رفتن به مطلب

Recommended Posts

به نام حضرت دوست
.
.


قجر بانو؟!

كمي قهوه
كمي دمنوش از لب هاي شيرينت
كمي آرامش از دريـاي چشمـانت
كمي آشوب
دمي عشوه
بگيرم جان...
ميان تخت سيمينت

بيا آرااام در آغوشم
كه من بي تو...
جهاني خفته ، خاموشم. 

بخوان شعري
نوازش كن تن سردم
بكش دستي به احساسم ...گل ياسم. 


عمارت ها به پا كردم پري پيكر
ولي لطف و صفاي ديگري دارد... 
حرم از مرمر سينه
و 
قصري جنس اشك ...
بر ساحل ديده

بسازم كاخ رويايم ...
دگرگونه
گره از زلف خود وا كن
بياويزم ز گيسويت
به چاه و چاله ي گونه. 


قجر بانو؟!
گل نارم؟!

خمورم من!! 

شراب كهنه مي خواهم
انـارِ گــونه مي خواهم
در اين بزم همايون
از اين خم خانه ي خون

شرابي هفت ساله ،
از اين منظومه مي خواهم. 

قجر بانو!
برقص حالا
بچرخ مستانه ي زيبا
نمك ريز دختر خلخال برپا
بكن شوري در اين ويرانه برپا

حرامم باد سلطاني
گدايي مي كنم بوسه
ميان هرم اين لب هاي قيطاني

بچرخان 
آن تن نازِ فريبا را
بلرزان پايه هاي اين سراي
بي سر و پا را

خرابم كن 
بغل وا كن
بميرم 
در ميان اين پريشاني و ويراني

قجر بانو 
خرابم كن...
 

فرحناز هرندی

(نازی صالحی(صبور))

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


×