رفتن به مطلب

Recommended Posts

بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوى ، و غلبه افغانها بر ایران ، محمود افغان یکى
از اقوام خود را که ((مگس خان )) نام داشت ، فرماندار شیراز کرد.
وى پس از چند روزى که در شیراز بود، روزى کنار قبر حافظ رفت ، بر اثر تعصبات
غلطى که داشت تصمیم گرفت قبر حافظ را خراب کند، هر چه اطرافیانش او را نصیحت
کردند که از این تصمیم بگذرد، او گوش نکرد، سرانجام قرار بر این شد که از
دیوان حافظ، در این مورد، فالى بگیرند، وقتى که دیوان را باز کردند، این شعر
در آغاز صفحه راست آن آمد:
اى مگس ! عرصه سیمرغ نه جولانگه تو است
عِرض خود مى برى و زحمت ما مى دارى
مگس خان ، با خواندن این شعر، سخت تحت تاءثیر قرار گرفت ، و از روح حافظ طلب
عفو و بخشش کرد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      بخش اول
      1
      حدیث از مطرب و می گو و راز دهر، کمتر جو
      که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
      2
      به خُلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
      به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
      3
      آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
      با دوستان مروت با دشمان مدارا
      4
      در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
      گر تو نمی پسندی ، تغییر کن قضا را
      5
      یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
      هست خاکی که به آبی نخرد توفان را
      6
      برو از خانه ی گردون به دَر و نان مَطلب
      کآن سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
      7
      حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
      دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
      8
      هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
      ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
      9
      عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
      باز گردد یا برآید چیست فرمان شما
      10
      نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
      زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
      11
      حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
      فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
      12
      باده نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد
      بهتر از زهد فروشی که در او روی ریاست
      13
      ما نه یاران ریاییم و حریفان نفاق
      آن که او عالم سِر است بدین حال گواست
      فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم
      وآنچه گویند روا نیست نگوییم رواست
      14
      چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
      باده از خون رَزان است نه از خون شماست
      15
      چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
      سخن شناس نه ای جان من، خطا اینجاست
      16
      من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق
      چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
      17
      کمر کوه کم است از کمر مور اینجا
      نا امید از در رحمت مشو ای باده پرست
      18
      مقام عیش میسر نمیشود بی رنج
      بلی به حکم بلا بسته اند عهد اَلست
      19
      به هست و نیست مَرنجان ضمیر و خوش می باش 
      که نیستی است سرانجام هر کمال که هست
      20
      آنچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم
      اگر از خَمر بهشت است وگر باده ی مست
      21
      بکن معامله وین دل شکسته بخر
      که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
      22
      بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
      زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
      23
      سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
      دست از سر آبی که جهان جمله سراب است
      24
      حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست
      احرام طَوف ِ کعبه ی دل بی وضو ببست
      25
      مرا به بندِ تو دوران چرخ راضی کرد
      ولی چه سود؟؟ که سر رشته در رضای تو بست
      26
      ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست
      در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
      27
      بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
      بیار باده که بنیاد عمر بر باد است
      28
      غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
      ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
      29
      مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
      که این عجوزه عروس هزار داماد است
      30
      نشان عهد و و وفا نیست در تبسم گل
      بنال بلبل بی دل که جای فریاد است
      .
      .
      بخش دوم
      .
      .
      1
      ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
      با پادشه بگو که روزی مقدر است
      2
      یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
      کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
      3
      حافظا ترک جهان گفتن طریق خوش دلی ست
      تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است
      4
      فقیه مُدرس دی مست بود و فتوا داد
      که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
      5
      در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
      صراحی می ناب و سفینه ی غزل است
      6
      نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
      ملالت علما هم ز علم بی عمل است
      7
      به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب
      جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است
      8
      ورای طلاعت دیوانگان ز ما مطلب
      که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست
      9
      چگونه شاد شود اندرون غمگینم
      به اختیار؟؟؟ که از اختیار بیرون است
      10
      اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
      به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
      11
      زلف او دام است و خالش دانه ی آن دام و من
      بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست
      12
      پیوند عمر بسته به مویی ست هشدار
      غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
      13
      سهو و خطای بنده چو گیرند اعتبار
      معنای عفو و رحمت آموزگار چیست
      14
      قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
      قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
      15
      در صومعه ی زاهد و در خلوت صوفی
      جز گوشه ی ابروی تو محراب دعا نیست
      16
      در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
      در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
      17
      چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش؟؟
      زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
      18
      این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است
      کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
      19
      بر درِ میخانه رفتن کار یک رنگان بُود
      خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست
      20
      بنده ی پیر خراباتم که لطفش دایم است
      ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
      21
      هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بُود
      در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
      22
      فرصت شمر طریقه ی رندی که این طریق
      چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
      23
      دولت آن است که بی خون ِ دل آید به کنار
      ورنه با سعی و عمل باغِ جنان این همه نیست
      24
      پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
      خوش بیاسای زمانی، که زمان این همه نیست
      25
      بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
      فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
      26
      مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
      که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
      27
      به می عمارت دل کن که این جهان خراب
      بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
      28
      عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
      که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
      29
      من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
      هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت
      30
      نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل
      توپس پرده چه دانی که چه خوب است وچه زشت
      .
      .
      بخش سوم
      .
      .
      1
      در طریقت رنجش خاطر نباشد مِی بیار
      هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
      2
      از پای فتادیم چو آمد غم ِ هجران
      در درد بمُردیم چو از دست دوا رفت
      3
      دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
      عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت
      4
      از سخن چینان ملالت ها پدید آمد ولی
      گر میان هم نشینان ناسزایی رفت رفت
      5
      مستم کن آنچنان که ندانم ز بی خودی
      در عرصه ی خیال ، که آمد کدام رفت
      6
      زین قصه هفت گنبد ِ افلاک پر صداست
      کوته نظر بین که سخن مختصر گرفت
      7
      می خور که هر که آخرِ کار جهان بدید
      از غم ، سَبک برآمد و رَطل گران گرفت
      8
      شنیده ام سخن خوش که پیر کنعان گفت
      فراق یار نه آن میکند که بِتوان گفت
      9
      حدیث هوُل قیامت که گفت واعظ شهر
      کنایتی است که از روزگار هجران گفت
      10
      غم کهن به می سالخورده دفع کنید
      که تخم خوش دلی این است ، پیر دهقان گفت
      11
      گره به باد مزن گرچه بر مراد رَوَد
      که این سخن به مَثَل باد با سلیمان گفت
      12
      امروز که در دست توام مرحمتی کن
      فردا که شَوَم خاک چه سود اشک ندامت
      13
      حاشا که من از جَور و جفای تو بنالم
      بیداد لطیفان همه ، لطف است و کرامت
      14
      ای غایب از نظر که شدی هم نشین دل
      می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
      15
      بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
      یارب مباد کس را مخدومِ بی عنایت
      16
      در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
      از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
      17
      از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
      زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
      18
      دی پیر میِ فروش که ذکرش به خیر باد
      گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
      گفتم به باد می دهَدَم باده نام و ننگ
      گفتا قبول کن سخن و هرچه بادا باد
      سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
      از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
      19
      ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
      از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
      20
      قَدَح به شرط ادب گیر زآن که ترکیبش
      ز کاسه ی سرِ جمشید و بهمن است و قباد
      21
      گرچه یاران فارغ اند از یاد من
      از من ایشان را هزاران یاد باد
      22
      پیر ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت
      آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
      23
      تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
      وجود نازکت آزرده ی گزند مباد
      سلامت آفاق در سلامت توست
      به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد
      24
      دیر است که دلدار سلامی نفرستاد
      ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
      صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
      پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد
      25
      خوش عروسی است جهان از ره صورت لیکن
      هر که پیوست بدو عمرِ خودش کاوین داد
      26
      درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
      نهال دشمنی بر کن ، که رنج بی شمار آرد
      27
      نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
      غلام همت سروم که این قدم دارد
      28
      چو عاشق می شدم، گفتم که بردم گوهر مقصود
      ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
      29
      چو بر روی زمین باش توانایی غنیمت دان
      که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد
      30
      دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
      فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
      31
      سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری
      که حق صحبتِ مهر و وفا نگه دارد
      .
      .بخش چهارم
      .
      .
      1
      با خرابات نشینان ز کرامات مَلاف
      هر سخن ، وقتی و هر نکته مکانی دارد
      2
      ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
      مست است و در حقِ او کس این گمان ندارد
      3
      غلام همت آن نازنینم
      که کار خیر بی روی و ریا کرد
      4
      ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
      که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد
      5
      مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست
      حل ِ این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد
      6
      من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف
      تا به حدی است که آهسته دعا نتوان کرد
      7
      دیگران قرعه ی قسمت همه بر عیش زدند
      دل غم دیده ی ما بود که هم بر غم زد
      8
      یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
      دوستی کی آخرِ آمد؟؟دوستداران را چه شد
      9
      شهر ِ یاران بود و خاک مهربانان،این دیار
      مهربانی کی سرآمد؟ شهریاران را چه شد؟
      10
      هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست
      نه هر که سر بتراشد قلندری داند
      11
      از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر
      یادگاری که در این گنبد ِ دوار بماند
      12
      سرود مجلس جمشید گفته اند این بود
      که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
      13
      رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
      چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
      14
      عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگوی
      نفیِ حکمت مکن از بهر دل عامی چند
      15
      در کارخانه ای که رهِ عقل و فضل نیست
      فهم ضعیف رای فضولی چرا کند؟
      16
      عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی
      عشق داند که در این دایره سرگردانند
      17
      می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
      بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
      18
      واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
      چون به خلوت می روند، آن کار دیگر میکنند
      مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
      توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
      گوییا باور نمیدارند روز داوری
      کاین همه قلب و دَغل در کار داور میکنند
      یارب این نو دولتان را با خر خودشان نشان
      کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَستر میکنند
      19
      می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
      چون نیک بنگری،همه تزویر میکنند
      20
      به هوش باش که هنگام باد استغنا
      هزار خرمن طاعت به نیم جو نخرند
      21
      غلام همت دردی کشان یکرنگم
      نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند
      22
      فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
      کاین کارخانه ای است که تغییر میکند
      23
      در میخانه ببستند خدایا مپسند
      که درِ خانه ی تزویر و ریا بگشاند
      24
      چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
      نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
      25
      اوقات خوش آن بود که باد دوست به سر شد
      باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
      26
      نیک نامی خواهی ، ای دل با بدان صحبت مدار
      خود پسندی جان من برهان نادانی بُود
      27
      از ره مرو به عشوه ی دنیا که این عجوز
      مکاره می نشیند و محتاله می رود
      28
      گویند سنگ لعل شود در مقام صبز
      آری ، شود ولیکن به خون جگر شود
      29
      رندی آموز و کرم کن ، که نه چندان هنر است
      حیوانی که ننوشد می و انسان نشود
      30
      گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
      ورنه هر سنگ و گِلی لولو و مرجان نشود
      31
      عشق می ورزم و امید که این فن شریف
      چون هنرهای دگر موجب حِرمان نشود
      .
      .
      بخش پنجم
      .
      .
      1
      جمیله ای است عروس جهان ولی هُش دار
      که این مخدره در عقد کس نمی آید
      2
      مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
      به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
      3
      سر خدا که عارف سالک به کس نگفت
      در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
      4
      پند حکیم محض صواب است و عین خیر
      فرخنده آن کسی که به صمع رضا شنید
      حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس
      در بند آن مباش که نشنید یا شنید
      5
      میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
      چو یار ناز نماید،شما نیاز کنید
      6
      هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
      بر آن نمرده به فتوای من نماز کنید
      7
      ز آنجا که پرده پوشی عفو کریم توست
      بر قلب ما ببخش که نقدی است کم عیار
      8
      سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
      مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر
      9
      می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی
      گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور
      10
      پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
      به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز
      11
      میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
      تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
      12
      بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
      کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
      13
      فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
      تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس
      14
      دل ربایی همه آن نیست که عاشق بکشد
      خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
      15
      دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
      مکن به فسق مُباهات و زهد هم مفروش
      16
      لطف خدا بیشتر از جرم ماست
      نکته ی سر بسته چه دانی خموش
      17
      بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
      یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
      18
      خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
      بگذر ز عهد سسست و سخن های سخت خویش
      19
      جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
      هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق
      20
      هر چند غرق بحر گناهم ز شش جهت
      تا آشنای عشق شدم اهل رحمتم
      21
      فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم
      بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
      22
      من مَلَک بودم و فردوس برین جایم بود
      آدم آورد در این دیر خراب آبادم
      23
      من از بازوی خود دارم بسی شکر
      که زور مردم آزاری ندارم
      24
      پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت
      من چرا مُلک جهان را به جُوی نفروشم
      25
      از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
      یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم
      26
      ما ز یاران چشم یاری داشتیم
      خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
      27
      ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
      جامه ی کس , سیه و دلق خود ارزق نکنیم
      28
      عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
      کار بد مصلحت آن است که مُطلق نکنیم
      29
      آسمان کشتی ارباب هنر می شکند
      تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
      30
      گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
      گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
      31
      سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم
      که من نسیم حیات از پیاله می جویم
      .
      .
      .بخش ششم
      .
      .
      1
      بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
      شادی زُهره جبینان خور و نازک بدنان
      2
      پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
      گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
      3
      دامن دوست به دست آر و ز دشمن بُگسِل
      مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
      4
      منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
      منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
      5
      وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
      که در طریقت ما کافری است رنجیدن
      6
      کار صواب باده پرستی است حافظا
      برخیز و عزم جَزم به کار صواب کن
      7
      وصال او ز عمر جاوندان به
      خداوندا مرا آن ده که آن به
      8
      بر مِهر چرخ و شیوه ی او اعتماد نیست
      ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکر وی
      9
      در آستان جانان از آسمان میندیش
      کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی
      10
      در مذهب طریقت خامی , نشان کفر استگردآوری و تایپ: ابوالقاسم کریمی(فرزند زمین)
      آری طریق دولت , چالاکی است و چستی
      11
      ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
      عِرضِ خود می بری و زحمت ما می داری
      12
      در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند
      اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
      13
      ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی
      تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری
      14
      در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی است
      آن به کزین گریوه سبک بار بگذری
      15
      یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است
      ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
      16
      چو گل گر خُرده ای داری خدا را صرف عشرت کن
      که قارون را غلط ها داد سودای زراندوزی
      17
      سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی
      که بیش از پنج روزی نیست حُکم میر نوروزی
      18
      من نگویم که کنون با که بشین و چه بنوش
      که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
      19
      اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
      رهرُوی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی
      20
      آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
      عالمی دیگر بباید ساخت وَز نو آدمی
      21
      حدیث چون و چرا دردسر دهد ای دل
      پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش و دَمی
      22
      هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی
      که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
      23
      بیا که رونق این کارخانه کم نشود
      به زهدِ همچو تویی یا به فسقِ همچو منی
      24
      تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
      مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
      25
      سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
      ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی
      26
      در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
      هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
      27
      دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
      تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
      28
      این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می گفت
      بر در میکده ای با دف و نی ترسایی
      گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
      آه اگر از پس امروز بُود فردایی
      29
      سلامی چو بوی خوش آشنایی
      بدان مردمِ دیده ی روشنایی
      30
      ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
      دل , بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
      31
      در دایره ی قسمت ما نقطه ی تسلیمیم
      لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
      (((پایان))))
      گردآوری و تایپ: ابوالقاسم کریمی(فرزند زمین)
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      نکته های مهم
      1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم.
      2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود.
      3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد.
      گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش آخر 6
      ............................................................................................
      1
      بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
      شادی زُهره جبینان خور و نازک بدنان
      2
      پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
      گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
      3
      دامن دوست به دست آر و ز دشمن بُگسِل
      مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
      4
      منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
      منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
      5
      وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
      که در طریقت ما کافری است رنجیدن
      6
      کار صواب باده پرستی است حافظا
      برخیز و عزم جَزم به کار صواب کن
      7
      وصال او ز عمر جاوندان به
      خداوندا مرا آن ده که آن به
      8
      بر مِهر چرخ و شیوه ی او اعتماد نیست
      ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکر وی
      9
      در آستان جانان از آسمان میندیش
      کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی
      10
      در مذهب طریقت خامی , نشان کفر است
      آری طریق دولت , چالاکی است و چستی
      11
      ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
      عِرضِ خود می بری و زحمت ما می داری
      12
      در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند
      اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
      13
      ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی
      تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری
      14
      در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی است
      آن به کزین گریوه سبک بار بگذری
      15
      یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است
      ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
      16
      چو گل گر خُرده ای داری خدا را صرف عشرت کن
      که قارون را غلط ها داد سودای زراندوزی
      17
      سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی
      که بیش از پنج روزی نیست حُکم میر نوروزی
      18
      من نگویم که کنون با که بشین و چه بنوش
      که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
      19
      اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
      رهرُوی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی
      20
      آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
      عالمی دیگر بباید ساخت وَز نو آدمی
      21
      حدیث چون و چرا دردسر دهد ای دل
      پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش و دَمی
      22
      هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی
      که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
      23
      بیا که رونق این کارخانه کم نشود
      به زهدِ همچو تویی یا به فسقِ همچو منی
      24
      تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
      مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
      25
      سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
      ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی
      26
      در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
      هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
      27
      دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
      تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
      28
      این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می گفت
      بر در میکده ای با دف و نی ترسایی
      گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
      آه اگر از پس امروز بُود فردایی
      29
      سلامی چو بوی خوش آشنایی
      بدان مردمِ دیده ی روشنایی
      30
      ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
      دل , بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
      31
      در دایره ی قسمت ما نقطه ی تسلیمیم
      لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
      ((پایان))
      .........................................................
      گردآوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
      جمعه 9 آذر 1397
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ بخش پنجم/ابوالقاسم کریمی
      .
      گرد آوری اشعار
      .
      .نکته های مهم.
      1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم.
      2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود.
      3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد.
      گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش پنجم................................................................................................................................................
      1
      جمیله ای است عروس جهان ولی هُش دار
      که این مخدره در عقد کس نمی آید
      2
      مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
      به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
      3
      سر خدا که عارف سالک به کس نگفت
      در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
      4
      پند حکیم محض صواب است و عین خیر
      فرخنده آن کسی که به صمع رضا شنید
      حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس
      در بند آن مباش که نشنید یا شنید
      5
      میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
      چو یار ناز نماید،شما نیاز کنید
      6
      هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
      بر آن نمرده به فتوای من نماز کنید
      7
      ز آنجا که پرده پوشی عفو کریم توست
      بر قلب ما ببخش که نقدی است کم عیار
      8
      سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
      مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر
      9
      می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی
      گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور
      10
      پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
      به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز
      11
      میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
      تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
      12
      بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
      کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
      13
      فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
      تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس
      14
      دل ربایی همه آن نیست که عاشق بکشد
      خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
      15
      دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
      مکن به فسق مُباهات و زهد هم مفروش
      16
      لطف خدا بیشتر از جرم ماست
      نکته ی سر بسته چه دانی خموش
      17
      بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
      یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
      18
      خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
      بگذر ز عهد سسست و سخن های سخت خویش
      19
      جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
      هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق
      20
      هر چند غرق بحر گناهم ز شش جهت
      تا آشنای عشق شدم اهل رحمتم
      21
      فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم
      بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
      22
      من مَلَک بودم و فردوس برین جایم بود
      آدم آورد در این دیر خراب آبادم
      23
      من از بازوی خود دارم بسی شکر
      که زور مردم آزاری ندارم
      24
      پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت
      من چرا مُلک جهان را به جُوی نفروشم
      25
      از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
      یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم
      26
      ما ز یاران چشم یاری داشتیم
      خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
      27
      ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
      جامه ی کس , سیه و دلق خود ارزق نکنیم
      28
      عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
      کار بد مصلحت آن است که مُطلق نکنیم
      29
      آسمان کشتی ارباب هنر می شکند
      تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
      30
      گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
      گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
      31
      سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم
      که من نسیم حیات از پیاله می جویم
      .
      .
      گردآوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
      .
      .
      .جمعه 25 آبان 1397
       
       
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      گرد آوری اشعار:
      نکته های مهم
       
      1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم.
      2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود.
      3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد.
      گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش دوم
      ................................................................................................................................................
      1
      ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
      با پادشه بگو که روزی مقدر است
      2
      یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
      کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
      3
      حافظا ترک جهان گفتن طریق خوش دلی ست
      تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است
      4
      فقیه مُدرس دی مست بود و فتوا داد
      که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
      5
      در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
      صراحی می ناب و سفینه ی غزل است
      6
      نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
      ملالت علما هم ز علم بی عمل است
      7
      به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب
      جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است
      8
      ورای طلاعت دیوانگان ز ما مطلب
      که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست
      9
      چگونه شاد شود اندرون غمگینم
      به اختیار؟؟؟ که از اختیار بیرون است
      10
      اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
      به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
      11
      زلف او دام است و خالش دانه ی آن دام و من
      بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست
      12
      پیوند عمر بسته به مویی ست هشدار
      غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
      13
      سهو و خطای بنده چو گیرند اعتبار
      معنای عفو و رحمت آموزگار چیست
      14
      قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
      قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
      15
      در صومعه ی زاهد و در خلوت صوفی
      جز گوشه ی ابروی تو محراب دعا نیست
      16
      در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
      در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
      17
      چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش؟؟
      زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
      18
      این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است
      کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
      19
      بر درِ میخانه رفتن کار یک رنگان بُود
      خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست
      20
      بنده ی پیر خراباتم که لطفش دایم است
      ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
      21
      هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بُود
      در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
      22
      فرصت شمر طریقه ی رندی که این طریق
      چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
      23
      دولت آن است که بی خون ِ دل آید به کنار
      ورنه با سعی و عمل باغِ جنان این همه نیست
      24
      پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
      خوش بیاسای زمانی، که زمان این همه نیست
      25
      بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
      فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
      26
      مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
      که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
      27
      به می عمارت دل کن که این جهان خراب
      بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
      28
      عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
      که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
      29
      من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
      هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت
      30
      نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل
      توپس پرده چه دانی که چه خوب است وچه زشت
      گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
      سه شنبه 10 مهر 1397
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      نکته های مهم:
      در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. ابیات که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. ابیات ناب/حافظ/بخش اول
      ‍۱- حدیث از مطرب و می گو و راز دهر، کمتر جو
      که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
      ۲- به خُلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
      به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
      ۳- آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
      با دوستان مروت با دشمان مدارا
      ۴- در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
      گر تو نمی پسندی ، تغییر کن قضا را
      ۵- یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
      هست خاکی که به آبی نخرد توفان را
      ۶- برو از خانه ی گردون به دَر و نان مَطلب
      کآن سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
      ۷- حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
      دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
      ۸- هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
      ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
      ۹- عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
      باز گردد یا برآید چیست فرمان شما
      ۱۰- نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
      زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
      ۱۱- حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
      فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
      ۱۲- باده نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد
      بهتر از زهد فروشی که در او روی ریاست
      ۱۳- ما نه یاران ریاییم و حریفان نفاق
      آن که او عالم سِر است بدین حال گواست
      فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم
      وآنچه گویند روا نیست نگوییم رواست
      ۱۴- چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
      باده از خون رَزان است نه از خون شماست
      ۱۵- چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
      سخن شناس نه ای جان من، خطا اینجاست
      ۱۶- من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق
      چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
      ۱۷- کمر کوه کم است از کمر مور اینجا
      نا امید از در رحمت مشو ای باده پرست
      ۱۸- مقام عیش میسر نمیشود بی رنج
      بلی به حکم بلا بسته اند عهد اَلست
      ۱۹- به هست و نیست مَرنجان ضمیر و خوش می باش 
      که نیستی است سرانجام هر کمال که هست
      ۲۰- آنچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم
      اگر از خَمر بهشت است وگر باده ی مست
      ۲۱- بکن معامله وین دل شکسته بخر
      که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
      ۲۲- بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
      زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
      ۲۳- سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
      دست از سر آبی که جهان جمله سراب است
      ۲۴- حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست
      احرام طَوف ِ کعبه ی دل بی وضو ببست
      ۲۵- مرا به بندِ تو دوران چرخ راضی کرد
      ولی چه سود؟؟ که سر رشته در رضای تو بست
      ۲۶- ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست
      در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
      ۲۷- بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
      بیار باده که بنیاد عمر بر باد است
      ۲۸- غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
      ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
      ۲۹- مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
      که این عجوزه عروس هزار داماد است
      ۳۰- نشان عهد و و وفا نیست در تبسم گل
      بنال بلبل بی دل که جای فریاد است
      گرد آوری و تایپ: ابوالقاسم کریمی (فرزندزمین)
    • توسط sajjad
      فروردین: به نظر می رسد این روزها كار سخت و پرزحمت روزانه شما زیاد هم برایتان خسته كننده و كسل آور نباشد. شما حتی ممكن است از كار سخت و دشوار استقبال كرده و اگر در پیچیدگی های زندگی به شما كمك شود خوشحال می شوید. ممكن است از اینكه نمی توانید به دوستان خود برای كمی با هم بودن بپیوندید، مایوس شوید به خاطر اینكه شما كارهای سخت زیادی دارید كه باید انجام دهید و به این خاطر تحت فشار هستید. اما باز هم،‌ترجیح دادن كار به بازی و تفریح بهترین كاری است كه می توانید بكنید.
      اردیبهشت: ممكن است شما بخواهید خودتان را در زمینه های زیادی امتحان كنید، اما بهترین كار این است كه نیروی خود را برای كارهایی كه در طول هفته باید انجام دهید ذخیره كنید. خوشبختانه، شما ظرفیت هماهنگ كردن انرژی های متفرقه را اكنون دارید و می توانید الان آن ها را با هم جمع كنید. اگر بخواهید از كار سخت طفره بروید فقط به خاطر اینكه استراحت كنید،‌ مجبور خواهید شد كه آن كار را بعدا انجام دهی.
      خرداد: امروز حتی اگر شما در حال تفریح باشید، ‌اما كسی هست كه می خواهد زیر پای شما را خالی كرده و شما را از خیالات زیبا و حالت سرزنده ای كه دارید بیرون بیاورد. ممكن است از دست كسی كه بخواهد مسئولیت های شما را به شما یادآوری كند عصبانی شوید،‌ اما این مثالی است كه نباید كسی را كه پیغام بدی برای شما می آورد را بكشید. فرار از واقعیت ایده جالبی به نظر نمی رسد، بلكه حقیقت می تواند بهترین دوست شما باشد.
      تیر: شما ممكن است از تعهداتی كه به دیگران دارید خسته شده و از اینكه راه فراری نداشته و نمی توانید برای تفریح و گردش برنامه ریزی كنید خسته و عصبانی باشید. حتی اگر فكرمی كنید كه این رنجش و عصبانیت شما تمام امروز طول بكشد، اما اگر بخواهید زیاده از حد به این افكار منفی خود توجه كنید فقط انرژی تان را هدر داده اید. مطمئن باشید اگر كارهایتان را امروز به خوبی انجام دهید، ‌می توانید تعطیلات آخر هفته را در آرامش به سر برده و كمی تفریح كنید.
      مرداد: شما ممكن است آرزوهای و ایده های بزرگی برای امروزتان داشته باشید، و معتقد هستید كه تاكنون كارهای زیادی را انجام داده اید، ‌اما به نظر می رسد اوضاع آن جوری كه شما فكر می كنید پیش نمی رود و آنها بیش از روال هر روز طول می كشند. سعی كنید گیج نشوید، برای آن كه احتمالا آنها حتی بیش از پیش آهسته پیش می رود. در عوض، قبول كنید كه برنامه های بلند مدت شما بسیار با اهمیت تر از كارهای ساده ای هستند كه شما در لیست امروزتان دارید. سعی نكنید كه وظایف خود را با عجله انجام دهید، به خود آرامش داده و حساب شده عمل كنید.
      شهریور: به نظر می رسد سختی های زندگی شما در حال حل شدن هستند، و به شما فرصتی می دهد كه كارهایی را كه قبلا شروع كرده بودید به پایان برسانید و خود را برای آنچه كه باید در آینده انجام دهید آماده كنید. اما به جای تجزیه و تحلیل و جستجوهای بی مورد، بهتر است كه آرامش خود را حفظ كرده و به خود نیروی تازه ای بدهید. لازم نیست در جزییات غرق شوید و خود را فراموش كنید، شما به اندازه كافی از آنها اطلاع دارید. در عوض، كارهای ضروری تان را انجام داده و شادی خود را تا آنجا كه می توانید ابراز كنید.
      مهر: شما تاكنون از فعالیت های اجتماعی لذت می بردید، اما اكنون زمان آن است كه به مسئولیت هایی كه در محل كار یا در خانه دارید بپردازید. دیگران ممكن است این تغییر را در شما نپسندند ولی هدف شما فقط این است كه به زندگی خود سرو سامان دهید. سیاره حاكم شما ونوس بوسیله كیوان تحت فشار است برای اینكه با آنهایی كه دوستشان دارید وقت بیشتری بگذرانید. باید در كار خود تعادل ایجاد كنید مخصوصا بین ایده ای كه در ذهن تان دارید و كاری كه باید انجام دهید.
      آبان: ممكن است كسی امروز شما را به خاطر اینكه بیش از حد روی كارتان تمركز دارید ریشخند كند، اما شما می دانید كهمدیریت كارهایتان كلید رسیدن به اهداف شما در آینده می باشد. شما قادر نخواهید بود كه كارهایی را تا كنون برنامه ریزی كرده اید و قولش را داده بودید سر وقت انجام دهید. اما الان، بحث بر سر این نیست كه بینش خود را تقویت كنید، بلكه باید عملگرا باشید.
      آذر: شما تاكنون برای این مرحله ای كه در آن قرار دارید درحال پیشرفت بودید و ممكن است برایتان باعث سرافكندگی باشد اگر تمام كار را به خوبی انجام ندهید. الان پنج سیاره در نشان شما وجود دارند؛ فردا تعداد آنها به شش خواهد رسید. برنامه های خود را برای سال آینده نگهدارید تا عملی شوند. صبر نكنید تا سال جدید برسد و آنگاه تفكرات خود را عوض كنید. این كار را امروزانجام دهید تا میل دارید برای اینكه به سرنوشت مورد علاقه خود برسید.
      دی: درس های طبیعت و زندگی امروز از طریق تصورات و رویاهای شما در راه تان قرار خواهند گرفت. اگرچه این مربوط به نشان آینده شماست، اما توانایی این را دارید كه با كیوان سنتی و قدیمی كنار بیایید تا به آن چیزهایی كه می خواستید برسید. مسئله خطرناك این است كه شما عقاید خود را درباره واقعیت های انكار ناپذیر تغییر نمی دهید. اگر انعطاف ناپذیر باشید، ‌نمی توانید آن چیزهایی را كه برای پیشرفت لازم است بدانید را یاد بگیرید.
      بهمن: رویاهای محو و تیره می توانند امروز شما را در دردسر بیندازند. پس بهتر است با عینك واقع بینی به آینده نگاه كنید. اگر به گذشته مانند رنگ های روشن و اشكال زیبا نگاه كنید ، می توانید به آنچه كه دیده اید تكیه كنید؛ از تصورا ت رنگارنگ خود گیج و پریشان نشوید. كه این افكار زودگذر دوام نمی آورند. روی حقایق استوار تكیه كنید، كه می تواند در روزهای پیش رو برای بسیار مفید و سودمند باشد.
      اسفند: شما طوری محافظه كارانه رفتار می كنید كه كسی به احساسات شما پی نبرد. ظاهرا به نظر می رسد كه بسیار با موقعیت های زندگی تان درگیر هستید. مردم اطراف شما ممكن است تحت تاثیر نظرات مثبت شما و ژست بخشنده شما قرار بگیرند. با این وجود، شما ممكن است ضربه غیر قابل انتظاری را تجربه كنید كه نتوانید تكان بخورید. اما حالا، خوب است كه به هر دو جهان توجه كنید. به این ترتیب، می توانید این دو واقعیت غیر قابل مقایسه را در طی زمان با هم تركیب كنید.
    • توسط sajjad
      فروردین: شما امروز اصلا دوست ندارید با هزینه و خرج دیگران به اهداف خود برسید. شاید اعتقاد داشته باشید که اگر دیگران موفق شوند شانس و احتمال موفقیت شما به خطر افتاده و کمتر خواهد شد. اما این موضوع حقیقت نداشته و بر اساس تفکرات اشتباهاتی که راجع به مسائل رقابتی دارید به وجود آمده است. هم اکنون اگر افراد دیگر شکست بخورند رسیدن به اهدافتان آسان تر نخواهد شد. حقیقت این است که هرکسی می‌تواند برنده باشد!!
      اردیبهشت: شما تصمیم گرفته‌اید که از شهر خارج شده و یا حداقل کار ماجراجویانه‌ای انجام دهید. شما زمانی صرف کرده‌اید و برای مسافرت‌های دنباله دار به مکان‌های دور افتاده برنامه ریزی کرده‌اید. اگر تمایل داشته باشید که برای دیدن مکان‌های مذهبی به خارج از شهر بروید، ممکن است برنامه‌هایتان به هم بخورد. شما می‌توانید مطالعه را دربرنامه روزانه خود قرار داده و با این کار با روح و روان خود به سفر بروید!
      خرداد: امروز که پلوتو و خورشید در هشتمین خانه تان هم تراز می‌شوند، باید مسائل مالی پرخطر خود را به درستی هدایت کنید. اگر اقدام به انجام دادن کارهای خانه بکنید، می‌توانید به خوبی از عهده‌اش بربیایید. اما از برنامه‌هایی که باید خیلی زود انجام شوند باید مثل طاعون دوری کنید! با سخت کار کردن و و رسیدگی کردن فقط به یک کار موقعیت خود را بهتر کنید. اما حرص و طمع داشتن خیلی بیشتر از آنچه حدس بزنید برایتان دردسرساز خواهد بود.
      تیر: امروز ظاهرا یک فرد بخصوص موی دماغتان شده است! اما او شاید بدین خاطر وارد زندگی تان شده است که نقش یک کاتالیزور دگرگون کننده را ایفا کند! این شخص می‌تواند بازتاب و منعکس کننده بخشی از وجود شما باشد که شما تا به حال نمی‌خواستید این بخش را بشناسید. حتی اگر فکر می‌کردید که می‌توانید شرایط را ثابت نگه دارید، باید بدانید که تغییرات پویا پیش از این وارد زندگی تان شده‌اند و تلاش شما بی فایده خواهد بود.
      مرداد: شما امروز ایده‌های احمقانه را جدی می‌گیرید!! مثل رژیم گرفتن در زمانی که دور و بری‌های ما در حال ترتیب دادن جشن و مهمانی هستند! اما شما حال و هوای مهمانی ندارید؛ چرا که می‌خواهید به برنامه هایتان سر و سامانی بدهید. چیزی که شما می‌خواهید داشتن کمی‌ تفریح و سرگرمی‌ نیست؛ شما فقط نیاز دارید که به فکر سلامتی تان باشید و در این زمینه به دنبال محرکی هستید که بتوانید کاری انجام دهید. غریزه‌های درونی خود را دنبال کنید، اما در مسیری که پیش گرفته‌اید لذت بردن را فراموش نکنید.
      شهریور: امروز رشک و حسادت داشتن می‌تواند مسائل عاشقانه و رمانتیک را تحت تاثیر قرار داده و بهشان لطمه بزند و شما هم هدایت کننده اصلی این شرایط هستید! از یک طرف اوضاع خیلی ساده است، شما می‌دانید که چه می‌خواهید و برای رسیدن بهش برنامه‌ای نیز دارید. اما عشق همیشه از قوانین تبعیت نمی‌کند. فقط به خاطر هیچ و پوچ به خودتان سخت نگیرید. عجیب اینکه خود جوش بودن زمانی کاربرد دارد و برایتان مفید است که حواستان و فکرتان روی آینده متمرکز باشد.
      مهر: امروز استرس‌های مربوط به خانه شما را از انجام دادن وظایف مهم‌تان در محل کار باز می‌دارد. اما احساسات شما بهتان می‌فهمانند که شما قبل از اینکه بخواهید در جای دیگری سازنده باید باید به این وظایق بپردازید. دوری کردن از مسائل شخصی انتخابی دائم و همیشگی برای شما نیست، برای اینکه بی توجهی به آنها باعث می‌شود یاس و ناامیدی‌تان باعثسقوط و فروپاشی احساسی شود. فاش کردن رازها کار خیلی سختی است؛ اما هم اکنون می‌تواند اقدام بازدارنده‌ای باشد که شما بهش احتیاج دارید.
      آبان: شما معمولاً عادت دارید نسبت به سایر مردم با شور و هیجان بیشتری روابط شخصی خود را تجربه کنید. اما گاهی اوقات دوری کردن از این روابط عاقلانه‌تر از نزدیک شدن به آنها است. متاسافانه شما حتی اگر نتوانید به راحتی در مورد احساسات جریحه‌دار شده خود صحبت کنید، ولی باز هم نمی‌توانید آنها را پنهان کنید. ولی اگر بتوانید یک بار خیلی محتاطانه ناراحتی‌های خود را فاش کنید، خوشبختانه آینده روشنی برایتان انتظار می‌رود.
      آذر: اگر امروز یک نفر طوری با دارایی و مایملک شما رفتار کند که انگار به خودش تعلق دارد، شما خیلی خیلی ناراحت خواهید شد!! بنابراین ناگهان حالت تدافعی به خود گرفته و آن فرد را دشمن خود می‌دانید، برای اینکه امروز گرایش خیلی شدیدی که به وسایلتان دارید باعث می‌شود آنها را جزئی از هویت خود بدانید. ولی فراموش نکنید وابستگی بیش از حد به وسایل‌تان در این موقعیت اصلا رفتاری منطقی نیست. اگر شما نتوانید چیزهایی را که دارید با دیگران قسمت کنید، به هیچ وجه نخواهید توانست با این افراد به راحتی کار کنید.
      دی: اگرچه شما اكنون احساس بهتری نسبت به خود دارید، اما هنوز برای نزدیك شدن به مسئله‌ای كه باعث دردسر و ناراحتی شده است آمادگی ندارید. آزار دادن خود باعث می‌شود شما كاهی را تبدیل به كوهی كنید! بنابراین از افكار خود آگاهی كامل داشته باشید. تمركز كردن و توجه كردن به اثرات مثبت عشق ورزیدن به مراتب خیلی بهتر و سالم تر از توجه كردن به اثرات منفی ترس می‌باشد.
      بهمن: شما اكنون نمی‌توانید آهسته و یكنواخت حركت كنید، برای اینكه دیگران خواسته‌های خیلی زیادی از شما دارند. آنها حتی شاید فكر می‌كنند كه شما می‌خواهید تمام وقت‌تان را با آنها بگذرانید. حتی اگر شما دوست داشته باشید كه در خوشی‌هایشان با آنها همراه باشید، اما ایده انجام دادن این كار از خود عمل جذاب تر است. اگر فكر می‌كنید كه بعداً از انجام دادن این كار پشیمان می‌شوید، در فعالیت‌های گروه خاصی شرکت نكنید.
      اسفند: امروز اگر یک فرد توانا و قدرتمند بر شما سخت گیری کند، این تعامل و برخورد رودررو و دونفره ممکن است به مذاق شما خوش نیاید. خوش بختانه هم اکنون تعاملات افراد گروه خیلی مهربانانه تر شده است، اما حالا که خورشید در یازدهیمن خانه تان یعنی خانه دوستان به پلوتو ملحق شده است، هر فردی نیز میزان شور و هیجان خاص خودش را دارد. به جای اینکه فکر و حواس خود را روی افراد دیگر متمرکز کنید، تا جایی که امکان دارد بیشتر از آنها به احساسات خود توجه کنید. متمرکز کردن انرژی خود بر روی چیزهای مثبت بیشتر از آن چیزی که فکر می‌کردید بهتان کمک می‌کند.
    • توسط sajjad
      خصوصیات رفتاری انسان‌ها بستگی به عوامل متعددی دارد. یکی از آنها تأثیر انرژی‌های کیهانی هنگام تولد می‌باشد. هر فرد موقع تولد، تحت تأثیر کیهانی سیاره‌ای می‌باشد که با توجه به سیاره، خصوصیات فرد نیز مشترک باآن انرژی است. خیلی خوب است که با دانستن این خصوصیات خود را بهتر بشناسیم و در جهت رفع نقاط ضعف یا تقویت خصوصیت اخلاقی خوب خود بکوشیم.
      فروردین
      مشخصات کلی متولدين فروردين‌ماه
      پرجنب و جوش، فعّال، عجول، رک و بي‌پرو، زود عکس‌العمل نشان مي‌دهد، لايق و کاردان، عاشق قدرت بي‌صبر و طاقت، قادر است مدّتها تنها باشد، اهل امر و نهي، طرّاح، اهل هيجان، حادثه‌جو، پرتوقّع، رياست مآب، با اعتماد به نفس، سازنده، به گذشته فکر نمي‌کند، جوانتر از سنش، شايسته، ماجراجو، روشنفکر،دقيق، اشتباه خود را نمي‌پذيرد، با مديريّت عالي، متنفّر از مداخله ديگران، فعّال و جنجالي، با شهامت، بامطالعه، هوشيار و زرنگ، صاحب عقيده، مبتکر، مقتدر، اهل بخشش، اهل تنوّع، با حس مسئوليّت، پرانرژي، اهل کشمکش و ستيز، سالم و پرقدرت، خودخواه، گاهي ياغي، بي‌ريا، گاهي خشک و يک دنده، مخالف دوز و کلک، در باطن ضعيف‌تر از ظاهر است، مددکار، گاهي غير واقعي و غير منطقي، هوشمند.
      فروردين‌ماه: متولدین مرد
      رک و راست، عاشق پيشه، حسود، پرتوقع و رياست طلب، هرگز به گذشته فکر نمي‌کند، رفتار و قيافه‌اش جوانتر از سنش به‌نظر مي‌رسد، از زن خجول، ملالت آور و منفي باف بيزار است.
      فروردين‌ماه: متولدین زن
      او بيش از هر زن ديگري در دنيا مي‌تواند بدون مرد زندگي کند. داراي قابليت‌هاي زيادي است بطوريکه تقريباً از عهده‌ی انجام هر کاري از فروشندگي تا نخست‌وزيري برمي‌آيد. خوش‌بين است و خواهان داشتن کاري در خارج از منزل مي‌باشد. عصبانيت‌هايش ظاهري و مهربانيش عميق و واقعي مي‌باشد.
      اردیبهشت
      مشخصات کلی متولدين اردیبهشت‌ماه
      خيلي قانع، صبور و آرام، پرتحمّل، عاشق مالکيّت، حسود، متعصّب، اهل اعتدال، بامحبّت، خيلي قوي وسالم، عاشق عطر و بوي طبيعي، از تجارب گذشته الهام مي‌گيرد، واقعاْ وفادار ، مخالف افراط، ‎‎‎با سليقه خوشگل‌پسند، پول‌دوست، هميشه راضي، مصمّم، پرکار، سخاوتمند، مؤقّر و سنگين، فقط در مقابل حرف آرام رام مي‌شود، اهل ماديّات، دنبال زندگي شيرين، مادّي‌گرا و سودجو، به‌هر کاري صورت واقعي مي‌دهد، مخالف خشونت، با ثبات و پايدار، عاشق صلح و آرامش، صادق، مال جمع کن، اهل هنر، مخالف درگيري، اگر عصباني شود طوفان بپا مي‌کند، مستعد کشاورزي، هرکاري را به پايان مي‌رساند، رئيس فعّال و لايق، با همهکنار مي آيد، خود سر، نجيب، عاشق خانه و خانواده، عاشق طبيعت، عاشق رفتار ملايم، کمک رسان، داراي قلبي بزرگ، با صف، مسلّط به نفس، داراي عزّت نفس، عاشق گل و زيبائي، بي تفاوت نسبت به دشمنان ،ميانه رو، رفيق و دوست بسيار شيرين،شيک پوش، علاقه‌مند به موسيقي، قدر شناس، مخالف عجله، داراي تحمّل زياد، محتاط و مخالف اعتراض و انتقاد .
      اردیبهشت‌ماه: متولدین مرد
      دير ناراحت مي‌شود اما اگر ناراحت شود دنيا را به‌هم ميريزد. زن شوخ، سياستمدار، مطيع و خانه‌دار را به حد پرستش دوست دارد. آرام، اهل عمل، حساس، محتاط است ولي اصلا رويائي نيست. زود رنج و بد خشم استاما هرگز از خانه‌اش قهر نمي‌کند. دست و دلباز اما حسابگر است و علاقه‌مند است پسر داشته باشد.
      اردیبهشت‌ماه: متولدین زن
      طبيعت را دوست دارد. مادري سخت‌گير، همسري فدکار و کمک دهنده، عاشق موسيقي و ساز و آواز است. ازبسياري جهات نمک رندگي محسوب مي‌شود. دغلباز و ناپک و اهل فلسفه بافي نيست. در عشق بي‌پرواست. در شيک‌پوشي طرفدار سادگي است، مخالف شتابزدگي است و يک رگ لجبازي دارد .
      خرداد
      مشخصات کلی متولدين خردادماه
      اهل تنّوع، واقعاْ باهوش، سريع‌الانتقال، متلّون‌المزاج، غير پايدار، عاشق کارهاي فکري، کنجکاو، پرانرژي داراي شخصيّت دوتايي، بي‌ثبات، دمدمي مزاج، هرگز کار را تمام نمي‌کند، عاشق مسافرت، معاشرتي، سر به هو، زرنگ، قابل تطبيق با هر محيط، پي به اسرار مي‌برد ، نا آرام، در جستجوي مطالب جديد، واقعاْ باسليقه، ماهر، داراي قدرت فکري زياد ، آدم شناس، عاشق برنامه‌هاي کوتاه‌مدت، منطقي، عاشق حرکت، متنفّر از تقلّب، عاشق کامپيوتر، از کار طولاني خسته مي‌شود، عاشق شطرنج، زود جوش، در يک‌جا بند نمي‌شود، نرم و غيرمستقيم حرف مي‌زند، قابل انعطاف، عاشق مطالعه، عاشق جمع مردم ، رنگارنگ، داراي قوّه تخيّل زياد، خوش سر و زبان، ماجراجو و بي ثبات، شيک پوش ، غير حسود، گاهي شاد و گاهي غمگين، گاهي پر حرف و گاهي خاموش، نکته سنج، اهل هنر، خواهان وفاداري، کم حرف، آب زير کاه، اهل معاشرت، رويائي، بي قرار، اصلاْ رويش حساب نکنيد، ميل ندارد کسي از کارش سر در بيارد، با انصاف، بدقول، اهل زخم زبان، گاهي لجباز، عاشق غذاهاي تند .
      خردادماه: متولدین مرد
      با ذوق، هنر دوست، غير حسود و کمي بدقول، براي فرزندان پدري نرم و مهربان، در زناشوئي و معاشرت با زن اهل تنوع و ماجرا، خوش صحبت است، علاقه دارد که مرموز جلوه کند، گاهي اهل زخم زبان، کنايه و آزار است. از شنيدن انتقاد از رفتار عاشقانه‌اش بيزار است.
      خردادماه: متولدین زن
      زني با چند شخصيت گوناگون، با قوه تخيل بالا، خوش سر و زبان و با سليقه، ماجرا دوست و بي‌ثبات، خيلي بيش از اينکه طالب عصبانيت شما باشد به شفقت شما نياز دارد. عاشق تغيير و تحول است. مادري است شاد و خندان و بچه‌هايش مانند خودش خود مختارند و روي پاي خود مي‌ايستند .
      تیر
      مشخصات کلی متولدين تیرماه
      خيلي حسّاس، سريع الانتقال، رويايي، عاشق خانه و خانواده، منزوي، عاشق مهتاب، عاشق فرزند، علاقه مند به کشاورزي، گاهي آرام و گاهي طوفاني، خجالتي، بسيار با سليقه و شيک پوش، پشتيبان اقوام، داراي قويترين احساسات، بهترين آشپز، علاقه زياد به گل، داراي حس پدرانه يا مادرانه، با وف، رفيق باز، صرفه جو و اقتصادي، محتاج به کمک ديگران، پر محبّت، مطيع همسر، تا حدودي خسيس، متنفّر از انتقاد، با هوش، اهل قهر و آشتي، در آشتي پيشقدم نمي شود، همسري با وف، غمگين در روزهاي ابري، گاهي خوب و گاهي بد، خيالاتي، عاشق عتيقه و اشياء کهنه، اهل تدارک و آذوقه، ماديّگرا و پول پرست ، رک گو، خودخواه ومغرور، تا حدودي سطحي نگر، صبور و آرام، حافظ اسرار، علاقه زياد به مادر، عاشق تعريف و تمجيد، مهمان نواز عالي .خيلي ظريف، شکيب، صميمي، محافظه کار، اهل ريسک نيست، ميهن پرست، انتقامجو، وسواسي، رئوف و مهربان .
      تیرماه: متولدین مرد
      اخمو، بچه مسلک، تودار، همبازي بچه‌ها، کمي بخيل و پول دوست، او بدون شک استاد است و مي‌تواند طولاني‌ترين مطالب را در کوتاهترين جملات بيان کند. حواسش هرگز پرت نمي‌شود و از پرچانگي بيزار است. اگر قلبش جريحه دار شود فورا به لک خويش فرو مي‌رود. هيچ مردي به اندازه او زنش را دوست ندارد.
      تیرماه: متولدین زن
      با وفا، نجيب، گاهي اوقات خسيس، در آشپزي قابل، در شب‌هاي مهتابي عاشق، در دوران مادري يک زن کم‌نظير، از انتقاد نفرت دارد، اگر مورد تمسخر قرار گيرد به شدت آزرده خاطر مي‌گردد و تاب تحمل طرد شدن را ندارد. صبر و از خودگذشتگي او براي کسانيکه دوستشان دارد حد و مرزي ندارد .
      مرداد
      مشخصات کلی متولدين مردادماه
      پرمحبّت، متنفّر از دروغ، واقعاْ قدرتمند، ثابت قدم، عاشق شهرت، بسيار مغرور، سر حال و بشّاش، خودخواه و جاه طلب، بد پيله، خود بزرگ بين، مقتدر، مؤدّب، فعّال و کوشا، با ثبات و پايدار، قوي و با اراده، اهل معنويّات، خود نم، عاشق تعريف و تمجيد، با جرأت و شهامت، رهبر و فرمانرو، زود گول مي خورد، پر انرژي، بلند نظر، صدّيق و مهربان، سخاوتمند، وفادار، شجاع، علاقه مند به زندگي تجمّلي، لجوج، حساس، پر توقّع، پر تحمّل، دوستِ واقعي، يک پدر نمونه، بي ري، رام شونده، داراي خشمي طوفاني، مدافع و پشتيبان اطرافيان،علاقه مند به موسيقي، بايد مورد ستايش قرار گيرد، کمي حسود، کار آمد، دست و دلباز و تا حدودي ولخرج، با گذشت ولي خودخواه، بدون کينه، فاقد بد ذاتي، خون گرم، ظريف کار، سريع الانتقال، خوش سيما و شکيل ، هميشه تميز، يک دفعه و ناگهاني عصباني ميشود، بسيار مؤدب و مورد احترام مردم.
      مردادماه: متولدین مرد
      يک شير ژيان و سر کش، يک عاشق پکباز، يک دوست واقعي و يک پدر نمونه، بي عشق نمي‌تواند زندگي کند دل او از آئينه پکتر و روشنتر است اما خشم او هم توفاني هم سهمگين خواهد بود. اغلب آدمهاي کارآمدي هستند به نحوي که اغلب کارهاي منزل را شخصا و با مهارت تمتم انجام مي‌دهند.
      مردادماه: متولدین زن
      باهوش، گرم و جذاب، شيک پوش، با شخصيت، خواهان تجمل، رياست طلب، دوستدار تعريف و تمجيد و کدبانو، در دوستان تاثير بسيار مطلوب بر جاي مي‌گذارد. مادري مهربان و صميمي که مي‌کوشدفرزندان خود را مستقل وداراي اعتماد به نفس بار بياورد .
      شهریور
      مشخصات کلی متولدين شهریورماه
      حسّاس، باهوش، شاد و سرحال، دقيق، وظيفه‌شناس، خوش‌هيکل و خوش‌تيپ، سالم و تندرست، اهل سازش، سود‌جو، خجول، بدپيله، واقعاْ ساعي و کوشا، سرمايه‌دار، کمال‌گر، صبور و آرام، عاشق سلامت خود، متّکي به نفس، خونسرد و خوددار، عاشق کامپيوتر، روشنفکر و دانشمند، قابل انعطاف، وسواسي، پرانرژي، مبتکر، اهل اعتدال و ميانه‌روي، کمک‌رسان، اهل انتقاد، معتمد، وفادار، با ايمان، رام‌نشدني، بي‌ريا و بي تزوير، خوش قلب، چشم و گوش بسته، با شرم و حي، ثابت قدم، مورد حسد قرار مي گيرد، دور از جرّ و بحث، گول زرق و برق را نمي‌خورد، فرشته‌خو، خيلي درس‌خوان، چابک، خيال‌پرداز، داراي ذائقه‌ی قوي، با انضباط و مستقل، کاردان و لايق، نکته‌سنج، خود‌کفا، پرتوقّع، اهل همدردي، زودرنج، قاطع، دورانديش ، خرده‌‌گير و خورده‌بين.
      شهریورماه: متولدین مرد
      آتش عشق اين مرد بسيار کم‌شعله اما جاودانه و با حرارت است. مجموعه‌اي است از کمال و هوش و ثبات قدم. بر انگيختن احساساتش کار دشواري است. او مي‌تواند سال‌هاي سال بدون اينکه قلبش براي کسي بتپد زندگي کند. به کوچکترين چيزهائي که مورد علاقه همسرش است فکر مي‌کند و به آنها اهميت ميدهد.
      شهریورماه: متولدین زن
      بسيار احساساتي، بي‌ريا و تزوير، خوش‌قلب، خواستار عشق حقيقي و وفادار به همسر و خانواده، در مناسبات خود با او سعي کنيد از جر و بحث پرهيز نمائيد. در هيچ کاري زياده‌روي نمي‌کند و خوب مي‌تواند از خود مراقبت کند. در مقابل اقرار به گناهان خويش سرسختي عجيبي نشان مي‌دهد.
      مهر
      مشخصات کلی متولدين مهرماه
      اهل اعتدال، حامي وپشتيبان همسر، شيرين بيان، صلح جو، علاقه مند به فض، آرام و متين، بسيار منطقي، بي آلايش، عاشق اصالت، علاقه مند به موسيقي، اجتماعي، مؤقّر، بد پيله، خجالتي، پر از احساس، اهل مشورت، عاشق هنر و ادبيات، سياستمدار، به فکر فردا نيست، مقبول اطرافيان، اهل مساوات و برابري، پر شور و حرارت نيست، عاقل، اهل حمايت از ديگران، معتدل و پايدار، شکمو، اميدوار، با انصاف،خوش سليقه، اهل تجزيه و تحليل، گاهي تنبل، کنجکاو و جستجو گر، متنفّر از زيادي مهمان، انتقامجو، از بي بند و باري متنفّر است، با معلومات و با درايت، به آساني تغيير عقيده نمي دهد، مهربان، شيک پوش و جذّاب، نکته سنج، داراي پشتکار فراوان، يک روز گرم و يک روز سرد، هوشمند، مشاور خوب، دوست ياب، منظّم و مرتّب،عاشق رنگ آبي، گاهي لجباز، مثل باتري بايد مرتّب شارژ شود، صادق و درستکار، خوش مشرب، ساده دل، آسان گير، دو دل و مردد، خوش‌بين .
      مهرماه: متولدین مرد
      با انصاف، متعادل، زن پرست، خوش سليقه و گاه تنبل و بي اعتنا نسبت به زندگي، اگر شوهر متولد مهر داريد هميشه به سر و وضع خود برسيد خانه را تميز و مرتب نگاه داريد. اين مرد به هيچ وجه مايل به رنجاندن ديگران نيست. شما مي‌توانيد به خود بباليد که هوشمند‌ترين مشاور جهان را د رجوار خود داريد.
      مهرماه: متولدین زن
      معمولا استخوان بندي درشتي دارد و نسبتا سنگين وزن است. شما بارها در او علائم ياز قدرت، اراده، جديت و تصميم مي‌بيند که با خلق و خوي زنانه کمتر سازگاري دارد. در هر موقعيتي چه جزئي و چه مهم هوشياري و انصاف و قدرت استدلال خود را ظاهر مي‌سازد و از انزوا و تنهائي نفرت دارد
      آبان
      مشخصات کلی متولدين آبان‌ماه
      قوي و قدرتمند، مصمّم و با اراده پولادين ، ورزشکار، هوشيار، حسّاس و خجول، در ظاهر آرام ولي در باطن خروشان، انتقامجوي شديد، پر انرژي، واقعاْ کوشا، عاشق ماورالطبيعه، اهل معنويّات، عاشق مسائل مرموز، هر کاري را به پايان مي رساند، مشکوک و کنجکاو و تودار، مجري بسيار خوب، پايدار و با ثبات، محقّق ورزيده،کاشف و دانشمند، علاقه مند به تفتيش عقايد، فکر سايرين را مي خواند، داراي روح قوي، واقعاْ اميدوار، فرمانده و سياستمدار، مقاوم و پر تحمّل، فنا ناپذير، عدّه کمي را وارد زندگي خود مي کند، عاشق تولّد مجدّد، داراي اهداف عالي، بلند پرواز، علاقه‌مند به روانکاوي و روانشناسي، پر شور و حرارت، پدري فدکار، عاشق نصيحت کردن ديگران، داراي افکار تخيّلي و ايده آل، زيب، حسود، موقع شناس، جاه طلب، خشن، قابل اعتماد، متنفّر از دروغ، با وقار، منطقي، ماجراجو، عاشق اسرار حيات و جهان، با اعتماد به نفس، شجاع و دلير ،کمال گر، اهل معنويّات و واقعاْ قاطعانه عمل مي کند .
      آبان‌ماه: متولدین مرد
      تيز هوش، با اراده، خواستار هدفهاي بزرگ، پدري دلسوز و مهربان، مواظب باشيد که هرگز به مرد متولد اين ماهدروغ نگوئيد و احساسات او را جريحه دار نکنيد و يا بر خلاف غرور مردانه او رفتار و گفتاري نداشته باشيد زيرا که انتقام و عکس العمل خشمگينانه او بسيار سوزنده و خطرنک است.
      آبان‌ماه: متولدین زن
      طناز و زيبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، براي متولد اين ماه اندکي علاقه و يا اندکي تنفر مفهوم ندارد يا عاشق است يا دشمن و در غير اينصورت کاملا بي تفاوت و بي اعتناست.
      آذر
      مشخصات کلی متولدين آذر‌ماه
      پر شانس‌ترين فرد، ساده و بي آلايش، عاشق تعليم و تربيت، سازش‌کار، با هوش و با نشاط، اهل دين و مذهب و معنويّات، کنجکاو، خوش قلب، دوست داشتني، علاقه‌مند به مسافرت و گردش، اجتماعي و خوشمشرب، اهل تجربه، سخاوتمند، با ذوق، چالک، يک دفعه حرف شيرين مي پراند، انعطاف پذير، فراموشکار، اهل عدالت، مشتاق و پر انرژي ، زود خسته مي شود، علاقه‌مند به معاشرت و دوست يابي، مرتّب کار عوض مي کند، عاشق تنوّع، شاد و خندان، با شهامت، پک و معصوم، دعوائي و زودرنج، اهل فرار از مسئوليّت، خوش ذات، صادق، کم دقّت، خوش بين، منطقي، مهمان دوست، ولخرج، رک گو، اهل سؤال و جواب،دمدمي مزاج، براي دوست هر کاري مي کند، عاشق شهرت و افتخار، خونگرم، با معلومات، سريع الانتقال و باهوش، خوش گذران، چيز فهم، مشتاق بيان حقايق .
      آذرماه: متولدین مرد
      صادق و راستگو، دمدمي مزاج، در عشق کم اعتنا، خواهان آزادي و بي‌قيدي و طرفدار تنوع و مسافرت، خطرنکترين شوهر دنيا است. صاحب بزرکترين کلکسيون دوست آشنا در دنياست، به هنگام انتخابدوست به جاي توجه به ظاهر دقت خود را متوجه باطن آنها ميسازد.
      آذرماه: متولدین زن
      اهل منطق و واقعيت، مهمان دوست، بي‌ريا و پول خرج کن، بي نظم و انضباط، راستگو اما بد زبان ودرشت‌گو، زبان متولد اين ماه نيشدار و پر کنايه است اما قلبش پک و صميمي و بي‌ريا ست. بيشتر اهل شکار افتخارات و شهرت است تا اهل شکار و پول و ماديات مشخصات کلی
      دی
      مشخصات کلی متولدين دی‌ماه
      داراي شخصيّت عالي، خيلي لايق و کاردان، بهترين رئيس، انتقام‌جوي شديد، ساده‌پوش و بي‌آلايش، محتاط، آرام و صبور، مرد عمل، مقتدر، پرتحمّل، جدّي و جاه‌طلب، فعّال و کوشا، واقع بين، سرکش، پولدوست، بيهوده انرژي تلف نمي کند، از تجربيّات خود و ديگران به خوبي استفاده مي کند، با‌شرف و با ‌وجدان، تميز، خودکفا و سودجو، داراي حس مسئوليّت زياد، دشمن ولخرجي و اسراف، حسابگر، مخالف تجمّلات، صاحب شأن و مقام، سازمان‌دهنده خوب، تقريباْ سياستمدار، کوشا و مطمئن و خونسرد، تودار، مالک همسر خود، حسود و بدبين، متنفّر از طلاق، داراي عدم اعتماد به نفس کافي، قدرت طلب، خانواده دوست، خشکولي مهربان، خشن، داراي زبان نيش‌دار، شاد و با نشاط، داراي باطن خروشان، غير قابل گذشت، قدر شناس، گاهي اوقات خجالتي، باانضباط، بد اخم و بد عنق، داراي حافظه قوي، زود سر کار مي آيد و دير مي رود، از تنبلي بيزار است، اهل دکتر و دارو، خونسرد و مداوم، ثابت‌قدم ، خودکار، مذهبي، شنونده خوب و گاهي اوقات لجباز .
      دی‌ماه: متولدین مرد
      قدرت‌طلب، خانواده‌دوست، خوددار و سرد، در عرصه عشق کم‌حرف و کم‌تظاهر، پدري جدي و خشک اما مهربان و دلسوز. مقام را به ثروت ترجيح مي‌دهد. در جواني بسيار جدي است ولي به تدريج که پا به سن مي‌گذارد نرم مي‌شود. ابراز عشق و علاقه را بايد به وي ياد بدهيد. مرد اين ماه هرگز از روي هوس ازدواج نمي‌کند.
      دی‌ماه: متولدین زن
      جاه‌طلب، کدبانو، منظم، کمي لجباز و زودرنج، هميشه آراسته و خوش‌لباس، هدف نهائي او هميشه تأمين زندگي، جلب احترام و کسب اقتدار و برخورداري از موقعيت‌هاي چشمگير است. از نظر اجتماعي فوق‌العاده مبادي آداب و بانزکت است.
      بهمن
      مشخصات کلی متولدين بهمن‌ماه
      بسيار حسّاس، استوار و ثابت‌قدم، واقعاْ عاقل و تودار، بدون ريا و تزوير، انسان واقعاْ خوب، دان، خونسرد، روي خودش بيش از ديگران حساب مي‌کند، مستقل، منطقي، عاشق بشريّت و انسانيّت، فکر ديگران را مي‌خواند، ثابت‌قدم، آرامش دوست، کمک‌رسان، آسان زندگي مي‌کند، پرسه‌زدن را دوست دارد، داراي حسّ ششم قوي، علاقه‌مند به دوستان، آزاديخواه، بلندپرواز، رام‌نشدني، هرجا برود بر مي‌گردد، جاه‌طلب ، از اقرار به گناه منزجر است، دوستان بسيار زيادي دارد، رازدار و تودار، اجتماعي، تا حدودي خودخواه و مغرور، انتقاد را قبول ندارد، فرشته‌خو، از تعريف لذّت مي‌برد، راه و روش خود را به طور دائم تغيير مي‌دهد، منافع خود را به خاطر ديگران به خطر مي‌اندازد، سخاوتمند مخصوصاْ در دوستي، دوستي او عميق و شکوهمند است، ول‌خرجيش از روي عقل است، خوش‌قلب و مهربان، کم‌حافظه، بهترين مشاور، پرحرکت و بي‌قرار، کم علاقه به اصول سنتّي و قدرشناس .
      بهمن‌ماه: متولدین مرد
      دارا دوستان زيادي است، از اقرار به نقطه ضعف‌هاي خود منزجر است. حسود و سوظني نيست، هارت و پورت و هياهو دارد. دير ازدواج مي‌کند و در بيماري وسواس است. ذاتآ اجتماعي است و افکاري را در سر مي‌پروراند که اصلآ عملي نيستند. عشق اول خود را براي تمام عمر در خاطر نگه مي‌دارد.
      بهمن‌ماه: متولدین زن
      بسيار غافلگير کننده، سزيع الانتقال، دارادي حس پيش بيني، کنجکاو، رفيق باز و کم علاقه به آداب و رسوم، در عشق خود بسيار جدي و وفادار است اما قادر به ابراز آن نيست. او متعلق به همه جا همه کس است اما د رعين حال از آن هيچکس نمي‌باشد
      اسفند
      مشخصات کلی متولدين اسفندماه
      بسيار حسّاس و رؤيايي، داراي حسّ ششم، خيلي ظريف و نرم عمل ميکند، اهل آرامش و ملايمت، هميشه موافق، سازش‌کار و داراي تخيّلات شديد، اصلاْ واقع بين نيست، سازگار، زود رنگ عوض مي کند، احساساتي، قابل انعطاف، داراي افکار غير واقعي و غير منطقي، بسيار متين و آرام، کم عصباني مي شود، مهربان،علاقه مند به موسيقي، عاشق صلح و آرامش، کم انرژي، ساده‌لوح، پول دوست، مرموز، داستان‌پرداز قوي، نيکوکار خجالتي، خواستار تشويق و حمايت، زود رنج، از نظر جسمي ضعيف، دو دل، ترسو، خيلي حسود، باريک بين و دقيق، خيالباف، نا اميد، اهل نامه نگاري، علاقه زيادي به جشن ‌تولّد، يا منفي کامل است يا مثبت کامل، داراي صبر ايّوب است، گاهي اوقات واهي و پوچ گر، نازنين ولي ‌ناقل، اهل معنويّات، به دخترانش علاقه زيادي دارد، غم‌گر، خواستار نوازش، احساس آرامش مي‌دهد .
      اسفندماه: متولدین مرد
      به هيچ عنوان حد وسط ندارد، يا منفي کامل است يا مثبت کامل، از کم کاري و خونسردي او نرنجيد، هفته‌اي دوسه بار به او بگوئيد دوستش داريد. متعصب نيست و هرگز به قضاوت نمينشيند و تا زمانيکه به مطلبي پي نبرده باشد نظريه‌اي ابراز نمي‌دارد.
      اسفندماه: متولدین زن
      ظرف عسلي است که قدري فلفل به داخل آن ريخته شده است. از بسياري جهات بي‌نظير است. ناراحت‌‌ترين مردها در جوار زن اسفند احساس آرامش مي‌کنند. سخت رويائي و خيالباف است، به کودکان خويش عشق مي‌ورزد.
      شما متولد چه ماهی هستید ؟ نظرتون راجع به این پست چیه ؟
    • توسط sajjad
      هوا خواه توام جانا 
      و میدانم که میدانی ...
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...