رفتن به مطلب

Recommended Posts

شروع برنامه نویسی

یادگیری هر کسی با کسی دیگه متفاوته. من نمیتونم روش کلی بگم. اجازه بدید داستان خودمو براتون تعریف کنم:.

تقریباً 15 سالم بود که داشتم به برنامه نویسی علاقه‌مند میشدم و با html و css شروع کردم. اونموقع ها نهایت کاری که میکردم این بود یه وردپرس بزنم و افزونه و قالب نصب کنم و ادیتشون کنم. و خب درواقع پروژه خاص و حرفه‌ای ای انجام نمی‌دادم. همین باعث شد که تقریباً طی 4 سال چندین بار html و css بخونم و درنهایت بازم هیچی بلد نباشم چون تقریبا تمرین عملی نداشتم. اومدم دانشگاه و تو جو رقابتی با چند تا از بچه‌ها قرار گرفتیم و باعث شد اعتماد به نفس اینو پیدا کنم که پروژه واقعی انجام بدم، درصورتی که بازم دانش زیادی نداشتم. برای دست گرمی یه عکس از یک وبسایت گیراوردم و شروع کردم به کد زنیش. بیشتر کد هایی که پیاده کردم با آزمون و خطا بود یا با سرچ! درواقع 4 سال و چند باری که html خوندنم اونقدری کمک نکرده بود!! اونجا بود که متوجه شدم اینکه چقدر برای انجام یک کار دورخیز میکنیم مهم نیست، مهم اینه که واقا میخوایم اون کار رو انجام بدیم و شروعش می‌کنیم یا نه!

بعد از اون قضیه دیگه آموزش من پروژه محور شد. یکم چشم و گوشتونو باز کنین کلی پروژه به چشمتون میخوره که یا بقیه بهتون پیشنهاد کردن یا خودتون باید پیشنهاد بدید و بگیریدش. من پروژه هایی رو انتخاب می‌کردم که با کمی تحقیق در موردشون این حسو داشتم که میتونم انجامشون بدم(حتی اگه در اون لحظه دانششو نداشتم. این روش یسری حسن داره:

  •     اولاً اینکه درگیر کار می‌شید و میبینید چیو باید یاد بگیرید و چیزای اضافیو یاد نمیگیرید(بعدها نیاز پیدا کنید یاد میگیرید). مهم اینه که شما راه میوفتید
  •     عقلانیه که پروژه هایی که قبول کردید انتظار زیادی ازتون ندارن و لزومی نداره کار خیلی حرفه‌ای تحویل بدید(البته نه به این معنا که تلاش نکنین)
  •     در قبال یادگیریتون پول هم دریافت میکنید. شاید مقدار زیادی نباشه ولی شیرین‌ترینه

هنوزم که هنوزه دارم از این روش جواب میگیرم. همین وبلاگی که می‌بینید بهونه ای شد که reactjs یاد بگیرم درحالی که میتونستم خیلی راحت با وردپرس بزنم. اما دنبال یه پروژه ای بودم که باهاش ریکت یاد بگیرم و البته مدت ها بود میخواستم وبلاگ بزنم. البته اینجور پروژه ها معمولاً مشکلات و چالش هایی دارن که به مرور زمان حل میشن.

آها یه نکته رو یادم رفت بگم… اگه میخواید لایببری جدید یاد بگیرید از example ها کمک بگیرید. معمولاً لایبرری ها یسری example دارن که یه پروژه ساده باهاشون پیاده‌سازی شده. من مستقیم میرم سر تست اونا و سعی میکنم ادیتش کنم به چیزی که میخوام. هرجا هم مشکل بخورم از داکیومنتش کمک میگیرم یا سرچ میکنم.

روش دیگه ای هم هست اینکه اول مطالعه کنید و با دورخیز مناسبی وارد پروژه شید. درواقع بعضیا آکادمیک کار می‌کنن بعد عملی. شاید این بهترین روش باشه اما نه برای شروع! شما در اول راه برای شروع کار و پروژه نیاز به انگیزه دارید و چه انگیزه‌ای بهتر از تجربه انجامش؟!

چه زبان برنامه نویسی بهتره؟

واقعیتش اینه که هر زبانی هدفی داره. ولی اگه هنوز زبانی رو انتخاب نکرده‌اید نگران نباشید. بجا اینکه وسواس به خرج بدید و هی تحقیق کنید که اسمشو میذارم دورخیز برای یه شروع قوی(که معمولا اتفاق نمیوفته)، خودتونو درگیر یک زبان کنید و به مرور زمان زبان مورد علاقتونو پیدا میکنید. یک زبان قدیمی و با داکیومنت بالا بهترین انتخاب میتونه باشه. مثل پایتون یا c#. البته اگه پیشنهاد منو بخواید چیزی نیست جز پایتون.

یه توصیه: تو دنیای نرم‌افزار، با همون تکنولوژی که راه دستته و کارت رو راه می اندازه شروع کن، هر وقت به نقطه‌ای رسیدی که کارت دیگه راه نیافتاد خودت می‌فهمی وقت تغییره و باید سراغ چی بری.

برنامه نویسی دسکتاپ، وب و یا موبایل؟

شاید امروزه برنامه نویسی موبایل خیلی رو بورس باشه و نقش وب کمرنگ تر بنظر بیاد. اما اکثر برنامه‌های موبایل به وب وابسته اند. برنامه نویسی دسکتاپ هم دچار تحول بوده و دیگه کمتر اپ دسکتاپ می‌بینیم اما حوزه های جدیدی در برنامه نویسی بوجود آمده مثل ماشین لرنینگ یا داده کاوی. شاید در ابتدای کار مجبور شید چند پلتفرم یا حوزه های مختلف امتحان کنید تا متوجه شید به چی علاقه دارید.

از چه منبعی یاد بگیرم؟

برای یادگیری از هر منبعی میتونید استفاده کنید. بعضی منبع ها از بعضی دیگه بهترن ولی بهترین منبع اونیه که شما باهاش ارتباط برقرار می‌کنید. بطور مثال جادی در یک دوره ای به اسم بستون، یه چیز هایی در مورد django گفت در حالی که هدفش آموزش جانگو نبود و شاید مطالب جانگویی که گفت زیاد حرفه‌ای نبود. ولی همون کافی بود تا منو با جانگو آشنا کنه و بقیه چیز هاشو به مرور زمان و طی پروژه های مختلف یاد گرفتم(البته دنیای برنامه نویسی یه چیز نامحدودیه و هیچ‌وقت یادگیری متوقف نمیشه). درواقع اون آموزش برای من مفید بود بخاطر اینکه یه حداعقلاتی به من یاد داد و اعتماد به نفس و انگیزه منو برای یادگیری بیشتر کرد.

برنامه نویسی کار کردم ولی یادم میره. چه کنم؟

تمرین تمرین تمرین. برنامه نویسی دقیقاً یک ورزش ذهنیه و همونطوری که ورزشکار نیاز به تمرین داره تا رو فرم بمونه، برنامه نویس هم باید از ذهنش استفاده کنه و اینطوری خودشو آماده نگه داره(چه برای یادگیری چیز جدید، چه برای استفاده از دانش قبلی)

اگرم برای کار های تکراری مجدداً سرچ می‌کنید یا از کد پروژه های قبلیتون کمک میگیرید، نگران نباشید. شما مثل حرفه‌ای ترین برنامه نویس ها عمل می‌کنید:)

بازارکار برای برنامه نویسی چطوره؟

نمیخوام در مورد بازار در این پست حرف بزنم چون بحث‌های زیادی داره. بطور کلی شما هرچی رو واقا دوست داشته باشید و مهارت داشته باشید میتونید ازش پول بدست بیارید. چه برسه به برنامه نویسی که الان خیلی هم رو بورسه.

چند نکته:

  •     الزاماً هرکی که دانش آکادمیک داره، نمیتونه عملی پیادش کنه. بخاطر همینه که معمولا استاد دانشگاه‌ها حتی اگه مبحثی رو تسلط دارن نمیتونن در عمل پیاده سازیش کنند.
  •     اگه میخواید در عمل خوب باشید، تمرین کنید. مطالعه کافی نیست.
  •     از گرفتن پروژه نترسید.
  •     پروژه ای که با علایقتون همسو نیست نگیرید، حتی اگه پول توش باشه. اولاً زمانتون برای لذت از زندگی محدوده و باید با چیزایی که خوشحالتون میکنه وقت بگذرونید. دوماً همون وقتو میتونید بذارید و چیزایی یاد بگیرید که روی آیندتون تأثیر داره.
  •     و از همه مهمتر، سخت نگیرید. برید دنبال علاقتون و خودتونو درگیرش کنید.

منبع: ویرگول

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      من هم مثل خیلی از آدم‌های فعال در جهان مجازی، وب رو از طریق وبلاگ درک کردم. دارم درباره‌ی دورانی صحبت می‌کنم که شبکه‌های اجتماعی نقشی به پررنگی امروز نداشتند و کارکردهای متعددی که این‌روزها وب و موبایل یه زندگی‌مون اضافه کرده، وجود نداشت. چیزی که به اسم تلفن هوشمند می‌خریدیم در قیاس با ضعیف‌ترین ورژن از گوشی‌های اندروید امروزی، یک شوخی مسخره بود و عملا کار خاصی جز خواندن و گاها نوشتن نمی‌شد انجام داد.
      وب نسخه‌ی یک، امکان‌های کمی برای تعامل در اختیار مخاطب می‌داد و حقیقتا، انتظارش هم خیلی وجود نداشت. در کنار این شرایط که بعد تکنولوژیک ماجرا بود، سرعت پایین اینترنت و دسترسی ناپایدار و دشوار به اینترنت هم، مزید علتی بود که توقع از این فضا محدود به محتوای متنی و یک‌طرفه باشه. نهایت تعامل، کامنت بود و چت‌های یاهو مسنجر!
      فکر می‌کنم که ماه عسل وب با تعریف فوق چیزی کمتر از سه سال دوام داشت و بعد از اون، این شبکه‌های اجتماعی بودند که هرروز پررنگ‌تر و پرمخاطب‌تر می‌شدند. طیف گسترده‌تری از مردم به سمت وب آمدند، موبایل‌ها هوشمند شد و دسترسی رو سریع‌تر و آسون‌تر کرد و در نهایت، سبک و شیوه‌ی استفاده از این بستر ارتباطی به کل دچار تغییر شد. چیزی که ۱۰ سال پیش سنگ بنای تجربه‌ی ما از وب شد، امروز عملا یا دیگه وجود نداره یا به بخشی خلوت و متروک از این فضا تبدیل شده.
      آیا من از توسعه و رشد این اتمسفر ناراحت و ناراضی‌ام؟ ابدا نه! امروز ما از بستری بالغ‌تر، کامل‌تر و در عین حال ساده‌تر و کارامدتر استفاده می‌کنیم. اگر پیش از این وب به عنوان یک عنصر تزئینی جذاب کارکرد داشت، الان بخشی جذایی ناپذیر از زندگی و کار ماست و عملا این تغییر جایگاه به واسطه‌ی رشد و تکاملی که اتفاق افتاده، واقع شده. چیزی که من رو ناراحت، یا بهتره بگم دلتنگ می‌کنه، کاهش کمیت، کیفیت و «اهمیت» وبلاگ و وبلاگ نویسیه. اینکه بخوام تجربه و ادراک خودم رو از بلاگ توصیف کنم، برای نسلی که از محل سوشال مدیا درگیر این فضا شده حقیقتا کار سختیه. واقعیت اینه که وبلاگ، به عنوان زیرساختی ایده‌آل برای تولید محتوای شخصی، بیش از همیشه به حاشیه رانده شده و عملا بلاگر فعال و متخصص فارسی زبانی که بشه معرفی کرد، کمتر از انگشتان دو دسته. شاید حجم تولید محتوا صدها برابر بزرگتر از قبل شده باشه، اما بلاگ صرفا «محتوا» نیست و ابزاری قدرتمند برای فهمیدن و فهماندنه. 
      بیش از همه، خودم از خودم شاکی و عاصی‌ام که چرا اینقدر از این موهب دور افتادم، و در وهله‌ی ثانی ناراحت و نگرانم که چرا خوبانی که پیش‌تر، به واسطه‌ی بلاگر بودن مطرح و محبوب بودند، امروز کمتر از همیشه به این فعل مشغول میشن. لذا در حد توان و سوادم، خواستم که چند پست وبلاگ برای «وبلاگ» بنوسیم. باشید که بکار آید‌ 📷
      چرا وبلاگ نمی‌نویسیم؟
      دلایلی که در پس این خط میارم، مجموعه‌ی ادراکات شخصی من درباره‌ی کاهش تمایل آدم‌های مختلف به وبلاگ‌نویسیه، و طبعا دلایل خاصه‌ی من هم بین‌شون هست. اگر دلیل و منطقی رو کم دیدید، لطفا بهم گوشزد کنید:
      مخاطب: میل به نوشتن از محلِ میل به خوانده شدن میاد. اگر من بخوام «برای خودم» بنوسیم، دفترچه خاطرات امن‌تر و ساده‌تره و دلیلی برای این تشریفات نیست. جامعه‌ی مخاطب، امروز ترجیحش رو برای خوندن متون طولانی از دست داده و به خوندن متون یکی-دو خطی اکتفا می‌کنه. شبکه‌های اجتماعی، خاصه تویتر و فیسبوک، عاملین این تغییر عادتند و عملا کار خاصی در مقابل این تغییر عادت نمیشه کار. سرویس‌های مثل مدیوم و ویرگول برای مساله‌ی مخاطب، راهکارهایی ارائه کردند که تا حدودی هم تونسته موفق باشه. اما به نظرم، مساله کمی بنیادی‌تر از این ماجراست و همونطور که گفتم، غول‌ شبکه‌های اجتماعی به این سادگی‌ها نمیشه پشت سر گذاشت. شبکه‌های اجتماعی: شبکه‌های اجتماعی علاوه بر اینکه مخاطبین و مصرف کنندگان محتوا رو بیشتر از همیشه به سمت خودشون جلب کردند، پدیدآورنگان محتوا رو هم در دل خودشون جای دادند. واقعیت اینه که تولید محتوا در سوشال به مراتب ساده‌تر از وبلاگه، دریافت بازخورد آنی جذابیت بالایی داره و در نهایت، فعالیت مستمر در تویتر یا فیسبوک یا لیندیکن، از سادگی بیشتری نسبت به مدیریت و راهبری یه بلاگ برخوراره. منِ بلاگر وقتی در مقابل این پیشنهاد تازه قرار می‌گیرم، و وقتی از کاهش شدید مخاطبم مطلعم، دلایل کمی برای ادامه به وبلاگ نویسی پیدا می‌کنم. بخش مهم چیزی که از محل «نوشتن» دنبالش بودم رو شبکه‌های اجتماعی به من میدن و عملا ادامه دادن به مسیر قبلی رو نمی‌تونم توجیه کنم. تمرکز: از هر دری که وارد میشیم، شبکه‌های اجتماعی خودنمایی می‌کنند! تحقیقات خیلی زیادی وجود داره که نشون میده شبکه‌های اجتماعی، میزان و عمق تمرکز آدم‌ها رو کاهش دادند. این موضوع چندان بی‌ربط به تغییر سلیقه‌ی کاربر هم نیست و در عمل، آدم‌ها وقتی با تنوع بیشتری از پیام و محتوا روی شبکه‌های اجتماعی مواجه میشن، عملا تمرکز کمتری به هرکدوم از اون صدها توییت و تصویر می‌کنند. در این شرایط، خوندن یه پست ۱۰۰۰ کلمه‌ای دیگه نه تنها ساده نیست، که حتی ممکنه عذاب آور باشه. کاربر عادت کرده که در کمتر از ۲۰ دقیقه به صدها موضوع سرک بکشه و حالا ما بهش پیشنهاد می‌کنیم که اون زمان رو صرف خوندن تنها یک محتوا بکن. در ظاهر، پیشنهاد جذابی نیست!     زمان: وبلاگ‌نویسی خوب زمان‌بره. نویسنده باید درباره‌ی موضوع فکر کنه، اتود اولیه رو بنوسیه، اون رو تفصیل بده و در نهایت ویراستاری کنه. انتخاب عنوان و تصویر و موخره و… هم به زمان نیاز داره. لذا نوشتن یه پست ۷۰۰ کلمه‌ای در ایده‌آل‌ترین حالت، چیزی حدود یک ساعت از زمان محدود نویسنده رو به خودش اختصاص می‌ده. واقعیت اینه که بلاگر خوب، احتمالا آدم مشغولیه و پیدا کردن این باکس زمانی برای نوشتن یک مطلب (که تخمین واقعا پایین زدم!) چندان کار ساده‌ای نیست. همه‌ی این‌ها رو گفتم که بگم وبلاگ‌نویسی در عصر حاضر بیشتر به نوعی از خودگذشتگی شبیهه! هرچند هنوز هم طیف قابل توجهی از افراد، وبلاگ خوندن رو به گشت‌وگذار در تویتر و اینستاگرام ترجیه میدن، اما وقتی درباره‌ی ماهیت رسانه و رسانه‌گری صحبت می‌کنیم، وبلاگ دستاویزهای کمی برای جلب توجه داره و عموما قافیه رو به سوشال می‌بازه.
      آیا باید بیخیال وبلاگ نویسی شد؟‌ قطعا نه! در این مطلب، برخی از دلایلی که سد راه وبلاگ نویسی هستند رو نوشتم تا به اندازه‌ی کافی شما رو از نوشتن دلسرد کنم! اما هنوز دلایل خیلی خوبی وجود داره که می‌تونه شما رو مجاب به وبلاگ نویسی کنه. بلاگری تضادی با سوشالر بودن نداره و شما می‌تونید (و می‌باید) بین استفاده از این دو بسته موازنه برقرار کنید. کار سختی نیست و توئمان، لذت‌بخش و مفیده. در ادامه‌ی این سلسه پست، درباره‌ی محسنات وبلاگ‌نویسی خواهم نوشت و پیشنهادهایی برای اینکه وبلاگ بهتری هوا کنیم رو تقدیم می‌کنم.
      منبع: islamizad
    • توسط sajjad
      نیم فاصله
      فرض کنید دارید مطلبی را برای چاپ یا حتی انتشار در وب آماده می‌کنید و متن چیزی شبیه به متن زیر است:
      در نگاه اول جمله بالا هیچ مشکلی ندارد ولی اگر متن justify شده باشد چطور؟ اگر کمی ابتدا متن طولانی‌تر شود، تغییری ایجاد خواهد شد؟
      با کمی دقت متوجه خواهید شد در کلمه "می خواهد" نصف کلمه در خط اول و نصف آن در خط دوم است. راه‌حل یا سولوشنی که برای حل این مشکل وجود دارد استفاده از نیم فاصله است. در واقع نیم فاصله یک کاراکتر با عرض خیلی کم است که کلمات را به هم می‌چسباند و "می خواهد" را به "می‌خواهد" تبدیل می‌کند. مثلا برای متن بالا:
      حالا با کمی دقت در همین مطلب یا دیگر مطالب ما، متوجه رعایت این مورد خواهید شد.
      برای ایجاد نیم فاصله می‌توان از چندین روش می‌توان استفاده کرد، مثلا کلیدهای ترکیبی Alt + 0157 یا کلیدهای ترکیبی Ctrl + Shift + 2 و غیره. همچنین برای ورد نیز می‌توانید این مورد را شخصی‌سازی کنید.
      ساده‌نویسی
      برای ساده‌نویسی فقط کافی است از جملات پیچیده و طولانی اجتناب کنید. فراموش نکنید که ساده‌نویسی به معنی محاوره‌نویسی نیست، بلکه استفاده از کلمات رسمی و در حین حال قابل‌فهم است.
      فارسی در برخی از متون تخصصی جایگاهی ندارد. درست است که زبان فارسی، زبان ادب-هنر است ولی این دلیل نمی‌شود که متعصبانه به آن نگاه کنیم و سعی کنیم هر کلمه‌ای را فارسی‌سازی کنیم. بهترین راه این است که ببینیم آیا کلمه‌ای معادل فارسی جا افتاده‌ای دارد و بد نیست نیم نگاهی نیز به جامعه مخاطب بیاندازیم و ببینیم از چه واژه یا اصطلاحی استفاده می‌کنند.
      در اولین مطالبی که در باورژن منتشر می‌کردیم، اصل ساده‌نویسی را رعایت نمی‌کردیم و سعی می‌کردیم ساعت‌ها وقت صرف یافتن یا ساختن معادل فارسی یک کلمه یا اصطلاح کنیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که این‌کار نه تنها سودی برای مخاطب ندارد باعث گیج‌تر شدن وی نیز می‌شود به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا کلمات را تا حد ممکن به شکل زبان اصلی بنویسیم و در صورت لزوم آن‌ها را توضیح دهیم؛ مثلا دیگر در مطالب جدیدمان از کلماتی مانند شی، رشته، پایگاه‌داده، محلی و یا منبع استفاده نمی‌کنیم و به جای آن‌ها از آبجکت، استرینگ، دیتابیس و لوکال و ریسورس استفاده می‌کنیم. دلیل این امر این است که این کلمات در قشر مخاطب ما جا افتاده است و اگر بخواهیم از اصلاحی فنی‌ در مطالب خود استفاده کنیم حتما آن را در قالب باکس‌های اصطلاحات فنی توضیح خواهیم داد.
      حذف ضمایر اضافی
      به جمله زیر دقت کنید:
      در جمله بالا "شما" ضمیر اضافه‌ای است که بهتر است حذف کنید.
      یا در مثال زیر "که" ضمیر اضافه است:
      شکل صحیح آن به صورت زیر است:
      حشو
      "تخته وایت‌برد" یکی از پراستفاده‌ترین حشوها است. حشو یعنی استفاده غیرضروری و پشت‌سرهم از چند کلمه که معنی و مفهوم یکسانی دارند. مثال:
      ذات اصل با شیرینی همراه است، پس بهتر است جمله به صورت زیر نوشته شود:
      برای اطلاعات بیشتر به ویکیپدیا مراجعه کنید.
      علائم نگارشی
      علائم نگارشی را بشناسید و در جای درست بکار ببرید:
      نقطه
      نقطه علامت پایان جملات خبری است. پس از پایان حرف یا حروفی که به صورت نشانه اختصاصی بکار رفته است نیز استفاده می‌شود.
      ویرگول
      کاربردهای زیادی دارد. مثلا بین کلمات هم‌پایه مانند جمله‌ای که در بخش ساده‌نویسی بکار بردیم:
      برای مکث کوتاه و هر گاه مکث باعث صحیح خواندن کلمات و جمله می‌شود. مثالی از دوران مدرسه:
      و یا
      البته ویرگول کاربردهای دیگری مانند استفاده بین اجزای جملات مرکب، برای جدا کردن اجزای نشانی، پس از منادا نیز دارد که خارج از حوصله این مطلب است.
      دو نقطه
      برای نوشتن مثال، معنی لغات در دیکشنری‌ها، قبل از نقل قول و هنگام نام بردن اجزای یک مجموعه کاربرد دارد:
      علامت توجه (تعجب)
      در پایان جملات تعجبی، تاکیدی و عاطفی از علامت "!" استفاده می‌شود.
      علامت سوال
      در پایان جملات پرسشی از علامت "؟" استفاده می‌شود. همچنین برای نشان دادن شک و تردید درباره یک موضوع نیز از علامت سوال داخل پرانتز استفاده می‌شود.
      خط فاصله
      وقتی فاصله بین دو شهر یا کشور یا غیره را بخواهیم نشان دهید به معنی "تا" و "به" کاربرد دارند:
      حتما در کلاس‌های زبان یا زیرنویس فیلم‌ها متوجه شده‌اید که در ابتدای مکالمات هر کدام از شخصیت‌ها یک علامت "-" برای جدا کردن دیالوگ‌ها استفاده می‌شود.
      هنگامی که بخواهیم دو جنبه مختلف از یک مفهوم را نشان بدهیم:
      نقطه ویرگول (نقطه‌بند)
      در بیان توضیح و مثال پیش از کلمه‌هایی مانند «مثلاً»، «فرضاً»، «یعنی» و…
      برای جداکردن جمله‌هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نظر می‌رسند ولی در یک عبارت طولانی بستگی معنایی دارند.
      سایر علائم نگارشی
      علائم نگارشی بسیار زیاد دیگری نیز مانند گیومه، سه نقطه و غیره نیز وجود دارند که بهتر است به کتاب‌های اشاره شده در پایان مطلب مراجعه کنید.
      نکته
      این علائم باید به کلمات قبل خود بچسبد و بعد از آن‌ها از یک فاصله استفاده شود. البته اگر جمله به پایان می‌رسد و بعد از آن جمله‌ای دیگر وجود ندارد، نیازی به فاصله بعد از آن نیست. فراموش نکنید که علائم نگارشی، کاربردهای دیگری نیز دارند که تنها بخشی از آن‌ها را نوشتیم.
      متن باکیفیت بخوانید
      بهترین را برای بهتر نوشتن، خواندن مطالب دارای کیفیت است. بهتر است در حوزه‌ای که می‌نویسید، یک Role Model انتخاب کنید و مطالب وی را دنبال کنید تا با به مرور قدرت نگارش خود را تقویت کنید.
      مراجع بیشتر
      کتاب‌های زیر در یادگیری بهتر نگارش مفید هستند:
      کتاب غلط ننویسیم اثر مرحوم ابوالحسن نجفی کتاب مزخرفات فارسی اثر رضا شکراللهی کتاب فرهنگ درست‌نویسی سخن اثر حسن انوری جمع‌بندی
      متن بالا یک جمع‌بندی کوتاه برای نگارش بهتر مطالب است و مطالب بسیار زیادی دیگری مانند کاربرد کلمه "را"، استفاده از "است" به جای "می‌باشد"، عددنویسی، خطای منطقی و غیره را پوشش ندادیم.
      فراموش نکنید که حتما مطالب خود را حداقل یکبار قبل از انتشار بخوانید. همچنین ویراستیار، افزونه‌ای (Add-on) برای نرم‌افزار ورد دارد که در موارد بسیاری مانند غلط‌یابی املایی، اصلاح نشانه‌گذاری و افزایش کیفیت مطالب شما کمک می‌کند.
      منبع: ویرگول
    • توسط sajjad
      در روز­گار خوش قدیم، از هک کردن برای درز دادن اطلاعات درباره‌­ی دستگاه‌ها و در­ کل فناوری اطلاعات استفاده می­شد. در سال­های اخیر به­ لطف بعضی اشخاص تبه­کار، هک کردن جنبه‌­ی تاریکی پیداکرده است. از طرفی دیگر شرکت­‌های زیادی هکر­ها را برای به امتحان گذاشتن نقاط ضعف و قوت خود استخدام می­کنند. این هکر­ها می­دانند کی دست نگه‌دارند و اعتماد مثبتی که ایجاد می­کنند برایشان درآمد زیادی به همراه دارد!
      اگر برای شیرجه زدن به این هنر و آموختن آن آماده هستید، این مقاله چند راهکار در اختیار شما می­گذارد و به شما کمک می­کند تا شروع کنید.
       
      بخش 1 قبل از اینکه هک کنید
      1- یک زبان برنامه‌نویسی یاد بگیرید.

      شما نباید خود را به زبان خاصی محدود کنید، اما اینجا راهنمایی‌ها وجود دارد.
      C زبانی است که یونیکس با آن ساخته شد. این زبان(به همراه اسمبلی) چیزی را یاد می­دهد که در هک کردن خیلی مهم است؛ یعنی چگونگی کارکرد حافظه. پایتون(Python) و روبی(Ruby) زبان­های قوی و سطح بالایی که می­توان از آن­ها برای خودکار کردن وظایف مختلف استفاده کرد. پرل(Perl) انتخابی منطقی در این زمینه است، درحالی‌که پی اچ پی (PHP) ارزش یادگرفتن را دارد چون‌که بیشتر اپلیکیشن­های تحت وب از پی اچ پی استفاده می­کنند بش(Bash) یک باید است. از این زبان می­توان در آلوده کردن دستور­های دستگاه‌های یونیکس/لینوکس استفاده کرد. یادگرفتن زبان اسمبلی(Assembly) واجب است. این زبان پایه‌­­ای است که پردازشگر شما آن را درک می­کند، و حالت­های مختلفی از آن وجود دارد. شما نمی­توانید واقعاً یک برنامه را دست‌کاری کنید اگر اسمبلی ندانید.
      2- هدف خود را بشناسید

      فرایند جمع‌­آوری اطلاعات درباره‌­ی هدف به نام سرشماری(enumeration) شناخته می­شود.
      بخش 2 قبل از اینکه هک کنید
      1- از یک ترمینال *nix برای فرمان­ها استفاده کنید.

      Cygwin به تقلید یک *nix برای کاربران ویندوز کمک می­کند. Nmap به‌طور خاص از WinPCap برای اجرا روی ویندوز استفاده می­کند و به Cygwin نیازی ندارد. Nmap به علت کمبود سوکت های خام روی دستگاه‌های ویندوز به‌خوبی کار نمی‌کند. شما باید به استفاده از لینوکس یا بی اس دی (BSD) فکر کنید که هر دو انعطاف‌پذیرتر هستند. بیشتر نسخه‌­های لینوکس ابزارهای مفید زیادی که از قبل نصب‌شده‌اند به همراه دارند.
      2- ابتدا ماشین خود را امن  کنید

      مطمئن شوید که کاملاً راهکارهای معمول برای محافظت از خود را یادگرفته‌­اید. با اصول پایه شروع کنید—اما حواستان باشد اجازه(Authorization)­ حمله به هدف خود را داشته باشید: اگر به شبکه‌­ی خودتان حمله می‌کنید یک مجوز مکتوب درخواست کنید یا آزمایشگاه خود را با ماشین‌های مجازی بسازید. حمله کردن به یک سیستم فارغ از محتوای آن غیرقانونی است و شما به دردسر خواهید افتاد.
      3- هدف را امتحان کنید

      آیا می‌توانید به سیستم ریموت دست بیابید؟
      درحالی‌که که می‌توانید از ابزار کاربردی ping(که در اکثر سیستم­های عامل وجود دارد) استفاده کنید تا ببینید که هدف فعال است، نمی‌توانید همیشه به نتایج اعتماد کنید—این به پروتکل ICMP بستگی دارد که به‌راحتی می‌تواند توسط ادمین های پارانوید سیستم بسته شود.
      4- سیستم‌عامل را تشخیص دهید

      یک اسکن از پورت‌ها را اجرا کنید، می­توانید pOf یا nmap را امتحان کنید. این به شما پورت‌های باز بر روی ماشین و سیستم‌عامل را نشان می‌دهد و حتی می‌گوید که آن‌ها از چه نوع فایروال Firewall)) یا روتر(router) استفاده می‌کنند تا روشی را اتخاذ کنید. شما با سوییچ –O می‌توانید در nmap تشخیص سیستم‌عامل را فعال کنید.
      5- یک راه یا پورت باز در سیستم پیدا کنید

      پورت‌های معمولی مثل FTP 21 و HTTP 80 اغلب به‌خوبی محافظت‌شده‌اند و احتمالاً تنها در مقابل روش‌هایی آسیب‌پذیر باشند که هنوز شناخته‌شده نیستند.
      پورت‌های TCP و UDP دیگر را امتحان کنید که ممکن است فراموش‌شده باشند، مثل Telnet و پورت‌های مختلف UDP که برای LAN بازی کردن باز نگه‌داشته شده‌اند.
      یک پورت باز 22 معمولاً مدرکی از اجرای یک سرویسSSH (پوسته­ی محافظت‌شده) در هدف است که گاهی می‌تواند به‌زور (Brute force) بر آن غالب شد.

      6- رمز یا فرایند صدور جواز را بشکنید.

      روش‌های متعددی برای شکستن یک رمز وجود دارد، شامل استفاده از زور (Brute force). استفاده از زور روی یک رمز تلاشی است برای امتحان هر رمز ممکن از یک دیکشنری از پیش تعیین‌شده‌ی نرم‌افزار Brute force
      به کاربران اغلب توصیه می‌شود که از رمزهای ضعیف استفاده نکنند، برای همین استفاده از زور ممکن است خیلی طول بکشد. درهرحال بهسازی‌های بزرگی در تکنیک‌های استفاده از زور صورت گرفته است.
      بیشتر الگوریتم‌های هشینگ (Hashing algorithms) ضعیف هستند و می‌توانید با فعالیت روی این ضعف‌ها سرعت شکستن رمز را به طرز چشمگیری افزایش دهید. (مثلاً می‌توانید الگوریتم MD5 را به یک‌چهارم کاهش دهید که باعث افزایش سرعت زیادی می‌شود)
      تکنیک‌های جدیدتر از کارت گرافیک به‌عنوان پردازشگر دیگر استفاده می‌کنند که هزاران بار سرعت را افزایش می‌دهد
      می‌توانید Rainbow Tables را برای شکست سریع رمز امتحان کنید. به خاطر داشته باشید که شکستن رمز تنها زمانی تکنیک خوبی است که هش(Hash) رمز را داشته باشید.
      امتحان کردن هر رمز ممکن هنگام ورود به ماشین ایده‌­ی خوبی نیست، چون به‌راحتی توسط دستگاه‌های شناسایی ورود بی‌اجازه شناسایی می‌شود و لاگ های (logs) سیستم را آلوده می‌کند و ممکن است سال‌ها طول بکشد تا کامل شود.
      شما همچنین می‌توانید یک تبلت روت شده بخرید، یک اسکن TCP نصب کنید و سیگنالی به سایت Secure شده آپلود کنید. پس‌ازآن آدرس آی پی باز می‌شود و باعث می‌شود رمز بر روی پروکسی شما ظاهر شود.
      بیشتر اوقات یافتن راه دیگری برای ورود به یک سیستم از شکستن رمز خیلی آسان‌تر است.
      7-  امتیازهای سوپر کاربر(super-user privileges) به دست بیاورید

      اگر یک ماشین *nix را هدف قرار می‌دهید تلاش کنید امتیاز روت (root privileges)به دست آورید یا اگر هدفتان دستگاه‌های ویندوزی است امتیاز ادمین به دست بیاورید.
      بیشتر اطلاعات حیاتی محافظت‌شده هستند و شما به سطح خاصی از تصدیق(authentication) برای دسترسی به آن نیاز دارید. برای دیدن تمام فایل‌های روی یک کامپیوتر شما نیاز به امتیاز سوپر کاربر دارید—یک حساب کاربری که امتیازاتی مثل کاربر روت در سیستم‌عامل‌های لینوکس و بی اس دی دارد.ربرای روتر ها در حالت پیش‌فرض این حساب ادمین است(مگر اینکه عوض شده باشد)، برای ویندوز حساب ادمینیستریتور است.
      دسترسی یافتن به یک اتصال به این معنی نیست که می‌توانید به همه‌چیز دسترسی پیدا کنید. فقط یک سوپر کاربر، حساب ادمینیستریتور و حساب روت می‌تواند این کار را بکند.
      8 از حقه‌های مختلف استفاده کنید

      اغلب برای به دست آوردن وضعیت سوپر کاربر شما باید از تاکتیک‌هایی مثل ساختن یک buffer overflow استفاده کنید که باعث می‌شود اطلاعات حافظه منتقل شود و این به شما اجازه می ده تا فراتر از حدی که معمولاً مجاز هستید، یک کد را تزریق کنید یا یک وظیفه را اجرا کنید.
      این در دستگاه‌هایی شبیه به یونیکس اتفاق می‌افتد به‌شرط اینکه نرم‌افزار واردشده دارای ترتیب بیت ستویید(setuid bit set) باشد تا برنامه از طرف کاربر دیگری اجرا شود(مثلاً سوپر کاربر)
      تنها با نوشتن یا یافتن یک برنامه­‌ی ناامن (insecure) که بتوانید روی ماشین هدف اجرا کنید می‌توانید این کار را بکنید.
      9- یک درب پشتی بسازید

      وقتی‌که کنترل کامل یک ماشین را به دست آوردید، فکر خوبی است که مطمئن شوید می‌توانید بعداً برگردید. این کار می‌تواند توسط بک دور کردن (backdooring) یک سرویس مهم سیستم مثل سرور SSH انجام شود. بااین‌حال درب پشتی شما ممکن است در ارتقای بعدی سیستم از بین برود. یک هکر واقعاً باتجربه خود کامپایلر را بک دور می‌کند تا هر نرم‌افزاری که کامپایل می‌شود بتوانید یک راه بازگشت بالقوه باشد.
      10- رد پای خود را بپوشانید

      به ادمینیستریتور اجازه ندهید بفهمد که سیستم غافلگیر شده است. در صورت وجود وب‌سایت آن را عوض نکنید و فایل‌های بیشتر از آنچه نیاز دارید نسازید. کاربرهای اضافی درست نکنید. تا جای ممکن سریع عمل کنید. اگر به سروری مثل SSHD وصل شدید مطمئن شوید رمز محرمانه­‌ی شما به‌سختی کد شده است. اگر کسی تلاش کند با این رمز وارد شود سرور به آن‌ها اجازه­‌ ورود می‌دهد اما نباید به اطلاعات مهم دسترسی پیدا کند.
      راهنمایی‌ها
      اگر متخصص یا هکر حرفه‌­ای نیستید، استفاده از این تاکتیک‌ها روی یک کامپیوتر شرکتی یا دولتی دنبال شر گشتن است. حواستان باشد کسانی که برای امرارمعاش از این دستگاه‌ها محافظت می‌کنند از شما داناتر هستند. وقتی‌که متوجه متجاوزین می‌شوند، گاهی به آن‌ها اجازه می‌دهند تا ابتدا به‌خوبی خود را به جرم آلوده کنند و سپس علیه آن‌ها اقدام قانونی می‌کنند. این به این معنی است که ممکن است فکر کنید پس از هک کردن دستگاهی دسترسی کامل به آن دارید، درحالی‌که در حقیقت شما نظارت می‌شوید و هرلحظه ممکن است متوقف شوید. هکرها کسانی هستند که اینترنت و لینوکس را ساخته­‌اند و روی نرم‌افزارهای منبع باز کار می‌کنند. توصیه می‌شود که به هک کردن با احترام نگاه کنید چون نیازمند اطلاعات حرفه‌­ای زیادی است تا بتوان کاری جدی در محیط واقعی انجام داد. به خاطر داشته باشید که اگر هدف شما تمام توان خود را برای مبارزه با شما به کار نگیرد، شما هیچ‌وقت ماهر نمی‌شوید. البته مغرور هم نشوید؛ هیچ‌وقت به خود به چشم بهترین نگاه نکنید. این را هدف خود قرار دهید : شما باید بهتر و بهتر شوید. هرروزی که چیز جدیدی نیاموختید، آن روز تلف‌شده است. شما همه‌چیز هستید، به هر قیمتی بهترین شوید. حد میانی وجود ندارد. باید تمام توان خود را به کار بگیرید. همان‌طور که یودا می‌گوید:”انجام بده یا نده، امتحان کردنی وجود ندارد.” باوجوداینکه خیلی خوب است که زمین‌های تمرینی قانونی زیادی برای همه وجود دارد، حقیقت تلخ این است که شما بدون انجام دادن کار غیرقانونی هیچ‌وقت حرفه‌ای نمی‌شوید. در ذهن داشته باشید که اگر مشکلات واقعی را بر روی دستگاه‌های واقعی با ریسک گرفتار شدن پیدا نکنید نمی‌توانید کسی شوید. به خاطر بسپارید هک کردن به معنی ورود به کامپیوترها، به دست آوردن یک کار خوب، فروختن دستاوردهایتان در بازار سیاه یا کمک کردن به کسی برای غافلگیر کردن ماشین‌ها نیست. شما برای کمک به ادمین برای انجام دادن کارهایش اینجا نیستید، شما اینجا هستید تا بهترین باشید. درباره­ی شبکه­ی TCP/IP کتاب بخوانید. تفاوت زیادی بین هکر و کرکر (cracker) وجود دارد. یک کرکر طمع پول دارد، درحالی­که هکرها تلاش می‌کنند اطلاعات استخراج کنند و از طریق کاوش دانش به دست بیاورند –گذشتن از حدود امنیتی به هر قیمتی که ممکن است می­تواند همیشه قانونی نباشد. ابتدا با هک کردن کامپیوتر خود تمرین کنید هشدارها
      سوءاستفاده از این اطلاعات می‌تواند یک جرم باشد. هدف این مقاله دادن اطلاعاتی است که در راه‌های اخلاقی و نه غیرقانونی مورداستفاده قرار بگیرد اگر از توانایی‌های خود مطمئن نیستید، از هک کردن شبکه‌های شرکتی، دولتی و نظامی بپرهیزید. حتی اگر آن‌ها امنیت ضعیفی داشته باشند می‌توانند پول زیادی برای ردیابی و دستگیری شما خرج کنند. اگر سوراخی در این شبکه‌ها یافتید، بهتر است آن را به هکر باتجربه‌تری که به او اعتماد دارید و می‌تواند از این دستگاه‌ها استفاده‌­ی خوبی بکند بسپارید. هک کردن سیستم شخص دیگری می‌تواند غیرقانونی باشد پس این کار را نکنید مگر اینکه مطمئن هستید از صاحب دستگاهی که می‌خواهید هک کنید مجوز دارید یا مطمئن هستید که ارزش این را دارد و گیر نمی‌افتید. هیچ‌وقت محض تفریح کاری نکنید. یادتان باشد هک کردن یک شبکه بازی نیست، بلکه قدرتی برای تغییر جهان است. آن را برای کارهای کودکانه تلف نکنید. اگر فکر می‌کنید شکاف خیلی ساده یا اشتباه فاحشی در مدیریت امنیتی پیدا کردید به‌شدت مواظب باشید. یک متخصص امنیت که از آن سیستم محافظت می‌کند ممکن است بخواهد شما را گول بزند یا برایتان دام پهن کند. باوجوداینکه ممکن است خلافش را شنیده باشید ولی به هیچ‌کس برای پچ کردن برنامه‌ها یا دستگاه‌هایشان کمک نکنید. این اشتباه بزرگی است که منجر به رانده شدن از بیشتر اجتماعات هکرها می‌شود و اگر شما کارهای خصوصی که کسی یافته است را منتشر کنید، آن شخص ممکن است دشمن شما شود و این شخص احتمالاً بهتر از شماست. مراقب باشید که چه چیزی را هک می‌کنید. شما هیچ‌وقت نمی‌دانید که آیا به دولت ربطی دارد یا نه. تمام فایل‌های لاگ را پاک نکنید، به‌جایش فقط ورودهای مجرمانه را حذف کنید. سؤال دیگر این است یا یک فایل لاگ پشتیبان وجود دارد؟ اگر آن‌ها فقط دنبال تفاوت‌ها بگردند و دقیقاً آنچه که حذف کرده‌­اید را بیابند چه؟ همیشه به کارهایتان فکر کنید. بهترین کار پاک کردن خط‌هایی تصادفی از لاگ همراه خط‌های مربوط به خودتان است. منبع: دیجی رو
    • توسط sajjad
      ۱. آیا در جایگاه شغلی درستی هستم؟
      اگر برای کارتان اشتیاق نداشته باشید، برای غلبه بر موانع و مشکلات عادی که زندگی‌ در مسیر موفقیت‌تان قرار می‌دهد نیز انگیزه‌ی لازم را نخواهید داشت. حتی اگر کارتان را با شور و شوق زیادی شروع کرده باشید، ممکن است اشتیاق شما به‌ تدریج کمرنگ و در نهایت محو شود. به همین دلیل بسیار مهم است که خود و انگیزه‌تان را به‌ طور مرتب بررسی کنید. اگر حس می‌کنید اشتیاق‌تان نسبت به کار کم شده است و بی‌انگیزه هستید، ممکن است به‌ منظور افزایش انرژی و انگیزه‌تان برای کسب‌و‌کار به یک تغییر نیاز داشته باشید. پیداکردن یک موقعیت شغلی که واقعا به آن علاقه دارید، به شما انگیزه‌ی قوی و ذهنیت لازم برای موفقیت را خواهد داد.
      ۲. آیا از اشتباهاتم درس می‌گیرم؟
      بیشتر الگوهای موفقیت تعداد زیادی شکست دارند. این کاملا طبیعی است و اصلا ایرادی ندارد. با این حال مسئله‌ مهم این است که شما از اشتباهات‌تان درس بگیرید و به‌ ندرت اشتباهی را دو بار تکرار کنید. هنگامی‌ که به مانعی برخورد می‌کنید، زمانی را به ارزیابی آن اشتباه اختصاص دهید و ببینید که چه چیزی باید تغییر کند و چگونه می‌توانید از تکرار آن در آینده جلوگیری کنید. سعی کنید از هر شکستی در مسیر موفقیت‌تان درس بگیرید و به دلیل آن اشتباه پی‌ ببرید.
      ۳. آیا من دائما حدومرز‌هایم را گسترش می‌دهم؟
      برای آن که موفق شوید، باید دائما حد و مرزهایتان را گسترش دهید، نه این که همیشه با یک سرعت و در یک مسیر همیشگی حرکت کنید. مطمئن باشید افرادی که واقعا در حرفه‌ی شما موفق هستند، دائما در حال پیشروی هستند و محدوده‌ توانایی‌هایشان را گسترش می‌دهند. در نظر گرفتن اهداف جدیدتر و جسورانه‌تر و تلاش برای دستیابی به آنها، اشتیاق شما را شعله‌ور نگه می‌دارد و باعث می‌شود در راه رسیدن به موفقیت تا آنجا که می‌توانید تلاش کنید. از موانع حرفه‌ای و شغلی عبور کنید و همیشه به دنبال دستیابی به غیر ممکن‌ها باشید.
      ۴. راهکارهای درازمدت من چیست؟
      در حالی که خودتان را به چالش می‌کشید، باید در مورد راهکارهایی که به شما امکان برنامه‌ریزی کارآمدتر و دقیق‌تری می‌دهد، بیندیشید. اگر سعی دارید سریع‌تر و بهتر کار کنید، باید به فکر روش‌هایی باشید که به شما در انجام این کار کمک می‌کنند. بنشینید و نقشه‌ای آماده کنید که شما را از جایی که هستید، به جایی که می‌خواهید بروید، خواهد رساند. در نقشه‌ای که می‌کشید، احتمال شکست را نیز در نظر بگیرید. این شکست‌ها در صورتی‌ که از آنها درس بگیرید، در مسیر دستیابی به موفقیت مانند میان‌بر عمل خواهند کرد.
      ۵. آیا هنوز باور دارم که می‌توانم این کار را انجام دهم؟
      مهم‌ترین جزء موفقیت، ایمان به خودتان و آن چیزی است که سعی دارید به آن برسید. حتی والاترین اهداف شما نیز بدون باور به خودتان و اطمینان از آن که واقعا می‌توانید به آنها برسید، هیچ ارزشی ندارند. به چشم‌هایتان در آینه نگاه کنید و از خودتان بپرسید که آیا شور و اشتیاق شما متناسب با اهداف و آرزو‌هایتان است! مهارت و چگونگی انجام یک کار فقط بخش کوچکی از نبرد شما در مسیر موفقیت است. اگر به توانایی انجام کاری باور نداشته باشید، نمی‌توانید دیگران را متقاعد کنید که از عهده‌ آن برمی‌آیید. قبل از آن که انتظار داشته باشید دیگران شما را باور کنند، باید اول به خودتان ایمان داشته باشید.
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      وقتی سوژه‌ای برای نوشتن انتخاب می‌کنیم و مطالعات لازم در این زمینه را انجام می‌دهیم، نوبت به آن می‌رسد که آنچه را می‌خواهیم بنویسیم. اما همیشه سوژه خوب و اطلاعات معتبر برای نوشتن کافی نیست و اگر اصول لازم در نوشتن یک متن را رعایت نکنیم، نوشته ما اثربخشی موثر را نخواهد داشت. در اینجا می‌آموزیم که چگونه می‌توانیم دانسته‌های خود را به بهترین روش ممکن بنویسیم.
      کابوس من زمانی است که سردبیر یا دبیر تحریریه نشریه و روزنامه‌ای با من تماس بگیرد و بگوید که درباره موضوعی که اطلاعات کمی از آن دارم تا ۲۴ ساعت آینده مطلب یا یادداشتی بنویسم. هر چند سعی می‌کنم با مشقت تمام طی زمانی کم تمام آنچه را باید بدانم، فرابگیرم. ولی همیشه سختی کار از جایی شروع می‌شود که به دلیل مطالعات کم، قادر نیستم نگارش مطلبم را با یک ساختاربندی خوب آغاز کنم. این تجربه را در سایر همکارانم نیز کم و بیش شاهد هستم. به همین دلیل قبل از آنکه نوشتن را آغاز کنید، از مطالعات خود مطمئن شوید. چرا که به تهیه چارچوب و ساختار نوشته شما کمک می‌کند و به اصطلاح بهتر می‌توانید «تعریف مساله» را انجام دهید. اگر تا اینجای کار را به خوبی انجام داده‌اید، در ادامه درس با ما همراه باشید.
      مطالب و نوشته‌ها انواع مختلفی دارند که در دوره صفر کیلومتر قصد واردشدن به آن را ندارم. نتیجه دستورالعمل‌های پیشنهاد شده در این درس، ممکن است ساختار حرفه‌ای از نوشته شما نشان ندهد، اما متن شما را به مطالب حرفه‌ای بسیار نزدیک می‌کند و برای شروع چیز خوبی از آب در می‌آید.
      اصل مهمانی
      در اینجا می‌خواهم شما را با قراردادی برای نوشتن آشنا کنم که با خودم بسته‌ام و نام آن را «اصل مهمانی» گذاشته‌ام. در اصل شما با نوشتن یک مطلب قصد دارید میزبان عده‌ای خواننده باشید که قرار است به مهمانی شما بیایند. شما برای مهمانی باید یک خوش‌آمدگویی مناسب، پذیرایی و در نهایت یک بدرقه شایسته تدارک ببینید. ساختار کلی اغلب نوشته‌ها هم فارغ از انواع آن دارای سه بخش اصلی است. بخش اول از یک پاراگراف شروع می‌شود که در حقیقت خواننده را به درون نوشته ما دعوت می‌کند. شما در این بخش باید خوش‌آمدگویی گرمی با خواننده داشته باشید. بخش بعدی بدنه اصلی مطلب ماست که در آن پیرامون موضوعی که قصد صحبت درباره آن را داریم، به خواننده اطلاعات می‌دهیم. پس باید بسیار مراقب بود که همه چیز مرتب باشد و پذیرایی هم به خوبی انجام شود. بخش سوم هم به بند پایانی نوشته‌مان مربوط می‌شود که با آن خواننده نوشته ما را ترک می‌کند و شما باید او را بدرقه کنید.
      قسمت سخت ماجرا برای اکثر افراد همین جاست که می‌خواهند نخستین کلمات و جملات را بنویسند. اما اصل مهمانی من می‌گوید که خوش‌آمدگویی و بدرقه را برای آخر کار بگذارید و در ابتدا از خود بپرسید که قرار است چه غذایی آماده کنم؟ و به مهمانانم چه چیزهای را نشان دهم؟ و درباره چه موضوعاتی با آنها صحبت کنم؟ برای نوشتن نیز شما باید فهرستی از پرسش‌هایی را تهیه کنید که قصد دارید خواننده با مطالعه مطلب شما به پاسخ آنها برسد. پرسش‌ها را کلی طرح نکنید. هر چقدر پرسش‌ها جزئی‌تر باشد، کار شما راحت‌تر و دقیق‌تر می‌شود. هر چه به ذهن‌تان می‌رسد، بنویسید. به فکر مرتب‌کردن آنها نباشید. این کار را برای مرحله بعدی بگذارید. پس از طرح پرسش‌ها و مرتب‌کردن، نوبت به پاسخ‌دادن به آنها می‌رسد. در این شرایط شما یک گفتگوی خودمانی با خودتان ترتیب دادید و فقط کافی است با تمرکز به آنها پاسخ دهید. بعد از این مرحله شما شاهد متن اولیه نوشته‌تان خواهید بود که فقط کافی است آن را بازبینی کرده، پرسش‌ها را به عناوین میانی نوشته‌تان تبدیل کنید و سپس پیوستگی جملات و مطالب را بررسی نمایید.
      بعد از اتمام کار لازم است خلاصه‌ای از متن را آماده کنید و آن را به عنوان پاراگراف اول و خوش‌آمدگویی قرار دهید و در آخر متن هم، بندی اضافه کنید که می‌تواند جمع‌بندی نوشته شما یا توضیح پایانی باشد و به این شکل مهمان نوشته‌تان را بدرقه کنید.
      منبع: علم نگار
      نویسنده: محمدرضا رضائی
    • توسط sajjad
      کپی و پیست 

      منبع: programmer jokes
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...