رفتن به مطلب

Recommended Posts

%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%AD%DB%8C%D8

نام: مریم حیدرزاده
تولد: ۲۹ آبان ۱۳۵۶ (۳۹ سال)
پیشه: شاعر، ترانه‌سرا، نویسنده،نقاش

زندگی :
حیدرزاده که بینایی خود را بر اثر چند عمل جراحی در کودکی از دست داد، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاوره‌ای و با به‌کارگیری کلمات  ساده و روان شهرت یافت.
بسیاری از خوانندگان داخل کشور و همچنین خوانندگان فارسی زبان در بیرون از ایران از ترانه‌های او در آهنگ‌هایشان استفاده‌کرده‌اند. مریم حیدرزاده دانش‌آموخته حقوق قضایی از دانشگاه تهران است. پدر او بازنشسته ارتش و مادر او هم کارمند بود ولی به خاطر نگهداری از وی مدت هاست که فعالیت بیرون از منزل ندارد. مریم حیدرزاده ساکن سعادت‌آباد تهران است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مثل هیچکس

مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا تو ماهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا
چه قدر تازه و پاکی مث یاسای تو باغچه مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه

تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر مث اون حرفی که ناگفته میمونه دم آخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر

مث برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته مث پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبی که میاد آخر هفته مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته

مث پاییزی ولیکن پری از گل های پونه مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمیمونه
تو مث چشمه آبی واسه تشنه تو بیابون تو مث یه آشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون

تو مث یه سرپناهی واسه عابر غریبه مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه
چشمه ی چشمای نازت مث اشک من زلاله مث زندگی رو ابرا بودنت با من محاله

یک روزی بیاتو خوابم بشو شکل یک ستاره توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره
تو یه عمر میدرخشی تو یه قاب عکس خالی اما من چشمام رو دوختم به گلای سرخ قالی

تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطای عجیبی مث شاگردای اول کمی مغرور و نجیبی

دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینه میدونم عوض نمیشی تو خودت گفتی همینی
تو مث اون کسی هستی که میره واسه همیشه التماسش میکنی که بمون اون میگشه نمیشه

مث یه تولدی تو مث تقدیر مث قسمت مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت
مث نذر بچه هایی مث التماس گلدون مث ابتدای راهی مث آینه مث شمعدون

مث قصه های زیبا پری از خوابای رنگی حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
پر نازی مث لیلی پر شعری مث نیما دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا
بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد دید یارش داره میمیره موند ش و صرف نظر کرد

مریم حیدرزاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگه تو مال من بودی

اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع میکرد پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع میکرد
اگه تو مال من بودی کلاغ به خونش میرسید مجنون به داد اون دل زرد و دیوونش میرسید

اگه تو مال من بودی همه خبردار میشدن ترانه های عاشقی رو سرم آوار میشدن
اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز میزدیم پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم

اگه تو مال من بودی انقد غریب نمیشدم من چی میخواستم از خدا دیگه اگه پیشت بودم
اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود دل من اون آواره ای که شبا میگرده نبود

اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت
اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت میشد قصه ی عشق ما دوتا، عبرت سرنوشت میشد

اگه تو مال من بودی میبردمت یه جای دور یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور
اگه تو مال من بودی میذاشتمت روی چشام بارون میخواستی میبارید، ابر سفید گریه هام

اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمیریخت شمعی که پروانه داره، اشک غم انگیز نمیریخت
اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت آدما دارا میشدن دنیا دیگه فقیر نداشت
اگه تو مال من بودی خیال نمیکنم باشی پس میرم و میکشمت پیش خودم تو نقاشی

مریم حیدرزاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 صبورم هنوز 

ز چشمت اگرچه که دورم هنوز پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه بارید از ماه و سال به یاد گرشته صبورم هنوز

شکستند اگر قاب یاد مرا دل شیشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره ی دردهایم نشد پر از فکر راه عبورم هنوز

ستاره شدن کار سختی نبود گرشتم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام پر از یاد و شوق و مرورم هنوز

تورا گم نکردم خودت گم شدی من شیفته باتو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگی ساده نیست در این عرصه مردی جسورم هنوز

اگر کوک ماهور با ما نساخت پر از نغمه ی پاک و شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است ولی با توام پس صبورم هنوز

مریم حیدرزاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای دیدن تو

برای دیدن تو نقره ی ماهو چیدم تا آسمون هفتم به خاطرت دویدم
برای دیدن تو آسمونو شکافتم ستاره چشیدم تا طعمشو شناختم

برای دیدن تو خارا رو سجده کردم به جای چشم ابرا سوختم و گریه کردم
برای دیدن تو پاییز شدم شکستم برف زمستون شدم رو بامتون نشستم

برای دیدن تو از دریاها گذشتم دور ضریح عکست شب تا سپیده گشتم
برای دیدن تو شدم مث پنجره اشاره هات محاله از یاد چشمام بره

برای دیدن تو سوار موجا شدم چون تورو داشته باشم همیشه تنها شدم
برای دیدن تو عمری مسافر شدم به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم

برای دیدن تو خط کشیدم رو تقدیر نگات مث یه صیاد منو کشید به زنجیر
برای دیدن تو سنگا رو شیدا کردم طلسما رو شکستم راها رو پیدا کردم

برای دیدن تو، تو جنگلا گم شدم بازیچه ی نگاه ساکت مردم شدم
برای دیدن تو خیلی چیزا شنیدم خیلی کارا رو کردم اما تورو ندیدم

برای دیدن تو رفتم تو باغ شعرا سراغ فال حافظ، دنبال شعر نیما
برای دیدن توچه دردایی کشیدم تبم رسید به خورشید، تموم شدم، بریدم

برای دیدن تو از خواب گل و پروندم چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم
برای دیدن تو چه قصه ها که داشتم سر و رو شونه ی رنج چه روزا که گذاشتم

برای دیدن تو قامت غصه خم شد انگار که قحطی اومد هرچی به جز تو کم شد
برای دیدن تو نیاز نبود بگردم تو هرجا با من بودی پس تورو پیدا کردم

 مریم حیدرزاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به چشماي خودت قسم

به چشماي خودت قسم ديگه بهت نمي رسم
وصال تو خياليه واي که دلم چه حاليه
يادت مياد بهارمون دل ها ي بي قرارمون؟
قايم شدن تو کوچه ها دور از نگاه بچه ها

بازي هاي عروسکي آخ که چه حيف شد کودکي
يک کم برس باز به خودت مي خوام بيام تولدت
اونوقت ها اينجوري نبود راهت به اين دوري نبود
حالا که عاشقت شدم نيستي ديگه مال خودم؟

پاييز چه فصل زرديه عاشقي هم چه درديه
 گم شده باز بادبادکم تو نمياي به کمکم
مي خوام دستات رو بگيرم تو بموني من بميرم
عاشقي هم نوبتيه آخ که چه بد عادتيه

من نگرانم واسه تو قبله ديگران نشو
اشکم به اين زلاليه دل تو از من خاليه
تو مه عشق تو گمم هلاک يه تبسمم
تو شدي مال ديگري چه جور دلت اومد بري

قفل ها که بي کليد شدن چشمها به در سفيد شدند
 چه امتحان خوفيه دوريت دوريت عجب غروبيه
بارون شديده نازنين از تو بعيد نازنين
خاطره رو جا نگذاري باز من رو تنها نگذاري

اون وقت ها مهمونت بودم دنيا رو مديونت بودم
اون وقت ها مجنونم بودي کلي پريشونم بودي
قصه حالا عوض شده صحبت يک تولد
قلبت رو دادي به کسي. يک کم واسم دلواپسي.

ميترسي که من بشکنم پشت سرت حرف بزنم
من !!! مني که بوسيدمت تو اون غروب که ديدمت
تو واسه من ناز ميکني؟ ناز ميکشم باز مي کني
اين رسمشه نيلوفرم. من که ازت نمي گذرم
ستارمون يادت مياد دلواپسم خيلي زياد

 فقط تماشا ميکني بعد عشق رو هاشا ميکني ؟؟؟؟

چه لطفي به من ميکني تکليف رو روشن ميکني
ميگي گذشت گذشته ها چه راحتند فرشته ها
سر به سرم که نگذاري بگو بگو يکم دوستم داري؟
نمي موني من ميمونم ميري يک روزي مي دونم

اول ها مهربون ترند اون هايي که همسفرند
اشک منم که جاريه نگه دار يادگاريه
ميسپارمت دست خدا اگه دوستم داشتي بيا 

مریم حیدرزاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک فنجان تمنا مریم حیدرزاده

تو شب خیس مژه هام یه شب بیا قدم بزن با رقص تلخ اشک من ساز دوست دارم بزن
اتاق آرزوهامو خیلی مرتب چیدمش بیا و با یه چشمکت اتاقمو بهم بزن

سخته برات تنهاییاتو کوک کنی با عشق من چشمای نازتو ببند برای من یه کم بزن
میخواستم از نگات بگم دوباره لغزید قلمم قصه نویس رویاها بیا واسم قلم بزن

بگو دوسم داری یا نه؟ یه جور بهم نشون بده بقیه ی زندگیمو با این جواب رقم بزن
به جای ابرا واسه تو شب تا سپیده باریدم به خاطر هرکی میخوای تو لااقل یه نم بزن

اون عکسی که ازم دیدی توش یه چیزایی کم داره تو جای من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن
بگو تو زندگیت کیه رد نشو از سوال من زیر جواب نقره ایت چند تا برام قسم بزن

مجنون چی رو بلد نبود که لیلی قسمتش نشد توام توی طالع من نقش بدستم بزن
عاشقی سخت و آسونه بستگی به دلت داره دوست داری بهتر بدونی یه سر به این دلم بزن

پیش خودت نگو که عشق همیشه عشقای قدیم بیا یه بار از عشقای قشنگ حالا دم بزن
نامه باید خودش بیاد تا بنویسیش واسه من تو خلوتت سری به این یه حس محترم بزن

سخته ولی جور دیگه شعر و باید تموم کنم دلم که رفت چیزی اگه مونده بیا ازم بزن
زخم تو زخمتو میخوام هر دو واسم مقدسه چه خنجرو چه عشقتو فقط واسه خودم بزن
یه وقت اگه تنها شدی با عشق و ساز و زمزمه به خاطر من یه بارم، من به تو میرسم بزن

مریم حیدرزاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


×