رفتن به مطلب

Recommended Posts

tips-for-solving-relationship-conflicts_660_X_440_px-660x330.jpg

این نکات که براساس مطالعات و تحقیقات متعدد ارائه شده‌اند کمک می‌کنند بحث‌ها و گفتگوهای سازنده‌تری داشته باشید.

هر فردی که روابط عاشقانه را تجربه کرده باشد می‌داند که اختلاف‌نظر و دعوا غیرقابل‌اجتناب است. وقتی دو نفر مدت‌زمان زیادی را کنار هم سپری می‌کنند و زندگی‌هایشان در هم گره می‌خورد، ممکن است هرازگاهی به اختلاف بخورند. این اختلاف‌نظرها ممکن است بزرگ یا پیش‌پاافتاده باشد، از شام چی بخوریم گرفته تا اینکه آیا تربیت فرزندان براساس آموزه‌های دینی باشد یا نه.

این حقیقت که در رابطه‌تان اختلاف‌نظر وجود دارد نشانه‌ی این نیست که مشکل جدی‌ای رابطه‌تان را تهدید می‌کند. درواقع، این اختلاف‌نظرها اگر به‌درستی مدیریت شوند می‌توانند حتی باعث رشد رابطه‌تان شوند. اگر هیچوقت با هم دعوا نکنید یا درمورد مشکلی با هم حرف نزنید، هیچوقت موفق به حل مشکلاتتان نخواهید شد. اگر به‌طور سازنده‌ای با مشکلاتتان برخورد کنید، درک بهتری درمورد همسرتان پیدا می‌کنید و به راه‌حلی دست پیدا خواهید کرد که به نفع هر دوی شما باشد. از طرف دیگر، این احتمال وجود دارد که مشکلی تشدید شده و موجب بروز خصومت شود. در زیر به ۱۰ نکته‌ای اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند راه‌حل‌های سازنده برای مشکلاتتان پیدا کنید.

۱. رُک باشید.

بعضی وقت‌ها آدم‌ها نمی‌تواند صاف و پوست‌کنده بگویند که چه‌چیزی اذیتشان می‌کند و درعوض از روش‌های غیرمستقیم برای بیان ناراحتی‌شان استفاده می‌کنند. یک طرف ممکن است طوری با دیگری صحبت کند که یک دشمنی زیر‌پوستی از آن احساس شود. یا اینکه با تند و تند عوض کردن موضوعات مختلف نخواهید درمورد مشکل اصلی درست حرف بزنید. این روش‌های غیرمستقیم برای ابراز عصبانیت  به‌هیچ‌عنوان سازنده نیستند چون طرف‌مقابل به درستی نمی‌فهمد که مشکل اصلی کجاست و چطور باید واکنش دهد.البته متوجه می‌شود که همسرش ناراحت است ولی این فقدان صراحت باعث می‌شود مشکل بدون راه‌حل بماند.

۲. بدون سرزنش کردن همسرتان، درمورد احساستان حرف بزنید.

جملاتی که به صورت مستقیم شخصیت طرفتان را زیر‌سوال می‌برد برای رابطه بسیار مضر است. اگر مردی که از حسادت همسرش کلافه شده است بگوید «واقعاً آدم غیرمنطقی‌ای هستی» باعث می‌شود که همسرش وارد حالت دفاعی شود و بحث را به بیراهه بکشد. یک استراتژی بسیار سازنده استفاده از جملاتی است که با «من» شروع می‌شود و ترکیب کردن آنها با «توصیف رفتار». این جملات روی احساس شما تمرکز دارد، بدون اینکه همسرتان را در جایگاه متهم بنشاند و توصیف رفتار هم روی رفتار خاصی که از همسرتان سر زده است تمرکز دارد نه یک نقص شخصیتی. به‌عنوان مثال، این مرد در چنین شرایطی می‌تواند بگوید، «من از اینکه مدام طی مکالمه‌های خیلی عادیم با زن‌های دیگه بهم میگی دارم باهاشون لاس می‌زنم ناراحت میشم.» این تاکتیک‌ها بسیار صریح و مستقیم هستند ولی شخصیت طرف‌مقابلتان را زیر سوال نمی‌برند.

۳. هیچوقت نگویید «هیچوقت» (یا »همیشه»).

وقتی درمورد یک مشکل صحبت می‌کنید باید سعی کنید از کل‌گویی درمورد همسرتان اجتناب کنید. جملاتی مثل، «تو هیچوقت تو کارهای خونه به من کمک نمی‌کنی» یا «تو همیشه فقط مشغول گوشیت هستی» باعث خواهد شد که همسرتان حالت دفاعی پیدا کند. این استراتژی باعث می‌شود همسرتان هم سعی کند شکایت‌های مشابه از شما بکند و بحثتان را به هیچ‌جا نخواهند رساند. تاکید می‌کنیم به هیچ‌عنوان نباید کاری کنید که همسرتان وارد حالت دفاعی شود.

۴. موضوع بحث را انتخاب کنید.

اگر می‌خواهید بحثی سازنده داشته باشید، باید هر بار روی یک موضوع مشخص بحث کنید. زوج‌های ناراضی معمولاً در طول بحث‌ها موضوعات مختلفی را وسط می‌کشند. وقتی می‌خواهید مشکلات شخصی‌تان را حل کنید، هیچوقت از این استراتژی استفاده نمی‌کنید. تصور کنید می‌خواستید درمورد اینکه باید فعالیت ورزشی بیشتری وارد برنامه‌ی روزانه‌تان کنید فکر کنید. مطمئناً تصمیم نمی‌گیرید که در چنین زمانی به اینکه چطور می‌توانید پول بیشتری برای زمان بازنشستگی پس‌انداز کنید، کمدتان را چطور مرتب کنید، یا اینکه با یک موقعیت بد در محل‌کار چطور برخورد کنید هم فکر کنید. مطمئناً تصمیمتان این خواهد بود که به هر کدام از این مشکلات یکی‌یکی فکر کنید. این کملاً واضح است ولی دعوای بین‌تان داغ می‌شود به‌راحتی ممکن است دو طرف از یک موضوع به موضوع دیگر بپرند و شکایت‌های مختلف را وسط بکشند. باید بدانید که هر چه شکایت‌های بیشتری را وسط بکشید، احتمال اینکه بتوانید به راهکاری برای این مشکلات برسید، کمتر می‌شود.

۵. واقعاً به حرف‌های همسرتان گوش دهید.

خیلی ناراحت‌کننده است که احساس کنید همسرتان به حرف‌های شما توجهی ندارد. وقتی وسط حرف همسرتان می‌پرید یا تصور می‌کنید که می‌دانید به چه فکر می‌کند، شانس این را که بتواند حرف‌های دلش را به زبان بیاورد از او می‌گیرید. حتی اگر مطمئن باشید که می‌دانید همسرتان چه می‌خواهد بگوید، باز هم ممکن است اشتباه کرده باشید.

می‌توانید با استفاده از تکنیک‌های گوش دادن فعال به همسرتان نشان دهید که به حرف‌هایش توجه دارید. وقتی همسرتان مشغول حرف زدن است، حرف‌هایش را با استفاده از کلماتی دیگر تکرار کنید. این کار جلوی بروز سوء‌تفاهم را هم می‌گیرد. یا سوال بپرسید. مثلاً بگویید، «تو از اینکه من اون حرف رو زدم ناراحتی، آره؟» این استراتژی‌ها هم از بروز سوءتفاهم‌ها جلوگیری می‌کند و هم به همسرتان نشان می‌دهد به او توجه دارید و برای حرف‌هایش ارزش قائل هستید.

۶. اتوماتیک‌وار به شکایت‌های همسرتان اعتراض نکنید.

وقتی از شما انتقاد می‌کنند خیلی سخت است که حالت دفاعی به خودتان نگیرید. ولی این رویکرد دردی را دوا نمی‌کند. زوجی را تصور کنید که به‌خاطر اینکه زن می‌خواهد مرد بیشتر در کارهای خانه کمکش کند دارند با هم دعوا می‌کنند. وقتی زن از مرد می‌خواهد که بعد از خوردن صبحانه، میز را مرتب کند، مرد پاسخ می‌دهد، «آره می‌دونم خیلی خوبه این کار را بکنم ولی من صبح‌ها وقت برای اینکار ندارم!» وقتی زن از او می‌خواهد آخرهفته کمی برای کمک کردن به او وقت کنار بگذارد، مرد می‌گوید، «آره خیلی خوبه اگه برسم ولی ما معمولاً آخرهفته‌ها برنامه داریم و منم کلی کار دارم که انجام بدم، نمیشه.» این رفتار نشان می‌دهد که نظرات زن برای مرد اهمیتی ندارد. یک رفتار مخرب دیگر شکایت متقابل است که وقتی طرفتان شکایتی از شما می‌کند شما با یک شکایت جواب او را بدهید. مثلاً وقتی زن می‌گوید «به اندازه‌ی کافی تو کارهای خونه کمکم نمی‌کنی» مرد جواب دهد، «تو خیلی وسواسی‌ای». خیلی مهم است که درست به حرف‌ طرفتان گوش دهید و واقعاً آن را مدنظر قرار دهید.

۷. رویکردتان را تغییر دهید.

علاوه بر گوش دادن به حرف‌های همسرتان، باید دیدگاه او را مدنظر قرار دهید و سعی کنید بفهمید این دیدگاه از کجا ناشی می‌شود. آنهایی که می‌توانند از دیدگاه طرفشان به مسئله نگاه کنند معمولاً کمتر طی مشاجرات عصبانی می‌شوند.

تحقیق دیگری نشان داده است که داشتن یک رویکرد واقع‌گرایانه و بی‌طرف هم می‌تواند مفید باشد. در یک تحقیق محققان از زوج‌های مختلف خواستند که به یکی از دعواهایشان از دید یک سوم‌شخصِ بی‌طرف نگاه کنند که می‌خواهد به راه‌حلی مفید برای هر دوی آنها برسد و آن را توصیف کنند. زوج‌هایی که سه مرتبه در سال در این امتحان نوشتاری بیست دقیقه‌ای شرکت می‌کردند، در طول سال رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود داشتند.

۸. همسرتان را تحقیر نکنید.

ازمیان تمام حرف‌های منفی‌ای که می‌توانید در یک دعوا به زبان آورید، بدترین آن حرف‌های تحقیرآمیز است. گاتمن دریافته است که تحقیر کردن اولین نشانه‌ی طلاق است. حرف‌های اهانت‌آمیز و تحقیرکننده حرف‌هایی هستند که همسرتان را کوچک می‌کنند. طعنه زدن و برچسب زدن هم جزو آن محسوب می‌شود. همچنین شامل رفتارهای غیرکلامی مثل پوزخند زدن هم می‌شود.چنین رفتارهایی به‌شدت غیرمحترمانه است و به طرفتان نشان می‌دهد که از او متنفرید.

تصور کنید که یکی از طرفین می‌گوید «کاش منو بیشتر بیرون می‌بردی» و طرف‌مقابل جواب می‌دهد «آره راست میگی حتماً باید بریم پولمون رو برای یه تکه غذا تو رستوران بریزیم دور تا معلوم بشه که بیرون می‌ریم» یا مثلاً وقتی یک‌طرف از خستگی روزش می‌گوید طرف مقابل جواب دهد، «آررره درک می‌کنم از صبح پا رو پا انداختن و زیر باد کولر تلفن حرف زدن خیلی خسته‌کننده‌س. من از صبح دارم جون می‌کنم و تو فقط رو کاناپه افتادی و عین بچه‌های پونزده ساله زُل زدی تو گوشیت.» چنین حرف‌های تحقیرآمیزی فضایی برای شروع یک بحث واقعی ایجاد نمی‌کند و مثل این می‌ماند که بخواهید عصبانیتتان را سر طرفتان خالی کنید، به جای اینکه سعی کنید مشکل را حل کنید.

۹. خودتان را با منفی‌گرایی پُر نکنید.

سخت است که رفتار بد همسرتان را با رفتار بد پاسخ ندهید. ولی این کار فقط مشکلتان را حادتر می‌کند. گاتمن می‌گوید وقتی زوج‌ها درگیر اثرگذاری منفی متقابل می‌شوند، همدیگر را بیشتر و بیشتر اذیت می‌کنند و اختلاف همینطور ادامه پیدا می‌کند و منفی‌گرایی در هر دو نفر تشدید می‌شود. ولی از کجا باید بدانید که چقدر منفی‌گرایی خطرناک است؟ گاتمن عدد جادویی نسبت ۵ تا ۱ را پیدا کرده است: احتمال طلاق و جدایی زوج‌هایی که نسبت پنج رفتار مثبت (مثلاً تلاش برای داشتن حس شوخ‌طبعی، صمیمیت، همکاری) به‌ازای هر یک رفتار منفی را داشته‌اند، بسیار کمتر بوده است.

۱۰. بدانید کِی وقت توقف است.

اگر می‌بینید دچار منفی‌گرایی شده‌اید و نه شما و نه همسرتان هیچکدام از نکات بالا را در بحث کردن رعایت نمی‌کنید، در بحث و دعوایتان وقفه بیندازید. حتی یک وقفه‌ی کوتاه که طی آن بتوانید چند نفس عمیق بکشید می‌تواند برای آرام کردنتان کافی باشد.

تحقیقات نشان می‌دهد که هم انتخاب رویکرد و هم کنترل عصبانیت در مدیریت اختلافات موثر است. به زبان آوردن شکایت‌ها و مشکلات می‌تواند برای رابطه‌تان سازنده باشد ولی اختلافات باید با مهارت مدیریت شوند زیرا درغیراینصورت همه چیز بین‌تان بدتر خواهد شد.

منبع: مردمان

منبع مقاله : psychologytoday.com
 مترجم : زینب آرمند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      به همدیگر زمان بدهید
      موقع برخورد به مشکل، خانم‌ها دوست دارند سریع مشکل بوجود آمده را حل کنند و آقایان دوست دارند از مشکل فرار کنند (البته به دور از استثناها) همین دلیل باعث شدت گرفتن اختلاف و مشکل می‌شود. بهترین کار بعد از برخورد به مشکل این است که به هم زمان دهید و مدتی را در سکوت و آرامش بگذرانید تا کمی عصبانیت هر دوی شما کمتر شود و بتوانید بدون عصبانیت و احساسات زودگذر تصمیم بگیرید.
      انسان هنگام عصبانیت تصمیم‌هایی می‌گیرد که حاصلی جز پیشمانی نخواهد داشت. پس شریک عاطفی خود را در موقع عصبانیت مجبور به حرف زدن و حل مشکل نکنید که نتیجه برعکس انتظار شما خواهد بود. باید دور شوید و کمی تنها باشید تا بعد از چند روز که هر دو آرام شدید بتوانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را طی کنید.
      ابتدا بر روی خودتان تمرکز کنید
      بیشتر افراد موقع برخورد با مشکل، همیشه رفتار شریک عاطفی خود را بررسی کرده و رفتار صحیح و یا ناصحیح او را قضاوت می‌کنند در حالی که باید برعکس باشد در مدتی که تنها هستید باید روی رفتار خودتان تمرکز کنید، ببینید کدام رفتار شما باعث عصبانیت طرف مقابلتان شده است و یا چه رفتاری از شریک عاطفی خود دیده‌اید که از کوره در رفتید.
      با بررسی رفتار خود به اشتباهاتتان پی می‎برید و این دو نتیجه به دنبال دارد، اول این که دفعه بعدی اشتباهات خود را تکرار نخواهید کرد و دوم این که می‌توانید از زاویه شریک عاطفی خود به قضیه نگاه کنید.
      واقعیت را بپذیرید
      برخی اوقات زوجین با مشکلاتی برخورد می‌کنند که پذیرفتن و باور کردنشان سخت است، ولی صلاح شما در این است که هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید و مشکل هر چه که باشد را بپذیرید. چون در غیر این صورت حتی نمی‌توانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را دنبال کنید. پس سعی کنید هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید.
      عزت نفس و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید
      اگر شما خود را فردی شکست خورده و بیش از حد ناامید و مایوس نشان دهید، این در شریک عاطفی احساس بدی ایجاد کرده و ممکن است علاقه‌اش نسبت به شما کم شود. در هر شرایطی باید اعتماد به نفس و عزت نفس خود را حفظ کنید و خود را لاعلاج نشان ندهید حتی اگر بهم خوردن رابطه تقصیر شما باشد!
      مراحل اصلی بهبود رابطه بهم خورده
      با گام‌ها و اقدامات کوچک آغاز کنید
      از اقدامات کوچک آغاز کنید تا به مراحل اصلی برسید مثلا با فرستادن یک پیام کوتاه می‌توانید آغازگر باشید. هیچ وقت سعی نکنید با صحبت طولانی و مستقیم مشکلات را بررسی کنید. ابتدا در حد احوال پرسی و توجه نشان دادن شروع کنید.
      با احترام رفتار کنید
      احترام زمینه‌ی بهبود رابطه بهم خورده می‌باشد، حتی در بدترین شرایط هم نباید بی‌احترامی کنید، حتی اگر در حال دعوا و یا عصبانیت هستید. مخصوصا در حضور دیگران به هیچ وجه نباید به هم بی‌احترامی کنید.
      صادق باشید تا رابطه درست شود
      هیج وقت سعی نکنید که به دروغ ابراز علاقه نمایید یا حرفی را که واقعیت و از ته دل نیست بیان کنید، چون حرفی که از دل بیاید به دل می‌نشیند در غیر این صورت تاثیری نخواهد داشت و حتی ممکن است طرف مقابل به دروغ بودن احساس و حرف‌هایتان پی ببرد و به شما بی‌اعتماد شود. حتی به بهای بهبود رابطه بهم خورده هم که شده دروغ نگویید!
      عذرخواهی کنید
      اگر واقعا احساس می‌کنید مشکل از طرف شما بوده، در وقت مناسب معذرت خواهی کنید. معذرت خواهی باید با بیان دلیل باشد که مثلا به خاطر این رفتار و کارم، معذرت می‌خواهم. اگر شما مقصر هستید باید پیشمانی خود را نشان دهید و تقصیر خود را بپذرید چون در غیر این صورت عصبانیت شریک عاطفی شما از بین نخواهد رفت.
      باهم وقت بگذرانید
      حتی اگر با هم مشکل دارید و یا قهر هستید، شام را با هم بخورید، بیرون بروید، تلویزیون تماشا کنید در واقع با هم وقت بگذرانید، حتی اگر شده بدون حرف زدن، این وقت گذراندن باعث آرام شدن شما و شریک عاطفی‌تان خواهد شد.
      عشق بورزید
      بعد از این که آرام شدید، به شریک عاطفی‌تانشق خود را نشان دهید، مثلا دستش را بگیرید و … اگر وقت مناسبی پیدا کردید، ابراز علاقه کنید و جمله “دوستت دارم” را به زبان بیاورید.
      به آراستگی خود توجه کنید
      در هر موقعیتی آراسته باشید، شاید بگویید این چه ربطی به بهبود رابطه بهم خورده دارد، در حالی که چشم مردان همیشه به دنبال آراستگی است و محبتش از طریق چشم بیشتر می‌شود. به خودتان برسید و آراسته ظاهر شوید حتی اگر نارارحت هستید و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید، از خودتان دست نکشید.
      منبع: صورتی ها
    • توسط sajjad
      جوانی نزد بهلول آمد و پرسید: من از بدبختی دائم در فکرم که چه خاکی به سر کنم! سبب چیست که پدر می گوید: زن بگیر، درست میشود!
       بهلول گفت: حکمت آن است که پس از ازدواج دوتایی فکر خواهید کرد که چه خاکی به سر کنید!!!
    • توسط sajjad
      از بین رفتن اعتماد همسر
      اولین و بدترین نتیجه دروغ گفتن به همسر، بی‌اعتمادی او است. چرا که هر کس دروغی بشوند ناخود آگاه به سخنان و رفتارهای بعدی او نیز شک دارد. در حالی که ممکن است همسرش فقط یک بار به هر دلیلی، دروغ گفته باشد ولی با اثبات دروغ ناخودآگاه همه سخنان همسر در نظرش مبهم می‎شود که آیا دروغ گفته است؟ چه میزان از سخنان همسرم دروغ است؟ پس باید سعی کنیم هیچ دروغی در کار نباشد تا به این مرحله از بی‌اعتمادی همسر نرسیم.
      احترام‌ها با دروغ از بین خواهند رفت
      کسانی که مدام دروغ می‌گویند ارزش و احترامشان در بین اطرافیان کم می‌شود، و این حس وقتی قوی‌تر می‌شود که فرد از همسر خود دروغ بشنود. احترام همسر دروغگو رفته رفته از بین می‌رود و سختی‌های زندگی مشترک شروع می‌شود، چه از طرف مرد باشد و چه زن.
      بی‌اعتنایی همسر
      کسی که مدام دروغ می‌گوید، همسرش نسبت به نظر و سخنان او بی‌اعتنایی می‌کند چون نمی‌داند چه تا حد دروغ است و در نظرش سخنان همسرش بی‌اهمیت می‌شود و نتیجه این بی‌اهمیتی که یکی از عوارض دروغ عوارض دروغ گفتن به همسر است، بی‌اعتنایی می‌باشد. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد که همسرش حرف‌های او را جدی نگیرد و نسبت به او بی‌اعتنا شود!
      بدبین شدن از عوارض دروغ گفتن است
      بدبینی هم جزو عوارض دروغ گفتن به همسر می‌باشد که رفته رفته ممکن است شدت گرفته و نفرت را به دنبال خود ایجاد کند. هیچ کس نباید به این مرحله از دروغ‌گویی برسد که کسی به خاطر دروغ گفتنش از او نفرت داشته باشد. پس در زندگی زناشویی خود به هیچ وجه اجازه ندهید که احساس همسرتان با دروغ‌های شما تبدیل به نفرت شود.
      منبع: صورتی ها
    • توسط sajjad
      قابل توجه خانم های محترمه وآقایان محترمی که تصمیم به جدائی واقامه دعوی درداد گاه های خانواده رادارند.لطفآصادقانه وبه دورازهرگونه بغض وکینه ،قبل ازهراقدام نسنجیده وشتا بزده ، هریک اززوجین با آرامش کا مل براساس واقعیات آشکاروپنها ن خود وهمسرتان ، با خلوت گزینی ،به سئولات ذ یل با دقت وبدون پرده پوشی پاسخ داده وحتی جزئیات را نیزبیان فرمایید.چراکه به تجربه ثابت شده کلید رمزگشای اکثرمشکلات مبتلابه زندگی زنا شوئی دربیان جزئیات نهفته است.
      لطفآپاسخ سئوالات رابه ترتیپ شماره ، درصفحه دیگری بنویسید وبا هما هنگی همسرتان درنشستی سمبلیک درمحضردادگاه ،خودتان قاضی شده وبا مقایسه پاسخهای خود وهمسرتان ،مسائل مورد اختلافتان را شناسائی نموده و موشکافانه بررسی ومورد تجزیه وتحلیل قرارداده وتصمیمی عقلا ئی اتخا ذ فرمایید.
      1- سن،تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی خود را دقیق وکا مل بنویسید.
      2- سن، تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی همسرخود را دقیق وکا مل بنویسید.
      3- تحصیلات ،موقعیت اجتماعی وکاری خانواده درجه یک(پدرومادر) خود را دقیق بنویسید.
      4- تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی وکاری خا نواده درجه یک (پدرومادر) همسرخودرابنویسید.
      5- درحد اطلاع وتوان شناخت ودرک خودتان ،نقا ط قوت وضعف خودتان را به تفکیک دقیق وکا مل بنویسید.
      6- درحد اطلاع وتوان شناخت ودرک خودتان ،نقا ط قوت وضعف همسرتان را به نفکیک دقیق وکا مل بنویسید.
      7- آیادرمجموع اززندگی درکنارهمسرتان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آنرا دقیق وکا مل شرح دهید.
      8- آیا ازنقش پدرومادرخودتان درطول زندگی وبویژه دوران زنا شوئی تان راضی بوده وهستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن رابویژه دردوران زندگی زنا شوئی تان شرح دهید.
      9- -آیا ازنقش پدرومادر همسرتان درطول زندگی زناشوئی تان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلائل آن بویژه درارتبا ط با مسائل اخیرتان را دقیق شرح دهید.
      10- واکنش شما دربرابرانتقادات دیگران وبویژه همسرونزدیکا نتان چگونه است ؟ لطفآبه تفکیک شرح دهید.
      11 - واکنش همسرتان دربرابرانتقا دات دیگران وبویژه خودتان ونزدیکا نتان چگونه است ؟ لطفآ به تفکیک شرح دهید.
      12- واکنش شما درمسائل اجتماعی مثلآ درترا فیک ،بوق زد نهای نا بجا ،مشاهده پرخا شگری وبرخورد فیزیکی دیگران چیست ؟ لطفآ دقیق شرح دهید.
      13- واکنش همسرتان درمسائل اجتماعی مثلآ درترافیک ،بوق زد نهای نا بجا ، مشاهده پرخا شگری وبرخورد فیزیکی دیگران چیست ؟ لطفآ دقیق شرح دهید.
      14- آیا ازشهرومحل زندگی وکارتان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است دلا ئل آن را دقیق شرح دهید.
      15- آیا با همسرتان رابطه معقول وکا مل جنسی دارید ؟ اگرپاسخ منفی است دلا ئل آن را صادقانه وکامل شرح دهید.
      16: آیا درارتباط با مسائل جنسی وبرقراری آن ، با همسرتان توافق دارید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن را صا د قانه وکا مل شرح دهید .
      17: آیا درارتبا ط با مسا ئل جنسی ازهمسرتان توقع وانتظاررفتارخا صی دارید ؟ اگرپاسخ مثبت است دلا ئل آن را شرح داده وخواسته تان را صا دقانه بیان فرما ئید .
      18: آیا به مواد مخد ر ویا مشروبات الکلی اعتیا د دارید ؟ اگرپاسخ مثبت است لطفآ کم وکیف علا قه مندی خود به ادامه یا ترک آن را کا مل شرح دهید.
      19: آیا همسرتان به موا د مخد ر ویا مشروبا ت الکلی اعتیا د دارد ؟ اگرپاسخ مثبت است لطفآ کم وکیف وعلاقه مندی ایشان به ادامه یا ترک آن را کا مل شرح دهید.
      20:آیا درمجموع خود را فردی خوشبخت وموفق میدانید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن را شرح دهید.
      درخاتمه درخواست وبرآن تاکید میشود ازآنجایی که این روش ابرازاحسا سات متقا بل زوجین با هد ف ریشه یابی و خاتمه دادن به اختلا فات وبازگشت به کا نون گرم خانواده ،کاملآ خصوصی وتنها توسط آنها تحریرودرپیشگاه وجدان خودشان ودرمحضر داد گاهی سمبلیک افشا میشوند ،نیازی به نگهداری آنها نیست وباید امحاء شوند لذا طلب مینماید زوجین به سئوالات فوق الذکرصا دقانه وبدون پنهان کاری مسا ئل هرچند بسیارکم اهمیت ازدید خود شان پاسخ فرمایند تا نتیجه اصولی ومطلوب ازآن حا صل گرد د.
      لازم بذکراینکه،ازآنجائی که هستند همسرانی که علیرغم توانمندی درریشه یابی وحل وفصل مسا ئل مورد اختلاف فیما بین ،ترجیح میدهند ازمشا وران حرفه ای نیزکمک بگیرند ، برهمین اسا س سعی شد پرسش وپا سخها بگونه ای علمی وکارشنا سانه تهیه شوند تا قابل استفاده برای همه عزیزان با دید گاه های متفاوت باشند وزوجین بتوانند درصورت تمایل عین لیستهای تهیه شده را بمنظورتسریع وحصول نتیجه بهترازجلسا ت مشاوره ،به آن مراکزارائه نمایند. درهمین راستا از تما می شما سروران وصاحب نظران فرهیخته بویژه اساتید محترم حوزه ودانشگاه ، استدعا وانتظاردارد با درج کامنت های خود دربخش نظرات ،ما را ازهرگونه کاستی واشتبا هات احتمالی این مطا لب آگاه نموده ونظرات اصلاحی خود را درج نمایید تا همگان ازآن بهره مند شویم . همیشه شا د زید واندیشه تان نیکوباد.
      نویسنده: اسماعیل توکل نیا
      منبع: عمارنامه
    • توسط sajjad
      اما به دلايل مختلف، اين ازدواج ها كه عمدتا نيز در استان ها و شهرهاي كمتر توسعه يافته كشورمان رخ مي دهد، همچنان ادامه دارد. ازدواج دختران در سنین پايین، زمینه ساز آسیب‌هایی می‌شود که گریبان خانواده، فرد و اجتماع را می‌گیرد.دخترانی که در سنین پايین ازدواج می کنند در خانواده با مشکلات اقتصادی مواجه هستند و به میل خود تن به ازدواج نمی دهند و این موردی است که به عقيده جامعه شناسان باعث می شود دختران بعد از رسیدن به بلوغ فکری به طلاق فکر کنند.علاوه بر این، ازدواج زودهنگام دختران، به دلیل عدم توان جسمی و بچه دار شدن آن‌ها در سنین کم با ضررهايی همراه است که در شکل کلان به ضرر جامعه تمام می‌شود؛ این مطلبی است که آیت ا... مکارم شیرازی نیز بر آن صحه گذاشته است. افرادی که در سن پایین ازدواج می‌کنند ، با فروکش کردن هیجانات نوجوانی یا افزایش سن فرد و شکل گیری هویت و تمایلات جدید و ثابت، شاهد مرگ خاموش و تدریجی احساسات زناشویی یا به اصطلاح طلاق عاطفی هستند.
      هیچ زوجی تمایل ندارد ازدواج کند و جدا شود زیرا جدایی، متارکه و اختلافات زناشویی یا حتی طلاق عاطفی بیش از مرگ والدین به انسان‌ها استرس وارد می‌کند اما در عین حال ادامه زندگی در شرایط عدم آرامش روحی آسیب‌زاتر خواهد بود . تحقیقات نشان می دهد هرگز این اختلافات با گذشت زندگی یا بچه دارشدن و حل مشکلات اقتصادی مرتفع نشده و زندگی بهتر نمی‌شود و افرادی که در سنین پایین ازدواج می کنند به شاخه هایی تقسیم می شوند از جمله کسانی که تحمل و صبر می کنند که بیشتر جامعه آماری ازدواج در سن پایین در این گروه قرار می‌گیرند و بیشترین فراوانی را دارد که عدم رضایتمندی زناشویی در این روابط به فرزند هم کشیده می شود و اختلافات زناشویی به رشد شخصیت کودک آسیب خواهد رساند .
      تصويب دير هنگام فوريت يك طرح
      اما پيگيري‌ها براي توجه به آسيب هاي اجتماعي متعدد ازدواج در سن كم در نهايت موجب شد كه ديروز نمایندگان مجلس با تصویب یک فوریت طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی خواستار پرداختن هر چه سریع‌تر مجلس به مساله ازدواج دختران کمتر از ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۶ سال شوند. نمایندگان این طرح در حالی رای به موافقت برای تصویب این طرح دادند که سال‌هاست درباره صدمه‌های وارد آمده به دختران کوچک و جامعه از طريق ازدواج زودهنگام آنان گفته شده اما همچنان مجلس و مسئولان فوریتی را ندیدند که این طرح را که در حمایت از کودکان و جلوگیری از آسیب های اجتماعی است،تایید کنند. همین حالا هم تعدادی از نمایندگان با نظرات خود موافق تایید این طرح نبودند. امیرآبادی، نماینده اصولگرای مجلس درباره تایید این طرح گفته است:«غیر از آنچه که تشخیص شرع مقدس اسلام است،شورای نگهبان آن را رد می‌کند؛ علاوه بر آن مجلس نمی‌تواند به مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام ورود کند. باید به این مسائل توجه کنیم تا در مجلس کار عبثی انجام نشود».
      او در ادامه صحبت‌هایش از نمایندگان مجلس خواسته كه به این طرح رای ندهند تا طرح های مهم تر در مجلس رای بیاورد. او گفته است:« به فوریت طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی رای ندهید تا طرح‌های اولویت‌دار در دستور کار مجلس قرار گیرد». طرح ممنوعیت ازدواج کودکان بعد از سال ها به وسیله فراکسیون زنان مجلس به اینجا رسید اما باز عده ای از نمایندگان درصدد این هستند که این قانون به نتیجه نرسد. نمايندگان مجلس در قالب طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ضمن تشریح آسیب‌های اجتماعی، روانی، جسمی، جانی، محرومیت از تحصیل، مشکلات به وجود آمده در تربیت فرزندان و افزایش نرخ طلاق خواستار ورود سریع‌تر مجلس به ازدواج دختران کمتر از ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۶ سال شدند. سرانجام در جلسه ديروز مجلس شورای اسلامی نمایندگان با طرح یک فوریت منع ازدواج دختران زیر سن ۱۳ سال و پسران زیر ۱۶ سال موافقت کردند. از مجموع ۲۰۹ نماینده حاضر در صحن ۱۵۱ نفر رای موافق، ۳۴ نفر رای مخالف و هفت رای ممتنع دادند. گفتنی است این طرح با امضای ۶۷ نماینده تقدیم هیات ريیسه شده بود و نمایندگان درخصوص توجیه این طرح معتقدند پیامدهای منفی ازدواج قبل از سن رشد می‌تواند آسیب‌های زیادی از جمله آسیب اجتماعی، تلفات جانی، اختلالات روحی و روانی، محرومیت از تحصیل و مشکلاتی در خصوص تربیت فرزندان به وجود آورد. در جریان بررسی این طرح احمد امیرآبادی فراهانی با آن مخالفت کرد که با واکنش منفی بسیاری از بهارستان‌نشینان روبه‌رو شد. به طوری که یکی از نمایندگان به وی تذکر داد که بسیاری از مشکلات اجتماعی و آسیب‌ها به دلیل همین ازدواج‌های زودهنگام است.
      آسيب‌هاي اجتماعي جدي متوجه عروس‌هاي كم سن و سال
      آسیب‌های روحی و روانی در دخترانی که ازدواج زودهنگام دارند، چنان بالاست که مدت هاست جامعه شناس‌ها و فعالان حقوق بشر به آن تاکید می‌کنند. «زهرا کهرام» مددکار جمعیت امام‌علی(ع) و فعال حقوق کودک در گفت‌وگو با «قانون» می گوید:« متاسفانه نمایندگانی که با طرح منع ازدواج کودکان مخالفت می‌کنند به جامعه ایران و آسیب هایش یک جانبه نگاه می کنند. همین ازدواج کودکان می‌تواند منشأ بسیاری از آسیب های اجتماعی باشد که بحران‌های اقتصادی در پی آن خواهد آمد. وقتی نماینده مجلس هستی نمی‌توانی بگویی من تنها قسمتی از جامعه را می‌بینم و با قسمت دیگر آن کاری ندارم».کهرام درباره اینکه آیا هنوز مخالفت مراجع برای ازدواج کودکان وجود دارد یا خير، می گوید:« در حال حاضر مخالفت مراجع قم برای ازدواج کودکان نسبت به گذشته کمتر شده است. البته آيت ا... مکارم شیرازی هم با ازدواج کودکان مخالفت کرده اند و در پاسخ به استفتا ازدواج کودکان در سن زیر 13 سال را جایز ندانسته‌اند».
      کهرام درباره تلاش‌های مددکاران جمعیت امام علی(ع) در مجلس و میان جامعه برای جلوگیری از ازدواج کودکان کم سن می‌گوید:« ما دنبال این هستیم که ازدواج کودکان زیر 13 سال به طور کلی ممنوع شود و کودکان بین 13 تا 18 سال هم با اذن پدر و اجازه قانون ازدواج کنند. این در حالی است که ما به عنوان مددکاران جمعیت امام علی(ع) بر این عقیده هستیم که باید ازدواج کودکان زیر18 سال به طور کلی ممنوع شود». این فعال حقوق کودک درباره نحوه رضایت دادن پدر و مادرها یا روند قانونی دادگاه‌هایی که در آن کودکان را مجاز به ازدواج زودهنگام می‌کنند، می‌گوید:« گاهی وقت‌ها قاضی در دادگاه از دختری که می خواهد ازدواج کند می‌پرسد که تو قیمت مرغ و تخم مرغ را می دانی و او می‌گوید: بله. این طور می‌شود که قاضی رای به ازدواج او می دهد. اما باید قاضی به این موضوع دقت کند که آیا این کودک واقعا آمادگی ازدواج را دارد یا نه و بعد رای به ازدواج او بدهد؛ مانند ماجرایی که در مشهد اتفاق افتاد و قاضی به موقع حاضر شد و جلوی ازدواج را گرفت. اما در مشهد دختربچه یتیم بود و پدری وجود نداشت که جلوی این ازدواج را بگیرد».
      او در ادامه با اشاره به اینکه ما باید سیستم حمایتی درستی برای کودکانی که مجبور به ازدواج می شوند، داشته باشیم، می‌گوید:« به طور مثال در حال حاضر تمام زوج هایی که می‌خواهند از يكدیگر جدا شوند، باید مشاوره بروند، چه خوب می‌شود که ما برای ازدواج هم چنین قانونی را بگذاریم و به صورت جدی آن را پیگیری کنیم. یک مددکار یا یک مشاور خانواده بگذارند که جلوی چنین ازدواج‌هایی را با مشاوره بگیرد».
      یک راه دیگر برای جلوگیری از ازدواج کودکان جرم انگاری در این حوزه است. کهرام می‌گوید:«وقتی ما قانون سفت و سختی بگذاریم دیگر حتی آن پدری که می‌خواهد به زور دخترش را وادار به ازدواج کند، نمی‌تواند این کار را انجام دهد چون به زندان می‌رود یا جریمه‌های مالی سنگین در انتظار اوست. باید ازدواج زیر 13 سال جرم انگاری شود. همین که بگوییم ممنوع شده اما هیچ مجازاتی برای آن در نظر نگیریم، قانون به درستی اجرا نمی‌شود و همچنان شاهد قربانی شدن دختران کوچک و ازدواج آن‌ها هستیم».
      خطرات بهداشتي و سلامتي ازدواج در سن كم
      طبق آمار سازمان بهداشت جهانی خطر مرگ در دختران زیر ۱۵ سال هنگام زایمان پنج برابر بعد از ۱۵ تا ۱۹ سال و دو برابر زنانی است که بعد از ۲۰ سالگی زایمان می‌کنند؛ از طرف دیگر مرگ و میر نوزاد و عوارض دوران بارداری هم در این سنین بیشتر است، به عنوان مثال خطر تولد نوزادان مبتلا به محدودیت رشد، احتمال زایمان زودرس و مرگ و میر نوزادان هم در این گروه سنی بیشتر است. نوزادان متولد شده با محدودیت رشد یعنی کم وزن و نوزادانی که به صورت زودرس متولد می شوند، هم در معرض خطر مرگ و میر بالاتری قرار دارند و هم خطر عوارض جسمی و جنسی در آن ها بیشتر است و باید بدانید که بسیاری از این عوارض ماندگار هستند و هزینه‌های مادی، جسمی و روحی زیادی را به فرد و جامعه تحمیل می‌کنند. حتی در آمارهای سازمان بهداشت جهانی هم افزایش در مرگ و میر کودکان زیر پنج سال مادران جوان دیده شده است. در یک تحقیق علمی که در ۲۰کشور مختلف جهان به عمل آمده، این میزان ۲۸درصد افزایش دارد و احتمال مرگ کودکان زیر یک سال که مادران شان زیر ۱۸ سال سن دارند، ۶۰درصد بیشتر از مادران بالای ۱۹ سال است. متاسفانه آمار سقط جنین نیز در این افراد افزایش پیدا کرده است و انجام چنین سقط‌هایی غالبا در شرایط غیربهداشتی انجام می‌شود که می تواند هم باعث مرگ و هم موجب ایجاد عوارض ماندگار در رحم شود؛ این آزردگی ها می تواند همیشه مادر را از لحاظ فیزیکی و روحی رنج دهد.
    • توسط sajjad
      وقتی کسی در حق‌تان بدی می‌کند، اولین چیزی که به ذهن‌تان می‌رسد انتقام گرفتن است. تصور ما این است که با وارد کردن ضربه‌ای مشابه به آن فرد، احساس بهتری پیدا خواهیم کرد. بااینکه این کار باعث می‌شود خودِ بیمارمان برای مدتی کوتاه حال بهتری پیدا کند، ولی در طولانی‌مدت این‌طور نخواهد بود. انتقام گرفتن رفتارهایی که به شما آسیب می‌زند را از بین نمی‌برد، فقط باعث تداوم چرخه‌ی رنج می‌شود.
      همه‌ی ما در مقطعی از زندگی‌مان دلمان می‌‌خواسته برای چیزی انتقام بگیریم؛ وقتی آسیبی به ما می‌رسد این واکنش کاملاً طبیعی است. همه می‌خواهیم آن آدم عوضی به سزای کار زشتش برسد. بااینکه به نظر منطقی می‌رسد ولی نباید چنین رفتاری از خودتان نشان دهید.
      به‌جای تمرکز بر انتقام گرفتن، بهتر است با این موضوع صلح کنید. تنها راهِ متوقف کردن انتقام‌جویی دست کشیدن از آن و پذیرفتن است. احساسات بد را با طرزفکر متضاد آن جایگزین کنید. این تنها راه است؛ باید خودتان را از آن بالاتر بکشید و بگذارید همان‌جا بماند.
      یک مثل معروف می‌گوید «قبل از اینکه برای انتقام گرفتن بروید، اول دو تا قبر بکنید». وقتی به‌دنبال انتقام باشید، به خودتان هم آسیب خواهید زد. حتی اگر بتوانید تضمینی آن فرد را به سزای عملش برسانید، باز هم خودتان حس بهتری پیدا نخواهید کرد. اگر خودتان را درگیر انتقام‌جویی کنید فقط خشم‌تان نسبت به این فرد بیشتر خواهد شد. برای همه‌ی ما پیش آمده که در نقطه‌ای از زندگی ضربه بخوریم یا از ما سوءاستفاده شود، این واقعیت دنیای انسان‌هاست.
      خوب زندگی کرد بهترین نوع انتقام است. اگر به آن فرد نشان دهید عمل نادرست او تغییری در زندگی شما ایجاد نکرده است، عصبانی‌ترش خواهید کرد. چرا باید اجازه بدهید کسی بدون اجاره دادن در مغز شما زندگی کند؟ دلیلی وجود ندارد که وقت و انرژیِ گرانبهای خودتان را صرف نگران شدن برای کسی کنید که هیچ اهمیتی ندارد. تلافی کردن شما را تبدیل به همان چیزی می‌کند که به‌ شما آسیب زده است. اگر روی انتقام گرفتن تمرکز کنید، زخم‌هایتان را تازه نگه خواهید داشت، زخم‌هایی که اگر غیر از این بود شاید خیلی زود خوب می‌شدند.
      تنها کسی که قدرت کنترل او را داریم خودمان هستیم. باید بپذیرید که قادر به کنترل دیگران نیستید. با انتقام‌جویی درواقع دارید برای تخریب زندگی‌تان در طولانی‌مدت برنامه‌ریزی می‌کنید، چون در تمام طول این مدت بدبختی تنها همراه همیشگی‌تان خواهد بود. باید جلو روید و دست از تمرکز روی گذشته بردارید. هیچ انتقامی کامل‌تر از بخشش نیست. انتقام به هر شکلی واقعاً مسموم است.
      نباید سطح خودتان را تا سطح آن فرد دیگر پایین بیاورید چون آن‌وقت خودتان هم به اندازه‌ی او بد خواهید شد. وقتی آدم‌ها دنبال انتقام‌جویی می‌روند، خودشان را سراسر نابود می‌کنند. بعضی‌ها این کار را تا جایی جلو می‌برند که دیگر قدرت کنترل خودشان را نخواهند داشت. زمان بهترین راه برای دور کردن خودتان از آن موقعیت است.
      اگر درست به آن فکر کنید اصلاً چرا باید به انتقام نیاز داشته باشید؟ شما قدرت این را دارید که از هر چیزی که اذیتتان می‌کند بگذرید و نیاز به هیچ‌گونه ارتباطی با این افراد ندارید. پس خودتان را از آنها دور کنید و هیچ‌وقت اجازه ندهید رنج کشیدن شما را ببینند.
      کارما قدرتمندتر از چیزی است که تصور می‌کنید. با هر دست که بدهی با همان دست هم پس خواهی گرفت. کارما زمانی عمل می‌کند که ما خودمان را از چرخه‌ی آن رفتار بد بیرون کنیم. صبر فضیلت اخلاقیِ بسیار مهمی در این شرایط  است. پس بنشینید و بگذارید کارما کار خودش را بکند. قسمت جالب ماجرا این‌جاست که وقتی کارما برای به دام انداختن آن فرد می‌آید، شما هیچ نقشی در آن جریان نخواهید داشت و نیازی هم نیست عذاب‌وجدان پیدا کنید.
      منبع مقاله : elitedaily.com
      مترجم : زینب آرمند
      منبع: مردمان
    • توسط sajjad
      طی سال‌ها رابطه‌ی جنسی با همسر سابقم باعث شده کارهای احمقانه‌ای بکنم. مثل وارد شدن به روابطی که هیچ برنامه‌ای برای‌شان نداشته‌ام، فقط به این دلیل که به‌خاطر رابطه‌جنسی‌ به او وابسته شده بودم. البته دلیلش این نبود که آن رابطه‌ی جنسی آنقدر هوش از سرم پرانده بود که نمی‌توانستن دست از آن فرد بکشم ولی به‌این خاطر که آن رابطه‌جنسی مغزم را فریب داده بود که از آن آدم بهتر روی زمین پیدا نمی‌شود. من اسم این پدیده را «دیوانگیِ ناشی از رابطه‌ی جنسی» می‌گذارم. این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که بعد از ایجاد رابطه‌ی جنسی با یک فرد جدید، ذهن منطقی‌تان مغلوب ذهن احساسی‌تان می‌شود. ولی چرا رابطه‌ی جنسی وابستگی‌ای اینچنینی ایجاد می‌کند؟
      دو سال تمام طول کشید تا اینکه ذهن منطقی‌ام بتواند در جنگ پیروز شود و آن فرد را کنار بگذارم. بااین‌حال بااین‌که می‌دانستم آن رابطه هیچ‌وقت به هیچ‌کجا نمی‌رسد، قلبم شکسته بود. با خودم می‌گفتم چطور می‌توانم این احساسات را به فرد دیگری هم پیدا کنم؟ همه چیز افتضاح بود. ولی بعد از بیرون کردن کامل او از ذهنم خیلی طول نکشید که بتوانم درک کنم چقدر آن رابطه برایم مضر بوده است.
      بعد از اینکه از شرِ طلسم آن رابطه‌ی جنسی خلاص شدم نمی‌فهمیدم که چرا زودتر خودم را از آن رابطه بیرون نکشیده‌ام. اوایل به‌خاطر حماقتم خودم را سرزنش می‌کردم ولی بعد برایم مشخص شد که منطق هیچ قدرتی در چنین شرایطی ندارد. همه چیز به شیمی مغز برمی‌گردد
      ۱. هورمون عشق واقعیت دارد – و خیلی هم قدرتمند است.
      آیا هر زمان که با فردی جدید وارد رابطه ی جنسی می‌شوید، حتی اگر از قبل تصور نمی‌کردید به درد رابطه‌ی جدی با هم بخورید، وابسته می‌شوید؟ خودتان را سرزنش نکنید؛ مقصر هورمون اوکسی‌توسین است که طی رابطه‌جنسی تولید شده و در بدنتان پخش می‌شود و باعث می‌شود بخواهید کنار آن فرد بمانید. اوکسی‌توسین همچنین به ایجاد پیوندهای متعهدانه بین زوج‌ها هم کمک می‌کند و بین افراد حس اعتماد به وجود می‌آورد. به عبارت دیگر، مغزتان شما را به بازی گرفته است.
      البته ازآنجاکه زندگی هیچ‌وقت عادلانه نیست، اوکسی‌توسین در مغز زنان بسیار بیشتر از مغز مردان ترشح می‌شود و به همین دلیل است که زنان بیشتر از مردان بعد از رابطه‌ی جنسی دچار وابستگی می‌شوند.
      ۲. قسمتی از مغز در زمان اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود.
      اگر تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که اوج لذت‌جنسی دیوانه‌تان می‌کند، چندان هم اشتباه فکر نکرده‌اید. اینطور که پیداست قشر اوربیتوفرناتال مغز طی اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود. ولی چرا این مسئله مهم است؟ به این قسمت از مغز صدای منطق گفته می‌شود و کنترل‌کننده‌ی رفتار است.
      ۳. عشق اعتیادآور است.
      شده تابه‌حال دوستی داشته باشید که فکر می کند به عشق اعتیاد دارد (شاید هم آن دوست خودتان باشید)؟ این افراد معمولاً از رابطه‌ای به رابطه‌ی دیگر می‌روند، رابطه‌هایی که هیچ‌کدام به دردشان نمی‌خورند. این افراد ممکن است از نوعی اعتیاد رنج ببرند. به آن اعتیاد به اوکسی‌توسین می‌گویند و مشکل‌شان کاملاً جدی است. اوکسی‌توسین بخش پاداش در مغز را فعال کرده و نوعی حس شادی ایجاد می‌کند. درواقع، درست همان قسمت از مغز را فعال می‌کند که هروئین فعال می‌کند. این چرخه‌ی پاداش می‌تواند اعتیادی واقعی به واکنش نورولوژیکی به عشق ایجاد کند.
      خُب الان دیگر همه چیز را می‌دانید. می‌دانم وقتی به موضوع خیلی علمی نگاه می‌کنید از بارِ عاشقانه بودن رابطه کم می‌کند ولی از طرفی هم وقتی بدانید این چیزی نیست که در کنترل‌تان باشد یک نفس راحت می‌کشید. این مغز و آن هورمون‌های مزاحم‌اند که شما  را وارد این داستان می‌کنند. بنابراین بااینکه نمی‌توانید جلوی وابسته شدن خودتان را بگیرید، دست‌کم می‌توانید بفهمید که چه اتفاقی دارد می‌افتد. و دانایی (درمورد اینکه چطور به دام نیفتید) توانایی است.
      منبع:؛ مردمان
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×