رفتن به مطلب

Recommended Posts

sabke-negaresh-768x576.jpg

انتخاب سبک نویسندگی، در انتقال مفاهیم هر مطلب تاثیر مهمی دارد. به خصوص وقتی قرار است به عنوان متخصص مقاله یا کتابی آموزشی بنویسیم، این مساله حساسیت بیشتری پیدا می‌کند. به همین خاطر در این مقاله درباره سبک‌های مناسب برای نگارش مطالب علمی و آموزشی توضیحاتی ارائه شده است.

انواع سبک‌های نویسندگی

برای آنکه توضیحاتم خیلی پیچیده و پر شاخ و برگ نشود، سبک‌های نویسندگی را از نظر هدف نوشتن در دو گروه کلی دسته‌بندی می‌کنم:

سبک ادبی: هدف اصلی از این سبک، خلق اثری هنری است. هرچند از این بستر می‌توان برای انتقال مفاهیم مختلف بهره برد، اما معمولا افراد از خواندن متون ادبی بیشتر در پی لذت‌بردن از ماهیت هنری آنها هستند.

سبک ادبی خود به شاخه‌های مختلفی تقسیم می‌شود و هر کدام ویژگی‌های خاصی دارند. ذوق و قریحه اشخاص در نگارش متون ادبی زیبا و ماندگار نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد. در حقیقت خواندن متون ادبی بیشتر بخش عاطفی مغز انسان‌ها را درگیر می‌کند. خوشبختانه در زبان فارسی، نمونه‌های ارزشمندی از آثار ادبی دیده می‌شود.

Untitled-1.jpg

سبک علمی (معیار): اگر بخواهم تعریف ساده‌ای از این سبک داشته باشم باید بگویم که هر متنی که ادبی نیست، علمی یا معیار است.

همه ما هر روز با نمونه‌های زیادی از متون علمی روبرو می‌شویم. از تابلوهای اطلاع‌رسانی در کوچه و خیابان گرفته تا مقالات نشریات‌ یا کتب علمی ـ آموزشی. همه این متون را در سبک علمی قرار می‌دهم.

به عبارت بهتر در این حالت، از نوشتن برای انتقال مفاهیم استفاده می‌شود و مهم است که آن مفهوم درست، شفاف و با کمترین ابهام انتقال پیدا کند. در سبک‌های علمی بر خلاف سبک‌های ادبی، نوشتن وسیله‌ای برای انتقال مفهوم است، نه اصل کار.

منتها اگر هنگام نگارش متون علمی از ظرافت‌های ادبی درست و به جا و در حد اعتدال استفاده کنیم، نوشته‌ های ما زیباتر و تاثیرگذارتر خواهند کرد. زیرا بخش عاطفی مغز خواننده را نشانه گرفته‌ایم!

تفاوت بین این دو سبک نگارش دقیقا مانند تفاوت بین خوانندگی و سخنرانی است. کسی که به کنسرت می‌رود انتظار سخنرانی و ارائه مطلب ندارد و کسی هم که به سخنرانی می‌رود انتظار دیدن و شنیدن اثری هنری را نخواهد داشت.

هرچند استفاده از طنز و یا برخی حرکات نمایشی از سوی سخنران (اگر به جا و درست استفاده شود) ارائه را از یکنواختی خارج می‌کند و اثربخشی آن را افزایش می‌دهد.

کدام سبک نویسندگی برای متخصصین مناسب‌تر است؟

با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، بدون‌شک برای متخصصین سبک علمی، مناسب‌ترین سبک برای نگارش است. اما به این معنا نیست که انعطاف‌پذیر نباشیم. زیرا گاهی لازم است برای اثربخشی بیشتر و حتی تزئین و جلب توجه مخاطب از ویژگی‌های سبک‌های ادبی بهره ببریم.

ولی باید حواس‌مان باشد که در «چاه ادبی» گرفتار نشویم. زیرا برخی از نویسنده‌های تازه‌کار هنگام نوشتن مطالب خود در این موضوع زیاده‌روی می‌کنند و کار خود را نوشتن سخت می‌کنند؛ بدتر از آن ممکن  است کار خواننده نیز سخت‌تر شود. زیرا افراط در ادبی‌نویسی باعث کژفهمی و ابهام در فهم مطالب می‌شود.

اگر هم نویسنده ذوق و استعداد خوبی در این زمینه نداشته باشد، توی ذوق خواننده می‌خورد. مانند حالتی که به شخصی غیرحرفه‌ای، ویولون می‌دهیم و دیگر باید انتظار شنیدن هر صدای عجیب و غریبی را داشته باشیم.

توجه به این موضوع برای نوشتن مطالبی که مخاطب عام دارد، اهمیت بیشتری بیشتری پیدا می‌کند. مانند مطالبی که در وب‌سایت شرکت‌ها و سازمان‌ها قرار می‌گیرد یا مهم‌تر از آن مطالبی که در مطبوعات و خبرگزاری‌ها منتشر می‌شود.

News-635344691834259381.jpg

چگونه قلم خود در نگارش را پیدا کنیم؟

هر کسی که نویسندگی را آغاز می‌کند به مرور قلم خود را در نگارش پیدا می‌کند. منظور از «قلم» لحن و نحوه نگارش هر نویسنده است که تقریبا منحصر به اوست. این مساله در سخنرانی با صدای افراد قابل مقایسه است. اینکه هرکس صدای خاص خود را دارد؛ به طوری‌که در تماسی تلفنی هم قابل تشخیص است.

در حقیقت این روند باید برای هر نویسنده‌ای اتفاق بیفتد. بهترین روش برای پیداکردن قلم اختصاصی در نوشتن این است که همان‌طور که صحبت می‌کنیم، بنویسیم؛ ساده، راحت و صمیمی. بین لحن گفتاری و نوشتاری ما نباید تفاوت زیادی وجود داشته باشد؛ البته این به معنای محاوره‌‌نویسی یا شکسته‌نویسی نیست.

مثلا من در زبان گفتار می‌گویم: «فرق بین سیاره و ستاره اینه که سیاره از خودش نور نداره، اما ستاره نور داره…» طبیعتا در زبان نوشتار این عبارت را به این شکل می‌نویسم: «فرق بین سیاره و ستاره در این است که سیاره از خودش نور ندارد، اما ستاره نور دارد.» همان‌طور که دیدید، لحن این دو تفاوت زیادی با هم نداشتند.

فرض کنید که من عبارت یادشده را این‌گونه بنویسم: «از جمله تفاوت‌های بین سیاره و ستاره می‌توان به این ویژگی اشاره نمود که سیاره از خود نور ندارد، در حالی که ستاره این‌چنین نبوده و نور دارد.» بدون‌شک شما با عبارت آخر ارتباط کمتری برقرار می‌کنید.

اگر واقعا من در زبان گفتار از چنین لحنی استفاده می‌کنم، باید در نحوه بیانم تجدیدنظر کنم! زیرا این روش صحبت‌کردن یا نوشتن نشان می‌دهد که من در ساده‌‌سازی مطالب ناتوان هستم.

منبع: علم نگار

نویسنده: محمدرضا رضائی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      مقدمه
      به نام سر فصل همه ی نامه ها چه انهایی که نوشته شدند و چه انهایی که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند
      یک سلام پررنگ و چند نقطه چین..به علامت جوابهایی که هرگز ندادی و یک دقیقه سکوت!به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار پاسخ تو مردند فرض که دلت نخواست به فرض که حوصله ات نیامد!به فرض که لایقش نبودم!فرض که دوستم نداری! نه خودم را نه نامه هایم را!!!این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست بی دلیل هم خودش کلی دلیل است لااقل میگفتی:((اینهم که جوابی ننویسد جوابی است))دریغ از همین حرف چه می شود کرد تویی و عزیز کرده ی این دل رسوای سر گردان خودم چه کارش کنم جواب هم ندهی بهانه ات را میگیرد بگذریم...
      حوالی همین روزهای پژمرده نیامدنت انگار کسی از اسمان به من گفت شاید این عزیز کرده دلت شعر به دل مخملیش نمیشیند!حق بعد از او با توست این بار دیگر شعر نمی نویسم نامه هایی را برایت مینویسم که در تنهایی پاییزی ام برای خودم نوشتم و برای تو پاره کردم حقیقتش فکر میکردم اگر میخواست از این زبان خوشت بیاید حرفهای عادی خودم را بیشتر دوست داشتی که نداری حالا چاره ای نیست این را هم امتحانش میکنم راستی به دل نگیر بین نامه هایی که پاره کردم اسم تو با چند کلام قبل و بعدش سالم و دست نخورده مانده و حالا هم از روی همان اسم خودت نامه های تکه تکه شده راکنار هم چیدم و برایت نوشتم این بار هم اگر به دلت ننشست فکر دیگری میکنم شاید هم دفعه بعد به سبک ادم های ان طرف تاریخ برایت نقاشی کردم خدا رو چه دیدی شاید پسندیدی خوب دیگر وقت چشم های روشن نازت را زیاد گرفتم بگو به روشنی خودشان کدری این لهجه این مجنون اواره را ببخشند ممنون که همیشه ناخواسته کمکم میکنی چه خودت چه اسم قشنگت چه سفرت چه نیامدنت و این بار هم بی جوابیت که کانون از هم پاشیده ی نامه های پاره پاره ام را به هم پیوند زد تاریخ نمیزنم هر وقت که تو ممکن است حوصله مهربانیت بیشتر باشد حرف اخر اینکه زیبا مثل هیچکس قرص کامل ماه بی تقصیر پروانه ات میمانم و برای تو مینویسم تو عزیزی چه بهاری باشی چه تابستانی چه پاییزی دلت نسوزد نگو چه لحن غم انگیزی راست می گویم که عزیزی حتی اگر این ها را هم مثل بقیه فراموش کنی و دور بریزی کسی که هم بی تو می میرد و هم برای تو ...
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      چقدر سخته در جامعه ی ایران, که درک و شعور عموم مردم منحصر به آگاهی های محدود خودشون میشه , بخوای از صلح و دوستی وَ محبت صحبت کنی.....در جامعه ای که سطح مطالعه پایین باشه پذیرش فرهنگ صلح اتفاق نمی افته.....جامعه ای پیشرفت میکنه که بین زن و مرد توازن و اعتدال برقرار شده باشه......اما در ایران نه تنها سیاست گذاری های حاکم بر کشور حاضر به پذیرش این مسئله مهم و حیاتی نیست بلکه عموم زنان هنوز در عمل به حفظ و صیانت از حقوق خودشان تردید دارند.
      ........
      مثال های زیادی دارم که تنها به ذکر یک نمونه بسنده میکنم،من در یک شبکه ی اجتماعی به نام هم میهن عضو هستم و در بخش سوال و جواب این شبکه مطلب ((زیر)) را ارسال کردم:
      .
      .
      ***فردا ۴ آذر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان***
      .
      پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهترين شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر باشد ، و من ، بهترينِ شما براى خانواده ام هستم . زنان را كسى گرامى نمى دارد ، مگر انسانِ بزرگوار ، و كسى به آنان اهانت نمى كند ، مگر انسان پَست.
      .
      .
      .
      خوب خانم ها بگید از سختی های زن بودن بگید از رفتارهای غیر دوستانه و خشن دور و اطرافیانتون بگید از ناملایمت ها و شکست های عاطفی صحبت کنید , درد و دل کنید , شاید قدرت شعور و درک کسانی که شما را نمیفهمن کمی بهتر بشه,حرف بزنید
      .
      .
      *****لطفا به پاسخ برخی خانم ها دقت فرمایید:
      .
      αяzυ - : اسم اینا رو فقط میتونم بزارم لیسیدَن !:| 
      .
      รձгձ Eȶɨ : حرفمو آرزو زد از اون موقع که اینو گذاشتی دارم با خودم کلنجار میرم که بگم؟!نگم؟!بعدگفتم ولش نگم که بالاخره ارزو گفت
      .
      ᴅɪᴍ - : یو آر اِ لیسر/:
      .
      ................................................
      شما چه فکر میکنید؟ باید چه کرد؟
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      از زمانی که یک مغازه اجاره کردم و رفت و آمدم  به بانک بیشتر شده ، یکی از اساسی ترین سوالات ذهنم اینکه چرا کارمندان بانک بین مشتری هاشون فرق میزارن و بین پولدار و کم پول تفکیک قائل میشن، توی بانک ها کسی که پولدار باشه بدون گرفتن نوبب در اندک زمانی کارش راه می افته کسی که پولدار باشه نه تنها کارمندان بلکه رئیس بانک براش احترام قائله کسی که پولدار باشه راحت تر وام بهش میدن و حتی تا جایی پیش میره که ضامن ازش نمیخوان وقتی پولدار باشی احترام و ارزش داری  و به زبان دیگر چون تو پولدار هستی احترام و ارزش داری.....
      ..................................
      همین امروز وقتی یکی از بازاریان معروف شهر وارد بانک شد حتی یک ثانیه وقت برای نوبت گرفتن نگذاشت اما هیچکس بهش اعتراض  نکرد این آدم مثل آب خوردن کارش راه افتاد و خیلی خوشحال بانک رو ترک کرد 
      .
      در دنیای ما، اگر ثابت کنی پولدار هستی میتونی به راحتی حقوق دیگران رو پایمال کنی ، به زبان دیگر اگر میخواهی حقوق دیگران رو پایمال کنی باید ثابت کنی  پولدار هستی
      .....................................
      وقتی 12 سالم بود  فلیمی دیدم که موضوعش شروع برده داری  در آمریکا بود ، اروپاییان با بد ترین و وحشیانه ترین نوع رفتار ، مردم آفریقا را سوار بر کشتی های بزرگ و کوچک میکردند و آنها را برای بردگی به آمریکا میبردند.هر کس در کشتی مریض میشد او را  زنده زنده به دریا می انداختند، و با اینکه بسیاری از ملوانان کشتی سیاه بودند  هیچ شورشی بر علیه سفید ها اتفاق نمی افتاد و از همه بدتر این بود که ملوانان سیاه رفتار غیر انسانی تری نسبت به ملوانان سفید با همنوعان خود داشتند.....مدت ها ، پیش خودم میگفتم اینا همش الکی هست مگه میشه آدما تا این حد احمق باشن که تن به این حقارت ها بدن اما بعدا زمانی که بزرگتر شدم فهمیدم انسان های ضعیف در اصل چوب همین حماقت ها شونو دارن میخوردن.
      .
      .
      اتحاد و همبستگی ، همراه با آشتی ملی رمز دست یابی به اعتدال و عدالت اجتماعی است که متاسفانه ما هنوز از آن بی بهره ایم.
      .
      .
      ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      مکان:پارک لاله تهران
      زمان:ساعت 17
       
      تاریخ:جمعه 9 شهریور 1397
      ..............................
      در یکی از برنامه های غذا رسانی که در پارک لاله برگزار کرده بودیم در هنگام غذا دادن به گربه ها، شهروند مُسنی آمد پیش من و با لحنی ناراحت ، بی مقدمه گفت:

      «چن مدت پیش یه گروه شش هف نفره آمده بود اینجا برای همین کاری که شما دارین انجام میدین اما موقه ای که گربه ها جمع شده بودن و داشتن غذا میخوردن سه چارتاشونو گرفتن و انداختن تو یه قفس ، وقتی ازشون پرسیدم چرا دارین این کار رو میکنین گفتن ما حامی حیوانات هستیم و این گربه ها رو داریم برای درمان میبریم»

      در ادامه این آقا گفت:رفتارشون با گربه ها به حامی حیوانات نمیخورد، من آدمای زیادی رو دیدم که میان اینجا و غذا رسانی میکنن
      ..............................
      این شهروند بعد از اینکه من قول 
      پیگیری این موضوع را دادم و شماره همراه مرا گرفت خداحافظی کرد و رفت.....
      ..............................
      بعد از یک هفته پیگیری بلاخره متوجه شدم گروهی که خود را حامی حیوانات و فعال محیط زیست معرفی کرده اند مدت هاست در ظهر وسط هفته در پارک ها برنامه ی به ظاهر غذا رسانی به حیوانات برگزار میکنند اما بعد از به دام انداختن و بردن گربه های بیچاره آنها را میکشند و گوشتشان را به رستوران های خارج از شهر میفروشند.

       لطفا مراقب باشید
      ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
    • توسط sajjad
      نیم فاصله
      فرض کنید دارید مطلبی را برای چاپ یا حتی انتشار در وب آماده می‌کنید و متن چیزی شبیه به متن زیر است:
      در نگاه اول جمله بالا هیچ مشکلی ندارد ولی اگر متن justify شده باشد چطور؟ اگر کمی ابتدا متن طولانی‌تر شود، تغییری ایجاد خواهد شد؟
      با کمی دقت متوجه خواهید شد در کلمه "می خواهد" نصف کلمه در خط اول و نصف آن در خط دوم است. راه‌حل یا سولوشنی که برای حل این مشکل وجود دارد استفاده از نیم فاصله است. در واقع نیم فاصله یک کاراکتر با عرض خیلی کم است که کلمات را به هم می‌چسباند و "می خواهد" را به "می‌خواهد" تبدیل می‌کند. مثلا برای متن بالا:
      حالا با کمی دقت در همین مطلب یا دیگر مطالب ما، متوجه رعایت این مورد خواهید شد.
      برای ایجاد نیم فاصله می‌توان از چندین روش می‌توان استفاده کرد، مثلا کلیدهای ترکیبی Alt + 0157 یا کلیدهای ترکیبی Ctrl + Shift + 2 و غیره. همچنین برای ورد نیز می‌توانید این مورد را شخصی‌سازی کنید.
      ساده‌نویسی
      برای ساده‌نویسی فقط کافی است از جملات پیچیده و طولانی اجتناب کنید. فراموش نکنید که ساده‌نویسی به معنی محاوره‌نویسی نیست، بلکه استفاده از کلمات رسمی و در حین حال قابل‌فهم است.
      فارسی در برخی از متون تخصصی جایگاهی ندارد. درست است که زبان فارسی، زبان ادب-هنر است ولی این دلیل نمی‌شود که متعصبانه به آن نگاه کنیم و سعی کنیم هر کلمه‌ای را فارسی‌سازی کنیم. بهترین راه این است که ببینیم آیا کلمه‌ای معادل فارسی جا افتاده‌ای دارد و بد نیست نیم نگاهی نیز به جامعه مخاطب بیاندازیم و ببینیم از چه واژه یا اصطلاحی استفاده می‌کنند.
      در اولین مطالبی که در باورژن منتشر می‌کردیم، اصل ساده‌نویسی را رعایت نمی‌کردیم و سعی می‌کردیم ساعت‌ها وقت صرف یافتن یا ساختن معادل فارسی یک کلمه یا اصطلاح کنیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که این‌کار نه تنها سودی برای مخاطب ندارد باعث گیج‌تر شدن وی نیز می‌شود به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا کلمات را تا حد ممکن به شکل زبان اصلی بنویسیم و در صورت لزوم آن‌ها را توضیح دهیم؛ مثلا دیگر در مطالب جدیدمان از کلماتی مانند شی، رشته، پایگاه‌داده، محلی و یا منبع استفاده نمی‌کنیم و به جای آن‌ها از آبجکت، استرینگ، دیتابیس و لوکال و ریسورس استفاده می‌کنیم. دلیل این امر این است که این کلمات در قشر مخاطب ما جا افتاده است و اگر بخواهیم از اصلاحی فنی‌ در مطالب خود استفاده کنیم حتما آن را در قالب باکس‌های اصطلاحات فنی توضیح خواهیم داد.
      حذف ضمایر اضافی
      به جمله زیر دقت کنید:
      در جمله بالا "شما" ضمیر اضافه‌ای است که بهتر است حذف کنید.
      یا در مثال زیر "که" ضمیر اضافه است:
      شکل صحیح آن به صورت زیر است:
      حشو
      "تخته وایت‌برد" یکی از پراستفاده‌ترین حشوها است. حشو یعنی استفاده غیرضروری و پشت‌سرهم از چند کلمه که معنی و مفهوم یکسانی دارند. مثال:
      ذات اصل با شیرینی همراه است، پس بهتر است جمله به صورت زیر نوشته شود:
      برای اطلاعات بیشتر به ویکیپدیا مراجعه کنید.
      علائم نگارشی
      علائم نگارشی را بشناسید و در جای درست بکار ببرید:
      نقطه
      نقطه علامت پایان جملات خبری است. پس از پایان حرف یا حروفی که به صورت نشانه اختصاصی بکار رفته است نیز استفاده می‌شود.
      ویرگول
      کاربردهای زیادی دارد. مثلا بین کلمات هم‌پایه مانند جمله‌ای که در بخش ساده‌نویسی بکار بردیم:
      برای مکث کوتاه و هر گاه مکث باعث صحیح خواندن کلمات و جمله می‌شود. مثالی از دوران مدرسه:
      و یا
      البته ویرگول کاربردهای دیگری مانند استفاده بین اجزای جملات مرکب، برای جدا کردن اجزای نشانی، پس از منادا نیز دارد که خارج از حوصله این مطلب است.
      دو نقطه
      برای نوشتن مثال، معنی لغات در دیکشنری‌ها، قبل از نقل قول و هنگام نام بردن اجزای یک مجموعه کاربرد دارد:
      علامت توجه (تعجب)
      در پایان جملات تعجبی، تاکیدی و عاطفی از علامت "!" استفاده می‌شود.
      علامت سوال
      در پایان جملات پرسشی از علامت "؟" استفاده می‌شود. همچنین برای نشان دادن شک و تردید درباره یک موضوع نیز از علامت سوال داخل پرانتز استفاده می‌شود.
      خط فاصله
      وقتی فاصله بین دو شهر یا کشور یا غیره را بخواهیم نشان دهید به معنی "تا" و "به" کاربرد دارند:
      حتما در کلاس‌های زبان یا زیرنویس فیلم‌ها متوجه شده‌اید که در ابتدای مکالمات هر کدام از شخصیت‌ها یک علامت "-" برای جدا کردن دیالوگ‌ها استفاده می‌شود.
      هنگامی که بخواهیم دو جنبه مختلف از یک مفهوم را نشان بدهیم:
      نقطه ویرگول (نقطه‌بند)
      در بیان توضیح و مثال پیش از کلمه‌هایی مانند «مثلاً»، «فرضاً»، «یعنی» و…
      برای جداکردن جمله‌هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نظر می‌رسند ولی در یک عبارت طولانی بستگی معنایی دارند.
      سایر علائم نگارشی
      علائم نگارشی بسیار زیاد دیگری نیز مانند گیومه، سه نقطه و غیره نیز وجود دارند که بهتر است به کتاب‌های اشاره شده در پایان مطلب مراجعه کنید.
      نکته
      این علائم باید به کلمات قبل خود بچسبد و بعد از آن‌ها از یک فاصله استفاده شود. البته اگر جمله به پایان می‌رسد و بعد از آن جمله‌ای دیگر وجود ندارد، نیازی به فاصله بعد از آن نیست. فراموش نکنید که علائم نگارشی، کاربردهای دیگری نیز دارند که تنها بخشی از آن‌ها را نوشتیم.
      متن باکیفیت بخوانید
      بهترین را برای بهتر نوشتن، خواندن مطالب دارای کیفیت است. بهتر است در حوزه‌ای که می‌نویسید، یک Role Model انتخاب کنید و مطالب وی را دنبال کنید تا با به مرور قدرت نگارش خود را تقویت کنید.
      مراجع بیشتر
      کتاب‌های زیر در یادگیری بهتر نگارش مفید هستند:
      کتاب غلط ننویسیم اثر مرحوم ابوالحسن نجفی کتاب مزخرفات فارسی اثر رضا شکراللهی کتاب فرهنگ درست‌نویسی سخن اثر حسن انوری جمع‌بندی
      متن بالا یک جمع‌بندی کوتاه برای نگارش بهتر مطالب است و مطالب بسیار زیادی دیگری مانند کاربرد کلمه "را"، استفاده از "است" به جای "می‌باشد"، عددنویسی، خطای منطقی و غیره را پوشش ندادیم.
      فراموش نکنید که حتما مطالب خود را حداقل یکبار قبل از انتشار بخوانید. همچنین ویراستیار، افزونه‌ای (Add-on) برای نرم‌افزار ورد دارد که در موارد بسیاری مانند غلط‌یابی املایی، اصلاح نشانه‌گذاری و افزایش کیفیت مطالب شما کمک می‌کند.
      منبع: ویرگول
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...