رفتن به مطلب

Recommended Posts

confident-boy.jpg

ارسال پست الکترونیک امروز به یکی از راه های رایج برقراری ارتباط بدل شده است، ارتباط هایی که دامنه آنها تنها محدود به روابط شخصی نیست، در بسیاری از مواقع به قراردادها و انجام کارهای شخصی مربوط می شود.

در چنین مواردی داشتن اعتماد به نفس و لحنی مطمئن نسبت به کاری که می خواهیم انجام دهیم اهمیت بسیاری دارد، اما به کار بردن در این پُست های الکترونیکی این پیام را به مخاطب می دهد که ما اعتماد کاملی به خود برای انجام کار را نداریم. لغاتی که شاید در نظر ما بی اهمیت باشد اما گاهی باعث می شود موقیعت های کاری به آسان از دست برود. اما نوشتار ما در پست های الکترونیک باید به چه نحو باشد تا نشان از اعتماد و اطمینان ما نسبت به کارمان باشد؟ از چه کلماتی باید بهره ببریم و از نوشتن چه لغاتی باید پرهیز کنیم؟

وب سایت تایم لیستی از 10 کلمه ه­ایی که نشان دهنده اعتماد به نفس پایین است و نباید آنها را در مرودات کاری به کار برد تهیه کرده است:

شاید
در استفاده از کلمه “شاید” احتیاط پیشه کنید، آیا شما واقعاً نسبت به آنچه می گویید مطمئن هستید؟ به این نکته دقت کنید که هیچ از شما انتظار انجام کارهای خارق العاده نداردف بنابراین به کار بردن چنین کلمه ای در مکالمات کاری این معنا را به ذهن متبادر می سازد که شما توانایی لازم برای انجام کار مربوطه را ندارید.

نمیدانم
از به کار بردن این لغت باید به جد جلوگیری کرد، هر کسی که در مقابل یک درخواست کاری یا قرار ملاقات کاری نمی دانم را به کار ببرد موجب ایجاد یک احساس منفی در طرف مقابل می شود. بنابراین تلاش کنید در گفتار خود قطعیت بیشتری داشته باشید، نمی­دانم نشان از شک و دودلی شما دارد.

معمولا
این واژه هم چون یک تیر عمل می کند و حاوی این پیام است که شما ویژگی های لازم برای انجام کار مورد نظر را ندارید. به کار بردن واژه “معولاً” باعث مخدوش و مخفی شدن بخشی ازواقعیت ها و توانایی های شما می شود.

شک دارم
استفاده از این لغت تنها در یک حالت بار منفی همراه با خود ندارد، آن هم در دادگاه و هنگام صحبت در مورد متهم به انجام جرمی است. بنابراین با صراحت تمام و مستقیم منظور خود را بیان کنید و تلاش کنید از نتیجه گیری خود در مورد هر بحثی دفاع کنید، بدون اینکه اندکی شک به دل خود راه دهید.

غیرممکن
مطمئن باشید که انسان های موفق هیچ گاه در مکالماتشان از غیرممکن استفاده نکره اند، با گفتن چنین کلمه ای مخاطب به سرعت اعتمادش را به شما از دست می دهد. بنابراین تلاش کنید به جای استفاده از واژه غیرممکن شرایط دشوار و موانع موجود در کار را توضیح دهید.

نگران هستم
طبیعی است که استرس های بی پایان زندگی آدمی را نسبت به انجام کارهای مختلفش قدری نگران می کند. اما زمانی که شما در پُست الکترونیکی خود از واژه “نگران هستم” استفاده می کنید، در واقع عدم اعتماد به نفس خود را نسبت به توانایی هایتان نسبت به انجام آن کار نشان می دهید. اگر نسبت به پذیرفتن کاری نگران هستید تنها نگرانی خود را ابراز کنید و تلاش کنید راه حلی بدون استفاده از واژه غیرممکن ارائه دهید.

تشویش دارم
توضیح احساس پریشانی و گیجی برای دیگران تنها موجب افزایش این احساس درون آدم می شود، بهتر است با پرسیدن سؤالات مختلف ابهامات خود را در رفع کنید. زیرا گفتن از تشویش درونی این احساس را به سایرین می دهد که شما حتی سر فصل موضوع مورد بحث را به خوبی درک نکرده اید یا اینکه موضوع برای شما گیج کننده و دشوار بوده است.

نیاز
همه ما نیازهایی در زندگی خود داریم،وقتی شما این نیازها را از طریق پست الکترونیکی برای دیگران مرتباً شرح می دهید شما را یک انسان نیازمند نشان می هد. از گفتن اینکه نیاز دارید تا کاری را انجام دهید و بیان احتیاج هایتان به صورت مستقیم جداً خودداری کنید.

احتمالا
برخی از ما عادت داریم تا آینده یک موقیعت شغلی یا یک پروژه را پیش بینی کنیم. زمانی که شما به فردی از نتیجه احتمالی کاری صحبت کنید در واقع عدم اطمینان خود را نسبت به توانایی ها و عدم شناخت کامل از ابعاد کار مورد نظر را نشان می دهید.

حیرت
باید نسبت به این مسأله آگاه باشید که به کار بردن چنین واژه ای به صورت مستقیم نشان از سرگشتگی و آشفته حالی شما دارد. هرچند قرار گرفتن در یک موقعیت جدید کاری می تواند با چنین احساسی همراه باشد اما بیان آن تنها منجر به از بین رفتن احساس اطمینان مدیر یا کارفرما به شما می شود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط zahra
      سلام
      تو این تاپیک میتونین حرف دلتونو به معشوقتون بگین
      این حرف میتونه ابراز احساسات باشه یا عذرخواهی یا هرچیز دیگه
       
      فقط چند تا قانون داره :
      ۱- بیشتر از یک یا دو جمله نباشه
      ۲- اگر معشوقتون تو این سایت هست میتونین نام کاربریشو هم بنویسید (ننوشتین هم اشکالی نداره ، خودش متوجه میشه بالاخره دیگه ... )
      ۲-بحث کردن ممنوع!
      ۳-توهین یا بی ادبی ممنوع
       
      پ.ن : این تاپیک رو برای این ایجاد کردیم که دیگه هیچ احساسی بخاطر نگفتن و خجالت و غرور و ...  از بین نره
       
      دنیاتون قشنگ 
    • توسط sajjad
      روانشناسان اغلب درمورد ویژگی‌های شخصیتی صحبت می‌کنند ولی ویژگی‌های شخصیتی دقیقاً چه هستند؟ متخصصین سلامت روان این واژه را چطور تعریف می‌کنند؟ این شخصیت ماست که باعث می‌شود افرادی خاص باشیم ولی بر سر تعداد این ویژگی‌های شخصیتی اختلاف نظر وجود دارد. بعضی متخصصین تیپ‌های شخصیتی را به ویژگی‌های مشخصی تفکیک می‌کنند درحالی‌که سایرین نگاه گسترده‌تری به آن دارند.
      می‌خواهیم نگاه دقیق‌تری به تعریف این ویژگی‌های شخصیتی، انواع آن و تأثیرات متفاوت آن‌ها بر رشد شخصیت داشته باشیم.
      تعریف ویژگی‌های شخصیتی
      ویژگی‌های شخصیتی مشخصه‌های متفاوتی هستند که شخصیت فرد را می‌سازند. در کتاب شخصیت: تئوری و تحقیق، رابرتس، وود و کاسپی ویژگی‌های شخصیتی را به‌عنوان «الگوهای نسبتاً پایدار افکار، احساسات و رفتارهای افراد است که آن‌ها را از هم متمایز می‌کند».
      تئوری ویژگی‌های شخصیتی عنوان می‌کند که شخصیت‌های ما از تعداد گسترده‌ای از ویژگی‌های شخصیتی تشکیل شده است. به‌عنوان مثال برون‌گرایی یک بعد شخصیتی است که ارتباط فرد با جهان بیرون را توصیف می‌کند. مثلاً بعضی افراد برون‌گرا و اجتماعی هستند، درحالی‌که بعضی دیگر درون‌گرا و کم‌حرف‌اند.
      در گذشته تصور می‌شد که ویژگی‌های شخصیتی طی طول زندگی فرد به‌سختی تغییر می‌کنند. اما برخی تحقیقات جدید نشان داده است که ویژگی‌های شخصیتی کمی منحصربه‌فردتر از چیزی است که در گذشته تصور می‌شود و به‌مرور زمان ممکن است تغییراتی در آن اتفاق بیفتد.
      تغییر ویژگی‌های شخصیتی چطور اتفاق می‌افتد؟
      درمورد ویژگی‌های اصلی و غالب در افراد، تغییر کمی دشوار است و اگر هم اتفاق بیفتد بسیار خفیف خواهد بود. مثلاً فردی که به‌شدت برون‌گراست ممکن است به‌مرور زمان کمی کم‌حرف‌تر شود. این به آن معنا نیست که به فردی برون‌گرا تبدیل خواهد شد. بلکه به این معنی است که تغییر خفیفی در او اتفاق افتاده و برون‌گرایی فرد کمی تعدیل شده است. این فرد همچنان اجتماعی و گروه‌دوست خواهد بود ولی ممکن است احساس کند که گاهی‌اوقات از تنهایی و مکان‌های خلوت هم لذت می‌برد.
      ازطرف‌دیگر، فرد برون‌گرا ممکن است با بالا رفتن سن احساس کند کمی برون‌گرا‌تر شده است. این به آن معنا نیست که فرد یک‌دفعه میل به مرکز توجه بودن پیدا کرده یا می‌خواهد هر هفته به میهمانی برود. بااین‌حال، این فرد ممکن است احساس کند که کم‌کم از رویدادهای اجتماعی هم لذت می‌برد و در جوار دیگران کمتر احساس خستگی می‌کند.
      در هر دوی این مثال‌ها، هسته‌ی شخصیتی فرد به طور کامل تغییر نکرده است. درعوض، به مرور زمان تغییراتی اتفاق افتاده که اغلب نتیجه‌ی تجربه است.
      اصول ویژگی‌های شخصیتی
      رابرتس و همکارانش در کتاب خود اصولی را مطرح می‌کنند که درنتیجه مطالعات خود بر روی ویژگی‌های شخصیتی به دست آورده‌اند:
      اصل بلوغ: افراد با بالا رفتن سن‌شان دلپذیرتر، از نظر احساسی باثبات‌تر و از نظر اجتماعی برجسته‌تر می‌شوند. اصل رشد هویت: افراد با گذر زمان هویت محکم‌تری پیدا می‌کنند و بلوغ تعهدی قوی‌تر به هویت‌شان در آن‌ها ایجاد می‌کند. طی دوران جوانی افراد معمولاً مشغول اکتشاف نقش‌ها و هویت‌های مختلف هستند. با بالا رفتن سن، وفاداری بیشتری نسبت به هویتی که طی سال‌ها داشته‌اند پیدا می‌کنند. اصل انعطاف‌پذیری: بااین‌که ویژگی‌های شخصیتی معمولاً ثابت هستند، ولی غیرقابل‌تغییر نیستند و ممکن است طی مراحل زندگی تحت‌تأثیر محیط قرار گیرند. اصل تداوم نقش: این تداوم نقش است که به تداوم ویژگی‌های شخصیتی منجر می‌شود تا تداوم محیط. انواع ویژگی‌های شخصیتی
      اگر کسی از شما بخواهد که لیستی از ویژگی‌های شخصی‌تان تهیه کنید چه می‌گویید؟ ممکن است فهرستی از ویژگی‌ها پشت هم ردیف کنید: مهربان، خشن، مؤدب، خجالتی، اجتماعی، یا جاه‌طلب. اگر قرار باشد فهرستی از هر ویژگی شخصیتی تهیه کنید احتمالاً صدها یا هزارها واژه برای توصیف هر جنبه از شخصیت وجود دارد. گوردون آلپورت، روانشناس، فهرستی از ویژگی‌های شخصیتی تهیه کرده که بیشتر از ۴۰۰۰ عنوان است.
      تعداد ویژگی‌های شخصیتی از دیرباز موضوعی بحث‌برانگیز در تاریخچه‌ی روانشناسی بوده است، ولی امروزه بسیاری از روانشناسان بر مدل پنج‌تایی تیپ‌های شخصیتی تکیه می‌کنند.
      براساس این مدل، شخصیت متشکل از پنج بعد کلی و گسترده است که افراد ممکن است در هریک از این ابعاد ضعیف، قوی یا متوسط باشند.
      این پنج ویژگی‌ شخصیتی عبارتند از:
      برون‌گرایی وظیفه شناسی دلپذیری روراستی روان‌رنجوری اکثر ویژگی‌هایی که شما برای توصیف شخصیت خودتان استفاده می‌کنید در یکی از این دسته‌بندی‌ها جای می‌گیرد. ویژگی‌های شخصیتی‌ای مثل خجالتی بودن، اجتماعی بودن، صمیمی بودن همه زیرمجموعه‌ی برون‌گرایی است درحالی‌که ویژگی‌های مهربان بودن، باملاحظه بودن، منظم یا جاه‌طلب بودن می‌تواند در دسته‌بندی وظیفه‌شناسی جای گیرد.
      نکته‌ی مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که هرکدام از این پنج ویژگی نشانگر یک زنجیره است. بعضی افراد در یک ویژگی ضعیف و در دیگری قوی‌تر هستند. بعضی‌ها هم ممکن است در تمام این ویژگی‌ها حد وسط باشند.
      ویژگی‌های شخصیتی ارثی هستند یا اکتسابی؟
      کدام مهم‌تر است، ذات یا پرورش؟ DNA شما تا چه اندازه روی شخصیت‌تان تأثیر دارد؟
      محققان دهه‌ها بر روی خانواده‌ها، دوقلوها، فرزندان تصدیق‌شده و خانواده‌هاشان مطالعه کرده‌اند تا درک بهتری نسبت به میزان ارثی یا محیطی بودن ویژگی‌های شخصیتی به دست آورند. یافته‌های این تحقیقات نشان می‌دهد که هر دوی این عوامل در شخصیت افراد نقش دارد، هرچند مطالعات گسترده‌ی بسیاری بر روی دوقلوها نشان می‌دهد که عامل ژنتیک بسیار قوی است.
      یک تحقیق بسیار شناخته‌شده در ناحیه‌ای معروف به مینسوتا بر روی ۳۵۰ دوقلو بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۹ انجام گرفت. شرکت‌کننده‌های این تحقیق شامل دوقلوهای همسان و غیرهمسانی بود که کنار هم یا دور از هم زندگی کرده بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که شخصیت‌های دوقلوهای همسان چه کنار هم زندگی کرده باشند و چه دور از هم بسیار شبیه به هم بوده و این یعنی جنبه‌های گسترده‌ای از شخصیت تحت‌تأثیر ژنتیک است.
      البته این به آن معنی نیست که محیط نقشی در شکل‌گیری شخصیت بازی نمی‌کند. همین تحقیق نشان می‌دهد که دوقلوهای همسان درمورد یک ویژگی‌ شخصیتی تا ۵۰ درصد شبیه به هم هستند درحالی‌که این آمار برای دوقلوهای غیرهمسان فقط ۲۰ درصد بود.
      ویژگی‌های شخصیتی بسیار پیچیده‌اند و تحقیقات نشان می‌دهد که ویژگی‌های شخصیتی ما هم تحت‌تأثیر عوامل ارثی است و هم عوامل محیطی. این دو عامل به طرق مختلف موجب شکل‌گیری شخصیت ما می‌شوند.
      منبع: مردمان
      منبع مقاله : verywellmind.com
      مترجم : زینب آرمند
    • توسط sajjad
      مشکی
      از دید خیلی ها رنگ سیاه شاخص مقام و منزلت، قدرت، جدیت و استعداد است. 
      به همین دلیل در دانشگاه های اروپایی رنگ لباس فارغ التحصیلی مشکی است.
       کسانی که ترجیح می دهند لباس مشکی بپوشند بلند همت و هدفمند اما حساس هستند.
       آن ها بسیار عاطفی هستند و به راحتی احساساتی می شوند اما سعی می کنند این ویژگی خود را پنهان کنند. 
      قهوه ای
      قهوه ای رنگ زمین، رنگ اعتماد، قدرت و استقامت است. این ها ویژگی هایی هستند که مردم از کسانی که لباس قهوه ای می پوشند دریافت می کنند. کسانی که لباس قهوه ای می پوشند محافظه کار هستند به بزرگترها احترام می گذارند و در هر چیزی به دنبال آرامش، پایداری و قدرت هستند.
      آبی
      رنگ آبی بهترین رنگ برای پوشیدن در مصاحبه هاست زیرا نشاندهنده اعتماد و اعتبار است. 
      به همین دلیل لباس های فرم معمولا به رنگ آبی هستند.
       بر اساس تحقیقاتی که روی رنگ آبی شده به این نتیجه رسیده اند که آبی تیره تاثیر آرامبخش دارد
      معمولا انسان های مهربان، عاطفی، مودب و خجالتی این رنگ را انتخاب می کنند. کسی که لباس آبی می پوشد یک پدر یا مادر خوب و یا یک کارمند نمونه است
      سبز
      رنگ سبز روحیه خودتان و اطرافیانتان را خوب می کند. رنگ سبز به دلیل ارتباطی که با طبیعت دارد رضایت بخش است و حس آرامش ایجاد می کند. کسانی که رنگ سبز را دوست دارند زندگی فعالی دارند در فضای مطلوبی زندگی می کنند و وضعیت مالی باثباتی دارند. آن ها مهربان هستند و قلب رئوفی دارند.
      بنفش
      در گذشته رنگ بنفش مختص طبقه اشرافی و بیانگر کمال، ثروت و تجملات بود و تنها آدم های ثروتمند استحقاق پوشیدن لباس های بنفش را داشتند. 
      اما امروزه رنگ بنفش بیانگر خلاقیت، بصیرت و عشق به هنر است. کسانی که لباس بنفش می پوشند عاطفی و احساساتی، رویاپرداز و عرفانی هستند.
       آن ها قابل پیش بینی نیستند و ارتباط برقرار کردن با این افراد به طور همزمان هم سخت است و هم آسان.

      قرمز
      قرمز رنگ عشق و قدرت است و به گفته متخصصین مد اگر می خواهید روی کسی تاثیر بگذارید این رنگ را انتخاب کنید.
       تمام طیف های قرمز توجه دیگران را به شخصی که این رنگ را پوشیده جلب می کند.
       به گفته روانشناسان مردها جذب زنی می شوند که لباس قرمز پوشیده باشد. کسانی که رنگ قرمز می پوشند باهوش، هیجانی، و خودمحور هستند.
      زرد
      زرد رنگ خورشید، خنده و شادی است. رنگ زرد تولید سروتونین در مغز را افزایش می دهد، سرعت متابولیسم را بالا می برد و روحیه تمام اطرافیان را شاد می کند. 
      به علاوه رنگ زرد توجه را جلب می کند به همین دلیل در بیلبوردها، تبلیغات، سایت ها و خطوط خیابان ها از این رنگ استفاده می شود. معمولا کسانی که فعال و خلاق هستند رنگ زرد می پوشند. 
      سفید
      سفید سمبل آزادی، خلوص، پاکی و سادگی است. رنگ سفید انسان های قابل اعتمادی که آزادی طلب و خوش بین هستند را جلب می کند.
      صورتی
      صورتی رنگ آرام بخش، گرم و زنانه و آرام بخش است. به همین دلیل در زندان ها برای کاهش خشونت دیوارها را صورتی رنگ می کنند. 
      کسانی که صورتی دوست دارند رمانتیک و خوش بین هستند و مهربانی و ارامش را تحسین می کنند.
      نارنجی
      رنگ نارنجی به هر مکانی حس لذت و سرگرمی می دهد و همینطور با شادی، جذابیت و خلاقیت نیز مرتبط است. کسانی که رنگ نارنجی می پوشند خوش بین، پرانرژی و شاد و عاشق تغییر هستند.
      خاکستری
      خاکستری به عنوان رنگی که نه تیره است و نه روشن رنگ تعادل شناخته شده. 
      کسانی که زیاد لباس های خاکستری می پوشند نمی خواهند مرکز توجه دیگران باشند. 
      رنگ خاکستری و متعلقات آن سمبل آرامش و کمال هستند. 
      به سختی می توان کسی که از این رنگ استفاده می کند را توصیف کرد. این افراد قوانین را رعایت می کنند، انسان هایی معقول کمتر احساساتی هستند.
      مترجم:مریم اسدی
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      من 18 سال دارم و فردی هستم كه اصلا اعتماد به نفس ندارم و این باعث می‌شود همه ‌جا كم بیاورم. چطور می‌توانم  اعتماد به نفس خودرا بالا ببرم؟ 
    • توسط sajjad
      1. دریا را با کدام یک از تیره، شفاف، سبزویژگی های زیر تشریح می کنید؟
      آبی ، گل آلود
       
      2. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
      دایره، مربع یا مثلث
       
      3. فرض کنید در راهرویی راه می روید. دو در می بینید، یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو و هر دو در نیز باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است، آیا آن را برمی دارید؟
      بله، خیر
       
      4. این رنگ ها را ترجیح می دهید چگونه اولویت بندی شوند؟
      قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید
       
      5. دوست دارید از نظر ارتفاع در کدام قسمت کوه باشید؟
       
      6. در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
      قهوه ای، سیاه یا سفید
       
      7. طوفانی در راه است، کدامیک را انتخاب می کنید؟
      یک اسب یا یک خانه
    • توسط sajjad
      وقتی می‌خواهید برای شروع گفت‌وگو از کسی سؤالات عمیق بپرسید، عاقلانه است سوالاتی را انتخاب کنید که جوابشان بلی و خیر نباشد؛ و به‌جای آن بهتر است موضوعات جالبی را انتخاب کنید که فرد ناخودآگاه از خودش و دیدگاه‌هایش بیشتر برایتان بگوید. پرسیدن سؤالات درست می‌تواند گفت‌وگوهایی پرمعناتر و جالب‌تر را برایتان بیاورد. این‌گونه سؤالات می‌توانند منجر به کشف علایق مشترک و درک متقابل شوند.
      باید در پرسیدن سؤالات از مردم دقت به خرج دهید. آن‌ها نباید حس کنند که مورد بازجویی‌اند و شما سعی دارید از آن‌ها حرف بکشید. مهم‌ترین عامل در شناختن یک نفر این است که خوب گوش دهید. توجه کاملتان معطوف به حرفی باشد که طرف مقابل می‌زند تا پاسخ مناسبی برای آن پیداکرده و پیوند عمیق‌تری برقرار کنید.
      فراموش نکنید که در مورد خودتان هم چیزی به اشتراک بگذارید. اگر طرف مقابل مجبور به پاسخ‌گویی باشد ممکن است حس تحت‌فشار بودن به او دست دهد. این می‌تواند به آن‌ها حس آسیب‌پذیری بدهد و حس کنند که رابطه یک‌طرفه است. به اشتراک گذاشتن یک‌چیز شخصی، نه بیش‌ازحد، می‌تواند به ایجاد اعتماد کمک کند.
      این لیست شامل سؤالاتی عمیق و معمولی می‌شود که می‌توانید سؤالات معمولی و سبک‌تر را وقتی فردی را بری اولین بار می‌بینید سؤال کنید. این سؤالات معمولاً جواب آسانی دارند و خیلی عجیب‌وغریب به نظر نمی‌رسند. ولی بااین‌حال می‌توانند در مورد لذت‌ها، آرزوها و باورهای افراد خیلی چیزها را فاش کنند.
      سؤالات سبکی که وقتی اولین بار کسی را می‌بینید می‌توانید بپرسید
      دوست داری تو شهر زندگی کنی، کنار دریا یا تو جنگل؟ چرا؟ شغل رؤیایت چی بود؟ بیشتر ازچه ویژگی‌هایی در دیگران خوشت میاد؟ دوست داری وقت آزادتو چطور بگذرونی؟ اگر لاتاری ببری چیکار می‌کنی؟ اگر می‌تونستی هرجایی سفر کنی، کجا می‌رفتی؟ چرا؟ چه مهارتی و دوست داری یاد بگیری؟ چرا؟ سؤالات عمیق‌تر برای بهتر شناختن یک نفر
      وقتی کمی یک نفر را شناختید، شاید دلتان بخواهد سؤالات عمیق‌تری بپرسید. این سؤالات چیزهای بیشتری را در مورد پیشینه و باورهای اساسی و ارزش‌های یک فرد فاش می‌کنند.
      کدام شخصیت تاریخی را بیشتر دوست داری؟ اگر باید بدون یکی از حواس 5 گانه‌ات زندگی می‌کردی، کدام را انتخاب می‌کردی؟ اگر می‌توانستی 5 چیز را با خود به جزیره‌ای دورافتاده ببری، چه چیزهایی را انتخاب می‌کردی؟ اگر می‌توانستی شاهد یکی از رویدادهای گذشته، حال و آینده باشی چه چیزی را انتخاب می‌کردی؟ بهترین خاطره‌ی بچگی‌ات چیست؟ اگر یک شانس دوباره در زندگی داشتی، چه چیزی را متفاوت انجام می‌دادی؟ به چه چیزی بیشتر افتخار می‌کنی؟ چه معلمی در مدرسه بیشترین تاثیر را بر رویت گذاشت؟ چرا؟ سؤالاتی عمیق‌تر برای بهتر شناختن
      آخرین سؤالات عمیق‌تر بوده و برای وقتی هستند که شما یک نفر را به‌طور منطقی خوب شناختید. بعضی از آن‌ها باعث می‌شوند طرف مقابل جزئیات خیلی شخصی را گفته و آسیب‌پذیر شود. پس حتماً اطمینان حاصل کنید آن‌ها با سؤالات مشکلی نداشته و خیلی فشار وارد نکنید. اگر به نظرتان آن‌ها راحت نبودند، به سراغ بحث‌های سبک‌تر بروید.
      یکی از مهم‌ترین لحظات زندگی‌ات چه بوده؟ هدف نهایی‌ات در زندگی چیست؟ بزرگ‌ترین قهرمانت چه کسی است؟ بیشتر از چه چیزی می‌ترسی؟ دیوانه‌وارترین و عجیب‌ترین چیزی که می‌خواهی به آن برسی چیست؟ شرم‌آورترین لحظه‌ی زندگی‌ات چه زمانی بوده؟ این سؤالات بسیار برای شروع گفت‌وگو خوب هستند و خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنید در مورد افکار و ارزش‌های افراد مسائلی را بازگو می‌کنند. هرچند که شما باید ببینید شرایط و واکنش طرف مقابل شما را به کجا می‌برند تا بتوانید این سؤالات را بپرسید، چرا که بعضی افراد خیلی زود حجم زیادی اطلاعات در مورد خودشان را به دیگران منتقل نمی‌کنند. سعی کنید طرف مقابل با گفت‌وگو احساس راحتی داشته باشد و اگر خلاف این موضوع را حس کردید بحث را عوض کنید.
      منبع: دیجی رو
    • توسط sajjad
      ۱.بستن چشم‌ها

      اگر دیدید کسی حین حرف زدن با شما چشم‌هایش را می‌بندد، بدانید که سعی دارد خودش را از جهان خارجی پنهان کند و یا به بیان دیگر او سعی دارد که از شر شما خلاص شود چون از دستتان خسته شده! به طور طبیعی وقتی چشم کسی بسته باشد نمی‌تواند شما را ببیند، پس سعی کنید زودتر مکالمه‌تان را تمام کنید.
      ۲. پوشاندن دهان با دست‌ها

      این حرکت به سالهای کودکی برمیگردد، زمانیکه دهان‌مان را با دست می‌پوشاندیم چون نمی‌خواستیم چیزی را فاش کنیم. این ژست در بزرگسالی هم می‌تواند رخ دهد. وقتی ما دهان‌مان را با انگشتان یا کف دستمان می‌پوشانیم سعی داریم حرف‌های که نباید زده شوند را نزنیم. گاهی اوقات یک سرفه‌ی الکی هم با این ژست همراه است.
      ۳. جویدن دسته‌ی عینک

      وقتی می‌بینید کسی دستهٔ عینکش را می‌جود به او حمایت داده و سعی کنید خوشحالش کنید. این حرکت نشان می‌دهد که آنها به طور ناخودآگاه در مورد چیزی نگران هستند و سعی دارند حس امنیت پیداکنند. در دهان بودن مداد، خودکار، سیگار و آدامس هم بیانگر همین موضوع می‌باشد.
      ۴. نشان دادن کامل رخ

      این حالت معمولا برای جذب جنس مخالف استفاده می‌شود. وقتی ما چانه‌مان را روی دستمان می‌گذاریم، رخ کامل‌مان را نشان می‌دهیم و انگار که سعی داریم بگوییم: هی من اینجاما! اگر مرد هستید حتما از این لحظه برای یک تعریف به موقع استفاده کنید.
      ۵. مالیدن چانه

      این حالتی است که افراد حین تصمیم‌گیری انجام می‌دهند. آنها ممکن است به بالا، پایین، گوشه و یا هرجای دیگری نگاه کنند، اما به ندرت حواسشان هست که به کجا نگاه می‌کنند چون عمیقا در فکر فرورفته‌اند.
      ۶. دست به سینه

      این حالت محبوب کمک می‌کند که افراد خودشان را از دیگران جدا کرده و یک‌جورهایی جبهه بگیرند.این ژست معمولا وقتی کسی از چیزی ناراحت است رخ می‌دهد و نشانه‌ی واضحی از این است که آن شخص به یک چیزی حس خوبی ندارد.
      ۷. به جلو خم شدن

      وقتی افراد کسی را دوست دارند و می‌خواهند با او پیوند برقرار کنند معمولا به جلو خم می‌شوند. در این وضعیت پاها بی‌حرکت می‌مانند اما بدن به سمت جلو حرکت می‌کند.
      ۸. خم شدن به سمت عقب

      وقتی کسی بر روی صندلی‌اش به عقب خم می‌شود، می‌خواهد نشان دهد که از گفت‌وگو خسته شده‌است. این ژست ممکن است نشان دهندهٔ این باشد که آنها در حضور فرد دیگر احساس معذب بودن و نا راحتی می‌کنند.
      ۹. جا‌به‌جا شدن روی پاشنه و نوک پا

      این کار را فقط کودکان انجام نمی‌دهند؛ بلکه گاهی در بزرگسالان هم بروز می‌کند که نشان دهنده‌ی اضطراب‌شان است
      ۱۰. مالیدن دست‌ها بهم

      گفته می‌شود کاری که ما با دست‌هایمان انجام می‌دهیم، نشان دهنده‌ی فکری است که در سرمان می‌گذرد. معمولا مالیدن دست‌ها به همدیگر بدان معناست که شخص حس مثبتی در مورد چیزی دارد و راجع به یک چیزی امیدوار است. ما اغلب این کار را وقتی به مزایایی که در آینده بدست خواهیم آورد فکر می‌کنیم انجام می‌دهیم.
      ۱۱. دو دستی دست دادن

      فردی که مچ دست شما را با آن یکی دستش هنگام دست دادن می‌گیرد، سعی دارد نشان دهد که قابل اعتماد است.
      ۱۲. دست دادن به طوریکه کف دست رو به بالا باشد

      وقتی کف دست کسی روی بالای دست کسی قرار داشته باشد بدان معناست که شخص با او حس همدردی دارد. اما این فقط زمانی این معنا را دارد که شخص این حرکت را فورا انجام دهد؛ اگر لحظاتی از دست دادن می‌گذرد و بعد آن شخص دستش را روی دست فرد مقابل می‌گذارد بدان معناست که می‌خواهد نشان دهد اینجا رئیس چه کسی است!
      ۱۳. دست دادن بطوریکه کف دست رو به پایین باشد

      اگر دست کسی را از پایین می‌گیرید نشان دهندهٔ این است که شما آماده‌ی کمک به او می‌باشید.
      ۱۴. دست دادن با یک لمس

      گاهی اوقات هنگام دست دادن، افراد با دست آزادشان طرف مقابل را لمس می‌کنند. آنها ممکن است ساعد، آرنج و یا کمر طرف مقابل را لمس کنند. این ورود به فضاهای شخصی بدان معناست که فرد کمبود ارتباط و معاشرت دارد. البته می‌تواند معناهای دیگری هم داشته باشد.
      منبع: دیجی رو
    • توسط sajjad
      روانشناسان به این کار «برش نازک» می‌گویند. در عرض چند ثانیه که با کسی ملاقات میکنید مردم راجع به همه چیزِ مربوط به شما تصمیم گیری میکنند مثلا گرایشتان چیست، باهوش هستید یا نه وحتی آدم بی قیدی هستید یا نه!با استناد به طیف وسیعی از مطالعات علمی، ما موارد زیر را برای شما جدا کرده و در اختیار شما گذاشته‎ایم فقط برای اینکه به شما نشان دهیم چقدر برداشت اولیه از شما مهم است!
      1ـ قابل اعتماد هستید یا نه؟
      مردم در یک دهم ثانیه به قابل اعتماد بودن یا نبودن شما پی میبرند
      2 وضعیت مالی تان خوب است یانه؟
      بنظر مردم کسانی که لباس های برند های مشهور را میپوشند از وضعیت مالی بهتری نسبت به کسانی که لباس‌های ساده‌ی بدون دیزاین را میپوشند برخوردارند.
      3ـ باهوش هستید یا نه؟
      مردم شما را باهوش تر میپندارند اگر مستقیم در چشم هایشان نگاه کنید. زدن عینک های کلفت یا صحبت کردن با حرکات دست و چهره هم در این مسئله بی تاثیر نیست.
      4ـ‌ آدم موفقی هستید یا نه؟
      مردم افرادی  که لباس های مناسب و فیت میپوشند را موفق تر از کسانی که ظاهر بدی دارند و لباس هایشان متناسب نیستند میبینند.
      5ـ انسان نافذی هستید یا نه؟
      مردم کسانی را که کاملا سرهایشان تراشیده شده است، نافذ تر از کسانی که سرشان پر مو است میبینند.
      6ـ  انسان بی قیدی هستید یا نه؟
      مردم خانم هایی را که تتوهای مشخص زیادی دارند غیرجذاب تر و بی قید تر از کسانی که تتو ندارند میبینند.
      7ـ ماجراجو هستید یا نه؟
      مردم از طرز راه رفتن شما چیزهای زیادی متوجه میشوند. کسانی  که شل گام برمیدارند برون گرا تر و ماجراجو تر هستند و کسانی که با قدم های کوتاه و محکم راه میروند معمولا افراد عصبانی ای هستند.
    • توسط sajjad
      ۱.برون‌گرا

      چطور با یک برون‌گرا رابطه‌ای را بسازیم؟ برون‌گرا کسی است که مشتاقانه تمام احساسات و افکارش را به اشتراک می‌گذارد. آنها پر انرژی هستند و اغلب عجله دارند. شاید در کنار آنها این حس را داشته باشیم که انگار حرکت دنیا برای آنها کند است. آنها دوست دارند که همه چیز سریع‌تر انجام شود. اگر خیلی طولانی راجع به چیزی فکر کنید، احتمالا با اجبار به تصمیم گیری سریع از سوی آنها مواجه می‌شوید.
      وقتی شما متوجه می‌شوید که کسی برون‌گراست، لازم است که آنها را با گزینه‌های زیاد کسل نکنید. به آنها پیشنهادی دهید که سریع خوششان بیاید. آنها با سرعت کار می‌کنند و بنابراین سعی کنید پا به پای آنها پیش بروید. علاوه بر این وقتی صدایشان را بالا می‌برند نترسید. این بدان دلیل نیست که حس بدی به شما دارند بلکه این روش برای آنها نرمال است. برون‌گراها گاهی نیاز به بحث کردن و تحمیل اراده‌شان به شما دارند. یادتان باشد که همیشه هم مجبور نیستید تسلیم شوید.!
      ۲. درون‌گرا

      یک درون‌گرا آرام‌تر کار کرده و عجله‌ی بیش از حد را دوست ندارد. آنها چیزهای درست و مرتب را دوست دارند. آنها همیشه شما را تشویق می‌کنند تا برای اینکه دقیق‌تر باشید گزینه‌های بیشتری را مدنظر قراردهید و کمی صبوری کنید. افرا درون‌گرا گروه کوچکی از دوستان دارند. آنها با هرکسی که می‌بینند دوست نمی‌شوند.
      ۳. منطقی

      چطور با افرادی که منطقی بوده و پیرو ذهن‌شان هستند رابطه‌ای را بنا کنیم؟ برای اینگونه افراد مهم‌ترین چیزها حقایق و اعداد هستند. باور عموم بر این است که مردان بیشتر چنین شخصیتی دارند اما خب لزوما اینطور نیست و زنان منطقی زیادی هم وجود دارند. وقتی با افراد منطقی مواجه می‌شوید موارد زیر را یادتان باشد: فقط اطلاعات مهم راجع به شرایط یا موضوعی که دارید راجع‌بهش صحبت می‌کنید را به آنها دهید. سعی نکنید با آنها رابطه‌ی احساسی بسازید، آنها هرگز این را نمی‌خواهند. این افراد دوست دارند با کسانی که حرفه‌ای هستند دم خور باشند.
      ۴. احساسی

      چطور با کسی که احساساتش بر او حکمفرمایی می‌کنند رابطه‌ای را بنا کنید؟ این افراد عمده‌ترین گروه هستند. آنها حساس بوده و تمرکزشان بر احساسات‌شان است و حتی احساسات شما هم برایشان مهم است. اکثر تصمیمات آنها بر پایه‌ی احساسات‌شان است. آنها وقتی احساس مثبت به چیزی داشته باشند ممکن است تصمیمات گران بگیرند. استدلال‌های منطقی هم آنها را متقاعد نمی‌کند. برای بدست آوردن حس همدردی‌شان لازم است بگذارید شما را شناخته و از حس‌تان باخبر شوند. قبل از پیشنهاد هرچیزی به آنها اول با آنها دوست شوید. مهم‌ترین چیز در رابطه با آنها این است که سعی کنید وقتی در کنار شما هستند حس خوبی داشته باشند.
      منبع: دیجی رو
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...