رفتن به مطلب

Recommended Posts

2016-08-05-1470418544-8781493-StressLiterallyShrinksYourBrain8WaysToReverseThisEffectHP_850x480-1-835x472.jpg

اینروزها همه کلی دغدغه و درخواست دارند اما مهم‌ترین چیزی که همه میخواهند این است که روز آرامی را سپری کنند. هرچند این کار گاهی اوقات غیرممکن میشود و ناخودآگاه خشم و بی‌قراری در درون ما رخنه می‌کند و حتی روی جوانب مختلف زندگی ما تاثیر میگذارد. اما خبر خوب این است که راهکارهایی وجود دارند که با بهره‌گیری از آنها می‌توانید احساسات‌تان را تحت کنترل خودتان درآورید، کارهای بیشتری را به انجام برسانید، بهتر با دیگران ارتباط برقرار کنید و زندگی پربارتری داشته باشید. دیجی رو در ادامه ۱۲ راهکار به شما معرفی می‌کند که در این راه به شما کمک خواهند کرد، پس با ما همراه باشید.

۱.سعی کنید همه چیز را به فاجعه تبدیل نکنید

گاهی اوقات ما اوضاع را پیچیده‌تر و بزرگتر از آنچه که واقعا هست می‌کنیم. وقتی با مشکلی رو به رو هستید از بزرگ کردن آن بپرهیزید. گاهی اوقات از گفتن کلمات و جملات دلگرم کننده مثل من میتونم از پسش بربیام، چیز بزرگی نیست و من زورم به بیشتر ازاینام میرسه استفاده کنید. شاید قدری عجیب بنظر برسد، اما چنین جملاتی واقعا در روان و ذهن شما تاثیرگذاشته و کاری که میخواهید انجام دهید را برای شما تسهیل می‌کنند.

۲. قبل از صحبت کردن راجع به آن، فکر کنید

مشکلات‌تان را فوری توضیح ندهید یا در شبکه‌های اجتماعی پستش نکنید. سریع آن را با دوست‌تان در میان نگذارید. صبر کنید کمی مشکل در خودتان حل شود و آن را هضم کنید؛ چراکه گاهی اوقات دوستان ممکن است بیش از حد با شما همدردی و ابراز نگرانی کنند و این باعث میشود که به نگرانی و ترس‌های شما دامن زده و دغدغه‌ی ذهنی‌تان بیش از پیش شود.

۳. از تصورات و استعاره‌هایی که به آرام شدن شما کمک می‌کنند استفاده کنید

مثلا می‌توانید مشکلات را به شکل یک گره در نظر بگیرید که هرچه آن را بیشتر می‌کشید، سفت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود، اما وقتی تمرکز کرده و آرامش‌تان را حفظ می‌کنید می‌توانید به بهترین راه آن را شل و بعد هم باز کنید. یا مثلا می‌توانید به شخصی که خیلی محکم و با اراده است فکر کنید و تصور کنید که اگر او به جای شما در چنین شرایطی بود چه میکرد.

۴. حواستان به چیزهایی که موجب تشدید خشم و غضب‌تان می‌شود باشد

آیا شرایط خاصی وجود دارند که همیشه موجب می‌شوند شما آرامش‌تان را از دست دهید؟ مثلا روزهای خاصی، سطح استرس خاصی و حتی میزان قند خون خاصی. وقتی فضا خیلی شلوغ پلوغ و پر سر و صداست بیشتر اعصابتان خورد می‌شود یا وقتی بیش از حد ساکت است؟ وقتی چنین چیزهایی را بدانید، بدانید که چه شرایطی بیشتر این حالات شما را تشدید می‌کند، سعی می‌کنید از آن شرایط اجتناب کنید و این کمک شایانی به خراب نشدن روز شما می‌کند.

۵. بدانید که شما می‌توانید احساسات‌تان را کنترل کنید

به وقت‌هایی فکر کنید که شما با موفقیت توانستید آرامش خودتان را در یک شرایط وحشتناک حفظ کنید. مثلا شاید وقتی بوده که می‌خواستید سر همسر یا فرزندتان داد بزنید اما یکدفعه زنگ در به صدا در‌می‌آید و شما مجبور می‌شوید حالت‌تان را عوض کنید؛‌پس در نظر داشته باشید که شما می‌توانید این کار را کرده و بر خشم‌تان غلبه کنید، فقط کافی است که بهانهٔ آن را برای خودتان جور کنید.

۶. محیطی آرام برای خودتان ایجاد کنید

اگر یک موسیقی آرام شما را تسکین می‌دهد از آن استفاده کنید. اگر سکوت شما را تسکین می‌دهد قدری زمان در سکوت صرف کنید. شاید حتی بخواهید کمی نورها را کم کرده و به جا آن شمع روشن کنید. وقتی از سرکار به خانه می‌آیید، قبل از تعامل با دیگران به خودتان فرصتی بدهید که ذهنتان را آرام کنید؛‌مثلا چند لحظه درماشین بنشینید و نفس عمیق بکشید یا مثلا بعد از درآوردن کفش‌هایتان یک لیوان آب بنوشید. اگر این کارها را برای خودتان تبدیل به عادت کنید احتمالا دیگر کسی را به خاطر حال مشوش و ذهن درگیرتان آزار نمی‌دهید.

۷. حواستان به چیزهای مهم باشد

حواستان باشد که به اندازه بخوابید و به اندازه‌ی کافی پروتئین، ویتامین و مواد معدنی مصرف کنید. مثلا بعضی‌ها هستند که وقتی قند خونشان پایین می‌آید اعصابشان خورد می‌شود، پس حواستان از لحاظ فیزیکی هم به خودتان باشد. همینطور ورزش را هم در برنامهٔ کاری خود قرار دهید. کمی نرمش یا ورزش روزانه به شما کمک می‌کند که کمی خودتان را خالی کرده و از اضطراب رهایی پیداکنید. همچنین از خوردن زیاد کافئین و شکر پرهیز کرده و سعی کنید آب بیشتری بنوشید. آب معجزه می‌کند.

۸. بر ذهن و روح‌تان تمرکز کنید

بسته به دین و آئینی که دنبال می‌کنید، می‌توانید  در کلاسهای مدیتیشن یا در مراسم دعا شرکت کنید یا اینکه حتی می‌توانید با کمی مطالعه و کسب اطلاعات خودتان یوگا کار کنید.

۹. حواس خودتان را پرت کنید

بجای خودخوری سعی کنید یک کار جالب و سرگرم کننده انجام دهید. سعی کنید بخندید، یک فیلم کمدی نگاه کنید یا پیج‌های خنده‌دار اینترنتی را چک کنید. وقتی به خنده باشید، حفظ آرامش برایتان راحت‌تر میشود.

۱۰. مرخصی بگیرید

همیشه وقتی سخت مبارزه می‌کنید که مرخصی احتیاج ندارید، دقیقا به مرخصی احتیاج دارید . اما اگر خودتان را محبور کنید که یک روز مرخصی بگیرید، آرام‌تر،‌مطمئن‌تر و پر از ایده‌های تازه می‌شوید.

۱۱. تنفس را فراموش نکنید

ما همیشه به کودکان نحوهٔ نفس عمیق کشیدن را یاد می‌دهیم، اما باید یادتان باشد که این فقط برای کودکان نیست و روی همه جواب میدهد. نفس عمیق کشیدن اکسیژن بیشتری به مغرتان میرساند و کمی به شما فرصت میدهد که شرایط را بهتر ارزیابی کرده و کنترل خودتان و احساسات‌تان را بدست بگیرید. فقط کافی است یک نفس عمیق بکشید، چند ثانیه نگه دارید و سپس آن را بیرون دهید.

۱۲. نقل قول‌های آرامشبخش بخوانید

این روزها این نقل قول‌ها، دیالوگ‌ها یا جملات قصار به آسانی در اینترنت در دسترس هستند؛ به همین دلیل بد نیست گاهی اوقات نگاهی به آنها انداخته و اندکی تعمق کنید.

Wayne Dyer می‌گوید:

یک ذهن آرام، ذهنی که متمرکز شده و می‌تواند جلوی خودش را بگیرد که به دیگران صدمه نزند، قوی‌تر ار هر نیروی فیزیکی‌ای در جهان است.

Paramahansa Yogananda می‌گوید:

آرام و متین بمانید و همیشه خودتان را تحت کترل داشته باشید، پس از آن خواهید دید که کنار آمدن با اوضاع چقدر برایتان آسان‌تر می‌شود.

منبع: dumblittleman

ترجمه: دیجی رو

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      1. افرادی که قضاوت می‌کنند
      افراد قضاوتگر را این روزها همه جا می‌توان دید، آن‌ها همه چیز را نقد و قضاوت می‌کنند و همان نتیجه‌ای را می‌گیرند که خودشان ترجیح می‌دهند. اگر شما وقت زیادی را صرف کنید و چیزی را برای آن‌ها با جزئیات فراوان برایشان شرح دهید یک گوش آن‌ها در و گوش دیگر دروازه خواهد بود چون پیش از آن که سخنان شما حتی شروع شده باشد آن‌ها به نتیجه و قضاوت نهایی رسیده‌اند. آن‌ها در گوش دادن و ارتباط برقرار کردن بسیار ضعیف هستند بنابراین دوستی و همکاری و مشورت با چنین افرادی به معنای واقعی کلمه، اتلاف وقت است.
      2. افرادی که حسادت می‌کنند
      اگر به فعالیت‌های مهمی مثل کارآفرینی مشغول هستید در طول فعالیت خود با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو خواهید شد. همه در چنین شرایطی به افرادی نیاز دارند که از آن‌ها حمایت کنند به خصوص در شرایط سخت که روحیه دادن و افکار مثبت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اما این افراد حمایتگر باید در روزهای اوج و موفقیت هم چشم دیدن خوشحالی‌های شما را داشته باشند! افراد حسود نمی‌توانند شادی و موفقیت شما را ببینند، آن‌ها دوست دارند اتفاقات خوب فقط برای خودشان بیفتد و نه کس دیگری، در نتیجه به نحوی برای خراب کردن موفقیت و حس خوب شما تلاش می‌کنند، پس پیش از آن که به هدف خود برسند این افراد مسموم را از اطراف خود دور کنید.
      3. افرادی که زورگو هستند
      افراد زورگو و کسانی که دوست دارند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند هرگز به حرف‌های بقیه گوش نمی‌دهند. آن‌ها نمی‌خواهند این کار را انجام دهند چون تصور می‌کنند که همه چیز را می‌دانند و بهترین راه انجام هر کاری در دست خود آن‌ها است. چنین افرادی در روابط شخصی و دوستانه بسیار آزاردهنده هستند اما در محیط‌های کاری و حرفه‌ای به یک کابوس واقعی تبدیل می‌شوند. یک ساختار شغلی موفق، تنها در سایه همکاری و پیروی از دستورات امکان پذیر است و اگر افراد کنترل کننده و زورگو در گروه شما وجود داشته باشند به معنای دوتا شدن آشپز است، یعنی آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک!
      4. افرادی که مغرور هستند
      هرگز اعتماد به نفس را با غرور اشتباه نگیرید. افرادی که اعتماد به نفس دارند الهام بخش دیگران هستند اما افراد مغرور تنها آزاردهنده هستند و باعث ناراحتی دیگران می‌شوند. فردی که رفتار مغرورانه‌ای دارد تصور می‌کند که بهتر از دیگران است و هرگز خود را هم سطح با بقیه تصور نمی‌کند در نتیجه انتظارات بالایی هم دارد. چنین افرادی در روابط دوستانه بسیار خودخواهانه رفتار می‌کنند و قابل تحمل نیستند. همچنین در محیط‌های کاری نیز نمی‌توان حضور چنین افرادی را تحمل کرد چون محیطی ناخوشایند برای بقیه به وجود می‌آورند.
      5. افرادی که مظلوم نمایی می‌کنند
      چنین افرادی خود را قربانی می‌دانند و همیشه بهانه‌هایی برای توجیه اشتباهات و خطاهای خود دارند. این نوع از افراد مسموم را همه جا می‌توان دید چون از نظر تعداد نسبت به گروه‌های دیگر برتری دارند. چنین افرادی هرگز مسئولیت کارها و اشتباهات خود را نمی‌پذیرند و آن را بر گردن دیگران می‌اندازند. چنین افرادی هرگز دوستان خوب و مسئولیت پذیری نخواهند بود و حضور آن‌ها به خصوص در محیط‌های کاری بسیار آسیب‌زا است. بنابراین شما چاره‌ای جز حذف کردن آن‌ها ندارید اما با این کار از گلایه‌ها و بی‌مسئولیتی آن‌ها خلاص خواهید شد.
      6. افرادی که موج منفی می‌دهند
      افرادی که همیشه بدبین هستند باعث از بین رفتن موج مثبت در اطراف شما خواهند شد. آن‌ها با حرف‌های بد و پیش بینی‌های منفی باعث از بین رفتن امید بقیه می‌شوند و شما هرگز از چنین افرادی حرف‌های مثبت و تشویق کننده نخواهید شنید. این افراد مسموم هر ایده و فکر جدیدی را محکوم به شکست می‌دانند و به جای حمایت کردن از شما و تلاش‌های شما، فقط به شکست‌های احتمالی فکر می‌کنند. این افراد ممکن است از روی حسادت یا بدذاتی این کار را انجام دهند یا ساختار ذهنی منفی گرایی داشته باشند اما در هر صورت اگر به دنبال موفقیت و زندگی شاد و آرام هستید باید چنین افرادی را از اطراف خود دور کنید.
      7. افرادی که دروغ می گویند
      شما برای این که بتوانید فرد موفقی باشید باید خودتان را با افراد موفق احاطه کنید، افرادی که قابل اعتماد هستند و همیشه می‌توانید روی آن‌ها حساب کنید. واضح است که افراد دروغگو، هرگز قابل اعتماد نیستند و نمی‌توان روی آن‌ها حساب کرد چون شما نمی‌توانید از درستی حرف و قول وی مطمئن باشید. این دسته از افراد مسموم به تدریج باعث آسیب دیدن کار و روابط شما خواهند شد پس بهتر است هرچه زودتر آن‌ها را از اطراف خود دور کنید تا از شنیدن دروغ و حرف‌های بی‌اساس رها شوید.
      8. افرادی که غیبت می‌کنند
      بیشتر افراد غیبت می‌کنند و بدی‌های دیگران را برمی‌شمارند تا نقاط ضعف و کاستی‌های خود را مخفی کنند اما شما در غیبت‌هایی که می‌شنوید نمی‌توانید واقعیت را از حدس و گمان‌ها جدا کنید در نتیجه اطلاعاتی غلط و تحریف شده تولید می‌شود که می‌تواند به احساسات دیگران صدمه بزند و به دشمن شدن آن‌ها با شما منجر شود. بنابراین بودن در کنار افرادی که اهل غیبت کردن هستند و بدتر از همه، دوستی با این افراد می‌تواند به موقعیت کاری و اجتماعی شما به شدت صدمه بزند. این افراد مسموم مثل سرطان گسترش پیدا می‌کنند و محیطی بد و منفی در اطراف شما به وجود می‌آورند که در نهایت به ضرر شما تمام خواهد شد.
      منبع: دیجی رو
    • توسط zahra
      سلام
      تو این تاپیک میتونین حرف دلتونو به معشوقتون بگین
      این حرف میتونه ابراز احساسات باشه یا عذرخواهی یا هرچیز دیگه
       
      فقط چند تا قانون داره :
      ۱- بیشتر از یک یا دو جمله نباشه
      ۲- اگر معشوقتون تو این سایت هست میتونین نام کاربریشو هم بنویسید (ننوشتین هم اشکالی نداره ، خودش متوجه میشه بالاخره دیگه ... )
      ۲-بحث کردن ممنوع!
      ۳-توهین یا بی ادبی ممنوع
       
      پ.ن : این تاپیک رو برای این ایجاد کردیم که دیگه هیچ احساسی بخاطر نگفتن و خجالت و غرور و ...  از بین نره
       
      دنیاتون قشنگ 
    • توسط sajjad
      امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم.
      با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد.
      در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید.
      درباره‌ی این ابزار
      مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند.
      این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید.
      چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید:
      استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید.
      استفاده از چارچوب
      برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید.
      ۱. استراتژی برقراری ارتباط
      در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید:
      چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد.
      ۲. استراتژی مخاطبان
      سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد.
      این سؤالات را از خود بپرسید:
      مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید.
      سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند.
      ۳. استراتژی پیام
      در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید:
      آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید.
      آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید.
      همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید.
      اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید.
      ۴. استراتژی کانال ارتباطی
      در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است.
      این سؤالات را در نظر بگیرید:
      کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید.
      مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید.
      نکته:
      از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است.
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      ۱. با خودتان مهربان باشید.
      منظور از این جمله دقیقاً همان جمله‌ی معروف است که می‌گوید برای خودتان نوشابه باز کنید. خیلی خوب است که با مهربانی و درک بالا به اشتباهات و شکست‌هایتان نگاه کنید – بدون انتقاد بی‌رحمانه و حالت دفاعی. تحقیقات نشان می‌دهد، آنهایی که با خودشان مهربان هستند افرادی شادتر و خوش‌بین‌تر هستند، اضطراب کمتری دارند و کمتر دچار افسردگی می‌شوند. احتمالاً چندان تعجب نکردید. ولی یک نکته‌ی مهم‌تر هم هست: این افراد موفق‌تر از دیگران هم هستند. اکثر ما باور داریم که برای اینکه بیشترین تلاشمان را بکنیم باید به خودمان سخت بگیریم ولی اینطور که پیداست این باور ۱۰۰٪ غلط است. کمی مهربانی کردن با خودتان وقتی اوضاع سخت و دشوار است میزان زیادی از استرستان را کم کرده و عملکردتان را بهتر می‌کند چون کمکتان می‌کند راحت‌تر از اشتباهاتتان درس بگیرید. پس یادتان باشد که انسان جایز‌الخطاست، و به خودتان فرصت اشتباه کردن بدهید.
      ۲. به «تصویر بزرگ» فکر کنید.
      به هر چیزی که می‌خواهید یا نیاز دارید می‌توانید از بیشتر از یک زاویه نگاه کنید. به‌عنوان مثال، «ورزش کردن» را در تصویر بزرگ‌تر می‌توانید با عباراتی مثل «سالم‌تر شدن» برای چراییِ آن  یا با عباراتی دقیق‌تر مثل «دو مایت در روز دویدن» برای نحوه‌ی آن توصیف کنید. در مواجهه با استرس و چالش فکر کردن به تصویر بزرگ‌تر انرژی‌بخش خواهد بود چون یک عمل خاص و معمولاً کوچک را به یک معنی و مفهوم بزرگ‌تر وصل می‌کنید. به چیزی که به خودیِ خود به نظر مهم و ارزشمند نمی‌آید زیر نوری کاملاً جدید نگاه می‌شود. بنابراین وقتی به آن یک ساعت بیشتری که بعد از اتمام ساعت کاری باوجودِ خستگی در محل‌کار می‌مانید، به جای «۶۰ دقیقه بیشتر جواب دادن به ایمیل‌ها» با «کمک به پیشرفت کاری‌ام» فکر کنید، آنوقت احتمال ماندن در محل‌کار و سخت کار کردنتان بیشتر خواهد شد.
      ۳. به روتین‌ها تکیه کنید.
      اگر از شما بپرسم که دلایل اصلی استرس در زندگی کاری‌تان را بگویید احتمالاً خواهید گفت چیزهایی مثل ضرب‌العجل‌ها، حجم کار زیاد، بوروکراسی یا رئیس مزخرفتان. احتمالاً نمی‌گویید «اینکه باید تصمیمات زیادی بگیرید» چون بیشتر آدم‌ها آگاه نیستند که همین می‌تواند یک منبع قوی و مهم از استرس در زندگی‌هایشان باشد. هربار که یک تصمیم می‌گیرید – چه درمورد استخدام یک نیروی جدید باشد، یا گذاشتن قراری با سوپروایزرتان یا انتخاب بین نان چاودار و گندم کامل برای سالاد تخم‌مرغتان – نوعی فشار ذهنی ایجاد می‌کنید که درواقع استرس‌زا است (به‌خاطر همین است که خرید کردن تا این اندازه خسته‌کننده است، مشکل راه رفتن زیاد نیست، مشکل تصمیم‌گیری است).
      راه‌حل این است که با استفاده از روال امور از تعداد تصمیماتی که باید بگیرید کم کنید. اگر لازم است کاری را هر روز انجام دهید، آن کار را هر روز سر همان ساعت انجام دهید. برای آماده‌سازی خودتان برای روز کاری صبح‌ها وقت بگذارید. روتین‌های روزانه تا حد زیادی از استرستان کم می‌کنند. درواقع پرزیدنت اوباما هم که مطمئناً چیزهای زیادی درمورد استرس می‌دانست در یکی از مصاحبه‌هایش به این استراتژی اشاره می‌کند:
      «باید مشکلات روزانه‌ای که بخش پرمعنایی از زندگیِ شما را می‌گیرد از زندگی‌تان حذف کنید. مثلاً می‌بینید من همیشه کت‌وشلوار طوسی یا سورمه‌ای می‌پوشم. تمام تلاشم کم کردن تصمیم‌گیری‌هاست. نمی‌خواهم مجبور باشم که درمورد چیزی که می‌خواهم بخورم با بپوشم هم تصمیم‌گیری کنم. چون تصمیمات زیاد دیگری هست که باید بگیرم. باید انرژی تصمیم‌گیری‌تان را متمرکز نگه دارید. باید برای خودتان روتین‌هایی طراحی کنید. نمی‌توانید تمام روزتان را برای مسائل جزئی و بی‌اهمیت تلف کنید.»
      ۴. پنج (یا ده) دقیقه برای کاری وقت بگذارید که از آن لذت می‌برید.
      اگر می‌توانستید چیزی به موتور ماشینتان اضافه کنید تا بعد از صد مایل راه رفتن با آن بنزین بیشتری نسبت به زمان شروع مسیر توی باکتان بماند، از این امکان استفاده نمی‌کردید؟ بااینکه چنین چیزی هنوز برای ماشینتان امکان‌پذیر نیست ولی برای خودتان می‌توانید کاری کنید که همین تأثیر را داشته باشد… یک کار جالب. مهم نیست چه کاری باشد، هر کاری که به آن علاقه داشته باشید و برایتان جالب باشد خوب است، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که علاقه نه‌تنها کمکتان می‌کند باوجود خستگی همچنان به راهتان ادامه دهید، بلکه انرژی‌تان را هم دوباره پُر می‌کند. و بعد آن انرژیِ تازه کمکتان می‌کند کار بعدی را انجام دهید.
      این دو نکته‌ی مهم را همیشه به خاطر داشته باشید: اول اینکه، جالب بودن به معنی خوشایند، آرامش‌بخش یا مفرح بودن نیست. مثلاً چاشت ناهار ممکن است برایتان آرامش‌بخش باشد و اگر غذایتان هم خوب باشد برایتان خوشایند هم خواهد شد. ولی تازمانیکه این ناهار را در رستوران جدید مولکولی صرف نکنید برایتان جالب نخواهد بود. بنابراین انرژی‌تان را هم تجدید نخواهد کرد.
      دوم اینکه، جالب به معنی بدون‌دردسر هم نیست. همان تحقیقاتی که نشان داده بود علاقه می‌تواند انرژی را تجدید کند، نشان داده است که حتا وقتی آن فعالیت جالب سخت و پرزحمت بوده هم این کار را انجام داده است. بنابراین برای پُر کرده ذخیره‌ی انرژی‌تان نباید همیشه دنبال کار راحت و بی‌دردسر باشید.
      ۵. به برنامه‌ی کاری‌تان «کجا» و «کِی» را هم اضافه کنید.
      برنامه روزانه دارید؟ (اگر کارهای روزانه‌تان را در تقویمتان یادداشت می‌کنید پس پاسخ شما به این سوال مثبت است). ، آیا پیش می‌آید روزها و هفته‌ها را سپری می‌کنید بدون اینکه حتا یک مورد از آن کارها تیک بخورد؟ به نظرتان استرس‌زا است، نیست؟ چیزی که به آن نیاز دارید راهی است که کمک کند این کارها را با زمان‌بندی مشخص انجام دهید. چیزی که نیاز دارید یک برنامه‌ریزی «اگر اینطور است، پس…» است یا همان چیزی که روانشناسان به آن اهداف اجرایی می‌گویند.
      این نوع خاص از برنامه‌ریزی روشی بسیار قوی برای کمک به دستیابی به هر نوع هدفی است. نزدیک به ۲۰۰ تحقیق، روی هرچیزی از رژیم‌های غذایی و ورزش گرفته تا مدیریت زمانی و مذاکره، نشان داده‌اند که اگر از قبل تصمیم بگیرید که کجا و چه زمان کاری را انجام دهید، احتمال انجام گرفتن آن کار را دو یا سه برابر می‌کند (مثلاً تصمیم بگیرید که ساعت ۴ تمام تماس‌های آن روز را انجام دهید).
      بنابراین برای تمام کارهایی که در لیست کارهای روزانه‌تان یادداشت کرده‌اید، زمان و مکان دقیق هم یادداشت کنید. مثلاً به جای اینکه بنویسید «به سارا زنگ بزن» بنویسد «اگر سه‌شنبه بعد از ناهاراست، پس به سارا زنگ بزن». در چنین شرایطی ذهن ناخودآگاه شما شروع به ارزیابی محیط و گشتن به دنبال آن قسمت «اگر» برنامه‌تان می‌کند. این باعث می‌شود زمان مناسب را پیدا کرده و با سارا تماس بگیرید، حتا اگر سرتان شلوغ باشد و مشغول کارهای دیگر باشید. از این گذشته، واقعاً چه چیزی بیشتر از تیک خوردن کنار کارهای روزانه‌تان از استرستان کم خواهد کرد؟
      ۶. در گفتگوهایی که با خودتان دارید از «اگر اینطور شود، آنوقت…» استفاده کنید.
      یک راه دیگر برای مقابله با استرس استفاده از برنامه‌های «اگر اینطور شود، آنوقت…» درمورد خودِ استرس است نه عوامل آن. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که این برنامه‌ها به ما برا کنترل واکنش‌های احساسی‌مان در موقعیت‌هایی که احساس ترس، ناراحتی، خستگی، شک،  یا حتا تنفر می‌کنیم، کمک می‌کند. کافی است تصمیم بگیرید به جای احساس استرس چه نوع واکنش دیگری می‌خواهید داشته باشید، بعد برنامه‌ای بریزید که واکنش مطلوب شما را به موقعیت‌هایی که فشارخونتان را بالا می‌برد وصل می‌کند. به‌عنوان مثال، وقتی تعداد زیادی ایمیل در این‌باکسم دیدم آرام و ریلکس می‌مانم یا وقتی ضرب‌العجلی نزدیک می‌شود، کاملاً خونسرد خواهم بود.
      ۷. به کارتان از دیدِ پیشرفت نگاه کنید، نه کمال.
      همه‌ی ما با یکی از این دو ذهنیت به اهدافمان نگاه می‌کنیم: یکی ذهنیت «خوب هستم»، که تمرکز در آن بر اثبات این مسئله است که توانایی‌های زیادی داریم و می‌دانیم که چکار می‌کنیم و ذهنیت «بهتر می‌شوم» که در آن تمرکز بر رشد دادن توانایی‌ها و یادگیری مهارت‌های جدید است. به آن می‌توانید به‌عنوان تفاوت بین نشان دادن اینکه باهوش هستید و تمایل به باهوش‌تر شدن نگاه کنید.
      وقتی ذهنیت «خوب هستم» را داشته باشید، انتظار دارید که بتوانید همه‌ی کارها را همان ابتدا به نحو احسن انجام دهید و مداوماً (معمولاً ناخودآگاه) خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید که ببینید چقدر بهتر از دیگران هستید. وقتی کارها خوب پیش نرود، خیلی سریع به خودتان شک می‌کنید و همین برایتان کلی استرس و اضطراب می‌آورد. و قسمت طعنه‌آمیز ماجرا این است که نگران بودن درمورد توانایی‌هایتان باعث می‌شود احتمال شکست خوردنتان بیشتر شود.
      از طرف دیگر ذهنیت «بهتر می‌شوم» به مقایسه خودتان با خودتان و دغدغه‌ی پیشرفت منجر می‌شود – اینکه امروز درمقایسه با دیروز، ماه پیش یا پارسال، چقدر کارتان خوب بوده؟ وقتی با دیدِ یادگیری و رشد به کارهایتان نگاه کنید و اشتباهاتی که ممکن است در طول مسیر داشته باشید را بپذیرید، استرس به‌مراتب کمتری را تجربه خواهید کرد و باوجود شکست‌هایی که ممکن است برایتان اتفاق بیفتد همچنان باانگیزه می‌مانید.
      ۸. به پیشرفت‌هایی فکر کنید که تا اینجای کار داشته‌اید.
      «از تمامِ چیزهایی که می‌تواند احساسات، انگیزه و ادراک را در طول یک روز کاری تقویت کند، مهم‌ترین چیز پیشرفت کردن در یک کار معنی‌دار است.» این چیزی است که ترزا آمابیل و استیون کرامِر از آن به‌عنوان اصل پیشرفت یاد می‌کنند. این اصل می‌گوید «موفقیت‌های کوچک» است که ما را به جلو حرکت می‌دهد، مخصوصاً در مواجهه با استرس‌ها.
      از نظر روانشناسی، این که به هدفمان رسیده‌ایم یا نه نیست که حال ما را تعیین می‌کند بلکه میزان از بین بردن شکاف است بین جایی که الان هستیم و  جایی که می‌خواهیم به آن برسیم. خیلی خوب است که لحظه‌ای وقت بگذارید و به کارهایی که تا امروز به انجام رسانده‌اید فکر کنید، بدون توجه به چالش‌هایی که همچنان پیش‌رویتان است.
      ۹. ببینید خوش‌بینی برایتان مفید است یا بدبینیِ دفاعی.
      برای خیلی از ما سخت است که وقتی ضرب‌العجلی درست جلوی چشممان است خوش‌بین باشیم. به نظر خیلی‌های دیگر ولی این‌کار سخت نیست، اشتباه است. و به نظر می‌آید که حق هم کاملاً با آنها باشد – خوش‌بینی به کارِ این افراد نمی‌آید.
      همین داشتن کلی پروژه و کار برای انجام دادن خودش به‌اندازه‌ی کافی استرس‌زا هست چه برسد به اینکه از استراتژی اشتباهی برای مقابله با این استرس‌ها استفاده کنیم، استراتژی‌ای که به سبک انگیزشی ما نمی‌خورد. ولی از کجا باید بفهمید سبک انگیزشی شما چیست؟ آیا «مثبت بودن» برای شما مناسب است؟
      بعضی‌ها کارشان را فرصتی برای موفقیت می‌بینند، چیزی که آنها دارند به قول روانشناسان تمرکز پیشرفت است. در زبان اقتصاد تمرکز پیشرفت یعنی به حداکثر رساندن سود و جلوگیری از هدر رفتن فرصت‌ها. برای بعضی دیگر، درست انجام دادن کار یعنی امنیت، یعنی از دست ندادن کارشان که آنقدر برای به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند. در این تمرکز پیشگیری تأکید بر اجتناب از خطر، انجام کامل مسئولیت‌ها و کارهایی است که به شما محول شده است. به زبان اقتصاد این یعنی به حداقل رساندن زیان و حفظ آنچه دارید.
      درک انگیزه‌ی پیشرفت و انگیزه‌ی پیشگیری به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا آدم‌ها برای رسیدن به یک هدف یکسان می‌توانند متفاوت عمل کنند. انگیزه‌ی پیشرفت حسی شبیه به اشتیاق دارد – تمایل شدید برای انجام کاری – و این اشتیاق با مثبت‌گرایی و خوش‌بینی تقویت شده و ماندگار می‌شود. برای داشتن یک عملکرد متمرکز بر پیشرفت باید باور داشته باشید که کارها خوب پیش خواهند رفت. از طرف دیگر، انگیزه‌ی پیشگیری حسی شبیه به احتیاط دارد – نیاز به در نظر گرفتن خطر – و نه تنها با خوش‌بینی بلکه با نوعی بدبینی دفاعی ماندگار می‌‌شود. به‌عبارت دیگر، ذهن‌های پیشگیرنده زمانی بهترین عملکرد خود را دارند که به جاهایی که ممکن است اشتباه کنند و راه‌های جلوگیری از آن فکر کنند.
      در زندگی به دنبال طی کردن پله‌های ترقی هستید؟ درگیر انجام وظایف و کارهای روزمره‌اید؟ کسی هستید که دیگران رویتان حساب می‌کنند؟ اول نقطه‌ی تمرکزتان را پیدا کنید، بعد یا آن چشم‌انداز آفتابی را در آغوش بگیرید یا به استقبال شک‌گرایی‌ای بروید که استرس‌تان را کم می‌کند و کمک‌تان می‌کند بهترین عملکرد را داشته باشید.
      منیع: مردمان
      منبع مقاله : forbes.com
      نویسنده : Heidi Grant Halvorson
      مترجم : زینب آرمند
    • توسط sajjad
      این نصیحتی است که بیل گیتس (موسس مایکروسافت) از وارن بافت (یکی از ثروتمندترین افراد جهان) دریافت کرد و به شدت به درد هر کسی می خورد، فرقی نمی کند که پولدار و موفق باشید یا نباشید. همیشه بر سر راهتان با فرصتها یا کارهایی برای انجام دادن مواجه خواهید شد. در این دنیای شلوغ و پرهیاهو اینکه بدانید چگونه و چه زمانی به پروژه های مختلف، رویدادهای اجتماعی و دیگر درخواستهایی که از شما وقت میگیرند نه بگویید، یک مهارت مهم است که باید کسب کنید، نه گفتن به شما این فرصت را می دهد که تشخیص دهید چه امری واقعا مهم است و برهمان تمرکز کنید.
    • توسط sajjad
      از این عدد ناچیز برای خودمان دیوار چین ساخته ایم!
      چه فرقی میکند چند باشد؟؟!
      ۱۸٬۲۱٬۲۹... و یا حتی ۸۳ و بیشتر...
      در هر سِنی میتوانی عاشق شوی!
      عاشق چیزهای خوب، مثل رنگ‌های مداد رنگی،
      دنباله‌های بادبادک،‌ عروسکها و ماشین‌های کوچکی که زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت بودند و حالا...
      در هر سنی میتوانی پُفک بخوری و آخرسر انگشتانت را با لذت لیس بزنی، میتوانی بجای اینکه فقط نیمکت‌های پارک را حق خودت بدانی مانند ۷-۸ سالگی‌ات تاپ سوار شوی و تاپ تاپ عباسی بخوانی،
      میتوانی قبل از خواب ستاره‌ها یا حتی گوسفندها را بشماری!
      نگرانِ چه هستی؟!
      مَردُم؟!؟
      بگذار دیوانه خطابت کنند
      اما تو زندانی یک عدد نباش!
      بگذار بین تمام ناباوری‌ها، دروغ‌ها،
      تنهایی‌ها و
      آلودگی‌های این شهر لحظاتی مانند کودکی‌ات بخندی!
      تو هنوز همانی! چیزی جز یک سن در تو تغییر نکرده!
      فقط چند سال بیشتر اسیر زندگی شده‌ای!
      فقط چند سال...!
       هیچوقت دیر نیست...
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...