رفتن به مطلب

Recommended Posts

shutterstock_351834062-social-media-lolostock-opener.jpg

هیچ کس افسردگی را انتخاب نمی‌کند اما این بدان معنا نیست که شما کنترلی بر روی این اختلال ندارید و نمی‌توانید شرایط موجود را تغییر دهید. افسردگی ۳۵۰ میلیون نفر را تحت تاثیر خود قرار داده است. اگرچه شما می‌توانید با شرایطی همچون ورزش، درمان شناختی، درمان دارویی وسایر درمان‌های موجود شرایط افسردگی را بهبود ببخشید، قادرید این شرایط را بدتر کنید. ادامه مقاله را بخوانید تا با عادت‌های روزانه‌ای که می‌تواند افسردگی را بدتر کند آشنا شوید.

۱- عادت‌های رژیم غذایی:

در یک مطالعه انجام شده دانشمندان استرالیایی یک نوع رژیم غذایی غربی را با افسردگی مرتبط دانسته‌اند. این رژیم غذایی شامل غذاهای سرخ شده، غلات تصفیه شده، محصولات شکردار و مصرف نوشیدنی‌های الکلی است. افرادی که از سبزیجات تازه، میوه‌ها، گوشت، ماهی و غلات سبوس دار استفاده می‌کنند شانس کمتری برای ابتلا به افسردگی خواهند داشت. محققان دانشگاه پزشکی دیکین در استرالیا، بر این باورند که ترکیب میکروبیوم‌ها ، که اجتماعی از میکروارگانیسم‌های زنده در سیستم گوارشی ماست ، تاثیر زیادی بر رویسلامت روان دارد. در ادامه تحقیقات، محققان تاثیر رژیم غذایی را بر روی بهبود نشانه‌ها و علائم بیماری‌های روانی مورد بررسی قرار داده اند. این افراد همچنین ارتباط بین افسردگی و بیماری لیکی گات یا همان نشت روده را بررسی کرده‌اند. بیماری نشت روده شرایطی است که در آن پوشش تضعیف شده معده اجازه می‌دهد محتویات داخل آن به بدن نفوذ کند و باعث آغاز و تحریک یک پاسخ ایمنی گردد. تا زمانی که دانشمندان بتوانند دلایل ارتباط بین رژیم غذایی و بیماری‌های روانی را به خوبی تشخیص دهند شما نباید از مواردی همچون نان سفید، پاستا و شیرینی چشم بپوشید. این غذاها می‌تواند افسردگی را بدتر کند.

shutterstock_143187523-diet-racorn.jpg

۲- کیفیت خواب:

اصلا جای تعجب نیست که کمبود خواب می‌تواند نقش بسیار مهمی در سلامت روانی شما بازی کند. اختلال خواب یکی از نشانه‌های قابل توجه افسردگی است و تغییر در الگوی خواب همچون بی خوابی می‌تواند نشانه یا حتی آغاز کننده یک دوره افسردگی جدید باشد. بی خوابی در افرادی که مبتلا به افسردگی هستند بسیار شایع است. این افراد صبح زود از خواب بیدار می‌شوند و شب نیز نمی‌توانند خواب خوبی داشته باشند. برای اینکه افراد مبتلا به افسردگی خواب خوبی داشته باشند، متخصصان توصیه می‌کنند که از روش‌های قدیمی استفاده کنند. این افراد باید زمان رفتن به رختخواب و بیدار شدن از خواب را به صورت ثابت نگه دارند و سعی کنند به هنگام خواب نورهای اتاق خود را کمتر کنند.

gettyimages-91509124-sleep-tricia-shay.jpg

۳- عادت‌های مرتبط با رسانه‌های اجتماعی:

رسانه‌های اجتماعی همیشه یک سرگرمی خوشحال کننده نیست. نه تنها محققان فرآیندی به نام افسردگی فیس بوک را تشخیص داده‌اند بلکه شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشان دهنده ارتباط بین افسردگی و استفاده بیش از حد از این رسانه‌هاست. این شرایط ممکن است به خاطر احساس انزوا باشد و اضطراب اجتماعی را بین آن‌ها بدتر کند. البته عکس این موضوع نیز صادق است. در برخی از موارد فیس بوک یا سایر رسانه‌های اجتماعی می‌تواند نشانه‌های افسردگی را در افرادی که احساس تنهایی و انزوا می‌کنند بهتر کند و آن‌ها را راضی‌تر و شادتر سازد.

۴- روش مدیریت استرس:

موقعیت‌های استرس‌زا می‌تواند افسردگی را بدتر کند. اما این شرایط همه افراد را به طور یکسان تحت تاثیر خود قرار نمی‌دهد. مطالعه‌ای که در مجله ساینس منتشر شده است، نشان می‌دهد که مقصر اصلی برای ایجاد این شرایط ژنی است که مقدار هورمون سروتونین در مغز را کنترل می‌کند. البته شما نمی‌توانید ژن‌های خود را تغییر دهید اما می‌توانید مراحلی را برای نگه داشتن سطح استرس و بررسی آن انجام دهید. مطالعات و تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که روش‌های مبتنی بر حضور ذهن ( تمرینی است که در آن تنها بر روی زمان حال تمرکز می‌شود) می‌تواند استرس روانی را بهبود ببخشد. توقف کنید، نفس عمیق بکشید و سپس در مورد زمان حال فکر کنید.

۵- آب و هوا:

مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که برخی از افراد در فصل زمستان که طول روز کمتر است بیشتر دچار افسردگی می‌شوند. البته مطالعات بیشتری برای تایید این امر نیاز هست. متخصصان نیز بر این باورند که ارتباطی بین تغییرات فصلی و افسردگی وجود دارد. از آنجایی که نور خورشید نیازمند هیچ تجویزی نیست شما می‌توانید به آسانی از آن استفاده کنید. تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که قرار گرفتن در معرض نور خورشید صبحگاهی تاثیر بسیار خوبی بر روی خلق و خو خواهد داشت.

getty-83607914-weather-jessica-peterson.jpg

۶- عادت‌های مرتبط با سیگار کشیدن:

همه افراد به خوبی می‌دانند که سیگار برای بدن مضر است اما اگر از بیماری افسردگی رنج می برید سیگار کشیدن می‌تواند نشانه‌های شما را بدتر کند. بر اساس مطالعات انجام شده ، افراد سیگاری که سیگار کشیدن خود را ترک کرده اند احساس افسردگی کمتری نسبت به سایر افراد داشتند. این امر همچنین موجب بهبود خلق و خوی افراد نیز شده بود. نیکوتین می‌تواند باعث ایجاد تغییرات خلق و خو در افراد سیگاری شود.نیکوتین دارای اثرات آرامش بخشی است اما می‌تواند باعث ایجاد اضطراب و کج خلقی شود.

۷- نوشیدن الکل:

تحقیقات نشان داده است که مصرف الکل و نوشیدنی‌های الکلی می‌تواند نشانه های افسردگی را بدتر کند. از آنجایی که الکل دارای اثرات افسرده کننده هست می‌تواند این شرایط را بدتر کند. سعی کنید تا جایی که می توانید نوشیدن الکل را کنار بگذارید.

منبع: مجله سلامت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      1. افرادی که قضاوت می‌کنند
      افراد قضاوتگر را این روزها همه جا می‌توان دید، آن‌ها همه چیز را نقد و قضاوت می‌کنند و همان نتیجه‌ای را می‌گیرند که خودشان ترجیح می‌دهند. اگر شما وقت زیادی را صرف کنید و چیزی را برای آن‌ها با جزئیات فراوان برایشان شرح دهید یک گوش آن‌ها در و گوش دیگر دروازه خواهد بود چون پیش از آن که سخنان شما حتی شروع شده باشد آن‌ها به نتیجه و قضاوت نهایی رسیده‌اند. آن‌ها در گوش دادن و ارتباط برقرار کردن بسیار ضعیف هستند بنابراین دوستی و همکاری و مشورت با چنین افرادی به معنای واقعی کلمه، اتلاف وقت است.
      2. افرادی که حسادت می‌کنند
      اگر به فعالیت‌های مهمی مثل کارآفرینی مشغول هستید در طول فعالیت خود با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو خواهید شد. همه در چنین شرایطی به افرادی نیاز دارند که از آن‌ها حمایت کنند به خصوص در شرایط سخت که روحیه دادن و افکار مثبت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اما این افراد حمایتگر باید در روزهای اوج و موفقیت هم چشم دیدن خوشحالی‌های شما را داشته باشند! افراد حسود نمی‌توانند شادی و موفقیت شما را ببینند، آن‌ها دوست دارند اتفاقات خوب فقط برای خودشان بیفتد و نه کس دیگری، در نتیجه به نحوی برای خراب کردن موفقیت و حس خوب شما تلاش می‌کنند، پس پیش از آن که به هدف خود برسند این افراد مسموم را از اطراف خود دور کنید.
      3. افرادی که زورگو هستند
      افراد زورگو و کسانی که دوست دارند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند هرگز به حرف‌های بقیه گوش نمی‌دهند. آن‌ها نمی‌خواهند این کار را انجام دهند چون تصور می‌کنند که همه چیز را می‌دانند و بهترین راه انجام هر کاری در دست خود آن‌ها است. چنین افرادی در روابط شخصی و دوستانه بسیار آزاردهنده هستند اما در محیط‌های کاری و حرفه‌ای به یک کابوس واقعی تبدیل می‌شوند. یک ساختار شغلی موفق، تنها در سایه همکاری و پیروی از دستورات امکان پذیر است و اگر افراد کنترل کننده و زورگو در گروه شما وجود داشته باشند به معنای دوتا شدن آشپز است، یعنی آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک!
      4. افرادی که مغرور هستند
      هرگز اعتماد به نفس را با غرور اشتباه نگیرید. افرادی که اعتماد به نفس دارند الهام بخش دیگران هستند اما افراد مغرور تنها آزاردهنده هستند و باعث ناراحتی دیگران می‌شوند. فردی که رفتار مغرورانه‌ای دارد تصور می‌کند که بهتر از دیگران است و هرگز خود را هم سطح با بقیه تصور نمی‌کند در نتیجه انتظارات بالایی هم دارد. چنین افرادی در روابط دوستانه بسیار خودخواهانه رفتار می‌کنند و قابل تحمل نیستند. همچنین در محیط‌های کاری نیز نمی‌توان حضور چنین افرادی را تحمل کرد چون محیطی ناخوشایند برای بقیه به وجود می‌آورند.
      5. افرادی که مظلوم نمایی می‌کنند
      چنین افرادی خود را قربانی می‌دانند و همیشه بهانه‌هایی برای توجیه اشتباهات و خطاهای خود دارند. این نوع از افراد مسموم را همه جا می‌توان دید چون از نظر تعداد نسبت به گروه‌های دیگر برتری دارند. چنین افرادی هرگز مسئولیت کارها و اشتباهات خود را نمی‌پذیرند و آن را بر گردن دیگران می‌اندازند. چنین افرادی هرگز دوستان خوب و مسئولیت پذیری نخواهند بود و حضور آن‌ها به خصوص در محیط‌های کاری بسیار آسیب‌زا است. بنابراین شما چاره‌ای جز حذف کردن آن‌ها ندارید اما با این کار از گلایه‌ها و بی‌مسئولیتی آن‌ها خلاص خواهید شد.
      6. افرادی که موج منفی می‌دهند
      افرادی که همیشه بدبین هستند باعث از بین رفتن موج مثبت در اطراف شما خواهند شد. آن‌ها با حرف‌های بد و پیش بینی‌های منفی باعث از بین رفتن امید بقیه می‌شوند و شما هرگز از چنین افرادی حرف‌های مثبت و تشویق کننده نخواهید شنید. این افراد مسموم هر ایده و فکر جدیدی را محکوم به شکست می‌دانند و به جای حمایت کردن از شما و تلاش‌های شما، فقط به شکست‌های احتمالی فکر می‌کنند. این افراد ممکن است از روی حسادت یا بدذاتی این کار را انجام دهند یا ساختار ذهنی منفی گرایی داشته باشند اما در هر صورت اگر به دنبال موفقیت و زندگی شاد و آرام هستید باید چنین افرادی را از اطراف خود دور کنید.
      7. افرادی که دروغ می گویند
      شما برای این که بتوانید فرد موفقی باشید باید خودتان را با افراد موفق احاطه کنید، افرادی که قابل اعتماد هستند و همیشه می‌توانید روی آن‌ها حساب کنید. واضح است که افراد دروغگو، هرگز قابل اعتماد نیستند و نمی‌توان روی آن‌ها حساب کرد چون شما نمی‌توانید از درستی حرف و قول وی مطمئن باشید. این دسته از افراد مسموم به تدریج باعث آسیب دیدن کار و روابط شما خواهند شد پس بهتر است هرچه زودتر آن‌ها را از اطراف خود دور کنید تا از شنیدن دروغ و حرف‌های بی‌اساس رها شوید.
      8. افرادی که غیبت می‌کنند
      بیشتر افراد غیبت می‌کنند و بدی‌های دیگران را برمی‌شمارند تا نقاط ضعف و کاستی‌های خود را مخفی کنند اما شما در غیبت‌هایی که می‌شنوید نمی‌توانید واقعیت را از حدس و گمان‌ها جدا کنید در نتیجه اطلاعاتی غلط و تحریف شده تولید می‌شود که می‌تواند به احساسات دیگران صدمه بزند و به دشمن شدن آن‌ها با شما منجر شود. بنابراین بودن در کنار افرادی که اهل غیبت کردن هستند و بدتر از همه، دوستی با این افراد می‌تواند به موقعیت کاری و اجتماعی شما به شدت صدمه بزند. این افراد مسموم مثل سرطان گسترش پیدا می‌کنند و محیطی بد و منفی در اطراف شما به وجود می‌آورند که در نهایت به ضرر شما تمام خواهد شد.
      منبع: دیجی رو
    • توسط sajjad
      امروزه استفاده مردم از اینترنت و گوشی های هوشمند در زندگی روزمره جایگاه ویژه ای پیدا کرده است.
      بسیاری از مراکز درمانی و مطب ها تمایل به داشتن سیستم یکپارچه مدیریت امور بیماران و مراجعین خود از نوبت دهی تا نگهداری پرونده های آنها دارند ولی برای داشتن چنین سیستمی قاعدتاً نیاز به هزینه هایی همچون نرم افزار، سرور، نگهداری و پشتیبانی از سیستم می باشد.
      از طرفی مراجعین شاید جهت فقط یک مطب و یا کلینیک تمایلی به نصب برنامه آن مرکز، بر روی گوشی همراه خود نداشته باشند.
      پلاس ماد تمامی این نگرانی ها را یک جا رفع نموده است.
      تمامی مراکز درمانی و مطب ها می توانند به سیستم مدیریت مطب خود در هر مکان و زمان، هم از طریق وب سایت و هم بر روی گوشی همراه خود دسترسی داشته باشند و جهت مراجعین خود سیستم نوبت دهی را بر اساس الگوی زمانی مختص خود تنظیم نمایند که مراجعین هم از طریق آنلاین به صورت مستقیم و هم از طریق تماس تلفنی با مراکز و یا مراجعه حضوری می توانند از این سیستم استفاده نمایند و وقت خود را رزرو نمایند.
      استفاده از وب سرویس و اپلیکیشن پلاس ماد کاملاً رایگان می باشد.
      به موجب پرونده الکترونیک سلامت، هر شخص در هر زمان و مکان میتواند به تمامی اطلاعات پرونده سلامت و پزشکی خود دسترسی داشته باشد و می تواند از آن در مراجعات بعدی به پزشک و یا مراکز خدمات سلامت بهره گیرد. از تحولات به وجود آمده در عرصه تکنولوژی که بسیار حایز اهمیت است میتوان به این موضوع توجه گردد که مراجعین جهت تصمیم گیری در مورد انتخاب پزشک خود، از فضای مجازی و اینترنت و باز خوردهای آن در این فضا استفاده می کنند تا در مورد انتخاب خود اطمینان حاصل نمایند.
       
      ورود به سایت
    • توسط sajjad
      امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم.
      با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد.
      در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید.
      درباره‌ی این ابزار
      مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند.
      این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید.
      چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید:
      استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید.
      استفاده از چارچوب
      برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید.
      ۱. استراتژی برقراری ارتباط
      در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید:
      چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد.
      ۲. استراتژی مخاطبان
      سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد.
      این سؤالات را از خود بپرسید:
      مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید.
      سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند.
      ۳. استراتژی پیام
      در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید:
      آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید.
      آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید.
      همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید.
      اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید.
      ۴. استراتژی کانال ارتباطی
      در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است.
      این سؤالات را در نظر بگیرید:
      کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید.
      مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید.
      نکته:
      از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است.
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      ۱. با خودتان مهربان باشید.
      منظور از این جمله دقیقاً همان جمله‌ی معروف است که می‌گوید برای خودتان نوشابه باز کنید. خیلی خوب است که با مهربانی و درک بالا به اشتباهات و شکست‌هایتان نگاه کنید – بدون انتقاد بی‌رحمانه و حالت دفاعی. تحقیقات نشان می‌دهد، آنهایی که با خودشان مهربان هستند افرادی شادتر و خوش‌بین‌تر هستند، اضطراب کمتری دارند و کمتر دچار افسردگی می‌شوند. احتمالاً چندان تعجب نکردید. ولی یک نکته‌ی مهم‌تر هم هست: این افراد موفق‌تر از دیگران هم هستند. اکثر ما باور داریم که برای اینکه بیشترین تلاشمان را بکنیم باید به خودمان سخت بگیریم ولی اینطور که پیداست این باور ۱۰۰٪ غلط است. کمی مهربانی کردن با خودتان وقتی اوضاع سخت و دشوار است میزان زیادی از استرستان را کم کرده و عملکردتان را بهتر می‌کند چون کمکتان می‌کند راحت‌تر از اشتباهاتتان درس بگیرید. پس یادتان باشد که انسان جایز‌الخطاست، و به خودتان فرصت اشتباه کردن بدهید.
      ۲. به «تصویر بزرگ» فکر کنید.
      به هر چیزی که می‌خواهید یا نیاز دارید می‌توانید از بیشتر از یک زاویه نگاه کنید. به‌عنوان مثال، «ورزش کردن» را در تصویر بزرگ‌تر می‌توانید با عباراتی مثل «سالم‌تر شدن» برای چراییِ آن  یا با عباراتی دقیق‌تر مثل «دو مایت در روز دویدن» برای نحوه‌ی آن توصیف کنید. در مواجهه با استرس و چالش فکر کردن به تصویر بزرگ‌تر انرژی‌بخش خواهد بود چون یک عمل خاص و معمولاً کوچک را به یک معنی و مفهوم بزرگ‌تر وصل می‌کنید. به چیزی که به خودیِ خود به نظر مهم و ارزشمند نمی‌آید زیر نوری کاملاً جدید نگاه می‌شود. بنابراین وقتی به آن یک ساعت بیشتری که بعد از اتمام ساعت کاری باوجودِ خستگی در محل‌کار می‌مانید، به جای «۶۰ دقیقه بیشتر جواب دادن به ایمیل‌ها» با «کمک به پیشرفت کاری‌ام» فکر کنید، آنوقت احتمال ماندن در محل‌کار و سخت کار کردنتان بیشتر خواهد شد.
      ۳. به روتین‌ها تکیه کنید.
      اگر از شما بپرسم که دلایل اصلی استرس در زندگی کاری‌تان را بگویید احتمالاً خواهید گفت چیزهایی مثل ضرب‌العجل‌ها، حجم کار زیاد، بوروکراسی یا رئیس مزخرفتان. احتمالاً نمی‌گویید «اینکه باید تصمیمات زیادی بگیرید» چون بیشتر آدم‌ها آگاه نیستند که همین می‌تواند یک منبع قوی و مهم از استرس در زندگی‌هایشان باشد. هربار که یک تصمیم می‌گیرید – چه درمورد استخدام یک نیروی جدید باشد، یا گذاشتن قراری با سوپروایزرتان یا انتخاب بین نان چاودار و گندم کامل برای سالاد تخم‌مرغتان – نوعی فشار ذهنی ایجاد می‌کنید که درواقع استرس‌زا است (به‌خاطر همین است که خرید کردن تا این اندازه خسته‌کننده است، مشکل راه رفتن زیاد نیست، مشکل تصمیم‌گیری است).
      راه‌حل این است که با استفاده از روال امور از تعداد تصمیماتی که باید بگیرید کم کنید. اگر لازم است کاری را هر روز انجام دهید، آن کار را هر روز سر همان ساعت انجام دهید. برای آماده‌سازی خودتان برای روز کاری صبح‌ها وقت بگذارید. روتین‌های روزانه تا حد زیادی از استرستان کم می‌کنند. درواقع پرزیدنت اوباما هم که مطمئناً چیزهای زیادی درمورد استرس می‌دانست در یکی از مصاحبه‌هایش به این استراتژی اشاره می‌کند:
      «باید مشکلات روزانه‌ای که بخش پرمعنایی از زندگیِ شما را می‌گیرد از زندگی‌تان حذف کنید. مثلاً می‌بینید من همیشه کت‌وشلوار طوسی یا سورمه‌ای می‌پوشم. تمام تلاشم کم کردن تصمیم‌گیری‌هاست. نمی‌خواهم مجبور باشم که درمورد چیزی که می‌خواهم بخورم با بپوشم هم تصمیم‌گیری کنم. چون تصمیمات زیاد دیگری هست که باید بگیرم. باید انرژی تصمیم‌گیری‌تان را متمرکز نگه دارید. باید برای خودتان روتین‌هایی طراحی کنید. نمی‌توانید تمام روزتان را برای مسائل جزئی و بی‌اهمیت تلف کنید.»
      ۴. پنج (یا ده) دقیقه برای کاری وقت بگذارید که از آن لذت می‌برید.
      اگر می‌توانستید چیزی به موتور ماشینتان اضافه کنید تا بعد از صد مایل راه رفتن با آن بنزین بیشتری نسبت به زمان شروع مسیر توی باکتان بماند، از این امکان استفاده نمی‌کردید؟ بااینکه چنین چیزی هنوز برای ماشینتان امکان‌پذیر نیست ولی برای خودتان می‌توانید کاری کنید که همین تأثیر را داشته باشد… یک کار جالب. مهم نیست چه کاری باشد، هر کاری که به آن علاقه داشته باشید و برایتان جالب باشد خوب است، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که علاقه نه‌تنها کمکتان می‌کند باوجود خستگی همچنان به راهتان ادامه دهید، بلکه انرژی‌تان را هم دوباره پُر می‌کند. و بعد آن انرژیِ تازه کمکتان می‌کند کار بعدی را انجام دهید.
      این دو نکته‌ی مهم را همیشه به خاطر داشته باشید: اول اینکه، جالب بودن به معنی خوشایند، آرامش‌بخش یا مفرح بودن نیست. مثلاً چاشت ناهار ممکن است برایتان آرامش‌بخش باشد و اگر غذایتان هم خوب باشد برایتان خوشایند هم خواهد شد. ولی تازمانیکه این ناهار را در رستوران جدید مولکولی صرف نکنید برایتان جالب نخواهد بود. بنابراین انرژی‌تان را هم تجدید نخواهد کرد.
      دوم اینکه، جالب به معنی بدون‌دردسر هم نیست. همان تحقیقاتی که نشان داده بود علاقه می‌تواند انرژی را تجدید کند، نشان داده است که حتا وقتی آن فعالیت جالب سخت و پرزحمت بوده هم این کار را انجام داده است. بنابراین برای پُر کرده ذخیره‌ی انرژی‌تان نباید همیشه دنبال کار راحت و بی‌دردسر باشید.
      ۵. به برنامه‌ی کاری‌تان «کجا» و «کِی» را هم اضافه کنید.
      برنامه روزانه دارید؟ (اگر کارهای روزانه‌تان را در تقویمتان یادداشت می‌کنید پس پاسخ شما به این سوال مثبت است). ، آیا پیش می‌آید روزها و هفته‌ها را سپری می‌کنید بدون اینکه حتا یک مورد از آن کارها تیک بخورد؟ به نظرتان استرس‌زا است، نیست؟ چیزی که به آن نیاز دارید راهی است که کمک کند این کارها را با زمان‌بندی مشخص انجام دهید. چیزی که نیاز دارید یک برنامه‌ریزی «اگر اینطور است، پس…» است یا همان چیزی که روانشناسان به آن اهداف اجرایی می‌گویند.
      این نوع خاص از برنامه‌ریزی روشی بسیار قوی برای کمک به دستیابی به هر نوع هدفی است. نزدیک به ۲۰۰ تحقیق، روی هرچیزی از رژیم‌های غذایی و ورزش گرفته تا مدیریت زمانی و مذاکره، نشان داده‌اند که اگر از قبل تصمیم بگیرید که کجا و چه زمان کاری را انجام دهید، احتمال انجام گرفتن آن کار را دو یا سه برابر می‌کند (مثلاً تصمیم بگیرید که ساعت ۴ تمام تماس‌های آن روز را انجام دهید).
      بنابراین برای تمام کارهایی که در لیست کارهای روزانه‌تان یادداشت کرده‌اید، زمان و مکان دقیق هم یادداشت کنید. مثلاً به جای اینکه بنویسید «به سارا زنگ بزن» بنویسد «اگر سه‌شنبه بعد از ناهاراست، پس به سارا زنگ بزن». در چنین شرایطی ذهن ناخودآگاه شما شروع به ارزیابی محیط و گشتن به دنبال آن قسمت «اگر» برنامه‌تان می‌کند. این باعث می‌شود زمان مناسب را پیدا کرده و با سارا تماس بگیرید، حتا اگر سرتان شلوغ باشد و مشغول کارهای دیگر باشید. از این گذشته، واقعاً چه چیزی بیشتر از تیک خوردن کنار کارهای روزانه‌تان از استرستان کم خواهد کرد؟
      ۶. در گفتگوهایی که با خودتان دارید از «اگر اینطور شود، آنوقت…» استفاده کنید.
      یک راه دیگر برای مقابله با استرس استفاده از برنامه‌های «اگر اینطور شود، آنوقت…» درمورد خودِ استرس است نه عوامل آن. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که این برنامه‌ها به ما برا کنترل واکنش‌های احساسی‌مان در موقعیت‌هایی که احساس ترس، ناراحتی، خستگی، شک،  یا حتا تنفر می‌کنیم، کمک می‌کند. کافی است تصمیم بگیرید به جای احساس استرس چه نوع واکنش دیگری می‌خواهید داشته باشید، بعد برنامه‌ای بریزید که واکنش مطلوب شما را به موقعیت‌هایی که فشارخونتان را بالا می‌برد وصل می‌کند. به‌عنوان مثال، وقتی تعداد زیادی ایمیل در این‌باکسم دیدم آرام و ریلکس می‌مانم یا وقتی ضرب‌العجلی نزدیک می‌شود، کاملاً خونسرد خواهم بود.
      ۷. به کارتان از دیدِ پیشرفت نگاه کنید، نه کمال.
      همه‌ی ما با یکی از این دو ذهنیت به اهدافمان نگاه می‌کنیم: یکی ذهنیت «خوب هستم»، که تمرکز در آن بر اثبات این مسئله است که توانایی‌های زیادی داریم و می‌دانیم که چکار می‌کنیم و ذهنیت «بهتر می‌شوم» که در آن تمرکز بر رشد دادن توانایی‌ها و یادگیری مهارت‌های جدید است. به آن می‌توانید به‌عنوان تفاوت بین نشان دادن اینکه باهوش هستید و تمایل به باهوش‌تر شدن نگاه کنید.
      وقتی ذهنیت «خوب هستم» را داشته باشید، انتظار دارید که بتوانید همه‌ی کارها را همان ابتدا به نحو احسن انجام دهید و مداوماً (معمولاً ناخودآگاه) خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید که ببینید چقدر بهتر از دیگران هستید. وقتی کارها خوب پیش نرود، خیلی سریع به خودتان شک می‌کنید و همین برایتان کلی استرس و اضطراب می‌آورد. و قسمت طعنه‌آمیز ماجرا این است که نگران بودن درمورد توانایی‌هایتان باعث می‌شود احتمال شکست خوردنتان بیشتر شود.
      از طرف دیگر ذهنیت «بهتر می‌شوم» به مقایسه خودتان با خودتان و دغدغه‌ی پیشرفت منجر می‌شود – اینکه امروز درمقایسه با دیروز، ماه پیش یا پارسال، چقدر کارتان خوب بوده؟ وقتی با دیدِ یادگیری و رشد به کارهایتان نگاه کنید و اشتباهاتی که ممکن است در طول مسیر داشته باشید را بپذیرید، استرس به‌مراتب کمتری را تجربه خواهید کرد و باوجود شکست‌هایی که ممکن است برایتان اتفاق بیفتد همچنان باانگیزه می‌مانید.
      ۸. به پیشرفت‌هایی فکر کنید که تا اینجای کار داشته‌اید.
      «از تمامِ چیزهایی که می‌تواند احساسات، انگیزه و ادراک را در طول یک روز کاری تقویت کند، مهم‌ترین چیز پیشرفت کردن در یک کار معنی‌دار است.» این چیزی است که ترزا آمابیل و استیون کرامِر از آن به‌عنوان اصل پیشرفت یاد می‌کنند. این اصل می‌گوید «موفقیت‌های کوچک» است که ما را به جلو حرکت می‌دهد، مخصوصاً در مواجهه با استرس‌ها.
      از نظر روانشناسی، این که به هدفمان رسیده‌ایم یا نه نیست که حال ما را تعیین می‌کند بلکه میزان از بین بردن شکاف است بین جایی که الان هستیم و  جایی که می‌خواهیم به آن برسیم. خیلی خوب است که لحظه‌ای وقت بگذارید و به کارهایی که تا امروز به انجام رسانده‌اید فکر کنید، بدون توجه به چالش‌هایی که همچنان پیش‌رویتان است.
      ۹. ببینید خوش‌بینی برایتان مفید است یا بدبینیِ دفاعی.
      برای خیلی از ما سخت است که وقتی ضرب‌العجلی درست جلوی چشممان است خوش‌بین باشیم. به نظر خیلی‌های دیگر ولی این‌کار سخت نیست، اشتباه است. و به نظر می‌آید که حق هم کاملاً با آنها باشد – خوش‌بینی به کارِ این افراد نمی‌آید.
      همین داشتن کلی پروژه و کار برای انجام دادن خودش به‌اندازه‌ی کافی استرس‌زا هست چه برسد به اینکه از استراتژی اشتباهی برای مقابله با این استرس‌ها استفاده کنیم، استراتژی‌ای که به سبک انگیزشی ما نمی‌خورد. ولی از کجا باید بفهمید سبک انگیزشی شما چیست؟ آیا «مثبت بودن» برای شما مناسب است؟
      بعضی‌ها کارشان را فرصتی برای موفقیت می‌بینند، چیزی که آنها دارند به قول روانشناسان تمرکز پیشرفت است. در زبان اقتصاد تمرکز پیشرفت یعنی به حداکثر رساندن سود و جلوگیری از هدر رفتن فرصت‌ها. برای بعضی دیگر، درست انجام دادن کار یعنی امنیت، یعنی از دست ندادن کارشان که آنقدر برای به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند. در این تمرکز پیشگیری تأکید بر اجتناب از خطر، انجام کامل مسئولیت‌ها و کارهایی است که به شما محول شده است. به زبان اقتصاد این یعنی به حداقل رساندن زیان و حفظ آنچه دارید.
      درک انگیزه‌ی پیشرفت و انگیزه‌ی پیشگیری به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا آدم‌ها برای رسیدن به یک هدف یکسان می‌توانند متفاوت عمل کنند. انگیزه‌ی پیشرفت حسی شبیه به اشتیاق دارد – تمایل شدید برای انجام کاری – و این اشتیاق با مثبت‌گرایی و خوش‌بینی تقویت شده و ماندگار می‌شود. برای داشتن یک عملکرد متمرکز بر پیشرفت باید باور داشته باشید که کارها خوب پیش خواهند رفت. از طرف دیگر، انگیزه‌ی پیشگیری حسی شبیه به احتیاط دارد – نیاز به در نظر گرفتن خطر – و نه تنها با خوش‌بینی بلکه با نوعی بدبینی دفاعی ماندگار می‌‌شود. به‌عبارت دیگر، ذهن‌های پیشگیرنده زمانی بهترین عملکرد خود را دارند که به جاهایی که ممکن است اشتباه کنند و راه‌های جلوگیری از آن فکر کنند.
      در زندگی به دنبال طی کردن پله‌های ترقی هستید؟ درگیر انجام وظایف و کارهای روزمره‌اید؟ کسی هستید که دیگران رویتان حساب می‌کنند؟ اول نقطه‌ی تمرکزتان را پیدا کنید، بعد یا آن چشم‌انداز آفتابی را در آغوش بگیرید یا به استقبال شک‌گرایی‌ای بروید که استرس‌تان را کم می‌کند و کمک‌تان می‌کند بهترین عملکرد را داشته باشید.
      منیع: مردمان
      منبع مقاله : forbes.com
      نویسنده : Heidi Grant Halvorson
      مترجم : زینب آرمند
    • توسط sajjad
      ۱- یک پیاده روی آفتابی را امتحان کنید:

      قدم زدن در یک روز زمستانی آفتابی به کاهش علایم اختلال عاطفی فصلی کمک می کند. یکی دیگر از مزایای این کار دریافت ویتامین D است، در روزهای خاکستری زمستان بدن نیاز بیشتری به این ویتامین دارد. جالب است بدانید کمبود ویتامین D نیز به افسردگی مرتبط بوده و مطالعه سال ۲۰۱۸ از مجله درد نشان می‌ دهد که کمبود ویتامین D ممکن است باعث سردرد خوشه ‌ای در پاییز و زمستان شود.
      ۲- خانه تان را روشن کنید:
      اندوه تاریک زمستان باعث کاهش تولید سروتونین شما ، که انتقال دهنده عصبی تنظیم کننده خلق و خو است می شود.
      ذخیره سروتونین بدن تان را با استفاده از یک جعبه نور که دارای دیودهای LED آبی است، تازه کنید. این نورها مهیج تر است و نسبت به جعبه های نور سفید روشنایی زننده کمتری تولید می کنند. یکی دیگر از راه های ساده روشن کردن خانه، کشیدن پرده ها اول صبح است. با این کار نور دلپذیر خورشید را به خانه تان دعوت کنید و از اختلال عاطفی فصلی پیشگیری کنید.
      ۳- بیشتر حرکت کنید
      ما می ‌دانیم که این کار وسوسه ‌انگیز است، اما در برابر میل به خواب زمستانی تا بهار مقاومت می‌ کنیم. راه رفتن به طور طبیعی شما را در معرض نور طبیعی خورشید قرار می ‌دهد که می تواند به دفع افسردگی در زمستان کمک کند. خیلی سرد است که بیرون از خانه تمرین کنید؟ این تمرینات ورزشی را در خانه انجام دهید.
      ۴- محصولات غذایی مقوی و مفید مصرف کنید.

      راز خوشبختی ممکن است در انتهای چنگال شما باشد. افرادی که از اختلال عاطفی فصلی رنج می برند و یا افسرده هستند، دوست دارند که غذاهای چرب و پر از کربوهیدرات را مصرف کنند، اما زیاد خوردن این غذاها دارای عواقب ناسالم است. در عوض، سعی کنید از غذاهایی مانند سالمون، سبزیجات و دانه‌ های کامل استفاده کنید و به افسردگی فصلی پایان دهید.
      ۵- استفاده از بابونه را فراموش نکنید

      اگر احساس شما نیاز به آرامش دارید، یک چای بابونه را در نظر بگیرید. مطالعه ۲۰۱۶ از Phytomedicine نشان می ‌دهد که عصاره بابونه می‌ تواند به کاهش علائم اختلال اضطراب کلی کمک کند.
      ۶- ورزش جدیدی را امتحان کنید
      در زمستان با یک سرگرمی فصلی مانند اسکیت روی یخ، اسکی و یا ورزش همگانی هیجان ‌زده شوید. الیزابت رم لمباردو روانشناس ، دکترا و نویسنده کتاب “یک فرد شاد: تجویز نهایی شما برای شادی” می گوید: داشتن چیزی جالب برای حرکت به آینده، به بالا بردن روحیه شما در طول آب و هوای سرد زمستان کمک خواهد کرد.
      ۷- کارهای داوطلبانه مفید انجام دهید

      لومباردو پیشنهاد می کند که فرصت های داوطلبانه ای پیدا کنید که در آن می توانید تفاوت ایجاد کنید. جمع آوری کت برای بی خانمان ها، بردن یک اسباب بازی برای کودکان نیازمند، و یا صرف زمان داوطلبانه در پناهگاه حیوانات می تواند مفید باشد. او می گوید کارهای بشردوستانه یک بهبود روحی خوب است.
      ۸- محیط اطراف خود را کنترل کنید
      شما ممکن است قادر به کنترل هوای اطراف خود نباشید، اما می‌ توانید محیط خود را کنترل کنید. تغییرات ساده مثل نقاشی کردن دیوارهایتان با یک رنگ روشن ‌تر، خریدن لوازم التحریر رنگارنگ، آویزان کردن کارهای هنری الهام بخش، و تغییر پس ‌زمینه کامپیوترتان به یک منظره ساحلی می ‌تواند در تغییر روحیه شما بسیار تاثیر گذار باشد.
      منبع: مجله سلامت
    • توسط sajjad
      پا و مچ پای شما از 26 استخوان، 33 مفصل و بیش از 100 تاندون تشکیل شده است.پاشنه پای شما بزرگترین استخوان این قسمت است.
      اگر از پاشنه پای خود بیش از حد استفاده کنید یا آسیب ببینید، ممکن است درد پاشنه پا را حس کنید. این درد ممکن است خفیف باشد و گاهی ناتوان کننده می شود. اگر درمان‌های ساده خانگی درد را تسکین ندهد، لازم است برای تشخیص علت به پزشک مراجعه کنید.
       رایج ترین علل درد پاشنه پا
       فاستئیت پلانتار Plantar fasciitis : فاستئیت پلانتار زمانی رخ می دهد که فشار زیادی به پا وارد شده و به رباط کف پا یا رباط فاشیای پلانتار* plantar fascia آسیب رسانده و باعث درد و سفتی در این قسمت می شود.
      پیچ خوردگی ها و فشارها: پیچ خوردگی ها آسیب هایی هستند که اغلب در نتیجه فعالیت های جسمی به بدن وارد می شوند. این آسیب ها رایج هستند و از خفیف تا شدید وجود دارند.
      شکستگی: شکستگی استخوان این قسمت نیز باعث بروز درد می شود. این وضعیت یک شرایط اورژانسی محسوب می شود و نیاز به درمان فوری دارد.
      التهاب تاندون آشیل Achilles tendonitis : التهاب تاندون آشیل زمانی رخ می دهد که تاندون آشیل، تاندونی که ساق پا را به پاشنه پا متصل می کند، دردناک یا ملتهب شود، علت آن استفاده زیاد یا صدمه است.
      بورسیت Bursitis : التهاب بورس هاست. بورس ها Bursae کیسه های پر شده از مایع هستند که در اطراف مفاصل یافت می شوند. این کیسه ها منطقه ای که تاندون ها، پوست و بافت عضلات به استخوان ها می رسند را احاطه کرده اند. (بورس ها از اصطکاک بین استخوان ها و سایر بافت ها جلوگیری می کنند).
      اسپوندیلیت آنکیلوزان یا آنکیلوزانیا Ankylosing spondylitis : این نوع آرتریت در درجه اول ستون فقرات را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث التهاب شدید مهره ها می شود که ممکن است منجر به درد مزمن و ناتوانی فرد شود.
      استئوکندروز Osteochondroses : این اختلالات به طور مستقیم بر روی رشد استخوان ها در کودکان و نوجوانان تاثیر می گذارد.
      آرتریت واکنشی Reactive arthritis : یک عفونت در بدن می تواند عامل شروع این نوع آرتریت باشد. (به دنبال یک عفونت در یک قسمت از بدن در مفصلی دور از آن التهاب ایجاد می شود).
      رباط فاشیای پلانتار plantar fascia : فاشیای پلانتار یک بافت ضخیم در کف پاست که استخوان پاشنه پا را به انگشت های پا متصل می کند و قوس پا را ایجاد می کند. زمانی که این بافت ملتهب می شود نام مشکل فاستئیت پلانتارنامیده می شود.
       چه زمانی برای درد پاشنه پا به پزشک مراجعه کنیم؟
      اگر دچار درد پاشنه پا هستید، ابتدا می توانید از روش های درمان خانگی استفاده کنید، از جمله استراحت برای بهبود علائم. اگر درد پاشنه پا طی دو یا سه هفته بهبود پیدا نکرد، حتما به پزشک مراجعه کنید.
      در صورت بروز هر یک از موارد زیر بلافاصله به پزشک مراجعه کنید:
      درد پاشنه پا شدید است. درد ناگهانی شروع می شود در پاشنه پای خود قرمزی مشاهده می کنید در پاشنه پای خود التهاب مشاهده می کنید به خاطر درد پاشنه پا نمی توانید راه بروید  روش هایی که برای درمان درد پاشنه پا در خانه استفاده می کنید عبارتند از:
      استراحت تا حد ممکن استفاده از یخ روی پاشنه پا دو بار در روز و هر بار به مدت 10 تا 15 دقیقه استفاده از داروهای ضد درد بدون نسخه پوشیدن کفش های مناسب پوشیدن آتل شبانه، یک وسیله خاص که در هنگام خواب پا را می کشد استفاده از پاشنه کف کفش برای کاهش درد اگر این روش های خانگی موثر نبودند، لازم است به پزشک مراجعه کنید. پزشک با معاینه جسمی و پرسیدن سوالاتی در مورد زمان شروع علائم کار درمان را شروع می کند. ممکن است پزشک از شما بخواهد تصویری با اشعه ایکس از پای خود بگیرید تا علت درد مشخص شود. زمانی که علت دقیق مشخص شود، درمان مناسب برای درد انتخاب خواهد شد.
      در بسیاری موارد پزشک فیزیوتراپی را توصیه می کند. فیزیوتراپی به تقویت عضلات و تاندون های پا کمک کرده و از بروز آسیب های بیشتر جلوگیری می کند. اگر درد پاشنه پا شدید است، احتمالا داروی ضد التهاب برایتان تجویز شود.
      پزشک از شما می خواهد از پای خود محافظت کنید – یا با بستن پا و یا با استفاده از پوشیدن دستگاه های خاص محافظتی.
      در موارد معدود نیز جراحی انجام می شود تا مشکل حل شود، اما جراحی پاشنه پا به دوره ریکاوری طولانی مدت نیاز دارد و همیشه درد پاشنه پا را درمان نمی کند.
      پیامدهای درد پاشنه پا چیست؟
      درد پاشنه پا ممکن است ناتوان کننده باشد و روی حرکات روزانه تان تاثیر بگذارد. این درد ممکن است طریقه راه رفتن شما را نیز تغییر دهد. در این شرایط ممکن است تعادل خود را از دست داده و زمین بخورید و احتمال آسیب دیدن های بیشتر وجود دارد.
       پیشگیری از درد پاشنه پا
      پیشگیری از هر نوع درد پاشنه پا ممکن نیست، با این حال گام های ساده ای وجود دارد که می توان با استفاده از آنها از آسیب دیدن پاشنه پا و بروز درد پاشنه پا جلوگیری کرد:
      کفش هایی بپوشید که مناسب پاهای شما هستند و از پاهایتان محافطت می کنند برای ورزش کفش ورزشی بپوشید قبل از ورزش کردن حرکات کششی انجام دهید سرعت خود را در هنگام انجام فعالیت های بدنی کنترل کنید یک رژیم غذایی سالم انتخاب کنید زمانی که خسته هستید یا احساس درد می کنید، استراحت کنید وزن مناسب داشته باشید منبع: تبیان
    • توسط sajjad
      خیلی زود به رخت خواب رفتن
      ممکن است دلتان بخواهد قبل از زمان معمول، به رخت خواب بروید اما این کار واقعا می تواند بی خوابی را بدتر کند. افراد مبتلا به بی خوابی، اغلب چرخه خواب نامنظمی دارند. پیوستن به حالت معمول خواب (داشتن برنامه منظم خواب و بیداری در یک ساعت مشخص)، ریتم شبانه روزی بدن و نشانه های زیستی (مانند آزادسازی ملاتونین) را تقویت و به شما در خوابیدن کمک می کند. به رخت خواب رفتن به طور غیر معمول و در اوایل شب، ممکن است شما را به یک خواب اضافی دعوت کند اما احتمالا زودتر از حد معمول، بیدار می شوید و روال طبیعی خواب خود را حتی بیش از حد معمول از دست خواهید داد. هدف تان این باشد که بیشتر از ۳۰ دقیقه، زمان خواب خود را تغییر ندهید.
      رفتن به رخت خواب قبل از خواب آلودگی کامل
      به تازگی بیماری داشتم که اغلب زمان خوابیدن نگران و مضطرب بود. او احساس اش را این گونه توصیف کرد: «سرحال و خسته!». او به هر حال به رخت خواب می رفت اما یک ساعت یا بیشتر طول می کشید تا بخوابد. به او توصیه کردم وقت خوابش را آن قدر به تاخیر بیندازد تا این که کاملا خواب آلوده و آماده خوابیدن شود. ذهن آشفته و عصبی، یکی از نشانه های بی خوابی است. یاد بگیرید تفاوت بین خستگی و خواب آلودگی را بشناسید و فقط زمانی که به چرت زدن افتادید، به رخت خواب بروید.
      غذا خوردن قبل از خوابیدن
      افراد مبتلا به بی خوابی، بیشتر اوقات آخر شب غذا می خورند. زمان خوردن آخرین وعده غذایی کامل خود را دو تا سه ساعت قبل از خواب قرار دهید و آخر شب و درست قبل از خواب یا در رخت خواب غذا نخورید. یک وعده غذای سبک، تا نود دقیقه یا یک ساعت قبل از رفتن به رخت خواب، مناسب و معقول است اما غذا خوردن درست قبل از خوابیدن می تواند شما را بیدار نگه دارد، به خصوص اگر بی خوابی داشته باشید.
      بررسی شبکه های اجتماعی در رخت خواب
      آیا قبل از خوابیدن، به بررسی رسانه های اجتماعی می پردازید؟ این رفتاری است که در سنین ۲۰ و ۳۰ سالگی به طور ثابت انجام می‌شود اما من بیمارانی در دهه های ۴۰ و ۵۰ و ۶۰ دارم که آن ها نیز این عادت و اختلال در خواب را دارند. نگه داشتن گوشی نزدیک صورت تان، شما را در معرض نور روشن قرار می‌دهد که دقیقا از عوامل اختلال در خواب است. مطالعه جدید دانشمندان دانشگاه پیتزبورگ نشان می دهد استفاده از رسانه های اجتماعی به مدت 30 دقیقه از زمان خواب باعث افزایش اختلالات خواب می شود. پرسه زدن در فیس بوک و لایک دوستان تان، ذهن شما را تحریک می کند و شما را هوشیار نگه می دارد، آن هم درست زمانی که نیاز دارید استفاده از آن ها را به حداقل یا صفر برسانید. استفاده و بررسی رسانه های اجتماعی را به حداقل یک ساعت قبل از خواب، محدود کنید.
      خیره شدن به ساعت
      گاهی اوقات بیمارانم به منظور پیدا کردن درمانی برای بی خوابی، خود به دنبال راه حل‌های پیچیده می روند. نگاه کردن به ساعت تله و دامی متداول برای افرادی است که با خوابیدن مبارزه می کنند و این درمان نمی تواند موثرباشد. اگر با خوابیدن مشکل دارید، ساعت خود را کنار بگذارید. نگاه کردن به ساعت، آن هم به طور مداوم، استرس مربوط به خواب را افزایش می دهد و تقریبا خوابیدن را غیر ممکن می کند.
      تلاش برای خوابیدن بیشتر از نیاز بدن
      توصیه استاندارد برای استراحت شبانه، هشت ساعت است اما این زمان برای همه صدق نمی‌کند. نیاز خواب افراد متفاوت است. برخی از افرادی که به طور منظم بی خوابی را تجربه می کنند، برای رسیدن به هشت ساعت خواب ساخته نشده اند یا حتی اصلا به این مقدار خواب نیاز ندارند. برای افرادی که با بی خوابی دست و پنجه نرم می کنند، شش یا شش ساعت و نیم ممکن است ساعت واقع گرایانه تری باشد. با تمرکز بیش از حد روی خواب هشت ساعته، ممکن است ناخواسته فشاری ایجاد کنید که این کار خوابیدن را سخت تر می کند.
      منبع: روزنامه خراسان
    • توسط sajjad
      شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در عالم دوستی، دوست‌تان اوقات سختی را بگذارند و شما مستأصل از این‌که نمی‌توانید به او کمکی کنید، دست به کارهایی بزنید که اوضاع را بغرنج‌تر کند. در ادامه راه‌هایی را برای کمک پیش‌نهاد می‌کنیم که می‌تواند راه‌کشا باشد.
      هر کسی در ایام خوشنودی می‌خواهد با شما وقت بگذارند، امّا هیچ‌کس دربارۀ اوقاتی که افسرده و مغموم‌اید اهمیتی نمی‌دهد. شما این‌گونه نباشید. ده دقیقه وقت گذاشتن با دوست‌تان برای رفع این مشکل شاید برای شما وقت زیادی نباشد ولی برای آن شخصِ خاص قطعاً هست. مردم اغلب نیاز دارند که خواسته شوند، آنان می‌خواهند که شخصی، در جایی احساسی نسبت به آنان داشته باشد، ما دربارۀ کارما و مسائل بی‌ربط این‌چنینی صحبت نمی‌کنیم، بلکه دربارۀ یک روی‌کرد خالصِ انسانی صحبت می‌کنیم.
      با دوست‌تان تماس بگیرید، یا شخصاً به دیدن‌ش بروید، یا تماس تصویری بگیرید. آن‌چه در دل دارید را بیرون بریزید و به گفته‌های او گوش کنید، اگر او واقعاً مغموم بود می‌توانید چندتایی از موارد زیر را به کار گیرید.
      دربارۀ دلیل ناراحتی چندباره سؤال نکنید
      به خاطر خودشان، یا اگر می‌خواهید بخشی از زندگی‌شان باشید، به خاطر بسپارید که بعضی چیزها واقعاً شخصی هستند و شاید نخواهند به اشتراک بگذارند، یک بار بپرسید و اگر پاسخی ندادند ساکت بمانید. شما نباید به گفتن مجبورشان کنید.
      اگر واقعاً می‌خواهید پاسخ کامل را بدانید، پس از پاسخ ساکت بمانید، خودِ او به موضوع باز خواهد گشت. تحقیقات نشان داده که آنان شاید بیش‌تر از آن‌چه با خود قرار گذاشته بودند، بگویند. تنها به «اوضاع بهتر می‌شه» و «تنها تو نیستی» و «من بهت اهمیت می‌دم» تکیه نکنید، تصور کنید در ذهن‌ش چه پاسخی به این گفته‌ها می‌دهد:
      «تنها تو نیستی»: جدی؟ همۀ ملت مثل من‌اند؟ کل شهر؟ کل استان؟ کل کشور؟ تنها به دنیا می‌آی، تنها هم می‌ری. واقعیت تلخ ماجرا همینه. هیچ‌کس وقتی حالت خوب نیست بهت اهمیت نمی‌ده.
      «اوضاع بهتر می‌شه»: چه‌طور؟ دولت می‌آد کمک‌ام بکنه؟ بابک زنجانی می‌آد پول می‌گذاره کف دستم؟ ما که شانس نداریم.
      «من بهت اهمیت می‌دم»: اگر اهمیت می‌دادی که جای حرف زدن الآن کمک‌حالم بودی.
      راه حل؟
      راه حلی بدهید که قابلیت اجرا شدن داشته باشد، مثلاً برای شخصی که کارش را از دست‌داده پیش‌نهاد کاری فراهم کنید. به شخصی که مشکل مالی دارد، پول قرض بدهید.
      به بیرون دعوت‌اش کنید
      اگر در یک مکان خاص بماند، احساس می‌کند به مخمصه افتاده‌، زندانی شده‌، این مخصمه می‌تواند شخص را به افسردگی خطرناک بکشاند. اگر احساس می‌کنید که این اتفاق برای دوست‌تان افتاده، پس او را به بیرون دعوت کنید. به تماشای فیلم یا هر چیزی که شما را شاد می‌کند بروید، حتی چیزهایی که چندان علاقه ندارید، چنین اقدامی باعث می‌شود که او حس زنده بودن کنید، و وقتی چنین حسی داشت، می‌توان وضعیت را بهتر کنترل کرد.
      در آنان انگیزه ایجاد کنید
      باعث شوید حس خوبی نسبت به خودشان احساس کنند، هرگز با گفتن این‌که «غیرممکنه!» مأیوس‌شان نکنید، گاهی بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که بگویید فکر نکن، تعجب نکن، تخیل نکن، فقط نفس بکش و ایمان داشته باش که هرچیزی امکان‌پذیره.
      دوست‌شان بدارید و به آنان آن‌چه که دوست دارند هدیه بدهید
      دوست‌شان بدارید و بگویید که مهم نیست که چه اتفاقی می‌افتد، هر چه که شود شما او را دوست خواهید داشت. برای‌شان غذایی بگیرید که دوست دارد و به او یادآوری کنید که چه‌قدر برای‌تان ارزش‌مند است، به هر شکل ممکن.
      برای‌شان دعا کنید
      شاید شخص مذهبی نباشید، یا باور نداشته باشید که دعای شما در مناسبات عالم تغییری به وجود آورد، امّا فراموش نکنید که شما هر چه قدر هم دانا باشید کوچک‌ترین چیزی از مناسبات عالم نمی‌دانید، دنیا پر از شگفتی‌هاست، پس به خاطر خودتان هم که شده، برای دوست‌تان و حتی خودتان دعا کنید چرا که دعا، هم صبر را بیش‌تر می‌کند و هم امیدواری را.
      منبع: ویرگول
    • توسط sajjad
      یکی از اپلیکیشن‌های خوب و محبوب موسیقی مخصوص مغز است. گوش دادن به موسیقی‌های مختلف این اپلیکیشن به کاربران کمک می‌کند تا بتوانند تمرکز ذهنی خود را بالا ببرند؛ آرامش بیشتری را تجربه کنند؛ و خوابی آسوده و راحت داشته باشند. یکی از بخش‌های اپلیکیشن نیز، موسیقی‌هایی مخصوص مدیتیشن را در اختیار کاربر قرار می‌دهد.
      Brain.fm، موسیقی‌های مخصوص مغز را در طبقه‌بندی خاصی، با توجه به نیاز کاربر ارائه می‌دهد. وجه اشتراک همه‌ی موسیقی‌های ارائه‌شده در برنامه، این است که همه‌ی آنها مخصوص مغز  انسان طراحی شده‌اند. Brain.fm، در شرایط مختلف بر امواج مغزی کاربر تاثیر می‌گذارد و می‌تواند به‌عنوان ابزاری مناسب برای متعادل نمودن امواج مغزی به‌کار برده شود.
      انواع موسیقی در اپلیکیشن Brain.fm
      همان‌طور که گفته شد، موسیقی‌های اپلیکیشن، براساس نیاز کاربر طبقه‌بندی شده است. کاربران می‌توانند در صفحه‌ی اصلی برنامه، موسیقی مخصوص تمرکز (focus)، موسیقی مخصوص ریلکسیشن (relaxation)، موسیقی مخصوص خواب (sleep)، موسیقی مخصوص مدیتیشن (meditation) را انتخاب کنند.
      کلیه‌ی موسیقی‌های ارائه‌شده در برنامه، زیر نظر متخصص علوم اعصاب و مبتنی بر هوش مصنوعی ساخته‌ شده‌اند. موسیقی‌ها می‌توانند بر امواج مغزی تاثیرگذار باشند. تعدادی از موسیقی‌های اپلیکشین brain.fm، به‌صورت رایگان در اختیار کاربران قرار می‌گیرد؛ ولی نسخه‌ی اصلی و کامل برنامه، رایگان نیست.
      پلی استور
      اپ استور
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×