشید. حتی اگر مطمئن هستید که نمی‌توانید در حد استاندارد همسرتان با نظم و ترتیب باشید، حداقل ریخت‌وپاش اضافی هم نکنید. از محبت‌های همسرتان قدردانی کنید از همراهی و حمایت همسرتان قدردانی کنید و بگذارید بداند که سپاسگزارش هستید. به جای اینکه مدام نِق بزنید و دائما از مشکلاتی که در زندگی مشترک‌تان دارید شاکی باشید، نیمه‌ی پر لیوان را هم ببینید. مثلاً اگر همیشه همسرتان با خوش‌رویی به استقبال‌تان می‌آید، غذایی را که دوست دارید برای‌تان می‌پزد و در هر شرایطی پای صحبت‌های‌تان می‌نشیند، باید سعی کنید به طریقی نشانش دهید که متوجه همراهی و حمایتش هستید. مستقیما تشکر کنید یا اینکه یک یادداشت مهربانانه بنویسید. اینکه نسبت به رفتارهای محبت‌آمیز همسرتان بی‌اعتنا باشید، نشانه‌ی بی‌احترامی است و موجب می‌شود که همسرتان فکر کند محبت‌هایش را اصلا نمی‌بینید. به خودتان احترام بگذارید کسی که به خودش احترام نمی‌گذارد، با همسرش هم نمی‌تواند محترمانه برخورد کند. احترامِ به خود رمز پیروزی در روابط زن و شوهری و به طور کلی زندگی است. به بدن خود احترام بگذارید و از رفتارهای پرخطری که برای‌تان بی‌احترامی به همراه خواهند آورد بپرهیزید. مثلاً دخانیات مصرف نکنید و با دیگران گلاویز نشوید. دوست صمیمی خودتان باشید، چرا که یک دوست صمیمی به خوبی درک می‌کند که چه رفتاری دوستش را رنجیده‌خاطر خواهد کرد و احترامش را از بین خواهد برد. خلاصه اینکه سعی کنید بهترین ورژن خودتان باشید. در غیر این صورت نه تنها نمی‌توانید به همسرتان احترام بگذارید، بلکه به‌ راحتی طعمه‌ی افرادی خواهید شد که برای‌تان هیچ احترامی قائل نیستند. وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، به جای مشاجره، مصالحه کنید برای اینکه احترام همسرتان را حفظ کنید، باید یاد بگیرید در مواقعی که به اختلاف نظر برمی‌خورید به مصالحه برسید. اگر قصد دارید در مورد قضیه‌ای یک تصمیم مشترک بگیرید، ابتدا باید صحبت‌های همدیگر را به دقت بشنوید و از موضع یکدیگر کاملا باخبر شوید. فقط در این صورت است که می‌توانید جوانب مثبت و منفی قضیه را به شکلی محترمانه به بحث بگذارید و در نهایت به نتیجه‌ای برسید که خوشایند هر دو نفرتان باشد. به جای اینکه حرف‌تان را به قیمت جریحه‌دار کردن احساسات همسرتان به کُرسی بنشانید، سعی کنید به مصالحه برسید تا طرف مقابل‌تان را هم خشنود کرده باشید. وقتی تصمیم مهمی می‌گیرید و واقعا نمی‌توانید به بخشی از خواسته‌های‌‌‌تان بی‌اعتنا باشید، از همسرتان محترمانه تقاضا کنید اندکی کوتاه بیاید و خواسته‌هایی را که دارید نادیده نگیرد. اما اگر درباره‌ی موضوعات نه چندان مهم تصمیم می‌گیرید، مثلا اینکه برای شام به کدام رستوران بروید، بهتر است با هم قرار بگذارید که نوبتی انتخاب کنید. هم خودتان و هم همسرتان تمرین کنید که جوابگوی اشتباهات‌تان باشید هم خودتان و هم همسرتان باید یاد بگیرید که مسئولیت رفتارهای‌تان را بپذیرید و جوابگوی اشتباهات‌تان باشید. اینکه در صورت به خطا رفتن فقط عذرخواهی کنید کافی نیست، بلکه باید کاملا آگاه باشید که کدام رفتارهای‌تان موجب رنجش همسرتان می‌شوند و در مقابل، همسرتان نیز باید بداند که از کدام رفتارهای ریز و درشتش رنجیده‌خاطر می‌شوید. مثلا اگر یک شب دو ساعت دیرتر از همیشه به منزل آمدید و با اینکه می‌دانستید همسرتان برای شام منتظرتان است، یک زنگ هم نزده بودید، باید انتظارش را داشته باشید که همسرتان این رفتارتان را توهین‌آمیز تلقی کند. در این‌گونه موارد چاره‌ای ندارید جز اینکه جوابگوی رفتار توهین‌آمیزتان باشید. تا زمانی که هر دو نفرتان نسبت به پیامدهای رفتارهایی که در پیش می‌گیرید آگاه باشید و درک کنید که چه رفتارهایی از سوی همسرتان توهین‌آمیز تلقی می‌شوند، می‌توانید یک رابطه‌ی سالم و پایدار داشته باشید. به عبارت دیگر، اگر بتوانید مسالمت‌آمیز درباره‌ی اشتباهات‌تان صحبت کنید، یعنی رابطه‌تان در مسیر درستی قرار دارد. ۲. راهکارهایی برای احترام به همسر وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید تا احترام همسرتان حفظ شود. به جای اینکه اشتباه‌تان را انکار یا لاپوشانی کنید، به همسرتان نشان دهید که از صمیم قلب متأسف هستید. تأسف‌تان را نه فقط در حرف بلکه در عمل نیز ثابت کنید و همه‌ی تلاش‌تان را به کار بگیرید تا خطای مرتکب شده را دوباره تکرار نکنید. مثلا اینکه فقط بگویید: «متأسفم که باعث شدم احساساتت جریحه‌دار بشه.» یا «ببخشید که باعث شدم اعصابت حسابی به هم بریزه.» کافی نیست. باید مسئولیت خطایی را که مرتکب شده‌اید بپذیرید و نشان دهید که حقیقتا متوجه اشتباه‌تان شده‌اید. به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و بگویید که چقدر بابت اتفاق پیش آمده پشیمان هستید و چقدر دل‌تان می‌خواهد دلخوری‌های اخیر را جبران کنید. یاد بگیرید خودتان را به جای همسرتان تصور کنید وقتی سعی دارید به یک تصمیم مشترک برسید یا حتی وقتی کارتان به جر و بحث کشیده می‌شود، سعی کنید خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید. مثلا اگر پدر همسرتان در بیمارستان بستری است، قبل از اینکه سرِ شستن ظرف‌ها دعوا بگیرید، با خودتان فکر کنید که همسرتان در حال حاضر چه غصه‌ی بزرگی در دلش دارد. قبل از شروع هر گفتگو یا مشاجره‌ای اندکی به خودتان فرصت دهید تا قضیه را از موضع همسرتان ببینید. اینکه بتوانید خودتان را چند لحظه‌ای به جای همسرتان تصور کنید، رفتار ملاحظه‌گرایانه‌ای است که به همسرتان نشان می‌دهد برایش احترام خیلی زیادی قائل هستید. شنونده‌ی خوبی باشید در روزگاری زندگی می‌کنیم که بسیاری از مردم اینقدر سرشان به دنیای فناوری گرم است که اصلا وقت گوش دادن به درددل‌های همدیگر را ندارند. برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید، باید وقتی برای‌تان صحبت می‌کند به دقت پای صحبت‌هایش بنشینید. تلفن همراه‌تان را کنار بگذارید و ارتباط چشمی برقرار کنید. سعی کنید حواس‌تان به محیط اطراف پرت نشود. موقع گوش دادن نباید وسط حرف همسرتان بپرید یا تا زمانی که مشورت نخواسته نصیحتش کنید، فقط کافی است سراپا گوش باشید. برای اینکه نشان دهید شنونده‌ی خوبی هستید، بعد از اینکه صحبت‌های همسرتان تمام شد، بعضی صحبت‌هایش را در قالب کلمات خودتان تکرار کنید تا طرف مقابل متوجه شود پیامش را کاملا درک کرده‌اید. مثلا بگویید: «می‌فهمم چقدر ناراحتی که رئیست قَدرِت رو نمی‌دونه.»، اما یادتان باشد پشت سر هم از کلمات یا جملات تأکیدی مثل «آره، می‌دونم چی می‌گی.» استفاده نکنید. به خط قرمزهای همسرتان احترام بگذارید خط قرمزهای همدیگر را بشناسید و سعی کنید از این خط قرمزها عبور نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد به عکس‌های قدیمی داخل صندوقچه‌‌اش سَرَک بکشید یا درباره‌ی گذشته‌اش با دیگران صحبت کنید. هرگز همسرتان را به دلیل اضافه‌وزنش در دوران کودکی دست نیندازید یا تلفن همراهش را بدون اجازه زیر و رو نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد بعضی وسایل مورد علاقه‌اش را با کسی شریک شود، پس درکش کنید. شاید همسرتان مایل نباشد درباره‌ی همسر سابقش حتی یک کلمه صحبت کند و این رفتارش برای‌تان غیرقابل پذیرش باشد. در این قبیل موارد، می‌توانید از همسرتان بپرسید که چرا دوست ندارد در این مورد صحبت کند، اما رعایت ادب فراموش‌تان نشود. پس اگر نمی‌توانید با بعضی خط قرمزهای همسرتان کنار بیایید، چاره‌ای نیست جز اینکه محترمانه درباره‌ی این مسئله گفتگو کنید. به همسرتان کمک کنید تا اهدافش را تحقق ببخشد برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید باید بهترین‌ها را برایش بخواهید و کمک کنید تا با پرورش قابلیت‌هایی که دارد، رؤیاهایش را به واقعیت تبدیل کند. مثلا به همسرتان قوت قلب دهید تا نگارش کتابی را که پنج سال پیش آغاز کرده بود به سرانجام برساند. هرگز به همسرتان تلقین نکنید که نمی‌تواند به آرزوهایش برسد. در عوض، همیشه همسرتان را تشویق کنید که به درجات بالاتر صعود کند. اما اگر احساس می‌کنید که تحقق برخی اهداف همسرتان امکان‌پذیر نیست و دلایل مشخصی نیز دارید، باید دیدگاه‌تان را دوستانه و مسالمت‌آمیز به بحث بگذارید. حتی اگر برخی اهداف همسرتان را در تضادِ با خواسته‌های خودتان می‌بینید، باید به جای اینکه جلوی تحقق اهدافش را بگیرید، درباره‌ی اختلاف نظرتان گفت‌وگو کنید. با همسرتان همدردی کنید در یک رابطه‌ی موفق باید بتوانید با همسرتان همدردی کنید. اگر همسرتان واقعا برای‌تان اهمیت دارد، باید بتوانید عشق‌تان را ابراز کنید و در مواقع سختی قادر به گذشت باشید. باید بپذیرید که همسرتان هم گرفتاری‌های خاص خودش را دارد. حتی اگر همسرتان دست به کاری زده که از ابتدا با انجامش موافق نبوده‌اید، باز هم حق ندارید احساساتش را در فراز و نشیب‌های مسیری که پیش گرفته نادیده بگیرید. سعی کنید هر وقت همسرتان به همراهی و حمایت‌تان نیاز دارد، از عشق و محبت‌تان دریغ نکنید. شاید همیشه نتوانید در احساسات همسرتان شریک شوید، اما اطمینان حاصل کنید که هر وقت به همدردی‌تان نیاز دارد، حتما در کنارش باشید. تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگویید برای اینکه اصل احترام به همسر را رعایت کنید، باید به تمامی موارد فوق راستگویی را هم اضافه کنید. هرگز درباره‌ی اینکه چرا از سر کار دیر به منزل برگشتید دروغ نگویید. حواس‌تان باشد رفتاری نکنید که باعث بی‌اعتمادی همسرتان شود. شاید مایل نباشید درباره‌ی بعضی مسائل خصوصی‌تان صحبت کنید، اما این بی‌میلی دلیل نمی‌شود که صافْ صافْ به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و دروغ ببافید. اگر همسرتان بی‌اعتماد شود، به سختی می‌توانید اعتمادش را دوباره جلب کنید. حتی گاهی دروغ‌های مصلحت‌آمیز نیز ممکن است موجب رنجش طرف مقابل‌ شوند. در هر صورت اگر به دروغ گفتن به همسرتان عادت کرده‌اید، آگاه باشید که این رفتارتان چیزی جز بی‌احترامی نیست. گاهی وقت‌ها بگذارید همسرتان با خودش خلوت کند اگر همسرتان عنوان کرد که نیاز دارد اندکی با خودش تنها باشد، خلوتش را به هم نزنید. هر کسی گاهی نیاز دارد برای سر و سامان دادن به افکار یا حتی کارهای عقب‌مانده‌اش چند مدتی با خودش خلوت کند. فکر نکنید همسرتان از دست‌تان خسته شده یا حوصله‌تان را ندارد. اگر از این تصمیم به دلهره افتاده‌اید، می‌توانید نگرانی‌تان را با همسرتان در میان بگذارید تا خیال‌تان از این بابت راحت شود. یادتان باشد وقتی در این مورد با همسرتان صحبت می‌کنید، حالت تدافعی به خودتان نگیرید. مثلا می‌توانید با لحنی آرام به همسرتان بگویید: «عزیزم، چند وقته خیلی با هم نبودیم، الآنم اگه بخوای با خودت تنها باشی، خیلی دلم برات تنگ می‌شه.» و به این ترتیب به همسرتان نشان دهید که برایش احترام قائل هستید. ۳. نبایدهای زندگی مشترک همسرتان را در جمع خجالت‌زده نکنید هرگز همسرتان را در جمع، چه در مقابل اعضای خانواده و چه در مقابل غریبه‌ها، مورد سرزنش قرار ندهید. اگر مشکلی با همسرتان دارید، باید در خلوت خودتان مطرحش کنید، نه در جمع دیگران. اگر همسرتان را در جمع خجالت‌زده و سرافکنده کنید، نه تنها به شدت از دست‌تان می‌رنجد، بلکه اطرافیان‌تان هم در معذورات قرار می‌گیرند. اگر در جمع به همسرتان پرخاش کردید، حتما عذرخواهی کنید و پشیمانی‌تان را نشان دهید. به جای اینکه همسرتان را در جمع با اسامی مسخره صدا بزنید و باعث خجالتش شوید، از او تعریف کنید، طوری که در مقابل دیگران احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد. پشت سر همسرتان نزد دیگران بدگویی نکنید نباید مسائل خصوصی زندگی‌تان را نزد خانواده یا دوستان‌تان فاش کنید و درباره‌ی رفتارهای آزاردهنده‌ی همسرتان بدگویی کنید. شاید گاهی مجبور شوید درباره‌ی مشکلات خانوادگی‌تان از دیگران مشورت بگیرید، اما یادتان باشد که اگر مدام از همسرتان نزد خانواده و دوستان بدگویی کنید، راه به جایی نخواهید برد. اینکه در غیاب همسرتان پشت سرش بدگویی کنید، نشانه‌ی بی‌احترامی است. اگر روزی بفهمید که همسرتان همیشه در دورهمی‌هایی که‌ حضور نداشتید، غیبت‌تان را می‌کرده، چه حالی پیدا خواهید کرد؟ پس کلاه‌تان را قاضی کنید و از این رفتار ناپسند دست بردارید. نگذارید احساسات منفی‌تان تلمبار شوند هرگز اجازه ندهید احساسات‌تان آنقدر روی هم تلمبار شوند که دیگر چاره‌ای جز داد و فریاد نداشته باشید. اگر چیزی آزارتان می‌دهد، از همسرتان بخواهید که چند لحظه‌ای بنشیند تا جدی درباره‌ی این قضیه صحبت کنید. آن‌قدر طولش ندهید تا خودِ همسرتان علت ناراحتی‌تان را حدس بزند یا زمانی سر صحبت را باز کند که موقعش نیست. همین که حاضر نیستید درباره‌ی چیزی که آزارتان می‌دهد با همسرتان صحبت کنید، خودش یک نوع بی‌احترامی است که موجب می‌شود پنهانی نسبت به همسرتان خشمگین باشید. احساسات همسرتان را با تعریف و تمجیدهای بی‌جا از همجنس‌هایش جریحه‌دار نکنید فرقی نمی‌کند، هم زن و هم شوهر، نباید طوری رفتار کنند که همسرشان فکر کند رابطه‌‌ی زناشویی‌شان را جدی نگرفته‌‌اند و به اصول زندگی مشترک پایبند نیستند. اگر مدام نزد همسرتان با آب و تاب فراوان از جذابیت‌های فلان آقا یا خانم حرف بزنید، مطمئنا همسرتان را رنجیده‌خاطر خواهید کرد. برخی افراد نسبت به این‌گونه تعریف و تمجیدها حساس‌ترند، اما به عنوان یک قانون کلی هرگز نباید درباره‌ی هم‌جنس‌های همسرتان طوری صحبت کنید که احساس کند مورد توهین و بی‌احترامی قرار گرفته است. در جمع خصوصی دوستان‌تان نیز نباید از این حرف‌ها بزنید، چرا که این رفتار چیزی جز بی‌احترامی به همسرتان نیست. حتی اگر همسرتان در جمع‌تان حضور نداشته باشد، باز هم اجازه‌ی چنین رفتاری را ندارید. نسبت به محبت‌های همسرتان بی‌اعتنا نباشید محبت‌های همسرتان را هرچند کوچک فراموش نکنید و نشان دهید که بابت محبت‌هایش سپاسگزارش هستید. با این رفتار به همسرتان ثابت می‌کنید که رابطه‌تان تأثیر مثبتی روی زندگی‌تان داشته است. بنشینید با خودتان فکر کنید آخرین باری که عشق‌تان را به همسرتان ابراز کردید، کِی بود؟ اگر یادتان نیامد می‌توانید مطمئن باشید که یک جای کار می‌لنگد، چرا که حتما مدت‌های خیلی زیادی است محبت‌های همسرتان دیگر به چشم‌تان نمی‌آیند. اما حتی اگر سرتان خیلی شلوغ بود، باز هم سعی کنید هر روز و هر لحظه عشق‌تان را به همسرتان ابراز کنید و نشان دهید که برایش اهمیت قائل هستید. برگرفته از: wikihow منبع: چطور
  18. موفقیت، تنها بر پایه‌ی یک عامل شکل نمی‌گیرد. رویکرد روزمره‌ی شما نقشی اساسی در این زمینه ایفا می‌کند. پرورش عزم و اراده‌ای راسخ‌تر از پیش و داشتن ثبات قدم نیز مهم است. دوست‌داشتنی بودن هم اهمیت بسیاری دارد. اگر چه همه‌ی این موارد عوامل مهمی در موفقیت کسب‌وکار یا شغل‌تان هستند و متعاقبا سود بیشتری به همراه دارند، اما یکی از مهم‌ترین عامل‌هایی که شاید حتی تا به حال به آن توجه نکرده‌اید، زندگی‌ زناشویی شما است. در این مقاله ۱۱ راهکار برای داشتن ازدواج موفق به شما پیشنهاد می‌شود که علاوه بر لذت بردن بیشتر از زندگی، در واقع روی همه‌ی جنبه‌های زندگی شما تاثیر می‌گذارد. زندگی زناشویی‌ پژوهش‌ها حاکی از این هستند که شخصی که با او ازدواج کرده‌اید، می‌تواند تاثیر چشم‌گیری روی رضایت شغلی و موفقیت کاری شما داشته باشد. اما فراتر از انتخاب عاقلانه‌ی همسر، خیلی کارهای دیگر هم وجود دارند که می‌توانید انجام دهید تا به همسرتان کمک کنید موفق‌تر و بهتر عمل کند. این کارها می‌توانند رابطه‌ی شما را هم قوی‌تر کنند. به خاطر داشته باشد که مهم‌ترین کلمه در جمله‌ی بالا «انجام دهید» است. فکر و احساس عالی هستند، اما عمل، یعنی آنچه انجام می‌دهید، آن هم هر روز و همیشه، مهم‌ترین است. آنچه انجام می‌دهید، «دادن» است. توجه کنید: «دادن»، نه «گرفتن». افرادی که می‌خواهند به همسران‌شان کمک کنند تا موفق‌تر باشند، و در نتیجه زندگی زناشویی‌شان را بادوام‌تر کنند، این کارها را برای یکدیگر انجام می‌دهند: ۱. تقاضای کمک می‌کنند وقتی شما کمک می‌خواهید، همزمان چند اتفاق می‌افتد. اولاً به طور ضمنی نشان می‌دهید که برای راهنمایی طرف مقابل احترام قائل هستید. دوماً نشان می‌دهید که برای تجربه و مهارت و بینش او احترام قائل هستید و بعد هم نشان می‌دهید که به او اعتماد دارید، چرا که با درخواست کمک، در واقع خودتان را آسیب‌پذیر جلوه داده‌اید. اگر چه درخواست کمک، کاری نسبتا آسان به نظر می‌رسد، اما قضیه وقتی دشوارتر می‌شود که کمک شخصی می‌خواهید. آدم‌هایی که به دنبال ازدواج موفقی هستند، کمک می‌خواهند، هم به این خاطر که به کمک نیاز دارند و هم به این خاطر که می‌دانند طرف مقابل‌شان در عوض چیزهایی زیادی به دست خواهد آورد، مانند احترام به خود و اعتماد به نفس و ارزش‌گذاری به خود. آنها می‌فهمند که تفاوتی در زندگی شما ایجاد کرده‌اند و این همان چیزی است که همه‌ی ما دوست داریم حس کنیم. ۲. صبورند نشان دادن صبر روش فوق‌العاده‌ای است تا به دیگران بفهمانیم به آنها اهمیت می‌دهیم. نمایش صبر که راه دیگری برای نشان دادن اعتمادی حقیقی به طرف مقابل است، روش فوق‌العاده‌ای است برای اینکه همسرتان بفهمد واقعا او را باور دارید. نمایش صبر هدیه‌ای باورنکردنی است زیرا در نهایت نشان می‌دهد که چقدر به همسرتان اهمیت می‌دهید. ۳. الگوی خوبی هستند پژوهشگران دانشگاه واشینگتن در سنت لوئیس دریافته‌اند کسانی که همسران با ملاحظه‌تر و قابل اعتمادتری دارند، عملکرد بهتری در محیط کار دارند، بیشتر پیشرفت می‌کنند، درآمد بیشتری کسب می‌کنند و رضایت شغلی بیشتری هم دارند. این هم برای مردان صدق می‌کند و هم زنان: «همسر باملاحظه» رضایت شغلی و درآمد و احتمال ارتقای شغلی در زندگی آینده را افزایش می‌دهد. ۴. از شریک خود تعریف می‌کنند، او را می‌فهمند و ستایش می‌کنند هر کدام از ما بعضی کارها را خیلی خوب انجام می‌دهیم. همه‌ی ما، حتی خود من، حداقل چند نقطه‌ی قوت، چند ویژگی خوب و چند ویژگی مثبت داریم و به همین دلیل است که همگی مستحق تحسین و ستایش هستیم. این‌طوری به این مسئله فکر کنید: شناخت کارمندان درجه یک، آسان است؛ بالاخره همان‌هایی هستند که کارهای درجه یک انجام می‌دهند، اما این احتمال هم وجود دارد که تحسین مداوم باعث شده آنها درجه یک بشوند. آدم‌هایی که تلاش می‌کنند تا زندگی زناشویی موفقی را رقم بزنند، گاهی اوقات پیش از آنکه خوبی‌های خودشان را ببینند، آنها را در طرف مقابل می‌بینند و این امر می‌تواند فرصتی فراهم کند تا شاید همسران به توانایی‌های بالقوه‌ی حقیقی‌شان دست پیدا کنند. ۵. فضا و حریم خصوصی می‌دهند این روزها همه مدام همه چیز را به اشتراک می‌گذارند، لایک می‌کنند، توییت می‌کنند. زندگی‌ها هر روز بیش از پیش شبیه کتاب‌های بازی می‌شوند که همه می‌توانند ببینند و بخوانند. این روزها بیش از هر زمان دیگری حس می‌کنیم که حق داریم درباره‌ی دیگران بیشتر بدانیم. این مسئله شامل حال همسران هم می‌شود. اما گاهی اوقات لازم نیست بعضی چیزها را بدانیم. بعضی وقت‌ها بهترین هدیه‌ای که می‌توانیم بدهیم، هدیه‌ی حریم است؛ حریمِ نپرسیدن و کنجکاوی نکردن. البته همچنان هر زمان و هر جایی که طرف مقابل نیاز داشت، باید در دسترس باشیم. یادمان باشد برای اهمیت دادن، لازم نیست حتما همه چیز را بدانیم. ۶. در جستجوی فرصت‌هایی هستند که همسرشان از دست داده است همه‌ی ما می‌خواهیم پیشرفت کنیم، رشد کنیم، موفق شویم… اما گاهی اوقات آن‌قدر با درختان احاطه شده‌ایم که دیگر جنگل را نمی‌بینیم. آدم‌هایی که روی برپایی یک زندگی زناشوییِ موفق کار می‌کنند، زمانی را اختصاص می‌دهند تا به دنبال فرصت‌هایی بگردند که همسرشان احتمالا از دست داده است. آنها نه تنها رویاهای شما را می‌بینند، بلکه برای رسیدن به آن رویاها کمک‌تان هم می‌کنند. آنها به باز کردن درهایی کمک می‌کنند که در غیر این‌صورت بسته می‌ماندند. آنها می‌خواهند شما موفق شوید، زیرا: ۷. شادی را در موفقیت همسرشان می‌یابند گروه‌های بزرگ کسب‌وکار پیروز می‌شوند چون معمولا تواناترین اعضای‌شان همه چیز خود را برای شاد کردن دیگران فدا می‌کنند. گروه‌های بزرگ از کارمندانی تشکیل شده‌اند که به یکدیگر کمک می‌کنند، وظایف یکدیگر را می‌دانند، جدا از اهداف شخصی و بیش از هر چیز، برای موفقیت گروهی ارزش قائل هستند. هر کارآفرین بزرگی به این پرسش با بله‌ای بلند پاسخ می‌دهد: «آیا شادی‌تان را در موفقیت دیگران می‌یابید؟» افرادی هم که می‌خواهند همسرشان و زندگی زناشویی‌شان موفق باشد، همین کار را می‌کنند. ۸. صادق و اصیل هستند چاپلوسی کردن آسان است. اما گاهی اوقات نشان دادن هیجانی صادقانه، آن هم وقتی همه چیز خوب پیش می‌رود، دشوارتر است. گاهی اوقات هم نمایش تحسین صادقانه‌ای در مقابل یک حرکت ملاحظه‌کارانه، کلمه‌ای مهربانانه، یا تلاشی مضاعف می‌تواند دشوارتر باشد. همچنین بعضی وقت‌ها نمایش ناامیدی صادقانه، آن هم نسبت به عملکرد خودتان، نه دیگران، دشوارتر است. کسانی که ازدواج موفقی می‌خواهند، آشکارا سرخوشی‌شان را نشان می‌دهند. آشکارا مهر می‌ورزند، آشکارا ابراز نگرانی می‌کنند. خلاصه اینکه، آشکارا انسان بودن‌شان را به نمایش می‌گذارند. همسر شما با انسان ازدواج کرده است. پس انسان باشید؛ همان کسی باشید که هستید. ۹. می‌دانند که سخت‌گیری منافاتی با عشق ندارد می‌دانند که گاهی اوقات عشق سفت و سخت، بهترین عشق است من کامل نیستم، شما بی‌نقص نیستید. همه‌ی ما می‌خواهیم بهتر از آنچه هستیم، باشیم. با این حال همه‌مان گرفتار عادات می‌شویم، در الگوهای روزمره گیر می‌کنیم، دچار نقاط کور و گره می‌شویم… و به این دلیل است که همگی به بازخوردهای سازنده نیاز داریم. به همین دلیل است که همگی نیازمند پند و راهنمایی و حتی گاهی اوقات یک تلنگر هستیم. نظر تند و تیز دادن آسان است. اخمو و متکبر و ناامید بودن کاری ندارد. اینکه به کسی، به‌ویژه کسی که بهش اهمیت می‌دهید، بگویید «می‌دانم که از پس انجام کارهای بزرگ‌تر برمی‌آیی» خیلی سخت‌تر است. به آن وقتی فکر کنید که فلان کس به خودتان چیزی گفته که اصلا انتظار شنیدنش را نداشتید، و البته به شنیدنش خیلی هم نیاز داشتید. شما هرگز فراموش نمی‌کنید که او چه گفته است زیرا حرفش زندگی‌تان را تغییر داده است. حالا وقت آن است که شما، زندگی همسرتان را تغییر دهید. ۱۰. به زندگی شخصی اهمیت بیشتری می‌دهند تا زندگی شغلی گاهی وقت‌ها جستجوی موفقیت شغلی، می‌تواند روی موفقیت زناشویی‌تان تاثیر بگذارد. این هم یک نمونه: طبق حداقل یک پژوهش موجود، اگر فاصله‌ی محل کار تا خانه برای همسری بیش از ۴۵ دقیقه طول بکشد، احتمال جدایی آن زوج ۴۰ درصد بیشتر است. (چند هشدار هم وجود دارد. اگر قبل از ازدواج پنج سال یا بیشتر، این فاصله‌ی ۴۵ دقیقه‌ای را طی کرده‌اید، پس نسبت به زوج‌هایی که مسافت کمتری تا محل کار طی می‌کنند، تنها ۱ درصد بیشتر احتمال جدایی دارید. به احتمال زیاد دلیلش این است که روی زمینه‌ی مسائل کاری و عاطفی‌ای که ممکن بوده رخ دهد تا به حال کار کرده‌اید. به علاوه، اگر یکی از شما پیش از شروع رابطه‌تان رفت‌وآمدهای طولانی داشته، پس شما هم در مقایسه با شوهرها و همسرهایی که پس از برقراری ارتباط شروع به رفت‌وآمدهای طولانی کرده‌اند، احتمال بسیار کمتری دارد که طلاق بگیرید.) خلاصه کلام اینکه رفت‌وآمدهای طولانی ارزش این را ندارند که ازدواج شما به خطر بیفتد. طبق پژوهشی دیگر، اقتصاددان‌ها گفتند برای اینکه یک ساعت اضافی رفت‌وآمد احساس رضایت ایجاد کنه به افزایشی ۴۰ درصدی در میزان حقوق لازم است. یعنی ارزش ندارد برای چند هزار تومان بیشتر، هر روز یک ساعت بیشتر رانندگی کنید. این عامل را به هزینه‌های بالقوه‌ی رابطه‌تان اضافه کنید تا مشاهده کنید که منافع شخصی و خانوادگی قطعا می‌توانند از منافع کاری پیشی بگیرند. آدم‌هایی که برای ساختن زندگی زناشویی موفق تلاش می‌کنند، همیشه دید گسترده‌تری دارند و می‌دانند که موفقیت حرفه‌ای تنها یک عامل در معادله‌ی شادی است. پس باید به همه‌ی عوامل، به‌ویژه سلامت زندگی زناشویی‌تان هم توجه داشته باشید. ۱۱. در پی مقصود مشترکی هستند تحقق رویاها اغلب در این امر جلوه می‌یابد که آدمی جزئی از یک چیز بزرگ‌تر شود. همه‌ی ما دوست داریم آن کار گروهی و با هم بودن خاصی را حس کنیم که وظیفه را به تلاش و گروهی متشکل از افراد را به یک گروه واقعی تبدیل می‌کند. همه‌ی ما در محل کار به دنبال چنین چیزی هستیم، اما در حقیقت این یکی شدن در چیزی بزرگ‌تر را باید در خانه احساسش کنیم. پس دست در دست یکدیگر، ماموریت‌تان را شکل دهید، چشم‌اندازتان را ایجاد کنید، با هم تصمیم بگیرید کجا می‌خواهید بروید و با هم برای رسیدن به آنجا برنامه‌ریزی کنید. به خاطر داشته باشید که هیچ چیزی مانند اینکه بتوانید بگویید «بالاخره موفق شدیم.» نمی‌تواند حس زوج بودن به شما بدهد، پس پیش به سوی این هدف. برگرفته از: inc.com منبع: چطور
  19. شادترین و رضایت‌بخش‌ترین روابط بر پایه‌ی اعتماد شکل می‌گیرند. اگر می‌خواهید رابطه‌تان به بهترین شکل برسد، هر دو طرف باید یاد بگیرید که چطور اعتماد همسرتان را جلب کنید. اکثر همسران اعتماد را فقط براساس وفاداری در رابطه‌ی جنسی تفسیر می‌کنند، در حالی که این احساس بسیار عمیق‌تر و فراگیرتر است. در ادامه با راههای جلب اعتماد همسر بیشتر آشنا می‌شویم. راهکار اول: پایبندی به ارزش‌های مشترک ۱. وفادار باشید برای جلب اعتماد همسر باید وفادار باشید. اگر یک طرف وفادار نباشد، رابطه به سرعت از هم می‌پاشد. افراد معمولا از خیانتی کوچک چشم‌پوشی می‌کنند، اما حتی برای بخشش آن، به کمک فردی حرفه‌ای مثل مشاور یا روان‌شناس نیاز دارند. تعهدِ وفاداری بدهید و به آن پایبند باشید. اگر در رابطه‌ای احساس خوشحالی نمی‌کنید، به جای آغاز رابطه‌ای دیگر، از مشاور کمک بگیرید. اگر به کسی وفادار هستید، باید از هر نظر یعنی هم فیزیکی و هم احساسی وفادار باشید. بعضی افراد فکر می‌کنند ایرادی ندارد که رابطه‌ای صمیمانه با دیگران برقرار کنند و حتی فقط زمان‌شان را با فرد دیگری سپری کنند. اما همین کار باعث مشکلاتی در رابطه‌تان خواهد شد. ۲. شریک‌تان را آزاد بگذارید و در مهربانی پیش‌قدم باشید اعتماد در فضایی با احساس امنیت به وجود می‌آید. چرخه‌ی آسیب رساندن به یکدیگر، چه به صورت زبانی و چه به شکل فیزیکی، و در نهایت پس زدن فرد مقابل، ترس‌های فراوانی ایجاد می‌کند که باعث کاهش اعتماد می شود. اگر تلاش کنید تا هر حرکت شریک‌تان را کنترل کنید، به نوعی باعث عدم اعتمادش می‌شوید و او را از خود دور می‌سازید. اگر طرف مقابل‌تان می‌خواهد زمانی را با دوستانش سپری کند، سعی کنید با این مسئله کنار بیایید. البته شما همیشه باید در مورد رفتار قابل قبول و رفتار غیرقابل‌ قبول با هم صحبت کنید. مثلا اگر همسرتان قصد شرکت در کلاس ورزش با دوستانش را دارد و شما با این کار موافق نیستید، پس باید در این مورد باهم صحبت کنید تا در آینده این مسئله مکررا باعث تنش در رابطه‌تان نشود. ۳. همسرتان را بدون انگیزه‌های ثانوی دوست داشته باشید یکی از راههای جلب اعتماد همسر دوست داشتن واقعی است. هر دوی شما نیاز به این اطمینان دارید که همسرتان به خاطر خودتان و نه به خاطر چیز دیگری دوست‌تان دارد. دلایل دیگر می‌تواند به خاطر خانواده‌تان، پول‌تان، ظاهرتان و حتی احساس ترس از تنهایی باشد. پس مطمئن شوید که به دلیل درستی همسرتان را دوست دارید. ۴. رابطه‌تان را در اولویت قرار دهید خیلی راحت می‌توانید همسرتان را به حال خود رها و از یکدیگر غفلت کنید. اما سعی کنید همه‌ی انرژی و زمان‌تان را به افراد دیگر یا سایر فعالیت‌ها اختصاص ندهید. بلکه اولویت‌ها را مشخص کنید. اگر رابطه‌ برای‌تان مهم است، پس باید برای‌تان در اولویت قرار بگیرد. ۵. وفادار بمانید سوءِتفاهم، تضاد و خشم همیشه پیش می‌آید. اما باید نسبت به اختلاف نظرها و اظهار عقاید خلاف خودتان تحمل داشته باشید تا ترس از جدایی در دو طرف به وجود نیاید. این کار زمانی ممکن است که شما طرف مقابل را تهدید به ترک کردن، نکنید. راهکار دوم: ایجاد اعتماد در طرف مقابل ۱. روال معمول را حفظ کنید بسیاری از افراد فکر می‌کنند که انجام کارها به شکلی متفاوت جذاب است. یعنی علاقه دارند همواره برای سورپرایز کردن طرف مقابل برنامه‌ریزی کنند. اگرچه گاهی غافلگیری خوب است، ثبات و یکنواختی هم در یک رابطه بسیار مهم است. شاید یکنواختی به نظرتان خسته‌کننده بیاید، اما در طولانی‌مدت باعث جلب اعتماد می‌شود. ۲. قابل اتکا باشید اگر قابل اتکا باشید، اعتماد همسرتان جلب می‌شود. اعتماد در واقع به معنای این است که بتوانید به کسی اتکا کنید. شما به همسرتان اعتماد دارید که همیشه و صرف‌نظر از چیزهای دیگر، چه رفتاری می‌کند. اعتماد باعث ایجاد امنیت در رابطه می‌شود. مطمئن شوید که همسرتان می‌تواند روی شما حساب کند. اگر می‌گویید که ۵ بعدازظهر در منزل خواهید بود، خوش قول باشید یا اگر اتفاقی افتاد که نمی‌توانستید سر وقت برسید، طرف مقابل را مطلع کنید. مهم‌ترین عامل در اینجا ثبات است. اگر ۴ بار از ۵ بار، حتی به خودتان زحمت زنگ زدن و اطلاع دادن بابت اینکه دیر می‌رسید را ندهید، نشان می‌دهد که چیزهای دیگر برای شما مهم‌تر از رابطه‌تان هستند. رابطه‌ی موفق و شاد زمانی به وجود می‌آید که هر دو طرف تلاش کنند تا به قول‌هایی که می‌دهند پایبند باشند. ۳. به آنچه می‌گویید باور داشته باشید همسر شما بهتر از هر کس دیگری می‌تواند حالات چهره‌ی شما را بفهمد. اگر دروغ بگویید یا تلاش کنید تا احساسی واقعی را پنهان کنید، او به خوبی متوجه می‌شود. با این کار ممکن است تصور کند که شما در حال خیانت به او هستید. وقتی کسی بداند که هر چه می‌گویید قابل اعتماد است، رابطه‌ی بهتر و نزدیک‌تری ایجاد خواهد شد. ۴. واقعیت را بگویید یکی از راههای جلب اعتماد همسر این است که هیچ چیز را پنهان نکنید، چرا که همسران هیچ چیزی برای پنهان کردن از یکدیگر ندارند. بهتر است بدانید که دیر یا زود همه چیز آشکار می‌شود و روراست نبودن شما باعث از بین رفتن اعتماد و خراب شدن رابطه می‌شود. ۵. احساس واقعی‌تان را در میان بگذارید بسیاری از افراد هیچ گاه اجازه نمی‌دهند که شریک زندگی‌شان از نیازهای واقعی‌شان باخبر شود. نگذارید همسرتان در ابهام باقی بماند یا سعی کند حدس بزند که باید چه کاری برای‌تان انجام دهد. این مسئله باید دو طرفه باشد. اگر فقط یک نفر مورد توجه دیگری باشد، ممکن است فرد دیگر احساس بی‌توجهی کند. ۶. گاهی جواب منفی بدهید بسیار خوب است که به نیازهای همسرتان گوش دهید و تلاش کنید تا آنها را برآورده سازید، اما گاهی بهترین کار «نه گفتن» است. نمی‌شود همیشه همه کار را به میل او انجام دهید و در واقع با پاسخ منفی نسبت به برخی خواسته‌ها، احترام طرف مقابل را به دست می‌آورید، چرا که نشان می‌دهید در این رابطه منفعل نیستید. اظهار نظر شما باعث افزایش اعتماد دو طرفه می‌شود. راهکار سوم: جلب اعتماد طرف مقابل ۱. توانایی‌های همسرتان را باور کنید به عبارت دیگر، اگر همیشه باور دارید که همسرتان در بعضی موارد دارای صلاحیت نیست، اعتمادتان کامل نیست. اگر چنین مشکلی دارید باید به شکل صادقانه و با رفتاری صحیح این مسئله را با وی در میان بگذارید. این کار به شما اجازه می‌دهد تا رابطه‌تان را پیش ببرید و اعتماد یکدیگر را جلب کنید. ۲. به همسرتان اعتماد کنید برای جلب اعتماد همسرتان، باید خودتان هم به وی اعتماد داشته باشید. چطور همسرتان به شما اعتماد کند، وقتی شما به وی اعتماد ندارید؟ اعتماد حسی دو طرفه است که به تنهایی از عهده‌ی یک نفر برنمی‌آید. اعتماد به طرف مقابل اغلب به این برمی‌گردد که احساس درونی شما نسبت به او چیست. به عبارت دیگر، اگر نسبت به هر چیز احساس ناامنی دارید، این حس می‌تواند تأثیر منفی بر رابطه‌تان بگذارد. شما هر دلیلی دارید تا به طرف مقابل اعتماد کنید، مگر اینکه خلاقش ثابت شود. ۳. طرف مقابل را بدون سند و مدرک باور کنید یکی از مسائل پیرامون اعتماد، تمایل به تصور بدترین سناریو در هر موقعیتی است. فقط به خاطر اینکه همسرتان جواب تلفن‌تان را نداده به این معنا نیست که در حال خیانت به شماست. زمانی که به فرد مقابل اعتماد کنید، بدون سند و مدرک حرفش را می‌پذیرید. یعنی قبول می‌کنید که همسرتان باید این شانس را داشته باشید که بابت موقعیت پیش آمده توضیح بدهد و شما نیز قانع شوید. ۴. کاری به موبایل همسرتان نداشته باشید آیا هر کدام از شما برای‌موبایل‌تان کلمه‌ی عبور گذاشته‌اید؟ احتمال دارد این کار نشانه‌ی مشکل عدم اعتماد باشد. اگرچه حریم خصوصی مهم است، اما نباید بیش از حد از موبایل‌تان محافظت کنید. زمانی که اعتماد واقعی وجود داشته باشد، طرف مقابل حتی اگر به موبایل‌تان دسترسی داشته باشد، به حریم خصوصی‌تان احترام می‌گذارد. اما مهم‌ترین مسئله زمانی است که احساس کنید کسی که به همسرتان زنگ می‌زند، تهدیدی برای رابطه‌تان است؛ آنگاه قطعا مشکلاتی در مورد اعتمادتان وجود دارد. ۵. به همسرتان اجازه دهید تا آزادانه زندگی کند اغلب وقتی مسائلی در مورد اعتماد وجود دارد، شما می‌خواهید هر کاری که طرف مقابل انجام می‌دهد را کنترل کنید. این کار باعث می‌شود فرد احساس زندانی بودن و تهدید شدن داشته باشد. با این حال، اعتماد یعنی باور داشتن و اجازه دادن به طرف مقابل که آزادانه زندگی کند. زمانی که به فرد دیگری اعتماد دارید، یعنی به خودتان هم اعتماد دارید که باعث ایجاد روابطی سالم‌تر در طولانی مدت می‌شود. منبع: چطور
  20. sajjad

    زندگی همه‌ی ما پر از داستان‌ها و اتفاقاتی است که هرگز از یاد ما نمی‌رود. لحظاتی که ما با تمام وجود و توانی که داشتیم، خواستیم ولی نتوانستیم، لحظاتی که باید چیزی را می‌دانستیم اما ندانستیم، تصمیمی را می‌گرفتیم اما جراتش را نداشتیم و” نمی‌توانی” تنها واژه‌ی آشنای روزهای‌مان بود. ما آمدیم تا “می‌‌توانم” هایی که در دل داشتیم، را نردبانی سازیم برای بالا رفتن، برای پیشرفت و برای توانستن…. رسانه آموزشی و آنلاین “چطور” به دلیل نیاز شدیدی که جامعه در زمینه رشد و توسعه فردی حس می کرد و همچنین به دلیل ضرورت آشنایی با مفاهیم مربوط به کسب و کار و موفقیت، بر آن شد تا با بهره گیری از بهترین منابع خارجی و داخلی، کمیاب ترین و پرکاربردترین دانش روز دنیا را به مخاطبانش منتقل کند. نام شرکت: تجارت الکترونیک توژال ایمیل: pr@chetor.com شماره تماس: 44387906 ورود به سایت
×