رفتن به مطلب

Recommended Posts

فردی با محبوبش سر و سری داشت و همواره می خواست که محبوب با وی سخن گوید و او امتنا می کرد.
عاشق سخت درمانده و گرفتار معشوقش بود و در آرزوی سخن گفتن با او بود
فهمید که او به گوهر اشتیاق فراوان دارد
هرچه داشت به یک دانه جواهر پرقیمت بداد و بیاورد و در مقابل معشوقش سنگی بر آن نهاد تا بشکند.
معشوقه طاقت نیاورد که آن گوهر بشکند و گفت: ای بیچاره چه می کنی ؟
گفت:کاری میکنم تا تو حرفی بزنی و  بگویی چه می کنی؟!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      هنگامی که شروع به حرف زدن با کسی می کنید ممکن است که در شروع ندانیدکه از چه قسمتی سر سخن را با طرف مقابلتان باز کنید و در سخن گفتن با ایشان دچار مشکلاتی می شوید و گاه پای شخصیت در میان است و دوست ندارید در ادای سخن کوتاهی نمایید.برای رفع این مشکل با ما همراه باشید.
      1) تعریف کردن :
      تعریف از دیگران یکی از بهترین راه های ممکن برای شروع سخن و مکالمه با طرف مقابلتان میباشد. شما با تعریف کردن از دیگران و… در های مکالمه را هم به سمت خود و هم به طرف مقابلتان باز می کنید. فقط به خاطر داشته باشید که بهتر است به جای سخنان بیهوده، ابتدا در مورد لباس پوشیدن طرف مقابلتان یا کفش هایش سر صحبت را باز کنید، برای مثال( کفش های شما زیبا هستند) خوب یقینا با این حرف طرف مقابل شما شروع به سخن گفتن از خودش می کند و  سر صحبت باز می شود.
      2) بحث کوتاه :
      بحث های کوتاه در نظر اکثر افراد، می توان گفت که از آن راضی نمی باشند. و از بحث های بلند لذت بیشتری میبرند. خب، جالب است که بدانید بحث های کوتاه در ابتدا نامشان بحث کوتاه است. ولی در آخر تبدیل به بحث های بلند می شوند یا به عبارت دیگر بحث های کوتاه راهی برای بحث های عمیق و بلند می باشد. موضوعات بحث های کوتاه برخلاف عقیده تان بسیار آسان هستند و با کمی فکر آن را خواهید یافت. برای مثال به رستوران بروید ابتدا غذای دلخواهتان را سفارش دهید و پس از میل کردن سفارش تان در مورد آن نظر دهید و نکات مثبت و منفی آن را با یکدیگر مقایسه کنید و یا اگر گرمتان شد در مورد آب و هوا بحث را شروع کنید و آن را گسترش دهید. این دو مثال ذکر شده را تجربه نشان داده است که سر صحبت را به آسانی و به سرعت باز می کند. توصیه می کنیم حتماً از آنها نهایت استفاده را ببرید.
      3) سوالات متعدد و متنوعی بپرسید :
      اگر به طور قطعی می خواهید که بحث های کوتاه را تمام کنید و وارد یک بحث واقعی شوید، باید دنبال فرصت باشید تا فورا بتوانید موضوع بحث را تغییر دهید و وارد یک بحث و گفتگو واقعی شوید. سعی نکنید که بدون هیچ مقدمه ای وارد یک بحث عمیق و قابل توجهی شوید، اگر می خواهید وارد گفتگوی عمیق شوید با طی مراحل و صبر کردن، به آن قسمتی که مورد دلخواه شما می باشد. برسید و در این قسمت میتوانید مکالمه را عمیق تر کنید.
      4) مهربان باشید :
      این مورد یقینا باید وضح باشد، اما متاسفانه اکثرا این موضوع را فراموش میکنیم و آن را به مرحله عمل نمی رسانیم. اگر شما در حین مکالمه با شخصی با لفظی آرام، لبخند روی لب هایتان و در آرامش باشی.
      شخصیت بهتری نسبت به افرادی که با لفظی تند و عصبانیت محض با طرف مقابل خود سخن می گویند خواهید داشت. سعی کنید که دست هایتان را حین مکالمه تکان ندهید و سعی کنید در حفظ تماس چشمی کوشا باشید و با این حالت به طرف مقابلتان بفهمانید که به سخنانش گوش فرا می دهید.
      5) صرفا شما گفتگو را در دست نگیرید:
      منظور از این مورد این است که به طرف مقابلتان اجازه نظر دادن و حرف زدن دهید و مانع ارائه نظرات و سخنان آن نشوید. اگر شما در این حین فهمیدید که شخص مقابلتان به خوبی به سوالاتتان پاسخ نمی دهد و گفتگو در حال کاهش است، توصیه می شود که فورا با ذکر کردن یک خاطره و یک داستان کوتاه شیرین جو را تغییر دهید و به حالت اول بازگردانید.
      منبع: نمناک
    • توسط sajjad
      نام: ساموئل بارکْلی بِکت
      تولد: ۱۳ آوریل ۱۹۰۶
      وفات: ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ میلادی (۸۳ سال)
      پیشه: نمایشنامه‌نویس، رمان‌نویس وشاعر
      ملیت: ایرلندی
      آثار:
      نمایشنامه: چشم‌به‌راه گودو (۱۹۵۲) - دست آخر (۱۹۵۷)  - آخرین نوار کراپ (۱۹۵۸) - من نه (۱۹۷۲) - فاجعه (۱۹۸۲) - چی کجا (۱۹۸۳) - چرکنویس برای یک نمایشنامه ۱&۲ (۱۹۶۵) - آخر بازی (همان «دستِ آخر» است!) - روزهای خوش - همهٔ افتادگان (۱۹۵۷)
      رمان: مورفی (۱۹۳۸) - وات (۱۹۴۵، انتشار ۱۹۵۳) - مالوی (۱۹۵۱) - مالون می‌میرد (۱۹۵۱) - نام‌ناپذیر (۱۹۵۳) - گم‌گشتگان
      اشعار:هوروسکوپ (۱۹۳۰) - آنچه واژه هست
      زندگی نامه: 
      خانواده‌اش پروتستان بودند، پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه علاقه‌اش به زبان فرانسه، در رشته ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷۷ با درجه کارشناسی فارغ‌التحصیل شد. در سال ۱۹۲۸ به پاریس رفت و به مدت دو سال در اکول نرمال سوپریور به تدریس مشغول شد. در همان زمان بود که باجیمز جویس آشنایی و رفاقت پیدا کرد. این آشنایی در شکل‌گیری استعداد او تأثیر چشمگیری داشت و به او کمک‌های زیادی کرد.
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×