رفتن به مطلب

Recommended Posts

99576519.jpg

گفتن “دوستت دارم” معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت “دوستت دارم” را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.

راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟

۱- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید

یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.
به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.

همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.

بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن “دوستت دارم” نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.

متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: “مرسی از اینکه…..را انجام دای” و یا “از تو سپاسگزاری می کنم که…..” و یا “من تو را تحسین می کنم که……..” سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.

۲- کاری کنید که احساس کند شماره یک است

سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.

هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید. با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.

می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن “دوستت دارم” کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست. این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.

۳- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند

با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند “دوستت دارم” را به طرف مقابل اثبات کند.

مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.

با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.

به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.

۴- همه چیز او باشید

چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.

حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید.

سعی کنید که همه این نقش ها را به طور ۱۰۰% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.

در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.

اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه “دوستت دارمی” به او اثبات میکند که دوستش می دارید.

زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.

خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید.

منبع: مردمان

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      1. افرادی که قضاوت می‌کنند
      افراد قضاوتگر را این روزها همه جا می‌توان دید، آن‌ها همه چیز را نقد و قضاوت می‌کنند و همان نتیجه‌ای را می‌گیرند که خودشان ترجیح می‌دهند. اگر شما وقت زیادی را صرف کنید و چیزی را برای آن‌ها با جزئیات فراوان برایشان شرح دهید یک گوش آن‌ها در و گوش دیگر دروازه خواهد بود چون پیش از آن که سخنان شما حتی شروع شده باشد آن‌ها به نتیجه و قضاوت نهایی رسیده‌اند. آن‌ها در گوش دادن و ارتباط برقرار کردن بسیار ضعیف هستند بنابراین دوستی و همکاری و مشورت با چنین افرادی به معنای واقعی کلمه، اتلاف وقت است.
      2. افرادی که حسادت می‌کنند
      اگر به فعالیت‌های مهمی مثل کارآفرینی مشغول هستید در طول فعالیت خود با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو خواهید شد. همه در چنین شرایطی به افرادی نیاز دارند که از آن‌ها حمایت کنند به خصوص در شرایط سخت که روحیه دادن و افکار مثبت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اما این افراد حمایتگر باید در روزهای اوج و موفقیت هم چشم دیدن خوشحالی‌های شما را داشته باشند! افراد حسود نمی‌توانند شادی و موفقیت شما را ببینند، آن‌ها دوست دارند اتفاقات خوب فقط برای خودشان بیفتد و نه کس دیگری، در نتیجه به نحوی برای خراب کردن موفقیت و حس خوب شما تلاش می‌کنند، پس پیش از آن که به هدف خود برسند این افراد مسموم را از اطراف خود دور کنید.
      3. افرادی که زورگو هستند
      افراد زورگو و کسانی که دوست دارند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند هرگز به حرف‌های بقیه گوش نمی‌دهند. آن‌ها نمی‌خواهند این کار را انجام دهند چون تصور می‌کنند که همه چیز را می‌دانند و بهترین راه انجام هر کاری در دست خود آن‌ها است. چنین افرادی در روابط شخصی و دوستانه بسیار آزاردهنده هستند اما در محیط‌های کاری و حرفه‌ای به یک کابوس واقعی تبدیل می‌شوند. یک ساختار شغلی موفق، تنها در سایه همکاری و پیروی از دستورات امکان پذیر است و اگر افراد کنترل کننده و زورگو در گروه شما وجود داشته باشند به معنای دوتا شدن آشپز است، یعنی آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک!
      4. افرادی که مغرور هستند
      هرگز اعتماد به نفس را با غرور اشتباه نگیرید. افرادی که اعتماد به نفس دارند الهام بخش دیگران هستند اما افراد مغرور تنها آزاردهنده هستند و باعث ناراحتی دیگران می‌شوند. فردی که رفتار مغرورانه‌ای دارد تصور می‌کند که بهتر از دیگران است و هرگز خود را هم سطح با بقیه تصور نمی‌کند در نتیجه انتظارات بالایی هم دارد. چنین افرادی در روابط دوستانه بسیار خودخواهانه رفتار می‌کنند و قابل تحمل نیستند. همچنین در محیط‌های کاری نیز نمی‌توان حضور چنین افرادی را تحمل کرد چون محیطی ناخوشایند برای بقیه به وجود می‌آورند.
      5. افرادی که مظلوم نمایی می‌کنند
      چنین افرادی خود را قربانی می‌دانند و همیشه بهانه‌هایی برای توجیه اشتباهات و خطاهای خود دارند. این نوع از افراد مسموم را همه جا می‌توان دید چون از نظر تعداد نسبت به گروه‌های دیگر برتری دارند. چنین افرادی هرگز مسئولیت کارها و اشتباهات خود را نمی‌پذیرند و آن را بر گردن دیگران می‌اندازند. چنین افرادی هرگز دوستان خوب و مسئولیت پذیری نخواهند بود و حضور آن‌ها به خصوص در محیط‌های کاری بسیار آسیب‌زا است. بنابراین شما چاره‌ای جز حذف کردن آن‌ها ندارید اما با این کار از گلایه‌ها و بی‌مسئولیتی آن‌ها خلاص خواهید شد.
      6. افرادی که موج منفی می‌دهند
      افرادی که همیشه بدبین هستند باعث از بین رفتن موج مثبت در اطراف شما خواهند شد. آن‌ها با حرف‌های بد و پیش بینی‌های منفی باعث از بین رفتن امید بقیه می‌شوند و شما هرگز از چنین افرادی حرف‌های مثبت و تشویق کننده نخواهید شنید. این افراد مسموم هر ایده و فکر جدیدی را محکوم به شکست می‌دانند و به جای حمایت کردن از شما و تلاش‌های شما، فقط به شکست‌های احتمالی فکر می‌کنند. این افراد ممکن است از روی حسادت یا بدذاتی این کار را انجام دهند یا ساختار ذهنی منفی گرایی داشته باشند اما در هر صورت اگر به دنبال موفقیت و زندگی شاد و آرام هستید باید چنین افرادی را از اطراف خود دور کنید.
      7. افرادی که دروغ می گویند
      شما برای این که بتوانید فرد موفقی باشید باید خودتان را با افراد موفق احاطه کنید، افرادی که قابل اعتماد هستند و همیشه می‌توانید روی آن‌ها حساب کنید. واضح است که افراد دروغگو، هرگز قابل اعتماد نیستند و نمی‌توان روی آن‌ها حساب کرد چون شما نمی‌توانید از درستی حرف و قول وی مطمئن باشید. این دسته از افراد مسموم به تدریج باعث آسیب دیدن کار و روابط شما خواهند شد پس بهتر است هرچه زودتر آن‌ها را از اطراف خود دور کنید تا از شنیدن دروغ و حرف‌های بی‌اساس رها شوید.
      8. افرادی که غیبت می‌کنند
      بیشتر افراد غیبت می‌کنند و بدی‌های دیگران را برمی‌شمارند تا نقاط ضعف و کاستی‌های خود را مخفی کنند اما شما در غیبت‌هایی که می‌شنوید نمی‌توانید واقعیت را از حدس و گمان‌ها جدا کنید در نتیجه اطلاعاتی غلط و تحریف شده تولید می‌شود که می‌تواند به احساسات دیگران صدمه بزند و به دشمن شدن آن‌ها با شما منجر شود. بنابراین بودن در کنار افرادی که اهل غیبت کردن هستند و بدتر از همه، دوستی با این افراد می‌تواند به موقعیت کاری و اجتماعی شما به شدت صدمه بزند. این افراد مسموم مثل سرطان گسترش پیدا می‌کنند و محیطی بد و منفی در اطراف شما به وجود می‌آورند که در نهایت به ضرر شما تمام خواهد شد.
      منبع: دیجی رو
    • توسط zahra
      سلام
      تو این تاپیک میتونین حرف دلتونو به معشوقتون بگین
      این حرف میتونه ابراز احساسات باشه یا عذرخواهی یا هرچیز دیگه
       
      فقط چند تا قانون داره :
      ۱- بیشتر از یک یا دو جمله نباشه
      ۲- اگر معشوقتون تو این سایت هست میتونین نام کاربریشو هم بنویسید (ننوشتین هم اشکالی نداره ، خودش متوجه میشه بالاخره دیگه ... )
      ۲-بحث کردن ممنوع!
      ۳-توهین یا بی ادبی ممنوع
       
      پ.ن : این تاپیک رو برای این ایجاد کردیم که دیگه هیچ احساسی بخاطر نگفتن و خجالت و غرور و ...  از بین نره
       
      دنیاتون قشنگ 
    • توسط sajjad
      کلام تایید آمیز
      کلام تاییدآمیز شامل تشکر و قدردانی از کارهای بسیار کوچک و معمول در خانه است؛ برای مثال چه لباس قشنگی! چه آرایش موی قشنگی! چه دست پخت خوبی! از این که بچه را خوب نگه داشتی ممنون، واقعا متشکرم آشغال ها را بردی و … .
      واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیزی دریافت می کنیم، به احتمال قوی ترغیب می‌شویم که متقابلا کاری کنیم.
      وقت گذاشتن برای یکدیگر
      دوتایی با هم صحبت کردن، قدم زدن گاه گاهی، به هم توجه کردن نه این که روی دو مبل بنشینید و به تلویزیون نگاه کنید یا در حالی که با گوشی تلفن همراه در دنیای مجازی هستید، بگویید و بشنوید. در واقع وجه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر با هم بودن است، نه در کنار هم بودن. با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل و این زبان شامل با هم بودن، گفت و گوی متمرکز، نگاه کردن به چشم های همسر در موقع حرف زدن، گوش دادن و در ضمن آن در پی کشف احساسات طرف مقابل بودن، قطع نکردن سخن او، توجه به حرکات بدن مثل مشت گره کرده، فشار روی دست، اشک، ابروان گره خورده، لرزش صورت و … .
      دریافت هدایا
      هدایا از نمادهای بصری عشق است و برای برخی افراد بسیار مهم تر از برخی دیگر است. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است، شما می توانید هدیه دهنده حرفه ای شوید و در واقع یکی از آسان ترین زبان های عشق برای یادگیری است. یکی از این هدایا حضور فیزیکی شما در موقعیت های خاص است، مثل بودن شما در زمان های بحرانی که ممکن است برای هر دو نفر رابطه پیش آید مانند از دست دادن عزیزان، رفتن به سفر یا در لحظات خوشی و ناخوشی. در برخی افراد شاخه گلی کفایت می کند. این موضوع با توجه به استطاعت مالی طرفین و نوع نگرش آنان و بستر فرهنگی که در آن رشد کرده اند و حتی جوامع مختلف متفاوت است.
      خدمت به یکدیگر
      دو طرف رابطه باید در خدمت یکدیگر باشند در امور خانه داری، بچه داری و تمام مسئولیت های یک زندگی مشترک بدون در نظر گرفتن مرد و زن بودن. البته یادمان باشد درخواست کردن به عشق جهت می دهد؛ ولی دستور دادن جریان عشق را متوقف می کند. آنچه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد، نیست و یادمان باشد در جوامع سنتی غلبه بر کلیشه ها مهم است. برای مثال ظرف شستن یا جارو کردن مردان و … خدمت کردن به یکدیگر نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه صورت گیرد و مطابق درخواست طرف مقابل باشد. خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر.
      تماس فیزیکی
      تماس فیزیکی می تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. هم می تواند نفرت را منتقل کند و هم محبت را.
      اگر زبان اصلی عشق همسرتان، تماس فیزیکی است، هیچ چیز مهم تر از این نیست که وقتی گریه می کند در آغوشش بگیرید.
      برای برخی افراد تماس فیزیکی زبان اصلی عشق است، این افراد به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمسشان کند، دست در موهای آن ها کرده و در آغوش کشیدن شان را تکرار کند، دستان یکدیگر را بگیرید.
      تماس فیزیکی به عنوان نشانه ای از عشق، اعماق وجودمان را لمس می کند و به عنوان یکی از زبان های عشق شکل قدرتمندی از ارتباط است.
    • توسط sajjad
      مقدمه
      به نام سر فصل همه ی نامه ها چه انهایی که نوشته شدند و چه انهایی که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند
      یک سلام پررنگ و چند نقطه چین..به علامت جوابهایی که هرگز ندادی و یک دقیقه سکوت!به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار پاسخ تو مردند فرض که دلت نخواست به فرض که حوصله ات نیامد!به فرض که لایقش نبودم!فرض که دوستم نداری! نه خودم را نه نامه هایم را!!!این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست بی دلیل هم خودش کلی دلیل است لااقل میگفتی:((اینهم که جوابی ننویسد جوابی است))دریغ از همین حرف چه می شود کرد تویی و عزیز کرده ی این دل رسوای سر گردان خودم چه کارش کنم جواب هم ندهی بهانه ات را میگیرد بگذریم...
      حوالی همین روزهای پژمرده نیامدنت انگار کسی از اسمان به من گفت شاید این عزیز کرده دلت شعر به دل مخملیش نمیشیند!حق بعد از او با توست این بار دیگر شعر نمی نویسم نامه هایی را برایت مینویسم که در تنهایی پاییزی ام برای خودم نوشتم و برای تو پاره کردم حقیقتش فکر میکردم اگر میخواست از این زبان خوشت بیاید حرفهای عادی خودم را بیشتر دوست داشتی که نداری حالا چاره ای نیست این را هم امتحانش میکنم راستی به دل نگیر بین نامه هایی که پاره کردم اسم تو با چند کلام قبل و بعدش سالم و دست نخورده مانده و حالا هم از روی همان اسم خودت نامه های تکه تکه شده راکنار هم چیدم و برایت نوشتم این بار هم اگر به دلت ننشست فکر دیگری میکنم شاید هم دفعه بعد به سبک ادم های ان طرف تاریخ برایت نقاشی کردم خدا رو چه دیدی شاید پسندیدی خوب دیگر وقت چشم های روشن نازت را زیاد گرفتم بگو به روشنی خودشان کدری این لهجه این مجنون اواره را ببخشند ممنون که همیشه ناخواسته کمکم میکنی چه خودت چه اسم قشنگت چه سفرت چه نیامدنت و این بار هم بی جوابیت که کانون از هم پاشیده ی نامه های پاره پاره ام را به هم پیوند زد تاریخ نمیزنم هر وقت که تو ممکن است حوصله مهربانیت بیشتر باشد حرف اخر اینکه زیبا مثل هیچکس قرص کامل ماه بی تقصیر پروانه ات میمانم و برای تو مینویسم تو عزیزی چه بهاری باشی چه تابستانی چه پاییزی دلت نسوزد نگو چه لحن غم انگیزی راست می گویم که عزیزی حتی اگر این ها را هم مثل بقیه فراموش کنی و دور بریزی کسی که هم بی تو می میرد و هم برای تو ...
    • توسط sajjad
      بچه تر که بودم و با مامان خرید میرفتم،
      وقتی یه چیزی میخریدم،
      مامان میگفت دیگه به ویترینا نگاه نکن،
      فقط حواست و نگاهت به اونی باشه که تو دستته
      اونی که انتخابش کردی،
      چون انتخاب خودته،
      خوب و بد انتخابت بوده پس باید به انتخابِ خودت احترام بذاری،
      نه که تا چشمت خورد به یه چیز بهتر پشیمون شی از انتخاب قبلیت...
      ولی من که دست تو دستِ دخترم برم خرید بهش میگم،
      اول خوب نگاه کن دور و برتو،
      بعد انتخاب کن...
      یه چیزی رو انتخاب کن که حتی اگه هزار تا چیز بهترم دیدی باز اون به نظرت از همه بهتر بیاد،
      نمیتونی بعد انتخاب کردنش جلوی چشماتو بگیری که نبینی چیزای بهترو
      ولی میتونی یه چیزو انتخاب کنی
      که چشمات نخواد بهتر از اونو ببینه حتی....
      فاطمه جوادی
    • توسط sajjad
      ۱- از خانواده او خوش تان نمی آید
      شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.
      ۲- خانواده شما از همسرتان راضی نیست
      نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود.
      ۳- دیگر عاشق دلخسته او نیستید
      اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد.
      ۴- دست و پا چلفتی هستید
      اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و... بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد.
      ۵- از دوست او خوش تان می آید
      طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید.

      از خانواده او خوش تان نمی آید

      شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.

      خانواده شما از همسرتان راضی نیست

      نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود.


      دیگر عاشق دلخسته او نیستید

      اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد.

      دست و پا چلفتی هستید

      اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و... بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد.

      از دوست او خوش تان می آید

      طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید.

      رازی که دوست تان به شما می گوید

      مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید.

      همسرتان زیادی حساس است

      ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند.

      رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید

      احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید.

      یک بار خیانت کرده اید

      خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید.

      از هدیه او خوش تان نیامده است

      طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید.

      او در کارش حرفه ای نیست

      اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.
      سلامت نیوز: 11 رازی که باید از همسرتان پنهان کنید! ۶- رازی که دوست تان به شما می گوید
      مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید.
      ۷- همسرتان زیادی حساس است
      ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند.
      ۸- رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید
      احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید.
      ۹- یک بار خیانت کرده اید
      خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید.
      ۱۰- از هدیه او خوش تان نیامده است
      طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید.
      ۱۱- او در کارش حرفه ای نیست
      اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.
      منبع: زندگی ایده آل
    • توسط sajjad
      امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم.
      با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد.
      در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید.
      درباره‌ی این ابزار
      مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند.
      این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید.
      چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید:
      استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید.
      استفاده از چارچوب
      برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید.
      ۱. استراتژی برقراری ارتباط
      در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید:
      چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد.
      ۲. استراتژی مخاطبان
      سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد.
      این سؤالات را از خود بپرسید:
      مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید.
      سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند.
      ۳. استراتژی پیام
      در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید:
      آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید.
      آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید.
      همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید.
      اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید.
      ۴. استراتژی کانال ارتباطی
      در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است.
      این سؤالات را در نظر بگیرید:
      کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید.
      مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید.
      نکته:
      از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است.
      منبع: چطور
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...