رفتن به مطلب

Recommended Posts

لاتاری

فیلم سینمایی «لاتاری» جدیدترین ساخته محمدحسین مهدویان، کارگردان جوان سینمای ایران در بخش سودای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. «لاتاری» سومین فیلم بلند محمدحسین مهدویان در مقام کارگردان بعد از فیلم‌های «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» است. مهدویان که در دو اثر قبلی خود، سبکی جدید در سینمای ایران پی ریزی کرده بود، تصمیم گرفت سومین اثر خود را با موضوعی اجتماعی و متفاوت از دو کار قبلی‌اش بسازد. گفته می‌شود، موضوع این فیلم قاچاق زنان به کشورهای عربی است. مهدویان در مصاحبه ای اعلام کرد که لاتاری بهترین فیلمی است که تاکنون ساخته است.

محمدحسین مهدویان در سال گذشته با فیلم «ماجرای نیمروز» در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس( بهزاد جعفری طادی ) را دریافت کند.

خلاصه فیلم «لاتاری»:

امیرعلی و نوشین دو جوان بیست و یک ساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده ها چندان موافق نیستند. آن‌ها صبر پیشه کردند تا به مرور زمان رضایت خانواده‌هایشان را جلب کنند. آن دو یکسری رویای مشترک دارند. برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت آمریکا.

عوامل فیلم:

كارگردان : محمدحسین مهدویان/ مدير توليد : كامران حجازی / مجري طرح : امير بنان/ نويسندگان : محمدحسین مهدویان, ابراهیم امینی/ بازيگردان : ابراهيم اميني/ مدير فيلمبرداري : هادي بهروز/ طراح صحنه و لباس : بهزاد جعفري طادي/ صدابردار : هادي ساعد محكم/ طراح گريم : شهرام خلج/ دستيار اول كارگردان : عبدالرحيم صاحب الفصول/ دستيار اول/ فيلمبردار : مهران ممدوح/ جانشين توليد : مسعود زماني/ برنامه ريز : محمد رضا كشميري/ دستیار تهیه : محسن خواجه افضلی/ مدير تداركات : محمد اسماعيل كلبي آبادي/ پشتیبانی تولید : مهدی جهانگیری/ دستياران فيلمبردار : سيد ناصر ميرخاني - تيام كياني - مهدي نيرومند -حسين شباهنگ - محمدرضا بادامچي - محمد حبيبي/ دستياران كارگردان : اميرحسين هاشمي - صدرا اماني - محسن جعفرزاده/ منشي صحنه : پوريا كاظمي/ دستياران صحنه و لباس : بهزاد آقابيگي - حديث حسنوند - سعيده جهانگيري / مجريان گريم : سياوش ميرواحدي - ريحانه عادل نژاد/ دستياران صدا : كيومرث سبحاني - جلال سعادتيار/ عكاسان : سحاب زريباف - مجيد طالبي/ فیلمبردار پشت صحنه : رضا محبي/ تامین هنرور : حمید بخشی نژاد/ مشاور رسانه‌ای: میلاد نجفی / لاتاری محصول موسسه سینمایی سیمای مهر/ تهیه کننده: سیدمحمود رضوی

بازیگران: هادی حجازی فر, ساعد سهیلی, زیبا کرمعلی, جواد عزتی, حمید فرخ نژاد,امیرحسین هاشمی, نادر سلیمانی

حواشی فیلم «لاتاری»:

پروانه ساخت فیلم «لاتاری» با مشکلاتی رو به رو شده بود که سرانجام در پی تلاش های محمدحسین مهدویان، بعد از سه ماه، مجوز ساخت این فیلم صادر شد. جمال شورجه یکی از اعضای شورای پروانه ساخت در مصاحبه‌ای گفت: "مصلحت نیست فیلمسازی چون مهدویان با ساخت این فیلمنامه که موضوع حساسیت برانگیزی دارد (قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی) دچار حواشی شود."

محمدحسین مهدویان درباره فیلم «لاتاری» گفت:  "«لاتاری» خیلی عجیب و غریب نیست. امیدوارم اتفاقات خوبی در «لاتاری» بیفتد مخصوصا اینکه فیلم‌های جدیدم را بهتر ساخته‌ام و آن‌ها را بیشتر دوست دارم و مطمئنم که «لاتاری» را از همه فیلم‌هایم بیشتر دوست خواهم داشت. "

سیدجمال ساداتیان از اعضای هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر درباره فیلم «لاتاری» گفت: "پیرنگ فیلم به شدت اجتماعی و موضوع فقر است و کار خوبی است."

محمدحسین مهدویان درباره ساخت فیلم «لاتاری» در گفت و گو با صبح نو، گفت: " لاتاری یک ویژگی منحصر‌به‌فرد داشت و آن این است که تولید این فیلم از طرف جایی به من پیشنهاد نشده بود؛ همین مورد، لاتاری را برایم متمایز می‌کند. این فیلم ایده‌ای بود که به ذهن من و دوستانم در گروهمان رسید و تصمیم گرفتیم به هرقیمتی که شده آن را بسازیم. برای ساختش به دنبال سرمایه، تهیه‌کننده و مجوز رفتیم و قدم به قدم پای فیلم ایستادیم تا ساخته شود"

ایمان کرمیان( مدیر جلوه‌های ویژه میدانی ) درباره فیلم «لاتاری» گفت: " «لاتاری» یک اثر اجتماعی روز با سناریو و ساختار کاملا متفاوت است."

محمدحسین مهدویان علاوه بر فیلم «لاتاری»، مستند «ترور سرچشمه» را نیز در بخش مستند سی وششمین جشنواره فیلم فجر دارد.

دیالوگ‌های فیلم «لاتاری» مبنی بر جنایات بعثی‌ها در شهر سوسنگرد، موجب اعتراض برخی ها به محمد حسین مهدویان شد. مهدویان در این‌باره توضیح داد: "پخش نسخه ناقص و غیرآماده سکانسی از فیلم سینمایی لاتاری باعث سوءتفاهم در جمعی از شهروندان شهر مقاوم و قهرمان سوسنگرد شد. فیلم لاتاری درباره غیرت ایرانی است، غیرت همه ایرانی ها."

نقل قول

نمره کاربر ها به فیلم : 7.4

نمره منتقدین: 4.7

منبع: سلام سینما

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      بقالی زنی را دوست میداشت. به کنیز خود پیغام داد که برو به خاتون بگو من چنینم و چنانم و عاشقم و میسوزم و میسازم و آرام ندارم و بر من ستم ها می رود و دیشب چنان بودم و امروز چنین بر من گذشت.
      قصه های دراز گفت و کنیز را راهی کرد.
      کنیزک نزد خاتون رفت و گفت: بقال سلام رساند و گفت که بیا تا تو را چنین کنم و چنان کنم.
      خاتون گفت: به همین سردی؟
      کنیزک گفت: او سخن دراز گفت ولی مقصود این بود. اصل مقصود است و باقی دردسر است....
      فیه مافیه مولانا
    • توسط sajjad
      در قرون وسطا کشيشان بهشت را به
       مردم مي فروختند و مردم نادان هم
       با پرداخت مقدار زیادی پول قسمتي
       از بهشت را از آن خود مي کردند.
      فرد دانايي که از اين ناداني مردم
       رنج مي برد دست به هر عملي زد 
      نتوانست مردم را از انجام اين کار 
      احمقانه باز دارد تا اينکه فکري به
      سرش زد… به کليسا رفت و به
       کشيش مسئول فروش بهشت گفت:
      قيمت جهنم چقدره؟
      کشيش تعجب کرد و ...گفت: جهنم؟!
      مرد دانا گفت: بله جهنم.
      کشيش بدون هيچ فکري گفت: ۳ سکه.
      مرد سراسيمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: 
      لطفا سند جهنم را هم بدهيد.کشيش
       رويکاغذ پاره اي نوشت: سند جهنم . 
      مرد با خوشحالي آن 
      را گرفت از کليسا 
      خارج شد.
      به ميدان شهر رفت و فرياد زد: 
      من تمام جهنم رو خريدم اين هم
       سند آن است و هيچ کس را به آن راه نمی دهم.
      ديگر لازم نيست بهشت را بخريد 
      چون من هيچ کس را داخل جهنم
       راه نمي دهم. اين شخص
       مارتين لوتر بود که با اين حرکت، 
      توانست مردم را از گمراهي رها سازد.
      در جهان تنها یک فضیلت 
      وجود دارد و آن آگاهی‌ است
      و تنها یک گناه و آن جهل است
    • توسط sajjad
      در این تاپیک قصد داریم جمله های عاشقانه رو قرار بدیم. فقط تک جمله طوری که بشه استفاده اش کرد. امیدوارم خوشتون بیاد.
      کمک گرفته از کانال های : OfficialAsheghi
    • توسط sajjad
      سری ششم
      در اینجا دلنوشته های عاشقانه ای که در اینترنت موجوداند را قرار میدهیم. این اشخاص در انجمن وجود ندارند.
      برای ارسال دلنوشته های خود به بخش مربوطه مراجعه فرمایید.
      این سری از دلنوشته ها تماما از کانال تلگرامی بایکوت (علی قاضی نظام) گرفته شده است. (اجازه از کانال گرفته شده)
      نکته: در صورت تکرار یا محتوا نامناسب آنرا گزارش کنید.
      کانال تلگرام بایکوت
    • توسط Bittelo
      نام رمان : منم ملی
      نام نویسنده: @Bittelo
      ژانر:طنز، عاشقانه
      خلاصه:
      منم ملی، ملی دلقک، ملی بی کار، ملی بدبخت، ملی شهرم، ملی محله ، ملی کوچه و بازار، ملی خانواده م. دختر احمد پدری بی خیال . نوه غلامرضا ؛ پدر بزرگ بی خیال ترم ، نبیره مراد خان بی خیال ترین جدم.
      خانواده ام به شادی و هیاهو خانه را بدرود گفتند و وارد عمارت عمه ام شدند . نگذاشتم رنج و آزاری از جانب آن مار دو سر به خانواده ام وارد آید. من برای صلح کوشیدم ؛ مجالسات عمه ام را برانداختم. بدبختی خانواده ام را پایان بخشیدم اجبار کردم آن ها را نیازارد .
      ارواح شوهر عمه هایم ز این کار خشنود شدند.برای من نزد ایزد دعا کردند و شفاعتم را خواستار شدند. روز گار داشت روی خوشش را به ما نشان می داد ؛ همگی ز خوشحالی می رقصیدیم و شادی می کردیم .وسایلی را که عمه ام ویران کرده بود از نو خریدیم . تمام سی دی ها و نوار کاست هایی را که گم گشته بودند را برگرداندم و تمام سیخ ها و دمپایی های عمه ام را ویران کردیم.
      خانواده را به آسایش فرا خواندم و خانواده ای محکم را بنا کردیم ولی بعد از اینها خودم بودم و خودم تازه بدبختی هایم داشت شروع می شد
    • توسط sajjad
      مهمان این برنامه کتاب باز سردبیر فصل نامه فرم و نقد بود.
      سینما و ادبیات چه نسبتی باهم دارند؟
      س: یادتونه اولین بار ما همدیگرو کجا دیدیم ؟
      توی کتابخونه کانون فرهگی پرورش فکری کودک و نوجوان ۲۰ سال پیش هر روز شما میرفتین پشت یه میز منم پشت یه میز دیگه ..
      ص: فصل نامه فرم نقد دربارش بگید
      ف: مجله ای است که ۱۰۰ صفحه سینما داره ۱۰۰ صفحه هم ادبیات تماما هم نقده و نسیه توش نیست.
      ص: چرا ادبیات؟ چرا داستان؟ چرا نقد ؟
      ف: من فکر میکنم که ادبیات به مراتب از سینما مهمتره چون ادبیات تونش و ربطش به انساسن خیلی بیشتر از سینماست، ادبیات بیشتر ادم میسازه تا سینما، ادبیات بیشتر مارو با خودمون اشنا میکنه و با جهان پیرامونمون ...
      ادبیات کاری میکنه که هیچ مدیوم دیگه ای نمیتونه بکنه تخیل رو شوکوفا میکنه، سینما نمیتونه موسیقی نمیتونه حتی هیچ مدیوم دیگه نمیتونه ...
      یعنی کسی که میاد پیش من و میگه من میخوام نقد بنویسم و بفهمم و چه خبره میگم برو رمان بخون ...
      پشت ادم اگر رمان باشه رمان های کلاسیک فرهنگی و ایرونی و ادبیات کلاسیک ایرون قطعا درست تر جلو میره تا اینکه این پشت خالی باشه ....
      نسل ما ادبیات با ما مانوس بود من یادمه توی دوره دبیرستان رمان هایی که بود ما چیزی جا نمیذاشتیم. شعر میخوندیم رمان میخوندیمن. شعر اخوان یادمه توی دوران دبیرستان که با دوستان میخوندیم شعر و رمان و رمان و رمان ....
      شاید اون پشتوانه اصلیه منه در این حیطه یعنی تخیل رو میفهمم فکر میکنم ادمی که داستایوسفکی نخونده چخوف نخونده پوشکین نخونده امیلی پست نخونده همینگوی نخونده فالکنر نخونده کمیتش خیلی میلنگه ....
      و ادم هایی که اینارو درست خوندن و منم بعد از دو دهه دوباره دارم ادبیات میخونم و جلسات نقد ادبی هم تا چند وقت پیش توی کافه داشتیم. به شدت دارم لذت میبرم و به شدت دارم چیزای جدید یاد میگیرم.
      بحث فرم و من ظاهرا ادم فرموله کننده ای توی ایرانم خیلی اش رو مدیون ادبیاتم یعنی خیلیشیو مدیونه اینم که یه کسی به یه لغت به یه مکث توی لغت تبدیل میکنه یه حس رو این چقدر فرمه !
      س: اینو توضیح میدین؟
      ف: اجازه بدید قبل از این که اینو توضیح بدم ی نکته عرض کنم ما معمولا گفتم رمان نمیخونیم نسل امروز رو عرض میکنم و پشتمون خالیه از تخیل یعنی بدونه رمان تخیلی درکار نیست به نظر من ...  یعنی تخیل تربیت شده ای در کار نیست ...
      ادم نمیتونه هم زندگی رو تجربه کنه و تجربه های این همه ادم رو اما رمان به ما این تجربه هارو منتقل میکنه و همه بخشیش رو بهمون منتقل میکنه اگه کنش خوندن یاد بگیریم، نه این که بخونیم بگیم چی بود ؟ نه مهم نیست چی بود ! مهم اینه چگونه بود !!!
      همه بحث فرم که تو سوال کردی هم همین بود چگونه بود ! این که قصه اینجا تموم شد یا فرم سریالمون یا فلان فیلم خیلی اهمیت نداره تازه چه هم توی دل چگونه هست. یعنی وقتی چگونه درست باشه چه اش از دل اون درمیاد.
      س: ولی شما همیشه طرفدار چگونه هستید اینو میدونم ولی اگه این دوتا باهم ترکیب بشه چی ؟ یعنی این که مهم که بگیم چی چگونه بود ...
      این به نظرم قدم اوله که بگیم چی چگونه بود ؟ یعنی داریم اصالت رو به چی میدیم اما وقتی بگیم چگونه بود ؟ این دمکراسی هم قائلیم برای همه آدم های که هرچی میخوان بگن اما بلد باشن بگن اما درست بگن تازه از اونجا که درست گفتن حالا دعوامون تازه شروع میشه !
      اما اونایی که خیلی ادعای ارزشی دارن خیلی ادعای روشن فکری دارن خیلی ادعای فلسفی دارن و چگونه ندارن ادعاشون رو هواست چی راجع بهش حرف میزنن !وقتی بلد نیستن حرف بزنن ...
      حالا اگه بحث قبلی رو بخوایم ادامه بدیم فرق ادم با دیگر موجودات که آفریده شدن چیه ؟ بعضی ها میگن کاره، بعضی ها میگن کلامه، من یه ذره اونورترم میگم قصه هست ... ادم با قصه تعریف میشه ادمی که قصه نداره ادم نیست! و ادمی که به قصه علاقه نداره ادم نیست! و مرگ براش بهتره ...
      یاد شهرزاد بیوفت، شهرزاد قصه تو قصه میبرد واقعه تو واقعه که مرگ پشت در بمونه مرگ میگفت یا قصه بگو یا بمیر و اون قصه میگفت ...
      یعنی قصه غیر از این که تخیل رو و ادم رو و قصه ادمیزاد رو عقب روندن مرگه ...
      قصه زندگیه مونادی زندگیه حالا میفهمی چرا میگم ادبیات مهمتر از سینماست و اگر سینماییم دوست دارم قطعا سینمای قصه گوست به زبون تصویر ولی واژه و کلام قلدر تر از تصویره یعنی چی ؟
      یعنی شما نمیتونی چیزایی که نوشته میشه خیلی چیزایی که نوشته میشه ترجمه کنی به تصویر شما نمیتونی هیچ بیت حافظ رو ترجمه کنی به تصویر ...   شما نمیتونی خیلی از حس های انسانی توی ادبیات کلاسیک رو تصویریش کنی، درنمیاد اصلا و تازه دارم فکر میکنم که هیچ مدیومی نمیتونه مدیوم دیگرو بپوشونه هر مدیومی مستقله، فرم خودش رو داره و پدیدار و معینه که ترجمه ناپذیره به همین دلیل باز بگم به نظرم ادبیات ادم میسازه تخیل رشد میده، چشم مارو باز تر میکنه، مارو لطف تر میکنه، مارو سخت تر میکنه، و آمادگی برامون به وجود میاره که با مرگ دست و پنجه نرم کنیم و مرگ رو عقب برونیم.
      س: اقای فراستی من سوال بعدیم هم درباره تیتر یک همین فصل نامه هست (فرم و نقد)  یه مطلبی از ویزینیو ولف چگونه باید کتاب خوند ؟
      ف: شاهکاریه یعنی تو نخوندی امشب بخونی زنگ میزنی به من میگی دمتون گرم بی نظیر مطلب!
      س: اقای فراستی چگونه باید دکتاب خواند؟
      خیلی این سخته! خیلی باید ادم خودشو تقویت کنه تا بتونه درست کتاب بخونه. به نظرم گزینش نباید کرد اول، کتاب ادبیات خوب که دستت میرسه بخون.
      اگه کتاب زنده باشه همچنان ...
      مثال میزنم این کتاب برای زنده یاد احمد محموده من اخیرا زمین سوختشو خوندم از اون کتاب هایی بود که از دستم در رفته بود که ذدزیازه  جنگه مرسی درباره سه ماه اول جنگه که از سطر اول تو هیچی نمیدونی روای شروع میکنه تو خیابون راه رفتن و حرفای مردم رو شنیدن و منتقل کردن حرف ها ...
      انگار که اون موقع است که شهریوره ۵۹ و تو توی اهوازی با این مردم جونوبی که داره تجواز عراق شروع میشه ..
      انقدر این کتاب تواناست توی فرم که تو دل میدی و میری جلو نمیذاره کات کنی یه نفس مجبوری بری آدم هارو میشناسی حرکت رو میفهمی محمود معتقده که کتاب رمان توصیف و حرکت در توصیف نیست خود حرکته!
      یعنی اگه میخواد بهت بگه که طرف گرمش بود و چطور ....
      اگر مشکل نگارشی داشت ببخشید و در زیر پست صحیحش رو بگید.
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      تو باران بودی و من رود ِ بی آب
      جدایم کردی تو ، از بستر خواب
      نجاتم دادی از سلول زندان
      رهایم کردی در دامان سیلاب
      .......................................
      ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
       
       

    • توسط sajjad
      قابل توجه خانم های محترمه وآقایان محترمی که تصمیم به جدائی واقامه دعوی درداد گاه های خانواده رادارند.لطفآصادقانه وبه دورازهرگونه بغض وکینه ،قبل ازهراقدام نسنجیده وشتا بزده ، هریک اززوجین با آرامش کا مل براساس واقعیات آشکاروپنها ن خود وهمسرتان ، با خلوت گزینی ،به سئولات ذ یل با دقت وبدون پرده پوشی پاسخ داده وحتی جزئیات را نیزبیان فرمایید.چراکه به تجربه ثابت شده کلید رمزگشای اکثرمشکلات مبتلابه زندگی زنا شوئی دربیان جزئیات نهفته است.
      لطفآپاسخ سئوالات رابه ترتیپ شماره ، درصفحه دیگری بنویسید وبا هما هنگی همسرتان درنشستی سمبلیک درمحضردادگاه ،خودتان قاضی شده وبا مقایسه پاسخهای خود وهمسرتان ،مسائل مورد اختلافتان را شناسائی نموده و موشکافانه بررسی ومورد تجزیه وتحلیل قرارداده وتصمیمی عقلا ئی اتخا ذ فرمایید.
      1- سن،تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی خود را دقیق وکا مل بنویسید.
      2- سن، تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی همسرخود را دقیق وکا مل بنویسید.
      3- تحصیلات ،موقعیت اجتماعی وکاری خانواده درجه یک(پدرومادر) خود را دقیق بنویسید.
      4- تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی وکاری خا نواده درجه یک (پدرومادر) همسرخودرابنویسید.
      5- درحد اطلاع وتوان شناخت ودرک خودتان ،نقا ط قوت وضعف خودتان را به تفکیک دقیق وکا مل بنویسید.
      6- درحد اطلاع وتوان شناخت ودرک خودتان ،نقا ط قوت وضعف همسرتان را به نفکیک دقیق وکا مل بنویسید.
      7- آیادرمجموع اززندگی درکنارهمسرتان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آنرا دقیق وکا مل شرح دهید.
      8- آیا ازنقش پدرومادرخودتان درطول زندگی وبویژه دوران زنا شوئی تان راضی بوده وهستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن رابویژه دردوران زندگی زنا شوئی تان شرح دهید.
      9- -آیا ازنقش پدرومادر همسرتان درطول زندگی زناشوئی تان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلائل آن بویژه درارتبا ط با مسائل اخیرتان را دقیق شرح دهید.
      10- واکنش شما دربرابرانتقادات دیگران وبویژه همسرونزدیکا نتان چگونه است ؟ لطفآبه تفکیک شرح دهید.
      11 - واکنش همسرتان دربرابرانتقا دات دیگران وبویژه خودتان ونزدیکا نتان چگونه است ؟ لطفآ به تفکیک شرح دهید.
      12- واکنش شما درمسائل اجتماعی مثلآ درترا فیک ،بوق زد نهای نا بجا ،مشاهده پرخا شگری وبرخورد فیزیکی دیگران چیست ؟ لطفآ دقیق شرح دهید.
      13- واکنش همسرتان درمسائل اجتماعی مثلآ درترافیک ،بوق زد نهای نا بجا ، مشاهده پرخا شگری وبرخورد فیزیکی دیگران چیست ؟ لطفآ دقیق شرح دهید.
      14- آیا ازشهرومحل زندگی وکارتان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است دلا ئل آن را دقیق شرح دهید.
      15- آیا با همسرتان رابطه معقول وکا مل جنسی دارید ؟ اگرپاسخ منفی است دلا ئل آن را صادقانه وکامل شرح دهید.
      16: آیا درارتباط با مسائل جنسی وبرقراری آن ، با همسرتان توافق دارید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن را صا د قانه وکا مل شرح دهید .
      17: آیا درارتبا ط با مسا ئل جنسی ازهمسرتان توقع وانتظاررفتارخا صی دارید ؟ اگرپاسخ مثبت است دلا ئل آن را شرح داده وخواسته تان را صا دقانه بیان فرما ئید .
      18: آیا به مواد مخد ر ویا مشروبات الکلی اعتیا د دارید ؟ اگرپاسخ مثبت است لطفآ کم وکیف علا قه مندی خود به ادامه یا ترک آن را کا مل شرح دهید.
      19: آیا همسرتان به موا د مخد ر ویا مشروبا ت الکلی اعتیا د دارد ؟ اگرپاسخ مثبت است لطفآ کم وکیف وعلاقه مندی ایشان به ادامه یا ترک آن را کا مل شرح دهید.
      20:آیا درمجموع خود را فردی خوشبخت وموفق میدانید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن را شرح دهید.
      درخاتمه درخواست وبرآن تاکید میشود ازآنجایی که این روش ابرازاحسا سات متقا بل زوجین با هد ف ریشه یابی و خاتمه دادن به اختلا فات وبازگشت به کا نون گرم خانواده ،کاملآ خصوصی وتنها توسط آنها تحریرودرپیشگاه وجدان خودشان ودرمحضر داد گاهی سمبلیک افشا میشوند ،نیازی به نگهداری آنها نیست وباید امحاء شوند لذا طلب مینماید زوجین به سئوالات فوق الذکرصا دقانه وبدون پنهان کاری مسا ئل هرچند بسیارکم اهمیت ازدید خود شان پاسخ فرمایند تا نتیجه اصولی ومطلوب ازآن حا صل گرد د.
      لازم بذکراینکه،ازآنجائی که هستند همسرانی که علیرغم توانمندی درریشه یابی وحل وفصل مسا ئل مورد اختلاف فیما بین ،ترجیح میدهند ازمشا وران حرفه ای نیزکمک بگیرند ، برهمین اسا س سعی شد پرسش وپا سخها بگونه ای علمی وکارشنا سانه تهیه شوند تا قابل استفاده برای همه عزیزان با دید گاه های متفاوت باشند وزوجین بتوانند درصورت تمایل عین لیستهای تهیه شده را بمنظورتسریع وحصول نتیجه بهترازجلسا ت مشاوره ،به آن مراکزارائه نمایند. درهمین راستا از تما می شما سروران وصاحب نظران فرهیخته بویژه اساتید محترم حوزه ودانشگاه ، استدعا وانتظاردارد با درج کامنت های خود دربخش نظرات ،ما را ازهرگونه کاستی واشتبا هات احتمالی این مطا لب آگاه نموده ونظرات اصلاحی خود را درج نمایید تا همگان ازآن بهره مند شویم . همیشه شا د زید واندیشه تان نیکوباد.
      نویسنده: اسماعیل توکل نیا
      منبع: عمارنامه
    • توسط sajjad
      الوی:یه نفر میره پیش روانپزشک و میگه: «دکتر، برادر من دیوونه‌ست. اون فکر می‌کنه که یه مرغه!» بعد دکتر میگه: «خب چرا نمی‌فرستیش بیمارستان؟» بعد اون یارو میگه: «می‌خواستم بفرستمش، ولی من تخم‌مرغ نیاز دارم!» خب من حدس می‌زنم که این تا حد زیادی شبیه احساس من نسبت به "روابط زن و مرد" هست. روابطی که کاملا غیرمنطقی، دیوانه‌کننده و مسخره‌ست. اما گمونم بیشترمون به این روابط ادامه میدیم به این دلیل که به تخم‌مرغ‌هاش نیاز داریم.»
      بخشی از دیالوگ فیلم آنی هال وودی آلن
      بچه که بودیم جُک‌های زیادی از این دست برای هم نقل می‌کردیم و کلی می‌خندیدیم، لوکیشن همه این جُک‌ها، تیمارستانی بود و یک دیوانه که به نظر می‌رسید عاقل شده است. پزشک معالج می‌رفت کنار دیوانه معقول و از او سوالی می‌کرد و در نهایت معلوم می‌شد که آن دیوانه هنوز عاقل نشده است. بگذارید چند نمونه از آن جک‌های بی‌مزه دوران کودکی خود را برایتان تعریف کنم:
      به همه دیوانه‌ها گفتند الان شما یک موتور آخرین مدل دارید، رویش بنشینید و موتورسواری کنید، همه دیوانه‌ها شروع کردند به قام‌قام کردن و موتورسواری جز یکی از دیوانه‌ها، دکتر رفت و از او پرسید:«عزیزم تو چرا موتورسواری نمی‌کنی؟»، دیوانه پاسخ داد: «عزیزم منتظر تو بودم، بشین ترکم با هم بریم.» همه دیوانه‌ها را بردند لب یک استخر خالی و به آن‌ها گفتند بروید شنا کنید، همه دیوانه‌ها ادای شنا کردن درآورند، هر کدام به سیاق خودشان رفتند. بعضی‌هایشان رفتند داخل استخر و حتی بعضی‌هایشان پریدند و دست و پایشان شکست، اما طبق معمول یک نفر خیلی متفکرانه کنار دیوار ایستاد و به دیگران خیره شد. پزشک از او پرسید: «عزیزم تو چرا شنا نمی‌کنی؟» دیوانه پاسخ داد: «کدوم آدم عاقلی رو می‌شناسید که شنا بلد نباشه و بره توی همچین استخر عمیقی.» خب این روزها باید یک کسی را پیدا کنیم که از خود پزشک هم یک سوالی بکند. بعید می‌دانم که این روزها پزشکان هم حال بهتری از بیمارانشان داشته باشند. این روزها اگر روح و روان همه درد می‌کند، آن پزشک‌ها و متخصص‌ها اگر بدتر از بقیه نباشند بهتر نیستند، می‌دانید چرا؟ چون فکر می‌کنند که حالشان بهتر از بقیه است و باید نسخه همه را بپیچند. این نسخه البته فقط به روانپزشکان محدود نمی‌شود، همه آن‌هایی که داعیه حال خوب دارند از دو حال خارج نیستند یا خودشان را از محیط دور کرده‌اند و پناه برده‌اند با دنیایی نادیدنی (از یوگا و مدیتیشن و ...) که البته خیلی هم خوب است به شرط آنکه آدم شبیه کبک سر در برف فروکرده نشود یا اینکه توهم حال خوب دارد که این یکی خطرناک است و بسیاری از ما که در زمینه رشد فردی فعالیت داریم، با این خطر روبه‌روییم.
      ما این روزها کمتر به دستورالعمل احتیاج داریم و بیشتر به همدلی، رحم، شفقت و مرهم نهادن بر روی زخم‌های خود و اگر شد دیگری. مهربانی آموزش دادنی نیست، مهربانی لمس کردنی است. هیچ کس نمی‌تواند به شما بگوید با دیگران یا خودت مهربان باش بدون آنکه شما مهربانی، شفقت، همدلی و رحم را را از سوی او احساس کنید.
      صادقانه بگویم ما همه دیوانه‌ هستیم، دیوانه نبودیم، دیوانه شده‌ایم. بیایید دیوانه‌هایی باشیم که با هم مهربانیم.
      نویسنده: زیبا مغربی
      وبلاگ‌نویس در سایت نیمه تاریک
    • توسط sajjad
      سایت سعی شده کاربر پسند و استاندارد تهیه شود،در حال حاظر بیش از 100000صفحه داردو 400.000 کاربر دارد. بیشترین صفحات سایت مربوط به راهنما و اطلاعات گردشگری لست که تمامی اطلاعات توسط مترجمان اختصاصی و توسط کاربران تهیه شده است و اطلاعات بسیار کاربردی در آن یافت میشود. تورها به روز هستند و آژانس ها توسط کنترل پنل اختصاصی خود آنها را مدیریت می نمایند. بازدید بسیار بالای سایت به همراه تعداد کاربران زیاد از عوامل کلیدی سایت هستند.
      ورود به سایت
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×