رفتن به مطلب

Recommended Posts

از این عدد ناچیز برای خودمان دیوار چین ساخته ایم!

چه فرقی میکند چند باشد؟؟!
۱۸٬۲۱٬۲۹... و یا حتی ۸۳ و بیشتر...
در هر سِنی میتوانی عاشق شوی!
عاشق چیزهای خوب، مثل رنگ‌های مداد رنگی،
دنباله‌های بادبادک،‌ عروسکها و ماشین‌های کوچکی که زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت بودند و حالا...

در هر سنی میتوانی پُفک بخوری و آخرسر انگشتانت را با لذت لیس بزنی، میتوانی بجای اینکه فقط نیمکت‌های پارک را حق خودت بدانی مانند ۷-۸ سالگی‌ات تاپ سوار شوی و تاپ تاپ عباسی بخوانی،
میتوانی قبل از خواب ستاره‌ها یا حتی گوسفندها را بشماری!
نگرانِ چه هستی؟!
مَردُم؟!؟
بگذار دیوانه خطابت کنند
اما تو زندانی یک عدد نباش!
بگذار بین تمام ناباوری‌ها، دروغ‌ها،
تنهایی‌ها و
آلودگی‌های این شهر لحظاتی مانند کودکی‌ات بخندی!
تو هنوز همانی! چیزی جز یک سن در تو تغییر نکرده!
فقط چند سال بیشتر اسیر زندگی شده‌ای!
فقط چند سال...!

 هیچوقت دیر نیست...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      ۱. با خودتان مهربان باشید.
      منظور از این جمله دقیقاً همان جمله‌ی معروف است که می‌گوید برای خودتان نوشابه باز کنید. خیلی خوب است که با مهربانی و درک بالا به اشتباهات و شکست‌هایتان نگاه کنید – بدون انتقاد بی‌رحمانه و حالت دفاعی. تحقیقات نشان می‌دهد، آنهایی که با خودشان مهربان هستند افرادی شادتر و خوش‌بین‌تر هستند، اضطراب کمتری دارند و کمتر دچار افسردگی می‌شوند. احتمالاً چندان تعجب نکردید. ولی یک نکته‌ی مهم‌تر هم هست: این افراد موفق‌تر از دیگران هم هستند. اکثر ما باور داریم که برای اینکه بیشترین تلاشمان را بکنیم باید به خودمان سخت بگیریم ولی اینطور که پیداست این باور ۱۰۰٪ غلط است. کمی مهربانی کردن با خودتان وقتی اوضاع سخت و دشوار است میزان زیادی از استرستان را کم کرده و عملکردتان را بهتر می‌کند چون کمکتان می‌کند راحت‌تر از اشتباهاتتان درس بگیرید. پس یادتان باشد که انسان جایز‌الخطاست، و به خودتان فرصت اشتباه کردن بدهید.
      ۲. به «تصویر بزرگ» فکر کنید.
      به هر چیزی که می‌خواهید یا نیاز دارید می‌توانید از بیشتر از یک زاویه نگاه کنید. به‌عنوان مثال، «ورزش کردن» را در تصویر بزرگ‌تر می‌توانید با عباراتی مثل «سالم‌تر شدن» برای چراییِ آن  یا با عباراتی دقیق‌تر مثل «دو مایت در روز دویدن» برای نحوه‌ی آن توصیف کنید. در مواجهه با استرس و چالش فکر کردن به تصویر بزرگ‌تر انرژی‌بخش خواهد بود چون یک عمل خاص و معمولاً کوچک را به یک معنی و مفهوم بزرگ‌تر وصل می‌کنید. به چیزی که به خودیِ خود به نظر مهم و ارزشمند نمی‌آید زیر نوری کاملاً جدید نگاه می‌شود. بنابراین وقتی به آن یک ساعت بیشتری که بعد از اتمام ساعت کاری باوجودِ خستگی در محل‌کار می‌مانید، به جای «۶۰ دقیقه بیشتر جواب دادن به ایمیل‌ها» با «کمک به پیشرفت کاری‌ام» فکر کنید، آنوقت احتمال ماندن در محل‌کار و سخت کار کردنتان بیشتر خواهد شد.
      ۳. به روتین‌ها تکیه کنید.
      اگر از شما بپرسم که دلایل اصلی استرس در زندگی کاری‌تان را بگویید احتمالاً خواهید گفت چیزهایی مثل ضرب‌العجل‌ها، حجم کار زیاد، بوروکراسی یا رئیس مزخرفتان. احتمالاً نمی‌گویید «اینکه باید تصمیمات زیادی بگیرید» چون بیشتر آدم‌ها آگاه نیستند که همین می‌تواند یک منبع قوی و مهم از استرس در زندگی‌هایشان باشد. هربار که یک تصمیم می‌گیرید – چه درمورد استخدام یک نیروی جدید باشد، یا گذاشتن قراری با سوپروایزرتان یا انتخاب بین نان چاودار و گندم کامل برای سالاد تخم‌مرغتان – نوعی فشار ذهنی ایجاد می‌کنید که درواقع استرس‌زا است (به‌خاطر همین است که خرید کردن تا این اندازه خسته‌کننده است، مشکل راه رفتن زیاد نیست، مشکل تصمیم‌گیری است).
      راه‌حل این است که با استفاده از روال امور از تعداد تصمیماتی که باید بگیرید کم کنید. اگر لازم است کاری را هر روز انجام دهید، آن کار را هر روز سر همان ساعت انجام دهید. برای آماده‌سازی خودتان برای روز کاری صبح‌ها وقت بگذارید. روتین‌های روزانه تا حد زیادی از استرستان کم می‌کنند. درواقع پرزیدنت اوباما هم که مطمئناً چیزهای زیادی درمورد استرس می‌دانست در یکی از مصاحبه‌هایش به این استراتژی اشاره می‌کند:
      «باید مشکلات روزانه‌ای که بخش پرمعنایی از زندگیِ شما را می‌گیرد از زندگی‌تان حذف کنید. مثلاً می‌بینید من همیشه کت‌وشلوار طوسی یا سورمه‌ای می‌پوشم. تمام تلاشم کم کردن تصمیم‌گیری‌هاست. نمی‌خواهم مجبور باشم که درمورد چیزی که می‌خواهم بخورم با بپوشم هم تصمیم‌گیری کنم. چون تصمیمات زیاد دیگری هست که باید بگیرم. باید انرژی تصمیم‌گیری‌تان را متمرکز نگه دارید. باید برای خودتان روتین‌هایی طراحی کنید. نمی‌توانید تمام روزتان را برای مسائل جزئی و بی‌اهمیت تلف کنید.»
      ۴. پنج (یا ده) دقیقه برای کاری وقت بگذارید که از آن لذت می‌برید.
      اگر می‌توانستید چیزی به موتور ماشینتان اضافه کنید تا بعد از صد مایل راه رفتن با آن بنزین بیشتری نسبت به زمان شروع مسیر توی باکتان بماند، از این امکان استفاده نمی‌کردید؟ بااینکه چنین چیزی هنوز برای ماشینتان امکان‌پذیر نیست ولی برای خودتان می‌توانید کاری کنید که همین تأثیر را داشته باشد… یک کار جالب. مهم نیست چه کاری باشد، هر کاری که به آن علاقه داشته باشید و برایتان جالب باشد خوب است، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که علاقه نه‌تنها کمکتان می‌کند باوجود خستگی همچنان به راهتان ادامه دهید، بلکه انرژی‌تان را هم دوباره پُر می‌کند. و بعد آن انرژیِ تازه کمکتان می‌کند کار بعدی را انجام دهید.
      این دو نکته‌ی مهم را همیشه به خاطر داشته باشید: اول اینکه، جالب بودن به معنی خوشایند، آرامش‌بخش یا مفرح بودن نیست. مثلاً چاشت ناهار ممکن است برایتان آرامش‌بخش باشد و اگر غذایتان هم خوب باشد برایتان خوشایند هم خواهد شد. ولی تازمانیکه این ناهار را در رستوران جدید مولکولی صرف نکنید برایتان جالب نخواهد بود. بنابراین انرژی‌تان را هم تجدید نخواهد کرد.
      دوم اینکه، جالب به معنی بدون‌دردسر هم نیست. همان تحقیقاتی که نشان داده بود علاقه می‌تواند انرژی را تجدید کند، نشان داده است که حتا وقتی آن فعالیت جالب سخت و پرزحمت بوده هم این کار را انجام داده است. بنابراین برای پُر کرده ذخیره‌ی انرژی‌تان نباید همیشه دنبال کار راحت و بی‌دردسر باشید.
      ۵. به برنامه‌ی کاری‌تان «کجا» و «کِی» را هم اضافه کنید.
      برنامه روزانه دارید؟ (اگر کارهای روزانه‌تان را در تقویمتان یادداشت می‌کنید پس پاسخ شما به این سوال مثبت است). ، آیا پیش می‌آید روزها و هفته‌ها را سپری می‌کنید بدون اینکه حتا یک مورد از آن کارها تیک بخورد؟ به نظرتان استرس‌زا است، نیست؟ چیزی که به آن نیاز دارید راهی است که کمک کند این کارها را با زمان‌بندی مشخص انجام دهید. چیزی که نیاز دارید یک برنامه‌ریزی «اگر اینطور است، پس…» است یا همان چیزی که روانشناسان به آن اهداف اجرایی می‌گویند.
      این نوع خاص از برنامه‌ریزی روشی بسیار قوی برای کمک به دستیابی به هر نوع هدفی است. نزدیک به ۲۰۰ تحقیق، روی هرچیزی از رژیم‌های غذایی و ورزش گرفته تا مدیریت زمانی و مذاکره، نشان داده‌اند که اگر از قبل تصمیم بگیرید که کجا و چه زمان کاری را انجام دهید، احتمال انجام گرفتن آن کار را دو یا سه برابر می‌کند (مثلاً تصمیم بگیرید که ساعت ۴ تمام تماس‌های آن روز را انجام دهید).
      بنابراین برای تمام کارهایی که در لیست کارهای روزانه‌تان یادداشت کرده‌اید، زمان و مکان دقیق هم یادداشت کنید. مثلاً به جای اینکه بنویسید «به سارا زنگ بزن» بنویسد «اگر سه‌شنبه بعد از ناهاراست، پس به سارا زنگ بزن». در چنین شرایطی ذهن ناخودآگاه شما شروع به ارزیابی محیط و گشتن به دنبال آن قسمت «اگر» برنامه‌تان می‌کند. این باعث می‌شود زمان مناسب را پیدا کرده و با سارا تماس بگیرید، حتا اگر سرتان شلوغ باشد و مشغول کارهای دیگر باشید. از این گذشته، واقعاً چه چیزی بیشتر از تیک خوردن کنار کارهای روزانه‌تان از استرستان کم خواهد کرد؟
      ۶. در گفتگوهایی که با خودتان دارید از «اگر اینطور شود، آنوقت…» استفاده کنید.
      یک راه دیگر برای مقابله با استرس استفاده از برنامه‌های «اگر اینطور شود، آنوقت…» درمورد خودِ استرس است نه عوامل آن. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که این برنامه‌ها به ما برا کنترل واکنش‌های احساسی‌مان در موقعیت‌هایی که احساس ترس، ناراحتی، خستگی، شک،  یا حتا تنفر می‌کنیم، کمک می‌کند. کافی است تصمیم بگیرید به جای احساس استرس چه نوع واکنش دیگری می‌خواهید داشته باشید، بعد برنامه‌ای بریزید که واکنش مطلوب شما را به موقعیت‌هایی که فشارخونتان را بالا می‌برد وصل می‌کند. به‌عنوان مثال، وقتی تعداد زیادی ایمیل در این‌باکسم دیدم آرام و ریلکس می‌مانم یا وقتی ضرب‌العجلی نزدیک می‌شود، کاملاً خونسرد خواهم بود.
      ۷. به کارتان از دیدِ پیشرفت نگاه کنید، نه کمال.
      همه‌ی ما با یکی از این دو ذهنیت به اهدافمان نگاه می‌کنیم: یکی ذهنیت «خوب هستم»، که تمرکز در آن بر اثبات این مسئله است که توانایی‌های زیادی داریم و می‌دانیم که چکار می‌کنیم و ذهنیت «بهتر می‌شوم» که در آن تمرکز بر رشد دادن توانایی‌ها و یادگیری مهارت‌های جدید است. به آن می‌توانید به‌عنوان تفاوت بین نشان دادن اینکه باهوش هستید و تمایل به باهوش‌تر شدن نگاه کنید.
      وقتی ذهنیت «خوب هستم» را داشته باشید، انتظار دارید که بتوانید همه‌ی کارها را همان ابتدا به نحو احسن انجام دهید و مداوماً (معمولاً ناخودآگاه) خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید که ببینید چقدر بهتر از دیگران هستید. وقتی کارها خوب پیش نرود، خیلی سریع به خودتان شک می‌کنید و همین برایتان کلی استرس و اضطراب می‌آورد. و قسمت طعنه‌آمیز ماجرا این است که نگران بودن درمورد توانایی‌هایتان باعث می‌شود احتمال شکست خوردنتان بیشتر شود.
      از طرف دیگر ذهنیت «بهتر می‌شوم» به مقایسه خودتان با خودتان و دغدغه‌ی پیشرفت منجر می‌شود – اینکه امروز درمقایسه با دیروز، ماه پیش یا پارسال، چقدر کارتان خوب بوده؟ وقتی با دیدِ یادگیری و رشد به کارهایتان نگاه کنید و اشتباهاتی که ممکن است در طول مسیر داشته باشید را بپذیرید، استرس به‌مراتب کمتری را تجربه خواهید کرد و باوجود شکست‌هایی که ممکن است برایتان اتفاق بیفتد همچنان باانگیزه می‌مانید.
      ۸. به پیشرفت‌هایی فکر کنید که تا اینجای کار داشته‌اید.
      «از تمامِ چیزهایی که می‌تواند احساسات، انگیزه و ادراک را در طول یک روز کاری تقویت کند، مهم‌ترین چیز پیشرفت کردن در یک کار معنی‌دار است.» این چیزی است که ترزا آمابیل و استیون کرامِر از آن به‌عنوان اصل پیشرفت یاد می‌کنند. این اصل می‌گوید «موفقیت‌های کوچک» است که ما را به جلو حرکت می‌دهد، مخصوصاً در مواجهه با استرس‌ها.
      از نظر روانشناسی، این که به هدفمان رسیده‌ایم یا نه نیست که حال ما را تعیین می‌کند بلکه میزان از بین بردن شکاف است بین جایی که الان هستیم و  جایی که می‌خواهیم به آن برسیم. خیلی خوب است که لحظه‌ای وقت بگذارید و به کارهایی که تا امروز به انجام رسانده‌اید فکر کنید، بدون توجه به چالش‌هایی که همچنان پیش‌رویتان است.
      ۹. ببینید خوش‌بینی برایتان مفید است یا بدبینیِ دفاعی.
      برای خیلی از ما سخت است که وقتی ضرب‌العجلی درست جلوی چشممان است خوش‌بین باشیم. به نظر خیلی‌های دیگر ولی این‌کار سخت نیست، اشتباه است. و به نظر می‌آید که حق هم کاملاً با آنها باشد – خوش‌بینی به کارِ این افراد نمی‌آید.
      همین داشتن کلی پروژه و کار برای انجام دادن خودش به‌اندازه‌ی کافی استرس‌زا هست چه برسد به اینکه از استراتژی اشتباهی برای مقابله با این استرس‌ها استفاده کنیم، استراتژی‌ای که به سبک انگیزشی ما نمی‌خورد. ولی از کجا باید بفهمید سبک انگیزشی شما چیست؟ آیا «مثبت بودن» برای شما مناسب است؟
      بعضی‌ها کارشان را فرصتی برای موفقیت می‌بینند، چیزی که آنها دارند به قول روانشناسان تمرکز پیشرفت است. در زبان اقتصاد تمرکز پیشرفت یعنی به حداکثر رساندن سود و جلوگیری از هدر رفتن فرصت‌ها. برای بعضی دیگر، درست انجام دادن کار یعنی امنیت، یعنی از دست ندادن کارشان که آنقدر برای به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند. در این تمرکز پیشگیری تأکید بر اجتناب از خطر، انجام کامل مسئولیت‌ها و کارهایی است که به شما محول شده است. به زبان اقتصاد این یعنی به حداقل رساندن زیان و حفظ آنچه دارید.
      درک انگیزه‌ی پیشرفت و انگیزه‌ی پیشگیری به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا آدم‌ها برای رسیدن به یک هدف یکسان می‌توانند متفاوت عمل کنند. انگیزه‌ی پیشرفت حسی شبیه به اشتیاق دارد – تمایل شدید برای انجام کاری – و این اشتیاق با مثبت‌گرایی و خوش‌بینی تقویت شده و ماندگار می‌شود. برای داشتن یک عملکرد متمرکز بر پیشرفت باید باور داشته باشید که کارها خوب پیش خواهند رفت. از طرف دیگر، انگیزه‌ی پیشگیری حسی شبیه به احتیاط دارد – نیاز به در نظر گرفتن خطر – و نه تنها با خوش‌بینی بلکه با نوعی بدبینی دفاعی ماندگار می‌‌شود. به‌عبارت دیگر، ذهن‌های پیشگیرنده زمانی بهترین عملکرد خود را دارند که به جاهایی که ممکن است اشتباه کنند و راه‌های جلوگیری از آن فکر کنند.
      در زندگی به دنبال طی کردن پله‌های ترقی هستید؟ درگیر انجام وظایف و کارهای روزمره‌اید؟ کسی هستید که دیگران رویتان حساب می‌کنند؟ اول نقطه‌ی تمرکزتان را پیدا کنید، بعد یا آن چشم‌انداز آفتابی را در آغوش بگیرید یا به استقبال شک‌گرایی‌ای بروید که استرس‌تان را کم می‌کند و کمک‌تان می‌کند بهترین عملکرد را داشته باشید.
      منیع: مردمان
      منبع مقاله : forbes.com
      نویسنده : Heidi Grant Halvorson
      مترجم : زینب آرمند
    • توسط sajjad
      این نصیحتی است که بیل گیتس (موسس مایکروسافت) از وارن بافت (یکی از ثروتمندترین افراد جهان) دریافت کرد و به شدت به درد هر کسی می خورد، فرقی نمی کند که پولدار و موفق باشید یا نباشید. همیشه بر سر راهتان با فرصتها یا کارهایی برای انجام دادن مواجه خواهید شد. در این دنیای شلوغ و پرهیاهو اینکه بدانید چگونه و چه زمانی به پروژه های مختلف، رویدادهای اجتماعی و دیگر درخواستهایی که از شما وقت میگیرند نه بگویید، یک مهارت مهم است که باید کسب کنید، نه گفتن به شما این فرصت را می دهد که تشخیص دهید چه امری واقعا مهم است و برهمان تمرکز کنید.
    • توسط sajjad
      ۱. دو نفر می‌توانند یک موقعیت کاملاً یکسان را کاملاً متفاوت ببینند.
      من همیشه به این اعتقاد داشته‌ام و الان بعد از اینکه دوستانم  به‌ من گفتند چطور از دیدن قدرت بی‌نظیر و خوش‌بینی‌ام شوکه شده‌اند بیشتر به این جمله اعتقاد پیدا کرده‌ام. چون هیچوقت به‌اندازه‌ی آن موقع احساس شکننده بودن، ناامیدی، عدم امنیت و ترس نکرده بودم.
      ۲. ما همیشه به زندگی آنطور که خودمان هستیم نگاه می‌کنیم، نه آنطور که واقعاً هست.
      درمورد آدم‌ها هیچ واقعیت عینی‌ای وجود ندارد. واقعیات واقعیات هستند ولی دیدگاه و نقطه‌ی قوت ما بر توانایی‌مان برای پردازش این واقعیات اثر می‌گذارد.
      ما از توی فیلترهای شخصی خودمان به زندگی نگاه می‌کنیم، با عینگ تجربیات گذشته‌مان، اعتقاداتمان و الگوهایمان. ما به همه‌چیز و همه‌کس از لنز شخصیِ خاص خودمان نگاه می‌کنیم که از همان کودکی ساخته شده است.
      همان‌طور که مارسل پروست نوشته، گاهی‌اوقات سفر اکتشافیِ واقعی دیدنِ مناظر جدید نیست، بلکه داشتن چشمانی تازه است. اگر به اندازه‌ی کافی شهامت داشته باشیم که عینکی که تا آن روز به چشممان بود را برداریم، چیزی پیدا خواهیم کرد که ارزش نگاه کردن دارد ولی قبلاً آن را نمی‌دیدیم. این درمورد نظرات و نصیحت‌ها هم صدق می‌کند. به یکی از دوراهی‌های کنونی زندگیتان فکر کنید. چه چیزهایی را در این مورد در نظر نگرفته‌اید؟ به چه چیزهایی بیش از اندازه توجه دارید چون همچنان به آن موقعیت با عینک سابقتان نگاه می‌کنید؟
      ۳. آدم‌ها تغییر می‌کنند.
      من گاهی آرزو می‌کنم که کاش ما هیچوقت تغییر نمی‌کردیم، ولی می‌دانم که همه‌ی ما خلق شده ایم که رشد کنیم. اجازه‌ی این کار را داریم.  من دارم یاد می‌گیرم که به خودم اجازه‌ی تغییر و رشد بدهم. شما هم این اجازه را به خودتان بدهید. به دیگران هم همینطور. همه‌ی ما شایسته‌ی آن هستیم.
      ۴. آدم‌ها برای یک روز، یک هفته، یک ماه، یک فصل یا شاید یک سال یا بیشتر به زندگی‌مان می‌آیند تا درسی به ما بدهند.
      همیشه از آنها تشکر کنید. حتی اگر به شما آسیب زدند. بعضی از درس‌ها دردناک‌اند. درواقع، طی این ماه‌های سخت همیشه جمله‌ی مربی ورزشم در گوشم بود، «اگر تو را به چالش نکشد، تغییر نخواهی کرد.» این جمله هم برای تناسب‌اندام، هم برای روابط و هم برای کل زندگی صدق می‌کند. هر کسی را که می‌بینیم هدیه‌ای با خود برایمان آورده است. وظیفه‌ی ما این است که این هدیه را باز کنیم، حالا هر چه که باشد.
      ۵. می‌توانید برای محافظت از خودتان درها را ببندید، حتی می‌توانید خداحافظی کنید ولی هیچوقت برای کسی آرزوی بدی نکنید.
      این نکته برای خود من از همه سخت‌تر است. قلب من گاهی‌اوقات بی‌اندازه بزرگ و مهمان‌نواز می‌شود. برای اینکه از خودتان مراقبت کنید و از چیزهایی که برایتان ارزشمند است محافظت کنید، گاهی لازم است نسبت به چیزهایی که وارد قلبتان می‌شود گزینشی عمل کنید.
      اگر کسی شادی و خوشی را از شما می‌دزدد، او را از قلبتان بیرون بیندازید. این اصل اساسی امنیت و آرامش است. به آدم‌ها خوش‌بین باشید مگراینکه کاری کنند که بخواهید خلاف این فکر کنید.
      داوطلب بودن و قربانی بودن با هم خیلی فرق دارد.  اولین باری که کسی آزارتان داد، ممکن است متوجه آن نشوید. من خودم همیشه خوبی‌های دیگران را می‌بینم. و وقتی آسیب دیدید، خرد خواهید شد چون هیچوقت انتظارش را نداشته‌اید.
      اگر همان فرد دوباره اذیتتان کند، دیگر به خودتان بستگی دارد که متوجه شوید یا نه. به خودتان بستگی دارد که مرزهای جدیدی با آن فرد برای محافظت از خودتان ایجاد کنید. می‌توانید با همه مهربان باشید ولی همه را به خودتان نزدیک نکنید.
      ۶. ممکن است بخواهید بیشتر از کاری که دیگران برای شما می‌کنند برایشان کار انجام دهید.
      خودتان را تغییر ندهید. کار خودتان را انجام دهید. آدم‌ها ممکن است غافلگیرمان کنند. گاهی‌اوقات واقعاً ناامیدمان می‌کنند. اگر بخواهید آمار آن را یادداشت کنید اغلب ناامید خواهید شد.
      هیچ‌وقت به امید اینکه کسی برایتان کاری انجام دهد برای کسی کاری انجام ندهید. باید تصمیم بگیرید که می‌خواهید چه‌جور آدمی باشید. اگر می‌خواهید ۳۰۰ درصد بیشتر برای دیگران کاری انجام دهید، انجام دهید، ولی انتظار نداشته باشید که آنها هم کاری برای شما انجام دهند.
      اگر برای کسی کاری انجام می‌دهید فقط چون او قبلاً کاری برایتان انجام داده بوده یا می‌خواهید کاری برایتان انجام دهد، درواقع دارید بیزنس می‌کنید نه مهربانی. خودتان باشید، بدون اینکه حساب کتاب کنید که در مقابل چه دریافت خواهید کرد. اینطوری زندگی کردن به‌مراتب شیرین‌تر است.
      ۷. اطرافیانتان را هوشمندانه انتخاب کنید.
      ما انرژی محدودی داریم. اطرافتان را با آدم‌هایی پر کنید که برای بالا بردن شما وقت و انرژی می‌گذارند، واقعاً به فکرتان هستند، تشویق‌تان می‌کنند، و دوست دارند موفقیتتان را ببینند. زمان ما در دنیا محدود و گرانبها است. روابط و دوستی‌هایتان را هوشمندانه انتخاب کنید.
      ۸. دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
      ممکن است بهترین نیت را داشته باشیم ولی زندگی با رفتارها و اعمال ما سنجیده می‌شود. اگر نیت خوبی داشته باشید ولی عمل‌تان خوب نباشد، هیچکس نمی‌تواند داخل ذهنتان را بخواند. چیزی که به حساب می‌آید رفتار و عمل ماست نه فکرمان.
      من خودم همیشه تلاشم این بوده که خوبی‌های دیگران را ببینم، ولی وقتی در موقعیت سختی گرفتار هستید، چیزی که به آن نیاز دارید کسی است که کمک‌تان کند نفس بکشید و از آن فضا بیرون بیایید، نه کسی که فقط به فکرتان باشد ولی خودش را نشان نمی‌دهد تا دستتان را بگیرد.
      ۹. آدم‌ها همیشه درگیر مشکلاتی هستند که ما آنها را نمی‌بینیم و هیچ‌چیز از آن نمی‌دانیم.
      به یاد داشتن این نکته کمک‌مان می‌کند صبورتر و مهربان‌تر شویم و کمتر دیگران را قضاوت کنیم. زندگی سخت است و بعضی روزها ممکن است در بهترین حالت خودمان نباشیم. قرار هم نبوده که اینطور باشد. هیچ‌کس نمی‌تواند اینطور باشد. ما انسانیم و باید سعی کنیم اتفاقاتی که برای دیگران می‌افتد را درک کنیم.
      ۱۰. از غصه‌ی ماجرا کم کنید.
      ما انرژی محدودی داریم، مخصوصاً در سختی‌ها. بهتر است انرژی‌مان را برای اهداف، علایق، خوبی‌های بیشتر نگه داریم. نباید در هر داستان غم‌انگیزی که به آن دعوت می‌شویم شرکت کنیم. دعوت را رد کنید و به راهتان ادامه دهید.
      اگر فکر می‌کنید در بخش غم‌انگیز داستان گیر افتاده‌اید، یک قدم به عقب بردارید و دور شوید. خودتان را روی نیازها، علایق و اهدافتان متمرکز کنید. درام برای همه خوب نیست.
      ۱۱. اشکالی ندارد که به‌آرامی از کنار آدم‌ها رد شوید.
      در بعضی از فصل ها درخت‌ها جوانه می‌زنند و در بعضی از فصل‌ها کاملاً بی‌برگ‌اند. بگذارید طبیعت کار خودش را بکند. ما نمی‌توانیم گلی را مجبور به شکوفا شدن کنیم. انرژی واقعی است. اگر دل‌تان می‌گوید کسی مناسب شما نیست، خوب به ندای درون‌تان گوش کنید.
      ۱۲. قرار نیست همه‌‌ی آدم‌ها شما یا انتخاب‌هایتان را دوست داشته باشند.
      کار شما این است که خودتان و انتخاب‌هایتان را دوست داشته باشید. طرفدارانتان پیدایتان خواهند کرد. اگر مطابق با ارزش‌های خودتان زندگی کنید و انتخاب‌هایتان هم در راستای همین ارزش‌ها باشد، آدم‌های مناسب به سمت‌تان خواهند آمد و به‌تدریج مطمئن خواهید شد که دور و برتان را آدم‌هایی پر کرده‌اند که بیشتر با شما جور هستند. کار خودتان را بکنید. این مسئله طی سال‌ها به من ثابت شده. و وقتی به دوستی‌ها و روابط نزدیکم نگاه می‌کنم، شاهدی برای این قضیه است.
      ۱۳. روابط و دوستی‌ها موفق نمی‌شوند مگراینکه خودمان تلاش کنیم.
      تصور نکنید چون کسی سال‌ها در زندگی شما بوده است، قرار است همیشه در زندگی‌تان بماند. این روابط بسیار ارزشمند هستند و نیاز به توجه، مراقبت و عشق دارند.
      اگر می‌خواهید کسی در زندگی‌تان باشد، باید این را به او نشان دهید. با او وقت بگذرانید، احوالش را جویا شوید، به روش خاص خودتان برای کمک به او تلاش کنید، با او گریه کنید، با او جشن بگیرید، و حتماً همراهش سوار اتوبوس شوید.
      منبع مردمان
      منبع مقاله : tinybuddha.com
      مترجم : زینب آرمند
    • توسط sajjad
      - از بچه ها نپرسیم پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت ؟
      - از بچه های فامیل راجع به معدل درسیشان نپرسیم.
      - سرزده به خانه کسی نرویم.
      - راجع به متراژ و قیمت خانه صاحبخانه از او سوال نپرسید .راجع به قد و وزن و سن اشخاص و مسایل شخصی انها مثل  ایا نماز میخوانید  ایا روزه اید  سوال نپرسید.
      - وقتی برایمان مهمان می آید تلوزیون را خاموش کنیم .
      - از عروس و داماد خود به فرزندانمان بدگویی نکنیم.
      - وقتی پدر یا مادری فرزندش را تنبیه کرده جلوی بچه طرفداری بچه را نکنیم.
      - در تربیت فرزند دیگران حتی نوه هایمان هیچ دخالتی نکنیم.
      - هرگاه برای تولد بچه ای کادو میبرید اگر خواهر ,برادری دارد حتما برای آنها هم چیزی ببرید.
      - هدایایی را که برای ما مناسب نبودند به دیگران هدیه نکنیم.
      - بدون اجازه همسایه مهمانی با صدای موزیک بلند در منزل نگیریم.
      - در مکان های عمومی اگر فرد سالمندی ایستاده شما ننشینید.
      - در مترو و اتوبوس به افراد زل نزنید.
      - موقع رانندگی داخل ماشین بغلی را نگاه نکنید.
      - وقتی چراغ سبز میشود با بوق اعلان نکنید.
      - به رانندگی خانومها خرده نگیرید.
      - وقتی پیاده راه میروید اخم نکنید.
      - وقتی دوستانتان را بعد مدتی میبینید,هرگز 
       نگویید :چقدر پیر شدی؟
      یا ازبین رفتی.راجع به ظاهر کسی قضاوت نکنید.
      - به آرامی غذا بخورید.مخصوصا وقتی مهمان هستید بیشتر از کنار هم غذا خوردن لذت ببرید تا خود غذا.
      - باران که می آید کنار پیاده رو ها آهسته برانیم
      - هنگام برف شاخه درختان جلو خانه را تکان دهیم
      - به رستورانهای فست فود که میروید خودتان ظرف غذایتان را داخل سطل بیندازید.
      - همیشه زباله های خود را تفکیک کنید.
      - همیشه در پله برقیها در سمت راست بایستید و سمت چپ را همیشه برای  مردمی که عجله دارند خالی بگذارید.
      -  در متروها و اتوبوسها بدانیم حق تقدم با  کسانی هست که قصد پیاده شدن دارند سپس افرادی که سوار میشوند.
      - تمام وقتتان را صرف سریالهای بی سر وته  نکنید.به ورزش و مطالعه و یا دیدن فیلم های روز سینما بها دهید.
      - پولهای شما برای بانک های شهر نیستند.بیشتر خرج خودتان کنید و تا جایی که امکان دارد به مسافرت بروید.
      - اگر متاهل هستید هرگز بدون اطلاع همسرتان به جایی نروید.همیشه او را در جریان بگذارید.
      - همیشه حلقه ازدواج در دستتان باشد.اگر کوچک شده در اسرع وقت سایز آنرا درست کنید و به دست کنید.
      - همیشه با توجه به محیط پوشش خود را تعیین کنید.در خیابانها و مکان های عمومی نیازی به آرایش زیاد نیست.
      - در محیط کار لباس رسمی بپوشید و هرگز صندل راحتی به پا نکنید یا صندل تابستانه با جوراب نپوشید.
      - هرگز بدون ادکلن به سر کار نروید مخصوصا اگر شغل شما طوریست که با ارباب رجوع زیاد سروکار دارید.
      - هر سال به دندانپزشکی بروید .اگر سالی یک دندان خراب را هم درست کنید.دندانهایتان همیشه سالم میمانند.
      - به افراد بیمار یا معتاد یا اقلیت ها به چشم یک انسان عادی نگاه کنید و با آنها رفتار عادی و محترمانه داشته باشید.
      - هرگز کشور خود را با تمام کاستی هایش مسخره نکنید و اجازه ندهید دیگران نیز حرمت شکنی کنند.
      - برای دعا کردن از زبان عادی و خودمانی استفاده کنید نیاز نیست زیاد آن را پیچیده کنید.با خدا به زبان خودتان راحت صحبت کنید
    • توسط sajjad
      1. آنان به پشتیبانی از شما ایمان دارند.
      بله، دوست حقیقی هیچ‌وقت پشت سر شما حرف نمی‌زند، او هر آن‌چه که می‌خواهد جلو روی‌تان می‌گوید، نه پشت سرتان. برای آن‌ها صحبت از حقیقت یا آن‌چه که بدان اعتقاد دارند در حضور و روی شما سخت نیست، دوست واقعی هیچ‌وقت از کلمات رنجیده نمی‌شود، البته مضاف بر آن، چیزی هم نمی‌گوید که باعث ناراحتی‌تان شود، مثلاً اشتباهات قدیمی را‌ بی‌مورد یادآوری کند.
      2. آنان رازتان را راز نگه می‌داند.
      رفیق واقعی، هیچ‌وقت رازتان را برملا نمی‌کند، مهم نیست که آن شخص چه شخص خاصی باشد، وقتی از آنان در بارۀ موضوعات خصوصی زندگی‌تان سؤال می‌شود آنان پاسخ می‌دهند «نمی‌دانم» یا «به من مربوط نیست». اگر شخصی نمی‌تواند راز نگه‌دار خوبی باشد، لیاقت اعتماد شما را ندارد.
      3. بحث و دعوای بی‌جهت نمی‌کند.
      آخرین باری که با رفیق‌تان بی‌خود و بی‌جهت بحث و مجادله کردید کی بود؟ خیلی وقت پیش؟ مثلاً نیم‌ساعت پیش؟ رفقای واقعی، سریع در دام دعوا و مجادله نمی‌افتند، مثلاً گاهی عصبانی هستید و منطقی بحث نمی‌کنید، او با این‌که می‌داند حق با شما نیست بحث را خاتمه می‌دهد، این روش دوستان حقیقی است. البته که آدمی، توانایی فکر و بحث و مفاهمه را دارد و تحت شرایط خاص گاهی هم برعکس آن ولی این هر از گاهی اتفاق می‌افتد، نه اغلب اوقات. یک دوست واقعی، باید شما را همان‌گونه که هستید بپذیرد و سعی در تغییر شما نداشته باشد، دنیا پر است از آدم‌های هم‌فکر، پس نگران از دست دادن دوست‌تان نباشید.
      4. آنان شنوندگان خوبی هستند.
      بله، دوستان واقعی، بهترین شنوندگان هستند، آنان هر چه را که می‌گویید، از خوشی‌ها و لذات گرفته تا ناراحتی‌ها و مهمل‌گویی‌ها، حتی بی‌معناترین جملات عالم را. مهم نیست که چه‌قدر حرف می‌زنید، آنان به آرامی و مناعت طبع گوش می‌کنند، البته بدین معنا نیست که اجازۀ صحبت به دوست‌تان را ندهید. به آسانی اجازه دهید چرخۀ گفتگو تا هنگامی که از گفتن خسته نشده‌اید، کارش را انجام دهد. این رفاقت نیست که یکی متکلم وحده باشد و دیگری شنودۀ خالص.
      5. آنان هیچ‌وقت دلسردتان نمی‌کنند.
      دوستان حقیقی، هیچ‌گاه کلمه‌ای نمی‌گویند که از آرزوها و رویاهای‌تان - هر چه‌قدر هم دست نیافتنی به نظر برسند - دلسردتان کند. عقل‌گرایی بهانۀ خوبی برای دلسرد کردن نیست، هیچ دوستی آن‌قدر بی‌عاطفه نیست که از سر حسادت و منافع شخصی شما را دلسرد کند. نصیحت از دوست صمیمی همیشه راه‌گشا و سازنده است و به شما کمک می‌کند که شخص بهتری بشوید اگر با چاشنی دل‌گرمی همراه شود.
      6. دربارۀ گذشته‌تان اهمیتی نمی‌دهند.
      گذشته‌ها گذشته و آن را نمی‌توان تغییر داد، دوست صمیمی این را می‌فهمد و هیچ اهمیتی به گذشته‌ها نمی‌دهد. در گذشتۀ شما، شاید اشتباهاتی وجود داشته باشد، امّا به این اندازه که اکنون چه‌قدر تغییر کرده‌اید اهمیت ندارد. دوست واقعی به زندگی در زمان حال اعتقاد دارد، مهم نیست که گذشته‌تان چه‌قدر رنگارنگ یا خاکستری باشد. گذشته‌تان را فقط برای دوستان فعلی‌تان نمایان کنید، بدین شکل راحت می‌توانید تشخیص بدهید در ذهن‌شان چه می‌گذرد.
      7. هیچ‌وقت تنهای‌تان نمی‌گذارند.
      دیده‌اید که دوست‌تان از شما جدا شده و با دیگران دم‌خور شده؟ نه؟ دوست واقعی هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کند. در اجتماعات یا هر مکان دیگری، دوست واقعی به جای این‌که شما تنهای‌تان بگذارد، شاید دیگری را تنها بگذارد تا همراه شما باشد، هر جا که بخواهد برود شما را همراه خود کند.
      8. هیچ‌وقت به شما حسادت نمی‌کند.
      دوست واقعی به موفقیت شما حسادت نمی‌کند و از خود نمی‌پرسد «چرا من نه؟». دوست واقعی حتی به حال‌تان غبطه هم نمی‌خورد، برای شما خوش‌حال است و وقت‌ش را صرف حسادت‌های بچه‌گانه نمی‌کند، آنان پیشرفت شما را پیشرفتِ خودشان می‌دانند و همیشه به توانایی‌های شما ایمان دارند.
      9. آنان دوستی را موقتی نمی‌بینند.
      دوستی واقعی، دوستی را از دیدگاهی جدی می‌بیند که هیچ چیز موقتی حول و حوش آن وجود ندارد، رفاقت یک معاملۀ موقت نیست که مادامی که خوش بگذرد رفاقت باشد و زمانی که سختی پیش آمد معامله به هم بخورد. رفاقت برای فیلم دیدن و بازی کردن و سرگرم شدن تنها نیست، آنان آماده‌اند که سختی‌های واقعی بدون لحظه‌ای تأمل به شما کمک کنند، در بی‌کاری و قطع رابطه و دعوا هزاران مثال دیگر. هر وقت که برای‌شان ممکن باشد، دست یاری به سمت‌تان دراز خواهند کرد.
      10. آنان نمی‌گذارند از تنهایی رنج ببرید.
      هر چه‌قدر که سعی در پنهان کردن احساسات‌تان داشته باشید مهم نیست ، دوستان حقیقی به کمک‌تان خواهد آمد، آنان نمی‌گذارند از تنهایی رنج ببرید و تا زمانی که لبخند رضایت روی صورت‌تان ننشانند آسوده نخواند شد. بله، رفاقت یعنی همین لبخند روی لب نشاندن، حتی در بزرگ‌ترین رنج‌ها.
    • توسط sajjad
      همسر من ناگهان مریض شد،
      او ۳۰ پوند از وزنش را از دست داد.
      بی اختیار گریه می کرد،
       خوشحال نبود،
      از سردرد و ناراحتی اعصاب رنج می برد،
      ساعات کمی می خوابید و همیشه خسته بود.
      رابطه ما در آستانه جدایی بود،
      او داشت زیبایی اش را از دست می داد.
      من امیدی نداشتم و فکر می کردم
      به زودی طلاق خواهیم گرفت.
      وحشت تمام وجودم را فرا گرفته بود.
      اول دعا کردم،ناگهان تصمیم دیگری گرفتم.
      می دانستم من زیباترین زن زمین را دارم.
      او بُت زیباییِ بیش از نیمی از زنان و مردان زمین است.
      و من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم.
      و هر لحظه او را سورپرایز می کردم.
      فقط برای او زندگی می کردم.
      توجه به او از تمام حرکاتم پیدا بود.
      در جمع فقط در مورد او صحبت می کردم.
      او را در مقابل دوستان مشترک مان ستایش می کردم.
        او روز به روز شکوفا می شد.
        هر روز بهتر می شد،
        وزن خود را بدست آورد،
        دیگر عصبی نبود.
        و من هیچگاه نمی دانستم
        که عشق تا این حد توانایی دارد...
    • توسط sajjad
      بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم.
      نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.
      بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
      نگوییم : گرفتارم.
      بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟
      نگوییم : دروغ نگو.
      بگوییم : خدا سلامتی بده.
      نگوییم : خدا بد نده.
      بگوییم : هدیه برای شما.
      نگوییم : قابل ندارد.
      بگوییم : با تجربه شده.
      نگوییم : شکست خورده.
      بگوییم : مناسب من نیست.
      نگوییم : به درد من نمی‌خورد.
      بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟
      نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟
      بگوییم : شاد و پر انرژی باشید خدا قوت.
      نگوییم : خسته نباشید.
      بگوییم: من.
      نگوییم: اینجانب.
      بگوییم: دوست ندارم.
      نگوییم: متنفرم.
      بگوییم: آسان نیست.
      نگوییم: دشوار است.
      بگوییم : بفرمایید.
      نگوییم : در خدمت هستم.
      بگوییم : خیلی راحت نبود.
      نگوییم : جانم به لبم رسید.
      بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.
      نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.
    • توسط sajjad
      اگر یک دوره دانشگاهی را سپری می‌کنید یا این که فقط می‌خواهید در جمع دوستانتان با هوش‌تر به نظر برسید راه‌های زیادی وجود دارد، اما این ده نکته اثبات شده و حساب‌پس‌داده بهترین گزینه‌هایی هستند که پیش‌ روی شما قرار دارند. می‌توانید با به کار بستن این ترفندها بر هوش و قریحه خود بیافزایید، و یا حتی در مواقع لزوم فقط باهوش به نظر برسید.
      10. تندتر و بهتر بخوانید
      پرواضح است که یکی از بهترین راه‌ها برای ارتقای سطح دانش و هوش شما مطالعه است و برای اینکه اطلاعات بیشتری کسب کنید تندخوانی می‌تواند کمک شایان توجهی به شما کند. برای اجتناب از تکرار خوانده‌ها توسط دهان، حتی می‌توانید چیزی بخورید یا آدامس بجوید. پس از قدری خواندن، زمانی را صرف مرور و یادسپاری آنها کنید. بدین‌ترتیب آنچه خوانده شده به حافظه‌تان راه پیدا می‌کند. مهم نیست آنچه که می‌خوانید «جنگ و صلح» تولستوی است یا اینکه مطلبی را به صورت تصادفی از دانش‌نامه مطالعه می‌کنید، مطمئناً پس از مدتی تندخوانی و خوب‌خوانی از دانسته‌هایتان متحیر خواهید شد.
      ۹. زبان بگشایید
      هر چه می‌توانید بیشتر در مباحثات و مکالمات شرکت کنید، چرا که این طور باهوش‌تر به نظر می‌رسید. مهم نیست که به اشتباهات خود اذعان کنید یا اینکه سئوالاتی را مطرح نمایید، در همه حال برنده شمائید که جرئت کرده‌اید بر سکوت خود غلبه نموده و از این رهگذر چیزی بیاموزید. در این بین بهره از بیان همراه با اصطلاحات نیز راه‌گشا است چرا که می‌تواند بر میزان اعتبار و وجهه شما بیافزاید. هر زمان که لازم دیدید تن صدای خود را بالا ببرید و تا آنجا که می‌توانید مکث‌های بی‌مورد را حذف کنید و به خود اعتماد به نفس بیشتری بدهید.
      ۸. با سفسطه‌ها کنار نیایید
      زمانی که فردی می‌کوشد شما را متقاعد نماید، ممکن است که از دلائل سفسطه‌آمیز استفاده نماید، و شاید این موارد از نظر احساسی درست به نظر برسند. بهتر است با این دست تهاجمات کلامی‌ آشنایی پیدا کرده و هر زمان که با آنها مواجه شدید، در دام نیافتاده و به خوبی از عقیده خود پشتیبانی کنید.
      ۷. پافشاری بر عقاید
      زمانی که در مباحثات و منازعات داغ با دوستان و آشنایان شرکت می‌کنید، می‌توانید حتی بر عقایدی که از آنها اطمینان کامل ندارید پافشاری نمایید. اگر در یک مباحثه گیرافتادید می‌توانید بر مشترکات تاکید کنید و کمتر به نقاط اختلاف بپردازید. بدین‌ترتیب با توجه به دانسته‌هایتان می‌توانید موقعیت خوبی در این مکالمه به خود اختصاص دهید.
      ۶. قدری ورزش کنید
      از قدیم‌الایام گفته‌اند که «عقل سالم در بدن سالم». پس بهتر است بین تمامی‌ برنامه‌های مطالعاتی و درسی که برای خود در نظر گرفته‌اید، زمانی را به ورزش و نرمش اختصاص دهید و در کنار ورزش به تغذیه سالم نیز بپردازید. جالب است بدانید که نتایج برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباط مستقیمی‌ بین ورزش مرتب و افزایش قدرت ذهنی، هوش، خلاقیت و نوآوری وجود دارد. البته نباید در این رویه نیز زیاده‌روی کرد. مسلماً سپری کردن تمام وقت ارزشمند‌مان در باشگاه ورزشی از ما انیشتین نمی‌سازد!
      ۵. با خود حرف بزنید
      علی‌رغم اینکه با خود حرف‌ زدن را اغلب اوقات به دیوانگان و روان‌پریشان نسبت می‌دهند، نتایج تحقیقات علمی‌ جدید نشان می‌دهد که بلندبلند حرف‌ زدن با خود می‌تواند موجب افزایش قوای ذهنی به صورت موقت شده و ما را در یافتن موارد مورد نظر، یاری رساند. تئوری علمی‌ پشت این قضیه آن است که وقتی وظایف خود را به صورت صوتی با خویش در میان می‌گذاریم، قادر خواهیم بود تا تمرکز بهتری بر روی آن موضوعات داشته و بهتر به نتیجه مطلوب برسیم. پس اگر ناخودآگاه زبان‌تان به حرف می‌افتد و با شما سخن می‌گوید به خود شک نکنید!
      ۴. زبان دیگری بیاموزید
      اغلب از افردی که به زبان دوم یا سوم تکلم می‌کنند به عنوان فردی باهوش یاد می‌شود، که از نظر علمی‌ نیز این موضوع به اثبات رسیده است. اگر زبان دومی‌ فراگیرید، قادر خواهید بود تا بین برخی از وظایف ذهنی سوئیچ کنید و نسبت به افرادی که تنها یک زبان می‌دانند عملکرد بهتری از خود به نمایش بگذارید. پس اگر حقیقتاً می‌خواهید تا از نظر ذهنی ارتقا پیدا کنید، لازم است تا زبانی دیگر بیاموزید. به کمک تکنیک یادگیری ساده‌ چهار گامی، قادر خواهید بود تا زبان جدیدی را تنها در عرض چند ماه فراگیرید.
      ۳. از تجربیات درس بگیرید
      استفاده از فناوری‌های نو زندگی بشر را به مراتب ساده کرده‌است (و زومیت نیز شما را در این مسیر یاری می‌رساند)، اما همه اینها باعث نمی‌شود تا قدرت آموزش تجربیات کاسته شوند. برای مثال استفاده از تجهیزات مسیریابی GPS کار خوبی است و از گم شدن ما جلوگیری می‌کند، اما اگر عمیقاً بیاندیشیم با اتکای بیش‌ از‌ اندازه به چنین ابزارهایی دیگر قادر نخواهیم بود تا مسیرها را خود فرا بگیریم. استفاده و درس‌گیری از تجربیات می‌تواند موجب تقویت قوای مغزی‌مان شود.
      ۲. از خنگی‌جات دوری کنید!
      تحقیقات گسترده‌ی علمی‌ بر روی مواردی که به افزایش هوش می‌انجامد صورت گرفته است که برخی از آنها را در اینجا برشمرده‌‌ایم، روی دیگر این سکه مواردی است که نه تنها به افزایش هوش و استعداد شما نمی‌انجامد بلکه به اصطلاح خنگ‌تان می‌کند! برای نمونه همین استفاده ناصحیح از اینترنت یکی از مواردی است که به خنگ شدن فرد منتهی می‌شود! گوش دادن به موسیقی کلاسیک و انجام بازی‌های ذهنی نیز از مواردی است که هوش فرد را زیاد می‌کند.
      ۱. به خود ایمان آورید!
      آخرین و مهمترین گام در این بین ایمان به خویش است کافی است به خود اطمینان داشته باشید که می‌توانید فردی باهوش باشید. آزمایشات علمی‌نشان می‌دهند که این گام کوچک اما مهم تاثیرات بسزایی بر فرد دارد. لازم به ذکر نیست که این اعتماد به نفس بدون تلاش کفایت نمی‌کند. در کنار این حس خوب باید واقعیت را باور کرده و بکوشید تا سطح دانش و علم خود را بیافزایید، پرسش کنید و تمام موارد لازم در این بین را فراهم کنید. از یاد نبرید که هیچ محدودیتی برای ذهن وجود ندارد و هوش شما محدود نیست. هنوز بخش‌های خالی زیادی در مغز و ذهنتان وجود دارد که می‌توانید آنها را با علوم گوناگون پر کنید.
      منبع: لایف هک
      ترجمه: زومیت
    • توسط sajjad
      زارعی پیر و بی دندان و زیبا در نپال، شبی مرا در خانه ای جای داد.
      کلبه ای گاهگلی که افراد خانواده و وسایل کشاورزی و همه حیواناتش را جملگی در همان جا مسکن داده بود.
      گفتگو بدون استفاده از علائم ! لبخندی، برخورد نگاهی، یا تماسی میسر نبود.
      نه تصویری از اینکه آمریکا در کجا واقع است، داشت و نه در عمرش با یه غربی سخن گفته بود.نه سوار ماشین شده بود و نه یک کلمه از تاریخ شنیده بود.
      پس نمیتوانست به سیاست یا چیزی فراسوی زندگی روستایی اش علاقمند باشد.
      با این حال غروبی را به گرمی کنار هم گذراندیم و به هنگام وداع، با این احساس که شاید دیگر هیچ گاه یکدیگر را نمیبینیم، 
      دست در دست هم، تا انتهای دهکده را پیمودیم و گریستیم و گریستیم.
      اکنون سالها از آن ماجرا میگذرد و من دیگر او را ندیدم.
      بگذریم، که هنوز نیز با یکدیگریم!
    • توسط sajjad
      برای اینکه رابطه‌ تان پابرجا بماند، به چیزی بیشتر از عشق نیاز دارید.
      بااینکه عشق پایه و اساس هر رابطه‌ی عاشقانه است ولی کافی نیست. برای داشتن رابطه‌ای سالم، هر دو طرف باید بخواهند که برای آن تلاش کنند. اینجا ۱۸ راه برای استحکام رابطه به شما پیشنهاد می‌کنیم.
      ۱. پذیرش و قدردانی را تمرین کنید. دو رمز عشق درست، پذیرش و قدردانی است. در یک رابطه‌ی درست باید حضور آگاهانه ولی غیرکنترل داشته باشید، درست مثل حضورتان در کنار بقیه‌ی چیزها در طبیعت. همانطور که امکان ندارد به یک درخت سرو نمی‌گوییم که باید سعی کند شبیه درخت نارون باشد. به طبیعت بدون هیچ قضاوتی نگاه می‌کنیم، آن را همانطور که هست پذیرفته‌ایم و قدردانش هستیم.
      ۲. درک کنید که همه‌ی رابطه‌ها بالا و پایین‌های خودشان را دارند. درست مثل اینکه نمی توانید انتظار داشته باشید که همیشه حالتان خوب باشد و خوشحال باشید، نمی‌توانید از رابطه‌تان هم توقع داشته باشید که همیشه اوضاعش روبه‌راه باشد. وقتی با کسی وارد یک رابطه‌ی متعهد می‌شوید، باید بدانید که مسیر روبه‌رویتان پر از پستی و بلندی است و باید خودتان را برای آن آماده کنید.
      ۳. از کلمه‌ی «ما» استفاده کنید. محققان دریافته‌اند زوج‌هایی که در زمان صحبت کردن از کلمه‌ی «ما» استفاده می‌کنند، نسبت به آنهایی که از کلمه‌ی «من» استفاده می‌کنند، شادتر، آرام‌تر و به طور کلی از رابطه‌شان راضی‌ترند.  کلمه‌ی «ما» بازی را عوض می‌کند. حس صمیمیت را در مغز بیشتر کرده و به جای داشتن ذهنیت «من و تو» شما را وارد ذهنیت مبتنی بر همکاری می‌کند. این ذهنیت همکاری باعث می‌شود در نظر همسرمان دوست‌داشتنی‌تر و سخاوتمند‌تر به نظر برسیم.
      ۴. برنامه‌ی سه روزه‌ی قدرشناسی را دنبال کنید. داشتن رویکرد قدرشناسی جانی دوباره به زندگی عشقی شما خواهد داد. تحقیقات نشان داده‌اند که با ابراز قدرشناسی، زوج‌ها حس می‌کنند برای همسرشان دوست‌داشتنی‌ترند و احساس آرامش، نشاط و غرور بیشتری می‌کنند. همچنین همسرانشان را افرادی باملاحظه، بامحبت و علاقه‌مندتر می‌بینند و از کیفیت کلی رابطه‌شان احساس رضایت بیشتری می‌کنند. برای اینکه قدرشناسی بیشتری وارد زندگی‌تان کنید، می‌توانید از این برنامه‌ی سه روزه استفاده کنید:
      روز اول: سه خصوصیت دلپذیر در همسرتان پیدا کنید و سعی کنید کل روز روی آن سه خصوصیت تمرکز کنید.
      روز دوم: سه موضوع ناراحت‌کننده درمورد همسرتان پیدا کنید و سعی کنید او را بخاطر این چیزها ببخشید.
      روز سوم: کل روز سعی کنید درمورد همسرتان فقط کلمات محبت‌آمیز به زبان آورید.
      به این سه روز به چشم یک برنامه‌ی پاکسازی نگاه کنید که به شما این امکان را می‌دهد احساساتی که باعث خراب شدن رابطه‌تان می‌شود را بیرون بریزید.
      ۵. نسبت ۳ به ۱ را رعایت کنید. در طول روز انواع و اقسام تجربه‌های مثبت و منفی را از سر می‌گذرانیم. درمورد روابطمان هم همینطور است. خیلی‌ها تصور می‌کنند همین که میزان این تجربیات مثبت نسبت به منفی‌ها سنگینی کند همه چیز روبه‌راه است. ولی اینطور نیست. نسبت مثبت‌ها به منفی‌هاست که اهمیت دارد.
      تحقیقات نشان می‌دهد که نسبت جادویی در یک رابطه‌ی فوق‌العاده ۳ به ۱ است. یعنی باید میزان تجربیات مثبتتان نسبت به منفی‌ها سه برابر باشد تا بگوییم که رابطه‌تان یک رابطه‌ی سالم است.
      ۶. تازگی رابطه را حفظ کنید. یکی از جنبه‌های مثبت روابط طولانی‌مدت این است که شناخت خوبی نسبت به هم پیدا می‌کنید. جنبه‌ی منفی آن این است که تازگی رابطه ممکن است از بین برود و انسان‌ها عاشق تازگی هستند. ولی زنده نگه داشتن این تازگی در رابطه راه دارد: سعی کنید همیشه فعالیت‌های جدیدی را در کنار هم تجربه کنید. این باعث ایجاد هیجان و عدم‌قطعیت در رابطه می‌شود، حتا اگر طرفتان را مثل کف دست بشناسید.
      ۷. بازیگوشی را در رابطه حفظ کنید. همه‌ی ما صرفنظر از سن عاشق بازی کردنیم. پس این کار را بکنید: با هم تفریح کنید، با هم مسخره‌بازی درآورید، و وقتی کنار هم هستید همه چیز را فراموش کنید. علاوه بر اینها دفعه‌ی بعد که چیزی گفت که ناراحتتان کرد، به جای اینکه حالت دفاعی بگیرید و بدخلقی کنید، سعی کنید جوابش را با یک جوک بدهید.
      ۸. به طرفتان فضا دهید. آرتور شوپنهاور فیلسوف معروف از جوجه‌تیغی برای توضیح یک دوراهی که اغلب در روابط انسانی پیش می‌آید استفاده کرده است. دو جوجه‌تیغی برای اینکه گرم بمانند به همدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. ولی اگر خیلی به هم نزدیک شوند با تیغ‌هایشان همدیگر را زخمی می‌کنند. در روابط انسانی هم همینطور است: ما خواستار نزدیکی هستیم ولی از طرف دیگر فضا هم می‌خواهیم. رمز موفقیت این است که آن نقطه‌ی درست را برای ایستادن در رابطه پیدا کنیم که هم گرمای رابطه را احساس کنیم و هم به همدیگر اجازه بدهیم فضای کافی برای خود داشته باشیم.
      ۹. هر روز به همدیگر محبت فیزیکی نشان دهید. مطالعات نشان داده است که محبت فیزیکی فواید بسیار زیادی دارد. باعث ترشح هورمون‌هایی در بدن می‌شود که به ما حس خوب می‌دهند، فشارخون را پایین می‌آورد، به بیرون ریختن استرس کمک می‌کند، روحیه را بهتر می‌کند و رضایت در طرف را از رابطه بالا می‌برد. نشان دادن محبت فیزیکی می‌تواند به سادگی بوسیدن، گرفتن دست‌های همدیگر، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و … باشد.
      ۱۰. از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. وقتی همسرتان از دست شما ناراحت است، باید از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. یعنی عذرخواهی، عشق‌ورزی و عهد به جبران. این یعنی:
      – به همسرتان بگویید که متاسفید که باعث رنجش و ناامیدی‌اش شده‌اید.
      – برای ابراز عشقتان رفتاری محبت‌آمیز از خود نشان دهید، مثلاً بوسیدن و بغل کردن.
      – قول دهید که برای جبران رفتار اشتباهتان اقدام می‌کنید.
      ۱۱. روی نقاط مثبت تمرکز کنید. نتیجه‌ی مطالعات نشان می‌دهد که زوج‌های برای خوشحال‌تر بودن به جای تمرکز کردن روی مشکلاتشان، باید روی نقاط مثبت رابطه‌ی خود تمرکز کنند. علاوه بر این، اگر لازم است که از جنبه منفی به رابطه‌تان نگاه کنید، سعی کنید این کار را به صورتی مثبت انجام دهید. مثلاً اگر طرفتان شلخته است، می‌توانید به او بگویید، «اگه بیام خونه و ببینم که خونه مرتبه نمیدونی چقدر خوشحال میشم. وقتی خونه نامرتبه استرس می‌گیرم. به نظرت چکار می‌تونیم براش بکنیم؟»
      ۱۲. آداب و مراسم دونفره داشته باشید. می‌توانید با طراحی یک مراسم دو‌نفره‌ی مخصوص هم رابطه‌تان را مستحکم‌تر کنید. مثلاً هر پنجشنبه شب را می‌توانید با هم بیرون قرار بگذارید، مثل روزهای اول آشنایی. یا اینکه هر روز صبح قهوه‌تان را با هم بخورید یا هر شب قبل از خواب ده دقیقه با هم حرف بزنید.
      ۱۳. حرف‌هایتان را ویراستاری کنید. زوج‌هایی که از به زبان آوردن هر فکری که وارد ذهنشان می‌شود در مواقع بحث و مشاجره خودداری می‌کنند، شادترین زوج‌ها هستند.
      ۱۴. حمایت‌گر باشید. راه‌های زیادی برای حمایت از همسرتان وجود دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم:
      – حمایت عاطفی کنید: وقتی ناراحت است و نیاز به حرف زدن دارد، به حرف‌هایش گوش دهید.
      – تحسینش کنید.
      – اطلاعاتی که لازم دارد را در اختیارش بگذارید.
      – وقتی نیاز به کمک دارد، کمکش کنید. مثلاً وقتی باید برای اضافه‌کاری زمان بیشتر در محل‌کار بماند، در کارهای خانه کمکش کنید.
      ۱۵. به خودتان اجازه دهید که آسیب‌پذیر باشید. شجاعت آسیب‌پذیر بودن  روش ما را برای زندگی، عشق‌ورزی، بچه‌داری و رهبری تغییر می‌دهد. آسیب‌پذیری کلید صمیمیت عاطفی است. آسیب‌پذیری یعنی درمورد احساستان، ترس‌هایتان و نیازهایتان صادق یاشید. یعنی به خودتان اجازه دهید که توسط همسرتان واقعاً دیده شوید.
      ۱۶. «دوستت دارم» را با عمل نشان دهید. با کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید. در زیر به چند نمونه از این رفتارهای محبت‌آمیز اشاره می‌کنیم:
      – صبح یک روز سرد زودتر بیدار شوید و ماشینش را از قبل روشن کنید تا گرم شود.
      – وقتی از سر کار به خانه می‌آیید از رستوران محبوبش غذا بگیرید.
      – پانزده دقیقه قبل از او از خواب بیدار شوید تا وقتی وارد آشپزخانه می‌شود صبحانه آماده باشد.
      – وقتی برای خرید بیرون می‌روید برای او یک هدیه سورپرایز بخرید.
      ۱۷. عادلانه بجنگید. اختلاف‌نظرها نیست که روابط را خراب می‌کند، روش برخورد با این اختلاف‌نظرهاست که باعث ویرانی رابطه‌ها می‌شود. مشاجره و اختلاف‌نظر همیشه پیش می‌آید. سوال اینحاست که آیا با رویکرد حل مشکل وارد آن می‌شوید یا با رویکرد تسلط یافتن و زورگویی؟ اگر این کار را بکنید مطمئن باشید که هیچوقت برنده نخواهید بود. اگر رابطه‌تان را به یک رقابت تبدیل کنید، یعنی اگر قرار باشد شما برنده شوید طرفتان باید بازنده باشد. رابطه رقابت نیست، مشارکت است.
      در زیر به چند مورد از نکات مربوط به جنگ عادلانه اشاره می‌کنیم:
      – بدانید که می‌خواهید به چه چیزی برسید.
      – دور موضوع بحثتان مرز بکشید تا هر مورد منفی‌ای که در رابطه‌تان اتفاق افتاده را وسط بحث نکشانید.
      – از ترور شخصیتی کردن طرفتان خودداری کنید.
      – گوش دادن فعال را تمرین کنید. سعی کنید حرف‌های طرفتان را در ذهنتان تکرار کنیدتا مطمئن شوید که حرف‌هایش را خوب فهمیده‌اید و اگر چیزی برایتان گنگ بود حتماً از او سوال کنید.
      – محدوده‌ی زمانی تعیین کنید.
      – علاقه‌مند به مصالحه باشید.
      – درمورد روش حل مشکل به توافق برسید.
      ۱۸. هدف‌ مشترک داشته باشید. یک تیم دونفره باشید. با هم هدف‌گذاری کنید، هدف‌هایی که برای هر دوی شما مهم باشد، و برای رسیدن به این اهداف در کنار هم تلاش کنید. هدف‌گذاری مشترک فواید زیر را برایتان خواهد داشت:
      – مطمئن می‌شوید که هر دو در یک جهت در حال حرکت هستید.
      – پیروزی شما پیروزی او خواهد بود.
      – می‌توانید بعد از هر پیروزی با هم جشن بگیرید.
      مطالعات نشان داده‌اند که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های خوشبختی تلاش برای رسیدن اهداف معنادار است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های یک رابطه‌ی شاد هم داشتن اهداف مشترک و تلاش برای رسیدن به آنهاست.
      حرف آخر…
      روابط قوی و مستحکم اتفاقی نیستند. برای داشتن رابطه‌ای سالم و شکوفا باید تلاش کرد. با استفاده از ۱۸ راهکاری که در بالا به آن اشاره کردیم، شروع به تقویت رابطه‌تان کنید. یادتان باشد که داشتن یک رابطه‌ی سالم بخش مهمی از یک زندگی‌ِ شاد و سالم است.
      منبع: مردمان
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×