رفتن به مطلب
  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم.
      با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد.
      در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید.
      درباره‌ی این ابزار
      مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند.
      این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید.
      چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید:
      استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید.
      استفاده از چارچوب
      برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید.
      ۱. استراتژی برقراری ارتباط
      در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید:
      چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد.
      ۲. استراتژی مخاطبان
      سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد.
      این سؤالات را از خود بپرسید:
      مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید.
      سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند.
      ۳. استراتژی پیام
      در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید:
      آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید.
      آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید.
      همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید.
      اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید.
      ۴. استراتژی کانال ارتباطی
      در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است.
      این سؤالات را در نظر بگیرید:
      کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید.
      مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید.
      نکته:
      از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است.
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      شناسنامه‌ی کتاب
      عنوان اصلی کتاب: The Hand Carved Coffins
      عنوان کتاب به فارسی: تابوت های دست ساز
      نویسنده: ترومن کاپوتی
      تعداد صفحات: ۱۰۱
      درباره‌ی کتاب تابوت های دست ساز
      کتاب تابوت های دست ساز معروف‌ترین رمان ترومن کاپوتی است که به‌کمک آن توانست دوباره به‌ روزهای محبوبیتش برگردد. این اثر که روایت‌های متفاوتی با سایر کتاب‌های جنایی دارد، بسیار غیرمتعارف است. کاپوتی در کمال خونسردی گزارش‌هایی هولناک ارائه می‌دهد؛ گزارش‌هایی که به‌گفته‌ی خودش برای‌شان جان کَنده است.
      کتاب درمورد یک پرونده‌ی جنایی واقعی است که در دهه‌ی هفتاد آمریکا رخ‌ داده است. قربانیان به‌طرز شگفت‌آوری به قتل می‌رسند و پرونده به‌دست کارآگاهی باهوش و کارکشته می‌افتد.
      با خواندن کتاب غرق در فضاهای سنگین و رعب‌آور می‌شوید. مکالمه‌ها و توصیف شب‌نشینی‌های طولانی، شما را با خود همراه خواهد کرد. در تمام این مدت وقتی یادتان می‌افتد ماجراها واقعا اتفاق افتاده‌اند، رعب و وحشت وجودتان را فرامی‌گیرد.
      پل استر (نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس مشهور آمریکایی) درباره‌ی این اثر کاپوتی چنین گفته است: «تلفیقی از رمان‌نویسی و گزارشگریِ بخشِ هولناک زندگی، این هنر ترومن کاپوتی حسادت‌برانگیز بود.»
      بخشی از کتاب
      اضطراب، همچنان که هر روان‌پزشکِ گران‌قیمتی بهتان خواهد گفت، حاصلِ افسردگی است؛ اما افسردگی، همچنان که همان روان‌پزشک در جلسه‌ی دوم و بعد دریافت حق ویزیت بعدی آگاهتان خواهد کرد، حاصلِ اضطراب است. تمامِ بعدازظهر را در این چرخه‌ی پُرملال دور زدم. دمِ غروب دیگر دو خوره با‌هم همراه شده بودند؛ اضطراب که با افسردگی آمیخت، نشستم و زُل زدم به اختراعِ جنجالی آقای بِل، ترسان از لحظه‌ای که بالاخره باید شماره‌ی مُتل پرِیری را می‌گرفتم و صدای جیک را می‌شنیدم که تأیید می‌کرد دایره از پرونده کنارش گذاشته.
      کتاب صوتی در نوار
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      با چند بار ورزش در طول هفته اندام متناسبی خواهید داشت؟ اگر می‌خواهید کاهش وزن داشته باشید، باید بیشتر روی ورزش متمرکز شوید یا رژیم غذایی؟ شب‌ها باشگاه بروید بهتر است یا صبح‌ها؟ اما گاهی‌اوقات پاسخ این سؤال‌ها، آن‌قدر ضدونقیض یا مبهم است که کوچک‌ترین فایده‌ای ندارند. بدتر از همه اینکه، باور‌های غلطی درمورد تناسب اندام وجود دارد که سلامت مردم را تهدید می‌کنند. در این مقاله شما را با ۱۲ اشتباه رایج و باور غلط در ورزش و تناسب اندام که ممکن است به سلامتی شما آسیب برساند آشنا خواهیم کرد.
      اشتباه رایج ۱: برای رسیدن به تناسب اندام واقعی، باید هفته‌ای چند روز و روزی حداقل یک ساعت در باشگاه یا کلاس‌های فیتنس شرکت کنید
      درواقع، حرکت و تنفس برای مغز و سلامت بدن تا حد معناداری مفید است و فرقی نمی‌کند چه نوع ورزشی باشد. انجام هفته‌ای دو بار ورزش کیک بوکسینگ که تپش قلب‌تان را به‌شدت بالا می‌برد، به‌اندازه‌ی نیم ساعت پیاده‌روی در روز فایده می‌رساند.
      این نتیجه، براساس تحقیق جدیدی است که اخیرا در مجله‌ی انجمن قلب آمریکا منتشر شده. این محققان از داده‌های مربوط به فعالیت فیزیکی و نرخ مرگ‌ومیر بیش از ۴۸۰۰ نفر از بزرگ‌سالان استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که داشتن حداقل نیم‌ساعت تحرک روزانه، بسیار بهتر از ورزش نکردن است و می‌تواند بدن را در وضعیت مناسبی قرار دهد. می‌توان از نتایج چنین تحقیقی به این نتیجه رسید که، چه پیاده روی تند انجام دهید، چه از پله‌ها بالا روید یا در کلاس‌های اسپینینگ (دوچرخه ثابت) شرکت کنید، بدن‌تان را در مسیر سلامتی قرار می‌دهید.
      اشتباه رایج ۲: با متوقف شدن ورزش، حداقل دو هفته طول می‌کشد تا بدن ورزیدگی خود را از دست بدهد
      بنابه گفته‌ی مدیر مرکز عملکرد انسان و سلامت در دانشگاه راتگرز آمریکا، اگر فردی ورزش را کنار بگذارد، در مدت فقط ۷ روز، دچار تحلیل عضلانی قابل توجه‌ای می‌شود. دقیقا درست مانند این است که اگر ماهیچه‌هایتان را می‌خواهید، از آنها استفاده کنید، در غیر این صورت آنها را از دست می‌دهید.
      اشتباه رایج ۳: حرکت دراز نشست، بهترین روش برای داشتن شکمی شش تکه است.

      اگر می‌خواهید مرکز بدن‌تان قوی شود، به‌طوری‌که ماهیچه‌های شکم‌تان، ۶ تکه شود، باید تمام این ماهیچه‌ها را به حرکت وادارید. انجام حرکت‌های دراز نشست یا کرانچ، فقط چند دسته از ماهیچه‌ها را تقویت می‌کند. الگوهای حرکتی پویا و ورزش‌های خاص مرکز بدن می‌توانند تمام مجموعه‌ی ماهیچه‌های مرکز بدن‌تان را تقویت کنند و شما دارای شکم تخت شش تکه شوید.
      اشتباه رایج ۴: بهترین زمان ورزش صبح‌هاست
      بهترین حالت ورزش ‌کردن، این است که انجام دادن حرکات ورزشی را به یک عادت روزانه تبدیل کنید. بنابراین اگر تنها زمانی که می‌توانید ورزش کنید، شب‌هاست، نگران نباشید و آن را از دست ندهید. و اگر ترجیح می‌دهید و می‌توانید صبح‌ها بدوید، از آن غافل نشوید و حتما این کار را انجام دهید. اما اگر مشغله‌ای ندارید که روی ساعت ورزشی‌تان تأثیری بگذارد، ورزش در صبح ایده‌آل است. برخی از تحقیقات نشان داده است که ورزش صبحگاهی، سرعت کاهش وزن را بالا می‌برد و باعث می‌شود در طول روز، چربی بیشتری بسوزانید.
       
      اشتباه رایج ۵: برای کارآیی مغز و جوان نگه داشتن آن، بهترین کار حل معما و بازی‌های فکری است.
      تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد ورزش‌ هوازی، اثری بسیار عالی و چشمگیر روی سلامت مغز دارد. درواقع به هر نوع فعالیتی که ضربان قلب را افزایش دهد و شما را برای مدتی بدون وقفه به تحرک و عرق کردن وادارد، ورزش هوازی گفته می‌شود. ورزش برای بهبود حال روحی، تقویت حافظه و مراقبت از مغز در برابر کاهش شناختی ناشی از افزایش سن، در حد یک دارو عمل می‌کند. بنابر نظر محققی از مدرسه‌ی پزشکی هاروارد، ورزش هوازی همان‌طور که برای قلب‌تان مفید است، از مغزتان هم مراقبت می‌کند.
      اشتباه رایج ۶: تمرین با وزنه، چربی را به ماهیچه تبدیل می‌کند.
      ازنظر فیزیولوژی، دو نوع بافت متفاوت در بدن وجود دارد: بافت چربی که زیر پوست و بین ماهیچه‌ها قرار گرفته و دورادور اندام‌های داخلی مانند قلب را دربرمی‌گیرد. بافت دیگر نیز بافت ماهیچه‌ای است که آن نیز به سه نوع اصلی تقسیم و در سراسر بدن یافت می‌شود. تمرین با وزنه، به تولید بافت‌های ماهیچه‌ای که درون و اطراف بافت‌های چربی قرار دارند، کمک می‌کند. بهترین روش برای کاهش بافت چربی، مصرف رژیم غذایی سالم است که سبزیجات،‌ غلات کامل، پروتئین های کم‌چرب و چربی‌های سالم مانند آنچه که در روغن زیتون و ماهی وجود دارد،‌ جزو چنین رژیم غذایی سالمی هستند.
      اشتباه رایج ۷: ورزش بهترین روش کاهش وزن است
      کارشناسان می‌گویند، لاغر شدن همیشه با تغییرات مهم در عادات غذایی هر فرد شروع می‌شود. بنابه گفته‌ی محقق علوم ورزشی دانشگاه تگزاس، تأثیر رژیم غذایی در کاهش وزن، بسیار بیشتر از ورزش است. به‌عبارت دیگر، فعالیت منظم روزانه، صرفا بخش مهم هر نوع سبک زندگی سالم است.
      اشتباه رایج ۸: برای داشتن تناسب اندام، فقط باید یک تا دو بار در هفته ورزش کرد.

      بنابه گفته‌ی کریس جوردن، فیزیولوژیست ورزشی، اگر می‌خواهید از ورزش کردن‌تان نتایج واقعی کسب کنید، باید هفته‌ای ۳ تا ۵ بار ورزش کنید. او مبتکر ورزش ۷دقیقه‌ای است و تحقیقات خود در زمینه‌ی فواید ورزش را در نشریه‌ی انجمن قلب آمریکا چاپ کرده است. بنابه اعتقاد جوردن، انجام حرکات ورزشی، ۴ تا ۵ بار در هفته، بهترین نتایج را برای سلامت قلب دارد.
      اشتباه رایج ۹: تمرین با وزنه مخصوص مردهاست
      البته، در بدن زنان نسبت به مردان، هورمون تستوسترون کمتری ترشح می‌شود و این هورمون نقش مهمی در تولید ماهیچه‌های بدن دارد و به همین دلیل است که ماهیچه‌های زنان کمتر از مردان است.
      اشتباه رایج ۱۰: برای داشتن بدنی متناسب دوی ماراتن بهترین روش است.
      اگر آماده نیستید تا برنده‌ی مسابقه ماراتن شوید، مشکلی نیست. دویدن سریع فقط به‌مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه در روز می‌تواند همان فواید ساعت‌ها دویدن را برای سلامتی‌تان داشته باشد. در حقیقت، افرادی که کمتر از یک ساعت در هفته می‌دوند، دقیقا به‌اندازه‌ی افرادی که بیش از ۳ ساعت در هفته می‌دوند، قلب‌های سالمی دارند. آنها فقط باید مدت زمان دوی خود را در روزهای هفته تقسیم کنند. علاوه‌برآن، نتایج سال‌ها تحقیق می‌گوید که انجام دادن ورزش‌های سخت در زمان کوتاه، مانند ورزش‌های طولانی استقامتی، برای سلامتی مفید هستند و حتی می‌توانند لذت‌بخش‌تر هم باشند.
      اشتباه رایج ۱۱: داشتن دفترچه‌ی یادداشت درمورد میزان مصرف غذای روز، روش مطمئنی برای بررسی و کنترل رژیم غذایی است.

      محققان می‌گویند، افراد معمولا فعالیت فیزیکی‌شان را بیش‌ازحد تخمین می‌زنند و مقدار غذای مصرفی‌شان را دست کم می‌گیرند. آنها دائما فکر می‌کنند، بیشتر ورزش کرده و کمتر غذا خورده‌اند.
      اشتباه رایج ۱۲: نوشیدنی‌های ورزشی، بهترین روش حفظ آب بدن پس از ورزش است
      کارشناسان توصیه می‌کنند به‌جای این نوشیدنی‌های مضر، با مصرف آب معمولی و یک خوراکی پروتئینی، انرژی ازدست‌رفته‌ی بدن‌تان را تأمین کنید. تحقیقات نشان داده است، پروتئین می‌تواند پس از ورزش، ماهیچه‌های بدن را بازسازی کند. (البته به‌یاد داشته باشید، محتوای مکمل‌هایی مانند پودر پروتئین چندان مطمئن نیستند و اگر می‌خواهید از این نوع مکمل‌ها مصرف کنید، مراقب باشید که تقلبی نباشند.)
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      کتاب استاد و خدمتکار نوشته‌ی یوکو اوگاوا، یک رمان جذاب و محبوب ژاپنی است که از هر ۴ ژاپنی، یک نفر آن را خوانده و ۵۰ میلیون نسخه، فقط در همین کشور به‌فروش رفته است. اگر می‌خواهید بدانید اواگاوا، نویسنده‌ی این کتاب، چطور قرار است شما را وارد دنیای پرشگفتی اعداد و ریاضیات کند، با ما همراه باشید.
      شناسنامه‌ی کتاب
      عنوان اصلی کتاب: The housekeeper and the professor
      عنوان کتاب به فارسی: استاد و خدمتکار
      نویسنده: یوکو اوگاوا
      سال انتشار: ۲۰۰۹
      درباره‌‌ی کتاب استاد و خدمتکار
      ساده، شیرین، پر از جذابیت‌های عددی؛ این شاید بهترین تعریف برای رمان ژاپنی «استاد و خدمتکار» باشد؛ داستان مردی که حافظه‌اش هر ۸۰ دقیقه یک‌بار خاطرات را فراموش می‌کند. اما دهمین خدمتکار این پروفسور، زنی است که با این موضوع نه‌تنها مشکلی ندارد که اتفاقا با شوق فراوان، به‌همراه فرزندش با این وجه شخصیتی پروفسور کنار می‌آید و لذت می‌برد.
      داستان از زاویه‌دید همین خدمتکار روایت می‌شود و توصیفات هیجا‌ن‌‌انگیز او، شوق مخاطب را برای ادامه‌ی مطالعه برمی‌انگیزد. هرچند ممکن است برای برخی افراد دست‌وپا زدن میان معادله و جذر و رادیکال و دیگر اصطلاحات ریاضی چندان خوشایند نباشد، ولی داستان به‌نحوی پیش می‌رود که تقریبا همه‌چیز به‌طرز شیرینی به اعداد مرتبط می‌شوند و حتی رابطه‌ی عناصر مختلف داستان با اعداد تعریف می‌شود، اما نگران نباشید؛ این اتفاقات اصلا کسل‌کننده نیستند و اتفاقا
      شما را سر ذوق می‌آورند و کنجکاوترتان می‌کنند.
      شاید زندگی کردن با کسی که پس از مدتی کوتاه همه‌چیز را فراموش کند، اعصاب‌تان را به‌هم بریزد، اما شک نکنید جذابیت‌های خودش را هم دارد. مثلا آدم حس می‌کند همه‌چیز دوباره از نقطه‌ی شروع، آغاز شده و این‌بار می‌توان یک‌جور دیگر با موضوعات برخورد کرد؛ این اتفاقی است که در رمان استاد و خدمتکار می‌افتد. ارتباط‌دهی چیزهایی که چندان ربطی به هم ندارند، آن هم با اعداد، یک بازی جالب است که نویسنده به‌خوبی از عهده‌ی آن برآمده و حتی وقتی کله‌ی پسرک داستان به رادیکال تشبیه می‌شود، ذوق نویسنده در به‌کارگیری علائم ریاضی بیشتر به‌چشم می‌آید. هر چه جلوتر می‌روید می‌بینید که چطور خدمتکاری که چندان سوادی هم ندارد، کنجکاوی‌اش گل کرده و نگاهش به همه‌چیز تغییر می‌کند. همه‌ی این چیزها باعث می‌شود شما نتوانید کتاب را زمین بگذارید و دنبال شروع کردن رمان دیگری باشید.
      آیا این کتاب برای شماست؟
      اگر هنوز هم به خواندن این کتاب علاقه‌مند نشده‌اید، باید بگوییم یک جای کار می‌لنگد، چون احتمالا هنوز در رؤیایتان از اعداد فرار می‌کنید. اما نگران نباشید، کافی است کمی به چیزهایی که دوست ندارید دل بدهید تا نظرتان به‌کلی عوض شود. البته اگر کمی عاشق ریاضی باشید، اصلا نیازی به انتظار کشیدن برای رسیدن به قسمت‌های جذاب کتاب ندارید، زیرا روایت داستانی کتاب استاد و خدمتکار خودش شما را سر ذوق می‌آورد و حتی ممکن است کاری کند که غبطه بخورید چرا در دوره‌ی تحصیل‌تان رشته‌ی ریاضی را انتخاب نکرده‌اید.
      در حاشیه
      شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید شخصیت‌های رمان یا کتابی که می‌خوانید، وجود خارجی دارند یا تنها ساخته‌ی ذهن نویسنده‌اند. باید بگوییم، شخصیت داستانی این کتاب یعنی پروفسور کسی نبوده جز آقای پل اردوس؛ ریاضی‌دان مشهور مجارستانی. اما فراموش نکنید که اوگاوا هم تمام تلاش خودش را برای هرچه جذاب‌تر نشان دادن این شخصیت به‌کار گرفته است. حتما خالی از لطف نیست اگر بدانید در سال ۲۰۰۶ یک فیلم ژاپنی هم با الهام از این کتاب ساخته شده است.
      بخش‌هایی از کتاب
      حقایق ابدی چیزهایی نیستند که قابل‌مشاهده باشند و تو هم نمی‌توانی آنها را در اجسام مادی و پدیده‌های طبیعی یا حتی در احساسات بشری ببینی. اما ریاضیات این توان را دارد که نوری به آنها بتاباند و به آنها صورت ببخشد. درواقع چیزی وجود ندارد که مانع ریاضیات در این راه باشد.
      پروفسور هیچ‌وقت نفهمید ما داخل جعبه‌ی کلوچه‌اش را گشته بودیم. در آن لحظه یادداشتی را که روی جلد رساله نوشته بود، من را به فکر برد. تقدیم به «ن» با عشق ابدی، هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم. شکی نبود که دستخط خود پروفسور بود و واژه ابدی برای او مفهومی متفاوت از آنچه ما از این واژه درک می‌کردیم، داشت. برای او ابدی چیزی شبیه ابدی بودن قضایای ریاضیات بود.
      لینک صوتی کتاب در نوار
    • توسط sajjad
      ۱. لباس‌های باشگاه خود را عوض نکنید
      لباس‌های مرطوب خود را سریع عوض کنید و لباس دیگری بپوشید. لباس‌های مرطوب محیط مناسبی برای رشد باکتری هستند و می‌توانند باعث سرماخوردگی شوند. جدا از این که بتوانید بعد از باشگاه به‌ سرعت دوش بگیرید یا نه، باید لباس‌ها، جوراب‌ها و کفش‌های خود را عوض کنید تا عضلات‌تان گرم باقی بمانند. این اقدام سبب افزایش گردش خون و بهبود ریکاوری می‌شود. حتی تعویض کفش‌ها نیز حس خوبی به شما می‌دهد. فقط از کفش‌هایی استفاده کنید که به‌ خوبی از پاهای شما محافظت می‌کنند. عضلات پاهای شما نیز هنگام تمرین و ورزش خسته می‌شوند. بنابراین این کفش‌ها نیز باید مناسب باشند.
      ۲. فقط استراحت کنید
      نشستن جلوی تلویزیون بعد از برگشت از باشگاه کار آسان و دل‌پذیری است اما بهتر است این کار را انجام ندهید. انجام فعالیت‌های سبک راه خوبی برای افزایش سرعت ریکاوری است؛ چرا که سرعت گردش خون را افزایش می‌دهد. در طول روز این فعالیت‌های سبک را انجام دهید. حتی می‌توانید قبل از رفتن به سر کار نیز این کارها را انجام بدهید. مثلا بلند شوید، راه بروید؛ در حالی‌ که ایستاده‌اید حرکات کششی انجام بدهید و نفس عمیق بکشید.
      ۳. سوخت‌ مناسبی به بدن‌تان نرسانید
      بهتر است ۲۰-۳۰ دقیقه بعد از جلسه تمرینی، حتما مواد غذایی و مایعات مصرف کنید. اگر بعد از تمرین باید به سر کار بروید، غذا را همراه خود بیاورید تا بتوانید حتی داخل خودرو هم که شده آنها را مصرف کنید. بهتر است این وعده غذایی حاوی پروتئین، کمی چربی و مقداری کربوهیدرات باشد تا انرژی از دست‌ رفته جایگزین شود. می‌توانید شیرکاکائو کم‌چرب، ساندویچ بوقلمون همراه با نان گندم کامل، بادام یا میوه مصرف کنید. باید آب فراوانی هم بنوشید. از مصرف بدون برنامه‌ریزیِ مواد غذایی خودداری کنید. هر چیزی را نباید مصرف کنید. جایگزین کردن کالری‌های از دست‌ رفته کار ساده‌ای است؛ بنابراین زحمات خود را به باد ندهید.
      ۴. فعالیت‌های سنگین بدنی انجام دهید
      شاید فکر کنید حالا که از باشگاه آمده‌اید و عرق هم کرده‌اید، بد نیست قبل از دوش گرفتن، کمی کارهای فیزیکی مربوط به خانه را انجام بدهید اما انجام این نوع فعالیت‌ها می‌تواند به عضلات خسته شما فشار زیادی وارد کند؛ به‌ خصوص اگر مایعات و غذای کافی نیز مصرف نکرده باشید. بلند کردن اجسام سنگین، بالا رفتن از نردبان و خم‌ و راست شدن می‌تواند خطر آسیب‌دیدگی را بالاتر هم ببرد. بهتر است در این مواقع به عضلات خود یک روز استراحت بدهید. بهتر است این فعالیت‌ها را زمانی انجام بدهید که شرایط بدنی بهتری دارید.
      ۵. به ریکاوری بدن خود و عضلات‌تان توجه نکنید
      از دستاوردهای خود محافظت کنید. این طرز تفکر که من جلسه تمرینی سبکی داشته‌ام، بنا بر این به ریکاوری نیازی ندارم، اشتباه است. درست مثل ورزشکاران حرفه‌ای با احترام با بدن خود رفتار کنید. اگر از بدن خود محافظت کنید، بدن‌تان نیز از شما محافظت خواهد کرد.
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      همه‌ی ما این جمله‌ی معروف را شنیده‌ایم که گذشته‌ها گذشته است و شاید بارها هم آن را به‌زبان آورده باشیم اما برای خیلی از ما، گذشته نه‌تنها جایی نرفته بلکه هر روز همراه‌مان است. بسیاری از ما هر روز را با مرور خاطرات و اتفاق‌های ناگوار گذشته سپری می‌کنیم، بارها خودمان را سرزنش می‌کنیم، شرمنده می‌شویم، خجالت می‌کشیم، در خودمان می‌شکنیم و… اما تا کی می‌توانیم این روند را ادامه دهیم؟ زندگی حال و آینده‌‌مان چه می‌شود؟ با این همه افکار منفی چگونه می‌توانیم آینده را بسازیم؟ راه‌حل مشکل بسیاری از ما فقط در یک جمله خلاصه می‌شود: «باید گذشته را فراموش کنیم.» کار به‌ظاهر ساده‌ای است اما عمل‌کردن به آن و فراموش کردن گذشته آن‌قدرها هم آسان نیست.
      در مطلب زیر به شما می‌گوییم که راه فراموش کردن گذشته چیست و چگونه می‌توانید با گذشته‌تان خداحافظی کنید و روزهای باارزش‌تان را با فکر کردن به آن هدر ندهید. با «چطور» همراه باشید.
      ۱. طرز فکرتان را عوض کنید
      اگر ذهن‌تان دائما روی چیزهای منفی تمرکز کند که در گذشته اتفاق افتاده‌ است، آنگاه زندگی‌تان در جهت منفی پیش خواهد رفت. زندگی شما در جهت افکار غالب‌تان حرکت می‌کند، بنابراین هر چیزی که ذهن‌تان را روی آن متمرکز کنید، زندگی و احساسات‌تان نیز همان را دنبال خواهد کرد.

      یکی از راه‌های فراموش کردن گذشته این است که به‌جای تمرکز روی چیزهای منفی که در گذشته اتفاق افتاده است و فکر کردن به همه‌ی دل‌شکستگی‌ها، تمام چیزهایی که ازدست داده‌اید و موقعیت‌های خجالت‌آوری که به آنها افتخار نمی‌کنید، شروع‌به بازیابی افکار منفی‌تان کنید و سعی کنید مثبت فکر کنید و افکار منفی‌تان را با افکار مثبتی مانند این جایگزین کنید: «من می‌خواهم عالی باشم، من بسیار باهوش هستم، گذشته‌ی من برای همیشه رفته است، چیزهای فوق‌العاده‌ای پیش روی من قرار دارند، هیچ مانعی بر سر راه من نخواهد بود، من موفق خواهم شد، اجازه نمی‌دهم گذشته‌ام مرا محدود کند و مانع موفقیتم شود.»
      اگر هر روز صبح با فکرکردن به جملات الهام بخش از خواب بیدار شوید و آنها را محکم و بلند تکرار کنید، همه‌ی آنها به واقعیت تبدیل خواهند شد. شما خیلی زود متوجه می‌شوید که دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند از گذشته‌تان علیه شما استفاده کند، چون برای همیشه آن را رها کرده‌اید.
      ۲. برخی از دوستان‌تان را کنار بگذارید
      گاهی اوقات با افرادی دوست هستید که از اعماق وجودتان می‌دانید هیچ کار مثبتی در زندگی‌تان انجام نمی‌دهند، به‌جز آنکه شما را در زندگی عقب می‌اندازند. اگر احساس کردید یک رابطه‌ی دوستی باعث به‌تعویق‌افتادن اهداف‌تان در زندگی می‌شود، هیچ ایرادی ندارد که آن رابطه را قطع کنید. دوستان منفی هیچ جایی در زندگی شما ندارند؛ چون شما قصد دارید روی چیزهای مثبت تمرکز کنید، پس آنها را کنار بگذارید. شما باید خودتان را متمایز و جدا کنید تا بتوانید در جایی باشید که آرزو دارید. شما باید از دوستانی که همیشه کارهای اشتباه گذشته‌تان را به‌یاد شما می‌آورند، فاصله بگیرید.
      وقتی می‌گوییم خودتان را متمایز و جدا کنید، منظورمان این است که به آنچه در اطراف‌تان می‌گذرد، هیچ توجهی نکنید و روی خود و دیدگاه‌تان تمرکز کنید. در این وضعیت چون با خودتان خلوت می‌کنید، ممکن است به‌شدت احساس تنهایی کنید اما این هزینه‌ای است که باید بپردازید تا بتوانید در جایی باشید که آرزو دارید.
      ۳. برای خودتان هدف تعیین کنید
      یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که در فراموش کردن گذشته به شما کمک می‌کند، تعیین اهداف برای آینده است. شما باید این واقعیت را بپذیرید که دنیا به آخر نرسیده است و شما ظرفیت‌های زیادی برای دستیابی به چیزهای بزرگ‌تر در زندگی‌تان دارید. خودتان را درحال‌انجام کارهای مهم و قابل‌توجه در آینده، رفتن به دانشگاه، به‌دست‌آوردن شغل دلخواه، شروع کسب و کار جدید، پیداکردن نیمه گمشده تان و… تصور کنید. برای خودتان اهداف بلندمدت و کوتاه‌‌مدت تعیین کنید، برای هر کدام به خودتان مهلت مشخصی بدهید و روند پیشرفت‌تان را دنبال کنید.
      ۴. یاد بگیرید که ببخشید

      یکی از چیزهایی که شما را از نظر عاطفی و روحی نابود می‌کند، روح نابخشایش‌گر است. در دل داشتن کینه‌ی یک نفر، مانند آن است که شما سم بخورید اما انتظار داشته باشید که آن فرد بمیرد. همه‌ی شما این کار را انجام می‌دهید و فکر می‌کنید که دارید به خودتان لطف می‌کنید اما این کار هیچ فایده‌ای ندارد، جز آنکه شما را از نظر عاطفی درهم می‌شکند.
      تنها راهی که می‌توانید به‌وسیله‌ی آن گامی برای فراموش کردن گذشته بردارید، بخشیدن هر کسی است که کار اشتباهی در حق شما انجام داده است. فرقی نمی‌کند که چقدر بد دل‌تان را شکسته‌اند، اگر بتوانید به آنها نگاه کنید و با لبخند بگوید «تو را می‌بخشم» – که اصلا کار آسانی نیست – آنگاه خودتان را از قفسی که خود را در آن زندانی کرده‌اید، آزاد می‌کنید. روح نفرت را با عشق جایگزین کنید. برای این کار باید یاد بگیرید حتی وقتی غیر ممکن است، بتوانید ببخشید.
      ۵. از تلاش‌ کردن برای تحت‌ تأثیر قرار دادن مردم دست بردارید
      آیا تابه‌حال احساس کرده‌اید که دیگر، هیچ‌کس شما و تصمیم گیری هایتان را درک نمی‌کند؟ اگر پاسخ شما بله است، احتمالا دلیلش این است که آنها چیزی را که شما می‌بینید، نمی‌بینند و جور دیگری به مسائل نگاه می‌کنند. شما مجبور نیستید برای انجام کارهای موردنظرتان به دیگران توضیح دهید. نباید دائما به‌دنبال تأیید دیگران باشید و نگران آن باشید که از کارتان خوش‌شان می‌آید یا نه. شما نمی‌توانید همه را راضی و خشنود کنید؛ این غیرممکن است.
      تلاش‌کردن برای راضی نگه‌داشتن همه، هیچ نتیجه‌ای ندارد جز آنکه باعث ناامیدی و یأس شما می‌شود. احتمالا همه‌ی شما با این طرز فکر بزرگ شده‌اید که بهترین روش برای زندگی‌کردن آن است که همه دوست‌تان داشته باشند اما این ممکن نیست. شما هرقدر هم که خوب باشید، همیشه افرادی وجود خواهند داشت که شما را دوست ندارند، چون از شما خوش‌شان نمی‌آید. بپذیرید که این هم بخشی از زندگی است.
      فراموش نکنید، اگر هنوز درباره‌ی گذشته‌تان فکر می‌کنید، قادر نخواهید بود به جلو حرکت کنید و شاهد پیشرفت در زندگی خودتان باشید. آیا می‌توانید یک دونده را تصور کنید که سعی دارد با یک کوله‌پشتی سنگین در یک مسابقه‌ی دوی صدمتر رقابت کند؟ بله او به احتمال زیاد، مسابقه را به‌پایان خواهد رساند اما نمی‌تواند آن را در زمان مقرر تمام کند یا برنده شود. بسیاری از ما آماده‌ی دویدن در رقابت زندگی‌مان هستیم، آماده‌ایم که به‌دنبال اهداف و آرزوهای والای‌مان برویم اما یک کار مهم وجود دارد که اول باید آن را انجام دهیم؛ ما باید آن کوله‌پشتی سنگین را که پر از شرم، پشیمانی‌ها‌، ناخشنودی، اشتباهات، شکست‌ها، دل‌‌‌های شکسته، کینه‌ها و … است، زمین بگذاریم. مطمئن باشید که با فراموش کردن گذشته و زمین گذاشتن آن کوله‌پشتی سنگین، رقابت شما در زندگی بسیار آسان‌تر خواهد شد.
      منبع: چطور
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×