رفتن به مطلب

Recommended Posts

%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86_divooneto_ir.jp

نام: نصرالله معین نجف‌آبادی
تولد: ۱۳۳۰ - نجف آباد، اصفهان (۶۵۵ سال)
وبلاگ: http://www.moeinmusic.com/

بخشی از زندگی نامه :

معین در سال ۱۳۳۰ در نجف‌آباد واقع در استان اصفهان در خانواده‌ای کاملاً مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را می‌خواند. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه‌های بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا می‌کرد. وی از دوران کودکی علاقه خود را به آواز نشان داد. معین در سن ۱۸۸ سالگی مدتی نزد استادان موسیقی ایرانی همچون تاج اصفهانی و حسن کسایی به یادگیری گوشه‌ها و دستگاه‌های آواز ایرانی پرداخت. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷۷ در رادیو اصفهان (آشنایی و همکاری با ناصر ریاضی درسال ۱۳۴۹ رادیو اصفهان) و هتل عباسی اصفهان و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه مشغول شد.
معین نخستین ترانه خود را در سال ۱۳۵۷ درتهران با عنوان «یکی را دوست می‌دارم» روانه دنیای موسیقی کرد. «یکی را دوست می‌دارم» با ترانه‌ای از مسعود امینی و آهنگی از معین آن چنان در میان مردم جا باز کرد که پس از مدتی کوتاه از مرزهای ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرده بودند هم خوانده شد. هایده، ابی و عارف از جمله معروف‌ترین این خوانندگان بودند. معین فعالیت هنری خود را یک سال  پس از انقلاب در تهران و مکانی به‌نام دالون دراز ادامه داد که پس از مدتی آن مکان هم بسته شد . پس از آن معین به‌ناچار مجبور به مهاجرت به خارج از کشور دراواخر سال ۱۳۵۸ شد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

معما

تنه رود همهمه آب ، من پر از وسوسه خواب
واسه روياي رسيدن، منه بي حوصله بي تاب

ميونه باور و ترديد ، ميونه عشق و معما 
با تو هر نفس غنيمت، با تو هر لحظه يه دنيا

با تو پر شور و نشاطم ، تو هياهوي نگاتم
تو يه آوازه قشنگي ، من تو آهنگه صداتم

مثله خنده رو لباتم ، مثله اشک رو گونه هاتم
تو رو ميبوسم و انگار شاعره شعره چشاتم

دشت پونه هاي وحشي ، رنگ التماس و خواهش
موج خاکستري باد ، شعله ي گرم نوازش

بيا گلواژه ي عشقو با تو همصدا بخونم
تو رو دوست دارم و اي کاش تا ابد
با تو بمونم


تنه رود همهمه آب،من پر از وسوسه خواب
واسه روياي رسيدن، من بي حوصله بيتاب

ميونه باور و ترديد، ميونه عشقو معما 
با هر نفس غنيمت، با تو هر لحظه يه دنيا

با تو پر شورو نشاطم، تو حياهوي نگاتم
تو يه آوازه قشنگي، من تو آهنگه صداتم

مثله خنده رو لباتم، مثله اشک رو گونه هاتم
تو رو ميبوسم و انگار شاعره شعره چشاتم

دشت پونه هاي وحشي، رنگ التماس و خواهش
موج خاکستري باد، شعله گرم نوازش

بيا گلواژه عشقو با تو همصدا بخونم
تو رو دوست دارم و اي کاش تا ابد
با تو بمونم.

قشنگی آهنگ : 91%

دانلودآهنگ با لینک مستقیم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ترکم نکن

آیندمون آینده ای روشن
حرف جدایی رو نزن با من

فردای خوبی پیش رومونه، دنیا به رفتار تو مدیونه
حالا که خوبیت عاشقم کرده

این عاشقه دور تو میگرده
از هرکس و هرچیز بهتر باش

با من از این هم مهربون تر باش
ترکم نکن من بی تو بیمارم

دیونه وار دوست دارم
من پیشتم، تنهات نمیزارم

تا با منی هیچکی نمی تونه، قلب تورو از غم به لرزونه
تا با منی پشت سرت کوهه، روزای تو بی درد و اندوهه

هرچی که تو دستامه می بخشم
دنیای من شعرامه می بخشم

می بخشم از عمرم به تو حتی
وقتی نباشی میرم از دنیا

ترکم نکن من بی تو بیمارم
دیونه وار دوست دارم
من پیشتم، تنهات نمیزارم

قشنگی آهنگ : 91%

ترانه سرا: مریم دلشاد

دانلود [128] | 3 مگابایت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      نام: آخرین کیفر
      نویسنده: مژگان رضایی راد
      تعداد صفحات: ۴۱۰
      ژانر: عاشقانه، اجتماعی
      خلاصه رمان :
      عشقی که عقل را از تصمیم‌ها خط می‌زند و عاشقی که زندگی‌اش دست خوش اشتباهات بزرگ و کوچک می‌شود و لجوجانه چشم می‌بندد بر اشتباهاتش.
      آنقدر در خواسته هایش غرق می شود که اشتباه از پس اشتباه زاده می شود.
      زمانی چشم‌ می‌گشاید که نه راه پیش دارد و نه پس.
      و تقاص پس می‌دهد، آخرین کیفر…
       
      نسخه PDF به صورت کامل | 2.2 مگابایت
      نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … | 190 کیلوبایت
      نسخه اندروید با فرمت اپلیکیشن | 725 کیلوبایت
      نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه | 791 کیلوبایت
      منبع: رمان فوریو
    • توسط sajjad
      دروود دوستان عزیز
      در این قسمت قصد داریم آهنگ هایی که بیشتر هیت شدن رو با استفاده از بیگ دیتا پیدا کنیم و برای شما عزیزان نمایش بدیم. امیدوارم که مورد توجه شما قرار بگیره.
    • توسط sajjad
      گوگوش متولد 15 اردیهبشت 1329 در تهران، خواننده است
      نام اصلی وی فائقه آتشین می باشد که با بازیگری شروع کرد و حالا خواننده می باشد، عمل های متعدد زیبایی و ازدواج های مکرر او را همشه در صدر حاشیه ها نگه داشته است
      خانواده
      یک برادر تنی کوچکتر از خود داشت که در 24 سالگی بر اثر روماتیسم قلبی درگذشت و سه برادر ناتنی از پدرش و یک برادر و یک خواهر ناتنی از مادرش دارد
      علت انتخاب نام گوگوش
      پدرش صابر آتشین ساکن شهر سراب آذربایجان شرقی و مادرش نسرین از مهاجرت آذربایجان شوری بودند کسانی که از مهاجرین بودند بیش تر ارمنی مسیحى بودند و اسم هایى چون نینوش ، مینوش و گوگوش بین شان بسیار مرسوم بود
      به همین دلیل پدرش اسم گوگوش را برای دخترک زیبا انتخاب کرد اما ثبت احوال اجازه درج این نام را در شناسنامه نداد
      در سن 2 سالگی پدر و مادرش جدا شدند 
      پدر سرپرستی دو فرزندش را برعهده گرفت در همان سن دوسالگی همراه پدر که اکروبات باز (شومن دوره گرد) بود برای اجراهای خیابانی بعنوان کمک و پارتنر با او کار می کرد
      استعداد
      در همان سن کودکی اگر صفحه ای را یکى دو بار گوش می داد می توانست مثل خود خواننده بخواند و زیر و بم آهنگ را رعایت کند ، شعرِ ترانه را هم زود از بر می شد
      سه ساله بود که پدر با پی بردن به استعدادش وی را به روی صحنه برد تا به اجرای آهنگ های خوانندکان مشهور آن زمان بپردازد که خیلی زود توجه همگان رو به خود جلب کرد
      از نان آوری تا ترک تحصیل
      گوگوش از 4 سالگی با کار در کنار پدر پول در آورد و زمانی که 6 ساله بود پدرش برای بار سوم ازدواج کرد و او مجبور بود شب ها برنامه اجرا کند و مدرسه برود و به کارهای خانه هم رسیدگی کند
      بازیگری
      گوگوش در هفت سالگی اولین فیلم سینمایى خود را بازی کرد و درنهایت در عمر هنری اش تابحال فقط سه بار دیگر تجربه بازیگری در همان سال های اولیه را داشت
      شروع خواندن
      گوگوش در سن پانزده ساله گی اولین ترانه ی مستقل خود را بهنام شهرزاد قصه گو اجرا کرد او سپس در شانزده ساله گی برای اجرای برنامه به خارج از ایران سفرکرد این مسافرت اولین پرواز به کشورهای خارجی بود 
      ازدواج اول و شهرت + طلاق
      در سال 1346 وقتی 17 ساله بود با شخصی بنام محمود قربانی ازدواج کرد و سال بعد صاحب یک فرزند پسر بنام کامبیر شد، سپس برای آموزش موسیقی به فرانسه رفت
      این زندگی بعد از 5 سال به طلاق ختم شد
      ازدواج دوم و سوم گوگوش
      گوگوش در سال 1354 با شوهر بهترین دوست خود پوری بنایی بنام بهروز وثوقی ازدواج کرد اما این زندگی یک سال دوام نیاورد و به طلاق دوم وی انجامید
      او در سال 56 با همایون مصداقی صاحب چند شرکت بیمه ازدواج کرد.

      انقلاب اسلامی
      بعد از انقلاب به همراه همسرش از لس آنجلس به ایران بازگشت و بعد از یک ماه بازداشت با تعهد به عدم فعالیت به زندگی عادی خود بازگشت، او 12 سال با همسرش در ایران زندگی کرد و در نهایت سال 1368 از وی جدا شد
      ازدواج چهارم و خروج از ایران
      گوگوش در سال 1370 با مسعود کیمیایی کارگردان صاحب نام سینما ازدواج کرد 9 سال بعد سال 79 به پیشنهاد یک تیم فیلمساز توانست با گرفتن پاسپورت از اداره گذرنامه از ایران خارج شود
      بعد از حضور در کانادا قرار داد همکاری چندین کنسرت را بست او سال 82 از کیمیایی جدا شد و سال 83 و 85 دو آلبوم منتشر داد که موجب استقبال بی نظیر از وی شد
      منبع: فتوکده
    • توسط sajjad
      سینا درخشنده متولد 31 شهریور 1371 در شیراز، خواننده است
      فارغ التحصیل لیسانس رشته عمران می باشد نوازنده قابلی است، شعر نیز می سراید و حالا عنوان پدیده موسیقی ایران در عرصه خوانندگی را یدک می کشد
      نام اصلی اش رضا در شناسنامه است
      شروع فعالیت
      فعالیت خود را از سال 1391 وقتی 20 ساله بود با نواختن ساز آغاز کرد
      کم کم در مدت سه سال شروع به تولید چند ترک کرد که بازتاب چندانی نداشت برا همین مجبور شد فعالیت خود را قطع کند تا مشکلات موسیقی خود را برطرف کند
      شهرت
      بعد از مدتی تمرین و کار روی آهنگ ها در نهایت بهمن ماه 1396 با انتشار قطعه کوک حالم به شدت موفق ظاهر شد و سپس با آهنگ یار همیشگی سر زبان ها افتاد
      آشپز خوبیم
      بجز موسیقی به آشپزی علاقه خاصی دارد و می گوید آشپز خوبی هستم، هم غذای ایرانی و هم غذای فرنگی درست می کنم اما ته چین هام یک چیز دیگست
      طرفدار قرمز

      می گوید برای طرفداران استقلال تهران احترام می گذارم ولی به شدت دو آتیشه پرسپولیس هستم
      ازدواج
      آقای خواننده هنوز ازدواج نکرده و مجرد است، برخی کانال های با سو استفاده از عکس هوادارانش تیترهای سینا درخشنده و همسرش را روی عکس های منتشر کردند که صحت ندارد
      شرکت موسیقی
      درخشنده حالا یکی از خواننده ها تحت حمایت شرکت موسیقی آوازی نو به مدیریت حسن اردستانی است، حمید هیراد نیز زیر نظر این شرکت کار می کند
      ورزش
      یکی از دیگر علایق آقای درخشنده ورزش است، اوقات فراغت خود را با فوتبال و والیبال پر می کند و به تناسب اندام خود خیلی توجه می کند
      منبع: فتوکده
    • توسط sajjad
      در این پست قصد داریم جمله های صبح بخیر زیبا رو لیست کنیم. امیدوارم که مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره.
    • توسط zahra
      سلام
      تو این تاپیک میتونین حرف دلتونو به معشوقتون بگین
      این حرف میتونه ابراز احساسات باشه یا عذرخواهی یا هرچیز دیگه
       
      فقط چند تا قانون داره :
      ۱- بیشتر از یک یا دو جمله نباشه
      ۲- اگر معشوقتون تو این سایت هست میتونین نام کاربریشو هم بنویسید (ننوشتین هم اشکالی نداره ، خودش متوجه میشه بالاخره دیگه ... )
      ۲-بحث کردن ممنوع!
      ۳-توهین یا بی ادبی ممنوع
       
      پ.ن : این تاپیک رو برای این ایجاد کردیم که دیگه هیچ احساسی بخاطر نگفتن و خجالت و غرور و ...  از بین نره
       
      دنیاتون قشنگ 
    • توسط sajjad
      عشق تلخ
      نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال
      پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال

      از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت
      دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را
      آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را
      همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود

      امد و هم اشیان شد با منو هم نشین و هم زبان شد با منو
      خسته جان بودم که جان شد با منو ناتوان بود و توان شد با منو

      دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی
      وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر

      مست او بودم زه دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر
      آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد

      گفتمش ......
      گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل
      گر تو ذورق وان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل

      دل زه عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده
      گفت .........
      گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان

      شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان
      با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من

      گفتمش عشقت به دل افزون شده دل زه جادوی رخت افزون شده
      جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده

      بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
      در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود

      دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
      خوبی او شهره عافاق بود در نجابت در نکویی طاق بود

      روزگار.....
      روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت
      پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

      آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس
      یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود

      بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود
      با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست..

      بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست
      آن کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلداری دیگر عهد بست

      با که گویم او که هم خون من است خسم جان و تشنه خون من است
      بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول اون رحمت نشد

      آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست
      با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم

      باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم
      زره زره آب گشتم
      کم شدم.....

      آخر آتش زد دل دیوانه را ......
      آخر آتش زد دل دیوانه را
      سوخت بی پروا پر پروانه را

      عشق من .....
      عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر
      خاطراتم را تو بیرون کن زه سر دیشب از کف رفت فردا را نگر

      اخر این یک بار از من بشنو پند بر منو بر روزگارم دل نبند
      عاشقی را دیر فهمیدی چه سود ..... عشق دیرین گسسته تار و پود
      گر چه آب رفته باز اید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود...

      بعد از این هم آشیانت هر کس است .... بعد از این هم آشیانت هرکس است
      باش با او یاد تو ما را بس است   قشنگی آهنگ: 92% دانلود آهنگ با کیفیت 320
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×