رفتن به مطلب

Recommended Posts

چرا وبلاگ نمی نویسیم

من هم مثل خیلی از آدم‌های فعال در جهان مجازی، وب رو از طریق وبلاگ درک کردم. دارم درباره‌ی دورانی صحبت می‌کنم که شبکه‌های اجتماعی نقشی به پررنگی امروز نداشتند و کارکردهای متعددی که این‌روزها وب و موبایل یه زندگی‌مون اضافه کرده، وجود نداشت. چیزی که به اسم تلفن هوشمند می‌خریدیم در قیاس با ضعیف‌ترین ورژن از گوشی‌های اندروید امروزی، یک شوخی مسخره بود و عملا کار خاصی جز خواندن و گاها نوشتن نمی‌شد انجام داد.

وب نسخه‌ی یک، امکان‌های کمی برای تعامل در اختیار مخاطب می‌داد و حقیقتا، انتظارش هم خیلی وجود نداشت. در کنار این شرایط که بعد تکنولوژیک ماجرا بود، سرعت پایین اینترنت و دسترسی ناپایدار و دشوار به اینترنت هم، مزید علتی بود که توقع از این فضا محدود به محتوای متنی و یک‌طرفه باشه. نهایت تعامل، کامنت بود و چت‌های یاهو مسنجر!

فکر می‌کنم که ماه عسل وب با تعریف فوق چیزی کمتر از سه سال دوام داشت و بعد از اون، این شبکه‌های اجتماعی بودند که هرروز پررنگ‌تر و پرمخاطب‌تر می‌شدند. طیف گسترده‌تری از مردم به سمت وب آمدند، موبایل‌ها هوشمند شد و دسترسی رو سریع‌تر و آسون‌تر کرد و در نهایت، سبک و شیوه‌ی استفاده از این بستر ارتباطی به کل دچار تغییر شد. چیزی که ۱۰ سال پیش سنگ بنای تجربه‌ی ما از وب شد، امروز عملا یا دیگه وجود نداره یا به بخشی خلوت و متروک از این فضا تبدیل شده.

آیا من از توسعه و رشد این اتمسفر ناراحت و ناراضی‌ام؟ ابدا نه! امروز ما از بستری بالغ‌تر، کامل‌تر و در عین حال ساده‌تر و کارامدتر استفاده می‌کنیم. اگر پیش از این وب به عنوان یک عنصر تزئینی جذاب کارکرد داشت، الان بخشی جذایی ناپذیر از زندگی و کار ماست و عملا این تغییر جایگاه به واسطه‌ی رشد و تکاملی که اتفاق افتاده، واقع شده. چیزی که من رو ناراحت، یا بهتره بگم دلتنگ می‌کنه، کاهش کمیت، کیفیت و «اهمیت» وبلاگ و وبلاگ نویسیه. اینکه بخوام تجربه و ادراک خودم رو از بلاگ توصیف کنم، برای نسلی که از محل سوشال مدیا درگیر این فضا شده حقیقتا کار سختیه. واقعیت اینه که وبلاگ، به عنوان زیرساختی ایده‌آل برای تولید محتوای شخصی، بیش از همیشه به حاشیه رانده شده و عملا بلاگر فعال و متخصص فارسی زبانی که بشه معرفی کرد، کمتر از انگشتان دو دسته. شاید حجم تولید محتوا صدها برابر بزرگتر از قبل شده باشه، اما بلاگ صرفا «محتوا» نیست و ابزاری قدرتمند برای فهمیدن و فهماندنه. 

بیش از همه، خودم از خودم شاکی و عاصی‌ام که چرا اینقدر از این موهب دور افتادم، و در وهله‌ی ثانی ناراحت و نگرانم که چرا خوبانی که پیش‌تر، به واسطه‌ی بلاگر بودن مطرح و محبوب بودند، امروز کمتر از همیشه به این فعل مشغول میشن. لذا در حد توان و سوادم، خواستم که چند پست وبلاگ برای «وبلاگ» بنوسیم. باشید که بکار آید‌ 📷

چرا وبلاگ نمی‌نویسیم؟

دلایلی که در پس این خط میارم، مجموعه‌ی ادراکات شخصی من درباره‌ی کاهش تمایل آدم‌های مختلف به وبلاگ‌نویسیه، و طبعا دلایل خاصه‌ی من هم بین‌شون هست. اگر دلیل و منطقی رو کم دیدید، لطفا بهم گوشزد کنید:

  1. مخاطب: میل به نوشتن از محلِ میل به خوانده شدن میاد. اگر من بخوام «برای خودم» بنوسیم، دفترچه خاطرات امن‌تر و ساده‌تره و دلیلی برای این تشریفات نیست. جامعه‌ی مخاطب، امروز ترجیحش رو برای خوندن متون طولانی از دست داده و به خوندن متون یکی-دو خطی اکتفا می‌کنه. شبکه‌های اجتماعی، خاصه تویتر و فیسبوک، عاملین این تغییر عادتند و عملا کار خاصی در مقابل این تغییر عادت نمیشه کار. سرویس‌های مثل مدیوم و ویرگول برای مساله‌ی مخاطب، راهکارهایی ارائه کردند که تا حدودی هم تونسته موفق باشه. اما به نظرم، مساله کمی بنیادی‌تر از این ماجراست و همونطور که گفتم، غول‌ شبکه‌های اجتماعی به این سادگی‌ها نمیشه پشت سر گذاشت.
  2. شبکه‌های اجتماعی: شبکه‌های اجتماعی علاوه بر اینکه مخاطبین و مصرف کنندگان محتوا رو بیشتر از همیشه به سمت خودشون جلب کردند، پدیدآورنگان محتوا رو هم در دل خودشون جای دادند. واقعیت اینه که تولید محتوا در سوشال به مراتب ساده‌تر از وبلاگه، دریافت بازخورد آنی جذابیت بالایی داره و در نهایت، فعالیت مستمر در تویتر یا فیسبوک یا لیندیکن، از سادگی بیشتری نسبت به مدیریت و راهبری یه بلاگ برخوراره. منِ بلاگر وقتی در مقابل این پیشنهاد تازه قرار می‌گیرم، و وقتی از کاهش شدید مخاطبم مطلعم، دلایل کمی برای ادامه به وبلاگ نویسی پیدا می‌کنم. بخش مهم چیزی که از محل «نوشتن» دنبالش بودم رو شبکه‌های اجتماعی به من میدن و عملا ادامه دادن به مسیر قبلی رو نمی‌تونم توجیه کنم.
  3. تمرکز: از هر دری که وارد میشیم، شبکه‌های اجتماعی خودنمایی می‌کنند! تحقیقات خیلی زیادی وجود داره که نشون میده شبکه‌های اجتماعی، میزان و عمق تمرکز آدم‌ها رو کاهش دادند. این موضوع چندان بی‌ربط به تغییر سلیقه‌ی کاربر هم نیست و در عمل، آدم‌ها وقتی با تنوع بیشتری از پیام و محتوا روی شبکه‌های اجتماعی مواجه میشن، عملا تمرکز کمتری به هرکدوم از اون صدها توییت و تصویر می‌کنند. در این شرایط، خوندن یه پست ۱۰۰۰ کلمه‌ای دیگه نه تنها ساده نیست، که حتی ممکنه عذاب آور باشه. کاربر عادت کرده که در کمتر از ۲۰ دقیقه به صدها موضوع سرک بکشه و حالا ما بهش پیشنهاد می‌کنیم که اون زمان رو صرف خوندن تنها یک محتوا بکن. در ظاهر، پیشنهاد جذابی نیست!
  4.     زمان: وبلاگ‌نویسی خوب زمان‌بره. نویسنده باید درباره‌ی موضوع فکر کنه، اتود اولیه رو بنوسیه، اون رو تفصیل بده و در نهایت ویراستاری کنه. انتخاب عنوان و تصویر و موخره و… هم به زمان نیاز داره. لذا نوشتن یه پست ۷۰۰ کلمه‌ای در ایده‌آل‌ترین حالت، چیزی حدود یک ساعت از زمان محدود نویسنده رو به خودش اختصاص می‌ده. واقعیت اینه که بلاگر خوب، احتمالا آدم مشغولیه و پیدا کردن این باکس زمانی برای نوشتن یک مطلب (که تخمین واقعا پایین زدم!) چندان کار ساده‌ای نیست.

همه‌ی این‌ها رو گفتم که بگم وبلاگ‌نویسی در عصر حاضر بیشتر به نوعی از خودگذشتگی شبیهه! هرچند هنوز هم طیف قابل توجهی از افراد، وبلاگ خوندن رو به گشت‌وگذار در تویتر و اینستاگرام ترجیه میدن، اما وقتی درباره‌ی ماهیت رسانه و رسانه‌گری صحبت می‌کنیم، وبلاگ دستاویزهای کمی برای جلب توجه داره و عموما قافیه رو به سوشال می‌بازه.

آیا باید بیخیال وبلاگ نویسی شد؟‌ قطعا نه! در این مطلب، برخی از دلایلی که سد راه وبلاگ نویسی هستند رو نوشتم تا به اندازه‌ی کافی شما رو از نوشتن دلسرد کنم! اما هنوز دلایل خیلی خوبی وجود داره که می‌تونه شما رو مجاب به وبلاگ نویسی کنه. بلاگری تضادی با سوشالر بودن نداره و شما می‌تونید (و می‌باید) بین استفاده از این دو بسته موازنه برقرار کنید. کار سختی نیست و توئمان، لذت‌بخش و مفیده. در ادامه‌ی این سلسه پست، درباره‌ی محسنات وبلاگ‌نویسی خواهم نوشت و پیشنهادهایی برای اینکه وبلاگ بهتری هوا کنیم رو تقدیم می‌کنم.

منبع: islamizad

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      یادگیری هر کسی با کسی دیگه متفاوته. من نمیتونم روش کلی بگم. اجازه بدید داستان خودمو براتون تعریف کنم:.
      تقریباً 15 سالم بود که داشتم به برنامه نویسی علاقه‌مند میشدم و با html و css شروع کردم. اونموقع ها نهایت کاری که میکردم این بود یه وردپرس بزنم و افزونه و قالب نصب کنم و ادیتشون کنم. و خب درواقع پروژه خاص و حرفه‌ای ای انجام نمی‌دادم. همین باعث شد که تقریباً طی 4 سال چندین بار html و css بخونم و درنهایت بازم هیچی بلد نباشم چون تقریبا تمرین عملی نداشتم. اومدم دانشگاه و تو جو رقابتی با چند تا از بچه‌ها قرار گرفتیم و باعث شد اعتماد به نفس اینو پیدا کنم که پروژه واقعی انجام بدم، درصورتی که بازم دانش زیادی نداشتم. برای دست گرمی یه عکس از یک وبسایت گیراوردم و شروع کردم به کد زنیش. بیشتر کد هایی که پیاده کردم با آزمون و خطا بود یا با سرچ! درواقع 4 سال و چند باری که html خوندنم اونقدری کمک نکرده بود!! اونجا بود که متوجه شدم اینکه چقدر برای انجام یک کار دورخیز میکنیم مهم نیست، مهم اینه که واقا میخوایم اون کار رو انجام بدیم و شروعش می‌کنیم یا نه!
      بعد از اون قضیه دیگه آموزش من پروژه محور شد. یکم چشم و گوشتونو باز کنین کلی پروژه به چشمتون میخوره که یا بقیه بهتون پیشنهاد کردن یا خودتون باید پیشنهاد بدید و بگیریدش. من پروژه هایی رو انتخاب می‌کردم که با کمی تحقیق در موردشون این حسو داشتم که میتونم انجامشون بدم(حتی اگه در اون لحظه دانششو نداشتم. این روش یسری حسن داره:
          اولاً اینکه درگیر کار می‌شید و میبینید چیو باید یاد بگیرید و چیزای اضافیو یاد نمیگیرید(بعدها نیاز پیدا کنید یاد میگیرید). مهم اینه که شما راه میوفتید     عقلانیه که پروژه هایی که قبول کردید انتظار زیادی ازتون ندارن و لزومی نداره کار خیلی حرفه‌ای تحویل بدید(البته نه به این معنا که تلاش نکنین)     در قبال یادگیریتون پول هم دریافت میکنید. شاید مقدار زیادی نباشه ولی شیرین‌ترینه هنوزم که هنوزه دارم از این روش جواب میگیرم. همین وبلاگی که می‌بینید بهونه ای شد که reactjs یاد بگیرم درحالی که میتونستم خیلی راحت با وردپرس بزنم. اما دنبال یه پروژه ای بودم که باهاش ریکت یاد بگیرم و البته مدت ها بود میخواستم وبلاگ بزنم. البته اینجور پروژه ها معمولاً مشکلات و چالش هایی دارن که به مرور زمان حل میشن.
      آها یه نکته رو یادم رفت بگم… اگه میخواید لایببری جدید یاد بگیرید از example ها کمک بگیرید. معمولاً لایبرری ها یسری example دارن که یه پروژه ساده باهاشون پیاده‌سازی شده. من مستقیم میرم سر تست اونا و سعی میکنم ادیتش کنم به چیزی که میخوام. هرجا هم مشکل بخورم از داکیومنتش کمک میگیرم یا سرچ میکنم.
      روش دیگه ای هم هست اینکه اول مطالعه کنید و با دورخیز مناسبی وارد پروژه شید. درواقع بعضیا آکادمیک کار می‌کنن بعد عملی. شاید این بهترین روش باشه اما نه برای شروع! شما در اول راه برای شروع کار و پروژه نیاز به انگیزه دارید و چه انگیزه‌ای بهتر از تجربه انجامش؟!
      چه زبان برنامه نویسی بهتره؟
      واقعیتش اینه که هر زبانی هدفی داره. ولی اگه هنوز زبانی رو انتخاب نکرده‌اید نگران نباشید. بجا اینکه وسواس به خرج بدید و هی تحقیق کنید که اسمشو میذارم دورخیز برای یه شروع قوی(که معمولا اتفاق نمیوفته)، خودتونو درگیر یک زبان کنید و به مرور زمان زبان مورد علاقتونو پیدا میکنید. یک زبان قدیمی و با داکیومنت بالا بهترین انتخاب میتونه باشه. مثل پایتون یا c#. البته اگه پیشنهاد منو بخواید چیزی نیست جز پایتون.
      یه توصیه: تو دنیای نرم‌افزار، با همون تکنولوژی که راه دستته و کارت رو راه می اندازه شروع کن، هر وقت به نقطه‌ای رسیدی که کارت دیگه راه نیافتاد خودت می‌فهمی وقت تغییره و باید سراغ چی بری.
      برنامه نویسی دسکتاپ، وب و یا موبایل؟
      شاید امروزه برنامه نویسی موبایل خیلی رو بورس باشه و نقش وب کمرنگ تر بنظر بیاد. اما اکثر برنامه‌های موبایل به وب وابسته اند. برنامه نویسی دسکتاپ هم دچار تحول بوده و دیگه کمتر اپ دسکتاپ می‌بینیم اما حوزه های جدیدی در برنامه نویسی بوجود آمده مثل ماشین لرنینگ یا داده کاوی. شاید در ابتدای کار مجبور شید چند پلتفرم یا حوزه های مختلف امتحان کنید تا متوجه شید به چی علاقه دارید.
      از چه منبعی یاد بگیرم؟
      برای یادگیری از هر منبعی میتونید استفاده کنید. بعضی منبع ها از بعضی دیگه بهترن ولی بهترین منبع اونیه که شما باهاش ارتباط برقرار می‌کنید. بطور مثال جادی در یک دوره ای به اسم بستون، یه چیز هایی در مورد django گفت در حالی که هدفش آموزش جانگو نبود و شاید مطالب جانگویی که گفت زیاد حرفه‌ای نبود. ولی همون کافی بود تا منو با جانگو آشنا کنه و بقیه چیز هاشو به مرور زمان و طی پروژه های مختلف یاد گرفتم(البته دنیای برنامه نویسی یه چیز نامحدودیه و هیچ‌وقت یادگیری متوقف نمیشه). درواقع اون آموزش برای من مفید بود بخاطر اینکه یه حداعقلاتی به من یاد داد و اعتماد به نفس و انگیزه منو برای یادگیری بیشتر کرد.
      برنامه نویسی کار کردم ولی یادم میره. چه کنم؟
      تمرین تمرین تمرین. برنامه نویسی دقیقاً یک ورزش ذهنیه و همونطوری که ورزشکار نیاز به تمرین داره تا رو فرم بمونه، برنامه نویس هم باید از ذهنش استفاده کنه و اینطوری خودشو آماده نگه داره(چه برای یادگیری چیز جدید، چه برای استفاده از دانش قبلی)
      اگرم برای کار های تکراری مجدداً سرچ می‌کنید یا از کد پروژه های قبلیتون کمک میگیرید، نگران نباشید. شما مثل حرفه‌ای ترین برنامه نویس ها عمل می‌کنید:)
      بازارکار برای برنامه نویسی چطوره؟
      نمیخوام در مورد بازار در این پست حرف بزنم چون بحث‌های زیادی داره. بطور کلی شما هرچی رو واقا دوست داشته باشید و مهارت داشته باشید میتونید ازش پول بدست بیارید. چه برسه به برنامه نویسی که الان خیلی هم رو بورسه.
      چند نکته:
          الزاماً هرکی که دانش آکادمیک داره، نمیتونه عملی پیادش کنه. بخاطر همینه که معمولا استاد دانشگاه‌ها حتی اگه مبحثی رو تسلط دارن نمیتونن در عمل پیاده سازیش کنند.     اگه میخواید در عمل خوب باشید، تمرین کنید. مطالعه کافی نیست.     از گرفتن پروژه نترسید.     پروژه ای که با علایقتون همسو نیست نگیرید، حتی اگه پول توش باشه. اولاً زمانتون برای لذت از زندگی محدوده و باید با چیزایی که خوشحالتون میکنه وقت بگذرونید. دوماً همون وقتو میتونید بذارید و چیزایی یاد بگیرید که روی آیندتون تأثیر داره.     و از همه مهمتر، سخت نگیرید. برید دنبال علاقتون و خودتونو درگیرش کنید. منبع: ویرگول
    • توسط sajjad
      نیم فاصله
      فرض کنید دارید مطلبی را برای چاپ یا حتی انتشار در وب آماده می‌کنید و متن چیزی شبیه به متن زیر است:
      در نگاه اول جمله بالا هیچ مشکلی ندارد ولی اگر متن justify شده باشد چطور؟ اگر کمی ابتدا متن طولانی‌تر شود، تغییری ایجاد خواهد شد؟
      با کمی دقت متوجه خواهید شد در کلمه "می خواهد" نصف کلمه در خط اول و نصف آن در خط دوم است. راه‌حل یا سولوشنی که برای حل این مشکل وجود دارد استفاده از نیم فاصله است. در واقع نیم فاصله یک کاراکتر با عرض خیلی کم است که کلمات را به هم می‌چسباند و "می خواهد" را به "می‌خواهد" تبدیل می‌کند. مثلا برای متن بالا:
      حالا با کمی دقت در همین مطلب یا دیگر مطالب ما، متوجه رعایت این مورد خواهید شد.
      برای ایجاد نیم فاصله می‌توان از چندین روش می‌توان استفاده کرد، مثلا کلیدهای ترکیبی Alt + 0157 یا کلیدهای ترکیبی Ctrl + Shift + 2 و غیره. همچنین برای ورد نیز می‌توانید این مورد را شخصی‌سازی کنید.
      ساده‌نویسی
      برای ساده‌نویسی فقط کافی است از جملات پیچیده و طولانی اجتناب کنید. فراموش نکنید که ساده‌نویسی به معنی محاوره‌نویسی نیست، بلکه استفاده از کلمات رسمی و در حین حال قابل‌فهم است.
      فارسی در برخی از متون تخصصی جایگاهی ندارد. درست است که زبان فارسی، زبان ادب-هنر است ولی این دلیل نمی‌شود که متعصبانه به آن نگاه کنیم و سعی کنیم هر کلمه‌ای را فارسی‌سازی کنیم. بهترین راه این است که ببینیم آیا کلمه‌ای معادل فارسی جا افتاده‌ای دارد و بد نیست نیم نگاهی نیز به جامعه مخاطب بیاندازیم و ببینیم از چه واژه یا اصطلاحی استفاده می‌کنند.
      در اولین مطالبی که در باورژن منتشر می‌کردیم، اصل ساده‌نویسی را رعایت نمی‌کردیم و سعی می‌کردیم ساعت‌ها وقت صرف یافتن یا ساختن معادل فارسی یک کلمه یا اصطلاح کنیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که این‌کار نه تنها سودی برای مخاطب ندارد باعث گیج‌تر شدن وی نیز می‌شود به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا کلمات را تا حد ممکن به شکل زبان اصلی بنویسیم و در صورت لزوم آن‌ها را توضیح دهیم؛ مثلا دیگر در مطالب جدیدمان از کلماتی مانند شی، رشته، پایگاه‌داده، محلی و یا منبع استفاده نمی‌کنیم و به جای آن‌ها از آبجکت، استرینگ، دیتابیس و لوکال و ریسورس استفاده می‌کنیم. دلیل این امر این است که این کلمات در قشر مخاطب ما جا افتاده است و اگر بخواهیم از اصلاحی فنی‌ در مطالب خود استفاده کنیم حتما آن را در قالب باکس‌های اصطلاحات فنی توضیح خواهیم داد.
      حذف ضمایر اضافی
      به جمله زیر دقت کنید:
      در جمله بالا "شما" ضمیر اضافه‌ای است که بهتر است حذف کنید.
      یا در مثال زیر "که" ضمیر اضافه است:
      شکل صحیح آن به صورت زیر است:
      حشو
      "تخته وایت‌برد" یکی از پراستفاده‌ترین حشوها است. حشو یعنی استفاده غیرضروری و پشت‌سرهم از چند کلمه که معنی و مفهوم یکسانی دارند. مثال:
      ذات اصل با شیرینی همراه است، پس بهتر است جمله به صورت زیر نوشته شود:
      برای اطلاعات بیشتر به ویکیپدیا مراجعه کنید.
      علائم نگارشی
      علائم نگارشی را بشناسید و در جای درست بکار ببرید:
      نقطه
      نقطه علامت پایان جملات خبری است. پس از پایان حرف یا حروفی که به صورت نشانه اختصاصی بکار رفته است نیز استفاده می‌شود.
      ویرگول
      کاربردهای زیادی دارد. مثلا بین کلمات هم‌پایه مانند جمله‌ای که در بخش ساده‌نویسی بکار بردیم:
      برای مکث کوتاه و هر گاه مکث باعث صحیح خواندن کلمات و جمله می‌شود. مثالی از دوران مدرسه:
      و یا
      البته ویرگول کاربردهای دیگری مانند استفاده بین اجزای جملات مرکب، برای جدا کردن اجزای نشانی، پس از منادا نیز دارد که خارج از حوصله این مطلب است.
      دو نقطه
      برای نوشتن مثال، معنی لغات در دیکشنری‌ها، قبل از نقل قول و هنگام نام بردن اجزای یک مجموعه کاربرد دارد:
      علامت توجه (تعجب)
      در پایان جملات تعجبی، تاکیدی و عاطفی از علامت "!" استفاده می‌شود.
      علامت سوال
      در پایان جملات پرسشی از علامت "؟" استفاده می‌شود. همچنین برای نشان دادن شک و تردید درباره یک موضوع نیز از علامت سوال داخل پرانتز استفاده می‌شود.
      خط فاصله
      وقتی فاصله بین دو شهر یا کشور یا غیره را بخواهیم نشان دهید به معنی "تا" و "به" کاربرد دارند:
      حتما در کلاس‌های زبان یا زیرنویس فیلم‌ها متوجه شده‌اید که در ابتدای مکالمات هر کدام از شخصیت‌ها یک علامت "-" برای جدا کردن دیالوگ‌ها استفاده می‌شود.
      هنگامی که بخواهیم دو جنبه مختلف از یک مفهوم را نشان بدهیم:
      نقطه ویرگول (نقطه‌بند)
      در بیان توضیح و مثال پیش از کلمه‌هایی مانند «مثلاً»، «فرضاً»، «یعنی» و…
      برای جداکردن جمله‌هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نظر می‌رسند ولی در یک عبارت طولانی بستگی معنایی دارند.
      سایر علائم نگارشی
      علائم نگارشی بسیار زیاد دیگری نیز مانند گیومه، سه نقطه و غیره نیز وجود دارند که بهتر است به کتاب‌های اشاره شده در پایان مطلب مراجعه کنید.
      نکته
      این علائم باید به کلمات قبل خود بچسبد و بعد از آن‌ها از یک فاصله استفاده شود. البته اگر جمله به پایان می‌رسد و بعد از آن جمله‌ای دیگر وجود ندارد، نیازی به فاصله بعد از آن نیست. فراموش نکنید که علائم نگارشی، کاربردهای دیگری نیز دارند که تنها بخشی از آن‌ها را نوشتیم.
      متن باکیفیت بخوانید
      بهترین را برای بهتر نوشتن، خواندن مطالب دارای کیفیت است. بهتر است در حوزه‌ای که می‌نویسید، یک Role Model انتخاب کنید و مطالب وی را دنبال کنید تا با به مرور قدرت نگارش خود را تقویت کنید.
      مراجع بیشتر
      کتاب‌های زیر در یادگیری بهتر نگارش مفید هستند:
      کتاب غلط ننویسیم اثر مرحوم ابوالحسن نجفی کتاب مزخرفات فارسی اثر رضا شکراللهی کتاب فرهنگ درست‌نویسی سخن اثر حسن انوری جمع‌بندی
      متن بالا یک جمع‌بندی کوتاه برای نگارش بهتر مطالب است و مطالب بسیار زیادی دیگری مانند کاربرد کلمه "را"، استفاده از "است" به جای "می‌باشد"، عددنویسی، خطای منطقی و غیره را پوشش ندادیم.
      فراموش نکنید که حتما مطالب خود را حداقل یکبار قبل از انتشار بخوانید. همچنین ویراستیار، افزونه‌ای (Add-on) برای نرم‌افزار ورد دارد که در موارد بسیاری مانند غلط‌یابی املایی، اصلاح نشانه‌گذاری و افزایش کیفیت مطالب شما کمک می‌کند.
      منبع: ویرگول
    • توسط sajjad
      دروود دوستان عزیز ...
      در این قسمت قصد داریم پست های گلچین شده وبلاگ های میهن بلاگ رو قرار بدیم. هر ارسال باید شامل عنوان، محتوا مطلب و لینک منبع باشد تا کپی رایت تا حدودی رعایت بشه.
      نکته ۱: اگر قصد ارسال مطلبی داشتید، وبلاگ مرجع رو باخبر کنید و حتما در بخش نظرات وبلاگ آدرس همین تاپیک رو قرار بدید.
      نکته ۲: اگر صاحب اثر هستید و رضایت ندارید، با اطلاع شما ارسال مربوطه پاک میشود.
      نکته ۳: ادامه داشتن این تاپیک به میزان بازدید و رضایت کاربران بستگی داره پس لطفا حمایت کنید.
      نکته ۴: بیشتر از ۲ پست پشت هم از یک وبلاگ ارسال نکنید. 
      نکته ۵: لطفا تبلیغ نکنید.
      مزایای این تاپیک :
      وبلاگ های با محتوا خوب و عالی معرفی میشن  میتونیم خیلی سریع محتوا خوب وبلاگ های ایرانی رو در اختیار داشته باشیم تعامل وبلاگ ها با هم تعامل بهتر وبلاگ ها با انجمن دیوونه تو، (میتونن پست های خوبشون رو توی این قسمت نمایش بدن) خیلی از وبلاگ ها نوشته های قشنگی دارن ولی خیلی وقته بروز نمیشن ... و ... حس خوبی نسبت این عنوان موضوع دارم امیدوارم خوب باشه.
      موفق باشید
      یا مهدی ...
    • توسط sajjad
      دروود دوستان عزیز ...
      در این قسمت قصد داریم پست های گلچین شده وبلاگ های بلاگفا رو قرار بدیم. هر ارسال باید شامل عنوان، محتوا مطلب و لینک منبع باشد تا کپی رایت تا حدودی رعایت بشه.
      نکته ۱: اگر قصد ارسال مطلبی داشتید، وبلاگ مرجع رو باخبر کنید و حتما در بخش نظرات وبلاگ آدرس همین تاپیک رو قرار بدید.
      نکته ۲: اگر صاحب اثر هستید و رضایت ندارید، با اطلاع شما ارسال مربوطه پاک میشود
      نکته ۳: ادامه داشتن این تاپیک به میزان بازدید و رضایت کاربران بستگی داره پس لطفا حمایت کنید.
      نکته ۴: بیشتر از ۲ پست پشت هم از یک وبلاگ ارسال نکنید. 
      نکته ۵: لطفا تبلیغ نکنید.
      مزایای این تاپیک :
      وبلاگ های با محتوا خوب و عالی معرفی میشن  میتونیم خیلی سریع محتوا خوب وبلاگ های ایرانی رو در اختیار داشته باشیم تعامل بهتر وبلاگ ها با انجمن دیوونه تو، (میتونن پست های خوبشون رو توی این قسمت نمایش بدن) خیلی از وبلاگ ها نوشته های قشنگی دارن ولی خیلی وقته بروز نمیشن ... و ... حس خوبی نسبت این عنوان موضوع دارم امیدوارم خوب باشه.
      موفق باشید
      یا مهدی ...
    • توسط sajjad
      شما میتونید با  استفاده از کد زیر برای وبلاگ خودتون یه پخش کننده آهنگ درست کنید. این کد رو تو بخش جاوا اسکریپت سایت یا قسمتی از قالب وبلاگ قرار بدید.
      در کد زیر شما باید حتما کلید پلی رو بزنید تا موسیقی مورد نظرتون پخش بشه!
      <audio controls> <source src="آدرس آهنگ با فرمت" type="audio/mpeg"> مرورگر شما نمیتواند این آهنگ را پخش کند. </audio>  
      میتونین کد رو به شکل های مختلف تغییر بدید:
      1- "controls autoplay" برای پخش اتوماتیک در وبلاگ
      2- "controls loop" بعد از پلی کردن آهنگ به صورت مداوم پخش میشود.
      3- "controls muted" پخش بدونه صدا
       
      مثلا کد آهنگ بهنام بانی - عاشقم کرده به شکل پخش اتوماتیک :
      <audio controls autoplay> <source src="http://dl.nicmusic.net/nicmusic/010/076/Behnam-Bani-Ashegham-Karde%20128.mp3" type="audio/mpeg"> مرورگر شما نمیتواند این آهنگ را پخش کند. </audio>  
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×