رفتن به مطلب

Recommended Posts

بوسه ای از جنس سیگار
تاریخ انتشار ۱۴ نوامبر ۲۰۱۵ 

... "یک پکِ عمیق به سیگارم می زنم. فکر می کنم چند وقت است که تنها سیگار می کشم؟ یادم نیست میهمانیِ خانه ی کدام یکی از بچه ها بود. من روی بالکن داشتم سیگار می کشیدم که تو هم آمدی، در حالی که به سختی تعادلت را روی کفش های پاشنه ده سانتی قرمزت حفظ می کردی. پالتویت را بدون اینکه پوشیده باشی، روی شانه هایت انداخته بودی. یک سیگارِ خاموش هم روی لبت بود. تا قبل از آن شب نمی دانستم سیگار می کشی. اما سعی کردم حالت چهره ام هیچ نشانه ای از این ندانستن یا پرسش و تعجب بروز ندهد. پرسیدم: "فندک می خوای؟" توی چشم هایم زل زدی. بعد بدون آنکه چیزی بگویی لبخند زدی و آمدی جلو. سرت را کج کردی -پالتو از روی یک شانه ات سر خورد- و سیگارت را با آتشِ سیگارِ من روشن کردی. من که قلبم داشت می ایستاد. من که در آن لحظه تمام قدرتم را متمرکز کرده بودم تا سیگاری که بین لبهایم بود به زمین نیفتد. من که از توی سیگار داشتم مکیده می شدم بینِ لبهایت. می دانم بی شرمانه است، من اما در آن لحظه با خودم فکر کردم زندگی چقدر قشنگ تر خواهد بود اگر آدم هر شب با کسی بخوابد که سیگارش را با آتش سیگارِ او روشن می کند. "...

نویسنده: محسن کشاورز
صدا: امیرنظام صمدآبادی
آهنگ: دیوار فرامرز اصلانی
زمان: 1 دقیقه و 50 ثانیه

به زودی ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خاطره ای از محمد شاه محمدی استاد مدیریت و روانشناسی
تاریخ انتشار ۱۴ نوامبر ۲۰۱۵ 

"... یک کلمه به اون کوچیکی، سرنوشت منو تغییر داد... چرا کلمات مثبت و زیبا رو از دیگران دریغ می کنیم؟!؟!؟"
امیدوارم دوست داشته باشید و با رفقاتون به اشتراک بذارید.
کوچک بی کران،

امیرنظام
پ.ن:
"...قویترین سلاح ما آدمها برای تسلط بر یکدیگر همین توانایی کاربرد کلمات و واژه های ساده اما در عین حال زیبا است. همین هنر افسون کردن و افسون شدن ما با کمک رایحه ی جادویی کلمات!... ما آدمها میتوانیم با یکدیگر حرف بزنیم حرفهای ساده، حرفهای رنگین، حرفهای چرب، حرفهای وسوسه برانگیز، حرفهای راست و حرفهای دروغ !.... و گاهی این کلمات سحر انگیز چه آسان میتواند ما را به خلسه برد!"

صدا: امیرنظام صمدآبادی
زمان: 4 دقیقه

به زودی ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

داستان کوتاه و شنیدنی خانم معلم
تاریخ انتشار 15 نوامبر 2015

عاشقانه ای که خیلی وقت پیش قولش رو داده بودم "داستان کوتاه و شنیدنی خانم معلم" رو تقدیم به حضورتون میکنم... بشنوید و اگه قابل دونستید به گوش رفقا هم برسونید...
تا باد چنین بادا،
کوچک بی کران،

امیرنظام
پ.ن:
از همین جا هم سلام می کنم به معلم کلاس اول خودم، خانم سهامی... نمیدونم که این نوشته رو اصلا میخونن یا نه... شاید هم اصلا یادشون نباشه که من شاگردشون بودم ولی خب من که یادمه شاگرد کی بودم!! smile emoticon
دستبوسشون هستم و کلی خاطره ی خوب ازشون دارم به خصوص اون صورت مهربون و لبخند زیباشون.
خانم سهامی، معلم عزیز و دوست داشتنی کلاس اولم، دوستتون دارم و هر کجای این کره ی خاکی که هستید، براتون آرزوی سلامتی دارم.

صدا: امیرنظام صمدآبادی
زمان: 3 دقیقه 35 ثانیه

به زودی ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
داستان کوتاه و شنیدنی ابراهیم و مرجان 
تاریخ انتشار 23 نوامبر 2015

...بعد دست هاش را آورد جلوی صورتم و تقریبا فریاد زد: "مزخرف می گی ابراهیم. خودتم می دونی داری مزخرف می گی. " و یک لحظه در همان حالت سکوت کرد. انگار منتظر قطره اشکی بود که روی گونه ی چپش لغزید. نگاهش کردم؛ هنوز هم قوی ترین دختری بود که تا به حال دیده بودم، حتی با یک قطره اشک روی گونه ی چپش. گفت:" خوب نگاه کن. خوب به این دستا نگاه کن. فاجعه اینجاس. فاجعه این دستاییه که تو داری پس می زنی ابراهیم. فاجعه این نیست که ما نمی تونیم برای همیشه با هم بمونیم؛ فاجعه اینه که تو می دونی چند سالِ دیگه دستای زنی روی تنت سُر می خورن که حتی نصفِ اون قدری که من دوسِت دارم، دوسِت نداره و بازم این دستا رو پس می زنی. فاجعه منم ابراهیم، فاجعه تویی، نه اون چیزی که الان ازش می ترسی"...
عرق كرده ام. پتو را از روي خودم كنار مي زنم و به این فکر می کنم که چرا نمی توانم از شرِّ این کابوس ها رها شوم.
...داشتم نگاه می کردم به دستاش، به انگشتهای کشیده و رگهای سبز و آبی متورم از شدت هیجان. خوب می دانستم که راست می گفت. باید همان جا لب هایش را می بوسیدم. به جایش اما دستهایش را توی دستهایم گرفتم و بوسیدم و گفتم: " این چیزی که بین ماست مثل یه بمب ساعتی می مونه . نمی دونم کِی، ولی بالاخره می تَرکه مرجان. می ترکه و تیکه تیکه مون می کنه و تا آخر عمرمون باید دنبال تیکه هامون بگردیم". صدام به وضوح می لرزید. گفتم: "من این راهو یه بار قبلا رفتم مرجان، من می دونم آخرِ این راه چی انتظارمونو می کشه، من از آخرش می ترسم مرجان "...
فکر می کنم بهتر است بلند شوم یک لیوان آب بخورم. تقصیر خودم هست. من خودآزاری دارم. عادت به یادآوریِ مریض گونه ی خاطراتِ آزار دهنده، در آرام ترین ساعات شبانه روز.
... دستهایش را از توی دستهام کشید. سایه بان جلوی ماشین را پایین داد و زیر چشمهایش را توی آینه تمیز کرد. بعد رژ لبش را در آورد روی لب هایش مالید. همان لب هایی که باید می بوسیدم. به چشمهایش توی آینه خیره شد و گفت: " عشق با همه ی قشنگیش یه بدی ِ خیلی بزرگ داره ابراهیم. اینکه آدمو زیادی صبور می کنه. آدم چیزایی رو تحمل میکنه، تن به چیزایی می ده که بعدها وقتی بهشون فکر می کنه باورش نمیشه که اون آدم خودش بوده. من اما نمی ذارم این بلا سرم بیاد. آخری وجود نداره ابراهیم. آخرش همینجاس. توی همین ماشین. این بازی رو من شروع کردم، خودمم تمومش می کنم. دیگه لازم نیس از چیزی بترسی". حتی نگاهم نکرد. فقط در ماشین را باز کرد، دست هاش را برداشت و رفت. برای همیشه رفت...
توی تختوابم جا به جا می شوم. زنم ناله ی خفیفی می کند و دستش از روی سینه ام سُر می خورد. به چشم های بسته اش نگاه می کنم و از خودم می پرسم چقدر دوستم دارد؟ ما کنارِ هم مانده ایم، نه به این خاطر که همدیگر را دوست داریم، بلکه به این خاطر که می توانیم روزی شانزده ساعت همدیگر را تحمل کنیم. نه، دیگر خوابم نمی برد. از تختخواب بیرون می آیم. می روم کنار پنجره و سیگاری روشن می کنم. دودش را با تمام فکر های توی سرم بیرون می دهم: خودم را می بینم که با دود توی تاریکی کوچه پخش می شوم، زنم را، دستهای کشیده ی مرجان را با آن رگهای متورم آبی و سبز و عمق این فاجعه را.

نویسنده: محسن کشاورز 
صدا: امیرنظام صمدآبادی
زمان: 4 دقیقه 30 ثانیه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حسادت (یغما گلرویی)
تاریخ انتشار 1 دسامبر 2015

حسادت می‌کنم به استکانِ پر از چایی که لب‌هاتو می‌بوسه
حسادت می‌کنم به گلِ سرخی که رو میزِ اتاقِ تو می‌پوسه

حسادت می‌کنم به پیرهنی که تنت رُ توی آغوشش گرفته،
به اون تقویمِ رو میزی که دستات ورق می‌زننش هفته به هفته

حسادت می‌کنم به قابِ عکسی که عکسِ تو میونِ اون می‌خنده
حسادت می‌کنم به ساعتی که همیشه به مچِ دستِ تو بنده

حسودی می‌کنم به اون نسیمی که می‌پیچه به دورت مثلِ پیچک،
به مهتابی که می‌تابه به چهره‌ت شبا که خوابی مثلِ یه عروسک
اگه مردی رُ می‌شناسی که از من تو رُ بیشتر بخواد، مثلِ یه مجنون،
نشونم بده تا سجده‌ش کنم من، درست یک لحظه قبل از کشتنِ اون!

حسادت می‌کنم به شونه‌ی تو که هر روز گم می‌شه تو عطرِ گیست
حسادت می‌کنم به حوله‌یی که کشیده می‌شه رو صورتِ خیست

حسادت می‌کنم به بالشی که سرت رُ روی سینه‌ش می‌فشاره
حسادت می‌کنم... حتا به بارون که داره پشتِ پنجره‌ت می‌باره

حسادت می‌کنم... حتا به کفشات که پاهاتو می‌بوسن هر دقیقه،
به اون سنجاقِ کوچیکی که موهات با اون جمع می‌شه بالای شقیقه

حسودی می‌کنم به اون نسیمی که می‌پیچه به دورت مثلِ پیچک،
به مهتابی که می‌تابه به چهره‌ت شبا که خوابی مثلِ یه عروسک

اگه مردی رُ می‌شناسی که از من تو رُ بیشتر بخواد، مثلِ یه مجنون،
نشونم بده تا سجده‌ش کنم من، درست یک لحظه قبل از کشتنِ اون!

نويسنده: یغما گلرویی
صدا: امیرنظام صمدآبادی
زمان: 4 دقیقه 30 ثانیه

دانلود با حجم 1.29 مگابایت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گفتار سوم - زندگی مجازی ما
تاریخ انتشار 5 دسامبر 2015

این کار بیشتر یه درد دل هست تا هر چیز دیگه ای... یه کم طولانیه و از سه بخش تشکیل شده. خسته میشید، به وسطاش که میرسید، دلتون میگیره و کار رو ترک میکنید. دو تا از نوشته های زیبای محسن کشاورز عزیز توی این کار استفاده شده (کار دوم: "دوستی های Event-Based" و کار سوم: "زندگی فیسبوکی ما" ) قسمت آغازین این کار هم که متاسفانه ذکری از نام نویسنده نشده بود ("جای خالی").

ممنون که تحمل می کنید...

کوچک بی کران،
امیرنظام

نویسنده: محسن کشاورز 
صدا: امیرنظام صمدآبادی
زمان: 7 دقیقه 42 ثانیه

به زودی ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      بقالی زنی را دوست میداشت. به کنیز خود پیغام داد که برو به خاتون بگو من چنینم و چنانم و عاشقم و میسوزم و میسازم و آرام ندارم و بر من ستم ها می رود و دیشب چنان بودم و امروز چنین بر من گذشت.
      قصه های دراز گفت و کنیز را راهی کرد.
      کنیزک نزد خاتون رفت و گفت: بقال سلام رساند و گفت که بیا تا تو را چنین کنم و چنان کنم.
      خاتون گفت: به همین سردی؟
      کنیزک گفت: او سخن دراز گفت ولی مقصود این بود. اصل مقصود است و باقی دردسر است....
      فیه مافیه مولانا
    • توسط sajjad
      در این تاپیک قصد داریم جمله های عاشقانه رو قرار بدیم. فقط تک جمله طوری که بشه استفاده اش کرد. امیدوارم خوشتون بیاد.
      کمک گرفته از کانال های : OfficialAsheghi
    • توسط sajjad
      سری ششم
      در اینجا دلنوشته های عاشقانه ای که در اینترنت موجوداند را قرار میدهیم. این اشخاص در انجمن وجود ندارند.
      برای ارسال دلنوشته های خود به بخش مربوطه مراجعه فرمایید.
      این سری از دلنوشته ها تماما از کانال تلگرامی بایکوت (علی قاضی نظام) گرفته شده است. (اجازه از کانال گرفته شده)
      نکته: در صورت تکرار یا محتوا نامناسب آنرا گزارش کنید.
      کانال تلگرام بایکوت
    • توسط Bittelo
      نام رمان : منم ملی
      نام نویسنده: @Bittelo
      ژانر:طنز، عاشقانه
      خلاصه:
      منم ملی، ملی دلقک، ملی بی کار، ملی بدبخت، ملی شهرم، ملی محله ، ملی کوچه و بازار، ملی خانواده م. دختر احمد پدری بی خیال . نوه غلامرضا ؛ پدر بزرگ بی خیال ترم ، نبیره مراد خان بی خیال ترین جدم.
      خانواده ام به شادی و هیاهو خانه را بدرود گفتند و وارد عمارت عمه ام شدند . نگذاشتم رنج و آزاری از جانب آن مار دو سر به خانواده ام وارد آید. من برای صلح کوشیدم ؛ مجالسات عمه ام را برانداختم. بدبختی خانواده ام را پایان بخشیدم اجبار کردم آن ها را نیازارد .
      ارواح شوهر عمه هایم ز این کار خشنود شدند.برای من نزد ایزد دعا کردند و شفاعتم را خواستار شدند. روز گار داشت روی خوشش را به ما نشان می داد ؛ همگی ز خوشحالی می رقصیدیم و شادی می کردیم .وسایلی را که عمه ام ویران کرده بود از نو خریدیم . تمام سی دی ها و نوار کاست هایی را که گم گشته بودند را برگرداندم و تمام سیخ ها و دمپایی های عمه ام را ویران کردیم.
      خانواده را به آسایش فرا خواندم و خانواده ای محکم را بنا کردیم ولی بعد از اینها خودم بودم و خودم تازه بدبختی هایم داشت شروع می شد
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      تو باران بودی و من رود ِ بی آب
      جدایم کردی تو ، از بستر خواب
      نجاتم دادی از سلول زندان
      رهایم کردی در دامان سیلاب
      .......................................
      ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
       
       

    • توسط sajjad
      قابل توجه خانم های محترمه وآقایان محترمی که تصمیم به جدائی واقامه دعوی درداد گاه های خانواده رادارند.لطفآصادقانه وبه دورازهرگونه بغض وکینه ،قبل ازهراقدام نسنجیده وشتا بزده ، هریک اززوجین با آرامش کا مل براساس واقعیات آشکاروپنها ن خود وهمسرتان ، با خلوت گزینی ،به سئولات ذ یل با دقت وبدون پرده پوشی پاسخ داده وحتی جزئیات را نیزبیان فرمایید.چراکه به تجربه ثابت شده کلید رمزگشای اکثرمشکلات مبتلابه زندگی زنا شوئی دربیان جزئیات نهفته است.
      لطفآپاسخ سئوالات رابه ترتیپ شماره ، درصفحه دیگری بنویسید وبا هما هنگی همسرتان درنشستی سمبلیک درمحضردادگاه ،خودتان قاضی شده وبا مقایسه پاسخهای خود وهمسرتان ،مسائل مورد اختلافتان را شناسائی نموده و موشکافانه بررسی ومورد تجزیه وتحلیل قرارداده وتصمیمی عقلا ئی اتخا ذ فرمایید.
      1- سن،تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی خود را دقیق وکا مل بنویسید.
      2- سن، تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی همسرخود را دقیق وکا مل بنویسید.
      3- تحصیلات ،موقعیت اجتماعی وکاری خانواده درجه یک(پدرومادر) خود را دقیق بنویسید.
      4- تحصیلات ،شغل وموقعیت اجتماعی وکاری خا نواده درجه یک (پدرومادر) همسرخودرابنویسید.
      5- درحد اطلاع وتوان شناخت ودرک خودتان ،نقا ط قوت وضعف خودتان را به تفکیک دقیق وکا مل بنویسید.
      6- درحد اطلاع وتوان شناخت ودرک خودتان ،نقا ط قوت وضعف همسرتان را به نفکیک دقیق وکا مل بنویسید.
      7- آیادرمجموع اززندگی درکنارهمسرتان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آنرا دقیق وکا مل شرح دهید.
      8- آیا ازنقش پدرومادرخودتان درطول زندگی وبویژه دوران زنا شوئی تان راضی بوده وهستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن رابویژه دردوران زندگی زنا شوئی تان شرح دهید.
      9- -آیا ازنقش پدرومادر همسرتان درطول زندگی زناشوئی تان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلائل آن بویژه درارتبا ط با مسائل اخیرتان را دقیق شرح دهید.
      10- واکنش شما دربرابرانتقادات دیگران وبویژه همسرونزدیکا نتان چگونه است ؟ لطفآبه تفکیک شرح دهید.
      11 - واکنش همسرتان دربرابرانتقا دات دیگران وبویژه خودتان ونزدیکا نتان چگونه است ؟ لطفآ به تفکیک شرح دهید.
      12- واکنش شما درمسائل اجتماعی مثلآ درترا فیک ،بوق زد نهای نا بجا ،مشاهده پرخا شگری وبرخورد فیزیکی دیگران چیست ؟ لطفآ دقیق شرح دهید.
      13- واکنش همسرتان درمسائل اجتماعی مثلآ درترافیک ،بوق زد نهای نا بجا ، مشاهده پرخا شگری وبرخورد فیزیکی دیگران چیست ؟ لطفآ دقیق شرح دهید.
      14- آیا ازشهرومحل زندگی وکارتان راضی هستید ؟ اگرپاسخ منفی است دلا ئل آن را دقیق شرح دهید.
      15- آیا با همسرتان رابطه معقول وکا مل جنسی دارید ؟ اگرپاسخ منفی است دلا ئل آن را صادقانه وکامل شرح دهید.
      16: آیا درارتباط با مسائل جنسی وبرقراری آن ، با همسرتان توافق دارید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن را صا د قانه وکا مل شرح دهید .
      17: آیا درارتبا ط با مسا ئل جنسی ازهمسرتان توقع وانتظاررفتارخا صی دارید ؟ اگرپاسخ مثبت است دلا ئل آن را شرح داده وخواسته تان را صا دقانه بیان فرما ئید .
      18: آیا به مواد مخد ر ویا مشروبات الکلی اعتیا د دارید ؟ اگرپاسخ مثبت است لطفآ کم وکیف علا قه مندی خود به ادامه یا ترک آن را کا مل شرح دهید.
      19: آیا همسرتان به موا د مخد ر ویا مشروبا ت الکلی اعتیا د دارد ؟ اگرپاسخ مثبت است لطفآ کم وکیف وعلاقه مندی ایشان به ادامه یا ترک آن را کا مل شرح دهید.
      20:آیا درمجموع خود را فردی خوشبخت وموفق میدانید ؟ اگرپاسخ منفی است لطفآ دلا ئل آن را شرح دهید.
      درخاتمه درخواست وبرآن تاکید میشود ازآنجایی که این روش ابرازاحسا سات متقا بل زوجین با هد ف ریشه یابی و خاتمه دادن به اختلا فات وبازگشت به کا نون گرم خانواده ،کاملآ خصوصی وتنها توسط آنها تحریرودرپیشگاه وجدان خودشان ودرمحضر داد گاهی سمبلیک افشا میشوند ،نیازی به نگهداری آنها نیست وباید امحاء شوند لذا طلب مینماید زوجین به سئوالات فوق الذکرصا دقانه وبدون پنهان کاری مسا ئل هرچند بسیارکم اهمیت ازدید خود شان پاسخ فرمایند تا نتیجه اصولی ومطلوب ازآن حا صل گرد د.
      لازم بذکراینکه،ازآنجائی که هستند همسرانی که علیرغم توانمندی درریشه یابی وحل وفصل مسا ئل مورد اختلاف فیما بین ،ترجیح میدهند ازمشا وران حرفه ای نیزکمک بگیرند ، برهمین اسا س سعی شد پرسش وپا سخها بگونه ای علمی وکارشنا سانه تهیه شوند تا قابل استفاده برای همه عزیزان با دید گاه های متفاوت باشند وزوجین بتوانند درصورت تمایل عین لیستهای تهیه شده را بمنظورتسریع وحصول نتیجه بهترازجلسا ت مشاوره ،به آن مراکزارائه نمایند. درهمین راستا از تما می شما سروران وصاحب نظران فرهیخته بویژه اساتید محترم حوزه ودانشگاه ، استدعا وانتظاردارد با درج کامنت های خود دربخش نظرات ،ما را ازهرگونه کاستی واشتبا هات احتمالی این مطا لب آگاه نموده ونظرات اصلاحی خود را درج نمایید تا همگان ازآن بهره مند شویم . همیشه شا د زید واندیشه تان نیکوباد.
      نویسنده: اسماعیل توکل نیا
      منبع: عمارنامه
    • توسط sajjad
      فیلم سینمایی «لاتاری» جدیدترین ساخته محمدحسین مهدویان، کارگردان جوان سینمای ایران در بخش سودای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. «لاتاری» سومین فیلم بلند محمدحسین مهدویان در مقام کارگردان بعد از فیلم‌های «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» است. مهدویان که در دو اثر قبلی خود، سبکی جدید در سینمای ایران پی ریزی کرده بود، تصمیم گرفت سومین اثر خود را با موضوعی اجتماعی و متفاوت از دو کار قبلی‌اش بسازد. گفته می‌شود، موضوع این فیلم قاچاق زنان به کشورهای عربی است. مهدویان در مصاحبه ای اعلام کرد که لاتاری بهترین فیلمی است که تاکنون ساخته است.
      محمدحسین مهدویان در سال گذشته با فیلم «ماجرای نیمروز» در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس( بهزاد جعفری طادی ) را دریافت کند.
      خلاصه فیلم «لاتاری»:
      امیرعلی و نوشین دو جوان بیست و یک ساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده ها چندان موافق نیستند. آن‌ها صبر پیشه کردند تا به مرور زمان رضایت خانواده‌هایشان را جلب کنند. آن دو یکسری رویای مشترک دارند. برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت آمریکا.
      عوامل فیلم:
      كارگردان : محمدحسین مهدویان/ مدير توليد : كامران حجازی / مجري طرح : امير بنان/ نويسندگان : محمدحسین مهدویان, ابراهیم امینی/ بازيگردان : ابراهيم اميني/ مدير فيلمبرداري : هادي بهروز/ طراح صحنه و لباس : بهزاد جعفري طادي/ صدابردار : هادي ساعد محكم/ طراح گريم : شهرام خلج/ دستيار اول كارگردان : عبدالرحيم صاحب الفصول/ دستيار اول/ فيلمبردار : مهران ممدوح/ جانشين توليد : مسعود زماني/ برنامه ريز : محمد رضا كشميري/ دستیار تهیه : محسن خواجه افضلی/ مدير تداركات : محمد اسماعيل كلبي آبادي/ پشتیبانی تولید : مهدی جهانگیری/ دستياران فيلمبردار : سيد ناصر ميرخاني - تيام كياني - مهدي نيرومند -حسين شباهنگ - محمدرضا بادامچي - محمد حبيبي/ دستياران كارگردان : اميرحسين هاشمي - صدرا اماني - محسن جعفرزاده/ منشي صحنه : پوريا كاظمي/ دستياران صحنه و لباس : بهزاد آقابيگي - حديث حسنوند - سعيده جهانگيري / مجريان گريم : سياوش ميرواحدي - ريحانه عادل نژاد/ دستياران صدا : كيومرث سبحاني - جلال سعادتيار/ عكاسان : سحاب زريباف - مجيد طالبي/ فیلمبردار پشت صحنه : رضا محبي/ تامین هنرور : حمید بخشی نژاد/ مشاور رسانه‌ای: میلاد نجفی / لاتاری محصول موسسه سینمایی سیمای مهر/ تهیه کننده: سیدمحمود رضوی
      بازیگران: هادی حجازی فر, ساعد سهیلی, زیبا کرمعلی, جواد عزتی, حمید فرخ نژاد,امیرحسین هاشمی, نادر سلیمانی
      حواشی فیلم «لاتاری»:
      پروانه ساخت فیلم «لاتاری» با مشکلاتی رو به رو شده بود که سرانجام در پی تلاش های محمدحسین مهدویان، بعد از سه ماه، مجوز ساخت این فیلم صادر شد. جمال شورجه یکی از اعضای شورای پروانه ساخت در مصاحبه‌ای گفت: "مصلحت نیست فیلمسازی چون مهدویان با ساخت این فیلمنامه که موضوع حساسیت برانگیزی دارد (قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی) دچار حواشی شود."
      محمدحسین مهدویان درباره فیلم «لاتاری» گفت:  "«لاتاری» خیلی عجیب و غریب نیست. امیدوارم اتفاقات خوبی در «لاتاری» بیفتد مخصوصا اینکه فیلم‌های جدیدم را بهتر ساخته‌ام و آن‌ها را بیشتر دوست دارم و مطمئنم که «لاتاری» را از همه فیلم‌هایم بیشتر دوست خواهم داشت. "
      سیدجمال ساداتیان از اعضای هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر درباره فیلم «لاتاری» گفت: "پیرنگ فیلم به شدت اجتماعی و موضوع فقر است و کار خوبی است."
      محمدحسین مهدویان درباره ساخت فیلم «لاتاری» در گفت و گو با صبح نو، گفت: " لاتاری یک ویژگی منحصر‌به‌فرد داشت و آن این است که تولید این فیلم از طرف جایی به من پیشنهاد نشده بود؛ همین مورد، لاتاری را برایم متمایز می‌کند. این فیلم ایده‌ای بود که به ذهن من و دوستانم در گروهمان رسید و تصمیم گرفتیم به هرقیمتی که شده آن را بسازیم. برای ساختش به دنبال سرمایه، تهیه‌کننده و مجوز رفتیم و قدم به قدم پای فیلم ایستادیم تا ساخته شود"
      ایمان کرمیان( مدیر جلوه‌های ویژه میدانی ) درباره فیلم «لاتاری» گفت: " «لاتاری» یک اثر اجتماعی روز با سناریو و ساختار کاملا متفاوت است."
      محمدحسین مهدویان علاوه بر فیلم «لاتاری»، مستند «ترور سرچشمه» را نیز در بخش مستند سی وششمین جشنواره فیلم فجر دارد.
      دیالوگ‌های فیلم «لاتاری» مبنی بر جنایات بعثی‌ها در شهر سوسنگرد، موجب اعتراض برخی ها به محمد حسین مهدویان شد. مهدویان در این‌باره توضیح داد: "پخش نسخه ناقص و غیرآماده سکانسی از فیلم سینمایی لاتاری باعث سوءتفاهم در جمعی از شهروندان شهر مقاوم و قهرمان سوسنگرد شد. فیلم لاتاری درباره غیرت ایرانی است، غیرت همه ایرانی ها."
      منبع: سلام سینما
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      زن و شوهر چطور می‌‌توانند تفاهم را در زندگی‌شان بالا ببرند؟ 
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×