رفتن به مطلب

Recommended Posts

همسر من ناگهان مریض شد،
او ۳۰ پوند از وزنش را از دست داد.
بی اختیار گریه می کرد،
 خوشحال نبود،
از سردرد و ناراحتی اعصاب رنج می برد،
ساعات کمی می خوابید و همیشه خسته بود.
رابطه ما در آستانه جدایی بود،
او داشت زیبایی اش را از دست می داد.
من امیدی نداشتم و فکر می کردم
به زودی طلاق خواهیم گرفت.
وحشت تمام وجودم را فرا گرفته بود.
اول دعا کردم،ناگهان تصمیم دیگری گرفتم.
می دانستم من زیباترین زن زمین را دارم.
او بُت زیباییِ بیش از نیمی از زنان و مردان زمین است.
و من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم.
و هر لحظه او را سورپرایز می کردم.
فقط برای او زندگی می کردم.
توجه به او از تمام حرکاتم پیدا بود.
در جمع فقط در مورد او صحبت می کردم.
او را در مقابل دوستان مشترک مان ستایش می کردم.
  او روز به روز شکوفا می شد.
  هر روز بهتر می شد،
  وزن خود را بدست آورد،
  دیگر عصبی نبود.
  و من هیچگاه نمی دانستم
  که عشق تا این حد توانایی دارد...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      بقالی زنی را دوست میداشت. به کنیز خود پیغام داد که برو به خاتون بگو من چنینم و چنانم و عاشقم و میسوزم و میسازم و آرام ندارم و بر من ستم ها می رود و دیشب چنان بودم و امروز چنین بر من گذشت.
      قصه های دراز گفت و کنیز را راهی کرد.
      کنیزک نزد خاتون رفت و گفت: بقال سلام رساند و گفت که بیا تا تو را چنین کنم و چنان کنم.
      خاتون گفت: به همین سردی؟
      کنیزک گفت: او سخن دراز گفت ولی مقصود این بود. اصل مقصود است و باقی دردسر است....
      فیه مافیه مولانا
    • توسط sajjad
      زﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ..
      ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ، 
      ﮐﻪ ﺑﺎ ﺟﻔﺘﺶ ﻋﺸﻘﺒﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ..
      ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ :
      ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﻱ!!
      ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻗﻔﺲ ﺷﯿﺮﻫﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ
      ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻧﺪ
      ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻧﺪﮎ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ..
      زﻥ ﮔﻔﺖ :
      ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﻧﺪﻭﻫﺒﺎﺭﯼ!
      ﺷﻮﻫﺮﺵ با لبخندی ﮔﻔﺖ:
      ﺍﯾﻦ ﺑﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﯿﺮ ماده ﺑﯿﻨﺪﺍﺯ
      ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﭼﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ؟!
      ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺷﯿﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ،
      ﺷﯿﺮﻧﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ،
      ﺑﺎ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺳﭙﺮ ﺍﻭ ﮐﺮﺩ.
      ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ
      ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ،
      ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺩﻭﯾﺪ،
      ﺗﺎ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩ!!
      ﺷﻮﻫﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ :
      ﻋﺰﯾﺰﻡ
      ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻭ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻣﺮﺩﻡ
      ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ
      ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ
      ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪ،
      هرگز ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮﻧﻤﺎﯾﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ
      ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻃﻦ ﻭ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ
      ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ
      ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻫﻨﺮﻇﺎﻫﺮ ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .
      ﺍﻣﺎ دﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﻪ..
      میمون صفتان " ﭼﻪ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ "
      ﻭ ﺷﯿﺮ ﺻﻔﺘﺎﻥ " ﭼﻪ ﺍﻧﺪﮎ "
    • توسط sajjad
      در این تاپیک قصد داریم جمله های عاشقانه رو قرار بدیم. فقط تک جمله طوری که بشه استفاده اش کرد. امیدوارم خوشتون بیاد.
      کمک گرفته از کانال های : OfficialAsheghi
    • توسط sajjad
      1. آنان به پشتیبانی از شما ایمان دارند.
      بله، دوست حقیقی هیچ‌وقت پشت سر شما حرف نمی‌زند، او هر آن‌چه که می‌خواهد جلو روی‌تان می‌گوید، نه پشت سرتان. برای آن‌ها صحبت از حقیقت یا آن‌چه که بدان اعتقاد دارند در حضور و روی شما سخت نیست، دوست واقعی هیچ‌وقت از کلمات رنجیده نمی‌شود، البته مضاف بر آن، چیزی هم نمی‌گوید که باعث ناراحتی‌تان شود، مثلاً اشتباهات قدیمی را‌ بی‌مورد یادآوری کند.
      2. آنان رازتان را راز نگه می‌داند.
      رفیق واقعی، هیچ‌وقت رازتان را برملا نمی‌کند، مهم نیست که آن شخص چه شخص خاصی باشد، وقتی از آنان در بارۀ موضوعات خصوصی زندگی‌تان سؤال می‌شود آنان پاسخ می‌دهند «نمی‌دانم» یا «به من مربوط نیست». اگر شخصی نمی‌تواند راز نگه‌دار خوبی باشد، لیاقت اعتماد شما را ندارد.
      3. بحث و دعوای بی‌جهت نمی‌کند.
      آخرین باری که با رفیق‌تان بی‌خود و بی‌جهت بحث و مجادله کردید کی بود؟ خیلی وقت پیش؟ مثلاً نیم‌ساعت پیش؟ رفقای واقعی، سریع در دام دعوا و مجادله نمی‌افتند، مثلاً گاهی عصبانی هستید و منطقی بحث نمی‌کنید، او با این‌که می‌داند حق با شما نیست بحث را خاتمه می‌دهد، این روش دوستان حقیقی است. البته که آدمی، توانایی فکر و بحث و مفاهمه را دارد و تحت شرایط خاص گاهی هم برعکس آن ولی این هر از گاهی اتفاق می‌افتد، نه اغلب اوقات. یک دوست واقعی، باید شما را همان‌گونه که هستید بپذیرد و سعی در تغییر شما نداشته باشد، دنیا پر است از آدم‌های هم‌فکر، پس نگران از دست دادن دوست‌تان نباشید.
      4. آنان شنوندگان خوبی هستند.
      بله، دوستان واقعی، بهترین شنوندگان هستند، آنان هر چه را که می‌گویید، از خوشی‌ها و لذات گرفته تا ناراحتی‌ها و مهمل‌گویی‌ها، حتی بی‌معناترین جملات عالم را. مهم نیست که چه‌قدر حرف می‌زنید، آنان به آرامی و مناعت طبع گوش می‌کنند، البته بدین معنا نیست که اجازۀ صحبت به دوست‌تان را ندهید. به آسانی اجازه دهید چرخۀ گفتگو تا هنگامی که از گفتن خسته نشده‌اید، کارش را انجام دهد. این رفاقت نیست که یکی متکلم وحده باشد و دیگری شنودۀ خالص.
      5. آنان هیچ‌وقت دلسردتان نمی‌کنند.
      دوستان حقیقی، هیچ‌گاه کلمه‌ای نمی‌گویند که از آرزوها و رویاهای‌تان - هر چه‌قدر هم دست نیافتنی به نظر برسند - دلسردتان کند. عقل‌گرایی بهانۀ خوبی برای دلسرد کردن نیست، هیچ دوستی آن‌قدر بی‌عاطفه نیست که از سر حسادت و منافع شخصی شما را دلسرد کند. نصیحت از دوست صمیمی همیشه راه‌گشا و سازنده است و به شما کمک می‌کند که شخص بهتری بشوید اگر با چاشنی دل‌گرمی همراه شود.
      6. دربارۀ گذشته‌تان اهمیتی نمی‌دهند.
      گذشته‌ها گذشته و آن را نمی‌توان تغییر داد، دوست صمیمی این را می‌فهمد و هیچ اهمیتی به گذشته‌ها نمی‌دهد. در گذشتۀ شما، شاید اشتباهاتی وجود داشته باشد، امّا به این اندازه که اکنون چه‌قدر تغییر کرده‌اید اهمیت ندارد. دوست واقعی به زندگی در زمان حال اعتقاد دارد، مهم نیست که گذشته‌تان چه‌قدر رنگارنگ یا خاکستری باشد. گذشته‌تان را فقط برای دوستان فعلی‌تان نمایان کنید، بدین شکل راحت می‌توانید تشخیص بدهید در ذهن‌شان چه می‌گذرد.
      7. هیچ‌وقت تنهای‌تان نمی‌گذارند.
      دیده‌اید که دوست‌تان از شما جدا شده و با دیگران دم‌خور شده؟ نه؟ دوست واقعی هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کند. در اجتماعات یا هر مکان دیگری، دوست واقعی به جای این‌که شما تنهای‌تان بگذارد، شاید دیگری را تنها بگذارد تا همراه شما باشد، هر جا که بخواهد برود شما را همراه خود کند.
      8. هیچ‌وقت به شما حسادت نمی‌کند.
      دوست واقعی به موفقیت شما حسادت نمی‌کند و از خود نمی‌پرسد «چرا من نه؟». دوست واقعی حتی به حال‌تان غبطه هم نمی‌خورد، برای شما خوش‌حال است و وقت‌ش را صرف حسادت‌های بچه‌گانه نمی‌کند، آنان پیشرفت شما را پیشرفتِ خودشان می‌دانند و همیشه به توانایی‌های شما ایمان دارند.
      9. آنان دوستی را موقتی نمی‌بینند.
      دوستی واقعی، دوستی را از دیدگاهی جدی می‌بیند که هیچ چیز موقتی حول و حوش آن وجود ندارد، رفاقت یک معاملۀ موقت نیست که مادامی که خوش بگذرد رفاقت باشد و زمانی که سختی پیش آمد معامله به هم بخورد. رفاقت برای فیلم دیدن و بازی کردن و سرگرم شدن تنها نیست، آنان آماده‌اند که سختی‌های واقعی بدون لحظه‌ای تأمل به شما کمک کنند، در بی‌کاری و قطع رابطه و دعوا هزاران مثال دیگر. هر وقت که برای‌شان ممکن باشد، دست یاری به سمت‌تان دراز خواهند کرد.
      10. آنان نمی‌گذارند از تنهایی رنج ببرید.
      هر چه‌قدر که سعی در پنهان کردن احساسات‌تان داشته باشید مهم نیست ، دوستان حقیقی به کمک‌تان خواهد آمد، آنان نمی‌گذارند از تنهایی رنج ببرید و تا زمانی که لبخند رضایت روی صورت‌تان ننشانند آسوده نخواند شد. بله، رفاقت یعنی همین لبخند روی لب نشاندن، حتی در بزرگ‌ترین رنج‌ها.
    • توسط sajjad
      به همدیگر زمان بدهید
      موقع برخورد به مشکل، خانم‌ها دوست دارند سریع مشکل بوجود آمده را حل کنند و آقایان دوست دارند از مشکل فرار کنند (البته به دور از استثناها) همین دلیل باعث شدت گرفتن اختلاف و مشکل می‌شود. بهترین کار بعد از برخورد به مشکل این است که به هم زمان دهید و مدتی را در سکوت و آرامش بگذرانید تا کمی عصبانیت هر دوی شما کمتر شود و بتوانید بدون عصبانیت و احساسات زودگذر تصمیم بگیرید.
      انسان هنگام عصبانیت تصمیم‌هایی می‌گیرد که حاصلی جز پیشمانی نخواهد داشت. پس شریک عاطفی خود را در موقع عصبانیت مجبور به حرف زدن و حل مشکل نکنید که نتیجه برعکس انتظار شما خواهد بود. باید دور شوید و کمی تنها باشید تا بعد از چند روز که هر دو آرام شدید بتوانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را طی کنید.
      ابتدا بر روی خودتان تمرکز کنید
      بیشتر افراد موقع برخورد با مشکل، همیشه رفتار شریک عاطفی خود را بررسی کرده و رفتار صحیح و یا ناصحیح او را قضاوت می‌کنند در حالی که باید برعکس باشد در مدتی که تنها هستید باید روی رفتار خودتان تمرکز کنید، ببینید کدام رفتار شما باعث عصبانیت طرف مقابلتان شده است و یا چه رفتاری از شریک عاطفی خود دیده‌اید که از کوره در رفتید.
      با بررسی رفتار خود به اشتباهاتتان پی می‎برید و این دو نتیجه به دنبال دارد، اول این که دفعه بعدی اشتباهات خود را تکرار نخواهید کرد و دوم این که می‌توانید از زاویه شریک عاطفی خود به قضیه نگاه کنید.
      واقعیت را بپذیرید
      برخی اوقات زوجین با مشکلاتی برخورد می‌کنند که پذیرفتن و باور کردنشان سخت است، ولی صلاح شما در این است که هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید و مشکل هر چه که باشد را بپذیرید. چون در غیر این صورت حتی نمی‌توانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را دنبال کنید. پس سعی کنید هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید.
      عزت نفس و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید
      اگر شما خود را فردی شکست خورده و بیش از حد ناامید و مایوس نشان دهید، این در شریک عاطفی احساس بدی ایجاد کرده و ممکن است علاقه‌اش نسبت به شما کم شود. در هر شرایطی باید اعتماد به نفس و عزت نفس خود را حفظ کنید و خود را لاعلاج نشان ندهید حتی اگر بهم خوردن رابطه تقصیر شما باشد!
      مراحل اصلی بهبود رابطه بهم خورده
      با گام‌ها و اقدامات کوچک آغاز کنید
      از اقدامات کوچک آغاز کنید تا به مراحل اصلی برسید مثلا با فرستادن یک پیام کوتاه می‌توانید آغازگر باشید. هیچ وقت سعی نکنید با صحبت طولانی و مستقیم مشکلات را بررسی کنید. ابتدا در حد احوال پرسی و توجه نشان دادن شروع کنید.
      با احترام رفتار کنید
      احترام زمینه‌ی بهبود رابطه بهم خورده می‌باشد، حتی در بدترین شرایط هم نباید بی‌احترامی کنید، حتی اگر در حال دعوا و یا عصبانیت هستید. مخصوصا در حضور دیگران به هیچ وجه نباید به هم بی‌احترامی کنید.
      صادق باشید تا رابطه درست شود
      هیج وقت سعی نکنید که به دروغ ابراز علاقه نمایید یا حرفی را که واقعیت و از ته دل نیست بیان کنید، چون حرفی که از دل بیاید به دل می‌نشیند در غیر این صورت تاثیری نخواهد داشت و حتی ممکن است طرف مقابل به دروغ بودن احساس و حرف‌هایتان پی ببرد و به شما بی‌اعتماد شود. حتی به بهای بهبود رابطه بهم خورده هم که شده دروغ نگویید!
      عذرخواهی کنید
      اگر واقعا احساس می‌کنید مشکل از طرف شما بوده، در وقت مناسب معذرت خواهی کنید. معذرت خواهی باید با بیان دلیل باشد که مثلا به خاطر این رفتار و کارم، معذرت می‌خواهم. اگر شما مقصر هستید باید پیشمانی خود را نشان دهید و تقصیر خود را بپذرید چون در غیر این صورت عصبانیت شریک عاطفی شما از بین نخواهد رفت.
      باهم وقت بگذرانید
      حتی اگر با هم مشکل دارید و یا قهر هستید، شام را با هم بخورید، بیرون بروید، تلویزیون تماشا کنید در واقع با هم وقت بگذرانید، حتی اگر شده بدون حرف زدن، این وقت گذراندن باعث آرام شدن شما و شریک عاطفی‌تان خواهد شد.
      عشق بورزید
      بعد از این که آرام شدید، به شریک عاطفی‌تانشق خود را نشان دهید، مثلا دستش را بگیرید و … اگر وقت مناسبی پیدا کردید، ابراز علاقه کنید و جمله “دوستت دارم” را به زبان بیاورید.
      به آراستگی خود توجه کنید
      در هر موقعیتی آراسته باشید، شاید بگویید این چه ربطی به بهبود رابطه بهم خورده دارد، در حالی که چشم مردان همیشه به دنبال آراستگی است و محبتش از طریق چشم بیشتر می‌شود. به خودتان برسید و آراسته ظاهر شوید حتی اگر نارارحت هستید و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید، از خودتان دست نکشید.
      منبع: صورتی ها
    • توسط sajjad
      ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﮐﻔﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﺧﯿﻠﯽ
      ﺧﻮﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪ،ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﻣﻮ ﻣﯽ ﺯﺩ،ﺧﺮﯾﺪﻣﺶ!!
      ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ،ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ..!
      ﻣﺪﺗﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ.
      به ﺧﻮﺩﻡ گفتم ﺗﻮ ﻣﺴﯿﺮﺍﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻤﺶ.
      ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ وقتی میپوشیدمش،ﺍﺫیت میشدم ﻭ
      ﭘﺎﻫﺎﻣﻮ ﺯﺧﻢ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
      اما ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ‌...
      ﺗﺎ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ،ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ!
      ﺍﻣﯿﺪ ﻣﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﺑﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻮﺩ.
        ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﺳﺎﯾﺰ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩ،
        ﺩﺭﺳﺘﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻤﺶ،
        اما ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﺩ!
       ‌ ﺧﻼﺻﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﯿﭽﯽ ﻭﺍﺳﻢ ﻧﻤﻮﻧﺪ به ﺟﺰ
        ﺯخمایی ﮐﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﻫﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ...
        ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﺩما ﻫﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭن!
        ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻨﺎﺭشون ﮔﺬاشت،ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺰ ﻗﻠﺒﺘﻮﻥ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭن...
        ﺣﺎﻻ ﻫﺮ چقدم ﮐﻪ ﺩﻭسشون ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ،
        ﺁﺧﺮﺵ ﻓﻘﻂ ﺯﺧﻤﺎﺷﻮﻥ ﺑﺠﺎ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ...
    • توسط sajjad
      خدا به موسی گفت: قحطی خواهد آمد، به قومت بگو آماده شوند !

      موسی به قومش گفت و قومش از دیوار خانه ها سوراخ ایجاد کردند که در هنگام سختی به داد هم برسند که این قحطی بگذرد !
      مدتی گذشت اما قحطی نیامد ، موسی پیش خدا رفت و علت را پرسید خدا به او گفت من دیدم که قوم تو به هم رحم کردند !
      من چگونه به این قوم رحم نکنم ؟
       
    • توسط sajjad
      شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در عالم دوستی، دوست‌تان اوقات سختی را بگذارند و شما مستأصل از این‌که نمی‌توانید به او کمکی کنید، دست به کارهایی بزنید که اوضاع را بغرنج‌تر کند. در ادامه راه‌هایی را برای کمک پیش‌نهاد می‌کنیم که می‌تواند راه‌کشا باشد.
      هر کسی در ایام خوشنودی می‌خواهد با شما وقت بگذارند، امّا هیچ‌کس دربارۀ اوقاتی که افسرده و مغموم‌اید اهمیتی نمی‌دهد. شما این‌گونه نباشید. ده دقیقه وقت گذاشتن با دوست‌تان برای رفع این مشکل شاید برای شما وقت زیادی نباشد ولی برای آن شخصِ خاص قطعاً هست. مردم اغلب نیاز دارند که خواسته شوند، آنان می‌خواهند که شخصی، در جایی احساسی نسبت به آنان داشته باشد، ما دربارۀ کارما و مسائل بی‌ربط این‌چنینی صحبت نمی‌کنیم، بلکه دربارۀ یک روی‌کرد خالصِ انسانی صحبت می‌کنیم.
      با دوست‌تان تماس بگیرید، یا شخصاً به دیدن‌ش بروید، یا تماس تصویری بگیرید. آن‌چه در دل دارید را بیرون بریزید و به گفته‌های او گوش کنید، اگر او واقعاً مغموم بود می‌توانید چندتایی از موارد زیر را به کار گیرید.
      دربارۀ دلیل ناراحتی چندباره سؤال نکنید
      به خاطر خودشان، یا اگر می‌خواهید بخشی از زندگی‌شان باشید، به خاطر بسپارید که بعضی چیزها واقعاً شخصی هستند و شاید نخواهند به اشتراک بگذارند، یک بار بپرسید و اگر پاسخی ندادند ساکت بمانید. شما نباید به گفتن مجبورشان کنید.
      اگر واقعاً می‌خواهید پاسخ کامل را بدانید، پس از پاسخ ساکت بمانید، خودِ او به موضوع باز خواهد گشت. تحقیقات نشان داده که آنان شاید بیش‌تر از آن‌چه با خود قرار گذاشته بودند، بگویند. تنها به «اوضاع بهتر می‌شه» و «تنها تو نیستی» و «من بهت اهمیت می‌دم» تکیه نکنید، تصور کنید در ذهن‌ش چه پاسخی به این گفته‌ها می‌دهد:
      «تنها تو نیستی»: جدی؟ همۀ ملت مثل من‌اند؟ کل شهر؟ کل استان؟ کل کشور؟ تنها به دنیا می‌آی، تنها هم می‌ری. واقعیت تلخ ماجرا همینه. هیچ‌کس وقتی حالت خوب نیست بهت اهمیت نمی‌ده.
      «اوضاع بهتر می‌شه»: چه‌طور؟ دولت می‌آد کمک‌ام بکنه؟ بابک زنجانی می‌آد پول می‌گذاره کف دستم؟ ما که شانس نداریم.
      «من بهت اهمیت می‌دم»: اگر اهمیت می‌دادی که جای حرف زدن الآن کمک‌حالم بودی.
      راه حل؟
      راه حلی بدهید که قابلیت اجرا شدن داشته باشد، مثلاً برای شخصی که کارش را از دست‌داده پیش‌نهاد کاری فراهم کنید. به شخصی که مشکل مالی دارد، پول قرض بدهید.
      به بیرون دعوت‌اش کنید
      اگر در یک مکان خاص بماند، احساس می‌کند به مخمصه افتاده‌، زندانی شده‌، این مخصمه می‌تواند شخص را به افسردگی خطرناک بکشاند. اگر احساس می‌کنید که این اتفاق برای دوست‌تان افتاده، پس او را به بیرون دعوت کنید. به تماشای فیلم یا هر چیزی که شما را شاد می‌کند بروید، حتی چیزهایی که چندان علاقه ندارید، چنین اقدامی باعث می‌شود که او حس زنده بودن کنید، و وقتی چنین حسی داشت، می‌توان وضعیت را بهتر کنترل کرد.
      در آنان انگیزه ایجاد کنید
      باعث شوید حس خوبی نسبت به خودشان احساس کنند، هرگز با گفتن این‌که «غیرممکنه!» مأیوس‌شان نکنید، گاهی بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که بگویید فکر نکن، تعجب نکن، تخیل نکن، فقط نفس بکش و ایمان داشته باش که هرچیزی امکان‌پذیره.
      دوست‌شان بدارید و به آنان آن‌چه که دوست دارند هدیه بدهید
      دوست‌شان بدارید و بگویید که مهم نیست که چه اتفاقی می‌افتد، هر چه که شود شما او را دوست خواهید داشت. برای‌شان غذایی بگیرید که دوست دارد و به او یادآوری کنید که چه‌قدر برای‌تان ارزش‌مند است، به هر شکل ممکن.
      برای‌شان دعا کنید
      شاید شخص مذهبی نباشید، یا باور نداشته باشید که دعای شما در مناسبات عالم تغییری به وجود آورد، امّا فراموش نکنید که شما هر چه قدر هم دانا باشید کوچک‌ترین چیزی از مناسبات عالم نمی‌دانید، دنیا پر از شگفتی‌هاست، پس به خاطر خودتان هم که شده، برای دوست‌تان و حتی خودتان دعا کنید چرا که دعا، هم صبر را بیش‌تر می‌کند و هم امیدواری را.
      منبع: ویرگول
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×