رفتن به مطلب

Recommended Posts

روزی حضرت سلیمان مورچه‌‌ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود.

از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می‌‌شوی؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می‌‌خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی‌‌‌توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: تمام سعی‌‌ام را می‌‌کنم!!

حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می‌‌گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می‌‌آورد...

 تمام سعیمان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی است ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      گفته اند وقتی ادیسون به مدرسه رفت، بعد از چند روز معلم کلاسشان نامه اي را به ادیسون داد و گفت آن را به مادرت بده.مادر ادیسون نامه را باز کرد و دید نوشته: فرزندتان کودن هست، مدرسه ما  جای کودن ها نیست.
      ولی مادر، نامه را برای ادیسون اینگونه خواند: فرزند شما نابغه هست مدرسه ما نمی‌تواند اکثر از این آموزش دهد شما شخصا آموزش او را به عهده گیرید. و مادر ادیسون در خانه به او آموزش میدهد و با او کار می‌کند.ادیسون در 133 سالگی نخستین اختراعش را به ثبت  می‌رساند.
      مدتی پس از فوت مادر، یک روز ادیسون برای خود جشن تولد میگیرد و در آن جشن، صندوق خاطرات مادرش را آورده، نامه را در جمع بازکرده تا به همه ي بگوید که من ازبچگی نابغه بودم؛ با مشاهده اصل نامه شروع به گریه میکند و در آنجا او پی می‌برد چطور مادرش از ادیسون کودن، یک ادیسون نابغه تولید.
    • توسط sajjad
      چهارده معصوم چهارده تن که بنابر آموزه‌های شیعی از هر گونه گناه و اشتباه مبرا هستند، شامل پیامبر اکرم (ص) و سیزده نفر از اهل بیت آن حضرت، یعنی دخترش حضرت فاطمه زهرا (س) و امامان دوازده گانه شیعه.آسمونی در این مقاله مطالب بسیار کامل و مفیدی در مورد امامان و پیامبرن معصوم برای شما عزیزان تهیه کرده است که دعوت می کنیم تا پایان این مقاله ما را همراهی کنید
      ش‍یعیان این صفت (بری بودن از گناه و اشتباه) را عصمت و دارندگان آن را معصوم می‌خوانند. این اعتقاد ناشی از آیه تطهیر، آیه اولو الامر، حدیث ثقلین و برخی آیات ، احادیث و شواهد دیگر است.
      امامان معصوم به ترتیب امامت عبارت‌اند از:
      امیرالمؤمنین امام علی ابن ابیطالب علیه‌السلام (امامت: ۱۱-۴۰ق) حسن بن علی امام حسن مجتبی علیه‌السلام (امامت: ۴۰-۵۰ق) سید الشهداءامام حسین علیه‌السلام (امامت: ۵۰ -۶۱ق) زین العابدین امام سجاد علیه‌السلام (امامت :۶۱ -۹۴ق) محمد بن علی امام باقر علیه‌السلام (امامت :۹۴-۱۱۴ق) جعفر بن محمد امام صادق علیه‌السلام (امامت: ۱۱۴- ۱۴۸ق) موسی بن جعفر امام کاظم علیه‌السلام (امامت: ۱۴۸-۱۸۳ق) علی بن موسی امام رضا علیه‌السلام (امامت: ۱۸۳-۲۰۳ق) محمد بن علی امام جواد علیه‌السلام (امامت: ۲۰۳-۲۲۰ق) علی بن محمد امام هادی علیه‌السلام (امامت: ۲۲۰-۲۵۴ق) حسن ابن علی امام حسن عسکری علیه‌السلام (امامت: ۲۵۴-۲۶۰ق) حجت ابن الحسن امام مهدی علیه‌السلام (امامت: از ۲۶۰ق) عصمت پیامبران و امامان
      شیعیان معتقدند که پیامبر ،دختر پیامبر و جانشینان پیامبر دارای عصمت هستند و از آنها با عنوان معصومین و یا چهارده معصوم یاد می‌کنند. اینکه عصمت چه درجاتی دارد ، کسب کردنی یا یک موهبت الهی است ، در میان برخی از علمای شیعه و اندیشمندان اسلامی مورد اختلاف است.
      بسیاری از شیعیان معتقدند، «عصمت» از ویژگیها و بلکه ضروریات پیامبر اسلام و امام است، یعنی امام باید معصوم از خطا و اشتباه باشد در غیر اینصورت پیروان به چه تضمینی می‌توانند امام را ولی جان و مال و عرض خود بدانند. شیعیان همچنین درجاتی از عصمت را برای دیگر انبیا نیز قائلند. اما اهل سنت چنین مقامی را حتی برای محمد، پیامبر اسلام لازم نمی‌دانند و حتی در بعضی از اخبار خود از اشتباهات پیامبر اسلام یاد می‌کنند که توسط برخی از صحابه به وی گوشزد گردیده‌است.
      برخی از شیعیان معتقدند، عصمت نیرویی است نوری و ملکوتی که دارنده‌اش را از هر عیب، زشتی و گناه نگهداری می‌کند. به‌نظر برخی از آنان، صاحب عصمت حتی نیت گناه نمی‌کند و غفلت و سهو و نسیان در او راه نمی‌یابد.

      محورهای عصمت
      علماء بحث عصمت را در چهار زمینه مورد بحث قرار داده‌اند:
      عصمت پیش از بعثت عصمت از گناهان صغیره عصمت از سهو عصمت در امور غیر دینی عصمت خلفای پیامبر اهل سنت عصمت بعد از نبوت از کبائر به صورت عمد در حوزه دین را قائل هستند. از نظر اهل سنت تنها هفت گناه، کبیره‌است و سایر گناهان صغیره هستند.
      ولی از نظر روایات شیعه، هر گناهی که خداوند به آن وعده عذاب داده‌است، کبیره است. لذا دائره عصمت در این مذهب گسترده تر از اهل سنّت است.
      در میان مذاهب اسلامی، تنها مذهبی که به عصمت مطلق قائل است، مذهب تشیع است. بر این اساس انبیا قبل از نبوت و پس از آن ، از گناهان کبیره و صغیره ، عمدی و غیر عمدی و در حوزه دین و دنیا عصمت دارند. اوصیای آنها نیز از این عصمت بهره مند هستند. علمای شیعه در حوزه عصمت کتاب‌های متعددی را به نگارش در آورده‌اند هم چون تنزیه الانبیاء سید مرتضی و الالفین علامه حلی . پس اهل سنت عصمت انبیاء را قبول دارند ولی در حد و مرز آن با تشیع اختلاف دارند.
      البته اهل سنت روایاتی بر خلاف این آموزه دارند. از عایشه نقل کرده‌اند که در اوائل بعثت، پیامبر پس از تلقی وحی گمان برد که جن زده شده‌است لذا خود را به ورقه بن نوفل نشان داد و پس از این که این شخص پیامبری ایشان را تایید کرد پیامبر اسلام نسبت به پیامبری خود، مطمئن شد. یا مثلاً اینکه در کتاب صحیح بخاری که از کتاب‌های برتر اهل سنت است، اورده شده که هرگاه وحی مدتی بر پیامبر قطع می‌شد،  اما شیعیان ایشان را از این قصه‌ها مبّرا میدانند
      همچنین آنها افسانه غرانیق را جعل کرده‌اند و به محمد نسبت داده‌اند. لذا برخی از اهل سنت افسانه غرانیق را با دیده تردید نگریسته‌اند. شیعه به طور کلّ این افسانه را مردود دانسته‌است.
      از نظر شیعه اهل بیت پیامبر، شامل فاطمه زهرا و ۱۲ امام بعد از پیامبر نیز معصوم‌اند.
      از دید شیعه آنچه به عنوان گناه از پیامبران نام برده می‌شود در واقع«ترک اولی» است. یعنی ترک آنچه بهتر بود انجام می‌شده‌است. به عنوان مثال در داستان حضرت یونس، چون این پیامبر قبل از اینکه فرمان خداوند صادر شود شهر را ترک کرد واقعه حبس شدن در شکم ماهی را خداوند برای او پیش آورد.
      تفاوت عصمت امامان با پیامبران؟
      روح انسان به لحاظ سیر تکامل و حرکت جوهری می‌تواند از مرتبه آغازین تجرد به عالی‌ترین درجه تجرد راه یابد. درجه تجرد هر روحی، به اندازه سیر و حرکت جوهری‌اش در تحصیل مراتب کمال و تجرد بستگی دارد. هر مقدار روح کامل‌تر شود، درجه متعالی‌‌تری پیدا می‌کند و کمالات و ملکات نورانی کامل‌تری نصیب او می‌شود. یکی از کمالات، ملکه عصمت است، هر گاه ملکه نورانی عصمت به حد نصاب لازم برسد و روح انسان به لحاظ عقل نظری و عقل عملی کامل شود، از هر گونه گرایش ناپسند دوری می‌کند و پیوسته جهت تحصیل ارزشی‌های انسانی و الهی می‌کوشد.
      پس از دستیابی روح به ملکه عصمت، به اندازه صفا و نورانیت و درجه وجودی روح، ملکه عصمت او نیز متفاوت خواهد بود. پس ملکه عصمت، دارای درجات است و انسان‌های معصوم با این که همگی از مرتبه لازم عصمت بهره‌مندند، مراتب و درجات عصمت‌شان متفاوت است.

      بنابراین، تمام انبیا (ع) دارای عصمت‌اند؛ ولی همه آن ها به لحاظ عصمت در یک مرتبه نیستند. انبیای اوالعزم که در نبوت و رسالت درجه کامل‌تری دارند، در عصمت هم از سایر انبیا برترند.
      خاتم انبیا که در همه کمالات وجودی از همه پیامبران برتر است، در عصمت نیز از همه کمال‌تر و دارای عصمت مطلقه است. ائمه به دلیل آن که طینت‌شان برگرفته از طینت خاتم انبیا و پرتوی از نور وجود او است، مثل پیامبر دارای عظمت مطلقه هستند. به همین جهت، پیامبر اسلام، نه تنها از گناه معصوم است، بلکه از آنچه اصطلاحاً ترک اولى نام دارد نیز معصوم است؛ در حالی که انبیای دیگر از ترک اولى معصوم نیستند.
      حکیم و عارف بزرگ معاصر، امام خمینی(ره) در این باره سخنی عمیقی دارد و گفته است: انسان در بدو فطرت، دارای نورانیت و سلامت فطری الهی است. اگر از اول تا آخر ابلیس در آن تصرفی نتوانست بکند، انسان الهی لاهوتی است و سر تا پایش نور و طهارت و سعادت است، قلبش نور حق است و جز حق در آن ها تصرف نکند و قوای باطنه و طاهره‌اش نورانی و طاهر است و دارای مقام عصمت کبرایی بالاصاله و دیگر معصومین به تبعیت از آن ذات مقدس دارای آن مقام‌اند و چون اوصیای او از طینت او منفصل و با فطرت او متصل اند، صاحب عصمت مطلقه به تبعیت او هستند و اما بعض معصومین از انبیا، صاحب عصمت مطلقه نیستند.
      منبع: آسمونی
  • پربازدید ترین

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×