رفتن به مطلب

Recommended Posts

ميگذارمَت روى چشمانم
و اين شهر را با تو قدم ميزنم 
مجبورشان ميكنم 
تا براىِ دوست داشتنمان اسپند دود كنند!
كور شود چشمِ حسودان...
لال شود زبانِ بدخواهان...

علي قاضي نظام 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عزيز دلم، مي داني سيم آخر چيست؟ همه خيال ميكنند كه سيمِ آخر
ساز است. حتا يك نوازنده بي سواد روي صحنه زد به سيم آخر تارش گفت:
اين هم سيم آخر! اما سيم آخر يعني وقتي ميرفتند قمار، سكه زرشان را كه
ميباختند، جيبشان را ميگشتند، آخرين سكة سيم را هم به قمار ميزدند.
ميزدند به سيم آخر، به اميد بردن همه هستي، يا به باد دادن آخرين سكة
نيستي

عباس معروفی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چه درديست؟!
خب قَدرش را همين حالا بدانيد 
چند ماهِ ديگر...
چند سالِ ديگر...
ميخواهيد حسرتِ همين آدمى كه كنارتان هست را بخوريد!
آدمى كه الان برايتان ميميرد شايد سالها بعد حتى اسمتان را هم به ياد نياورد.
زمان احساسِ آدمها را تغيير ميدهد!

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من و خیلی از دخترها ، جزو دختران معمولی هستیم.
برای ما از اول سخت بود با کفشِ پاشنه بلند مسیرهای طولانی را راه برویم و جیکمان از پا درد در نیاید.
ما از همان اول دنبال کفش اسپرت بودیم که بتوان با آن،ساعت ها در شهر، قدم زد ، دوید و بی توجه به کج شدن روسری، شاد بود.
ما مشتاق صحبت با مردها نبودیم.به چشمانشان زل نمیزدیم.بیشتر وقت ها از گوشه و کنار رد میشدیم و میرفتیم.ما از بچگی یاد گرفتیم ساده باشیم.
راستش ما مثل معشوقه های امروزی شما ،هر روز یک رنگ و یک بو نبودیم.عشوه و ناز ، مادر زادی در رگ و خون ما نبود.امکانش بود یک روز شلخته باشیم ، ناراحت باشیم ، گریه کنیم.ما نمیدانستیم در هر موقعیتی باید شیک باشیم و روسریمان کج نشود.
ما همان دخترانی هستیم که عشق را در زندگی یاد گرفتیم،نه اینکه به ما گفته باشند همیشه خوش چهره و خوش بوترین باش، تا تمام شهر را عاشق کنی.بوی ادکلن ساده و آرام ما ،میان هزاران عطر و بوی مختلف اطرافِ شما گم شد.
خنده های ارام ما ، میان قهقه های پر،عشوه و بلند انها اصلا شنیده نمیشد.ما عشق را در کفش های پاشنه بلندمان که خاک میخورد، جا گذاشتیم.
ما با همان کوله پشتی و کفش اسپرتمان ، بی صدا آمدیم در زندگی شما.ما حتی کفش هایمان پاشنه بلند هم نبود که صدای رفتنمان را بشنوید.ما یک دسته دختر معمولی بودیم،فهمیدیم باید عوض شویم تا مارا ببینید.اما نتوانستیم.ما معمولی بودیم، هنوز هم هستیم چون اینطوری راحت تریم،خوشحال تریم. ما بلد نیستیم خودمان نباشیم.

رقیه رستمی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همان اول
وجودم را به خودَش گره زد
گفت تا وقتى "تو" باشى،"من" هم هستم
و اين جمله آنقدر شيرين بود كه اصلاً متوجهِ رفتنش نشدم
و اين جمله آنقدر شيرين بود
كه به وقتِ نبودنش،
آنجاكه هجوم تنهايى،
حوصله ام را از قلم سرازير ميكرد،
به اندازه ى يك عمر برايش نوشتم!
نوشتم از وقت هايى كه دلم تنگ مى شد و 
يك "دوستت دارم"ساده ميتوانست دست فاصله را از بيخ گلويم بردارد
نوشتم از وقت هايى كه كلافه بودم و بيشترين انتظارم،
ديده شدن نه،
كمى شنيدن بود
نوشتم از سوال و جوابهاى آدمهايى كه سراغِ جاىِ خالى اش را از من ميگرفتند
نوشتم جاى خالى دست هاى تو را،
قلم كه هيچ،
هيچ دستى، دست هاى من را پر نميكند
نوشتم از معادله اى كه قرار بود دو طرفش معلوم باشند
نه يك معلوم و...
هنوز هم دلم نمى آيد مجهول باشى

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من" دوستت دارم" هامُ
می نویسم رویِ یه کاغذ، بعدم مچاله میکنم و دور میندازم
اما به"تــو" نمیگم
که"نــری"
که"بــد" نشی

فاطمه صابری نیا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه ها را میتوان حسابی دوست داشت . نزدیک به آخرِ هفته و آسایشِ روزهایِ شلوغ اند . 
بعضی از آدم ها مثلِ چهارشنبه اند ، دوست داشتنی ، باعثِ آرامشِ روزهای شلوغ و یک جور حالِ عجیب را در دل احیا می کنند ...
شاید ما هم چهارشنبه کسی باشیم ...
حواسمان به چهارشنبه های زندگیمان باشد...

آناهیتا محلفی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

"تو"
مثلِ خوابِ بعد از خوابِ اولِ صبح ميمانى...
مثلِ آن روىِ خنكِ بالشت...
همانقدر شيرين
همانقدر دلچسب

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فكرش را بكن...
همه ى پزشكان
بوسيدنِ يار را
بوييدنِ يار را
تجويز ميكردند...
آخ كه بيمارى،عجيب ميچسبيد...

"روز پزشك مبارك"

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

"تو به من "توجه" نميكنى،
من يك نفر را ميخواهم،كه تمامِ حواسش جمعِ من باشد"
اين را گفت و رفت...
بى خبر از اينكه
تمامِ خيالم
هر صبح
هر شب
هر روز
بى صدا،
پرسه ميزد حوالىِ خيالَش...
سوادِ نوشتن داشتم،
زبانِ گفتن هم،
ترس داشتم اما...
هر چه بود،
بى صدا
در دلم ميگذشت...
سالها بعد،
كنارِ كسى خواهد بود
كه روزى هزاران بار تصدقش رود،
خيالش اما،
جاىِ ديگر پرسه خواهد زد

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نيمى از زندگى مان
ميشود صرفِ اينكه به آدمهاى ديگر ثابت كنيم،
ما چقدر خوشبختيم...
به آدمهايى كه شايد خوشبختى برايشان تعريفِ ديگرى دارد
حتى اگر واقعاً هم خوشبخت باشيم،
اما همين خودنمايى،
ما را تبديل ميكند به بدبخت ترين آدمِ روى زمين!
غذايى اگر جلويمان ميگذارند،
قبل از لذت بردن از غذا،
ترجيح ميدهيم آن را به رخِ ديگران بكشيم...
سفرى اگر ميرويم،
ترجيحمان اين است كه بگوييم،
ما آمديم به بهترين نقطه ى روى زمين،تو 
بمان همان جهنم هميشگى...
واردِ رابطه اگر ميشويم،عالم و آدم را با خبر ميكنيم،
كه ببينيد چقدر خاطرِ من را ميخواهد،
تو اما بمان در همان پيله ى تنهايى ات...
ما لذت بردن را پاك فراموش كرده ايم
مسيرى را ميرويم كه خطِ پايان ندارد،
فقط ميرويم كه از بقيه جا نمانيم!

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آدم ها عجیب اند ، گاهی آنقدر دوستت دارند که خودت میمانی از این حجم محبت ! 
گاهی تبر میشوند ،تمامِ حس و علاقه شان را نابود میکنند...
تنه ی باور هایت را میشکنند ...
آدم ها را نمیشود شناخت ! 
این انسانی که خطاب میشوند گاهی تنها یک لفظ است و در واقع برای آنها معنی نمیشود ...
وارد حریمت میشوند، با حرف هایی که برایت خوشایند است دلخوشت میکنند ..
و زمانی که منتظر اتفاق نیستی 
دلت را زیرو رو میکنند ...
آنچنان غریبه میشوند که خودت هم یادت میرود روزی آشناترینشان بودی! 
خلقت آدمی عجیب است ..
از یک گِل یک قلب میروید ...
و از قلب یک سنگ ! 
سمت ادم های به ظاهر انسان نروید ! 
همان ها که تا نگاهتان میکنند عاشق میشوند ! همان ها که تا دور شوید فارغ!
 این نقابِ عطوفتشان یک آن خواهد افتاد و دست های مشت کردهِ شان پر از خون خواهد شد ..
به خودتان که آمدید میبینید روبروی غریبه ترین مخلوقی ایستاده اید که با سنگ قلبتان را شکسته است ...
و دلگیرتر اینکه هیچ شغلی برای ترمیم قلبِ شکسته هنوز وجود ندارد ...
خلاص کنید خودتان را از بندِ تظاهر های عاطفیِ اطرافیان ..
شما برای دوست داشتن تنها یک انسان میخواهید نه شِبه انسان!

زهرا مصلح 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شانه
کلمه به شدت عاشقانه ای ست!
که فرقی ندارد
مال تو باشد 
که بکشم به موهایت
یا مال من 
که سرت را بگذاری رویش ❤️

علی قاضی نظام 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک نفر باید باشد
که قبل از گنجشکهای پشت پنجره ات
که قبل از زنگ خوردن ساعت تنظیم شده ات
نگران چشمهایت باشد...
که خواب نمانند...
که صدای اول صبحت را با دنیا عوض نکند...
یک نفر باید باشد.

علی قاضی نظام 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر وقت به آنجا رسيدی كه اشک زن را درآوردی، فاتحه ات خوانده است...

زن ها بعد از گريه "آه"ی ميكشند كه تا آخر عمر مثل يک سايه تعقيبت ميكند و درست در لحظه ای كه احساس خوشبختی ميكنی، گريبانت را ميگيرد...

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به سرم زد يك شب ناشناس امتحانش كنم
بازىِ خطرناكى بود اما به ريسكش ميارزيد
+سلام
-سلام...شما؟
+غريبه
خدا خدا ميكردم كه ديگر پيامى نگيرم
آخر قرارمان اين بود كه ناشناسى واردِ حريممان نشود
-ميشه خودتونو معرفى كنيد؟
نوشتمو نوشت
ساعتها برايم گفت
از تنهايى اش
از گذشته اش كه پاك بود از آدمها
ناليد از عشقهاى امروزى
گفت منتظر است يك دانه نابَش سرِ راهش قرار گيرد...
با شماره ى خودم پيغام دادم جواب نداد
براىِ غريبه اما،
حاضر بود جانَش را بدهد
عجيب بود كه ديگر خبرى از شلوغىِ كارَش نبود
عجيب بود كه ديگر دستش هم بند نبود
عجيب بود،همه چيز عجيب بود
بعد از سالها،
مرا با غريبه اى عوض كرد كه خودم بودم
گاهى در زندگى غريبه شويد
آدمها گاهى غريبه ها را به عشقشان ترجيح ميدهند!

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سطحِ توقعتان را نسبت به آدمهاى اطرافتان،
بچسبانيد كفِ زمين!
كنار بياييد با خودتان،كه آدمها همين اند؛
قرار نيست هميشه مطابقِ ميلِ تو رفتار كنند
يك روز با تو ميخندند و
فردايش به زمين خوردنِ تو!
بگرديد و آنهايى را كه كنارشان
خودِ واقعىِ تان هستيد پيدا كنيد!
آنهايى كه مجبور نيستيد كنارشان نقش بازى كنيد
 كه مبادا فردا روزى برايتان حرف دربياورند...
لبخند بزنيد
به تمامِ آنهايى كه زندگيشان را گذاشته اند براى آزار دادنتان
باور كنيد هيچ چيز به اندازه ى لبخندِ شما،
معادلاتشان را بهم نميريزد!

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر چقدر هم كه در حال زندگى كنم
هر چقدر هم كه بيخيالِ آينده باشم
هر چقدر هم كه به ازدواج فكر نكنم
كافيست پشتِ ويترينِ مغازه اى كودكانه،
دامنِ دخترانه ى صورتى رنگى به چشمم بخورد
بيخيالِ حال ميشوم و نگرانِ آينده!
تا ساعتها در خيالم،
پا به پاى دخترم در خيابانها بازى ميكنم
دلم ميخواهد بيتابِ برگشتن به منزلى باشم كه
ميدانم دختركى براى ديدنم لحظه شمارى ميكند
هر چقدر هم بيخيالِ آينده باشم
اين دخترِ كوچولوى شيرين زبانِ خيالم،صدايم كه ميزند تمامِ محاسباتم بهم ميريزد!

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مشكلِ نسلِ ما
از حرف نزدن ها و تايپ كردن هاست!
از دلم برايت تنگ شده هايى كه فقط نوشته ميشوند!
از درد و دل هايى كه با چند صورتك سر و تهشان هم مى آيد!
از راحت حذف شدنِ آدمهايى كه،
انگار نه انگار تا همين ديروز برايشان ميمُرديم!
از تماسهايى كه 
جايشان را داده اند به يك سرى صداى ضبط شده ى تكرارى
از دور هم جمع شدن هايى
 كه سرمان را از گوشى بيرون نمى آوريم
از لذت هايى كه ديگر از غذا خوردنمان،
از بيرون رفتنمان نمى بريم
ما نسل به اشتراك گذاشتن شده ايم
به اشتراك گذاشتنِ خودمان 
 واحساسمان
و احساسمان 
و احساسمان...

علی قاضی نظام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.
      فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.
      شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت
      و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.
      خدا گفت : دیگر تمام شد.
      دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.
      زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است
       و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ
    • توسط sajjad
      عکس و بیوگرافی کتی پری (Katy Perry)
      کاترین الیزابت هاتسون متولد 25 اکتبر 1984 معروف به کتی پری به دلیل اینکه روی سن به او کتی پری می گویند ، یک خواننده و نویسنده ی شعر و موسیقی دان است .
      متولد شده ی کالیفرنیا از پدر و مادری مذهبی ،او با گوش دادن به موسیقی مذهبی و اواز خواندن در کلیسا رشد کرد
        
      پری به سوی شهرت در سال 2008 به وسیله آهنگ I kiss a girl خیز برداشت.
       
      کتی پری کارش را با ظبط کردن های غیر دائم و گاه به گاه ، بعد از خواندن با گروه capitol music در سال 2004 کتی اولین البوم و پر رونق ترین شان را به نام یکی از پسر ها منتشر کرد    
       این البوم شامل آهنگ های I kiss a girl و hot and cold که این اهنگ ها موفقیت خوبی را در سطح جهان کسب کردند می شود .

      پری هاتسون در 25 اکتبر 1984 در سانتاباربارا ، کالیفرنیای امریکا به دنیا آمد. فرزند وسط یک پدر و مادر مذهبی ، پری یک خواهر بزرگتر و یک بردار کوچکتر از خود هم دارد او در کلیسای خودشان آواز می خواند .
      مادر کتی پری در کالیفرنیای جنوبی بزرگ شد و یک ازدواج موقت و ناموفق در زین باوه هم داشته است ، پدرش هم یک امریکایی از سواحل غربی امریکا بود او بزرگ شد همراه با گوش دادن به موسیقی مذهبی و اجازه نداشت به موسیقی غیر مذهبی گوش دهد او از دبیرستان dos pueblos در گستا کالیفرنیا در سال 2004 فارغ التحصیل شد و به صورت در سن 18 سالگی به لس انجلس مهاجرت کرد
      کسانی بودند که در راه موفقیت و شهرت به او کمک کردند .
      پری با هم کلاسی ژیمناستیکی خود (travis mccoy) به طور غیر دائم و متناوب و برای چند سال با هم رابطه داشتند.
      بعد از بیش یک سال رابطه و دیدار های موقتی و گاه به گاه ، انان در رابطه شان با یکدیگر جدی شدند و این درست قبل از سوار شدن شان به کشتی ( wrap tour) در سال 2008 بود ولی انها در دسامبر 2008 از هم جدا شدند .

      اهنگ های پری کتی (urso gay) و (I kiss a girl) موفقیت زیادی کسب کردند و هم چنین این اهنگ ها عکس و العمل هایی از طرف گروه های هم جنس باز و مذهبی هم داشت .
      ری نسبت به این جدال ها و گفت و گوها عکس العمل نشان داد و گفت که اهنگ (urso gay) یک اهنگ منفی نیست و به معنی هم جنس باز هم نیست بلکه به معنی چلاغ شدن ولی حقیقت امر این است که این پسر یک پسر هم جنس باز باشد .
      من واقعا ً می دانم که چقدر می شود از این اهنگ بد تعبیر کرد یا یک چیزهایی مثل این ، من درباره ی دوست پسر قبلیم صحبت می کردم و این چیزها را گفتم .
      در دسامبر 2008 پری از خواننده انگلیسی لیمی الن عذر خواهی کرد به خاطر این موضوع که لیمی الن که گفته بود لیمی الن یک نمونه لاغر شده از خودش است پری اظهار کرد که این موضوع را به عنوان یک شوخی بیان کرده است و منظوری از بیان این موضوع نداشته است .
      منبع: بیتوته
    • توسط sajjad
      عارفی پرسید :
      دوست راچــون دوستش
      داری ؟ نیازش داری!!!
      یا که چون نیازش داری
      دوستش داری
      گفتـم :
      چون دارمش بی نیازم
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      زن و شوهر چطور می‌‌توانند تفاهم را در زندگی‌شان بالا ببرند؟ 
    • توسط zahra
      محمد شيخى متولد ٢٥ اسفندماه سال ١٣٦٩ است.
      فعاليت شعرى خود را به صورت مبتدى از دوران راهنمايى و متوسطه شروع كرد و در همان زمان در جشنواره هاى آموزش پرورش چندين بار موفق به كسب رتبه ى برتر در زمينه ى شعر و داستان شد.همچنين در جشنواره شعر شمسه شهردارى حائز رتبه ى سوم شده است.
      تحصيلات وى مهندسى معمارى از دانشگاه شهيد بهشتى است.
      مجموعه غزل 'تلقين' اولين كتاب چاپ شده از اين شاعر است كه چاپ اول آن در روزهاى نمايشگاه كتاب ٩٤ به فروش رفت و با استقبال مخاطبان مواجه شد و هم اكنون در مرحله ى چاپ سوم قرار دارد
      مجموعه غزل تلقين توسط انتشارات فصل پنجم چاپ گرديده است
    • توسط sajjad
      تولد : ۷ آذر ۱۳۵۷ تهران، ایران
      ملیت : ایران
      سبک‌(ها) : شعر نو و کلاسیک
      سال‌های فعالیت: از ۱۳۷۵ تاکنون
       
      روزبه بمانی (متولد ۷ آذر ۱۳۵۷ در تهران)، شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است. روزبه بمانی متاهل است . او فعالیت هنری خود را با کمک بهروز صفاریان، آغاز کرده و سابقه همکاری با هنرمندان نامی ایران از جمله گوگوش، احسان خواجه‌امیری، علی لهراسبی، کاوه یغمایی، محمد اصفهانی، داریوش اقبالی، رضا یزدانی (خواننده)، محسن چاوشی، محسن یگانه ،فرزاد فرزین، مهدی یراحی، سینا سرلک ، هلن، کامران و هومن، رضا صادقی، مهدی یغمایی و علیرضا عصار را در کارنامه خود دارد.
      روزبه در خانواده‌ای متولد شد که هیچ پیشینه هنری ندارد اما به گفته خود او به هنر علاقه‌مند است. او در جوانی فوتبال را به طور جدی دنبال می‌کرد تا جایی که به اردوی تیم ملی جوانان ایران دعوت شد. اما او فوتبالش را ادامه نداد و به تحصیل در رشته مهندسی متالورژی مشغول شد. پس از مدتی از تحصیل در این رشته انصراف داد و دانشجوی رشته مهندسی نرم‌افزار شد. او در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی مهندسی نرم‌افزار و همچنین کارشناسی ادبیات فارسی می‌باشد ...
      ادامه مطلب در سایت بیتوته
    • ناشناس مهمان
      توسط ناشناس مهمان
      چرا زوج های جوان بعد از گذشت مدّتی از آغاز زندگی دیگر آن شور و شوق دوران نامزدی را ندارند و مانند سابق از همسرشان لذت نمی برند؟ و به قول خیلی ها : چرا زندگی فقط 6 ماه اوّلش زیباست؟...!
    • توسط sajjad
      عکسِ بازیگر محبوبَش را از لایِ کتابِ فارسی برداشت و کنارِ دستم گذاشت "من دوس دارم شوهرم این شکلی باشه " خندیدم و به آدمِ تویِ عکس که با چشمانِ نافذش داشت ثریارا نگاه میکرد چشم دوختم ،  تمامِ آنهایی که دوستش داشتند و میخواستند همسرشان شبیه او باشد از ذهن گذراندم ، تویِ همان کلاسِ بیست و چند نفرِمان کمِ کم هِفدَه نفر کشته و مٌرده اش بودند و گاهی سرِ اینکه در آینده قرار است کدام یکیشان را به همسری انتخاب کند دعوایی بود که بیا و ببین!
      عکس را برداشتم و دقیق تر نگاهَش کردم ، با معیارهایِ کودکانه ی آن روزهایم اگر حساب میکردی من هم باید یکی از آن عاشقانِ دلخسته ای میبودم که هنوز بادِ بینی أش نخوابیده هوسِ عشقِ گلزار به سرش میزند اما نمیتوانستم .
      زنگِ فارسی را لا به لایِ شعرهایِ عاشقانه ای که حفظ کرده بودم گذراندم و اصلا حواسَم به مقنعه ی کجِ خانومِ جهانی نبود!
      هنوز زنگِ خانه را نزده بودند ثریا را کشیدم کنارٌ پرسیدم "عکسی که صبح نشونم دادی از کجا خریدی؟ " مثلِ اینکه رگِ غیرَتَش باد کرده باشد خودش را عقب کشید و با صدایی که معلوم بود بغض و حرص قاطی أش شده گفت "همین یه دونه بود که من خریدم دیگه نداره " گفتم "کاری به عشقت ندارم یه عکسِ دیگه میخوام " 
      سِرِ زنگِ فارسی وقتی داشتم با خودم میگفتم "نیست در شهر نگاری که دل از ما ببرد" یادم آمده بود یک روزی سلمان خان تویِ فلان فیلم قشنگ آواز میخواند و خوب بلد بود مٌجرمان را کٌتک بزند ، میخواستم کسی را دوست داشته باشم که از دوست داشته شدنِ توسط دیگران درامان باشد و برایِ داشتنش مجبور نباشم با عالمٌ آدم بِجَنگمٌ دوست داشتنش را با کسی تقسیم کنم ، رفته بودم عکسَش را بخرم اما تمام شده بود بعد با خودم گفتم اگر کسی دوستَش نداشت که تمام نمیشد و دوباره دلم برایِ کسی که جز خودم هیچکس دوستش نداشته باشد گرفت ...
      از آن روزها سالهاست گذشته و ثریا و تمامِ رقیب هایش گَمانم حالا با کسی ازدواج کرده اند که هیچ شباهتی به گلزار ندارد من اما
      هنوز هم مثلِ همان روزها دوست داشتنم را گذاشته أم لایِ کتابِ شعرِ مورد علاقه أم و منتظرم کسی بیایَد که فقط برایِ من باشد و ترسِ از دست دادنَش ناآرامم نکند...
      ✍️ #نازنین_عابدین_پور 
    • توسط sajjad
      غوغا میکنم
      زندگی رو مثل یه رویا میکنم ...
    • توسط sajjad
      در این قسمت تک آهنگ های خواننده هایی که در بخش ها دیگر معرف نشده اند به صورت تک آهنگ قرار میدهیم. درصورت افزایش تعداد آهنگ به تاپیک جدید انتقال می یابند.
      حدالمقدور قالب پست را رعایت کنین. موفق باشید.
  • پربازدید ترین

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×