رفتن به مطلب

Recommended Posts

Canary song
roses
I wish it wasn't any cage
ترانه ی قناری،
گل سرخ،
من آرزو میکنم
کاش نباشد,میله ی قفس
—-------------------------------
کلمات کلیدی:
I wish
من آرزو میکنم
Canary
قناری
cage
قفس
song
ترانه
roses
گل سرخ

ترجمه: ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      گیاهی کوچکم بر بستر سنگ
      نگین سبزی روی تاج ِ خوشرنگ
      شبی گفتم به انسانی ریاکار
      مَکن تکیه به پشت گاو نیرنگ
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      خزان با باور گل آشنا نیست
      «غم من قابل فهم شما نیست»
      در این کینه سرای دشمن آباد
      جدا از حال مَردم جز خدا نیست
      ------------------------------------------
      ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      گرد آوری اشعار:
      نکته های مهم
       
      1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم.
      2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود.
      3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد.
      گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش دوم
      ................................................................................................................................................
      1
      ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
      با پادشه بگو که روزی مقدر است
      2
      یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
      کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
      3
      حافظا ترک جهان گفتن طریق خوش دلی ست
      تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است
      4
      فقیه مُدرس دی مست بود و فتوا داد
      که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
      5
      در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
      صراحی می ناب و سفینه ی غزل است
      6
      نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
      ملالت علما هم ز علم بی عمل است
      7
      به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب
      جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است
      8
      ورای طلاعت دیوانگان ز ما مطلب
      که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست
      9
      چگونه شاد شود اندرون غمگینم
      به اختیار؟؟؟ که از اختیار بیرون است
      10
      اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
      به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
      11
      زلف او دام است و خالش دانه ی آن دام و من
      بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست
      12
      پیوند عمر بسته به مویی ست هشدار
      غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
      13
      سهو و خطای بنده چو گیرند اعتبار
      معنای عفو و رحمت آموزگار چیست
      14
      قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
      قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
      15
      در صومعه ی زاهد و در خلوت صوفی
      جز گوشه ی ابروی تو محراب دعا نیست
      16
      در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
      در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
      17
      چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش؟؟
      زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
      18
      این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است
      کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
      19
      بر درِ میخانه رفتن کار یک رنگان بُود
      خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست
      20
      بنده ی پیر خراباتم که لطفش دایم است
      ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
      21
      هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بُود
      در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
      22
      فرصت شمر طریقه ی رندی که این طریق
      چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
      23
      دولت آن است که بی خون ِ دل آید به کنار
      ورنه با سعی و عمل باغِ جنان این همه نیست
      24
      پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
      خوش بیاسای زمانی، که زمان این همه نیست
      25
      بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
      فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
      26
      مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
      که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
      27
      به می عمارت دل کن که این جهان خراب
      بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
      28
      عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
      که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
      29
      من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
      هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت
      30
      نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل
      توپس پرده چه دانی که چه خوب است وچه زشت
      گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
      سه شنبه 10 مهر 1397
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      سرود موج دریای عذابیم
      دهان ِ زخمی از نیش سرابیم
      هوا سرد است ما در پنجه ی شب
      کنار گرگ غم عریان ِ خوابیم
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      گذشته حال و فردا را به هم ریخت
      زمین را یک زن زیبا به هم ریخت
      سکوت کوچه های عاشقی را
      لب جادویی حوا به هم ریخت
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×